نقدآگین
🍂 فاجعهبارترین شباهتِ مسئولین ما با قرآن و محمد، این توهم و تفرعن و جهلِ مقدس است که میگویند: «خداوند میفرماید که...» و مآلاً به تقریرِ ذهن و افکار و ارزشها و احکام و عواطف و اهداف خدا میپردازند و مشتی گزارۀ تاریخی و یا احکامِ عصرِ «حجر-حجاز-وایکینگی»…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
1️⃣ یک دیپلماتِ سابقِ #حکومت_اسلامی
برخی از ما حزباللهیها، تفکر صهیونیستی داریم. ساختن وطن و دولت بنا بر عقیده، امری صهیونیستی است؛ وطن بنا بر سکونت است و نه عقیده.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 این دیپلماتِ سابقِ حکومتِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه، هنوز درک نکرده که تفکر صهیونیستی، با ویژگیهایی که او برمیشمرد، از مختصات بنیادین همۀ ادیان ابراهیمی، از جمله اسلام است و قابل تقلیل به قلیلی جماعتِ حزباللهی نیست.
🍂 مسلمین، پیامبرشان را «رحمةللعالمین» و «کاملکنندهٔ مکارم اخلاق» و «آورندهٔ دین کامل» و «اسوهٔ همهٔ اعصار» میدانند که «خلقت کائنات» بهخاطر گُلِ رویِ وجود او بوده (حدیث کساء) و نامسمانان نیز مثل سگ و خوک و مدفوع، نجساند و باید از ازدواج (خصوصا دختران و زنانِ مسلمان) و حتی دوستی با آنان احتراز کرد؛ مآلاً خودشیفتگی و دیگریستیزی و احساس برگزیدگی و سروری نسبت به دیگر مردمان، در روح و جانِ مسلمین، به شکل روزمره و وسیع تزریق میشود.
🍂 اسلام، خودش را دینِ حق و کامل و فوق نقد و خطا و تغییر میداند. در اسلام، مرتدان و منکران نبوت و قرآن، حتی اگر انسانهایی اخلاقی و مؤمن و دانشمند باشند، تا ابد در جهنم شکنجه و سوزانده میشوند و در چرخهای ابدی، پوست و گوشت جدید برای سوزانده شدن بر استخوانهایشان رویانده میشود. در قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و کافران غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر، مجاز است.
🍂 اسلام مثل سایر ادیان ابراهیمی، بنیاد و آغازگاه خود را در داستانِ ابراهیم و منکوبِ وجدانِ اخلاقی و عواطفی انسانی با تسلیم بردهوار و داعشیمسلکانۀ او به فرمان الله، در انجام شنیعترین جنایت و رذالتِ قابل تصور میداند؛ تسلیمی که نقیض کاملِ طغیان آدم و حوا نسبت به فرمانِ نامعقولِ الله در بهشت (نخوردن از میوۀ درخت دانش و جاودانگی) بود. رسالتِ مُسلمین، با همین «تسلیم و بردگی مطلق» آغاز میشود و پایان مییابد. قلمرو الله در زمین، قلمرو امتِ اسلام یا تسلیمشدگان به فرمانِ الله است. امتِ حزبالله، ساکنان این سرزمینند و زمین در معنای واقعیاش، فقط متعلق به این حزباللهیان است. حزب فقط باید حزبِ الله باشد و غایت عمل سیاسی نیز این است که حزباللهیان (مسلمین)، به حزبِ غالب بر همۀ احزاب زمین تبدیل شوند. در قرآن صریحاً اعلام شده که «دینِ حق» نزد الله، اسلام است و اسلام بر ادیان دیگر «سلطه و غلبه» خواهد یافت (آلعمران: ۱۹ و توبه: ۳۳).
🍂 این غلبهجویی، ذاتیِ مفهوم امتیاز مسلمانان بر نامسلمانان، بهخاطر سکنی داشتن در قلمرو تسلیم و بردگیِ الله (بهمثابه «رب-ارباب-سلطان») است. هر کس آمادۀ کشتن و کشتهشدن در راه اجرای اوامر الله باشد، ممتازترینِ مردمان و محقترین آنها برای فرمان راندن بر سایر مردمان است. بدین معنا، تفکر اسلامی تفکریست که اساس تشکیل وطن را بر عقیده قرار میدهد و بهمعنایی که این دیپلمات اسبق گفتهاست، در بنیاد خود، صهیونیستی یا بهتر است بگویم «ابراهیمی»ست.
#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
برخی از ما حزباللهیها، تفکر صهیونیستی داریم. ساختن وطن و دولت بنا بر عقیده، امری صهیونیستی است؛ وطن بنا بر سکونت است و نه عقیده.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 این دیپلماتِ سابقِ حکومتِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه، هنوز درک نکرده که تفکر صهیونیستی، با ویژگیهایی که او برمیشمرد، از مختصات بنیادین همۀ ادیان ابراهیمی، از جمله اسلام است و قابل تقلیل به قلیلی جماعتِ حزباللهی نیست.
🍂 مسلمین، پیامبرشان را «رحمةللعالمین» و «کاملکنندهٔ مکارم اخلاق» و «آورندهٔ دین کامل» و «اسوهٔ همهٔ اعصار» میدانند که «خلقت کائنات» بهخاطر گُلِ رویِ وجود او بوده (حدیث کساء) و نامسمانان نیز مثل سگ و خوک و مدفوع، نجساند و باید از ازدواج (خصوصا دختران و زنانِ مسلمان) و حتی دوستی با آنان احتراز کرد؛ مآلاً خودشیفتگی و دیگریستیزی و احساس برگزیدگی و سروری نسبت به دیگر مردمان، در روح و جانِ مسلمین، به شکل روزمره و وسیع تزریق میشود.
🍂 اسلام، خودش را دینِ حق و کامل و فوق نقد و خطا و تغییر میداند. در اسلام، مرتدان و منکران نبوت و قرآن، حتی اگر انسانهایی اخلاقی و مؤمن و دانشمند باشند، تا ابد در جهنم شکنجه و سوزانده میشوند و در چرخهای ابدی، پوست و گوشت جدید برای سوزانده شدن بر استخوانهایشان رویانده میشود. در قرآن، قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و کافران غیرحربی، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر، مجاز است.
🍂 اسلام مثل سایر ادیان ابراهیمی، بنیاد و آغازگاه خود را در داستانِ ابراهیم و منکوبِ وجدانِ اخلاقی و عواطفی انسانی با تسلیم بردهوار و داعشیمسلکانۀ او به فرمان الله، در انجام شنیعترین جنایت و رذالتِ قابل تصور میداند؛ تسلیمی که نقیض کاملِ طغیان آدم و حوا نسبت به فرمانِ نامعقولِ الله در بهشت (نخوردن از میوۀ درخت دانش و جاودانگی) بود. رسالتِ مُسلمین، با همین «تسلیم و بردگی مطلق» آغاز میشود و پایان مییابد. قلمرو الله در زمین، قلمرو امتِ اسلام یا تسلیمشدگان به فرمانِ الله است. امتِ حزبالله، ساکنان این سرزمینند و زمین در معنای واقعیاش، فقط متعلق به این حزباللهیان است. حزب فقط باید حزبِ الله باشد و غایت عمل سیاسی نیز این است که حزباللهیان (مسلمین)، به حزبِ غالب بر همۀ احزاب زمین تبدیل شوند. در قرآن صریحاً اعلام شده که «دینِ حق» نزد الله، اسلام است و اسلام بر ادیان دیگر «سلطه و غلبه» خواهد یافت (آلعمران: ۱۹ و توبه: ۳۳).
🍂 این غلبهجویی، ذاتیِ مفهوم امتیاز مسلمانان بر نامسلمانان، بهخاطر سکنی داشتن در قلمرو تسلیم و بردگیِ الله (بهمثابه «رب-ارباب-سلطان») است. هر کس آمادۀ کشتن و کشتهشدن در راه اجرای اوامر الله باشد، ممتازترینِ مردمان و محقترین آنها برای فرمان راندن بر سایر مردمان است. بدین معنا، تفکر اسلامی تفکریست که اساس تشکیل وطن را بر عقیده قرار میدهد و بهمعنایی که این دیپلمات اسبق گفتهاست، در بنیاد خود، صهیونیستی یا بهتر است بگویم «ابراهیمی»ست.
#ویدیو_تحلیل #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تَتَرُّس، پوپولیسم و اهمیت تحزب
@Naqdagin
🎧 تَتَرُّس، پوپولیسم و اهمیت تحزب
🍂 #ایمان_سلیمانی در این صوت، به یک اصل داعشی در حدیث و سنت اسلامی اشاره میکند که این نقد، بهدرجاتِ قابل توجهی، بر دولت یهودی اسرائیل نیز وارد است، اما گویا او در محکوم کردنِ صریح همین رفتار از جانب اسراییل، پرهیز میکند و بهطور نسبی، گرفتار «استاندارد دوگانه» میشود.
🍂 این نقد بر او وارد است که هیچگونه انتقاد صریحی را متوجه حکومتِ گرفتارِ خرافات و داعشیاتِ یهود (سخنان نتانیاهو که بیلکنت به فرمان یهوه در تورات به نسلکشی اقوام ارجاع میداد را بهیاد آورید) نمیکند و صرفا توجیهاتِ قدرت نظامی غالب برای تهاجم همهجانبهاش را تکرار میکند. این حجم از تخریب کورِ فراگیر و آوارهسازی که بیشتر به نسلکشی و پاکسازی قومی مشابه است تا عملیاتی دفاعی جهت تحقق مذاکراتی برای صلح پایدار، با هیچیک از این توجیهات قابل تطهیر نیست. نباید منتقدین اسلام، بهخاطر مواجهۀ دائمیشان با هیولا، هیولایی از سنخِ دیگر شوند. پیشتر گفتم، دشمن دشمن ما، همیشه دوست ما نیست؛ حال میافزایم که «هیولا هیولاست و باید از شبیه شدن به آن پرهیز کرد».
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 #ایمان_سلیمانی در این صوت، به یک اصل داعشی در حدیث و سنت اسلامی اشاره میکند که این نقد، بهدرجاتِ قابل توجهی، بر دولت یهودی اسرائیل نیز وارد است، اما گویا او در محکوم کردنِ صریح همین رفتار از جانب اسراییل، پرهیز میکند و بهطور نسبی، گرفتار «استاندارد دوگانه» میشود.
🍂 این نقد بر او وارد است که هیچگونه انتقاد صریحی را متوجه حکومتِ گرفتارِ خرافات و داعشیاتِ یهود (سخنان نتانیاهو که بیلکنت به فرمان یهوه در تورات به نسلکشی اقوام ارجاع میداد را بهیاد آورید) نمیکند و صرفا توجیهاتِ قدرت نظامی غالب برای تهاجم همهجانبهاش را تکرار میکند. این حجم از تخریب کورِ فراگیر و آوارهسازی که بیشتر به نسلکشی و پاکسازی قومی مشابه است تا عملیاتی دفاعی جهت تحقق مذاکراتی برای صلح پایدار، با هیچیک از این توجیهات قابل تطهیر نیست. نباید منتقدین اسلام، بهخاطر مواجهۀ دائمیشان با هیولا، هیولایی از سنخِ دیگر شوند. پیشتر گفتم، دشمن دشمن ما، همیشه دوست ما نیست؛ حال میافزایم که «هیولا هیولاست و باید از شبیه شدن به آن پرهیز کرد».
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 آرمانیترین انقلاب تاریخ ایران با شعارهای مستضعفمحور، ضدطبقاتی و ایدههای ضدلیبرالیستی و عدالتمحور، در عمل به طبقاتیترین شکل ممکن بدل شدهاست. وضعیتی که که در عمل، ایدئولوژی مذهبی را هم در خودش حل کردهاست. جایی که در آن، ثروتمند و قدرتمند، فارغ از ایدیولوژی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 منطق حرف روشن است:
اگر پس از آن اتفاق، جنگ منطق نداشت، برای اسماعیل هنیه بهطریق اولی، منطق نداشت و ندارد.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آنجا که عقاب پر بریزد، از پشه لاغری چه خیزد؟
اگر پس از آن اتفاق، جنگ منطق نداشت، برای اسماعیل هنیه بهطریق اولی، منطق نداشت و ندارد.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 از کرامات عُمَر (عاملِ اصلی مسلمانسازی ایرانیان با برهان قاطع) و حضرت مار (رضیالله عنه) 🍂 از تناقضاتِ تراژیکی که ایرانیان در جنبش شیعهگری بدان مبتلا شدند، این بود که بین اشغالگران ایران، یک تفکیک مصنوعیِ «اشغالگر خوب-فرشته/اشغالگر بد-اهریمن» درست…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘آتش زدن درب خانه
✍🏻 #علی_مازندرانی
🍂 حوادث تاریخیای که رنگ و بوی «سیاسی و کلامی» دارند، همیشه در معرض «تحریف و تدلیس» بودهاند؛ و کشفِ واقعیتِ ماجرا، بسیار پیچیده، و نیاز به بررسی «قرائن» مختلف دارد. در جریان حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) و بیعت گرفتن برای خلافت ابوبکر علیه ما علیه، توصیف واقعۀ خانۀ حضرت صدیقه زهرا (س)، در سه حالت نقل شده است:
۱ـ فقط هجوم به اطراف خانه صورت گرفته است.
۲ـ هجوم و فقط تهدید به آتش زدن خانه، واقع شده است.
۳ـ هجوم و تهدید و آتش زدن درب خانه حضرت زهرا(س) رخ دادهاست.
🍂 توصیف و جزئیات حالت سوم این ماجرا، «فقط و فقط» در یک کتاب نقل شده است؛ و نقلهای کتابهای دیگر، از همین یک کتاب، میباشند. کتاب سلیم بن قیس، یگانه منبع آتش گرفتن خانه حضرت زهرا (س) میباشد؛ که این جریان را از زبان سلمان فارسی (و بدون جزئیات آتش گرفتن، از زبان ابنعباس) روایت کرده است.
.
🍂 نکته) برای بررسی صحت محتوایی این روایتِ سلمان، لازم است فرضهایی را پیشاپیش، بپذیریم:
۱ـ فرض کنیم که «خبر واحد»، در علم تاریخ، حجت است.
۲ـ فرض کنیم که سلیم، یک شخصیت موهوم و خیالی نیست؛ و وجود خارجی داشته است.
۳ـ فرض کنیم که سلیم، از اصحاب علی (ع) و شیعیان وی بوده است.
۴ـ فرض کنیم که سلیم، کتابش را خودش تألیف، نگارش یا املاء نموده است.
۵ـ فرض کنیم که سلیم، (حداقل) دسترسی غیرمستقیم به برخی وقایع خاص صدر اسلام داشته است.
۶ـ فرض کنیم که اصل کتاب سلیم، مربوط به قرن اول هجری است؛ نه نوشتهای متأخر و از قرن چهارم.
۷ـ فرض کنیم که کلِ کتاب سلیم، اولاً و اساساً، جعلی نیست؛ و اصالت دارد.
۸ـ فرض کنیم که نسخه بدلهای کتاب سلیم، متنوع و مختلف و متفاوت، نیستند؛ و در همه آنها گزارش آتش گرفتن وجود دارد.
۹ـ فرض کنیم که در طول چند قرن، روایاتی در نسخبرداری، به کتاب سلیم افزوده نشده است.
۱۰ـ فرض کنیم که نسخهبرداریهای دوران علامه مجلسی (ق ۱۲) از نسخه قرن هفتمی کتاب سلیم، رضایتبخش هستند.
۱۱ـ فرض کنیم که نسخه قرن هفتمی از کتاب سلیم، با آنکه بیصاحب و راوی مجهول دارد (و تاریخ نسخۀ ۵۰ سال پس از قرائت بر مشایخ، نگارش یافته) معتبر است.
۱۲ـ فرض کنیم که احادیث کتاب سلیم، از نظر سندی، مستند هستند.
۱۳ـ فرض کنیم که احادیث سلیم، برش و پرش نقلی ندارند.
۱۴ـ فرض کنیم که میان روایت مشایخ حدیث سلیم در قرن چهارم و پنجم، با مندرجات فعلی کتاب سلیم، اختلاف نیست.
۱۵ـ فرض کنیم که نقل روایت آتش زدن درب، از سلمان فارسی است.
۱۶ـ فرض کنیم که سلمان «بدون علاقه و خواست خودش»، چهار سال پس از واقعه آتش زدن درب، استاندار عمر (خلیفه دوم) شده و با وی همکاری کرده است.
۱۷. فرض کنیم که متن و مضمون روایت سلمان، اضطراب و دوگانگی در محتوا ندارد.
🔺با اثبات و پذیرش همۀ این فرضها، اکنون لازم است به «صحتِ توصیف» واقعۀ آتش زدن درب، به «روش تجربی و باستانی» بپردازیم که نمونهای از آن قبلتر ذکر شد.
#بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علی_مازندرانی
🍂 حوادث تاریخیای که رنگ و بوی «سیاسی و کلامی» دارند، همیشه در معرض «تحریف و تدلیس» بودهاند؛ و کشفِ واقعیتِ ماجرا، بسیار پیچیده، و نیاز به بررسی «قرائن» مختلف دارد. در جریان حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) و بیعت گرفتن برای خلافت ابوبکر علیه ما علیه، توصیف واقعۀ خانۀ حضرت صدیقه زهرا (س)، در سه حالت نقل شده است:
۱ـ فقط هجوم به اطراف خانه صورت گرفته است.
۲ـ هجوم و فقط تهدید به آتش زدن خانه، واقع شده است.
۳ـ هجوم و تهدید و آتش زدن درب خانه حضرت زهرا(س) رخ دادهاست.
🍂 توصیف و جزئیات حالت سوم این ماجرا، «فقط و فقط» در یک کتاب نقل شده است؛ و نقلهای کتابهای دیگر، از همین یک کتاب، میباشند. کتاب سلیم بن قیس، یگانه منبع آتش گرفتن خانه حضرت زهرا (س) میباشد؛ که این جریان را از زبان سلمان فارسی (و بدون جزئیات آتش گرفتن، از زبان ابنعباس) روایت کرده است.
.
🍂 نکته) برای بررسی صحت محتوایی این روایتِ سلمان، لازم است فرضهایی را پیشاپیش، بپذیریم:
۱ـ فرض کنیم که «خبر واحد»، در علم تاریخ، حجت است.
۲ـ فرض کنیم که سلیم، یک شخصیت موهوم و خیالی نیست؛ و وجود خارجی داشته است.
۳ـ فرض کنیم که سلیم، از اصحاب علی (ع) و شیعیان وی بوده است.
۴ـ فرض کنیم که سلیم، کتابش را خودش تألیف، نگارش یا املاء نموده است.
۵ـ فرض کنیم که سلیم، (حداقل) دسترسی غیرمستقیم به برخی وقایع خاص صدر اسلام داشته است.
۶ـ فرض کنیم که اصل کتاب سلیم، مربوط به قرن اول هجری است؛ نه نوشتهای متأخر و از قرن چهارم.
۷ـ فرض کنیم که کلِ کتاب سلیم، اولاً و اساساً، جعلی نیست؛ و اصالت دارد.
۸ـ فرض کنیم که نسخه بدلهای کتاب سلیم، متنوع و مختلف و متفاوت، نیستند؛ و در همه آنها گزارش آتش گرفتن وجود دارد.
۹ـ فرض کنیم که در طول چند قرن، روایاتی در نسخبرداری، به کتاب سلیم افزوده نشده است.
۱۰ـ فرض کنیم که نسخهبرداریهای دوران علامه مجلسی (ق ۱۲) از نسخه قرن هفتمی کتاب سلیم، رضایتبخش هستند.
۱۱ـ فرض کنیم که نسخه قرن هفتمی از کتاب سلیم، با آنکه بیصاحب و راوی مجهول دارد (و تاریخ نسخۀ ۵۰ سال پس از قرائت بر مشایخ، نگارش یافته) معتبر است.
۱۲ـ فرض کنیم که احادیث کتاب سلیم، از نظر سندی، مستند هستند.
۱۳ـ فرض کنیم که احادیث سلیم، برش و پرش نقلی ندارند.
۱۴ـ فرض کنیم که میان روایت مشایخ حدیث سلیم در قرن چهارم و پنجم، با مندرجات فعلی کتاب سلیم، اختلاف نیست.
۱۵ـ فرض کنیم که نقل روایت آتش زدن درب، از سلمان فارسی است.
۱۶ـ فرض کنیم که سلمان «بدون علاقه و خواست خودش»، چهار سال پس از واقعه آتش زدن درب، استاندار عمر (خلیفه دوم) شده و با وی همکاری کرده است.
۱۷. فرض کنیم که متن و مضمون روایت سلمان، اضطراب و دوگانگی در محتوا ندارد.
🔺با اثبات و پذیرش همۀ این فرضها، اکنون لازم است به «صحتِ توصیف» واقعۀ آتش زدن درب، به «روش تجربی و باستانی» بپردازیم که نمونهای از آن قبلتر ذکر شد.
#بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پوتین و عفوِ کودککشِ سریالی و آدمخوارِ شیطانپرست
✍🏻 یورونیوز
▪️پوتین یک فرد قاتل و شیطانپرست را پس از جنگیدن علیه اوکراین عفو کرد. نیکولای اوگولوبیاک پس از جنگیدن برای واحد (طوفان Z) ارتش روسیه علیه اوکراین، عفو میشود. کرملین اعلام کرد به سیاست خود مبنی بر عفو زندانیانی که موافق جنگ علیه اوکراین هستند، ادامه خواهد داد.
▪️این خبر ابتدا در رسانههای روسی منتشر شد که در آن گفته شده بود یک مرد «شیطانپرست و آدمخوار» که به انجام چند فقره قتل محکوم شده بود، پس از شرکت در جنگ علیه اوکراین از زندان آزاد شد. نیکولای اوگولوبیاک یک «آدمخوار روسی» و بخشی از یک فرقه «شیطانپرستی» است که چهار نوجوان را کشت و برخی از اعضای بدن آنها را خورد. این مرد ۳۳ ساله در سال ۲۰۱۰ میلادی، به دلیل انجام قتلهای آیینی که منطقه یاروسلاول را تکان داد، به ۲۰ سال زندان محکوم شد.
▪️گفته میشود اوگولوبیاک و سایر شیطانپرستان عضو این گروه، دو تن از چهار قربانی خود را سر بریدند و قلب و زبان آنها را سرخ کردند و خوردند. همچنین گفته میشود که او یکی از قربانیان را با ۶۶۶ ضربه چاقو به قتل رساندهاست. عدد ۶۶۶ اشاره مستقیمی به «عدد وحش» دارد.
▪️قرار بود اوگولوبیاک تا پایان دوران محکومیتش یعنی تا سال ۲۰۳۰ میلادی در زندان بماند اما حالا ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه تصمیم دارد او را پس از خدمت در واحد «طوفان Z» در جنگ اوکراین، عفو کند. این واحد در آوریل سال جاری میلادی در روسیه تأسیس شد و زندانیان را با این وعده استخدام میکند که اگر عملیات آنها موفقیتآمیز باشد، از دوران محکومیتشان کم خواهد شد.
▪️ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین، پیشتر این نوع عفوها را محکوم کرده و گفته بود ارتش روسیه از زندانیان برای جبران خسارات وارده در میدان نبرد استفاده میکند.
▪️این اولین بار نیست که ولادیمیر پوتین افراد خطرناک و خلافکار را مورد عفو قرار میدهد و ممکن است آخرین بار هم نباشد. کرملین روز چهارشنبه تاکید کرد که سیاست عفو زندانیان متوقف نخواهد شد و ممکن است در سالهای آینده نیز تکرار شود. با این حال، خانواده قربانیان این نوع عفوها را محکوم کردهاند، بهویژه که از این آزادیها مطلع نشده بودند.
▪️دیمیتری پسکوف، سخنگوی پوتین گفت: «این سوال چندین بار مطرح شده است و در حال حاضر همه به دقت به فهرست افراد عفو شده نگاه میکنند». آقای پسکوف که در اوایل نوامبر در این زمینه مورد سوال قرار گرفت، از این عفوها دفاع کرد و معتقد بود که «افرادی که به جنایات سنگین محکوم شدهاند، با خون در میدان جنگ تاوان جنایتی که انجام دادهاند را پس میدهند».
▪️دهها هزار زندانی روسی، تحت قراردادهایی با گروههای شبهنظامی مانند گروه واگنر به جبهههای جنگ علیه اوکراین فرستاده شدهاند. آنها اگر بتوانند شش ماه در ميدان نبرد دوام بیاورند، مشمول عفو میشوند. این مردان اغلب در خطرناکترین مناطق خط مقدم خدمت میکنند و احتمال اینکه بتوانند زنده بمانند کم است.
▪️یوگنی پریگوژین، رئیس سابق گروه واگنر، پیشتر گفته بود که از این نیروها اغلب به عنوان خوراک توپهای جنگی استفاده میشود. پدر نیکولای اوگولوبیاک در مصاحبهای گفته است که پسرش به شدت مجروح شده و از کار افتاده شده است.
#روشیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 یورونیوز
▪️پوتین یک فرد قاتل و شیطانپرست را پس از جنگیدن علیه اوکراین عفو کرد. نیکولای اوگولوبیاک پس از جنگیدن برای واحد (طوفان Z) ارتش روسیه علیه اوکراین، عفو میشود. کرملین اعلام کرد به سیاست خود مبنی بر عفو زندانیانی که موافق جنگ علیه اوکراین هستند، ادامه خواهد داد.
▪️این خبر ابتدا در رسانههای روسی منتشر شد که در آن گفته شده بود یک مرد «شیطانپرست و آدمخوار» که به انجام چند فقره قتل محکوم شده بود، پس از شرکت در جنگ علیه اوکراین از زندان آزاد شد. نیکولای اوگولوبیاک یک «آدمخوار روسی» و بخشی از یک فرقه «شیطانپرستی» است که چهار نوجوان را کشت و برخی از اعضای بدن آنها را خورد. این مرد ۳۳ ساله در سال ۲۰۱۰ میلادی، به دلیل انجام قتلهای آیینی که منطقه یاروسلاول را تکان داد، به ۲۰ سال زندان محکوم شد.
▪️گفته میشود اوگولوبیاک و سایر شیطانپرستان عضو این گروه، دو تن از چهار قربانی خود را سر بریدند و قلب و زبان آنها را سرخ کردند و خوردند. همچنین گفته میشود که او یکی از قربانیان را با ۶۶۶ ضربه چاقو به قتل رساندهاست. عدد ۶۶۶ اشاره مستقیمی به «عدد وحش» دارد.
▪️قرار بود اوگولوبیاک تا پایان دوران محکومیتش یعنی تا سال ۲۰۳۰ میلادی در زندان بماند اما حالا ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه تصمیم دارد او را پس از خدمت در واحد «طوفان Z» در جنگ اوکراین، عفو کند. این واحد در آوریل سال جاری میلادی در روسیه تأسیس شد و زندانیان را با این وعده استخدام میکند که اگر عملیات آنها موفقیتآمیز باشد، از دوران محکومیتشان کم خواهد شد.
▪️ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین، پیشتر این نوع عفوها را محکوم کرده و گفته بود ارتش روسیه از زندانیان برای جبران خسارات وارده در میدان نبرد استفاده میکند.
▪️این اولین بار نیست که ولادیمیر پوتین افراد خطرناک و خلافکار را مورد عفو قرار میدهد و ممکن است آخرین بار هم نباشد. کرملین روز چهارشنبه تاکید کرد که سیاست عفو زندانیان متوقف نخواهد شد و ممکن است در سالهای آینده نیز تکرار شود. با این حال، خانواده قربانیان این نوع عفوها را محکوم کردهاند، بهویژه که از این آزادیها مطلع نشده بودند.
▪️دیمیتری پسکوف، سخنگوی پوتین گفت: «این سوال چندین بار مطرح شده است و در حال حاضر همه به دقت به فهرست افراد عفو شده نگاه میکنند». آقای پسکوف که در اوایل نوامبر در این زمینه مورد سوال قرار گرفت، از این عفوها دفاع کرد و معتقد بود که «افرادی که به جنایات سنگین محکوم شدهاند، با خون در میدان جنگ تاوان جنایتی که انجام دادهاند را پس میدهند».
▪️دهها هزار زندانی روسی، تحت قراردادهایی با گروههای شبهنظامی مانند گروه واگنر به جبهههای جنگ علیه اوکراین فرستاده شدهاند. آنها اگر بتوانند شش ماه در ميدان نبرد دوام بیاورند، مشمول عفو میشوند. این مردان اغلب در خطرناکترین مناطق خط مقدم خدمت میکنند و احتمال اینکه بتوانند زنده بمانند کم است.
▪️یوگنی پریگوژین، رئیس سابق گروه واگنر، پیشتر گفته بود که از این نیروها اغلب به عنوان خوراک توپهای جنگی استفاده میشود. پدر نیکولای اوگولوبیاک در مصاحبهای گفته است که پسرش به شدت مجروح شده و از کار افتاده شده است.
#روشیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن [اسلایدها به ترتیب: ستم به کودکان میانمار، سودان و ایران] ✍🏻 #حسین_بیات 🍂 تاریخ بشر، تاریخ ستمگریست. در همین قرن شاید سالی نبوده که در میانمار، اتیوپی، سودان یا غزه، به کودکان و زنان و مردان ظلم نشده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘چهار واکنش
— شرح و بسطِ «سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن»
(۱/۲)
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 در مواجهه با جنگِ اسرائیل - غزه، چهار نوع واکنش قابل تشخیص است:
اول: طرفداری از اسرائیل
دوم: طرفداری از غزه/حماس
سوم: مخالفت با هر دو طرف
چهارم: عدم توجه ویژه یا عدم موضعگیری
🍂 بهدلیل تجاوز و تعدی به غیرنظامیان از سوی طرفین، واکنش اول و دوم غیرقابل دفاع است، اما واکنش سوم و چهارم نیز گویا مستلزم نفی یک امر بدیهیست: دفاع از طرف ضعیف یا ستمدیده.
🍂 در یادداشت قبلی برای رد این اشکال، سه دلیل آوردم:
دلیل اول) مراد از "دفاع" چیست؟ اگر منظور صرفاً "موضعگیری اخلاقی و ابراز انزجار" است، چرا علیه هر دو طرف نباشد؟ اگر علیه هر دو طرف است، آنگاه این واکنش چه فرقی با واکنش سوم دارد؟ اما اگر فقط علیه طرف اسرائیلی است، آنگاه جهانشمولی اخلاق چه میشود؟ و اگر منظور از "دفاع" نوعی اقدام عملی است، آنگاه این نوع دفاع، آیا در هر حال ضروریست؟ مثلا وقتی عملا غیرممکن یا بسیار پر ریسک باشد، یا وقتی خودمان درگیر نزاع دیگری باشیم و خود مسئول ستم دیگری باشیم که اقدام موثر برای هر دو، ناممکن باشد.
دلیل دوم) در رد برخی موضعگیریها که ظاهرا ایجابی و انسانیاند و در دفاع از مظلومند، اما عملا چیزی جز بیانیههای بیخاصیت و کلیگوییهای خوشآب و رنگ (glittering generalites) نیستند. این نوع "دفاعیات" اگر ما را بهنوعی تظاهر و هیپوکراسی رهنمون نشوند، دستکم بهنوعی "مزخرفگویی" (مزخرف در عربی: بیفایده و پرزرق و برق) دچار میکنند: "من یار و یاور همه ضعیفان عالم و دشمن همه ستمگران هستم!".
🍂 آنچه واکنش نوع دوم را جذاب کرده، عدمِ تعارض با احساساتگرایی عرفی و نیز القای نوعی حسّ کاذب کنشگری عدالتخواهانه و بشردوستانه است؛ بخصوص در فضای رسانهای که پر از «تصاویر بسیار دردناک کودکان جنگ» است. اجازه دهید این را کمی بیشتر توضیح دهم.
🍂 ما اگر شاهد نزاع خیابانی بین چند مرد باشیم علاقهای به مداخله نداریم، اما اگر در این نزاع کودکی را بزنند بلافاصله اعتراض میکنیم و عملاً مانع میشویم؛ باید هم چنین کنیم و اگر کاری نکنیم عذاب وجدان داریم. همین تفاوت آشکار و حق پیشینی و مطلق کودک اما، ما را در مواجهه با برخی اخبار و غوغاسالاریها، بخصوص اخبار سیاسی، مستعد واکنشهای هیجانی و استنتاجهای غیرمنطقی میکند که به آن مغالطه "کودکان را نجات دهید" میگویند:
The "Save the Children" Fallacy
یعنی وقتی بین A و B جنگ است و ما تصاویر دردناکی از کودکان جنگ زده A را میبینیم، از درون (وجدان) و بیرون (افکار عمومی) در فشاریم تا نتیجه بگیریم حق با A است. کافیست جایی موضوع کودکان در میان باشد، مثلا آموزش جنسی به کودکان، یا حل برخی دوراهیهای دشوار مثل "آزادی بیان یا انضباط اجتماعی"، همیشه در نگاه اول و برای عامۀ مردم، موضعی جذابتر است که آسیب کودکان را برجستهتر و محتملتر بنمایاند و آن را دراماتیکتر نشان دهد.
🍂 من همین حالا به خاطر همین فشار درونی و بیرونی ناچارم به شما خواننده عزیز تاکید کنم که قصدم از گفتن اینها، این نیست که در مقابل گریه و ترس و لرز و چشمهای بهتزدۀ کودکان معصوم و بیدفاع، بیاعتنا و کر و کور باشیم، حاشا و کلا! بلکه به خودمان تذکر میدهم که از دیدن تصاویر دردناک کودکان، حقانیت یکی از طرفین، یا حقانیت منبع خبری را نتیجه نگیریم، این دو هیچ ربط منطقی به هم ندارند، و اگر چنین استنتاجی را بیپروا مرتکب شویم، چه بسا در سوء استفادۀ سیاسی از رنج کودکان مشارکت کرده باشیم.
🍂 حداکثر نتیجه منطقی که از این تصاویر میشود گرفت موضع سوم است: محکوم کردن هر دو طرف. «کودکان را نجات دهید»، که البته گاهی حتی مصداقی از مغالطه کلانتری است که میتوان آنرا «ضعیف را نجات دهید» نامید:
Save the weak side
البته این مغالطه با نام دیگری معروف است: توسل به ترحم (یا شفقت)
Appeal to pity (or compassion)
یا به لاتین: آرگیومِنتِم اَد میزِرِکوردییم
Argumentum ad Misericordiam
گزاره P درست است، چون طرف ضعیف آن را میگوید، یا حق با شخص S است، چون طرف ضعیف نزاع است.
🔺نظریهپردازان و کنشگران چپ، که از قضاء عمدتاً از واکنش نوع دوم (طرفداری از غزه) دفاع میکنند، بیش از دیگران در معرض این مغلطه و بلکه سفسطهاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @hossein_bayat
— شرح و بسطِ «سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن»
(۱/۲)
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 در مواجهه با جنگِ اسرائیل - غزه، چهار نوع واکنش قابل تشخیص است:
اول: طرفداری از اسرائیل
دوم: طرفداری از غزه/حماس
سوم: مخالفت با هر دو طرف
چهارم: عدم توجه ویژه یا عدم موضعگیری
🍂 بهدلیل تجاوز و تعدی به غیرنظامیان از سوی طرفین، واکنش اول و دوم غیرقابل دفاع است، اما واکنش سوم و چهارم نیز گویا مستلزم نفی یک امر بدیهیست: دفاع از طرف ضعیف یا ستمدیده.
🍂 در یادداشت قبلی برای رد این اشکال، سه دلیل آوردم:
دلیل اول) مراد از "دفاع" چیست؟ اگر منظور صرفاً "موضعگیری اخلاقی و ابراز انزجار" است، چرا علیه هر دو طرف نباشد؟ اگر علیه هر دو طرف است، آنگاه این واکنش چه فرقی با واکنش سوم دارد؟ اما اگر فقط علیه طرف اسرائیلی است، آنگاه جهانشمولی اخلاق چه میشود؟ و اگر منظور از "دفاع" نوعی اقدام عملی است، آنگاه این نوع دفاع، آیا در هر حال ضروریست؟ مثلا وقتی عملا غیرممکن یا بسیار پر ریسک باشد، یا وقتی خودمان درگیر نزاع دیگری باشیم و خود مسئول ستم دیگری باشیم که اقدام موثر برای هر دو، ناممکن باشد.
دلیل دوم) در رد برخی موضعگیریها که ظاهرا ایجابی و انسانیاند و در دفاع از مظلومند، اما عملا چیزی جز بیانیههای بیخاصیت و کلیگوییهای خوشآب و رنگ (glittering generalites) نیستند. این نوع "دفاعیات" اگر ما را بهنوعی تظاهر و هیپوکراسی رهنمون نشوند، دستکم بهنوعی "مزخرفگویی" (مزخرف در عربی: بیفایده و پرزرق و برق) دچار میکنند: "من یار و یاور همه ضعیفان عالم و دشمن همه ستمگران هستم!".
🍂 آنچه واکنش نوع دوم را جذاب کرده، عدمِ تعارض با احساساتگرایی عرفی و نیز القای نوعی حسّ کاذب کنشگری عدالتخواهانه و بشردوستانه است؛ بخصوص در فضای رسانهای که پر از «تصاویر بسیار دردناک کودکان جنگ» است. اجازه دهید این را کمی بیشتر توضیح دهم.
🍂 ما اگر شاهد نزاع خیابانی بین چند مرد باشیم علاقهای به مداخله نداریم، اما اگر در این نزاع کودکی را بزنند بلافاصله اعتراض میکنیم و عملاً مانع میشویم؛ باید هم چنین کنیم و اگر کاری نکنیم عذاب وجدان داریم. همین تفاوت آشکار و حق پیشینی و مطلق کودک اما، ما را در مواجهه با برخی اخبار و غوغاسالاریها، بخصوص اخبار سیاسی، مستعد واکنشهای هیجانی و استنتاجهای غیرمنطقی میکند که به آن مغالطه "کودکان را نجات دهید" میگویند:
The "Save the Children" Fallacy
یعنی وقتی بین A و B جنگ است و ما تصاویر دردناکی از کودکان جنگ زده A را میبینیم، از درون (وجدان) و بیرون (افکار عمومی) در فشاریم تا نتیجه بگیریم حق با A است. کافیست جایی موضوع کودکان در میان باشد، مثلا آموزش جنسی به کودکان، یا حل برخی دوراهیهای دشوار مثل "آزادی بیان یا انضباط اجتماعی"، همیشه در نگاه اول و برای عامۀ مردم، موضعی جذابتر است که آسیب کودکان را برجستهتر و محتملتر بنمایاند و آن را دراماتیکتر نشان دهد.
🍂 من همین حالا به خاطر همین فشار درونی و بیرونی ناچارم به شما خواننده عزیز تاکید کنم که قصدم از گفتن اینها، این نیست که در مقابل گریه و ترس و لرز و چشمهای بهتزدۀ کودکان معصوم و بیدفاع، بیاعتنا و کر و کور باشیم، حاشا و کلا! بلکه به خودمان تذکر میدهم که از دیدن تصاویر دردناک کودکان، حقانیت یکی از طرفین، یا حقانیت منبع خبری را نتیجه نگیریم، این دو هیچ ربط منطقی به هم ندارند، و اگر چنین استنتاجی را بیپروا مرتکب شویم، چه بسا در سوء استفادۀ سیاسی از رنج کودکان مشارکت کرده باشیم.
🍂 حداکثر نتیجه منطقی که از این تصاویر میشود گرفت موضع سوم است: محکوم کردن هر دو طرف. «کودکان را نجات دهید»، که البته گاهی حتی مصداقی از مغالطه کلانتری است که میتوان آنرا «ضعیف را نجات دهید» نامید:
Save the weak side
البته این مغالطه با نام دیگری معروف است: توسل به ترحم (یا شفقت)
Appeal to pity (or compassion)
یا به لاتین: آرگیومِنتِم اَد میزِرِکوردییم
Argumentum ad Misericordiam
گزاره P درست است، چون طرف ضعیف آن را میگوید، یا حق با شخص S است، چون طرف ضعیف نزاع است.
🔺نظریهپردازان و کنشگران چپ، که از قضاء عمدتاً از واکنش نوع دوم (طرفداری از غزه) دفاع میکنند، بیش از دیگران در معرض این مغلطه و بلکه سفسطهاند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @hossein_bayat
Telegram
نقدآگین
📘سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن
[اسلایدها به ترتیب: ستم به کودکان میانمار، سودان و ایران]
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 تاریخ بشر، تاریخ ستمگریست. در همین قرن شاید سالی نبوده که در میانمار، اتیوپی، سودان یا غزه، به کودکان و زنان و مردان ظلم…
[اسلایدها به ترتیب: ستم به کودکان میانمار، سودان و ایران]
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 تاریخ بشر، تاریخ ستمگریست. در همین قرن شاید سالی نبوده که در میانمار، اتیوپی، سودان یا غزه، به کودکان و زنان و مردان ظلم…
📘چهار واکنش
— شرح و بسطِ «سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن»
(۲/۲)
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 دلیل سوم) دلیلی بنیادیتر است؛ موضعگیری ایجابی موثر دربارۀ بحران غزه-اسرائیل برای ما ایرانیان، فعلا امکانپذیر نیست. در اینجا سعی میکنم این را بیشتر توضیح دهم. در این استدلال نشان میدهم که اگر منظور از «موضع ایجابی» یا «توجه ویژه»، نقد یا اعتراض یا شکایت باشد، اساساً چنین توجهی عملاً برای ایرانیان امکان ندارد.
🍂این جمله را در نظر بگیرید:
🔺جملۀ ۱ صادق است چون مصداقیست از حکم مطلق و جهانشمولِ "کشتار کودکان، جنایت است"، اما گفتن این جملۀ صادق، لزوماً در همه جا نقد (درست یا نادرست) محسوب نمیشود.
🍂 گفتن این جمله در اسرائیل و غرب، «نقد، اعتراض یا شکایت» است، اما در ایران و روسیه نه! بلکه در بهترین حالت، نوعی «واکنش اخلاقی یا عاطفی و ابراز انزجار (مثل تولید صدای آخ یا اوه) یا خشم» (فحش) است و در بدترین حالت، نوعی «ضدنقد» و «تثبیت گفتمان مسلط» است؛ بنا بر این توجه از «نوعِ نقد»، نقد و اعتراض یا شکایت برای شهروندان ایرانی امکان ندارد؛ چون جملۀ ۱ دربارۀ یک عامل (agent) -در اینجا یک واحد سیاسی: دولت اسرائیل- است، نه دربارۀ یک گزاره، و «نقد به عامل» باید در داخل میدان قدرت او باشد. به بیان ساده، منتقد یا معترض باید باید دستش به عامل برسد تا نقد یا اعتراض محقق شود. شاکی و متشاکی هم باید یک ساختار فرادست برای داوری (مثل سازمان ملل) را مشترکاً به رسمیت بشناسند تا شکایت محقق شود.
🍂 فرض کنید همسایه بیملاحظه شما، شبها با پخش صدای بلند موسیقی، آسایش را از شما سلب کند و شما به جای رویارویی و گفتن جملهای اعتراضی به او، در خانه خودتان به خود یا به دوستتان یا به مدیر ساختمان بگویید:
🔺جملۀ ۲ درست است، اما گفتن آن در غیاب عامل، آیا نقد یا اعتراض محسوب میشود؟ و بدون پذیرش یک مرجع فرادست، مثل مدیر ساختمان، شکایت محسوب میشود؟ البته که نه! شهود زبانی ما میگوید که شما حداکثر کاری که کردهاید، "غر زدن" (با خود) یا "درد دل کردن" (با دوست) است، نه "نقد" یا "اعتراض" یا "شکایت".
🍂 اصل «زمینهمندی» و «ضرورت حضور ناقد و معترض در میدان قدرت عامل»، بقدری بدیهیست که وقتی برخی در ایران به جنایات اسرائیل، انتقاد یا اعتراض میکنند، «خلاء» آن را ناخودآگاه حس میکنند و دقیقا برای پر کردن همین خلاء است که هیولاهایی مثل «نظام سلطه»، «صهیونیسم جهانی» و «ساختار جهانی لیبرال دموکراسی» را برمیسازند تا احساس نکنند کارشان عبث و بیهوده است، بلکه در مقام نقد و اعتراض به همین هیولاهای ترسناک هستند. هیولاهایی که همه جا هستند و همهجا میدان قدرت آنهاست؛ معترضان را از کار برکنار میکنند و ویزا نمیدهند و موافقان را بر صدر مینشانند. البته برای رفع تناقضها و تبیین قدرت مستقل خودشان هم دو ایده را مدام تکرار میکنند: این هیولا اولا تنها از طریق برخی عوامل سیاسی و فکری خودفروخته نفوذ کردهاند، و ثانیا در حال افولند و آخرالزمان از آن ماست.
#تفکر_انتقادی #فلسفیدن #مغلطجات #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @hossein_bayat
— شرح و بسطِ «سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن»
(۲/۲)
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 دلیل سوم) دلیلی بنیادیتر است؛ موضعگیری ایجابی موثر دربارۀ بحران غزه-اسرائیل برای ما ایرانیان، فعلا امکانپذیر نیست. در اینجا سعی میکنم این را بیشتر توضیح دهم. در این استدلال نشان میدهم که اگر منظور از «موضع ایجابی» یا «توجه ویژه»، نقد یا اعتراض یا شکایت باشد، اساساً چنین توجهی عملاً برای ایرانیان امکان ندارد.
🍂این جمله را در نظر بگیرید:
کشتار کودکان غزهای، جنایت است. [جمله ۱]
🔺جملۀ ۱ صادق است چون مصداقیست از حکم مطلق و جهانشمولِ "کشتار کودکان، جنایت است"، اما گفتن این جملۀ صادق، لزوماً در همه جا نقد (درست یا نادرست) محسوب نمیشود.
🍂 گفتن این جمله در اسرائیل و غرب، «نقد، اعتراض یا شکایت» است، اما در ایران و روسیه نه! بلکه در بهترین حالت، نوعی «واکنش اخلاقی یا عاطفی و ابراز انزجار (مثل تولید صدای آخ یا اوه) یا خشم» (فحش) است و در بدترین حالت، نوعی «ضدنقد» و «تثبیت گفتمان مسلط» است؛ بنا بر این توجه از «نوعِ نقد»، نقد و اعتراض یا شکایت برای شهروندان ایرانی امکان ندارد؛ چون جملۀ ۱ دربارۀ یک عامل (agent) -در اینجا یک واحد سیاسی: دولت اسرائیل- است، نه دربارۀ یک گزاره، و «نقد به عامل» باید در داخل میدان قدرت او باشد. به بیان ساده، منتقد یا معترض باید باید دستش به عامل برسد تا نقد یا اعتراض محقق شود. شاکی و متشاکی هم باید یک ساختار فرادست برای داوری (مثل سازمان ملل) را مشترکاً به رسمیت بشناسند تا شکایت محقق شود.
🍂 فرض کنید همسایه بیملاحظه شما، شبها با پخش صدای بلند موسیقی، آسایش را از شما سلب کند و شما به جای رویارویی و گفتن جملهای اعتراضی به او، در خانه خودتان به خود یا به دوستتان یا به مدیر ساختمان بگویید:
همسایه ما با پخش صدای موسیقی، آسایش ما را سلب میکند. [جمله ۲]
🔺جملۀ ۲ درست است، اما گفتن آن در غیاب عامل، آیا نقد یا اعتراض محسوب میشود؟ و بدون پذیرش یک مرجع فرادست، مثل مدیر ساختمان، شکایت محسوب میشود؟ البته که نه! شهود زبانی ما میگوید که شما حداکثر کاری که کردهاید، "غر زدن" (با خود) یا "درد دل کردن" (با دوست) است، نه "نقد" یا "اعتراض" یا "شکایت".
🍂 اصل «زمینهمندی» و «ضرورت حضور ناقد و معترض در میدان قدرت عامل»، بقدری بدیهیست که وقتی برخی در ایران به جنایات اسرائیل، انتقاد یا اعتراض میکنند، «خلاء» آن را ناخودآگاه حس میکنند و دقیقا برای پر کردن همین خلاء است که هیولاهایی مثل «نظام سلطه»، «صهیونیسم جهانی» و «ساختار جهانی لیبرال دموکراسی» را برمیسازند تا احساس نکنند کارشان عبث و بیهوده است، بلکه در مقام نقد و اعتراض به همین هیولاهای ترسناک هستند. هیولاهایی که همه جا هستند و همهجا میدان قدرت آنهاست؛ معترضان را از کار برکنار میکنند و ویزا نمیدهند و موافقان را بر صدر مینشانند. البته برای رفع تناقضها و تبیین قدرت مستقل خودشان هم دو ایده را مدام تکرار میکنند: این هیولا اولا تنها از طریق برخی عوامل سیاسی و فکری خودفروخته نفوذ کردهاند، و ثانیا در حال افولند و آخرالزمان از آن ماست.
#تفکر_انتقادی #فلسفیدن #مغلطجات #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @hossein_bayat
Telegram
نقدآگین
📘سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن
[اسلایدها به ترتیب: ستم به کودکان میانمار، سودان و ایران]
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 تاریخ بشر، تاریخ ستمگریست. در همین قرن شاید سالی نبوده که در میانمار، اتیوپی، سودان یا غزه، به کودکان و زنان و مردان ظلم…
[اسلایدها به ترتیب: ستم به کودکان میانمار، سودان و ایران]
✍🏻 #حسین_بیات
🍂 تاریخ بشر، تاریخ ستمگریست. در همین قرن شاید سالی نبوده که در میانمار، اتیوپی، سودان یا غزه، به کودکان و زنان و مردان ظلم…
نقدآگین
@Naqdagin – تَتَرُّس، پوپولیسم و اهمیت تحزب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️مقایسهی پیامبر و امپراطور
— اشارهای به یک نقد
✍️ دکتر #حسن_محدثی
🍂 دوست عزیز نادیده ام آقای علیرضا موثق به نوشتههای من در بارهی #کورش موسوم به کبیر، نقدی نوشته اند تحت عنوان "کوروش و محمد بر ترازو". در اینجا از توجهشان قدردانی میکنم!
🍂 ایشان مرا پیرو افکار دکتر علیی شریعتی دانسته اند و گمان برده اند من همان افکار و اندیشههای این متفکر معاصر را دنبال میکنم.
🍂 بار دیگر عرض میکنم که دکتر علیی شریعتی از رهگذر آثار اش، معلم فکری و معنویی من بوده اند و بسیار از وی آموخته ام و ایشان در رشد فکری و تحول فکریی من بسیار موثر بوده اند. اما این بدان معنا نیست که من پیرو و دنبالهروی ایشان هستم. بر عکس، نقدهای زیادی را به اندیشهی شریعتی وارد میدانم و بسیاری از این نقدها را منتشر کرده ام و برخی از آنها حتا امکان انتشار هم ندارند. نخستین نقدی که بر اندیشهی شریعتی نوشته ام، در سال ۱۳۷۳ در نقد اندیشهی سیاسیی او تحت عنوان "دیکتاتوری ایدهئولوگها" ارائه شده و این نقدها همچنان ادامه یافته است.
🍂 همچنین، چنانکه بارها گفته ام، من تا بهار سال ۱۴۰۰ پروژهی انسانیسازیی دین را ذیل اندیشهی کلان اصلاح دینی دنبال میکرده ام و در بهار سال ۱۴۰۰ از امکان موفقیت این پروژهی فکری مایوس شده ام و آن را کنار نهاده ام.
🍂 بسیاری از کتابهایی که نوشته ام، از جمله کتاب مشرکی در خانوادهی پیامبر، ذیل پروژهی انسانیسازیی دین انجام گرفته اند و اینک آن پروژهی فکری را رها کرده ام؛ اگرچه به انجام آن مفتخر ام، چون هم برای جامعه مفید بوده و هم سبب رشد ام شده و هم غایتی مطلوب و انسانی و رهاییبخش داشته است.
🍂 اما در مورد پیامبر اسلام هنوز هیچ مقاله یا اثر دانشپژوهانه ننوشته ام. بنابراین، داوری در مورد اندیشهام در این باره، اندیشهای که هنوز بیان نشده و منتشر نشده، در حقیقت پیشداوری است و ایشان مرتکب این نوع پیشداوری شده است.
🍂 اگر امروز میخواستم در بارهی پیامبر اسلام کاری دانشپژوهانه بنویسم، ذیل دو جریان فکریی مونوتئیسم سامی و اندیشهی آخرالزمانی بحث ام را پیش میبردم.
🍂 اینجا فقط اشاره میکنم که تفاوت بنیانگذار اسلام و کورش موسوم به کبیر، تفاوت دو نقش و دو شخصیت بسیار متفاوت است: تفاوت پیامبر دین مونوتئیستی با یک امپراطور چندخداپرست. یکی، غایت جهانگستریی توحیدی را دنبال میکند و دیگری غایتِ جهانگشاییی سرزمینی را.
🍂 اگرچه ایرادهای زیادی در نوشتهی ایشان میبینم، اما فعلا بدان نمیپردازم. البته پاسخ به برخی از نکاتشان را در نوشتههای پیشین ام در بارهی کورش عملا آورده ام، اما اکنون وارد بحث تفصیلی در این باره نمیشوم. این زمان بگذار تا وقت دگر!
#نقد_روشنفکران #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
— اشارهای به یک نقد
✍️ دکتر #حسن_محدثی
🍂 دوست عزیز نادیده ام آقای علیرضا موثق به نوشتههای من در بارهی #کورش موسوم به کبیر، نقدی نوشته اند تحت عنوان "کوروش و محمد بر ترازو". در اینجا از توجهشان قدردانی میکنم!
🍂 ایشان مرا پیرو افکار دکتر علیی شریعتی دانسته اند و گمان برده اند من همان افکار و اندیشههای این متفکر معاصر را دنبال میکنم.
🍂 بار دیگر عرض میکنم که دکتر علیی شریعتی از رهگذر آثار اش، معلم فکری و معنویی من بوده اند و بسیار از وی آموخته ام و ایشان در رشد فکری و تحول فکریی من بسیار موثر بوده اند. اما این بدان معنا نیست که من پیرو و دنبالهروی ایشان هستم. بر عکس، نقدهای زیادی را به اندیشهی شریعتی وارد میدانم و بسیاری از این نقدها را منتشر کرده ام و برخی از آنها حتا امکان انتشار هم ندارند. نخستین نقدی که بر اندیشهی شریعتی نوشته ام، در سال ۱۳۷۳ در نقد اندیشهی سیاسیی او تحت عنوان "دیکتاتوری ایدهئولوگها" ارائه شده و این نقدها همچنان ادامه یافته است.
🍂 همچنین، چنانکه بارها گفته ام، من تا بهار سال ۱۴۰۰ پروژهی انسانیسازیی دین را ذیل اندیشهی کلان اصلاح دینی دنبال میکرده ام و در بهار سال ۱۴۰۰ از امکان موفقیت این پروژهی فکری مایوس شده ام و آن را کنار نهاده ام.
🍂 بسیاری از کتابهایی که نوشته ام، از جمله کتاب مشرکی در خانوادهی پیامبر، ذیل پروژهی انسانیسازیی دین انجام گرفته اند و اینک آن پروژهی فکری را رها کرده ام؛ اگرچه به انجام آن مفتخر ام، چون هم برای جامعه مفید بوده و هم سبب رشد ام شده و هم غایتی مطلوب و انسانی و رهاییبخش داشته است.
🍂 اما در مورد پیامبر اسلام هنوز هیچ مقاله یا اثر دانشپژوهانه ننوشته ام. بنابراین، داوری در مورد اندیشهام در این باره، اندیشهای که هنوز بیان نشده و منتشر نشده، در حقیقت پیشداوری است و ایشان مرتکب این نوع پیشداوری شده است.
🍂 اگر امروز میخواستم در بارهی پیامبر اسلام کاری دانشپژوهانه بنویسم، ذیل دو جریان فکریی مونوتئیسم سامی و اندیشهی آخرالزمانی بحث ام را پیش میبردم.
🍂 اینجا فقط اشاره میکنم که تفاوت بنیانگذار اسلام و کورش موسوم به کبیر، تفاوت دو نقش و دو شخصیت بسیار متفاوت است: تفاوت پیامبر دین مونوتئیستی با یک امپراطور چندخداپرست. یکی، غایت جهانگستریی توحیدی را دنبال میکند و دیگری غایتِ جهانگشاییی سرزمینی را.
🍂 اگرچه ایرادهای زیادی در نوشتهی ایشان میبینم، اما فعلا بدان نمیپردازم. البته پاسخ به برخی از نکاتشان را در نوشتههای پیشین ام در بارهی کورش عملا آورده ام، اما اکنون وارد بحث تفصیلی در این باره نمیشوم. این زمان بگذار تا وقت دگر!
#نقد_روشنفکران #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
Telegram
نقدآگین
📗#کوروش و محمد بن عبدالله در ترازو
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
📘طغیان روح: از معاشقه تا شکنجه! ✍️ #نادر_فتورهچی 🍂 در ایران روحی نا آرام سر به طغیان برداشته و در جستجوی پیکر خویش از کالبدهای گوناگونی گذر کردهاست؛ در ۷۶ به خاتمی رای داد؛ در ۸۸ میخواست رایش به موسوی را در خیابان پس بگیرد؛ در ۹۲ کوشید در آشتی با صندوق…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرامیداشت کوروش
@Naqdagin
🎧 گرامیداشت #کوروش
— ویژگیهای سیاستمدار حرفهای و سیاستمدار تفننی از نظر ماکس وبر
🎙#ایمان_سلیمانی امیری
#آینه_تاریخ #ایران #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @imansoleymaniamiri
— ویژگیهای سیاستمدار حرفهای و سیاستمدار تفننی از نظر ماکس وبر
🎙#ایمان_سلیمانی امیری
#آینه_تاریخ #ایران #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @imansoleymaniamiri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مدرنیتۀ سیاسی، انقلاب فرانسه و ظهور مفهوم ملیت در اروپا
— بخشی از کلاس «جامعهشناسی تاریخی ایران معاصر»
🎙دکتر #شروین_وکیلی
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
— بخشی از کلاس «جامعهشناسی تاریخی ایران معاصر»
🎙دکتر #شروین_وکیلی
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
نقدآگین
#نظرسنجی ۱۸
به نظر شما حرام دانستن و ممنوعسازی نشر عمومی صدایِ آوازِ و حتا قرائت قرآن زنان از چه امری حکایت میکند؟ [میتوان چند گزینه را انتخاب کرد]
به نظر شما حرام دانستن و ممنوعسازی نشر عمومی صدایِ آوازِ و حتا قرائت قرآن زنان از چه امری حکایت میکند؟ [میتوان چند گزینه را انتخاب کرد]
#نظرسنجی ۱۹
آیا به نظر شما، مفیدتر است که نقدآگین به کدام موضوع یا موضوعات، بیشتر بپردازد؟ [میتوانید چندین گزینه را نیز انتخاب کنید]
آیا به نظر شما، مفیدتر است که نقدآگین به کدام موضوع یا موضوعات، بیشتر بپردازد؟ [میتوانید چندین گزینه را نیز انتخاب کنید]
Anonymous Poll
23%
۱. ویدیو-تحلیل یا نقد و تحلیل سخنان اشخاص حاضر در حکومت اسلامی و حوزههای علمیه
33%
۲. ترجمۀ ویدیوهای تحلیلی-انتقادی انگلیسی و عربی و... پیرامون اسلام و ادیان
26%
۳. تهیۀ گزارش و تخلیص ویدیوهای تحلیلی-انتقادی انگلیسی و عربی و... پیرامون اسلام و ادیان
34%
۴. طرح مباحث پژوهشگرانِ تجدیدنظرطلب در تاریخ اسلام و ادیان
33%
۵. مباحث روشنفکری دینی و نقدهای وارد بر آن
46%
۶. طرح نقدهای عقلانی و اخلاقی بر قرآن و اسلام
24%
۷. مباحث علمی روز
31%
۸. جستارهای فلسفی و آموزش بنیادهای تفکر فلسفی و مغالطات منطقی
27%
۹. نقد چپها، اصلاحطلبان و دیگر جریانهای سیاسی اپوزیسیون
32%
۱۰. تاریخ ایران و جهان (از دوران باستان تا معاصر) و اسطورهشناسی