نقدآگین
⌚️فهرست زمانی کتاب صوتی «تیغ سنت به نام مذهب» (۲/۲) 6:11:18 رویکرد مردمشناسانه 6:11:46 ختنه در فرهنگ و ادبیات عامه 6:21:47 باورهای عامیانه دربارۀ ختنهسوران در میان برخی اقوام ایران 6:27:39 آداب ختنهسوران در ایران 6:58:46 ختنه بمثابه باوری دینی 7:04:07…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘شادی از مرگ دیگری
— دربارۀ یکی از مصادیق «اخلاقزدگی»
✍🏻 #مهدی_خسروانی
🍂 با توجه به شدت (یا بهتر بگویم: وخامت) گرایش به کاربرد مقولات اخلاقی در فرهنگ غالب روشنفکری، از همان دقایق نخستین ماجرای سقوط بالگرد رئیسی، میشد حدس زد که شوخی و شادی مخالفانش، به موضوع بحثهای اخلاقی تبدیل خواهد شد.
🍂 من قطعاً در جایگاه داوری اخلاقی در این باره نیستم و اساساً میانۀ خوبی با بحث دربارۀ اینگونه داوریها ندارم، اما بههمان اندازه که از بحثهای اخلاقی گریزانم، به مرز «اخلاق» و «اخلاقزدگی» علاقهمندم. به گمان من، داوری دربارهی شادی از مرگ رئیسی، تا حد زیادی به میزان نزدیکی یا دوری شادیکنندگان به جبهۀ سیاسی او بستگی دارد. تکلیف نزدیکان به جبههی سیاسی او که معلوم است. بحث دربارهی شادی/شوخی کسانی که رئیسی برایشان صرفاً سیاستمداری در جبههی رقیب بود، شاید صرفا «پیچیده» باشد، اما بهکارگیری مقولات اخلاقی دربارهی شادی آن دسته از افراد که نسبت خودشان با کسی مثل رئیسی را در ردیف «دشمنی» میدانند، به احتمال فراوان نوعی اخلاقزدگی است.
🍂 یکی از مصداقهای اخلاقزدگی «پرتوقعیِ اخلاقی» است؛ یعنی اینکه از انسانها، بدون توجه به موقعیتی که در آن قرار گرفتهاند، انتظار داشته باشیم طبق قواعد اخلاقی عمل کنند. مثالی میزنم. فرض کنیم فردی مبلغ چهار میلیارد تومان از شما کلاهبرداری کرده و از من نیز به همان میزان کلاهبرداری کرده. این مبلغ، یک دهمِ دارایی شماست، اما برای من، معادل کل داراییام است که در طول بیست سال با مشقت فراهم آوردهام تا خانهای بخرم و خانوادهام را از اجارهنشینی نجات دهم. اکنون، اگر شما آن فرد را ببخشید و با اشاره به قاعدهی «خوب بودن بخشودن دیگران» از من نیز توقع داشته باشید که او را ببخشم به ورطهی اخلاقزدگی افتادهاید؛ زیرا این توقع که من هم او را ببخشم مصداق پرتوقعی است (چراکه تأثیر عمل او روی زندگی من و اطرافیانم بسیار بیشتر است).
🍂 در موضوع «"ابراز" شادی از مرگ دیگران» نیز همین استدلال را میتوان تکرار کرد. ابراز شادی از مرگ دیگران علیالقاعده نادرست است؛ حتی شاید بتوان گفت ابراز شادی از مرگ کسی که بدی نهچندان بزرگی در حق ما کرده نیز علیالقاعده نادرست است، اما اگر کسی معتقد باشد که شخص مرده به زندگی او و اطرافیاناش (یا کل هموطناناش)، لطمهی اساسی زده، این توقع که از «ابراز شادمانی از مرگ آن شخص صرفنظر کند» مصداق پرتوقعی، و درنتیجه، مصداق «اخلاقزدگی»ست.
🍂 مخالفان «ابراز شادی از مرگ رئیسی» بهتر است برای اقناع شادیکنندگان، راه دیگری در پیش بگیرند: آنها را متقاعد کنند که «رئیسی آنقدرها که گمان میکنید، آدم بدی نبود» یا «فلان مصلحت ایجاب میکند که از مرگ او ابراز شادمانی نکنید» (که البته قبولاندن هر دو گزاره به شادیکنندگان کار بسیار دشواریست).
🍂 تازه همهی آنچه گفته شد در بارهی «ابراز» شادی بود»، وگرنه نفس «شادی» همانند بسیاری عواطف دیکر، از مقولهی «انفعال طبیعی»ست»، نه فعل. به عبارت دیگر، انسانها همانطور که در نتیجهی غذانخوردن گرسنه و درنتیجهی آبنخوردن تشنه میشوند، از برخی رویدادها شاد میشوند و نمیتوان آنها را بابت اين انفعال، به میدان داوری اخلاقی کشید؛ زیرا، دستکم در نگاه نخست. نقشی در این انفعال ندارند.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دربارۀ یکی از مصادیق «اخلاقزدگی»
✍🏻 #مهدی_خسروانی
🍂 با توجه به شدت (یا بهتر بگویم: وخامت) گرایش به کاربرد مقولات اخلاقی در فرهنگ غالب روشنفکری، از همان دقایق نخستین ماجرای سقوط بالگرد رئیسی، میشد حدس زد که شوخی و شادی مخالفانش، به موضوع بحثهای اخلاقی تبدیل خواهد شد.
🍂 من قطعاً در جایگاه داوری اخلاقی در این باره نیستم و اساساً میانۀ خوبی با بحث دربارۀ اینگونه داوریها ندارم، اما بههمان اندازه که از بحثهای اخلاقی گریزانم، به مرز «اخلاق» و «اخلاقزدگی» علاقهمندم. به گمان من، داوری دربارهی شادی از مرگ رئیسی، تا حد زیادی به میزان نزدیکی یا دوری شادیکنندگان به جبهۀ سیاسی او بستگی دارد. تکلیف نزدیکان به جبههی سیاسی او که معلوم است. بحث دربارهی شادی/شوخی کسانی که رئیسی برایشان صرفاً سیاستمداری در جبههی رقیب بود، شاید صرفا «پیچیده» باشد، اما بهکارگیری مقولات اخلاقی دربارهی شادی آن دسته از افراد که نسبت خودشان با کسی مثل رئیسی را در ردیف «دشمنی» میدانند، به احتمال فراوان نوعی اخلاقزدگی است.
🍂 یکی از مصداقهای اخلاقزدگی «پرتوقعیِ اخلاقی» است؛ یعنی اینکه از انسانها، بدون توجه به موقعیتی که در آن قرار گرفتهاند، انتظار داشته باشیم طبق قواعد اخلاقی عمل کنند. مثالی میزنم. فرض کنیم فردی مبلغ چهار میلیارد تومان از شما کلاهبرداری کرده و از من نیز به همان میزان کلاهبرداری کرده. این مبلغ، یک دهمِ دارایی شماست، اما برای من، معادل کل داراییام است که در طول بیست سال با مشقت فراهم آوردهام تا خانهای بخرم و خانوادهام را از اجارهنشینی نجات دهم. اکنون، اگر شما آن فرد را ببخشید و با اشاره به قاعدهی «خوب بودن بخشودن دیگران» از من نیز توقع داشته باشید که او را ببخشم به ورطهی اخلاقزدگی افتادهاید؛ زیرا این توقع که من هم او را ببخشم مصداق پرتوقعی است (چراکه تأثیر عمل او روی زندگی من و اطرافیانم بسیار بیشتر است).
🍂 در موضوع «"ابراز" شادی از مرگ دیگران» نیز همین استدلال را میتوان تکرار کرد. ابراز شادی از مرگ دیگران علیالقاعده نادرست است؛ حتی شاید بتوان گفت ابراز شادی از مرگ کسی که بدی نهچندان بزرگی در حق ما کرده نیز علیالقاعده نادرست است، اما اگر کسی معتقد باشد که شخص مرده به زندگی او و اطرافیاناش (یا کل هموطناناش)، لطمهی اساسی زده، این توقع که از «ابراز شادمانی از مرگ آن شخص صرفنظر کند» مصداق پرتوقعی، و درنتیجه، مصداق «اخلاقزدگی»ست.
🍂 مخالفان «ابراز شادی از مرگ رئیسی» بهتر است برای اقناع شادیکنندگان، راه دیگری در پیش بگیرند: آنها را متقاعد کنند که «رئیسی آنقدرها که گمان میکنید، آدم بدی نبود» یا «فلان مصلحت ایجاب میکند که از مرگ او ابراز شادمانی نکنید» (که البته قبولاندن هر دو گزاره به شادیکنندگان کار بسیار دشواریست).
🍂 تازه همهی آنچه گفته شد در بارهی «ابراز» شادی بود»، وگرنه نفس «شادی» همانند بسیاری عواطف دیکر، از مقولهی «انفعال طبیعی»ست»، نه فعل. به عبارت دیگر، انسانها همانطور که در نتیجهی غذانخوردن گرسنه و درنتیجهی آبنخوردن تشنه میشوند، از برخی رویدادها شاد میشوند و نمیتوان آنها را بابت اين انفعال، به میدان داوری اخلاقی کشید؛ زیرا، دستکم در نگاه نخست. نقشی در این انفعال ندارند.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
آغاز_ستایش_علی_و_شکلگیری_جهانبینی_عباسیان.pdf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی و مناظرۀ علی بن موسی
@Naqdagin
🎧 زندگی و مناظرۀ علیبنموسی (الرضا: خشود)
— #نقد_کتاب عیون اخبار الرضا شیخ صدوق
🎙#زئوس
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— #نقد_کتاب عیون اخبار الرضا شیخ صدوق
🎙#زئوس
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘شادی از مرگ دیگری — دربارۀ یکی از مصادیق «اخلاقزدگی» ✍🏻 #مهدی_خسروانی 🍂 با توجه به شدت (یا بهتر بگویم: وخامت) گرایش به کاربرد مقولات اخلاقی در فرهنگ غالب روشنفکری، از همان دقایق نخستین ماجرای سقوط بالگرد رئیسی، میشد حدس زد که شوخی و شادی مخالفانش، به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📘شادی از مرگ دیگری — دربارۀ یکی از مصادیق «اخلاقزدگی» ✍🏻 #مهدی_خسروانی 🍂 با توجه به شدت (یا بهتر بگویم: وخامت) گرایش به کاربرد مقولات اخلاقی در فرهنگ غالب روشنفکری، از همان دقایق نخستین ماجرای سقوط بالگرد رئیسی، میشد حدس زد که شوخی و شادی مخالفانش، به…
📘تکملهای بر «شادی از مرگ دیگری»
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 این یادداشت، بحت کوتاه و جالبی بود در باب قضیهی شادی ملت از عزای حضرات. البته یک مصداق بسیار خلاصه و کهن هم در سنت شعری ایرانیان دارد که حتما شنیدهاید. آن حکایت معروف شیخ اجل #سعدی، با این دو بیت آغاز میشود که:
🍂 بسیار ساده و بدیهیست که بدانیم مصداق "یادشاه ملامتپسند" در روزگار ما، تمامی سیاستمدارانی خواهند بود که تصمیماتشان بهصورت مستقیم بر زندگی میلیونها شهروند اثرگذار است؛ یعنی حتی اگر عضو تیم مرگ و اعدام هم نباشی، همینکه با ۲ درصد بالا و پایین کردن تورم یا بیکاری, میلیونها انسان را به زحمت بیندازی، قابل "غیبت" هستی. حالا دیگر به اين نپردازيم که "غیبت" در این بستر معنایی، چه سطح بالایی از امکان هجو و هزل را شامل میشود.
🍂 البته من هم به مانند اغلب مخاطبان، خیلی خوب تشخیص میدهم که چه جماعتی و با چه رویکردی، سر این بزنگاهها «معلم اخلاق» میشوند، اما بهنظرم شناخت ما از ذات این حضرات و پیشه و ماموریتشان، ما را از واکاوی و فهم اصل مساله بینیاز نمیکند. دستکم برای انسجام اخلاقی خودمان بهتر است برای این رویکرد طبیعی و گستردهای که داریم، توضیح مدونی هم داشته باشیم.
🍂 من اگر بخواهم این توضیح را به زبان دیگری خلاصه و بازنویسی کنم, نوعی تمایزگذاری در کارکردهای «عرصهی عمومی» و «اخلاقیات شخصی» است. در واقع، هر «سهکس»ی که سعدی معرفی میکند، افرادی هستند که عملکردشان در عرصهی عمومی مخرب است و منافع و حقوق دیگران را بهصورت گسترده تهدید میکند.
🍂 آنچه در اخلاقیات شخصی ممکن است مصداق «عیبپوشی، گذشت یا رازداری و مراعات» باشد، در مورد آسیبزنندگان به عرصهی عمومی، مصداق "ترحم بر پلنگ تیزدندان" است؛ پس دقیقا برای جلوگیری از سکوتی که "ستمکاری بود بر گوسفندان"، باید به هر شیوهی ممکن، این افراد را رسوا کرد. حالا شیوهی طنز و شوخطبعی که قطعا «لطیفترین و مدنیترین» روش ممکن است.
🍂 کمترین دلیل و توجیه برای شادی از مرگ این مفسدان عرصهی عمومی نیز، خوشحالی بابت کاهش آسیبهاییست که میلیونها شهروند بیگناه میبینند. این شادیء عین «انساندوستی» و حتی یک «واچب اخلاقی» است.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 این یادداشت، بحت کوتاه و جالبی بود در باب قضیهی شادی ملت از عزای حضرات. البته یک مصداق بسیار خلاصه و کهن هم در سنت شعری ایرانیان دارد که حتما شنیدهاید. آن حکایت معروف شیخ اجل #سعدی، با این دو بیت آغاز میشود که:
سه کس را شنیدم که غیبت رواست
وز این درگذشتی چهارم خطاست
یکی پادشاهی ملامتپسند
کز او بر دل خلق بینی گزند
🍂 بسیار ساده و بدیهیست که بدانیم مصداق "یادشاه ملامتپسند" در روزگار ما، تمامی سیاستمدارانی خواهند بود که تصمیماتشان بهصورت مستقیم بر زندگی میلیونها شهروند اثرگذار است؛ یعنی حتی اگر عضو تیم مرگ و اعدام هم نباشی، همینکه با ۲ درصد بالا و پایین کردن تورم یا بیکاری, میلیونها انسان را به زحمت بیندازی، قابل "غیبت" هستی. حالا دیگر به اين نپردازيم که "غیبت" در این بستر معنایی، چه سطح بالایی از امکان هجو و هزل را شامل میشود.
🍂 البته من هم به مانند اغلب مخاطبان، خیلی خوب تشخیص میدهم که چه جماعتی و با چه رویکردی، سر این بزنگاهها «معلم اخلاق» میشوند، اما بهنظرم شناخت ما از ذات این حضرات و پیشه و ماموریتشان، ما را از واکاوی و فهم اصل مساله بینیاز نمیکند. دستکم برای انسجام اخلاقی خودمان بهتر است برای این رویکرد طبیعی و گستردهای که داریم، توضیح مدونی هم داشته باشیم.
🍂 من اگر بخواهم این توضیح را به زبان دیگری خلاصه و بازنویسی کنم, نوعی تمایزگذاری در کارکردهای «عرصهی عمومی» و «اخلاقیات شخصی» است. در واقع، هر «سهکس»ی که سعدی معرفی میکند، افرادی هستند که عملکردشان در عرصهی عمومی مخرب است و منافع و حقوق دیگران را بهصورت گسترده تهدید میکند.
🍂 آنچه در اخلاقیات شخصی ممکن است مصداق «عیبپوشی، گذشت یا رازداری و مراعات» باشد، در مورد آسیبزنندگان به عرصهی عمومی، مصداق "ترحم بر پلنگ تیزدندان" است؛ پس دقیقا برای جلوگیری از سکوتی که "ستمکاری بود بر گوسفندان"، باید به هر شیوهی ممکن، این افراد را رسوا کرد. حالا شیوهی طنز و شوخطبعی که قطعا «لطیفترین و مدنیترین» روش ممکن است.
🍂 کمترین دلیل و توجیه برای شادی از مرگ این مفسدان عرصهی عمومی نیز، خوشحالی بابت کاهش آسیبهاییست که میلیونها شهروند بیگناه میبینند. این شادیء عین «انساندوستی» و حتی یک «واچب اخلاقی» است.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘شادی از مرگ دیگری
— دربارۀ یکی از مصادیق «اخلاقزدگی»
✍🏻 #مهدی_خسروانی
🍂 با توجه به شدت (یا بهتر بگویم: وخامت) گرایش به کاربرد مقولات اخلاقی در فرهنگ غالب روشنفکری، از همان دقایق نخستین ماجرای سقوط بالگرد رئیسی، میشد حدس زد که شوخی و شادی مخالفانش، به…
— دربارۀ یکی از مصادیق «اخلاقزدگی»
✍🏻 #مهدی_خسروانی
🍂 با توجه به شدت (یا بهتر بگویم: وخامت) گرایش به کاربرد مقولات اخلاقی در فرهنگ غالب روشنفکری، از همان دقایق نخستین ماجرای سقوط بالگرد رئیسی، میشد حدس زد که شوخی و شادی مخالفانش، به…
📅 سیویکم اردیبهشت
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 سی و یکم اردیبهشت سالگرد درگیریهای مردم نواحی مرزی ایران زمین با نیروهای مهاجم بودهاست. وخیمتر از همه آن که در ۱۲۴۳ روسها بر امیرنشینهای قفقازی کاباردیها ابخازها و... چیره شدند و نسلکشی مردم قفقاز را آغاز کردند، تخمین زده میشود که روسها با کوچاندن اجباری و قتل عام مردم منطقه، یک و نیم میلیون تن از اهالی این سرزمین را از میان بردهباشند.
🗓 در این میان، رخداد غریبی در ژاپن واقع شد و آن هم این که در سال ۱۳۱۵ زنی به نام آبه سادا که معشوقش را در جریان همبستری به طور تصادفی(!) خفه کردهبود و اندامهای تناسلی وی را بریده و در لباس کیمونوی خود جاسازیاش کردهبود، پس از آن که به همین وضع روزها در توکیو گردش میکرد، دستگیر شد. ماجرای او به تولید انبوهی از متون تخیلی داستانی و حتا فلسفی در ژاپن انجامیدهاست. او به جرم قتل غیرعمد به شش سال حبس محکوم شد. جالب آن که جفری دامر (قاتل سریالی مشهور آمریکایی) که قربانیانش را میخورد هم در همین روز به سال (۱۳۳۹) زاده شدهاست. زندگی و جنایتهای او نیز موضوع ساخت فیلمها و داستانهایی قرار گرفته که در میانشان «سکوت برهها» مشهورتر از باقیست.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
🗄پست مرتبط
📺 سادا ابه: ترسناکترین گیشای ژاپن با سرنوشتی ترسناکتر
#در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | رام
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 سی و یکم اردیبهشت سالگرد درگیریهای مردم نواحی مرزی ایران زمین با نیروهای مهاجم بودهاست. وخیمتر از همه آن که در ۱۲۴۳ روسها بر امیرنشینهای قفقازی کاباردیها ابخازها و... چیره شدند و نسلکشی مردم قفقاز را آغاز کردند، تخمین زده میشود که روسها با کوچاندن اجباری و قتل عام مردم منطقه، یک و نیم میلیون تن از اهالی این سرزمین را از میان بردهباشند.
🗓 در این میان، رخداد غریبی در ژاپن واقع شد و آن هم این که در سال ۱۳۱۵ زنی به نام آبه سادا که معشوقش را در جریان همبستری به طور تصادفی(!) خفه کردهبود و اندامهای تناسلی وی را بریده و در لباس کیمونوی خود جاسازیاش کردهبود، پس از آن که به همین وضع روزها در توکیو گردش میکرد، دستگیر شد. ماجرای او به تولید انبوهی از متون تخیلی داستانی و حتا فلسفی در ژاپن انجامیدهاست. او به جرم قتل غیرعمد به شش سال حبس محکوم شد. جالب آن که جفری دامر (قاتل سریالی مشهور آمریکایی) که قربانیانش را میخورد هم در همین روز به سال (۱۳۳۹) زاده شدهاست. زندگی و جنایتهای او نیز موضوع ساخت فیلمها و داستانهایی قرار گرفته که در میانشان «سکوت برهها» مشهورتر از باقیست.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
🗄پست مرتبط
📺 سادا ابه: ترسناکترین گیشای ژاپن با سرنوشتی ترسناکتر
#در_چنین_روزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | رام
Telegraph
📅 سی و یکم اردیبهشت
— رام: روزشمار ایرانی معنادار سی و یکم اردیبهشت سالگرد درگیریهای مردم نواحی مرزی ایران زمین با نیروهای مهاجم بودهاست. وخیمتر از همه آن که در ۱۲۴۳ روسها بر امیرنشینهای قفقازی کاباردیها ابخازها و... چیره شدند و نسلکشی مردم قفقاز را آغاز کردند، تخمین زده…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سادا ابه: ترسناکترین گیشای* ژاپن با سرنوشتی ترسناکتر (+)
🔞 جزئیات دردناک و توصیفات آزاردهنده
🗓 #در_چنین_روزی (سی و یکم اردیبهشت) رخداد غریبی در ژاپن واقع شد و آن هم این که در سال ۱۳۱۵ زنی به نام آبه سادا که معشوقش را در جریان همبستری به طور تصادفی(!) خفه کردهبود و اندامهای تناسلی وی را بریده و در لباس کیمونوی خود جاسازیاش کردهبود، پس از آن که به همین وضع روزها در توکیو گردش میکرد، دستگیر شد. ماجرای او به تولید انبوهی از متون تخیلی داستانی و حتا فلسفی در ژاپن انجامیدهاست. او به جرم قتل غیرعمد به شش سال حبس محکوم شد. جالب آن که جفری دامر (قاتل سریالی مشهور آمریکایی) که قربانیانش را میخورد هم در همین روز به سال (۱۳۳۹) زاده شدهاست. زندگی و جنایتهای او نیز موضوع ساخت فیلمها و داستانهایی قرار گرفته که در میانشان «سکوت برهها» مشهورتر از باقیست.
* گِیشا در ژاپن به زنهایی گفته میشد که برای رقص و آواز، سرگرمی، حاضرجوابی و پذیرایی تربیت میشدند و هنرهای آنها شامل هنرهای مختلف ژاپنی میشود، مانند رقص و موسیقی کلاسیک.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔞 جزئیات دردناک و توصیفات آزاردهنده
🗓 #در_چنین_روزی (سی و یکم اردیبهشت) رخداد غریبی در ژاپن واقع شد و آن هم این که در سال ۱۳۱۵ زنی به نام آبه سادا که معشوقش را در جریان همبستری به طور تصادفی(!) خفه کردهبود و اندامهای تناسلی وی را بریده و در لباس کیمونوی خود جاسازیاش کردهبود، پس از آن که به همین وضع روزها در توکیو گردش میکرد، دستگیر شد. ماجرای او به تولید انبوهی از متون تخیلی داستانی و حتا فلسفی در ژاپن انجامیدهاست. او به جرم قتل غیرعمد به شش سال حبس محکوم شد. جالب آن که جفری دامر (قاتل سریالی مشهور آمریکایی) که قربانیانش را میخورد هم در همین روز به سال (۱۳۳۹) زاده شدهاست. زندگی و جنایتهای او نیز موضوع ساخت فیلمها و داستانهایی قرار گرفته که در میانشان «سکوت برهها» مشهورتر از باقیست.
* گِیشا در ژاپن به زنهایی گفته میشد که برای رقص و آواز، سرگرمی، حاضرجوابی و پذیرایی تربیت میشدند و هنرهای آنها شامل هنرهای مختلف ژاپنی میشود، مانند رقص و موسیقی کلاسیک.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 این سرزمین کم موارد عجیب و غریب به خود ندیدهاست، اما ابراهیم رییسی مورد عجیبی در ساحت سیاسی ایران بود. انسانهای سیاسی هنگامی که ردای پر زرق و برقی چون ردای وزیر و سفیر میپوشند، هر کاری هم که نکنند، تاثیری بر ورقههای تاریخ خواهند گذاشت.
🍂 مرگ ناگهانی یک سیاستمدار در چنین جایگاهی از تصمیمگیری، باید با زایشِ یک «پسا- او» همراه شود. جای خالی او از خود «دوران» بسازد و وقفهای که در روند سیاسی- اجتماعی رخ میدهد، چیزی از جنس دلهره، ابهام یا اضطراب اجتماعی خلق کند، اما ابراهیم رییسی هیچکدام از اینها نبود. او به جدیترین شکل ممکن، جدی گرفته نشد.
🍂 مردی از میدان دین که دست سرنوشت او را به سمت میدان سیاست هل داد. آشنانبودن او با ادبیات سیاسی، تپقهای بیوقفه و جملات نامفهومی که نمیتوانستند از پس توضیح جهان اجتماعی بر آیند، همگی نشان از دورهای در حیات سیاسی ایران میداد که «لکنت» مشخصهی بارز آن بود.
🍂 من به یاد نمیآورم در مرگ هیچ سیاستمداری این حجم از برخورد طنزآلود صورت گرفته باشد. در چنین مواقعی، معمولا ذهنیت زخمخوردهی اجتماع، دست به بخشش میزند یا به نفرین. یا خدا را به لعنت دعوت میکنند و یا به آمرزشِ از دنیا رفته، اما ابراهیم رییسی انگار هیچگاه در ذهنیت اجتماعی وجود نداشت. او زمانی به سکانداری جمهوریت در ایران پساانقلاب رسید، که مهمانی تمام شده بود، میزها را هم برچیده بودند تا سوار وانت کنند.
🍂 دورهی دوم حسن روحانی، پایان همان اندک امیدی بود که به اوضاع میرفت. امروز دیگر حتا سخن از شکاف دولت- ملت نیست؛ ملتی که نادیده گرفتهشود، نادیده میگیرد.«طنز» بر مغایرت استوار است؛ مغایرت میان انسان و جهانی که درک میکند. این جمله از من نیست. پیتر برگر در «شایعهی فرشتگان» میگوید.
✍🏻 #داروین_صبوری
#حکومت_اسلامی #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 مرگ ناگهانی یک سیاستمدار در چنین جایگاهی از تصمیمگیری، باید با زایشِ یک «پسا- او» همراه شود. جای خالی او از خود «دوران» بسازد و وقفهای که در روند سیاسی- اجتماعی رخ میدهد، چیزی از جنس دلهره، ابهام یا اضطراب اجتماعی خلق کند، اما ابراهیم رییسی هیچکدام از اینها نبود. او به جدیترین شکل ممکن، جدی گرفته نشد.
🍂 مردی از میدان دین که دست سرنوشت او را به سمت میدان سیاست هل داد. آشنانبودن او با ادبیات سیاسی، تپقهای بیوقفه و جملات نامفهومی که نمیتوانستند از پس توضیح جهان اجتماعی بر آیند، همگی نشان از دورهای در حیات سیاسی ایران میداد که «لکنت» مشخصهی بارز آن بود.
🍂 من به یاد نمیآورم در مرگ هیچ سیاستمداری این حجم از برخورد طنزآلود صورت گرفته باشد. در چنین مواقعی، معمولا ذهنیت زخمخوردهی اجتماع، دست به بخشش میزند یا به نفرین. یا خدا را به لعنت دعوت میکنند و یا به آمرزشِ از دنیا رفته، اما ابراهیم رییسی انگار هیچگاه در ذهنیت اجتماعی وجود نداشت. او زمانی به سکانداری جمهوریت در ایران پساانقلاب رسید، که مهمانی تمام شده بود، میزها را هم برچیده بودند تا سوار وانت کنند.
🍂 دورهی دوم حسن روحانی، پایان همان اندک امیدی بود که به اوضاع میرفت. امروز دیگر حتا سخن از شکاف دولت- ملت نیست؛ ملتی که نادیده گرفتهشود، نادیده میگیرد.«طنز» بر مغایرت استوار است؛ مغایرت میان انسان و جهانی که درک میکند. این جمله از من نیست. پیتر برگر در «شایعهی فرشتگان» میگوید.
✍🏻 #داروین_صبوری
#حکومت_اسلامی #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘حادثه یا ترور؟ (۱)
✍🏻 #فر_سین
🍂 رئیسجمهور مملکت (هرچند که نظام اسلامی، سلطنت فقیه است و ریاست جمهوری مقامی زینتی) با همۀ تدابیر و پروتکلهای امنیتی و بررسیهای فنی ساقط میشود/سقوط میکند.
🍂 واکنش اولیۀ ضمیرم مرا پرتاپ میکند به گذشته و مرور صدای مرحوم منتظری در فایل صوتی بهجای مانده که از عوامل اعدامها و قتلهای بیرویۀ سال ۶۷ میگوید و یادآوری جنایتهای جلاد قاتل، ابراهیم رییسی، همۀ وجود مرا سرشار از نفرت و وعدۀ محتوم انتقام حقتعالی میاندازد؛ نیز امیرعبدالهیان و واکنشش به قتل جوانان و کودکانی نظر کیان پیرفلک و کتمانش در برابر خبرنگاران.
🍂 از طرفی، وقتی دانههای پازل را کنار هم میگذارم، تیم سیاسی کشور پس از دیدار رییسجمهوری جمهوری باکو (یار شفیق نتانیاهو) که طی مدت اخیر، از هچ ترور و خرابکاری در خاک ایران دریغ نداشتهاست، مغزم نمیپذیرد که این یک سانحۀ عادی بودهباشد و با توجه به شناختی که از حکومت اسلامی دارم، «کتمان» روشیست که ابتدا پیش میگیرد؛ چرا که با پذیرش، یعنی اعتراف به پیشروی و نفوذ امنیتی دشمن تا سرتیم فنی و حفاظتی رئیسجمهور که بالگرد او را دستکاری کرده، سوای ضعف و سرشکستکی، اگر انتقامی که اسراییل ماه گذشته وعده کرد را بپذیرند علنی کنند، باید واکنش نظامی نشان دهند و در شرایطی که رژیم به سر میبرد، آنرا پر تبعات میبینند و تمایل به ورود به جنگ مستقیم ندارند، پس انکار فعلا بهترین رویکرد است برای حاکمیت.
🍂 برای من که کشور و امنیت و آیندهاش حسابش از نفرت و دشمنیام با حکومت اسلامی سواست، واقعا پیام این رویداد دهشتناک و تاریک مینماید. حکومتی که تا زیر گوش بالاترین مقاماتش نفوذ باشد و ناامن، چگونه از پس حفاظت از کشور، مرزها و مردم برخواهد آمد؟ لذا کفۀ اندوه در این حادثه بر شادی در من میچرید با چاشنی دلهره.
🍂 حکومت افتاده به تهدید مردم که با تشویش اذهان عمومی سر تحلیل سقوط رئیس جمهور برخورد میکنیم! نیز مجلس ابتدا گفت فردا جلسه غیر علنیست، بعد دیدند کاریست رسوا و بیشتر دامن میزند به فرضیۀ ترور، دستور آمد خیر، علنی خواهد بود! حکومتی که ادعایش قدرت نظامی و امنیتیست و با اين بهانه (امنیت) مردم خود را سرکوب میکند و بیپشتوانۀ ملی میشود، سر بزنگاهها، ناچار، راهکارش «کتمان و سکوت» میشود؛ چون غیر آن، تف سربالاست که نفوذ تا حدی باشد که در خاک ایران، دانشمندان هستهای را ترور یا مردم کرمان را به خاک و خون بکشند و بسیاری از ناکارآمدیهای امنیتی دیگر در گذشته، پس بهتر است بکوییم «سانحه» بوده و بعدا در سکوت و خلوت، پنهان از چشم و کوس نامحرمان (ملت ایران)، قضیه را بررسی و پیکیری کنیم. از نظر بنده، ماجرای جانشینی رهبری و ترور از جناحهای داخلی منتفیست. رئیسی با عملکرد فاجعهآمیزش در قوۀ قضاییه و ریاست جمهوری، هرگز گزینهای نمیبود و رقیب بهحدی قدرتمند و ایمن هست از رقابت، که نیازی به چنین کاری نمیبود.
🗄پست مرتبط
📕حادثه یا ترور؟ (۲)
📕ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #فر_سین
🍂 رئیسجمهور مملکت (هرچند که نظام اسلامی، سلطنت فقیه است و ریاست جمهوری مقامی زینتی) با همۀ تدابیر و پروتکلهای امنیتی و بررسیهای فنی ساقط میشود/سقوط میکند.
🍂 واکنش اولیۀ ضمیرم مرا پرتاپ میکند به گذشته و مرور صدای مرحوم منتظری در فایل صوتی بهجای مانده که از عوامل اعدامها و قتلهای بیرویۀ سال ۶۷ میگوید و یادآوری جنایتهای جلاد قاتل، ابراهیم رییسی، همۀ وجود مرا سرشار از نفرت و وعدۀ محتوم انتقام حقتعالی میاندازد؛ نیز امیرعبدالهیان و واکنشش به قتل جوانان و کودکانی نظر کیان پیرفلک و کتمانش در برابر خبرنگاران.
🍂 از طرفی، وقتی دانههای پازل را کنار هم میگذارم، تیم سیاسی کشور پس از دیدار رییسجمهوری جمهوری باکو (یار شفیق نتانیاهو) که طی مدت اخیر، از هچ ترور و خرابکاری در خاک ایران دریغ نداشتهاست، مغزم نمیپذیرد که این یک سانحۀ عادی بودهباشد و با توجه به شناختی که از حکومت اسلامی دارم، «کتمان» روشیست که ابتدا پیش میگیرد؛ چرا که با پذیرش، یعنی اعتراف به پیشروی و نفوذ امنیتی دشمن تا سرتیم فنی و حفاظتی رئیسجمهور که بالگرد او را دستکاری کرده، سوای ضعف و سرشکستکی، اگر انتقامی که اسراییل ماه گذشته وعده کرد را بپذیرند علنی کنند، باید واکنش نظامی نشان دهند و در شرایطی که رژیم به سر میبرد، آنرا پر تبعات میبینند و تمایل به ورود به جنگ مستقیم ندارند، پس انکار فعلا بهترین رویکرد است برای حاکمیت.
🍂 برای من که کشور و امنیت و آیندهاش حسابش از نفرت و دشمنیام با حکومت اسلامی سواست، واقعا پیام این رویداد دهشتناک و تاریک مینماید. حکومتی که تا زیر گوش بالاترین مقاماتش نفوذ باشد و ناامن، چگونه از پس حفاظت از کشور، مرزها و مردم برخواهد آمد؟ لذا کفۀ اندوه در این حادثه بر شادی در من میچرید با چاشنی دلهره.
🍂 حکومت افتاده به تهدید مردم که با تشویش اذهان عمومی سر تحلیل سقوط رئیس جمهور برخورد میکنیم! نیز مجلس ابتدا گفت فردا جلسه غیر علنیست، بعد دیدند کاریست رسوا و بیشتر دامن میزند به فرضیۀ ترور، دستور آمد خیر، علنی خواهد بود! حکومتی که ادعایش قدرت نظامی و امنیتیست و با اين بهانه (امنیت) مردم خود را سرکوب میکند و بیپشتوانۀ ملی میشود، سر بزنگاهها، ناچار، راهکارش «کتمان و سکوت» میشود؛ چون غیر آن، تف سربالاست که نفوذ تا حدی باشد که در خاک ایران، دانشمندان هستهای را ترور یا مردم کرمان را به خاک و خون بکشند و بسیاری از ناکارآمدیهای امنیتی دیگر در گذشته، پس بهتر است بکوییم «سانحه» بوده و بعدا در سکوت و خلوت، پنهان از چشم و کوس نامحرمان (ملت ایران)، قضیه را بررسی و پیکیری کنیم. از نظر بنده، ماجرای جانشینی رهبری و ترور از جناحهای داخلی منتفیست. رئیسی با عملکرد فاجعهآمیزش در قوۀ قضاییه و ریاست جمهوری، هرگز گزینهای نمیبود و رقیب بهحدی قدرتمند و ایمن هست از رقابت، که نیازی به چنین کاری نمیبود.
🗄پست مرتبط
📕حادثه یا ترور؟ (۲)
📕ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور
✍🏻 #یدالله_کریمیپور
🍂 البته مشابه سانحه بالگرد دیروز برای رئیس جمهور، دوبار دیگر برای رئیسان جمهور پیشین، یعنی احمدینژاد و بنیصدر نیز رخ دادهبود، ولی با اندکی دقت چند نکته پیرامون سانحۀ بزرگ اخیر دیده میشود. تمرکز بر یکایکشان برای دستگاهها و ناظران بدک نیست:
۱- بر پایۀ تصاویر تا کنون ارائه شده، جای (نقطه) افتادن بالگرد، چندان هم صعبالعبور بهنظر نمی رسد. دستکم در یکی از تصاویر، بالگرد ساقط شده در دامنۀ کم شیبی دیده میشود که به دلیل چرای مفرط دچار فرسایش علوفه ای شدهاست.
۲- جناب ظریف، وزیر امورخارجه پیشین جمهوریاسلامی، مقصر این فاجعه را به دلیل تحریم فروش قطعات هواپیما و هوانوردی، ایالات متحده دانست. اتفاقا پیش از اظهار نظر ظریف، بری مک کفری، ژنرال بسیار مشهور بازنشسته آمریکایی نیز طی گفتگو با مجری MSNBC همین موضع را اتخاذ کردهبود. وی که خاورمیانه و ایران را بیش از همقطارانش میشناسد، درباره تاثیرات تحریمها در کهنگی و بروز نبودن سیستمهای پروازی ایران به روشنی گفت: این عقبماندگی هوانوردی و کهنگی، یکی از واقعیتهای تلخ در ایران بوده و هر سیستم پروازی مدرن و بروز شده هم نیازمند قطعات نو و بروزرسانیست. وی اشاره کرد که ایران از بخش مهمی از این سیستمها محروم ماندهاست.
۳- تقریبا همۀ رسانههای بینالمللی و نیز سران کشورها، بر کم اهمیت بودن پیامدهای امنیتی (داخلی) مرگ دلخراش ریاست جمهوری آگاه بوده و از زوایای مختلف به آن اشاره میکنند.
۴- پهپاد ترکیهای آکینجی، پس از مشارکت در عملیات جستجو برای یافتن بالگرد سید ابراهیم رئیسی و همراهانش و هنگام برگشت از ایران به ترکیه، به نشانه افتخار، پرچم ترکیه و نمادش را با پرواز بر دریاچه وان، رسم کرد. این پهپاد تنها ساعاتی پس از آغاز جستجو در آسمان ورزقان، توانست نقطه حرارتی جای سقوط بالگرد را شناسایی کند. این پهپاد توانایی ۲۴ ساعت پرواز و حمل ۱۵۰۰ کیلو محموله در ارتفاع بالا را داراست. البته رئیس جمعیت هلال احمر دریافت هر گونه کمک خارجی در یافتن بالگرد را به کلی رد می کند.
۵- در میان جاروجنجال رسانهها و تمرکزشان بر پیگیری سرنوشت بالگرد حامل رئیس جمهور، خبرگزاری اسپوتینگ فارسی فدراتیو روسیه، سوگیری شگفت، غیر مستقیم و ماهرانهای، بر انتساب سقوط بالگرد به اسرائیل داشت. چنان که در ساعت ۱۰/۲۲ به وقت تهران، در کانال تلگرامی خود از قول یک کارشناس لیبیایی گمنام، احتمال دخالت اسرائیل (اشغالگر) در این حادثه را رد نکرد.
۶- شگفت آن که در این میان، وزارت شرایط اضطراری فدراتیو روسیه نیز گزارش داد که شبانه، دو فروند ایل-۷۶ برای کمک به یافتن رئیسی را به منطقه فرستاده و البته هر دو هواپیما به ژوکوفسکی برگشتهاند. دمیتری مدودف، معاون شورای امنیت ملی فدراتیو روسیه نیز درباره این رخداد تاکید ورزید: مطمئنم تحقیقات کاملی انجام خواهد شد که به ما اجازه میدهد تا دلایل واقعی آن چه اتفاق افتاده را مشخص کنیم.
۷- از سال ۲۰۰۰ بدین سو، نه دهها، که صدها حادثه بالگرد در جهان رخدادهاست که بیشتر به دلیل تأثیرپذیری بسیار بالای بالگردها از تغییرات محلی هوا (شرایط جوی) گزارش شدهاست. البته شماری از این سوانح نیز تروریستی بودهاند.
🗄پست مرتبط
📕حادثه یا ترور؟ (۱)
📕حادثه یا ترور؟ (۲)
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #یدالله_کریمیپور
🍂 البته مشابه سانحه بالگرد دیروز برای رئیس جمهور، دوبار دیگر برای رئیسان جمهور پیشین، یعنی احمدینژاد و بنیصدر نیز رخ دادهبود، ولی با اندکی دقت چند نکته پیرامون سانحۀ بزرگ اخیر دیده میشود. تمرکز بر یکایکشان برای دستگاهها و ناظران بدک نیست:
۱- بر پایۀ تصاویر تا کنون ارائه شده، جای (نقطه) افتادن بالگرد، چندان هم صعبالعبور بهنظر نمی رسد. دستکم در یکی از تصاویر، بالگرد ساقط شده در دامنۀ کم شیبی دیده میشود که به دلیل چرای مفرط دچار فرسایش علوفه ای شدهاست.
۲- جناب ظریف، وزیر امورخارجه پیشین جمهوریاسلامی، مقصر این فاجعه را به دلیل تحریم فروش قطعات هواپیما و هوانوردی، ایالات متحده دانست. اتفاقا پیش از اظهار نظر ظریف، بری مک کفری، ژنرال بسیار مشهور بازنشسته آمریکایی نیز طی گفتگو با مجری MSNBC همین موضع را اتخاذ کردهبود. وی که خاورمیانه و ایران را بیش از همقطارانش میشناسد، درباره تاثیرات تحریمها در کهنگی و بروز نبودن سیستمهای پروازی ایران به روشنی گفت: این عقبماندگی هوانوردی و کهنگی، یکی از واقعیتهای تلخ در ایران بوده و هر سیستم پروازی مدرن و بروز شده هم نیازمند قطعات نو و بروزرسانیست. وی اشاره کرد که ایران از بخش مهمی از این سیستمها محروم ماندهاست.
۳- تقریبا همۀ رسانههای بینالمللی و نیز سران کشورها، بر کم اهمیت بودن پیامدهای امنیتی (داخلی) مرگ دلخراش ریاست جمهوری آگاه بوده و از زوایای مختلف به آن اشاره میکنند.
۴- پهپاد ترکیهای آکینجی، پس از مشارکت در عملیات جستجو برای یافتن بالگرد سید ابراهیم رئیسی و همراهانش و هنگام برگشت از ایران به ترکیه، به نشانه افتخار، پرچم ترکیه و نمادش را با پرواز بر دریاچه وان، رسم کرد. این پهپاد تنها ساعاتی پس از آغاز جستجو در آسمان ورزقان، توانست نقطه حرارتی جای سقوط بالگرد را شناسایی کند. این پهپاد توانایی ۲۴ ساعت پرواز و حمل ۱۵۰۰ کیلو محموله در ارتفاع بالا را داراست. البته رئیس جمعیت هلال احمر دریافت هر گونه کمک خارجی در یافتن بالگرد را به کلی رد می کند.
۵- در میان جاروجنجال رسانهها و تمرکزشان بر پیگیری سرنوشت بالگرد حامل رئیس جمهور، خبرگزاری اسپوتینگ فارسی فدراتیو روسیه، سوگیری شگفت، غیر مستقیم و ماهرانهای، بر انتساب سقوط بالگرد به اسرائیل داشت. چنان که در ساعت ۱۰/۲۲ به وقت تهران، در کانال تلگرامی خود از قول یک کارشناس لیبیایی گمنام، احتمال دخالت اسرائیل (اشغالگر) در این حادثه را رد نکرد.
۶- شگفت آن که در این میان، وزارت شرایط اضطراری فدراتیو روسیه نیز گزارش داد که شبانه، دو فروند ایل-۷۶ برای کمک به یافتن رئیسی را به منطقه فرستاده و البته هر دو هواپیما به ژوکوفسکی برگشتهاند. دمیتری مدودف، معاون شورای امنیت ملی فدراتیو روسیه نیز درباره این رخداد تاکید ورزید: مطمئنم تحقیقات کاملی انجام خواهد شد که به ما اجازه میدهد تا دلایل واقعی آن چه اتفاق افتاده را مشخص کنیم.
۷- از سال ۲۰۰۰ بدین سو، نه دهها، که صدها حادثه بالگرد در جهان رخدادهاست که بیشتر به دلیل تأثیرپذیری بسیار بالای بالگردها از تغییرات محلی هوا (شرایط جوی) گزارش شدهاست. البته شماری از این سوانح نیز تروریستی بودهاند.
🗄پست مرتبط
📕حادثه یا ترور؟ (۱)
📕حادثه یا ترور؟ (۲)
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور ✍🏻 #یدالله_کریمیپور 🍂 البته مشابه سانحه بالگرد دیروز برای رئیس جمهور، دوبار دیگر برای رئیسان جمهور پیشین، یعنی احمدینژاد و بنیصدر نیز رخ دادهبود، ولی با اندکی دقت چند نکته پیرامون سانحۀ بزرگ اخیر دیده میشود.…
Telegram
نقدآگین
📘حادثه یا ترور؟ (۲)
✍🏻 #ت_سفید
🍂 شواهد و خبرها حاکی از آناند که بطور همزمان، ۳ هلیکوپتر به سمت مقصد پرواز کردند که رئیسی در یکی از آنها بود. این ۳ هلیکوپتر با توجه به بُعد فاصله، تاخیر زمانی با هم نداشتهاند و از نظر مکانی از هم دور نبودهاند؛ بنابراین چند سناریو میتوان برای سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور متصور بود که البته هر کدام احتمال وقوعی دارند.
۱- «مشکلات فنی» هلیکوپتر
این سناریو خود دارای ۲ شکل است. یا نقص فنی، سهوی بوده و یا عمدی. در هر حال، به مجرد ایجاد اشکال، خلبانان دو هلیکوپتر دیگر باید متوجه میشدند؛ مگر اینکه قبل از خبردار شدن آنها، ارتباط بطور کامل قطع شدهباشد. در ارتفاعی که هلیکوپترها بودهاند، بعید است قطع ارتباط ناشی از «عوارض جغرافیایی» بودهباشد.
۲- سقوط ناشی از «برخورد با عوارض جغرافیایی»
🍂 در چنین حالتی، بهنظر سامانۀ ناوبری هلیکوپتر باید دچار مشکل شدهباشد. سرعت هلیکوپتر بهگونهای نیست که در صورت اشکال در سامانۀ ناوبری، خلبان نتواند کنترل را از دست بدهد؛ بویژه اینکه برخورد ناگهانی صورت گیرد و خلبان نتواند خلبانان دیگر را در جریان بگذارد.
۳- برخورد با اشیاء بیرونی (اشیائی مانند پرندگان و یا پرتابههایی مانند موشکهای نقطهزن)
🍂 در سال ۱۳۷۳ یه هواپیمای شرکت آسمان از اصفهان به سمت تهران پرواز داشت. بعد از پرواز، درست در لحظۀ اوج گرفتن، کل بدنۀ هواپیما به گوی آتشینی تبدیل شد و هواپیما سقوط کرد. کلیۀ سرنشینان کشته شدند.
🍂 نظر کارشناسان این بود که سوخت از مسیر مخزن تا موتورها، نشت کردهبود و بخارات آن در کل بدنۀ هواپیما منتشر شدهبود. «دستکاری یا مشکل» در مسیر سوخترسانی هلیکوپتر، میتواند نتیجۀ مشابهی داشتهباشد.
🍂 اگر رئیسی با این هلیکوپتر پرواز قبلی داشته، میتوان گفت حادثه عمدی بوده، ولی اگر پرواز قبلی نداشته، تمایز بین عمدی یا سهوی بودن حادثه بسیار مشکل است.
🍂 برخورد هلیکوپتر با «عوارض جغرافیایی» بعید است و احتمال آن حدود ۳۳ درصد است؛ زیرا دو هلیکوپتر دیگر بدون هیچ مشکلی از منطقه عبور کردهاند؛ حتی از جانب خلبان هلیکوپتر سقوط کرده، درخواست کمک، گزارش مشکل و ...اظهار نشدهاست. اگر «سامانۀ ناوبری» خراب بوده، باید مشکلات قبلتر بروز میکردند و خلبان با توجه به حساسیت (همراه داشتن رئیس جمهور)، تدبیری اتخاذ و پیامی میداد! اگر ارتباطی هم خراب بوده، با توجه با سامانۀ ماهوارهای رئیس جمهور، ارتباط میتوانست برقرار شود.
🍂 در منطقه، پرندگانی که بتوانند با بلید هلیکوپتر برخورد کنند، گزارش نشده و البته پرنده باید «خیلی بزرگ» باشد که بتواند بر عملکرد هلیکوپتر اثرگذار باشد، اما برخورد «موشک هدایت شونده» با «سیستم ماهوارهای و هدایتگرهای زمینی» میتواند محتمل باشد.
🍂 از سناریوهای فوق اینطور برداشت میگردد که سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور، «عمدی» بودهاست، یا این هلیکوپتر از داخل «دستکاری» شده، برای نمونه «سامانۀ سوخترسانی» آن، «روتور بالانس آن» (روتور کوچک روی دم)، «بمبگذاری با تایمر» یا با «سیگنال بیرونی» و...، و یا بر اساس برنامۀ قبلی، از بیرون هدف قرار گرفتهاست. اینطور استنباط میکنم که هلیکوپتر رئیسی، از بیرون مورد هدف قرار گرفتهاست؛ درست مانند تاسیسات موشکی پیرامون تهران (ملارد در سال ۱۳۹۰) که بالغ بر ۲۷ نفر و بلکه ۴۰ نفر کشته شدند.
🗄پست مرتبط
📕حادثه یا ترور؟ (۱)
📕ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #ت_سفید
🍂 شواهد و خبرها حاکی از آناند که بطور همزمان، ۳ هلیکوپتر به سمت مقصد پرواز کردند که رئیسی در یکی از آنها بود. این ۳ هلیکوپتر با توجه به بُعد فاصله، تاخیر زمانی با هم نداشتهاند و از نظر مکانی از هم دور نبودهاند؛ بنابراین چند سناریو میتوان برای سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور متصور بود که البته هر کدام احتمال وقوعی دارند.
۱- «مشکلات فنی» هلیکوپتر
این سناریو خود دارای ۲ شکل است. یا نقص فنی، سهوی بوده و یا عمدی. در هر حال، به مجرد ایجاد اشکال، خلبانان دو هلیکوپتر دیگر باید متوجه میشدند؛ مگر اینکه قبل از خبردار شدن آنها، ارتباط بطور کامل قطع شدهباشد. در ارتفاعی که هلیکوپترها بودهاند، بعید است قطع ارتباط ناشی از «عوارض جغرافیایی» بودهباشد.
۲- سقوط ناشی از «برخورد با عوارض جغرافیایی»
🍂 در چنین حالتی، بهنظر سامانۀ ناوبری هلیکوپتر باید دچار مشکل شدهباشد. سرعت هلیکوپتر بهگونهای نیست که در صورت اشکال در سامانۀ ناوبری، خلبان نتواند کنترل را از دست بدهد؛ بویژه اینکه برخورد ناگهانی صورت گیرد و خلبان نتواند خلبانان دیگر را در جریان بگذارد.
۳- برخورد با اشیاء بیرونی (اشیائی مانند پرندگان و یا پرتابههایی مانند موشکهای نقطهزن)
🍂 در سال ۱۳۷۳ یه هواپیمای شرکت آسمان از اصفهان به سمت تهران پرواز داشت. بعد از پرواز، درست در لحظۀ اوج گرفتن، کل بدنۀ هواپیما به گوی آتشینی تبدیل شد و هواپیما سقوط کرد. کلیۀ سرنشینان کشته شدند.
🍂 نظر کارشناسان این بود که سوخت از مسیر مخزن تا موتورها، نشت کردهبود و بخارات آن در کل بدنۀ هواپیما منتشر شدهبود. «دستکاری یا مشکل» در مسیر سوخترسانی هلیکوپتر، میتواند نتیجۀ مشابهی داشتهباشد.
🍂 اگر رئیسی با این هلیکوپتر پرواز قبلی داشته، میتوان گفت حادثه عمدی بوده، ولی اگر پرواز قبلی نداشته، تمایز بین عمدی یا سهوی بودن حادثه بسیار مشکل است.
🍂 برخورد هلیکوپتر با «عوارض جغرافیایی» بعید است و احتمال آن حدود ۳۳ درصد است؛ زیرا دو هلیکوپتر دیگر بدون هیچ مشکلی از منطقه عبور کردهاند؛ حتی از جانب خلبان هلیکوپتر سقوط کرده، درخواست کمک، گزارش مشکل و ...اظهار نشدهاست. اگر «سامانۀ ناوبری» خراب بوده، باید مشکلات قبلتر بروز میکردند و خلبان با توجه به حساسیت (همراه داشتن رئیس جمهور)، تدبیری اتخاذ و پیامی میداد! اگر ارتباطی هم خراب بوده، با توجه با سامانۀ ماهوارهای رئیس جمهور، ارتباط میتوانست برقرار شود.
🍂 در منطقه، پرندگانی که بتوانند با بلید هلیکوپتر برخورد کنند، گزارش نشده و البته پرنده باید «خیلی بزرگ» باشد که بتواند بر عملکرد هلیکوپتر اثرگذار باشد، اما برخورد «موشک هدایت شونده» با «سیستم ماهوارهای و هدایتگرهای زمینی» میتواند محتمل باشد.
🍂 از سناریوهای فوق اینطور برداشت میگردد که سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور، «عمدی» بودهاست، یا این هلیکوپتر از داخل «دستکاری» شده، برای نمونه «سامانۀ سوخترسانی» آن، «روتور بالانس آن» (روتور کوچک روی دم)، «بمبگذاری با تایمر» یا با «سیگنال بیرونی» و...، و یا بر اساس برنامۀ قبلی، از بیرون هدف قرار گرفتهاست. اینطور استنباط میکنم که هلیکوپتر رئیسی، از بیرون مورد هدف قرار گرفتهاست؛ درست مانند تاسیسات موشکی پیرامون تهران (ملارد در سال ۱۳۹۰) که بالغ بر ۲۷ نفر و بلکه ۴۰ نفر کشته شدند.
🗄پست مرتبط
📕حادثه یا ترور؟ (۱)
📕ملاحظاتی پیرامون سانحه بالگرد رئیس جمهور
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘جنایات و مکافات؛ پلهپله تا ملاقاتِ سقوط
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد.
هم رونق زمان شما نیز بگذرد.
🍂 زمانی نمیبُرد. نیم ساعتِ دیگر میرسیدند مقصد. همه چیز داشت طبق برنامه پیش میرفت. هلیکوپترها به پرواز درآمده بودند. از آن بالا، شاید مقصد هم از آن دور دورها پیش چشمشان هویدا شده بود. او هم از آن بالا، شاید در اوج رؤیاهای خود سیر میکرد. اندکاندک اسمورسماش تیترِ رسانههای یکِ دنیا شده بود. دیری بود که از آن چهرهی ناشناس و در سایه به درآمده بود. یکبهیک کُرسیهای ریاستها را طی کرده بود و حالا خود را در چند قدمی جلوس در منصب مقام اول مملکت میدید. فردا هم اگر اتفاقی نمیافتاد بر صدرِ بیرقیب مجلس خبرگان رهبری مینشست. ابرهای زیرپایاش داشت او را در حالوهوای این رؤیا غرق میکرد. هرچه آبادی و شهر و دیار بود؛ زیر پایاش به نقاطی کوچک و حقیر دیده میشدند. عینِ صداهای مخالفی که دستشان همیشه ازش کوتاه مانده بود. مثل مقامات اسمورسمداری که خیلی وقت بود که از عرصهی سیاست کنارشان گذاشته و میدان به امان او سپرده شده بود. او اوج گرفته بود و ابرهای پیرامونش داشت این رؤیای او را تقویت میکرد.
🍂 این تصور همچنان در ذهنش خلجان داشت که هلیکوپترشان در ابری غلیظ فرو رفته بود. از دو هلیکوپتر کناری خبری نبود. تا دور دستها هم مه سنگینی در آسمان داشت جولان میداد. هیچ اثری از آبادیایی در آن پایین پیدا نبود. آن تصویر بکر و رؤیایی پیشین محو شده بود. به چشمبرهمزدنی تصویرِ اوجِ علین از دسترس خارج شده بود. هلیکوپتر در امواجی از مه و باد، بالا و پایین میرفت. تکانهای شدید هلیکوپتر، تصور قَدَرقُدرتیاش را داشت از ذهناش پاک میکرد. ترس و وحشت، جای همهی خواب و خیالهای دور و نزدیک را گرفته بود. آن قرار و آرامش به فنا رفته بود و او هم به تلاطم افتاده بود. آشوبی در دلش افتاده بود. چشم، چشم را نمیدید.
🍂 آن اطمینانخاطرِ مرسومش داشت از ذهن و ضمیرش رخت برمیبست. انگاری بهآنی از اوج حس قدرت، به تهِ فلاکت افتاده بود. چیزی داشت به سرعتِ تمام، تصویر و تصورش را بهش تحمیل میکرد. هالهای از ترس و عجز و ناتوانی. به یکباره آن تصور مداومت قرارومدار قدرت، به هم ریخته بود. مرگ بود که داشت او را به تله میانداخت؟ استیلای قدرتی دیگر بود که داشت حکمرانیاش را به او دیکته میکرد؟ فرمان به چه کسی میتوانست بدهد تا این نیروی مخوف را به زندان بکشاند؟ محافظانش کجا بودند که آن فضای امن و آرام همیشگی را برایش مهیا کنند؟ نفساش بند آمده بود. به تِتهپته افتاده بود. کلمات در دهانش به اصواتی گنگ و مبهم بدل شده بودند.
🍂 هلیکوپتر که داشت بهسرعت تا ته دره سقوط میکرد؛ تصاویر گذشته یکبهیک پیش چشمانش زنده میشدند. انگاری این صدای منتظری بود که داشت در گوشهایش رخنه میکرد: «نامتان در آینده و در تاریخ جزو جنایتکاران نوشته خواهد شد». هرچه القاب و عناوینِ "سید محرومان و حزبالهی و مؤمن" در هیمنهی سهمناک این ندای منتظری، داشت از خاطرش زدوده میشد. تکتک حکمهای اعدامی که در هیأت مرگ برای زندانیان بُریدهبود؛ جلوی چشمانش پدیدار میشد. ارقام و آمار محرمانهی کشتهشدگان دههی شصت، حوادث خونین هشتادوهشت، دیماه نودوشش، آبان نودوهشت و ضجه و نالههای خانوادههای جانباختگان پرواز اکراین؛ همچون شاهد و سندی غیرقابلانکار، بر سرش مانند پتکی سهمگین فرود میآمد. فریاد نوید افکاری بود که به خشم و غضبی برافروخته، او را در ترس و وحشتی عجیب فرو میبُرد: «دنبال گردنی برای طناب دارشان میگردند». گویی فشار این نهیب، راه نفس از گلویش را بسته بود. چشمان نگران مادران دادخواه، چون نیزهای بر تن و جانش فرود میآمد. او انگاری در حلقهای از این زنان عاصی گرفتار شده بود. هرکدام قاب عکس عزیزانِ در خون نشستهی خود را، بر سرش آوار میکردند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
🔖 ۶۶۳ واژه
#خیالپرسه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد.
هم رونق زمان شما نیز بگذرد.
🍂 زمانی نمیبُرد. نیم ساعتِ دیگر میرسیدند مقصد. همه چیز داشت طبق برنامه پیش میرفت. هلیکوپترها به پرواز درآمده بودند. از آن بالا، شاید مقصد هم از آن دور دورها پیش چشمشان هویدا شده بود. او هم از آن بالا، شاید در اوج رؤیاهای خود سیر میکرد. اندکاندک اسمورسماش تیترِ رسانههای یکِ دنیا شده بود. دیری بود که از آن چهرهی ناشناس و در سایه به درآمده بود. یکبهیک کُرسیهای ریاستها را طی کرده بود و حالا خود را در چند قدمی جلوس در منصب مقام اول مملکت میدید. فردا هم اگر اتفاقی نمیافتاد بر صدرِ بیرقیب مجلس خبرگان رهبری مینشست. ابرهای زیرپایاش داشت او را در حالوهوای این رؤیا غرق میکرد. هرچه آبادی و شهر و دیار بود؛ زیر پایاش به نقاطی کوچک و حقیر دیده میشدند. عینِ صداهای مخالفی که دستشان همیشه ازش کوتاه مانده بود. مثل مقامات اسمورسمداری که خیلی وقت بود که از عرصهی سیاست کنارشان گذاشته و میدان به امان او سپرده شده بود. او اوج گرفته بود و ابرهای پیرامونش داشت این رؤیای او را تقویت میکرد.
🍂 این تصور همچنان در ذهنش خلجان داشت که هلیکوپترشان در ابری غلیظ فرو رفته بود. از دو هلیکوپتر کناری خبری نبود. تا دور دستها هم مه سنگینی در آسمان داشت جولان میداد. هیچ اثری از آبادیایی در آن پایین پیدا نبود. آن تصویر بکر و رؤیایی پیشین محو شده بود. به چشمبرهمزدنی تصویرِ اوجِ علین از دسترس خارج شده بود. هلیکوپتر در امواجی از مه و باد، بالا و پایین میرفت. تکانهای شدید هلیکوپتر، تصور قَدَرقُدرتیاش را داشت از ذهناش پاک میکرد. ترس و وحشت، جای همهی خواب و خیالهای دور و نزدیک را گرفته بود. آن قرار و آرامش به فنا رفته بود و او هم به تلاطم افتاده بود. آشوبی در دلش افتاده بود. چشم، چشم را نمیدید.
🍂 آن اطمینانخاطرِ مرسومش داشت از ذهن و ضمیرش رخت برمیبست. انگاری بهآنی از اوج حس قدرت، به تهِ فلاکت افتاده بود. چیزی داشت به سرعتِ تمام، تصویر و تصورش را بهش تحمیل میکرد. هالهای از ترس و عجز و ناتوانی. به یکباره آن تصور مداومت قرارومدار قدرت، به هم ریخته بود. مرگ بود که داشت او را به تله میانداخت؟ استیلای قدرتی دیگر بود که داشت حکمرانیاش را به او دیکته میکرد؟ فرمان به چه کسی میتوانست بدهد تا این نیروی مخوف را به زندان بکشاند؟ محافظانش کجا بودند که آن فضای امن و آرام همیشگی را برایش مهیا کنند؟ نفساش بند آمده بود. به تِتهپته افتاده بود. کلمات در دهانش به اصواتی گنگ و مبهم بدل شده بودند.
🍂 هلیکوپتر که داشت بهسرعت تا ته دره سقوط میکرد؛ تصاویر گذشته یکبهیک پیش چشمانش زنده میشدند. انگاری این صدای منتظری بود که داشت در گوشهایش رخنه میکرد: «نامتان در آینده و در تاریخ جزو جنایتکاران نوشته خواهد شد». هرچه القاب و عناوینِ "سید محرومان و حزبالهی و مؤمن" در هیمنهی سهمناک این ندای منتظری، داشت از خاطرش زدوده میشد. تکتک حکمهای اعدامی که در هیأت مرگ برای زندانیان بُریدهبود؛ جلوی چشمانش پدیدار میشد. ارقام و آمار محرمانهی کشتهشدگان دههی شصت، حوادث خونین هشتادوهشت، دیماه نودوشش، آبان نودوهشت و ضجه و نالههای خانوادههای جانباختگان پرواز اکراین؛ همچون شاهد و سندی غیرقابلانکار، بر سرش مانند پتکی سهمگین فرود میآمد. فریاد نوید افکاری بود که به خشم و غضبی برافروخته، او را در ترس و وحشتی عجیب فرو میبُرد: «دنبال گردنی برای طناب دارشان میگردند». گویی فشار این نهیب، راه نفس از گلویش را بسته بود. چشمان نگران مادران دادخواه، چون نیزهای بر تن و جانش فرود میآمد. او انگاری در حلقهای از این زنان عاصی گرفتار شده بود. هرکدام قاب عکس عزیزانِ در خون نشستهی خود را، بر سرش آوار میکردند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
🔖 ۶۶۳ واژه
#خیالپرسه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
جنایات و مکافات؛ پلهپله تا ملاقاتِ سقوط
هلیکوپتر در وسط جنگلی انبوه سقوط کرده بود. او در وسط آتشی گدازان، گرفتار شده بود. راهی برای گریز نبود. فریادهایاش در آن درهی سرد و تاریک، در صخرهها میپیچید و راه به جایی نمیبُرد. چقدر زجر کشیده بود؟ چقدر ضجه و ناله زده بود؟ چقدر خود را به در و دیوار…
Telegram
نقدآگین
📘روزگار دوزخی با فرزندان بهشتی
✍🏻#رضا_نساجی
🍂 ۶۰ سال پس از تأسیس مدرسۀ عالی حقوق (که پانزده سال بعد، با تأسیس دانشگاه تهران، به دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی بدل شد) و ۵۲ سال پس از اصلاحات بنیادین علیاکبر داور در نظام دادگستری ایران، ارادۀ آخوندها برای دگرگونی نظام قضایی و بازگشت به احکام شرعی برآمده از فقه شیعه، بهجای قوانین کمابیش سکولار برگرفته از حقوق مدرن، تمام این تلاشها را بر باد داد؛ فرایندی که با لغو «قانون حمایت از خانواده» (حداقل سن ازدواج، حقوق طلاق، حضانت فرزندان و...) آغاز شد و با تصویب «قانون مجازات اسلامی« (و از جمله حکم قصاص که مخالفت جبهۀ ملی ایران با آن به صدور حکم ارتداد ایشان انجامید) به اوج رسید.
🍂 تزریق فلهای طلاب بیسواد به دستگاه قضایی بهعنوان «حاکم شرع» و «دادستان» و حذف فرایند دادرسی منصفانه شامل حق انتخاب وکیل برای متهم و حضور وکیل در دادگاه، بخشی از این فرایند فضاحتبار بود، اما اگر بدانیم که این جنایت تاریخی را آخوندی مرتکب شده که افزون بر تحصیل و تدریس در دانشگاه، و تسلط به انگلیسی و آلمانی، طی سالها زندگی در اروپا، با نهادهای مدرن آشنایی داشته، ماجرا متفاوت میشود؛
🔻کسی که طلاب تندرو و بیسواد مدرسۀ حقانی (که خودش جزو بنیانگذاران آن بود) را به مناصب قضایی گماشت (کسانی که در سالهای بعد خطرناکترین مقامات قضایی و امنیتی شدند)؛
🔻کسی که همانزمان در مقابل انتقادها از گماشتن کسانی چون طلبۀ هفدهساله با مدرک ششم ابتدایی و معدل نازل، به کار قضاوت، از اقدام خودش چنین دفاع کرد:
🍂 شاید هنوز عدهای قصد قدیسسازی از «بهشتیها و مطهریها» را در مقابل «مصباحها و رئیسیها» داشته باشند، یا بخواهند تیپ آخوند دانشگاهی را مقابل آخوند ششکلاسه، و تئوریسین آزاداندیش(!) را مقابل تئوریسین دگماندیش(!) داشته باشند، اما این قبیل مقایسهها، دیگر ره بهجایی نمیبرد؛ چرا که روی کار آمدن مصباحها و رئیسیها، نه حاصل حذف مطهریها و بهشتیها از انقلاب، که حاصل زمان کوتاه حضور مطهریها و بهشتیها در نظام سیاسی پس از انقلاب و زمان طولانی تدریس آنها در دانشگاه و حوزههای پیش از انقلاب است. کلید فهم ماجرا همین بازنگری در علیت وارونه است.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @RezaNassaji
✍🏻#رضا_نساجی
🍂 ۶۰ سال پس از تأسیس مدرسۀ عالی حقوق (که پانزده سال بعد، با تأسیس دانشگاه تهران، به دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی بدل شد) و ۵۲ سال پس از اصلاحات بنیادین علیاکبر داور در نظام دادگستری ایران، ارادۀ آخوندها برای دگرگونی نظام قضایی و بازگشت به احکام شرعی برآمده از فقه شیعه، بهجای قوانین کمابیش سکولار برگرفته از حقوق مدرن، تمام این تلاشها را بر باد داد؛ فرایندی که با لغو «قانون حمایت از خانواده» (حداقل سن ازدواج، حقوق طلاق، حضانت فرزندان و...) آغاز شد و با تصویب «قانون مجازات اسلامی« (و از جمله حکم قصاص که مخالفت جبهۀ ملی ایران با آن به صدور حکم ارتداد ایشان انجامید) به اوج رسید.
🍂 تزریق فلهای طلاب بیسواد به دستگاه قضایی بهعنوان «حاکم شرع» و «دادستان» و حذف فرایند دادرسی منصفانه شامل حق انتخاب وکیل برای متهم و حضور وکیل در دادگاه، بخشی از این فرایند فضاحتبار بود، اما اگر بدانیم که این جنایت تاریخی را آخوندی مرتکب شده که افزون بر تحصیل و تدریس در دانشگاه، و تسلط به انگلیسی و آلمانی، طی سالها زندگی در اروپا، با نهادهای مدرن آشنایی داشته، ماجرا متفاوت میشود؛
🔻کسی که طلاب تندرو و بیسواد مدرسۀ حقانی (که خودش جزو بنیانگذاران آن بود) را به مناصب قضایی گماشت (کسانی که در سالهای بعد خطرناکترین مقامات قضایی و امنیتی شدند)؛
🔻کسی که همانزمان در مقابل انتقادها از گماشتن کسانی چون طلبۀ هفدهساله با مدرک ششم ابتدایی و معدل نازل، به کار قضاوت، از اقدام خودش چنین دفاع کرد:
«نظر شخصی من این است و در حوزۀ مسئولیتهایِ مختلف خودم دارم [به آن] عمل میکنم که افراد باایمانِ بااستعدادِ لایق را که هنوز تجربه و کاردانی و کارایی و مهارتِ کافی ندارند سر کارها قرار میدهیم و حاضریم تاوان و خسارتِ ندانمکاریهای آنان را بدهیم تا در جریان عمل ساخته شوند و مدیرانِ باایمانِ مسلمانِ جمهوری اسلامی به وجود بیایند که آنقدر نگویند مدیر نداریم. در قوۀ قضاییه تجربه کردم، چندتا از اینها را آوردم آنجا کار میکنند تا بخواهید بااخلاص، گاهی هم ندانمکاری میکنند. آقایانِ صاحبمنصب قضایی غُر میزنند که این جوانها چیزی سرشان نمیشود، به آنها عرض میکنم کمی بسازید، ماهر میشوند!».
🍂 شاید هنوز عدهای قصد قدیسسازی از «بهشتیها و مطهریها» را در مقابل «مصباحها و رئیسیها» داشته باشند، یا بخواهند تیپ آخوند دانشگاهی را مقابل آخوند ششکلاسه، و تئوریسین آزاداندیش(!) را مقابل تئوریسین دگماندیش(!) داشته باشند، اما این قبیل مقایسهها، دیگر ره بهجایی نمیبرد؛ چرا که روی کار آمدن مصباحها و رئیسیها، نه حاصل حذف مطهریها و بهشتیها از انقلاب، که حاصل زمان کوتاه حضور مطهریها و بهشتیها در نظام سیاسی پس از انقلاب و زمان طولانی تدریس آنها در دانشگاه و حوزههای پیش از انقلاب است. کلید فهم ماجرا همین بازنگری در علیت وارونه است.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @RezaNassaji
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"به نظر من بزرگترین جنایت که به جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما را محکوم میکنند، به دست شما انجام شده و شما را در آینده جزو جنایتکاران تاریخ مینویسند"
(حسینعلی منتظری، جلسه با کمیتهی مرگ، تابستان۶۷)
🔺میان صدای خندهها، صدای ابراهیم رییسی هم شنیده میشود.
#حکومت_اسلامی #مستند
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پایان قرآن و فروریختن آیتاللهِ باوجدان
✍🏻 #اریک
۱- حدودن شش سال پیش، پورمحمدی در رسانۀ رسمی چنین واکنشی به انتشار نوار صوتی هیئت مرگ نشون داد. در همون جلسهای که خودش اصرار میکرد بذارید ۲۰۰ تا دیگه رو اعدام کنیم!.. میگه منتظری خیر و صلاح خودش رو هم نمیفهمید، وگرنه بمون گیر نمیداد که بعدن به خاطرش عزل بشه!
🍂 یعنی خیر و صلاح این بود که سکوت کنه و جنایت رو نادیده بگیره و بعد خودش به مقام رهبری برسه! یعنی خدمت به نظام، چه در مقام رهبر، چه در مقام دادستان و قاضی، خیر ماست، نه حساسیت به اخلاقیات! اگه به قتل حساس باشی، اما فرصت خدمت به حکومت اسلامی رو از دست بدی، چه فایده داره؟ ما مگه مسلمان شیعه نیستیم؟ خب اخلاقیات ما رو باید اماممون تعیین کنه، و اماممون میگه این قتلها گناه نیست؛ ثواب هم داره!
۲- در ملاقات منتظری با هیئت مرگ، حتی یک کلمه درباره حقوق بشر از دهان ایشون خارج نمیشه. پاسخگویی به خانواده و قضاوت تاریخ رو چندبار تکرار میکنه؛ اما حقوق بشر حتی به ذهنش هم نمیاد. برای آدمکشها، اون دو مورد قابل حل بود. پاسخگویی به خانوادهها رو یک چالش تکنیکی میدیدند. یعنی شما نگران آه و ناله خانوادهها هستید؟! میدیم بچههای امنیتی ساکتشون کنند! در مورد قضاوت تاریخ هم پاسخ این بود که ما مکلف به وظیفۀ ایمانی و شرعی هستیم، نه مکلف به تاریخ.
🍂 منتظری یک آخوند تیپیکال شیعه بود که در پروسۀ انقلاب، همهچیزش سوخت و یکتکه از وجدانش باقی موند. آدمی نبود که بتونه درک کنه چرا نمیتونم جلوی این بچهطلبههای وحشی رو بگیرم؟ عمرش رو در حوزه گذرونده بود، اما درک نکردهبود مکانیزم تربیتی حوزه، دقیقا چیزیه که میتونه این طلبههای وحشی رو بسازه. برای همین، سادهدلانه، براشون از «ترحم علی» نسبت به اسرا در جنگ جمل مثال میزنه؛ چیزی که خودشون از بر بودند. مسئله اینه که اونها هم میتونستند مثالهایی بزنند از همون صدر اسلام، که خبری از ترحم نبوده. و منتظری خیلی دیر فهمید این شناوری در برداشت، که در حوزه به رسمیت شناخته میشد، میتونه چقدر خطرناک باشه وقتی به عرصه سیاسی نشت پیدا میکنه.
🍂 در حوزه دو تا مجتهد میتونستند درباره هرچیزی، مثل تفاوتهای رفتار سیاسی علی و امام صادق اختلاف نظر صد و هشتاد درجهای داشته باشند، اما بعد از بحث میرفتن خونه و میخوابیدند؛ چون فقط بحث نظری بود، اما وقتی قرار باشه قدرت و نحوۀ اعمالش بر اساس نظر یکی ازون دو مجتهد تنظیم بشه، اوضاع خیلی فرق میکنه؛ دیگه نمیشه حرف مخالف رو زد و رفت گرفت خوابید.
۳- وقتی شجاعت این رو نداری بپذیری که غرب، در علوم انسانی از ما خیلی جلوتره، زحمت اینکه از پیله دربیای رو به خودت نمیدی. اروپاییها خیلی زودتر از ما فهمیده بودند که با همون انجیلی که آدم رو مجاب میکنه کنار بیماران جذامی بخوابه، میشه آدمها رو زنده زنده هم سوزاند! و خیلی زودتر از ما فهمیدهبودند که بین کسانی که از انجیل، خوابیدن کنار جذامیها رو فهمیدند، و کسانی که زندهسوزی رو فهمیدند، همیشه دومی برنده خواهد بود؛ چون با مقتضیات خشونتطلبانه قدرت، هماهنگی داره.
🍂 پس برای نجات انسان، تو زمین انجیل نباید بازی کرد. باید ساختار فکری و فلسفی جدیدی ساخت که مافوق خدا و همۀ کتابهای قطورش قرار بگیره؛ که دیگه مهم نباشه محمد چهارده قرن پیش با فلان اسیر چه کرد، و با بهمان اسیر چه نکرد؛ چون برای انسان امروز، جایگاه و حقی تعریف شده که «سیرۀ نبوی» نمیتونه هیچ خللی بش وارد کنه. انسان رو به خاطر عقیدهش نباید کشت؛ چون هیچکس در جایگاهی نیست که حق حیات رو به این دلیل ازش بگیره؛ مهم نیست پیامبر اگر زنده بود چه تصمیمی دربارهش میگرفت.
🍂 منتظری وقتی فهمید تو بازی در زمین قرآن، باخت حتمیه، که دیگه خیلی دیر شدهبود. و این توانایی رو نداشت که در سالهای پایانی عمرش، از تنها دارایی باقیموندهش، که همون وجدانش بود، نیرویی بسازه برای ایجاد یک تحول فکری، و تسلیم در برابر عظمت اندیشۀ غربی. منتظری وقتی با چشم خودش دید که دیگه با خود قرآن هم نمیشه انسان رو نجات داد، فرو ریخت.
🍂 اون فروریزی شخصی ایشون رو کل جامعه مذهبی ایران باید تجربه کنه. همه با پوست و گوشت و استخوان باید بچشند طعم باختن در زمین قرآن رو، و سپس در حصر قرار بگیرند و در همون حصر از دنیا برن.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #اریک
۱- حدودن شش سال پیش، پورمحمدی در رسانۀ رسمی چنین واکنشی به انتشار نوار صوتی هیئت مرگ نشون داد. در همون جلسهای که خودش اصرار میکرد بذارید ۲۰۰ تا دیگه رو اعدام کنیم!.. میگه منتظری خیر و صلاح خودش رو هم نمیفهمید، وگرنه بمون گیر نمیداد که بعدن به خاطرش عزل بشه!
🍂 یعنی خیر و صلاح این بود که سکوت کنه و جنایت رو نادیده بگیره و بعد خودش به مقام رهبری برسه! یعنی خدمت به نظام، چه در مقام رهبر، چه در مقام دادستان و قاضی، خیر ماست، نه حساسیت به اخلاقیات! اگه به قتل حساس باشی، اما فرصت خدمت به حکومت اسلامی رو از دست بدی، چه فایده داره؟ ما مگه مسلمان شیعه نیستیم؟ خب اخلاقیات ما رو باید اماممون تعیین کنه، و اماممون میگه این قتلها گناه نیست؛ ثواب هم داره!
۲- در ملاقات منتظری با هیئت مرگ، حتی یک کلمه درباره حقوق بشر از دهان ایشون خارج نمیشه. پاسخگویی به خانواده و قضاوت تاریخ رو چندبار تکرار میکنه؛ اما حقوق بشر حتی به ذهنش هم نمیاد. برای آدمکشها، اون دو مورد قابل حل بود. پاسخگویی به خانوادهها رو یک چالش تکنیکی میدیدند. یعنی شما نگران آه و ناله خانوادهها هستید؟! میدیم بچههای امنیتی ساکتشون کنند! در مورد قضاوت تاریخ هم پاسخ این بود که ما مکلف به وظیفۀ ایمانی و شرعی هستیم، نه مکلف به تاریخ.
🍂 منتظری یک آخوند تیپیکال شیعه بود که در پروسۀ انقلاب، همهچیزش سوخت و یکتکه از وجدانش باقی موند. آدمی نبود که بتونه درک کنه چرا نمیتونم جلوی این بچهطلبههای وحشی رو بگیرم؟ عمرش رو در حوزه گذرونده بود، اما درک نکردهبود مکانیزم تربیتی حوزه، دقیقا چیزیه که میتونه این طلبههای وحشی رو بسازه. برای همین، سادهدلانه، براشون از «ترحم علی» نسبت به اسرا در جنگ جمل مثال میزنه؛ چیزی که خودشون از بر بودند. مسئله اینه که اونها هم میتونستند مثالهایی بزنند از همون صدر اسلام، که خبری از ترحم نبوده. و منتظری خیلی دیر فهمید این شناوری در برداشت، که در حوزه به رسمیت شناخته میشد، میتونه چقدر خطرناک باشه وقتی به عرصه سیاسی نشت پیدا میکنه.
🍂 در حوزه دو تا مجتهد میتونستند درباره هرچیزی، مثل تفاوتهای رفتار سیاسی علی و امام صادق اختلاف نظر صد و هشتاد درجهای داشته باشند، اما بعد از بحث میرفتن خونه و میخوابیدند؛ چون فقط بحث نظری بود، اما وقتی قرار باشه قدرت و نحوۀ اعمالش بر اساس نظر یکی ازون دو مجتهد تنظیم بشه، اوضاع خیلی فرق میکنه؛ دیگه نمیشه حرف مخالف رو زد و رفت گرفت خوابید.
۳- وقتی شجاعت این رو نداری بپذیری که غرب، در علوم انسانی از ما خیلی جلوتره، زحمت اینکه از پیله دربیای رو به خودت نمیدی. اروپاییها خیلی زودتر از ما فهمیده بودند که با همون انجیلی که آدم رو مجاب میکنه کنار بیماران جذامی بخوابه، میشه آدمها رو زنده زنده هم سوزاند! و خیلی زودتر از ما فهمیدهبودند که بین کسانی که از انجیل، خوابیدن کنار جذامیها رو فهمیدند، و کسانی که زندهسوزی رو فهمیدند، همیشه دومی برنده خواهد بود؛ چون با مقتضیات خشونتطلبانه قدرت، هماهنگی داره.
🍂 پس برای نجات انسان، تو زمین انجیل نباید بازی کرد. باید ساختار فکری و فلسفی جدیدی ساخت که مافوق خدا و همۀ کتابهای قطورش قرار بگیره؛ که دیگه مهم نباشه محمد چهارده قرن پیش با فلان اسیر چه کرد، و با بهمان اسیر چه نکرد؛ چون برای انسان امروز، جایگاه و حقی تعریف شده که «سیرۀ نبوی» نمیتونه هیچ خللی بش وارد کنه. انسان رو به خاطر عقیدهش نباید کشت؛ چون هیچکس در جایگاهی نیست که حق حیات رو به این دلیل ازش بگیره؛ مهم نیست پیامبر اگر زنده بود چه تصمیمی دربارهش میگرفت.
🍂 منتظری وقتی فهمید تو بازی در زمین قرآن، باخت حتمیه، که دیگه خیلی دیر شدهبود. و این توانایی رو نداشت که در سالهای پایانی عمرش، از تنها دارایی باقیموندهش، که همون وجدانش بود، نیرویی بسازه برای ایجاد یک تحول فکری، و تسلیم در برابر عظمت اندیشۀ غربی. منتظری وقتی با چشم خودش دید که دیگه با خود قرآن هم نمیشه انسان رو نجات داد، فرو ریخت.
🍂 اون فروریزی شخصی ایشون رو کل جامعه مذهبی ایران باید تجربه کنه. همه با پوست و گوشت و استخوان باید بچشند طعم باختن در زمین قرآن رو، و سپس در حصر قرار بگیرند و در همون حصر از دنیا برن.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📅 سیویکم اردیبهشت — رام: روزشمار ایرانی معنادار 🗓 سی و یکم اردیبهشت سالگرد درگیریهای مردم نواحی مرزی ایران زمین با نیروهای مهاجم بودهاست. وخیمتر از همه آن که در ۱۲۴۳ روسها بر امیرنشینهای قفقازی کاباردیها ابخازها و... چیره شدند و نسلکشی مردم قفقاز…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM