📘تدبیر بالاتر از هر ابزار جنگی
— در ستایشِ «عقلانیتِ عملی» و دو پیشنهاد
(۱/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 در بابِ حوادثِ اخیر، ابتدا باید تصدیق کنیم که با انتخابِ یک سیاستِ بهنسبت هوشمندانه، هم برای نخستینبار، از خاک ایران، به خاک اسرائیل حمله شدهاست و حدی از بازدارندگی در مقابل ترورها در سوریه، عملی شدهاست، با این پیام که دست ایران در مقابل حمله به کنسولگری و نیروهایش، بسته نیست، و اگر روزی اراده کند، میتواند ناگهانی و بیاطلاع و بهقصد آسیبِ جدی عمل کند و هزینههای سنگینتری بسازد، هم اینکه عملا و بهاحتمال زیاد، دست اسرائیل برای حملۀ نظامی گستردۀ متقابل بسته شدهاست؛ چرا که حملۀ حسابشدۀ ما، با علم و ارادۀ سران نظامی، سبب کمترین کشتاری نشد و پایگاههای نظامیِ تخلیه شده، مورد حمله قرار گرفت و مانع از این شد که نتانیاهو بتواند اجماع جهانی برای حمایت از خودش در حملهای متقابل را فراهم کند. کافیست این سیاستِ سنجیده را مقایسه کنید با حماقتِ محض و اعمالِ غیراخلاقیِ حماس در ۷ اکتبر که چه پاسِ گل فاجعهباری به نتانیاهو و جناحِ تندروی اسرائیل در وضعیت شکننده و بحرانزدۀ داخلیاش داد و در عرصۀ بینالملل نیز حمایتی جهانی برای حملات بیرحمانۀ ارتش اسرائیل درست کرد؛ همچنین با اقدامات نسنجیدهای که بعد از حمله به عینالاسد رخ داد و سببِ سرنگونیِ هواپیمای اوکراینی با مسافرانِ اکثرا ایرانیاش شد و به بسیاری مصائب و شکافها دامن زد.
🍂 محتمل بود که با یک اشتباهِ کوچک در محاسبات و غلبۀ ایدئولوژی و غلیان احساسات و شعارزدگی بر عقلانیتِ عملی، جنگی شروع شود که هیچکس، توانِ خاموش کردنِ آتش آن را نداشت؛ و خدا میداند که چه زمانی و چگونه، پایان مییافت و دامنهاش تا کجاها کشیده میشد.
🍂 اما مواجههای بهنسبت هوشمندانه رخ داد و قبل از حمله، هماهنگیها و هشدارها با مذاکرات مختلف و اطلاعرسانیِ کافی انجام شد. ایرانیها (لااقل بخشِ وفادارِ جمهوری اسلامی) نیز غرور جریحهدار شدهشان تا حدی التیام یافت و مآلاً واردِ مرحلۀ دیگری از بازی شدیم و نشان دادیم که اگر به خاک ما حمله شود، از حمله به خاک یک قدرت اتمی که حمایت بسیاری دولتها را دارد هم ابایی نخواهیم داشت و برای آن آمادهایم.
🍂 حال سوال من و بسیاری از عقلای قوم این است که چرا همین عقلانیت عملیِ حداقلی و هوشمندی و تدبیر در محاسبۀ برخورد متناسب با کمترین هزینه را که از خود نشان دادید، در مناسباتِ داخلی با مردم خودتان وارد نمیکنید و کاری نمیکنید که این مردم، یک سال هم در سایۀ جمهوری اسلامی، نفسِ راحتی بکشند، و وقتی خودشان یا دختران و خواهران و مادران و همسرانشان از خانه خارج میشوند، بهخاطر داشتنِ پوشش عرفیِ دختر و زنِ امروز در اکثریت نقاط دنیای امروز، احساسِ ناامنیِ روانی و تروما نکنند؟ چرا این عقلانیت عملی در سنجیدنِ سود و زیان عملها و واکنشهای احتمالی را در مورد اقتصاد کشور بهکار نمیگیرید تا هر سال، ارزش ریال سقوط آزاد بیشتری نکند و عزت نفسِ این مردم، چنین لگدکوب نشود؟ و مهاجرت از این مملکت و کندن از آن، در حد یک مدِ همهگیر و بعنوان تنها راهحل پیشرو، حتی در میانِ جماعتِ پرستار و کاسب و بنا و آرایشگر و رانندۀ کامیون و رانندۀ اسنپ، باقی نماند؟
🍂 عزت ملی و امنیت ملی، بدونِ ساخت یا تهیهٔ موشک و پهباد و جدیدترین سلاحهای پیشرفتۀ دنیا ممکن نیست (برخلافِ توهماتِ رمانتیکِ انقلابیونِ ۵۷ و بخشی از اپوزیسیونِ امروز در بدگویی از نظامِ مستقرشان)، ولی اولا، ما هر چقدر هم در این زمینهها پیشرفت کنیم، به تکنولوژی روزِ غربی نمیرسیم، ثانیا، این سنخ امور، شروط کافی امنیت ملی نیستند و در این سطحِ ابتدایی توقف کردن، مثل نظام شوروی، به شورشِ ناگریزِ گرسنگان و تحقیرشدگان میانجامد که نه از تاک نشان ماند، نه از تاکنشان. این جمعیتِ بزرگِ بیکار و حاشیهنشین و بیافق و تحقیرشدۀ عمدتا جوان، خطرشان از اسرائیل هم مهیبتر است؛ چرا که اسرائیل در جوابش به ما، محاسبۀ هزینه-فایده میکند و گوشش به اروپا و ابرقدرتی چون آمریکا بدهکار است، ولی این جمعیتی که به بنبست مطلق رسیده و چیزی غیر از رسیدن به خواستهای انباشتشدۀ اولیۀ غریزی و عاطفیاش، آن هم با هر راه و روش ممکن، نمیطلبد و نمیبیند، میتواند تخریبی را سبب شود که با هیچ منطق و محاسبهای قابل درک نباشد و هیچ ابزار و روش سرکوبی هم نتواند جلوی آن را بگیرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در ستایشِ «عقلانیتِ عملی» و دو پیشنهاد
(۱/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 در بابِ حوادثِ اخیر، ابتدا باید تصدیق کنیم که با انتخابِ یک سیاستِ بهنسبت هوشمندانه، هم برای نخستینبار، از خاک ایران، به خاک اسرائیل حمله شدهاست و حدی از بازدارندگی در مقابل ترورها در سوریه، عملی شدهاست، با این پیام که دست ایران در مقابل حمله به کنسولگری و نیروهایش، بسته نیست، و اگر روزی اراده کند، میتواند ناگهانی و بیاطلاع و بهقصد آسیبِ جدی عمل کند و هزینههای سنگینتری بسازد، هم اینکه عملا و بهاحتمال زیاد، دست اسرائیل برای حملۀ نظامی گستردۀ متقابل بسته شدهاست؛ چرا که حملۀ حسابشدۀ ما، با علم و ارادۀ سران نظامی، سبب کمترین کشتاری نشد و پایگاههای نظامیِ تخلیه شده، مورد حمله قرار گرفت و مانع از این شد که نتانیاهو بتواند اجماع جهانی برای حمایت از خودش در حملهای متقابل را فراهم کند. کافیست این سیاستِ سنجیده را مقایسه کنید با حماقتِ محض و اعمالِ غیراخلاقیِ حماس در ۷ اکتبر که چه پاسِ گل فاجعهباری به نتانیاهو و جناحِ تندروی اسرائیل در وضعیت شکننده و بحرانزدۀ داخلیاش داد و در عرصۀ بینالملل نیز حمایتی جهانی برای حملات بیرحمانۀ ارتش اسرائیل درست کرد؛ همچنین با اقدامات نسنجیدهای که بعد از حمله به عینالاسد رخ داد و سببِ سرنگونیِ هواپیمای اوکراینی با مسافرانِ اکثرا ایرانیاش شد و به بسیاری مصائب و شکافها دامن زد.
🍂 محتمل بود که با یک اشتباهِ کوچک در محاسبات و غلبۀ ایدئولوژی و غلیان احساسات و شعارزدگی بر عقلانیتِ عملی، جنگی شروع شود که هیچکس، توانِ خاموش کردنِ آتش آن را نداشت؛ و خدا میداند که چه زمانی و چگونه، پایان مییافت و دامنهاش تا کجاها کشیده میشد.
🍂 اما مواجههای بهنسبت هوشمندانه رخ داد و قبل از حمله، هماهنگیها و هشدارها با مذاکرات مختلف و اطلاعرسانیِ کافی انجام شد. ایرانیها (لااقل بخشِ وفادارِ جمهوری اسلامی) نیز غرور جریحهدار شدهشان تا حدی التیام یافت و مآلاً واردِ مرحلۀ دیگری از بازی شدیم و نشان دادیم که اگر به خاک ما حمله شود، از حمله به خاک یک قدرت اتمی که حمایت بسیاری دولتها را دارد هم ابایی نخواهیم داشت و برای آن آمادهایم.
🍂 حال سوال من و بسیاری از عقلای قوم این است که چرا همین عقلانیت عملیِ حداقلی و هوشمندی و تدبیر در محاسبۀ برخورد متناسب با کمترین هزینه را که از خود نشان دادید، در مناسباتِ داخلی با مردم خودتان وارد نمیکنید و کاری نمیکنید که این مردم، یک سال هم در سایۀ جمهوری اسلامی، نفسِ راحتی بکشند، و وقتی خودشان یا دختران و خواهران و مادران و همسرانشان از خانه خارج میشوند، بهخاطر داشتنِ پوشش عرفیِ دختر و زنِ امروز در اکثریت نقاط دنیای امروز، احساسِ ناامنیِ روانی و تروما نکنند؟ چرا این عقلانیت عملی در سنجیدنِ سود و زیان عملها و واکنشهای احتمالی را در مورد اقتصاد کشور بهکار نمیگیرید تا هر سال، ارزش ریال سقوط آزاد بیشتری نکند و عزت نفسِ این مردم، چنین لگدکوب نشود؟ و مهاجرت از این مملکت و کندن از آن، در حد یک مدِ همهگیر و بعنوان تنها راهحل پیشرو، حتی در میانِ جماعتِ پرستار و کاسب و بنا و آرایشگر و رانندۀ کامیون و رانندۀ اسنپ، باقی نماند؟
🍂 عزت ملی و امنیت ملی، بدونِ ساخت یا تهیهٔ موشک و پهباد و جدیدترین سلاحهای پیشرفتۀ دنیا ممکن نیست (برخلافِ توهماتِ رمانتیکِ انقلابیونِ ۵۷ و بخشی از اپوزیسیونِ امروز در بدگویی از نظامِ مستقرشان)، ولی اولا، ما هر چقدر هم در این زمینهها پیشرفت کنیم، به تکنولوژی روزِ غربی نمیرسیم، ثانیا، این سنخ امور، شروط کافی امنیت ملی نیستند و در این سطحِ ابتدایی توقف کردن، مثل نظام شوروی، به شورشِ ناگریزِ گرسنگان و تحقیرشدگان میانجامد که نه از تاک نشان ماند، نه از تاکنشان. این جمعیتِ بزرگِ بیکار و حاشیهنشین و بیافق و تحقیرشدۀ عمدتا جوان، خطرشان از اسرائیل هم مهیبتر است؛ چرا که اسرائیل در جوابش به ما، محاسبۀ هزینه-فایده میکند و گوشش به اروپا و ابرقدرتی چون آمریکا بدهکار است، ولی این جمعیتی که به بنبست مطلق رسیده و چیزی غیر از رسیدن به خواستهای انباشتشدۀ اولیۀ غریزی و عاطفیاش، آن هم با هر راه و روش ممکن، نمیطلبد و نمیبیند، میتواند تخریبی را سبب شود که با هیچ منطق و محاسبهای قابل درک نباشد و هیچ ابزار و روش سرکوبی هم نتواند جلوی آن را بگیرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘تدبیر بالاتر از هر ابزار جنگی
— در ستایشِ «عقلانیتِ عملی» و دو پیشنهاد
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 با یک دست نمیتوان چند هندوانه را بلند کرد؛ فهم این اصل، هوشِ چندانی نمیطلبد. کمی از بارهای زائدی که بر دوشِ نحیفتان حمل میکنید، بکاهید! نمیتوان هم با اسرائیل و آمریکا سرشاخ شد و کشور را به انواع تحریمهای فلجکننده کشاند، هم با کشورهای منطقه انواع تنش را تجربه کرد، هم با بخش مدرن جامعه بابت مطالباتِ حداقلیای چون «زندگیِ نرمال» و احترام به «سبک زندگی و سبک پوشش» مبارزه کرد و از یک سو، خود را با این جنگ ناضرور، از نیروهای پیشرانِ توسعه، نظیر هنرمندان و تکنوکراتها و متخصصانِ دانشگاهی محروم کرد و از سوی دیگر، صنعتِ پردرآمد توریسم را به تعطیلی کشاند و مانع از جذبِ سرمایهها شد، و همزمان، در مقابلِ بیارزش شدنِ هر روزهٔ ریال و صعودِ افسارگسیختهٔ دلار و تورم و افزوده شدنِ بر جمعیتِ مستضعفین و گرسنگان و بیکاران و حاشیهنشینان، بیتفاوت و بیبرنامه بود و جز شعار-درمانی و رجزخوانی هیچ کاری نکرد.
🍂 بیایید عقلانیتِ عملیِ موجود در حرکت اخیرتان در مقابل اسرائیل، که از سنخِ عقلانیتِ امثال قاسم سلیمانی بود، را در مناسباتِ داخلی نیز وارد کنید. با کنار گذاشتنِ «حجاب اجباری» بطور رسمی، مثل سیاستِ حزبالله لبنان و سید حسن نصرالله، میتوانید از این تهدیدِ بیدلیلی که برای خودتان تراشیدهاید، و بازار پر رونقی که برای افراد نامستقلی چون مسیح علینژاد درست کردهاید، و عاملِ تنشهای بلاوجهِ روزمره و جنگ اعصاب میان بخشِ قابل توجهی از این مردمِ خسته شدهاید، فرصتی جدی نیز درست کنید. حتی میشود در گامی همزمان، «خدمتِ سربازی» را برای دختران و زنان (اعم از با حجاب و بیحجاب) نیز الزامی کنید و به این طریق، در بُعد امنیتی نیز نیروی ارتش و سپاه را تقویت کنید و نشان دهید برای حفظِ نظام و کشور، خود را از هیچ امکان و ابزار مشروعی در دنیای امروز، محروم نمیکنید و کمتر و عقبافتادهتر از اسرائیل و دولتهای مشابه در این امر نیستید.
🍂 همین «خدمتِ سربازی» برای بانوان، میتواند «تعهد به هنجارهای جمعی» را نیز در میانشان تقویت کند و مانع از بسیاری افراطوتفریطها در مقولۀ پوشش شود. بهجای تاکید بر «حجاب»، باید بر «پوشش عرفی» و «عرف و هنجارهای اجتماعی» تاکید کنید تا سخنتان از سوی بدنۀ نخبگان و عامۀ جامعه نیز حمایت شود. «امر به معروف»ی که سنگش را به سینه میزنید هم فی الواقع، همین امر است: «دعوت به عرف»؛ نه آنچه که بهزورِ گشتاپویِ گشت ارشاد و تبلیغات شبانهروزی میخواهید آن را «معروف» جا بیاندازید.
🍂 در نبودِ نیرویی جدی در اپوزیسیونِ فعلی، همین اقداماتِ بهظاهر کوچک، ولی فیالواقع سنتشکنانه، اتفاقا به بدنۀ حامیان جمهوری اسلامی، لااقل در میان طبقۀ متوسط، بشکل جدی خواهد افزود؛ یعنی از همانها که اگر به این بیسیاستی و خودزنی ادامه دهید، جذبِ اپوزیسیونِ فشل و شعارزده و بی برنامه و پرنسیب میشوند و بدل به یک تهدیدِ بالفعل، یا از کشوری که شبیه به جمعِ میان اردوگاهِ کارِ اجباریِ کمونیسم و زندانِ طالبان و داعش میبینند، به هر روشی که بتوانند، فرار میکنند.
🍂 همۀ آنچه که گفتهشد بهکنار، باید مجدد تاکید کنم که این تغییر در سیاستگذاری، صنعتِ توریسم را نیز از رکودِ مطلقش در وضع فاجعهبار فعلی در-میآورد و به یکی از ابزارهای جدیِ قدرتِ نرمتان، با تقویت ثباتِ اجتماعی و اقتصادی و تقویت وجهۀ بینالمللی ایران، بدل میکند. از بنسلمان کمهوشتر و گوشتتلختر نباشید که «حجاب اجباری» را برای توسعۀ عربستان، حتی در مدینه (شهر حکمرانیِ پیامبر اسلام)، مثل سایر شهرهای عربستان، برچیدهاست. فقط ذرهای کاسهکلکبازیِ فقهی لازم است که خود در آن استادید؛ وقتی امام زمان را نیز میتوان برای حفظ نظام قربانی کرد، «حجاب اجباری» که حتی حکم شرعی نیست (لااقل برای غیرمسلمانان) و از نظرِ برخی از اسلامشناسان، وفقِ قرآن و سنت نبوی، نوعی «بدعت» هم محسوب میشود، جای خود را دارد! امیدوارم فقط کمی زودتر بجنبید و بیشتر از این، فرصتها را از دست ندهید.
#زنان #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در ستایشِ «عقلانیتِ عملی» و دو پیشنهاد
(۲/۲)
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 با یک دست نمیتوان چند هندوانه را بلند کرد؛ فهم این اصل، هوشِ چندانی نمیطلبد. کمی از بارهای زائدی که بر دوشِ نحیفتان حمل میکنید، بکاهید! نمیتوان هم با اسرائیل و آمریکا سرشاخ شد و کشور را به انواع تحریمهای فلجکننده کشاند، هم با کشورهای منطقه انواع تنش را تجربه کرد، هم با بخش مدرن جامعه بابت مطالباتِ حداقلیای چون «زندگیِ نرمال» و احترام به «سبک زندگی و سبک پوشش» مبارزه کرد و از یک سو، خود را با این جنگ ناضرور، از نیروهای پیشرانِ توسعه، نظیر هنرمندان و تکنوکراتها و متخصصانِ دانشگاهی محروم کرد و از سوی دیگر، صنعتِ پردرآمد توریسم را به تعطیلی کشاند و مانع از جذبِ سرمایهها شد، و همزمان، در مقابلِ بیارزش شدنِ هر روزهٔ ریال و صعودِ افسارگسیختهٔ دلار و تورم و افزوده شدنِ بر جمعیتِ مستضعفین و گرسنگان و بیکاران و حاشیهنشینان، بیتفاوت و بیبرنامه بود و جز شعار-درمانی و رجزخوانی هیچ کاری نکرد.
🍂 بیایید عقلانیتِ عملیِ موجود در حرکت اخیرتان در مقابل اسرائیل، که از سنخِ عقلانیتِ امثال قاسم سلیمانی بود، را در مناسباتِ داخلی نیز وارد کنید. با کنار گذاشتنِ «حجاب اجباری» بطور رسمی، مثل سیاستِ حزبالله لبنان و سید حسن نصرالله، میتوانید از این تهدیدِ بیدلیلی که برای خودتان تراشیدهاید، و بازار پر رونقی که برای افراد نامستقلی چون مسیح علینژاد درست کردهاید، و عاملِ تنشهای بلاوجهِ روزمره و جنگ اعصاب میان بخشِ قابل توجهی از این مردمِ خسته شدهاید، فرصتی جدی نیز درست کنید. حتی میشود در گامی همزمان، «خدمتِ سربازی» را برای دختران و زنان (اعم از با حجاب و بیحجاب) نیز الزامی کنید و به این طریق، در بُعد امنیتی نیز نیروی ارتش و سپاه را تقویت کنید و نشان دهید برای حفظِ نظام و کشور، خود را از هیچ امکان و ابزار مشروعی در دنیای امروز، محروم نمیکنید و کمتر و عقبافتادهتر از اسرائیل و دولتهای مشابه در این امر نیستید.
🍂 همین «خدمتِ سربازی» برای بانوان، میتواند «تعهد به هنجارهای جمعی» را نیز در میانشان تقویت کند و مانع از بسیاری افراطوتفریطها در مقولۀ پوشش شود. بهجای تاکید بر «حجاب»، باید بر «پوشش عرفی» و «عرف و هنجارهای اجتماعی» تاکید کنید تا سخنتان از سوی بدنۀ نخبگان و عامۀ جامعه نیز حمایت شود. «امر به معروف»ی که سنگش را به سینه میزنید هم فی الواقع، همین امر است: «دعوت به عرف»؛ نه آنچه که بهزورِ گشتاپویِ گشت ارشاد و تبلیغات شبانهروزی میخواهید آن را «معروف» جا بیاندازید.
🍂 در نبودِ نیرویی جدی در اپوزیسیونِ فعلی، همین اقداماتِ بهظاهر کوچک، ولی فیالواقع سنتشکنانه، اتفاقا به بدنۀ حامیان جمهوری اسلامی، لااقل در میان طبقۀ متوسط، بشکل جدی خواهد افزود؛ یعنی از همانها که اگر به این بیسیاستی و خودزنی ادامه دهید، جذبِ اپوزیسیونِ فشل و شعارزده و بی برنامه و پرنسیب میشوند و بدل به یک تهدیدِ بالفعل، یا از کشوری که شبیه به جمعِ میان اردوگاهِ کارِ اجباریِ کمونیسم و زندانِ طالبان و داعش میبینند، به هر روشی که بتوانند، فرار میکنند.
🍂 همۀ آنچه که گفتهشد بهکنار، باید مجدد تاکید کنم که این تغییر در سیاستگذاری، صنعتِ توریسم را نیز از رکودِ مطلقش در وضع فاجعهبار فعلی در-میآورد و به یکی از ابزارهای جدیِ قدرتِ نرمتان، با تقویت ثباتِ اجتماعی و اقتصادی و تقویت وجهۀ بینالمللی ایران، بدل میکند. از بنسلمان کمهوشتر و گوشتتلختر نباشید که «حجاب اجباری» را برای توسعۀ عربستان، حتی در مدینه (شهر حکمرانیِ پیامبر اسلام)، مثل سایر شهرهای عربستان، برچیدهاست. فقط ذرهای کاسهکلکبازیِ فقهی لازم است که خود در آن استادید؛ وقتی امام زمان را نیز میتوان برای حفظ نظام قربانی کرد، «حجاب اجباری» که حتی حکم شرعی نیست (لااقل برای غیرمسلمانان) و از نظرِ برخی از اسلامشناسان، وفقِ قرآن و سنت نبوی، نوعی «بدعت» هم محسوب میشود، جای خود را دارد! امیدوارم فقط کمی زودتر بجنبید و بیشتر از این، فرصتها را از دست ندهید.
#زنان #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
خوانش سریانی-آرامی قرآن -@Naqdagin.pdf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 خوانشِ سریانی-آرامی قرآن
— گفتگوی برنامۀ «مختلف علیه» با پژوهشگرِ تحولآفرین در قرآنشناسی
🖌#ترجمه: #فاطمه_بهبهانیزاده
🎞 زیرنویس: ریحانه بهبانی
🍂 این ویدئو گفتوگوی #کریستف_لوکزنبرگ، زبانپژوه، با ابراهیم عیسا، روزنامهنگار و مجری مصریِ برنامۀ «مختلف علیه»، است که در ژوئن ۲۰۲۱ از شبکۀ تلویزیونی الحرة پخش شدهاست.
🍂 کریستف لوکزنبرگ نام مستعار نویسندۀ کتاب «خوانش سریانی-آرامیِ قرآن» (برلین، ۲۰۰۰) بهزبان آلمانی است که هویت واقعیاش ناشناخته است و در این برنامه نیز با شرایطی خاص حاضر شدهاست. نقطۀ آغاز لوکزنبرگ در پژوهش خود، اختلاف مفسران کهن بر سر معنای برخی تعابیر مبهم قرآنی بوده و بهتدریج به این نتیجه رسیده که خوانش سریانیِ عبارتهای قرآن، این ابهامها را برطرف و مشکل را حل میکند.
🍂 او در این گفتوگو، نمونههایی از این عبارتها را پیش کشیده و خوانشهایی بدیل در زبان آرامی و سریانی (و عربی) پیشنهاد کردهاست که بخشی از آنها، نتایج تفسیریِ قابلتوجهی در پی دارند و البته این نتایج، گاهی با فهم رایج مسلمانان از آیههای قرآن متفاوتاند؛ از جمله در بحث مصلوبشدن عیسی (قامَ عبدُالله)، زمان اقامۀ نماز (دُلوک الشَمس)، و نحوۀ برخورد با کافران در جنگ (ضَرب الرِقاب).
🍂 لوکزنبرگ مدعیست که در پیشنهاد خوانشِ سریانی برای برخی واژهها و عبارتها، مقید به «منطق متن قرآن» است و اساساً به سیاق متن تکیه دارد، و همچنین معتقد است که برای فهم متن قرآن باید حتماً بایبل را خواند؛ چون قرآن همۀ جزئیات را ذکر نمیکند.
🍂 سخنان لوکزنبرگ در این مصاحبه، برای تیم تحقیق نقدآگین نیز بسیار جذاب بود و برخی ابهامهای ما را بهشکل قابل توجهی حل کرد؛ از جمله در تبیین چرایی غلطبودن تصورِ غالبِ مسلمانان از موضوعِ بهصلیب کشیده شدنِ عیسی مسیح بنا به متنِ خود قرآن.
یوتیوب دورنما
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگوی برنامۀ «مختلف علیه» با پژوهشگرِ تحولآفرین در قرآنشناسی
🖌#ترجمه: #فاطمه_بهبهانیزاده
🎞 زیرنویس: ریحانه بهبانی
🍂 این ویدئو گفتوگوی #کریستف_لوکزنبرگ، زبانپژوه، با ابراهیم عیسا، روزنامهنگار و مجری مصریِ برنامۀ «مختلف علیه»، است که در ژوئن ۲۰۲۱ از شبکۀ تلویزیونی الحرة پخش شدهاست.
🍂 کریستف لوکزنبرگ نام مستعار نویسندۀ کتاب «خوانش سریانی-آرامیِ قرآن» (برلین، ۲۰۰۰) بهزبان آلمانی است که هویت واقعیاش ناشناخته است و در این برنامه نیز با شرایطی خاص حاضر شدهاست. نقطۀ آغاز لوکزنبرگ در پژوهش خود، اختلاف مفسران کهن بر سر معنای برخی تعابیر مبهم قرآنی بوده و بهتدریج به این نتیجه رسیده که خوانش سریانیِ عبارتهای قرآن، این ابهامها را برطرف و مشکل را حل میکند.
🍂 او در این گفتوگو، نمونههایی از این عبارتها را پیش کشیده و خوانشهایی بدیل در زبان آرامی و سریانی (و عربی) پیشنهاد کردهاست که بخشی از آنها، نتایج تفسیریِ قابلتوجهی در پی دارند و البته این نتایج، گاهی با فهم رایج مسلمانان از آیههای قرآن متفاوتاند؛ از جمله در بحث مصلوبشدن عیسی (قامَ عبدُالله)، زمان اقامۀ نماز (دُلوک الشَمس)، و نحوۀ برخورد با کافران در جنگ (ضَرب الرِقاب).
🍂 لوکزنبرگ مدعیست که در پیشنهاد خوانشِ سریانی برای برخی واژهها و عبارتها، مقید به «منطق متن قرآن» است و اساساً به سیاق متن تکیه دارد، و همچنین معتقد است که برای فهم متن قرآن باید حتماً بایبل را خواند؛ چون قرآن همۀ جزئیات را ذکر نمیکند.
🍂 سخنان لوکزنبرگ در این مصاحبه، برای تیم تحقیق نقدآگین نیز بسیار جذاب بود و برخی ابهامهای ما را بهشکل قابل توجهی حل کرد؛ از جمله در تبیین چرایی غلطبودن تصورِ غالبِ مسلمانان از موضوعِ بهصلیب کشیده شدنِ عیسی مسیح بنا به متنِ خود قرآن.
یوتیوب دورنما
🗄پست مرتبط
📓خوانش سریانی-آرامی قرآن -اثر کریستف لوکزنبرگ-
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
📺 معجزهٔ قرآن؟! آرای لوکزنبرگ بهزبان ساده
📺 خوانش سریانی-آرامی قرآن (محو لاسوگاس)
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد!
📺 مستند سریالیِ «عیسا و اسلام» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم)
.
#بازنگری #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 آنچه جایِ پرسش دارد 🎙#مارتین_هایدگر #گزیدهسخن #فلسفیدن ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘در باب پراگماتیسم
🍂 اگرچه ممکن است «پراگماتیسم» حقیقتنمایی فلسفی را در بر نداشتهباشد، اما بعضاً مزایای مهمی دارد.
🍂 نخست اینکه معتقد است حقیقتی که میتوان دریافت، حقیقتی انسانیست، و هر چیز انسانی، خطاپذیر و تغییرپذیر است. آنچه خارج از چرخهی رویدادهای انسانی قرار میگیرد، حقیقت نیست, بلکه (نوعی) واقعیت است. حقیقت خاصهای از اعتقاد است و اعتقادات، حوادثی روحیاند. علاوه بر این، رابطهشان با واقعیات، آن سادگی شماتیکی را که منطق میانگارد، ندارد و همین، مزیت دوم پراگماتیسم است.
🍂 اعتقادها و باورها مبهم و پیچیدهاند، و نه یک واقعیت دقیق و صریح، بلکه به چند حوزهی مبهم واقعیت اشاره دارند. از این رو، باورهای اغلبِ قضایای شماتیکِ منطق، چون صدق و کذب, تضاد شدیدی با هم ندارند، بلکه چیز مبهمی از صدق و کذباند؛ مایهها و سایهروشنهای متنوعِ خاکستریاند، نه سفیدند، نه سیاه.
🍂 کسانی که با احترام از «حقیقت» سخن میگویند، بهتر بود از «واقعیت» سخن میگفتند و درمییافتند که آن خصوصیات محترمی را که مورد ستایش آنهاست، در باورهای انسانی نمیتوان یافت. در این عقیده، مزایای عملی و همچنین نظری وجود دارد؛ زیرا آدمها یکدیگر را نابود میکنند، از آن جهت که معتقدند که خود «حقیقت» را میدانند. از لحاظ «روانی-تحلیلی»، شاید بتوان گفت که هر «ایدهآل عظیمی» که مردم با ابهت اظهار میکنند، در واقع عذریست در قبال درد و رنجی که بر دشمنان خود روا میدارند. اخلاق نیک نیازی به شکستنِ صدا در گلو ندارد.
از کتاِب برگزیدۀ نوشتههای اساسیِ #برتراند_راسل (اثرِ رابرت اگنر و لستر دنان)
#گزیدهسخن #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اگرچه ممکن است «پراگماتیسم» حقیقتنمایی فلسفی را در بر نداشتهباشد، اما بعضاً مزایای مهمی دارد.
🍂 نخست اینکه معتقد است حقیقتی که میتوان دریافت، حقیقتی انسانیست، و هر چیز انسانی، خطاپذیر و تغییرپذیر است. آنچه خارج از چرخهی رویدادهای انسانی قرار میگیرد، حقیقت نیست, بلکه (نوعی) واقعیت است. حقیقت خاصهای از اعتقاد است و اعتقادات، حوادثی روحیاند. علاوه بر این، رابطهشان با واقعیات، آن سادگی شماتیکی را که منطق میانگارد، ندارد و همین، مزیت دوم پراگماتیسم است.
🍂 اعتقادها و باورها مبهم و پیچیدهاند، و نه یک واقعیت دقیق و صریح، بلکه به چند حوزهی مبهم واقعیت اشاره دارند. از این رو، باورهای اغلبِ قضایای شماتیکِ منطق، چون صدق و کذب, تضاد شدیدی با هم ندارند، بلکه چیز مبهمی از صدق و کذباند؛ مایهها و سایهروشنهای متنوعِ خاکستریاند، نه سفیدند، نه سیاه.
🍂 کسانی که با احترام از «حقیقت» سخن میگویند، بهتر بود از «واقعیت» سخن میگفتند و درمییافتند که آن خصوصیات محترمی را که مورد ستایش آنهاست، در باورهای انسانی نمیتوان یافت. در این عقیده، مزایای عملی و همچنین نظری وجود دارد؛ زیرا آدمها یکدیگر را نابود میکنند، از آن جهت که معتقدند که خود «حقیقت» را میدانند. از لحاظ «روانی-تحلیلی»، شاید بتوان گفت که هر «ایدهآل عظیمی» که مردم با ابهت اظهار میکنند، در واقع عذریست در قبال درد و رنجی که بر دشمنان خود روا میدارند. اخلاق نیک نیازی به شکستنِ صدا در گلو ندارد.
از کتاِب برگزیدۀ نوشتههای اساسیِ #برتراند_راسل (اثرِ رابرت اگنر و لستر دنان)
#گزیدهسخن #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘تدبیر بالاتر از هر ابزار جنگی — در ستایشِ «عقلانیتِ عملی» و دو پیشنهاد (۱/۲) ✍🏻 #علیرضاموثق 🍂 در بابِ حوادثِ اخیر، ابتدا باید تصدیق کنیم که با انتخابِ یک سیاستِ بهنسبت هوشمندانه، هم برای نخستینبار، از خاک ایران، به خاک اسرائیل حمله شدهاست و حدی از بازدارندگی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🔻بهاحترام این خبرنگار، باید کلاه را از سر برداشت. به دیالوگشان در مصاحبه توجه کنید:
وزیر خارجۀ انگلیس: حملۀ آنها یک شکست کامل و مضاعف بود... کار ایران در حمله به اسرائیل بیملاحظه و خطرناک بود.
خبرنگار: اگر کسی کنسولگری بریتانیا را بمباران کند، ما چه کار میکنیم؟
وزیر: خب، ما یک واکنش خیلی شدید نشان میدهیم.
خبرنگار: ایران میگوید این همان کاریست که ما کردیم.
وزیر: آاااااا.... هوممم.. حملهای که کردند خیلی مقیاسش بزرگ بود، بزرگتر از چیزی که توقع میرفت!
🔺توجه کنید که امثال همین کامرون، در مواجهه با کشتار چند ده هزار فلسطینیها و ویرانکردن کل یک شهر و آواره کردن مردم آن که ابدا و با هیچ متر و معیاری قابل قیاس با فاجعۀ ۷ آوریل نبود، چنین واکنشِ آبوتابداری نشان ندادند. حال او به دفاعی که بهقصد کشتن حتی یک نظامی اسرائیلی نبوده و از قبل اطلاعرسانی کافی شده، با استاندارد دوگانه چنین واکنشی نشان میدهد؛ آن هم درحالیکه در آغاز، آن را یک «شکست کامل» توصیف کردهبود.
🍂 حال بد نیست که اندکی به ریشهٔ برخی از واکنشهای رایج و قالبی و یکسویهٔ بخشی از اپوزیسیون ایرانی، در باب موضوع این روزها، تامل کنیم.
🍂 یکی از ویژگیهای ذهنیِ بخشی از ایرانیان در تاریخ، و ایضا ۵۷یهای متاثر از ذهنیتِ شیعهگری و ایدئولوژیهای چپگرا، مواجهۀ احساسی-واکنشی-انفعالی با پدیدههای ذوابعادِ اجتماعی-سیاسی بودهاست. شیعهگری و سنتِ لعنت بر عمر و ابوبکر و عثمان و عایشه و...، و خدا و معصوم و قدیس ساختنِ از علی و ژن برگزیدۀ الاهی و سلطنتیاش، یکی از سرنمونههای این ویژگیست. شیعه از یک نظر، یک ایدئولوژیِ اپوزیسیون مبارزِ ایرانی در مقابلِ نمادهای اسلامِ غالب و دستگاه خلافت بودهاست. نگاه شیعی، اگر روزی کارکرد سیاسیِ مبارزاتی داشت (که در پیروزی واقعی و پایدار بر محورِ دروغسالاری و خرافهگستری و بیانصافی، جای مناقشۀ جدیست)، وقتی که مذهبِ رسمی شد، در وجوهی، بدل به یک سم جدی و بازتولیدگرِ برخی رذائل فرهنگی شد.
🍂 در قبل از انقلاب ۵۷ نیز هر کار معقولی که نظام شاهنشاهی، حتی در زمینۀ نظامی میکرد را بهاسم مبارزه و انقلابیگری برای خلقِ ستمدیده و قهرمان، میزدند و میگفتند اصلا چرا خرجِ این همه تجهیزاتِ نظامی بیفایده میکند، درحالیکه کلی فقیر و محروم و بیسواد داریم؟ یا چرا با امپریالیسم آمریکا رابطۀ خوبی دارد؟ پس نوکر و دستنشاندۀ بیاختیارِ آمریکاست! و ناتوان بودند از اینکه لااقل ۳ نکتۀ مثبت در نظام مستقر نام ببرند و انصافی حداقلی از خود بهنمایش بگذارند. نظام مستقر، شر محض و «دیوِ سیاه» بود، و اگر با هر روشِ ممکن نابود میشد، فرشتهای بهشکل خودبهخود جانشین این «نجاست محض» میشد و در جهنم خاورمیانه، به بهشت برین وارد میشدیم!
🍂 قضاوتِ اهریمن/اهورایی، حاصلِ ذهنِ بدوی و اسطورهاندیش و ایدئولوژیک است که حتی بعضا روشنفکرانی که مدعیِ نقد دین، اسطورهاندیشی و نظام دینیاند، بدان دچار میشوند و در این لغزشگاهِ شایعِ در میان عامه میلغزند؛ در نقاطی که بههر دلیل، بدل به سوژۀ نفرت یا هراسشان شدهاست.
🍂 وقتی از چیزی بدمان میآید و بههر دلیلی مخالفش میشویم، آن را شر مجسم و تباهیِ محض نشان میدهیم و ناتوانیم از اینکه چند نقطۀ مثبت آن را نیز ببینیم و بفهمیم، چه رسد به اینکه شجاعت و انصاف بهخرج بدهیم و از تکفیر شدن توسطِ جامعۀ واکنشی و مدگرا و رسانههای وابسته، نترسیم و آنچه دیدهایم را با صدایِ بلند بگوییم. همین امر در موردِ عکس آن نیز صادق است، کافیست از یک شخصیتِ تاریخی یا یک دین و ایدئولوژی و مکتب خوشمان بیاید، دیگر ذهنیتِ مستقل خود را از کف میدهیم و تاب و توانِ حتی شنیدن کوچکترین نقدی به آن و مواجهه با بیان آزاد نقائص و خطاهای آن را نداریم و هر کس چنین کند را، فردی بیاخلاق و بیهویت، مزدور یا عامل بیگانه و خودفروخته و... مینامیم، چه رسد به اینکه خودمان در نقد آن نیز شجاعت بهخرج بدهیم و نشان دهیم حبّ ما، حبی کور و گلهوار نیست، بلکه دوستیای مشروط و نسبیانگارانه و حاصلِ نگاهی بالغانه و مدرن و استدلالی-انتقادیست و همیشه بهروی گفتگوی انتقادی بیشتر و تجدیدنظر گشودهاست.
#سیاست #نقد_فرهنگ
#نقد_شیعه #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
وزیر خارجۀ انگلیس: حملۀ آنها یک شکست کامل و مضاعف بود... کار ایران در حمله به اسرائیل بیملاحظه و خطرناک بود.
خبرنگار: اگر کسی کنسولگری بریتانیا را بمباران کند، ما چه کار میکنیم؟
وزیر: خب، ما یک واکنش خیلی شدید نشان میدهیم.
خبرنگار: ایران میگوید این همان کاریست که ما کردیم.
وزیر: آاااااا.... هوممم.. حملهای که کردند خیلی مقیاسش بزرگ بود، بزرگتر از چیزی که توقع میرفت!
🔺توجه کنید که امثال همین کامرون، در مواجهه با کشتار چند ده هزار فلسطینیها و ویرانکردن کل یک شهر و آواره کردن مردم آن که ابدا و با هیچ متر و معیاری قابل قیاس با فاجعۀ ۷ آوریل نبود، چنین واکنشِ آبوتابداری نشان ندادند. حال او به دفاعی که بهقصد کشتن حتی یک نظامی اسرائیلی نبوده و از قبل اطلاعرسانی کافی شده، با استاندارد دوگانه چنین واکنشی نشان میدهد؛ آن هم درحالیکه در آغاز، آن را یک «شکست کامل» توصیف کردهبود.
🍂 حال بد نیست که اندکی به ریشهٔ برخی از واکنشهای رایج و قالبی و یکسویهٔ بخشی از اپوزیسیون ایرانی، در باب موضوع این روزها، تامل کنیم.
🍂 یکی از ویژگیهای ذهنیِ بخشی از ایرانیان در تاریخ، و ایضا ۵۷یهای متاثر از ذهنیتِ شیعهگری و ایدئولوژیهای چپگرا، مواجهۀ احساسی-واکنشی-انفعالی با پدیدههای ذوابعادِ اجتماعی-سیاسی بودهاست. شیعهگری و سنتِ لعنت بر عمر و ابوبکر و عثمان و عایشه و...، و خدا و معصوم و قدیس ساختنِ از علی و ژن برگزیدۀ الاهی و سلطنتیاش، یکی از سرنمونههای این ویژگیست. شیعه از یک نظر، یک ایدئولوژیِ اپوزیسیون مبارزِ ایرانی در مقابلِ نمادهای اسلامِ غالب و دستگاه خلافت بودهاست. نگاه شیعی، اگر روزی کارکرد سیاسیِ مبارزاتی داشت (که در پیروزی واقعی و پایدار بر محورِ دروغسالاری و خرافهگستری و بیانصافی، جای مناقشۀ جدیست)، وقتی که مذهبِ رسمی شد، در وجوهی، بدل به یک سم جدی و بازتولیدگرِ برخی رذائل فرهنگی شد.
🍂 در قبل از انقلاب ۵۷ نیز هر کار معقولی که نظام شاهنشاهی، حتی در زمینۀ نظامی میکرد را بهاسم مبارزه و انقلابیگری برای خلقِ ستمدیده و قهرمان، میزدند و میگفتند اصلا چرا خرجِ این همه تجهیزاتِ نظامی بیفایده میکند، درحالیکه کلی فقیر و محروم و بیسواد داریم؟ یا چرا با امپریالیسم آمریکا رابطۀ خوبی دارد؟ پس نوکر و دستنشاندۀ بیاختیارِ آمریکاست! و ناتوان بودند از اینکه لااقل ۳ نکتۀ مثبت در نظام مستقر نام ببرند و انصافی حداقلی از خود بهنمایش بگذارند. نظام مستقر، شر محض و «دیوِ سیاه» بود، و اگر با هر روشِ ممکن نابود میشد، فرشتهای بهشکل خودبهخود جانشین این «نجاست محض» میشد و در جهنم خاورمیانه، به بهشت برین وارد میشدیم!
🍂 قضاوتِ اهریمن/اهورایی، حاصلِ ذهنِ بدوی و اسطورهاندیش و ایدئولوژیک است که حتی بعضا روشنفکرانی که مدعیِ نقد دین، اسطورهاندیشی و نظام دینیاند، بدان دچار میشوند و در این لغزشگاهِ شایعِ در میان عامه میلغزند؛ در نقاطی که بههر دلیل، بدل به سوژۀ نفرت یا هراسشان شدهاست.
🍂 وقتی از چیزی بدمان میآید و بههر دلیلی مخالفش میشویم، آن را شر مجسم و تباهیِ محض نشان میدهیم و ناتوانیم از اینکه چند نقطۀ مثبت آن را نیز ببینیم و بفهمیم، چه رسد به اینکه شجاعت و انصاف بهخرج بدهیم و از تکفیر شدن توسطِ جامعۀ واکنشی و مدگرا و رسانههای وابسته، نترسیم و آنچه دیدهایم را با صدایِ بلند بگوییم. همین امر در موردِ عکس آن نیز صادق است، کافیست از یک شخصیتِ تاریخی یا یک دین و ایدئولوژی و مکتب خوشمان بیاید، دیگر ذهنیتِ مستقل خود را از کف میدهیم و تاب و توانِ حتی شنیدن کوچکترین نقدی به آن و مواجهه با بیان آزاد نقائص و خطاهای آن را نداریم و هر کس چنین کند را، فردی بیاخلاق و بیهویت، مزدور یا عامل بیگانه و خودفروخته و... مینامیم، چه رسد به اینکه خودمان در نقد آن نیز شجاعت بهخرج بدهیم و نشان دهیم حبّ ما، حبی کور و گلهوار نیست، بلکه دوستیای مشروط و نسبیانگارانه و حاصلِ نگاهی بالغانه و مدرن و استدلالی-انتقادیست و همیشه بهروی گفتگوی انتقادی بیشتر و تجدیدنظر گشودهاست.
#سیاست #نقد_فرهنگ
#نقد_شیعه #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن — فصل هشتم #کتاب «قرآن در بافت تاریخی آن» تألیف #گابریلسعید_رینولدز ✍🏻 نویسنده: #کوین_فنبلدل 🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_میم؛ ویراستار: #محمود_کریمی 🍂 یکی از مسائلی که بهویژه پس از انتشار کتاب خوانش سریانی-آرامی قرآن از…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 به باور خود مسیحیها روز جمعه مسیح رو به صلیب کشیدن و با زجر زیاد کشتن و بعدم گذاشتنش توی قبر، و روز دوشنبه ایشون از توی قبر بلند شد و فلنگ رو بست و رفت به آسمون. اگر اشتباه نکنم، مسلمونا روایتشون کمی متفاوته و اعتقاد دارن که اصلا اونی که به دار کشیده شد مسیح نبود و یکی دیگه بود، ولی توی اون قسمت رفتنش به آسمون همنظرن.
🍂 برخلاف آنچه که ما طبق روایتهای اسلامی از مسیح و مسیحیت میدونیم، خود مسیحیها عیسی رو «پیامبر» نمیدونن بلکه از نظر اونا مسیح خود خدا بود که به زمین اومد تا در قالب انسان زجر بکشه و مجازات بشه، و به این شکل کفارهی «گناه اصلی» تمام انسانها رو بده (همون نافرمانی تو بهشت و سیب و اینا) و از اون به بعد انسانها در حالت پیشفرض بیگناه محسوب بشن. داستانهای مذهبی همیشه عجیبن و این یکی هم استثنا نیست، اما به هر حال این زجر کشیدن مسیح برای رستگاری دیگران سرچشمهی دوهزار سال فلسفهبافی بشر در غرب و شرق بوده، که البته خیلی قسمتاش واقعا شنیدنیه (و طبیعتا خیلیاش هم سطحیه).
🍂 اجداد ما همونطور که میدونید هفت آسمون رو بالای زمین تصور میکردن، و حرکت اجرام آسمانیای که شناخته بودن رو با این روش توجیه میکردن. یعنی یه تعدادی کُرهی متحدالمرکز و نامرئی رو تصور کنید که زمین در مرکز همهی اونا قرار گرفته؛ اینا باور داشتن که ماه روی آسمون اوله، عطارد روی آسمون دوم، ناهید روی سومی، خورشید رو چهارمی و به همین ترتیب. دلیل این هم که به طور خاص گفتم «کُره»، اینه که برخلاف تصور عوام امروزی، انسانِ دوهزار سال پیش هم زمینتختگرا نبوده و میدونسته که شکل زمین کرویه. خلاصه طبق باورشون، هرکدوم از این فلکها با شکل و سرعت مستقلی در حال چرخش بوده و جابجایی اجرام آسمانی نسبت به زمین و نسبت به سایر اجرام رو اینطوری توجیه میکردن. بیرون از اینها هم یک فلک نهایی برای ستارگان درنظر میگرفتن که ثابته و نمیچرخه و تغییر نکردن جای ستارهها توی آسمون رو هم به این شکل توضیح میدادن.
🍂 ظاهرا باورهایی هم داشتن که روح آدمها بعد از مرگ، بسته به مرتبه و منزلتش توی این فلکها جایگاهی پیدا میکنه؛ و دقیقا نمیدونم طبق چه فرمولی، اما به هر شکل جایگاه مسیح در ذهن اجداد مسلمون ما فلک چهارم یا همون فلک خورشیده.
🍂 اینا رو دارم میگم چون اگر خودتون اهل کنکاش توی ادبیات کهنمون باشید، اون گوشه و کنارا زیاد به درهمآمیزی «مسیح» با «خورشید»، «فلک چهارم»، یا «رنج خودخواسته» و سایر ارجاعات این روایتهای نیمهتاریخی برمیخورید و اگر درونمایهی این ارتباطها رو ندونید شاید فهم معنی بعضی ابیات سخت باشه.
🔻یه مثال سادهش توی دنبالهی داستان «کشورگایی انوشیروان» میاد؛ بعد از اینکه نظامی داستان رو تموم میکنه، طبیعتا شروع میکنه به پند دادن و میگه:
🔻و در ادامه، این بیت رو میاره:
🔻مولانا هم توی مثنوی مثلا توی داستان اون وزیر مزور که قصد نابودی مسیحیت رو داشت، به آسمونِ چهارمنشینیِ مسیح اشاره میکنه:
🔻یا مثلا توی یکی از شورانگیزترین غزلهاش که اینطوری شروع میشه:
🍂 به اون اختلاف روایی اسلام و مسیحیت در ماجرای به صلیب کشیده شدن عیسی اشاره میکنه و تلویحا میگه که مسیحیا احمقن:
🍂 برای مولانا البته، جذابترین نکته راجع به مسیح ماجرای تولدشه نه مرگش، و همون مقولهی معروف «بیپدر بودن در معنای مثبتش (!)» که به خاطرش با زمین و زمان هم کلکل میکرد و قبلا مفصل نوشتم در موردش.
🍂 خلاصۀ درس امروز اینه که مسیح توی ادبیات ما خیلی مهمه. خیلی خیلی مهم و محترم؛ و تمام شعرای بزرگ ما از زوایای مختلف و با رویکردهای متفاوت از این شخصیت و نمادهایی که حولش شکل گرفته برای رسوندن پیامشون بهرهبرداری کردن؛ چه بسا گاهی حتی بیش از پیامبر اسلام.
🗄پست مرتبط
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafsireKiri
🍂 برخلاف آنچه که ما طبق روایتهای اسلامی از مسیح و مسیحیت میدونیم، خود مسیحیها عیسی رو «پیامبر» نمیدونن بلکه از نظر اونا مسیح خود خدا بود که به زمین اومد تا در قالب انسان زجر بکشه و مجازات بشه، و به این شکل کفارهی «گناه اصلی» تمام انسانها رو بده (همون نافرمانی تو بهشت و سیب و اینا) و از اون به بعد انسانها در حالت پیشفرض بیگناه محسوب بشن. داستانهای مذهبی همیشه عجیبن و این یکی هم استثنا نیست، اما به هر حال این زجر کشیدن مسیح برای رستگاری دیگران سرچشمهی دوهزار سال فلسفهبافی بشر در غرب و شرق بوده، که البته خیلی قسمتاش واقعا شنیدنیه (و طبیعتا خیلیاش هم سطحیه).
🍂 اجداد ما همونطور که میدونید هفت آسمون رو بالای زمین تصور میکردن، و حرکت اجرام آسمانیای که شناخته بودن رو با این روش توجیه میکردن. یعنی یه تعدادی کُرهی متحدالمرکز و نامرئی رو تصور کنید که زمین در مرکز همهی اونا قرار گرفته؛ اینا باور داشتن که ماه روی آسمون اوله، عطارد روی آسمون دوم، ناهید روی سومی، خورشید رو چهارمی و به همین ترتیب. دلیل این هم که به طور خاص گفتم «کُره»، اینه که برخلاف تصور عوام امروزی، انسانِ دوهزار سال پیش هم زمینتختگرا نبوده و میدونسته که شکل زمین کرویه. خلاصه طبق باورشون، هرکدوم از این فلکها با شکل و سرعت مستقلی در حال چرخش بوده و جابجایی اجرام آسمانی نسبت به زمین و نسبت به سایر اجرام رو اینطوری توجیه میکردن. بیرون از اینها هم یک فلک نهایی برای ستارگان درنظر میگرفتن که ثابته و نمیچرخه و تغییر نکردن جای ستارهها توی آسمون رو هم به این شکل توضیح میدادن.
🍂 ظاهرا باورهایی هم داشتن که روح آدمها بعد از مرگ، بسته به مرتبه و منزلتش توی این فلکها جایگاهی پیدا میکنه؛ و دقیقا نمیدونم طبق چه فرمولی، اما به هر شکل جایگاه مسیح در ذهن اجداد مسلمون ما فلک چهارم یا همون فلک خورشیده.
🍂 اینا رو دارم میگم چون اگر خودتون اهل کنکاش توی ادبیات کهنمون باشید، اون گوشه و کنارا زیاد به درهمآمیزی «مسیح» با «خورشید»، «فلک چهارم»، یا «رنج خودخواسته» و سایر ارجاعات این روایتهای نیمهتاریخی برمیخورید و اگر درونمایهی این ارتباطها رو ندونید شاید فهم معنی بعضی ابیات سخت باشه.
🔻یه مثال سادهش توی دنبالهی داستان «کشورگایی انوشیروان» میاد؛ بعد از اینکه نظامی داستان رو تموم میکنه، طبیعتا شروع میکنه به پند دادن و میگه:
عمر به خشنودی دلها گذار
تا ز تو خشنود شود کردگار
گرم شو از مهر و ز کین سرد باش
چون مه و خورشید جوانمرد باش
🔻و در ادامه، این بیت رو میاره:
سایهی خورشیدسواران طلب🔺«خورشیدسوار» یعنی مسیح، چون ساکن فلک چهارمه. و البته کسیه که رنج کشیده تا راحتی برای دیگران فراهم بشه، و نظامی داره مخاطب رو به داشتن رویکردی مشابه تشویق میکنه (حالا فکر میکنید همین مصرع «خورشیدسوار» رو معلم بیشعور دبیرستان ما چی معنی میکرد؟ «خورشیدسوار باش یعنی صبحا زود بیدار شو» 😐).
رنجِ خود و راحتِ یاران طلب
🔻مولانا هم توی مثنوی مثلا توی داستان اون وزیر مزور که قصد نابودی مسیحیت رو داشت، به آسمونِ چهارمنشینیِ مسیح اشاره میکنه:
الوداع ای دوستان من مردهام
رخت بر چارم فلک بر بردهام
پهلوی عیسی نشینم بعد ازین
بر فراز آسمان چارمین
🔻یا مثلا توی یکی از شورانگیزترین غزلهاش که اینطوری شروع میشه:
دشمنِ خویشیم و یارِ آنکه ما را میکُشد
اهل دریاییم و ما را موج دریا میکشد
🍂 به اون اختلاف روایی اسلام و مسیحیت در ماجرای به صلیب کشیده شدن عیسی اشاره میکنه و تلویحا میگه که مسیحیا احمقن:
این گمان ترسا بَرد، مومن ندارد این گمان
کو مسیحِ خویشتن را بر چلیپا میکشد
🍂 برای مولانا البته، جذابترین نکته راجع به مسیح ماجرای تولدشه نه مرگش، و همون مقولهی معروف «بیپدر بودن در معنای مثبتش (!)» که به خاطرش با زمین و زمان هم کلکل میکرد و قبلا مفصل نوشتم در موردش.
🍂 خلاصۀ درس امروز اینه که مسیح توی ادبیات ما خیلی مهمه. خیلی خیلی مهم و محترم؛ و تمام شعرای بزرگ ما از زوایای مختلف و با رویکردهای متفاوت از این شخصیت و نمادهایی که حولش شکل گرفته برای رسوندن پیامشون بهرهبرداری کردن؛ چه بسا گاهی حتی بیش از پیامبر اسلام.
🗄پست مرتبط
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @tafsireKiri
Telegram
نقدآگین
📺 خوانشِ سریانی-آرامی قرآن
— گفتگوی برنامۀ «مختلف علیه» با پژوهشگرِ تحولآفرین در قرآنشناسی
🖌#ترجمه: #فاطمه_بهبهانیزاده
🎞 زیرنویس: ریحانه بهبانی
🍂 این ویدئو گفتوگوی #کریستف_لوکزنبرگ، زبانپژوه، با ابراهیم عیسا، روزنامهنگار و مجری مصریِ برنامۀ «مختلف…
— گفتگوی برنامۀ «مختلف علیه» با پژوهشگرِ تحولآفرین در قرآنشناسی
🖌#ترجمه: #فاطمه_بهبهانیزاده
🎞 زیرنویس: ریحانه بهبانی
🍂 این ویدئو گفتوگوی #کریستف_لوکزنبرگ، زبانپژوه، با ابراهیم عیسا، روزنامهنگار و مجری مصریِ برنامۀ «مختلف…
نقدآگین
@Naqdagin – بابل در انتظار کوروش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فتح بابل و تاسیس دولت پارس
@Naqdagin
🎧فتح بابل و تاسیس دولت عظیم پارس در گسترۀ ایرانزمین (+)
— قسمت پنجم، از فصل «فتح بابل» از کتاب «کوروش رهاییبخش»، اثر دکتر #شروین_وکیلی
🎙سوسن آذیش
#آینه_تاریخ #ایران #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
— قسمت پنجم، از فصل «فتح بابل» از کتاب «کوروش رهاییبخش»، اثر دکتر #شروین_وکیلی
🎙سوسن آذیش
#آینه_تاریخ #ایران #کتاب_صوتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
نقدآگین
📘در پاسخ به یوسف اباذری درباب پزشک و فرهنگ ✍🏻#علینجات_غلامی 🗄پست مرتبط 📕یوسف اباذری و سرمایۀ فرهنگی 📕سوژۀ نمایشیِ پوچ با فیگور منتقد یا پدیدۀ یوسف اباذری؟ #فلسفیدن #نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @madrasefalsafe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ووکیسم
@Naqdagin
🎧 ووکیسم چیست؟ ووکها در سینما دنبال چه هستند؟ (+)
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و دیگران
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، به ریشههای فکری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ووکیسم پرداخته میشود و اثرات آن در سینما و فرهنگ نقد میشود.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و دیگران
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، به ریشههای فکری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ووکیسم پرداخته میشود و اثرات آن در سینما و فرهنگ نقد میشود.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ووکیسم چیست؟ ووکها چه کسانی هستند؟ (+)
🍂 ووکیسم به رفتار و نگرش افرادی که نسبت به بیعدالتیهای اجتماعی و سیاسی حساس هستند گفته میشه. ووکیسم از کلمه woke، به معنای «بیدار» گرفته شدهاست. این لفظ پیش از اینکه به طور گسترده توسط گروههای مختلف در جامعه آمریکایی مورد استفاده قرار بگیره، توسط سیاهپوستان آمریکایی به شکل دستوریStay woke استفاده میشد. Stay woke به معنای بیدار ماندن، و یا آگاهی مستمره، و مبارزان سیاهپوست آمریکایی، برای اینکه همیشه نسبت به تبعیضهای نژادپرستانه سفید پوستها آگاه بمونن از این لفظ استفاده میکردند.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ووکیسم به رفتار و نگرش افرادی که نسبت به بیعدالتیهای اجتماعی و سیاسی حساس هستند گفته میشه. ووکیسم از کلمه woke، به معنای «بیدار» گرفته شدهاست. این لفظ پیش از اینکه به طور گسترده توسط گروههای مختلف در جامعه آمریکایی مورد استفاده قرار بگیره، توسط سیاهپوستان آمریکایی به شکل دستوریStay woke استفاده میشد. Stay woke به معنای بیدار ماندن، و یا آگاهی مستمره، و مبارزان سیاهپوست آمریکایی، برای اینکه همیشه نسبت به تبعیضهای نژادپرستانه سفید پوستها آگاه بمونن از این لفظ استفاده میکردند.
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘راستِ افراطی، یا "چپِ" نیرنگباز؟
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۱/۲)
🍂 یکی از ویرانگرترین دستآوردهای انقلاب ۵۷ تجاوز به واژگان و رخدادها بود. از سویی مانند نمونۀ "لیبرال" به یک واژۀ نیک درونمایهای زشت بخشیده میشد (۱) و از دیگر سو، پدیدههایی که در نهادِ خود زشت و نکوهیده بودند، با نامی مردمپسند نامیده میشدند. آغاز این نیرنگبازی سیاسی و فروختن زشتترین اندیشهها با بستهبندی نیکو، به پیدایش حزب «توده» بر سپهر سیاسی ایران بازمیگشت، به روزی که احسان طبری برای شوروی، درخواست امتیاز نفت شمال را کرد و نام آن را "موازنۀ منفی" گذاشت (۲).
🍂 اندکی دیرتر، استالین در پیروی از آدولف هیتلر که در فرانسۀ اشغالی یک حکومت دستنشانده پدید آورده و قهرمان جنگ اول جهانی - مارشال پتن - را بر سر آن نشانده بود، در استان آذربایجان دو حکومت دستنشانده برپا کرد و میر جعفر پیشهوری و قاضی محمد را بر تخت فرمانروائی آنها نشاند.
🍂 اگرچه بنیانگذاری یک جمهوری (مهاباد) در درون مرزهای یک کشور پادشاهی، چیزی جز تجزیه نیست و اگرچه پیشهوری و قاضی محمد و حکومتهایشان را تنها با رژیم دستنشانده ویشی در فرانسه میتوان همانند دانست، و اگرچه امروزه همگان میدانند که پیشهوری و قاضی محمد، چیزی بیش از دو سرسپرده و فرمانبردار استالین و باقراُف نبودهاند، حزب توده توانستهاست از همان روزها تا کنون، به ایرانیان بباوراند که آن دو، تنها به دنبال «حقوق شهروندی آذربایجانیها و کُردها» و «برپائی انجمنهای ایالتی و ولایتی» بودهاند، چیزی که در واژهشناسی نئومارکسیستهای ایرانی به آن "حقوق اتنیکی" گفته میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۱/۲)
🍂 یکی از ویرانگرترین دستآوردهای انقلاب ۵۷ تجاوز به واژگان و رخدادها بود. از سویی مانند نمونۀ "لیبرال" به یک واژۀ نیک درونمایهای زشت بخشیده میشد (۱) و از دیگر سو، پدیدههایی که در نهادِ خود زشت و نکوهیده بودند، با نامی مردمپسند نامیده میشدند. آغاز این نیرنگبازی سیاسی و فروختن زشتترین اندیشهها با بستهبندی نیکو، به پیدایش حزب «توده» بر سپهر سیاسی ایران بازمیگشت، به روزی که احسان طبری برای شوروی، درخواست امتیاز نفت شمال را کرد و نام آن را "موازنۀ منفی" گذاشت (۲).
🍂 اندکی دیرتر، استالین در پیروی از آدولف هیتلر که در فرانسۀ اشغالی یک حکومت دستنشانده پدید آورده و قهرمان جنگ اول جهانی - مارشال پتن - را بر سر آن نشانده بود، در استان آذربایجان دو حکومت دستنشانده برپا کرد و میر جعفر پیشهوری و قاضی محمد را بر تخت فرمانروائی آنها نشاند.
🍂 اگرچه بنیانگذاری یک جمهوری (مهاباد) در درون مرزهای یک کشور پادشاهی، چیزی جز تجزیه نیست و اگرچه پیشهوری و قاضی محمد و حکومتهایشان را تنها با رژیم دستنشانده ویشی در فرانسه میتوان همانند دانست، و اگرچه امروزه همگان میدانند که پیشهوری و قاضی محمد، چیزی بیش از دو سرسپرده و فرمانبردار استالین و باقراُف نبودهاند، حزب توده توانستهاست از همان روزها تا کنون، به ایرانیان بباوراند که آن دو، تنها به دنبال «حقوق شهروندی آذربایجانیها و کُردها» و «برپائی انجمنهای ایالتی و ولایتی» بودهاند، چیزی که در واژهشناسی نئومارکسیستهای ایرانی به آن "حقوق اتنیکی" گفته میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘راستِ افراطی، یا "چپِ" نیرنگباز؟
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۲/۲)
🍂 حزب توده و همپیمانان پیدا و پنهانش، پس از انقلاب نیز خزیدن در زیر عبای خمینی و همکاری با نهادهای سرکوب را "مبارزه ضدامپریالیستی" نامیدند.
🍂 اینچنین بود که رژیم برآمده از همکاری مارکسیسم و اسلامیسم، هم به جان واژگان افتاد و مزدورانی که کاری جز سرکوب و خوارشماری زنان این آبوخاک نداشتند، نام "گشت ارشاد" را بر خود نهادند، که از ریشهٔ "رُشد" است، تو گویی که آنان هرگز آماجی جز «بالِش و برآیش زنان ایرانی» را در سر نداشتهاند.
🍂 این روزها و در خاموشی خیابان، بار دیگر واژهپردازان گفتمانِ ۵۷ به میدان آمدهاند، تا به مانند همیشهی یکسد سال گذشته، بز بلاگردانی بیابند و گناه همه کژکاریها و تباهکاریهای خود را به گردن او بیفکنند. یکی از واژههایی که در این رهگذر، با بسآمد بسیار به گوش میرسد، دشناموارۀ "راست افراطی" است؛ واژهای که بهدرستی دانسته نیست در کدام راستا و با کدام آماج به کار گرفته میشود.
🍂 از آنجا که نئومارکسیستهای ایرانی، یا همان گرایشهایی که من آنان را "ووکیست" مینامم، همواره مقلد همتایان اروپائی/امریکائی خود بودهاند، گمان میبرم اینبار نیز در پیرویِ کورکورانه از همانان دست به این واژهپردازی زدهباشند (۳).
🍂 در زبانهای اروپائی، ما با دو فنواژه افراطگرائی (extremism) و بنیانگرایی (۴) (radicalism) سروکار داریم. بر من دانسته نیست واژهٔ "راست افراطی" که اکنون بر سر زبانهاست، برگردان کدامیک از آن دو است، چرا که واژهشناسی سیاسی-اجتماعی، دستکم در آلمان، این دو پدیده را یکی نمیپندارد.
🍂 در جایی که بنیانگرایان به ریشهٔ (radix) پدیدههای اجتماعی میپردازند، افراطگرایان میتوانند خشونت، زور و قانونشکنی را ابزارهایی برای پیشبرد سیاستهای خود بدانند. افراطگرایان به حکومت قانون، دموکراسی و برابری شهروندان باوری ندارند، ولی بنیانگرایان میتوانند در چارچوب سازوکارهای دموکراتیک کنشگری کنند (۵).
🍂 بدینگونه پیش از اینکه بتوان نیروهایی یا کسانی را "راست افراطی" نامید، باید نخست تعریفی دانشگاهی از این واژه بهدست داد، ویژگیهای آن را برشمرد و آن گاه آن نیروها و ویژگیهایشان را با این تعریف برسنجید. تا جایی که من میبینم، در این ستیزهجوییها، نهتنها راست و چپ در جایگاه دو فنواژۀ دانش جامعهشناسی تعریف نمیشوند، که افراطگرائی و بنیانگرائی نیز یکی گرفته میشوند (۶).
🍂 آیا ما در سپهر سیاست ایرانی، راست افراطی و راست بنیانگرا داریم؟ بیبروبرگرد! کسانی که در بینش و کنش، شهروندان را برابر نمیدانند، کسانی که بنیانهای ساختاری یک همزیستی دموکراتیک را به چالش میگیرند، کسانی که به حکومتهای اقتدارگرا باور دارند، کسانی که نیازی به انتخابات نمیبینند و از همین امروز هم شکل و هم درونمایۀ حکومت آینده ایران را تعیین کردهاند، همگی "افراطگرا" به شمار میآیند، اینکه آیا میتوان همۀ آنان را "راست" یا "چپ" نامید، پرسشی دیگر است که برای پاسخ به آن باید نخست یک تعریف دانشگاهی از دو فنواژه چپ و راست به دست داد.
🍂 پس تا اینجا دانسته شد که "راست افراطی" پیش از آنکه یک فنواژه برای نامیدن گروهی یکپارچه، همگن و همگون باشد، دشناموارهای سیاسی، در راستای از میدان به در کردن هماوردان و سرپوش نهادن بر کاستیهای خودیها است؛ چرا که اگر نیک به کنش و منش کسانی بنگریم که این واژه را به کار میبرند، آنگاه خواهیم دید که بسیاری از آنان خود بیشتر سزاوار این واژهاند. پیش از آن ولی گذری در تاریخ جهان و ایران تُهی از هوده نخواهد بود:
🍂 به وارونۀ آنچه که بسیاری از ما میپنداشتیم و برخی از ما هنوز هم میپنداریم، "افراطگری یا اکسترمیسم" در سدۀ بیستم از دل گرایشهای چپ بیرون آمد، یا اگر ریشهایتر به تاریخ بنگریم، این سوسیالیستها بودند که هم به افراطگرائی و هم به بنیانگرائی دامن زدند. سوسیالیستهای اروپا، با بخش شدن به دو دسته ناسیونالست و انترناسیونالیست، سرتاسر سده بیستم را به خون و آتش و ویرانی آغشتند؛ از دل سوسیالیسم ملی، موسولینی و هیتلر به در آمدند و از دل سوسیالیسم جهانمیهن، استالین و مائو و پولپوت. حزب ناسیونال سوسیالیسم کارگران آلمان (NSDAP) دنباله حزب کارگران آلمان (DAP) بود که همۀ بنیانگذارانش کارگران راهآهن بودند. موسولینی هم از سال ۱۹۱۲ سردبیر روزنامه به پیش! (۷) (Avanti!) ارگان حزب سوسیالیست ایتالیا (Partito Socialista Italiano) بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۵۱ واژه
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
پیشگفتار (۲/۲)
🍂 حزب توده و همپیمانان پیدا و پنهانش، پس از انقلاب نیز خزیدن در زیر عبای خمینی و همکاری با نهادهای سرکوب را "مبارزه ضدامپریالیستی" نامیدند.
🍂 اینچنین بود که رژیم برآمده از همکاری مارکسیسم و اسلامیسم، هم به جان واژگان افتاد و مزدورانی که کاری جز سرکوب و خوارشماری زنان این آبوخاک نداشتند، نام "گشت ارشاد" را بر خود نهادند، که از ریشهٔ "رُشد" است، تو گویی که آنان هرگز آماجی جز «بالِش و برآیش زنان ایرانی» را در سر نداشتهاند.
🍂 این روزها و در خاموشی خیابان، بار دیگر واژهپردازان گفتمانِ ۵۷ به میدان آمدهاند، تا به مانند همیشهی یکسد سال گذشته، بز بلاگردانی بیابند و گناه همه کژکاریها و تباهکاریهای خود را به گردن او بیفکنند. یکی از واژههایی که در این رهگذر، با بسآمد بسیار به گوش میرسد، دشناموارۀ "راست افراطی" است؛ واژهای که بهدرستی دانسته نیست در کدام راستا و با کدام آماج به کار گرفته میشود.
🍂 از آنجا که نئومارکسیستهای ایرانی، یا همان گرایشهایی که من آنان را "ووکیست" مینامم، همواره مقلد همتایان اروپائی/امریکائی خود بودهاند، گمان میبرم اینبار نیز در پیرویِ کورکورانه از همانان دست به این واژهپردازی زدهباشند (۳).
🍂 در زبانهای اروپائی، ما با دو فنواژه افراطگرائی (extremism) و بنیانگرایی (۴) (radicalism) سروکار داریم. بر من دانسته نیست واژهٔ "راست افراطی" که اکنون بر سر زبانهاست، برگردان کدامیک از آن دو است، چرا که واژهشناسی سیاسی-اجتماعی، دستکم در آلمان، این دو پدیده را یکی نمیپندارد.
🍂 در جایی که بنیانگرایان به ریشهٔ (radix) پدیدههای اجتماعی میپردازند، افراطگرایان میتوانند خشونت، زور و قانونشکنی را ابزارهایی برای پیشبرد سیاستهای خود بدانند. افراطگرایان به حکومت قانون، دموکراسی و برابری شهروندان باوری ندارند، ولی بنیانگرایان میتوانند در چارچوب سازوکارهای دموکراتیک کنشگری کنند (۵).
🍂 بدینگونه پیش از اینکه بتوان نیروهایی یا کسانی را "راست افراطی" نامید، باید نخست تعریفی دانشگاهی از این واژه بهدست داد، ویژگیهای آن را برشمرد و آن گاه آن نیروها و ویژگیهایشان را با این تعریف برسنجید. تا جایی که من میبینم، در این ستیزهجوییها، نهتنها راست و چپ در جایگاه دو فنواژۀ دانش جامعهشناسی تعریف نمیشوند، که افراطگرائی و بنیانگرائی نیز یکی گرفته میشوند (۶).
🍂 آیا ما در سپهر سیاست ایرانی، راست افراطی و راست بنیانگرا داریم؟ بیبروبرگرد! کسانی که در بینش و کنش، شهروندان را برابر نمیدانند، کسانی که بنیانهای ساختاری یک همزیستی دموکراتیک را به چالش میگیرند، کسانی که به حکومتهای اقتدارگرا باور دارند، کسانی که نیازی به انتخابات نمیبینند و از همین امروز هم شکل و هم درونمایۀ حکومت آینده ایران را تعیین کردهاند، همگی "افراطگرا" به شمار میآیند، اینکه آیا میتوان همۀ آنان را "راست" یا "چپ" نامید، پرسشی دیگر است که برای پاسخ به آن باید نخست یک تعریف دانشگاهی از دو فنواژه چپ و راست به دست داد.
🍂 پس تا اینجا دانسته شد که "راست افراطی" پیش از آنکه یک فنواژه برای نامیدن گروهی یکپارچه، همگن و همگون باشد، دشناموارهای سیاسی، در راستای از میدان به در کردن هماوردان و سرپوش نهادن بر کاستیهای خودیها است؛ چرا که اگر نیک به کنش و منش کسانی بنگریم که این واژه را به کار میبرند، آنگاه خواهیم دید که بسیاری از آنان خود بیشتر سزاوار این واژهاند. پیش از آن ولی گذری در تاریخ جهان و ایران تُهی از هوده نخواهد بود:
🍂 به وارونۀ آنچه که بسیاری از ما میپنداشتیم و برخی از ما هنوز هم میپنداریم، "افراطگری یا اکسترمیسم" در سدۀ بیستم از دل گرایشهای چپ بیرون آمد، یا اگر ریشهایتر به تاریخ بنگریم، این سوسیالیستها بودند که هم به افراطگرائی و هم به بنیانگرائی دامن زدند. سوسیالیستهای اروپا، با بخش شدن به دو دسته ناسیونالست و انترناسیونالیست، سرتاسر سده بیستم را به خون و آتش و ویرانی آغشتند؛ از دل سوسیالیسم ملی، موسولینی و هیتلر به در آمدند و از دل سوسیالیسم جهانمیهن، استالین و مائو و پولپوت. حزب ناسیونال سوسیالیسم کارگران آلمان (NSDAP) دنباله حزب کارگران آلمان (DAP) بود که همۀ بنیانگذارانش کارگران راهآهن بودند. موسولینی هم از سال ۱۹۱۲ سردبیر روزنامه به پیش! (۷) (Avanti!) ارگان حزب سوسیالیست ایتالیا (Partito Socialista Italiano) بود.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۵۱ واژه
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
راست افراطی، یا "چپ" نیرنگباز؟
دکتر محسن بنائی 🍂 یکی از ویرانگرترین دستآوردهای انقلاب ۵۷ تجاوز به واژگان و رخدادها بود. از سویی مانند نمونۀ "لیبرال" به یک واژۀ نیک درونمایهای زشت بخشیده میشد (۱) و از دیگر سو، پدیدههایی که در نهادِ خود زشت و نکوهیده بودند، با نامی مردمپسند نامیده میشدند.…