ادب‌سار
12.8K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻تنبیه = گوشمال، گوشمالی، کیفر، سزا، آگاه‌کردن، شکنجه، پادافره، زَنِش، توزِش، لَگ
🔻تنبیه جسمانی = پُهر
🔻تنبیه‌کردن = گوشمالی‌دادن، ادب‌کردن، بیدارکردن، بیداراندن، توزیدن، توجیدن
🔻تنبیه‌کننده = پادا‌فره‌گر

نمونه:
🔺تنبیه محصلین در مدارس ممنوع است =
زَنِشِ دانش‌آموزان در آموزشگاه‌ها نارواست

🔺به‌خاطر کار بدش تنبیه شد =
برای کار بدش کیفر دید

🔺سارق را گرفتند و خودشان تنبیهش کردند =
دزد را گرفتند و خودشان گوشمالی‌اش دادند

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تنبیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
📚@AdabSar

من دلم سخت گرفته‌ست
از این میهمان‌خانه‌ی مهمان‌کش
روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است
چند تن خواب‌آلود
چند تن ناهموار
چند تن ناهشیار...

از پارسی‌سرودگان #نیما_یوشیج
#چکامه_پارسی

۲۱ آبان، زادروز "نیما یوشیج"، پدر چامه‌ی نوین پارسی گرامی باد.

📚 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🌕🌳⭐️🌙
@AdabSar

ری‌را…
سدا[صدا] می‌آید امشب،
ازپشت «کاچ» که بندآب
برق سیاه تابش، تصویری از خراب،
در چشم می‌کشاند؛
گویا کسی‌ست که می‌خواند.

اما سدای آدمی این نیست!
با نظم هوش‌ربایی، من
آوازهای آدمیان را شنیده‌ام،
در گردش شبانی سنگین،
ز اندوه‌های من،
سنگین‌تر؛
و آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر...

یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان،
که من هنوز هیبت دریا را،
در خواب می‌بینم.

ری‌را…، ری‌را
دارد هوا که بخواند،
درین شب سیاه،
او نیست با خودش،
او رفته با صدایش، اما
خواندن نمی‌تواند!

#نیما_یوشیج
سروده شده در سال ۱۳۳۱
#ریرا #ری_را

@AdabSar
🌕🌿🌙🌱
Forwarded from ادب‌سار
💫

نه بختِ بدِ مراست سامان
و ای شب نه توراست هیچ پایان

چندین چه كنی مرا ستیزه
بس نیست مرا غم زمانه؟

#نیما_یوشیج
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar

نظربازانه چون آيينه گرديديم دنيا را
به آن‌صورت كه می‌بايست ما ديديم دنيا را

ز بس ناچيز بود از هيچ هم كمتر به وزن آمد
به ميزان نظر یک‌عمر سنجيديم دنيا را

چو معشوقی كه از واسوختن عاشق كند رامش
تغافل‌گونه‌ای كرديم و تابيديم دنيا را

برای آن‌كه گاهی بر سر ياران توانش زد
ز بُستانِ فلک مانند گل چيديم دنيا را

شديم آيينه و كرديم سِير نيک و بد «شهرت»
به آن‌صورت كه می‌بايست ما ديديم دنيا را

#شهرت_شیرازی
@AdabSar
💫

در خاطر هیچ‌کس نیاید

از یاد تو هرکه شد فراموش

#امید_همدانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

حالا تویی که دور، تویی ناپدیدتر
حالا منم که از همه‌کس ناامیدتر

هذیان شعرهای تو را می‌توان کشید
هر لحظه می‌شود غم عشقت شدیدتر

#محمدسعید_میرزایی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻اتمام = فرجام، فَرجامانیدن، پایان، به پایان رساندن، سِپَریدن، انجام، سرانجام، به سرانجام رساندن، پَساخت
🔻اتمام‌حجت = گواه فرجامین، واپسین سخن، زنهاره
🔻اتمام‌کردن = سِپَریدن، سِپَری‌کردن، انجام‌رسانیدن
🔻اتمامگر = پایانگر

نمونه:
🔺برای اتمام پروژه تمام تلاشش را کرد =
برای فَرجامانیدن برنامه همه‌ی کوشش‌اش را کرد

🔺کارشان زودتر از موعد مقرر به اتمام رسید =
کارشان زودتر از زمان برنهاده به پایان رسید

🔺ولی آنگه رسد کارش به اتمام
که با آغاز گردد باز از انجام(محمود شبستری) =
ولی آنگه رسد کارش به فرجام
که با آغاز گردد باز از انجام

🔺اتمام‌حجت معلم با محصلین جهت امتحانات آخر سال =
زنهاره‌ی آموزگار به دانش‌آموزان برای آزمون‌های پایان سال
واپسین‌سخن آموزگار با دانشوَران برای آزمون‌های پایان سال

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#اتمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

خالی شدم از زندگی، از هرچه پایان داشت
حسی شبیه آنچه که یک جسمِ بی‌جان داشت

می‌آمد و با هر قدم عطر تو می‌پیچید
لعنت به شهری که پس از تو باز باران داشت!

با حال آن روزم میان خاطرات تو
باران نمی‌بارید، اگر یک‌ذره وجدان داشت!

می‌شد بگیری دست من را قبل از افتادن
اما نشد، تا من بفهمم عشق تاوان داشت

می‌شد ببندی زخم من را قبل جان‌دادن
افسوس، من را کشت آن دردی که درمان داشت!

من مرده بودم، مرگ با من زندگی می‌کرد
من مرده بودم، مرگ در رگهام جریان داشت

وقتی که برگشتی به من، در شهر پُر کردند
برگشتن جان پس به جسمی مرده امکان داشت!


#رویا_باقری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

گفتی اندر خواب گَه‌گَه روی خود بنمایمت

این سخن بیگانه را گو که‌آشنا را خواب نیست

#امیرخسرو_دهلوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

پای من در سر کوی تو به گِل رفت فرو
گر دلت سنگ نباشد، گِل گیرا داری

دگران خوشگل یک عضو و تو سر تا پا خوب
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری!

#شهریار
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻تمام = همه، هماد، هام، فرجام، پایان، بسنده، آزگار، یکسره، سراسر، سرتاسر، رسا، هَره، واریکان(پارسی پهلوی)، فِرِه(پارسی پهلوی)
🔻تماماً = یکسره، همه، همگی، سراسر، سرتاسر، به همه، به همه‌ای، پاک
🔻تمام امور = همه‌ی کارها
🔻تمام رُخ = همه‌رُخ، هامرُخ
🔻تمام‌رَس = رسیده(در برابر نارَس)
🔻تمام‌شدن = پایان‌یافتن، پایان‌گرفتن، فرجام‌یافتن
🔻تمام‌شدنی = پایاندار، فِرِهیاب
🔻تمام‌شده = پایان‌یافته
🔻تمام‌عیار = سَره، ناب، بی آمیغ(آمیغ=آمیختگی)، بی کم‌وکاست
🔻تمام‌کردن = به انجام رساندن، به پایان بردن، مردن
🔻تمام‌نشدنی = پایان‌ناپذیر
🔻تمام‌وقت = full time، پیوسته‌کار
🔻تمامی = همه، همگی، شِگالِه، به‌سرآمدن، رسیدگی
🔻تمامیت ارضی = یکپارچگی کشوری
🔻با تمام = با همه‌ی
🔻ناتمام = نیمه‌کاره، نافرجام، نارسا، نادرست، خام، پایان‌نیافته، ناهام، ناهَرْو، نافَرجَفت(پارسی پهلوی)، بَش
🔻ناتمامی = نافرجامی، خامی، ناآموزدگی

نمونه:
🔺به یک پرستار تمام‌وقت نیازمندیم =
به پرستاری پیوسته‌کار نیازمندیم

🔺عقلش را تماما از دست داده بود =
خردش را پاک از دست داده بود

🔺تمام رفقای صمیمی من ازدواج کردند =
همه‌ی دوستان یکدل من زناشویی کردند
دوستان همدل من، همگی همسر گُزیدند

🔺حقیقت را تمام و کمال بیان کنید =
فرهود را یکسره و بی کم‌و‌کاست واگویید

🔺وقت امتحان تمومه =
زمان آزمون به پایان رسید
پایان زمان آزمون

🔺عمرم تمام شد و وقتم به اتمام رسید =
زندگانی‌ام سَر آمد و زمان‌ام سپری شد

🔺مریض قبل از آنکه حرفش را تمام کند، تمام کرد =
بیمار پیش از آنکه سخنش را به پایان ببرد، مُرد

🔺سی سال تمام منتظرش مانده بود =
سی سال آزگار چشم‌به‌راهش مانده بود

🔺تمام شهر در تاریکی فرو رفته بود =
سرتاسر شهر در تاریکی فرو رفته بود

🔺مجسمه‌ای از طلای تمام‌عیار برایش ساختند =
تندیسی از زر ناب برایش ساختند

🔺کار را نیمه‌تمام گذاشت =
کار را نیمه‌کاره گذاشت
کار را نافرجام گذاشت

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

من حسادت می‌کنم هتا به تنها بودنت
من به فردِ روبه‌رویی، لحظه‌ی خندیدنت

من به بارانی که با لذت نگاهش می‌کنی
یا نسیمی که رها می‌چرخد اطراف تنت

من حسادت می‌کنم هتا به دست گرم آن_
شالِ خوشرنگی که می‌پیچد به دور گردنت

وقتی انگشتان تو در گیسوانت می‌دود
من به رد‌ِ مانده از اینجور سامان‌دادنت

اینکه چیزی نیست، گاهی دل حسادت کرده به_
عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت

هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت می‌کنم هتا به قلب دشمنت

کاش هرکس غیر من، ای کاش هتا آینه
پلک‌هایش روی هم می‌رفت وقت دیدنت!


#الهام_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

همیشه گریه راه التیام زخم‌هایت نیست

کدامین آب خواهد شست داغ پشت دستت را؟

#حسین_زحمتکش
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

یک روز بلا بر سرمان می‌بارند
یک روز دگر عزیزمان می‌دارند

کس هیچ ندانست و نخواهد دانست
فردا چه به روزگارمان می‌آرند؟!

#بیژن_ارژن
@AdabSar
🍀🌼🍃🌸☘️🌺🌿🌻🍀🌸🌿🌼🌱

چو سرو سهی گوژ گردد به باغ
بر او بر شود تیره روشن‌چراغ

کُنَد برگ پژمرده و بیخ سست
سرش سوی پستی گراید نخست

برویَد ز خاک و شود باز خاک
همه جای ترس است و تیمار و باک
#فردوسی

امید که:
همه ساله پیروز بادی و شاد
سرت پر ز دانش دلت پر ز داد


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌸🌱🌼🌿🌺🍀🌻🍃🌸🌱🌺☘️🌼
Forwarded from ادب‌سار
✳️

دره‌ای مهیب، مه، سرما، نفس، ها هاه
او بود و پلی معلق بر فراز دو قاف
باید قدم می‌گذاشت بر آن ناپیدا،
با هر ضربه‌ی پا
سیم‌های چنگی می‌زدند نوا!


#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

هرچند نداری تو ز احساس، نشانی
من عاشق لبخند توام، گرچه ندانی

مغرور و بداخلاق بشو با همه، اما...
«با من به ازین باش که با خلق جهانی»


#نفیسه_سادات_موسوی
@AdabSar
🍂🔥🍁 @AdabSar

🍁🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🍁🔥 آذرجشن

🍁🔥 "آذرجشن"، جشنی در پیوند با آتش و برای فرا رسیدن سرمای زمستان و برافروختن نخستین آتش و گرمای زمستانی است که گویا در اورمزد روز از آذر، برابر با یکم آذر برگزار می‌شد. از این‌رو می‌گوییم "گویا"، که درباره‌ی زمان برگزاری این جشن آگاهی درستی در دست نیست و با جابجایی گاهشماری‌ها و به شمار نیاوردن بهیزک(کبیسه)، زمان برگزاری آن جابجا شده است.

🍁🔥 برای نمونه گفته شده که جشن شهریورگان همان آذرجشن است. زمان برگزاری "آذرجشن" را در آغاز مهر و جشن آغاز پاییز هم دانسته‌اند. گاهنبار ایاسرم یکی دیگر از جشن‌هایی است که آذرجشن را با آن یکی می‌دانند و گمان دیگر، برگزاری آذرجشن در آغاز آذر است.

🍁🔥 "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" از زبان "شاهویه" یا "زادویه" نوشته است که در "آذرجشن" در خانه‌ها آتش می‌افروختند، نیایش می‌کردند، خوراک می‌خوردند، پایکوبی می‌کردند و باور داشتند گرمای جشن و آتش آن، آسیب‌های سرمای زمستان را از مردم، گیاهان و گیتی دور می‌کند. گویی که با لشگری گران به جنگ با دشمن رفته باشند. بیرونی همچنین نوشته است که خورشید موبد، آذر جشن را در روز نخست شهریور می‌داند ومی‌گوید این جشن در گاهنبار آفرینش گیاهان در خراسان برگزار می‌شد و باور دارد که این جشن ایرانی نیست، تخاری است ولی به روزهای ایرانیان راه یافته است.
ای ماه، رسید ماه آذر
برخیز و بده میِ چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن
ز آذر صنما به ماه آذر!
#مسعود_سعد_سلمان

🍁🔥 پیش‌تر در ادبسار به جشن‌های گفته شده پرداختیم.
جشن شهریورگان
t.me/AdabSar/14686

جشن پاییزانه
t.me/AdabSar/15243

گاهنبار "ایاسرم"
t.me/AdabSar/15110

✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
____
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
____
#جشن_های_ایرانی #آذرجشن #آذرگان

🍁🔥🍂 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻کامل = آرَسته، پُر، بی‌آک(=بی‌عیب)، آزگار، رِسا، رساوند، همه‌گیر، فَرگشته، درست، پایان‌یافته، بی‌رخنه، بی‌خُرده، آکنده، انجام‌یافته، پـُروَند، اُسپور، وَسپور(پارسی پهلوی)، بُوَندِه، بَوَندَک، پارُن(پارسی پهلوی)
🔻کاملا = سَددرسَد*، بی‌کم‌وکاست، بی‌گفتگو، بی‌چون‌وچرا، سراسر، سرتاسر، به‌فرزام، به‌پُرگی، به‌راستی، به‌درستی، همگی، بی‌خُرده، یکسره، به‌رسایی
🔻کامل‌کردن = آرَستَن، هرویسپاندن، هاماندن، فرجامانیدن، به‌فرزام‌رسانیدن
🔻کامل گشتن/گردیدن = هَنگَتیدن، رِساگشتن، به‌فرزام‌رسیدن، فرزامِش
🔻کامل‌مرد = پخته‌مرد، میانسال
🔻کامل‌الذات = پارُنزاد، آرَسته
🔻کامل‌العمل = درست‌کردار، نیکوکردار
🔻کامل‌العیار(کامل‌عیار) = دُرُست(درباره‌ی زر یا سیم یا مرد)
🔻کامله‌الوداد = بهین‌دوست

نمونه:
🔺تخت‌جمشید مثالی کامل از هنر ایران باستان است =
تخت‌جمشید نمونه‌ای بی‌آک/ رسا/ آرَسته از هنر ایران باستان است

🔺بالاخره نقاشی‌اش را کامل کرد =
سرانجام نگاره‌اش را فرجامانید/ فرزافت/ به‌فرزام رسانید

🔺برای این کار ده سال کامل زحمت کشید =
برای این کار ده سال آزگار سختی کشید

🔺امشب ماه کامل است =
امشب ماه پُر است

🔺کاملا درست می‌گی =
بی‌چون‌وچرا درست می‌گویی

🔺شهر کاملا از برف سفید شده بود =
شهر سراسر از برف سپید شده بود

🔺کاملا از کارش راضی بود =
سَددرسَد از کارش خوشنود بود

🔺کاملا لایق این همه تعریف بود =
به‌درستی سزاوار این همه ستایش بود

* "سَددرسَد" واژه‌ای پارسی است و نباید با "ص" نوشته شود.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کامل #کاملا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸