ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

هزار شب به سحر آمد و سحر شد شام

ولی شبی که تو رفتی، سحر نگشته هنوز

#یغما_نیشابوری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

ز خاکِ من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید

میا بی دف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید

#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/PcTDlW
🍃 روز جهانی زیست‌بوم گرامی باد 🍃

۴۴ سال پیش و در سال ۱۹۷۲ ترسایی(میلادی)، روز ۵ ژون از سوی «سازمان ملل»، روز جهانی زیست‌بوم (محیط زیست) نام نهاده شد. با این هدف که آگاهی و انگیزه‌ی مردم را در باره‌ی زیست‌گاه (طبیعت) بالا برده و از نابودی بیش‌از‌پیش ِ آن جلوگیری نمایند.

بایسته است بدانیم که ایرانیان از دیرترین دوران در پاسداشت و گرامیداشت زیست‌بوم و زیست‌گاه سرآمد بوده و این رفتار پیوندی ناگسستنی با فرهنگ ایران و ایرانی دارد.

سَده‌هاست(قرن‌هاست) که در ایران جشن‌هایی در پاسداشت زمین، گیاهان و جانوران برگزار می‌شود و با نگاهی به آیین این جشن‌ها، نیک می‌توان دریافت که از ویژگی‌های آشکار و بنیادین آنها، گرامیداشت همه‌ی نشانه‌های زیستی و پرهیز از بدرفتاری با زمین و چرخه‌ی آفرینش است. و چه‌بسا با آیین‌هایی همراه است که به انگیزه‌ی پاکیزگی و پاسداری از زیست‌بوم برگزار می‌شود.

امید است در این روز و همه‌ی روزهای سال، با بخشیدن چهره‌ای مهربانانه و دلسوزانه به گرفتاری‌های (مسایل) زیست‌بومی و با آگاهی از خویشکاری (وظیفه‌ی) خویش در برابر زیستگاه‌مان، همسو با آیین‌های نیایی و همراه با مردم جهان، در پاسداری از زیست‌بوم‌مان کوشیده و نگاهبان زیستگاه و همه‌ی گونه‌های زیستی آن باشیم.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
نخستین تکه تَپَنگِه‌ای(پلاستیکی) که به دست آدمی ساخته شد، هنوز در خاک جُدایِش(تجزیه) نشده است.
جُدایِشِ هر تکه تَپَنگِه در زمین، افزون بر سَدها سال زمان می‌برد.
زیست‌بوم زیبای ما رو به نابودی است،
با آن مهربان باشیم و برای شادابی‌اش بکوشیم.

#زیست_بوم #محیط_زیست
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بهار آمده اما هوا هوای تو نیست
مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست

به شوق شال و کلاه تو برف می‌آمد
و سال‌هاست از این کوچه رد پای تو نیست

نسیم با هوس رخت‌های روی طناب
به رقص آمده و دامن رهای تو نیست

کنار این‌همه مهمان چقدر تنهایم
میان این‌همه ناخوانده کفش‌های تو نیست

به دل نگیر اگر این روزها کمی دودِلَم
دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست

به شیشه می‌خورد انگشت‌های باران... آه
شبیه در زدن تو... ولی صدای تو نیست

تو نیستی دل این چتر وا نخواهد شد
غمی‌ست باران، وقتی هوا هوای تو نیست!

#اصغر_معاذی
@AdabSar
💫

این محال است که ما هر دو زِ هم می‌طلبیم

من ز تو مهر و وفا و، تو ز من صبر و قرار!

#کمال_خجندی
@AdabSar
💫

چو دریا مکن خو به تنهاخوری
که تلخ‌ست هرچ آن چو دریا خوری

به هر کس بده بهره چون آب جوی
که تا پیش میرت شود هر سبوی

#نظامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻محیط زیست = بوم زیست، زیست‌بوم، زیستگاه، پَرهام

نمونه:
🔺به عضویت جمعیت حفاظت از محیط زیست درآمد =
به هَموَندی انجمن نگهبان زیستگاه درآمد

🔺قطع اشجار باعث تخریب محیط زیست است =
بریدن درختان مایه‌ی نابودی زیست‌بوم است

🔺پست امروز متعلق به محیط زیست است =
پیام امروز وابسته به بوم زیست است

🔺طرفدار حفظ محیط زیست است =
هوادار پاسداشت پَرهام است

🚩 همچنین بنگرید به این پیام: t.me/AdabSar/3330

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#محیط_زیست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

حوض آشفته‌تر از فلسفه‌ی یونان است
موج در موج خودش مانده و سرگردان است

نه دلیلی که سرازیر شود در باغی
نه ثباتی که به کوه است و به کوهستان است

شب که مهتاب فرو ریخته در رویایش
صبح در پیرهنش قصه‌ی یک عصیان است

معرفت چهره‌ی برگی‌ست در آب افتاده
باد می‌موید و می‌موید و او لرزان است

این درختان همه سقراط و ارسطو شده‌اند
دست هر شاخه پر از سفسطه و برهان است

ماه می‌تابد و حیرت همه‌جا پاشیده‌ست
مردم کوچه در اندیشه‌ی یک باران است

من به آغاز و به پایان گُلی می‌نگرم
که در آن‌سوی شب فلسفه در جریان است

#حمید_مبشر
@AdabSar
💫

قهر ما نیز گواهی‌ست به شیدایی‌مان

عشق فیروزهِ‌ی اصل است، ترک خواهد خورد

#سعید_صاحب_علم
@AdabSar
💫

در هفت آسمان چو نداری ستاره‌ای
ای دل کجا روی که بود راه چاره‌ای؟

ای ابر غم ببار و دل از گریه باز کن
ماییم و سرگذشت شب بی ستاره‌ای

#هوشنگ_ابتهاج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

کهکشان آتش گرفت و آسمان چیزی نگفت
آفتاب از پا در افتاد و جهان چیزی نگفت

ریسمان رویید از نخلی که قامت برفراشت
تیرباران شد گل؛ اما باغبان چیزی نگفت

عاشقی شد سنگسار و عاشقی اشکی نریخت
لاله‌ها پرپر شدند و ارغوان چیزی نگفت

بعد قتل‌عام نسل عشق، کرگس‌خوارها
شهر را آتش زدند و پاسبان چیزی نگفت

سال‌ها در جستجوی فصل سبزی دم زدیم
قاصد تاریخ حتا از خزان چیزی نگفت

انتظار و انتظار و لیک در فرجام کار
باد آمد زان همه گمگشتگان چیزی نگفت

#وحید_وارسته
@AdabSar
💫

شبنم به آفتاب رسید از فتادگی

بنگر که از کجا به کجا می‌توان شدن

#صائب_تبریزی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

آرزویم فقط این است زمان برگردد
تیرهایی که رها شد، به کمان برگردد

من نوشتم که تورا دوست ندارم، ای‌کاش
نامه‌ام گم بشود، نامه‌رسان برگردد!


#مهسا_تیموری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بی‌جان داشت

می‌آمد و با هر قدم عطر تو می‌پیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!

با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمی‌بارید اگر یک‌ذره وجدان داشت!

می‌شد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت

می‌شد ببندی زخم من را قبل جان‌دادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!

من مرده بودم، مرگ با من زندگی می‌کرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت

وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!


#رویـا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

ما خانواده‌‌ی افتاده‌‌ای هستیم...
مادرم از پا
پدرم از کار
من از چشم‌‌های تو...!

#داوود_سـوران
@AdabSar
💫

آتش به دو دست خویش بر خِرمَنِ خویش
چون خود زده‌ام چه نالم از دشمن خویش

کس دشمن من نیست منم دشمن خویش
ای وایِ من و دستِ من و دامنِ خویش

#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻عاشق= دلداده، دلباخته، دلسوخته، دلشده، شیفته، پاکباز، بیدل، شیدا، گرم‌دل، مهرورز، مِهرا، دوست‌دارنده، دوستار، نیازان، ویاپان، سِنار، دیوانه
🔻عاشق‌آزار= سِنارآزار
🔻عاشق‌آسا= سِنارآسا
🔻عاشقانه= دل‌سپارانه، دلدارانه، شورمندانه، شوریده‌وار، مهرآمیز، شیفته‌وار، شیفتگانه، شیداوار، مهرورزانه
🔻عاشق‌باره= مهرباره، مهرپیشه
🔻عاشق بی‌صبر= گرم‌روان
🔻عاشق‌پیشه= شیفته، شیدا، شیداپیشه، دلشده، دلداده، دلباخته، پاکباز، بیدل
🔻عاشق‌شدن= دل‌باختن، دل‌سپردن، دل‌دادن، پاک‌باختن، شیفتن، دیوانه‌شدن، بیهوش‌شدن
🔻عاشق شوریده= خاش، شیدا
🔻عاشق‌کش= دلآزار، شیفته‌کش
🔻عاشق‌نواز= دلنواز، شیفته‌نواز
🔻عاشق و معشوق= دلدار و دلبر
🔻عاشقی= دلباختگی، دلدادگی، شوریدگی، شیدایی
🔻عاشقیت= دلسپردگی، شیفتگی
🔻عاشق یک‌فصله= دلداده‌ی یکروزه، سرسپرده‌ی فَرَهی
🔻عشق= اِشغ، شیفتگی، شیدایی، دلدادگی، دلبردگی، دلباختگی، پاکبازی، مهر، مهرورزیدن، دوست‌داشتن، دوشارم، دوشِش، دُشاکی
🔻عشق افلاطونی= اِشغ افلاتونی، دوشِش پلاتونی، مهر پلاتونی
🔻عشق اکبر= اِشغ خدایی
🔻عشق‌باز= اِشغ‌باز، دلباخته
🔻عشق‌بازی= اِشغ‌بازی، شیفتگی، شیدایی، دلباختگی، دلدادگی، مهرورزی، دلبازی
🔻عشق جسمانی(شهوت)= وَرَن، تن‌شیفتگی
🔻عشق متقابل= اِشغ دوسویه، هم‌دوشِشی، مهر دوسویه
🔻عشق ممنوع= اِشغ پنامیده، دوشش اَرُواک، مهر ناروا
🔻عشق‌نچشیده= اِشغ‌نچشیده، خشک‌جان
🔻عشق‌ورزیدن= اِشغ‌ورزیدن، مهرورزیدن، کام‌راندن
🔻معاشقه= مهرورزی، هم‌مهری، هم‌آغوشی، دلدادگی
🔻معشوق= دلبر، دلدار، دلربا، دلسِتان، نگار، ریکا، رایکا، رایگا، دوشَست، تاز
🔻معشوق جفاپیشه= گرگ‌مست
🔻معشوقه= کیجا، دوستِگان، مول

❗️«اِشغ» واژه‌ای پارسی است که به‌نادرست «عشق» نوشته می‌شود.

نمونه:
🔺وِیس ترنم عشق را ازبرای رامین نجوا می‌کرد=
وِیس زمزمه‌ی اِشغ در گوش رامین می‌خواند

🔺صحبت معشوق را طالبم =
همنشینی(و همسخنی) با دلبر را خواهانم

🔺بدو گفت مادر که ای «تاز» مام
چه بودت که گشتی چنین زردفام؟ #فردوسی

🔺که رامین را به تو دیدم سزاوار
تو او را «دوستگان»ی، او تورا یار #اسعد_گرگانی(ویس و رامین)

🔺در گلستانی که جولانگاه آن قد رساست
سرو، یک «ریکا»ی دارالمرزی کوته‌قباست #میرنجات

🔺«رایگا» روی نموده‌ست و غلط افتادی
باش تا در طلب پویه جهان پیمایی #مولوی

🔺طعمه‌ای کان «پاکبازان» را دهند
هرگز آن کی «نونیازان» را دهند؟ #عطار

🔺آن زنک می خواست تا با «مول» خویش
برزند در پیش شوی گول خویش #مولوی


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#عاشق #عاشقانه #عاشقی #عاشقیت #عشق #معاشقه #معشوق #معشوقه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
🌸🌹🌸🌹🌸
«خِرَد باد جانِ تو را رهنمون
که راهی دراز است پیش اندرون

ز شمشیرِ دیوان، خرد جوشن است
دل و جان‌ِ داننده زو روشن است

گذشته سخن یاد دارد خرد
به دانش روان را همی‌پرورد
...
جهان خوش بود بر دل‌‌ِ نیک‌خوی
نگردد به گردِ درِ آرزوی.»
#فردوسی
🌹🌸🌹🌸🌹
با آرزوی هفته‌ی برآوری آرزوها

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

گر جز هلاکِ من ای چرخ، در دل آرزوست
روزم چو روی تو سیه و تار از چه روست؟

سر سوده بر فلک ز غم اینک فغانِ من
تو گوش بسته‌ای ز ستم، این چه گفتُگوست؟

در کار تو این بس که چنین می‌نموده پست
چون بی‌خردی گشته که با بِخردان عَدوست

بر مهر تو دلخوش نَبُود کس، مگر ز خلق
آن پستِ فرومایه ‌که بی‌شرم و آبروست

در چَشم ناکسان ز پری برتری به روی
بر چشم من اما رخ‌ات ای چرخ، پر آهوست

گردی ز جفاپیشگی‌ات بر مدار ظلم
هیچ‌ات نه مگر ظلم، که آهنگِ جستجوست

خفته چُنانکه هوش تو را هست، بختِ من
زین بخت خفته‌ام نه به‌جز مرگ آرزوست

هر ساعتی که سپردم ز عمر خویش
با درد هم‌ره و با رنج روبه‌روست


#کیخسرو_پشوتن
@AdabSar