ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

#روزشمار نیاکان (دهه نخست ماه مارس)


به نوشته‌ی کهن‌نگاران‎ رومی، یونانی و ارمنی، همچنین با هم‌سنجی گاهشماری(مقایسه تقویم)ها، ششمین پادشاه اشکانی، مهرداد يکم که ناموَر به مهرداد بزرگ بود، در روزی که به گمان برابر با یکم ماه مارس ۱۷۳سال پيش از زایش(میلاد) بود، بزرگان ايران را گرد هم آورد و گفت آهنگ آن دارد که کشور دارای آیین بنیادین(قانون اساسی) باشد و دادیک(حقوق) مردم و کارتاران(دولتیان) در آن روشن شود. باشندگان(حاضران) رای او را پسندیدند و کشور دارای آیین بنیادین و دو سگالش‎گاه(مجلس شورا) شد که به آن دو با هم «مِهِستان» مي‎گفتند.

گزینش جانشین پادشاه از میان شاهزادگان، نیوِ جنگ(اعلان جنگ)، پیشنهاد سازش(صلح)، همبسته‌کردن نیروها، برکنارکردن پادشاه چنانچه دچار دیوانگی، بیماری بهبودناپذیر یا کژکاری در کشورداری شود، از بایستگی‎های(وظایف) مهستان بود. همچنین بهبود سامانه‎ی باژ(مالیات) و دارایی، دستور زدن دانگ با فرتور/نگاره/رخشاره(عکس) تازه، گزینش پادشاهان ارمنستان، هایستن(تاییدکردن) نمادین پادشاهان پارسی‎تبار سرزمین پُنتوس، جایی در کرانه‌ی خورتاب و خورتاب خورآیی(ساحل جنوب و جنوب شرقی) دریای سیاه در آناتولی که پایتخت آن شهر سینوپ بود، همچنین گمارش(انتصاب) فرمانده‌ی ارتش سراسری برای یک چرخه‌ی زمانی و راهبری جنگ از کامیک(اختیار)های مهستان بود. مهستان، پادشاه را برای فرماندهی ارتش و راهبری لشگرکشی و جنگ برگزیده بود. مهستان از ۱۳۵سال پیش از زایش و با پایان‌یافتن ساخت شهر تیسپون(تیسفون)، پایتخت تازه‎ی اشکانیان، نشست‎های خود را در این شهر برگزار می‌کرد.

تیسپون، ۷۷۲سال پایتخت ایران بود و پس از تازش اَرَب(عرب)ها، به دست آنان افتاد و ویران شد. ولی ویرانه‎ی کاخ خسرو انوشیروان ساسانی برجا ماند. کهن‎نگاران آن را "کاخ داد" می‎نامیدند، زیرا انوشیروان با هرکس که خواستار دیدار او بود یا دادخواهی داشت، در این کاخ دیدار می‎کرد. وی زنجیری در میدان بیرونی کاخ آویخته بود که اگر کسی آن را می‌کشید، در سرای انوشیروان سدا(صدا)یی برمی‎خواست و او آگاه می‌شد. سپس به ایوان(بالکن) می‎رفت و به سخنان او گوش می‎داد و چنانچه نیاز بود، او را به دفتر کار خود فرامی‎خواند. گفته شده که این زنجیر به اندازه‌ای بلند بود که هتا(حتی) کودکان می‎توانستند آن را تکان دهند و با پادشاه دیدار کنند.

پژوهشگرانی که پیدایش و پیشینه‎ی مردم‌سالاری را می‌کاوند، نوشته‏‌اند که ایران در زمان اشکانیان دارای شیوه‎ای از مردم‌سالاری بود. همچنین سرزمین‎های دوردستی چون ارمنستان خودتُوان(خودمختار) بودند. مهستان نیز جایی بود تا نگر(نظر) همگان در آن شنیده و بررسی شود. رومیان، راه‎اندازی مهستان در زمان اشکانیان را فرتابی‌یافته(الهام‌گرفته) از سنای روم و یونان می‎دانستند ولی پذیرفتن این داوخواهی(ادعا) دشوار است. زیرا ۱۷۳سال پیش از زایش، هنوز گستره(قلمرو)ی کابینه‎ی روم در خورآسان(شرق) گسترش نیافته بود، با ایران همسایه نشده بود و دادوستدی میان دو کشور نبود.


برداشت از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
برگردان به پارسی پاک #ادبسار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عینک*= Eyeglass، آیینَک، آیِنَک، دیدیار، چشم‌یار، چشمینه، چشمی، چشمک، چشم‌افزار
🔻عینک آفتابی= آیینک آفتابی، آیِنَک آفتابی
🔻عینک ذره‌بینی= آیینَکِ ریزبینی، چشمیِ نزدیک‌بین
🔻عینک‌زدن= آیِنَک‌زدن
🔻عینک‌ساز= Optometrist، آیِنَک‌ساز
🔻عینک‌سازی= آیینک‌سازی
🔻عینک طبی= آیینک پزشکی
🔻عینک‌فروشی= Optometry، آیینک‌فروشی، آیِنَک‌فروشی
🔻عینکی= آیینَکی، آیِنَکی
🔻عدسی عینک= مِژوک آیینَک، شیشه‌ی آیینک، شیشه‌ی چشمینه
🔻جلد عینک= آیینک‌دان، آیِنَک‌دان، جاآیینکی
🔻قاب عینک= آیینک‌دان، آیِنَک‌دان، جاآیینکی
🔻نمره‌ی عینک= شماره‌ی آینک، شماره‌ی آیینک، شماره‌ی چشم‌یار، شماره‌ی دیدیار، شماره‌ی چشمینه، شماره‌ی چشمی، شماره‌ی چشم‌افزار

*«آیینک» واژه‌ای پارسی است و «عینک» اَرَبیده‌ی(معرب) آن است.

نمونه:
🔺نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عینک صاف‌دلان دورنما می‌باشد #صائب=
نیست شایا که ز من دور توانی گردید
آیِنَک پاک‌دلان دورنما می‌باشد

🔺جایت به فراز دیده در می‌دادند
چون عینک اگر کج و دورو می‌بودی=
جایت به فراز دیده در می‌دادند
چون چشمینه اگر کژ و دورو می‌بودی

🔺ای چشم سپهر از تو روشن
عینک‌نِهِ دیده‌های روزن #درویش_واله_هروی=
ای چشم سپهر از تو روشن
آیینک‌نِهِ دیده‌های روزن


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عینک #عینکی #Eyeglass #Optometrist #Optometry
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🍂🍃🌺🍃🍂
«ز گیتی دو چیزیست جاوید و بس
دگر هرچ‌ باشد نماند به کس

سخن‌گفتن نغز و کردار نیک
نگردد کهن تا جهان است ریک

بدین‌سان بود گردش روزگار
خنک مرد باشرم و پرهیزگار

مکن شهریارا گنه تا توان
به‌ویژه کزو شرم دارد روان

بی‌آزاری وسودمندی گزین
که این است فرهنگ آیین و دین»
#فردوسی
🍂🍃🌸🌺🍃🍂
با آرزوی برآورده‌شدن آرزوها در این هفته

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
💫

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟


#حافظ
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

چگونه با تو بگویم چقدر تنهایم؟
دلم کنار تو گویی "غریب در وطن" است

مخواه مثل تو از عاشقی بشویم دست
کسی که مثل تو باشد، کجا شبیه من است؟

#حسین_دهلوی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/SQamNi

💥 مژده به دوستداران زبان پارسی 💥

ماتیکان(کتاب) "کاربردی‌ترین واژگان راه‌یافته به زبان پارسی" همراه با برابر پارسی آن‌ها، به کوشش "مریم نوذری تهرانی" آماده و چاپ شده است.

نویسنده کوشیده است تا کاربردی‌ترین واژگان راه‌یافته از زبان اَرَبی(عربی)، انگلیسی، فرانسه، آلمانی و ... را گردآوری و پذیرفته‌ترین برابرهای پارسی را(از یک تا سه جایگزین) برای آنها بیاورد.
نویسنده همچنین امیدوار است که دوستداران زبان و ادب کهن پارسی، با بهره از این واژه‌نامه، به زبان مادری‌شان یاری رسانند.

این واژه‌نامه در ۱۹۲ رویه(صفحه) و با پوشینه‌ی(جلد) شونیز چاپ شده است.

💥بهای این واژه‌نامه با هزینه‌ی پیکِ سپارشی(پست سفارشی) ۲۰۰.۰۰۰ ریال است که به پاس فرارسیدن نوروز و با همیاری نویسنده، می‌توانید آن را با کاستِگی(تخفیف) و به بهای ۱۸۰.۰۰۰ ریال خریداری نمایید.

❗️گفتنی است که واژه‌نامه از سوی نویسنده و به نام خریدار دستینه(امضا) شده و فرستاده می‌شود.

برای خرید آن می‌توانید با @MajidDorri هماهنگ کنید.


@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما


📌📌پِهرِستی از واژگان پرکاربرد در گستره‌ی رایانه و دورواژ و تارکده:

#موبایل= دورواژِ، دورگوی، دورآوِ همراه(بهتر است «گوشی» را در این چِمار به کار مَبَریم)
#تلفن= دورواژ، دورگو، دورآو( بهتر است «گوشی» را در این چِمار به کار مَبَریم)
#هدست/#هدفون/#هندزفری= گوشی
#لینک= تارپیوند، رایاپیوند
#هایپرلینک= فَراپیوند
#آنلاین= پَتوسته(پهلوی)★، برخَد(خد= خط)
#آفلاین= ناپَتوسته(پهلوی)★، بُرون‌خَد
#وبسایت/#وبگاه= تارنما، تارسیت
#کامپیوتر= رایانه، رایانگر
#کیس/#case= کازه
#موس/#ماوس= موشواره، موشی
#صفحه_کلید/#کیبورد= تخته‌کلید
#پرینتر= چاپگر
#پرینت گرفتن= چاپیدن، چاپ‌کردن
#مانیتور/#صفحه_نمایش= نمایشگر، پهره‌گر
#صفحه ی لمسی/#TouchScreen= بَساوپرده
#پیکسل= فَرپار★، رُخش‌پار★
#استیکر= چَسبانک، برچسب، رُخَک، چِهرَک
#اموجی/#ایموجی= ریزدیسَک★، دیسَک★
#انیمیشن= پویانمایی، فرهنش
#فیلم= توژ، رُخشاره
#کلیپ= توژک
#عکس= فَرتور
#سلفی= خودرُخْش★، خودگرفت
#تصویر= رُخْش، نگاره
#اینترنت[توربست(شبکه) جهانی]= تارکده
#اینترنت[هم‌پیوندی(ارتباط) اینترنتی]= رایاتار
#دیجیتال= یگانیک★،شماره‌ای
#آنالوگ= فَراسَنجیدنی، فَراسَنج‌پذیر، پَرَکدار
#حرف= وات، واک
#تایپ= پارچاپ★، رایانویسِش
#تایپ_کردن= رایانوشتن، پارچاپ‌کردن★
#تایپیست= رایانویس، پارچاپگر★
#حسگر/#سنسور=سُهِشگر
#وب_کم= رایادوربین★
#دوربین عکاسی/#Camera= کَدَک
#گالری/#آلبوم= نگارخانه
#فایل= پرونده، پوشه
#فایل_منیجر= پرونده‌گر★، پوشه‌گر★
#فایل_صوتی= پرونده‌ی شنیداری
#فایل_تصویری= پرونده‌ی دیداری
#ریکاوری= بازیابی، بازیافت
#حذف/#دیلیت_کردن= روشیدن، زُدودن، پاک‌کردن
#ارتباط/#اتصال= پیوند، پیوستگی، هم‌پیوندی
#متصل= هم‌پیوند، هم‌پیوسته، درپیوند
#فیلتر= پالایه، سَرَند، سَرَنداک
#فیلترشدن= سَرَندشُدن، سَرَنداک‌شدن
#فیلترکردن= سَرَندیدن، سَرَند‌کردن
#آیکن/#آیکون= نمادَک، نشان، زُدیش
#آنتن= شاخک، سُرون
#شارژ=پُرِش، بارمَندی
#شارژشدن=پُریدن، بارمَندشدن
#شارژکردن=پُراندن، بارمَندکردن
#شارژر/شارژکُن= پُرانگر★
#باتری= انباره، تاب‌اَنبار
#نصب_کردن= گُماشتن، گُماردَن، نشاندن
#ویجت/#Widget= ابزارواره★، ابزارک★، ابزار
#گجت/#Gadget= ابزارواره★، ابزارک★، ابزار
#نوار_اعلانات/#نوتیفیکیشن/#استاتوس= آگهی‌نما، نوار آگهی, نوار جاوَر، کرکره(در گویش مردم)
#وضعیت/#استاتوس/#Status= جاوَر
#اپلیکيشن= نرم‌افزار [واژه‌ی «برنامه» را در این چمار به کار مَبَریم بهتر است]
#حساب/#اکانت= اَژمَر
#پروفایل= نمایه، فراپال
#صفحه/#پیج= تاربَرگ
#لایک= پسند
#لایک_کردن= پسندیدن
به #اشتراک گذاشتن= بَشیدن، همرسانی‌کردن، هنبازیدن
#دیتا= داده‌ها، دادِگان
#دیتابیس= دادِه‌گاه★ ، پایگاهِ داده‌ها ، انبارِ داده‌ها
#سیستم= راژمان، سامانه، دستگاه
#سیستم_عامل= راژمان‌گر★، راژمان‌گردان★، راژمان‌فرما★
#آپلود= بارگذاری
#دانلود= بارگیری
#منو= گزینِگان
#درایو= رانِه
#کنترل_پنل= فرمانگاه
#عکس_کاور= سربرگ
#سرور/#Server= زاوَر
#آیدی/#آی_دی= شناسه، شناسه‌ی کاربری
#یوزر= کاربر
#یوزرنیم= نام کاربری
#پسورد/#رمز_عبور= گذرواژه
#کپی= رونوشت، روگرفت
#پیست/#Paste= چسباندن، گذاشتن
#مکان_نما(روی نمایشگر رایانه)/Cursor= جانما، جابان، نشانگر
#رفرش= بازآوری
#مختصات_مکانی= ویژیدگان جایگاهی
#مسیریابی/#Navigation= رهیابی، ناوبری
#مسیریاب/#جی_پی_اس/#GPS= رهیاب
#مکان_یابی= جایگاه‌یابی
#تنظیم_کردن= ساماندن، کارگذاشتن
#تنظیمات/#Settings= سامانش‌ها
#فالوکردن/#Follow= دنبال‌کردن، پی‌گرفتن
#فالور/#فالوور/#Follower= پیگیر، دنبال‌کننده
#فالو_شده/#Following= دنبال‌شده، پی‌گیراک
#بلاک= نافِرِست★
#بلاک_کردن= نافرست‌کردن★
#عضو= هَموَند
#شبکه ملی اطلاعات= تورینه‌ی میهنی داده‌ها، توربست میهنی داده‌ها ، توربست نِفانیِ داده‌ها
#تماس= پَرماس
#تماس_گرفتن= پَرماسیدن(از دهخدا)
#تماس ازدست‌رفته/#میس_کال= پَرماس ازدست‌رفته، پَرماس بی‌پاسخ
#مخاطب/#Contact= هم‌پَرماس، هم‌سخن
#مخاطبین= هم‌پَرماس‌ها، هم‌سخنان، نام‌ها، شماره‌ها، دفترچه دورواژ
#تبلت= پَرنیک، رایانک
#پی_وی/#pv= ویژه‌سرا، واونه

🔵«بلوتوس(بلوتوث)/Bluetooth» و «وای‌فای/Wifi» بازَرنام(نام تجاری) استند و می‌توان آن‌ها را همانگونه به کار برد.
🔴چم واژگان ناپارسی را تنها در گستره‌ی چَمیک(حوزه‌ی معنایی) رایانه و تارکده در نِگر گرفته‌ام.
🔴بیشتر واژگان آورده شده در بالا از واژه‌نامه‌ها‌ی پارسی و از برساخته‌های استادان محمد حیدری ملایری و فریدون جنیدی، فرهنگستان، پارسی انجمن و دیگر دوستان و سروران آموزانگر پارسی پاک (مجید دُرّی، ارشک امیری توسلی، و.مُهسِنی و...) استند. همچنین واژه‌های ستاره‌دار(★) پیشنهادهای من استند، زین روی آن‌ها را در واژه‌نامه‌ها نتوانید یافت.

نویسنده و گردآورنده: #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

گفتم نگرم روی تو، گفتا به قیامت
گفتم روم از کوی تو، گفتا به سلامت

گفتم چه خوش از کار جهان؟ گفت غمِ عشق
گفتم چه بُود حاصل آن؟ گفت ندامت

هرجا که یکی قامت موزون نگرد، دل
چون سایه به پایش فکند رحلِ اقامت

در خلد اگر پهلوی طوبیم نشانند
دل می‌کشدم باز به آن جلوه‌ی قامت

عمرم همه در هجر تو بگذشت که روزی
در بر کنم از وصل تو تشریفِ کرامت

دامن ز کفم می‌کشی و می‌روی امروز
دستِ من و دامان تو فردایِ قیامت

امروز بسی پیش تو خوارند و پس از مرگ
بر خاک شهیدان تو خار است علامت

ناصح که رخش دیده، کف خویش بریده‌ست
هاتف به چه رو می‌کندم باز ملامت؟

#هاتف_اصفهانی
@AdabSar
💫

گر با دگران به ز منی، وای به من

ور با همه‌کس همچو منی، وای همه

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ما را سَری‌ست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سَر برود هم بر آن سَریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشقِ من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم

#سعدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻احقر = خوارتر، خُردتر، کوچک‌تر، کِهین
🔻تحقیر = کوچک‌شماری، کوچک‌بینی، زبونی، خواری، خوارسازی، خوارداشت، پست‌شمردن، تَرمینیدن، تَرمینِش، هاژِش
🔻تحقیرا = به‌خواری، به‌زبونی
🔻تحقیرکردن = تَرمینیدن، خوارشمردن، هاژیدن
🔻تحقیرانه = خواراَنگارانه، هاژانه
🔻حقارت = خواری، خُردی، زبونی، پستی
🔻حقیر = پست، فرومایه، بیمایه، کوچک، هاژ، کِهتَر، خوار، خُرد، زبون، پَچیز، نَچیز، ناچیز
🔻حقیرجثه = ریزپیکر، خُردتََن، رنجور، لاغر، لاغرمردنی، زَوَنگ
🔻حقیر شدن = کوچک‌شدن، خوارشدن، پست‌شدن
🔻حقیرشمردن = کوچک‌شمردن، کوچک‌بینی، خوارسازی، خوارداشت، پست‌شمردن، تَرمینیدن، تَرمینِش، هاژِش
🔻حقیری = پستی، خواری، زبونی
🔻محقّر = ناچیز، کوچک، خرد، اندک، هاژ، هاژه، خوار، زبون، کوتاه، اندک، ریزه

نمونه:
🔺از جانب او فقط توهین و تحقیر نصیب ما است =
از سوی او تنها ناسزا و خواری بهره‌ی ماست
از او تنها ناسزا و خوارداشت به ما می‌رسد

🔺هر نوع برخورد تحقیرانه با طفل، به روانش صدمه می‌زند =
هر گونه برخورد خواراَنگارانه با کودک، به روانش آسیب می‌زند

🔺به کلبه‌ی محقر ما خوش آمدید =
به کلبه‌ی کوچک ما خوش آمدید

🔺هیچ کوچکی را حقیر نشمارید =
هیچ کوچکی را پست/خوار مَشمارید

🔺از سراپایش حقارت می‌بارید =
از سراپایش خواری می‌بارید
از سراپایش زبونی می‌بارید
از سراپایش پستی می‌بارید

🔺این حقیر سراپا تقصیر =
(این سخنواره را هرگز بکار مبرید، در فرهنگ ایرانی نیست)، من


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#احقر #تحقیر #تحقیرا #تحقیرانه #حقارت #حقیر #حقیری #محقر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

نگارینا دلم بردی، خدایم بر تو داور باد
به دست هجر بسپردی، خدایم بر تو داور باد

وفاهایی که من کردم، مکافاتش جفا آمد
بُتا بس ناجوانمردی، خدایم بر تو داور باد

به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی
چو دل بردی و جان بردی، خدایم بر تو داور باد

زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران
دمار از من برآوردی، خدایم بر تو داور باد


#سنایی
@AdabSar
💫

من مهندس گشته‌ام راه دلت پیدا کنم

ورنه با یک شغل ساده می‌شود خورد ‌و نمرد!

#حسام_احمدی
@AdabSar
💫

گر چه مستیم و خرابیم چو شب‌های دگر
باز کن ساقیِ مجلس، سر مینای دگر

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

#عماد_خراسانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻سمعک = Hearing aid، Pseudoplasm، Cilicism، گوش‌یار، گوشینه، گوشَک، گوشانه، گوش‌افزار، شنیدیار، شنیدافزار

نمونه:
🔺احتیاج به سمعک دارد=
نیاز به شنیدافزار دارد

🔺گوش‌های تو سنگین شده
آنقدر که با سمعک هم
صدای قلبم را نمی‌شنوی #سعید_محسن_زاده=
گوش‌های تو سنگین شده
آن اندازه که با گوشینه هم
سدای دلم را نمی‌شنوی

🔺فریاد سکوت را می‌شود شنید
اگر گوش‌هایت
سمعک ندیده باشد #نسترن_خزایی=
فریاد بی‌دِنگی را می‌شود شنید
اگر گوش‌هایت
گوش‌افزار ندیده باشد

🔺زار من و سمعک سنگین تو
کی شنود هر چه صدایت کنم #صادقلو_کیوی=
زار من و گوشک سنگین تو
کی شنود هر چه سدایت کنم

🔺بگذار گوش‌هایم سنگین بمانند
سمعک را می‌خواهم برای چه
وقتی شنیدنی‌های این دنیا
یا دروغ‌اند یا گناه! #فرنگیس_رزمی_نژاد=
بگذار گوش‌هایم سنگین بمانند
شنیدیار را می‌خواهم برای چه
وختی شنیدنی‌های این جهان
یا دروغ‌اند یا گناه!

🔺گفتم دوستت دارم تا ابد
اما نشنیدی...
کاش باتری سمعک‌ات
تمام نشده بود! #مدینه_شیرخانی=
گفتم دوستت دارم تا اپد
ولی نشنیدی...
کاش انباره‌ی گوشانه‌ات
به پایان نرسیده بود!

🔺صدهزاران نغمه‌ی پرشور تو همراه‌مان
گوش آدم کر شده، هیچ‌کسی سمعک ندارد #علی_اسماعیلی=
سدهزاران ترانه‌ی پرشور تو همراه‌مان
گوش آدم کر شده، هیچ‌کسی گوش‌یار ندارد


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#سمعک #Hearing_aid #Pseudoplasm #Cilicism
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

در اين سرای بی‌كسی، كسی به در نمی‌زند
به دشت پُـرمَلال مـا پـرنده پـر نمی‌زند

يـكی ز شـب گرفتگان چـراغ بـر نمی‌كند
كسی به كوچه‌سار شب درِ سحر نمی‌زند

نشسته‌ام در انتظار اين غـبار بی‌سـوار
دريغ كـز شبی چنين، سـپيده سـر نمی‌زند

دلِ خراب من دگـر خراب‌تر نمی‌شود
كه خنجر غمت از اين خراب‌تر نمی‌زند

گذر گهی‌ست پر ستم كه اندرو به غير غم
يـكی صلای آشـنا بـه رهگـذر نـمی‌زند

چه چشم پاسخ است از اين دريچه‌های بسته‌ات
بـرو کـه هـيچ کـس نـدا به گـوش کـر نمی‌زند

نه سايه دارم و نه بر، بيفکنندم و سزاست
اگرنه بـر درخت تـر، کسی تـبـر نمی‌زند!

#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
💫

هر که آمد به دلم، فاتحه‌اش را خواندم

چه کنم! سینه‌ی من سینه‌ی قبرستان است!

#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
💫

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار
بر پاره‌گِلی لگد همی زد بسیار

و آن گِل به‌زبان حال(هال) با او می‌گفت
من همچو تو بوده‌ام، مرا نیکو دار

#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
پیام شما


🔸بادرود؛
برابرِ روا برای جراح «کاردپزشک» است.
شادزيويد
فرستنده: هانا مهر

🔸سلام
در کوردی «نِشتَرگری» معادل جراحی و «نشترگر» را برابر جراح به کار می برند.
فرستنده:مجید محبی

🚩برابرهای بیشتر برای واژه‌ی «جراح» را اینجا ببینید: t.me/AdabSar/8587


#پارسی_پاک
#جراح #جراحی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹