نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
عقده‌های جنسی ایرانیان
@Naqdagin
🎧 عقده‌های جنسی ایرانیان در مقایسه با جامعۀ غربی

🎙 #فرهنگ_هلاکویی


#زیست‌روان #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
👳🏿‍♂️ملاها همراه با روسپیانِ با تجربه، دست در همین کارها (قوادی، دلالی محبت) داشتند؛ زیرا در کاروانسراها پر از صیغه بود و همین روسپیان، منبعِ درآمد اصلی آخوندهای دون‌پایه بودند که این ازدواج‌ها را ترتیب می‌دادند. در مشهد با صدها هزار زوارِ سالانه‌اش، ملاها کار نان‌وآب‌داری دارند و از چندین زن آمادۀ ازدواج در خانه‌های خود نگهداری می‌کنند.

👳🏿‍♂️هر ملایی که کسی را برای یکی از این زن‌ها پیدا کند، بابت قرارداد ازدواج و نیز برای هزینۀ خورد و خوراکی که زن هنگام زندگی در خانۀ او داشته، پول دریافت می‌کند. زن پس از پایانِ مدت ازدواج و دریافت مبلغ موعود از شوهرش، به خانۀ حامی روحانی‌اش برمی‌گردد و بی‌صبرانه منتظر سرآمدن چهار ماهی که می‌باید بگذرد تا او دوباره بتواند ازدواج کند، می‌نشیند. این مدت البته همیشه آن‌طور که باید-و-شاید رعایت نمی‌شود.

👳🏿‍♂️قانونِ شرع به زن اجازه می‌دهد فقط ۳ بار ازدواج کند، ولی «ملاهای مهربان» همواره آماده‌اند چنین موضوعات پیش‌پا‌افتاده‌ای را ندید بگیرند. در واقع، ملاها با «کلاه شرعی» درست‌کردن‌هایشان، شریک جرم صیغه‌ها می شدند و مدت قانونی انتظار برای از نو شوهر کردن را کوتاه می‌کردند و پول در می‌آوردند. به این دلیل و دلایل دیگر بود که مردم، فرق چندانی میان «صیغه» و «روسپی‌گری» نمی‌گذاشتند. به‌عقیدۀ ریچارد هِنتس، که سال‌ها در ایران زندگی و طبابت کرد و از فرق میان «زناشویی موقت» و «روسپی‌گری» آگاه بود، این فرق، گاهی از میان می‌رفت، چنانکه در شهرهای مرزی سنی‌نشین غرب ایران، ملاها میان روسپی‌ها و مشتری‌ها واسطه‌گری می‌کردند.


📓 تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران | نویسنده: ویلم فلور | ترجمه‌: محسن مینوخرد

#گزیده‌کتاب #آخوندیسم #نقد_شیعه




🌾 @Naqdagin@asre_roshangary
📓تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران
👤 #ویلم_فلور
🖋#ترجمه: محسن مینوخرد
📅 تاریخ نشر: سال ۲۰۱۰
📒 تعداد صفحات: ۴۶۵

🍂 یکی از ویژگی‌های کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران» نوشتن دربارۀ جزییات پنهان زندگی سکسی عوام و خواص است که اغلب در کتاب‌های تاریخی، سانسور و یا به طور وسیع منتشر نشده‌اند. در این کتاب، انواع روابط جنسی، شیوه‌های ازدواج، فرهنگ اروتیسم و ادبیات پورنوگرافیک، تاریخ روسپی‌گری و تابوهای جنسی در ایران، بخشی از موضوعات مطرح شده‌است.

🍂 ویلم فلور در تشریح و بررسی آداب عشق‌ورزی، به هنجارهای مرسوم فرهنگ مردسالارانه در ایران اشاره دارد. او راه و رسم مردسالارانه در آمیزش زن و مرد را رفتار مسلط و مرسوم در امور جنسی می داند. زندگی سکسی زنان، در فرهنگ ایرانی مد نظر نبوده و ابزار احساسات جنسی از طرف زنان عفیف نکوهش شده‌است. به این معنی، عشق و سکس به مفهوم رضایت جسمی و روحی دو جفت نیست.

🍂 در ادبیات فارسی بارها به یکسان نبودن جایگاه زن و مرد در عشق اشاره می‌شود. از دید مولانا، پروردگار مذکر فعال و آفرینش مونث و پذیرنده است. در هنجار مورد پذیرش جامعۀ ایرانی، مرد عشق می‌ورزد و زن مورد عشق‌ورزی قرار می‌گیرد. مرد شکارچی و زن شکار است. زن زمینی است که باید آن را شخم زد و تخم بر آن افشاند! به این معنی، حتی در خلوتگاه سلطۀ مردان در تصمیم‌گیری در عشق‌بازی، دفعات آن و نوع جلوگیری از بارداری حاکم است.

🍂 یک‌سویه‌گی سکس، اغلب زنان را به «سردمزاجی» سوق می‌دهد و به نقل از یک روانشناس ایرانی، به ارضای سکسی زنان در جامعه‌ی سنتی ایران توجهی نمی‌شود. در این کتاب، بحث مفصلی درباره‌ی تاریخ همجنس‌گرایی در ایران، برخورد سیاست و مذهب با آمیزش دو مرد و نحوۀ برخورد همجنس‌گرایان با سکسوالیتۀ خویش ارایه می‌شود.

🔻فصل‌ها
فصل یکم: ازدواج در ایران: امری خانوادگی
فصل دوم: ازدواج موقت
فصل سوم: روسپی‌گری: امری برون ازدواجی
فصل چهارم: روابط همجنس‌گرایانه: امری عادی
فصل پنجم: بیماری‌های آمیزشی در ایران

#کتاب #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘«کلوچه‌»شدن در بساط «خاله‌»ها، تلخ‌ترین فرجام طرد زنان  
— نگاهی به وضعِ روسپی‌گری در کانال‌های تلگرامی

✍🏻 #سیمین_کاظمی

🍂 در زیر پست یک صفحۀ خبری اینستاگرام، کامنتی را می‌بینم که در آن نوشته شده‌است «خاله هستم، کلوچه دارم در سراسر ایران». کامنت به نظر عجیب می‌رسد و ربط خاله و کلوچه، نامشخص. پروفایلش را نگاه می‌کنم، آدرس یک کانال تلگرام در آن درج شده‌است. بعد از باز کردن کانال، معنای کلوچه و خاله‌ای که کلوچه عرضه می‌کند، روشن می‌شود!

 🍂 این کانال و کانال‌های مشابه، در واقع، ویترین فروشگاه‌های سکس در ایران هستند که در آن‌ها، مشخصات بدن زنان درج شده و آپشن‌ها و امکانات و شرایط فروش سکس اعلام شده‌است. نحوۀ کار این کانال‌ها، حکایت از آن دارد که در جامعه‌ای که پرهیزگاری جنسی در آن یک ارزش مهم به حساب می‌آید، و روابط جنسی فرا-زناشویی ممنوع، و تخطی از آن مستوجب آن مجازات‌های سنگین است، عرضۀ سکس همچون کالاهای دیگر، در حال انجام است و دسترسی به بدن زنان روسپی، از خرید یک کنترل تلویزیون آسان‌تر است.

🍂 روسپی‌گری در ایران مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان، پدیدۀ تازه‌ای نیست، و هر چند بعد از انقلاب ۵۷، بساط علنی آن برچیده شد، اما در تمام این سال‌ها به شکل زیرزمینی تداوم داشته‌است؛ گیریم که در سالهای بعد از «شهر نو و خانم‌رئیس‌ها» خبری نباشد، اما خاله‌ها سر برآورده‌اند و گردانندگان مؤسسات به‌ظاهر «همسریابی و ازدواج»، بر صندلی قوادهای سابق تکیه زده‌اند.

🍂 در جامعۀ امروز، بسیاری از پدیده‌ها تغییر کرده‌اند، و روسپی‌گری نیز به عنوان پدیده‌ای اجتماعی، تغییرات قابل توجهی داشته‌است که بیشتر در راستای انطباق با ممنوعیت‌ها و گریز از قوانین بوده‌است. به نظر می‌رسد، سوداگران سکس با در نظر گرفتن و دریافتن تابوها و حساسیت‌هایی که ممکن است به تجارت‌شان آسیب بزند، تغییر استراتژی داده و توانسته‌اند با شرایط اجتماعی بعد از انقلاب کنار بیایند.

🍂 یکی از مهمترین تغییرات، حل مسأله مکان رابطۀ جنسی است که از وضعیتی متمرکز  به وضعیت «منتشر» تغییر یافته و خانه‌های یکی از طرفین رابطه (اغلب زن‌ها)، آنها را از روسپی‌خانه بی‌نیاز می‌کند. علاوه بر این، همچون کسب-و-کارهای دیگر، از ظرفیت فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای یافتن فروشندگان و خریداران استفاده می‌شود و زنان به عنوان اشیائی جنسی، در طیفی متنوع از لحاظ شکل و قیمت، در اختیار مشتریان قرار می‌گیرند.

🍂 تغییر دیگر، تلاش برای قبح‌زدایی از روسپی‌گری و عادی‌سازی خرید و فروش سکس بوده‌است، که با استفاده از ادبیاتی متفاوت و به‌کار گرفتن واژگانی خاص که تاکنون به نهاد ازدواج تعلق داشته‌اند، میسر شده‌است. در ادبیات جدید روسپی‌گری، «سکس غیرقانونی و تن‌فروشی زنان» در فضای مجازی، زیر عنوان «همسریابی، صیغه و ازدواج موقت» ترویج و «دستمزد روسپی‌ها» تحت عنوان «مهریه»، پرداخت می‌شود. در واقع، دست‌اندرکاران فروش سکس، مسأله را به‌گونه‌ای پیش می‌برند که تمایز بین «ازدواج» بعنوان امری قانونی و «خرید و فروش سکس» بعنوان عملی غیرقانونی و نیز یک آسیب اجتماعی، محو شود.

🍂 اگر فعالیت کانال‌های تلگرامی مشغول به «تجارت سکس» را بخش آشکار قضیه و به اصطلاح قلۀ کوه یخی در نظر بگیریم که بقیه‌اش قابل رؤیت نیست، می‌توان گفت که اکنون، بازار سکس در ایران، بازار پررونقی است که در سکوت، خفا، رهاشدگی و بدون مانع جدی به حیات خود ادامه می‌دهد و آسیب‌ها و پیامدهایش را نیز می‌گستراند.

🍂 تبعات منفی چنین وضعیتی، تنها به آسیب‌های فردی (مانند ناامنی زنان روسپی و در معرض خشونت و تحقیر قرار گرفتن‌شان) و پیامدهای بهداشتی (همچون شیوع بیماری‌های مقاربتی و ایدز و هپاتیت) محدود نمی‌شود، بلکه رواج روسپی‌گری بعنوان آسیبی که در زمینۀ فرودستی زنان و کالا شدگی بدن‌شان شکل گرفته، به تثبیت و بازتولید این وضعیت نیز منجر می‌شود.

🍂 «کلوچه‌شدن زنان» در بازار تاریک سکس، افشاکنندۀ جامعه‌ای است که در آن، انسانیت زنان لگدمال شده و پایه‌های ساختار اقتصادی و سیاسی‌اش، بر پایمال شدن سهم زنان استوار شده‌است. در چنین جامعه‌ای که شأن انسانی  و حقوق اجتماعی زنان نادیده گرفته می‌شود و  به نیازهای نیمی از جمعیت پاسخ شایسته داده نمی‌شود؛ قابل انتظار است که با افزایش بیکاری و فقر، تنها داشته و سرمایۀ زن، به بدنش منحصر شود که به‌ناگزیر و برای گذران زندگی، و به مانند شیءای که فاقد حرمت و کرامت است، در بازار سکس به فروشش بگذارد. تشبیه تکان‌دهندۀ کلوچه، به‌راستی بیانگر وضعیت این دسته از زنان است که ابتدا از آنها «انسانیت‌زدایی» شده، سپس در قالب کالا به بازار عرضه می‌شوند، آن هم کالایی کم‌ارزش که لذتی گذرا و آسان را به مشتریان ارزانی می‌دارد، کالایی همچون «کلوچه».  


#زنان #نقد_فرهنگ #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin@drsiminkazemi
🍂 #در_چنین_روزی (دیروز یا دیشب؟) حضرت کارل مارکس (رضی‌الله عنه) برای ابلاغِ نبوت پیامبر اسلام، بعنوان رسالت جهانی‌‌‌اش، و مهیا کردنِ شرایطِ شکل‌گیری ایدۀ مترقیِ ولایت مطلقۀ فقیه (با تقلید از «دیکتاتوری پرولتاریا») و تحقق تاریخی پر خیر و برکتش، از بهشت عدن، به این ارض خاکی و جهان پستِ ماتریالیستی هبوط فرمود.

🍂 بمناسبت این روز مبارک و ملکوتی و مقدس، احادیث موجود در عکس‌نوشته‌ها (منسوب به این نبیِ معظمِ افیون‌ستیزان) را بخوانیم و ثوابش را با قرائت فاتحه‌ای به روح پرفتوحش تقدیم کنیم (ناقل روایات: آیت‌الله «ک.ص.اُزگل» حديث: «صحيح»).

🍂 می‌بینید که حتی کارل مارکسِ نجس هم مثل آلبرت آینشتین، شهادتینش را خواند و بعنوان یک مسلمان محمدی، پاک و طاهر مُرد (البته در روایتی نیز آمده که یک پیرزن یهودی سیاه‌پوست او را شهید کرد)، بعد یکسری جوجه‌کمونیست و جوجه‌مارکسیست و حتی سوسول‌های سوسیالیست‌ و سوسیولوژیست، تحت تاثیر یهودیت جهانیِ مالکِ رسانه‌های بزرگ، فاز آتئیست‌بودن برداشتن و نمازهای واجب‌شون رو نمی‌خونن و غسل‌های واجب‌شون رو انجام نمی‌دن و کشفِ حجاب کردن و هیزم جهنم‌شون رو هر روز بیشتر می‌کنن!

#نقدخند


🌾 @Naqdagin
🍂 تماشای جملات قصاری از نامۀ جعلی چارلی چاپلین به دخترش در بنرهای نمایشگاه مطبوعات دردآور بود، اما مشاهدۀ جملات جعلی از ماركس (که معلوم نیست کارل مارکس است یا ماکس وبر!) دربارۀ رسالت محمد، آن‌هم در نقاط پررفت‌وآمد مرکز تهران، قطعاً فاجعه است.

🍂 مارکس و انگلس در نامه‌هایی که در بهار ۱۸۵۳ رد و بدل کرد‌ه‌اند، ظهور اسلام را در چارچوب عوامل مادی، از جمله تضعیف مناسبات تجارتی در شبه‌جزیره عربستان، فهمیده‌اند. در مجموعه آثار مارکس و انگلس تعبیر «انقلاب مذهبی محمد» دربارۀ بعثت رسول به کار رفته، اما این تعبیر از آن انگلس است نه مارکس:
«Mohammed’s religious revolution, like every religious movement, was formally a reaction, a would-be return to what was old and simple.»
Engels To Marx In London Source: Collected Works; Moscow 1983; Volume 39, p. 325-328.
Written Manchester, before 28 May 1853
🔺 اما این تعبیر که ظهور اسلام را «نوعی عقبگرد» «همچون دیگر مذاهب» می‌داند، عکس آن جمله‌ای است که به مارکس نسبت داده شده‌است.

🍂 به واسطه چنین جعلیاتِ فراتر از مهملات فضای مجازی‌ است که باید در طرح عقاید و آرای دیگران، دقت‌های صوری، از قبیل ارجاع دقیق به منبع فارسی و یا نقل دقیق متن زبان اصلی را مد نظر داشت.

✍🏻 #رضا_نساجی


#تفکر_انتقادی


🌾 @Naqdagin | @RezaNassaji
📘مارکس و وارد ساختنِ «ایدئولوژی» در سیاست

✍🏻#محبوبه_زمانیان

🍂 مارکس در تعریف «از خودبیگانگیِ» کارگران، به جدایی عاطفی و احساسی «کار» از «کارگر» اشاره می‌کند؛ یعنی «شکاف عاطفی» بین کارگری که در کارخانه پای دستگاه تولید کار می‌کند و محصولی که تولید می‌شود، وجود داره که باعث می‌شوپ کارگر، دیگر نتواند با محصولش همان ارتباط عاطفی‌ای را بگیرد که تا پیش از عصر صنعتی، یک کشاورز با محصولِ خود داشت.

🍂 این ادعای مارکس پایه‌گذار نوعی نظام فکری اقتدارگرا می‌شود که دیگر، نه‌تنها کارگر، بلکه حتا کارمندان دولتی، تولیدکنندگان خصوصی و هر ایده‌پردازی، می‌بایست جوابگوی محصولی که تولید می‌کند، باشد. به این ترتیب، هر شخصی در برابر محصولی که می‌ساخت، می‌بایست جوابگ‌وی جهان‌بینی آن کالا باشد؛ حالا می‌خواهد کالا مادی باشد یا معنوی، دیگر تفاوتی نمی‌کند.

🍂 در واقع، مارکس با لحاظ کردنِ «عامل ارتباطِ انسانی با کالای خود»، به این تصور دامن زد که کالا یا محصول، صاحب «معنا و روح» است. او که از مفهوم «شیءوارگی انسان» حرف می‌زد، مستقیما به این نکته اشاره می‌کرد که انسان هم مانند محصول خود، به شیء تبدیل شده‌است. پس راه‌حل این مسالۀ دیالکتیکی چیست؟ شیء و کالا باید دارای «روح و معنا» باشد. به اين ترتیب، بهانه‌ای ساخته‌شد برای اِعمالِ نوعی ایدئولوژی که نه‌تنها کالا را حامل یک ارزش ایدئولوژیک می‌کرد، بلکه از تولیدکننده تا مصرف‌کننده هم دارنده یا حامل این معنا می‌دانست، تا جایی‌که در نهایت، مصرف‌کننده هم باید جوابگوی «نظام معنایی کالا» باشد و خب، این به این منجر می‌شود که «مصرف‌کننده‌بودن» هم بار معنایی منفی پیدا می‌کند.

🍂 اگر می‌بینیم که در تاریخ، نظام‌های سوسیالیستی و کمونیستی، برای کالاهایی که استفاده می‌کنیم، نظارت شدید اعمال می‌کنند و اگر می‌بینیم بابتِ استفاده از برندها یا حتا آرایش و سبک پوشش ما، مانع قانونی می‌گذارند، به این علت هست که مارکس، جهان‌بینی اعمالِ سلطه بر جهان معنایی را قبلا تئوریزه کرده و کالا از شیء‌بودن خودش، خارج شده و دارای روح زنده است و این ما هستیم که با تئوری سلطه‌ساز و برده‌ساز مارکس، به بردۀ جهانِ معنایی ایدئولوژی‌ها در-آمدیم.

🍂 بعدها یک جامعه‌شناس زن به‌نام آرلی راسل هکشایلد، در انتقاد از مارکس گفت:
سرمایه‌دار کارگرش را وادار نمی‌کرد کالایی که می‌سازد را دوست داشته‌باشد. او فقط می‌خواست تولیدش، کیفیت و کمیت خوبی داشته باشد، اما دیدیم که چطور همین کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها، انسان را وادار کردند به‌جای مصرف کالا، رابطۀ عاطفی با آن داشته‌باشند؛ آن هم نه هر کالایی، بلکه کالایی که شایستۀ عشق ورزیدن باشه: تایید شده‌باشد!



#نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مارکس؛ زنجیرهای نامرئی (+)


#نقد_چپ #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin
📘دست‌نوشته‌‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴

✍🏻 #کارل_مارکس

🖊مترجم: حسن مرتضوی

📒تعداد صفحات: ۲۶۲

🔻فهرست
▪️دیباچه
▪️مزد کار
▪️سود سرمایه
▪️اجاره‌بهای زمین
▪️کار بیگانه‌شده
▪️برابرنهاد سرمایه و کار؛ مالکیت ارضی و سرمایه
▪️مالکیت خصوصی و کار
▪️در معنای نیازهای انسانی
▪️قدرت پول در جامعۀ بورژوازی
▪️نقدی بر کلیت دیالیکتیک و فلسفۀ هگلی

🍂 دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی ۱۸۴۴ یا دست‌نوشته‌های پاریس، مجموعه یادداشت‌هایی‌اند که بین آوریل و اوت ۱۸۴۴ توسط کارل مارکس نوشته شده‌اند. این یادداشت‌ها در زمان زندگی مارکس و مدت‌ها پس از مرگش منتشر نشد و برای اولین بار در سال ۱۹۳۲ توسط محققان اتحاد شوروی یافته شد و به چاپ رسید.

🍂 کارل‌ مارکس از نوابغ کم‌نظیری‌ست که جهان ما به خود دیده‌است. تیزبینی، عمق فهم، تشخیص‌های فوق‌العاده و بصیرت‌های درخشانی در آثار مارکس دیده می‌شود. هرچند به‌گمانم تجویزهایش برعکس تشخیص‌هایش ضعیف، سست، ناپخته و گاه فاجعه‌بار است.

🍂 دست‌کم دو بار آثار مارکس را خوانده‌ام و اگر بخواهم کتابی از مارکس را بهترین بدانم آن کتاب قطعا "سرمایه/Das Kapital" نیست، بلکه کتاب "دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی‌" است. هرچند هیچ‌گاه کلان‌روایت مارکس از تاریخ و جوامع انسانی را قانع‌کننده نیافته‌ام، اما بی‌انصافی‌ست اگر به بسیاری از دغدغه‌های لطیف انسانی در آثار او توجهی نشان ندهم.

🍂 مارکس در جامعۀ ما به ویژه زیر آوار مارکسیسم آن هم از نوع روسی‌اش در ببشتر اوقات به صورت کج و معوج تصویر و تصور شده‌است. دوقطبی شیدایی و طرد/انکار درباره‌ی شخصیت‌های بزرگ تاریخی و فکری و فلسفی، البته یکی از آسیب‌های جامعۀ ایرانی تا به اکنون است.

✍🏻 #فرهاد


🗄پست‌ مرتبط
📺 تاثیر پول؛ از مقالۀ «در معنای نیازهای انسانی»

#کتاب #نقد_چپ #فلسفیدن #اقتصاد



🌾 @Naqdagin
📺 مختصری دربارۀ آرای #کارل_مارکس (+)

بنیان نقدِ غیردینی‌ چنین است: انسان دین را می‌سازد، دین انسان را نمی‌سازد. دین به‌راستی، خودآگاهی و عزت نفس انسانی‌ست که هنوز خود را پیدا نکرده و یا خود را گم کرده‌است؛ اما انسان، یک هستومندِ مجرد و انتزاعیِ فارغ از جهانِ اطراف خود نیست. انسان، جهان انسانی، دولت و جامعه است. این دولت و این جامعه دین را می‌آفرینند: آگاهی جهانِ وارونه؛ چرا که آنها خود محصولِ جهانی وارونه هستند. دین نظریۀ کلی جهان وارونه، خلاصۀ دایره‌المعارفی آن، منطق عوام‌پسند آن، نقطۀ افتخار معنوی آن، اشتیاق آن، جواز اخلاقی آن، مکمل جدی آن و منبع تسلی و توجیه آن جهان وارونه است.

این درک خارق‌العادۀ ذات انسانی‌ست؛ چرا که ذات انسان حقیقتی ناب ندارد. از این رو، مبارزه با مذهب، بطور غیرمستقیم، مبارزه با جهانی‌ست که مذهب رایحۀ معنوی آن است. رنج مذهبی، هم بیان رنج واقعی و هم اعتراض بر ضد آن است. مذهب آهِ مخلوق ستمدیده، قلبِ جهانی سنگدل، و روحِ جهانی بی‌روح است. مذهب افیونِ مردم است. نابودی مذهب بعنوان سعادت خیالی مردم، طلبِ سعادتی واقعی برای آنان است. طلب دست‌برداشتن از توهم دربارۀ وضع موجود، همانا طلب دست‌برداشتن از اوضاعی‌ست که نیاز به توهم دارد؛ پس، نقد مذهب، نطفۀ نقد جهان پر دردی‌ست که مذهب هالۀ مقدس آن است.



#نقد_چپ #فلسفیدن #نقد_ادیان



🌾 @Naqdagin
یک ایده برای تحول جهانی
@Naqdagin
🎧 یک ایده برای تحول جهانی (+)

🔸 کارل مارکس‌ چطوری زندگی کرد و چه تفکراتی داشت؟ وقایع مهم تاریخی اروپای زمان مارکس چه بود؟ نظریات او چه بود؟
🔸بررسی تحولات اروپا بعد از انتشار بیانیه کمونیست
🔸آرمان‌شهری که کارل مارکس توصیف کرده‌بود، چه مختصاتی داشت؟
🔸نقدهای وارد به مارکسیسم


#پادکستکش #نقد_چپ #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سرگذشت مزدک: نخستین جنبش کمونیستی در #ایران باستان (+)


#نقد_چپ #نقد_ادیان


🌾 @Naqdagin