🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غایت = فرجام، سرانجام، تا، پایان، اوج، بسیاری، پرچه، آماج
✍ نمونه:
🔺غایت آفرینش انسان چیست؟ =
فرجام آفرینش آدمی چیست؟
🔺بنفشه یک گل بهغایت زیبا است =
بنفشه یک گل بسیار زیبا است
🔺«کانت» غایت زیبایی را در خود زیبایی میبیند =
«کانت» اوج زیبایی را در خود زیبایی میبیند =
🔺هر که از غایت محاربت غافل باشد، پشیمان گردد(کلیله و دمنه) =
هر که از سرانجام پیکار ناآگاه باشد، پشیمان گردد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #غایت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غایت = فرجام، سرانجام، تا، پایان، اوج، بسیاری، پرچه، آماج
✍ نمونه:
🔺غایت آفرینش انسان چیست؟ =
فرجام آفرینش آدمی چیست؟
🔺بنفشه یک گل بهغایت زیبا است =
بنفشه یک گل بسیار زیبا است
🔺«کانت» غایت زیبایی را در خود زیبایی میبیند =
«کانت» اوج زیبایی را در خود زیبایی میبیند =
🔺هر که از غایت محاربت غافل باشد، پشیمان گردد(کلیله و دمنه) =
هر که از سرانجام پیکار ناآگاه باشد، پشیمان گردد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #غایت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
دست به دست مدعی شانه به شانه میروی
آه که با رقیب من جانب خانه میروی
بیخبر از کنار من ای نفَسِ سپیدهدم
گرمتر از شرارهی آهِ شبانه میروی
من به زبانِ اشک خود میدهمت سلام و تو
بر سرِ آتشِ دلم همچو زبانه میروی
در نگهِ نیازِ من موجِ امیدها تویی
وه که چه مست و بیخبر سوی کرانه میروی
گردشِ جامِ چشم تو هیچ به کام ما نشد
تا به مرادِ مدعی همچو زمانه میروی
حال که داستان من بهر تو شد فسانهای
باز بگو به خوابِ خوش با چه فسانه میروی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@AdabSar
دست به دست مدعی شانه به شانه میروی
آه که با رقیب من جانب خانه میروی
بیخبر از کنار من ای نفَسِ سپیدهدم
گرمتر از شرارهی آهِ شبانه میروی
من به زبانِ اشک خود میدهمت سلام و تو
بر سرِ آتشِ دلم همچو زبانه میروی
در نگهِ نیازِ من موجِ امیدها تویی
وه که چه مست و بیخبر سوی کرانه میروی
گردشِ جامِ چشم تو هیچ به کام ما نشد
تا به مرادِ مدعی همچو زمانه میروی
حال که داستان من بهر تو شد فسانهای
باز بگو به خوابِ خوش با چه فسانه میروی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@AdabSar
💫
اگر دلدار بی مهر است من هم غیرتی دارم
گر او رفت از نظر من نیز خواهم رفت از یادش
#شاپور_تهرانی
@AdabSar
اگر دلدار بی مهر است من هم غیرتی دارم
گر او رفت از نظر من نیز خواهم رفت از یادش
#شاپور_تهرانی
@AdabSar
💫
گویند بر رخت اثر سالَک است و من
گویم خدا به حُسن تو اعجاز کرده است
یعنی به گوشهی رخِ نازکتر از گُلت
جایی برای بوسهی من باز کرده است
#محمدابراهیم_باستانی_پاریزی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
گویند بر رخت اثر سالَک است و من
گویم خدا به حُسن تو اعجاز کرده است
یعنی به گوشهی رخِ نازکتر از گُلت
جایی برای بوسهی من باز کرده است
#محمدابراهیم_باستانی_پاریزی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
🕊 اگر تمام درختان جنگل دنیا
کنند خمیر و کنند کاغذ و کنند دفتر
شود مرکب اگر آب هفت دریاها
دوات و لیغه کنند از زمین به هفت اختر
اگر تمامی نیزارها و بال مرغان را
کنند کِلکِ نیین و کنند خامهی پَر
تمام مردم دنیا نوشتن آغازند
به روز و شب بنویسند بیور و بیمر
کجا توان نوشت پس از سالیان پیدرپی
ز فرِ ایزد یکتا یک از هزار بیور
ستودنش نتوان آنچنان که در خور اوست
اگرچه باشد از لب سد(صد)ها هزار بینشور
چو میرود شب یلدا، فرا رسد خرمروز
به روز اول دیماه از پس آذر
ز ماه فرخ دیماه و #جشن_دیگان ها
نبوده نزد خردمند، روز والاتر
سر نیاز فرود آوریم به درگهِ دوست
به روز هرمز و دیماه و آن سه دی دیگر!
برشی از سرودهی #دیگان
✍ #جمشید_زره_پوش
☃️🧣 @AdabSar
کنند خمیر و کنند کاغذ و کنند دفتر
شود مرکب اگر آب هفت دریاها
دوات و لیغه کنند از زمین به هفت اختر
اگر تمامی نیزارها و بال مرغان را
کنند کِلکِ نیین و کنند خامهی پَر
تمام مردم دنیا نوشتن آغازند
به روز و شب بنویسند بیور و بیمر
کجا توان نوشت پس از سالیان پیدرپی
ز فرِ ایزد یکتا یک از هزار بیور
ستودنش نتوان آنچنان که در خور اوست
اگرچه باشد از لب سد(صد)ها هزار بینشور
چو میرود شب یلدا، فرا رسد خرمروز
به روز اول دیماه از پس آذر
ز ماه فرخ دیماه و #جشن_دیگان ها
نبوده نزد خردمند، روز والاتر
سر نیاز فرود آوریم به درگهِ دوست
به روز هرمز و دیماه و آن سه دی دیگر!
برشی از سرودهی #دیگان
✍ #جمشید_زره_پوش
☃️🧣 @AdabSar
👍1
🌼 سومین جشن دیگان در روز «دی بدین» دیماه برگزار میشد. دی بدین روز بیستوسوم ماه در گاهشماری کهن بود.
☃️ آیینهای جشنهای دیگان و جشن «خرمروز» در یکم دی، یکسان بودند.
🌼 ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین جشنهای همگانی در ایران بود که تنها سه جشن آن دیگان بودند.
☃️ جشنهای ایرانی در زمان ساسانیان، باشکوهتر از هر زمان دیگری برگزار میشد.
🌼 جشنهای دیگان که به آنها «دیجشن» نیز گفته میشد، انگیزهای برای نیایش همگانی و سپاس از آفرینندهی هستی، برابری، همبستگی و همنشینی پادشاهان با مردم بود.
☃️ در واپسین جشن دیگان پاکیزگی و آسودگی را ارج مینهادند.
🌼 در بندهش نوشته شده گل شنبلید نماد روز دی بهدین و #دیگان سوم است.
☃️ دربارهی سه #جشن_دیگان بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/17825
☃️🌼 @AdabSar
☃️ آیینهای جشنهای دیگان و جشن «خرمروز» در یکم دی، یکسان بودند.
🌼 ماه دی پس از فروردین دارای بیشترین جشنهای همگانی در ایران بود که تنها سه جشن آن دیگان بودند.
☃️ جشنهای ایرانی در زمان ساسانیان، باشکوهتر از هر زمان دیگری برگزار میشد.
🌼 جشنهای دیگان که به آنها «دیجشن» نیز گفته میشد، انگیزهای برای نیایش همگانی و سپاس از آفرینندهی هستی، برابری، همبستگی و همنشینی پادشاهان با مردم بود.
☃️ در واپسین جشن دیگان پاکیزگی و آسودگی را ارج مینهادند.
🌼 در بندهش نوشته شده گل شنبلید نماد روز دی بهدین و #دیگان سوم است.
☃️ دربارهی سه #جشن_دیگان بیشتر بخوانید:
t.me/AdabSar/17825
☃️🌼 @AdabSar
@AdabSar
به سوی توست اگر این نگاه دست خودم نیست
صبوری از دلِ تنگم نخواه دست خودم نیست
نخوان به گوش منِ دلسپرده پند که این عشق
اگر درست اگر اشتباه دست خودم نیست
همین که پلک گشودی بهناز پر زد و دیدم
دلی که دست خودم بود آه دست خودم نیست
مرا ببخش که میخواهمت اگرچه بعیدی
که من پلنگم و رویای ماه دست خودم نیست
برای از تو نوشتن ردیف شد کلماتم
که اختیار غزل هیچگاه دست خودم نیست
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
به سوی توست اگر این نگاه دست خودم نیست
صبوری از دلِ تنگم نخواه دست خودم نیست
نخوان به گوش منِ دلسپرده پند که این عشق
اگر درست اگر اشتباه دست خودم نیست
همین که پلک گشودی بهناز پر زد و دیدم
دلی که دست خودم بود آه دست خودم نیست
مرا ببخش که میخواهمت اگرچه بعیدی
که من پلنگم و رویای ماه دست خودم نیست
برای از تو نوشتن ردیف شد کلماتم
که اختیار غزل هیچگاه دست خودم نیست
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
💫
ای آنکه گشایندهی هر بند تویی
بیرون زِ عبارتِ چه و چند تویی
این دولتِ من بس که منم بندهی تو
این عزتِ من بس که خداوند تویی
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
ای آنکه گشایندهی هر بند تویی
بیرون زِ عبارتِ چه و چند تویی
این دولتِ من بس که منم بندهی تو
این عزتِ من بس که خداوند تویی
#ابوسعید_ابوالخیر
@AdabSar
ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش بیستم ✍ #بزرگمهر_صالحی در زبان پارسی، ریشهگیری کرانمند به پویه است(اشتقاق محدود به فعل است). چنین است که از بن نام، تنها پویه ساخته میشود و آن با افزودن «یدن» است. «پناهیدن»، «گرانیدن»، «نغزیدن»، «پارسیدن»، «سرفیدن»، «چربیدن»…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش بیست و یکم
✍ #بزرگمهر_صالحی
نیکارک*(نقش) واژهسازی در زبان
فرزانی بودش (فلسفه وجودی) دستگاه واژهسازی چیست؟ واژهسازی بهراستی پیایند بهنجار(نتیجه طبیعی) بنیاد بومدات(اصل اقتصاد) یا بهینهجویی است که بر همهی بخشهای زبان پادشاه است.
زبان، گونهای سامانهی پیوندی است و در هر دستگاه پیوند دهنده، شایسته است که با کمترین هزینه، بیشترین اَزداها (اطلاعات) جابجا شود. به همین شَوَند(دلیل) در همهی بخشهای زبان پایه، كمترين كوششی انجام نمیگیرد يا دستکم بازدهی در چرخهی کار دیده نمیشود.
بهینهجویی دو گونه است:
بهینهجویی در آسهی (محور) همنشینی و بهینهجویی در آسهی جانشینی.
واژهسازی روشی است که بهینهجویی در هر دو چرخشگاه را شدنی میکند. برای نمونه اگر بخواهیم یک برونداد(مفهوم) تازه را بر زبان بیاوریم چهار راه در پیش داریم:
۱- گفتن آن برونداد از روش واژههای هستمند در زبان و با کمک دستگاه گُفشناسی(نحو)
۲- ساختن واژهای ساده یا نیامیخته(بسیط)
۳- وام گرفتن واژهای از زبان دیگر
۴- بر زبان آوردن آن برونداد با بهرهگیری از بخشهای هستمند(موجود) در زبان و با کمک روشهای گردانشی(صرفی).
برای نمونه هنگامی که پارسیزبانان با پدیدهای به نام Automobil روبرو شدند، اگر میخواستند از روش نخست سود ببرند، باید میگفتند:
«دستگاهی که چهار چرخ دارد و...».
اگر میخواستند از روش دوم یا سوم بهره بگیرند، باید یا واژهای تازه درست كنند(روشی که در همهی زبانها بسیار کم رخ میدهد)؛ یا با وامگیری از زبان دیگر آن را «اتومبیل» بنامند.
راهکار نخست بنیاد بومدات را در آسهی همنشینی دستکاری میکند.
راهکارهای دوم و سوم بنیاد بومدات را در آسهی جانشینی نادیده میگیرند زیرا درست کردن واژه یا وامگیری، واژههای گنگ را به زبان میآورد.
ولی راه چهارم، بهرهگیری از بخشهای هستمند زبان و با یاری روشهای گردانشی است که دستاورد آن ساختن واژهای مانند «خودرو» است. روشی که بهینهجویی در هر دو چرخشگاه را شُدنی میسازد. با آتانش«توجه» به آنچه گفتیم، میتوانیم گفت كه مهند(مهم)ترين نیکارک دستگاه واژهسازی، ساختن واژههایی با مانکهای پیشبینی شده است. زیرا تنها در این شیوه است که بهینهجویی در هر دو چرخشگاه همنشینی و جانشینی بهدست میآید.
*نیکارک = نگاره (فرهنگ پهلوی)
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش بیست و یکم
✍ #بزرگمهر_صالحی
نیکارک*(نقش) واژهسازی در زبان
فرزانی بودش (فلسفه وجودی) دستگاه واژهسازی چیست؟ واژهسازی بهراستی پیایند بهنجار(نتیجه طبیعی) بنیاد بومدات(اصل اقتصاد) یا بهینهجویی است که بر همهی بخشهای زبان پادشاه است.
زبان، گونهای سامانهی پیوندی است و در هر دستگاه پیوند دهنده، شایسته است که با کمترین هزینه، بیشترین اَزداها (اطلاعات) جابجا شود. به همین شَوَند(دلیل) در همهی بخشهای زبان پایه، كمترين كوششی انجام نمیگیرد يا دستکم بازدهی در چرخهی کار دیده نمیشود.
بهینهجویی دو گونه است:
بهینهجویی در آسهی (محور) همنشینی و بهینهجویی در آسهی جانشینی.
واژهسازی روشی است که بهینهجویی در هر دو چرخشگاه را شدنی میکند. برای نمونه اگر بخواهیم یک برونداد(مفهوم) تازه را بر زبان بیاوریم چهار راه در پیش داریم:
۱- گفتن آن برونداد از روش واژههای هستمند در زبان و با کمک دستگاه گُفشناسی(نحو)
۲- ساختن واژهای ساده یا نیامیخته(بسیط)
۳- وام گرفتن واژهای از زبان دیگر
۴- بر زبان آوردن آن برونداد با بهرهگیری از بخشهای هستمند(موجود) در زبان و با کمک روشهای گردانشی(صرفی).
برای نمونه هنگامی که پارسیزبانان با پدیدهای به نام Automobil روبرو شدند، اگر میخواستند از روش نخست سود ببرند، باید میگفتند:
«دستگاهی که چهار چرخ دارد و...».
اگر میخواستند از روش دوم یا سوم بهره بگیرند، باید یا واژهای تازه درست كنند(روشی که در همهی زبانها بسیار کم رخ میدهد)؛ یا با وامگیری از زبان دیگر آن را «اتومبیل» بنامند.
راهکار نخست بنیاد بومدات را در آسهی همنشینی دستکاری میکند.
راهکارهای دوم و سوم بنیاد بومدات را در آسهی جانشینی نادیده میگیرند زیرا درست کردن واژه یا وامگیری، واژههای گنگ را به زبان میآورد.
ولی راه چهارم، بهرهگیری از بخشهای هستمند زبان و با یاری روشهای گردانشی است که دستاورد آن ساختن واژهای مانند «خودرو» است. روشی که بهینهجویی در هر دو چرخشگاه را شُدنی میسازد. با آتانش«توجه» به آنچه گفتیم، میتوانیم گفت كه مهند(مهم)ترين نیکارک دستگاه واژهسازی، ساختن واژههایی با مانکهای پیشبینی شده است. زیرا تنها در این شیوه است که بهینهجویی در هر دو چرخشگاه همنشینی و جانشینی بهدست میآید.
*نیکارک = نگاره (فرهنگ پهلوی)
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
👍1
ادبسار
🌺 واژههای پارسی در زبان عربی اَبسَن = از ریشهی پارسی پسندیده، ستوده اِبل= از پارسی ابر ابلق = از پارسی ابلک، سیاه و سپید اَبلنَدک = از پارسی بلندی، بنگر اَبلُوچ = از پارسی آبلوچ، کند(قند) سپید اتُون = از پارسی تُون، تون گرمابه، گُلخن ابیل = ازپارسی ابیل،…
🍀 واژگان پارسی در عربی
اجناس = از پارسی جنسها، گونهها، کالاها
اجوام = از پارسی جام، جامها
احوال = از ریشهی پارسی هال، جاورها، چگونگیها
اَخش = از پارسی خوش
اِخوان = از پارسی خوان ، سفره یا تبق خوراکی
ادوار = از پارسی دوره، دور، دورها، گردشها
ادیان = از پارسی دین، دینها
ادیب = از پارسی ادبمند، ادبدان، سُراینده.
🍀 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- المنجد فیالغه و الاعلام بیروت ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم
۳- معجم المعربات الفارسیه
۴- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🍀 @AdabSar
اجناس = از پارسی جنسها، گونهها، کالاها
اجوام = از پارسی جام، جامها
احوال = از ریشهی پارسی هال، جاورها، چگونگیها
اَخش = از پارسی خوش
اِخوان = از پارسی خوان ، سفره یا تبق خوراکی
ادوار = از پارسی دوره، دور، دورها، گردشها
ادیان = از پارسی دین، دینها
ادیب = از پارسی ادبمند، ادبدان، سُراینده.
🍀 @AdabSar
دنباله دارد
📜 بازخنها:
۱- المنجد فیالغه و الاعلام بیروت ۱۹۸۷
۲- الکلمات الفارسیه فیالمعاجم
۳- معجم المعربات الفارسیه
۴- واژهنامهی دهخدا
✍ فرستنده: #بزرگمهر_صالحی
#واژه_های_پارسی_در_زبان_عربی
🍀 @AdabSar
🤹🏻♂ بخت با «قرعه» یار شد تا برابرهای این واژه و کاربرد آن در زبان پارسی را بشناسیم.
#قرعه = پـِشک، بخت، پانسِه، بهره
قرعهزدن = پـِشکزدن، پـِشکانداختن
#قرعه_کشی = بختآزمایی، پانسِهکشی
قرعهکشیدن = پشکانداختن
✍ نمونه:
📥 نحوهی شرکت در قرعهکشی بانک فلان... =
روش انبازیدن در بختآزمایی بانک بهمان...
📤 در قرعهکشی برنده شد =
در پِِشکاندازی برنده شد
📥 آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهی فال به نام من دیوانه زدند (حافظ) =
آسمان بار سپرده نتوانست کشید
پانسِهی بخت به نام من دیوانه زدند
📤 قرعه بر هر که فِتادی روز روز
سوی آن شیر او دویدی همچو یوز (مولوی)=
پِشک بر هر کس فِتادی روز روز
سوی آن شیر او دویدی همچو یوز
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
🤹🏻♂🤹🏻♀ @AdabSar
#قرعه = پـِشک، بخت، پانسِه، بهره
قرعهزدن = پـِشکزدن، پـِشکانداختن
#قرعه_کشی = بختآزمایی، پانسِهکشی
قرعهکشیدن = پشکانداختن
✍ نمونه:
📥 نحوهی شرکت در قرعهکشی بانک فلان... =
روش انبازیدن در بختآزمایی بانک بهمان...
📤 در قرعهکشی برنده شد =
در پِِشکاندازی برنده شد
📥 آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعهی فال به نام من دیوانه زدند (حافظ) =
آسمان بار سپرده نتوانست کشید
پانسِهی بخت به نام من دیوانه زدند
📤 قرعه بر هر که فِتادی روز روز
سوی آن شیر او دویدی همچو یوز (مولوی)=
پِشک بر هر کس فِتادی روز روز
سوی آن شیر او دویدی همچو یوز
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
🤹🏻♂🤹🏻♀ @AdabSar
@AdabSar
در نظر چون سایهی شمشاد میآید مرا
سر به پای یار سودن یاد میآید مرا
مُرد و کامِ تلخ او روشن نشد از لعلِ یار
گریه بر جانکندن فرهاد میآید مرا
نیست در طبعم قبولِ تربیت چون طفلِ اشک
رحم بر دلخوردن استاد میآید مرا
ای همآوازان وداعِ عندلیبِ من کنید
بوی گل از خانهی صیاد میآید مرا
تر نشد «واقف» لبِ تیغش ز خون خشک من
شرم از ناکامی جلاد میآید مرا
#واقف_لاهوری
@AdabSar
در نظر چون سایهی شمشاد میآید مرا
سر به پای یار سودن یاد میآید مرا
مُرد و کامِ تلخ او روشن نشد از لعلِ یار
گریه بر جانکندن فرهاد میآید مرا
نیست در طبعم قبولِ تربیت چون طفلِ اشک
رحم بر دلخوردن استاد میآید مرا
ای همآوازان وداعِ عندلیبِ من کنید
بوی گل از خانهی صیاد میآید مرا
تر نشد «واقف» لبِ تیغش ز خون خشک من
شرم از ناکامی جلاد میآید مرا
#واقف_لاهوری
@AdabSar
❤1
💫
آوردهام به کف سرِ زلفی که بر دلم
شب کرده صبحِ عافیتِ نادمیده را
عرفی به زیرِ تیغ مشو مضطرب که هست
اجری دگر شهیدِ به خون ناتپیده را
#عرفی_شیرازی
@AdabSar
آوردهام به کف سرِ زلفی که بر دلم
شب کرده صبحِ عافیتِ نادمیده را
عرفی به زیرِ تیغ مشو مضطرب که هست
اجری دگر شهیدِ به خون ناتپیده را
#عرفی_شیرازی
@AdabSar
ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش بیست و یکم ✍ #بزرگمهر_صالحی نیکارک*(نقش) واژهسازی در زبان فرزانی بودش (فلسفه وجودی) دستگاه واژهسازی چیست؟ واژهسازی بهراستی پیایند بهنجار(نتیجه طبیعی) بنیاد بومدات(اصل اقتصاد) یا بهینهجویی است که بر همهی بخشهای زبان پادشاه…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش بیست و دوم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
اَگرهها(شرایط) بایسته برای واژهسازی
چنانكه پیش از این گفتیم، ساختن واژههای نو به روش همدایش و ریشهگیری (ترکیب واشتقاق)، واژهسازی نام دارد.
در گردانش(صرف) نیز مانند گُفشناسی(نحو)، زایایی بیشتر بر پایهی روشها و الگوهایی رخ میدهد که باشندگان زبان، دانشی ناخودآگاه دربارهی آنها دارند و میتوانند نماهای خوشساخت و بدساخت را از یکدیگر بازشناسند و خود نیز برپایهی نیاز نماهای نو بسازند.
برای انجام واژهسازی دستكم بايد دو اَگره پیشاست(وجود) داشته باشد:
۱- نیاز
۲- نامپذیری
واژهای ساخته نمیشود مگر آنکه پدیده، کُنش یا یک چگونگی، هستی داشته باشد که نیاز باشد واژهای ما را به آن راهنمون كند. برای نمونه سد سال پیش در پارسی واژهی «روانكاوی» هستمند نبود. زیرا چنین دانشی هنوز در ايران و جهان فراگیر نشده بود.
فزون بر این كه باید پدیدهای خواه دیدنی، خواه پنداری و خواه ویری(ذهنی) بودش(وجود) داشته باشد که واژهای ما را به آن راهبری کند، آن پدیده هم باید نامپذیر باشد. چنان که بتوان برای آن واژهای درست کرد. برای نمونه بسیار کارین(بعید) است ه هیچ زبانی بتواند برای «مردی بلندبالا و گوشدراز که همیشه یار تنگدستان است و آنها را مینوازد و بر خری سوار است»، واژهای روشن بسازد.
همواره با فرایندهای گردانشی تنها پیوندهایی را میتوان بر زبان آورد که ساده و فراگیر باشند.
راهبندهای واژهسازی
اگرچه هیچ تنگنایی برای شمار واژگانی که میتوانند در زبان ساخته شوند، پیشاست(وجود) ندارد؛ ولی هر واژهی ساخته شدهای هم پروانهی درایش(اجازه ورود) به انبوههی واژگان زبان را ندارد.
در این بخش به سازههایی که زایایی زبان را کرانمند میکنند، پرداخته میشود: سازههای درون زبانی و سازههای برون زبانی.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش بیست و دوم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
اَگرهها(شرایط) بایسته برای واژهسازی
چنانكه پیش از این گفتیم، ساختن واژههای نو به روش همدایش و ریشهگیری (ترکیب واشتقاق)، واژهسازی نام دارد.
در گردانش(صرف) نیز مانند گُفشناسی(نحو)، زایایی بیشتر بر پایهی روشها و الگوهایی رخ میدهد که باشندگان زبان، دانشی ناخودآگاه دربارهی آنها دارند و میتوانند نماهای خوشساخت و بدساخت را از یکدیگر بازشناسند و خود نیز برپایهی نیاز نماهای نو بسازند.
برای انجام واژهسازی دستكم بايد دو اَگره پیشاست(وجود) داشته باشد:
۱- نیاز
۲- نامپذیری
واژهای ساخته نمیشود مگر آنکه پدیده، کُنش یا یک چگونگی، هستی داشته باشد که نیاز باشد واژهای ما را به آن راهنمون كند. برای نمونه سد سال پیش در پارسی واژهی «روانكاوی» هستمند نبود. زیرا چنین دانشی هنوز در ايران و جهان فراگیر نشده بود.
فزون بر این كه باید پدیدهای خواه دیدنی، خواه پنداری و خواه ویری(ذهنی) بودش(وجود) داشته باشد که واژهای ما را به آن راهبری کند، آن پدیده هم باید نامپذیر باشد. چنان که بتوان برای آن واژهای درست کرد. برای نمونه بسیار کارین(بعید) است ه هیچ زبانی بتواند برای «مردی بلندبالا و گوشدراز که همیشه یار تنگدستان است و آنها را مینوازد و بر خری سوار است»، واژهای روشن بسازد.
همواره با فرایندهای گردانشی تنها پیوندهایی را میتوان بر زبان آورد که ساده و فراگیر باشند.
راهبندهای واژهسازی
اگرچه هیچ تنگنایی برای شمار واژگانی که میتوانند در زبان ساخته شوند، پیشاست(وجود) ندارد؛ ولی هر واژهی ساخته شدهای هم پروانهی درایش(اجازه ورود) به انبوههی واژگان زبان را ندارد.
در این بخش به سازههایی که زایایی زبان را کرانمند میکنند، پرداخته میشود: سازههای درون زبانی و سازههای برون زبانی.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
ادبسار
📜🖋 @AdabSar نکتههایی که در #نامه_نگاری میتوان به پارسی نوشت و ما همچنان به بیگانهنویسی آنها پای میفشاریم. با اینکه زبان توانای پارسی زیبا و بشکوه میخرامد در راه. 🔈 پارسی: بر پایهی شیوهها و آییننامهها 🔇 بیگانه: بر اساس ضوابط و مقررات 🔈 پارسی: در…
📜🖋 @AdabSar
راهنمای پارسینویسی در #نامه_نگاری سازمانی
با سلام و احترام = با درود و مهر
مورخه، تاریخ = گاهداد، روز و مَه
مستدعی است ترتیبی اتخاذ فرمایید = خواهشمند است شیوهای سامان یافته در پیش بگیرید
ریاست محترم = فرنشین گرامی، سرپرست ارجمند
احتراماً به استحضار میرساند که = ارجمندانه به آگاهی میرساند که
دستور لازم و مقتضی در این خصوص صادر فرمایید = دستور بایسته و نیازین در این باره دهید
بدیهی است کما فیالسابق = آشکار و پیداست مانند گذشته
لازم به ذکر است که = یادآوری میشود که، بایستهی یادآوری است که
تا اطلاع ثانوی = تا آگهی دیگر، تا آگهی سپسین
مخارج ایاب و ذهاب = هزینههای آمد و شد، هزینههای رفت و آمد
عطف به نامه مورخه = بازگشت به نامهی مَهروز، بازگشت به نامه به تاریخ
به موجب تصمیم و دستورالعمل = برابر گزیرش و دستور کار
تشکیل جلسه به منظور تبادل نظر = برپایی نشست برای رایزنی و هماندیشی
به ضمیمه الصاق گردید = پیوست گردید
ضمن عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر = همراه با شادباش به فراخور جشن روزهگشا
ایفاد میگردد = فرستاده میشود، روانه میشود
نظر به حسن سابقه = با نگرش به خوشنامی و پاکدستی
ضمن تقدیر و تشکر از زحمات شما = افزون بر ارج نهادن به کوششهای شما
کان لم یکن تلقی خواهد شد = نادیده انگاشته خواهد شد، رها شده به شمار خواهد آمد
💬 دنباله دارد
📝 برگرفته از برگهی یادداشتهای «ایراندوست»
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
📜🖋 @AdabSar
راهنمای پارسینویسی در #نامه_نگاری سازمانی
با سلام و احترام = با درود و مهر
مورخه، تاریخ = گاهداد، روز و مَه
مستدعی است ترتیبی اتخاذ فرمایید = خواهشمند است شیوهای سامان یافته در پیش بگیرید
ریاست محترم = فرنشین گرامی، سرپرست ارجمند
احتراماً به استحضار میرساند که = ارجمندانه به آگاهی میرساند که
دستور لازم و مقتضی در این خصوص صادر فرمایید = دستور بایسته و نیازین در این باره دهید
بدیهی است کما فیالسابق = آشکار و پیداست مانند گذشته
لازم به ذکر است که = یادآوری میشود که، بایستهی یادآوری است که
تا اطلاع ثانوی = تا آگهی دیگر، تا آگهی سپسین
مخارج ایاب و ذهاب = هزینههای آمد و شد، هزینههای رفت و آمد
عطف به نامه مورخه = بازگشت به نامهی مَهروز، بازگشت به نامه به تاریخ
به موجب تصمیم و دستورالعمل = برابر گزیرش و دستور کار
تشکیل جلسه به منظور تبادل نظر = برپایی نشست برای رایزنی و هماندیشی
به ضمیمه الصاق گردید = پیوست گردید
ضمن عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر = همراه با شادباش به فراخور جشن روزهگشا
ایفاد میگردد = فرستاده میشود، روانه میشود
نظر به حسن سابقه = با نگرش به خوشنامی و پاکدستی
ضمن تقدیر و تشکر از زحمات شما = افزون بر ارج نهادن به کوششهای شما
کان لم یکن تلقی خواهد شد = نادیده انگاشته خواهد شد، رها شده به شمار خواهد آمد
💬 دنباله دارد
📝 برگرفته از برگهی یادداشتهای «ایراندوست»
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
📜🖋 @AdabSar
👍1
🧨 واژهی #کودتا چندین واژهی برابر در پارسی دارد که هر یک با نگر به چگونگی رخ دادن آن بهکار میروند:
کودتا = براندازی، سِپَهخیز، سپهخیزی، شورش
✍ نمونه:
کودتای ۲۰۱۶ ترکیه ناموفق بود =
سِپَهخیزی ۲۰۱۶ ترکیه نافرجام بود
فرق انقلاب با کودتا چیست؟ =
دگرسانی خیزش با شورش چیست؟
ایران نیز در ۲۸ مرداد دچار کودتا شد =
ایران نیز در ۲۸ مرداد دچار براندازی شد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
⚔ @AdabSar
کودتا = براندازی، سِپَهخیز، سپهخیزی، شورش
✍ نمونه:
کودتای ۲۰۱۶ ترکیه ناموفق بود =
سِپَهخیزی ۲۰۱۶ ترکیه نافرجام بود
فرق انقلاب با کودتا چیست؟ =
دگرسانی خیزش با شورش چیست؟
ایران نیز در ۲۸ مرداد دچار کودتا شد =
ایران نیز در ۲۸ مرداد دچار براندازی شد
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
⚔ @AdabSar
@AdabSar
غمش در نهانخانهی دل نشیند
به نازی که ليلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گِل نشیند
خلد گر به پا خاری آسان برارم
چه سازم به خاری که در دل نشیند
پی ناقهاش رفتم آهسته ترسم
غباری به دامان محمل نشیند
مرنجان دلم را که اين مرغ وحشی
زبامی که برخاست مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در اين چمن پای در گِل نشیند
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند
#طبیب_اصفهانی
@AdabSar
غمش در نهانخانهی دل نشیند
به نازی که ليلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گِل نشیند
خلد گر به پا خاری آسان برارم
چه سازم به خاری که در دل نشیند
پی ناقهاش رفتم آهسته ترسم
غباری به دامان محمل نشیند
مرنجان دلم را که اين مرغ وحشی
زبامی که برخاست مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در اين چمن پای در گِل نشیند
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل نشیند
#طبیب_اصفهانی
@AdabSar