نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 گفتگوی یک فعالِ چپ‌ِ ووک با منتقدان ووکیسم (+)

#ترجمه


#نقد_چپ #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘وُوک ما را بيدار می‌کند تا به خوابيدن ادامه دهيم!
— اسلاوی ژیژک: جنبش ووک همچون نوعی «جزم‌اندیشی سکولار»

🌐 مطالعۀ متن کامل
زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه
🔖 ۳۱۲۶ واژه


#نقد_چپ #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘وُوک ما را بيدار می‌کند تا به خوابيدن ادامه دهيم!
#اسلاوی_ژیژک: جنبش ووک همچون نوعی «جزم‌اندیشی سکولار»

🖌 #ترجمه: اردلان لقائی

🍂 وینسنت لوید، استاد سیاهپوست مشهوری است که سال‌ها دربارۀ نژادپرستی و ستم‌هایی که بر سیاهپوستان رفته تحقیق کرده و نوشته است. سال ۲۰۲۲، یک انجمن فرهنگی از او درخواست کرد تا با ۱۲ نوجوان ۱۷ سالۀ سیاهپوست سمیناری با موضوع «نژاد و محدودیت‌های قانون در آمریکا» برگزار کند، اما چند جلسه بعد از شروع سمینار، با رأی‌گیری آن نوجوانان، خودِ او به اتهام نژادپرستی از دوره اخراج شد. اسلاوی ژیژک در این مقاله، با آوردن چند مثال دیگر از این قبیل، می‌پرسد: چطور جنبش ووک به اینجا رسید؟
***

🍂 اسلاوی ژیژک| برخی ادعا می‌کنند که وُوک ۱ رو به افول است، اما در حقیقت، به‌تدریج در حال عادی‌شدن است، حتی افرادی که در باطن به آن شک دارند، از آن پیروی می‌کنند و بیشترِ دانشگاهیان، شرکت‌ها و نهادهای دولتی، آن را به کار می‌گیرند. ازاین‌رو، وُوک همراه با آنچه در مقابلش قرار می‌گیرد، یعنی شرم‌آوربودنِ «پوپولیسم جدید و بنیادگرایی دینی»، بیش‌ازپیش سزاوار نقد ماست.

🍂 برای بررسی این مسئله، با اسکاتلند شروع می‌کنیم، جایی که دولت نیکولا استورجن، آرمان‌های وُوکیسم و ال‌جی‌بی‌تی را (تقریباً) در اولویت قرار داد. پس از آنکه قانون‌گذاران اسکاتلندی، طرحی را تصویب کردند که به‌موجب آن، افراد می‌توانستند جنسیت خود را به لحاظ قانونی، راحت‌تر تغییر دهند و ۱۶ تا ۱۷ ساله‌ها نیز مشمول نظام جدید هویت‌یابی جنسی شدند، دولت اسکاتلند، در دسامبر ۲۰۲۲، آن روز را «روز تاریخیِ برابری» نامید. اساساً فرد آنچه را که احساس می‌کند هویت جنسی‌اش است را اعلام می‌کند و این هویت، همان‌طور که می‌خواهد ثبت می‌شود، اما مشکلی قابل‌ پیش‌بینی پدید آمد: آیلا برایسون، فردی که به‌لحاظ بیولوژیکی «مرد» محسوب می‌شد و به تجاوز محکوم شده‌بود، به زندان زنان در شهر استیرلینگ فرستاده شد!

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه
🔖 ۳۱۲۶ واژه


🌾 @Naqdagin
چپ‌گرایی و ووکیسم
@Naqdagin
🎧چپ‌گرایی و ووکیسم (+)
— اسب تروایِ اسلام‌گرایی در حمله به تمدن غربی

🎙دکتر #مجید_محمدی (جامعه‌شناس)

«اما خطر اسلام‌گرایی برای بنیادهای تمدن غربی، فراتر از حملۀ چین به تایوان یا حملۀ روسیه به اوکراین است. در روسیه و چین امروز، زنان را ختنه نمی‌کنند، کشتن برای غیرت مردانه رواج ندارد، حجاب قرار نیست اجباری شود، دست سارق را قطع نمی‌کنند، و به زنان یهودی تجاوز نمی‌کنند».



#نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 قربانی‌پنداری (+)

🍂 شرایط مادی، لطمات مادی و قابل اندازه‌گیری همانند نقض حقوق طبیعی هر انسان و هر شهروندی می‌توانند به درستی اشخاص را در موقعیت قربانی قرار دهند. با این وجود، ذهن ما انسان‌ها همواره در معرض تعمیم‌ها، قضاوت‌ها و پیش‌فرض‌هایی قرار دارد که منجر به نادیده گرفتن ضرورت برای وارسی دائمی واقعیت‌های اولیه می‌شود.

🍂 این ویدئو بخشی از مصاحبه کنستانتین کیسین، طنزپرداز، نویسنده و مفسر سیاسی با جان اندرسون، معاون سابق نخست‌وزیر استرالیا (۱۹۹۹-۲۰۰۵) است که کیسین در آن از فرهنگ وُک و تأثیرش در تقویت ذهنیت خودقربانی‌پنداری انتقاد می‌کند. کیسین و اندرسون، هر دو از حامیان ارزش‌های محافظه‌کاری نظیر آزادی‌های فردی، ارزش‌های خانواده و حکومت محدود هستند.

🖌#ترجمه: نوشین دیلمی


#نقد_چپ #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📺 کنسل‌کالچر و مشکلاتش (تعمق)
— ووک و چپِ نو در نقش کشیش‌های تکه‌تکه‌ساز

🎙#اسلاوی_ژیژک

🍂 شاید بپرسید چه ارتباطی‌ست میان ووکیسم و گفتمان غالبِ بخشی از چپ ایرانی با سوگیری‌های ایران‌ستیزانه؟ و چرا باید به این امر بپردازیم و از نقدهای جدی وارد بر آن، حتی از سوی برخی متفکران چپ‌، مطلع باشیم؟ از آنجا که ما به‌اقتضای انحطاط تاریخی‌مان، کمتر با تفکر خودانگیخته و ریشه‌مند در بستر تاریخی ایران طرفیم و بیشتر بر سبیلِ ترجمه و تقلید گام برمی‌داریم، وضعیت مشابهی توسط بخشی از چپ‌های ایرانی، از فعالین گمنام تا چهره‌های مشهور، در حال رقم خوردن است. وضعیتی که در آن، بجای دعوت به وفاق و اتحاد حول امر مشترکِ تاریخی-فرهنگی و تبعا جمعیت‌ساز (و نتیجتا تحول‌آفرین با کمترین هزینۀ زمان و عمر) و قدرت‌ساز، یعنی «ایران» (به‌مثابه خانۀ مشترکِ اجدادی و بستر امکان تحققِ منافع مشترک و ایده‌های مشترک و مستقلِ هر فرد ساکن این سرزمین) و مطالبۀ «حکومت قانون، احیای دولتی ملی و دموکراتیک بر محورِ حقوق بشر/شهروندی فرد فردِ ایرانیان»، اصل را گفتمان‌های جمع‌گرای چپ با محوریتِ «قوم‌گراییِ ستیزه‌جو» قرار داده‌اند که در آن‌، مسالۀ اصلی، نه کنار زدن «اسلام‌گرایی-بنیادگرایی» که در حال رقم‌زدنِ فلاکت‌ همه‌جانبه و سرکوبِ ابتدایی‌ترین حقوق آحاد ایرانیان است (از جمله حقِ داشتنِ دولتی فراگیر و ملی و لائیک و ملتزم به حقوق بشر)، بلکه دمیدنِ هر روزه بر حس «سرفکندگندگی و شرمساری و حس گناه» از نفسِ ایرانی زاده‌شدن / بودن، با کوبیدن و تخریبِ ایران و ایرانی و زبان فارسی‌ و هر امرِ مشترک است: از زبان تا پرچم تا تاریخ و اساطیر و شاعران بزرگ و اهل فکرِ آن.

🍂 ایرانیان و ایران‌دوستان، با قومی خیالی و خودساخته به‌نام «فارس» بازتعریف می‌شوند، و به‌مثابه «قومی ستمگر و اشغالگر»، با تاریخی «سراسر دروغ و جعل و فریب» تبلیغ می‌شوند، درحالی‌که اقوام ایرانی، هر یک، «ملت/ تمدنی جدا» و با تاریخی حتی چند هزار ساله از «تحت ستم بودگیِ هدفمند» جا زده می‌شوند، و هر کس، به فرهنگ ایران یا زبان فارسی، کمترین خدمتی کرده‌باشد و کمترین تعلقی به تاریخ و نمادهای ایران (امر مشترک) داشته‌باشد، با انواع روش‌ها و با انواع بهانه‌ها، به‌مثابه فردی فاشیست/ایدئولوژیک/ سرشار از رذائل/ وابسته به حکومتِ آخوندی و... نشان داده‌می‌شود که باید شرمسار و رسوا و مطرودش ساخت.

🍂 در چنین فضاسازی سم‌گستری بود که جنبش تاریخی و ملیِ ایرانیان (مهسا) که سرشار از اتحاد و همدلی خیر‌ه‌کننده و فداکاریِ ایرانیان برای همدیگر، به‌مثابه شهروندانِ هم‌سرنوشتِ یک کشورِ تاریخی بود، بدل به جنگِ ۷۲ ملت و حرکتی عقیم‌شده و از-هم-گسیخته شد. هر قومی، «ملتی جداگانه» و «تحت ستمِ ویژه» (توسط قومِ جعلیِ «فارس») دانسته‌شد که باید پرچم جداگانه‌ای حمل کند و پرچم ایران، به پرچم «نظام سیاسیِ پادشاهی»، آن هم منحصر به «خاندانِ پهلوی»، تقلیل یافت (که باید با تقویت «حسِ شرمساری» یا «ممنوعیت‌های بیرونی» در تجمعات، حذف شود تا مثلا جلوی بازگشتِ سلطنت و سلطنت‌طلبان گرفته‌شود)؛ یعنی پرچم به چیزی در حد یک «نقاشی‌ کودکانه» که می‌توان و ضروری‌ست نفی‌ و طردش کرد و هر چند مدت یک بار، تغییرش داد، بدل شد (نگاهی مشترک با خمینی و امتی‌های متنفر، یا در بهترین حالت بی‌حس‌ و بی‌تفاوت، به موضوعِ ایران و نمادها و تاریخش). «پادشاهی» هم در نظر این نگاهِ عمیقا ایدئولوژیک و متاثر از انگاره‌های مارکسیستی (که عمدتا از «ایدئولوژی» بشکلی خطا، بعنوان «فحش و ناسزا» استفاده می‌کند، نه به‌مثابه یک وجه «توصیفی»؛ چراکه ضرورتا و قبل از تبیین، «بار ارزشی منفی» ندارد و برای مثال می‌دانیم، «لیبرالیسم» هم یک ایدئولوژی‌ست و کسی که از منظر یک لیبرال، نگاه چپ‌گرا یا قوم‌گرا یا ناسیونال سوسیالیسم را نقد می‌کند، ایدئولوژی خاصی را، به‌درست یا غلط، دارای ارجحیت نسبی دانسته‌)، با یک تاریخِ «سراسر ظالمانه و ظلمانی و استبدادی و خونین» درک و توصیف می‌شود، نه اینکه پادشاهی نیز مثل «خانواده» و «روحانیت»، یک نهادِ غالب در تاریخِ جهان، تا همین چند وقت اخیر، دیده‌شود، که نقاط مثبت و منفی خود را (مثل هر نهاد تاریخی دیگری) داشته، و اگر تماما و در وجه غالب، قابل تقلیل به «سرکوب‌گری و سلطه و خون‌ریزیِ کور» بود، چنین بقای بلندمدتی نمی‌یافت و چنین کارآمدی‌ای نشان نمی‌داد. فقط مقایسه‌ای گذرا میان حکومت کمونیستی شوروی (از مراکز رواجِ چنین انگاره‌های ایدئولوژیکی از تاریخ) و حکومت جمهوری پادشاهی‌ستیزِ اسلامی، با حکومت‌های سابق‌شان، در آمارِ کمی و کیفیِ کشتار و شکنجه‌ و سرکوبی که رقم زدند، برای فهم ناروایی چنین داوری‌ای دربارۀ نهادهای تاریخی بسنده است؛ بدون آنکه بخواهیم، حکم به برتری و یا ضرورتِ پادشاهی در هر شکلش (بلکه امکان احیایش)، بر هر شکلِ جمهوری بدهیم.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی
#ایران #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin
ترجمه: بی‌حجاب‌ها نیازمند یادگیری امضایی هستند که بسهولت جعل شود و زبانی که مثل بلبل دروغ بگوید و ماله‌کشی کند با این توهم که حجابِ اعمالِ آن‌ها و خلق شود و وقاحتی که سنگِ پای قزوین جلویش ذوب شود؛ این حقیر فقیرِ سراسر تقصیر، صرفا برای جلبِ رضایِ قلبِ امام زمان و کوریِ چشمِ حسودان به مقامات معنوی‌ام، این علوم خفیه را به‌رایگان آموزش خواهم داد.


#آخوندیسم


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ممنوعیت شعرخوانی در حافظیه
— ۱۴۰۳ سال پس از تشکیلِ اولین #حکومت_اسلامی (بنا به تاریخ‌نگاری(؟) عباسی)

چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز

نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز (#شاهنامه #فردوسی)



#ایران #شعرانه


🌾 @Naqdagin
اسطوره فریدون و ضحاک
@Naqdagin
🎧 ضحاک که بود؟
— بررسی شخصیتِ اسطوره‌ای ضحاک در فرهنگ ایرانی

🎙مهرداد فرهمند با #تامار_گیندین (متخصص در زبان‌های ایران باستان)


#اسطوره‌شناسی #ایران


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from D🅰VID
™️
🫥 لینک کانال مجله هنری آرت ژورنال

🌐https://t.me/ARTTJOURNAL
https://t.me/ARTTJOURNAL


🧠 لینک گروه 𝗔𝗿𝘁𝗽𝗵𝗶𝗹𝗼𝘀𝗼𝗽𝗵𝘆
محفلی برای علاقمندان به "هنر و فلسفه"

⭐️https://t.me/+dC2r2e3gsBs3NjY0
https://t.me/+dC2r2e3gsBs3NjY0
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍂 دنیل کلمنت دِنِت (Daniel Dennett) -March 28, 1942 – April 19, 2024- فیلسوف آمریکائی، درگذشت.

🍂 #دنیل_دنت کودکی خود را در لبنان، به همراه پدرش سپری کرد، پدر او دکترای اسلام‌شناسی از دانشگاه هاروارد داشت و افسر امنیتی بود، دنت پدر خود را در یک سانحه هواپیمائی از دست داد.

🍂 دنت در دانشگاه آکسفورد شاگرد گیلبرت رایل و در آمریکا شاگرد کواین بود. او در زمینه فلسفه ذهن، فلسفه علم، فلسفه زیست‌شناسی و تکامل پژوهش می‌کرد. دنت بارها اظهار کرده بود که از زمان آکسفورد پروژه فکری او تغییری نکرده است و این پروژه در درجه اول ارائه‌ی فلسفه ذهنی مبتنی بر تحقیقات تجربی است.

🔻دنت از منظر دینی آتئیست بود و درباره دین معتقد بود:
«دین می‌تواند کارکرد مناسبی چون نظم‌بخشی داشته باشد. از این رو می‌توان در مدارس، دین را تدریس کرد تا کودکان با سنت‌هایی مانند هندوئیسم، بودیسم، کنفسیوس و اسلام آشنا شوند. ما نخواهیم توانست ادیان را حذف کنیم. [...] شاید به شکل ضعیف شده این دین باقی بماند، ولی کماکان خطرناک خواهد بود؛ مانند سرماخوردگی و ویروس آن که با این همه پیشرفت علم، هنوز هم کنترل نشده، و ما را مدام بیمار و ضعیف می‌کند».


🍂 دِنِت در جدیدترین کتاب خود، «تپش‌های شهود و ابزارهای دیگر برای اندیشیدن»، به بیان آخرین دیدگاه‌های خود درباب ابزارهای کارآمد و منطقی برای تفکر انتقادی و چگونگیِ پاسخ گفتن به پرسش‌های بنیادین پیرامونِ ماهیّت زندگی می‌پردازد. گزیده‌ای از این کتاب به انتخاب روزنامهٔ گاردین، توسط محمّدمهدی مرادی ترجمه شده‌است.


#در_چنین_روزی #نقد_ادیان


🌾 @Naqdagin
📘هفت ابزارِ #دنیل‌_دنت برای اندیشیدن

🖌#ترجمه‌: محمدمهدی مرادی

🍂 دنیل دنت (Daniel Dennett)، دانشمند و فیلسوفِ علومِ شناختی، یکی از سرشناس‌ترین اندیشمندانِ امروزِ آمریکاست. او در این گزیده از کتابِ جدیدش، "تپش‌های شهود و ابزارهای دیگر برای اندیشیدن"، برخی از درسهایی که زندگی به وی آموخته را آشکار می‌سازد.

۱. از اشتباهاتتان استفاده کنید


همه‌ی ما این گفته‌ی مذبوحانه را شنیده‌ایم: "خب، در زمانِ خودش عقیده‌ی خوبی بود!" این عبارت می‌تواند مصداقِ عقیده‌ی تأسف‌بارِ یک ابله و یا نشانه‌ی حماقت باشد، اما حقیقت این است که ما باید آن را بعنوانِ رکنی از ارکانِ خردمندی، تحسین کنیم.

هر وجودی، هر فاعلی، که واقعا می‌تواند بگوید که "خب، در زمانِ خودش عقیده‌ی خوبی بود!" بر آستانِ مهارت ایستاده است. ما انسانها به هوش‌مان افتخار می‌کنیم، و یکی از نمادهای اصالتِ آن این است که ما قادریم اندیشه‌های گذشته‌مان را بیاد بیاوریم و درباب‎شان تفکر کنیم – دربابِ اینکه چطور به نظر می‌آمدند، چرا در همان ابتدا وسوسه‌انگیز بودند و اینکه درنهایت، چطور غلط از آب درآمدند.

من هیچ مدرکی را نمی‌شناسم تا ثابت کند، گونه‌های زیست‌شناختیِ دیگری روی زمین هستند که قادرند به چنین اندیشه‌هایی فکر کنند. اگر اینطور بود، پس تقریبا می‌توانستند به اندازه‌ی ما هوشمند باشند. وقتی شما اشتباه می‌کنید، باید یاد بگیرید که نفسی عمیق بکشید، عزمتان را جزم کنید و مجموعه‌ی اشتباهات‌تان را با نهایتِ بی‌رحمی و بی‌غرضی ارزیابی کنید. چندان آسان نیست. عکس‌العملِ طبیعیِ انسان دربرابرِ اشتباه، شرمندگی و عصبانیت است (ما هیچ وقت نمی‌توانیم عصبانی‌تر از وقتی باشیم که از دستِ خودمان خشمگین‌ایم) و باید سخت تلاش کنید تا بر این عکس‎العملهای احساسی غلبه کنید.

تلاش کنید تا تمرینِ استقبال از اشتباهات‎تان را بیاموزید و از افشای آن بهانه‌هایی که باعثِ انحراف‌تان شده، خوشحال شوید. وقتی به تمامِ منافعی که می‌شد از اشتباهاتتان بدست آورید نائل شدید، می‌توانید با شادمانی، همه‌شان را پشت سر بگذارید و به سوی فرصتِ بزرگِ بعدی رهسپار شوید. اما این کافی نیست: باید با همان جدیّتی که بعدا برای جبرانِ فرصتهای از دست‌رفته نشان می‌دهید، در جستجوی فرصتهای تازه باشید.

در فضای علم، اشتباهاتِ شما علنی‌ست. شما آنها را فاش می‌سازید تا دیگر بتوانند از آن درس بگیرند. از این طریق، شما نه تنها از جریانِ منحصر به خودتان دربطنِ فضای اشتباهات، بلکه از تجربیاتِ دیگران نیز سود می‌بَرید (ولفگنگ پاولیِ (Wolfgang Pauli) فیزیکدان، در جایی، برایِ تحقیرِ کارِ یکی از همکارانش، عبارتِ معروفِ "بدتر از اشتباه" را بکار بُرد. کذبِ محضی که با منتقدان قسمت شده، از احساساتِ گنگ و غلوآمیز بهتر است).

باری، این دلیل دیگری‌ست تا دریابیم چرا ما انسانها بسیار باهوش‌تر از دیگر گونه‌های زیست‌شناختی هستیم. این چندان بدین خاطر نیست که مغزهایمان بزرگتر یا قدرتمندتر هستند، و یا اینکه از مهارت فکر کردن به اشتباهاتِ گذشته‌مان برخورداریم، بلکه ما سود و مزیّت‌هایی را با دیگران قسمت می‌کنیم که مغزهایمان با پیشینه‌های مجزّای آزمون و خطا بدست آورده‌اند.

من از بسیاری افرادِ واقعا باهوش درشگفتم که درک نمی‌کنند که شما می‌توانید علنا اشتباه کنید و اصلا هم صدمه‌ای از این بابت نبینید. من محققینِ برجسته‌ای را می‌شناسم که بمیزانِ زیادی قلم‌فرسایی می‌کنند تا از پذیرشِ اشتباهشان درباره‌ی مسئله‌ای خاص، شانه خالی کنند. در حقیقت، مردم عاشق زمانی هستند که شخصی به اشتباهش اعتراف می‌کند. تمامِ مردم، عاشقِ این هستند که اشتباهات را برجسته کنند.

افرادِ بلندنظر، سپاسگزارِ فرصتی هستند که برای مصاعدت به آنها می‌بخشید، و در عینِ حال، وقتی خودشان موفق شدند به شما کمک کنند، بدان اذعان می‌کنند؛ افرادِ تنگ‌نظر، از شرمنده کردنِ شما لذت می‌برند. بگذار ببرند! در هر حال، ما برنده‌ایم.

۲. به حریفتان احترام بگذارید

فکر می‌کنید به هنگامِ نقدکردنِ عقایدِ حریف‌تان، چقدر خیرخواه هستید؟ اگر تناقضاتِ آشکاری در مطلبِ حریف‎تان وجود دارد، باید بشکلِ مؤثری بدانها اشاره کنید. اگر این تناقضات، تاحدودی پنهان‌اند، باید محتاتانه آنها را مدنظر قرار دهید، و سپس بشدّت نقدشان کنید. اما جستجو برای یافتنِ تناقضاتِ پنهان، اغلب به ایرادگرفتن‌های بیجا، تظاهر به باسوادی یا تقلیدهای آشکارا مضحک بدل می‌شود. هیجانِ جستجو و یقین داشتن به این مسئله که حریف‌تان جایی دچارِ آشفتگیِ فکری‌ست، به تفسیرهای بی‌رحمانه و بدونِ اغماض منجر می‌شود؛ تفاسیری که هدفِ آسانی را برای حمله در تیررس‌تان می‌گذارد.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
🔖 ۲۲۴۳ واژه


#تفکر_انتقادی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM