نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📺 دربارۀ «روز جهانی گوت/گاتیک» (+)

🍂 گوت یا گات یکی از شاخه‌های سبک پست-پانک است و تحت تاثیر ادبیات گوتیک قرن ۱۹ و فیلم‌های ترسناک و وحشت‌آور ‌است که در موسیقی و مد نیز فعالیت دارند.

🍂 روز جهانی گوت در ۲۲ می در سراسر جهان برگزار می شود. بسیاری از ما، گوت‌ها را دیده‌ایم؛ آنها ترجیح می‌دهند که لباس‌های تیره و آرایشی سبک انجام دهند. سبک خاصی از لباس و ظاهر با گوت‌ها همراه است. مردم گوت‌ها را با کسانی اشتباه می‌گیرند که شیفتۀ مرگ و همۀ چیزهای بیمارگونه هستند. با این حال، این درک درستی نیست. روز جهانی گوت ما را تشویق می‌کند تا این فرهنگ را جشن بگیریم و بیاموزیم که چرا فرهنگ گوت تا این حد محبوب است؟ روز جهانی گوت روزی برای جشن گرفتن همۀ چیزهای عجیب و شگفت‌انگیز است.

🍂 گوت یک خرده‌فرهنگ است که در دهۀ ۱۹۸۰ در انگلستان ظهور کرد. بعنوان یک ژانر موسیقی معروف به گوتیک راک به شهرت رسید. زیبایی‌شناسی فرهنگ گوت، لباس و موی سیاه و پیرسینگ و حتی رژ لب سیاه بود! طراحان مد، مد گوتیک را دوست داشتند که به شکلی تاریک در مد ویکتوریایی شکل گرفت. امروزه از قرمز تیره و بنفش تیره برای نماد مرگ و شب استفاده می‌شود، درست مانند مشکی.

🍂 تاریخچه روز جهانی گوت را می توان به سال ۱۹۶۷ ردیابی کرد، زمانی که موسیقی Doors بعنوان "راک گوتیک" نامگذاری شد. این اصطلاح به‌سرعت رایج شد و برای توصیف موسیقی توسط Velvet Underground و Siouxsie and the Banshees استفاده شد. تاریخچه گوت شدن گوت‌ها را می‌توان حتی به سال ۱۷۶۴ ردیابی کرد، زمانی که هوراس والپول «قلعه اوترانتو» را با عنوان فرعی «داستان گوتیک» در چاپ دوم آن منتشر کرد. وحشت گوتیک بعنوان بسط دلپذیر ادبیات رمانتیک در نظر گرفته شد؛ از جهاتی به جنبه‌های تاریک‌تر زندگی عاشقانه اشاره می‌کرد.

🍂 با گذشت زمان، گوتیک به بخشی ضروری از صحنه موسیقی تبدیل شد. The Doors پیشگام موسیقی مدرن گوتیک بود. سپس سبک‌های گوتیک در فیلم‌هایی مانند "Suspiria" و "Eraserhead" در سال ۱۹۷۷ اقتباس شد. با این حال، فرهنگ گوتیک در فیلم‌ها مطرح نشد و امروزه فیلم‌های بسیار کمی با طرح‌های گوتیک وجود دارد. با این حال، این یک سبک محبوب است. حتی اگر اهل هنر و فرهنگ گوتیک نباشید، از زیبایی معماری گوتیک شگفت‌زده خواهید شد؛ شکلی متداول که در کلیساها و ساختمان‌های پارلمانی اقتباس شده‌است و در بسیاری از شهرهای بزرگ در سراسر جهان یک منظره رایج است.


#در_چنین_روزی #هنر #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
📅 دوم خرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 دوم خردادماه با تکاپوهای مذهبی رنگارنگی مصادف است که برخی‌شان فرجام‌هایی خونین داشته‌اند.

🗓 مهم‌تر از همه در تاریخ معاصرمان آن که #در_چنین_روزی به سال ۱۲۲۳، ملا حسن بشرویه که در جستجوی بابِ امام زمان در ایران سفر می‌کرد، در شیراز علی محمد باب را دید و ادعای نبوت او را پذیرفت.

🗓 در عالم مسیحیت هم این روز با روایت‌هایی از الهام و معجزه گره خورده است؛ مثلاً بنا به روایت‌های اساطیری در چنین روزی به سال ۲۲۳ خورشیدی روح سنت جیمز در نبرد قوای آستوریاس با خلیفه‌ی اموی قرطبه ظاهر شد و باعث شد مسیحیان در نبرد کلاویخو[1] پیروز شوند. البته ناگفته نماند که چنین جنگی اصولا رخ نداده و به کل داستانی بیش نیست، هرچند امروز اسپانیایی‌ها سالگردش را گرامی می‌دارند!

🗓 در همین روز به سال ۸۰۹ قوای بورگوندی[2] ژاندارک را اسیر کردند، و او نیز ادعای ارتباط با عالم بالا را داشت و انگلیسی‌ها به همین بهانه به شکلی دلخراش اعدامش کردند.

🗓 در ۸۷۷ هم کشیشان جیرونامو ساوونارولا[3] مصلح اجتماعی ایتالیایی را که او هم مدعی کشف و شهود بود، به جرم کفر بر تیرک بستند و سوزاندند.

🗓 در دوم خرداد ۱۴۰۱، بخشی از ساختمان دو قلوی متروپل آبادان ریزش کرد که در این حادثه ۴۳ نفر جان باختند و ۳۷ نفر مصدوم شدند. این ساختمان بخشی از پروژهٔ برج‌های دوقلوی متروپل هلدینگ عبدالباقی بودند. این ریزش بر اثر شکست سازه‌ای به خاطر نقض ضوابط فنی و استانداردها اعلام شد .

📅 مناسبت‌های جهانی

- روز جهانی تنوع زیستی
- روز جهانی پره اکلامپسی
- روز جهانی گوت/گاتیک (+)

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل «رام» امروز



🌾 @Naqdagin | رام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ادبیات گوتیک

🍂
روز جهانی گوت در ۲۲ می در سراسر جهان برگزار می شود. ادبیات گوتیک (به انگلیسی: Gothic fiction) ژانری از ادبیات است که از ترکیب وحشت و مضامین عاشقانه به وجود آمده‌است. به‌طور کلی باور بر این است که یک نویسنده انگلیسی به نام هوراس والپول اولین بار در سال ۱۷۶۴ با رمان قلعه اوترانتو این سبک را معرفی کرده‌است. موضوعات به کار رفته در این سبک بر اساس وحشت، عاشقانه و ملودرام دسته‌بندی می‌شوند. ادبیات گوتیک رابطه بسیار نزدیکی با معماری گوتیک دارد. معمولاً آثار گوتیک به رازها می‌پردازند. رازهایی که در آن‌ها ابهام وجود دارد؛ و در انتها لازم نیست خواننده به آن راز پی ببرد؛ و در طول داستان افشای تدریجی صورت می‌گیرد.

#خیالپرسه


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #مستند متروپل

📅 #در_چنین_روزی در دوم خرداد ۱۴۰۱، بخشی از ساختمان دو قلوی متروپل آبادان ریزش کرد که در این حادثه ۴۳ نفر جان باختند و ۳۷ نفر مصدوم شدند. این ساختمان بخشی از پروژهٔ برج‌های دوقلوی متروپل هلدینگ عبدالباقی بودند. این ریزش بر اثر شکست سازه‌ای به خاطر نقض ضوابط فنی و استانداردها اعلام شد.


#حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
زنی پاها و دست‌های خود را در سطل‌های آب نگه می‌دارد که جریان الکتریکی از آن عبور می‌کند. در دهه ۱۹۳۰ تصور می‌شد که گردش خون را بهبود می‌بخشد!


#نگار_نو


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘روشنفکری دینی و حربۀ «قرائت‌های متکثر»
— مناقشه‌ای با دکتر احمد زیدآبادی در ماجرای «گوشت‌تلخی و آخوند پناهیان»

✍🏻 #علیرضاموثق

🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت گویانیوز | سایت ملیون | سایت تریبون زمانه | تلگراف (مشاهدۀ فوری)
زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۸۴ واژه


🌾 @Naqdagin
📘روشنفکری دینی و حربۀ «قرائت‌های متکثر»
— مناقشه‌ای با دکتر زیدآبادی در ماجرای «گوشت‌تلخی و آخوند پناهیان»

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 دکتر احمد زیدآبادی در نوشته‌ای با عنوان «اندازه نگه داریم» (اینجا)، در ادامۀ دلبستگی دیرینه‌اش به نهضتِ ماله‌کشیِ اسلام و گرایش خود به تقلیلِ «روشنگری» دربارۀ اسلام به «دفاعیه‌نویسی» از آن، مرتکبِ تناقضاتی شده‌اند و در ضمنِ آن، سعی کرده‌اند که وجوهِ توتالیترِ دین اسلام را پنهان کنند. ماهیتی که قبل از هر چیز، در گرایش این دین به تئوریزه‌کردنِ «دیگری‌سازی» از غیرمسلمانان ریشه دارد و به بهترین نحو، در آیاتی از قرآن بیان شده‌است که مسلمین را به «به دوستی نگرفتن» غیرمسلمانان دعوت می‌کند و به‌همین واسطه، بذرِ اختلاف و نفاق را تا قیامت در میان مردم انداخته و آتش دشمنی را بین آنان شعله‌ور نگاه می‌دارد:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر پدران‌تان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند (آنان را) به‌دوستی مگیرید و هر کس از میان شما، آنان را به دوستی گیرد، آنان همان ستمکاران‌اند» (سوره توبه، آیۀ ۲۳).

🔻 ایشان از یک‌سو می‌گوید:
«فهم و برداشت و قرائت واحد از دین، ممکن نیست. پس تکثر قرائت‌ها، اجتناب‌ناپذیر است. وقتی تکثر فهم و قرائت اجتناب‌ناپذیر باشد، لاجرم برداشتی که در نگاه یک نفر درست می‌آید، در نگاه دیگری نادرست جلوه می‌کند. می‌توان برداشت نادرست را نقد کرد و پیامدهای مخرب آن را توضیح داد، اما راه تکفیر و ارتداد و اتهام را نباید گشود».

🔻از سوی دیگر می‌گوید:
«آنچه شیخ‌ علی‌رضا پناهیان در بارۀ پیامبر و علی گفته‌است، از نظر من کاملاً نادرست است و باید نقد شود، اما برداشت نادرستِ او، توجیه‌گر متهم کردنش به توهین و اهانت و یا دیگر اتهامات نیست».

🍂 بنا بر شواهد و قرائن، دکتر احمد زیدآبادی به‌سبب باور به «تعدد قرائت‌ها» از دین، ضمن باور به نادرستیِ تفسیرِ آخوند علیرضا پناهیان، به‌نوعی دفاع ضمنی از برداشت نادرست او کرده‌است. شاید البته من معنای حرف ایشان را درست استنباط نکرده‌باشم، اما اگر برداشتِ من صحیح باشد، این ادعای دکتر زیدآبادی که «برداشت نادرست پناهیان، توجیه‌گر متهم کردنش به توهین و اهانت و دیگر اتهامات نیست» به فاجعه پهلو می‌زند!

🍂 مسئله این نیست که حرف آخوند پناهیان درست است یا نادرست، مسئله این است که دکتر زیدآبادی با این سبک تسلیم‌شدنِ مداراگرایانه در برابر چنان سخنانِ مداراستیزانه‌ای، وزنۀ سیاسی آنها را از قلم می‌اندازند و به‌جای ایستادنِ سرسختانه در برابر چنان اباطیل و مهملاتی، به‌نحوی آن را توجیه می‌کند، و یا بهتر است بگویم به آن‌ها باج می‌دهد، آن هم در زمانه‌ای که این اباطیل، تمام زندگیِ مردم ایران را در مشتِ خود گرفته و راهِ نفس‌کشیدن را از آنان سلب کرده‌است.

🍂 چنین گرایشی به مدارا با «اباطیل»، نه در حیطۀ عمل، بلکه در حیطۀ نظر، از کجا سر بر می‌آورد؟ در همین ادعا که: «وقتی تکثر فهم و قرائت اجتناب‌پذیر باشد، لاجرم برداشتی که در نگاه یک نفر درست می‌آید، در نگاه دیگری نادرست جلوه می‌کند»، معنی این حرف اگر جدی‌تر در آن نظر کنیم، این است که هیچ متر و معیاری برای تشخیص این‌که قرائت چه کسی از یک متن صحیح‌تر است و قرائت چه کسی سقیم‌تر وجود ندارد‌.

🍂 بنابراین، این ادعای دکتر زیدآبادی که «آنچه پناهیان دربارۀ پیامبر و علی گفته‌است ... نادرست است»، همان‌قدر صحیح است که سخن آخوند پناهیان، که تلویحاً با گفتن آن سخنان به آن اقرار کرده‌است: «آنچه من درباره محمد و علی گفته‌ام کاملا صحیح است»، اما همین که دکتر زیدآبادی حکم به «نادرستی» آن سخنان داده‌است، به‌معنی اقرار به‌ وجود «معیاری برای تشخیصِ» صحت قرائت اوست.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در سایت گویانیوز | سایت ملیون | سایت تریبون زمانه | تلگراف (مشاهدۀ فوری)
زمان مطالعه: ۱۷ دقیقه
🔖 ۳۳۸۴ واژه

#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی


🌾 @Naqdagin
🍂 امثالِ #مراد_فرهادپور از تاریخ‌ندانی مردم سواستفاده می‌کنند و آب می‌بندند به تاریخ که بتونن به مفهوم میهن حمله کنند. این کار هم متاسفانه روی زبان ما نیز پیاده شده‌است؛ وقتی تعلق خاطر شدید و ارتباط عمیق عاطفی انسان به میهن خود که نشانه‌ی نوعی «غیرت‌مندی هستی‌شناختی» و یا شکلی از «ناموس در ساحت معرفت‌شناختی» تعریف می‌شد و کلماتی مثل «ناموس و غیرت» به ادبیات دینی اغشته شد و آن روح حماسی انسان در برابر کشورش از بین رفت و به‌جای آن، به غیرت و ناموس جنسی تقلیل پیدا کرد؛ خب کسی هم مقاومت نکرد تا از شور و احساس به تاریخش دفاع کنه و نگذاره ادبیات را تصاحب کنند و اين شد که یکی‌یکی کلماتی که ارجاعات تاریخی به جایگاه انسان در برابر و طنش داشت، از درون تهی شدند و به‌تبع اون، خود مفهوم میهن هم نسبی شد. جای این احساس تعلق خاطر شدید داشتن رو چه چیزی گرفت؟ جهان‌وطنی و گلوبالیسم.

🍂 تمام واژه‌ها وارونه شدند؛ وقتی این وضعیت رخ می‌ده، درک انسان از ماهیت خودش و محیطش هم نسبی می‌شه. وضعیت طوریه که اگه مثل این بی‌غیرت‌ها حرف بزنیم، زندگیِ راحت‌تر و اجتماعِ بیشتری داریم تا وقتی که از اهمیت «نسبت خود با کشور خود و تاریخ‌ آن» بگیم. تا زبان خودتون رو پس نگیربد، نمی‌تونید ایندۀ کشورتون رو تضمین کنید.

🍂 این نکته را هم بیافزایم. قبلتر گفته‌ام که نام "ایران" رو به مفهوم تبدیل نکنید. چقدر هم بسیاری بهشون برخورد. شما نمی تونید "نام و اسم" رو به "مفهوم" بدل کنید. در هر اسمی حتا اسم خودمون یک محتوایی و جود داره که همون مفهوم اسم ماست، اما اسم، مفهوم نیست، نشانه و نماده. این رو دیگه توی همون ترم اول دروس منطق و ترم اول دروس جامعه‌شناسی خونده‌ایم. حالا امثال این شارلاتان نمی‌آد بگه اصلا اسم، مفهوم نیست، ولی ما که خوندیم می‌دونیم؛ نتیجه می‌دونید چی میشه؟ نتیجه این ميشه که مفاهیم «نسبی» هستند؛ یعنی زمان شاملٍ حالش می‌شه. علاوه بر این، تجربه‌ی انسانی هم شامل حالش میشه؛ یعنی مفهوم متغیره و بر اساس تجربۀ زیسته، تغییر معنایی داره. الان این شارلاتان چون مبنا رو بر این گذاشته که ایران یک «مفهوم» هست، پس حرفش در واقع بر اساس این معنا درسته، اما... ما در علم با حقبقت به معنای مصداق درست چیزها سروکار داریم؛ بنابراین اگه اسم رو به مفهوم تقلیل بدید، پیشاپیش پذیرفتید که هم متفیره و می‌تونه حتا اصلا برای یک نسل معنا نداشته باشه، هم نسبی‌ست؛ یعنی ممکنه فردا روزی دیگه این تعبیر رو نداشته‌باشه. خیلی خیلی مهمه داریم از چه روشی استفاده می‌کنيم؟‌ آیا روش ما علمی‌ست يا پای دروغ رو به میدان باز می‌کنه؟

✍🏻 #محبوبه_زمانیان


🗄پست مرتبط

📺 ساسانیان، سلسله‌ای که باید از نو شناخت
📕ایران‌اندیشان سرافکنده در برابر ایران‌بانان سرافراز
📕ایران فرهنگی، در برابر ایران سیاسی
📕درنگی در معنای «فرهنگ ایران»
📕پیرامون سخنان فرهادپور دربارۀ «شاهنامه و ساسانیان»
📕سرافرازی یا سرافکندگی؟ مسئله این است!
📕تاریخ‌زدایان: طالبان‌های قلمروی تاریخ‌پژوهی

#ایران #نقد_چپ #چپ_ایرانی


🌾 @Naqdagin
🍂 از #مراد_فرهادپور محترم، ترجمه‌های جانانه‌ای درباره آدورنو و کلا چپ‌ِ نویی‌ها که در مکتب‌ِفرانکفورت خلاصه می‌شود را خوانده‌ام. نگرشی که این متون به مفاهیمی همچون صنعت فرهنگ و ضد قدرت، بالاخص قدرت سرمایه، دولت، نقد هنر عامه‌پسند تا تقدس‌زدایی از هنر و کلا هرآنچه چپ در سرش می‌آید و در کلام بازنمایی می‌کند،‌اما این شاهکار ویژه‌ که دود کرده دودمانی را و در مجازی‌سرا ترند شده، دیگر اوج خماری و دور ماندن از مواد تاریخی خویش و بسنده کردن به مواد صنعتی تاریخ‌گرایی نوِ، که هر روز می‌خواهد تاریخ جدیدی نگارش کند، جای تامل که نه جای تعجب دارد؛ تمام ویدئوهای مرتبط با این سخرانی را از گوشه و کنار دیدم تا نهایتا کلش را.

🍂 استاد از ساسانیان می‌نالد و حضور موبدانِ در حکومت، آزارش داده؛ به هخامنشی که می‌رسد با همان لحن آهنگین استاد در یک جمله "حالا غیر از هخامنشی" کنار گذاشته می‌شود که البته، هگل جای او چند قرن قبل از کنار، برداشته و مبنای تحلیلی دولت مدرنش می‌داند.

🍂 اشکانیان هم که به همان سرنوشت دودآلود کل تاریخ ایران می‌پیوندد و نهایتا در جایی از ننه‌جان یا مادرجانی یاد می‌کند که در خانه‌ی استاد، خدمتکار بوده که گفته، اصلا ایرانی وجود داشته؟ و او در حین مصاحبه جواب آن خدمه‌اش را هم می‌دهد: ایران هزار سال هم در تصرف ترکان بوده و ایران همچون کام سنگینی بلعیده و محو شده و اصلا ایرانی نبوده‌است.

🍂 گویا استاد، ایرانِ واحد فرهنگی که وحدتی بوده و هست از کثرات قومی و فرهنگی را در چند شاه و حکومت، ساده‌سازی کرده، که ساده‌سازی، به حاشیه بردن مفاهیم است. او نخواسته، لحظات امنتاع و گسست و پیوست فکری‌ در این سرزمین را برای مخاطب بازاندیشی کند. در جایی از گزارش، استاد، ارزش‌گذاری بر اسلام می‌کند و مواهبی که در علم‌ و فکر و سیاست برای این سرزمین داشته؛ غافل از آنکه هر پادشاه، حاکم و روشنفکری که در نقش و مشی‌اش، دیالوگی میان ایرانیت، اسلامیت و مدرنیته (واضح، مشروطه به این طرف) نداشته‌باشد، میهمان کوتاه‌مدتِ این سرزمین است، نه میزبانش.

✍🏻 #علیرضا_موحد


🗄پست مرتبط

📺 ساسانیان، سلسله‌ای که باید از نو شناخت
📕ایران‌اندیشان سرافکنده در برابر ایران‌بانان سرافراز
📕ایران فرهنگی، در برابر ایران سیاسی
📕درنگی در معنای «فرهنگ ایران»
📕پیرامون سخنان فرهادپور دربارۀ «شاهنامه و ساسانیان»

#ایران #نقد_چپ #چپ_ایرانی


🌾 @Naqdagin
📘چرا جامعۀ ایران به صاحبان اندیشۀ ترجمه‌ای پاداش می‌دهد؟

✍🏻 #سینا_جهاندیده



🌾 @Naqdagin | @tabarshenasi_ketab
📘چرا جامعۀ ایران به صاحبان اندیشۀ ترجمه‌ای پاداش می‌دهد؟
(۱/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده

🍂 جامعۀ پس از جنگ، یک جامعۀ استثنایی‌ست. این جامعه به‌دلیل تجربۀ مواجهه و رویارویی با دیگری، به استعارۀ «مواجهه» فکر می‌کند. در این شرایط، استعارۀ مواجهه، منشاء مواضع و عمل است. ایران پس از شکست در جنگ با روس‌ها، دچار شوک بزرگی شد. شاید نوعی دکترین شوک، چرا که جامعۀ پس از جنگ، در عین حال که خود را هوشمند نشان می‌داد، اما وضعیت ناهشیار داشت. در این وضعیت استثنایی، کسانی در جستجوی «راه‌های میانبر» بر آمدند؛ مثل راه میانبری که امیرکبیر انتخاب کرد. انتخابی که بعدها به ضرر علوم انسانی در ایران تمام شد. یک رفتار نمادین امیرکبیر شاید مسئلۀ تلقی امیرکبیر را از علوم انسانی روشن کند. امیر کبیر افلاطون‌وار به این نتیجه رسیده‌بود که «شعر» برای ایران مضر است؛ بنابرین، شأن «مترجم» را برتر از «شاعر» دانست؛ به همین دلیل، دوست داشت قاآنی «شاعر» تبدیل به «مترجم» شود تا شاید وضعیت استثنایی ایران بهبود یابد.

🍂 ایران پس از جنگ هشت‌ساله (دهه هفتاد)، باری دیگر در وضعیت استثنایی قرار گرفت، اما این‌بار، وضعیت فرق می‌کرد؛ چون برعکس عصر امیرکبیر، علوم انسانی مهم و حیاتی دانسته‌شد، اما وضعیت روان‌شناختی علم در ایران همان وضعیتی را داشت که عصر امیرکبیر تجربه کرده‌بود؛ این که «دیگری غربی» بهتر از من فکر می‌کند: در دهۀ هفتاد، «فرم اندیشۀ ترجمه‌ای» پیروز شد.

🍂 اگر به شکل پدیدارشناسانه این فرم از اندیشه را توصیف کنیم، می‌توانیم بگوییم اندیشۀ ترجمه‌ای، معطوف به «فرم اندیشۀ دیگری‌»ست؛ نه‌تنها خود را دنباله‌رو می‌داند، بلکه هر اندیشۀ خودی را به‌چشم حقارت می‌نگرد و چشم به دهان دیگری دوخته‌است. این فرم از اندیشه، ظاهرا خود را «اندیشه‌ای گفتگومند» می‌داند؛ چون در گفتمان ترجمه، اصل «گفتگوی فرهنگ‌ها» مفروض است، اما دچار نوعی مونولوگ سلبی‌ست؛ به این معنی که آنچه «دیگری بزرگ» گفته‌است، «حقیقت محض / غیرقابل نقد» است؛ بنابراین، «سوژۀ اندیشۀ ترجمه‌ای»، سوژه‌ای می‌شود که در درون او، نظریه‌پردازن بزرگ غربی زندگی می‌کنند.

🍂 اگر خوب دقت کنیم، از همان زمانی که اندیشۀ ترجمه‌ای پیروز شد، اکثر محققانی که با «معناهای قدیم» بازی می‌کردند، در چشم مترجمان حقیر شدند. این وضعیت استثنایی که از دهۀ هفتاد شروع شد، تنها قابل مقایسه با عصر قاجار است؛ زیرا در عصر پهلوی، اندیشۀ ترجمه‌ای امتیازی نداشت؛ کسانی چون «تقی زاده، دشتی, علامه قزوینی، حکمت، هدایت، نیما، احسان طبری، خانلری، پور داوود، معین» و... همه بر یک یا چند زبان خارجی مسلط بودند، اما با اندیشۀ ترجمه‌ای چیزی نمی‌آفریدند؛ آنها «مترجمان اندیشه» بودند. زبان، تاریخ، فرهنگ و ادبیات ایران را کاملا می‌شناختند.

🍂 نیما نمی‌خواست «بودلر ایران» باشد؛ هدایت با این همه علاقه‌ای که به کافکا داشت، هرگز دوست نداشت «کافکای ایران» باشد. هدایت و نیما نوابغی بودند که می‌خواستند با ادبیات ایران و غرب گفتگو کنند؛ به همین دلیل، وقتی سوررئالیست‌های غربی، «بوف کور» را خوانند، او را یکی از «بنیان‌گذارن سوررئالیسم» پیش از سوررئالیسم دانستند. این وضعیت، حتی تا دهۀ شصت شمسی ادامه داشت. در همین دهه، نسلی شکل گرفت که در عین زبان‌دانی، «مترجمان اندیشه» بودند: «جلال ستاری، فریدون بدره‌ای، عبدالکریم سروش، علی محمد حق شناس، خرمشاهی، کامرانی فانی، نصرالله پور جوادی، دکتر پورنامداریان» و...، این نسل اولین ضربۀ کاری را بر گفتمان «جناس در پهنۀ ادب فارسی» فرود آورد.

🍂 اما وقتی در پایان دهۀ شصت، جنگ هشت‌ساله بدون هیچ غنایمی به پایان رسید. کسانی با غنایم بسیار از غرب بازگشتند: بابک احمدی، محمد ضیمران، ناصر فکوهی و...، با بارگشت این نسل بود که «اندیشۀ ترجمه‌ای» در ایران کلید خورد. در گفتمان «اندیشۀ ترجمه‌ای»، «زبان‌دانی» یعنی «همه‌چیزدانی». دیگر نیازی نبود که چیز دربارۀ «زبان، تاریخ و فرهنگ ایران» بدانیم؛ همین که اندیشۀ «دیگری بزرگ» را انتقال دهیم، اندیشمندیم. از دهۀ هفتاد به بعد، روز‌-به‌-روز بر جرگۀ مترجمان افزود شد و حالا به حدی رسیده‌است که یک جوان دهۀ هفتادی، چندین کتاب ترجمه‌ای دارد. «اندیشۀ ترجمه‌ای» پیروز میدان شد؛ مراد فرهادپور بعنوان یکی از رهبران اندیشۀ ترجمه‌ای، در کتاب «عقل افسرده»، صراحتا اعلام کرد که «ترجمه یگانه نوع اندیشدن در ایران است».

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘چرا جامعۀ ایران به صاحبان اندیشۀ ترجمه‌ای پاداش می‌دهد؟
(۲/۲)
✍🏻 #سینا_جهاندیده

🍂 رفته‌رفته مترجمان به این نتیجه رسیدند که «ما در واقع، مولفیم نه مترجم». با این فرض، فلسفه، جامعه‌شناسی، ادبیات و اکثر رشته‌های علوم انسان در تصرف مترجمان درآمد. سیادت مترجمان به‌حدی رسید که محققان و مدرسان ادبیات را مسخره کردند که اندیشۀ آنها تازه نیست. غافل از اینکه خود مترجمان، دچار ازخودبیگانگی شده‌بودند. آنقدر اندیشه‌های «دیگری بزرگ» را ترجمه کردند تا دچار توهم شدند؛ نمی‌دانستند که آنچه به‌نام تالیف انتشار می‌دهند، یا مسقیما برگرفته از اندیشۀ دیگری‌ست یا پژواک‌های آن اندیشه‌ای‌ست که به ناخودآگاه آنها نفوذ کرده‌است. با این مقدمات بود که شکلی دورگه به‌نام «ترجمه - تالیف» ظهور کرد.

🔻اندیشۀ ترجمه‌ای، سبب شکل‌گیری سه گفتمان پسا-استعماری در ایران شد:

۱- گفتمان «خلقیات ایرانی»: با همین گفتمان، ما به این نتیجۀ هگلی رسیدم که «ایرانیان دچار استبداد شرقی هستند». این گفتمان، به این نتیجه رسیده‌بود که منشا هر «اندیشۀ نادرست»ی که در ایران وجود دارد، ریشه در «خلقیات ایرانی» دارد؛ غافل از اینکه احکام این گفتمان را در گذشتۀ دور، مسافرانی که از غرب به ایران آمده‌بودند، در ذهن و جان ما جا دادند.

۲- گفتمانِ «امتناع اندیشه در ایران». این گفتمان، از دل گفتمانِ «خلقیات ایرانی» بیرون آمد. چند تن از محققان به‌نام ایران، مثل دوستدار و جواد طباطبایی، با احکام این گفتمان در دل تاریخ ایران تحقیق می‌کردند. در واقع، طباطبایی رد گفتمان «خلقیات ایرانی» را حتی تا پیش از حملۀ مغول به ایران دنبال کرده‌است.

۳- گفتمان «ترجمه بمثابۀ تنها شکل اندیشیدن در ایران». این گفتمان، شکل اندیشۀ ایرانی را به عقب می‌راند تا شکل‌های اندیشۀ دیگری آشکار شود.

🔺با این اوصاف، عجیب نخواهد بود که ایران در عصر ترجمه، به کسانی که حجم بالایی از اندیشۀ ترجمه‌ای تولید می‌کنند، پاداش دهد.


#نقد_روشنفکران #فلسفیدن


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM