EP388 Masty o Rasty (مستی و راستی) - Live w/Sadeq Bigdeli (US Elections)
🎧دربارۀ انتخابات آمریکا (+)
🎙گفتگوی کینگرام (پادکستِ «مستی و راستی») با #صادق_بیگدلی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتگوی کینگرام (پادکستِ «مستی و راستی») با #صادق_بیگدلی
.
#سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 نقدِ فیلمِ فهرست شیندلر| Schindler's List (+) 🎙#مسعود_فراستی 🔸فیلم فهرست شیندلر فیلم درام تاریخی آمریکایی محصول ۱۹۹۳ به کارگردانی و تهیهکنندگی استیون اسپیلبرگ . #نقد_فیلم #فهرست_شیندلر #استیون_اسپیلبرگ #اسپیلبرگ #هلوکاست #جنگ_جهانی #فاشیسم #آشوییتس …
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 هوش مصنوعی یا انسان؟
نقد و معرفی انیمیشن ربات وحشی | The Wild Robot، ساختۀ Chris Sanders (+)
🎙#مسعود_فراستی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقد و معرفی انیمیشن ربات وحشی | The Wild Robot، ساختۀ Chris Sanders (+)
🎙#مسعود_فراستی
.
#نقد_فیلم #انیمیشن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فاجعهای بهنامِ «کیک محبوب من»
(۱/۲)
✍🏻#پرستو_آزادیابد
🍂 فیلمی مبتذل با بازیهای بسیار بد، دیالوگهای آبکی و پیشپا-افتاده و کودکمآبانه، فیلمی جشنوارهپسند با شعارهای مستقیم، بدون آنکه درکی از هنر و آفرینش هنری داشتهباشد.
🍂 فیلمی که با آوردن لیست کاملی از عناوین غربپسند (ممنوعیت حجاب، شراب، جنگ، کاباره، گشت ارشاد، مصادره و غیره غیره) سهم خودش را از جوایز جهانی میطلبد، و از طرف دیگر، انرژی سیاسی آزادهشده در داخل کشور را، در مسیرهای یاس و خودکشی و ناامیدی، کانالیزه و سرکوب میکند.
🍂 زنی پیر و فرتوت که "مهین" نام دارد. مهینی که با جابجایی دو حرف، میتواند همان" میهن" باشد و مردی اخته، سرکوب شده (با نام نمادین "فرامرز" که در پایان میمیرد) که زمانی نیروی ارتش پهلوی بوده. بعد از انقلاب روانۀ جنگ شده و حالا ۲۰ سال است مسافرکشی میکند. آیا مهین یا میهن در این فیلم نشان چه بود؟ نشانِ "زن زندگی آزادی"؟! زنی که میخواست زنانگیاش را پس بگیرد؟ خب در این صورت با حرکتهای بیفکرانه و سبکسرانهاش که "مرد و آبادی" رو هم به باد داد!!! یا که نه، "مهین یا میهن" دقیقا نماد وطن بود. مهینی که ادعا میکرد ما از اونا نیستیم (یعنی از نظام)، اما نهایتا کار همان نظام رو انجام داد و باعث شد فرد بیگناهی بمیرد و شبانه چالش کند، بدون اینکه تقاص پس بدهد؛ یعنی میهن است که فرزندانِ خودش را میبلعد، نه نظام!
🍂 هیچ امر نو و بدیعی جز چسناله در فیلم به چشم نمیخورد. همهچیز در نهایتِ پوچی و رخوت میگذرد و همانطور هم با پوچی و رخوت و رکود و مرگ تمام میشود.
🍂 آیا نظام چیزی جز این میخواهد؟ جنبشی سرکوب شده، از ریخت افتاده، با مبتذلترین خواستهها...جنبشی به یاس تبدیل شده که زیر خروارها خاک برای همیشه دفن میشود. از نگاه من، این فیلم قابلیت درو کردن تمام جایزههای جشنوارههای وطنی را دارد، چون خدمت بیشتری به نظام کردهاست....
🍂" زن، زندگی، آزادی" اگر برای مردم ایران آب نداشت، برای سلبریتیهای فرهنگی-سیاسی نان داشت. اسکی رفتن روی خون جوانان مردم، با ساخت و نمایشِ فیلمهای مبتذل ، ترانهها و شعارهای دمدستی و آبکی، تقلیل دادن خواستههای زنان به آزادی های ظاهری، پوشیدن دکلته و رقصیدن و نهایتا دخیل بستن به جشنوارهها و جایزههای خارجی، تنها و تنها میتواند سهمخواهی از ثروت و شهرت باشد، نه اعتراضی آزادیطلبانه.
🍂 از طرفی هر چقدر این فیلمها و ترانهها مبتذلتر، بهشدت محافظهکارانهتر، یاسآورتر و منفعلتر. فیلم کیک محبوب من، در واقع با عنوانِ ظاهریِ فیلمِ توقیفشده(!) هرآنچه نظام اسلامی در داخل میخواست و کشورهای دیگر در خارج، همه را به اذهان تزریق کرد.
🍂 مطالباتی پیشپاافتاده و کودکمآبانه تحتِ عنوان اینکه "باز در گذشته (یعنی زمان پهلوی) آزادیهایی داشتیم، کاباره میرفتیم، میرقصیدیم، دلکته میپوشیدیم، استخر میرفتیم و غیره"... یا تقلیلدادن خیزش به سرگرمی کودکانهی دورهمی زنانه با کلیگوییهای خالهزنکی و بیمعنا، نهتنها هیچ ربطی به شعار" زن، زندگی، آزادی " ندارد، بلکه مانند " روشنکردن سیگاری"ست که پروپاگاندای خواهرزادهی فروید (برنایز) بعنوان روشن کردنِ مشعل آزادی (برای سودجویی کارخانهی سیگار) بهراه انداخت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻#پرستو_آزادیابد
🍂 فیلمی مبتذل با بازیهای بسیار بد، دیالوگهای آبکی و پیشپا-افتاده و کودکمآبانه، فیلمی جشنوارهپسند با شعارهای مستقیم، بدون آنکه درکی از هنر و آفرینش هنری داشتهباشد.
🍂 فیلمی که با آوردن لیست کاملی از عناوین غربپسند (ممنوعیت حجاب، شراب، جنگ، کاباره، گشت ارشاد، مصادره و غیره غیره) سهم خودش را از جوایز جهانی میطلبد، و از طرف دیگر، انرژی سیاسی آزادهشده در داخل کشور را، در مسیرهای یاس و خودکشی و ناامیدی، کانالیزه و سرکوب میکند.
🍂 زنی پیر و فرتوت که "مهین" نام دارد. مهینی که با جابجایی دو حرف، میتواند همان" میهن" باشد و مردی اخته، سرکوب شده (با نام نمادین "فرامرز" که در پایان میمیرد) که زمانی نیروی ارتش پهلوی بوده. بعد از انقلاب روانۀ جنگ شده و حالا ۲۰ سال است مسافرکشی میکند. آیا مهین یا میهن در این فیلم نشان چه بود؟ نشانِ "زن زندگی آزادی"؟! زنی که میخواست زنانگیاش را پس بگیرد؟ خب در این صورت با حرکتهای بیفکرانه و سبکسرانهاش که "مرد و آبادی" رو هم به باد داد!!! یا که نه، "مهین یا میهن" دقیقا نماد وطن بود. مهینی که ادعا میکرد ما از اونا نیستیم (یعنی از نظام)، اما نهایتا کار همان نظام رو انجام داد و باعث شد فرد بیگناهی بمیرد و شبانه چالش کند، بدون اینکه تقاص پس بدهد؛ یعنی میهن است که فرزندانِ خودش را میبلعد، نه نظام!
🍂 هیچ امر نو و بدیعی جز چسناله در فیلم به چشم نمیخورد. همهچیز در نهایتِ پوچی و رخوت میگذرد و همانطور هم با پوچی و رخوت و رکود و مرگ تمام میشود.
🍂 آیا نظام چیزی جز این میخواهد؟ جنبشی سرکوب شده، از ریخت افتاده، با مبتذلترین خواستهها...جنبشی به یاس تبدیل شده که زیر خروارها خاک برای همیشه دفن میشود. از نگاه من، این فیلم قابلیت درو کردن تمام جایزههای جشنوارههای وطنی را دارد، چون خدمت بیشتری به نظام کردهاست....
🍂" زن، زندگی، آزادی" اگر برای مردم ایران آب نداشت، برای سلبریتیهای فرهنگی-سیاسی نان داشت. اسکی رفتن روی خون جوانان مردم، با ساخت و نمایشِ فیلمهای مبتذل ، ترانهها و شعارهای دمدستی و آبکی، تقلیل دادن خواستههای زنان به آزادی های ظاهری، پوشیدن دکلته و رقصیدن و نهایتا دخیل بستن به جشنوارهها و جایزههای خارجی، تنها و تنها میتواند سهمخواهی از ثروت و شهرت باشد، نه اعتراضی آزادیطلبانه.
🍂 از طرفی هر چقدر این فیلمها و ترانهها مبتذلتر، بهشدت محافظهکارانهتر، یاسآورتر و منفعلتر. فیلم کیک محبوب من، در واقع با عنوانِ ظاهریِ فیلمِ توقیفشده(!) هرآنچه نظام اسلامی در داخل میخواست و کشورهای دیگر در خارج، همه را به اذهان تزریق کرد.
🍂 مطالباتی پیشپاافتاده و کودکمآبانه تحتِ عنوان اینکه "باز در گذشته (یعنی زمان پهلوی) آزادیهایی داشتیم، کاباره میرفتیم، میرقصیدیم، دلکته میپوشیدیم، استخر میرفتیم و غیره"... یا تقلیلدادن خیزش به سرگرمی کودکانهی دورهمی زنانه با کلیگوییهای خالهزنکی و بیمعنا، نهتنها هیچ ربطی به شعار" زن، زندگی، آزادی " ندارد، بلکه مانند " روشنکردن سیگاری"ست که پروپاگاندای خواهرزادهی فروید (برنایز) بعنوان روشن کردنِ مشعل آزادی (برای سودجویی کارخانهی سیگار) بهراه انداخت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فاجعهای بهنامِ «کیک محبوب من»
(۲/۲)
✍🏻#پرستو_آزادیابد
🍂 در نیاز به انقلاب فرهنگی و انقلاب و جنبش، «میل» وجود دارد نه «یاس». در دهۀ شصت اروپا و اوج آن مه ۶۸، افرادی مانند ژان لوک گدار در سینما ظهور کردند و هدفشان تغییر بنیادین فرهنگ و سیاست بود.
🍂 زمانی ژان لوک گدار گفتهبود:
کیک محبوب من و بسیاری از هنرهای اعتراضی دیگر فعلی، مرا یاد این جملۀ گدار میاندازد.
🍂 این که هنر که زمانی زبان اعتراض و تغییر بود، بدل به موضوعی برای کسب جایزه و شهرت شدهاست، واقعا چیز هولناک و چندشآوریست. "صنعتی فرهنگ"ی که با تحمیق تودهها در خدمت سیستمهاست. سینمای اعتراضی-سیاسی-انقلابی میشود گدار، آنتونیونی، روسلینی، اورسن ولز و پازولینی یا تقوی در داخل کشور...
🍂 از طرفی تماشای فیلم کیک محبوب من، مرا یاد رمان "تاریکی حسین ابکنار "انداخت و بسیار فیلمها و رمانهای سالهای اخیر، که از نگاه من، نهتنها دنبال آزادی نیستند، بلکه خودشان زیر سیطرهی بیچونوچرای اربابان دیگری هستند. اربابانی که با برگزاری جشنوارهها و جوایز و دادن اقامت به هنرمندان، مرزهای فکری و ریلبندیهای فرهنگی را کاملا جابه جا کردند تا در جهان، دیگر اثری مانند" آخرین روز ِیک اعدامی / ویکتور هوگو " خلق نشود تا باعث لغو حکم اعدام شود؛ چارلز دیکنزی ظهور نکند یا دن آرامِ میخائیل شولوخوف، یا داستانها و اشعار برتولت برشت یا اشعار آوانگارد مایاکوفسکی، یا نوشتههای شگفت و بینظیر باروز و هنری میلر.
🍂 از این به بعد، مساله "آروزهای برساخته و چگونگی به یاس کشیدن آنهاست". زدوبند سیاستمداران و هنرمندان با هم، فیلمها و هنرهایی که مروج "یاس و مرگ و خودکشی"اند، بدون آنکه نجاتی در کار باشد. تصویری که در آنها رهایی از ستم وجود ندارد و تنها چیز دستیافتنی و تنها راه نجات، مرگ است. جامعهای که بنایش بر استثمار ذاتی استوار است.
🍂 ابنجاست که باید بگویم، آفرینشگر محترم، شما به دنبال آزادی نیستید، بلکه برای رسیدن به سهمتان از شهرت و ثروت، خواهان سیطرهی بیچونوچرای یاس بر روان مردم هستید.
🍂 فیلم کیک محبوب من هیچ نکتهی درخشانی نداشت و من هنوز در شگفتم از چه زمانی ذائقهی هنری مردم تا این میزان سقوط کرد که از ترانههای سیاسی فرهاد و فریدون فروغی، به ترانههای بی سر و ته شروین رسیدیم و از پرویز کیمیاویها و شهید ثالثها و سینمای موج نو به سینمای فعلی....
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#پرستو_آزادیابد
🍂 در نیاز به انقلاب فرهنگی و انقلاب و جنبش، «میل» وجود دارد نه «یاس». در دهۀ شصت اروپا و اوج آن مه ۶۸، افرادی مانند ژان لوک گدار در سینما ظهور کردند و هدفشان تغییر بنیادین فرهنگ و سیاست بود.
🍂 زمانی ژان لوک گدار گفتهبود:
فیلمسازان بورژوا بر روی بازتابهای واقعیت فوکوس میکنند و گمان میکنند، خودِ واقعیت را شکار کردهاند.
کیک محبوب من و بسیاری از هنرهای اعتراضی دیگر فعلی، مرا یاد این جملۀ گدار میاندازد.
🍂 این که هنر که زمانی زبان اعتراض و تغییر بود، بدل به موضوعی برای کسب جایزه و شهرت شدهاست، واقعا چیز هولناک و چندشآوریست. "صنعتی فرهنگ"ی که با تحمیق تودهها در خدمت سیستمهاست. سینمای اعتراضی-سیاسی-انقلابی میشود گدار، آنتونیونی، روسلینی، اورسن ولز و پازولینی یا تقوی در داخل کشور...
🍂 از طرفی تماشای فیلم کیک محبوب من، مرا یاد رمان "تاریکی حسین ابکنار "انداخت و بسیار فیلمها و رمانهای سالهای اخیر، که از نگاه من، نهتنها دنبال آزادی نیستند، بلکه خودشان زیر سیطرهی بیچونوچرای اربابان دیگری هستند. اربابانی که با برگزاری جشنوارهها و جوایز و دادن اقامت به هنرمندان، مرزهای فکری و ریلبندیهای فرهنگی را کاملا جابه جا کردند تا در جهان، دیگر اثری مانند" آخرین روز ِیک اعدامی / ویکتور هوگو " خلق نشود تا باعث لغو حکم اعدام شود؛ چارلز دیکنزی ظهور نکند یا دن آرامِ میخائیل شولوخوف، یا داستانها و اشعار برتولت برشت یا اشعار آوانگارد مایاکوفسکی، یا نوشتههای شگفت و بینظیر باروز و هنری میلر.
🍂 از این به بعد، مساله "آروزهای برساخته و چگونگی به یاس کشیدن آنهاست". زدوبند سیاستمداران و هنرمندان با هم، فیلمها و هنرهایی که مروج "یاس و مرگ و خودکشی"اند، بدون آنکه نجاتی در کار باشد. تصویری که در آنها رهایی از ستم وجود ندارد و تنها چیز دستیافتنی و تنها راه نجات، مرگ است. جامعهای که بنایش بر استثمار ذاتی استوار است.
🍂 ابنجاست که باید بگویم، آفرینشگر محترم، شما به دنبال آزادی نیستید، بلکه برای رسیدن به سهمتان از شهرت و ثروت، خواهان سیطرهی بیچونوچرای یاس بر روان مردم هستید.
🍂 فیلم کیک محبوب من هیچ نکتهی درخشانی نداشت و من هنوز در شگفتم از چه زمانی ذائقهی هنری مردم تا این میزان سقوط کرد که از ترانههای سیاسی فرهاد و فریدون فروغی، به ترانههای بی سر و ته شروین رسیدیم و از پرویز کیمیاویها و شهید ثالثها و سینمای موج نو به سینمای فعلی....
.
#نقد_فیلم #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘آزادی دقیقا یعنی ولنگاری! ✍🏻 #آرمان_امیری 🍂 بحث دوگانه «آزادی» در برابر «ولنگاری»، یا نسخههای دیگری همچون «ابتذال و بیبند و باری و هرج و مرج» جدید نیست. شاید به قدمت پیدایش مفهوم آزادی این دوگانهسازی وجود داشتهاست. 🍂 در واقع، به نظر میرسد در طول…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درباره مرگ
@Naqdagin
🎧 دربارۀ مرگ و معنا (+)
🎙#محمد_تیموری (رواندرمانگر)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#محمد_تیموری (رواندرمانگر)
.
#زیستروان #فلسفیدن #روانکاوی #مرگاندیشی #مرگآگاهی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸نزاع طبقات جدید با حکومت فقیهان، نزاع بر سر «ارزشها»ست. تا زمانی که «زیستن آزادانه» بهمثابه ارزش بنیادین زندگی اجتماعی، مبنای سازماندهی نظم سیاسی قرار نگیرد، این نزاع به پایان نخواهد رسید.
🔸پرسش اساسی این است: اساسا شهروندی که بر پیکر خود حاکمیت ندارد، چگونه میتواند مدعی حاکمیت و مالکیت بر کشور باشد؟ ظهور حاکمیت ملی، از درون تثبیت «حاکمیت شهروندان بر پیکر خود» ممکن میگردد.
✍🏻 #مهدی_کاظمی زمهریر (استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @kazemizamharir
🔸پرسش اساسی این است: اساسا شهروندی که بر پیکر خود حاکمیت ندارد، چگونه میتواند مدعی حاکمیت و مالکیت بر کشور باشد؟ ظهور حاکمیت ملی، از درون تثبیت «حاکمیت شهروندان بر پیکر خود» ممکن میگردد.
✍🏻 #مهدی_کاظمی زمهریر (استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید)
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #زنان #آهو_دریایی #دختر_علوم_تحقیقات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @kazemizamharir
Telegram
نقدآگین
📘دربابِ تفاوت مهسا امینی و آهو دریایی
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۱/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 مهسا امینی در مظلومیت و غربت (هنگامی که مهمان پایتختِ ایران بود)، بعنوان عضوی از ایرانیترین اقوم که با تبعیضها و محرومیتهای جدی مواجهاند، بهخاطر پوشش کمی متفاوتش از مطلوبِ حاکمیت داعشی، در هنگام اسارت درون ونِ گشت ارشاد، و بدون امکان هیچ نوع دفاعی از خود، مورد ضربوشتم قرار گرفت، و در نتیجۀ ضربوشتم شدید و عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، بهقتل رسید.
🍂 در مواجهه با لحظۀ مهسا، وجهی از ناخودآگاه ملی ایرانیان مورد فراخوان قرار گرفت که در مواجهه با قصۀ حسین مورد فراخوان گرفتهبود تا مظلومیتِ ایرانیِ گرفتار اسلام را نمایندگی کند و ابزاری برای مبارزهای استقلالطلبانه از حاکمیت اعراب شود، که در ادامه، همین وجه توسط صفویه، به نوعی از آیین سوگِ مازوخیستی و غمپرستانه و مرگستایانه بدل شد.
🍂 همین فراخوان ناخودآگاه در جنبش مهسا هم باعث رخداد جنبشی ملی و تاریخی شد که در آن، خونهای بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان ریختند و چشمهای بسیاری را کور کردند و بسیاری را گرفتار زندان و شکنجه و تعرض کردند، تا اثبات کنند که مهسا امینی «بیماری زمینهای» داشته و درحالیکه دوربینهای ماموران گشت داعشی ارشاد بهشکل مرموز خاموش بودهاست، او با لطافت کامل به چنین تیرِ غیبی در جمجهاش دچار شدهاست!
🍂 در واقع، مهسا سوژگی خاصی در رقم زدن حوادث پس از خودش نداشت، بلکه این پیوند خوردنِ سوژگی انسان مدرن ایرانی با ناخودآگاهِ تاریخیِ مهربان و مظلومپرست او بود که لحظۀ تاریخی مهسا را رقم زد، که باعثِ شتابگرفتنِ تحولاتِ شگرفی در ساحت جامعه و افکار و نوع مواجهۀ ایرانیان با خودشان و حکومت و دیگریها و همبندانشان در «بزرگترین زندانِ سر باز جهان» شد.
🍂 آهوی دریایی امتداد و نقطۀ عطفی در سوژهشدن انسانِ ایرانی پس از مهساست، از جمله امتدادِ ویدا موحد و نیکا شاکرمی و زینب مولاییراد و مجیدرضا رهنورد و...، امتدادی که سطحی دیگر از شجاعت و ایستادن مقابل اشغالگری و توتالیتریسم اسلامی را رقم زدهاست. مواجهۀ دوگانۀ جامعه و روشنفکران و اپوزیسیون با حرکت او، که البته غلبه بر مواجهۀ همدلانه و ستایشگرایانه است، عمق و شجاعت ویژۀ او را نشان میدهد؛ شجاعتی که بیشک تکثیر خواهد شد و مرزهای حکومتِ وحشتِ موجود و استیلای ضدفرهنگِ بردۀ مملوک دیدنِ زنان را درمینوردد، و از همینروست که از وحشتشان، از همان آغاز کوشیدند با طرح انواع روایتهای کاذب و مهوع و مردسالارانه، عظمت حرکت او را ناچیز جلوه دهند و بلکه هرگونه آگاهی و سوژگی را از او دور سازند و بگویند عکس و تصویری از او مخابره نکنید، که او «ناموس کسیست! و صاحب و مالک اسبق او از این کار ناراضیست» و «دیوانه شده!» و «نامتعادل بودهاست!» و «بیماری زمینهای داشتهاست! (طلاق و...)». بخشی از اپوزیسیون، و یا سپاه سایبری در لباس اپوزیسیون، نیز که ذهنیتی عمیقا متحجر و نامعاصر داشتند، و دچار انواع حقارت وجودی و بیماریهای شخصیتی هستند، او را بسهولت «پرستو» و «عامل خود نظام» نامیدند، تا ماموریت خود را انجام دهند، یا «فاحشگی مغزی»شان را با حمله به زیباترین پرفورمنس اعتراضیِ این نیمقرن علیه تحجر اسلامی و نظام زنستیز و زنهراس و زندگیستیز آشکار کنند.
🍂 اما از همه جالبتر، برخورد برخی روشنفکران و فیلسوفان پر ادعا و خودشیفتۀ جامعه بود که رسانهها را به اشغال خود درآوردهاند، اما در این بزنگاه نیز وجه دیگر از عقبماندگی فرهنگی خود را آشکار کردند. یکی از آنها، تا همین لحظه حتی یک پست کوتاه دربارۀ این دختر دانشجو ننوشته است، اما یک پست را از یک مخاطب پر از تناقض فروارد کرده که ضمن ستایش حرکت این دختر و تاریخساز بودن آن (در خاتمه)، شکایت کرده که چرا عکس او را در گروه آن استاد گذاشتهاند که شوهر سابقش (بنا به روایتِ حکومتِ دروغسالار) ناراضیست و آیندۀ فرزندانش بهخاطر این عکس ممکن است بهخطر بیافتد(!):
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۱/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 مهسا امینی در مظلومیت و غربت (هنگامی که مهمان پایتختِ ایران بود)، بعنوان عضوی از ایرانیترین اقوم که با تبعیضها و محرومیتهای جدی مواجهاند، بهخاطر پوشش کمی متفاوتش از مطلوبِ حاکمیت داعشی، در هنگام اسارت درون ونِ گشت ارشاد، و بدون امکان هیچ نوع دفاعی از خود، مورد ضربوشتم قرار گرفت، و در نتیجۀ ضربوشتم شدید و عدم رسیدگی پزشکی بهموقع، بهقتل رسید.
🍂 در مواجهه با لحظۀ مهسا، وجهی از ناخودآگاه ملی ایرانیان مورد فراخوان قرار گرفت که در مواجهه با قصۀ حسین مورد فراخوان گرفتهبود تا مظلومیتِ ایرانیِ گرفتار اسلام را نمایندگی کند و ابزاری برای مبارزهای استقلالطلبانه از حاکمیت اعراب شود، که در ادامه، همین وجه توسط صفویه، به نوعی از آیین سوگِ مازوخیستی و غمپرستانه و مرگستایانه بدل شد.
🍂 همین فراخوان ناخودآگاه در جنبش مهسا هم باعث رخداد جنبشی ملی و تاریخی شد که در آن، خونهای بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان ریختند و چشمهای بسیاری را کور کردند و بسیاری را گرفتار زندان و شکنجه و تعرض کردند، تا اثبات کنند که مهسا امینی «بیماری زمینهای» داشته و درحالیکه دوربینهای ماموران گشت داعشی ارشاد بهشکل مرموز خاموش بودهاست، او با لطافت کامل به چنین تیرِ غیبی در جمجهاش دچار شدهاست!
🍂 در واقع، مهسا سوژگی خاصی در رقم زدن حوادث پس از خودش نداشت، بلکه این پیوند خوردنِ سوژگی انسان مدرن ایرانی با ناخودآگاهِ تاریخیِ مهربان و مظلومپرست او بود که لحظۀ تاریخی مهسا را رقم زد، که باعثِ شتابگرفتنِ تحولاتِ شگرفی در ساحت جامعه و افکار و نوع مواجهۀ ایرانیان با خودشان و حکومت و دیگریها و همبندانشان در «بزرگترین زندانِ سر باز جهان» شد.
🍂 آهوی دریایی امتداد و نقطۀ عطفی در سوژهشدن انسانِ ایرانی پس از مهساست، از جمله امتدادِ ویدا موحد و نیکا شاکرمی و زینب مولاییراد و مجیدرضا رهنورد و...، امتدادی که سطحی دیگر از شجاعت و ایستادن مقابل اشغالگری و توتالیتریسم اسلامی را رقم زدهاست. مواجهۀ دوگانۀ جامعه و روشنفکران و اپوزیسیون با حرکت او، که البته غلبه بر مواجهۀ همدلانه و ستایشگرایانه است، عمق و شجاعت ویژۀ او را نشان میدهد؛ شجاعتی که بیشک تکثیر خواهد شد و مرزهای حکومتِ وحشتِ موجود و استیلای ضدفرهنگِ بردۀ مملوک دیدنِ زنان را درمینوردد، و از همینروست که از وحشتشان، از همان آغاز کوشیدند با طرح انواع روایتهای کاذب و مهوع و مردسالارانه، عظمت حرکت او را ناچیز جلوه دهند و بلکه هرگونه آگاهی و سوژگی را از او دور سازند و بگویند عکس و تصویری از او مخابره نکنید، که او «ناموس کسیست! و صاحب و مالک اسبق او از این کار ناراضیست» و «دیوانه شده!» و «نامتعادل بودهاست!» و «بیماری زمینهای داشتهاست! (طلاق و...)». بخشی از اپوزیسیون، و یا سپاه سایبری در لباس اپوزیسیون، نیز که ذهنیتی عمیقا متحجر و نامعاصر داشتند، و دچار انواع حقارت وجودی و بیماریهای شخصیتی هستند، او را بسهولت «پرستو» و «عامل خود نظام» نامیدند، تا ماموریت خود را انجام دهند، یا «فاحشگی مغزی»شان را با حمله به زیباترین پرفورمنس اعتراضیِ این نیمقرن علیه تحجر اسلامی و نظام زنستیز و زنهراس و زندگیستیز آشکار کنند.
🍂 اما از همه جالبتر، برخورد برخی روشنفکران و فیلسوفان پر ادعا و خودشیفتۀ جامعه بود که رسانهها را به اشغال خود درآوردهاند، اما در این بزنگاه نیز وجه دیگر از عقبماندگی فرهنگی خود را آشکار کردند. یکی از آنها، تا همین لحظه حتی یک پست کوتاه دربارۀ این دختر دانشجو ننوشته است، اما یک پست را از یک مخاطب پر از تناقض فروارد کرده که ضمن ستایش حرکت این دختر و تاریخساز بودن آن (در خاتمه)، شکایت کرده که چرا عکس او را در گروه آن استاد گذاشتهاند که شوهر سابقش (بنا به روایتِ حکومتِ دروغسالار) ناراضیست و آیندۀ فرزندانش بهخاطر این عکس ممکن است بهخطر بیافتد(!):
همین قدر میدانم که انتشار تصاویر و فیلم مربوط به آن در رسانه ها و از جمله در گروه جدید شما ، از برخی جهات شاید اخلاقی و انسانی نباشد حتی اگر شوهرش گریه کنان از مردم استدعا نمیکرد که برای آینده دو فرزندشان از نشر این تصاویر خودداری کنند.
لذا صرفاً جهت اطلاع شما تصمیم گرفتم لینک مربوط به بارگذاری تصویر و نیز مطلب نگاشته شده در ذیل آن که از جهاتی قابل نقد جدی نیز هستند را برای شما ارسال کنم که حسب صلاحدید خودتان عمل کنید... با پوزش فراوان
حرکت این دختر شجاع ایران ، نقطه عطفی در مبارزات جنبش زن ، زندگی ، آزادی خواهد شد ، جنبش مترقی که هر روز به گونه ای خاص و مدرن زنده بودن خود را به نمایش میگذارد ….🟢 اوج انفجار یک زن ، که ایران و جهان را تکان داد…❤️🤍💚🌹🕊
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دربابِ تفاوت مهسا امینی و آهو دریایی
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۲/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 یعنی حرکتی که یک زن شجاع تحصیلکرده با آگاهی کامل انجام داده (و حتی اسم آن در هیچ جای جهان غربی نیز «اعتراضِ برهنه» (که نوعی اعتراض رایج است) نیست) و جهان را از این حجم از تعرض و خشونت و تحقیر زنان، آن هم در دانشگاه، آگاه کرده، موضوعِ شرم است و نه افتخار؟! یا بدن زن مملوک شوهر سابق و بعدیاش است، یا موضوع شرم که باید فرزندان یک مادر از آن شرم کنند؟! یا باید از این ترسید و هشدار داد که مبادا هزار و یک بلا در تیمارستان و بازداشتگاه بر سر او آورند بهخاطر سکوت و بیتفاوتی روشنفکران و جامعه؟ و با نقد این واکنش خام و زنستیزانه و متناقض، نسبت به این موضوع هشدار دهد این استاد دانشگاه و فیلسوفِ جامعۀ ما؟ فرق جامعۀ عقبافتاده و جامعۀ مدرن دقیقا در همین واکنش نخبگان است که آشکار میشود؛ تصور کنید اسلاوی ژیژک یا چامسکی یا آلن بدیو و سارتر، چنین متن مهوع و متناقضی که مطلوب دستگاه سرکوبِ زنستیز است، و در جهت تحقیر و تخفیف شجاعت و عملی آگاهانه و تاریخساز، در جهتِ جلوگیری از تکثیر آن و شجاعت تابنده از کنش او در جامعه، بازنشر میکرد! واقعا چنین امکانی را در ذهن خود متصورید؟ این دقیقا از عوامل درجا زدن جامعۀ ما در غار طالبانیسم است، یعنی روشنفکریای که با روح روشنفکر جهانی هزاران سالِ نوری فاصله دارد و به این فاصله و بلکه وارونهرویِ خود نیز خودآگاه نیست.
🍂 فیلسوف هایدگریِ ما اما، بهشکل رگباری و مکرر از غزه و کودکانش و مظلومیت فلسطینیها، از حقوق بشر پلشت غربی، از یک فاشیست حزباللهی، بهنام سعید زیبا کلام، پست فروارد کرده، اما از این دانشجوی آزاده، یعنی از عضوی برجسته از جمعیتی که مکرر و بهشکلی هیجانی «فرزندان واقعیِ خود» مینامید، هیچ نگفتهاست. آن زمان که از دانشگاه اخراج شد، با تمام اختلافهای جدی، از سوی دانشجویان و اهالی قلم و فرهنگ حمایت کامل و بدون چونوچرا شد، اما حال که نوبت دانشجویی دختر در چنین وضعیت حادی شده، کمترین سخن صریحی گفته نمیشود تا از شهرت و نفوذ خود در حمایت از این دختر شجاع، اندکی استفاده کند و قدردانیای عملی از حمایت دانشجویان و اهالی فرهنگ از خود نشان دهد.
🍂 البته این وضعیت محدود به فیلسوفِ ترازِ جمهوری اسلامی و جبهۀ مقاومت نیست، و برخی دیگر از افراد مشهور دانشگاهی و روشنفکران نیز کمترین واکنش مستقیم و درخوری به این موضوع نشان ندادهاند، تا لااقل اندکی از خطراتِ محتمل برای این دختر دانشجو و آزاده بکاهند، تحلیل و تبیینِ عظمتِ تاریخیِ کار او بهکنار؛ از جمله، کسانی که برای قطع یک میکروفن، صدایشان را بالا بردند و اقدام به پرتابِ میکروفن جلوی چشم میلیونها شهروند کردند، حال در سکوتی قابل توجهاند، گویا تعرض آشکار به یک دختر دانشجو و ایستادگی شجاعانۀ او و آزادی و حقوق و امنیتِ او، ارزش چندانی برای پرداختن ندارد، و نباید فراتر از موقعیت و مقامِ دانشگاهی خود، یا حق صحبت در یک برنامۀ سیاسی، صدای خود را بلند کرد که از سلامت و آزادی یک دانشجو که هیچ جرم و خلافی نکرده، حمایتی انسانی کرد؛ برخی دیگر نیز پرداختن به موضوعات غیرمرتبط با رشتۀ تخصصیشان، برایشان جذابتر و مهمتر است تا اسطورههای زنستیزِ اسلامی که اکنون در حال مکیدنِ جان، و فسردن و خوردنِ روح نیمی از جامعهاند تا حدی که از زن بودن یا ایرانیبودن متنفر شدهاند، و در نوع مواجههشان مشخص است که آسیب و اهمیتِ کمتری در ایندست موضوعات اجتماعی میبینند، در مقایسه با اسطورههایی که محتملا در حکومت بعدی موضوع خطری خواهند شد؛ نتیجتا در این بزنگاهها، موضوعِ امروزِ جامعۀ ایران و یک پدیدۀ تاریخساز در جنبش زنان را در اپوخه قرار دادهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنشگر (عصیانگر) در فرهنگِ نرینهسالارِ مظلومپرست
(۲/۲)
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 یعنی حرکتی که یک زن شجاع تحصیلکرده با آگاهی کامل انجام داده (و حتی اسم آن در هیچ جای جهان غربی نیز «اعتراضِ برهنه» (که نوعی اعتراض رایج است) نیست) و جهان را از این حجم از تعرض و خشونت و تحقیر زنان، آن هم در دانشگاه، آگاه کرده، موضوعِ شرم است و نه افتخار؟! یا بدن زن مملوک شوهر سابق و بعدیاش است، یا موضوع شرم که باید فرزندان یک مادر از آن شرم کنند؟! یا باید از این ترسید و هشدار داد که مبادا هزار و یک بلا در تیمارستان و بازداشتگاه بر سر او آورند بهخاطر سکوت و بیتفاوتی روشنفکران و جامعه؟ و با نقد این واکنش خام و زنستیزانه و متناقض، نسبت به این موضوع هشدار دهد این استاد دانشگاه و فیلسوفِ جامعۀ ما؟ فرق جامعۀ عقبافتاده و جامعۀ مدرن دقیقا در همین واکنش نخبگان است که آشکار میشود؛ تصور کنید اسلاوی ژیژک یا چامسکی یا آلن بدیو و سارتر، چنین متن مهوع و متناقضی که مطلوب دستگاه سرکوبِ زنستیز است، و در جهت تحقیر و تخفیف شجاعت و عملی آگاهانه و تاریخساز، در جهتِ جلوگیری از تکثیر آن و شجاعت تابنده از کنش او در جامعه، بازنشر میکرد! واقعا چنین امکانی را در ذهن خود متصورید؟ این دقیقا از عوامل درجا زدن جامعۀ ما در غار طالبانیسم است، یعنی روشنفکریای که با روح روشنفکر جهانی هزاران سالِ نوری فاصله دارد و به این فاصله و بلکه وارونهرویِ خود نیز خودآگاه نیست.
🍂 فیلسوف هایدگریِ ما اما، بهشکل رگباری و مکرر از غزه و کودکانش و مظلومیت فلسطینیها، از حقوق بشر پلشت غربی، از یک فاشیست حزباللهی، بهنام سعید زیبا کلام، پست فروارد کرده، اما از این دانشجوی آزاده، یعنی از عضوی برجسته از جمعیتی که مکرر و بهشکلی هیجانی «فرزندان واقعیِ خود» مینامید، هیچ نگفتهاست. آن زمان که از دانشگاه اخراج شد، با تمام اختلافهای جدی، از سوی دانشجویان و اهالی قلم و فرهنگ حمایت کامل و بدون چونوچرا شد، اما حال که نوبت دانشجویی دختر در چنین وضعیت حادی شده، کمترین سخن صریحی گفته نمیشود تا از شهرت و نفوذ خود در حمایت از این دختر شجاع، اندکی استفاده کند و قدردانیای عملی از حمایت دانشجویان و اهالی فرهنگ از خود نشان دهد.
🍂 البته این وضعیت محدود به فیلسوفِ ترازِ جمهوری اسلامی و جبهۀ مقاومت نیست، و برخی دیگر از افراد مشهور دانشگاهی و روشنفکران نیز کمترین واکنش مستقیم و درخوری به این موضوع نشان ندادهاند، تا لااقل اندکی از خطراتِ محتمل برای این دختر دانشجو و آزاده بکاهند، تحلیل و تبیینِ عظمتِ تاریخیِ کار او بهکنار؛ از جمله، کسانی که برای قطع یک میکروفن، صدایشان را بالا بردند و اقدام به پرتابِ میکروفن جلوی چشم میلیونها شهروند کردند، حال در سکوتی قابل توجهاند، گویا تعرض آشکار به یک دختر دانشجو و ایستادگی شجاعانۀ او و آزادی و حقوق و امنیتِ او، ارزش چندانی برای پرداختن ندارد، و نباید فراتر از موقعیت و مقامِ دانشگاهی خود، یا حق صحبت در یک برنامۀ سیاسی، صدای خود را بلند کرد که از سلامت و آزادی یک دانشجو که هیچ جرم و خلافی نکرده، حمایتی انسانی کرد؛ برخی دیگر نیز پرداختن به موضوعات غیرمرتبط با رشتۀ تخصصیشان، برایشان جذابتر و مهمتر است تا اسطورههای زنستیزِ اسلامی که اکنون در حال مکیدنِ جان، و فسردن و خوردنِ روح نیمی از جامعهاند تا حدی که از زن بودن یا ایرانیبودن متنفر شدهاند، و در نوع مواجههشان مشخص است که آسیب و اهمیتِ کمتری در ایندست موضوعات اجتماعی میبینند، در مقایسه با اسطورههایی که محتملا در حکومت بعدی موضوع خطری خواهند شد؛ نتیجتا در این بزنگاهها، موضوعِ امروزِ جامعۀ ایران و یک پدیدۀ تاریخساز در جنبش زنان را در اپوخه قرار دادهاند.
.
#نقد_روشنفکران #زنان #ایران #آهو_دریایی #حجاب_بیحجاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دستاوردهای جنبش زن، زندگی،آزادی
✍🏻 #محمدرضا_عین
موارد فوق، تنها برخی نظرات، سوالات و ابهاماتیست که ذهن بسیاری از ما را درگیر کردهاست. مخصوصا آنکه نه بویی از تغییر معنادار از آمدن فرشتهوار پزشکیان پس از دیو رئیسی-جلیلی به مشام میرسد، و نه اقتصاد این مرزوبوم کمی رونق میگیرد. از هر دو ناامیدکنندهتر شاید، بودن در آستانهی جنگی است که گویی برخی نیروهای اجتماعی را به هرچه نزدیک شدن به حاکمیت برای بقا نزدیک میکند.
🍂 در چنین شرایطی، خواندن یک پست که مثلا بخواهد از جنبش ز.ز.آ دفاع کند نیز حوصله میخواهد و گویی چنین محتوایی اصلا محلی از اعراب ندارد چون اصلا آن جنبش مُرد و تمام شد.
🍂 اما گهگاه حادثهای چون #دختر_علوم_تحقیقات اتفاقا به خوبی نشان میدهد که چگونه یک جنبش زنده است.
🔻پیش از هر چیز به گمانم بد نیست مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت و اینکه چطور جنبش ز.ز.آ شکل گرفت.
🟥 مروری بر جنبش زن، زندگی، آزادی
۱. ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی
جنبش زن-زندگی-آزادی مترادفی عینیوار به نام جنبش مهسا امینی نیز دارد. واقعهای که خون بسیاری از ایرانیان را به علت سرکوب زنان به وسیلهی قانونی دینی-اسلامی (در مرحلهی پیشاقانونی و شرعی) به جوش آورد ...
🌐مطالعۀ ادامۀ متن (تلگراف)
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمدرضا_عین
«ما در جنبش زن-زندگی-آزادی (ز.ز.آ) گول خوردیم»، «جنبش ز.ز.آ بیش از فایده به ما ضرر رساند»، «دستاوردهای جنبش ز.ز.آ چه بود؟» و «آیا محدودیتها، نارضایتی اقتصادی، ناامیدی از اصلاح و تغییر نظام، شکست جنبش ز.ز.آ را کلید نمیزند؟»
موارد فوق، تنها برخی نظرات، سوالات و ابهاماتیست که ذهن بسیاری از ما را درگیر کردهاست. مخصوصا آنکه نه بویی از تغییر معنادار از آمدن فرشتهوار پزشکیان پس از دیو رئیسی-جلیلی به مشام میرسد، و نه اقتصاد این مرزوبوم کمی رونق میگیرد. از هر دو ناامیدکنندهتر شاید، بودن در آستانهی جنگی است که گویی برخی نیروهای اجتماعی را به هرچه نزدیک شدن به حاکمیت برای بقا نزدیک میکند.
🍂 در چنین شرایطی، خواندن یک پست که مثلا بخواهد از جنبش ز.ز.آ دفاع کند نیز حوصله میخواهد و گویی چنین محتوایی اصلا محلی از اعراب ندارد چون اصلا آن جنبش مُرد و تمام شد.
🍂 اما گهگاه حادثهای چون #دختر_علوم_تحقیقات اتفاقا به خوبی نشان میدهد که چگونه یک جنبش زنده است.
🔻پیش از هر چیز به گمانم بد نیست مروری داشته باشیم بر آنچه گذشت و اینکه چطور جنبش ز.ز.آ شکل گرفت.
🟥 مروری بر جنبش زن، زندگی، آزادی
۱. ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی
جنبش زن-زندگی-آزادی مترادفی عینیوار به نام جنبش مهسا امینی نیز دارد. واقعهای که خون بسیاری از ایرانیان را به علت سرکوب زنان به وسیلهی قانونی دینی-اسلامی (در مرحلهی پیشاقانونی و شرعی) به جوش آورد ...
🌐مطالعۀ ادامۀ متن (تلگراف)
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۴۰۰ واژه
.
#سیاست #جامعه #زنان #اپوزیشنقد #استمرارطالبان#آهو_دریایی #اصلاحطلبان #اپوزیسیون #مهسا_امینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from Farsi VOA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد»
@FarsiVOA
@FarsiVOA
Farsi VOA
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد» @FarsiVOA
🍂 درود به شعور و شرفِ بازنشستگانِ کرمانشاه که در کنارِ طرح مطالباتِ بحقشان، از بخشی از روشنفکران و اساتید مدعی علوم انسانی، بسی جسورتر و صریحتر درخواستی انسانی را مطالبه کردند و درکی عمیقتر از پیوستگی مطالبات ملی بروز دادهاند و تجمعشان را بدل به یک امر چندوجهی و ملی کردند: مطالبۀ مکرر و موکدِ «آزادی یک زن دانشجو: آهو دریایی»، «ضدیت با جنگ و جنگافروزان و جنگطلبان و جنگشعاران» و «خواست یک زندگی نرمال و مرفه»:
https://t.me/farsivoa/194480
🍂 دستهای که برای پزشکیان با آه و گریه و سوءاستفاده از ایرانگرایی و ترساندن از جنگ و طالبانیسم و...، رای جمع کردند، بیشتر از همه مسئول وضعیت امروزِ آهو دریایی و امثال او و حرکت ایران به سمت جنگ هستند (چرا که از وعدههای پزشکیان این بود که بساط گشت ارشاد را جمع میکند و جلوی جنگطلبان و تحریمطلبان میایستد، اما در دانشگاه نیز دختران و زنان ما امنیت ندارند و کشور نیز هر لحظه به جنگی ویرانگر نزدیکتر میشود)، اما این کسان و مصلحان و ایرانگرایانِ سر انتخاباتی، بیتفاوت و در سکوت به فجایع حاصل از دروغگویی و بیعملی پزشکیان مینگرند، بدون واکنشی درخور به فجایعی که خلفوعدۀ پزشکیان بهبار آوردهاست و خواهد آورد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
https://t.me/farsivoa/194480
🍂 دستهای که برای پزشکیان با آه و گریه و سوءاستفاده از ایرانگرایی و ترساندن از جنگ و طالبانیسم و...، رای جمع کردند، بیشتر از همه مسئول وضعیت امروزِ آهو دریایی و امثال او و حرکت ایران به سمت جنگ هستند (چرا که از وعدههای پزشکیان این بود که بساط گشت ارشاد را جمع میکند و جلوی جنگطلبان و تحریمطلبان میایستد، اما در دانشگاه نیز دختران و زنان ما امنیت ندارند و کشور نیز هر لحظه به جنگی ویرانگر نزدیکتر میشود)، اما این کسان و مصلحان و ایرانگرایانِ سر انتخاباتی، بیتفاوت و در سکوت به فجایع حاصل از دروغگویی و بیعملی پزشکیان مینگرند، بدون واکنشی درخور به فجایعی که خلفوعدۀ پزشکیان بهبار آوردهاست و خواهد آورد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
Farsi VOA
بازنشستگان در کرمانشاه خواستار آزادی آهو دریایی، مشهور به #دختر_علوم_تحقیقات، شدند: «آهوی دریایی آزاد باید گردد»
@FarsiVOA
@FarsiVOA