نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕 چرا غیرت ضعف است و قانون با قبول آن زمینه‌ی توحش را فراهم آورده است؟

🔪 از دیدگاه فرگشتی مرد احساس مالکیت بیشتری نسبت به زن دارد، چون هیچ گاه به اندازه ی زن مطمئن نیست که فرزند متعلق به خودش است. چرا که که کودک در بدن زن رشد می کند و زن با چشم خود تولد و بیرون آمدن او را از بدنش می بیند. این عدم اطمینان باعث بوجود آمدن احساسی به نام غیرت در مرد شد.

🔪 از دیدگاه روانشناسی می توان توضیح داد آنچه که غیرت را بوجود می آورد، اضطراب و احساس عمیق دوست نداشتن خود است. مرد نیاز داشت برای نگه داشتن زن در کنار خود تلاش بیشتری کند و برای اثبات پدر بودن فامیلی خود را بر روی فرزند بگذارد.

🔪
غیرت مرد به همسر دلیل بیولوژیک دارد و از دیدگاه فرگشتی توضیح داده می شود، براحتی می شود مشاهده کرد که ریشه‌ی غیرت عدم اطمینان نسبت به خود و همسر است، نه دوست داشتن. و اگر قانون هم این "ضعف" را به رسمیت بشناسد و به آن پروبال دهد، زمینه توحش را در بستری امن فراهم کرده است.

🔪
غیرت مرد نسبت به دختر، مادر و خواهر هیچ دلیل بیولوژیک و درونی ندارد و تنها از محیط یاد گرفته شده است، ولی غیرت هم مانند هر احساس ناخوشایند دیگری باید با توجیهات جامعه پسندی ارائه می شد تا بتوان آن را تحمل کرد.

🔪 غیرت که همان ضعف و بی اعتمادی، و احساس تملک انسان به انسان (باور به نابرابری) است، آنقدر با واژه‌هایی مانند شرف، مردانگی و آبرو تداعی شد که مفهومش تغییر کرد.

🔪
و مرد بی غیرت، مردی که احساس مالکیت به زنی دیگر ندارد، و او را انسانی محترم و قابل اعتماد همانند خودش می بیند، به سیب زمینی تشبیه شد و سالها در طنزهای سیستمی تعریفی احمقانه از او به جامعه ارائه شد.

🔪 فکر می کنم وقت آن رسیده که محکم بایستیم و واژه های «ناموس و غیرت» را از ذهن و فرهنگ و قوانین سرزمین مان حذف کنیم و اجازه ندهیم این همه نابرابری، خشونت، ظلم و سرکوب به صورت قانونی و سیستمی به فرزندان ایران آموزش داده شود. امروز به اندازه کافی دلیل داریم که بفهمیم بی غیرت بودن ارزش است و باید به آن افتخار کنیم.

در آینده به مساله‌ غیرت از زوایایی دیگر خواهم پرداخت.



🌾@Naqdagin
📕غیرت (۱/۲)

🖋#علینجات_غلامی (مدرس و پژوهشگر فلسفه و مترجم)

🔹 نگارنده عمری است که درگیر این ماجراهای تلخ از نزدیک و در دل زندگی است. لحظه لحظه‌ی زندگی‌ام با چنین پدیده‌هایی در گیر بوده‌ام. چند بار مرگ را به چشم‌ام دیده‌ام. یک مورد پا درمیانی کردم و مانع قتل دختری شدم. هر لحظه امکان شلیک به من هم وجود داشت. بالاخره موفق به راضی کردن‌شان شدم که تن به ازدواج آن دو بدهند. اما این پایان ماجرا نبود. هزینه‌اش برایم کم نبود. از خاندان‌مان چند سال با برچسب بی‌غیرتی طرد شدم و بسیار طول کشید تا ثابت کنم همه اشتباه کرده‌اند.

🔹در عالمی زندگی کردم که هر روز خبری ناموسی می‌پیچید. مادری دخترش را خفه کرد. پدری پسرش را کشت. پسری خانواده‌اش را به رگبار بست. برادر نوزده ساله را تحریک کردند تا با شمشیر خواهرش را بکشد و بسیاری از این ماجراها. که هیچ کدام هیچ انعکاس و پژواکی نداشت. این تراژدی هولناک اما بازتاب یافته است. باز هم خطر بزرگی هست که تبدیل شود به همان «اتفاق بد» و کمی خوراک خبری شود و تمام.

🔹 اتفاق بد یعنی چه؟ هر اتفاقی «شرایط امکانی» دارد. تک تک لایه‌ها را باید پیش کشید و توصیف کرد. مهم نیست که کسی گوش‌اش بدهکار است یا نه. تو باید بگویی و حرف‌ات را هم توصیفی هم انتقادی و حتی اگر پیشنهادی داشتی بگویی.

🔹 این مفهوم «غیرت» تعریف غلطی دارد و مصادیق غلطی. به هر حال غیرت هم نام یک ویژگی برای انسان است که زیر بار ستمی نرود و در مقابل دیگران مسئول باشد. آن راننده تاکسی‌ای که یک هفته به خانه برنگشت و وقتی برگشت به دخترش گفت «اینم شهریه دانشگات» آن خاصیت انسانی‌ای را محقق کرده است که حالا در معنای درست کلمه به آن غیرت می‌گوییم. بی‌غیرتی هم خراب کردن خانه بر روی سر پیرزنی است. اما زنان را ابژه‌ی غیرت کردن رسماً ناشی از یک انحراف شخصیتی است که خودش را با انواع خوانش‌های دلبخواهی، پشت مفاهیم فرهنگی و دینی-اخلاقی موجه می‌کند. غیرت در نسبت با زنان، پنهان کردن ضعف است. این را از کتب فلسفی نیاموختم، از جایی دیگر دیدم.

🔹 من عمری با پدرم مشکل داشتم. یک مرد سنتی بسیار خشن که مرا به هیچ حساب می‌کرد چون «عرضه نداشتم پشت کسی را به خاک بمالم و سرم درون کتاب‌های چرت و پرت بود و دو قرون هم گیر می‌آوردم کاغذ پاره می‌خریدم». تا این اواخر رابطه‌ی‌مان خوب نبود. تا اینکه یک حرکت‌اش باعث شد خم شوم و پایش را ببوسم.

🔹در آن ماجرا فک و فامیل مرا متهم کردند به اینکه بی‌غیرتی کرده عوض اینکه خودش آن پسر را لت و پار کند رفته مانع کشته شدن‌شان هم شده است و سبب عقدشان! وقتی پدرش پیش پدرم که بزرگ طایفه بود آمده بود که «فلانیِ فلان فلان شده‌ی بی‌غیرت کجاست؟» پدرم گفته بود «من خیلی خوشم از این پسر نمیاد، ولی کارش درست بوده که از رفیقش دفاع کرده. به تو چه؟! دو نفر همو دوست داشتن! تو "بی‌غیرتی" که می‌خوای با این بهونه از زیر هزینه مراسم‌شان در بری! نمی‌کنی خودم هزینه می‌کنم!» طرف دیوانه شده بود که بزرگ خاندان دارد چه می‌گوید!!

🔹 پدرم دیگر فرق داشت، یک معلم بازنشسته یا آدم صلح‌جویی نبود. یک تفنگ‌چیِ قدیمی از قلب طوایف عشایر لک که تمثال مجسم اراده معطوف به قدرت بود. مدام پرخاش می‌کرد. من هم که درس‌خوان و رسماً در چشم‌اش هیچ. حالا این آدم، عشق را به رسمیت شناخته بود. وقتی شنیدم ذوق کردم.

🔹 بعدها که فکر کردم دیدم این آدم در طول زندگی‌اش برخوردِ خشنی با زن و دخترها و عروس‌هایش نداشته. با اینکه بارها روی ما پسران دست هم بلند کرده بود. نه از این حیث که آنها را ناچیز بداند، اتفاقاً به دختران‌اش اهمیت بیشتری می‌داد و نصحیت را فقط از دو خواهر بزرگم قبول می‌کرد، به عبارتی برایش کاملاً سوژه بودند و آنها را شیء‌واره نمی‌دید. اما انگار یک باور خاص داشت. از جانب خود مرد، برخورد فیزیکی با زنان را نشانه ضعف‌شان می‌دید. انگار خیلی ذلیل می‌دید آن مردی را که به هر جهت دست روی زن بلند کند. این کم و بیش در بین مردان قدیمی هست البته. اما مورد خاص پدرم این بود که عشق را از مقوله‌ی ناموس جدا کرده بود. عشق ربطی به ناموس نداشت برای این مرد. جمله‌ی «دو نفر همدیگر را دوست دارند به تو چه» را ژان پل سارتر نگفت. پدر من گفت! مردی که اصلاً کتاب خواندن را نشانه بی‌عرضگی می‌دانست!

🔹 همین هم مهم است. مهم‌تر از فرامین مسئولان برای پیگیری این خشونت خانگی و مهم‌تر از همه تحلیلات حقوقی و فلسفی و جامعه‌شناختی. اینکه در همان جهان، در همان عالم، صدایی دیگر هم وجود دارد که غیرت را امرونهی کردن به زنان و ظلم کردن بر ایشان تعریف نمی‌کند، غیرت را چیز دیگری می‌فهمد. این صدایی است که جامعه "در گام نخست" به آن نیاز دارد و در گام بعدی حالا به مباحث دیگر که مواردی را بر می‌شمارم.

(ادامه دارد)



🌾@Naqdagin
📕غیرت (۲/۲)

🖋#علینجات_غلامی (مدرس و پژوهشگر فلسفه و مترجم)

مسئله‌ی فلسفی:
شک و پرسش در تعاریف غیرت و آبرو

مسئله‌ی فقهی:
مسئله‌ی ولایت پدر بر جان فرزند: آیا این ولایت قابل فسخ و تعلیق در صورت از بین رفتن شرایط عدل و انصاف هست یا خیر.

مسئله‌ی حقوقی:
مسئله‌ی قاضی که به رغم مشهود بودن خطر، دوباره دختر را به پدرش می‌سپارد.

مسئله‌ی اجتماعیِ توصیفی:
کارکرد و معنای اجتماعیِ غیرت و آبرو.

مسئله‌ی اجتماعی انتقادی:
حقوقِ زنان و نقد نابرابری‌های اجتماعی.

مسئله‌ی سیاسی: مسئله‌ی بازنماییِ رسانه‌ای ارزش‌شناختیِ ایدئولوژی.

🔻همه‌ی اینها سرفصل‌هایی هستند که اگر روزی ما جامعه‌ی‌مان به وضع عادی برگشت بدانها بیاندیشیم. اما آن نکته‌ی اصلی و اولیه، همان نگریستن به ساختار زیست‌جهان و بدواً شنیدن صداهای دیگرگونه‌ی درون‌اش است، زیرا زندگی قبل از هر چیز به خودش اعتماد می‌کند.
🔻مهم ترین چیزی که آن شب هولناک فهمیدم این بود که آن خانواده فقط به یک چیز نیاز داشتند تا دخترشان را نکشند. اینکه یک نفر فقط یک نفر بگوید نکشتن بی‌غیرتی نیست. آن وقت دیگر همه نمی گفتند بی غیرتید چون از همه یک نفر کم شده بود و دیگر همه نبود.

@madrasefalsafe
www.madrse.com



🌾@Naqdagin
📕کدام مصداق از غیرت مذموم است؟

#علیرضاموثق

✍️دکتری روان‌شناس، یادداشتی در نقد غیرت نوشتند (اینجا) و من در نقد مطلبِ ایشان، باید بگویم که ایضاح و تدقیقِ مفهومیِ لازم صورت نگرفته و یادداشتشان از این حیث واجدِ ایراد است.

واضح است که راقم این سطور، هیچ تعلقی به سنتِ اسلامی و خرافات و اباطیلِ قرآن و نیز به فرهنگِ مردسالار و عصرِ حجر-حجازیِ ایرانی-اسلامی ندارد و آنچه می‌گوید با ابتنا به عقلانیت و اخلاقِ عام بشری است.

◾️این دکتر لازم بود با توجه به کانتکست، بر این نکته (که البته می‌تواند پیش‌فرضِ متعارفِ موضعشان تلقی شود) تأکید می‌کرد که مرادش، دفاعِ مشروع و با روشِ عقلانی و متناسب و اخلاقی، در موردِ ظلم و مزاحمت نسبت به زنان نیست تا تیغ به کفِ زنگیِ مست و بهانه به دستِ جُهال و شارلاتان‌هایِ مذهبی و فاشیست ندهد.

این مفهومِ کلی و مبهم (یعنی غیرت) می‌تواند به یک رفتارِ متمدنانه و اخلاقی و مدبرانه در خصوصِ دفاع از زنی که تحتِ ظلم و مزاحمت قرار گرفته اطلاق شود و یا به مشاوره و انتقاد و گفتگویِ استدلالی-اقناعی در بینِ اعضای خانواده؛ یعنی به خیرخواهی و اهمیت دادن به خیرِ «دیگری یا معشوق» اعم از زن و مرد.

خیانت در هیچ فرهنگی ممدوح نیست؛ اما می‌توان و می‌بایست نسبت به خیانتِ مرد یا زن، موضعی اخلاقی و متعادل، مثلِ انتقاد و اعتراض و طلاق را اتخاذ کرد و نه چون یک گرگِ وحشی با خشونتِ فیزیکی و داس به جانِ زن افتاد. البته وقتی مجازاتِ زنای محصنه در اسلام سنگسار است؛ طبیعی است که مردهای رشد یافته در این سنت که زورِ فیزیکیشان بیشتر از زنان است، بعضاً به قتل متمایل و تشویق شوند.

◾️نکته‌ی مهمِ دیگر اینکه تعددِ سکس در زندگیِ زناشویی و چند همسری، امری مذموم است. اگر چنین است؛ آن پیامبری که چند زن و کنیز و به تبع آن، روابطِ جنسیِ متنوع داشت نیز برایِ امروز ما (نه در بافتارِ قبیله‌ای-وایکینگی و عصرِ حجر-حجاز) الگویی مطلوب نیست و اگر چنین نیست (یعنی اگر چند همسری برایِ مردان مجاز است)، پس باز آن پیامبر، الگویی مناسب برایِ امروزِ ما نیست؛ چون زنان نیز می‌بایست حقوقِ برابر و به تبع آن، حقِ تعددِ شوهر داشته باشند. در مانحن فیه، هیچ مرجحی برای اِعمالِ تبعیض بین زن و مرد وجود ندارد و توجیهاتِ امثالِ مرتضی مطهری، خام و کودکانه است و برای ماله‌کشی، با مغالطه از «هست و نیست»، «باید و نباید» استنتاج کرده است.

حال، فرهنگی که در مقابلِ بوالهوسی و تعددِ سکسِ مردان، کر و کور می‌شود و یا به آموزه‌هایِ الله (که با عقلانیت و عدالت در زمانه و زمینه‌ی تاریخیِ ما تعارض دارد) متوسل می‌شود؛ غلط می‌کند و شکر زیادی می‌خورد که اسمِ ظلم و سرکوب و توحش و خشونت علیه زنان را غیرت می‌نامد (الله یعنی سلطانِ مستبد و توتالیتر و مذکرِ آسمان و تصور قرآن از خدا و نه خودِ خدا در نفس الامر که فراسویِ تورِ ذهن و زبانِ محدود و بشریِ ما ست).

◾️پس مفهوم غیرت، در عالم واقع و در عرفِ اهلِ زبان، ضرورتاً مصداقِ توحش‌هایِ مردسالارانه و فاشیستی و ظالمانه و بیمارگون را ندارد تا به کلی نفی شود.

برای مثال، من به مسلمان‌هایی که در مقابلِ مرگِ بیش از ۶۰۰ نفر و مسمومیت و کور و دیالیزی شدنِ بیش از ۳۰۰۰ نفر؛ تنها ظرف چند هفته و بر اثر مصرفِ الکلِ تقلبی سکوت می‌کنند و به احکامِ الله و حکومتِ اسلامی اعتراض نمی‌کنند؛ می‌گویم: «شعور و شرف و غیرتشان در معرضِ اختلال و ضعف است». چیزی شبیه به سیب‌زمینی هستند و تنها برای قبیله‌ی «خودی‌ها»، صدایشان در می‌آید و عموماً حتی یک مرتبه در خصوصِ ظلم نسبت به «دیگری‌ها»؛ از جمله نسبت به کودکان بهایی که حق تحصیل ندارند، اعتراضی نکرده‌اند (لازم به تأکید است که فقط یک احمق، دفاعِ من از حقوقِ بهایی‌ها را با تصدیقِ خرافات و اباطیلِ مذهبیشان خلط می‌کند).

در انتها اشاره کنم که با وجهی کمیک/تراژیک، این موجودات، در جهان بیش از همه مدعیِ غیرت و ایمان و اخلاق و عدالت و معنویت و عقلانیت هستند(!)



🌾@Naqdagin
📘انسان یاغی و تمام دشمنان آن
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 گروه نخست که به‌صورت یک مضحکه‌ی تاریخی، اتفاقا در ردای «جامعه‌شناس» ظهور پیدا کرده‌اند، به‌جای تلاش برای یافتن ریشه‌های بحران اجتماعی همچنان بر سر مظاهر بروز آن نهیب می‌زنند! یعنی به‌جای کنکاش در باب اینکه «چرا بخشی از جامعه با نظم حقوقی و اجتماعی خود احساس بیگانگی می‌کند»، انگشت اتهام را به سمت جامعه نشانه گرفته‌اند که «تو لیاقت نظم حقوقی‌ات را نداشتی»! یا مضحک‌تر اینکه به هنرمندان نهیب می‌زنند که «چرا واقعیت را همان‌گونه که بود ترسیم کردید»! انگار که بیماری را نزد پزشک ببرید و طرف با کلی تبختر فریاد بزند این فرد بیمار شده چون لیاقت سلامتی را نداشته!

🍂 گروه دوم، اما کمی قابل تامل‌تر هستند. این گروه، دست‌کم به این اندازه دن‌کیشوت‌وار بر سیمای واقعیت چنگ نمی‌کشند، اما با اندکی «زیرکی جبرگرایانه» نسخه‌ی درمان متفاوتی را تجویز می‌کنند و دومین رکن عاملیت فیلم را مورد حمله قرار می‌دهند: «ضرورت عمل».

🍂 این جریان، به باور من ریشه در نخستین فهم و خوانش طبقه‌ی متوسط ایرانی از تبعات ویرانگر انقلاب ۵۷ دارد که انعکاسش، بسیار جلوتر از عرصه‌ی سینما، در رمان‌های دهه‌ی ۷۰ قابل مشاهده است. جمع‌بندی نهایی در این خوانش به همین سطح خلاصه می‌شود که جامعه اساسا «میل به فساد و تخریب» دارد و حتی المقدور باید جامعه را از «ضرورت عمل» دور کرد تا ساختارهای مدنی در امان بمانند!

🍂 فهم دیگری هم در همین سطح وجود دارد که تبعات ویرانگر انقلاب صرفا محصول «فرم خشونت‌آمیز» آن بود و نه سویه‌های نظری و ایده‌آل‌های واپس‌گرایانه‌ی انقلابیون؛ پس «مدنیت دموکراتیک» مترادف می‌شود با تخطئه‌ی تمامی اشکال مقاومت اجتماعی و نوابغی از راه می‌رسند که در ادعای «خشونت‌پرهیزی» ظاهرا از گاندی هم پیشی می‌گیرند، اما در عمل و واقعیت، تنها چیزی را که تخطئه و لجن‌مال می‌کنند «روح طغیان‌گری و مقاومت»ی است که بن‌مایه‌ی اصلی کنش گاندی و دیگر رهبران دموکراتیک تاریخ است.

🍂 تناظر و تطابق این خوانش جدید با بسیاری از نظریه‌های کلاسیک «ضد دموکراسی» که اساسا هرگونه دخالت عموم مردم را مخرب و فسادزا قلمداد می‌کنند، سبب شد که نتیجه‌ی نهایی یک دستگاه به‌نسبت منسجم و پایدار نظری و عملی بدل شود، که به باور من، اصلی‌ترین سنگ‌بنای سنت سیاست‌ورزی «اصلاح‌طلبان ایرانی» را تشکیل می‌دهد.

🍂 سنتی که بجز اندک موارد تخطی (نظیر مقاومت اجتماعی ۸۸) می‌تواند توضیح دهنده‌ی تمامی تصمیمات و اقدامات اصلاح‌طلبانی باشد که تمرکز اصلی‌شان بر-دور-نگاهداشتنِ نیروی اجتماعی از عرصه‌ی سیاست، و اقبال به سمت‌و‌سویی است که امروزه فرم نهایی خودش را در عنوان «سیاست توافق‌گرا» به دست آورده.

🍂 در نهایت، بد نیست به این نکته هم تلنگری بزنیم که منطق نگرش به «سیاست منهای جامعه»، به‌طرز جالبی در میان اصلاح‌طلبان فعلی و نیروهای به ظاهر متضادشان، یعنی حامی سلطنت‌ پهلوی کاملا مشترک است!

🍂 دقیقا به همین دلیل است که زیربنای ادبیات سلطنت‌طلبان، در اکثر حوزه‌های تاریخی، اجتماعی و حتی هنری، در تطابق کامل با زنجیرۀ رسانه‌های شبه‌امنیتی اصلاح‌طلبان قرار دارد!

🍂 پشتوانه‌های نظری و تاریخی این رویکرد را سال‌هاست که امثال محمد قوچانی تئوریزه کرده‌اند تا هرگونه حق عاملیت اجتماعی در عرصه‌ی سیاست را تخطئه کنند و در تمامی بزنگاه تاریخی (از مشروطه گرفته تا خود انقلاب و حتی اصلاحات دهه‌های ۷۰ و ۸۰) انگشت اتهام را به سمت «مزاحمت جامعه برای روند سیاست» نشانه بروند.

🍂 جریان جدید پهلوی‌گرا نیز، همین منطق و همین تاریخ‌نگاری جدید را البته صرفا تا مقطع ۵۷ به عاریه گرفته است، بدون اینکه جواب بدهد «چطور قرار است از چنین مقدمه‌ای و با این حجم تنفر از نقش‌آفرینی سیاسی و تاریخی جامعه و تخطئه‌ی تمامی بن‌مایه‌های دموکراسی اجتماعی و سیاسی، به ضرورت یک تغییر اساسی دیگر برسد؟».


🗄پست مرتبط
📕غیرت به‌مثابهِ عدالت
📺 به کی می‌شه گفت منتقد؟
.


#نقد_فیلم #اپوزیشنقد #استمرارطالبان #سلطنت‌طلب #پهلوی #پهلویسم #مشروطه‌خواه #سینما #انقلاب #غیرت #ناموس #مسعود_کیمیایی #قیصر #فیلم_فارسی #اصلاح‌طلبان



🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
📘آغازگاهِ «غیرت مردانه» در قبایلِ بدوی

🍂 یک باستانشناس فرانسوی برای ۳۵ سال به طور مداوم به یک قوم بزرگ آمازون «یانومامو» سر می زند. قومی متشکل از ۲۵ هزار نفر که درون حدود۲۵۰ قبیله مجزا زندگی می کنند. زندگی شان با شکار و جمع آوری میوه و نباتات می گذرد.

🍂 دکتر « چانون» در طی بیش از سه دهه تحقیق، که ۵ سال از آن زندگی درون قبایل مختلف قوم یانومامو بوده‌است بالاخره این اواخر کتابی در باره آنها منتشر کرده‌است که تصویر کلی از شروع غیرت و مردانگی در قبیله‌های دنیای قدیم را ارائه می‌دهد:

۱- قبایل یانومامو به طور دائم در حال جنگ با همدیگر هستند.

۲- دلیل اصلی جنگ این قبایل آمازونی بر سر تصاحب زن از همدیگر است.

۳- در هر قبیله بعضی از مردان به خاطر شجاعت و جنگجوی خوب بودن، اعتبار و حرمت بیشتری کسب می کنند.

۴- مردانی که اعتبار بیشتر ( جنگجو و قوی تر ) دارند بیش از یک همسر دارند که گاهی به ۶ همسر هم میرسد. در حقیقت تعداد همسر داشتن بستگی به مقدار قدرت، غیرت و مردانگی شان خواهد داشت و اینکه بتوانند مردان دیگر قبیله را از دسترسی به زنان خود دور سازند.

۵- چند همسری مردان در قبیله منجر به این می شود که بخشی از مردان قبیله نمی توانند همسر داشته باشند و برای همین آنها برای دستیابی به زن و تولید نسل به قبایل دیگر تهاجم ببرند. اتفاقی که با خود انتقام و حمله متقابل را برای قبایل دیگر فراهم می کند. برای همین همیشه قبایل مختلف این قوم در حال جنگ با هم هستند.

۶- حدود ۲۰ درصد زنان درون هر قبیله در واقع از قبایل دیگر ربوده شده اند.

۷- حدود ۷۵ درصد اعضای همه قبایل، حداقل یک عضو خانواده شان را در جنگ های بین قبیله ایی از دست دادند

۸- نزدیک به نصف مردان قبیله ها حداقل یک نفر از اعضای قبیله های دیگر را کشته اند.

۹- قبایل کوچکتر یا ضعیف تر برای بقای خودشان ناچارند خصمانه تر و وحشی تر خود را بروز دهند. برای همین باستان شناس فرانسوی معمولا از رفتن به قبایل کوچکتر پرهیز می کند.

۱۰- گاهی دلایل جنگ بین قبیله ها دزدیدن غذا یا پس انداز قبایل دیگر است ولی دلیل اصلی و اول همه جنگ های مداوم قبیله های اولیه، ربودن زنان قبیله دیگر است.

(منبع: سایت مرد روز)


.


#نقد_فرهنگ #جامعه #معرفی_کتاب #زنان #جامعه‌شناسی #غیرت #زن‌کشی #انسان‌شناسی



🌾 @Naqdagin