Forwarded from ادبسار
✨🇮🇷✨🇮🇷
@AdabSar
🖋🕯 زبان پارسی، یکی از چهار زبان پیشگامهی جهان
زبانشناسان اروپایی، بیش از ۱۴۵ سال پیش در روز ۱۷ سپتامبر ۱۸۷۲ ترسایی برابر با ۲۶ شهريور ۱۲۵۱ خورشیدی و همزمان با پادشاهی ناصرالدينشاه، در پايان نشست سهروزهی شهر برلين، پس از بررسی و کاوش بسیار، چهار زبان را زبان دیرینه دانستند.
اين ۴ زبان یونانی، پارسی، لاتین و سانسکریت بودند. در اين نشست زبانهای هند-آریایی نیز بررسی شده بود. بر پایهی این پژوهشها، زبان پارسی، از دید پیشگامه بودن، دومين زبان شناخته شد. پارسی از دید دیرپایی یک سده از لاتین و ۱۲ سده از انگلیسی پیش است.
در همين نشست، زبان اوستایی، شاخهی بدون گويندهی زبان پارسی خوانده شد.
در نشست برلين، زبانشناسان پذيرفتند كه ادبسار پارسی در سدههای میانی (قرون وسطا) در پیشگاه (صدر) ادبسار(ادبیات) ديگر سرزمینها بوده و ايران در آن سدهها بيش از هر سرزمین ديگری سراينده، نويسنده و انديشمند داشته است.
دههها پس از این نشست و در نشستهای سالهای ۱۹۲۲ و ۱۹۳۶ جايگاه دوم زبان پارسی پس از یونانی در ميان زبانهای باستانی و آموزیک(کلاسیک) هند و آریایی بار ديگر پذیرفته شد.
@AdabSar
🖋🕯 چه ويژگیهایی یک زبان را در دستهی زبانهای آموزیک جای میدهد؟
زبان آموزیک، نخست باید باستانی باشد.
دوم از ديدگاه ادبی و چامهسرایی بسيار توانا باشد.
سوم در برابر بيش از هزار سال زندگی خود، دگرگونیهای اندکی در واژههای آن پديد آمده باشد. (اگرچه هيچ زبانی در گذر زمان از دگرگونیها بهدور نبوده است.)
هرچه اين دگرگونیها کمتر باشد، آن زبان پیشگامهتر است و پايداری بيشتری دارد. زبان ايرانيان اينک همان است که سرایندگان بزرگ به آن چامه گفتهاند. همان واژگان و دستور زبان را دارد.
✍🏻 پینوشت:
زبان آموزیک = زبان پیشگامه، زبان دیرینه، زبان کلاسیک
#روز_شعر_و_ادب_پارسی
@AdabSar
📚📕📖📚
@AdabSar
🖋🕯 زبان پارسی، یکی از چهار زبان پیشگامهی جهان
زبانشناسان اروپایی، بیش از ۱۴۵ سال پیش در روز ۱۷ سپتامبر ۱۸۷۲ ترسایی برابر با ۲۶ شهريور ۱۲۵۱ خورشیدی و همزمان با پادشاهی ناصرالدينشاه، در پايان نشست سهروزهی شهر برلين، پس از بررسی و کاوش بسیار، چهار زبان را زبان دیرینه دانستند.
اين ۴ زبان یونانی، پارسی، لاتین و سانسکریت بودند. در اين نشست زبانهای هند-آریایی نیز بررسی شده بود. بر پایهی این پژوهشها، زبان پارسی، از دید پیشگامه بودن، دومين زبان شناخته شد. پارسی از دید دیرپایی یک سده از لاتین و ۱۲ سده از انگلیسی پیش است.
در همين نشست، زبان اوستایی، شاخهی بدون گويندهی زبان پارسی خوانده شد.
در نشست برلين، زبانشناسان پذيرفتند كه ادبسار پارسی در سدههای میانی (قرون وسطا) در پیشگاه (صدر) ادبسار(ادبیات) ديگر سرزمینها بوده و ايران در آن سدهها بيش از هر سرزمین ديگری سراينده، نويسنده و انديشمند داشته است.
دههها پس از این نشست و در نشستهای سالهای ۱۹۲۲ و ۱۹۳۶ جايگاه دوم زبان پارسی پس از یونانی در ميان زبانهای باستانی و آموزیک(کلاسیک) هند و آریایی بار ديگر پذیرفته شد.
@AdabSar
🖋🕯 چه ويژگیهایی یک زبان را در دستهی زبانهای آموزیک جای میدهد؟
زبان آموزیک، نخست باید باستانی باشد.
دوم از ديدگاه ادبی و چامهسرایی بسيار توانا باشد.
سوم در برابر بيش از هزار سال زندگی خود، دگرگونیهای اندکی در واژههای آن پديد آمده باشد. (اگرچه هيچ زبانی در گذر زمان از دگرگونیها بهدور نبوده است.)
هرچه اين دگرگونیها کمتر باشد، آن زبان پیشگامهتر است و پايداری بيشتری دارد. زبان ايرانيان اينک همان است که سرایندگان بزرگ به آن چامه گفتهاند. همان واژگان و دستور زبان را دارد.
✍🏻 پینوشت:
زبان آموزیک = زبان پیشگامه، زبان دیرینه، زبان کلاسیک
#روز_شعر_و_ادب_پارسی
@AdabSar
📚📕📖📚
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مواظبت = نگاهداری، نگهبانیکردن، رسیدگیکردن، تیمارکردن، تیمارداشت، پاییدن، بَرزِش، بَرزیدن، پرستاری، پاسداری
🔻مواظبتکردن = نگهداریکردن، رسیدگیکردن، نگهبانیکردن، تیمارکردن، تیمارداشتن، پاییدن، بَرزیدن
✍نمونه:
🔺وقت زیادی را برای مواظبت از باغچهاش میگذاشت =
وخت بسیاری را برای نگهداری از باغچهاش میگذاشت
زمان بالایی را برای رسیدگی به باغچهاش میگذاشت
🔺برای مواظبت از مریض، پرستار استخدام کرد =
برای تیمارداری بیمار، پرستار بکار گرفت
🔺برای مواظبنت از مرزها، نیرو اعزام کرد =
برای پاسداری از مرزها، نیرو گسیل داشت
🔺چگونه از ماشین خود مواظبت کنیم؟ =
چگونه از خودرو خود نگاهداری کنیم؟
🔺مواظب بچهها بود =
بچهها را می پایید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مواظبت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مواظبت = نگاهداری، نگهبانیکردن، رسیدگیکردن، تیمارکردن، تیمارداشت، پاییدن، بَرزِش، بَرزیدن، پرستاری، پاسداری
🔻مواظبتکردن = نگهداریکردن، رسیدگیکردن، نگهبانیکردن، تیمارکردن، تیمارداشتن، پاییدن، بَرزیدن
✍نمونه:
🔺وقت زیادی را برای مواظبت از باغچهاش میگذاشت =
وخت بسیاری را برای نگهداری از باغچهاش میگذاشت
زمان بالایی را برای رسیدگی به باغچهاش میگذاشت
🔺برای مواظبت از مریض، پرستار استخدام کرد =
برای تیمارداری بیمار، پرستار بکار گرفت
🔺برای مواظبنت از مرزها، نیرو اعزام کرد =
برای پاسداری از مرزها، نیرو گسیل داشت
🔺چگونه از ماشین خود مواظبت کنیم؟ =
چگونه از خودرو خود نگاهداری کنیم؟
🔺مواظب بچهها بود =
بچهها را می پایید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مواظبت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
گم کردهام بدون تو راه نجات را
خضرم، که دادهام ز کف آب حیات را
درد است این که با همهی پادشاهیام
مجبورم انتخاب کنم کیشومات را
پشت بهانههای تو هر بار نکتهایست
حفظم تمام زیر و بم این نکات را
رحمت به روزگار که پستی بلندیاش
رو کرده دست زندگیِ بیثبات را
ای عشق، این سکوت به معنای عجز نیست
حرمت نگاه داشتهام خاطرات را
#نفیسه_سادات_موسوی
@AdabSar
گم کردهام بدون تو راه نجات را
خضرم، که دادهام ز کف آب حیات را
درد است این که با همهی پادشاهیام
مجبورم انتخاب کنم کیشومات را
پشت بهانههای تو هر بار نکتهایست
حفظم تمام زیر و بم این نکات را
رحمت به روزگار که پستی بلندیاش
رو کرده دست زندگیِ بیثبات را
ای عشق، این سکوت به معنای عجز نیست
حرمت نگاه داشتهام خاطرات را
#نفیسه_سادات_موسوی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
ز خاکِ من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
میا بی دف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ز خاکِ من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
میا بی دف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🇮🇷✨🇮🇷✨
@AdabSar
✨سرودهای از محمدحسین شهریار
🇮🇷پیشکش شده به فردوسی
✨فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد
✨گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر آهو، شکار گرگ و تازی کرد
✨وطنخواهی در ایران خانمان بردوش شد چندی
بجز در سینهها آتشکده خاموش شد چندی
✨بدان با جان پاک موبدان آزارها کردند
سر گردن فرازان را فراز دارها کردند
✨که تا احرار در کار آمدند و کارها کردند
به شمشیر و قلم با دشمنان پیکارها کردند
✨نخستین فتح و فیروزی نصیب آل سامان شد
بدور آل سامان کار این کشور به سامان شد
✨گه آن شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
بهیاد آرد زبان و رسم و آیین نیاکانی
✨دگر ره مادر ایران ز نسل پاک ایرانی
مثال رودکی زایید و اسماعیل سامانی
✨پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام
سترون از نظیر آوردن وی، مادر ایام
✨چو دید آمیخته خون عجم با لوث اهریمن
بهجای خوی افرشته عیان آیین اهریمن
✨نژادی خواست نوسازد ز بیم انحطاط ایمن
سلحشور و هنرآموز و پاک آیین و رویینتن
✨پی افکند از سخن کاخی ز قصر آسمان برتر
در آن جام جم و آیینهی دارا و اسکندر
✨بهگاه نیش، کلک آتشآلودش همه خنجر
بهگاه نوش، نظم شهد آمیزش همه شکر
✨چو از شهنامه، فردوسی چو رعدی در خروش آمد
به تن ایرانیان را خون ملیت بهجوش آمد
✨زبان پارسی گویا شد و تازی خموش آمد
ز کنج خلوت دل اهرمن رفت و سروش آمد
✨به میدان دلیری تاختی بوالفارسی کردی
کسی با بیکسان در روزگار ناکسی کردی
✨چه زحمتها به جان هموار در آن سال سی کردی
به قول خویشتن زنده عجم زان پارسی کردی
✨عجم تا زنده باشد نام تو ورد زبان دارد
به جان منتپذیر توست این جان تا که جان دارد!
#شهریار #روز_شعر_و_ادب_پارسی
@AdabSar
🇮🇷✨🇮🇷✨
@AdabSar
✨سرودهای از محمدحسین شهریار
🇮🇷پیشکش شده به فردوسی
✨فلک یک چند ایران را اسیر ترک و تازی کرد
در ایران خوان یغما دید و تازی ترکتازی کرد
✨گدایی بود و با تاج شهان یک چند بازی کرد
فلک این شیرگیر آهو، شکار گرگ و تازی کرد
✨وطنخواهی در ایران خانمان بردوش شد چندی
بجز در سینهها آتشکده خاموش شد چندی
✨بدان با جان پاک موبدان آزارها کردند
سر گردن فرازان را فراز دارها کردند
✨که تا احرار در کار آمدند و کارها کردند
به شمشیر و قلم با دشمنان پیکارها کردند
✨نخستین فتح و فیروزی نصیب آل سامان شد
بدور آل سامان کار این کشور به سامان شد
✨گه آن شد که ایرانی سبک خواند گران جانی
بهیاد آرد زبان و رسم و آیین نیاکانی
✨دگر ره مادر ایران ز نسل پاک ایرانی
مثال رودکی زایید و اسماعیل سامانی
✨پدید آمد یکی فرزند فردوسی توسی نام
سترون از نظیر آوردن وی، مادر ایام
✨چو دید آمیخته خون عجم با لوث اهریمن
بهجای خوی افرشته عیان آیین اهریمن
✨نژادی خواست نوسازد ز بیم انحطاط ایمن
سلحشور و هنرآموز و پاک آیین و رویینتن
✨پی افکند از سخن کاخی ز قصر آسمان برتر
در آن جام جم و آیینهی دارا و اسکندر
✨بهگاه نیش، کلک آتشآلودش همه خنجر
بهگاه نوش، نظم شهد آمیزش همه شکر
✨چو از شهنامه، فردوسی چو رعدی در خروش آمد
به تن ایرانیان را خون ملیت بهجوش آمد
✨زبان پارسی گویا شد و تازی خموش آمد
ز کنج خلوت دل اهرمن رفت و سروش آمد
✨به میدان دلیری تاختی بوالفارسی کردی
کسی با بیکسان در روزگار ناکسی کردی
✨چه زحمتها به جان هموار در آن سال سی کردی
به قول خویشتن زنده عجم زان پارسی کردی
✨عجم تا زنده باشد نام تو ورد زبان دارد
به جان منتپذیر توست این جان تا که جان دارد!
#شهریار #روز_شعر_و_ادب_پارسی
@AdabSar
🇮🇷✨🇮🇷✨
چو از شهنامه، فردوسی چو رعدی در خروش آمد
به تن ایرانیان را خون ملیت بهجوش آمد
زبان پارسی گویا شد و تازی خموش آمد
ز کنج خلوت دل اهرمن رفت و سروش آمد!
بیستوهفتم شهریور، روز بزرگداشت محمدحسین #شهریار و #روز_شعر_و_ادب_پارسی گرامیباد.
🇮🇷✨ @AdabSar
به تن ایرانیان را خون ملیت بهجوش آمد
زبان پارسی گویا شد و تازی خموش آمد
ز کنج خلوت دل اهرمن رفت و سروش آمد!
بیستوهفتم شهریور، روز بزرگداشت محمدحسین #شهریار و #روز_شعر_و_ادب_پارسی گرامیباد.
🇮🇷✨ @AdabSar
اندر چرایی سرهگویی و سرهنویسی.pdf
162.8 KB
"اندر چرایی سَرهگویی و سَرهنویسی"
#میرجلال_الدین_کزازی
🖋 یکی از هدفهای سرهگویی و سرهنویسی این است که از زیانهایی که واژگان بیگانه به ساختار آوایی و گوشنواز زبان پارسی و همچنین رسایی، پختگی و استواری آن وارد میکنند، جلوگیری کنیم. اینکه زبان پارسی نمیباید وامواژهها را در خود راه دهد، دیدگاهی دانشورانه و بر پایهی برهانهای زبانشناختی است.
🖋 زبان پارسی زبانی است توانمند و بینیاز. اگر گاهی به وامواژهها نیاز دارد، این نیاز در همان مرز و اندازه است که هر زبان میتواند داشت و حتا بسیار کمتر از بسیاری از دیگر زبانها نیازمند وامواژه است. این توانمندی در زبان پارسی، برمیگردد به سامانه و دستگاه واژهسازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینشگرایانه و بیکرانه است.
#روز_شعر_و_ادب_پارسی
🇮🇷📚 @AdabSar
#میرجلال_الدین_کزازی
🖋 یکی از هدفهای سرهگویی و سرهنویسی این است که از زیانهایی که واژگان بیگانه به ساختار آوایی و گوشنواز زبان پارسی و همچنین رسایی، پختگی و استواری آن وارد میکنند، جلوگیری کنیم. اینکه زبان پارسی نمیباید وامواژهها را در خود راه دهد، دیدگاهی دانشورانه و بر پایهی برهانهای زبانشناختی است.
🖋 زبان پارسی زبانی است توانمند و بینیاز. اگر گاهی به وامواژهها نیاز دارد، این نیاز در همان مرز و اندازه است که هر زبان میتواند داشت و حتا بسیار کمتر از بسیاری از دیگر زبانها نیازمند وامواژه است. این توانمندی در زبان پارسی، برمیگردد به سامانه و دستگاه واژهسازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینشگرایانه و بیکرانه است.
#روز_شعر_و_ادب_پارسی
🇮🇷📚 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
به وعدههای تو آنکس که اعتماد کند
عجیب نیست اگر تکیه هم به باد کند
به ابروان هلالت مجال جلوه بده
که کار و کاسبی ماه را کساد کند
رقیب گفت که دورِ تو ماهرو کم نیست
به طعنه گفتمش آری، خدا زیاد کند!
بخند بیشتر و بیشتر که خندهی تو
دل مرا که اسیر غم است شاد کند
چقدر برگ گل آویختم به خود که بهار
از این درخت که خشکیده است یاد کند!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
به وعدههای تو آنکس که اعتماد کند
عجیب نیست اگر تکیه هم به باد کند
به ابروان هلالت مجال جلوه بده
که کار و کاسبی ماه را کساد کند
رقیب گفت که دورِ تو ماهرو کم نیست
به طعنه گفتمش آری، خدا زیاد کند!
بخند بیشتر و بیشتر که خندهی تو
دل مرا که اسیر غم است شاد کند
چقدر برگ گل آویختم به خود که بهار
از این درخت که خشکیده است یاد کند!
#سجاد_سامانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
تا درون آمد غمش، از سینه بیرون شد نفس
نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
تا درون آمد غمش، از سینه بیرون شد نفس
نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
تا چند زنم بهروی دریاها خشت؟
بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
خیام، که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
تا چند زنم بهروی دریاها خشت؟
بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
خیام، که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟
#خیام
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نیت = چیم، مراد، آرمان، آرزو، آهنگ، اندیشه، خواست، خواسته
🔻نیات = چیمها، آهنگها
🔻نیتکردن = چیمیدن، کامیستن، آهنگکردن
🔻حـُسننیت = نیکخواهی، دوستی، دوستانگی
🔻سوءنیت = دشمنی، دشمنانگی، کژ اندیشی(کجاندیشی)، بد اندیشی، بدسگالی، بدخواهی، بد دلی
🔻با حسننیت = دوستانه
🔻با سوءنیت = دشمنانه
🔻دارای سوءنیت = بد خواه
🔻خلوص نیت = پاکدلی، یکدلی
🔻با نیت خالص = با پاکدلی، با دل سپید
🔻خوشنیت = خوشسِگال، نیکاندیش
✍نمونه:
🔺در رسیدن به نیات خبیثش ناموفق ماند =
در رسیدن به چیمهای پلیدش ناکام ماند
🔺او نسبت به من حُسننیت دارد =
او نیکخواه من است
🔺سوءنیت او معلوم است =
بدخواهی او روشن است
🔺نیت چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را (نظامی) =
اندیشه چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را
🔺الاعمال بالنیات =
بنیاد کارها بر آرمانش استوار است
هر کاری به اندیشهاش سنجیده میشود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نیت = چیم، مراد، آرمان، آرزو، آهنگ، اندیشه، خواست، خواسته
🔻نیات = چیمها، آهنگها
🔻نیتکردن = چیمیدن، کامیستن، آهنگکردن
🔻حـُسننیت = نیکخواهی، دوستی، دوستانگی
🔻سوءنیت = دشمنی، دشمنانگی، کژ اندیشی(کجاندیشی)، بد اندیشی، بدسگالی، بدخواهی، بد دلی
🔻با حسننیت = دوستانه
🔻با سوءنیت = دشمنانه
🔻دارای سوءنیت = بد خواه
🔻خلوص نیت = پاکدلی، یکدلی
🔻با نیت خالص = با پاکدلی، با دل سپید
🔻خوشنیت = خوشسِگال، نیکاندیش
✍نمونه:
🔺در رسیدن به نیات خبیثش ناموفق ماند =
در رسیدن به چیمهای پلیدش ناکام ماند
🔺او نسبت به من حُسننیت دارد =
او نیکخواه من است
🔺سوءنیت او معلوم است =
بدخواهی او روشن است
🔺نیت چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را (نظامی) =
اندیشه چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را
🔺الاعمال بالنیات =
بنیاد کارها بر آرمانش استوار است
هر کاری به اندیشهاش سنجیده میشود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
با آنکه بیدلیل رها میکنی مرا
آنقدر عاشقم که نمیپرسمت چرا
در پیچوتاب عشق به معنای هجر نیست–
رودی ز رود دیگر اگر میشود جدا
خون میخوریم در غم و حرفی نمیزنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا
خوش باد روح آنکه به ما کنایه گفت
گاهی به قدر صبر بلا میدهد خدا
حق با تو بود هرچه بکوشد نمیرسد
شیر نفسبریده به آهوی تیزپا
ای عشق ای حقیقت باورنکردنی
افسانهای بساز خود از داستان ما
#فاضل_نظری
@AdabSar
با آنکه بیدلیل رها میکنی مرا
آنقدر عاشقم که نمیپرسمت چرا
در پیچوتاب عشق به معنای هجر نیست–
رودی ز رود دیگر اگر میشود جدا
خون میخوریم در غم و حرفی نمیزنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا
خوش باد روح آنکه به ما کنایه گفت
گاهی به قدر صبر بلا میدهد خدا
حق با تو بود هرچه بکوشد نمیرسد
شیر نفسبریده به آهوی تیزپا
ای عشق ای حقیقت باورنکردنی
افسانهای بساز خود از داستان ما
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
در چشم پاکبین نَبُود رسم امتیاز
در آفتاب سایهی شاه و گدا یکیست
#صائب_تبریزی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
در چشم پاکبین نَبُود رسم امتیاز
در آفتاب سایهی شاه و گدا یکیست
#صائب_تبریزی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
بگذار که تا مِی خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پابَست شوم
پابست شوم بهکلی از دست شوم
اَر مست شوم نیست شوم هست شوم
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
بگذار که تا مِی خورم و مست شوم
چون مست شوم به عشق پابَست شوم
پابست شوم بهکلی از دست شوم
اَر مست شوم نیست شوم هست شوم
#فروغی_بسطامی
@AdabSar
❤1
🍇🌰🍎🍇
@AdabSar
🍉 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 «گاهنبار پتیهشهیم» از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. پَتیه شَهیم، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن «دانهآور» نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی برپا میشد و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 «جشن انار» یا «انارچینی» در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در مانترَسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 «جشن شاندَر» یا «جشن انگور» در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای «جشن شاندر» بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 «جشن عَلَم واچینی» یا «جشن خرمن» در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است «جشن پَندُک»(فندق) نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 «جشن کاشت» از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
______
📕 بهره از:
۱- آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز #محمود_روح_الامینی
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور #جشن_گاهنباری
@AdabSar
🍇🌰🍎🌽
@AdabSar
🍉 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍉 جشنهای میوهچینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)
🌽🌽 روزهای پایان تابستان و آغاز پاییز در ایران، با جشنهای فراوان و گوناگونی همراه بودند. دربارهی جشنهای ایرانی باید بدانیم که چندین جشن باستانی ایران در زمان روشنی برگزار نمیشدند و زمان برگزاری آنها در سالهای گوناگون اندکی جابجا و پس و پیش میشد. جشنهای کشاورزی پایان تابستان از این دسته هستند. در سدههای نزدیکتر، بیشتر جشنهای کشاورزی پایان تابستان که در اینجا میخوانیم، در واپسین آدینهی تابستان و در میان بومیان بخشهایی از این سرزمین برگزار میشدند. خوشبختانه بیشتر جشنهای کشاورزی همچنان زندهاند.
🌾🌾 «گاهنبار پتیهشهیم» از اشتاد روز تا انارام روز از شهریور، برابر با ۲۶ تا ۳۰ شهریور در گاهشماری باستانی برگزار میشد. پَتیه شَهیم، به چم(معنی) پایان تابستان و سومین جشن از جشنهای گاهنباری است. در افسانههای کهن این جشن یادآور سومین گام آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین. این جشن مانند جشنهای گاهنباری دیگر است، با این دگرسانی(تفاوت) که جشن کشاورزی هم هست و با گردآوری دانهها در کشتزارها و چیدن میوهها در باغها برگزار میشود و به آن «دانهآور» نیز میگویند.
🍎🍎 شش جشن فراگیر و گستردهی گاهانبار/گاهنبار/گَهَنبار در سال با باور آفرینش زمین در شش گام و در زمانی هَکانیده(تعیین شده) و روشن برگزار میشدند. هر یک از این جشنها پنج روزه بودند و روز پایانی آن جشن بزرگی برپا میشد و مردم به نیایش و یاری مستمندان میپرداختند.
- گاهانبار نخست، میدیوزرم، اردیبهشت ماه، آفرینش آسمان.
- گاهنبار دوم، میدیوشم، تیرماه، آفرینش آب.
- گاهنبار سوم، پتیهشهیم، شهریورماه، آفرینش زمین.
- گاهانبار چهارم، اَیاسَرِم، مهرماه، آفرینش گیاه.
- گهنبار پنجم، میدیارم، دیماه، آفرینش جانوران.
- گهنبار ششم، همسپتمیدیم، اسپندماه، آفرینش آدمی.
🎺🎺 «جشن انار» یا «انارچینی» در گاهشماری(تقویم) یزدگردی، در مانترَسپند روز از شهریور، برابر با ۲۹شهریور تا روزهای آغازین مهر در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار میشد. این جشنها، همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا بود و چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده میشد. امروز در این روستاها همچنان جشن انار برگزار میشود ولی زمان آن در روزهای پایانی مهر و آغاز آبان است.
🍇🍇 «جشن شاندَر» یا «جشن انگور» در آذربادگان خاوری(آذربایجان غربی) و در روزهای پایانی تابستان و گاه در آغاز پاییز برگزار میشد و همچنان این آیین در شماری از روستاها شناخته شده است. شادی و بازیهای گروهی از آیینهای «جشن شاندر» بود. کشاورزان بهترین انگور باغ خود را میچیدند و هماوَردی(مسابقهای) برای گزینش بهترین انگور تاکستانها برگزار میکردند.
🌰🌰 «جشن عَلَم واچینی» یا «جشن خرمن» در گیلان و در واپسین آدینهی تابستان با پایان یافتن برداشت فراوردههای کشاورزی و پایان سال کشاورزی برگزار میشود.
گفتنی است «جشن پَندُک»(فندق) نیز در روستاهای رودبار کاسپین(قزوین) و در روزهای میانهی تابستان همچنان برگزار میشود. در این جشن هنگام چیدن پندک سرود و ترانهخوانی میکنند و دختران با پندکها برای نامزدشان گردنبند درست میکنند.
🥜🥜 «جشن کاشت» از اورمزد روز تا سپندارمذ روز از مهرماه، برابر با یکم تا پنجم مهر در گاهشماری باستانی برگزار میشد. این جشن اکنون در شهر مهاباد آذربادگان خاوری و چندشهر نزدیک به آن برگزار میشود.
در این جشن کیسههایی که درون هر یک از آنها یک گونه بنشن(حبوبات) یا دانهی گیاه است را از شاخههای درخت کوچک خشکیدهای میآویزند و آن را آتش میزنند. کیسهای که زودتر از همه بسوزد، نمونهی دانه یا بنشن درون آن بیشتر کشت میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
______
📕 بهره از:
۱- آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز #محمود_روح_الامینی
۲- مراسم آیینی و آداب زرتشتیان #فیروز_آذرگشسب
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۴- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
______
#جشن_های_ایرانی #شهریورگان #جشن_انار #جشن_انگور #گاهنبار #جشن_خرمن #جشن_پایان_تابستان #جشن_شاندر #جشن_فندق #جشن_دانه_آور #جشن_گاهنباری
@AdabSar
🍇🌰🍎🌽
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻منظور = فَردید، خواست، نِگرش، آرمان، آرزو، آماج، پسندیده، پاسداشته
🔻منظور کردن = پسند کردن، بهشمار آوردن، پاس داشتن، در نگر گرفتن، پذیرفتن
🔻منظور نظر = فَردید، در نگر گرفتهشده
🔻بهمنظور= برای
✍نمونه:
🔺این کنفرانس بهمنظور تجلیل از مقام شامخ و شاخص فردوسی است =
این فَراهَمایی برای بزرگداشت فردوسی است
🔺آن که منظور دیده و دل ماست
نتوان گفت شمس یا قمر است (سعدی) =
آن که آرزوی دیده و دل ماست
نتوان گفت مِهر یا ماه است
🔺وجهی را برای این کار منظور کرد =
پولی را برای این کار درنگر گرفت
🔺رفیقش را هم جزو مدعوین منظور کرد =
دوستش را هم از مهمانان به شمار آورد
🔺منظور من این است =
فَردید من این است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#منظور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻منظور = فَردید، خواست، نِگرش، آرمان، آرزو، آماج، پسندیده، پاسداشته
🔻منظور کردن = پسند کردن، بهشمار آوردن، پاس داشتن، در نگر گرفتن، پذیرفتن
🔻منظور نظر = فَردید، در نگر گرفتهشده
🔻بهمنظور= برای
✍نمونه:
🔺این کنفرانس بهمنظور تجلیل از مقام شامخ و شاخص فردوسی است =
این فَراهَمایی برای بزرگداشت فردوسی است
🔺آن که منظور دیده و دل ماست
نتوان گفت شمس یا قمر است (سعدی) =
آن که آرزوی دیده و دل ماست
نتوان گفت مِهر یا ماه است
🔺وجهی را برای این کار منظور کرد =
پولی را برای این کار درنگر گرفت
🔺رفیقش را هم جزو مدعوین منظور کرد =
دوستش را هم از مهمانان به شمار آورد
🔺منظور من این است =
فَردید من این است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#منظور
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌺🌸🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺🌸🍀🌼🌺
ز گیتی هر آنکو بیآزارتر
چنان دان که مرگش زیانکارتر
به مرگ بدان شاد باشی رواست
چو زاید بد و نیک تن مرگ راست
ازین سودمندی بود زان زیان
خرد را میانجی کن اندر میان
#فردوسی
با امید به هفتهای شاد، نیک و سودمند.
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀
ز گیتی هر آنکو بیآزارتر
چنان دان که مرگش زیانکارتر
به مرگ بدان شاد باشی رواست
چو زاید بد و نیک تن مرگ راست
ازین سودمندی بود زان زیان
خرد را میانجی کن اندر میان
#فردوسی
با امید به هفتهای شاد، نیک و سودمند.
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀🌸🌺🌼🍀
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
دلم خواهان مرهم بود و تو زخمش عطا کردی!
تو دستم را میان موج دلتنگی رها کردی
تمام شور و شوقم را به دنیای تو بخشیدم
ولی ساده جهانم را دچار انزوا کردی
شدم بیگانه با شادی، چو در فکر من افتادی
ندیدم روی آزادی، ببین با من چهها کردی!
اگر معنای درد این است، باشم هر نفس رنجور
تو من را به اَبَر دردِ زمانه مبتلا کردی
به موج اشتیاق من چو یک صخره سپر گشتی
و جوی سرنوشتم را از آرامش جدا کردی
برو آسودهخاطر باش، دیده بستهام بر تو
که دیگر در دلم مهر خودت را انقضا کردی
نیازی به تظاهر نیست، آگاهم به اعماقت
یقین دانم برای رفتنم دایم دعا کردی
سوال بینوایم را چگونه پاسخی داری؟
به تاوان کدامین جرم محنتها روا کردی؟
#نـوا
@AdabSar
دلم خواهان مرهم بود و تو زخمش عطا کردی!
تو دستم را میان موج دلتنگی رها کردی
تمام شور و شوقم را به دنیای تو بخشیدم
ولی ساده جهانم را دچار انزوا کردی
شدم بیگانه با شادی، چو در فکر من افتادی
ندیدم روی آزادی، ببین با من چهها کردی!
اگر معنای درد این است، باشم هر نفس رنجور
تو من را به اَبَر دردِ زمانه مبتلا کردی
به موج اشتیاق من چو یک صخره سپر گشتی
و جوی سرنوشتم را از آرامش جدا کردی
برو آسودهخاطر باش، دیده بستهام بر تو
که دیگر در دلم مهر خودت را انقضا کردی
نیازی به تظاهر نیست، آگاهم به اعماقت
یقین دانم برای رفتنم دایم دعا کردی
سوال بینوایم را چگونه پاسخی داری؟
به تاوان کدامین جرم محنتها روا کردی؟
#نـوا
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
سالها پس از رفتنت
هربار که ازپنجره به کوچه نگاه میکنم
برایم دست تکان میدهی
باچمدانی که
همه چیزرا برد
هتا همین کوچه را
همین پنجره را
چشمهایم را
دنبالهی این چامه را
#معین_دهاز
#چکامه_پارسی
@AdabSar
هربار که ازپنجره به کوچه نگاه میکنم
برایم دست تکان میدهی
باچمدانی که
همه چیزرا برد
هتا همین کوچه را
همین پنجره را
چشمهایم را
دنبالهی این چامه را
#معین_دهاز
#چکامه_پارسی
@AdabSar