نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘دجال در کریسمس؛ رأفت برای دوربین، زندان برای نوکیش
— حکومت ولایی: عاشقِ «جسد - سرباز»سازی از اکثریت و اقلیت‌ها
(۲/۲)
✍🏻 #مازیار_اصپهانی

🔺اما پارادوکسِ مهوع اینجاست: این شهروندِ «نجس» که حقِ درس خواندن و نان خوردن ندارد، وقتی نوبت به «سربازی» و گوشتِ دمِ توپ شدن می‌رسد، ناگهان تبدیل به شهروندِ دارای وظیفه می‌شود! نظام به جسدِ او نیاز دارد، اما از زنده‌ی او وحشت دارد.

۳. اهل سنت؛ «جمعه‌های خونین» زیر سایه‌ی تبعیض

🍂 تبعیض تنها دامن غیرمسلمانان را نگرفته؛ میلیون‌ها ایرانیِ کُرد، بلوچ و ترکمنِ اهل سنت نیز با وجود اشتراک در دین و قبله، از دایره‌ی قدرت حذف شده‌اند.

▪️حذف سیستماتیک: در ۴۷ سال گذشته، حتی یک وزیر یا استاندار (حتی در استان‌های سنی‌نشین) از میان نخبگان اهل سنت انتخاب نشده است.

▪️تحقیر مذهبی: ساخت مسجد برای آنان در پایتخت (ام‌القرای جهان اسلام!) امنیتی‌ترین پرونده است.

▪️پاسخ گلوله: کافیست به «جمعه خونین زاهدان» نگاه کنید؛ جایی که پاسخِ مردمی که سجاده پهن کرده بودند، رگبارِ دوشکا و تک‌تیرانداز بود. در منطقِ ولایی، سُنیِ خوب، سُنیِ ساکت یا سُنیِ کشته‌شده در راهِ اهدافِ شیعه‌ی دوازده‌امامی است.

۴. جهانِ آزاد کجا، خلافتِ شیعی کجا؟

🔻عمقِ این فاجعه زمانی عریان می‌شود که وضعیتِ اقلیت‌ها در ایران را با همان غربِ به اصطلاح «کافر» مقایسه کنیم:

🗽لندن: صادق خان (مسلمان پاکستانی‌تبار) شهردار پایتخت انگلستان می‌شود.

🗽بریتانیا: ریشی سوناک (هندو مذهب) به نخست‌وزیری می‌رسد.

🗽آمریکا: باراک اوباما و کامالا هریس (از اقلیت‌های نژادی) به کاخ سفید می‌رسند.

🔺طنز تلخ ماجرا اینجاست که مبلغان و لابی‌گرانِ همین نظام (امثالِ نایاک و وابستگانِ حکومتی) در غرب، با استفاده از همین قوانینِ سکولار و آزادی بیان، برای جمهوری اسلامی تبلیغ می‌کنند و در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا کرسی می‌گیرند! یعنی آنها از "نعمتِ دموکراسی" در غرب تغذیه می‌کنند تا "نکبتِ استبداد دینی" را در ایران سرپا نگه دارند.

🔺در بلاد کفر و شرک، «شایستگی و آزادی» اصلِ اساسی است، اما در قانون اساسیِ آپارتایدِ ولایی (اصل ۱۱۵)، رئیس‌جمهور حتماً و لزوماً باید «شیعه دوازده‌امامی» باشد. در این ساختارِ پوسیده، حتی عضویتِ «سپنتا نیکنام» زرتشتی در شورای شهر یزد هم تحمل نمی‌شود و با حکمِ فقهی - اسلامی تعلیق می‌گردد!

تحلیل نهایی: قبرستانی به وسعتِ ایران


🍂 باید فراتر رفت و اعتراف کرد که این آپارتاید، تنها گریبان‌گیر مسیحیان، بهاییان و اهل‌سنت نیست. ما با یک «نسل‌کشیِ هویتی» روبرو هستیم. در حکومتی که معیارِ «انسان بودن» و برخورداری از حقوق اولیه، نه تخصص است، نه شرافت و نه ایرانی بودن، بلکه «التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه» است، اکثریتِ قاطعِ ملت ایران «مُرده» فرض شده‌اند.

🔻وقتی سدِ بتنیِ «گزینش» بر پایه تفتیش عقاید بنا شده، عملاً میلیون‌ها ایرانیِ متخصص، ملی‌گرا، سکولار، آتئیست و حتی دین‌دارانی که قرائتِ داعشیِ حکومت را قبول ندارند، از حق حیات اجتماعی ساقط می‌شوند. جامعه ایران عملاً به دو طبقه تقسیم شده است:

▪️اقلیتِ حاکم (اربابان)
: کاسبانِ تحریم و مذهب که با رانتِ «وفاداری و ریاکاری»، تمام مناصبِ قدرت و ثروت را غارت کرده‌اند؛ در «سیم‌کارت‌ِسفیدگیت» بخشی از این توحشِ رانت و همدستی در سرکوبِ اکثریت، بیرون زد.

▪️اکثریتِ محکوم (رعایا): توده‌ی مردمی که در وطنِ اجدادی خود «غریبه» و «مستأجر» محسوب می‌شوند. آن‌ها حق انتخاب شدن ندارند و تنها زمانی توسط سیستم «دیده» می‌شوند که قرار باشد هزینه‌ی بقای اقلیتِ حاکم را با مالیات، سربازی، بردگیِ کاری یا خونِ خود بپردازند.

🔺جمهوری اسلامی، ایران را به قبرستانی از استعدادهای زنده‌به‌گور شده تبدیل کرده است؛ جایی که شرطِ بقا، «کشتنِ خودِ واقعی» و زدنِ «ماسکِ نفاق» است. در این لجن‌زار، فرقی نمی‌کند ارمنی باشی یا شیعه؛ اگر «بنده‌ی قدرت» نباشی و بر دستِ خلیفه بوسه نزنی، سهمت یا گلوله است، یا انزوا، یا انتخابِ تبعید و غربتِ دائمی.

📕دیۀ ایرانیانِ غیرمسلمان «صفر» است!
📕جمهوری اسلامی؛ آپارتاید قانونی در برابر تبعیض عملی در اسرائیل
📕چرا به ج.ا «رژیمِ آپارتاید» نمی‌گویید؟
📕نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر

.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾@Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 جنگ قدرت یا تقوا؟ فتوحات صدر اسلام چه بود؟ آیا واقعاً شواهدی از اسلام اولیه وجود دارد؟ (+) 🔸این برنامه گفتگو محور دکتر #فریبرز_داودی، با حضور دکتر #محسن_بنایی، ادامه سلسله بحث‌ها در مورد رویکرد بازنگرانه و دانشگاهی به تاریخ صدر اسلام است. پاسخ به منتقدان…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 «جهانی‌شدن» در نظرِ اوباشِ پوچ‌گرا
— سیاست عرصۀ رجزخوان‌ها، مداحان و وراج‌های خرافاتی (آخوندها) نیست

🔸بعد، امثال بیژن عبدالکریمی هم می‌پرسند، چرا آمریکا به ما (پس از پایانِ ضرب‌الاجل ۶۰ روزه و تهدید پیشینی در نامۀ ترامپ) حمله کرد؟ کدام حکومت دنیا غیر از ولایت‌فقیه، حتی حکومت طالبان‌های غارنشین یا جولانیِ داعشی یا بشار اسد، وقتی در تامینِ معیشتِ اکثریتِ ملتِ خود در-مانده، برای قدرت‌های منطقه و دنیا، و حتی همسایگانِ هم‌دینِ خود، شاخ و شانه‌های آخرالزمانی می‌کشد؟ و روزانه دربارۀ نابود کردنِ آن‌ها سخنرانی و شعر و رجز و شعار تولید می‌کند؟! و همزمان که متحدش، مثل ولادیمیر پوتین، آن کشور را گرفتار ایدئولوژی جنون‌آمیز، و دروغگو و غیرقابل اعتماد می‌داند، از فتوایِ رهبرش برای استفادۀ صلح‌آمیز هسته‌ای، به‌عنوان «حجت و دلیل» یاد می‌کند، و از شرم در خودفریبی و گاو فرضِ کردن دنیا آب نمی‌شود؟

📕«مسیح» در تهران، «دیوانه» در واشنگتن
— پوتین، ماکیاولی و پارادوکسِ «دیوانه‌های به‌دردخور»
📚خلاصهٔ فشردهٔ سه سند محرمانه از گفت و گوی پوتین و بوش دربارهٔ ایران

.


#سم_هفته #حکومت_اسلامی



🌾@Naqdagin
نقدآگین pinned «🎧 «آزمونِ [یهودیِ] نبوتِ محمد» در ترازوی نواندیشان دینی — نواندیشی دینی چگونه با شکستِ اخلاقی - علمی محمد مواجه می‌شود؟ 🔸در اپیزود هشتاد و ششم از پادکستِ #نقدآگین‌گپ، به واکاویِ عمیقِ بخشی از گفتگویِ یک منتقدِ دین با یکی از نواندیشان دینی پیرامون پادکستِ…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘گذار از ستم جنسیتی به رهایی ملی
— چرا جنبش مهسا، انقلابِ فمینیستی - ایران‌گرایانه بود؟
(۱/۲)
✍🏻 #سعید_جیم

🔻کانال زنان فیروزه‌ای

خیزش ملی یا «انقلاب زنانه»؛ مسئله این است

از نخستین روزهای پس از جان‌باختن جاویدنام مهسا امینی و آغاز خیزش ملی ایران در سال ۲۵۸۱، وابستگان آشکار و پنهان جمهوری اسلامی کوشیدند این جنبش سراسری و نظام‌برانداز را به مطالبات جنسیتی — به‌ویژه شعار «نه به پوشش اجباری» — تقلیل دهند. این فروکاستنِ آگاهانه، با نادیده گرفتن نیمی از جامعه (مردان) که خود از اصلی‌ترین قربانیان نظام هستند، زمینه‌ی دلسردی را فراهم آورد و در نهایت، هم‌سو با سرکوب گسترده، به فروکش کردن شعله‌ی اعتراضات انجامید.

بخشی از سخنرانی دکتر دانیال جعفری، پرزیدنت سازمان لیبرتی
در همایش «نقش زنان در انقلاب ملی ایران»


1️⃣ احتمالا شما نیز از این دست دوگانه‌سازی‌های کاذب را دیده‌اید که برخی از افراد، «ملی‌گرایی» و «انقلاب و براندازی» را در تضاد با «مطالبه‌گریِ حقوق زنان» جلوه می‌دهند. نیت‌شان نیز این است که بگویند مبارزانِ حقوق نیمی از جامعه، آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین اصلاح‌طلبان بازی می‌کنند و مانع از پیشبرد انقلابِ مدعیانِ «نفوذ حداکثری» می‌شوند، و نیروی اجتماعی را به امری حاشیه‌ای/غیراصلی انحراف می‌دهند.

🔺این نقد شاید در مواجهه با برخی جریان‌های تجزیه‌طلب قابل فهم و تصدیق باشد؛ چرا که شاهدیم مروجانِ گفتمانِ ضدبراندازی، اغلب از میانِ همین محافل برمی‌خیزند. چهره‌هایی چون صادق زیباکلام، مسعود پزشکیان و جواد میری (سوای سیم‌کارت سفیدها) نمونه‌هایی هستند که در نقد وضع موجود سخن می‌گویند، اما به هنگام لزومِ تغییر سیاسی، پشتِ امثالِ «حاج قاسم» یا مفاهیمی چون «فقدان جایگزین» پناه می‌گیرند. این افراد در دمیدن بر شیپورِ تضادهای قومیتی متحدند و هم‌صدا مدعی‌اند که ایران بدون ج.ا، تجزیه خواهد شد.

🔺اما در حوزۀ آزادی زنان، نمی‌توان چنین برچسب‌هایی را به فعالان چسباند. هرگز دیده نشده که یک فعال جدی حقوق زنان که برای باور خود هزینه داده، بگوید: «اگر جمهوری اسلامی برود، حقوق زنان ویران می‌شود؛ یا نظام خانواده نابود می‌شود؛ یا فحشا و فساد ایران را برمی‌دارد؛ یا جوانان ازدواج نخواهند کرد». برعکس، هرچه زنان آزادتر و برابرتر شوند، پی‌های نظام پدرسالار دینی سست‌تر می‌شود. مفهوم «ولایت بر صغار» که بن‌مایۀ ولایت‌فقیه است، با استقلال زن پوچ می‌گردد و معنای حکومت دینی در ذهن تودۀ مذهبی فرو می‌پاشد.

🔺بیهوده نیست که نظام ولایی، هزینه‌های گزافی را در مجلس و رسانه صرف طرح‌های «عفاف و حجاب» می‌کند. وقتی بدن زن، آزاد شود و رن به «سوژه‌ای مستقل و خودبنیاد» تبدیل شود، کل ساختار خانواده و جامعه دگرگون شده و انسان‌هایی حق‌مدارتر پرورش می‌یابند. ریشۀ دستگاه سرکوب نظام، در ستم بر زن نهفته است.

🔺بی‌تردید یک وجه بارز جنبش مهسا، علاوه بر تجلی «روح یگانۀ ملی‌‌ ایرانیان» در نقاط مختلفِ این سرزمین، ماهیتِ عمیقا «فمینیستی» آن بود که بسیاری از چهره‌های مطرح سیاست و اندیشه دنیا را نیز به تحسین و اعجاب و تعظیم واداشت؛ به این معنا که حقوق زنان به وجدان جمعی ایرانیان (اعم از زن و مرد) بدل شد. مردم دریافتند که باید یک رکن مهم سرکوب نظام نرینه‌سالار اسلامی را در هم بشکنند. حضور جسورانۀ دختران در این جنبش با هیچ دوره‌ای قابل قیاس نبود و مردان نیز با همین شورِ عدالت‌خواهی همراه شدند.

🔺بعلاوه موضوع اولیه‌ و محوری جنبش، اساسا همین «پوشش اختیاری و حق‌ زن بر بدن خود» بود، که از قتلِ مهسا امینی شروع شد. کافی بود در همان روزهای نخست گشت‌های ارشاد بطور کامل برچیده شود، و با قاتلان با اشد مجازات برخورد شود، تا جنبش موقتا فروکش کند، اما با انکار و سرکوبِ وحشیانه‌تر، عملا شعلۀ این جنبش فراتر و ملی‌تر شد؛ اما حاکمیت بدرستی فهمیده‌بود که عقب‌نشینی در حوزۀ پوشش، عملا مقدمۀ شتاب‌یافتنِ پایان ولایت‌فقیه است.

2️⃣ در این ویدیو و کپشنش و موارد مشابه، باید به نقش تخریبیِ افرادِ فرقه‌اندیش، کین‌خو و ترسویی نگریست که در رسانه‌های بزرگ نفوذ دارند. این افراد که احتمال نفوذ نظام در میانشان کم نیست، عملا با اعتبار شاهزاده رضا پهلوی قمار می‌کنند و چون افرادی جاهل، برخلاف مواضع صریح شاهزاده موضع می‌گیرند؛ حتی بنظر می‌رسد بانو یاسمین نیز تحت تأثیر این حلقه‌های رادیکال، دگم و فرقه‌اندیش قرار گرفته است؛ حلقه‌هایی که با منش و گفتار و نگاه لیبرالِ خودِ شاهزاده فاصله‌ای نجومی دارند. می‌توان گفت شاهزاده در میان جمعیتی گرفتار شده که با شخصیتِ پیشروی او همخوانیِ چندانی ندارند.

🔻اینجاست که سخنرانی مشهور ایشان معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند (به طرفداران شاهزاده اعم از جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، خصوصا کاتولیک‌تر از پاپ‌ها، و ایضا مخالفان منصف‌شان پیشنهاد می‌کنم این سخنان را گهگاه گوش دهند):

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻«مبنای موروثی بودن پادشاهی را قبول ندارم... ۴۰ سال از عمرم را تلاش نکردم که به یک چیز ناقص برگردم» و «اگر بین پادشاهی موروثی و سیستم جمهوری حق انتخاب داشته باشم، جمهوری را انتخاب می‌کنم.» اینها بخشی از سخنان تازه شاهزاده رضا پهلوی است که بسیاری از هوادارانش را با سوالهای اساسی مواجه کرده. آقای پهلوی در سخنرانی در جمع محدودی از طرفدارانش می‌گوید می‌خواهد آزاد باشد و معتقد است رهبری آینده ایران باید بر اساس شایستگی تعیین شود و نه هیچ چیز دیگر. به نظر می‌رسد شاهزاده رضا پهلوی این سخنان را در روز هشتم مارس، روز جهانی زن، هشت روز پیش زده باشد. آیا او سودای پادشاهی را برای همیشه از سر بیرون کرده؟ یا این صحبت‌ها تنها برای متحد کردن مخالفان جمهوری اسلامی گفته می‌شود؟

گفت‌وگو با شهریار آهی، فعال سیاسی نزدیک به رضا پهلوی
(بخش اول)

@BBCPersian
📘گذار از ستم جنسیتی به رهایی ملی
— چرا جنبش مهسا، انقلابی فمینیستی و ایران‌گرایانه بود؟
(۲/۲)
🔻شاهزاده:
در مقابل آنچه باور دارید میراث‌دارش هستم، خودم شورش‌گرم! [پوزخند] من بطور قاطع، جمهوری را بر پادشاهی موروثی ترجیح می‌دهم... نه آقابالاسر می‌خواهم و نه می‌خواهم آقابالاسر کسی باشم


🔺اگر تنها چند فرد متفاوت در اطراف ایشان بودند، یا اگر برادر بزرگشان زنده می‌ماند و ایشان مجبور به ایفای نقش تاریخی وارث تاج و تخت نبود، میزان لیبرال‌منشی و نگاه پیشروشان بسیار بیش از اینها بروز و ظهور می‌یافت. اما جبر محیطی و میراث تحمیلی، باعث شده که تندروی‌های طرفدران/اطرافیان به‌پای ایشان نوشته شود و افکار و منش لیبرال‌شان در حاشیه بماند و در فضای بشدت دوقطبی جامعه، کمتر دیده‌ و تشویق شود.

3️⃣ دربارۀ فمینیستی نامیدن انقلاب هم این جناب، کمتر فهمی از معنای این امر که از متفکران تا سیاستمداران غربی آن را به این معنا فهم کردند، نیافته‌است. فمنیستی بودن یک انقلاب، به‌معنای این نیست که افرادی که در آن بیشترین هزینه را می‌دهند، اکثرا زنان‌اند! بلکه همان معنایی‌ست که شاهزاده رضا پهلوی نیز بدرستی و دقت از آن یاد کرده تحت عنوان «اولین انقلاب فمنیستی جهان در تاریخ معاصر». یعنی جنبشی عمومی و ملی که مطالبۀ حقوق زنان محورِ بنیادین آن بوده‌است.

🔻در ادامه متنی مرتبط از نازیلا معروفیان را نقل می‌کنم:
بخش قابل‌توجهی از واکنشهای منفی به مستند ترانه، نه از محتوایش، بلکه از نام‌گذاری جنبشی که به تصویر می‌کشد نشأت می‌گیرد؛ بویژه از بکار بردن تعبیر «انقلاب فمینیستی». مشکلی که بسیاری با این واژه دارند، بیش از آن‌که ریشه در واقعیت این جنبش داشته باشد، حاصلِ بدفهمیِ مزمن از خودِ مفهوم فمینیسم است.

برای عده‌ی زیادی، فمینیسم هنوز به‌اشتباه مترادف است با حذف مردان، برتری‌طلبی جنسیتی، یا پروژه‌ای ایدئولوژیک و وارداتی. در حالی که فمینیسم، در ساده‌ترین و دقیق‌ترین تعریفش، مبارزه با سلطه و تبعیض جنسیتی است؛ مبارزه‌ای نه علیه مردان، بلکه علیه ساختارهایی که نابرابری را بازتولید می‌کنند—حتی وقتی این نابرابری عادی، خانگی و «طبیعی» جلوه داده می‌شود.

این جنبش از آن‌جا فمینیستی است که بدن زن، به شکلی سیستماتیک، به میدان اصلی کنترل سیاسی تبدیل شده بود؛ از پوشش و حضور اجتماعی گرفته تا حق انتخاب، صدا و زیست روزمره. زن، نه به‌صورت حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان اولین و مستقیم‌ترین قربانی این نظم حاکم، هدف قرار گرفت. وقتی ستم، آشکارا جنسیت‌محور است، پاسخ به آن هم ناگزیر باید این ستم را در مرکز خود قرار دهد. نامیدن این جنبش به انقلاب فمینیستی، نه اغراق است و نه انحراف از «مطالبات عمومی»؛ توصیف واقعیتی است که انکارش، فقط به بازتولید همان ستم در شکلی تازه منجر می‌شود.

ترس از برچسب «فمینیستی»، اغلب ترس از بی‌عدالتی نیست؛ ترس از دست دادن امتیاز است. خیلی‌ها حاضرند با دیکتاتوری سیاسی بجنگند، اما با دیکتاتوری پدرسالارانه، در ذهن، زبان و خانه‌ی خودشان؛ نه. این همان جایی است که تناقض آغاز می‌شود: جایی که آزادی را می‌خواهیم، اما نه تا آن‌جا که نظم نابرابرِ آشنا به چالش کشیده شود.

در حالی که تجربه‌ی تاریخ بارها نشان داده است: بدون فروپاشی مناسبات مردسالارانه، هیچ دموکراسی پایداری شکل نمی‌گیرد. دیکتاتوری سیاسی اگر بر ویرانه‌های نابرابری جنسیتی بنا شود، دیر یا زود بازمی‌گردد؛ شاید با لباسی مدرن‌تر، شاید با زبانی نرم‌تر، اما با همان منطق سلطه.

این انقلاب، اگر فمینیستی نباشد، ناقص است. و اگر ناقص باشد، خطرناک است. چون انقلابی که ریشه‌های نابرابری‌های جنسیتی و قدرت‌محور را دست‌نخورده رها کند، صرفاً قدرت را چابه‌جا می‌کند, نه مناسبات را. فمینیستی خواندن این انقلاب یعنی پذیرش این حقیقت بنیادین که آزادی, یا برای همه است-از جمله زنان-یا اساسا آزادی نیست.


اما چرا این جنبش همزمان انقلابی «ملی» بود؟

🍂 این جنبش نماد تجلی «روح یگانۀ ملی ایرانیان» در جای‌جای ایران‌زمین بود که فراتر از تفاوت‌های منطقه‌ای عمل کرد و شعارهای هر استان بر محور حمایت از مردمِ دیگر استان‌های ایران داده می‌شد. برخلاف تلاش‌های حاکمیت برای ایجاد تضادهای قومیتی و ادعای تجزیه‌طلبی، این خیزش نشان داد که مطالبات آزادی‌خواهانه، پیوندی ملی میان اقشار مختلف ایجاد کرده‌است. اگرچه مطالبات زنان پیشران و محور بود، اما نیمی از جامعه (مردان) نیز که خود از قربانیان نظام بودند، با شور عدالت‌خواهی به این جریان پیوستند و آن را به یک خیزش سراسری و براندازانه تبدیل کردند. با سرکوب اولیه، شعله‌های جنبش از یک مطالبه صنفی یا جنسیتی فراتر رفت و به یک خواستۀ کلان ملی برای تغییر کلان تبدیل شد.

🔻سعید جیم
📕سجده‌های انتخابی، بت‌های همیشگی
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
📕از مشروطه تا سلطنتِ جن‌زدگانِ عاقدِ اجنه

.


#اپوزیشنقد #زنان



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📋 نظرسنجی: بررسی #تجربه_زیسته در مواجهه با بحران ایمان مقدمه: این پرسشنامه با هدف درک عمیق‌تر چالش‌های فکری و معنوی طراحی شده است. پاسخ‌های شما کاملاً محرمانه بوده و هدف، شناخت مراحل مختلفی است که افراد در مسیر بازنگری در باورهایشان طی می‌کنند.»
نقدآگین pinned «📺 از ذهنیت مذهبی تا بی‌ذهنی و گشودگی به هستی — بت‌شکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" می‌نامد؟ (۱/۳) 🎙#اشو شوک‌درمانی معنوی در نگاه نخست، وقتی شنونده‌ای ناآشنا با ادبیات اشو مواجه می‌شود که او تمام پیامبران، آواتارها و مقدسین تاریخ را با عبارت رکیک…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوانش مسکوب از اسطوره‌شناسی
@Naqdagin
🎧 خوانش مسکوب از #اسطوره‌شناسی
— نقد #بهرام_بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ #ایران

🍂 بهرام بیضایی در مقاله‌ای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به #شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد. او در این نقد، سیری بر برخورد جریان‌های فکری معاصر با شاهنامه می‌کند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود به‌آذین هم اشاره می‌کند و #شاهرخ_مسکوب را متفاوت از آنها می‌داند.

.


#نقد_چپ #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گسترۀ فرهنگِ ایرانی
— ناپدیدسازیِ قهریِ نمودهای فرهنگی #ایران و تعصبات مذهبی

🎙#بهرام_بیضایی

.


#نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
📺 گفت‌وگوی اختصاصی با بهرام بیضایی (+)

🍂 قسمت اولِ نمایشِ «داش‌آکُل به گفته‌ٔ مرجان» تازه‌ترین اثر بهرام بیضایی، چهره شناخته‌شدۀ ادب و فرهنگ و هنر ایران با حمایت مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد در روزهای ابتدایی مهرماه ۱۴۰۳ در سالن رودای شهر برکلی ایالت کالیفرنیای آمریکا به روی صحنه رفت.

🍂 این نمایشِ داستانِ کوتاهِ معروفِ «داش‌آکل» نوشتۀ صادق هدایت را رویکردی تازه و از نگاه شخصیت مرجان روایت می‌کند.

🍂 نمایشِ «داش‌آکُل به گفتۀ مرجان» را می‌توان یکی از صریح‌ترین آثار بهرام بیضایی در کارنامه‌اش دانست که در آن بیش از هر چیز، زمینه‌های اجتماعیِ وقوع داستان و نقش انتقادی شخصیت‌هایی چون امام‌جمعه و متشرعان مذهبی برجسته شده‌است.

🍂 بهرام بیضایی در گفت‌وگویی با رادیو فردا توضیحاتی دربارۀ نوشتن و اجرای نمایشنامه «داش‌آکُل به گفته‌ مرجان» و شخصیت‌های آن داد؛ ازجمله دربارۀ نگاه انتقادی به شخصیت امام‌جمعه در این نمایش گفت:
«آنها همیشه در قدرت بودند. هرگز نبوده که در ضعف باشند. با شست وشوی مغزی یک ملت، عملا همیشه در قدرت ماندند».

«به اسم‌ها نگاه کنید! چند تا اسم داریم با این پیش‌وندِ «غلام» [و «عبد»] (غلام‌علی، علام‌رضا، عبدالعلی و..)؟ ما یک‌مشت بندۀ مطیعیم، که فقط در چارچوبی که جلوی‌مان گذاشته‌اند، فکر می‌کنیم. صادق هدایت کمی از این چارچوب بیرون آمد».



.


#مصاحبه #صادق_هدایت #آخوندیسم #ادبیات #نمایش #ادبیات_نمایشی #نمایش‌نامه #نمایش #داستان #داستان_کوتاه #تئاتر #بهرام_بیضایی



🌾@Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 سورۀ فیل: توهین به شعور انسان! (منبع) 🔸استاد #احمد_قبانچی از این نکتۀ مهم و راه‌گشا (در شناخت منابع تالیف قرآن) غفلت می‌ورزد که تمایزی جدی میان «روایت قرآن» و «شأن‌نزول‌های متأخری» که در دورهٔ عباسی بر آن الحاق شده، وجود دارد. قرآن مشخص نمی‌کند که اصحاب…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ابراهیم به‌روایتِ قرآن: در تضاد با «عقلِ سلیم» (Source)

🎙 استاد #احمد_قبانچی

* تردید ابراهیم در معاد: ویدیو به آیه‌ای از سوره بقره اشاره می‌کند که در آن ابراهیم از خدا می‌خواهد چگونگی زنده کردن مردگان را به او نشان دهد. قبانچی استدلال می‌کند که عبارت «لیطمئن قلبی» نشان‌دهنده این است که ابراهیم پیش از آن اطمینان کامل قلبی به قدرت احیای خداوند نداشته است.

* نقد روش زنده کردن پرندگان: طبق داستان، ابراهیم باید چهار پرنده را ذبح و مخلوط کرده و هر بخش را بر کوهی قرار می‌داد. قبانچی این روش را غیرمنطقی و دشوار می‌داند و می‌پرسد چرا خداوند به یک پیرمرد ۹۰ ساله چنین زحمت زیادی برای رفتن به چندین کوه داده است، در حالی که می‌شد این آزمایش را در فواصل نزدیک‌تر و به شکلی ساده‌تر انجام داد.

* اشکال در مشاهده: او اشاره می‌کند که قرار دادن اجزا بر قله کوه‌های دوردست باعث می‌شود ابراهیم نتواند جزئیات زنده شدن (مانند بازگشت پرها و دست و پا) را از نزدیک ببیند، که این موضوع با هدف «اطمینان قلبی» در تضاد است.

* مقایسه با عهد قدیم: در بخش دیگری از ویدیو، قبانچی بیان می‌کند که در تورات و کتب انبیای عهد قدیم، اشاره واضحی به روز قیامت، بهشت و جهنم وجود ندارد و معتقد است توصیفات مفصل قرآن از این موارد، بیشتر برای جلب توجه اعراب آن زمان طراحی شده است.

* نتیجه‌گیری کلی: قبانچی با غیرمنطقی خواندن جزئیات این داستان، ادعای الهی بودن قرآن را به چالش می‌کشد و معتقد است این روایت‌ها با عقل و منطق سازگار نیستند.


🔻وارسی تکمیلی نقدآگین در منبع اصلی قصه


تحقیق عمیق در ریشه‌های این قصه نشان می‌دهد که روایت قرآنیِ «ابراهیم و چهار پرنده»، ترکیبی از متون کهن یهودی و تفاسیر متأخر است که با زبانی متفاوت بازآفرینی شده است.

🔻در اینجا ریشه‌شناسی دقیق این داستان را بررسی می‌کنیم:

۱. ریشه در عهد عتیق (سفر پیدایش)

🔻منبع اولیه و الهام‌بخش این داستان در سفر پیدایش (۱۵:۹-۱۷) نهفته است. در این متن، یهوه با ابراهیم پیمانی می‌بندد (پیمان میان قطعات):

* شباهت: یهوه به ابراهیم دستور می‌دهد چند حیوان (گوساله، بز، قوچ) و دو پرنده (قمری و کبوتر) را بیاورد. ابراهیم حیوانات را از وسط به دو نیم می‌کند و قطعات را مقابل هم می‌گذارد.

* تفاوت کلیدی: در تورات، هدف این کار «اثبات قدرت خدا در زنده کردن مردگان» نیست، بلکه یک آیین سنتی برای بستن پیمان است. در آن زمان،
طرفین پیمان از میان قطعات عبور می‌کردند تا نشان دهند اگر زیر پیمان بزنند، به سرنوشت آن حیوانات دچار شوند.


۲. ریشه در «پیرکه د ربی الیعزر» (متون مدراشی یهود)

🔻جزئیاتی که در قرآن آمده (مانند زنده شدن پرندگان پس از قطعه‌قطعه شدن) در متن اصلی تورات وجود ندارد، اما در مدراش‌های یهودی (قصه‌ها و تفسیرهای خاخام‌ساخته) دیده می‌شود:

* در متن Pirke De-Rabbi Eliezer (فصل ۲۸)، که پیش از اسلام تدوین شده، آمده است که
ابراهیم پرندگان را قطعه‌قطعه کرد و سپس آن‌ها را صدا زد و آن‌ها دوباره زنده شدند تا به ابراهیم اطمینان داده شود که نسل او نیز پس از پراکندگی، دوباره جمع خواهند شد.


🔺این دقیقاً همان بن‌مایه‌ای است که در قرآن برای اثبات معاد و «اطمینان قلبی» ابراهیم به کار رفته است. درحالیکه در متن خاخامی، بر سرنوشت سیاسی و تاریخی نسل ابراهیم در این دنیا تأکید داشته‌است.

۳. منبع مستقیم: قرآن (سوره بقره، آیه ۲۶۰)

🔻🔻قرآن این روایت را از یک «پیمان قومی» در تورات، به یک «شهود الهیاتی» درباره رستاخیز تغییر داده است:

* متن آیه:
«...خدا گفت: چهار پرنده برگیر و آن‌ها را نزد خود قطعه‌قطعه کن، سپس بر هر کوهی قسمتی از آن‌ها را قرار ده، آنگاه آن‌ها را فراخوان تا شتابان نزد تو آیند...».


* نقد قبانچی: همان‌طور که در ویدیو اشاره شده، مولفان قرآن جزئیاتی مثل «گذاشتن بر سر کوه‌ها» را اضافه کرده‌اند که استاد قبانچی آن‌ها را غیرمنطقی و زحمتی بیهوده برای یک پیرمرد ۹۰ ساله می‌داند.

۴. تحلیل نهایی: فرآیند وام‌گیری و تغییر کارکرد

🔻این تحقیق نشان می‌دهد که این قصه یک «بازخوانی -تالیفِ خلاقانه» از اسطوره‌های پیشین است:

1️⃣ بستر اصلی: آیین قربانی و پیمان در فرهنگ سامی (تورات).

2️⃣ توسعه داستانی: تبدیل «پیمان» به نمادی از «احیای قوم» در تاریخ (مدراش) در تفاسیر یهودی؛ معجزه در اینجا یک تمثیل قومی برای نجات از اسارت است، نه یک برهان الهیاتی برای اثبات معاد.

3️⃣ روایت قرآنی: استفاده از این تصویر برای پاسخ به شبهه معاد در عربستان و تبدیل آن به یک «معجزه بصری» روی کوه‌ها.

🔻احمد قبانچی ۱
📺 سورۀ فیل: توهین به شعور انسان!
📺 نقدِ سورۀ الرحمن
📺 نقد سورۀ هُمزه
📺 نقد سورۀ قریش؛ اعجاز ادبی؟!
📺 رازِ "نغمۀ الهی"؛ چرا قرآن معجزه است؟
📺 محمد صادق بود، اما قرآن کلام خدا نیست
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی

.


#نقد_قرآن #بازنگری



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM