ز عشقت سوختم ای جان کجایی
بماندم بی سر و سامان کجایی
ز پیدایی خود پنهان بماندی
چنین پیدا چنین پنهان کجایی
#عطار
#چکامه_پارسی
🌃 @AdabSar
بماندم بی سر و سامان کجایی
ز پیدایی خود پنهان بماندی
چنین پیدا چنین پنهان کجایی
#عطار
#چکامه_پارسی
🌃 @AdabSar
ادبسار
🔅 پیام شما برای واژهی بيگانهی «نوستالژی» برابر پارسی در جایی ندیدم. پیشنهاد من جایگزینی واژهی پارسی «خوش كهنیاد» است. فرستنده: #ناصر_کرامت دوستان گرامی شما هم پیشنهادهای خود را برای جایگزینی واژهی #نوستالژی برای ما بفرستید تا در ادبسار همرسانی کنیم.…
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای شما برای جایگزینی یک واژهی پارسی - دستهی نخست:
✍ .: درود بر شما. امیر طاهری روزنامهنگار ارشد از واژهی «فسوسان» بهره میبرند.
✍ دانیال: سلام وقت شما خوش
بابت چالش نوستالژی بسیار ممنونم از شما. واژهی «یادشاد» پیشنهاد من برای نوستالژی است.
✍ من: درود بر شما
پیشنهاد بنده بهجای واژهی نوستالژی «یادمانه» است.
✍ جواد ساداتی: درود. «یاد بازی»
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
✍ .: درود بر شما. امیر طاهری روزنامهنگار ارشد از واژهی «فسوسان» بهره میبرند.
✍ دانیال: سلام وقت شما خوش
بابت چالش نوستالژی بسیار ممنونم از شما. واژهی «یادشاد» پیشنهاد من برای نوستالژی است.
✍ من: درود بر شما
پیشنهاد بنده بهجای واژهی نوستالژی «یادمانه» است.
✍ جواد ساداتی: درود. «یاد بازی»
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
❤1
👨🏻🏫 روز رنجوران گسترهی روشنایی پدرام
سراینده: #بزرگمهر_صالحی
و شیرینی پاییز
جانش را آتش زد
ما نگریستیم به هم
در پاییزی زرین
با خرمنهایی که مینگریستند
به انبارها
من چون کودکی نوپا
که بر خاک هنگامه میکند،
جان دادم به شادمانی واجها
که پر میکشیدند و
مینشستند در جانم
آموختم… افروختن و روشنی
بیرنج نمیشود هرگز
و آموزگار
رنج میبرد برای زدایش تاریکی
تا بکاهد رنجها را
در شهر روان
تا شکوفههای روشن.
#چکامه_پارسی
#روز_آموزگار
👩🏻🎓 @AdabSar
سراینده: #بزرگمهر_صالحی
و شیرینی پاییز
جانش را آتش زد
ما نگریستیم به هم
در پاییزی زرین
با خرمنهایی که مینگریستند
به انبارها
من چون کودکی نوپا
که بر خاک هنگامه میکند،
جان دادم به شادمانی واجها
که پر میکشیدند و
مینشستند در جانم
آموختم… افروختن و روشنی
بیرنج نمیشود هرگز
و آموزگار
رنج میبرد برای زدایش تاریکی
تا بکاهد رنجها را
در شهر روان
تا شکوفههای روشن.
#چکامه_پارسی
#روز_آموزگار
👩🏻🎓 @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تصور= اَنگاشت، اَنگار، انگاره، گمان، پنداشت، انگاشتن، انگارش، برداشت، دَستوم، آگِرتِش(استنباط)، آگَرب(فرض)
🔻تصورشده= انگاشته، انگارده، گمانشده، پنداشته
🔻تصورکردن= گمان کردن، پنداشتن، انگاشتن، هوشیدن، اَنگاردَن، آگَربیدَن
🔻تصورات= انگارشها، گمانهها
🔻تصورات باطل= اَنگارهای بیهوده
🔻تصوری= اَنگاری
🔻تصویر= نگاره، نگارک، پیکره، رُخش، فرتور(عکس)
🔻تصویرگر/تصویرکِش= پیکرساز، نگارگر
🔻تصویری= نگارین، دیداری
✍نمونه:
🔺تصور کردم قبول کردید=
گمان کردم پذیرفتید
🔺رسانههای تصویری=
رسانههای دیداری
🔺به غلط چنین تصور کرد=
بهنادرست چنین پنداشت
🔺تصور کن این مریضی را گرفتیم، دوایش چیست؟=
بِپِندار/بیاگَرب این بیماری را گرفتیم، دارویش چیست؟
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#تصور #تصورات #تصوری #تصویر #تصویری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تصور= اَنگاشت، اَنگار، انگاره، گمان، پنداشت، انگاشتن، انگارش، برداشت، دَستوم، آگِرتِش(استنباط)، آگَرب(فرض)
🔻تصورشده= انگاشته، انگارده، گمانشده، پنداشته
🔻تصورکردن= گمان کردن، پنداشتن، انگاشتن، هوشیدن، اَنگاردَن، آگَربیدَن
🔻تصورات= انگارشها، گمانهها
🔻تصورات باطل= اَنگارهای بیهوده
🔻تصوری= اَنگاری
🔻تصویر= نگاره، نگارک، پیکره، رُخش، فرتور(عکس)
🔻تصویرگر/تصویرکِش= پیکرساز، نگارگر
🔻تصویری= نگارین، دیداری
✍نمونه:
🔺تصور کردم قبول کردید=
گمان کردم پذیرفتید
🔺رسانههای تصویری=
رسانههای دیداری
🔺به غلط چنین تصور کرد=
بهنادرست چنین پنداشت
🔺تصور کن این مریضی را گرفتیم، دوایش چیست؟=
بِپِندار/بیاگَرب این بیماری را گرفتیم، دارویش چیست؟
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#تصور #تصورات #تصوری #تصویر #تصویری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
بس که با سنگ ز سختی دلِ من یکرنگ است
سنگ بر شیشهی من شیشهزدن بر سنگ است
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
🪞 @AdabSar
سنگ بر شیشهی من شیشهزدن بر سنگ است
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
🪞 @AdabSar
ادبسار
💰 واژگان پارسی در زبان عربی بُوصِیّ = از پارسی بُوزی، گونهای از کرجی بُوطهِ = از پارسی بوته بوطانیه = از پارسی بتانیه، پوست درختی به نام سیاهدارو بوظه = از پارسی بور، بوزه، بادهی یخزده به انگلیسی نیز Booze بوقاله = از پارسی پیاله بوکاره = از پارسی مَردگیر،…
💪 واژگان پارسی در زبان عربی
بهادور = از پارسی بهادار، پهلوان، دارندهی چیزی
بهار = از پارسی بهار
بهبوذان = از پارسی بهبودی
بَهت = از پارسی باهَت، سنگ سپید دریایی و درخشان که دیدنش شادی و خنده آور است
بهرام = از پارسی گردونهی بهرام، مریخ، از سبزیهای خوشبو
بَهرامَج = از پارسی بهرامِه، بیدمِشک
بَهرَج، بَهرجه، نبهرجه = از پارسی نَبهرِه، پول ساختگی، ژاژ (بیهوده)
بهرِس = از پارسی بهی، زیبایی، شادی، در عربی به مانک خودپسندی
بَهرَم = از پارسی بهرم و یا بَرنا(حَنا)، گُل کاجیره
بَهرَمانی = از پارسی بَهرَمان (یاقوت سرخ)
💪 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
💪 @AdabSar
بهادور = از پارسی بهادار، پهلوان، دارندهی چیزی
بهار = از پارسی بهار
بهبوذان = از پارسی بهبودی
بَهت = از پارسی باهَت، سنگ سپید دریایی و درخشان که دیدنش شادی و خنده آور است
بهرام = از پارسی گردونهی بهرام، مریخ، از سبزیهای خوشبو
بَهرامَج = از پارسی بهرامِه، بیدمِشک
بَهرَج، بَهرجه، نبهرجه = از پارسی نَبهرِه، پول ساختگی، ژاژ (بیهوده)
بهرِس = از پارسی بهی، زیبایی، شادی، در عربی به مانک خودپسندی
بَهرَم = از پارسی بهرم و یا بَرنا(حَنا)، گُل کاجیره
بَهرَمانی = از پارسی بَهرَمان (یاقوت سرخ)
💪 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
💪 @AdabSar
ادبسار
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای شما برای جایگزینی یک واژهی پارسی - دستهی نخست: ✍ .: درود بر شما. امیر طاهری روزنامهنگار ارشد از واژهی «فسوسان» بهره میبرند. ✍ دانیال: سلام وقت شما خوش بابت چالش نوستالژی بسیار ممنونم از شما. واژهی «یادشاد» پیشنهاد من برای…
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای شما برای جایگزین پارسی آن - دستهی دوم:
✍ مجید روهنده: همتای نوستالژی در زبان لکی واژه «ویروژه» است. ویر-بیر=یاد و اوژ=نیرو چون اوژمان=انرژی.
ویروژه همساختار با واژه کهن کاموژه به معنای اراده است.
✍ افضلی: سلام. برای نوستالژی «بازیاد» میتواند خوب باشد.
✍ مرتضا لطفی: درود
برای واژه نوستالژی جایگزین اگر بخواهیم پیدا کنیم، به نظرم چون این یادآوردی همیشه همراه با شادی هم نیست و بیشتر با حسرت همراه است، واژه «یادافسوس» و «یاداندوه» مناسبتر باشد.
✍ رضا مغزیان: برابر پارسى نوستالژى «گذشته دلتنگى»
✍ مهران: نوستالژی: «خوش یادگاره»
✍ علی طاهری: درود بزرگوار، پیشنهاد من برای کلمه نوستالژی «کهن یاد» یا «یاد کهن» است.
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
✍ مجید روهنده: همتای نوستالژی در زبان لکی واژه «ویروژه» است. ویر-بیر=یاد و اوژ=نیرو چون اوژمان=انرژی.
ویروژه همساختار با واژه کهن کاموژه به معنای اراده است.
✍ افضلی: سلام. برای نوستالژی «بازیاد» میتواند خوب باشد.
✍ مرتضا لطفی: درود
برای واژه نوستالژی جایگزین اگر بخواهیم پیدا کنیم، به نظرم چون این یادآوردی همیشه همراه با شادی هم نیست و بیشتر با حسرت همراه است، واژه «یادافسوس» و «یاداندوه» مناسبتر باشد.
✍ رضا مغزیان: برابر پارسى نوستالژى «گذشته دلتنگى»
✍ مهران: نوستالژی: «خوش یادگاره»
✍ علی طاهری: درود بزرگوار، پیشنهاد من برای کلمه نوستالژی «کهن یاد» یا «یاد کهن» است.
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
🗺 زبان پارسی در کنار زبان یونانی با پیشینهای بیش از ۲۵۰۰ سال، کهنترین زبانهای زندهی خانوادهی زبانهای هند و اروپایی، بزرگترین خانوادهی زبانی جهان، هستند که در هر سه روزگار باستان، میانه و نو دارای سنت نوشتاری بوده و اسناد تاریخی پرشماری از هر سه دورهی این زبانها برجای مانده است.
از یادداشتهای #وحید_بهمن
🗺 @AdabSar
از یادداشتهای #وحید_بهمن
🗺 @AdabSar
شیشه نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی
هر شکستی که به هر کس برسد از خویش است
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
🪞 @AdabSar
هر شکستی که به هر کس برسد از خویش است
#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
🪞 @AdabSar
ادبسار
💪 واژگان پارسی در زبان عربی بهادور = از پارسی بهادار، پهلوان، دارندهی چیزی بهار = از پارسی بهار بهبوذان = از پارسی بهبودی بَهت = از پارسی باهَت، سنگ سپید دریایی و درخشان که دیدنش شادی و خنده آور است بهرام = از پارسی گردونهی بهرام، مریخ، از سبزیهای خوشبو…
🏡 واژگان پارسی در زبان عربی
بها = از پارسی بهی، نیکویی، فروغ
بَهرامَج = از پارسی بهرامه، درخت بیدمشک
بَهریز = از پارسی پرهیز
بَهرر = از پارسی بَه زر، مردخردمند و استوار، بهازر
بَهط = از پارسی بـهَت، پلو با ماست
بَهَق = از پارسی بَهَک، بیماری پوستی، لک و پیس، پیسی
بَهلوان = از پارسی پهلوان
بُهلول = از پارسی پهلوان، خندهرو، نیکمنش
بَهمَن = از پارسی بهمن، بهمَنان، بیخ گیاهی دارویی مانند زردَک
بَهمه، بهم، بهام = از پارسی بهمه، چهارپایان کوچک (بز، بزغاله، گوساله)
بُهمه = از پارسی بهمات، دلیر نترس و بیهمتا
بَهُو = از پارسی ایوان، کوشک، بالاخانه
🏡 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🏡 @AdabSar
بها = از پارسی بهی، نیکویی، فروغ
بَهرامَج = از پارسی بهرامه، درخت بیدمشک
بَهریز = از پارسی پرهیز
بَهرر = از پارسی بَه زر، مردخردمند و استوار، بهازر
بَهط = از پارسی بـهَت، پلو با ماست
بَهَق = از پارسی بَهَک، بیماری پوستی، لک و پیس، پیسی
بَهلوان = از پارسی پهلوان
بُهلول = از پارسی پهلوان، خندهرو، نیکمنش
بَهمَن = از پارسی بهمن، بهمَنان، بیخ گیاهی دارویی مانند زردَک
بَهمه، بهم، بهام = از پارسی بهمه، چهارپایان کوچک (بز، بزغاله، گوساله)
بُهمه = از پارسی بهمات، دلیر نترس و بیهمتا
بَهُو = از پارسی ایوان، کوشک، بالاخانه
🏡 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- فرهنگ دانشگاهی عربی-پارسی از المنجد الابجدی، نوشتهی لویس معلوف، برگردان احمد سیاح، چاپ پخش فرحان.
۲- معجم المعربات، محمد التنوجی
۳- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🏡 @AdabSar
ادبسار
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای شما برای جایگزین پارسی آن - دستهی دوم: ✍ مجید روهنده: همتای نوستالژی در زبان لکی واژه «ویروژه» است. ویر-بیر=یاد و اوژ=نیرو چون اوژمان=انرژی. ویروژه همساختار با واژه کهن کاموژه به معنای اراده است. ✍ افضلی: سلام. برای نوستالژی «بازیاد»…
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای پارسی شما برای این واژه - دستهی سوم:
✍ محمدابراهیم نصرآبادی: بادرود. پیشنهاد من برای جایگزین نوستالژی «خوشایاد»
✍ محمد پیرانی: با سلام.
پیشنهادم برای جایگزینی نوستالژی این واژههاست: «خوشیاد»، «خوشیاد» و «خوشویر»
✍ کوروش دورکی بختیاری: درود برشما همتبار. نوستالژی: «ویرِمان»
«ویر» واژه کهن پارسی به مانک خاطرات است که هنوز در لری بختیاری بهکار میرود.
✍ علیاکبر خسروبیگی: نوستالژی: «کهنیادمان»
✍ ف.ا: با درود گرم و نخستین و پیشکش مهر و سپاس خویش به شما و دیگر نازنینان برای رهپویی و پژوهش در راه سخت دشوار ولی گیرا و پرکشش باز و نوآفرینی واژهها و کوششمندی در بهسازی ساختارهای بنیادین در زبان پارسی.
واژه پیشنهادیام برای(نوستالژی):
۱- خوشیادماند
۲- خوشیادانگیز
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
✍ محمدابراهیم نصرآبادی: بادرود. پیشنهاد من برای جایگزین نوستالژی «خوشایاد»
✍ محمد پیرانی: با سلام.
پیشنهادم برای جایگزینی نوستالژی این واژههاست: «خوشیاد»، «خوشیاد» و «خوشویر»
✍ کوروش دورکی بختیاری: درود برشما همتبار. نوستالژی: «ویرِمان»
«ویر» واژه کهن پارسی به مانک خاطرات است که هنوز در لری بختیاری بهکار میرود.
✍ علیاکبر خسروبیگی: نوستالژی: «کهنیادمان»
✍ ف.ا: با درود گرم و نخستین و پیشکش مهر و سپاس خویش به شما و دیگر نازنینان برای رهپویی و پژوهش در راه سخت دشوار ولی گیرا و پرکشش باز و نوآفرینی واژهها و کوششمندی در بهسازی ساختارهای بنیادین در زبان پارسی.
واژه پیشنهادیام برای(نوستالژی):
۱- خوشیادماند
۲- خوشیادانگیز
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
🪴 @AdabSar
ما باید از دبستان آغاز کنیم. به نوآموز دبستانی بشناسانیم. این باور را در او پدید بیاوریم که زبان بسیار ارزشمند است، گنجینه است. از گنجینه، سیم، زر و هر چیز گرانبهای دیگر ارزشی بیشتر دارد. اگر آن را نوآموز باور کرد، زبان را پاس خواهد داشت. هنگامی که پیامکی برای دوستی میفرستد که فلان روز، فلان زمان در فلان جا بیا، یا شوخییی را میخواهد با او در میان بگذارد، هرگز به اندیشهی او نخواهد رسید که زبان را به شیوهیی نادرست، بیمارگونه، ناتوان بهکار گیرد. چون ارزش زبان را نمیشناسیم، هر کاری خوش میداریم با زبان میکنیم. آن جوان خام هم پیداست زبان را بیش از دیگران شاید به بازی میگیرد. بازی با زبان، بازی با آتش است و دیر یا زود ما را خواهد سوخت. باید به چنین دیدگاه و چنین باوری در پیوند با زبان برسیم. این ساختار هر کوششی است که دربارهی زبان میتوان و میباید انجام داد.
✍ #میرجلال_الدین_کزازی
🪴 @AdabSar
ما باید از دبستان آغاز کنیم. به نوآموز دبستانی بشناسانیم. این باور را در او پدید بیاوریم که زبان بسیار ارزشمند است، گنجینه است. از گنجینه، سیم، زر و هر چیز گرانبهای دیگر ارزشی بیشتر دارد. اگر آن را نوآموز باور کرد، زبان را پاس خواهد داشت. هنگامی که پیامکی برای دوستی میفرستد که فلان روز، فلان زمان در فلان جا بیا، یا شوخییی را میخواهد با او در میان بگذارد، هرگز به اندیشهی او نخواهد رسید که زبان را به شیوهیی نادرست، بیمارگونه، ناتوان بهکار گیرد. چون ارزش زبان را نمیشناسیم، هر کاری خوش میداریم با زبان میکنیم. آن جوان خام هم پیداست زبان را بیش از دیگران شاید به بازی میگیرد. بازی با زبان، بازی با آتش است و دیر یا زود ما را خواهد سوخت. باید به چنین دیدگاه و چنین باوری در پیوند با زبان برسیم. این ساختار هر کوششی است که دربارهی زبان میتوان و میباید انجام داد.
✍ #میرجلال_الدین_کزازی
🪴 @AdabSar
در سینهام از عشق تو دردیست مگو چیست
بگذار که تا در دلم این درد بماند
#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
بگذار که تا در دلم این درد بماند
#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ادبسار
💭 #نوستالژی و پیشنهادهای پارسی شما برای این واژه - دستهی سوم: ✍ محمدابراهیم نصرآبادی: بادرود. پیشنهاد من برای جایگزین نوستالژی «خوشایاد» ✍ محمد پیرانی: با سلام. پیشنهادم برای جایگزینی نوستالژی این واژههاست: «خوشیاد»، «خوشیاد» و «خوشویر» ✍ کوروش دورکی…
💭 #نوستالژی و برابرهای پیشنهادی شما - دستهی چهارم:
✍ داسوله: با درود فراوان
نوستالژی در اروپا بیشتر برای حسرت از سالها و چیزهای کهن به کار گرفته میشود و شادیآور نیست.
«یادگاران کهن» شاید بهجای نوستالژی خوب باشد.
✍ علی بختآزاد: درود بر شما
پیشنهاد من «یادانگیز» است.
✍ عباسپور: درود بر شما. به جای واژهی نوستالژی «یاد دیرین» یا «دیرینیاد»
✍ سام: درود خسته نباشید🌹
دربارهی چالش واژهی "Nostalgic" میخواستم نکتهای را بگویم. ریشهی این واژه به چم (معنی) دلتنگی است و روی هم رفته، باید واژهای برابر و جایگزینش باشد که حال و هوای دلتنگ بودن در گذشته را در واژه به ما برساند. من واژهای برایش نتوانستم پیدا کنم ولی بهجای این که برای نمونه بگوییم:
با دیدن این گچ، حس نوستالژیک به من دست داد
بهتر است بگوییم:
با دیدن این گچ، دلتنگ گذشته شدم یا حس دلتنگیِ گذشته به من دست داد.
✍ رامین: سلام
به نظر من نوستالژی را میتوان «کهن یادگاره» یا «کهن یادواره» نامید.
✍ سجاد: درود بر شما. به جای نوستالژیک میتوان از واژه «یادانگیز» بهره برد.
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
✍ داسوله: با درود فراوان
نوستالژی در اروپا بیشتر برای حسرت از سالها و چیزهای کهن به کار گرفته میشود و شادیآور نیست.
«یادگاران کهن» شاید بهجای نوستالژی خوب باشد.
✍ علی بختآزاد: درود بر شما
پیشنهاد من «یادانگیز» است.
✍ عباسپور: درود بر شما. به جای واژهی نوستالژی «یاد دیرین» یا «دیرینیاد»
✍ سام: درود خسته نباشید🌹
دربارهی چالش واژهی "Nostalgic" میخواستم نکتهای را بگویم. ریشهی این واژه به چم (معنی) دلتنگی است و روی هم رفته، باید واژهای برابر و جایگزینش باشد که حال و هوای دلتنگ بودن در گذشته را در واژه به ما برساند. من واژهای برایش نتوانستم پیدا کنم ولی بهجای این که برای نمونه بگوییم:
با دیدن این گچ، حس نوستالژیک به من دست داد
بهتر است بگوییم:
با دیدن این گچ، دلتنگ گذشته شدم یا حس دلتنگیِ گذشته به من دست داد.
✍ رامین: سلام
به نظر من نوستالژی را میتوان «کهن یادگاره» یا «کهن یادواره» نامید.
✍ سجاد: درود بر شما. به جای نوستالژیک میتوان از واژه «یادانگیز» بهره برد.
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
🕊 میکاوم سرزمینهای ناشناخته را
بر میافرازم فانوسهای شادمانی را
رنجها پا گرفتهاند
در کوره راههای گمان
سرشارم
از شادمانی و عشق
از سخنان ناگفته
و پایانههای تاریک.
پرواز میکنم
رو به سپیده دَم
بیهراس از خارها و گلولهها…
#بزرگمهر_صالحی
سوم می ۲۰۲۱ - روز آزادی رسانهها
#چکامه_پارسی
@AdabSar 🕊
بر میافرازم فانوسهای شادمانی را
رنجها پا گرفتهاند
در کوره راههای گمان
سرشارم
از شادمانی و عشق
از سخنان ناگفته
و پایانههای تاریک.
پرواز میکنم
رو به سپیده دَم
بیهراس از خارها و گلولهها…
#بزرگمهر_صالحی
سوم می ۲۰۲۱ - روز آزادی رسانهها
#چکامه_پارسی
@AdabSar 🕊
ادبسار
💭 #نوستالژی و برابرهای پیشنهادی شما - دستهی چهارم: ✍ داسوله: با درود فراوان نوستالژی در اروپا بیشتر برای حسرت از سالها و چیزهای کهن به کار گرفته میشود و شادیآور نیست. «یادگاران کهن» شاید بهجای نوستالژی خوب باشد. ✍ علی بختآزاد: درود بر شما پیشنهاد…
💭 #نوستالژی و جایگزینهای پارسی به پیشنهاد شما - دستهی پنجم:
✍ لاهیجی: بادرود، امیدوارم تندرست باشید... میخواستم درباره نوستالژی بگویم که من واژهی «یادمانه» را میپسندم که یکی از دوستان هم گفتند. نمیدانم آیا میتوان واژهی «یادکرد» را هم مترادف نوستالژی دانست!
✍ سعید بهراد: درود فراوان.
نوستالژى: «دريغانه»، «دريغ ياد»، «يادانه»، «دريغ ورزان»
✍ آرسن خاچاتور میناسیان: درود بر شما راهبر پاکنژاد و نیکزاد. گاه نیک. امیدوارم خندان بوده باشید. نوستالژی «شورمند» (احساسی) و «یادمانانگیز» (خاطر انگیز) و «بازگشت»
✍ علی عسکری: درود. جناب استاد خرمشاهی عبارت «یاد» و «دریغ» را جایگزین نوستالژی معرفی کردند.
✍ میثم شیرمردان: درودها
مبیناد کس روز بی کامتان
ما واژگان «یادنوش» یا «یادمهر»
را جایگزین نوستالژی پیشنهاد میدهیم.
بهروز باشید🌾
✍ سجاد قاسمنژاد: درود بر شما. دربارهی چالش معادلیابی برای واژهی نوستالژی، من معادل «دریغیاد» را که پیشنهاد یکی از استادان بزرگ زبان و ادبیات فارسی است، میپسندم.
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
✍ لاهیجی: بادرود، امیدوارم تندرست باشید... میخواستم درباره نوستالژی بگویم که من واژهی «یادمانه» را میپسندم که یکی از دوستان هم گفتند. نمیدانم آیا میتوان واژهی «یادکرد» را هم مترادف نوستالژی دانست!
✍ سعید بهراد: درود فراوان.
نوستالژى: «دريغانه»، «دريغ ياد»، «يادانه»، «دريغ ورزان»
✍ آرسن خاچاتور میناسیان: درود بر شما راهبر پاکنژاد و نیکزاد. گاه نیک. امیدوارم خندان بوده باشید. نوستالژی «شورمند» (احساسی) و «یادمانانگیز» (خاطر انگیز) و «بازگشت»
✍ علی عسکری: درود. جناب استاد خرمشاهی عبارت «یاد» و «دریغ» را جایگزین نوستالژی معرفی کردند.
✍ میثم شیرمردان: درودها
مبیناد کس روز بی کامتان
ما واژگان «یادنوش» یا «یادمهر»
را جایگزین نوستالژی پیشنهاد میدهیم.
بهروز باشید🌾
✍ سجاد قاسمنژاد: درود بر شما. دربارهی چالش معادلیابی برای واژهی نوستالژی، من معادل «دریغیاد» را که پیشنهاد یکی از استادان بزرگ زبان و ادبیات فارسی است، میپسندم.
همچنان میتوانید پیشنهادهای خود را برای جایگزین پارسی این واژه برای ما بفرستید:
@New_View
@MajidDorri
🌸🍀 «جشن بهاربُد»، بزرگترین جشن بهار پس از نوروز و پایانی بزرگ بر نخستین گاهنبار سال در ایران باستان بود. جشنهای ششگانهی گاهنباری در ایران هر یک در پنج روز برگزار میشد که چهار روز آن به رایزنی درباره دامداری، کشاورزی و فراهم کردن نیازهای جشن بزرگ و شاد روز پنجم میگذشت. نخست جشن گاهانباری سال از یازدهم تا پانزدهم اردیبهشت برگزار میشد و بر پایهی باورهای کهن، آسمان در این گاه نخست آفریده شد. ایرانیان باور داشتند که جهان در شش گام آفریده شده است. باور افسانهای آفرینش جهان در شش روز در نسکهای آسمانی دینهای بزرگ نیز دیده میشود. گامهای دیگر آفرینش پس از آسمان آب، زمین، گیاه، جانوران و آدمیان بودند. گاهنبار نخست سال «میدیوزرم» نام داشت. این نام به چمار(معنی) هنگام سرسبزی و خرمی زمین و میانهی بهار است. این نامها و واژههای اوستایی ریشههای بنیادین در فرهنگ آریایی دارند و هریک نشانهی زمانی هستند که دامداران یا کشاورزان دانه میکارند، برداشت میکنند، دامداران گله را به چراگاه میبرند یا برای زمستان بازمیگردانند و… بیشتر این واژهها در زبانهای اروپایی نیز دیده میشوند.
🌸🍀 در یکی از داستانهای «داراب هرمزدیار» گفته شده که پیدایش جشنهای گاهنباری وابسته به جمشید پیشدادی است. در این داستان درباره چگونگی پروردن خوراک برای گاهنبارها و انگیزهی برپایی آن سخن رفته است. همچنین جمشید مردی بسیار بخشنده بود و هر بیگانهای از راه میرسید در خوان او پذیرایی میشد. تا جایی که سیر و شادمان شود. روزی یک دیو در اندام آدم به درگاه او آمد و هرچه خوراک به او دادند، سیر نشد و گفت در خوان چنین پادشاهی چیزی نیست که مرا سیر کند؟ جمشید برای پذیرایی بیشتر دستورهایی داد و گلهای را برای او خورش کردند ولی دیو همچنان گرسنه بود. جمشید از درگاه دادار یکتا چاره خواست. بهمنامشاسپند بر او نمایان شد و گفت گاوی بکشند، در سرکهی کهنه بپزند و سیر و سِداب در آن بریزند و به نام ایزد این خوراک را پیش نهند. دیو یا گَنامینو کمی خورد و از آنجا گریخت و نیست شد. سپس آن روزگار را گاهانبار نامیدند. پس از آن نیز هرگاه تنگی و نایابی(قحطی) رخ میداد این خوراک را میپختند تا از تنگنا آسوده شوند.
🌸🍀 یکی از آیینهای بسیار مهند(مهم) و گذشتناپذیر جشنهای گاهنباری، بخشش و دَهِش بود و هرکس به اندازه توان خود باید بخشش میکرد وگرنه از سوی خدا و مردم کیفر میشد و باید از اهورامزدا برای گناه خود بخشش میخواست. بهترین دهش در گاهنبارها بخشیدن خوراک، پوشاک و مهمانی دادن بود. یکی از داستانهای دهش گاهنباری دربارهی انوشیروان و مرزبان کارسانی است. انوشیروان در یکی از سالهای پادشاهیاش در جشن گاهانبار مهمانی بسیار بزرگی برپا کرد و به هزاران تن بخشش کرد. سپس فرشتهای در خواب به او گفت که بهرهی خداوندی یک مرزبان کارسانی از تو بیشتر است. انوشیروان در شهری دورافتاده این مرد تهیدست را یافت و پرسید تو چه گاهانباری بر پا کردی که بیش از من پاداش خداوندی بردی؟ مرد گفت خانهی کوچک من دو در داشت، یکی را فروختم و بهای آن را دهش کردم. انوشیروان ژرفای این کار بزرگ و راستین مرد را دریافت. زیرا خود اگرچه جشنی بزرگ برپا کرد ولی چیزی از داراییاش کم نشد.
🌸🍀 پنج جشن دیگر گاهنبار در تیر، شهریور، آبان، دی و پایان اسپند برگزار میشدند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
〰〰〰〰〰
📜 خواندنیهای بیشتر دربارهی جشن بهاربد و نشانههای آن در جشنهای امروز:
t.me/AdabSar/16233
📗 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- آیین برگزاری جشنهای ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
#جشن_های_ایرانی #جشن_بهاربد #اردیبهشتگان
🍀🌸 @AdabSar
🌸🍀 در یکی از داستانهای «داراب هرمزدیار» گفته شده که پیدایش جشنهای گاهنباری وابسته به جمشید پیشدادی است. در این داستان درباره چگونگی پروردن خوراک برای گاهنبارها و انگیزهی برپایی آن سخن رفته است. همچنین جمشید مردی بسیار بخشنده بود و هر بیگانهای از راه میرسید در خوان او پذیرایی میشد. تا جایی که سیر و شادمان شود. روزی یک دیو در اندام آدم به درگاه او آمد و هرچه خوراک به او دادند، سیر نشد و گفت در خوان چنین پادشاهی چیزی نیست که مرا سیر کند؟ جمشید برای پذیرایی بیشتر دستورهایی داد و گلهای را برای او خورش کردند ولی دیو همچنان گرسنه بود. جمشید از درگاه دادار یکتا چاره خواست. بهمنامشاسپند بر او نمایان شد و گفت گاوی بکشند، در سرکهی کهنه بپزند و سیر و سِداب در آن بریزند و به نام ایزد این خوراک را پیش نهند. دیو یا گَنامینو کمی خورد و از آنجا گریخت و نیست شد. سپس آن روزگار را گاهانبار نامیدند. پس از آن نیز هرگاه تنگی و نایابی(قحطی) رخ میداد این خوراک را میپختند تا از تنگنا آسوده شوند.
🌸🍀 یکی از آیینهای بسیار مهند(مهم) و گذشتناپذیر جشنهای گاهنباری، بخشش و دَهِش بود و هرکس به اندازه توان خود باید بخشش میکرد وگرنه از سوی خدا و مردم کیفر میشد و باید از اهورامزدا برای گناه خود بخشش میخواست. بهترین دهش در گاهنبارها بخشیدن خوراک، پوشاک و مهمانی دادن بود. یکی از داستانهای دهش گاهنباری دربارهی انوشیروان و مرزبان کارسانی است. انوشیروان در یکی از سالهای پادشاهیاش در جشن گاهانبار مهمانی بسیار بزرگی برپا کرد و به هزاران تن بخشش کرد. سپس فرشتهای در خواب به او گفت که بهرهی خداوندی یک مرزبان کارسانی از تو بیشتر است. انوشیروان در شهری دورافتاده این مرد تهیدست را یافت و پرسید تو چه گاهانباری بر پا کردی که بیش از من پاداش خداوندی بردی؟ مرد گفت خانهی کوچک من دو در داشت، یکی را فروختم و بهای آن را دهش کردم. انوشیروان ژرفای این کار بزرگ و راستین مرد را دریافت. زیرا خود اگرچه جشنی بزرگ برپا کرد ولی چیزی از داراییاش کم نشد.
🌸🍀 پنج جشن دیگر گاهنبار در تیر، شهریور، آبان، دی و پایان اسپند برگزار میشدند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
〰〰〰〰〰
📜 خواندنیهای بیشتر دربارهی جشن بهاربد و نشانههای آن در جشنهای امروز:
t.me/AdabSar/16233
📗 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- آیین برگزاری جشنهای ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
#جشن_های_ایرانی #جشن_بهاربد #اردیبهشتگان
🍀🌸 @AdabSar
❤1
گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
بوسم دهن تنگ تو چندان که دهم جان
#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی
💋 @AdabSar
گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان
بوسم دهن تنگ تو چندان که دهم جان
#اهلی_شیرازی
#چکامه_پارسی
💋 @AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
📖 «دستان مستان» با واژگان شیوای پارسی، گزیدهای از سرودههای «میرجلالالدین کزازی» پرچمدار و پیشرو در پاسداشت و پالایش زبان است. غزل، چامه، سرودههای کوتاه، ترانه، ترانههای کرمانشاه، چارانه و مثنوی، هفت بخش سرودههای کزازی در دستان مستان هستند.
ویژگی چامههای گردآوری شده در «دستان مستان» این است که هم ادبمندان دوستدار واژگان و سرودههای پیچیده را خشنود میکند و هم پارسیدوستانی که به تازگی گام در ره شناخت چیستی پارسی سره نهادهاند.
اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سرودهها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)
🖋با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar
ویژگی چامههای گردآوری شده در «دستان مستان» این است که هم ادبمندان دوستدار واژگان و سرودههای پیچیده را خشنود میکند و هم پارسیدوستانی که به تازگی گام در ره شناخت چیستی پارسی سره نهادهاند.
اندازه: رقعی (A5)
پوشینه(جلد): شومیز
چاپ: سیاه و سپید
برگ سپید هفتاد گرمی
سرودهها: ۷۰ رویه(صفحه)
دیباچه: یک رویه(صفحه)
🖋با دستینه(امضا)ی سراینده
بها: ۳۵ هزار تومان
❗️برای خرید پیام دهید: @MajidDorri
📚 فروشگاه ادبسار
📚 @AdabSaar