Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 "همه دختران ایران؛ ناموس من هستند!"
— نقد و بررسی جنجالِ مجازیِ اخیر
👤 The ARP →
🎙#امیررضایوسف_پورسیفی
🗄 پست مرتبط
📺 جامعۀ ما پر از خشم است
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد و بررسی جنجالِ مجازیِ اخیر
👤 The ARP →
🎙#امیررضایوسف_پورسیفی
🗄 پست مرتبط
📺 جامعۀ ما پر از خشم است
.
#نقد_فرهنگ#آیسان_اسلامی #تتلو #حقوق_زنان #مردسالاری #دبی #ابتذال #خشم #خشونت #ادبیات_رکیک #انحطاط #نسل_زد #امارات #فروپاشی #سلبریتی #بلاگر #فحاشی #غرب #رقص #فرهنگ_غرب #تن_فروشی #ناموس #فرهنگ #تولید_محتوا #انحطاط_فرهنگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 چند روز پیش آیسان اسلامی ویدیویی از سیمین پورمهر در دوبی بازنشر کرده و گفته اگر برادرش بود، سرش را میبرید. مثل جیران، رومینا، ریحانه، مونا، آریانا، فاطمه، مبینا، هایده و ۱۸۶ زنی که در سال ۱۴۰۲ کشته شدهاند. یکروز در میان زنی را به همان فرمانی که آیسان برای لشکر ده میلیونیاش صادر میکند، می کشند.
🍂 سیمین حق دارد که بترسد و در ویدیویی هراسان بگوید زن خوبی است و بگذارند زندگی کند. و کسی که فرمان قتل را داده، بگوید "عصبانی" شده و "کسشعر" گفته.
🍂 هراس سیمین و هزاران زنی که ضحاک ناموس هر دو روز جانشان را میگیرد، اندازه "عصبانی" بودم و "کسشعر" گفتم، بیشتر ارزش ندارد. مثل محسن نامجو که "یک نفسش اندازه شش ماه زندگی کسانی که از آزارجنسی او میگفتند ارزش داشت".
🍂 یکی از دنبالکنندگان این لمپن، گلشیفته فراهانی است. دنبال کردن چنین فردی، آن هم بین کمتر از صد نفر برگزیده، حتا قبل از انتشار ویدیوی فرمان زنکشی، بهقدری فجیع است که برای ضد زن و هوادار لمپنیسم و خشونت علیه زنان دانستنِ او، کافی است.
🍂 گلشیفته مثل همیشه ساکت مانده تا آبها از آسیاب بیفتد. نباید اجازه بدهیم هم از توبره لمپنها برای معروف ماندن بخورد و هم با چند جمله زینتی از اعتبار زن زندگی آزادی بهره ببرد.
🍂 با این دنبال کردن و سکوت، حتا اگر علیه آیسان موضوع بگیرد، همچنان او را علیه زنان و حامی خشونت علیه زنان میدانم.
🍂 برای پاک کردن این لکۀ ننگ، باید از او برای ترویج خشونت و فرمان قتل در پلتفرمی با ده میلیون مخاطب، شکایت کند و برای این کار، وقت و پول خرج کند. آنوقت میشود گفت اشتباهش در همراهی با خشونت علیه زنان و اعتباربخشی به فرمان قتل ناموسی را پذیرفته و به اندازۀ توانش برای جبران خبطش گام برداشتهاست.
🍂 غیر این باشد، همراه با نام بردنش باید گوشزد کرد که او حامی خشونت علیه زنان است و حرفهای دکوریاش پشیزی ارزش ندارد. نباید اجازه داد حامیان خشونت علیه زنان، به صف مبارزهمان نفوذ کنند. باید آنان را واداشت تا متناسب با خبطشان هزینه بدهند.
🍂 و رسوایی بزرگی برای مسیح علینژاد خواهد بود اگر از پتانسیل معروف بودن و شبکهاش برای به دادگاه کشیدن فردی که فرمان زنکشی در آمریکا دادهاست، استفاده نکند. شما نمیتوانی برای اوکراین و ونزوئلا کمپین کنی، اما از کنار فرمان زنکشی بلغزی و خودت را به ندیدن بزنی.
🏞 دربارۀ عکس؛ جیران چون عشق ولیعهد را داشت از شوهرش طلاق میگیرد و به دست جوانان "غیرتمند و باشرفِ" تبریز، سرش بریده میشود.
✍🏻 #مسعود_سلطانی
🗄 پست مرتبط
📺 جامعۀ ما پر از خشم است
📺 "همه دختران ایران؛ ناموس من هستند!"
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 سیمین حق دارد که بترسد و در ویدیویی هراسان بگوید زن خوبی است و بگذارند زندگی کند. و کسی که فرمان قتل را داده، بگوید "عصبانی" شده و "کسشعر" گفته.
🍂 هراس سیمین و هزاران زنی که ضحاک ناموس هر دو روز جانشان را میگیرد، اندازه "عصبانی" بودم و "کسشعر" گفتم، بیشتر ارزش ندارد. مثل محسن نامجو که "یک نفسش اندازه شش ماه زندگی کسانی که از آزارجنسی او میگفتند ارزش داشت".
🍂 یکی از دنبالکنندگان این لمپن، گلشیفته فراهانی است. دنبال کردن چنین فردی، آن هم بین کمتر از صد نفر برگزیده، حتا قبل از انتشار ویدیوی فرمان زنکشی، بهقدری فجیع است که برای ضد زن و هوادار لمپنیسم و خشونت علیه زنان دانستنِ او، کافی است.
🍂 گلشیفته مثل همیشه ساکت مانده تا آبها از آسیاب بیفتد. نباید اجازه بدهیم هم از توبره لمپنها برای معروف ماندن بخورد و هم با چند جمله زینتی از اعتبار زن زندگی آزادی بهره ببرد.
🍂 با این دنبال کردن و سکوت، حتا اگر علیه آیسان موضوع بگیرد، همچنان او را علیه زنان و حامی خشونت علیه زنان میدانم.
🍂 برای پاک کردن این لکۀ ننگ، باید از او برای ترویج خشونت و فرمان قتل در پلتفرمی با ده میلیون مخاطب، شکایت کند و برای این کار، وقت و پول خرج کند. آنوقت میشود گفت اشتباهش در همراهی با خشونت علیه زنان و اعتباربخشی به فرمان قتل ناموسی را پذیرفته و به اندازۀ توانش برای جبران خبطش گام برداشتهاست.
🍂 غیر این باشد، همراه با نام بردنش باید گوشزد کرد که او حامی خشونت علیه زنان است و حرفهای دکوریاش پشیزی ارزش ندارد. نباید اجازه داد حامیان خشونت علیه زنان، به صف مبارزهمان نفوذ کنند. باید آنان را واداشت تا متناسب با خبطشان هزینه بدهند.
🍂 و رسوایی بزرگی برای مسیح علینژاد خواهد بود اگر از پتانسیل معروف بودن و شبکهاش برای به دادگاه کشیدن فردی که فرمان زنکشی در آمریکا دادهاست، استفاده نکند. شما نمیتوانی برای اوکراین و ونزوئلا کمپین کنی، اما از کنار فرمان زنکشی بلغزی و خودت را به ندیدن بزنی.
🏞 دربارۀ عکس؛ جیران چون عشق ولیعهد را داشت از شوهرش طلاق میگیرد و به دست جوانان "غیرتمند و باشرفِ" تبریز، سرش بریده میشود.
✍🏻 #مسعود_سلطانی
🗄 پست مرتبط
📺 جامعۀ ما پر از خشم است
📺 "همه دختران ایران؛ ناموس من هستند!"
#زنان#مطالعات_زنان #حقوق_زنان #زنکشی #گلشيفته_فراهانی #مسیح_علینژاد #سیمین_پورمهر #جیران #ناموس #قتل_ناموسی #خشونت_علیه_زنان #زن_زندگی_آزادی #آیسان_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘غیرت بهمثابهِ عدالت
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در نخستین و شاید تنها موقعیتی که قیصر فرصت پیدا میکند فلسفهی خودش و دلیل اقدامش را توضیح بدهد، هیچ اشارهای به «مفاهیم ناموسی» به چشم نمیخورد.
🍂 نخست اینکه او روایت خودش را نه با یاد خواهرش، بلکه با خاطرات «داش فرمون» شروع میکند و بیشترِ توضیحاتش هم با مرور سرنوشتِ فرمون، معنادار میشود؛ گویی نه خطاب به دایی، بلکه خطاب به خودش دارد میگوید که:
.
🍂 تنها در بخش بسیار کوتاهی از این دیالوگ یک اشارهی ضمنی هم به سرنوشت «فاطی» میشود، آن هم نه از منظرِ «عصمت یا نجابت یا شرم و حیا»، بلکه در توصیف فاطی هم قیصر همچنان بر عنصرِ «بیآزاری» او تاکید میکند:
🍂 در نهایت، نتیجهگیریِ قیصر، یک نگرش کاملا فلسفی و کلان در مورد جهان هستی است. او معتقد است:
🍂 در جمعبندی پایانی، بهنظر میرسد که قیصر فراموش نمیکند که پاسخی هم به معادلاتِ مابعدالطبیعه، و نظمِ فرازمینیِ زندگی بدهد:
🍂 در واقع، او با این اشارات مذهبی، پیشاپیش هرگونه داعیۀ مبنی بر اینکه «در برابر ظلمهای زمینی، یک نوع عدالت آسمانی وجود دارد» را مردود میکند تا بار دیگر، بر نتیجهگیریِ منحصربهفردِ خودش پافشاری کند:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در نخستین و شاید تنها موقعیتی که قیصر فرصت پیدا میکند فلسفهی خودش و دلیل اقدامش را توضیح بدهد، هیچ اشارهای به «مفاهیم ناموسی» به چشم نمیخورد.
🍂 نخست اینکه او روایت خودش را نه با یاد خواهرش، بلکه با خاطرات «داش فرمون» شروع میکند و بیشترِ توضیحاتش هم با مرور سرنوشتِ فرمون، معنادار میشود؛ گویی نه خطاب به دایی، بلکه خطاب به خودش دارد میگوید که:
«اگر من هم مثل فرمون، آن شیوه از زندگی را در پیش بگیرم، هیچ عاقبت بهتری پیدا نخواهم کرد».
.
🍂 تنها در بخش بسیار کوتاهی از این دیالوگ یک اشارهی ضمنی هم به سرنوشت «فاطی» میشود، آن هم نه از منظرِ «عصمت یا نجابت یا شرم و حیا»، بلکه در توصیف فاطی هم قیصر همچنان بر عنصرِ «بیآزاری» او تاکید میکند:
«اون فاطی که تو این دنیا آزارش به یک مورچه هم نرسیدهبود، کجاست».
🍂 در نهایت، نتیجهگیریِ قیصر، یک نگرش کاملا فلسفی و کلان در مورد جهان هستی است. او معتقد است:
.«این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی».
«این نظام روزگاره، یعنی این روزگاره خاندایی! نزنی میزننت».
🍂 در جمعبندی پایانی، بهنظر میرسد که قیصر فراموش نمیکند که پاسخی هم به معادلاتِ مابعدالطبیعه، و نظمِ فرازمینیِ زندگی بدهد:
«چقدر شبهای ماه رمضون من و داش فرمون راه میافتادیم و میرفتیم، هرچی اون کاسبی کردهبود، برای فقیر-فقرا سحری میخرید و پول افطارشون رو میداد؛ حالا چی شد؟»
🍂 در واقع، او با این اشارات مذهبی، پیشاپیش هرگونه داعیۀ مبنی بر اینکه «در برابر ظلمهای زمینی، یک نوع عدالت آسمانی وجود دارد» را مردود میکند تا بار دیگر، بر نتیجهگیریِ منحصربهفردِ خودش پافشاری کند:
«عدالت فقط در دستان خودم قرار دارد».
.
#نقد_فیلم#قیصر #مسعود_کیمیایی #پهلوی #سینما #فیلم #فیلم_فارسی #ناموس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 دیروز، دوشنبه، در درهشهرِ استان ایلام، مبینا زینیوند، ۱۷ساله، بهخاطر عدم تمکین در قطع ارتباطش با پسری که هر دو خانواده از آن خبر داشتند، به دست پدرش و با تفنگ کشتهشد!
🍂 هر بار خبر قتلی ناموسی میرسد با خودم فکر میکنم حتماً باید دربارهی آن چیزی بنویسم، اما هربار آچمز میشوم و ناکام میمانم؛ چون نمیدانم چه بنویسم.
🍂 طبیعتاً دربارهی چیزی میتوانم بنویسم که آن را بفهمم، و نمیتوانم، ناتوانم، درماندهام از فهمیدن قتل ناموسی. نمیتوانم بفهمم پدری از بچگی تا به سن قتل دخترش که رسیده، چه آموخته که او را به این اقدام رسانده؟! از بچگی چه ارزشهایی را برای او معنا کردهاند در مدرسه و محله و دوستیها و مهمانیهای خانوادگی و کسبوکار؟ تشکیل خانواده و بچهدار شدن و دختری را به هفدهسالگی رساندن و او را کشتن! چرا؟!
🍂 چون آموزههای دینی و سنتی و قبیلهای و درونخانوادگیِ برخاسته از ضدفرهنگِ عقلماندهی دینی/سنتیِ خشونتطلبِ خشونتگرای نترس از خون ریختن از او این را میخواهد، و جامعهی عقبماندهای که پدری را به قتل دخترش سوق میدهد، بهخاطر معاشرتش با یک پسر، و بدتر از آن با یک دختر از نوع عاشقانهی همجنسخواهانه، بهخاطر خبرِ راست یا دروغِ معاشقهاش با یک پسر، یا دختر، بهخاطر - زبانم لال! - باردار شدنش بدون ازدواج از کسی معلوم یا نامعلوم، این جامعهی قبیلهای و جامانده در دل تاریخِ سرافکنده، پدرِ قاتل را قهرمانی غیور و پاککنندهی لکهی ننگِ مهدورالدم بودنِ ناموس خانوادهاش میشناسد، تا جایی که در پارهای اوقات، مذکران خانوادهی گسترده، برای بهدست آوردن این جایگاه در اجتماع، با هم رقابت میکنند.
🍂 با گوش خود هم از پدری شنیدم و هم از مادری که دربارهی دختر نوجوان یا جوانشان میگفتند زودتر شوهرش بدهند تا خیالشان (از سالم و سرِ جا و دستنخورده بودن سندِ دخترشان) راحت شود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 هر بار خبر قتلی ناموسی میرسد با خودم فکر میکنم حتماً باید دربارهی آن چیزی بنویسم، اما هربار آچمز میشوم و ناکام میمانم؛ چون نمیدانم چه بنویسم.
🍂 طبیعتاً دربارهی چیزی میتوانم بنویسم که آن را بفهمم، و نمیتوانم، ناتوانم، درماندهام از فهمیدن قتل ناموسی. نمیتوانم بفهمم پدری از بچگی تا به سن قتل دخترش که رسیده، چه آموخته که او را به این اقدام رسانده؟! از بچگی چه ارزشهایی را برای او معنا کردهاند در مدرسه و محله و دوستیها و مهمانیهای خانوادگی و کسبوکار؟ تشکیل خانواده و بچهدار شدن و دختری را به هفدهسالگی رساندن و او را کشتن! چرا؟!
🍂 چون آموزههای دینی و سنتی و قبیلهای و درونخانوادگیِ برخاسته از ضدفرهنگِ عقلماندهی دینی/سنتیِ خشونتطلبِ خشونتگرای نترس از خون ریختن از او این را میخواهد، و جامعهی عقبماندهای که پدری را به قتل دخترش سوق میدهد، بهخاطر معاشرتش با یک پسر، و بدتر از آن با یک دختر از نوع عاشقانهی همجنسخواهانه، بهخاطر خبرِ راست یا دروغِ معاشقهاش با یک پسر، یا دختر، بهخاطر - زبانم لال! - باردار شدنش بدون ازدواج از کسی معلوم یا نامعلوم، این جامعهی قبیلهای و جامانده در دل تاریخِ سرافکنده، پدرِ قاتل را قهرمانی غیور و پاککنندهی لکهی ننگِ مهدورالدم بودنِ ناموس خانوادهاش میشناسد، تا جایی که در پارهای اوقات، مذکران خانوادهی گسترده، برای بهدست آوردن این جایگاه در اجتماع، با هم رقابت میکنند.
🍂 با گوش خود هم از پدری شنیدم و هم از مادری که دربارهی دختر نوجوان یا جوانشان میگفتند زودتر شوهرش بدهند تا خیالشان (از سالم و سرِ جا و دستنخورده بودن سندِ دخترشان) راحت شود.
.
#نقد_فرهنگ #زنان #حکومت_اسلامی#مهسا_امینی #نیکا_شاکرمی #حقوق_کودک #خشونت #خشونت_خانگی #خانواده #حوادث #آبرو #ناموس #زنکشی #خیانت #فقه #فقه_داعشی #جمهوری_اسلامی #حکومت_آخوندی #قومگرایی #فدرالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 گروه نخست که بهصورت یک مضحکهی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعهشناس» ظهور پیدا کردهاند، بهجای تلاش برای یافتن ریشههای بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب میزنند! یعنی بهجای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی میکند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفتهاند که «تو لیاقت نظم حقوقیات را نداشتی»! یا مضحکتر اینکه به هنرمندان نهیب میزنند که «چرا واقعیت را همانگونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!
🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تاملتر هستند. این گروه، دستکم به این اندازه دنکیشوتوار بر سیمای واقعیت چنگ نمیکشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخهی درمان متفاوتی را تجویز میکنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار میدهند: «ضرورت عمل».
🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقهی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصهی سینما، در رمانهای دههی ۷۰ قابل مشاهده است. جمعبندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه میشود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!
🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونتآمیز» آن بود و نه سویههای نظری و ایدهآلهای واپسگرایانهی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف میشود با تخطئهی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه میرسند که در ادعای «خشونتپرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی میگیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجنمال میکنند «روح طغیانگری و مقاومت»ی است که بنمایهی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.
🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریههای کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد میکنند، سبب شد که نتیجهی نهایی یک دستگاه بهنسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلیترین سنگبنای سنت سیاستورزی «اصلاحطلبان ایرانی» را تشکیل میدهد.
🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) میتواند توضیح دهندهی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاحطلبانی باشد که تمرکز اصلیشان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصهی سیاست، و اقبال به سمتوسویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافقگرا» به دست آورده.
🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، بهطرز جالبی در میان اصلاحطلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت پهلوی کاملا مشترک است!
🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنتطلبان، در اکثر حوزههای تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانههای شبهامنیتی اصلاحطلبان قرار دارد!
🍂 پشتوانههای نظری و تاریخی این رویکرد را سالهاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کردهاند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصهی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهههای ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.
🍂 جریان جدید پهلویگرا نیز، همین منطق و همین تاریخنگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمهای و با این حجم تنفر از نقشآفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئهی تمامی بنمایههای دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».
🗄پست مرتبط
📕غیرت بهمثابهِ عدالت
📺 به کی میشه گفت منتقد؟
.
#نقد_فیلم #اپوزیشنقد #استمرارطالبان#سلطنتطلب #پهلوی #پهلویسم #مشروطهخواه #سینما #انقلاب #غیرت #ناموس #مسعود_کیمیایی #قیصر #فیلم_فارسی #اصلاحطلبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara