نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘در ضرورتِ پرهیز از قمار با «اسب بازنده»
— چرا تحریم عاقلانه‌ترین و اخلاقی‌ترین عملِ سیاسیِ ممکن است؟

✍🏻 دکتر #محمدعلی_میرباقری

🍂 دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری پیش رو چیزهای زیادی می‌توان گفت، اما من فقط می‌خواهم به یک وجه از این انتخابات توجه کنم و بپرسم آیا در این جامعۀ دل‌زده از انتخابات و اصلاح‌طلبان، این امکان وجود دارد که اصلاح‌طلبان بتوانند میزان لازم از مردم را پای صندوق بکشانند تا انتخابات را برنده شوند؟

🍂 برای پاسخ به این پرسش اجازه بدهید نگاهی به اعداد بیندازیم. در انتخابات ۱۴۰۰ اعداد مهم این‌ها بودند (اعداد تقریبی هستند):

تعداد کل واجدین شرایط: ۶۰ میلیون،
تعداد آراء مأخوذه: ۲۹ میلیون،
تعداد آراء رئیسی: ۱۸ میلیون،
تعداد آراء کل اصولگرایان: ۲۲.۵ میلیون،
تعداد آراء همتی: ۲.۵ میلیون،
تعداد آراء سفید و باطله: ۴ میلیون.

🍂 با این پیش‌فرض که شرایط فعلی تقریباً مشابه ۱۴۰۰ است، در حال حاضر مشکل اصلاح‌طلبان برای پیروزی در انتخابات این است که باید فاصلۀ ۲۰ میلیونی میان آراء همتی و آراء کل اصولگرایان در انتخابات قبل را پر کنند تا بتوانند آن‌ها را شکست دهند. ۲۰ میلیون رأی اضافه یعنی میزان مشارکت باید ۳۳ درصد افزایش پیدا کند و از ۴۹ درصدِ سال ۱۴۰۰ به ۸۲ درصد برسد و همه هم به پزشکیان رأی بدهند. حتی اگر با خوش‌بینی زیاد آراء باطله را هم به پای اصلاح‌طلبان بنویسیم، باز هم اصلاح‌طلبان نیازمند ۱۶ میلیون رأی اضافه هستند تا با اصولگرایان برابر شوند. ۱۶ میلیون رأی یعنی باید میزان مشارکت در انتخابات ۲۶ درصد افزایش یافته و به ۷۵ درصد برسد و همه هم به اصلاح‌طلبان رأی بدهند.

🔺محاسبات بالا بر این فرض استوار است که کسانی که در ۱۴۰۰ به اصولگرایان رأی دادند در انتخابات ۱۴۰۳ نیز شرکت کرده و مجدداً به اصولگرایان رأی خواهند داد. با این حساب، تنها امید اصلاح‌طلبان به کسانی است که در اثر افزایش مشارکت به آن‌ها می‌پیوندند. ازآنجایی‌که در فضای فعلی جامعه افزایش ۳۳ درصدی، یا حتی ۲۶ درصدی مشارکت در انتخابات غیرممکن به نظر می‌رسد، تلاش اصلاح‌طلبان در انتخابات محکوم به شکست است و نتیجۀ شرکت کردن آن‌ها در انتخابات چیزی جز بالا بردن نسبی مشارکت انتخاباتی و عبور عدد آن از ۵۰ درصد نخواهد بود که نفع آن هم صرفاً به حاکمیت می‌رسد.

منبع اعداد: ویکی پدیا


#حکومت_اسلامی #جامعه


🌾 @Naqdagin | @tafakoresadeh
📘یک تحلیل ساده‌ی منطقی در باب تناقض ادعای اصلاح‌طلبان حامی پزشکیان

✍🏻 #سعید_پایدارفرد

🍂 می‌گویید:
«"مشارکت کم" مردم برای هسته‌ی سخت قدرت، نعمت (یا حداقل کم‌اهمیت) است، به همین دلیل حتی افراد مهمتری مثل لاریجانی را ردصلاحیت کرد. بنابراین بهتر است نه با رای ندادن، بلکه با رای دادن به نامزدی که با هسته‌ی سخت قدرت،" زاویه دارد"، اوضاع را بهتر کنیم».

🔺معنای ضمنی این مدعا این است که: نامزدی که از هسته سخت قدرت دورتر باشد، برای مردم، بهتر است.

حال این پرسش پیش می‌آید: اگر هسته سخت قدرت از یک "انتخابات حداقلی" و روی کار آمدن نامزدی کاملا مورد اعتماد استقبال می‌کند، چرا باید به نفع مردم، کسی را تأیید کند که با سیستم "زاویه دارد" و ممکن است به نفع مردم، منافع نظام را محدود کند؟

🔻تنها سه پاسخ (یا هر دوی آنها) ممکن است:
۱) میزان مشارکت برای سیستم مهم است.
۲) سیستم قدرت رد صلاحیت کسی مانند پزشکیان را نداشت.
۳) افراد تایید شده، هیچ زاویه‌ای با سیستم و خطری برای آن ندارند.
🔺که هر سه پاسخ، با ادعاهای اولیه‌ی خودتان متناقض است.


#حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin | @spaydarfard
📘۸ پرسشِ بنیادی از پزشکیان

✍🏻 #احمد_فعال

🔻اگر حقیقتاً پزشکیان قصد حل کردن مسائل کشور را دارند، این پرسش‌ها را با او در میان بگذارید و به اطلاع عموم برسانید:

۱- نیاز به توضیح نیست که سیاست خارجی ایران و بحران آفرینی‌های مکرر، در طی ۴۵ سال، مانع اصلی هر گونه اقدام اصلاحی‌ست؛ بطوریکه بحران‌ها در سیاست خارجی، کل اقتصاد کشور را قفل کرده‌است.

▪️آقای الله کرم گفته «هر پیروزی که بدست آوردیم، محصول تنش‌زایی بوده»، و مرحوم قاسم سلیمانی می‌گفت «در بحران فرصتی‌ست که در فرصت وجود ندارد»، یعنی اگر به یک فیلسوف سیاسی می‌گفتید جمله‌ای در ستایش بحران بگوید، نمی‌توانست جمله‌ای به این نغزی بگوید! چگونه شما می‌خواهید کشور را و سیاست خارجی را از بحران نجات دهید؟

۲. امر مسلم و بدیهی این است، و ظریف وزیر خارجه پیشین نیز تصدیق می‌کند که مداخله سپاه پاسداران در سیاست خارجی و نقش تعیین کنندگی آن در سیاست‌ها، عامل اصلی بحران‌هاست. آقای پزشکیان چگونه و با کدام برنامه می‌خواهد نقش سپاه را در مداخله سیاست خارجی از میان بردارد؟

۳. امر مسلم این است که ایران هیچ‌گونه «سیاست داخلی» نداشته‌است، و سیاست خارجی تعیین‌کنندۀ سیاست داخلی‌ست. به‌عبارتی، کشور از چهل سال پیش و به‌خصوص از دوران احمدی نژآد تاکنون، سیاست‌خارجی‌محور بوده است. دشمنی‌ها و ستیزه‌جویی‌ها با غرب و محور قرار دادن دشمن در تعیین سیاست‌ها، نقش محوری دارند. در این میان، نظامی‌گری و مداخلات جاه‌طلبانه در منطقه، نیروی محرکۀ اصلی این سیاست‌ها بشمار می‌روند؛ به‌طوری‌که تمام مؤلفه‌های داخلی از اقتصاد تا فرهنگ با ادبیات نظامی ‌بیان می‌شوند.

▪️بعنوان مثال، استفاده از اصطلاحِ «اقتصاد مقاومتی» به‌جای «اقتصاد توسعه»، و استفاده از «تهاجم فرهنگی»، «سرهنگان فرهنگی»، «جنگ نرم»، به‌جای «مبادلۀ فرهنگی» و «تعاطی افکار»، به وضوح ماهیتِ «نظامی‌گری و سیاست‌خارجی-محور-بودنِ» سیاست‌های داخلی را بیان می‌کنند.

آقای پزشکیان چگونه می‌خواهند این ادبیات را تغییر دهند و «سیاستِ‌خارجی-محوری» را به «سیاستِ‌داخلی‌-محوری» برگردانند؟ با کدام ابزارها و کدام ضمانت‌ها؟

۴. نظر اقای پزشکیان دربارۀ این سخنان مرحوم خمینی در بهشت زهرا در سال ۱۳۵۷ که خطاب به رژیم شاه می‌گفت «گیریم که پدران ما نظام شاهنشاهی را انتخاب کردند، آنها به چه حقی باید امروز برای ما انتخاب کنند؟»، چیست؟ اکنون این سوال مطرح است که گیریم که پدران ما ۴۵ سال پیش جمهوری اسلامی‌ را انتخاب کردند، آیا نسل امروز و جامعه امروز که بیش از ۹۰ درصد آنها به نظام جمهوری اسلامی رای نداده‌اند، چرا باید به این نظام تمکین کنند؟ چه راه‌کاری برای تحقق خواست جامعه امروز وجود دارد؟ یا اینکه می‌فرماید مرگ خوب است برای همسایه؟

۵. نظر ایشان دربارۀ حقوق و آزادی‌های اقلیت‌های دینی مثل بهائیان چیست؟

۶. نظر ایشان دربارۀ حجاب اجباری چیست؟ این کافی نیست که بگوید مسئله من حجاب نیست، احمدی نژاد هم قبل از ریاست جمهوری همین حرف را می‌زد، نظر صریح او دربارۀ حجاب اجباری چیست و چه راهکاری و با چه تضمین‌های حقوقی برای حل این مسئله دارند؟

۷. نظر ایشان دربارۀ آزادی مخالفان چیست؟ نظر ایشان درباره حقوق و آزادی منتقدین نسبت به نظام ولایت، نسبت به فعالیت‌های اقتصادی سپاه پاسداران، و نسبت به برنامه‌های اتمی ایران چیست؟ چه تضمین‌های حقوقی وجود دارد که این افراد از همان آزادی‌ها و حقوق مساوی‌ای برخوردار باشند که موافقان این ایده‌ها دارند؟

۸. آیا آقای پزشکیان معتقد است که ایران به همه ایرانیان تعلق دارد یا خیر؟ آیا همه ایرانیان حق دارند در تعیین سرنوشت خود مشارکت کنند یا خیر؟ اگر یک ایرانی غیرمسلمان و یا یک مسلمان غیرشیعی، و یا یک ایرانی بهایی، و یا حتی اکثریت ایرانیانی که با نظام موجود موافق نیستند، حق دارند سرنوشت خودشان را تعیین کند یا خیر؟

🍂 نه اینکه این حق را فقط در اندازۀ یک ابزار و یا یک «ماشین رأی» تقلیل دهیم. چرا آنها از این حق مساوی با دیگر هموطنان خود برخوردار نیستند؟ اگر ایران برای همۀ ایرانیان است، ضمن اینکه قانون اساسی چنین حقی مساوی‌ای را به لحاظ حقوقی برای همه آحاد ایرانیان قائل نشده‌است، چگونه و از چه راهی شما می‌توانید تضمین کنید که همۀ ایرانیان مطابق منشور حقوق بشر به این حق طبیعی و اولیه دست پیدا کنند؟

🔺اگر آقای پزشکیان اجرا و تحقق یکی از این پرسش‌های هشت‌گانه و دهها پرسش دیگری که اینجا نیامدند (تکرار می‌کنم اجرا و تحقق «یکی» از این پرسش‌های هشت‌گانه را؛ اجرا و تحقق بقیۀ پرسش‌ها پیشکش) پاسخ و تضمین دهند، بفرمایند تا به ایشان رأی بدهیم. اگرنه، برای چی؟ همچنان که در دورۀ قبل گفتم، انتخاب رئیسی دستکم در این سیستم بهتر از همتی است، اکنون می گویم، اگر قرار است همین وضع موجود ادامه پیدا کند، انتخاب قالیباف و جلیلی بهتر است از انتخاب پزشکیان است.



🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
📺 مقایسه‌ی مرامِ یک قوم‌گرای فارسی‌ستیز با لوریس چکناواریان؛ هنرمندِ نامدارِ ایرانی ارمنیِ اهل بروجرد

🍂 می‌گوید: «من به بچه‌هایم اجازه‌ندادم در خانه فارسی حرف‌بزنند» و به این افتخار هم می‌ورزد!

🍂 حالا ما امروزه افرادی را داریم که معتقدند این شخص فردِ «شریفی» است؛ و رای به این چنین تفکر قبیله‌گرایی که در خانه نیز دیکتاتوری قوم‌گرایانه راه انداخته، «رای به تغییر» است.

🍂 پزشکیان در مجلسِ حکومت اسلامی، فراکسیون «ترک‌زبان» تشکیل داد و همین موجب شد بدنبال آن، فراکسیون «کرد زبان» شکل بگیرد. و این نقض آشکار قانون اساسی اصل ۸۴ و دیگر مواد بود که در اين اصول آمده‌است، ‌ملت #ايران از هر تیره‌ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و هر نماينده در برابر همه ملت مسئول است.

🍂 پزشکیان رئیس فراکسیون «ترک زبان‌ها» بتازگی طرفداری از قوم پرستی را تکذیب کرده، ولی ویدیویی از او درحال انتشار توسط رسانه‌های پان‌ترکی می‌باشد که در آن، پزشکیان می‌گوید من از اول به فرزندانم اجازه نداده‌ام فارسی صحبت کنند! چون من تُرک هستم!

🔻بد نیست برشی از سخنان هشدارآمیز زنده‌یاد دکتر جواد طباطبایی خطاب به محمد خاتمی که چند سال قبل، با تمسکی عوام‌فریبانه به شعار فدرالیسم، خواهان خریدنِ آرای بخشی از جامعه بود را نقل کنیم. اصلاحاتی که غرق در انواع فساد است و جز شعار‌های پوچ و بی‌ضمانت اجرایی، حضور در شوهای انتصابات و کسب انواع رانت با افزودن بر آمار مشارکت در بیعت‌ها و مشروعیت‌سازی برای نظامِ ضد دموکراتیک خلیفگی و ماله‌کشی جنایات آن و ضربه‌گیریِ ناکارآمدی‌ ساختاری‌اش و سیاست‌های دوگانه‌اش، در عمل چیزی برای عرضه ندارد و امروز و پس از شکستِ کامل شعارهای حسن روحانی و کشتار آبان، باز صندوق دیده و تعادلش را از دست داده و بر روی بی‌حافظگی و قوم و قبیله‌گرایی بخشی از ایرانیان، حساب باز کرده‌است:

اصلاحات و افسادات

من به این اعتبار ِاخیر، این دو سه یادداشت را می‌نویسم تا به رئیس جمهور پیشین یادآوری کنم که مصالح عالی کشور را فدای منافع گروهی که او رهبری آنان را بر عهده دارد و فساد و عدم کاردانی بسیاری از آنان به جایی رسیده‌است که خود آقای خاتمی مجبور شده است اعتراف کند: «بعید است مردم با حرف ما در انتخابات آتی شرکت کنند» نکند! من اضافه می کنم: آقای خاتمی بعید نیست، حتمی است! شما بعنوان رهبر اصلاحات، حتما شعارهای مردم را شنیده‌اید! و این نکته را باید بفهمید که اصلاحات نیازمند نظریه‌ای برای افسادات است؛ یعنی باید دانسته‌باشید که در کجاها کار را خراب کرده‌اید؟ فسادهای اطرافیان شما کجاها و تا چه حدی بوده‌است؟ آنچه بعید می‌نماید این است که شما و اصلاح‌طلبان هنوز تصور درستی از بیراهه‌ای که رفته‌اید ندارید و برای جبران همین فقدان فهم درست است که هر بار، برای گرفتن رأی مردم از مصالح عالی کشور مایه می‌گذارید و هر بار هم همان اشتباه‌های پیشین را مرتکب می‌شوید.

نقطه سیاه کارنامۀ اصلاح‌طلبی

پیش از آن‌که به بحث فدرالیسم برسم که اطمینان دارم به‌واقع متوجه نشده‌اید چه گفته‌اید و گفته‌های شما چه تالی‌های فاسدی می‌تواند داشته‌باشد، به یک مورد دیگر اشاره‌ای می‌کنم تا یکی از نقطه‌های سیاه کارنامۀ دوستان شما را یادآوری کرده‌باشم. در آبان ماه ۱۳۹۵، حکومت وقت ناگهان برنامه‌ای برای آموزش زبان‌های محلی رونمایی کرد که در زمان صدارت شخص شما و در دستگاه وزیر علوم اصلاحات در سال ۱۳۸۲ توسط یکی از پان‌ترک‌های معروف نوشته شده‌بود. آن رونمایی به‌دلایل انتخاباتی و جلب نظر مردم استان‌های کردنشین و آذری زبان انجام شده‌بود.

لزوم پس گرفتن سخن نسنجیده
من به آن مناسبت توضیح دادم که چنین مایه‌گذاشتن از مصالح عالی کشور بعید است برای نامزد ریاست جمهوری رأیی بیاورد. آن مقاله را در همینجا بار دیگر منتشر و نظر شما را به آن جلب می‌کنم. در پست‌های دیگری اشاره‌هایی نیز به مضمون سخنان شما خواهم آورد. به عنوان یک شهروند، که اندکی بیشتر از شما در این مباحث فکر کرده و بویژه این‌که سیاست‌باز نیست، از شما می‌خواهم که این سخنان را محترمانه پس بگیرید و به اطرافیان خودتان هم توصیه کنید که وارد این مباحث نشوند.



🗄پست مرتبط

📊 درخواست رد صلاحیت پزشکیان

#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
📘آذربایجان، زبان فارسی و مسعود پزشکیان!

✍🏻#ناصر_همرنگ

🍂 مسعود پزشکیان گفته‌است که خودش را آذربایجانی می‌داند و از همین‌رو در خانواده‌اش هرگز اجازه نمی‌دهد کسی به فارسی سخن بگوید. او همچنین از حقوقِ "ملت‌های ایران" گفته است و از توجیه جریان‌های جدایی‌خواهانه در برابر آنچه که به باور او ستم‌های مزمن‌شده در حق زیرمجموعه‌های تباری و قومی و قبیله‌ای بشمار می‌آیند.

🍂 سخنان نسنجیده‌ای است که نه پیوند تاریخی با راستینه‌های #ایران دارند و نه هیچ فهم درستی از آذربایجان و علقه‌های استوارش با زبان فارسی در آن‌ها دیده می‌شود. یاوه‌هایی است از سر نادانی و یا کینه‌ستانی. و در هردوحال، آلوده به چرک و روب چپ‌اندیشی‌های سرخ و سیاه و جهان‌وطنی‌های بی‌‌رنگ و بی‌شکل قرن بیستمی. با این‌حال گفته‌های ضدِّ تاریخی و گنگ و نامفهوم بسیاری از این قماش در کنار سخنان انتزاعی و پر از سایه‌روشن دیگر بر پیچیدگی‌های کلاف سردرگم شخصیت و روان‌شناسی مردی که می‌خواهد بر مسند صدارت کشوری چون ایران تکیه زند، بسی می‌افزاید. باری. در یک نکته گمانی نیست. این‌گونه سخن‌پراکنی‌ها از هر زاویه که نگریسته شوند، عوام‌فریبانه و پوپولیستی و قبیله‌گرایانه و به همان اندازه ضدِّ ملی و ویرانگر هستند و احیاناً می‌توانند از آغاز یک داستان بدون ملودرام و صاف و تخت و یکدست و خطرناک و در عین حال بشدت مبتذل در آینده‌های دور و نزدیک در سپهر سیاسی ایران خبر دهند. ما ناگهان به یک ابر ابتذال چپِ ضدِّ ملی و قبیله‌گرا ارتقا یافته‌ایم. ابر ابتذالی بنام مسعود پزشکیان.

🍂 آیا پزشکیان یک ایرا‌ن‌ستیز و یک قوم‌گرا و یک قبیله‌اندیش و یک تجزیه‌طلب هست؟ آیا او دشمنی دیرینه‌ای با زبان فارسی و دیگر استوانه‌های ملی ایرانیان و ملیت ایرانی دارد؟ آیا او پیشه‌وری دیگری است که امروز دست برقضا توانسته است تا نامزدی ریاست جمهوری ایران بالا بیاید؟ آیا او رنگارنگی ایرانیان را در چهارچوب قبیله‌های پراکنده‌ای نمی‌بیند که بدیل ملت ایران هستند و دست‌یافتنی‌ترین و آسان‌ترین فرمول برای استحاله در آسیاب اندیشه‌های جهان‌وطنی بشمار می‌آیند؟ آیا او دغدعه‌های وطنی هم دارد؟ وطن او کجاست؟

🍂 پاسخ به هرکدام از این پرسش‌ها به همان اندازه‌ خطرناک هستند که بر زبان آوردن یکایک آن‌ها. اما از طرح آن‌ها گریزی نیست. سیاستمدارانی چون پزشکیان اکنون سال‌های سال است که با منش‌های پوپولیستی و عوامفریبانه‌ی خودشان ما را در برابر پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی از این دست، ناچار و حیران گزارده‌اند. از همین‌رو اکنون شاید بهترین فرصت برای یک تسویه‌حساب تاریخی در عالم گفتگو باشد. با این‌حال پاسخ همپا به همه‌ی پرسش‌هایی از این دست یکی است. بله. ما ناگهان با ملغمه‌ای از جهان‌وطنی و چپ‌اندیشی و قبیله‌گرایی و جدایی‌طلبی روبرو شده‌ایم که می‌خواهد همه‌ی دست‌آوردهای ناشی از ملت‌بودگی ایرانیان را در کام اندیشه‌های قبیله‌گرای خود ببلعد. نخ ناپیدای همه‌ی این عنصرهای همگون اما یکی بیش نیست. دشمنی با زبان فارسی و همه‌ی استوانه‌‌های ملی‌ی در پیوند با او. سخنان پزشکیان در دشمنی با زبان فارسی در چنین فضایی است که اهمیت بسیاری می‌یاید.

🍂 در جهان‌بینی پزشکیان نسبت به موضوع ایران، دو زاویه‌ی دید وارونه و ناهمگون و رو در رو، هستندگی دارند. یکی نگاه قیاسی و از کل به جز و آن دیگری نگاه استقرایی و از جز به کل. در نگاه نخست که به شدت امت‌محور هست، ایران و انسانِ ایرانی هرکدام به شکل‌های اجق وجق و تنها در قاب یک امت بزرگ اسلامی دیده می‌شوند و در نگاه دوم، قوم و قبیله‌ها و البته از نگاه او ملت‌های ساکن در ناکجاآباد یک جغرافیای خیالی، تنها نشانه‌های دم دستی از ایران و ایرانی را به نمایش می‌گذارند. در هیچ‌کدام از این دو نگاه کج و کوله و تاریخ‌گریز، ملت ایران و وطن ایرانی، هستندگی و برجایندگی تاریخی ندارند. وطن خیالی او در ناکجاآبادهای دوردست قرار دارد.

🍂 زبان فارسی نیز در گرد و غبار این نگاه جدل‌گونه و پر از دیالکتیک و ایدئولوژی‌زده و ناواقعی گم شده است و عنصری بیگانه درشمرده می‌شود. نگاه پزشکیان در چنین هنگامه‌‌‌ای نسبت به زبان فارسی، نگاهی سلبی و تا اندازه‌ای کینه‌جویانه است. برای اینکه زبان فارسی یکی از نمادهای مَهین و بی‌جایگزین ایران و ایرانی است. از همین‌رو او اجازه نمی‌دهد حتی در محیط خانواده‌اش کسی به این زبان سخن بگوید؛ چرا که او در چنین هنگامه‌‌ای خودش را از بن نای آذربایجانی می‌بیند. فهم هویتی او نسبت به مقوله‌ی آذربایجانی بودن در همین اندازه است. نه‌تنها سلبی بلکه بس سطحی و بشدت مبتذل و به همان اندازه، تاریخ‌گریز و حقیقت‌پرهیز و قبیله‌گرا. برای اینکه ذهنیت استقرایی و قیاسی و ایدئولوژی‌زده‌ی او هیچ شناخت علمی و واقعی از موضوع‌های ایرانی و از آن میان هیچ درک و فهمی از گسست‌ناپذیری زبان فارسی و هویت آذربایجانی ندارد.

🌐 مطالعۀ ادامۀ متن



🌾 @Naqdagin
📘رای بدهیم یا نه؟ (+)

۱) می‌فرمایند یکی از نقش‌های مهم برای مسعود پزشکیان «تخصص‌گرایی» است. چگونه از ۱۹ وزیری که ۹ وزیر (وزیردفاع، وزیر خارجه، وزیر علوم، وزیر آموزش پرورش، وزیر فرهنگ) زیر نظر مستقیم رهبری انتخاب می‌شوند، می‌توان تخصص‌گرا بود؟ مگر اینکه تخصص را از نگاه ویژه‌ی رهبری مدنظر بگیریم! نزدیک‌ترین نمونه‌ی این انتخاب، وزیر امور خارجه جناب عبداللهیان یا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی(!) فعلی (با محکومیتِ قضاییِ قبولِ رشوه دویست میلیاردی) است که دو نمونه شاهکار وزارت، در تاریخ ایران معاصر هستند.

۲) گروهی هم می‌فرمایند انتظارات گزاف نباید داشت. ما هم همین پیش فرض را می‌گیریم (انتظار گزاف نداریم). مسعود پزشکیان خودش می‌فرماید که ما مسیر دولت قبلی را با تکیه بر بیانات و چشم‌انداز رهبری ادامه خواهیم داد. خب چند دستاورد یا برنامه‌ی دولت رئیسی را نام ببرید؟ [خود ابراهیم رئیسی را چه کسی جدی می‌گرفت که برنامه‌هایش هم جدی گرفته‌شود. حالا جناب پزشکیان هم همان برنامه‌ها را ادامه خواهند داد] کدام برنامه؟ اول برنامه‌ها رو مشخص بفرمایید. ما اصلا نمی‌دانیم ابراهیم رئیسی داشت چه‌کار می‌کرد؟ فقط متوجه شدیم دلار ۷۰ هزار تومان شد. جناب پزشکیان هم همین مسیر را ادامه خواهند داد؟

۳) ایشان خودشان اعتراف می‌کنند ما زیر نظر رهبری هستیم. چه نیازی‌ست چیزهایی مثل تخصص‌گرایی و عقلانیت را به ایشان نسبت دهیم؟! ایشان شرایط اعمال این ویژگی‌ها را ندارند و از این طرف هم به‌قول خاتمی، یک «تدارکاتچی» صرف خواهد بود. از یک تدارکاتچی انتظار چه چیزی داریم؟ پیشنهاد ما این است که ایشون را «تدارکاتچی» بنامیم، آنوقت انتظارات واقع بینانه‌تری خواهیم داشت. انتظار «عقلانیت، راه‌سازی، تخصص‌گرایی» با این مسند (تدارکاتچی) سازگار نیست.

۴) می‌فرمایند انتظارات گزاف نداشته باشیم! نمی‌دانیم حل مُعضلِ سدّ معبر چندتا اراذل و اوباش در مترو و خیابان برای حجاب، جزء کدام دسته از انتظارات اجتماعی است (گزاف یا واقع‌بینانه)، اگر بگوییم اینها باعث آزار روانی، جسمی و قتل شده‌اند و خواهش کنیم در کنار توسعۀ اقتصادی (معلوم هم نیست این مفهوم در این شرایط چه تعریفی دارد) مهم شمرده‌شود، باز هم انتطار زیادی‌ست؟!!

۵) بعد از پاسخ به سوالات بالا، تازه از نقطه‌ی منفی پنج می‌رسیم به منفی سه (احتمالا هم به این زودی نرسیم) در نقطۀ منفی سه، دوباره سوالات دیگری ایجاد می‌شود. به‌هرحال، برای رای ندادن دلایل زیادی داریم، ولی برای رای دادن دلایل محکمی وجود ندارد (شواهد و تاریخ این را نشان می‌دهد). حاکمیت و نامزدها اگر برایشان، رای مردم مهم است (بعید است مهم باشد)، مرحله به مرحله این موارد را شفاف‌سازی کنند.


#حکوت_اسلامی #استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شورای نگهبان و احضار ماله‌کشان ابدی
@Naqdagin
🎧شورای نگهبان و احضارِ ماله‌کشان ابدی

🎙دکتر #مجید_محمدی (جامعه‌شناس)


#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin
📘پورسانت‌بگیرها
— از اصلاح‌طلبی تا دلالی سیاسی

✍🏻 #مهدی_خسروانی

1️⃣ در این نوشته، که مطمئناً از «بخشی‌نگری» بری نخواهد بود، می‌خواهم ارزیابی خودم را از نقش اصلاح‌طلبان در سیاست ایران بیان کنم و نیز، با مفروض‌گرفتن این انگاشته (ی قابل مناقشه) که حاکمیت به نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان امکان رقابت خواهد داد، نقش ایشان در انتخابات تیرماه را واکاوی کنم.

2️⃣ شاید بتوان گفت اصلاح‌طلبانِ سال‌های نخست اصلاح‌طلبی نقش واقعاً سازنده‌ای در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران ایفا کردند. دقیقاً نمی‌توان گفت که کدام‌یک از آنها و تا چه زمانی توانستند چنین نقشی را حفظ کنند، اما درباره‌ی عمده‌ی اصلاح‌طلبان امروز تقریباً با اطمینان می‌توان گفت به مرتبه‌ی دلالی سیاسی تنزل کرده‌اند. به این صورت که در برخی بزنگاه‌های سیاسی (دقیق‌تر بگویم: هنگام انتخابات) سروکله‌شان پیدا می‌شود تا معامله‌ای بین مردم جان‌به‌لب‌رسیده و حاکمیتِ احساس خطر کرده جوش دهند و پورسانت خودشان را (که آن هم به‌مرور زمان آب رفته و اکنون به نقشی کمتر از تدارکاتچی، شاید آبدارچی، رسیده) از حاکمیت دریافت کنند.

3️⃣ حدس اینکه اصلاح‌طلبان این بار پورسانت چه چیزی را می‌گیرند چندان دشوار نیست. کافی‌ست نگاهی به وضعیت کشور و وضعیت اصول‌گرایان بیندازیم:

الف: احتمالاً بخش اصلی حاکمیت به این نتیجه رسیده که وضعیت اقتصادی کشور در آینده‌ی نزدیک بسیار وخیم‌تر خواهد شد، به‌نحوی که هزینه‌های سیاسی سنگینی روی دست‌شان خواهد گذاشت و مایل اند این هزینه از جیب اصلاح‌طلبان پرداخت شود. برای مثال، اگر برای جبران بخشی از کمبود بودجه چاره‌ای جز افزایش قیمت بنزین نبینند، ترجیح می‌دهند آن کسی که قرار است «صبح جمعه از افزایش قیمت خبردار شود» یک رئیس‌جمهورِ ولایی نباشد.

ب: ترامپ. با ریاست جمهوری احتمالی ترامپ، دست‌کم دو اتفاق رخ می‌دهد. یکی از آنها کاهش شدید درآمدهای نفتی است و حاکمیت بدش نمی‌آید که مسئولیت گذر از چهار سال آینده‌ی سخت ترامپ بر عهده‌ی کسی مثل رئیسی نباشد. اتفاق دیگر، مذاکرات سخت پیش روست که شاید مستلزم نرمشی بسیار «قهرمانانه»تر از قبل باشد! در این شرایط، مهم‌ترین دغدغه‌ی حاکمیت این است که ژست سازش‌ناپذیری‌اش آسیب کمتری ببیند. نقش بعدی که برای یک دولتِ نزدیک به اصلاح‌طلبان در نظر گرفته شده این است که فردای روز «نرمش قهرمانانه» چند سیلیِ نمایشی از کیهان و مجلس‌نشینان و ... دریافت کند تا همچنان هیچ چیز به پای بخش‌های کانونی حاکمیت نوشته نشود و صاحبان اصلی قدرت بتوانند همچنان ادعا کنند که «اگر ما بودیم می‌توانستیم بدون امتیازدادن از طرفِ غربی امتیاز بگیریم».

ج: تجربه‌ی جنبش ژینا. در عالم سیاست، برای آنکه کسی نقش فحش‌خور را بازی کند باید کمینه‌ای از تشخص سیاسی داشته باشد تا از طرف مردم، دست‌کم تاحدودی جدی گرفته شود. روی کار آوردن کسی مثل رئیسی که فاقد این تشخص کمینه بود برای حاکمیت بسیار گران تمام شد. باعث شد بخش اصلی حاکمیت به شکلی بی‌سابقه هدف شعارهای اعتراضی قرار گیرد. رئیس‌جمهور شدن کسی مثل پزشکیان این فرصت را به تصمیم‌گیران اصلی می‌دهد که دست‌کم چند صباحی از جلوی تیرهای انتقاد کنار بروند و در پستو به ترمیم زخم‌هایشان بپردازند و، با شناختی که از آنها داریم، حتی ژست اپوزیسیون هم بگیرند.

4️⃣ حتی اگر کسی به امکان‌پذیر بودن اصلاح معتقد باشد، باید به اصلاح‌طلبان نه به‌عنوان گزینه‌ای برای پیش‌بردن اصلاح، بلکه به‌عنوان مانعی در راه آن نگاه کند (ادعایی که می‌دانم نیاز به استدلال جداگانه دارد و امیدوارم بتوانم استدلال‌اش را پیش از انتخابات بیان کنم).


#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin | @paradoxizer
📘دو گزینه برای سنجش هزینه‌-فایدۀ مشارکت انتخاباتی

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 سال‌ها پیش، (در جریان انتخابات مجلس هشتم) مصطفی تاجزاده در یک سخنرانی انتخاباتی می‌گفت که: «اگر بین دو نامزد انتخاباتی، چیزی در حد یک اپسیلون هم اختلاف وجود داشته باشد، من رای می‌دهم. چون رای دادن که هزینه ندارد. اما یک اپسیلون دستاورد هم خودش غنیمت است».

🍂 اصل منطق آقای تاجزاده درست بود، اما احتمالا خودشان هم بعدها متوجه مصداق اشتباه آن شدند که دست از مشارکت‌های انتخاباتی کشیدند. آن اصل درست این بود که تنها عامل تعیین‌کننده در یک تصمیم سیاسی، صرفا کفه‌ی ترازوی هزینه و فایده است: اگر یک سر سوزن هم احساس کردید که دستاورد یا فایده‌ی عملی به هزینه‌هایش می‌چربد، حتما انجامش بدهید. اما مصداق اشتباه ماجرا این بود که گمان می‌کرد «تنها هزینه‌ی مشارکت انتخاباتی، کبود شدن انگشتان از مرکب رای است!».

🍂 در مورد اینکه در گذشته چقدر اشتباه کردیم یا اصلا نکردیم و حق داشتیم، بحث زیاد است. اینجا فقط می‌خواهم به انتخابات پیش رو بپردازم و از زاویه‌ی نگاه خودم، دو مورد از «هزینه‌ها»ی ترازوی انتخاباتی را یادآوری کنم:

🍂 حد فاصل انتخابات ۱۴۰۰، تا انتخابات اخیر، کشور درگیر اعتراضات گسترده‌ای شد که می‌دانیم. هزینه‌ی این اعتراضات برای جامعه بسیار سنگین بود (به تعداد قربانیان‌ش، کشته‌ها، مجروحان، زندانی‌ها، خانواده‌هایشان و ...)، اما می‌توان گفت که دستاوردهایی هم داشت. (این را اگر خودتان در خیابان نمی‌بینید، دست‌کم می‌توانید از زنان جامعه بپرسید) سنجش هزینه‌ و فایده‌ی جنبش موضوع این یادداشت این نیست. موضوع این یادداشت، گام بعدی‌ست: اگر در انتخابات ۱۴۰۳، مشارکت عمومی نسبت به انتخابات ۱۴۰۰، به صورت «معناداری» افزایش پیدا کند، فضای سیاسی ما در معرض دو پیامد قرار می‌گیرد که یکی قطعی و فوری است و دیگری احتمالی و معطوف به آینده:

1️⃣ پیامد نخست این است که بی‌بروبرگرد، در تاریخ ثبت خواهد شد که نتیجه‌ی سرکوب خونین حکومتی، افزایش اقبال به مشارکت انتخاباتی و پذیرش بازی نظام حاکم بود. طبیعتا حکومت هم حق دارد مستند به چنین دستاوردی مدعی شود بحران ناشی از نارضایتی و مطالبات جنبش زن‌زندگی‌آزادی را پشت سر گذاشته و با افزایش مشارکت، حتی نسبت به عملکرد خشن خودش در مواجهه با معترضان از جامعه، «رای اعتماد مجدد» گرفته‌است! مسوولیت مستقیم چنین پیامدی را من متوجه تمامی کسانی می‌دانم که در این انتخابات شرکت می‌کنند.

2️⃣ پیامد دوم قطعی نیست، اما همچنان محتمل است: با جلب اقبال مجدد عمومی، حکومت ممکن است اعتماد به نفس بیشتری برای سرکوب مطالبه‌ی آزادی پوشش زنان به دست بیاورد و همین اندک روزنه‌ی باقی‌مانده را که بخش بزرگی از زنان با هزینه و مقاومت خود حفظ کرده‌اند ببندد. تصور شخصی من این است که احتمال چنین پیامدی، اتفاقا با پیروزی اصلاح‌طلبان بسیار هم بیشتر خواهد شد؛ چون به‌خوبی در خاطر داریم که هر بار اصلاح‌طلبان یک پیروزی انتخاباتی به دست آوردند، حکومت بلافاصله یک پاسخ همراه با سرکوب به جامعه داده‌است. در نتیجه، مسوولیت وقوع چنین پیامدی نیز می‌توان متوجه رای دهندگان، و به‌ویژه اصلاح‌طلبان دانست.

🍂 همچنان برخی اصلاح‌طلبان ممکن است تصور کنند که مشارکت و پیروزی احتمالی‌شان چنان دستاوردهای ارزشمندی به دنبال خواهد داشت که حتی به پرداخت این دو هزینه هم می‌ارزد. در این صورت منطقی است که مشارکت کنند، اما پیشاپیش باید بدانند که ما آن‌ها را با چه متر و معیاری قضاوت خواهیم کرد؛ و مهم‌تر اینکه، توجیه همیشگی و تکراری «اگر ما نبودیم بدتر می‌شد»، این‌بار پیشاپیش از دست اصلاح‌طلبان خارج شده است؛ چون در این چند سالی که به کل در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی غایب بودند، جامعه خودش توانست با هزینه‌ی خودش اندک دستاوردهایی ملموس برای زنان به همراه بیاورد و اگر این اندک دستاوردها در حضور اصلاح‌طلبان از بین برود مشخص است که مسوولیت‌ش با آن‌هاست.

🍂 حتی می‌توان این هشدار را هم داد که برباد رفتن این دستاوردها، مسوولیتی است حتی به مراتب سنگین‌تر از اجباری شدن حجاب در ابتدای انقلاب؛ چرا که اولا آن‌بار مردم برای آزادی حجاب‌شان هزینه‌ای نداده بودند، در ثانی، اصلاح‌طلبان می‌توانند مدعی شوند که بی‌اطلاع بودند، یا فضای متفاوتی بود و یا اکثریت جامعه چنان مجذوب گفتمان انقلاب اسلامی شده‌بود که با آن تصمیم همراه بود و چه و چه و چه.

🍂 این بار اما جای هیچ عذر و بهانه‌ای باقی نیست. همه می‌دانیم وضعیت تا پیش از انتخابات ۱۴۰۳ چه بوده، و حتی نسبت به آن هشدار هم داده‌ایم، پس پیامد هرگونه بدتر شدن اوضاع از مبداء انتخابات پیش رو، بی‌هیچ تردید، متوجه کسانی‌ست که گمان می‌کنند مداخله‌شان قرار است به بهبود وضعیت بینجامد.


#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ مسعود پزشکیان، نامزد انتخابات #حکومت_اسلامی در برنامۀ میزگرد در پاسخ به پرسش مجری مبنی بر اینکه طرح وی برای مردمی‌کردن اقتصاد چیست، شروع به خواندنِ دورِ تندِ عربیِ (یکسری آیات و احادیث بی‌ربط) کرد!

2️⃣ #علیرضاموثق

برخی موذیانه توصیه می‌کنند که در سیرکِ انتصابات، به سعید جلیلی رای دهید تا کارِ ناتمامِ رئیسی دربارۀ نظام را هلی‌کوپتروار یکسره کند، من اما بعنوان یکی از ناقدان اسلام، پیشنهاد می‌دهم که اگر ناتوانید از کنترل و درمانِ «سندروم انگشتِ بی‌قرار»، به این سوژۀ دچارِ «سندروم آیه/حدیث‌خوانیِ بی‌قرار» و مشابهِ معلمانِ پرورشی، رای بدهید که تولیداتِ طنزِ دینی فضایِ فارسی‌زبان، رشد تصاعدی کند. این «ضبطِ صوتِ» عربی‌جات، بیشتر بدردِ امثالِ ما برای تولید محتوا و روشنگری دربارۀ تبعات مصرفِ بالا و حساب‌نشدۀ متون اسلامی می‌خورد! خیلی تمیز و مجلسی، طی ۴ سال، میلیون‌ها فارغ‌التحصیل در حوزۀ نقد قرآن و حدیث خواهیم داشت!😆😂

دلقک! خِیرِ سرت، مدتی وزیر بودی و چند دور نماینده! ادعایت هم می‌شود که فوقِ تخصص جراحی قلبی، اما تفاوتِ ارائۀ برنامه با پاسخ به سوالات «معارف اسلامی» را نمی‌دانی؟!


#سم_هفته


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 از مارکسیسم و کمونیسم تا دموکراسی سوسیال

🍂 داریوش لاهوتی‌‌‏فرد، کارآفرین و فعال اجتماعی، دربارۀ مفاهیم سوسیال دموکراسی و کاپیتالیسم توضیح می‌‌‏دهند.


🗄پست‌های مرتبط

#اقتصاد #سیاست #نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «شیر و خورشید» در بسترِ فرهنگ و سیاست

🎙دکتر #محسن_بنائی


#اسطوره‌شناسی #آینه_تاریخ #ایران



🌾 @Naqdagin
📺 توجیه یا اغوا؟!

✍🏻
#محمدرضا_واعظ_شهرستانی

🍂 اگر هدفِ یک فرد از استدلال، تغییر باور و ذهنیت طرف مقابل باشد، به طوری که پیش‌تر مخاطبِ او چنین باور و ذهنیتی را نداشته‌است، رویکرد او یک رویکرد اغواکننده و قانع‌کننده (persuade) است. در حقیقت، در این رویکرد، فرد استدلال‌کننده تمامی تلاش خود را می‌کند که با استفاده از هر نوع استدلالی، چه معتبر و چه نامعتبر، ذهنیت طرف مقابل را در مورد موضوع مورد بحث تغییر دهد. در چنین رویکردی، فردِ استدلال‌کننده باعثِ تغییری در باور طرف مقابل می‌شود. به عبارت بهتر، استدلالِ فردِ مورد نظر، معطوف به موجه‌کردن و اثبات ادعایش با توسل به استدلال‌های معتبر نیست، بلکه استدلالِ او معطوف به اغوا و تغییر ذهنیت طرف مقابل است؛ یعنی به‌جای توجیهِ ادعا، تغییر ذهنیت طرف مقابل هدف از استدلال است و نوع استدلال اهمیت ندارد، بلکه این میزان تأثیرگذاری استدلال است که از اهمیت برخوردار است. به همین خاطر، معمولا افرادی که از نظر کلامی می‌توانند با کلمات بازی کنند و در سفسطه‌کردن مهارت دارند، افرادی با مهارت‌تر در قانع کردن و اغوای طرف مقابل هستند.

🍂 از سوی دیگر، اگر هدفِ فرد از استدلال درباره یک موضوع صرفا بیان دلیل به منظور نشان‌دادنِ درستیِ ادعایش باشد و نه لزوما تغییر ذهنیت و باور طرف مقابل، رویکرد آن فرد، یک رویکرد موجه‌کننده (justify) است. در این رویکرد، فردِ مورد نظر می‌کوشد صرفا با نشان دادنِ دلائل منطقی و توسل به استدلال‌های معتبر، درستی ادعای مورد نظرش را اثبات نماید. در چنین موقعیتی، برای آن فرد فرقی ندارد که طرف مقابل، آن ادعا را بپذیر و یا نه، بلکه آنچه برای او اهمیت دارد، پشتیبانی منطقی دلائل (مقدمات استدلال) از ادعا (نتیجه) است. به عبارت دیگر، استدلالِ فردِ استدلال‌کننده با داشتن ذهنیتی خنثی معطوف به توجیه ادعاست و نه تغییر ذهنیت و باور طرف مقابل.

🍂 به نظر شما در این ویدئو، مسعود پزشکیان به درستی از واژه "توجیه" استفاده می‌کند؟ در واقع، هدف از استدلال ناظر بر توجیه‌کردن ادعاست و یا اغوا و قانع‌کردن مردم؟! به‌عبارت دیگر، آیا منظور ایشان این نیست که ما باید ابتدا با استفاده از استدلال (چه معتبر و چه نامعتبر و مغالطه و یا هر روش دیگر) مردم را قانع‌کنیم و ذهنیت آن‌ها را برای پذیرش افزایش قیمت تغییر دهیم؟ فارغ از آنکه استدلال‌های ارائه شده معتبر باشند و یا نامعتبر؟

▪️پی‌نوشت نقدآگین: با توجه به رویکرد نیم‌قرنۀ صداوسیمای #حکومت_اسلامی به مقولۀ «توجیه» (که مدرن‌شدۀ «پاسخگویی به شبهات» در گفتمان فقهی، با تمسک‌ به بدوی‌ترین روش‌های پروپاگاندا و مصاحبه‌های یک‌سویه، با نظراتی واحد و از-پیش-آمده‌شده‌، است)، به‌احتمال زیاد منظور پزشکیان کاملا روشن است. او فجایعِ انجام‌شده در دولتِ روحانی را صرفا از عدمِِ ذهن‌شوییِ کافی می‌داند، و نه از فقدانِ گفتگوی آزادِ شهروندان و نمایندگانِ واقعی‌شان در تصمیم‌گیری‌های جمعی برای موضوعات مهم و سرنوشت‌ساز و معطوف به زندگی مدنی.



🌾 @Naqdagin