Forwarded from ادبسار
💫
فریب است کردارِ گردانسپهر
گهی جنگ و زهر است و گه نوش و مهر
اگر کشته ار مرده هم بگذریم
سزد گر به چون و چرا ننگریم
#فردوسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
فریب است کردارِ گردانسپهر
گهی جنگ و زهر است و گه نوش و مهر
اگر کشته ار مرده هم بگذریم
سزد گر به چون و چرا ننگریم
#فردوسی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
شاهنامه و آرش
چیزی که در شکوهمندترینها هم دیده میشود
سه شَوَند بنیادین كه پژوهشگران باور دارند انگیزهی نبودِ آرش در شاهنامه است:
١-ستیهندگی (تعصب) فرزانهی توس بر رستم
٢-خردگرایی فرزانهی توس
٣-نبود آرش در بنمایههای فرزانهی توس
برخی از شاهنامهپژوهان نبودِ داستان را ستیهش فرزانهی توس بر رستم میدانند كه درست نمیآید چرا كه اين ستیهندگی میتوانست داستان پهلوانان بسیاری را از شاهنامه پاک كند با این همه ما امروز داستان پهلوانانی چون گيو را در شاهنامه داريم. گيو هم دارای داستانی رازآمیز است .او به سرزمينِ دشمن كه در نمادشناسیها سرزمینی است اهریمنی و سرشار از ترفند و رنج و تباهی و ستم در پی يافتنِ كیخسرو میرود و او را يافته و همراهِ مادرش فرنگيس به ايران میآورد. اين سفر كه هفت سال به درازا میانجامد با دلاوري گيو به پايان میرسد. داستانِ گيو هم سرشار از نمادهای رادمردی و وفای به پیمان است. اگر بخواهيم خردگرایی فردوسی را هم نشانهای بر نبود اين داستان بدانيم باز به بيراهه رفته.ايم چرا كه فردوسی در شاهنامه بازگو کنندهی بسياری از داستانهایی است كه بنمايها ناسازخوی (خرق عادت) دارند پس تنها راهِ پاسخ دادن به اين پرسش بررسی و واکاوی شاهنامهی بومنصوری است كه برجستهترین بنمایهی فرزانهی توس است. داستان آرش در اين شاهنامه نيامده است هرچند نبود این داستان در شاهنامهی بومنصوری هم کاوش برانگيز است ولی از آنجایی كه آرش پهلوانی اشكانی است و اشكانيان تبار خود را برآمده از او میدانند، شايد نشانهی از بین بردن و ستردناش از شاهنامهی بومنصوری را در برگردان آبشخورهای كهن از زبانِ پهلوی بتوان يافت. همانگونه كه میدانيم خداینامه از بنمایههای فردوسی است. نوشتاری كه به فرمان يزدگرد، واپسین شهريار ساساني گردآوری شده است و گمانه میرود داستانِ بلند آوازهی آرش به شوند پادورزیهای نهاني و آشكارِ ساسانيان با اشكانيان پاک شده باشد. چرا كه ساسانيان همواره میکوشیدند تا نامِ اشكانيان را از تاريخ ايران پاک كنند كه فرزانهی توس آن هنگام که به اشكانيان میرسد به اينكه از آنها جز نامی نشنيدهام نمارش (اشاره) دارد. با اين همه در مییابيم كه نبودِ آرش زنجیروار از كينه سرچشمه میگيرد و سرانجام در شاهنامهی فرزانهی توس هم خدشه انداخته است.
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
♤ برداشتی آزاد از سخنان دکتر لیلا رخش، اُستاد زبان پارسی در دانشگاه و هموند کانون نویسندگان فراتاب
#جشن_های_ایرانی #آرش_کمانگیر #تیرگان
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پیام شما
شاهنامه و آرش
چیزی که در شکوهمندترینها هم دیده میشود
سه شَوَند بنیادین كه پژوهشگران باور دارند انگیزهی نبودِ آرش در شاهنامه است:
١-ستیهندگی (تعصب) فرزانهی توس بر رستم
٢-خردگرایی فرزانهی توس
٣-نبود آرش در بنمایههای فرزانهی توس
برخی از شاهنامهپژوهان نبودِ داستان را ستیهش فرزانهی توس بر رستم میدانند كه درست نمیآید چرا كه اين ستیهندگی میتوانست داستان پهلوانان بسیاری را از شاهنامه پاک كند با این همه ما امروز داستان پهلوانانی چون گيو را در شاهنامه داريم. گيو هم دارای داستانی رازآمیز است .او به سرزمينِ دشمن كه در نمادشناسیها سرزمینی است اهریمنی و سرشار از ترفند و رنج و تباهی و ستم در پی يافتنِ كیخسرو میرود و او را يافته و همراهِ مادرش فرنگيس به ايران میآورد. اين سفر كه هفت سال به درازا میانجامد با دلاوري گيو به پايان میرسد. داستانِ گيو هم سرشار از نمادهای رادمردی و وفای به پیمان است. اگر بخواهيم خردگرایی فردوسی را هم نشانهای بر نبود اين داستان بدانيم باز به بيراهه رفته.ايم چرا كه فردوسی در شاهنامه بازگو کنندهی بسياری از داستانهایی است كه بنمايها ناسازخوی (خرق عادت) دارند پس تنها راهِ پاسخ دادن به اين پرسش بررسی و واکاوی شاهنامهی بومنصوری است كه برجستهترین بنمایهی فرزانهی توس است. داستان آرش در اين شاهنامه نيامده است هرچند نبود این داستان در شاهنامهی بومنصوری هم کاوش برانگيز است ولی از آنجایی كه آرش پهلوانی اشكانی است و اشكانيان تبار خود را برآمده از او میدانند، شايد نشانهی از بین بردن و ستردناش از شاهنامهی بومنصوری را در برگردان آبشخورهای كهن از زبانِ پهلوی بتوان يافت. همانگونه كه میدانيم خداینامه از بنمایههای فردوسی است. نوشتاری كه به فرمان يزدگرد، واپسین شهريار ساساني گردآوری شده است و گمانه میرود داستانِ بلند آوازهی آرش به شوند پادورزیهای نهاني و آشكارِ ساسانيان با اشكانيان پاک شده باشد. چرا كه ساسانيان همواره میکوشیدند تا نامِ اشكانيان را از تاريخ ايران پاک كنند كه فرزانهی توس آن هنگام که به اشكانيان میرسد به اينكه از آنها جز نامی نشنيدهام نمارش (اشاره) دارد. با اين همه در مییابيم كه نبودِ آرش زنجیروار از كينه سرچشمه میگيرد و سرانجام در شاهنامهی فرزانهی توس هم خدشه انداخته است.
فرستنده #بزرگمهر_صالحی
♤ برداشتی آزاد از سخنان دکتر لیلا رخش، اُستاد زبان پارسی در دانشگاه و هموند کانون نویسندگان فراتاب
#جشن_های_ایرانی #آرش_کمانگیر #تیرگان
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🌟☔️ @AdabSar
🌟 آشنایی با جشنهای ایرانی
☔️ جشن تیرگان
بخش نخست: آبریزان یا آبریزگان
🌟 "تیر"، تیشتَریَه در اوستایی و تِشتَر در پهلوی، نام درخشانترین ستارهی آسمان، ستارهی باران و به گفتهی ابوریحان بیرونی ستارهی یمانی بود.
این ستاره در میان ایرانیان سَروَر و نگهبان ستارگان بود.(کورش نیکنام)
☔️ "تیر" همچنین فرشتهی باران و فرشتهی روزیدهنده شمرده میشد که بالا آمدن آن مایهی افزایش بارندگی و ناپدید شدنش شَوَند(دلیل) کاهش بارندگی بود.(ابراهیم پورداوود)
☔️ جشن تیرگان افسانهای خواندنی از نبرد ایزد باران با دیو خشکسالی دارد. در این نبرد ایزد باران با یاری ایزدان باد، هوم، بهمن، فَرَوَهَر پاک رفتگان، مینوی خرد و... بر دیو اپوش یا دیو خشکسالی پیروز میشود. داستان آن در "تیریَشت"(ابراهیم پورداوود) آمده و میتوانید در این پیام نیز بخوانید:
t.me/AdabSar/13428
🌟 پیدایش جشن تیرگان دو بهانه دارد.
نخست پرتاب تیر به دست آرش کمانگیر برای پاسداری از خاک ایران و دوم بارش باران پس از هفت سال خشکسالی بود.(ابوریحان بیرونی)
☔️ در زمان پادشاهی پیروز ساسانی(نیای انوشیروان دادگر)، هفت سال در کشور باران نبارید، شمار فراوانی از مردم مردند و خشکسالی مایهی تنگدستی و افسردگی شد. پس از هفت سال در تیر روز از تیر ماه(سیزدهم تیر)، آسمان پوشیده از ابر شد و باران فراوانی بارید. مردم از شادی جشن گرفتند و به یکدیگر آب پاشیدند و جشن آنها "آبریزان"، "آبریزگان" و "آبپاشان" نام گرفت.(دهخدا و اردشیر آذرگشسب)
جشن آبریزگان در روزهای سیزدهبدر و سیزدهم مهر (روز تیر این دو ماه) هم برگزار میشود.
🌟 باز هم دربارهی پیدایش جشن آبریزان گفته میشود که کیخسرو، پادشاه کیانی هنگام بازگشت از جنگ با افراسیاب، در کنار چشمهای به خواب رفت و بیژن پور گیو(بیژن پسر گیو) که او را همراهی میکرد، برای بیدار کردنش به روی او آب پاشید.(ابوسعید گردیزی)
این بهانهای برای جشن آبریزان در تیرماه شد. هرچند که گمانها دربارهی روز آن گوناگون است. گروهی آن را یکم تیر میدانند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14265
______________
#جشن_های_ایرانی #تیرگان #آبریزگان #جشن_تیرگان #آرش_کمانگیر
☀️☔️ @AdabSar
🌟 آشنایی با جشنهای ایرانی
☔️ جشن تیرگان
بخش نخست: آبریزان یا آبریزگان
🌟 "تیر"، تیشتَریَه در اوستایی و تِشتَر در پهلوی، نام درخشانترین ستارهی آسمان، ستارهی باران و به گفتهی ابوریحان بیرونی ستارهی یمانی بود.
این ستاره در میان ایرانیان سَروَر و نگهبان ستارگان بود.(کورش نیکنام)
☔️ "تیر" همچنین فرشتهی باران و فرشتهی روزیدهنده شمرده میشد که بالا آمدن آن مایهی افزایش بارندگی و ناپدید شدنش شَوَند(دلیل) کاهش بارندگی بود.(ابراهیم پورداوود)
☔️ جشن تیرگان افسانهای خواندنی از نبرد ایزد باران با دیو خشکسالی دارد. در این نبرد ایزد باران با یاری ایزدان باد، هوم، بهمن، فَرَوَهَر پاک رفتگان، مینوی خرد و... بر دیو اپوش یا دیو خشکسالی پیروز میشود. داستان آن در "تیریَشت"(ابراهیم پورداوود) آمده و میتوانید در این پیام نیز بخوانید:
t.me/AdabSar/13428
🌟 پیدایش جشن تیرگان دو بهانه دارد.
نخست پرتاب تیر به دست آرش کمانگیر برای پاسداری از خاک ایران و دوم بارش باران پس از هفت سال خشکسالی بود.(ابوریحان بیرونی)
☔️ در زمان پادشاهی پیروز ساسانی(نیای انوشیروان دادگر)، هفت سال در کشور باران نبارید، شمار فراوانی از مردم مردند و خشکسالی مایهی تنگدستی و افسردگی شد. پس از هفت سال در تیر روز از تیر ماه(سیزدهم تیر)، آسمان پوشیده از ابر شد و باران فراوانی بارید. مردم از شادی جشن گرفتند و به یکدیگر آب پاشیدند و جشن آنها "آبریزان"، "آبریزگان" و "آبپاشان" نام گرفت.(دهخدا و اردشیر آذرگشسب)
جشن آبریزگان در روزهای سیزدهبدر و سیزدهم مهر (روز تیر این دو ماه) هم برگزار میشود.
🌟 باز هم دربارهی پیدایش جشن آبریزان گفته میشود که کیخسرو، پادشاه کیانی هنگام بازگشت از جنگ با افراسیاب، در کنار چشمهای به خواب رفت و بیژن پور گیو(بیژن پسر گیو) که او را همراهی میکرد، برای بیدار کردنش به روی او آب پاشید.(ابوسعید گردیزی)
این بهانهای برای جشن آبریزان در تیرماه شد. هرچند که گمانها دربارهی روز آن گوناگون است. گروهی آن را یکم تیر میدانند.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/14265
______________
#جشن_های_ایرانی #تیرگان #آبریزگان #جشن_تیرگان #آرش_کمانگیر
☀️☔️ @AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«قهرمان» واژهای با ریشهی پارسی است که تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفته، دگرگون کرده و به ما بازگرداندهاند.
🔻قهرمان = (پارسی تازی شده)، کـُهرُمان، پهلوان، دلاور، گــُرد، یل، برنده، پیروز
✍ نمونه:
🔺«آرش» از قهرمانان اساطیری ایران است=
«آرش» از دلاوران باستانی ایران است
🔺استقلال و پرسپولیس هر یک چند بار قهرمان جام شدهاند=
استقلال و پرسپولیس هر یک چند بار برندهی جام شدهاند
🔺نلسون ماندلا قهرمان مبارزه با نژادپرستی بود=
نلسون ماندلا کـُهرُمان مبارزه با نژادپرستی بود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #قهرمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«قهرمان» واژهای با ریشهی پارسی است که تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفته، دگرگون کرده و به ما بازگرداندهاند.
🔻قهرمان = (پارسی تازی شده)، کـُهرُمان، پهلوان، دلاور، گــُرد، یل، برنده، پیروز
✍ نمونه:
🔺«آرش» از قهرمانان اساطیری ایران است=
«آرش» از دلاوران باستانی ایران است
🔺استقلال و پرسپولیس هر یک چند بار قهرمان جام شدهاند=
استقلال و پرسپولیس هر یک چند بار برندهی جام شدهاند
🔺نلسون ماندلا قهرمان مبارزه با نژادپرستی بود=
نلسون ماندلا کـُهرُمان مبارزه با نژادپرستی بود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #قهرمان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🏔 @AdabSar
🏹 آرش کماندار
سراینده: #هما_ارژنگی
از دامن کوهسار البرز
میریخت به صخرههای تبدار
سوزنده شرارههای خورشید
وان قامت دلکش دماوند
با آن همه فَرّ و سرفرازی
لرزنده به خود ز بیم و امید
آن روز غریب محنتانگیز
پیمانهی بخت شادخواران
در چنبر چرخ باژگونه
در شهر همه نشان غم بود...
در ساغر قلب میگساران
جوشنده شرنگ نامرادی
رخسارهی مردمان دژم بود
آن روز حدود و مرز ایران،
آزادگی و غرور انسان
در پرش تیر یک کمان بود
میرفت یگانه سربداری
بر مسلخ عشق و پایداری
آوردگهاش نه آنچنان بود...
چون شیر که رو کند به نخجیر
آن سختکمان آتشین تیر
کز وحشت ننگ و بیم تحقیر
میجست به کار خوش تدبیر
میرفت که در پناه یزدان
خود نقش زند نشان تقدیر
بازو بگشاد آن کماندار
رو جانب کوه و آسمان کرد
بدرید سپید جامه بر تن
سر بر سر صخرهای همی سود
دادار یگانه را ندا داد...
پژواک بلند خواهش او
پیچید به قلب کوه البرز
جوشید گدازههای سوزان
در سینهی سنگها شتابان
غرید پلنگ خفته در کوه
آهو بچگان ز جان هراسان
آنگاه ز اوج آسمانها
ابری چو غبار سر برآورد
توفنده نهاد گردبادی
کوبید به چهر کوهساران...
فرهیخته آرش کماندار،
آن گرد نژادهی سر افراز
دل بر کف و جان در آستین گفت:
ای یاور و یار پاکبازان
ای بر دل خستهام تو درمان
من قاصد افتخار و نورم
شیراوژن و پر دل و جسورم
جانبازی من چو نیست بازی
بر من تو ببخش سرفرازی...
آنگاه به نام ایزد جان
با یاد وطن، خجسته ایران
آن تیر گزیده در کمان کرد
قربان شرف تن و توان کرد
آمیخت همه روان پاکش،
با سختی تیر تیز پران
وان تیر همه روان و جان شد
گویی که روان آرش و تیر
پیچید به هم چو آذرخشی
توفنده و جان شکار و سوزان
بر جانب اهرمن روان شد...
آرش، به فروغ و نور ایمان
آن روز بلند تیرگان را
بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامهی عشق و جوهر جان
بنهاد یکی نشان جاوید
بر سینهی افتخار انسان
یعنی که ز جان گذر توان کرد
در آتش خشم و کین خطر کرد
و ز بازی آسمان حذر کرد
لیکن دل خود ز مهر ایران
هرگز نتوان برید آسان!
#آرش_کمانگیر
🏔 @AdabSar
🏹 آرش کماندار
سراینده: #هما_ارژنگی
از دامن کوهسار البرز
میریخت به صخرههای تبدار
سوزنده شرارههای خورشید
وان قامت دلکش دماوند
با آن همه فَرّ و سرفرازی
لرزنده به خود ز بیم و امید
آن روز غریب محنتانگیز
پیمانهی بخت شادخواران
در چنبر چرخ باژگونه
در شهر همه نشان غم بود...
در ساغر قلب میگساران
جوشنده شرنگ نامرادی
رخسارهی مردمان دژم بود
آن روز حدود و مرز ایران،
آزادگی و غرور انسان
در پرش تیر یک کمان بود
میرفت یگانه سربداری
بر مسلخ عشق و پایداری
آوردگهاش نه آنچنان بود...
چون شیر که رو کند به نخجیر
آن سختکمان آتشین تیر
کز وحشت ننگ و بیم تحقیر
میجست به کار خوش تدبیر
میرفت که در پناه یزدان
خود نقش زند نشان تقدیر
بازو بگشاد آن کماندار
رو جانب کوه و آسمان کرد
بدرید سپید جامه بر تن
سر بر سر صخرهای همی سود
دادار یگانه را ندا داد...
پژواک بلند خواهش او
پیچید به قلب کوه البرز
جوشید گدازههای سوزان
در سینهی سنگها شتابان
غرید پلنگ خفته در کوه
آهو بچگان ز جان هراسان
آنگاه ز اوج آسمانها
ابری چو غبار سر برآورد
توفنده نهاد گردبادی
کوبید به چهر کوهساران...
فرهیخته آرش کماندار،
آن گرد نژادهی سر افراز
دل بر کف و جان در آستین گفت:
ای یاور و یار پاکبازان
ای بر دل خستهام تو درمان
من قاصد افتخار و نورم
شیراوژن و پر دل و جسورم
جانبازی من چو نیست بازی
بر من تو ببخش سرفرازی...
آنگاه به نام ایزد جان
با یاد وطن، خجسته ایران
آن تیر گزیده در کمان کرد
قربان شرف تن و توان کرد
آمیخت همه روان پاکش،
با سختی تیر تیز پران
وان تیر همه روان و جان شد
گویی که روان آرش و تیر
پیچید به هم چو آذرخشی
توفنده و جان شکار و سوزان
بر جانب اهرمن روان شد...
آرش، به فروغ و نور ایمان
آن روز بلند تیرگان را
بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامهی عشق و جوهر جان
بنهاد یکی نشان جاوید
بر سینهی افتخار انسان
یعنی که ز جان گذر توان کرد
در آتش خشم و کین خطر کرد
و ز بازی آسمان حذر کرد
لیکن دل خود ز مهر ایران
هرگز نتوان برید آسان!
#آرش_کمانگیر
🏔 @AdabSar
هما ارژنگی - آرش کماندار
Unknown Artist/@AdabSar
ای یاور و یار پاکبازان
ای بر دل خستهام تو درمان
جانبازی من چو نیست بازی
بر من تو ببخش سرفرازی...
نماهنگ "آرش"، پیشکش عاشقان این مرز و بوم اهورایی باد!
#هما_ارژنگی
🏔@AdabSar
ای بر دل خستهام تو درمان
جانبازی من چو نیست بازی
بر من تو ببخش سرفرازی...
نماهنگ "آرش"، پیشکش عاشقان این مرز و بوم اهورایی باد!
#هما_ارژنگی
🏔@AdabSar
سیاوش کسرایی - آرش کمانگیر
@AdabSar
... زندگانی شعله میخواهد
شعلهها را هیمه باید روشنیافروز
کودکانم، داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
🏔⛰🌋
مرز را پرواز تیری میدهد سامان
گر به نزدیکی فرود آید
خانههامان تنگ
آرزومان کور
ور بپرد دور
تا کجا؟ تا چند؟
آه! کو بازوی پولادین و کو سرپنجهی ایمان؟
🏔⛰🌋
منم آرش!
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
منم آرش؛ سپاهیمَرد آزاده
به تنها تیر ترکش، آزمون تلختان را اینک آماده!
🏔⛰🌋
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سربلند کوه ماوایم
به چشم آفتاب تازهرس جایم
مرا تیر است آتشپر
مرا باد است فرمانبر
🏔⛰🌋
آری، آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعلهاش از هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست ...
🏔⛰🌋
سرودهی بلند، باشکوه، جاودان و افسونگر "آرش کمانگیر" را با سدا(صدا)ی سراینده، #سیاوش_کسرایی بشنوید.
#تیرگان #جشن_تیرگان
@AdabSar
شعلهها را هیمه باید روشنیافروز
کودکانم، داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
🏔⛰🌋
مرز را پرواز تیری میدهد سامان
گر به نزدیکی فرود آید
خانههامان تنگ
آرزومان کور
ور بپرد دور
تا کجا؟ تا چند؟
آه! کو بازوی پولادین و کو سرپنجهی ایمان؟
🏔⛰🌋
منم آرش!
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
منم آرش؛ سپاهیمَرد آزاده
به تنها تیر ترکش، آزمون تلختان را اینک آماده!
🏔⛰🌋
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سربلند کوه ماوایم
به چشم آفتاب تازهرس جایم
مرا تیر است آتشپر
مرا باد است فرمانبر
🏔⛰🌋
آری، آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعلهاش از هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست ...
🏔⛰🌋
سرودهی بلند، باشکوه، جاودان و افسونگر "آرش کمانگیر" را با سدا(صدا)ی سراینده، #سیاوش_کسرایی بشنوید.
#تیرگان #جشن_تیرگان
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🏔🏔🏔🏔🏔🏔
goo.gl/KhwBCu
🔅روز دماوند
ای دیوِ سپیدِ پای در بند!
ای گنبد گیتی، ای دماوند! #بهار
🗻 "دماوند"، برکشیدهترین کوه ایران و برافراشتهترین چَکادِ(قلهی) آتشفشانی آسیا است.
❓ بر چرایی نامگذاری "دماوند"، گمانزدهای گوناگونی رواگ(رواج) دارد:
۱. دَماوند = دم (دمه، گاز، بخار) + آوند(پسوند دارندگی) = دارای دمه و دود
۲. دُماوند = دُما(پشت، دنبال) + وند(نهادن، ایستادن بر جایی) = شهر یا آبادی یا کلاتِ(قلعهی) ایستاده در دنبال و پشت.
"دماوند" همچنین جایگاه ویژهای در افسانههای ایران دارد:
🌋 در افسانهها آمده است که "گیومرت"(کیومرث) در کوه دماوند میزیسته است و گور فرزند وی "سیامک" هم آنجا دانسته شده است. آمده است که چون فرزندش کشته شد، خداوند چاهی بر سر کوه دماوند برآورد و "گیومرت" فرزند را در چاه فروهِشت. سپس بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز آتش بارها پر زند و به هوا بَرشود و این آتش دیو را از فرزند او دور بدارد.
@AdabSar
⚔ "دماوند" همچنین جایی است که فریدون، پادشاه پیشدادی و از چهرههای افسانهای ایران، با آژیدهاک(ضحاک)، فرمانروای ستمگر و خونریز، رویاروی شده و میجنگد.
بر پایهی افسانهها، سپاه فریدون به سپهسالاری "کاوه آهنگر"، در نبرد با آژیدهاک پیروز شده و او را در غاری در دماوند به بند میکشد. و آژیدهاک آنجا زندانی است تا پایان جهان، که بند بگسلد و کشتن مردمان آغاز کند و سرانجام به دست "گرشاسپ" کشته شود.
بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند #فردوسی
ز بیدادی سمر گشتهست ضحاک
که گویند او به بند است در دماوند #ناصرخسرو
🏹 "دماوند" دیگربار در گاهِ پادشاهی "منوچهر" زبانزد میشود. آنگاه که بر آن مینهند تا "آرش کمانگیر"، دلاور ایرانی، از فراز "دماوند" تیری بپراند و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد.
از این رو "آرش" از چکاد دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و به کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد و آنجا مرز شناخته شد.
🌄 همچنین آوردهاند که "کیخسرو" پادشاه کیانی و پیشوای دادگر ایرانی، پس از واگذاری پادشاهی به "لهراسب"، به "دماوند"رفته و از آنجا به فَراز میرود(عروج میکند).
سیزدهم تیرماه، روز "دماوند" این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی، و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.
#مجید_دری
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
goo.gl/KhwBCu
🔅روز دماوند
ای دیوِ سپیدِ پای در بند!
ای گنبد گیتی، ای دماوند! #بهار
🗻 "دماوند"، برکشیدهترین کوه ایران و برافراشتهترین چَکادِ(قلهی) آتشفشانی آسیا است.
❓ بر چرایی نامگذاری "دماوند"، گمانزدهای گوناگونی رواگ(رواج) دارد:
۱. دَماوند = دم (دمه، گاز، بخار) + آوند(پسوند دارندگی) = دارای دمه و دود
۲. دُماوند = دُما(پشت، دنبال) + وند(نهادن، ایستادن بر جایی) = شهر یا آبادی یا کلاتِ(قلعهی) ایستاده در دنبال و پشت.
"دماوند" همچنین جایگاه ویژهای در افسانههای ایران دارد:
🌋 در افسانهها آمده است که "گیومرت"(کیومرث) در کوه دماوند میزیسته است و گور فرزند وی "سیامک" هم آنجا دانسته شده است. آمده است که چون فرزندش کشته شد، خداوند چاهی بر سر کوه دماوند برآورد و "گیومرت" فرزند را در چاه فروهِشت. سپس بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز آتش بارها پر زند و به هوا بَرشود و این آتش دیو را از فرزند او دور بدارد.
@AdabSar
⚔ "دماوند" همچنین جایی است که فریدون، پادشاه پیشدادی و از چهرههای افسانهای ایران، با آژیدهاک(ضحاک)، فرمانروای ستمگر و خونریز، رویاروی شده و میجنگد.
بر پایهی افسانهها، سپاه فریدون به سپهسالاری "کاوه آهنگر"، در نبرد با آژیدهاک پیروز شده و او را در غاری در دماوند به بند میکشد. و آژیدهاک آنجا زندانی است تا پایان جهان، که بند بگسلد و کشتن مردمان آغاز کند و سرانجام به دست "گرشاسپ" کشته شود.
بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند #فردوسی
ز بیدادی سمر گشتهست ضحاک
که گویند او به بند است در دماوند #ناصرخسرو
🏹 "دماوند" دیگربار در گاهِ پادشاهی "منوچهر" زبانزد میشود. آنگاه که بر آن مینهند تا "آرش کمانگیر"، دلاور ایرانی، از فراز "دماوند" تیری بپراند و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد.
از این رو "آرش" از چکاد دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و به کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد و آنجا مرز شناخته شد.
🌄 همچنین آوردهاند که "کیخسرو" پادشاه کیانی و پیشوای دادگر ایرانی، پس از واگذاری پادشاهی به "لهراسب"، به "دماوند"رفته و از آنجا به فَراز میرود(عروج میکند).
سیزدهم تیرماه، روز "دماوند" این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی، و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.
#مجید_دری
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
Forwarded from ادبسار
🎋🎋 @AdabSar
⚱ آشنایی با جشنهای ایرانی
⚱ جشن تیرگان
بخش دوم: آیین ایرانیان
🚿 آیینهای جشن تیرگان از تیر روز تا بادروز (۱۰روز) دنباله داشت و به آن "تیرو جشن"، "تیر و تشتر"، "آبریزی" و "آببازی" میگفتند.(میترا مرادپور)
ایرانیان یک روز پیش از جشن تیرگان خانهی خود را پاکیزه میکردند و در این روز سر و تن خود را میشستند، پوشاک تازه میپوشیدند و به شادمانی میپرداختند. (کورش نیکنام)
🌬 در این روز "خورشید نیایش" یا "مهر نیایش"میخواندند. هنوز هم در برخی شهرها پیر و جوان نخ ابریشمی هفترنگ و نازکی بهنام "تیر و باد" به مچ دست خود میبندند و در روز باد (۱۰روز پس از آن)، بند را باز میکنند و به دست باد میسپارند تا گذر تیر آرش و همراهی ایزد باد را یادآوری کنند. همزمان این ترانه را میخوانند(نیکنام):
تیر برو باد بیا
غم برو شادی بیا
رنج برو روزی بیا
خوشهی مرواری بیا
💦 آببازی کنار رودها و آبها، یکی از برنامههای شادیآور آیین تیرگان بود. هنگام آببازی هم آواز میخواندند:
تور ماهیَه، وَچه ماهیَه
(ماه تیر است، ماه کودکان است)
🌾 از دیگر آیینهای این روز پختن و خوردن گندم و خوردن میوه بود. به این بهانه که در جنگ هفت سالهی منوچهر و افراسیاب، ایرانیان دربند نمیتوانستند برای نان آرد درست کنند و ناچار گندم میخوردند. برای سر شستن هم میگفتند کیخسرو هنگام بازگشت از نبرد با افراسیاب، کنار چشمه خفت و بیژن روی سر او آب ریخت تا بیدارش کند.(گردیزی)
⚱ در بامداد این روز، کوزهای را زیر سایهی درخت سبزی میگذاشتند و سپس هرکس در دل آرزویی میکرد و ابزار کوچکی همچون انگشتر درون کوزه میانداخت؛ سپس روی کوزه پارچهی سبز میانداختند. هنگام پسین(بعد از ظهر) هر یک از زنان و مردان در کنار کوزه چکامه و آواز میخواندند و همزمان، دختر کوچکی از درون کوزه چیزها را بیرون میآورد و آرزومندان سرودهای را که همزمان با بیرون آمدن ابزارشان خوانده میشد، گونهای پیشگویی بخت میشمردند و با نگر(توجه) به آرزویشان، برداشتی از آن سروده داشتند. این آیین در جشن چلمو نیز انجام میشد.
💃🏻 امروز در استانها و شهرهایی چون مازندران، سنگسر در سمنان، فراهان، آمل و در کنار دماوند جشن تیرگان و جشن روز دماوند به شیوههای گوناگون برگزار میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
https://t.me/AdabSar/14256
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان #آبریزگان
🎋🎋 @AdabSar
⚱ آشنایی با جشنهای ایرانی
⚱ جشن تیرگان
بخش دوم: آیین ایرانیان
🚿 آیینهای جشن تیرگان از تیر روز تا بادروز (۱۰روز) دنباله داشت و به آن "تیرو جشن"، "تیر و تشتر"، "آبریزی" و "آببازی" میگفتند.(میترا مرادپور)
ایرانیان یک روز پیش از جشن تیرگان خانهی خود را پاکیزه میکردند و در این روز سر و تن خود را میشستند، پوشاک تازه میپوشیدند و به شادمانی میپرداختند. (کورش نیکنام)
🌬 در این روز "خورشید نیایش" یا "مهر نیایش"میخواندند. هنوز هم در برخی شهرها پیر و جوان نخ ابریشمی هفترنگ و نازکی بهنام "تیر و باد" به مچ دست خود میبندند و در روز باد (۱۰روز پس از آن)، بند را باز میکنند و به دست باد میسپارند تا گذر تیر آرش و همراهی ایزد باد را یادآوری کنند. همزمان این ترانه را میخوانند(نیکنام):
تیر برو باد بیا
غم برو شادی بیا
رنج برو روزی بیا
خوشهی مرواری بیا
💦 آببازی کنار رودها و آبها، یکی از برنامههای شادیآور آیین تیرگان بود. هنگام آببازی هم آواز میخواندند:
تور ماهیَه، وَچه ماهیَه
(ماه تیر است، ماه کودکان است)
🌾 از دیگر آیینهای این روز پختن و خوردن گندم و خوردن میوه بود. به این بهانه که در جنگ هفت سالهی منوچهر و افراسیاب، ایرانیان دربند نمیتوانستند برای نان آرد درست کنند و ناچار گندم میخوردند. برای سر شستن هم میگفتند کیخسرو هنگام بازگشت از نبرد با افراسیاب، کنار چشمه خفت و بیژن روی سر او آب ریخت تا بیدارش کند.(گردیزی)
⚱ در بامداد این روز، کوزهای را زیر سایهی درخت سبزی میگذاشتند و سپس هرکس در دل آرزویی میکرد و ابزار کوچکی همچون انگشتر درون کوزه میانداخت؛ سپس روی کوزه پارچهی سبز میانداختند. هنگام پسین(بعد از ظهر) هر یک از زنان و مردان در کنار کوزه چکامه و آواز میخواندند و همزمان، دختر کوچکی از درون کوزه چیزها را بیرون میآورد و آرزومندان سرودهای را که همزمان با بیرون آمدن ابزارشان خوانده میشد، گونهای پیشگویی بخت میشمردند و با نگر(توجه) به آرزویشان، برداشتی از آن سروده داشتند. این آیین در جشن چلمو نیز انجام میشد.
💃🏻 امروز در استانها و شهرهایی چون مازندران، سنگسر در سمنان، فراهان، آمل و در کنار دماوند جشن تیرگان و جشن روز دماوند به شیوههای گوناگون برگزار میشود.
✍ #پریسا_امام_وردیلو
بیشتر بخوانید:
https://t.me/AdabSar/14256
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان #آبریزگان
🎋🎋 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
پریسا سیمینمهر - آرش کمانگیر.mp3
12.1 MB
استورهی #آرش_کمانگیر
سراینده #سیاوش_کسرایی
با نوای زیبای بانو #پریسا_سیمین_مهر
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان
🏹 @AdabSar
سراینده #سیاوش_کسرایی
با نوای زیبای بانو #پریسا_سیمین_مهر
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان
🏹 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🗻🗻🗻🗻
@AdabSar
🔅دماوندیه
خاموش نشستهای دماوند
ضحّاک گریخت آخر از بند
از دودهی آبتین کسی نیست
تا باز نهد به پای او بنـد
در سینه حریق اندرون را
تا چند توان نهفت، تا چند؟
اندیشهی آخرین دوا کن
باید شبی آتشـی پراکند
@AdabSar
در شعلهی خود بسوز و ما را
افسردهی بیورَسْپْ* مپسند!
مستـوجب دوزخ است ناچار
هر کاو به بهشت نیست خرسند
بازی که شکارش آسمانیست
در خاک چگونه پنجه افکند؟
فوارگی کهـن ز سر گیر
لب باز گشاده کن به لبخند
بگذار زمین رود به معـراج
در لحظهی بعثت دماوند...
*بیورَسْپْ = آژیدهاک(ضحاک)
#قدمعلی_سرامی
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@AdabSar
🔅دماوندیه
خاموش نشستهای دماوند
ضحّاک گریخت آخر از بند
از دودهی آبتین کسی نیست
تا باز نهد به پای او بنـد
در سینه حریق اندرون را
تا چند توان نهفت، تا چند؟
اندیشهی آخرین دوا کن
باید شبی آتشـی پراکند
@AdabSar
در شعلهی خود بسوز و ما را
افسردهی بیورَسْپْ* مپسند!
مستـوجب دوزخ است ناچار
هر کاو به بهشت نیست خرسند
بازی که شکارش آسمانیست
در خاک چگونه پنجه افکند؟
فوارگی کهـن ز سر گیر
لب باز گشاده کن به لبخند
بگذار زمین رود به معـراج
در لحظهی بعثت دماوند...
*بیورَسْپْ = آژیدهاک(ضحاک)
#قدمعلی_سرامی
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
Forwarded from ادبسار
⛰🏹 @AdabSar
آرش و تیرگان
✍ #توران_شهریاری
از دورههای دور که دوران رازهاست
در هر زمان نشان ز نشیب و فرازهاست
گاهی فروغ و پرتویی از چارهسازهاست
گه نیز جای پای بهین پیشتازهاست
آرش نژادهای است دلاور از آن زمان
او داد آب و رنگ حماسی به تیرگان
گاه پگاه بود
روزی ز روزهای خوش تیرماه بود
آغاز تیر روز
زیبا و خاطرهانگیز و دلفروز
البرز، پر صلابت و با فرّ و جاه بود
همراه با سپیدهدمان فروغمند
شد آشکار بر رخ خورشید نوشخند
ماندهست از آن طلوع رهایی به یادها
فرمان مینوی اهورا به بادها
کای باد تندسیر
سبکتاز
تیزرو
زین کوه، زین کرانه جیحون روانه شو
تا تیر جان آرش فرختبار را
بر ساقه تناور گردوبنی بلند
نزدیک مرو، ساحل جیحون، کنار رود
تا نیمروز گرم و دمان، آوری فرود
آنگه سروش، پیک اهورایی از سپهر
اینگونه داد مژده به ایرانیان ز مهر
کز تیر سرنوشت که نیروی جان در اوست
زنجیر و بندهای اسیری و بندگی
از دست و پای ملتی آزاده وا شود
آن شهرها که خصم ز ایرانزمین گرفت
بعد از فرود تیر، ز توران جدا شود
اکنون برای زود رسیدن به این هدف
تیرافکنی است گرد و کمانگیر و جان به کف
آرش همان دلیرترین پهلوان شهر
در راه جاودانی ایران فدا شود
جان حماسهپرور و شور آفرین او
با تیر سرنوشت به خاور رها شود
هان، باد، تیر آرشی از عشق و آتش است
فریاد دادخواهی گردی کمانکش است
پاسش بدار چون که در آن جان آرش است
آن روزهای تار و غم انگیز و جانگذار
بخشی ز خاک پاک اهورایی وطن
هنگام جنگ در کف دشمن فتاده بود
ایران بهسان مام ز فرزند مانده دور
دلشادی و توان خود از دست داده بود
زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت
با خط سرخ بر ورق لالهگون نوشت
دوران جنگ بود
ایران دلش ز دوری فرزند تنگ بود
بهر وطن شکست ز بیگانه ننگ بود
چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود
این سرزمین تحمل خواری نمیکند
در تنگنای حادثه زاری نمیکند
با دشمن شناخته یاری نمیکند
پیش ستمگر آینهداری نمیکند
از چندگاه پیش در آن روزگار تار
در راه سازشی که شود صلح برقرار
افراسیاب بود و منوچهر شهریار
بستند عهدی آن دو به آیین و استوار
پیمان چنان بخواست که تیرافکنی دلیر
پرتاب سازد از تبرستان به شرق تیر
هر جا که تیر آمد و بر هر کجا نشست
آن جایگاه مرز و حریم دو کشور است
آرش کنار قله البرز سربلند
با قامتی بلند چو سرو فرازمند
در هالهای ز نور سحرگاهی سپند
برپا ستاده بود
در چلهی کمان غرور آفرین خویش
تیر از پی رهایی میهن نهاده بود
با یاد و نام نامی دادار مهربان
سر برفراشت زمزمهخوان سوی آسمان
با نیروی خدایی و افزونترین توان
تیر از کمان کشید
آن را نه از کمان، که ز ژرفای جان کشید
تا تیر جان خویش به باد وزان سپرد
شد پاره پاره پیکر و افتاد و جان سپرد
جان عزیز را به ره آرمان سپرد
اکنون هزارهها سپری شد از آن زمان
آرش حماسهایست به تاریخ جاودان
ایران بهجاست همچو مه و مهر و آسمان
بادا هزارههای دگر باز در جهان
هان ای جوان برومند هموطن
اینک تو آرشی و چراغ ره وطن
با دانش و خرد و عشق خویشتن
مرز نوین بگستر و کن تازهتر سخن
تا نو شود حماسه شورآور کهن...
#جشن_تیرگان #تیرگان
goo.gl/v8GXB3
⛰🏹 @AdabSar
آرش و تیرگان
✍ #توران_شهریاری
از دورههای دور که دوران رازهاست
در هر زمان نشان ز نشیب و فرازهاست
گاهی فروغ و پرتویی از چارهسازهاست
گه نیز جای پای بهین پیشتازهاست
آرش نژادهای است دلاور از آن زمان
او داد آب و رنگ حماسی به تیرگان
گاه پگاه بود
روزی ز روزهای خوش تیرماه بود
آغاز تیر روز
زیبا و خاطرهانگیز و دلفروز
البرز، پر صلابت و با فرّ و جاه بود
همراه با سپیدهدمان فروغمند
شد آشکار بر رخ خورشید نوشخند
ماندهست از آن طلوع رهایی به یادها
فرمان مینوی اهورا به بادها
کای باد تندسیر
سبکتاز
تیزرو
زین کوه، زین کرانه جیحون روانه شو
تا تیر جان آرش فرختبار را
بر ساقه تناور گردوبنی بلند
نزدیک مرو، ساحل جیحون، کنار رود
تا نیمروز گرم و دمان، آوری فرود
آنگه سروش، پیک اهورایی از سپهر
اینگونه داد مژده به ایرانیان ز مهر
کز تیر سرنوشت که نیروی جان در اوست
زنجیر و بندهای اسیری و بندگی
از دست و پای ملتی آزاده وا شود
آن شهرها که خصم ز ایرانزمین گرفت
بعد از فرود تیر، ز توران جدا شود
اکنون برای زود رسیدن به این هدف
تیرافکنی است گرد و کمانگیر و جان به کف
آرش همان دلیرترین پهلوان شهر
در راه جاودانی ایران فدا شود
جان حماسهپرور و شور آفرین او
با تیر سرنوشت به خاور رها شود
هان، باد، تیر آرشی از عشق و آتش است
فریاد دادخواهی گردی کمانکش است
پاسش بدار چون که در آن جان آرش است
آن روزهای تار و غم انگیز و جانگذار
بخشی ز خاک پاک اهورایی وطن
هنگام جنگ در کف دشمن فتاده بود
ایران بهسان مام ز فرزند مانده دور
دلشادی و توان خود از دست داده بود
زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت
با خط سرخ بر ورق لالهگون نوشت
دوران جنگ بود
ایران دلش ز دوری فرزند تنگ بود
بهر وطن شکست ز بیگانه ننگ بود
چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود
این سرزمین تحمل خواری نمیکند
در تنگنای حادثه زاری نمیکند
با دشمن شناخته یاری نمیکند
پیش ستمگر آینهداری نمیکند
از چندگاه پیش در آن روزگار تار
در راه سازشی که شود صلح برقرار
افراسیاب بود و منوچهر شهریار
بستند عهدی آن دو به آیین و استوار
پیمان چنان بخواست که تیرافکنی دلیر
پرتاب سازد از تبرستان به شرق تیر
هر جا که تیر آمد و بر هر کجا نشست
آن جایگاه مرز و حریم دو کشور است
آرش کنار قله البرز سربلند
با قامتی بلند چو سرو فرازمند
در هالهای ز نور سحرگاهی سپند
برپا ستاده بود
در چلهی کمان غرور آفرین خویش
تیر از پی رهایی میهن نهاده بود
با یاد و نام نامی دادار مهربان
سر برفراشت زمزمهخوان سوی آسمان
با نیروی خدایی و افزونترین توان
تیر از کمان کشید
آن را نه از کمان، که ز ژرفای جان کشید
تا تیر جان خویش به باد وزان سپرد
شد پاره پاره پیکر و افتاد و جان سپرد
جان عزیز را به ره آرمان سپرد
اکنون هزارهها سپری شد از آن زمان
آرش حماسهایست به تاریخ جاودان
ایران بهجاست همچو مه و مهر و آسمان
بادا هزارههای دگر باز در جهان
هان ای جوان برومند هموطن
اینک تو آرشی و چراغ ره وطن
با دانش و خرد و عشق خویشتن
مرز نوین بگستر و کن تازهتر سخن
تا نو شود حماسه شورآور کهن...
#جشن_تیرگان #تیرگان
goo.gl/v8GXB3
⛰🏹 @AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
سیزدهم تیرماه، #روز_دماوند این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.
🏔⛰🌋 @AdabSar
🏔⛰🌋 @AdabSar
Forwarded from فروشگاه ادبسار
دوستان و هموندان گرامی
نیپیک(کتاب) «یورکنامهی نو» به پایان رسید. ادبسار میکوشد دفترهای پارسی را با ارزشی جداسان(متمایز) به شما بنمایاند و اکنون با نگاه به فراگیری و به درازا کشیدن بیماری کرونا دسترسی به استادان برای دستینهی(امضای) نسکها(کتابها) فراهم نیست.
از اینرو هماکنون فروش یورکنامهی نو و دیگر نبیگهای(کتابهای) درپیوند با پارسی پاک که در برنامه داشتیم(بهجز «دستان مستان») انجامپذیر نیست.
چنانچه بتوانیم برای فروش نیپیکها با دستینهی نویسنده چارهای بیندیشیم در ادبسار و فروشگاه ادبسار به آگاهی شما میرسانیم.
گفتنی است که فروش دفتر «دستان مستان» همچنان پابرجاست و از آنجا که هنوز به چاپ دوباره نرسیده تنها در فروشگاه ادبسار در دسترس است.
📚 فروشگاه ادبسار:
📚 t.me/joinchat/AAAAAEZYYGzi24MuFdNZ8w
نیپیک(کتاب) «یورکنامهی نو» به پایان رسید. ادبسار میکوشد دفترهای پارسی را با ارزشی جداسان(متمایز) به شما بنمایاند و اکنون با نگاه به فراگیری و به درازا کشیدن بیماری کرونا دسترسی به استادان برای دستینهی(امضای) نسکها(کتابها) فراهم نیست.
از اینرو هماکنون فروش یورکنامهی نو و دیگر نبیگهای(کتابهای) درپیوند با پارسی پاک که در برنامه داشتیم(بهجز «دستان مستان») انجامپذیر نیست.
چنانچه بتوانیم برای فروش نیپیکها با دستینهی نویسنده چارهای بیندیشیم در ادبسار و فروشگاه ادبسار به آگاهی شما میرسانیم.
گفتنی است که فروش دفتر «دستان مستان» همچنان پابرجاست و از آنجا که هنوز به چاپ دوباره نرسیده تنها در فروشگاه ادبسار در دسترس است.
📚 فروشگاه ادبسار:
📚 t.me/joinchat/AAAAAEZYYGzi24MuFdNZ8w
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تیرگان میرسد از راه برین و بشکوه
بر شود پیر کمانگیر دمان بر سر کوه
جان خود را بدمد در تن آن تیر شگرف
تا بهین بوم بدان تیر رهد از اندوه!
#میرجلال_الدین_کزازی
داستان #جشن_تیرگان با واژگان زیبای پارسی از زبان کزازی
🏔⛈ @AdabSar
بر شود پیر کمانگیر دمان بر سر کوه
جان خود را بدمد در تن آن تیر شگرف
تا بهین بوم بدان تیر رهد از اندوه!
#میرجلال_الدین_کزازی
داستان #جشن_تیرگان با واژگان زیبای پارسی از زبان کزازی
🏔⛈ @AdabSar
Forwarded from ادبسار
🏔🏔 @AdabSar
🏹 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏹 جشن تیرگان
بخش سوم - آرش کمانگیر
آری آری، جان خود در تیر کرد آرش؛
کار سد[صد]ها سد هزاران تیغهی شمشیر کرد آرش!
#سیاوش_کسرایی
🇮🇷 "جشن تیرگان" یکی از بزرگترین و فرازمندترین جشنهای کهن ایران است.
"جشن تیرگان" نماد پاسداری از خاک و یکپارچگی میهنی(تمامیت ارضی) است.
🗺 ابوریحان بیرونی نوشته است در ایران باستان جنگ منوچهر پادشاه پیشدادی با افراسیاب تورانی سالها به درازا کشید و ایرانیان بسیاری جان سپردند. تورانیان تا نزدیکی تبرستان(مازندران) پیشروی کرده بودند و مردم در بند بودند. منوچهر از افراسیاب خواست که به اندازهی پرتاب تیری مرزهای کشور را گسترش دهد و افراسیاب پذیرفت. آنها پیماننامهای نوشتند و سپس تیر و کمانی در اندازهای که فرشتهی اسپندارمذ خواسته بود، ساختند و برای پرتاب آن «آرش» را که پهلوانی راستین، تندرست و میهندوست بود برگزیدند.
او به پادشاه و مردم گفت من کسی با توان بالای تن و بی هیچ کژی هستم و میدانم که با پرتاب این تیر پاره پاره خواهم شد ولی جان خود را در راه آزادی میسپارم.
🌬 آرش این دردانهی افسانههای ایران نیروی جان بر تیر گذاشت و کمان کشید...
خداوند به باد دستور داد که تیر را از کوه رویان بردارد و به دورترین جای خراسان پرتاب کند.
آرش جان سپرد و تیرش با یاری ایزد باد یک نیمروز از تبرستان تا آنسوی تخارستان به تندی راه پیمود و سپس بر درخت گردویی فرود آمد. درختی که در بزرگی در جهان بیمانند بود.(التفهیم و آثارالباقیه)
در باور ایرانیان پرواز تیر آرش در آسمان همچون پرواز تیشتر یا ایزد باران بود.
⛰ در نامههای اوستا و پهلوی از اَرَخش(آرش) بسیار یاد شده و او را مایهی پیروزی ایران بر توران دانستهاند. در مجملالتوایخ نیز نام او را «شیواتیر» از خاندان آرش دانستهاند. همچنین برنام(لقب) کمانگیر را نخستینبار فخرالدین گرگانی در سروده ویس و رامین برای آرش نهاده است.
🌠 در تاریخ تبری نوشته که منوچهر و افراسیاب پیماننامهای نوشتند. آرش بر کوهی شد که از آن بلندتر نیست و تیری بینداخت که در کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد.
در "تیریَشت" درباره پرواز تیر آرش آمده: «ستاره درخشان و شکوهمند تشتر را میستایم که تند به سوی دریای فَراخکَرت تازد که گویی تیری است که آرش، بهترین تیرانداز آریایی، در هوا به پرواز درآورد...»
🇮🇷 یکی از افسانههای تیرگان این است که پرتاب تیر آرش در تیرروز از تیرماه(تیرگان کوچک) رخ داد و روز چهاردهم(تیرگان بزرگ) روزی است که پیامآوران پیام فرود تیر در کنار آمودریا را آوردند و مردم برای رهایی از بند افراسیاب تورانی و پایان جنگ جشن گرفتند.
🕯 از گذشتههای دور تاکنون در چنین روزی زرتشتیان آیین بزرگداشتی را برای شادی روان پاک جانسپاران(شهیدان) میهن و به یاد کشتهشدگان فراوان جنگ هفت سالهی منوچهر و افراسیاب برگزار میکردند که به نام "روز جانبازی" نیز شناخته میشود.(پیک موبدان تهران)
🌸 گل بنفشهی ایرانی نماد گیاهی جشن تیرگان است. سرایندگان پارسیگوی لب، گیسو و جامهی کبود یار را به کبود بنفشه و تاب و شکن گیسو را به تاب بنفشه همانند کردهاند. از آنجا که دُمگل یا ساگ(ساقه) نرم بنفشه خمیده است، این سربهزیری را با خوابآلودگی، افتادگی و خماری از باده همانند میدانند.
goo.gl/F4aMUY
✍🏻 #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- هفته نامهی "امرداد"
۲- گل بنفشه، نماد جشن تیرگان #شاهین_سپنتا - تارنمای ایراننامه
۳- آیین برگزاری جشنهای ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
۴- یشتها #ابراهیم_پورداوود به کوشش #بهرام_فرهوشی
۵- "جشن تیرگان"؛ از پیک کنکاش موبدان تهران
۶- تیرگان روز صلح و آشتی در ایران باستان #میترا_مرادپور
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان #آرش_کمانگیر
🏹🏔 @AdabSar
🏹 آشنایی با جشنهای ایرانی
🏹 جشن تیرگان
بخش سوم - آرش کمانگیر
آری آری، جان خود در تیر کرد آرش؛
کار سد[صد]ها سد هزاران تیغهی شمشیر کرد آرش!
#سیاوش_کسرایی
🇮🇷 "جشن تیرگان" یکی از بزرگترین و فرازمندترین جشنهای کهن ایران است.
"جشن تیرگان" نماد پاسداری از خاک و یکپارچگی میهنی(تمامیت ارضی) است.
🗺 ابوریحان بیرونی نوشته است در ایران باستان جنگ منوچهر پادشاه پیشدادی با افراسیاب تورانی سالها به درازا کشید و ایرانیان بسیاری جان سپردند. تورانیان تا نزدیکی تبرستان(مازندران) پیشروی کرده بودند و مردم در بند بودند. منوچهر از افراسیاب خواست که به اندازهی پرتاب تیری مرزهای کشور را گسترش دهد و افراسیاب پذیرفت. آنها پیماننامهای نوشتند و سپس تیر و کمانی در اندازهای که فرشتهی اسپندارمذ خواسته بود، ساختند و برای پرتاب آن «آرش» را که پهلوانی راستین، تندرست و میهندوست بود برگزیدند.
او به پادشاه و مردم گفت من کسی با توان بالای تن و بی هیچ کژی هستم و میدانم که با پرتاب این تیر پاره پاره خواهم شد ولی جان خود را در راه آزادی میسپارم.
🌬 آرش این دردانهی افسانههای ایران نیروی جان بر تیر گذاشت و کمان کشید...
خداوند به باد دستور داد که تیر را از کوه رویان بردارد و به دورترین جای خراسان پرتاب کند.
آرش جان سپرد و تیرش با یاری ایزد باد یک نیمروز از تبرستان تا آنسوی تخارستان به تندی راه پیمود و سپس بر درخت گردویی فرود آمد. درختی که در بزرگی در جهان بیمانند بود.(التفهیم و آثارالباقیه)
در باور ایرانیان پرواز تیر آرش در آسمان همچون پرواز تیشتر یا ایزد باران بود.
⛰ در نامههای اوستا و پهلوی از اَرَخش(آرش) بسیار یاد شده و او را مایهی پیروزی ایران بر توران دانستهاند. در مجملالتوایخ نیز نام او را «شیواتیر» از خاندان آرش دانستهاند. همچنین برنام(لقب) کمانگیر را نخستینبار فخرالدین گرگانی در سروده ویس و رامین برای آرش نهاده است.
🌠 در تاریخ تبری نوشته که منوچهر و افراسیاب پیماننامهای نوشتند. آرش بر کوهی شد که از آن بلندتر نیست و تیری بینداخت که در کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد.
در "تیریَشت" درباره پرواز تیر آرش آمده: «ستاره درخشان و شکوهمند تشتر را میستایم که تند به سوی دریای فَراخکَرت تازد که گویی تیری است که آرش، بهترین تیرانداز آریایی، در هوا به پرواز درآورد...»
🇮🇷 یکی از افسانههای تیرگان این است که پرتاب تیر آرش در تیرروز از تیرماه(تیرگان کوچک) رخ داد و روز چهاردهم(تیرگان بزرگ) روزی است که پیامآوران پیام فرود تیر در کنار آمودریا را آوردند و مردم برای رهایی از بند افراسیاب تورانی و پایان جنگ جشن گرفتند.
🕯 از گذشتههای دور تاکنون در چنین روزی زرتشتیان آیین بزرگداشتی را برای شادی روان پاک جانسپاران(شهیدان) میهن و به یاد کشتهشدگان فراوان جنگ هفت سالهی منوچهر و افراسیاب برگزار میکردند که به نام "روز جانبازی" نیز شناخته میشود.(پیک موبدان تهران)
🌸 گل بنفشهی ایرانی نماد گیاهی جشن تیرگان است. سرایندگان پارسیگوی لب، گیسو و جامهی کبود یار را به کبود بنفشه و تاب و شکن گیسو را به تاب بنفشه همانند کردهاند. از آنجا که دُمگل یا ساگ(ساقه) نرم بنفشه خمیده است، این سربهزیری را با خوابآلودگی، افتادگی و خماری از باده همانند میدانند.
goo.gl/F4aMUY
✍🏻 #پریسا_امام_وردیلو
________________
📚 برگرفته از:
۱- هفته نامهی "امرداد"
۲- گل بنفشه، نماد جشن تیرگان #شاهین_سپنتا - تارنمای ایراننامه
۳- آیین برگزاری جشنهای ایران باستان #اردشیر_آذرگشسب
۴- یشتها #ابراهیم_پورداوود به کوشش #بهرام_فرهوشی
۵- "جشن تیرگان"؛ از پیک کنکاش موبدان تهران
۶- تیرگان روز صلح و آشتی در ایران باستان #میترا_مرادپور
________________
#جشن_های_ایرانی #جشن_تیرگان #تیرگان #آرش_کمانگیر
🏹🏔 @AdabSar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍂🌺🍂
🌺
اگر دادگر باشی و سرفراز
نمانی و نامت بماند دراز
تنِ خویش را شاهِ بیدادگر
جز از گور و نَفرین نیارَد به سر
اگر پیشه دارد دلت راستی
چنان دان که گیتی بیاراستی
چو خواهی ستایش پس از مرگِ تو
خِرَد باید این تاج و این ترگِ تو
#فردوسی
با آرزوی این که:
به نیکاختر و تندرستیْ شدن
به پیروزی و شاد باز آمدن
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍂🌺🍂
🌺
اگر دادگر باشی و سرفراز
نمانی و نامت بماند دراز
تنِ خویش را شاهِ بیدادگر
جز از گور و نَفرین نیارَد به سر
اگر پیشه دارد دلت راستی
چنان دان که گیتی بیاراستی
چو خواهی ستایش پس از مرگِ تو
خِرَد باید این تاج و این ترگِ تو
#فردوسی
با آرزوی این که:
به نیکاختر و تندرستیْ شدن
به پیروزی و شاد باز آمدن
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«جزیره» همان «گزیرک» پارسی است که تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفته، دگرگون کرده و به ما بازگرداندهاند.
🔻جزیره = (پارسی تازی شده)، گزیرک، آبخوست، آداک
🔻شبه جزیره = آبخوستواره، آبخوستی، آبخوستنما
🔻جزایر = گزیرکها، آبخوستها
✍ نمونه:
🔺گرینلند وسیعترین جزیرهی دنیا است=
گرینلند پهناورترین آبخوست جهان است
🔺جزیرهی کیش یکی از جزایر توریستی ایران است=
گزیرک کیش یکی از گزیرکهای گردشگری ایران است
🔺عربستان جزیره نیست، شبهجزیره است=
اَربستان آبخوست نیست، آبخوستواره است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #جزیره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«جزیره» همان «گزیرک» پارسی است که تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفته، دگرگون کرده و به ما بازگرداندهاند.
🔻جزیره = (پارسی تازی شده)، گزیرک، آبخوست، آداک
🔻شبه جزیره = آبخوستواره، آبخوستی، آبخوستنما
🔻جزایر = گزیرکها، آبخوستها
✍ نمونه:
🔺گرینلند وسیعترین جزیرهی دنیا است=
گرینلند پهناورترین آبخوست جهان است
🔺جزیرهی کیش یکی از جزایر توریستی ایران است=
گزیرک کیش یکی از گزیرکهای گردشگری ایران است
🔺عربستان جزیره نیست، شبهجزیره است=
اَربستان آبخوست نیست، آبخوستواره است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک #جزیره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
آرش به فروغ و نور ایمان
آن روز بلند تیرگان را
بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامهی عشق و جوهر جان
آری، گاه قلم همان تیر آرش است که سرفرازی سرزمینی را بر سینه تاریخ نقش میزند. قلمی که خامهی عشق است و جوهرش جان آرش پهلوان!
روز قلم، بر نیکاندیشان جهان خجسته باد.
#هما_ارژنگی
@AdabSar
آن روز بلند تیرگان را
بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامهی عشق و جوهر جان
آری، گاه قلم همان تیر آرش است که سرفرازی سرزمینی را بر سینه تاریخ نقش میزند. قلمی که خامهی عشق است و جوهرش جان آرش پهلوان!
روز قلم، بر نیکاندیشان جهان خجسته باد.
#هما_ارژنگی
@AdabSar
👍1