ادب‌سار
12.5K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🍇🍷🍖
@AdabSar

🔅آشنایی با جشن‌های ایرانی

شادی و جشن و پایکوبی، شیوه‌ی زندگی ایرانیان باستان بود و اندوه، گریستن و پریشانی، ناپسند شمرده می‌شد. گفته می‌شود ایرانیان باستان دست‌کم ۶۵روز از سال جشن‌های همگانی داشتند.

🍲ماه دی یکی از ماه‌هایی بود که جشن‌های پرشماری داشت و یکی از این جشن‌ها "سیرسور" یا "سیرشور" بود که به گفته‌ی ابوریحان بیرونی و برخی دیگر از ایران‌شناسان، با سوگواری همگانی برای مرگ جمشیدشاه، پادشاه آرمانی ایران که به دست اهریمن کشته شد، پیوند داشت. نگر(توجه) داشته باشید که در روز سوگواری جمشیدشاه نیز مردم ایران آیینی داشتند که گریه و اندوه به آن راه نداشت.

🍶جشن "سیرسور" در "گوش‌روز"، برابر با چهاردهم دی ماه (هشتم دی در گاه‌شمار کنونی) بود.
در بن‌مایه‌ها نوشته شده: "در این روز مردم سیر می‌خوردند و آب انگور[*] می‌نوشیدند و سیر و سبزی‌ها را با گوشت می‌پختند و می‌خوردند تا با این کار زیان‌های دیو یا اهریمن را از خود دور کنند و از اندوهی که پس از کشته شدن جمشید بر آنان رسیده بود، خود را برهانند."

👑در افسانه‌ها و همچنین داستان‌های شاهنامه‌ی فردوسی آمده است که در زمان "جمشید"، مرگ، رنج، تنگدستی، سرما و گرما از ایران رخت بربست و وی بهترین شیوه را برای به‌زیستی و شادکامی مردمان پدید آورد و روز بر تخت نشستن جمشید، نوروز نامیده شد. وی نزدیک به شِشسَد(۶۰۰) سال بر ایران فرمانروایی کرد ولی در سده‌های پایانی از راستی و راه یزدان سرپیچید و ناخرسندی و شورش در کشور پدید آمد. سپس جمشید ناگزیر از ایران گریخت و تاج و تخت به آژی‌دهاک(ضحاک)ماردوش رسید. جمشید سد سال پنهان بود ولی در گوش‌روز از دی‌ماه، آژی‌دهاک وی را در دریای چین یافت و او را به دو نیم کرد. در این زمان جمشید ۷۰۰ساله بود.
چو این گفته شد فر یزدان ازوی
بگشت و جهان شد پر از گفت‌وگوی!
#شاهنامه #فردوسی

🍗شگفت آنکه در میان ایرانیان و به‌ویژه در این روز خوردن چربی ناپسند شمرده می‌شد.
همچنین خوردن سیر پخته و خام و دیگر خوراک‌های ویژه‌ی این روز، نشان از رویارویی با سرما و پیشگیری از بیماری‌ها را دارد. زیرا امروز سیر را گیاه تندرستی نامیده‌اند. در داستان‌ها آمده است که خوردن گوشت پس از زمان جمشیدشاه در میان ایرانیان رواگ(رواج)یافت.

🍏امروزه انجمن خوراک ایران به پاس این رفتار هوشمندانه‌ی ایرانیان، روز چهاردهم دی را "روز میهنی خوراک"(روز ملی تغذیه) نام گذاشته است.

📖در گوش‌روز از دی‌ماه، بجز "سیرسور"، فرستادن فرزندان به آموزشگاه و آموختن دانش و پیشه نیک شمرده می‌شد.


پی‌نوشت*
آب انگور: 😉👈👈🍷

برداشت آزاد از:
#آثارالباقیه
نویسنده: #ابوریحان_بیرونی
تارنمای "ایران‌بوم"
#برهان_قاطع
نویسنده: #محمدحسین_خلف_تبریزی
#فرهنگ_نامهای_شاهنامه
نویسنده: #منصور_رستگار_فسایی

#دیگان #سیرسور
#فرهنگ_ایران #جمشید

@AdabSar
📚📚📚📚
🔅پرسش شما

درود به شما!
امیدوارم شاد و تندرست باشید.
سپاسگزارم از بابت همه داده ها و آگاهی تان.
می خواهم چم نام "افشین" را برایم بگویید.
پیروز باشید.

🔅پاسخ ادب‌سار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«افشین»

🏞نام پسرانه‌ی "افشین"، نامی زیبا و خوش‌آهنگ با ریشه‌ی ایرانی است.
"افشین" بَرنام(لقب) پادشاهان "اسروشنه" و نام واپسین فرمانروای "اسروشنه" بود. وی با نام "حیدربن کاووس" نیز شناخته می‌شود.
"اِسروشَنَه" یا "اُسروشَنَه" نام شهری در نزدیکی سمرکند(سمرقند) و خوجند بود.

🔍در سروده‌های رودکی "افشین" دگردیس شده‌ی "اخشین" یکی از نیا(اجداد)ی سامانیان است.

📕همچنین گفته می‌شود این واژه از دو بخش اوستایی ساخته شده و آفشین بوده است. "آف" به چم رساننده است. مانند آفتاب که به چم گرمارسان است. "شین" نیز در اوستایی "شَیَنَ" و به چم آرامش بود. از این‌رو "آفشین" به چم آرامبخش است.

👴🏻یکی دیگر از گمان‌زد‌ها درباره‌ی "افشین" این است که این نام ساخته شده از "اَ" وات نایی(حرف منفی)+"فش"(به چم مو و کاکل)+ین(پسوند وابستگی) است. از این دید "افشین" به چم بی‌مو و نشانه‌ی یکی از آیین‌های فرمانروایان باستانی آسیای میانه بود که موی خود را می‌تراشیدند.

📓گروهی هم باور دارند که "افشین" تازی شده‌ی واژه‌ی اوستایی "پیسیناه" است که در پارسی میانه "پشین" یا "پیشین" خوانده می‌شد.

🌍مینورسکی، خاورشناس روس نیز می‌گوید "افشین" ریشه‌ی سغدی دارد. سرزمین "سغد" بخش‌هایی از تاجیکستان و ازبکستان کنونی بود که در آن زمان ایران خاوری(شرقی) به شمار می‌رفت.

🏹"افشین" یکی از سرداران ایرانی بود که با "بابک خرمدین" برای پایان دادن به فرمانروایی تازیان در ایران پیمانی دروغین بست و سپس به دستور معتصم عباسی، بابک خرمدین و مازیار را دستگیر کرد.
وی با پیمان‌شکنی و پشت کردن به پدر و آیین خود و راهنمایی معتصم عباسی، فرمانروایی سرزمین مادری خویش را به دست آورد ولی معتصم عباسی از نامه‌نگاری‌های او با "مازیار" آگاه و به وی بدگمان شد و "افشین" نیز به دستور معتصم کشته شد.

💰وی به بخشندگی و دست‌ودلبازی نیز شناخته می‌شد:
یکی چون معتصم دایم زرافشان است در مجلس
یکی دایم به‌میدان در سرافشان است چون افشین
#قطران

ای بر به‌هنرمندان از صاحب و از صابی
ای بِه به‌جوانمردی از حاتم و از افشین
#سوزنی

هرکه جود و کرم او به‌عیان دیده بود
بیهده گوش بافسانه‌ی افشین نکند
سوزنی

گه سخاوت معن است و حاتم و افشین
گه شجاعت فرهاد و رستم و بیژن
سوزنی

🐣نام‌های ایرانی هم‌آوا با "افشین":
👦🏻افرود، پشین و...
👧🏻افشید، گشین، راشین، آرشین، افرا، نوشین و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#افشین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

ای که از بِنفشه‌ها تاج روی گیسوت مِزِری
خورشیدِ ورمِدِری رو طاق ابروت مِزِری

کوزه قلبش مِتِپه وقتی رو دوشت می‌شینه
ماهی رقصش میگیره پا که توی جو مِزِری

لب مو، چیش از لب قلیون بی‌بی كمتره
حیف او لب‌ها نکرده که رو قلیو مِزِری؟

هر جوری هس دم در مِیی تِماشات بُکُنَن
جارو رِ ور مِدِری خاک‌اندازِ تو مِزِری...

هَمی جوری‌شَم قِشنگی نِمِخِه بزک کنی
حیف او دستا نِکرده که اِلنگو مِزِری؟

شنیدُم دِلِت مِخِه عروس شهریا بِری
آخرش دستاتِ تو دستای هوو مِزِری؟

ننه پیرمِ سدبار عقبت فرستادَم
اِقده لنجه نُکُن خودتِ به پستو مِزِری؟

از حموم که وَر می‌گردی همه رِ می‌جِزونی
با او شال رنگ‌به‌رنگی که به پهلو مِزِری

زندگی کنار مو از عسلم شیری‌تِرَه
خِنِه دخدا نرو! پا توی کندو مِزِری...

بِرارُم می‌گه بُدُزدش دیوونه کی‌به‌کیه
مو مُخوام بُدُزدُمت مگه تو ترسو مِزِری؟

#مرتضا_اسفندقه
@AdabSar
💫
نیستی
حوصله‌ام همچون کلافی سردرگم
پیچیده است به هم
سر نخش
در آغوش توست!

#زینب_هاشم_زاده
@AdabSar
💫

نباید می‌فهمیدی
دوستت دارم
لعنت به چشمانی
که بی موقع
دهان باز کردند!

#نرگس_نوروزپور
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
«بین» واژه‌ای بیگانه است که می‌توان از جایگزین پارسی آن سود جست:
بین = میان، میانه

نمونه:
امیدوارم اهمالی در این بین صورت نگیرد =
امیدوارم سستی‌ای در این میانه روی ندهد

این کار ارتباط بین ما را محکم‌تر می‌کند =
این کار پیوند میان ما را استوارتر می‌کند

*دنباله دارد

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما

درود ب شما
سپاس بابت گروه پرمغزتون.
لطفا اطلاعاتی از نام بردیا در گروه ارسال کنید
باسپاس
بردیا

و

درود برشما.معنی اسم بردیا برام بفرستید.سلامت باشید ممنون از کانال خوب شما

🔅پاسخ ادب‌سار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«بردیا»
💪🏻نام پسرانه‌ی "بردیا" یکی از نام‌های مهادین(اصیل)، اوستایی و به چم بلند، بلندپایه، والا، نیرومند، نیک و برازنده است.

👑"بردیا" دومین پسر کوروش بزرگ هخامنشی و جوانی بلند پیکر و تنومند بود. گفته می‌شود وی به دستور برادر بزرگش کمبوجیه کشته شد ولی اکنون برخی از کهن‌نگاران(مورخان) به درستی این داستان بدگمان هستند. از "بردیا" دختری به نام "پارمیدا" به‌جا مانده بود.

🗺در سنگ‌نبشته‌های ایلامی بیستون او را "پیرتیا" نامیده‌اند و در زبان ماد و نوشته‌های به‌جا مانده در شهر بابل، او را "برزیا" خوانده‌اند.
"بَـرْد" یا "بَـرْدز" در پارسی باستان به چم بلند و والا بود.

گفته می‌شود نام پسرانه‌ی "بُرزو" با "بردیا" هم‌ریشه است. "برز" در نام "البرز" که در پهلوی "هربرز" گفته می‌شد، به چم بلندبالا است.

🗻همچنین در گویش بختیاری "بَرد" به چم سنگ است که می‌تواند با "برز" و چم آن پیوند داشته باشد.

🐣نام‌های ایرانی هم‌آوا با "بردیا":
👧🏻باران، بارین، بخشین، برزآفرید، برزآذر، برژان، برشید و…
👦🏻باراد، برزو، برزین، بردیس، برسام، بابک، باربد، بارمان و…


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#بردیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
روش‌های بازشناسی واژه‌های تازی(عربی):

١. اگر واژه‌ای وات‌های(حرف‌های) ح، ص، ض، ط، ظ، ع و ق داشت، پس نزدیک سَددرسَد(١۰۰%) تازی است.
این به‌جز واژه‌هایی است که به‌نادرست با وات‌های تازی نوشته می‌شوند. (برای دریافت بهتر، نگاه کنید به دو پیام پیشین در همین کانال:
telegram.me/AdabSar/781
و
telegram.me/AdabSar/2636 )

٢. اگر واژه‌ای در آغاز "ذ" داشت ١۰۰% تازی است. (ذره، ذیل، ذخیره، ذبیح و ...)

۳. اگر واژه‌ای "ء"(همزه) داشت ١۰۰% تازی است. (رئیس، دائم، مسأله، سائل، استفتاء و ...).
این به‌جز واژه‌هایی است که به‌نادرست با "ء" نوشته می‌شوند، مانند: آئینه(آیینه)، پائیز(پاییز)، آئین(آیین) و ...

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫

آغوش من به نام تو باشد، گناه نیست
در اختیار تام تو باشد، گناه نیست

نزدیک‌تر بیا نفسم را احاطه کن
لب روی لب، به کام تو باشد، گناه نیست

از عطر ناب پیرهن‌ات مست کن مرا
مستی چو من که رام تو باشد، گناه نیست

وقتی مرا به اسم صدا می‌کنی تو... وااای
احساس در کلام تو باشد، گناه نیست

همراه خوب! مشترک مورد نظر!
در گوشی‌ام پیام تو باشد، گناه نیست

امشب برای خال لب‌ات فکر چاره باش
پرواز سمت دام تو باشد، گناه نیست!

#فاطمه_دشتی
@AdabSar
💫
goo.gl/4w0sUI

بیا و دلت را برای من تنگ کن
بیا و امروز نرو
بیا و گاهی بی برنامگی کن
یا حتا مرا با ماشینت به اتاق کارت راه بده
از تو فاصله خواهم گرفت
آنقدر که مخروطِ دیدم وسیع‌تر
و تو را شاهانه‌تر یابم...
بیا و دلت را برای من تنگ کن!

#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💫
وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچکس نیست!

#فروغ_فرخزاد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar
«بینابین» واژه‌ای بیگانه است که می‌توان از جایگزین پارسی آن سود جست:
بینابین = میانه‌رو، مرز میانه

نمونه:
و من بینابین رفتن و ماندن گیر کرده بودم =
و من در مرز میانِ رفتن و ماندن گیر کرده بودم

بینابین سرفه‌هایش سیگاری هم روشن می‌کرد =
در میانه‌ی سرفه‌هایش سیگاری هم روشن می‌کرد

به یک راه‌حل بینابینی رسیدند =
به یک راه‌چاره‌ی میانه‌روانه رسیدند

*دنباله دارد

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸

@AdabSar

🔅آشنایی با جشن‌های ایرانی
🐄جشن "گاوگیل" یا "درامزینان"

🐂"جشن گاوگیل" که به آن جشن درفش‌ها، کاکیل، گاوگمل، گاگنل، کاکثل و درامزینان هم می‌گویند در روز مهر از ماه دی (شانزدهم دی در گاهشماری ایران باستان) برابر با دهم دی در گاهشماری امروز برگزار می‌شد و جشنی در پیوند با "گاو" بود.

🐄درباره‌ی این جشن رازآمیز گفته می‌شود چون "آژی‌دهاک" بر ایران چیره شد، گاوهای "اثفیان" پدر فریدون را به تاراج برد. ولی در چنین روزی "فریدون" بر "آژی‌دهاک" پیروز شد و آن گاوها را بازگرداند. "اثفیان" که مردی بخشنده و مردم‌دار بود، با بازگشت گله‌هایش به مردم بخشش‌ها کرد و مردم این روز را هر ساله جشن گرفتند.

🐂یکی دیگر از شوندهایی(دلایلی) که برای این جشن گفته شده، این است که در این روز ایرانیان بر تورانیان پیروز شدند و گله‌هایی از گاو که به دست آن‌ها افتاده بود، پس گرفتند.

🐄همچنین گفته شده که در این روز "فریدون" را از شیر گرفتند وی سوار بر گاوی شد. "فریدون" گرزی داشت که سر گاو بر آن تراشیده شده بود.

💫در این شب از روی جایگاه ستارگان در آسمان دست به پیشگویی می‌زدند و باور داشتند که گاوی از شید(نور) که شاخ‌هایش از زر(طلا) و پاهایش از سیم(نقره) است و ماه را می‌کشد، اندکی در آسمان پدیدار شده و سپس پنهان می‌شود. هر که در آن زمان بتواند این گاو درخشان را ببیند، آرزوهایش برآورده می‌شود.
اگر این گاو بر بلندی کوه‌ها پدید آید و دوبار بانگ زند، سالی پر فراوانی و بدون تنگدستی در پیش خواهد بود و اگر یک‌بار بانگ زند، نشانه‌ی خشکسالی است.

🐄در افسانه‌ها گفته شده که در زمان جمشید، وی کاکیلی (گاو نر سرکش) را با سر آدم، چهره‌ی زیبا و تن سپید گاو دید که دسته‌ای سوسن به دست داشت و می‌بویید. گاو از هفت گوهر ساخته شده بود و هرکه را می‌دید به نام می‌خواند و از امروز و آینده آگاهی می‌داد و شید خود را می‌پراکند. جمشید گفت: تو کیستی و چه می‌کنی؟ پاسخ داد: من بخت هستم و سپیدروزی و بخت میان مردم بخش(تقسیم) می‌کنم. جمشید پرسید که در چه هنگامی بخت در میان مردم بیشتر است؟ پاسخ داد: هنگامی که گاو در میان آسمان باشد؛ و سپس میان آسمان پنهان شد.

🥛ایرانیان این روز را با نوشیدن شیر تازه‌ی گاو آغاز می‌کردند و بامداد، پیش از هر سخنی "بِه" می‌خوردند و "ترنج" می‌بوییدند تا سالی فراخ و آسوده در پیش داشته باشند.

همچنین گفته شده که این جشن ریشه‌ی بابلی دارد و جشن دیو و اهریمن است. زیرا در این روز اهریمن بر جمشید پیروز شد. ولی سرچشمه‌های این داوخواهی(ادعا) روشن نیست. برخی نیز جشن اهریمن در این روز را با شکست داریوش سوم از اسکندر در جنگ "گوگمل" در پیوند می‌دانند.

‼️"جشن گاوگیل" یکی از جشن‌هایی است که شوند(دلیل) پیدایش آن در هم‌سنجی(مقایسه) با دیگر جشن‌های ایرانی ناشناخته و آگاهی درباره‌ی آن بسیار اندک است و دیدگاه‌های "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" درباره‌ی این جشن از راه گفت‌‌وگوی وی با مردمان گرد آمده است. از این‌رو هرآنچه گفته می‌شود، گمان‌زدهایی درباره‌ی این روز است.


#فرهنگ_ایران
#دیگان #گاوگیل

برداشت آزاد از:
#گاهشماری_و_جشن_های_ایران_باستان
نویسنده: #هاشم_رضی
#جشنهای_ایرانیان نویسنده: #عسگر_بهرامی
#آثارالباقیه نویسنده: #ابوریحان_بیرونی

@AdabSar
🐄🐂🐄🐂
🔅پرسش شما

روز بخیر
خسته نباشید
تشکر از کانال خیلی خوبتون و پر محتواتون
میشه ازتون خواهش کنم در مورد نام (مهرین) یه مقدار توضیح بدین
با تشکر فراوان
لطف میکنید

🔅پاسخ ادب‌سار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«مهرین»
"مهرین" نام دخترانه‌ی خوش‌آوا و آمیخته از مهر+ین(پسوند بستگی) است.

☀️"مهر" از واژگان کهن پارسی به چم دوستی، مهربانی، خورشید، دلدادگی و نام یکی از ایزدان (مهین فرشتگان) در دین زرتشتی است.
به باور گروهی از پژوهندگان، "مهرین" به چم خدای بزرگ در آیین مهرپرستی، فرشته‌ی شید(نور) و پیمان در آیین زرتشتی است.

🌞همچنین "مهرین" را همچون "مهرسا" می‌توان درخشنده، خورشیدگون، خورشیدوار، دوستانه و مهربانانه چمید(معنی کرد). "مهرین" نام آتشکده‌ای در شهر گومِس(قم) است.

🇮🇷نام‌های ایرانی و زیبای هم‌آوا با "مهرین":
👩🏻مهرسا، مهرسان، مهرسانا، مهرانا، مهرشید، مهرنگ، مهردیس، مهرگان، مهرآفرید، بهین و…
👨🏻مهربد، مهرداد، مهراب، مهران، مهرآزاد، مهرزاد، مهراد، مهرآرتا، مهرسام، مهرنام و…


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#مهرین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
💫

ای دلیل حالت تعلیق من
مو رها کن روی نستعلیق من

ای چلیپا گیسوی سبز آبی‌ام
با تو معنا می‌دهد بی‌تابی‌ام

ابروبادم با تو بهتر می‌شود
دفتر مشقم معطر می‌شود

آبی‌ات را باز با دامن بپوش
آسمان را جای پیراهن بپوش

تا تو آبی می‌شوی، تر می‌شوم
در هوایت یک کبوتر می‌شوم

ساکتم کن باز هم گوشم بده
باز یک شب مشق آغوشم بده

تا در آغوشت شناور می‌شوم
غرق اقیانوس باور می‌شوم

من به چشمان تو عادت کرده‌ام
با لبت شب‌ها عبادت کرده‌ام

قند خونم ناشی از لب‌های توست
التهابم حاصل تب‌های توست

با شفایت فصلی از قانون شدم
بوعلی‌سینا ترین مجنون شدم

دین و آیین دلم عشق است و بس
معنی دین دلم عشق است و بس!

#محمد_رضا_وحیدزاده
@AdabSar
💫

گستاخی خیالم را ببخش
که حتا
لحظه‌ای...
یادت را رها نمی‌کند...!

#احمد_شاملو
@AdabSar
💫

گاهی دوست داشتن آدم‌ها درد دارد
دردش این است که کسی
حرف دلت را نمی‌فهمد...!

#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar