ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

نه شوق داشتنِ برگ و بار دارم من
نه هیچ سنخیتی با بهار دارم من

بهار و فصلِ نو ارزانی خودت ای عشق
درون سینه غمی ماندگار دارم من

غمی شبیه غم مولویِ بعد از شمس
دلی به غصه‌ی عالم دچار دارم من

به جبر زندگی‌ام داده آن‌که فرموده
برای زندگی‌ام اختیار دارم من

چقدر عمرِ نکرده به خود بدهکارم
چه خنده‌ها طلب از روزگار دارم من

میان بستر اندوه عالمی کوچک
به لطف منزوی و شهریار دارم من

همین که شعر بگویم برای من کافی‌ست
به کار مردم دنیا چه کار دارم من

#محمد_پورمرادی
@AdabSar
💫

این ترازو گر ترازوی خداست

این کژی و نادرستی از کجاست؟!

#پروین_اعتصامی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ای غنچه‌ی خندان چرا خون در دل ما می‌کنی؟
خاری به خود می‌بندی و ما را زِ سر وا می‌کنی؟

امروزِ ما بیچارگان امید فرداییش نیست
این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می‌کنی

#شهریار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻ساقی = ۱. ساغراَنداز، چَمانی، سَبوکِش، سَردِه، نوشگَر، می‌دِه، مِی‌گَر، جام‌گردان، آبرسان، آب‌دِه، آب‌دار، ۲. پیر، رهبر، ۳. دلدار، دلبر، ۴. افیون‌گر(پخش‌کننده‌ی مواد مخدر)
🔻ساقیانه= چمانیگون، سَردِهانه
🔻ساقی شب= ۱. ماه، ۲. بامداد، ۳. پیر، رهبر
🔻ساقیگری= چَمانیگری، نوشگَری، مِی‌گَری، جام‌گردانی
🔻ساقی‌نامه= چمانی‌نامه

نمونه:
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت #حافظ=
دلبرا آمدن جشن همایون بادت
وان پیمان‌ها که بستی مرواد از یادت

🔺بپیمود ساقی و مِی داد زود
تهمتن شد از دادنش شاد زود #فردوسی=
بپیمود مِی‌گَر و مِی داد زود
تهمتن شد از دادنش شاد زود

🔺بده ساقیا جام گیتی‌نما
که او عیب ما را نماید به ما #فردوسی=
بده چمانیا جام گیتی‌نما
که او آکِ ما را نماید به ما

🔺«نظامی« را شاعر اولین ساقی‌نامه میدانند=
«نظامی» را سراینده‌ی نخستین چَمانی‌نامه می‌دانند


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ساقی #ساقیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

سحر به بوی نسیمت به مژده جان سپرم
اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم

چو بگذری قدمی بر دو چشم من بگذار
قیاس کن که مَنَت از شمارِ خاکِ درم

بِکُشت غمزه‌ی خون‌ریز تو مرا صد بار
من از خیال لب جانفزات زنده‌ترم

گرفت عرصه‌ی عالم جمال طلعت دوست
به هر کجا که روم آن جمال می‌نگرم

به رغم فلسفیان بشنو این دقیقه ز من
که غایبی تو و هرگز نرفتی از نظرم

اگر تو دعویِ معجز عیان بخواهی کرد
یکی ز تربت من برگذر چو درگذرم

که سر ز خاک برآرم چو شمع و دیگر بار
به پیش روی تو پروانه‌وار جان سپرم

مرا اگر به چنین شور بسپرند به خاک
درون خاک ز شورِ درون کفن بدرم

بدان صفت که به موج اندرون رَوَد کشتی
همی رَوَد تنِ زارم درون چشم ترم

#ادیب_پیشاوری
@AdabSar
💫

نمی‌کشیم سر از آستان خانه‌ی تو

کجا رویم، سَرِ ما در آستانه‌ی تو

#عارف_قزوینی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

دیده از بهر تو خونبار شد ای مردم چشم
مردمی کن مشو از دیده‌ی خونبار جدا

#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

یا بیا آسوده خاطر کن ز این تن‌ها مرا
یا برو بگذار با خود یکدمی تنها مرا

تا شدم بازیچه‌ی دستِ دلِ خودخواهِ خود
می‌کشد گاهی در اینجا گاه در آنجا مرا

زندگی چون قایقی بر روی دریای غم است
کِی رساند قایقِ غم ساحلِ دریا مرا؟

نیست آرامی ز توفانِ بلای روزگار
می‌برد چون موج گه پایین و گه بالا مرا

رهگذار عشق باشم زین دیار نیستی
احتمال رفتن است امروز یا فردا مرا

لحظه‌ای گر دل شود آرام از دست زمان
لحظه‌ای دیگر برآید بانگِ‌ واویلا مرا

چند با درد و غمت ای روزگارا ساختن؟
سوختم، آزاد کن ای چرخ بی‌پروا مرا

کو رفیقِ یکدلی کو محرمی کو را زبان
کو یکی یاری در این دوران وانفسا مرا

هرچه می‌خواهی ز من امروز یا فردا بپرس
چون نخواهی کرد دیگر بعد از این پیدا مرا

«آذرا» رسم و ره عشق است رنج روزگار
عشق‌بازی می‌کند آخر بلندآوا مرا

#آذر_اصفهانی
@AdabSar
💫

چو ابرویت نَچَمیدی به کام گوشه‌نشینی

برو که چون من و چشمت به گوشه‌ها بنشینی

#شهریار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

چو مرگ آمد و کار رفتن بِبود
نه دانش نماید نه پرهیز سود

ره پیری و مرگ را باره نیست
به نزد کس این هردو را چاره نیست

#اسدی_توسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻موسم= هنگام، هنگامه، گاه(موسم بهار= بهارگاه)، زمان، وار، وارِه، سالگَه، فَرشیم، وَرشیم
🔻موسم سرما= پیزار
🔻موسمی= هنگامانه، گاهانه

نمونه:
🔺بهار، اولین موسم سال است=
بهار، نخستین وَرشیم/فَرشیم سال است

🔺موسم تابستان است و گرما طاقت‌فرساست=
وَرشیم/فَرشیم تابستان است و گرما توان‌فرساست

🔺شروع باران‌های موسمی، بعضا موجب جاری‌شدن سیلاب می‌شود=
آغاز باران‌های گاهانه، گاهی زمینه‌ساز راه‌افتادن تُندآبه می‌شود

🔺دانی که خوشی او چه‌سان بود؟
چون عشق به موسم جوانی #عطار=
دانی که خوشی او چه‌سان بود؟
چون اِشغ به هنگام جوانی

🔺هر سال دارای ۴ «سالگه» است: بهاران، تابستان، خزان و زمستان

🔺خیزید و خز آرید که «هنگام» خزان است #منوچهری

🔺گُل دگرره به گُلْسِتان آمد
«واره»ی باغ و بوستان آمد #رودکی


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#موسم #موسمی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🏵🏵🏵🏵
@AdabSar


🍁 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🌻 مهرگان؛ جشن آغاز سال نو

مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال
نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال
#عنصری

🍁🍁 "جشن مهرگان" بزرگ‌ترین جشن ایران باستان و جشن آغاز سال نو در دوره‌هایی از ایران همچون زمان هخامنشیان بود و در شش روز برگزار می‌شد. این جشن از کهن‌ترین و نخستین جشن‌های ایرانی بود که به گمان، با آیین‌های مهرپرستی و میتراگرایی آریاییان نخستین در پیوند است. بر پایه‌ی شاهنامه‌ی فردوسی، پیشینه‌ی آن به زمان فریدون می‌رسد. همانگونه که نوروز با جمشید در پیوند است، مهرگان نیز با کاوه و فریدون پیوسته است.

🌻🌻 درباره‌ی زمان برگزاری جشن مهرگان گفته می‌شود که این جشن در آغازین روز مهر برپایه‌ی گاهشماری باستانی برگزار می‌شد که شاید تا واپسین سال‌های دودمان اشکانی دنباله داشت و در زمان ساسانیان به "مهر روز" از مهرماه برابر با شانزدهم مهر جابجا شد و از دوهزار سال گذشته در روز شانزدهم مهر برگزار می‌شد.
به این جشن میتراکانا، مهرکانا و میتراکان نیز گفته می‌شد.

🍁🍁 آغاز سال نو در مهرگان بسته به آغاز و پایان سال کشاورزی بود. سال کشاورزی با پایان تابستان به پایان می‌رسید و آمادگی برای سال نو کشت و کار در پاییز آغاز می‌شد.

🌻🌻 کتسیاس، پزشک اردشیر دوم هخامنشی نوشته بود که در جشن مهرگان ایرانیان جامه‌ی ارغوانی می‌پوشند، ساز و آواز برپا می‌کنند و به پایکوبی و نوشیدن می‌پردازند.

🍁🍁 سفره‌ی مهرگان نیز به رنگ ارغوانی بود و میوه‌های سرخ‌رنگ و گوناگون در آن می‌چیدند و چند شاخه از درختان گز، هوم و مورد در آن می‌گذاشتند. گل همیشه شکفته در میان سفره بود و پیرامونش را با گل‌های دیگر می‌آراستند. اکنون ما نمی‌دانیم گل همیشه شکفته گونه‌ای گل بود یا به هر گلی که در این موسم زمان شکفتنش بود، گفته می‌شد. در سفره‌ی مهرگان آتشدان یا کندیل(شمع)، شیرینی و خوشبوکننده‌ای چون گلاب نیز یافت می‌شد.

🌻🌻 خوراکی‌های جشن مهرگان نوشیدنی گیاه هوم بود که آن را با شیر یا آب می‌آمیختند و همه‌ی باشندگان(حاضران) جشن به نشانه‌ی پیمان و دوستی از آن می‌نوشیدند. نانی از آرد هفت گیاه گندم، جو، نَرسَک(عدس)، برنج، ماش، نخود و ارزن پخته می‌شد. همچنین در آتشدان‌ها اسپند و زفران یا سپران(زعفران) و انبر یا شاهبوی(عنبر) می‌ریختند تا هوا همواره خوشبو باشد. در آتش نیز هوم می‌ریختند تا بخروشد.

🍁🍁 در این جشن بجز پوشیدن جامه‌ی ارغوانی، شادباش‌برگ(کارت تبریک)هایی را خوشبو می‌کردند و در پوششی زیبا می‌پیچیدند و پیشکش می‌کردند. پس از خوردن و نوشیدن، زمان ساز و پایکوبی(رقص) گروهی بود. در این هنگام مهرْیَشت می‌خواندند و اَرغُشت می‌رفتند. ارغشت گونه‌ای پایکوبی گروهی بود. در پایان در کنار جشن دست به دست هم می‌دادند و در کنار آتش زنجیره‌ای به نشان مهر و پیمان می‌ساختند. از دیگر آیین‌های این جشن، نیایش به درگاه ایزد مهر یا همان ایزد درستکاری، پیمان و مهربانی بود.

🌻🌻 امروز تندیس‌ها و سنگ‌نگاره‌های فراوانی همچون نگاره‌های میترا در کشورهای خاورمیانه و ترکیه کنونی یافت شده که نشانه‌ی فراگیر بودن جشن مهرگان در سرزمین ایران باستان است. اکنون در برخی از کشورهای عربی جشن مهرجان یا مهرجانات برگزار می‌شود که بجا مانده از جشن بزرگ مهرگان است. همچنین گمان شده است که سماع پیروان مولوی در شهر قونیه دگرگون‌شده‌ی ارغشت‌های میترایی باشد.

🍁🍁 جلال آل احمد جشن غالی(قالی)شویان در مشهد اردهال کاشان را در پیوند با مهرگان می‌داند. از سویی گفته شده جشن غالی‌شویان در پیوند با "جشن تیرروزی" است.
در تاجیکستان و سمرکند(سمرقند) جشن ایستادگی کاوه آهنگر در برابر بیدادگری آژی‌دهاک(ضحاک) را برگزار می‌کنند.

#پریسا_امام_وردی
______________
۱- نامه‌ی ایران
نویسنده: #شیرین_بیانی
۲- تارنمای مهرمیهن
۳- جشن مهرگان و سده
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
______________
#مهرگان #جشن_مهرگان #فرهنگ_ایران
@AdabSar
🏵🏵🏵🏵
Forwarded from ادب‌سار
🌠🌠🌠🌠
@AdabSar

فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهریار

به رسم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روز خجسته سر مهرماه
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

زمانه بی‌اندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس ره ایزدی

دل از داوری‌ها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند

نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هر یک ز یاقوت جام

می روشن و چهره‌ی شاه نو
جهان نو ز داد و سر ماه نو

بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند

پرستیدن "مهرگان" دین اوست
تن آسانی و خوردن آیین اوست

اگر یادگارست ازو ماه مهر
بکوش و به رنج ایچ منمای چهر...

#شاهنامه #فردوسی
#مهرگان #جشن_مهرگان

@AdabSar
🎇🎆🎆🎇
Forwarded from اتچ بات
🌺@AdabSar🌺

شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد

کاروان مهرگان از خَزران آمد
یا ز اقصای بلاد چینستان آمد

نا از این آمد، بالله نه از آن آمد
که ز فردوس برین وز آسمان آمد

مهرگان آمد، هان در بگشاییدش
اندر آرید و تواضع بنماییدش

از غبار راه ایدر بزداییدش
بنشانید و به لب خرد نجاییدش

خوب دارید و فرمان بستاییدش
هر زمان خدمت لختی بفزاییدش!

#منوچهری_دامغانی
#مهرگان #جشن_مهرگان


خوراکی‌های جشن مهرگان نوشیدنی گیاه هوم و نانی از آرد هفت گیاه گندم، جو، نَرسَک(عدس)، برنج، ماش، نخود و ارزن پخته می‌شد. اکنون آن هفت گیاه در خوان مهرگانی نهاده می‌شود. در آتشدان‌ها اسپند و زفران(زعفران) و انبر(عنبر) می‌ریختند تا هوا خوشبو باشد.

🌺@AdabSar🌺
Forwarded from اتچ بات
🏵 @AdabSar 🏵

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان

مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان

جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ
وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان

کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد
بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان!

#مسعود_سعد_سلمان
#مهرگان #جشن_مهرگان

خوان یا سفره‌ی مهرگانی به رنگ ارغوانی است و میوه‌های سرخ‌رنگ و گوناگون در آن می‌چینند. در ایران کهن چند شاخه از درختان گز، هوم و مورد در آن می‌گذاشتند. گل همیشه شکفته در میان خوان بود و پیرامونش را با گل‌های دیگر می‌آراستند. آتشدان یا کندیل(شمع)، شیرینی و خوشبوکننده‌ای چون گلاب نیز در آن یافت می‌شد.

🏵 @AdabSar 🏵
🌺🍃🌸🍂🌼🍀🌷🌿🌹🌱🌻

«هر آن‌گَه که در کار سستی کنی
همی رایِ ناتندرستی کنی

چو چیره شود بر دلِ مرد رشک
یکی دردمندی بُوَد بی پزشک

وگر بر خِرَد چیره گردد هوا
نخواهد به دیوانگی بر گُوا

دگر مردِ بی‌کار بسیارگوی
نمانَدْش نزد کسی آبِ روی»
#فردوسی

و در این هفته:
«ز یزدان و از ما بدان کس درود
که از داد و مهرش بُوَد تار و پود»

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌾🌹🍀🌸🍃🌼🌿🌻🌱🌷🍂
💫

به سر کویت  اگر رخت نبندم چه کنم؟

واندر آن کوه اگر ره ندهندم چه کنم؟

#عارف_قزوینی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
چه شد که شیوه‌ی بیگانگی رها کردی

هزار درد فرستادی‌ام به جان لیکن*
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی

#شهریار
#چکامه_پارسی

*ـt.me/AdabSar/5591
@AdabSar

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشد؟
هرچه خوبی بکنی با دل تو بد باشد؟

تو به ایمان برسی این که کسی جز او نیست
او به عکس تو به هر چیز مردد باشد؟

تو به هر در بزنی تا که به دست آوری‌اش
و جوابش به تو یک عمر فقط رد باشد؟

بنشینی دوسه‌تا شعر بگویی که مگر
یکی از این‌همه شعری که بخواهد باشد؟

همه دلداده‌ترین فرد تو را بشناسند
او به دلسنگ‌ترین فرد زبانزد باشد؟

شده از نم‌نمِ بارانِ دلت خیس شوی؟
دائماً مشق تو «آن مرد نیامد» باشد؟

تو ندیدی که چه سخت است بیبینی عشقت
پیش چشمان تو با او که نباید باشد

چه کنم با دل دیوانه که با این‌همه باز
سعی دارد که به این عشق مقید باشد

#فریبا_عباسی
@AdabSar
💫

درخت تو گر بار دانش بگیرد

به زیر آوری چرخ نیلوفری را

#ناصرخسرو
#چکامه_پارسی
@AdabSar