نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دربارۀ حسیدی‌ها
@Naqdagin
🎧دربارۀ حسیدی‌ها

🔸درست در وسط شهر نیویورک و در منطقه بروکلین این شهر جماعتی زندگی میکنند که با بقیه مردم نیویورک کاملا متفاوت هستند. آنها هم در ظاهر و هم در عقیده با بقیه مردم تفاوت دارند.نیویورک شهریست پر از آسمانخراش، پر از بانک و موسسات مالی و مراکز خرید و فروش سهام و هر آن چیزی که مربوط به پول و مادیاته. آنوقت در وسط چنین جایی گروهی از یهودیان ارتودوکس زندگی میکنند که میگویند ما به دنبال معنویاتیم. کسایی که به آنها حسیدی میگویند و به عقاید و مناسک افراطیشان معروف هستند.

🔸در این اپیزود در مورد یهودیت ارتودوکس و گرایش حسیدی به تفصیل صحبت کردم. در مورد آداب و مناسک خاص این مردم مثل شبات و سوکا، و در مورد این گفتم که چطور این گروه متفاوت در شهر نیویورک ساکن شدند.

.


#نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #مدرنیته #سنت



🌾 @Naqdagin‌ | @doxpodcast
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دربارۀ آمیش‌ها
@Naqdagin
🎧دربارۀ آمیش‌ها

🔸تصور کنید در ایالت اوهایوی امریکا با یک اتومبیل مدرن در حال رانندگی هستید و ناگهان وارد منطقه ای میشوید که در آن تعداد زیادی درشکه تردد میکند. یک درشکه ران در هیات یک کشاورز دویست سال پیش بر روی درشکه نشسته و به اسبها هی هی میکند، با دهانش سرو صدایی ایجاد میکند تا اسبها راه بروند. انگار به گذشته سفر کرده اید و ناگهان از عصر اطلاعات به جایی پرت شدید که آنجا هنور دوره دوره کشاورزی است. به منطقه آمیش نشین هلمز کانتی خوش آمدید. جایی که جماعتی از مسیحیان محافظه کار در آن به شیوه پیشینیانشان زندگی میکنند. بدون برق، بدون اینترنت و بدون جلوه های زندگی مدرن. گویی این جماعت دشمن تکنولوژی و مدرنیته هستند. آمیشها چه کسانی هستند و چرا اینگونه فکر میکنند. اپیزود را بشنوید.

.


#نقد_ادیان #نقد_فرهنگ #مدرنیته #سنت



🌾 @Naqdagin‌ | @doxpodcast
📘بیگانه‌بودنِ "گذشته" را باید فهمید و بدان گردن‌ نهاد

✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 نمی‌شود "فهم‌امروز" را به پس‌پریروز بُرد و احکام‌اخلاقی امروزین را بر گذشته‌های دوردست افکند و حکم راند. من منکر پاره‌ای سویه‌های "بن‌مایه‌ای" سخن آقای سلیمانی‌امیری نیستم، اما با تغافلی که ایشان از داوری‌ "زمان‌پریش" می‌کنند، موافقتی ندارم.

🍂 هرچند دشوار است این تصور، ولی باید کوشید تا بدان دست‌یافت که مردمان گذشته مثل ما نمی‌اندیشیدند. آن‌ها با قصه‌ها و تصویرها فکر و استدلال می‌کردند و برحقیِ هنجارها را در متن قصه‌هایی که می‌ساختند، می‌آزمودند. اگر امروز اندیشه تجریدی محمل پویش فکر ماست، در پس‌پریروزِ تاریخ، "اسطوره‌ها" این نقش را داشتند.

🍂 این سخن دفاعیه‌ای از فردوسی است که در قامت و قالب "قصه‌های شاهان"، سخن از شرافت و انصاف و خردمندی و ازخودگذشتگی، و صدالبته شوربختی و "تراژدی" گفت. و در این گفتن‌ها خواست در متن و بستر یک فروکوفتگی عظیم‌ملیِ لگدکوبِ مهاجمانی بی‌تراز گشته، گذشته مفتخر این سرکوب‌شدگان را به یادشان آوَرد، که باری مردمی بوده‌اند!

🍂 فردوسی مداحی شاهان‌ نکرد، بل از "گبرکان"ای گفت که چون نامردمانِ خونی و چپاولگر مهاجم نبودند؛ نکته‌ای که خشم همشهری‌اش "امام محمد غزالی" را برآورد که "این مرد مدح گبرکان گفتست!" غزالیِ حجه‌الاسلام، متهتکی افسون‌زده خیالاتِ الهیاتی و پرتاب‌شده‌ای به هپروتِ عِلّیّین بود که فردوسیِ دهقانِ فروتن، نان چون اوها می‌داد تا ناز برفلک و ستاره کنند!!

🍂 انسان باستانی به "اسطوره" می‌اندیشید و می‌گفت. باید این شیوه اهل‌باستان را شناخت، تا فهمید که مثلا اسطوره‌‌ای که افلاطون ساخت و در رساله "سمپوزیوم" گفت و به‌ چشم‌ ما مسخره می‌آید، چگونه در صدد تبیین "عشق" و سویه‌های آن بود. اگر به این وجه‌ و جایگاه اسطوره در اندیشیدنِ باستانیان توجه نکنیم، لاجرم حکم خواهیم کرد که از هومر تا فردوسی یاوه‌گویانی بیش نبودند، یا که امثال "مهابهارات"‌ها سروده‌هایی اراجیف‌محض بودند! حقا که نه‌چنین بود!

🍂 آنچه‌ از مرده‌ریگ اسطوره‌اندیشیِ باستانیان برجاماند، "استعاره" و "تمثیل"ایست که ما در امروز به سخن و اندیشه در کار می‌‌کنیم، خاصه آن اولی را که راه‌گشای ما به فهم و بیان پیچیده‌ترین انگاره‌هاست. الا این‌که ما خلاف باستانیان، "آگاه" به استعاره بودنِ استعارات‌مان هستیم، بر آن‌ها ادعای واقعیت نمی‌کنیم؛ "ابزارشان" می‌دانیم، هم برای فهم و هم برای بیان.

🍂 در برابر، اهل باستان، قصه‌هایی را که به ذهن‌شان می‌رسید و "با عقل‌شان جور در می‌آمد"، واقعیت‌ می‌گرفتند که بقول افلاطون در تیمائوس، "نمی‌تواند نادرست باشد!!". همه نکته در این "نمی‌تواند"‌ای است که ما را خنده‌ می‌آید!! اگر ما این تلقی را نابخرد و مسخره می‌گیریم، افلاطون و پیشتر از اوها "جدی"اش می‌گرفتند. آن‌ها "استعاره" در کار نمی‌کردند، به "اسطوره" بود که مشتغل بودند در اندیشیدن، و بس جدی‌اش می‌گرفتند؛ درحال احمق هم نبودند!! این را باید فهمید.

🍂 نهاد بسیار کهنِ "سلطنت" بیخِ پیشاتاریخی دارد، و تا همین دیروز در همه‌جای جهان آن را "طبیعی" می‌گرفتند، آنقدر که اصلاً جور دیگری از "حاکمیت" برای کسی نه دانسته بود و نه در خیال می‌آمد. "دمکراسیِ" عهد پریکلس در آتن، مثل سویه‌های دیگرِ حیرت‌افکنِ یونانیت، بارقه کم‌رمقی در تاریخ انسان بود که دولت بسیار مستعجلی هم شد.

🍂 "مدرنیته" در این اواخر بود که "سلطنت" را مشروطه‌ی "بی‌یال و دم‌ و اشکم" نمود، تا بیش از "عِجلاً جَسَداً لَهُ خُوار" نباشد و نتواند دست در تطاول‌ها گشاید. در همچو هندسه مُضَیَّقی از امر سیاست بود که فردوسی، ضحاکِ بازی‌خورده‌ی شیطان را هم‌عنان کاووسِ نابخرد، در برابرِ فریدون نهاد تا به درنده جانورِ پر زور و لایعقلی چون سلطان‌محمود غزنوی درس سلطنتِ بِخرَد داده باشد.

🍂 "فردوسی در ستایش جباران نسرود که برعکس جبارانِ قصه‌هایش را به مغاک بدنامی و زوال سرنگون می‌کرد. حقا که نسبت مداحی‌شاهان به فردوسی دادن، جفایی سخت نارواست.

@sahebolhavashi

.


#نقد_روشنفکران #ایران



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مسیر رهایی از اضطراب در فلسفه اسپینوزا
رهایی و آزادی از چشم‌انداز فلسفی (+)

🔸اسپینوزا و هندسه‌ی رهایی؛ این ویدیو صرفاً یک بحث فلسفی نیست، بلکه دعوتی است به بازنگری بنیادین در نحوه‌ی مواجهه با دنیای درونتان و یافتن آرامشی پایدار که از دلِ فهم عمیق زاده می‌شود. آیا آماده‌اید با یکی از قدرتمندترین و شاید مناقشه‌برانگیزترین راهکارهای تاریخ اندیشه برای مدیریت هوشمندانه عواطف آشنا شوید؟

📺 درس‌هایی از اسپینوزا برای زندگی مدرن و آزادی اصیل
📕درسی از اسپینوزا

.


#فلسفیدن #اسپینوزا #فلسفه #آرامش_درون #روانشناسی #فلسفه_برای_زندگی #جبرگرایی #عقلانیت #رهایی #خودشناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تحلیل فاجعۀ بندرعباس (+)

🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا


.


#سیاست #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ دو هوش مصنوعی دربارۀ دو نظام اقتصادی (+)

🔸با هوش مصنوعی دو متفکر ساختیم؛ یکی سوسیالیست و دیگری کاپیتالیست (یا سرمایه‌دار) تا درباره‌ی این مدل‌های اقتصادی با همدیگه به بحث و مناظره می‌پردازند. از پنج مدل هوش مصنوعی هم خواستیم که به پاسخ‌های طرفین مناظره امتیاز بدن. متن این ویدیو تماماً بدون دستکاری ساخته‌ی هوش مصنوعیه و سپس توسط انسان گویندگی شده. صدای گوینده‌ها هم بعد با هوش مصنوعی تغییر داده شده.

📺 مناظرۀ هوش مصنوعی مسلمان با هوش مصنوعی منتقدِ اسلام
📺 مناظرۀ ترامپ و خامنه‌ای دربارۀ برنامۀ هسته‌ای ج
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📻 چطور هوش مصنوعی می‌تواند “منِ ایرانی” را دگرگون کند؟
📻 مناظره‌ای درباب «محمد و اسلام»

.


#سیاست #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اخوان المسلمین: از مصر تا انقلاب اسلامی در ایران (+)


.


#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فرقۀ فوت‌پرستان!
"به عقاید هم احترام بگذارید!"


🔸معمول است که این‌دست حرکات، بدون حداقلی تحقیق در پیش‌زمینۀ ذهنی کسانی که دنبال‌کنندۀ این مدعیان هستند، با قهقهۀ تمسخرآمیزِ سریعی جهت تخلیۀ روان خستۀ ما مواجه شود؛ اما حتی همین عملِ به‌ظاهر ساده و خنده‌دار، محتمل است که توجیهاتِ جالب و پیش‌زمینه‌های عقیدتی-تاریخی جدی‌ای در ذهن مردمی برای آن صف کشیده‌اند، داشته‌باشد، و ای بسا متکلمان سنتی و مدرنی (نظیر روشنفکران دینی) برای آن‌ها نیز باشد که در تمام عمرشان، به تشریح معقولیت و فواید عملی و دلایل علمی این سنت بپردازند.

🔸چطور ما برای مثلا طلب آمرزش گناهانِ یک سال و یک عمرمان در شب قدر صف می‌کشیم و با گریه، و قرآن بر سر گذاشتن و قسم دادن، فکر می‌کنیم که همه‌چیز درست شد و رفت، در‌حالی‌که تغییرِ روانی-فکری و عادتیِ چندانی در اکثر ما رخ نمی‌دهد؟ یا چطور به امام‌زاده‌ها رجوع می‌کنیم و دخیل می‌بندیم تا بلاخره به یک وسیله و حشیشی، آرزوها و امیالمان برآورده شود؟ یا چطور وقتی بلایی می‌آید صدقه می‌دهیم،‌ ولو با پولی بی‌ارزش؟ یا چطور در سر در خانه و محلۀ کسب‌مان، علامتی مثل نعل یا یک آیه می‌گذاریم تا چشم نخوریم یا رزق‌ و روزی‌مان زیاد شود؟ یا چطور در هنگام عقد، جمله‌ای منسوب به پیامبری، که دو سده بعد وجود او در تاریخ‌نگاری عباسی پرداخته شده و حتی یک جمله که با قطعیت بتوان به وجود ناقطعی او نسبت داد، وجود ندارد را تکرار می‌کنیم؟ آن هم اکثرا به عربی! جمله‌ای که از جهات بسیاری مشمئزکننده و بی‌معنی‌ست:
«نکاح (فعل آمیزش و نه ازدواج آن‌گونه که معروف شده) سنت من است و هر کس از آن رو برگرداند، از من نیست!»

تو گویی که قبل از اسلام، بنی‌بشر با فتوسنتز سنتش ادامه یافته و بقا یافته، یا در اکثر مذاهب، سنت رابطۀ زناشویی جاری نبوده؛ یا بسیاری انسان‌های معنوی و اخلاقی، با رابطۀ زناشویی و بدون رابطۀ زناشویی، معنوی و اخلاقی نماندند و الگوی بشریت نشدند و... .

🔸اگر این مساله را دنبال کنیم، به خیلی مثال‌ها می‌رسد، اما ما عادت داریم که به آنچه عادت جامعۀ ما نیست بخندیم و حماقت بنامیمش، و عادت‌های فکری و عملی خود را بهترین نحوۀ فکر و عملِ تاریخِ بشریت تصور کنیم و نوعی فکر و عمل خداگونه.

🔸ما در حصار چندلایه‌ای از خودشیفتگی‌ها و فروبستگی‌ها اسیریم، و برای رهایی از حس‌های حقارت‌مان هم که شده، دنبال فرد و جمعیتی هستیم که مورد خنده و تمسخر قرار دهیم و بگوییم حداقل از این‌ها وضعیت بهتری داریم، هرچقدر هم که در ناخودآگاه‌مان همیشه حس حقارت می‌کنیم: نوعی دلداری و خودفریبی برای ادامه‌دادن.

🔸البته مثال‌هایی که طرح شد، فقط مثال‌های مذهبی بود، اما مثال‌های غیرمذهبی را نیز می‌توان تصور کرد. وقتی مثلا به عادت خودمان در طی کردن تحصیلاتی که در عمل محصول خاصی به خودمان و جامعه نمی‌دهد، بازنگری نمی‌کنیم و نمی‌خندیم، و به‌صرف اینکه جامعه ما را دکتر و مهندس و تحصیل‌کرده بداند، راضی می‌شویم؛ چرا که در رقابتی با اطرافیان، سرمان کلاه نرفته و کسی هستیم در چشم آن‌ها، لااقل یک شکست‌خورده و فرد نامستعد تلقی نمی‌شویم!

🔸باری! به هر عقیده‌ای نباید احترام گذاشت. عقیده‌ای که دگم باشد و خود را ملاک حق و باطل بداند، و در مقابل نقادی آزادانه و مداوم سرافراز نشود، احترام‌برانگیز نیست و از درونش تهی‌ست؛ حال چه عقاید دیگری‌ها باشد، یا عقاید مختلف خودمان، اعم از مذهبی یا غیرمذهبی.

🔸انسان‌ها هستند که محترم‌اند، آن‌ هم نه بابت افکار و انتخاب‌های گهگاه حماقت‌بارشان، بلکه بابت اینکه انسان‌اند و می‌توانند از حماقت‌هایشان آگاه شوند و از بار آن بکاهند و کمتر احمق بمانند و با اندکی حماقتِ کمتر بمیرند. و این احترام، تنها در یک فضای کاملا آزاد قابل شکوفایی‌ و معنامندی‌ست؛ وگرنه در وضعیتی که آزادیِ دگر-بودن و آزادی بیانِ افکار و عقاید، حرمت و احترام ندارد، عملا انسان نامحترم است، و افکار احترام‌آمیز او، امکانِ یافتنِ جایگاهِ محترمِ خودشان را ندارند.

.


#تفکر_انتقادی #نقد_ادیان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM