نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘قربانیان خاموش نازی‌ها پشت دروازه‌های آهنین

هدف از این بنای یادبودِ «گرامی‌داشت شرافتمندانه» یاد زنان سنت پائولی است. این زنان در دوران نازی‌‌ها تحت عناوینی چون منحرف جنسی تحت آزار قرار می‌گرفتند.

قرار است کارگران جنسی محله تاریخی «رد لایت» یا اصطلاحا محلۀ چراغ قرمز هامبورگ که تحت آزار و اذیت هیتلر بودند، در خیابان «هربرت» در دومین شهر بزرگ آلمان یادواره‌ای داشته باشند.

رفت و آمد در این خیابان، بدلیل دیوارهای آهنینی که یادگار دوران نازی‌ست، هنوز برای عموم مسدود است و تنها کارگران جنسی و مشتریان امکان تردد دارند.

تنها تعداد کمی از افراد، از جمله مردم محلی می‌دانند که دیوارهای آهنینی که دور تا دور «روسپی‌خانه‌ها» را احاطه کرده‌اند توسط نازی‌ها ساخته شده‌اند. هدفشان رسوایی علنی کارگران جنسی و در عین حال حفظ بی سر و صدای تجارت آن‌ها بود.

شورای منطقه سنت پائولی به درخواست‌ رهبران کلیسا، فعالان اجتماعی و زنان محلی شاغل در صنعت سکس پاسخ داده است تا یاد برخی از شخصیت‌های تاریخی مربوط به آن دوران زنده نگه داشته شود.

سوفی گوتارد یکی از افرادی بود که به دلیل «انحراف جنسی» دستگیر شد؛ وی که به سختی از اردوگاه آشویتس جان سالم به در برد، از جمله زنانی است که داستان‌هایش اکنون در این روایت گسترده گنجانده شده است.

بنای یادبود به یاد زنان سنت پائولی

این بنای یادبود، که برگزارکنندگان آن امیدوارند تا ماه نوامبر افتتاح شود، از «سنگ‌های سکندری» الگوبرداری شده است. این سنگ‌ها پلاک‌های کوچک برنجی هستند که در شهرها و شهرستان‌های سراسر اروپا برای احترام به قربانیان هولوکاست گذاشته شده‌اند.

قرار است آن‌ها روی زمین و در ورودی خیابان «هربرت» که هنوز یک گذرگاه شلوغ برای روسپی‌خانه‌ها و فروشگاه‌های جنسی است نصب شوند و شامل «کیوآر» کدهایی باشد تا به یاد زنان سنت پائولی سرنوشت آنها را بازگو کند.

سیگارد ویلم، کشیش کلیسای لوتری (پیروان مارتین لوتر) در این باره می‌گوید: «میلیون‌ها نفر از سنت پائولی بازدید می‌کنند و تعداد زیادی گردشگر هر روز در مقابل هربرت‌اشتراسه می‌ایستند و عکس می‌گیرند. اما من همیشه نسبت به آن بدبین بودم زیرا می‌دانستم که نازی‌ها این دروازه‌ها را گذاشته‌اند».

این کشیش نادیده‌انگاری این کارگران جنسی را به عنوان گروهی از قربانیان نازی آن‌هم توسط این منطقه لیبرال، «وحشتناک» و «متناقض» توصیف می‌کند. او قصد دارد از انگ این زنان «فراموش شده» بکاهد و دیده شدن آن‌ها را برای همه تضمین کند.

خیابان «هربرت» کوچه‌ای باریک در نزدیکی ریپربان است که در قرن نوزدهم به‌عنوان مکانی پرجنب‌وجوش برای مردان محلی و ملوانان و به‌خاطر فضای پرمخاطره‌اش معروف بود. این خیابان علیرغم اینکه تنها ۶۰ متر طول دارد، همچنان یکی از مکان‌های قابل توجه برای جمع شدن در میخانه‌ها و مهمانی‌های مجردی است.

دروازه‌های فلزی بزرگی که از دهه ۱۹۷۰ با تابلوهایی به زبان آلمانی و انگلیسی تزئین شده‌اند، صراحتاً ورود زنان و افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع می‌کنند. این دروازه‌ها این منطقه را در برابر چشم‌های کنجکاو محافظت می‌کنند.

این حصارها در سال ۱۹۳۳ توسط هامبورگ گاولایتر، رهبر منطقه‌ای حزب نازی نصب شدند، آن هم در زمانی که تجارت جنسی در خیابان هربرت‌ به عنوان «انحراف اخلاقی و ننگ در جامعه» تلقی می‌شد.

علیرغم ممنوعیت رسمی فحشا در آن زمان، صنعت پررونق سکس در سنت پائولی در برابر بسته شدن مقاومت نشان داد و مقامات را بر آن داشت تا آن را کمتر در معرض دید عموم قرار دهند.

زنان محصور در «هربرت» در طول دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ همچنان توسط نازی‌ها به عنوان «عناصر زنانه ضداجتماعی» مورد هدف قرار گرفتند. به گفته محققان، بسیاری از آنها با زندان، تبعید به اردوگاه‌های کار اجباری، عقیم‌سازی اجباری یا سوق دادن به خودکشی مواجه شدند.

فراکه اشتاینهاوزر، مورخ آلمانی، به چالش‌هایی اشاره می‌کند که در راه آشکارسازی داستان‌های فردی به دلیل تابوهای پایدار پیرامون تجارت جنسی وجود داشته است. او تلاش کرده است تا روایت افرادی مانند گوتارد را که در فقر بزرگ شده و در نوجوانی به فحشا روی آورده‌اند، بازگو کند.

گوتارد به دلیل طفره رفتن از بررسی‌های اجباری بهداشت توسط گشتاپو دستگیر شد و متعاقبا به راونسبروک و سپس آشویتس فرستاده شد. او زمانی که در این کمپ‌ها بود، بارها اقدام به خودکشی کرد و پس از جنگ نیز توسط زندانیان یهودی به بدرفتاری متهم و در لهستان با محاکمه و محکومیت روبرو شد.

او پس از آزادی‌اش نیز دریافت که معشوق او، یوهانا که پیش‌تر در «هربرت» با هم ملاقات کرده بود، درگذشته است.

ساخت یادواره‌ای برای این زنان، با حمایت هر دو حزب در آلمان و تخصیص بودجه‌ای ۵۰۰۰ یورویی به این طرح ممکن شده است و تلاش برای جمع‌آوری ۱۵هزار یوروی دیگر برای تکمیل این پروژه و انجام تحقیقات تاریخی بیشتر ادامه دارد.

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‏📺 مستند «قلعه»

🎥 ساختۀ #کامران_شیردل

🍂 این #مستند در مورد روسپی‌خانه‌های "شهر نو" در تهران، سال ۱۳۴۵ ساخته‌شد، اما به علت توقیف فیلم، ساختن آن نیمه‌کاره ماند. پس از انقلاب در سال ۱۳۵۹ فیلم تدوین شد.


#آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾@Naqdagin
از قلعۀ شهر نو تا خانۀ خورشید
@Naqdagin
🎧 از قلعۀ شهرنو تا خانۀ خورشید

🎙
#لیلا_ارشد

🍂 شاید بیشتر ما اسم قلعۀ شهر نو و زنان تن‌فروش آن را شنیده و تعداد کمتری مستند «قلعه» ساختۀ #کامران_شیردل را دیده‌باشیم! اما همۀ ما پس از ده‌ها سال، هنوز نمی‌دانیم قلعه دقیقا چطور جایی بود؟ سازوکار تن‌فروشی در آن، به چه شیوه‌ای اداره می‌شد؟ نقش اشرف چهار چشم و پری بلنده و دیگر زنان استادکار، در چرخۀ روسپی‌گری آنجا چه بود؟ و جایگاه کلانتری قلعه در این میان کجا قرار داشت؟

🍂 لیلا ارشد در سنین ابتدای جوانی بعنوان مددکار، همراه تیم مددکاری خانم ستاره فرمان‌فرمایان، به کمکِ «فرزندانِ زنان آسیب‌دیده در قلعۀ شهرنو می‌شتابد. با نگاه او به پدیدۀ روسپیگری آشنا می‌شویم و خط کنش‌گری او را تا برپایی «خانۀ خورشید» در سال‌های پس از انقلاب پی گرفته‌ می‌شود تا از زبان ایشان، تصویری اجمالی از تن‌فروشی و علل آن و اعتیاد زنان و پیامدهایش، درک کنیم.


#زنان #نقد_فرهنگ #آینه_تاریخ

➖➖➖

🌾@Naqdagin | @kherad_jensi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مجموعه عکس‌ شهرنو 🔞

🍂 کاوه گلستان، عکاس و مستندساز شهیر ایرانی، در سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶، سه مجموعه‌عکس «روسپی»، «کارگر» و «مجنون» را تهیه کرد. گرفتن ۶۱ عکس مجموعهٔ «روسپی» در محلهٔ شهر نو، حدود یک سال و نیم به طول انجامید.


#مستند #آینه_تاریخ
➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘 سوختنِ بیچارگان...

🍂 آتش‌زدنِ «شهر نو» در ۱۰ بهمن ۱۳۵۷، یکی از تلخ‌ترین رخ‌دادهای آن روزهاست. اتفاقی که هیچ‌کس حتا بعدها هم آن را گردن نگرفت. هرچند به‌خاطر این‌که این آتش‌افروزی در روز رقم خورد، تعداد کشتگان چندان بالا نبود، ولی بسیاری از کنارش گذشتند.

🍂 آن روز فقط یک عکاس، آن هم اتفاقی خود را به محل رساند «کامران شیردل». او نیز به دلیل تمام‌شدن نگاتیوش نتوانست عکس‌های چندانی بردارد، اما همان مقدار هم برای گزارش به تاریخ کافی‌ست. مسأله‌ی زمان ساکن محله‌ی «شهر نو» یا «قلعه» برای کم‌تر کسی اهمیت داشت. تن‌فروشانی که انگار باید به‌عنوان نمادی از شهر خاکستر می‌شدند و بیچارگانی که هیچ‌کس بود‌و‌نبودشان برایشان اهمیتی نداشت.

🍂 در تمام اخبار آن دوره یک گروه سیاسی از جمله حضرات مارکسیست حتی این کار را محکوم نکرد و اسلام‌گرایان نیز هم‌چنین و حتی برخی آن را کار «خودشان» برشمردند، اما سرنوشت زنانی که محله‌شان سوخت به این‌جا ختم نشد؛ آن‌ها همان اطراف رها شدند و بسیاری از گرسنگی و بیماری در زمانی کوتاه از بین رفتند. در ماه‌‌های بعد نیز برخی‌شان پنهانی به تن‌فروشی ادامه دادند، برخی به دلیل «فساد‌ فی‌الارض» اعدام شدند و برخی هم به انواع کارهای پست رو آوردند.

🍂 درواقع، اغلب این زن‌ها که در سخت‌ترین وضعیت معیشتی بودند دچار خشمی شدند که انگار می‌خواست به «آتش» آن‌ها و آنجا را پاک کند. شیردل در خاطراتش از دودی می‌گوید که به «آسمان» بلند شده‌بود و مردان خشمگینی که هیچ‌کس جلودارشان نبود. در این رخ‌داد، تقریبا هیچ دلی نلرزید و هیچ‌کس سخن نگفت؛ انگار بسیاری بدشان نمی‌آمد این آتش بر جانِ این مکان و آن زنان بیفتد.

🍂هیچ وقت آمار دقیقی از سوختگان آن روز و شب منتشر نشد و اگر #کامران_شیردل و یکی دو خبرنگار خارجی آن‌جا نبودند، همین چند قطعه عکس و چند دقیقه فیلم هم نبود که نشان دهد در روز ده بهمن ۱۳۵۷، بی‌دفاع‌ترین آدم‌ها که به‌مثابهِ عفونت شهر دیده می‌شدند، داغ شدند. زنان و گاه کاسبان خرده‌پایی که باید انکار و اخراج می‌شدند و کسی اهمیتی به آن‌ها نمی‌داد.


#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ
➖➖➖

🌾@Naqdagin
🎧 جامعه‌شناسیِ روسپی‌گری 🔞

🎙
دکتر #سعید_مدنی

🔸سال ۷۳-۷۲ دکتر صدیق سروستانی (استاد دانشگاه تهران) مطالعه‌ای در این زمینه انجام داد که حتی تا امروز انتشار نیافته‌است.

🔸جامعۀ ما در حال گذار است و دچار یک وضعیت آنومی و تعلیق ارزش‌ها؛ برای مثال، در یک خانوادۀ سنتی، ماهواره وجود دارد، ولی یکسری کانال‌های آن قفل می‌شود؛ یا خانمی با لباس‌های مدرن به خیابان می‌آید، ولی همسرش با لباس‌های سنتی؛ در زیست جنسی نیز همین امر برقرار است: آقایی که نمی‌تواند به هر دلیل نیازهای جنسی‌اش را با همسرش برآورده کند، در تردید است که میان صیغه کردن یک زن، خرید خدمات از یک تن‌فروش، یا دوستی با یک زن دوم، کدام را برگزیند؟

🔸بعضی‌ها هنوز دلبستۀ آن افسانۀ تن‌فروشی در گذشته هستند: زن تن‌فروشی کسی‌ست بی‌سواد که از روستا به شهر آمده‌است و فریب خورده و وارد این وادی شده‌است. خانم فرمان‌فرمایان، سال‌های ۴۹-۴۷ یک مطالعه انجام داده‌بود که طبق آن حدود ۹۵ درصد زنان شهرنو، بی‌سواد بودند، الان دقیقا برعکس آن شده‌است. در آن زمان، ۹۰-۸۰ درصد زنان مهاجر بودند، الان ۵۰ درصد زنانی که در تهران تن‌فروشند، ساکن تهران‌اند.

🔻دکتر سعید مدنی در این ارائه، به سوالات مختلف، از جمله سوالات زیر، پاسخ می‌دهد:
❓بیشترین مشتریان تن‌فروشان چه کسانی هستند؟
❓رابطۀ اعتیاد و تن فروشی چیست؟
❓ تعداد زنان تن‌فروش بیشتر یا کمتر شده؟
❓میانگین فعالیت تن‌فروشی چند سال است؟
❓عوامل ازدیاد روسپی‌گری کدام است؟
❓روسپیان چه احساسی نسبت به تن‌فروشی دارند؟
❓آیا در قوانین جرمی به نام روسپی‌گری داریم؟
❓نهاد حامی تن‌فروشان داریم؟
❓آیا زنِ تن‌فروش حقوق شهروندی و قضایی دارد؟
❓راهکارهای مقابله با تن‌فروشی چیست؟
❓میانگین سنِ روسپی‌گری چه تغییری داشته‌است؟
❓نابرابری چگونه آمار تن‌فروشی را بالا می برد؟
❓کشوری در جهان هست که تن‌فروشی در آن وجود نداشته باشد؟
❓بین کودک‌آزاری و تن‌فروشی چه رابطه‌ای بر قرار است؟

#زنان #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾@Naqdagin | @kherad_jensi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 گفتگو با یک روسپی در مورد تجربۀ زیستۀ او

🔞

🗄پست‌ مرتبط
📻 جامعه‌شناسیِ روسپی‌گری

#زنان #نقد_فرهنگ #تجربه_زیسته
➖➖➖

🌾@Naqdagin | @kherad_jensi
سفر به شهرنو
@Naqdagin
🎧 سفر با ماشین زمان به شهرنو (۱) 🔞
— مدیریت و مهار روسپی‌گری در ایران

🎙 گفتگوی دکتر #بهنام_اوحدی، سکسولوژیست، با #جهانگیر_هدایت، برادرزادۀ صادقِ هدایت، نویسندۀ ایرانی و مدیر «بنیاد صادق هدایت»، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و کارشناس ارشد آموزش بهداشت عمومی


#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ #تجربه_زیسته #زنان #مردان

➖➖➖

🌾@Naqdagin
دربارۀ سفر به شهرنو
@Naqdagin
🎧 دربارۀ «سفر به شهرنو» 🔞
— پاسخ به پرسش‌های مخاطبان

🎙 گفتگوی دکتر #بهنام_اوحدی، سکسولوژیست، با #جهانگیر_هدایت، برادرزادۀ صادقِ هدایت، نویسندۀ ایرانی و مدیر «بنیاد صادق هدایت»، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و کارشناس ارشد آموزش بهداشت عمومی


#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ #تجربه_زیسته #زنان

➖➖➖

🌾@Naqdagin
سفر به شهرنو ۲
@Naqdagin
🎧 سفر با ماشین زمان به شهرنو (۲) 🔞
— مدیریت و مهار روسپی‌گری در ایران

🎙 گفتگو با خانم #فریده_پورآتیان، مددکار اجتماعی از سال ۱۳۳۹ در تهران


#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ #تجربه_زیسته #زنان

➖➖➖

🌾@Naqdagin
هدف از سفر به شهرنو
@Naqdagin
🎧 هدف از «سفر به شهرنو» (اینجا - اینجا و اینجا) 🔞
— هدف این‌دست مصاحبه‌ها چیست؟

🎙 دکتر #بهنام_اوحدی (سکسولوژیست)

❓انگیزه‌ها و اهداف مصاحبه‌ها حول «شهرنو» چیست؟
❓صدمات روحی و جسمی آسیب‌های روسپی‌گری چیست؟
❓وضعیت روسپی‌های ایرانی در کشورهای همسایه چگونه است؟


#نقد_فرهنگ #زنان

➖➖➖

🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 جشن‌وارۀ «هنر شیراز» و شایعۀ سکس بر صحنۀ یک نمایش: «خوک، بچه و آتش»
— گزیده‌ای از سریال «مسیر سوم»، مجموعه‌ای ۱۲ قسمتی که به تاریخ معاصر ایران می‌پردازد

🖌#ترجمه: #محمود_کریمی

🍂 دکتر هوشنگ اسفندیار شهابی، استاد تاریخ و روابط بین‌الملل در دانشگاه بوستون است. تخصص او در سیاست و تاریخ فرهنگی خاورمیانه، شیعه و قوانین بین‌الملل می‌باشد. هوشنگ شهابی سابقۀ تدریس در دانشگاه‌های هاروارد و دانشگاه کالیفرنیا و لس‌آنجلس را دارد.

.


#آینه_تاریخ #اختصاصی_نقدآگین

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘خوک‌ها در خیابان

✍🏻#رضا_نساجی

🍂 در یکی از مشهورترین رخدادهای یازدهمین/آخرین جشن هنر شیراز (۱۳۵۶)، نمایشی در خیابان‌های شهر اجرا شد به‌نام «خوک، بچه، آتش» اثر گروه مجاری اسکوات. نمایشی که در صحنه‌ای از آن، سربازی به‌زور و در ملاء عام، به زنی روسپی در خیابان تجاوز می‌کند، اما مردم تماشا می‌کنند و ‌اعتراض نه.

🍂 نمایش به ضد خود بدل شد، نه بدین جهت که برخلاف آن سرباز آمریکاییِ مستِ از ویتنام برگشته، سرباز برای مردم ایران «قداست» داشت، یا روسپی‌گری در ایران «ممنوع» بود، یا نمایش به «فرهنگ منحط آمریکایی» تعلق داشت و نه فرهنگ اسلامی و ایرانی، و یا اینکه حکومت این نمایش را «تبلیغ» می‌کرد؛ در واقعیت امر، دست‌اندرکاران جشن، نه‌تنها تا حد ممکن آن را سانسور کرده بودند، بلکه ساواک مانع ار تکرار اجرای آن شد. خود دست‌اندرکاران نمایش (که از بلوک شرق بودند) هم، اکت اول با نام «اعترافات استاوروگین» (ملهم از رمانی به همین نام از داستایوفسکی) را جایگزین کرده‌بودند. البته صحنۀ نمایش در شیراز، شباهتی با صحنۀ نیویورک نداشت، اما کل ماجرا چیز دیگری بود.

🍂 قرار بود این نمایش، بی‌تفاوتی «جامعه» نسبت به ظلم را نشان دهد، اما «اجتماع» مذهبی، کاری به «ظلم» نداشت و تنها «گناه» را می‌فهمید. «تجاوز» چونان ظلم به زنان، البته مهم است، اما «گناه» چونان ظلم به خدا مهم‌تر است. اجتماع نباید «ظلم» را تحمل کند، اما بهتر و آسان‌تر این است که اجتماع ظلم را تماشا نکند. چگونه؟ اگر زنان در خانه بمانند، کسی مزاحم‌شان نخواهد شد. تجاوز به زنان بد است، اما روسپی‌گری و عریان بودن بدتر است. البته ممکن است زنان در خانۀ خود روسپی‌گری کنند، اما مهم این است که دیگران این فعل «گناه» را نبینند؛ همچنان که ممکن است زنان بر اثر گرسنگی، تن به تن‌فروشی دهند، اما بهتر است دیگران نه تن‌فروشی آنها را بفهمند، نه گرسنگی‌شان را.

🍂 کلید ماجرا همین است: «تصویر» اجتماع مسلمین نباید خدشه‌دار شود. تصویر «شهر زمینی» که انعکاس «شهر آسمانی»ست. حتی در دورانی که بعدها «دوران طاغوت» خوانده و طرد شد، شهر مسلمین شهر خداست. مهم نیست زیر پوست این شهر چه می‌گذرد، بلکه تصویر ظاهری این شهر اهمیت دارد. تصویری که بهتر است زنان در آن حضور نداشته باشند، یا اگر به‌اجبار حضور دارند، تا حد امکان پوشیده باشند.

🍂 ذهن مسلمانان بیش از آنکه درگیر «واقعیت/بود» باشد، به «تصویر/نمود» التفات دارد. به بیان آلمانی‌ها، Schein بر Sein غالب است. یعنی مهم نیست در واقعیت چه می‌گذارد، مهم نمایش جاری و تصویری‌ست که القا می‌شود؛ برای نمونه، در مسائل اخلاقی، وجود فساد جنسی موضوعیت ندارد، بلکه «علنی شدن فساد یا حتی افشای آن» خطرناک است. مصداقش، زنی‌ست که علیه تجاوز افشاگری کند؛ خودش بایکوت می‌شود، اگر رسماً محکوم نشود؛ زیرا «افشای فساد»، خود مفسدۀ بزرگ‌تری‌ست؛ خاصه آنکه در قبال فساد مردان، بیشتر اغماض می‌شود تا افشاگری زنان از فساد. هر چه باشد، شهر اسلامی شهر «مردانه» است. «شهر زنان» داستان‌‌های دلکشی‌ست که به قلمرو ادبیات تعلق دارد (شهر «هروم» در شاهنامۀ فردوسی و «بردع» در اسکندرنامۀ نظامی)؛ در واقعیت اما، و در بهترین حالت، زنان پرده‌نشینان حرمسراها‌ هستند (در حقیقت، «کلفت مطبخ و رخت‌شورخانه» که پیوسته می‌زاید، شیر می‌دهد و کهنه عوض می‌کند). اجتماع ما مردانه است و زن اگر «عین گناه» نباشد (افسانۀ گناه نخستین حوا)، دستکم «عامل» آن است.

🍂 نمایش «خوک، بچه، آتش» ظاهرا یکی از جرقه‌های آغاز اعتراضات مسلمانان به دستگاه فرهنگی حکومت پهلوی بود که در یک سال زبانه کشید و همه‌چیز آنِ دستگاه سیاسی را خاکستر کرد. اجتماع مسلمین که تحمل دیدن «گناه» در قلمرو خود نداشت، ناگهان اراده کرده بود «ظلم» را هم از آنجا پاک کند، اما باز هم «گناه مهم‌تر از ظلم بود»؛ این بود که چند روز پیش از آنکه پادگان‌ها و کاخ‌های رژیم اشغال شوند، روسپی‌خانۀ «قلعۀ شهر نو» و کارخانۀ «آبجوی شمس» در بالا و پایین یک محله، به آتش کشیده‌شدند؛ زنان قلعه یا اعدام شدند، یا آواره، اما اینکه آیا واقعاً گناه و ظلم از این قلمرو پاک شد، ماجرای دیگری‌ست. شاید گناه از حصار قلعه بیرون آمد و در همه‌جای شهر گسترده شد، همچنان که ظلم از حصار پادگان و کاخ بیرون آمد و در خیابان روان شد.

🍂 نیم‌قرن پس از آن ماجراها، «مدینۀ فاضلۀ» مسلمانان، بیشتر به «فضولاتِ مانده و فاضلابِ روان» می‌ماند، اما مسلمانان از اعتراض خود به برهنگی دست برنداشته‌اند؛ این بار به جای آنا، بازیگر مجارستانی نمایش «خوک، بچه، آتش»، تمام زنان ایرانی باید به میل مردان خود را در علن بپوشانند (و در مقابل میل به تجاوز مردان در خفا، سکوت کنند). تصویر مقدس نباید هرگز ملوث شود؛ بچه‌خوک‌ها که لباس سربازان به تن دارند، در خیابان موظف به اجرای این دستورند و البته در صورت ضرورت، دستور آتش نیز به ایشان داده شده است.

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘ایدئولوژی؛ نقطۀ تقاطع سکس و سیاست

✍🏻 #الف_هامان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin