ادب‌سار
12.8K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
به جمشید و رستم، به کورش درود
به شهنامه‌خوانان ایران درود

هم آنان که یلدا سبک نشمرند
به آن آریا نسل پاکان درود...

#یلدا
@AdabSar
🔥🌕☀️🌍
Forwarded from ادب‌سار
🌨⛅️🌤☀️
@AdabSar

🌨🌨 آشنایی با جشن‌های ایرانی؛
چله‌ی بزرگ، چله‌ی کوچک، چارچار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار و پیرزن!

واژگان زیبا و دوست‌داشتنی بالا، واژگانی هستند که برای بزرگان و سالخوردگان ما بسیار آشنا و با دل و جان آن دلبندان آمیخته شده، ولی در زمان ما ناشناخته مانده‌اند.

🍉🍉 در گذشته، زمستان به چله‌ی بزرگ و چله کوچک بخش‌بندی می‌شد.
چله‌ی بزرگ از "آغاز دی تا دهم بهمن" به اندازه‌ی چهل روز و چله‌ی کوچک از "یازدهم تا پایان بهمن" به اندازه‌ی بیست روز بود و به همین شَوَند(دلیل) با نام چله‌ی کوچک و بزرگ نامیده می‌شد.

🔥🔥 فروشُدگاه(غروب) پایانی روز چله‌ی بزرگ، جشن سده برگزار می‌شد. مردم گرد هم می‌آمدند، شادی می‌کردند، آتش می‌افروختند و می‌خواندند:
"سده به سده، پنجاه به نوروز"
و اینگونه آمدن چله‌ی کوچک را جشن می‌گرفتند.

⛄️ این دو برادر (‌چله‌ی بزرگ و کوچک)، هشت روز(چهار روز آخر چله‌ی بزرگ و چهار روز نخست چله‌ی کوچک) در کنار همدیگر هستند که آن هشت روز را "چارچار" می‌نامند.
پس از "چارچار" نوبت به "اهمن و بهمن"، پسران پیرزن (ننه سرما) می‌رسد که خودی نشان دهند. ده روز آغاز اسپند(اسفند) را "اهمن" و ده روز دوم اسپند را "بهمن" می‌گویند. در این بیست روز شاید به اندازه‌ی بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله، کنایی بگویند:
"اهمن وبهمن، آرد كن سد من
روغن بیار ده من
هیزم بکن خرمن
عهده‌ی همه بامن"

🍎🍎 تا اینجا بیست روز از اسپند به نام "اهمن و بهمن" نامگذاری شده‌اند و می‌ماند ده روز پایان اسپند که پنج روز نخست آن(بیست تا بیست و پنجم) "سیاه‌بهار" نام گرفته:
"سیاه بهار شب ببار و روز بکار"
از این سروده پیداست که در این زمان، شب‌ها بارندگی فراوان بود و روزها کشاورزان سرگرم به کشت‌وکار بودند. پنج روز پایان اسپند هم "پیرزن" نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری، گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد است و گاه از آسمان تغرسه (تگرگ) می‌بارد. آن‌ها بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و دانه‌های آن به زمین می‌ريزد!

فرستنده: #عباس_رضوی
#فرهنگ_ایران #یلدا #جشن_سده

@AdabSar
🍉🍎🔥
هما ارژنگی - یلدا
@AdabSar
☀️
جشنی دگر در گردش گردونه‌ی مهر
آغاز روز چیرگی بر تیرگی‌ها
جشنی به‌پاس اولین روز زمستان
روزی به‌دنبال شب زیبای یلدا

☀️سراینده و گوینده #هما_ارژنگی


#یلدا #چله
☀️ @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
خورشید درخشان شد
تا باد چنین بادا...
#مولانا

@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
Forwarded from ادب‌سار
شب چله و یلدای بلند، فردایی به دنبال دارد که آن را خورشید روز یا خوره‌روز می‌نامند. جشن چیرگی بر تیرگی!
خجسته باد شید و روشنایی یاران.

#هما_ارژنگی
@AdabSar
🌤🌤🌤🌤
Forwarded from ادب‌سار
☀️☀️☀️
🌻🌻

زایش دوباره‌ی خورشید از فراز خاوران، جشن‌های دی‌گان و آغاز خورماه فرخنده باد!

@AdabSar
☁️🌥🌤☀️
Forwarded from ادب‌سار
🏳️🇮🇷 @AdabSar

🏳️🇮🇷 روز برادر و خواهر در ایران باستان

👫 در بررسی و کاوش پیرامون جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، جسته و گریخته پیام‌هایی را می‌خوانیم که "روز خواهر و برادر" در ایران باستان را شادباش می‌گویند و آن را برابر با یکم دی و جشن خورروز می‌دانند.
این روز، برداشتی از خُرم روز (یکم دی) و روز پس از شب چله است.

👫 ابوریحان بیرونی که امروز بخش بزرگی از شناخت خود درباره‌ی ایران باستان را وامدار وی هستیم، در پژوهش ارزشمندش «آثار الباقیه»، به آیین بسیار زیبایی درباره‌ی "خرم روز" پرداخته است.

👫 بیرونی نوشته است:
در این روز پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد، جامه‌ی سپید می‌پوشید، در بیابان بر زیرانداز یا غالی سپید می‌نشست، با کشاورزان و برزگران همنشین می‌شد، از یک خوان(سفره) با آن‌ها خوراک می‌خورد و می‌گفت: «من امروز مانند یکی از شما هستم. من با شما برادر هستم. زیرا پایداری دنیا به کارهایی است که به دست شما می‌شود و آبادانی هم به پادشاه است. من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود. به‌ویژه که دو برادر مهربان، هوشنگ و ویکرد چنین بودند...»

👫 همچنین با نگر به آنکه در بن‌مایه‌ها و سرگذشت کشور، از پادشاهان زن همچون "همای چهرزاد" و "پوران‌دخت" یاد شده است، اگر شاه بانو نیز بر پایه‌ی آیین دیرین پادشاهان چنین سخن می‌گفت، مهرورزی پادشاه به مردم در جایگاه خواهر بود.


✍🏻 برگرفته از تارنمای "خردگان" kheradgan.ir
نویسنده #مجید_خالقیان
ویرایش و برگردان به پارسی #ادبسار
#فرهنگ_ایران #دیگان

برای آشنایی با "خرم‌روز" بنگرید به:
t.me/AdabSar/12541

🏳️🇮🇷 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
☀️🌾 @AdabSar

☀️یکم خورماه، روز آشتی و برابری☀️

شب اورمزد آمد و ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می!
#فردوسی

🌤☀️ آغازین روز ماه دی، روز زایش مهر، برآمدن دوباره‌ی خورشید و بلند شدن روزها پس از شب چله، "اورمزد روز"، "خورروز" و "خرم‌روز" نامیده می‌شد و آغازگر جشن‌های #دیگان بود. اورمزدروز، نخستین روز هر ماه گاهشماری باستانی ایران و به چم(معنی) روز خدا بود. ماه دی را نیز "خورماه" می‌نامیدند. "دی" یا "دا" نیز به چمار(معنی) آفریدگار است و این نام‌گذاری در پیوند با باور به روز خورشید و زایش مهر است. در زبان اوستایی، واژه‌ی "دی" از "دا" به چم دادن، ساختن و آفریدن و نام دادار و آفریدگار است که در نامه‌های اوستایی به‌جای واژه‌ی اهورامزدا به‌کار می‌رفت. بر پایه‌ی برخی گمان‌زدها، در سال‌های ۳۶۲ تا ۴۴۰ خورشیدی به ماه دی "خورماه" می‌گفتند. همچنین گفته می‌شود در روزگار ساسانیان، خرمدینان روز نخست دی را خرم‌روز نامیده بودند.

🏳️👫 "خورروز" از "خورماه"(یکم دی)، روز برابری آدمیان بود. در اين روز شاهان و دیگر مردم پوشاک سپید و ساده می‌پوشيدند تا با یکدیگر يکسان باشند. شاهان با مردم دیدار و گفت‌گو می‌کردند و در بیابان بر یک خوان با مردم خوراک می‌خوردند. در این روز کسی به دیگری دستور نمی‌داد و کارها خودخواسته (داوطلبانه) انجام می‌شد.
در "خورروز" جنگ، دشمنی و کشتار جانواران ناپسند بود. دشمنان ايران نیز این را می‌دانستند و در این روز آتش‌بس می‌شد و گاهی همين آتش‌بس کوتاه به آشتی پایدار می‌انجاميد.

🌾"خرم‌روز" به شَوَند(دلیل) هم‌نامی روز با ماه که نام خداوند نیز بود، در ایران باستان جشن گرفته می‌شد و روزی بود که خورشید باز هم به جهان زندگی می‌بخشید.
پارسیان این روز را گرامی داشته و آن‌را "دی‌دادار" جشن می‌نامیدند. همچنین باور داشتند که روز نخست دی، روز زایش دوباره‌ی خورشید است و زندگی روستاییان نیز روشنی تازه می‌یابد. ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین آیین‌ها و جشن‌ها بود.

🌲در این روز ایرانیان در برابر درخت سرو می‌ايستادند و پیمان می‌بستند كه تا سال پسین یک نهال سرو ديگر بکارند و این‌گونه دل‌گرم به آینده‌ای روشن می‌شدند.
سرو در فرهنگ آریایی نماد ایستادگی‌ست. پس از تازش‌های پی‌درپی به خاک و #فرهنگ_ایران، سرو در هنر و نمادهای ایرانی اندکی خم شد، ولی نشکست.

✍🏼 #پریسا_امام_وردی
______________________
📚 برگرفته از:
- "شب یلدا و جهان ایرانی"، یادداشت #محمود_معتقدی
- سخرانی‌های #فریدون_جنیدی و #میرجلال_الدین_کزازی در همایش "کاوشی در شب چله"
- "بدانیم و سربلند باشیم"، #منوچهر_منوچهرپور
goo.gl/iZQY6v
@AdabSar
☀️🌱🌾🌻
1
Forwarded from ادب‌سار
💫

هر روز اگر يك بوسه مهمان تو باشم
عمری به شيرينی غزل خوان تو باشم

با من اگر پيمان نگهداری به ياری
من تا نفس دارم به پيمان تو باشم

عشق تو شد فرمانروای هستی من
تا هر چه فرمايی به فرمان تو باشم

گر در تو حيران مانده‌ام بر من ببخشای
من، دوست می‌دارم كه حيران تو باشم

حيران چشمان تو بودن رستگاريست
بگذار تا حيران چشمان تو باشم!

#فریدون_مشیری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

من آفتاب مى‌خواهم
اندازه‌اى كه دلم روشن شود،
اندازه‌اى كه اتاقم هر شب
روز شود،
دست خالى برنگرد!
چشم روشنى اين همه سال
كمى طلوع كن...!


#كامران_رسول_زاده
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وا دارم؟

چیزی ازعمر نمانده است ولی می‌خواهم
خانه‌ای را که فرو ریخته بر پا دارم!

#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


۱_ درس بعد = آموزه‌ی دیگر/پَسین/سِپَسین

۲_ زنگ آخر = زنگ پایان، زنگ واپسین، واپسین زنگ

۳_ اجازه = پروانه(اجازه می‌دهید = پروانه می‌دهید ـ وـ اجازه بده بروم = بگذار بروم)

۴_ وقتتون تمومه = زمانتان پایان گرفت، پایانِ زمان (بیشتر در t.me/AdabSar/6663)

۵_ حرف نزنید = سخن مگویید، چیزی مگویید، هیچ مگویید، لَب بگیرید، سِدا مکنید، بی‌سِدا باشید، خاموش باشید، خاموش!، هیس!

۶_ ساکت = خاموش، بی‌سِدا(ساکت باش=سِدا مکن، بی‌سِدا باش، بی‌سِدا!، هیس!)

۷_ ورق بزنید = برگ بزنید

۸_ کتاب: کتاب آموزشی = ماتیکان، آموزشنامه ـ وـ کتاب دینی = نَسک ـ وـ کتاب = نبیگ، نـیپیک

۹_ خط بکشید = سَمیرِه بکشید

۱۰_ مهمه = مَهَنده

۱۱_ تقلب ممنوع = دَغایی ناروا، فریبکاری نابجا، دَغَلی مکنید، دَغَلکاری مکنید

۱۲_ شاگرد ضعیف = شاگرد ناتوان، شاگرد کـَم‌دان

۱۳_ دفتر = دفتر

۱۴_ تصویر = نِگارِه، نِگارَک

۱۵_ مخاطب = شنونده، بیننده، هَم‌سُخن

۱۶_ بعضی ها = برخی

۱۷_ مراقب امتحان = دیده‌بان آزمون، نگاهبان آزمون، آزمون‌بان

۱۸_ مواظب خودت باش = خودت را بِپا، هوای خودت را داشته باش(بیشتر در t.me/AdabSar/6214)

۱۹_ اهداف خودتون رو تعیین کنید = هدف‌های خود را برگزینید، آرمان‌های خود را برگزینید (بیشتر در t.me/AdabSar/4497)

۲۰_ مرتب بشینید = به‌سامان بنشینید، درست بنشینید(بیشتر در t.me/AdabSar/4790)

۲۱_ ادب را رعایت کنید = ادب را پاس بدارید، ادب داشته باشید

۲۲_ قانون مدرسه = آیینِ دبستان/دبیرستان/آموزشگاه/اندیشگاه

۲۳_ وقت ندارم = زمان ندارم

۲۴_ تصحیح کردن = ویراستن، درست کردن، بررسی کردن(در اینجا)

۲۵_ کاملا اشتباه می کنی = سَددرسَد کارت نادرست است، برداشتت بسیار نادرست است (بیشتر در t.me/AdabSar/6704)

۲۶_ دروغ نگو = دروغ مگو

۲۷_ اهمیت بده = مَهَند بدان، ارج بدار، ارج بِنِه، ارزشمند بدان، ارزش بده

۲۸_ البته = اگرچه، چرا که نه، هرچند، با اینهمه

۲۹_ بلکه = چه بسا، وَنکه، ولی، وانگه، والاتر که، چه، بهتر از آن که، به جای آن، بدتر از آن، اینکه، بالاتر از آن(بیشتر در t.me/AdabSar/2695)

۳۰_ با سرعت و بادقت و کامل بنویس = با شتاب/با تندی/زود و با باریک‌بینی/ریزبینی/تیزنِگری/موشکافی و درست بنویس(بیشتر در t.me/AdabSar/6704)

۳۱_ توجه کنید = ببینید، بنگرید، دَرنِگرید، پُر بِنگرید، بِهوش باشید (توجه کردن = پرداختن به)

۳۲_ قول بده = پیمان ببند، سوگند بخور

۳۳_ مشکل اینجاست که... = گرفتاری اینجاست که...

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
💫

ای آنـــکه مـــرا بــرده‌ای از یاد، کجایی؟
بیــگانه شدی، دست مریـــزاد، کجایی؟

در دام تــوام، نیست مـــرا راه گـریــــزی
من عاشق ایــن دام و تو صیاد، کجایی؟

محبوس شدم گوشه‌ی ویرانه‌ی عشقت
آوار غمت بـــر ســــرم افتـــاد، کجایی؟

آســودگی‌ام، زنــدگی‌ام، دار و نــدارم
در راه تــو دادم همه بـر بــــاد، کجایی؟

اینجا چه کنـــم؟ از که بگیـــرم خبرت را؟
از دست تــو و ناز تـو فریـــاد، کجایی؟

دانم که مــرا بی خبـــری می‌کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه‌ات آباد، کجایی؟


#پریناز_جهانگیرعصر
@AdabSar
👍1
Forwarded from ادب‌سار
این همه از تاریکی بد نگویید
شما که فروش چراغ‌تان
به لطف همین تاریکی است...

#شمس_لنگرودی
@AdabSar
⛪️🕌🕍🕳
Forwarded from ادب‌سار
💫

حـال و روزم شبیه ماهـی‌هـاسـت،
تُـنگــم اندازه‌ی دلــم تنـگ اسـت!

بـا غـــرور تـو تـن ب‍ـه تـن شــده‌ام،
جـنگ در هــر شـرایطی جـنگ است!


#عمران_میری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

دیوانگی‌ها گرچه دایم دردسر دارند
دیوانـه‌ها از حال هم اما خبر دارند

آیینه‌بانـــو! تجربه این را نشان داده
وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند

تنها تو که باشی کنار من، دلم قرص است
اصلن تمــام قرص‌ها جز تــــو ضرر دارند

آرامشِ آغوش تو از چشم من انداخت
امنیتی کــــه بیمه‌های معتبـــر دارند

«مردی» به اینکه عشق دَه زن بوده باشی نیست
مردان ِ قدرتمند تنهــــا «یک نفـــــر» دارند

ترجیــــح دادم لحـــن پُرسوزم بفهمـــاند
کبریت‌های بی‌خطر خیلی خطر دارند!

بهتــر فرشته نیستم، انسانِ بـــی بالــــــم
چــون ساده ترکت می‌کنند آنان کـه پَر دارند

می‌خواهمت دیوانه‌جان! می‌خواهمت، ای کاش
نادوستانم از سر تـــو دست بردارند


#امیدصباغ‌نو
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

حیف
که روی تو غیرت دارم
وگر نه
روسریت را از همین سطر
باز می‌کردم
که همه ببینند
چه خیالی بافته‌ام از موهات!

#كامران_رسول_زاده
@AdabSar
👍1
Forwarded from ادب‌سار
💫

انگار که زهر است که در جام من است
بر کام رقیب، اگر چه بر نام من است

آن حلقه که در دست خودش انداخته
قطعن گره‌ی طناب اعدام من است

#امیرحسین_زاهدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

هر قدر هم ساکت‌نشستن مشکلت باشد
حرف دلت تا می‌توانی در دلت باشد

یک عمر در گفتن دویدی، کوله‌بارت کو؟
این سهمِ خیلی کم نباید حاصلت باشد

حالا که اینقدر از تلاطم خسته‌ای برگرد
اما اگر خاکی بخواهد ساحلت باشد!

تا وقت مردن روی خوشبختی نمی‌بینی
تا درد و رنج آغشته با آب و گلت باشد

احساس غربت می‌کنی وقتی که شوقی نیست
هتا اگر یک عمر جایی منزلت باشد

اصلا بگو کی در اِزای شعر نان داده؟
یاخنده‌ای، حرفی، که شاید قابلت باشد

از گفتنی‌ها با تو گفتم، بعد از این بگذار
دست خود دیوانه‌ات یا عاقلت باشد

امروز و فردا می‌کنی؟ امروز یا فردا
یک‌دفعه دیدی وقت مُهر باطلت باشد

بر شانه‌هایت باز دنبال چه می‌گردی؟
انگیزه‌ی پرواز باید در دلت باشد

#مهدی_فرجی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

هرچه هستی باش
اما کاش...

نه!
جز اینم آرزویی نیست:
هرچه هستی باش
اما باش...

#قیصر_امین_پور
@AdabSar