📻 مجاهدین خلق و مشروعگی
🎙مصاحبۀ «کانال یک» با دکتر #محسن_بنائی
🗄پست مرتبط:
📻 کومله؛ از اسطوره تا واقعیت
📺 عبدالله مهتدی و پیشبرد پروژۀ یوگوسلاویزاسیون ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبۀ «کانال یک» با دکتر #محسن_بنائی
🗄پست مرتبط:
📻 کومله؛ از اسطوره تا واقعیت
📺 عبدالله مهتدی و پیشبرد پروژۀ یوگوسلاویزاسیون ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
مجاهدین و مشروعگی
@Naqdagin
🎧 مجاهدین خلق و مشروعگی
🎙مصاحبۀ «کانال یک» با دکتر #محسن_بنائی
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبۀ «کانال یک» با دکتر #محسن_بنائی
#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘انقلاب رهائیبخش یا شورش فرومایگان؟
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 بهیاد راهپیمائی ۱۷ اسفند و کرنش در برابر زنان و مردان گرانمایهای که نخستین شورندگان بر اهریمن بودند، با شادباش روز جهانی زن!
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۵۳ واژه
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 بهیاد راهپیمائی ۱۷ اسفند و کرنش در برابر زنان و مردان گرانمایهای که نخستین شورندگان بر اهریمن بودند، با شادباش روز جهانی زن!
🌐 مطالعۀ متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۵۳ واژه
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘انقلاب رهائیبخش یا شورش فرومایگان؟
(۱/۲)
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
✂️برشی از متن
بهیاد راهپیمائی ۱۷ اسفند و کرنش در برابر زنان و مردان گرانمایهای که نخستین شورندگان بر اهریمن بودند، با شادباش روز جهانی زن!
🍂 «شما به میلیونها ایرانی توهین میکنید!»، این نخستین واکنشِ دلباختگان انقلاب شکوهمند به واژۀ "شورش فرومایگان" است. انسان خردمند ولی، تنها هنگامی سخنی را توهین به خود میپندارد که در آن هستهای از راستینگی بیابد؛ همۀ ما، از من نوجوان ۱۳ ساله تا آن رهبران جاافتاده سیاسی که اهریمن زمانه را بر دوش گرفتیم و بر ماه نشاندیم، نیک میدانیم که با این آبوخاک چه کردهایم.
🍂 پیش از هر چیز ولی، بگذارید نگاهی به واژه «فرومایه» داشته باشیم. محمدحسین ابنخلف تبریزی در برهان قاطع مینویسد: «به معنی بداصل و بیدانش باشد و شخصی را نیز گویند که کارهای دنی و سهل کند». چرا من این واژه را برای واگشادن برترین ویژگی کنشگران انقلاب اسلامی و تودههای پیرو آنان برگزیدهام؟ برای پاسخ به این پرسش باید اندکی در تاریخ یک کشور دیگر بازپس برویم:
🍂 در پی انقلاب نوامبر (۱۹۱۹/۱۹۱۸) امپراتوری آلمان جای خود را به جمهوری وایمار داد. از دل این جنبش در ژانویه ۱۹۱۹ حزب کارگران آلمانی بیرون آمد که بنیانگذاران آن همگی از کارگران راهآهن بودند.
🍂 در پی پیوستن آدولف هیتلر در سپتامبر ۱۹۱۹، حزب اندک اندک چهرۀ یکدستتری به خود گرفت، تا سرانجام در فوریه ۱۹۲۰ نام خود را به "حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمانی" دیگرگون کند و آیندۀ آلمان و جهان را با برنامۀ ۲۵مادهای خود رقم بزند. بندهای ۴ تا ۸ این برنامه آشکارا یهودیستیزانه بودند؛ چرا که شهروندی را تنها از آن کسانی میدانستند که دارای "خون آلمانی" باشند، حتا با نگاه آن روز و با یادکرد از پوگرومهایی که در آنها یهودیان در سرتاسر اروپا کشتار شده بودند نیز، نیاز به هوش چندانی نبود که آدمی بداند نازیها چه در سر میپروردند.
🍂 با اینهمه، در سال ۱۹۳۳ و در یکی از پُرشورترین انتخابات تاریخ آلمان ۴۳,۹٪ آلمانیها به هیتلر و حزبش رای دادند و شد آنچه که پیشدیدنی بود. ۱۳ سال پس برنامه ۲۵ مادهای رای دهندگان به نیکی از نقشه حزب نازی آگاه بودند و نمیتوان گفت رأیشان از سر ناآگاهی بوده است.
🍂 چهار دهه دیرتر و پنجهزار کیلومتر دورتر، یک روحانی مرتجع، شورشی فراگیر را در ایران سازمان داد و کشور را نزدیک به یک هفته دستخوش آشوب کرد؛ روحالله خمینی که نامش پیشتر در ترور احمد کسروی بر سر زبانها افتادهبود، اینبار در ستیز با حق رای زنان، برابری دینی و برانداختن نظام ارباب و رعیتی، جایگاه رهبری خود را در میان مشروعهخواهان استوار کرد.
🍂 نزدیک به همۀ کسانی که میبایست از بزرگترین انقلاب اجتماعی پس از جنبش مشروطه پشتیبانی میکردند، به آن پشت کردند و خواسته یا ناخواسته، در کنار آن روحانی واپسگرا ایستادند. بیژن جزنی اندیشهپرداز چریکهای فدائی خلق این شورش را " تضاد خلق با استبداد دربار بهمثابه عمدهترین دشمن خلق" نامید؛ مجاهدین خلق به گفته دو تن از بنیانگذارانش سرکوب آن شورش را انگیزه خود برای آغاز نبرد مسلحانه نامیدند؛ عبدالرحمن برومند از رهبران جبهه ملی وجوهات شرعی خود را به خمینی میپرداخت و حزب توده نیز پس از همدلی گذرای آغازین، رادیوی خود را به بلندگویی برای خواندن پیامهای خمینی فروکاست.
✂️برشی از متن
🍂 ولی این همرهان که بودند؟ آیا آنان آنگونه که در افسانهپردازیهای خود در راستای نگارش یک «تاریخ رستگاری» میگویند برای "مبارزه با استبداد و خفقان" تپانچه و تنفگ در دست گرفته بودند و به میدان تاخته بودند؟ یا آماجشان "جامعۀ بیطبقه توحیدی" بود، از آنگونه که در پایگاههای اشرف در عراق و لیبرتی در آلبانی برپا کردهاند؟
🍂 مجاهدین یک فرقۀ بستۀ ایدئولوژیک با شریعت اسلام و رهبری استالینیستی بودند و هستند و "آزادی" بدانگونه که یک انسان مدرن آن را درمییابد، جایی در قاموسشان ندارد.
🍂 فدائیان خلق در کارنامۀ خود ترور دگراندیشان سازمانی، حملۀ تروریستی سیاهکل، قتل کوردلانۀ کارآفرینانی چون فاتح یزدی و اعدام انقلابی رفیق سازمانیشان عبدالله پنجهشاهی را، آن هم به جرم "رابطه خارج از ازدواج (بخوان نامشروع) با ادنا ثابت" داشتند و در میانشان، چریک مارکسیستی با درجۀ دکترا بود که همزمان با دو زن ازدواج کردهبود. حزب توده که در دهۀ بیست، بی هیچ شرم و آزرمی برای شوروی تقاضای امتیاز «نفت شمال» را کرده بود، پیش از انقلاب، حتا در میان مخالفان حکومت نیز بیشتر یک سازمان وابسته به کا. گ. ب شناخته میشد، تا یک حزب سیاسی. آری، اینان یا به دنبال «جامعۀ بیطبقه توحیدی» بودند، یا به دنبال «دیکتاتوری پرولتاریا». «دموکراسی پارلمانی، پلورالیسم سیاسی و سکولاریسم و لیبرالیسم» بر ایشان از دشنام هم زشتتر مینمود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
✂️برشی از متن
بهیاد راهپیمائی ۱۷ اسفند و کرنش در برابر زنان و مردان گرانمایهای که نخستین شورندگان بر اهریمن بودند، با شادباش روز جهانی زن!
🍂 «شما به میلیونها ایرانی توهین میکنید!»، این نخستین واکنشِ دلباختگان انقلاب شکوهمند به واژۀ "شورش فرومایگان" است. انسان خردمند ولی، تنها هنگامی سخنی را توهین به خود میپندارد که در آن هستهای از راستینگی بیابد؛ همۀ ما، از من نوجوان ۱۳ ساله تا آن رهبران جاافتاده سیاسی که اهریمن زمانه را بر دوش گرفتیم و بر ماه نشاندیم، نیک میدانیم که با این آبوخاک چه کردهایم.
🍂 پیش از هر چیز ولی، بگذارید نگاهی به واژه «فرومایه» داشته باشیم. محمدحسین ابنخلف تبریزی در برهان قاطع مینویسد: «به معنی بداصل و بیدانش باشد و شخصی را نیز گویند که کارهای دنی و سهل کند». چرا من این واژه را برای واگشادن برترین ویژگی کنشگران انقلاب اسلامی و تودههای پیرو آنان برگزیدهام؟ برای پاسخ به این پرسش باید اندکی در تاریخ یک کشور دیگر بازپس برویم:
🍂 در پی انقلاب نوامبر (۱۹۱۹/۱۹۱۸) امپراتوری آلمان جای خود را به جمهوری وایمار داد. از دل این جنبش در ژانویه ۱۹۱۹ حزب کارگران آلمانی بیرون آمد که بنیانگذاران آن همگی از کارگران راهآهن بودند.
🍂 در پی پیوستن آدولف هیتلر در سپتامبر ۱۹۱۹، حزب اندک اندک چهرۀ یکدستتری به خود گرفت، تا سرانجام در فوریه ۱۹۲۰ نام خود را به "حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمانی" دیگرگون کند و آیندۀ آلمان و جهان را با برنامۀ ۲۵مادهای خود رقم بزند. بندهای ۴ تا ۸ این برنامه آشکارا یهودیستیزانه بودند؛ چرا که شهروندی را تنها از آن کسانی میدانستند که دارای "خون آلمانی" باشند، حتا با نگاه آن روز و با یادکرد از پوگرومهایی که در آنها یهودیان در سرتاسر اروپا کشتار شده بودند نیز، نیاز به هوش چندانی نبود که آدمی بداند نازیها چه در سر میپروردند.
🍂 با اینهمه، در سال ۱۹۳۳ و در یکی از پُرشورترین انتخابات تاریخ آلمان ۴۳,۹٪ آلمانیها به هیتلر و حزبش رای دادند و شد آنچه که پیشدیدنی بود. ۱۳ سال پس برنامه ۲۵ مادهای رای دهندگان به نیکی از نقشه حزب نازی آگاه بودند و نمیتوان گفت رأیشان از سر ناآگاهی بوده است.
🍂 چهار دهه دیرتر و پنجهزار کیلومتر دورتر، یک روحانی مرتجع، شورشی فراگیر را در ایران سازمان داد و کشور را نزدیک به یک هفته دستخوش آشوب کرد؛ روحالله خمینی که نامش پیشتر در ترور احمد کسروی بر سر زبانها افتادهبود، اینبار در ستیز با حق رای زنان، برابری دینی و برانداختن نظام ارباب و رعیتی، جایگاه رهبری خود را در میان مشروعهخواهان استوار کرد.
🍂 نزدیک به همۀ کسانی که میبایست از بزرگترین انقلاب اجتماعی پس از جنبش مشروطه پشتیبانی میکردند، به آن پشت کردند و خواسته یا ناخواسته، در کنار آن روحانی واپسگرا ایستادند. بیژن جزنی اندیشهپرداز چریکهای فدائی خلق این شورش را " تضاد خلق با استبداد دربار بهمثابه عمدهترین دشمن خلق" نامید؛ مجاهدین خلق به گفته دو تن از بنیانگذارانش سرکوب آن شورش را انگیزه خود برای آغاز نبرد مسلحانه نامیدند؛ عبدالرحمن برومند از رهبران جبهه ملی وجوهات شرعی خود را به خمینی میپرداخت و حزب توده نیز پس از همدلی گذرای آغازین، رادیوی خود را به بلندگویی برای خواندن پیامهای خمینی فروکاست.
✂️برشی از متن
🍂 ولی این همرهان که بودند؟ آیا آنان آنگونه که در افسانهپردازیهای خود در راستای نگارش یک «تاریخ رستگاری» میگویند برای "مبارزه با استبداد و خفقان" تپانچه و تنفگ در دست گرفته بودند و به میدان تاخته بودند؟ یا آماجشان "جامعۀ بیطبقه توحیدی" بود، از آنگونه که در پایگاههای اشرف در عراق و لیبرتی در آلبانی برپا کردهاند؟
🍂 مجاهدین یک فرقۀ بستۀ ایدئولوژیک با شریعت اسلام و رهبری استالینیستی بودند و هستند و "آزادی" بدانگونه که یک انسان مدرن آن را درمییابد، جایی در قاموسشان ندارد.
🍂 فدائیان خلق در کارنامۀ خود ترور دگراندیشان سازمانی، حملۀ تروریستی سیاهکل، قتل کوردلانۀ کارآفرینانی چون فاتح یزدی و اعدام انقلابی رفیق سازمانیشان عبدالله پنجهشاهی را، آن هم به جرم "رابطه خارج از ازدواج (بخوان نامشروع) با ادنا ثابت" داشتند و در میانشان، چریک مارکسیستی با درجۀ دکترا بود که همزمان با دو زن ازدواج کردهبود. حزب توده که در دهۀ بیست، بی هیچ شرم و آزرمی برای شوروی تقاضای امتیاز «نفت شمال» را کرده بود، پیش از انقلاب، حتا در میان مخالفان حکومت نیز بیشتر یک سازمان وابسته به کا. گ. ب شناخته میشد، تا یک حزب سیاسی. آری، اینان یا به دنبال «جامعۀ بیطبقه توحیدی» بودند، یا به دنبال «دیکتاتوری پرولتاریا». «دموکراسی پارلمانی، پلورالیسم سیاسی و سکولاریسم و لیبرالیسم» بر ایشان از دشنام هم زشتتر مینمود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
انقلاب رهائیبخش، یا شورش فرومایگان؟
دکتر محسن بنائی بهیاد راهپیمائی ۱۷ اسفند و کرنش در برابر زنان و مردان گرانمایهای که نخستین شورندگان بر اهریمن بودند، با شادباش روز جهانی زن! «شما به میلیونها ایرانی توهین میکنید!»، این نخستین واکنشِ دلباختگان انقلاب شکوهمند به واژۀ "شورش فرومایگان" است.…
📘انقلاب رهائیبخش یا شورش فرومایگان؟
(۲/۲)
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 با چنین همراهانی بود که خمینی توانست شورش آغازشده در سال ۱۳۴۲ را، پانزده سال دیرتر، به یک انقلاب فرا-برویاند و به همۀ خواستههای خود برسد. من نمیخواهم در اینجا به فهرست درازی از «ستایشنامهها و چکامههای آتشین» کنشگرانِ پنجاهوهفتی برای خمینی بپردازم، که طشت رسوائی آن شیفتگان «امامِ در ماه نشسته» دیریست از بام افتادهاست، ولی از آنجا که عنصرالمعالی در «قابوسنامۀ» خود مینویسد «از عادات مردم فرومایه بدترین عادتی لجوجی و بیآزرمی است»، میخواهم نمونهای را بیاورم که ستایشگران آن شورش کور، آن را همچون پرچم سربلندی "روشنفکران" بزنگاه پنجاهوهفت، بر کوی و برزن آویختهاند، به نمونۀ مصطفی رحیمی.
🍂 در پاسخ به پرسش نسلهای جوان از چرائی همکاری، همدلی و همدستی با واپسماندهترین نیروی اجتماعی زمان، آنچه که خود را روشنفکری ایرانی میخواند، نامۀ رحیمی به خمینی در «مخالفت با جمهوری اسلامی» را همچون سند بیگناهی بر روی میز میکوبد، ولی رحیمی براستی برای خمینی چه نوشته بود؟
🍂 او نوشتۀ خود را با فرنام «نامه به امام خمینی» میآغازد، "روشنفکر" سکولار، دموکرات، سوسیالیست وای بسا آتئیست ما، خمینی را "امام" مینامد.
🍂 آنگاه بر همدلی خود با "تمام" فتواهای خمینی دربارۀ "حکومت پادشاهی"، "امپریالیسم امریکا"، "سیاست شوروی و چین" و "دولت صهیونیستی" انگشت مینهد تا که امام، دچار بدفهمی نشود و میافزاید:
ولی داستان به همینجا پایان نمیپذیرد، "روشنفکر آزادیخواه" و چشموچراغ جامعۀ انتلکتوئلی ایران مینویسد:
بله! درست خواندید، این مبارزانِ راه آزادی و این برشورندگان بر استبداد و خفقان، هنگان سخن گفتن از دموکراسی، به یادِ «حکومت محمد و خلفای راشدین» میافتادند. از یاد نبریم که بههنگام نگاشتهشدن این نامه، خمینی هنوز حتا به ایران هم نیامدهبود و داغ-و-درفشی در کار نبود!
🍂 داستان فرومایگی ولی بسیار فراتر از این نامه است. کسانی که برای "مبارزه با استبداد" به میدان آمده بودند، گذشته از آتش زدن سینماها، میخانهها، بانکها و فروشگاهها، روز دوم و سوم آذر ۵۷ در شیراز، به خانههای بهائیان حمله کردند. نهم بهمن همان سال نیز به شهرنو در تهران رفتند و آتش در خانههای زنان نگونبخت پناهجسته در آنجا افکندند، تا محمود طالقانی گناه فرومایگی آنان را به گردن ساواک بیفکند!
🔺هر دو بار، از فرهیختگان انقلابی صدایی برنخاست. کسانی که حکومت شاه را «حکومت اعدام» مینامیدند، نهتنها به اعدامهای وحشیانۀ افسران ارتش شاهنشاهی خرده نگرفتند، که از امامشان خواستند تیغ برکشیده را در نیام نکند!
🍂 درست دو هفته پس از پیروزی انقلاب "شکوهمند رهائیبخش"، خمینی در پیامی، «قانون حمایت از خانواده» را که با خون دل زنانی چون مهرانگیز منوچهریان به بار نشستهبود، لغو کرد و از آن فرهیختگان استبدادستیز، باز هم صدایی برنخاست!
🍂 روز ۱۰ اسفند خمینی در فتوایی «شیروخورشید» را که یادگار مشروطه و نخستین مجلس ایرانیان بود، نشانِ طاغوت نامید و فرهیختگان آزادیخواه، نهتنها بر او پرخاش نکردند، که گروهی از آنان تا به امروز هم به فتوای امامشان پایبند ماندهاند و این نشان را نماد "سلطنتطلبان" میخوانند.
🍂 روز ۱۶ اسفند خمینی نخستین فرمان «حجاب اجباری» را به گوش «مبارزان راه آزادی» رساند و آنان بجای برآشفتن از این سخنان، گفتند «حجاب چیزی جز یک تکهپارچه نیست و اصل، مبارزه با امپریالیسم است».
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۵۳ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 با چنین همراهانی بود که خمینی توانست شورش آغازشده در سال ۱۳۴۲ را، پانزده سال دیرتر، به یک انقلاب فرا-برویاند و به همۀ خواستههای خود برسد. من نمیخواهم در اینجا به فهرست درازی از «ستایشنامهها و چکامههای آتشین» کنشگرانِ پنجاهوهفتی برای خمینی بپردازم، که طشت رسوائی آن شیفتگان «امامِ در ماه نشسته» دیریست از بام افتادهاست، ولی از آنجا که عنصرالمعالی در «قابوسنامۀ» خود مینویسد «از عادات مردم فرومایه بدترین عادتی لجوجی و بیآزرمی است»، میخواهم نمونهای را بیاورم که ستایشگران آن شورش کور، آن را همچون پرچم سربلندی "روشنفکران" بزنگاه پنجاهوهفت، بر کوی و برزن آویختهاند، به نمونۀ مصطفی رحیمی.
🍂 در پاسخ به پرسش نسلهای جوان از چرائی همکاری، همدلی و همدستی با واپسماندهترین نیروی اجتماعی زمان، آنچه که خود را روشنفکری ایرانی میخواند، نامۀ رحیمی به خمینی در «مخالفت با جمهوری اسلامی» را همچون سند بیگناهی بر روی میز میکوبد، ولی رحیمی براستی برای خمینی چه نوشته بود؟
🍂 او نوشتۀ خود را با فرنام «نامه به امام خمینی» میآغازد، "روشنفکر" سکولار، دموکرات، سوسیالیست وای بسا آتئیست ما، خمینی را "امام" مینامد.
🍂 آنگاه بر همدلی خود با "تمام" فتواهای خمینی دربارۀ "حکومت پادشاهی"، "امپریالیسم امریکا"، "سیاست شوروی و چین" و "دولت صهیونیستی" انگشت مینهد تا که امام، دچار بدفهمی نشود و میافزاید:
«من برخی از آثار سارتر را ترجمه یا تفسیر کردهام، اما همچنان که پیش از این نیز به صراحت گفتهام، با نظر سارتر دربارۀ اسرائیل بکلی مخالفم».
ولی داستان به همینجا پایان نمیپذیرد، "روشنفکر آزادیخواه" و چشموچراغ جامعۀ انتلکتوئلی ایران مینویسد:
«زائد است بگویم که نویسندۀ این نامه، شیعی و شیعیزاده است، و نه تنها همواره احترام اصول ادیان و مذاهب را در نوشتههای خود حفظ کردهاست، بلکه بهشرحی که خواهد آمد، دوام جامعه را بدون رکن معنویت و روحانیت محال میداند» تا به این نکته برسد که «اکنون سفرۀ دل را به پیروی از "سنتهای گرانبهای اسلام" در حضرت شما میگسترم و میگویم که به چه دلائلی با جمهوری اسلامی مخالفم».ولی پنداشت نویسندۀ این سندِ بیگناهی "روشنفکری" ایرانی از دموکراسی چیست؟
«عنوان کردنِ "جمهوری اسلامی" در زمانِ ما، با روحِ دموکراسیِ گونهای که در زمانِ حضرت محمد (ص) و خلفای راشیدین برقرار بود(!) منافات دارد».
بله! درست خواندید، این مبارزانِ راه آزادی و این برشورندگان بر استبداد و خفقان، هنگان سخن گفتن از دموکراسی، به یادِ «حکومت محمد و خلفای راشدین» میافتادند. از یاد نبریم که بههنگام نگاشتهشدن این نامه، خمینی هنوز حتا به ایران هم نیامدهبود و داغ-و-درفشی در کار نبود!
🍂 داستان فرومایگی ولی بسیار فراتر از این نامه است. کسانی که برای "مبارزه با استبداد" به میدان آمده بودند، گذشته از آتش زدن سینماها، میخانهها، بانکها و فروشگاهها، روز دوم و سوم آذر ۵۷ در شیراز، به خانههای بهائیان حمله کردند. نهم بهمن همان سال نیز به شهرنو در تهران رفتند و آتش در خانههای زنان نگونبخت پناهجسته در آنجا افکندند، تا محمود طالقانی گناه فرومایگی آنان را به گردن ساواک بیفکند!
🔺هر دو بار، از فرهیختگان انقلابی صدایی برنخاست. کسانی که حکومت شاه را «حکومت اعدام» مینامیدند، نهتنها به اعدامهای وحشیانۀ افسران ارتش شاهنشاهی خرده نگرفتند، که از امامشان خواستند تیغ برکشیده را در نیام نکند!
🍂 درست دو هفته پس از پیروزی انقلاب "شکوهمند رهائیبخش"، خمینی در پیامی، «قانون حمایت از خانواده» را که با خون دل زنانی چون مهرانگیز منوچهریان به بار نشستهبود، لغو کرد و از آن فرهیختگان استبدادستیز، باز هم صدایی برنخاست!
🍂 روز ۱۰ اسفند خمینی در فتوایی «شیروخورشید» را که یادگار مشروطه و نخستین مجلس ایرانیان بود، نشانِ طاغوت نامید و فرهیختگان آزادیخواه، نهتنها بر او پرخاش نکردند، که گروهی از آنان تا به امروز هم به فتوای امامشان پایبند ماندهاند و این نشان را نماد "سلطنتطلبان" میخوانند.
🍂 روز ۱۶ اسفند خمینی نخستین فرمان «حجاب اجباری» را به گوش «مبارزان راه آزادی» رساند و آنان بجای برآشفتن از این سخنان، گفتند «حجاب چیزی جز یک تکهپارچه نیست و اصل، مبارزه با امپریالیسم است».
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۵۳ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
انقلاب رهائیبخش، یا شورش فرومایگان؟
دکتر محسن بنائی بهیاد راهپیمائی ۱۷ اسفند و کرنش در برابر زنان و مردان گرانمایهای که نخستین شورندگان بر اهریمن بودند، با شادباش روز جهانی زن! «شما به میلیونها ایرانی توهین میکنید!»، این نخستین واکنشِ دلباختگان انقلاب شکوهمند به واژۀ "شورش فرومایگان" است.…
📘چرا مجاهدین خلق در بین ایرانیان فاقد اقبال عمومیاند؟
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 در چهل و پنجمین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ و با توجه به نقش جدی احزاب و گروههای چپگرا، علیالخصوص مجاهدین خلق، در شکلگیریِ این حرکت تاریخیِ مهلک، ضروریست کمی عمیقتر به وارسی ماهیت این گروهها بپردازیم. در پرتو این مهم، در ادامه میکوشم پاسخی به پرسش موجود در عنوان یادداشت، پیرامون مجاهدین خلق بدهم.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۰ واژه
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 در چهل و پنجمین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ و با توجه به نقش جدی احزاب و گروههای چپگرا، علیالخصوص مجاهدین خلق، در شکلگیریِ این حرکت تاریخیِ مهلک، ضروریست کمی عمیقتر به وارسی ماهیت این گروهها بپردازیم. در پرتو این مهم، در ادامه میکوشم پاسخی به پرسش موجود در عنوان یادداشت، پیرامون مجاهدین خلق بدهم.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۰ واژه
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘چرا مجاهدین خلق در بین ایرانیان فاقد اقبال عمومیاند؟
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 در چهل و پنجمین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ و با توجه به نقش جدی احزاب و گروههای چپگرا، علیالخصوص مجاهدین خلق، در شکلگیریِ این حرکت تاریخیِ مهلک، ضروریست کمی عمیقتر به وارسی ماهیت این گروهها بپردازیم. در پرتو این مهم، در ادامه میکوشم پاسخی به پرسش موجود در عنوان یادداشت، پیرامون مجاهدین خلق بدهم.
🍂 صرفنظر از خشونتهای دهۀ شصت، که بیگمان نمیشود تمام تقصیر را به گردن یک طرف دعوا انداخت، ریشۀ عدم علاقۀ کثیری از مردم به این فرقۀ چپگرای اسلامی، به همان امری برمیگردد که عامل فرار آنها از آخوند و اسلام و حکومتِ اسلامی و ولایت مطلقۀ فقیه بودهاست؛ مضاف بر اینکه نسبتِ مجاهدین خلق با آخوندها و ولی فقیه، نسبتِ یک پیرمردِ یخزده و خفته در غارِ کهف با یک پیرمردِ کر و کور، اما بیدار و افلیج در غار کهف است.
🍂 اگر منصفانه بنگریم، شدت دگم بودن و انجمادِ آخوندها و حکومت اسلامیِ ولایتِ مطلقۀ فقیه، با این فرقه، کمی فاصله دارد و اندکی تن به تحول و تغییر و واقعبینی و اصلاح میدهند؛ لذا این فرقه در نوع خویش، بینظیر و یا حداقل، کمنظیر است.
🍂 ادبیاتِ چریکی-چگوارایی-انقلابی و لفاظیهای دهۀ چهل-پنجاهی و نیز مبارزۀ خشن و مسلحانه، هنوز سرمشق ذهن و زبان مجاهدین خلق است؛ بیخبر از اینکه جامعۀ ایران، مدتهاست از این روش و منش و گفتمان فاصله گرفتهاست. جامعۀ ایرانی، خصوصاً جامعۀ جوان آن، بهشدت «شروین» شدهاست، مجاهدین خلق اما، هنوز بهشدت «جواد»اند. مجاهدین خلق در حوزۀ اصلاح، هنوز حتی موفق به اصلاح آن سبیلهای هویتبخشِ چریکی-استالینی-انقلابیِ بالای لبهایشان نشدهاند. «زبان و سبک زندگی و ذهنیت و باورها و ارزشها و الگوها و دغدغهها» و نیز «تجربۀ زیستۀ جوانان کشورمان از انقلاب و انقلابیگری و اسلام»، آنها را از مجاهدین خلق نیز دور کردهاست.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 در چهل و پنجمین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ و با توجه به نقش جدی احزاب و گروههای چپگرا، علیالخصوص مجاهدین خلق، در شکلگیریِ این حرکت تاریخیِ مهلک، ضروریست کمی عمیقتر به وارسی ماهیت این گروهها بپردازیم. در پرتو این مهم، در ادامه میکوشم پاسخی به پرسش موجود در عنوان یادداشت، پیرامون مجاهدین خلق بدهم.
🍂 صرفنظر از خشونتهای دهۀ شصت، که بیگمان نمیشود تمام تقصیر را به گردن یک طرف دعوا انداخت، ریشۀ عدم علاقۀ کثیری از مردم به این فرقۀ چپگرای اسلامی، به همان امری برمیگردد که عامل فرار آنها از آخوند و اسلام و حکومتِ اسلامی و ولایت مطلقۀ فقیه بودهاست؛ مضاف بر اینکه نسبتِ مجاهدین خلق با آخوندها و ولی فقیه، نسبتِ یک پیرمردِ یخزده و خفته در غارِ کهف با یک پیرمردِ کر و کور، اما بیدار و افلیج در غار کهف است.
🍂 اگر منصفانه بنگریم، شدت دگم بودن و انجمادِ آخوندها و حکومت اسلامیِ ولایتِ مطلقۀ فقیه، با این فرقه، کمی فاصله دارد و اندکی تن به تحول و تغییر و واقعبینی و اصلاح میدهند؛ لذا این فرقه در نوع خویش، بینظیر و یا حداقل، کمنظیر است.
🍂 ادبیاتِ چریکی-چگوارایی-انقلابی و لفاظیهای دهۀ چهل-پنجاهی و نیز مبارزۀ خشن و مسلحانه، هنوز سرمشق ذهن و زبان مجاهدین خلق است؛ بیخبر از اینکه جامعۀ ایران، مدتهاست از این روش و منش و گفتمان فاصله گرفتهاست. جامعۀ ایرانی، خصوصاً جامعۀ جوان آن، بهشدت «شروین» شدهاست، مجاهدین خلق اما، هنوز بهشدت «جواد»اند. مجاهدین خلق در حوزۀ اصلاح، هنوز حتی موفق به اصلاح آن سبیلهای هویتبخشِ چریکی-استالینی-انقلابیِ بالای لبهایشان نشدهاند. «زبان و سبک زندگی و ذهنیت و باورها و ارزشها و الگوها و دغدغهها» و نیز «تجربۀ زیستۀ جوانان کشورمان از انقلاب و انقلابیگری و اسلام»، آنها را از مجاهدین خلق نیز دور کردهاست.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در «سایت گویانیوز» یا «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۹۸۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
چرا مجاهدین خلق در بین ایرانیان فاقد اقبال عمومیاند؟
✍🏻 علیرضا موثق در چهل و پنجمین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ و با توجه به نقش جدی احزاب و گروههای چپگرا، علیالخصوص مجاهدین خلق، در شکلگیریِ این حرکت تاریخیِ مهلک، ضروریست کمی عمیقتر به وارسی ماهیت این گروهها بپردازیم. در پرتو این مهم، در ادامه میکوشم پاسخی…
Telegram
نقدآگین
📘پیشنهادی به آخوندها برای جلوگیری از تنشهای اجتماعی غیرقابلِ مهارِ فردا
✍🏻#علیرضاموثق
من بهطور کلی صریح سخن میگویم و اینک نیز چنین میکنم:
🍂 ببینید، آخوندهای عزیز! شما بر اثر علل متعدد، از جمله وجودِ جهل و خرافات و تعبد در میانِ اقلیتی از تودۀ عامی، یعنی حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد مردم (بنا به انتخابات رسوای اخیر) فعلاً بر خرِ مراد سوارید. قدرتِ سیاسی در قبضۀ شماست و نیز امکانِ ارتزاق از طریقِ سهمِ امام غائب و یا روضهخوانی و «نمایندۀ ولی فقیه و امام جمعه و امام جماعت شدن» دارید. نفت و گاز و معادنِ مردم ایران هم گویا در ردۀ «انفال» محسوب میکنید و مال خود که به هر که اراده کنید ببخشید و هر چه خواستید در آن تصرف کنید.
🍂 چندی پیش در مراسم ختم یک آدمِ لامذهب دیدم که خانوادۀ لامذهبتر از خودش، مبلغ میلیونی به یک آخوند دادهاند تا در مراسم مربوطه، یکسری خرافات و خزعبلات را تحویل مردم دهد. با چشم خودم دیدم کثیری از آنان که پای منبرش نشسته بودند نیز میخندیدند و متلک میانداختند (حالا آن احمقها، یعنی صاحبانِ عزا، چرا چنین خرجی کردهاند، بماند!). به هر دلیل، خوب یا بد، فعلاً در بخشی از جامعه چنین است و امکانِ امرارِ معاشتان بدونِ تقبلِ زحمتی خاص و ارائۀ کار و خدماتی مفید به حال جامعه، مهیاست.
🍂 اما به خدا قسم، در یک کشور توسعهیافته و آزاد و آگاه، با این سطح از توان عقلی و علمی و ابتذالِ اخلاقی، چوپان هم نمیتوانید (و نمیگذارند که) بشوید! پس خدا را شکر کنید و بیایید برای کاهشِ تنشهایِ اجتماعی و کاهش نفرت از خویش و بهخاطر مصالح و منافعِ خودتان، این حد سیخ توی هر سوراخِ بخشِ مدرن جامعه فرو نکنید و خودتان پشت پرده، بهنحوی از انحاء، امثال علمالهدی و احمد خاتمی و امثال این بچهآخوندهای دوربین-بدستِ بیمار و بیشعور و پفیوز و فرومایه را که با حماقتشان، تصویرِ کریه و هاری را از صنفِ شما در اذهان عمومی تثبیت میکنند، خفه کنید (البته مرادم توسل به ابزاری چون قتل نیست).
🍂 تازه این واقعۀ تکاندهنده، در شهر مذهبی قم بود که این بانو، با شرافت و شجاعت بر حقش پافشاری کرد و دیگرانی هم ولو با تاخیر و ترس به کمک آمدند، تصور کنید که اگر در شهری کمتر مذهبی چنین حماقت و ابتذال و تعرضی از سوی هملباسانِ شما رخ میداد، ممکن بود چه بلایی بر سر چنین موجود متعفن و بیماری بیاورند؟
🍂 علیالحساب قدرت سیاسی را در چنگ نگه دارید و مثل یک فرد نابلغ، دودستی بدان بچسبید، اما لااقل کمی بیشتر دهان مبارک و گوهرفشانتان را ببندید و به خودتان و درمانِ فرقۀ مبتلا به انواع بیماریهای مغزی و روانیتان (علیالخصوص سندروم «آلت بیقرارِ» حاصل از اختلال در روان و مغز مؤمن-بردگان در اثر رسوبِ ایدئولوژی که پیشتر به تفصیل بدان پرداختهام) بپردازید و بخشِ مدرن جامعه را اینقدر تحقیر و تخفیف و تحریک نکنید و همین اندک آزادیهایِ نصفهونیمۀ بهچنگآوردهشان پس از جنبشِ مهسا (چون پوشش آزادِ بدونِ روسری) را دوباره انگولک نکنید؛ با توهم اینکه میتوانید مقابل این سیلِ بنیانبرافکن، که خود حاصلِ چندین انقلاب عظیمِ معرفتی در زیستجهانِ انسانِ ایرانیِ قرن بیستویکمیِ در حالِ تنفس در دهکدۀ آنلاینِ جهانیست، مقاومت کنید.
🍂 بخشِ مدرن جامعه، قدرتمند است و پهلوانپنبه نیست و حسبِ روندِ تحولات تاریخی، قدرتمندتر نیز میشود. انباشتِ خشم و نفرت، سیکلِ معیوبِ انتقام و خشونت و استبداد را تکرار میکند؛ همانطور که شما تا اینجای کار تا چندین برابر، انتقامتان را از استبداد رضاخانی و کشف حجاب، با استبداد دینی و حجاب اجباری گرفتهاید، اگر از این پس تدبیری نکنید، دیری نخواهد گذشت که استبداد سیاسی، اینبار در شکلِ سکولار و غیردینی، تکرار شود و آنچه کاشتید را چنان درو کند که گویا هیچوقت نبودهاست. آنوقت ضجه و فریادِ شما اهالی قم و عقلای سکولارِ قوم هم فایده نخواهد داشت!
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#علیرضاموثق
من بهطور کلی صریح سخن میگویم و اینک نیز چنین میکنم:
🍂 ببینید، آخوندهای عزیز! شما بر اثر علل متعدد، از جمله وجودِ جهل و خرافات و تعبد در میانِ اقلیتی از تودۀ عامی، یعنی حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد مردم (بنا به انتخابات رسوای اخیر) فعلاً بر خرِ مراد سوارید. قدرتِ سیاسی در قبضۀ شماست و نیز امکانِ ارتزاق از طریقِ سهمِ امام غائب و یا روضهخوانی و «نمایندۀ ولی فقیه و امام جمعه و امام جماعت شدن» دارید. نفت و گاز و معادنِ مردم ایران هم گویا در ردۀ «انفال» محسوب میکنید و مال خود که به هر که اراده کنید ببخشید و هر چه خواستید در آن تصرف کنید.
🍂 چندی پیش در مراسم ختم یک آدمِ لامذهب دیدم که خانوادۀ لامذهبتر از خودش، مبلغ میلیونی به یک آخوند دادهاند تا در مراسم مربوطه، یکسری خرافات و خزعبلات را تحویل مردم دهد. با چشم خودم دیدم کثیری از آنان که پای منبرش نشسته بودند نیز میخندیدند و متلک میانداختند (حالا آن احمقها، یعنی صاحبانِ عزا، چرا چنین خرجی کردهاند، بماند!). به هر دلیل، خوب یا بد، فعلاً در بخشی از جامعه چنین است و امکانِ امرارِ معاشتان بدونِ تقبلِ زحمتی خاص و ارائۀ کار و خدماتی مفید به حال جامعه، مهیاست.
🍂 اما به خدا قسم، در یک کشور توسعهیافته و آزاد و آگاه، با این سطح از توان عقلی و علمی و ابتذالِ اخلاقی، چوپان هم نمیتوانید (و نمیگذارند که) بشوید! پس خدا را شکر کنید و بیایید برای کاهشِ تنشهایِ اجتماعی و کاهش نفرت از خویش و بهخاطر مصالح و منافعِ خودتان، این حد سیخ توی هر سوراخِ بخشِ مدرن جامعه فرو نکنید و خودتان پشت پرده، بهنحوی از انحاء، امثال علمالهدی و احمد خاتمی و امثال این بچهآخوندهای دوربین-بدستِ بیمار و بیشعور و پفیوز و فرومایه را که با حماقتشان، تصویرِ کریه و هاری را از صنفِ شما در اذهان عمومی تثبیت میکنند، خفه کنید (البته مرادم توسل به ابزاری چون قتل نیست).
🍂 تازه این واقعۀ تکاندهنده، در شهر مذهبی قم بود که این بانو، با شرافت و شجاعت بر حقش پافشاری کرد و دیگرانی هم ولو با تاخیر و ترس به کمک آمدند، تصور کنید که اگر در شهری کمتر مذهبی چنین حماقت و ابتذال و تعرضی از سوی هملباسانِ شما رخ میداد، ممکن بود چه بلایی بر سر چنین موجود متعفن و بیماری بیاورند؟
🍂 علیالحساب قدرت سیاسی را در چنگ نگه دارید و مثل یک فرد نابلغ، دودستی بدان بچسبید، اما لااقل کمی بیشتر دهان مبارک و گوهرفشانتان را ببندید و به خودتان و درمانِ فرقۀ مبتلا به انواع بیماریهای مغزی و روانیتان (علیالخصوص سندروم «آلت بیقرارِ» حاصل از اختلال در روان و مغز مؤمن-بردگان در اثر رسوبِ ایدئولوژی که پیشتر به تفصیل بدان پرداختهام) بپردازید و بخشِ مدرن جامعه را اینقدر تحقیر و تخفیف و تحریک نکنید و همین اندک آزادیهایِ نصفهونیمۀ بهچنگآوردهشان پس از جنبشِ مهسا (چون پوشش آزادِ بدونِ روسری) را دوباره انگولک نکنید؛ با توهم اینکه میتوانید مقابل این سیلِ بنیانبرافکن، که خود حاصلِ چندین انقلاب عظیمِ معرفتی در زیستجهانِ انسانِ ایرانیِ قرن بیستویکمیِ در حالِ تنفس در دهکدۀ آنلاینِ جهانیست، مقاومت کنید.
🍂 بخشِ مدرن جامعه، قدرتمند است و پهلوانپنبه نیست و حسبِ روندِ تحولات تاریخی، قدرتمندتر نیز میشود. انباشتِ خشم و نفرت، سیکلِ معیوبِ انتقام و خشونت و استبداد را تکرار میکند؛ همانطور که شما تا اینجای کار تا چندین برابر، انتقامتان را از استبداد رضاخانی و کشف حجاب، با استبداد دینی و حجاب اجباری گرفتهاید، اگر از این پس تدبیری نکنید، دیری نخواهد گذشت که استبداد سیاسی، اینبار در شکلِ سکولار و غیردینی، تکرار شود و آنچه کاشتید را چنان درو کند که گویا هیچوقت نبودهاست. آنوقت ضجه و فریادِ شما اهالی قم و عقلای سکولارِ قوم هم فایده نخواهد داشت!
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سناتور استرالیایی هنگام سخن گفتن در پارلمان به نوزادش شیر میدهد
🍂 این خبر به سال ۲۰۱۷، یعنی ۷ سال قبل برمیگردد و محفلی رسمی و سیاسی که دوربینها در آن حاضر هستند، نه یک بیمارستان که یک مادر برایِ نوزادش به آنجا پناه برده و یک آخوند احمق و بیمار، در آنجا نیز رحم نکرده و مثل یک زامبی و آلت متحرک به شکار او پرداخته تا از این طریق، یا روان بیمارش را ارضا کند یا با گزارش یک مادرِنوزاد بدست، مزدی به جیب گشادش بزند!
#زنان #آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 سناتور سبزها، لاریسا واترز، طرحی را در پارلمان فدرال استرالیا در حین شیردهی مطرح کرد. رسانههای محلی گزارش دادند که واترز برای ارائه طرحی در مورد بیماری ریه سیاه برخاست، در حالی که کودک ۱۴ هفتهای خود آلیا جوی را در آغوش میگرفت و به او شیر میداد. رسانههای استرالیایی گزارش دادند که سناتور سبزها در ماه می امسال، بعنوان اولین زنی که در پارلمان فدرال شیر میدهد، پس از برداشته شدن ممنوعیتی که سال گذشته اجازه داده بود آن را در مجلس فدرال شیر دهد، تیتر خبرها شد.
🍂 این خبر به سال ۲۰۱۷، یعنی ۷ سال قبل برمیگردد و محفلی رسمی و سیاسی که دوربینها در آن حاضر هستند، نه یک بیمارستان که یک مادر برایِ نوزادش به آنجا پناه برده و یک آخوند احمق و بیمار، در آنجا نیز رحم نکرده و مثل یک زامبی و آلت متحرک به شکار او پرداخته تا از این طریق، یا روان بیمارش را ارضا کند یا با گزارش یک مادرِنوزاد بدست، مزدی به جیب گشادش بزند!
#زنان #آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 فیلم «قم» را میبینم؛ یخ میکنم. «موبیدیک» احضار میشود، رمانی دربارۀ شکارِ والِ سپیدِ زیبا، مذهب و تاریخ.
🍂 حتما «شیخ» برای لحظهای از ذهنش گذشته «شکارش کردم»؛ او درست مثل «آخابِ» شکارچی، نزدیک میشود؛ مراقب کُندی حرکاتش است؛ آگاه به اینکه باید در زمان مناسبی شلیک کند تا موفق شود؛ بهتجربه یا آموزش این را دریافته.
🍂 «چنین مینمود که وال از آن پیشروی بیخبر است»، اما نه، او «با ارادهای قوی، فرز و چالاک، مثل تیر در دریای غلتان پیش رفت…از قرار معلوم، منشا جملۀ آزار و اذیتهاش را به معاینه دید» و جنگ آغاز شد. جنگی که دیگر به بخشی از زندگی ما بدل شده، که خودش چیزی نیست جز لحظۀ مابین یک اتفاق بد لعنتی بعد از اتفاق بدِ قبلی.
🍂 همهچیز قاطی میشود، والها، مردم، دریا و شکار، و جملۀ درخشان عینالقضات که گویای تاریخِ رفته بر ماست:
🍂 از ذهنم میگذرد شما پیروز میشوید؛ چون بیش از حدِ ضرورت توانایی، خشونت دارید و در به کار بستنش هم محدودیتی برای خودتان متصور نیستید؛ فرقی ندارد میدان جنگ باشد یا بیمارستان شهر. خشونت نیرویی بس تاثیرگذار است، بهخصوص برای کسی که فاقد عظمت روحی لازم برای مهار آن است.
🍂 فکر میکنم پیروز میشوید، اما افکار را تسخیر نخواهید کرد؛ چرا که برای تسخیر افکار، باید دیگران را به خود مومن کنید و برای اینکار، به چیزی سفت و سختتر نیازمندید: به منطق و حق؛ پس شکست میخورید، چنانچه آخاب خورد. دریا از سپیدی نهنگان سفیدی خالی نمیشود.
#زنان #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 حتما «شیخ» برای لحظهای از ذهنش گذشته «شکارش کردم»؛ او درست مثل «آخابِ» شکارچی، نزدیک میشود؛ مراقب کُندی حرکاتش است؛ آگاه به اینکه باید در زمان مناسبی شلیک کند تا موفق شود؛ بهتجربه یا آموزش این را دریافته.
🍂 «چنین مینمود که وال از آن پیشروی بیخبر است»، اما نه، او «با ارادهای قوی، فرز و چالاک، مثل تیر در دریای غلتان پیش رفت…از قرار معلوم، منشا جملۀ آزار و اذیتهاش را به معاینه دید» و جنگ آغاز شد. جنگی که دیگر به بخشی از زندگی ما بدل شده، که خودش چیزی نیست جز لحظۀ مابین یک اتفاق بد لعنتی بعد از اتفاق بدِ قبلی.
🍂 همهچیز قاطی میشود، والها، مردم، دریا و شکار، و جملۀ درخشان عینالقضات که گویای تاریخِ رفته بر ماست:
”هر چه نویسم نشاید، اگر هیچ ننویسم هم نشاید، اگر گویم نشاید، و اگر خاموش گردم هم نشاید، و اگر این واگویم نشاید، و اگر وانگویم هم نشاید، و اگر خاموش شوم هم نشاید”.
🍂 از ذهنم میگذرد شما پیروز میشوید؛ چون بیش از حدِ ضرورت توانایی، خشونت دارید و در به کار بستنش هم محدودیتی برای خودتان متصور نیستید؛ فرقی ندارد میدان جنگ باشد یا بیمارستان شهر. خشونت نیرویی بس تاثیرگذار است، بهخصوص برای کسی که فاقد عظمت روحی لازم برای مهار آن است.
🍂 فکر میکنم پیروز میشوید، اما افکار را تسخیر نخواهید کرد؛ چرا که برای تسخیر افکار، باید دیگران را به خود مومن کنید و برای اینکار، به چیزی سفت و سختتر نیازمندید: به منطق و حق؛ پس شکست میخورید، چنانچه آخاب خورد. دریا از سپیدی نهنگان سفیدی خالی نمیشود.
#زنان #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘جامعۀ دوقطبی: پروپاگاندای نظام توتالیتر
✍🏻 #مجتبا_نجفی
🍂 این «جنگِ مردم با مردم» نیست، این صورتبندی، غلطترین صورتبندی ممکن است. این تصویر، تصویر مقاومت مدنی شهروندی در برابر سیستم زور است و این روحانی، نمایندۀ سیستم زور است و خانم قمی، نمایندۀ یک اکثریت گستردۀ تحت تحقیر است.
🍂 جمهوری اسلامی از بخشی از مردم، با قدرت رانت و اعطای امکانات و فراهم کردن فضای تبعیض، «شهروندزدایی» کرده، بهعبارتی این بخش کوچک از مردم، نه شهروندِ صاحب رای و نقد و نظر که «چرخدندههای دیکتاتوری» شده اند. برای همین، این بخش از مردم، امتیاز و رانت میگیرند و در سرکوب مشارکت میکنند.
🍂 دستگاه سرکوب که فقط در قاضی و بازجو و گارد ضدشورش و سرباز و اوباش لباس شخصی خلاصه نمیشود؛ سرکوب یک دستگاه عظیم است که با قشر حامی جمهوری اسلامی به اتوبوس و درمانگاه و دانشگاه و خیابان و مترو میرسد و همین آخوند، همان خانم چادری که جلوی مترو تذکر میدهد، همه در امتداد دستگاه سرکوباند.
🍂 دور بریزید «ایران دو جامعهای» و نظریات «جنگ مردم با مردم» را، ما با «یک جامعۀ تحت سرکوب» و «یک اقلیت حاکم مسلح به پول نفت و اسلحه و رسانه» طرفیم. جامعۀ ما در «جنگ داخلی» نیست، در قلب «مقاومت مدنی» در برابر قرون وسطاییترین حکومت تاریخ معاصرمان است؛ حکومتی که «ایدیولوژی را از جان آدمی عزیزتر میداند» و بر «خون و تحقیر نظاممند» بنا شدهاست.
🍂 در انتخاب واژگان دقت بسیار باید کرد؛ چرا که نامگذاریها هستند که راه تفسیر رخدادها را باز میکنند. وقتی از «جنگ داخلی» حرف میزنید، در میانه ایستادهاید و دعوای «دو مقصر» را نظارهگرید و خود را «عقل کل» میپندارید؛ درحالیکه واژگان «جنبش و مقاومت مدنی»، یک مبارزۀ مستمر فرهنگی اجتماعی سیاسی با نظامی از روابط است که از بیت رهبری تا همین خیابانها و درمانگاهها و متروها جریان دارد.
🍂 مردم ما در جنگ نیستند، «در حال مقاومت»اند در برابر نهاد دولت خودسر که میخواهد عرصۀ خصوصی و عمومیشان را یکجا ببلعد. یک شکل مقاومت مدنی، ایستادن بهسبک همین خانم قمیست: محکم ، صریح و شجاع، ایستادنی از جنس شهروندی که آزادی را هم هدف میداند، هم مسیر.
🍂 شکلهای این مقاومت متعدد هستند؛ پس اگر در این مقاومت، مشارکتی ندارید، به حاملان و کنشگران این جنبش احترام بگذارید و تلاش آنها را «جنگ داخلی» لقب ندهید. قدرت این مقاومت، بر یک «خشم شهروندی» استوار است. خشم در اینجا، نه واکنش که «عقلانیترین کنش در برابر تحقیر نظاممند» است. خشمگین بودن با عصبی بودن تفاوت دارد. در دل خشم، یک رویکرد ایجابیست، یک عقلانیت در برابر وضعیت مداومِ تحقیر. اگر در برابر این تحقیر سیستماتیک کسی خشمگین نشود، مشکل اساسی دارد؛ یعنی ناتوان از ارتباط با محیط اطراف است.
#نقد_روشنفکران #ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مجتبا_نجفی
🍂 این «جنگِ مردم با مردم» نیست، این صورتبندی، غلطترین صورتبندی ممکن است. این تصویر، تصویر مقاومت مدنی شهروندی در برابر سیستم زور است و این روحانی، نمایندۀ سیستم زور است و خانم قمی، نمایندۀ یک اکثریت گستردۀ تحت تحقیر است.
🍂 جمهوری اسلامی از بخشی از مردم، با قدرت رانت و اعطای امکانات و فراهم کردن فضای تبعیض، «شهروندزدایی» کرده، بهعبارتی این بخش کوچک از مردم، نه شهروندِ صاحب رای و نقد و نظر که «چرخدندههای دیکتاتوری» شده اند. برای همین، این بخش از مردم، امتیاز و رانت میگیرند و در سرکوب مشارکت میکنند.
🍂 دستگاه سرکوب که فقط در قاضی و بازجو و گارد ضدشورش و سرباز و اوباش لباس شخصی خلاصه نمیشود؛ سرکوب یک دستگاه عظیم است که با قشر حامی جمهوری اسلامی به اتوبوس و درمانگاه و دانشگاه و خیابان و مترو میرسد و همین آخوند، همان خانم چادری که جلوی مترو تذکر میدهد، همه در امتداد دستگاه سرکوباند.
🍂 دور بریزید «ایران دو جامعهای» و نظریات «جنگ مردم با مردم» را، ما با «یک جامعۀ تحت سرکوب» و «یک اقلیت حاکم مسلح به پول نفت و اسلحه و رسانه» طرفیم. جامعۀ ما در «جنگ داخلی» نیست، در قلب «مقاومت مدنی» در برابر قرون وسطاییترین حکومت تاریخ معاصرمان است؛ حکومتی که «ایدیولوژی را از جان آدمی عزیزتر میداند» و بر «خون و تحقیر نظاممند» بنا شدهاست.
🍂 در انتخاب واژگان دقت بسیار باید کرد؛ چرا که نامگذاریها هستند که راه تفسیر رخدادها را باز میکنند. وقتی از «جنگ داخلی» حرف میزنید، در میانه ایستادهاید و دعوای «دو مقصر» را نظارهگرید و خود را «عقل کل» میپندارید؛ درحالیکه واژگان «جنبش و مقاومت مدنی»، یک مبارزۀ مستمر فرهنگی اجتماعی سیاسی با نظامی از روابط است که از بیت رهبری تا همین خیابانها و درمانگاهها و متروها جریان دارد.
🍂 مردم ما در جنگ نیستند، «در حال مقاومت»اند در برابر نهاد دولت خودسر که میخواهد عرصۀ خصوصی و عمومیشان را یکجا ببلعد. یک شکل مقاومت مدنی، ایستادن بهسبک همین خانم قمیست: محکم ، صریح و شجاع، ایستادنی از جنس شهروندی که آزادی را هم هدف میداند، هم مسیر.
🍂 شکلهای این مقاومت متعدد هستند؛ پس اگر در این مقاومت، مشارکتی ندارید، به حاملان و کنشگران این جنبش احترام بگذارید و تلاش آنها را «جنگ داخلی» لقب ندهید. قدرت این مقاومت، بر یک «خشم شهروندی» استوار است. خشم در اینجا، نه واکنش که «عقلانیترین کنش در برابر تحقیر نظاممند» است. خشمگین بودن با عصبی بودن تفاوت دارد. در دل خشم، یک رویکرد ایجابیست، یک عقلانیت در برابر وضعیت مداومِ تحقیر. اگر در برابر این تحقیر سیستماتیک کسی خشمگین نشود، مشکل اساسی دارد؛ یعنی ناتوان از ارتباط با محیط اطراف است.
#نقد_روشنفکران #ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin