Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻جنسیت = Sexuality، نرولاسی(نر و مادگی)، گونِگی، ژاد
✍نمونه:
🔺"تبعیضِ جنسیتی" یا "جنسیتزدگی" به معنی اعتقاد یا نظری است که یک جنسیت را حقیرتر از دیگری میداند =
"فَراگَری گونِگی" یا "ژاد زَدِگی" به چِمارِ باور یا نگرشی است که یک ژاد را پستتر از دیگری میداند
🔺با سونوگرافی جنسیت جنین مشخص شد =
با آوانگاری نرولاسی رویان روشن شد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#جنسیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻جنسیت = Sexuality، نرولاسی(نر و مادگی)، گونِگی، ژاد
✍نمونه:
🔺"تبعیضِ جنسیتی" یا "جنسیتزدگی" به معنی اعتقاد یا نظری است که یک جنسیت را حقیرتر از دیگری میداند =
"فَراگَری گونِگی" یا "ژاد زَدِگی" به چِمارِ باور یا نگرشی است که یک ژاد را پستتر از دیگری میداند
🔺با سونوگرافی جنسیت جنین مشخص شد =
با آوانگاری نرولاسی رویان روشن شد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#جنسیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
☀️⭐️🌙🔥
@AdabSar
تیر آرش در کمانم
نام ایران بر زبانم
قلهها در زیر پایم
کهکشانها آشیانم
چون سیاوش پاک پاکم
همچو رستم پهلوانم
کاوهام آزاده مَردم،
تار و پود کاویانم
من ز ماد و از هخایم
از ارشکْ ساسانیانم
مازیارم بابکم من
رهبر آزادگانم
جشن یلدا جشن نوروز
هم سده هم تیرگانم
زادهی پاک اهورا
از نژاد آریایم...
سراینده: #ناشناس
#یلدا
goo.gl/yyugPu
🌍☀️🌙⭐️
@AdabSar
تیر آرش در کمانم
نام ایران بر زبانم
قلهها در زیر پایم
کهکشانها آشیانم
چون سیاوش پاک پاکم
همچو رستم پهلوانم
کاوهام آزاده مَردم،
تار و پود کاویانم
من ز ماد و از هخایم
از ارشکْ ساسانیانم
مازیارم بابکم من
رهبر آزادگانم
جشن یلدا جشن نوروز
هم سده هم تیرگانم
زادهی پاک اهورا
از نژاد آریایم...
سراینده: #ناشناس
#یلدا
goo.gl/yyugPu
🌍☀️🌙⭐️
❤1👍1
Forwarded from ادبسار
☀️🍉 @AdabSar
🌟 یلدا، آیینی که از فراز و فرودهای هزارهها گذر کرد
☀️ جشنهای ایرانی هزاران سال پیشینه دارند و هزاران سال در این سرزمین ارج داشتند. اکنون پس از نوروز تنها #یلدا است که از پس هزارههای دور و دراز برآمده و میتواند خانوادهها را گرد هم آورد و مردمان را به تکاپو وادارد. هرچند که در این سالها گرایش به جشنهای ایرانی بهویژه مهرگان، سده و آیین بزرگداشت کوروش در ایران افزایش یافته است.
به گفتهی فریدون جنیدی، یلدا نشان از دانش باستانی نیاکان ما است که هزاران سال پیش به گاهشماری خورشیدی دست یافته و دریافته بودند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است و در پایان این شب با زایش مهر یا میترا یا همان خورشید، روشنایی بر تاریکی پیروز میشود.
از دیگر سو، پیدایش مهر یا خورشید نمادی روشن از مهرورزی و دوستی جهانی است.
⛰ مهر یا خورشید، ایزد جنگاوران و پهلوانان، خدای راستی و پیمان و همچنین نگهبان جهان و جهانیان بود. در افسانههای ایرانی، مهر نخستین خدایی بود که هر بامداد سوار بر گردونه(ارابه)ی خود بر چهار اسب کشیده میشد و از فراز کوه البرز بر ایران و ایرانیان مینگریست و از آنان نگهداری میکرد.
🌾 روشن است که در جهان باستان، مردم با دامپروری و کشاورزی زندگی خود را میگذراندند و با دوگانگی و دشواریهای زیستبوم روبرو بودند.
سپیدی و سیاهی، خوبی و بدی، روشنی و تیرگی، دوستی و دشمنی، گذشت و کینه و... برخی از این دوگانگیها بودند.
در باور آنها آنچه برای زندگیشان خوب بود نشانهی خدای خوب و آنچه برای زندگیشان زیانآور بود نشانهی خدای بد شمرده میشد.
از این رو آنها روز و روشنایی که در آن بالندگی و کوشش بود، دوست داشتند و با فرارسیدن شب آتش میافروختند تا از روشنایی پاسداری کنند.
🍎 یادبود سیاوش در شب یلدا
گفته میشود در ایران باستان و در این جشن، هیچ خوراک ویژهای پخته نمیشد. خوراک این شب خشکبار، اندوختههای کشاورزی و میوههای تابستانی بود که به سختی نگهداری میکردند. در میان این خوراکیها، میوههای سرخ جایگاه ویژهای داشتند. این رنگ در آیین مهر، نشانهی فراز آمدن روشنایی و زایش شید(نور) بود. انار که در وِرشیم(موسم) سرد به فراوانی یافت میشود، بیش از هر میوهی دیگری در خوان یلدا خودنمایی میکند و امروز در هنر ایرانی نمادی زیباست. به گفتهی "علی بلوکباشی"، انار و آبِ سرخِ آن یادآور خون سیاوش بود. همچنین انار و سیب نماد باززایی و باروری هستند. میوههای سرخ، میوههایی هستند که بر پایهی دانش امروز ما دارای پاداُکسایِش*(آنتیاکسیدان) فراوانند و از تن آدمی در برابر بیماریها نگهداری میکنند.
⛺️"چله" چیست؟
چلهی بزرگ از فردای یلدا آغاز شده و تا جشن سده (چهل روز) دنباله داشت. در چلهی بزرگ هوا بسیار سرد بود ولی با فرارسیدن جشن سده(۱۰ بهمن) و پایان چلهی بزرگ، چلهی کوچک آغاز میشد و بیست روز دنباله داشت. در چلهی کوچک از سرمای هوا به آرامی کاسته میشد و پس از آن با فرا رسیدن ماه اسپند، آب و هوا نوید فرا رسیدن گرما، بهار و شکفتن گلها را میداد.
📜 شب چله در #فرهنگ_ایران همیشه زمانی برای گرد هم آمدن خانوادهها و دور ریختن دلخوریها بود که نماد همبستگی و کنار هم بودن برای شکست دادن دشواریهاست. یکی از آیینهای این شب داستانگویی دربارهی دلاوریهای پهلوانان میهن و سربلندیهای آنان بود. شب چله که با شادی و سرور همراه بود، تا سپیدهدم دنباله داشت تا بتوان زایش شید را پس از تاریکی و شبی سرد نگریست.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
__________________
📚 برگرفته از:
"پیشینه و تبارشناسی یلدا، شب هزارههای تاریخ"، یادداشت #مجتبی_شهرآبادی
"آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز" #محمود_روح_الامینی
"جشنهای ایرانی"، #پرویز_رجبی
"جستار درباره مهر و ناهید"، #محمد_مقدم
"شب یلدا"، #سیما_سلطانی
__________________
🖋 پینوشت*: در بنمایهها برابر پارسی واژهی "آنتیاکسیدان" یافت نشد. واژهی "پاداُکسایِش" پیشنهاد ادبسار است.
goo.gl/dBV5km
☀️🔥✨💫
🌟 یلدا، آیینی که از فراز و فرودهای هزارهها گذر کرد
☀️ جشنهای ایرانی هزاران سال پیشینه دارند و هزاران سال در این سرزمین ارج داشتند. اکنون پس از نوروز تنها #یلدا است که از پس هزارههای دور و دراز برآمده و میتواند خانوادهها را گرد هم آورد و مردمان را به تکاپو وادارد. هرچند که در این سالها گرایش به جشنهای ایرانی بهویژه مهرگان، سده و آیین بزرگداشت کوروش در ایران افزایش یافته است.
به گفتهی فریدون جنیدی، یلدا نشان از دانش باستانی نیاکان ما است که هزاران سال پیش به گاهشماری خورشیدی دست یافته و دریافته بودند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است و در پایان این شب با زایش مهر یا میترا یا همان خورشید، روشنایی بر تاریکی پیروز میشود.
از دیگر سو، پیدایش مهر یا خورشید نمادی روشن از مهرورزی و دوستی جهانی است.
⛰ مهر یا خورشید، ایزد جنگاوران و پهلوانان، خدای راستی و پیمان و همچنین نگهبان جهان و جهانیان بود. در افسانههای ایرانی، مهر نخستین خدایی بود که هر بامداد سوار بر گردونه(ارابه)ی خود بر چهار اسب کشیده میشد و از فراز کوه البرز بر ایران و ایرانیان مینگریست و از آنان نگهداری میکرد.
🌾 روشن است که در جهان باستان، مردم با دامپروری و کشاورزی زندگی خود را میگذراندند و با دوگانگی و دشواریهای زیستبوم روبرو بودند.
سپیدی و سیاهی، خوبی و بدی، روشنی و تیرگی، دوستی و دشمنی، گذشت و کینه و... برخی از این دوگانگیها بودند.
در باور آنها آنچه برای زندگیشان خوب بود نشانهی خدای خوب و آنچه برای زندگیشان زیانآور بود نشانهی خدای بد شمرده میشد.
از این رو آنها روز و روشنایی که در آن بالندگی و کوشش بود، دوست داشتند و با فرارسیدن شب آتش میافروختند تا از روشنایی پاسداری کنند.
🍎 یادبود سیاوش در شب یلدا
گفته میشود در ایران باستان و در این جشن، هیچ خوراک ویژهای پخته نمیشد. خوراک این شب خشکبار، اندوختههای کشاورزی و میوههای تابستانی بود که به سختی نگهداری میکردند. در میان این خوراکیها، میوههای سرخ جایگاه ویژهای داشتند. این رنگ در آیین مهر، نشانهی فراز آمدن روشنایی و زایش شید(نور) بود. انار که در وِرشیم(موسم) سرد به فراوانی یافت میشود، بیش از هر میوهی دیگری در خوان یلدا خودنمایی میکند و امروز در هنر ایرانی نمادی زیباست. به گفتهی "علی بلوکباشی"، انار و آبِ سرخِ آن یادآور خون سیاوش بود. همچنین انار و سیب نماد باززایی و باروری هستند. میوههای سرخ، میوههایی هستند که بر پایهی دانش امروز ما دارای پاداُکسایِش*(آنتیاکسیدان) فراوانند و از تن آدمی در برابر بیماریها نگهداری میکنند.
⛺️"چله" چیست؟
چلهی بزرگ از فردای یلدا آغاز شده و تا جشن سده (چهل روز) دنباله داشت. در چلهی بزرگ هوا بسیار سرد بود ولی با فرارسیدن جشن سده(۱۰ بهمن) و پایان چلهی بزرگ، چلهی کوچک آغاز میشد و بیست روز دنباله داشت. در چلهی کوچک از سرمای هوا به آرامی کاسته میشد و پس از آن با فرا رسیدن ماه اسپند، آب و هوا نوید فرا رسیدن گرما، بهار و شکفتن گلها را میداد.
📜 شب چله در #فرهنگ_ایران همیشه زمانی برای گرد هم آمدن خانوادهها و دور ریختن دلخوریها بود که نماد همبستگی و کنار هم بودن برای شکست دادن دشواریهاست. یکی از آیینهای این شب داستانگویی دربارهی دلاوریهای پهلوانان میهن و سربلندیهای آنان بود. شب چله که با شادی و سرور همراه بود، تا سپیدهدم دنباله داشت تا بتوان زایش شید را پس از تاریکی و شبی سرد نگریست.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
__________________
📚 برگرفته از:
"پیشینه و تبارشناسی یلدا، شب هزارههای تاریخ"، یادداشت #مجتبی_شهرآبادی
"آیینها و جشنهای کهن در ایران امروز" #محمود_روح_الامینی
"جشنهای ایرانی"، #پرویز_رجبی
"جستار درباره مهر و ناهید"، #محمد_مقدم
"شب یلدا"، #سیما_سلطانی
__________________
🖋 پینوشت*: در بنمایهها برابر پارسی واژهی "آنتیاکسیدان" یافت نشد. واژهی "پاداُکسایِش" پیشنهاد ادبسار است.
goo.gl/dBV5km
☀️🔥✨💫
Forwarded from ادبسار
❤️🌹❤️🌹
@AdabSar
قرص ماه رفته از البرز بالا را ببین
چشمهای سرمهی غرق تماشا را ببین
پهندشت امپراتوری ایران غرق جشن
دفزنی باربد، چنگ نکیسا را ببین
دختر ایرانی و تاجیک و افغان غرق رقص
گلرخان شوش تا بلخ و بخارا را ببین
آهوان خوشخرام مینیاتور بر سفال
سینهی کبکان دری بر فرش دیبا را ببین
سفرهها گسترده از آجیل و شیرینی و لرک
استکان تا استکان چایی و خرما را ببین
دانه دانه هر سرانگشتی شناور در انار
روشنای آنهمه فانوس دریا را ببین
قاچ سرخ هندوانه، هر لب دلدادهای
بوسهی شیرینتر از طعم مربا را ببین
پیک پیک ابرها خورده بهم هر آذرخش
جام باران شراب و مستی ما را ببین
بر بلندای دماوند، آتش آتشکده
از فروغش فرهی ایزد "اهورا" را ببین
هرکجا پندار با گفتار با کردار نیک
حضرت زرتشت با نسک اوستا را ببین
کوروش از تسخیر بابل، داریوش از فتح مصر
نادر برگشته از اقلیم بودا را ببین
سرسرای تخت جمشید از گل فیروزه فرش
شوکت پله به پله تا بلندا را ببین
آتش شرقی میان سینه روشن کن برقص
کاجهای برفپوش فصل سرما را ببین
یک دقیقه بیشتر با شعر من عاشق بمان
امشب آغاز زمستان است "یلدا" را ببین!
#شهراد_میدری
#یلدا
@AdabSar
🍉🍎🍉🍎
@AdabSar
قرص ماه رفته از البرز بالا را ببین
چشمهای سرمهی غرق تماشا را ببین
پهندشت امپراتوری ایران غرق جشن
دفزنی باربد، چنگ نکیسا را ببین
دختر ایرانی و تاجیک و افغان غرق رقص
گلرخان شوش تا بلخ و بخارا را ببین
آهوان خوشخرام مینیاتور بر سفال
سینهی کبکان دری بر فرش دیبا را ببین
سفرهها گسترده از آجیل و شیرینی و لرک
استکان تا استکان چایی و خرما را ببین
دانه دانه هر سرانگشتی شناور در انار
روشنای آنهمه فانوس دریا را ببین
قاچ سرخ هندوانه، هر لب دلدادهای
بوسهی شیرینتر از طعم مربا را ببین
پیک پیک ابرها خورده بهم هر آذرخش
جام باران شراب و مستی ما را ببین
بر بلندای دماوند، آتش آتشکده
از فروغش فرهی ایزد "اهورا" را ببین
هرکجا پندار با گفتار با کردار نیک
حضرت زرتشت با نسک اوستا را ببین
کوروش از تسخیر بابل، داریوش از فتح مصر
نادر برگشته از اقلیم بودا را ببین
سرسرای تخت جمشید از گل فیروزه فرش
شوکت پله به پله تا بلندا را ببین
آتش شرقی میان سینه روشن کن برقص
کاجهای برفپوش فصل سرما را ببین
یک دقیقه بیشتر با شعر من عاشق بمان
امشب آغاز زمستان است "یلدا" را ببین!
#شهراد_میدری
#یلدا
@AdabSar
🍉🍎🍉🍎
👍1
Forwarded from ادبسار
☀️🍉 @AdabSar
🌞 یلدا، میانجی "وای" و "دی"
پیشینهی #یلدا به هفت هزار سال پیش میرسد. هرچند که نمیتوان زمان رُشمند(دقیق)ی برای پیدایش رویدادهای باستانی پایوَرید(اثبات کرد). یک گمان دربارهی پیدایش چله این است که کاسپینها، تیرهای از نژاد آریایی و مردمانی دارای فرهنگ والا، یلدا را بنیاد نهادند.
در این شب که هنگامهی افسردگی سال است، مردم گرد هم میآیند تا دوستی را پیمانی دوباره بندند. پیمانهای دوستی در ایران باستان با میانجیگری ایزد مهر انجام میشد. از اینرو در باورهای باستانی، مهر در این شب زاده میشود. با زایش مهر، خورشید نیز سر میزند. خورشید و مهر در باورهای باستانی یکی نبودند ولی پیوندی ناگسستنی داشتند و مهرپرستی در ایران در روزگار پیشازرتشتی فراوانی داشت.
چنانکه گفته شد ایزد مهر در شب یلدا، شبی میان دو ماه زاده شد. ماه آذر به نام ایزد آتش و ماه دی که دیو زمستان را به یاد میآورد. یلدا، در میانهی دو روان اهورایی و اهریمنی است. از دیگر سو، مهر نیز میانجی نیروهای نیکی و بدی است. "وای" یا ایزد باد در افسانههای ایرانی دو سویهی اهریمنی و اهورایی دارد و "دی" سویهی اهریمنی "وای" است. بادهای نرم بهاری کار ایزد "وای" هستند و بادهای سهمگین پاییزی کار دیو "وای" یا همان دیو "دی" هستند. یلدا گذرگاهی سخت میان بادهای سرد پاییز و زمستان است و مردم گرد هم میآیند تا هراس و تاریکی را با هم پشتسر بگذارند و برای روزهای سخت آماده شوند.
گفتنی است در ایران باستان این هر دو ماه زمستانی بودند زیرا ازپایان مهر تا پایان اسپند زمستان بود.
📜 برداشت آزاد ازیادداشت: "شبی خوش است"
✍🏼 #سهند_آقایی پژوهشگر زبان و ادب پارسی
فرتور(عکس) پیوست: سنگنگارهی "ایزد مهر" سوار بر گردونهی چهاراسب که هر بامداد از بالای کوههای البرز به ایرانیان مینگرد.
☀️🍉 goo.gl/NfYRwT
🌞 یلدا، میانجی "وای" و "دی"
پیشینهی #یلدا به هفت هزار سال پیش میرسد. هرچند که نمیتوان زمان رُشمند(دقیق)ی برای پیدایش رویدادهای باستانی پایوَرید(اثبات کرد). یک گمان دربارهی پیدایش چله این است که کاسپینها، تیرهای از نژاد آریایی و مردمانی دارای فرهنگ والا، یلدا را بنیاد نهادند.
در این شب که هنگامهی افسردگی سال است، مردم گرد هم میآیند تا دوستی را پیمانی دوباره بندند. پیمانهای دوستی در ایران باستان با میانجیگری ایزد مهر انجام میشد. از اینرو در باورهای باستانی، مهر در این شب زاده میشود. با زایش مهر، خورشید نیز سر میزند. خورشید و مهر در باورهای باستانی یکی نبودند ولی پیوندی ناگسستنی داشتند و مهرپرستی در ایران در روزگار پیشازرتشتی فراوانی داشت.
چنانکه گفته شد ایزد مهر در شب یلدا، شبی میان دو ماه زاده شد. ماه آذر به نام ایزد آتش و ماه دی که دیو زمستان را به یاد میآورد. یلدا، در میانهی دو روان اهورایی و اهریمنی است. از دیگر سو، مهر نیز میانجی نیروهای نیکی و بدی است. "وای" یا ایزد باد در افسانههای ایرانی دو سویهی اهریمنی و اهورایی دارد و "دی" سویهی اهریمنی "وای" است. بادهای نرم بهاری کار ایزد "وای" هستند و بادهای سهمگین پاییزی کار دیو "وای" یا همان دیو "دی" هستند. یلدا گذرگاهی سخت میان بادهای سرد پاییز و زمستان است و مردم گرد هم میآیند تا هراس و تاریکی را با هم پشتسر بگذارند و برای روزهای سخت آماده شوند.
گفتنی است در ایران باستان این هر دو ماه زمستانی بودند زیرا ازپایان مهر تا پایان اسپند زمستان بود.
📜 برداشت آزاد ازیادداشت: "شبی خوش است"
✍🏼 #سهند_آقایی پژوهشگر زبان و ادب پارسی
فرتور(عکس) پیوست: سنگنگارهی "ایزد مهر" سوار بر گردونهی چهاراسب که هر بامداد از بالای کوههای البرز به ایرانیان مینگرد.
☀️🍉 goo.gl/NfYRwT
❤1👍1🔥1
☀️🍉 @AdabSar
🎂🎈 بنیاد نهادن جشن زادروز در ایران برای نخستینبار در جهان
اردشیر یکم ساسانی یا اردشیر پاپکان، نخستین پادشاه ساسانی در جشن شب چلهی سال ۲۳۳ ترسایی (میلادی) دین زرتشتی را کیش آیینمند(رسمی) ایران خواند و دستور داد آتشکدههای خاموش روشن شوند، گردآوری آموزشهای زرتشت که از زمان بلاش یکم اشکانی آغاز شده بود به سرانجام برسد و در دسترس همگان باشد.
در این جشن اردشیر مردم را فراخواند که هر سال زادروز خود را جشن بگیرند تا گذشت زمان را از یاد نبرند، نیکی پیشه کنند و با گرد هم آمدن همبستگی آنان سست نشود.
او به سالخوردگان یادآور شد که برای سربلندی بازماندگان، نام نیک از خود به یادگار بگذارند، به جوانان اندرز دهند و آموختههای زندگی خود را به آنان بیاموزند.
هرودوت در نخستین نبیگ(کتاب) خود نوشته است که پارسها «زادروز» خود را جشن میگیرند، جامهی نو میپوشند، به بستگان مهمانی میدهند و شادی میکنند.
خلفتبریزی نگارنده برهان قاطع، ماکس مولر، کریستنِسن، مری بویس و دیگر خاورشناسان، ایرانیان را بنیادگذار جشن زادروز دانسته و نوشتهاند که این آیین سپس به روم و اروپا رفت و جهانی شد.
اردشیر پاپکان روزنگار(تقویم)ی به نام «کارنامک» داشت که دومین روزنامه جهان بهشمار آمده است. در این کارنامک نه تنها کارهای انجام شده آن روز، که برنامههای آینده و دیوانی را مینوشت و وزیران و دستیاران خود را از آن آگاه میکرد.
#روزشمار نیاکان
برگرفته از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
بازنویسی به پارسی پاک: ادبسار
#جشن_زادروز
☀️🍉 @AdabSar
🎂🎈 بنیاد نهادن جشن زادروز در ایران برای نخستینبار در جهان
اردشیر یکم ساسانی یا اردشیر پاپکان، نخستین پادشاه ساسانی در جشن شب چلهی سال ۲۳۳ ترسایی (میلادی) دین زرتشتی را کیش آیینمند(رسمی) ایران خواند و دستور داد آتشکدههای خاموش روشن شوند، گردآوری آموزشهای زرتشت که از زمان بلاش یکم اشکانی آغاز شده بود به سرانجام برسد و در دسترس همگان باشد.
در این جشن اردشیر مردم را فراخواند که هر سال زادروز خود را جشن بگیرند تا گذشت زمان را از یاد نبرند، نیکی پیشه کنند و با گرد هم آمدن همبستگی آنان سست نشود.
او به سالخوردگان یادآور شد که برای سربلندی بازماندگان، نام نیک از خود به یادگار بگذارند، به جوانان اندرز دهند و آموختههای زندگی خود را به آنان بیاموزند.
هرودوت در نخستین نبیگ(کتاب) خود نوشته است که پارسها «زادروز» خود را جشن میگیرند، جامهی نو میپوشند، به بستگان مهمانی میدهند و شادی میکنند.
خلفتبریزی نگارنده برهان قاطع، ماکس مولر، کریستنِسن، مری بویس و دیگر خاورشناسان، ایرانیان را بنیادگذار جشن زادروز دانسته و نوشتهاند که این آیین سپس به روم و اروپا رفت و جهانی شد.
اردشیر پاپکان روزنگار(تقویم)ی به نام «کارنامک» داشت که دومین روزنامه جهان بهشمار آمده است. در این کارنامک نه تنها کارهای انجام شده آن روز، که برنامههای آینده و دیوانی را مینوشت و وزیران و دستیاران خود را از آن آگاه میکرد.
#روزشمار نیاکان
برگرفته از تارنمای #نوشیروان_کیهانی_زاده
بازنویسی به پارسی پاک: ادبسار
#جشن_زادروز
☀️🍉 @AdabSar
❤1👍1
⭐️ @AdabSar 🌙
🌙 شب یلدا ⭐️
جنبوجوش شب #یلدا شورِ نوروزی گرفت
دیدهبوسیها ز هر سامان چو آنروزی گرفت
آتشی در دی دمید از مهرِ جانافروز ما
چهرهی فردای مردم، بوی بهروزی گرفت
از فروغ چارشنبهسوری آمد این نوید:
"چامهی دیروزیان آهنگ امروزی گرفت"
تا زمستان گرم گردد، پایکوب و سرفراز
ساز از اردیبهشت و چنگ پیروزی گرفت
چادرش خورشید تا سرکرد و پشتِ کوه رفت
پاسی از شب، شهر ایران آتشافروزی گرفت
بامِ تیر و شام یلدا هر دوتا بالابلند
بوم میهن زر و سیم از مِهر و مَهروزی گرفت
دشتِ ایران، جای ساسان و ارشک و کوروش است
سرخوشا بومی که بوی شاه و شهروزی گرفت
چارگوشِ گیتی از کلک و هنر شد فربه جان
این جهان، از نسکِ ایران، دانشاندوزی گرفت
گرد هم گشتند پیران و جوانان گرمرو
تا انار و هندوانه، رنگِ شبسوزی گرفت
از ستیغ زاگرس می جوشدَش گاماسیاب
سیمره چون مار رفت و پهنهی خوزی گرفت
برنمیتابد ستم، فرزندِ خاک این زمین
تیغ و خنجر، آبرو از تیغِ فیروزی* گرفت!
#محمد_پوریان #چله
یلداشب ۱۳۹۴
⭐️ @AdabSar 🌙
🌙 شب یلدا ⭐️
جنبوجوش شب #یلدا شورِ نوروزی گرفت
دیدهبوسیها ز هر سامان چو آنروزی گرفت
آتشی در دی دمید از مهرِ جانافروز ما
چهرهی فردای مردم، بوی بهروزی گرفت
از فروغ چارشنبهسوری آمد این نوید:
"چامهی دیروزیان آهنگ امروزی گرفت"
تا زمستان گرم گردد، پایکوب و سرفراز
ساز از اردیبهشت و چنگ پیروزی گرفت
چادرش خورشید تا سرکرد و پشتِ کوه رفت
پاسی از شب، شهر ایران آتشافروزی گرفت
بامِ تیر و شام یلدا هر دوتا بالابلند
بوم میهن زر و سیم از مِهر و مَهروزی گرفت
دشتِ ایران، جای ساسان و ارشک و کوروش است
سرخوشا بومی که بوی شاه و شهروزی گرفت
چارگوشِ گیتی از کلک و هنر شد فربه جان
این جهان، از نسکِ ایران، دانشاندوزی گرفت
گرد هم گشتند پیران و جوانان گرمرو
تا انار و هندوانه، رنگِ شبسوزی گرفت
از ستیغ زاگرس می جوشدَش گاماسیاب
سیمره چون مار رفت و پهنهی خوزی گرفت
برنمیتابد ستم، فرزندِ خاک این زمین
تیغ و خنجر، آبرو از تیغِ فیروزی* گرفت!
#محمد_پوریان #چله
یلداشب ۱۳۹۴
⭐️ @AdabSar 🌙
Forwarded from ادبسار
چو مهر میهنات افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد...
سروده به #پارسی_پاک
#شاهین_سپنتا
#یلدا
@AdabSar
💫🔥☀️✨
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد...
سروده به #پارسی_پاک
#شاهین_سپنتا
#یلدا
@AdabSar
💫🔥☀️✨
Forwarded from ادبسار
☀️🍉 @AdabSar
همهجای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جایجای ایران - بخش نخست
بسیاری از آیینهای #یلدا همچون گرد هم آمدن خانوادهها، خوراکیهای این شب، چکامهخوانی و داستانگویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامهخوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همهی تیرهها و استانهای ایران یکسان است. در این یادداشتها کوشیدیم برخی از آیینهای ویژهی هر تیره و استان را تا جایی که میتوانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری دادههای گواهمند است.
❤️ "آگِر نوروژی" یکی از آیینهای یلدا در ایران باستان است که هنوز در میان مردم تیرهی "لَک" برگزار میشود. آنان در شبی به نام "شو چله" آتش بزرگی برپا و با نواختن ساز و دهل گرداگرد آن پایکوبی میکنند. "شب چله" در گاهشمار لکی برابر با آغاز ماه نوروز است. به آتشی که در این شب برافروخته میشود، "آگِر نوروژ" و به آیینی که در کنار آتش برگزار میشود، "آگِر نوروژی شو چله" میگویند. این آیین در ایل کاکاوند به شیوهی چشمگیری برگزار میشود و در پهرست برماندهای فرهنگی نابسودهی ایرانی، پایسته شده است(درفهرست میراث فرهنگی ناملموس ایرانی ثبت شده است).
🌹 در لرستان از چندی پیش از یلدا، گوسپند(گوسفند) یا پرندهای را برای خوراک شب یلدا میپرورند. یکی از آیینهای این شب "چارشو دُر کنی"(چادر شب آویزان کنی) است. کودکان در این شب با آویختن چادر یا گلونی(سربند لری) از بام خانهی همسایهها، شیرینی و میوه و خشکبار دریافت میکنند. این آیین در ایلام، آذربادگان و کرمانشاه نیز انجام میشود. در ایلام به آن "شلیملی" میگویند. "چل سرو" یا فال چهل سرود آیین دیگر چله در لرستان است. یکی از باشندگان(حاضران) دستگرد(تسبیح) میاندازد و هر یک از مهمانان چامهای به گویش بومی میگویند و چهلمین چکامه، پاسخ به مراد فالگیرنده است.
❤️ در برخی شهرهای استان خراسان، هندوانهی یلدا را در میانهی مهمانی و برابر دیدگان مهمانان میبُرند و اگر هندوانه رسیده، سرخ و خوشمزه باشد، نشانه این است که هر کس آرزویی دارد، به آرزویش میرسد.
در آیینی دیگر، با تاریکی هوا کسانی با کَپچه(ملاقه) به در خانهها میزنند تا آجیل و شیرینی بگیرند. در گذشته در قوچان توپ هفتلایهای از پشم گوسپند، شتر و بز میساختند و در شب چله آنها را در میان آتش میانداختند. سپس با دست آن را بیرون میکشیدند و هفت بار به بیرون از آتش پرتاب میکردند تا با این کار به زمستان بگویند که از برف و سرما ترسی ندارند.
❤️ در آذربادگان(آذربایجان)، یک ماهی بزرگ آراسته به خانهی نواَروسان میفرستند و در هگمتانه(همدان)، فال سوزن میگیرند. برای فال سوزن همه دور تا دور خانه مینشینند و یکی از بزرگان پیاپی چامه(شعر) میخواند و مهمانان نیز دَهنادین(به ترتیب) کنار هم نشستهاند. چامهی نخست فال نخستین کسی است که گرد خانه نشسته و چامه دوم، فال دومین تن است تا به شمار باشندگان چامه خوانده شود. در این میان دختر کوچکی به یک پارچهِ آب ندیده و نبُریده سوزن میزند.
🌹 در "چهارمحال و بختیاری"، خوردن کدو، کنجد، ماست، نان و پنیر در شب چله را مایهی فراوانی میدانند. پختن آش "کاکولی" و آش کشک که در آن کدوتنبل میریزند، آبپز کردن کدوتنبل که نماد خورشید است و پختن نان "گرده" در این استان رواگدار(رایج) است.
❤️ در استان خوزستان، برای اینکه تاریکی شب را با زایش خورشید پیوند بزنند، هیزم میسوزانند و کنار آن آجیل، انار و آبگوشت میخورند. دو داستان "پیرزن" و "غول بیابانی" که میتواند به خانهها بیاید و همه را با خود ببرد، خوانده میشود. چهارروز مانده به یلدا را چهاروچهار میگویند. در این روز پیرزنی بر بام میرفت و هیزمی را پرتاب میکرد. اگر هیزم در آب میافتاد، نشانه سرمای هوا و اگر در خشکی میافتاد، نشانهی سال گرم بود. همچنین چامهای خوانده میشد که داستان کوه رفتن "احمد و محمد" و گردآوری هیزم بود.
"احمدینمرود/ مَهمَدینم رود/ آتشی بردارم و بندازم دنیا را بزنم تَش"
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12527
t.me/AdabSar/12528
☀️🍉 @AdabSar
همهجای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جایجای ایران - بخش نخست
بسیاری از آیینهای #یلدا همچون گرد هم آمدن خانوادهها، خوراکیهای این شب، چکامهخوانی و داستانگویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامهخوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همهی تیرهها و استانهای ایران یکسان است. در این یادداشتها کوشیدیم برخی از آیینهای ویژهی هر تیره و استان را تا جایی که میتوانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری دادههای گواهمند است.
❤️ "آگِر نوروژی" یکی از آیینهای یلدا در ایران باستان است که هنوز در میان مردم تیرهی "لَک" برگزار میشود. آنان در شبی به نام "شو چله" آتش بزرگی برپا و با نواختن ساز و دهل گرداگرد آن پایکوبی میکنند. "شب چله" در گاهشمار لکی برابر با آغاز ماه نوروز است. به آتشی که در این شب برافروخته میشود، "آگِر نوروژ" و به آیینی که در کنار آتش برگزار میشود، "آگِر نوروژی شو چله" میگویند. این آیین در ایل کاکاوند به شیوهی چشمگیری برگزار میشود و در پهرست برماندهای فرهنگی نابسودهی ایرانی، پایسته شده است(درفهرست میراث فرهنگی ناملموس ایرانی ثبت شده است).
🌹 در لرستان از چندی پیش از یلدا، گوسپند(گوسفند) یا پرندهای را برای خوراک شب یلدا میپرورند. یکی از آیینهای این شب "چارشو دُر کنی"(چادر شب آویزان کنی) است. کودکان در این شب با آویختن چادر یا گلونی(سربند لری) از بام خانهی همسایهها، شیرینی و میوه و خشکبار دریافت میکنند. این آیین در ایلام، آذربادگان و کرمانشاه نیز انجام میشود. در ایلام به آن "شلیملی" میگویند. "چل سرو" یا فال چهل سرود آیین دیگر چله در لرستان است. یکی از باشندگان(حاضران) دستگرد(تسبیح) میاندازد و هر یک از مهمانان چامهای به گویش بومی میگویند و چهلمین چکامه، پاسخ به مراد فالگیرنده است.
❤️ در برخی شهرهای استان خراسان، هندوانهی یلدا را در میانهی مهمانی و برابر دیدگان مهمانان میبُرند و اگر هندوانه رسیده، سرخ و خوشمزه باشد، نشانه این است که هر کس آرزویی دارد، به آرزویش میرسد.
در آیینی دیگر، با تاریکی هوا کسانی با کَپچه(ملاقه) به در خانهها میزنند تا آجیل و شیرینی بگیرند. در گذشته در قوچان توپ هفتلایهای از پشم گوسپند، شتر و بز میساختند و در شب چله آنها را در میان آتش میانداختند. سپس با دست آن را بیرون میکشیدند و هفت بار به بیرون از آتش پرتاب میکردند تا با این کار به زمستان بگویند که از برف و سرما ترسی ندارند.
❤️ در آذربادگان(آذربایجان)، یک ماهی بزرگ آراسته به خانهی نواَروسان میفرستند و در هگمتانه(همدان)، فال سوزن میگیرند. برای فال سوزن همه دور تا دور خانه مینشینند و یکی از بزرگان پیاپی چامه(شعر) میخواند و مهمانان نیز دَهنادین(به ترتیب) کنار هم نشستهاند. چامهی نخست فال نخستین کسی است که گرد خانه نشسته و چامه دوم، فال دومین تن است تا به شمار باشندگان چامه خوانده شود. در این میان دختر کوچکی به یک پارچهِ آب ندیده و نبُریده سوزن میزند.
🌹 در "چهارمحال و بختیاری"، خوردن کدو، کنجد، ماست، نان و پنیر در شب چله را مایهی فراوانی میدانند. پختن آش "کاکولی" و آش کشک که در آن کدوتنبل میریزند، آبپز کردن کدوتنبل که نماد خورشید است و پختن نان "گرده" در این استان رواگدار(رایج) است.
❤️ در استان خوزستان، برای اینکه تاریکی شب را با زایش خورشید پیوند بزنند، هیزم میسوزانند و کنار آن آجیل، انار و آبگوشت میخورند. دو داستان "پیرزن" و "غول بیابانی" که میتواند به خانهها بیاید و همه را با خود ببرد، خوانده میشود. چهارروز مانده به یلدا را چهاروچهار میگویند. در این روز پیرزنی بر بام میرفت و هیزمی را پرتاب میکرد. اگر هیزم در آب میافتاد، نشانه سرمای هوا و اگر در خشکی میافتاد، نشانهی سال گرم بود. همچنین چامهای خوانده میشد که داستان کوه رفتن "احمد و محمد" و گردآوری هیزم بود.
"احمدینمرود/ مَهمَدینم رود/ آتشی بردارم و بندازم دنیا را بزنم تَش"
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12527
t.me/AdabSar/12528
☀️🍉 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
☀️🍉 @AdabSar
همهجای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جایجای ایران - بخش دوم
بسیاری از آیینهای #یلدا همچون گرد هم آمدن خانوادهها، خوراکیهای این شب، چکامهخوانی و داستانگویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامهخوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همهی تیرهها و استانهای ایران یکسان است. در این یادداشتها کوشیدیم برخی از آیینهای ویژهی هر تیره و استان را تا جایی که میتوانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری دادههای گواهمند است.
🌹 در خراسان اَواخشتَری(جنوبی) پیش از یلدا چند گوسپند را برای خوراک زمستان پروار میکردند. یکی از این گوسپندان ویژهی خوراک یلدا بود. گوشت آن را ریزریز کرده و در دیگی سرخ میکردند. سپس نانهای بومی خود را در روغن داغ دیگ گوشت چرب میکردند تا نان خوشمزه شود و آن را با گوشت سرخ شده میخوردند. آیین "کف زدن" در این استان بسیار شناخته شده است. ریشهی گیاه چوبک را در آب خیسانده و سپس در تغار سفالی میریزند. جوانان در جایی سرد آن را هم میزنند تا کف کند. کف آماده شده با شیره و شکر آمیخته شده و پس از آراسته شدن با گردو و پسته، از مهمانان پذیرایی میشود. همچنین اندکی از کف را به سر یکدیگر میمالند و شادی میکنند.
❤️ در روستاهای استان البرز نیز همچون لرستان شالی را برای گرفتن آجیل و شیرینی به خانهها آویزان میکردند. این آیین در شب چله برای خواستگاران بیشتر انجام میشد. اگر در کیسه خواستگار توت و شیرینی میگذاشتند، پاسخ دختر آری بود و اگر چیزی در کیسه نمیگذاشتند، پاسخ نه بود. این آیین گاه برای یاری به خانوادههای تنگدست نیز انجام میشد.
🌹 مردم استان کاسپین(قزوین) در شب یلدا با باغلوا(باقلوا)، شیرینی پادرازی، نان چایی، دیماج، قورمهسبزی و قیمهنثار از خود پذیرایی میکردند. به آیین پیشکش بردن برای نواَروس در این استان "کرسیسری" میگفتند. آنان میگفتند اگر ننه سرما در این شب بگرید، باران میبارد، اگر پنبههای دَواج(لحاف) او بیرون بریزد، برف میبارد و اگر گردنبندش پاره شود، تگرگ میآید.
❤️ در آیینهای کهن سیستان و بلوچستان نشانی از انار و آجیل نبود. در این سرزمین، زنان خوراکیهای بومی فراوانی آماده میکردند و از بهترین آرد گندم زمینهای کشاورزی خود شیرینی "چنگالی" میپختند و خوان یلدا نیز دستبافتهی زیبای خودشان بود. خوراکیهای گندم بریان، چولی، شیرنَک، کماچ، قلیفی، تجگی، طیفی، دوشاب، خرمالندو و پودر ستو(آمیخته از گَرد جوی آبدار و بوداده با شکر و نبات) ویژه این آیین در سیستان و بلوچستان بودند. شاهنامهخوانی در دیار رستم هرگز فراموش نمیشود. آنان خود را فرزندان رستم میدانند و گاه بزرگان شاهنامه میخوانند و پسران نمایش رستم و سهراب را بازی میکنند.
🌹 در برخی از شهرها برای فال گرفتن یک کاسه سفالی را پر از آب و دو سوزن را نخ میکردند. نخ سیاه نشانهی مرد و نخ سپید نشانهی زن بود. در شب یلدا جوانان در دل آرزو میکردند و مادربزرگ خانواده در آب پوف(فوت) میکرد. اگر آن دو سوزن به هم نزدیک میشدند، نشانه برآورده شدن آرزوی جوانان دلباخته بود و تا یلدای سال آینده جشن پیوند زناشویی برپا میشد. اگر سوزنها به ته آب میرفتند، مادربزرگ آن را پنهان میکرد و فال دوباره به یلدای سال آینده واگذار میشد.
❤️ در شیراز آش ویژه یلدا میپختند و بزرگان خانواده "واگوشک" یا چیستان میپرسیدند تا جوانان پاسخ را بیابند و پاداش بگیرند. یکی از واگوشکهای نامی و آهنگین شیراز این بود:
"اولم اول پیاز است، دومم اول ساز است، سومم آخر هسته، توی صندوقچهی بسته"؛ سپس مشتی پسته در جیب مهمانان میریختند. پاسخ این واگوشک نیز "پسته" بود.
🌹 اگر در یلدا باران سنگینی میبارید، مادربزرگها آیین "چهلکچلون" را برگزار میکردند. برای این کار، فرزندان و کودکان را گرد هم میآوردند، سوزنی نخ میکردند و چهل توت خشک نیز میآوردند. سپس مادربزرگ "چهلکچل" را یک به یک نام برده و با هر نام یک توت به سوزن میکشید. پس از آن بند کشمش را زیر ناودان میآویختند تا باران بند بیاید و آفتاب دوباره سر بزند.
❤️ در کرمانشاه به نشانهی شیرینکامی کشمشپلو پخته میشود و داستان شیرین و فرهاد و حسین کرد شبستری خوانده میشود. در بوشهر نیز سرچغندر، پشمک، تخممرغ آبپز، نوشیدنی آبچغندر، نوشیدنی لیمو و بهلیمو از خوراکیهای یلدا است.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12526
t.me/AdabSar/12528
☀️🍉 @AdabSar
همهجای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جایجای ایران - بخش دوم
بسیاری از آیینهای #یلدا همچون گرد هم آمدن خانوادهها، خوراکیهای این شب، چکامهخوانی و داستانگویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامهخوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همهی تیرهها و استانهای ایران یکسان است. در این یادداشتها کوشیدیم برخی از آیینهای ویژهی هر تیره و استان را تا جایی که میتوانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری دادههای گواهمند است.
🌹 در خراسان اَواخشتَری(جنوبی) پیش از یلدا چند گوسپند را برای خوراک زمستان پروار میکردند. یکی از این گوسپندان ویژهی خوراک یلدا بود. گوشت آن را ریزریز کرده و در دیگی سرخ میکردند. سپس نانهای بومی خود را در روغن داغ دیگ گوشت چرب میکردند تا نان خوشمزه شود و آن را با گوشت سرخ شده میخوردند. آیین "کف زدن" در این استان بسیار شناخته شده است. ریشهی گیاه چوبک را در آب خیسانده و سپس در تغار سفالی میریزند. جوانان در جایی سرد آن را هم میزنند تا کف کند. کف آماده شده با شیره و شکر آمیخته شده و پس از آراسته شدن با گردو و پسته، از مهمانان پذیرایی میشود. همچنین اندکی از کف را به سر یکدیگر میمالند و شادی میکنند.
❤️ در روستاهای استان البرز نیز همچون لرستان شالی را برای گرفتن آجیل و شیرینی به خانهها آویزان میکردند. این آیین در شب چله برای خواستگاران بیشتر انجام میشد. اگر در کیسه خواستگار توت و شیرینی میگذاشتند، پاسخ دختر آری بود و اگر چیزی در کیسه نمیگذاشتند، پاسخ نه بود. این آیین گاه برای یاری به خانوادههای تنگدست نیز انجام میشد.
🌹 مردم استان کاسپین(قزوین) در شب یلدا با باغلوا(باقلوا)، شیرینی پادرازی، نان چایی، دیماج، قورمهسبزی و قیمهنثار از خود پذیرایی میکردند. به آیین پیشکش بردن برای نواَروس در این استان "کرسیسری" میگفتند. آنان میگفتند اگر ننه سرما در این شب بگرید، باران میبارد، اگر پنبههای دَواج(لحاف) او بیرون بریزد، برف میبارد و اگر گردنبندش پاره شود، تگرگ میآید.
❤️ در آیینهای کهن سیستان و بلوچستان نشانی از انار و آجیل نبود. در این سرزمین، زنان خوراکیهای بومی فراوانی آماده میکردند و از بهترین آرد گندم زمینهای کشاورزی خود شیرینی "چنگالی" میپختند و خوان یلدا نیز دستبافتهی زیبای خودشان بود. خوراکیهای گندم بریان، چولی، شیرنَک، کماچ، قلیفی، تجگی، طیفی، دوشاب، خرمالندو و پودر ستو(آمیخته از گَرد جوی آبدار و بوداده با شکر و نبات) ویژه این آیین در سیستان و بلوچستان بودند. شاهنامهخوانی در دیار رستم هرگز فراموش نمیشود. آنان خود را فرزندان رستم میدانند و گاه بزرگان شاهنامه میخوانند و پسران نمایش رستم و سهراب را بازی میکنند.
🌹 در برخی از شهرها برای فال گرفتن یک کاسه سفالی را پر از آب و دو سوزن را نخ میکردند. نخ سیاه نشانهی مرد و نخ سپید نشانهی زن بود. در شب یلدا جوانان در دل آرزو میکردند و مادربزرگ خانواده در آب پوف(فوت) میکرد. اگر آن دو سوزن به هم نزدیک میشدند، نشانه برآورده شدن آرزوی جوانان دلباخته بود و تا یلدای سال آینده جشن پیوند زناشویی برپا میشد. اگر سوزنها به ته آب میرفتند، مادربزرگ آن را پنهان میکرد و فال دوباره به یلدای سال آینده واگذار میشد.
❤️ در شیراز آش ویژه یلدا میپختند و بزرگان خانواده "واگوشک" یا چیستان میپرسیدند تا جوانان پاسخ را بیابند و پاداش بگیرند. یکی از واگوشکهای نامی و آهنگین شیراز این بود:
"اولم اول پیاز است، دومم اول ساز است، سومم آخر هسته، توی صندوقچهی بسته"؛ سپس مشتی پسته در جیب مهمانان میریختند. پاسخ این واگوشک نیز "پسته" بود.
🌹 اگر در یلدا باران سنگینی میبارید، مادربزرگها آیین "چهلکچلون" را برگزار میکردند. برای این کار، فرزندان و کودکان را گرد هم میآوردند، سوزنی نخ میکردند و چهل توت خشک نیز میآوردند. سپس مادربزرگ "چهلکچل" را یک به یک نام برده و با هر نام یک توت به سوزن میکشید. پس از آن بند کشمش را زیر ناودان میآویختند تا باران بند بیاید و آفتاب دوباره سر بزند.
❤️ در کرمانشاه به نشانهی شیرینکامی کشمشپلو پخته میشود و داستان شیرین و فرهاد و حسین کرد شبستری خوانده میشود. در بوشهر نیز سرچغندر، پشمک، تخممرغ آبپز، نوشیدنی آبچغندر، نوشیدنی لیمو و بهلیمو از خوراکیهای یلدا است.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12526
t.me/AdabSar/12528
☀️🍉 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
☀️🍉 @AdabSar
همهجای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جایجای ایران - بخش سوم و پایانی
بسیاری از آیینهای #یلدا همچون گرد هم آمدن خانوادهها، خوراکیهای این شب، چکامهخوانی و داستانگویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامهخوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همهی تیرهها و استانهای ایران یکسان است. در این یادداشتها کوشیدیم برخی از آیینهای ویژهی هر تیره و استان را تا جایی که میتوانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری دادههای گواهمند است.
🌹 شب یلدا در مازندران "چلهشو" خوانده میشود. به شب نخست چهل شب نیز "گتچله" میگویند. در این شب، زنان خانه از بامداد خانه را برای مهمانی آماده میکنند. شب چله در کنار خشکبار، برخی میوههای بومی مانند "کِنِس" برای دور کردن سرمای زمستان خورده میشود. "پشتزیک" از شیرینیهای خوشمزه و دارای کنجد و شکر است. در این شب دختران دمبخت با پوشاندن چهرهی خود از هفت خانه چیزی میگیرند اگر کسی آنان را نشناخت، به آرزوی خود میرسند. پیران باور دارند که در این شب زمین دَمِش(نفس) میکشد و از این پس، روزها به اندازهی یک جو بلند و شبها کوتاه میشود. آنان به باور اینکه بخشش در این شب مایهی فراوانی میشود، به کسی که ناشناخته به در خانهشان میآید، چهرهی خود را سیاه کرده یا پوشانده است و او را "آل" مینامند، خوراک و ابزار میدهند تا به دست نیازمندان برسد.
❤️ در اردبیل، مردم به چله بزرگ سوگند میدادند که زمستان را سخت نگیرد و گندم برشته(قورقا) و آجیل میخوردند. در اسپادانا(اصفهان) نیز دو شب را به نام یلدا جشن میگرفتند. یک شب چلهزری(مادینه) و یک شب نیز عموچله(نر) نام داشت. کرمانیها باور داشتند که در یلدا "قارون" با پوشش هیزمشکن و با پشتهای از هیزم به خانه نیازمندان میرود و به آنان هیزم میدهد و هیزمها به زر(طلا)، دگردیسی مییابند. برای همین مردم به امید رسیدن "قارون" چله مینشستند.
🌹 در روستاهای الموت، مردم کنار مزار درگذشتگان میرفتند و کَندیل(شمع) میافروختند. در تبریز "عاشیق"ها میخواندند و مردم پوست میوهی شب یلدا را در آب روان میریختند تا مایهی فراوانی شود. مردم شاهرود نیز بر این باور بودند که اگر کسی در شب یلدا هندوانه نخورد، شپش به جانش میافتد. در اراک، یلدا در سه شب با نامهای چله بزرگ، چله میانی و چلهی کوچک برگزار میشد.
❤️ "آوکونوس"(آب ازگیل) و ازگیل، خوراک یلدا در گیلان است. برای فراهم کردن آن در پاییز ازگیل را در کوزه میریزند و کمی آب و نمک میافزایند. پس از چندی خوراک خوشمزه آوکونوس برای یلدا آماده میشود. در خراسان اَپاختَری(شمالی) اگر در شب یلدا برف ببارد، "برفشیره" میخورند و اَفروشِه غلغلی(حلوا قلقلی) از گردو، بادام، سنجد و شیره انگور درست میکنند. پیشکش کردن پشمک برای همانندیاش با برف در این استان رواگمند(رایج) است.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12526
t.me/AdabSar/12527
☀️🍉 @AdabSar
همهجای ایران سرای من است
ویژگی یلدا در جایجای ایران - بخش سوم و پایانی
بسیاری از آیینهای #یلدا همچون گرد هم آمدن خانوادهها، خوراکیهای این شب، چکامهخوانی و داستانگویی بزرگان، فال گرفتن، حافظ و شاهنامهخوانی، پیشکش بردن برای نواَروسان(عروسان) و بسیاری دیگر، در میان همهی تیرهها و استانهای ایران یکسان است. در این یادداشتها کوشیدیم برخی از آیینهای ویژهی هر تیره و استان را تا جایی که میتوانیم، بشناسیم. اگر از شهر و روستایی نام برده نشده، برای دشواری در گردآوری دادههای گواهمند است.
🌹 شب یلدا در مازندران "چلهشو" خوانده میشود. به شب نخست چهل شب نیز "گتچله" میگویند. در این شب، زنان خانه از بامداد خانه را برای مهمانی آماده میکنند. شب چله در کنار خشکبار، برخی میوههای بومی مانند "کِنِس" برای دور کردن سرمای زمستان خورده میشود. "پشتزیک" از شیرینیهای خوشمزه و دارای کنجد و شکر است. در این شب دختران دمبخت با پوشاندن چهرهی خود از هفت خانه چیزی میگیرند اگر کسی آنان را نشناخت، به آرزوی خود میرسند. پیران باور دارند که در این شب زمین دَمِش(نفس) میکشد و از این پس، روزها به اندازهی یک جو بلند و شبها کوتاه میشود. آنان به باور اینکه بخشش در این شب مایهی فراوانی میشود، به کسی که ناشناخته به در خانهشان میآید، چهرهی خود را سیاه کرده یا پوشانده است و او را "آل" مینامند، خوراک و ابزار میدهند تا به دست نیازمندان برسد.
❤️ در اردبیل، مردم به چله بزرگ سوگند میدادند که زمستان را سخت نگیرد و گندم برشته(قورقا) و آجیل میخوردند. در اسپادانا(اصفهان) نیز دو شب را به نام یلدا جشن میگرفتند. یک شب چلهزری(مادینه) و یک شب نیز عموچله(نر) نام داشت. کرمانیها باور داشتند که در یلدا "قارون" با پوشش هیزمشکن و با پشتهای از هیزم به خانه نیازمندان میرود و به آنان هیزم میدهد و هیزمها به زر(طلا)، دگردیسی مییابند. برای همین مردم به امید رسیدن "قارون" چله مینشستند.
🌹 در روستاهای الموت، مردم کنار مزار درگذشتگان میرفتند و کَندیل(شمع) میافروختند. در تبریز "عاشیق"ها میخواندند و مردم پوست میوهی شب یلدا را در آب روان میریختند تا مایهی فراوانی شود. مردم شاهرود نیز بر این باور بودند که اگر کسی در شب یلدا هندوانه نخورد، شپش به جانش میافتد. در اراک، یلدا در سه شب با نامهای چله بزرگ، چله میانی و چلهی کوچک برگزار میشد.
❤️ "آوکونوس"(آب ازگیل) و ازگیل، خوراک یلدا در گیلان است. برای فراهم کردن آن در پاییز ازگیل را در کوزه میریزند و کمی آب و نمک میافزایند. پس از چندی خوراک خوشمزه آوکونوس برای یلدا آماده میشود. در خراسان اَپاختَری(شمالی) اگر در شب یلدا برف ببارد، "برفشیره" میخورند و اَفروشِه غلغلی(حلوا قلقلی) از گردو، بادام، سنجد و شیره انگور درست میکنند. پیشکش کردن پشمک برای همانندیاش با برف در این استان رواگمند(رایج) است.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/12526
t.me/AdabSar/12527
☀️🍉 @AdabSar
❤1
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مجموعه = جُنگ، کوده، گزیده، گروه، دسته، ریسه، گِردشده، گِردآورد، گِردآور، گِردایه، گِردآیه، گِردآمده، پَرگال، اَنبوهه، انباشته
🔻مجموعهی تهی = دستهی تُهی
🔻مجموعهی مشترک = دستهی هَنباز
🔻مجموعهسازی = انبوهسازی
🔻زیر مجموعه = زیراَنبوهه، زیر دسته
🔻بالا مجموعه = بالا دسته
🔻اجتماع مجموعهها = چپیرهی دستهها
✍️نمونه:
🔺مجموعهای از تمبرهای قدیمی داشت =
گِردایهای از پِیکِههای کهن داشت
🔺مجموعهی اشعار فروغ فرخزاد را خرید =
دفتر سرودههای فروغ فرخزاد را خرید
🔺این مجموعه برای تلویزیون تولید میشود =
این جُنگ برای جامِجَم ساخته میشود
🔺این عدد از مجموعه اعداد حقیقی است =
این شمارَک از دسته/گروه شمارههای دُرُست است
🔺"مجموعهسازان" از مشکلات ساختوساز گفتند =
"انبوهسازان" از دشواریهای ساختوساز گفتند
🔺نظریه ٔ "مجموعهها" از مباحث مهم ریاضی جدید است =
نگرهی "دستهها" از جستارهای مَهَند اَنگارِشِ نوین است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مجموعه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مجموعه = جُنگ، کوده، گزیده، گروه، دسته، ریسه، گِردشده، گِردآورد، گِردآور، گِردایه، گِردآیه، گِردآمده، پَرگال، اَنبوهه، انباشته
🔻مجموعهی تهی = دستهی تُهی
🔻مجموعهی مشترک = دستهی هَنباز
🔻مجموعهسازی = انبوهسازی
🔻زیر مجموعه = زیراَنبوهه، زیر دسته
🔻بالا مجموعه = بالا دسته
🔻اجتماع مجموعهها = چپیرهی دستهها
✍️نمونه:
🔺مجموعهای از تمبرهای قدیمی داشت =
گِردایهای از پِیکِههای کهن داشت
🔺مجموعهی اشعار فروغ فرخزاد را خرید =
دفتر سرودههای فروغ فرخزاد را خرید
🔺این مجموعه برای تلویزیون تولید میشود =
این جُنگ برای جامِجَم ساخته میشود
🔺این عدد از مجموعه اعداد حقیقی است =
این شمارَک از دسته/گروه شمارههای دُرُست است
🔺"مجموعهسازان" از مشکلات ساختوساز گفتند =
"انبوهسازان" از دشواریهای ساختوساز گفتند
🔺نظریه ٔ "مجموعهها" از مباحث مهم ریاضی جدید است =
نگرهی "دستهها" از جستارهای مَهَند اَنگارِشِ نوین است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مجموعه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌺🌼🌸💐🍂🍃🌺🌼🌸💐🍂🍃🌺
مکن دوستی با دروغْآزمای
همان نیز با مردِ ناپاکْرای
سرشتِ تَن از چار گوهر بُوَد
گذر زین چهارانْش کمتر بُوَد:
اگر* سفله گر* مردِ با شرم و راد
به آزادگی یکدل و یکنهاد
سِیوم کو میانه گزیند ز کار
پَسند آیدش بخششِ روزگار
چهارم که بپْراگند بر گزاف
به بیدانشی نام جوید ز لاف
___
*یا
#فردوسى
امید که:
شما را جهانآفرین یار باد
همیشه سرِ بخت بیدار باد
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🌺🍃🍂💐🌸🌼🌺🍃🍂💐🌸🌼
مکن دوستی با دروغْآزمای
همان نیز با مردِ ناپاکْرای
سرشتِ تَن از چار گوهر بُوَد
گذر زین چهارانْش کمتر بُوَد:
اگر* سفله گر* مردِ با شرم و راد
به آزادگی یکدل و یکنهاد
سِیوم کو میانه گزیند ز کار
پَسند آیدش بخششِ روزگار
چهارم که بپْراگند بر گزاف
به بیدانشی نام جوید ز لاف
___
*یا
#فردوسى
امید که:
شما را جهانآفرین یار باد
همیشه سرِ بخت بیدار باد
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼🌺🍃🍂💐🌸🌼🌺🍃🍂💐🌸🌼
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را گذراندیم
زیر بارانش راه رفتیم
چترهایمان را یکی کردیم
دست در دست هم مسیرهای یکنفره را دونفره پیمودیم!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را سپری کردیم
برای عاشقانههای بیشتر تلاش کردیم
گاهی با تقاطع نگاهی خندیدیم
گاهی با نگاهی سرد اشک ریختیم
گاهی دلمان دوستداشتنهای اجباری خواست
گاهی دلمان عشق خواست
دست خودمان نبود!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
خاطراتت را ورق بزن
از صبح اولین روز مهر
خودت قاضی فصل عاشقانههایت باش
ببین مهری که گذشت را با چه مهری در دلت گذراندی
از کدامین روز آبان عاشق بودی و عاشق کردی
با شروع کدامین سرمای آذر سرد شدی!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
دیگر در هیچکجای شهر برگهای زردی وجود ندارد که تداعی خاطرات شود
دیگر هیچکس چشمانتظار پشت شیشهها به بهانهی دیدن غروب آفتاب ساعتها منتظرت نمینشیند
دیگر سوز پاییزی باعث لرزش دستهایمان نمیشود
دیگر پاییز نیست
فصل عاشقانهها تمام شد!
آخرین روز پاییز است
جای شمردن جوجهها بنشین و بشمار
در این خزان
چند بار دلی را شکاندی
چندبار باعث اشکی بودی
چند بار دروغی گفتی!
اگر در شمردن به صفر رسیدی بدان
فصل عاشقانههایت به بهترین نحو سپری شد
بعد از همهی اینها
بنشین و با کسی که دوسش داری جوجههای آخر پاییزت را بشمار!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
اگر همه چیز را فراموش کردهای
آرزو میکنم
امشب اسمم در فالت نباشد..!
#نرگس_حریری
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را گذراندیم
زیر بارانش راه رفتیم
چترهایمان را یکی کردیم
دست در دست هم مسیرهای یکنفره را دونفره پیمودیم!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها را سپری کردیم
برای عاشقانههای بیشتر تلاش کردیم
گاهی با تقاطع نگاهی خندیدیم
گاهی با نگاهی سرد اشک ریختیم
گاهی دلمان دوستداشتنهای اجباری خواست
گاهی دلمان عشق خواست
دست خودمان نبود!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
خاطراتت را ورق بزن
از صبح اولین روز مهر
خودت قاضی فصل عاشقانههایت باش
ببین مهری که گذشت را با چه مهری در دلت گذراندی
از کدامین روز آبان عاشق بودی و عاشق کردی
با شروع کدامین سرمای آذر سرد شدی!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
دیگر در هیچکجای شهر برگهای زردی وجود ندارد که تداعی خاطرات شود
دیگر هیچکس چشمانتظار پشت شیشهها به بهانهی دیدن غروب آفتاب ساعتها منتظرت نمینشیند
دیگر سوز پاییزی باعث لرزش دستهایمان نمیشود
دیگر پاییز نیست
فصل عاشقانهها تمام شد!
آخرین روز پاییز است
جای شمردن جوجهها بنشین و بشمار
در این خزان
چند بار دلی را شکاندی
چندبار باعث اشکی بودی
چند بار دروغی گفتی!
اگر در شمردن به صفر رسیدی بدان
فصل عاشقانههایت به بهترین نحو سپری شد
بعد از همهی اینها
بنشین و با کسی که دوسش داری جوجههای آخر پاییزت را بشمار!
آخرین روز پاییز است
فصل عاشقانهها تمام شد
اگر همه چیز را فراموش کردهای
آرزو میکنم
امشب اسمم در فالت نباشد..!
#نرگس_حریری
#یلدا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸