📗اشارات و تنبیهات (۵۵)
— دوستیِ بیخرد، خود دشمنیست! (۲)
(۲/۲)
🍂 سیاستمداری که ملتِ خودش را «صاحبِ تحلیل و صلاحیت» نمیداند، حتی در زمینۀ انتخاب «نوع پوشش» و نظر دادن دربارۀ چنین موضوعِ ابتدایی و حلشدهای در جهان جدید، و البته پرمناقشه در ذیل حکومت اسلامی، که فقط در یک سال اخیر، عاملِ قتل صدها تن (از جمله کودکانی چون کیان پیرفلک و نیکا شاکرمی و...) و کور شدنِ چشمِ جوانان (اعم از دختر و پسر) و زندانی شدنِ بیش از یک صد هزار تن در طولِ اعتراضات سراسری (موسوم به جنبش مهسا) علیه این قانون ظالمانه شد، و مآلاً برای «تعیین نظام سیاسیِ» مطلوبِ اکثریت (بعد نیمقرن حکمرانی و تغییر چند نسل) نیز حاضر به برگزاریِ رفراندوم و حتی انجامِ نظرسنجی آزاد نیست، و خودش نیز تن به هیچ نوع نظرسنجی و انتخابات و حتی مصاحبۀ مطبوعاتی (مثل مابقیِ رهبران دنیا) نداده و نمیدهد، و شورای نگهبانش، رؤسای جمهور سابق و نمایندگان اسبق مجلس را نیز رد صلاحیت میکند، تبعاً نمیتواند در مقابل اسراییل، با دست پر وارد شود و افکار عمومی دنیا را مجاب کند که راه حل این مناقشۀ تاریخی، رفراندوم است؛ آن هم رفراندومی که یک حکومت مذهبی-قومی (اعم از اسلامی یا یهودی) موضوعش نباشد که مبتنی بر حذف دیگریها و ایجاد انواع شهروند درجۀ اول و دوم و سوم است.
🍂 از لحاظ نظری و عملی، نظام اسلامی دچار انجماد مطلقِ فکری و عقیمبودگی کامل است و دوستیاش با فلسطین، به دوستی خاله خرسه میماند که خسارات غیرقابل جبرانی به مردم فلسطین وارد کردهاست؛ چرا که نظراً و عملاً نمیتواند با پیشنهاد یک نظام سیاسیِ واحدِ سکولار یا لائیکِ فراگیرِ غیر«قومیتی-مذهبی»، به پایان آپارتاید اسراییل و بیدولتی عربهای فلسطینی و معادل شدنِ اسلام و فلسطین در افکار عمومی بخشی از جهان با «تروریسم و بنیادگرایی و عملیات انتحاری و ناامنی مداوم» کمکی کند؛ وقتی حتی اهل سنت (از یهودیان و مسیحیان و لامذهبان سخنی نمیگویم)، یعنی بهزبان تمثیل «فلسطینیهای مقیم ایران»، از امکان نامزد شدن برای ورود به مقامات ارشدِ جمهوری اسلامی و حتی داشتنِ مسجد در پایتخت و شهرهای بزرگِ مملکت اسلامی و داشتن یک شبکه در صداوسیمای ملی حکومت اسلامی محرومند، یا بهاییان بهشکل روزمره، با انواعِ محرومیت و آزار و سرکوب شدید مواجهند، چگونه میتوانیم پرچمدار راهحلی معقول و اخلاقی در جهان امروز باشیم و اسراییل را از این منظر، تحت فشارِ واقعی و اساسی جهانیان قرار دهیم؟ یعنی وقتی در ذیل حکومتِ «ولایت مطلقۀ فقیه»، حتی برای پیروانِ مذاهبِ مختلف اسلامی، بلکه حتی برای شیعیان دوازدهامامیِ نامعتقد به ولایت مطلقۀ فقیه یا مصداق آن، جایی برای حضور و مشارکت سیاسی-اجتماعیِ آزاد و برابر نیست، چگونه میتوان مردم اسراییل را به قبول رفراندومی خواند که اگر فلسطینیها در آن پیروز شوند، یهودیان پس از آن، از اوج عزت و رفاه و آزادیهای اجتماعی-سیاسی، به حضیض ذلت و خواری و شهروند درجه چندم بودن و انواع محرومیتهای اجتماعی-سیاسی، سقوط میکنند؟
🍂 همانگونه که برای همراه شدن مردم یک کشور در یک انقلاب سیاسی، نیازمند نیروهای بدیلی با پرنسیبهای اخلاقی و برنامههای روشن و غیرشعاری هستیم، و اگر ندانیم چه میخواهیم، نمیتوانیم مردم را با خود همراه کنیم و اگر هم با انواع روشهای غلط همراه شوند، فاجعهای مثل انقلاب ۵۷ رخ میدهد که برای چند نسل، موضوعِ حسرت و پشیمانی و لعن و نفرین میسازد، برای حل مناقشۀ تاریخی فلسطین-اسراییل نیز نیازمند نیروهای بدیلی با پرنسیبهای اخلاقی هستیم که راهحلهایی معقول و روشن و غیرشعاری عرضه کنند که تمام شهروندان ساکن یک مرز را زیر چترِ حکومت قانون (و نه ایدئولوژی یا دین و مذهب یا قومیتی خاص) قرار دهند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دوستیِ بیخرد، خود دشمنیست! (۲)
(۲/۲)
🍂 سیاستمداری که ملتِ خودش را «صاحبِ تحلیل و صلاحیت» نمیداند، حتی در زمینۀ انتخاب «نوع پوشش» و نظر دادن دربارۀ چنین موضوعِ ابتدایی و حلشدهای در جهان جدید، و البته پرمناقشه در ذیل حکومت اسلامی، که فقط در یک سال اخیر، عاملِ قتل صدها تن (از جمله کودکانی چون کیان پیرفلک و نیکا شاکرمی و...) و کور شدنِ چشمِ جوانان (اعم از دختر و پسر) و زندانی شدنِ بیش از یک صد هزار تن در طولِ اعتراضات سراسری (موسوم به جنبش مهسا) علیه این قانون ظالمانه شد، و مآلاً برای «تعیین نظام سیاسیِ» مطلوبِ اکثریت (بعد نیمقرن حکمرانی و تغییر چند نسل) نیز حاضر به برگزاریِ رفراندوم و حتی انجامِ نظرسنجی آزاد نیست، و خودش نیز تن به هیچ نوع نظرسنجی و انتخابات و حتی مصاحبۀ مطبوعاتی (مثل مابقیِ رهبران دنیا) نداده و نمیدهد، و شورای نگهبانش، رؤسای جمهور سابق و نمایندگان اسبق مجلس را نیز رد صلاحیت میکند، تبعاً نمیتواند در مقابل اسراییل، با دست پر وارد شود و افکار عمومی دنیا را مجاب کند که راه حل این مناقشۀ تاریخی، رفراندوم است؛ آن هم رفراندومی که یک حکومت مذهبی-قومی (اعم از اسلامی یا یهودی) موضوعش نباشد که مبتنی بر حذف دیگریها و ایجاد انواع شهروند درجۀ اول و دوم و سوم است.
🍂 از لحاظ نظری و عملی، نظام اسلامی دچار انجماد مطلقِ فکری و عقیمبودگی کامل است و دوستیاش با فلسطین، به دوستی خاله خرسه میماند که خسارات غیرقابل جبرانی به مردم فلسطین وارد کردهاست؛ چرا که نظراً و عملاً نمیتواند با پیشنهاد یک نظام سیاسیِ واحدِ سکولار یا لائیکِ فراگیرِ غیر«قومیتی-مذهبی»، به پایان آپارتاید اسراییل و بیدولتی عربهای فلسطینی و معادل شدنِ اسلام و فلسطین در افکار عمومی بخشی از جهان با «تروریسم و بنیادگرایی و عملیات انتحاری و ناامنی مداوم» کمکی کند؛ وقتی حتی اهل سنت (از یهودیان و مسیحیان و لامذهبان سخنی نمیگویم)، یعنی بهزبان تمثیل «فلسطینیهای مقیم ایران»، از امکان نامزد شدن برای ورود به مقامات ارشدِ جمهوری اسلامی و حتی داشتنِ مسجد در پایتخت و شهرهای بزرگِ مملکت اسلامی و داشتن یک شبکه در صداوسیمای ملی حکومت اسلامی محرومند، یا بهاییان بهشکل روزمره، با انواعِ محرومیت و آزار و سرکوب شدید مواجهند، چگونه میتوانیم پرچمدار راهحلی معقول و اخلاقی در جهان امروز باشیم و اسراییل را از این منظر، تحت فشارِ واقعی و اساسی جهانیان قرار دهیم؟ یعنی وقتی در ذیل حکومتِ «ولایت مطلقۀ فقیه»، حتی برای پیروانِ مذاهبِ مختلف اسلامی، بلکه حتی برای شیعیان دوازدهامامیِ نامعتقد به ولایت مطلقۀ فقیه یا مصداق آن، جایی برای حضور و مشارکت سیاسی-اجتماعیِ آزاد و برابر نیست، چگونه میتوان مردم اسراییل را به قبول رفراندومی خواند که اگر فلسطینیها در آن پیروز شوند، یهودیان پس از آن، از اوج عزت و رفاه و آزادیهای اجتماعی-سیاسی، به حضیض ذلت و خواری و شهروند درجه چندم بودن و انواع محرومیتهای اجتماعی-سیاسی، سقوط میکنند؟
🍂 همانگونه که برای همراه شدن مردم یک کشور در یک انقلاب سیاسی، نیازمند نیروهای بدیلی با پرنسیبهای اخلاقی و برنامههای روشن و غیرشعاری هستیم، و اگر ندانیم چه میخواهیم، نمیتوانیم مردم را با خود همراه کنیم و اگر هم با انواع روشهای غلط همراه شوند، فاجعهای مثل انقلاب ۵۷ رخ میدهد که برای چند نسل، موضوعِ حسرت و پشیمانی و لعن و نفرین میسازد، برای حل مناقشۀ تاریخی فلسطین-اسراییل نیز نیازمند نیروهای بدیلی با پرنسیبهای اخلاقی هستیم که راهحلهایی معقول و روشن و غیرشعاری عرضه کنند که تمام شهروندان ساکن یک مرز را زیر چترِ حکومت قانون (و نه ایدئولوژی یا دین و مذهب یا قومیتی خاص) قرار دهند.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فلسفۀ اسپینوزا ۳
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه سوم
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— متنخوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا
🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی
#درسگفتار #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 پژوهشی در قرآن (۱۱) 🎙دکتر #ساسان_توسلی 🔸اشتباه قرآن در داستان سامری و هارون و موسا و سخن گفتن از قومی بهنام سامری، یک زمانپریشیِ ۵ قرنیست 🔸نسبت دادن «صلیب کشیدن» به فرعون طبق قرآن، یک زمانپریشی اساسیست 🔸انکارِ «به صلیب کشیده شدن» عیسا مسیح، یکی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پژوهشی در قرآن (۱۲)
🎙دکتر #ساسان_توسلی
🔸مدعای قرآن که یهودیان میگفتند «عُزَیر (عزرا) پسر خداست»، هیچ مبنای تاریخیای ندارد و هیچ فرقهای از یهود، باوری مشابه مسیحیان در مورد عُزَیر نداشتند.
🔸قرآن میگوید:
🔺درحالیکه از نظر تاریخی میدانیم که این اسمی بسیار متداول و محبوب میان یهودیان بودهاست.
🔶 بیان برخی اختلافات قرآن و بایبل (در داستان نوح و...)
🔸مؤلفان قرآن، برخی اسامی را قاطی کردهاند از جمله مریم که مادر عیسا بوده، بهاشتباه دختر عمران و خواهر هارون (برادر موسی) دانستهاند و یکی از موضوعات پر مناقشه در تفاسیر را رقم زدهاند.
🔸مؤلفان قرآن بهاشتباه، وزیر فرعون را «هامان» دانستهاند؛ درحالیکه این اسمی ایرانیست (نه مصری) و وزیری در دربار خشیار شاه بودهاست.
🔸داستانِ طلب مائدۀ آسمانی توسط حواریون عیسا و عید پیرامون آن (که اسم سورۀ مائده نیز از آن نشأت گرفتهاست)، در هیچ منبعی نیست. تنها معجزهای که هر ۴ انجیل گزارش دادهاند، غذا دادن چند هزار نفر با چند تکه نان و ماهی بودهاست، اما جشن مسیحیان، بنا به واقعۀ «شام آخر» یا «عشای ربانی» است که یادبود مرگِ منجر به رستاخیزِ عیسا مسیح بودهاست و اینجا نیز مؤلفان قرآن دچار خطاها و خلطهای جدیای شدهاند.
🔸«سخن گفتن عیسا مسیح در نوزادی» یا «ساختن پرنده توسط مجسمۀ گلی» در اناجیل مسیحی نیست؛ اولی در «رسالۀ بشارتی یعقوب» و دیگری در «انجیلِ کودکی مسیح به روایت توماس» است که جزو کتب قرن دوم میلادی به بعد هستند که هیچ یک از پدران کلیسا به آنها بعنوان منبعی دستهاول و معتبر عقیده نداشتند و بیشتر کتبی خرافهمحور محسوب میشدند.
🔸داستانهای زیادی در قرآن موجود است که نه از بایبل عبری و نه اناجیل است، بلکه از منابع افسانهای و اسطورهای اقتباس شدهاست. داستانهایی چون اصحاب کهف و ذوالقرنین هم به داستانهایی رایج در دوران تألیف قرآن که در موعظههای کشیشان استفاده میشده، برمیگردند.
🔸این آیه (اعراف، ۱۷۱) نیز در بایبل عبری نیست، بلکه در داستانهای اسطورهای قوم یهود بودهاست و مؤلفان قرآن به اشتباه آن را به خدا نسبت دادهاند:
🔶 طرح و بررسی انتقادیِ پاسخهای رایج مسلمانان به این ایرادها
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #ساسان_توسلی
🔸مدعای قرآن که یهودیان میگفتند «عُزَیر (عزرا) پسر خداست»، هیچ مبنای تاریخیای ندارد و هیچ فرقهای از یهود، باوری مشابه مسیحیان در مورد عُزَیر نداشتند.
🔸قرآن میگوید:
يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا؛ ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت میدهیم که نامش «یحیی» است؛ و پیش از این، همنامی برای او قرار ندادهایم!
🔺درحالیکه از نظر تاریخی میدانیم که این اسمی بسیار متداول و محبوب میان یهودیان بودهاست.
🔶 بیان برخی اختلافات قرآن و بایبل (در داستان نوح و...)
🔸مؤلفان قرآن، برخی اسامی را قاطی کردهاند از جمله مریم که مادر عیسا بوده، بهاشتباه دختر عمران و خواهر هارون (برادر موسی) دانستهاند و یکی از موضوعات پر مناقشه در تفاسیر را رقم زدهاند.
🔸مؤلفان قرآن بهاشتباه، وزیر فرعون را «هامان» دانستهاند؛ درحالیکه این اسمی ایرانیست (نه مصری) و وزیری در دربار خشیار شاه بودهاست.
🔸داستانِ طلب مائدۀ آسمانی توسط حواریون عیسا و عید پیرامون آن (که اسم سورۀ مائده نیز از آن نشأت گرفتهاست)، در هیچ منبعی نیست. تنها معجزهای که هر ۴ انجیل گزارش دادهاند، غذا دادن چند هزار نفر با چند تکه نان و ماهی بودهاست، اما جشن مسیحیان، بنا به واقعۀ «شام آخر» یا «عشای ربانی» است که یادبود مرگِ منجر به رستاخیزِ عیسا مسیح بودهاست و اینجا نیز مؤلفان قرآن دچار خطاها و خلطهای جدیای شدهاند.
🔸«سخن گفتن عیسا مسیح در نوزادی» یا «ساختن پرنده توسط مجسمۀ گلی» در اناجیل مسیحی نیست؛ اولی در «رسالۀ بشارتی یعقوب» و دیگری در «انجیلِ کودکی مسیح به روایت توماس» است که جزو کتب قرن دوم میلادی به بعد هستند که هیچ یک از پدران کلیسا به آنها بعنوان منبعی دستهاول و معتبر عقیده نداشتند و بیشتر کتبی خرافهمحور محسوب میشدند.
🔸داستانهای زیادی در قرآن موجود است که نه از بایبل عبری و نه اناجیل است، بلکه از منابع افسانهای و اسطورهای اقتباس شدهاست. داستانهایی چون اصحاب کهف و ذوالقرنین هم به داستانهایی رایج در دوران تألیف قرآن که در موعظههای کشیشان استفاده میشده، برمیگردند.
🔸این آیه (اعراف، ۱۷۱) نیز در بایبل عبری نیست، بلکه در داستانهای اسطورهای قوم یهود بودهاست و مؤلفان قرآن به اشتباه آن را به خدا نسبت دادهاند:
و [یاد کن] آنگاه که ما کوه [طـور ] را از جاى برکنده و همچون سایبانى بـالاى سر آنها (بنیاسرائیل) نگه داشتیم، و پنداشتند که بر سرشان خواهد افتاد [و گفتیم]: آنچه را [از کتاب و دین] به شما دادهایم، با جدّ و جهد تمام بگیرید و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید، باشد که پرهیزکار شویید.
🔶 طرح و بررسی انتقادیِ پاسخهای رایج مسلمانان به این ایرادها
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
🔪 قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
📻 اسحاق و ایفیگنیا؛ تطورات دو روایت باستانی از «قربانی فرزند»
📺 نام محمد در بایبل؟ (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 طبق قرآن، بایبل عبری و بایبل مسیحی تحریف نشدهاند
.
#بازنگری #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نقدآگین
1️⃣ یک دیپلماتِ سابقِ #حکومت_اسلامی برخی از ما حزباللهیها، تفکر صهیونیستی داریم. ساختن وطن و دولت بنا بر عقیده، امری صهیونیستی است؛ وطن بنا بر سکونت است و نه عقیده. 2️⃣ #علیرضاموثق 🍂 این دیپلماتِ سابقِ حکومتِ ولایتِ مطلقهٔ فقیه، هنوز درک نکرده که تفکر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗کوروش و محمد بن عبدالله در ترازو
✍🏻 #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «گویانیوز» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۲۴ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «گویانیوز» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۲۴ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗کوروش و محمد بن عبدالله در ترازو
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 دکتر حسن محدثی در کانال خود (زیر سقف آسمان) در سلسله یادداشتی «دربارۀ کوروش» در حال طرح نقطهنظراتِ خود در باب این پادشاهِ بدل شده به اسطوره میان ایرانیان است. هرچند برخی از عوام افراطی و عوامزدگان ناسیونالیست، بهناگاه گریبان چاک دادند و مثل مسلمینِ داعشی و جماعتِ حزباللهی، فریاد و شیونِ «وا کوروشا! وا ایرانا!» سر دادند و انواع انگ و تهمت و توهین را در همان آغاز طرح بحث، به سوی ایشان پرتاب کردند تا فرهنگِ بیمار و منحط و دینخوی ما (که اختصاصی به مسلمین و شیعیان ندارد) را بهخوبی آشکار کنند.
🍂 از میان ده صفحهای که ایشان تا اکنون منتشر کردهاند، فقط به بخش نخست نوشتارشان میپردازم تا به این بهانه، طرح بحثی نمایم. دکتر محدثی پرسشی طرح کرده دربارۀ کوروش، تحت این عنوان که «آیا کوروش صلحطلب و فروتن بود؟»، این پرسش را شاید بتوان با طرح پرسشی دیگر، بهتر پاسخی داد «آیا محمد بن عبدالله، پیامبری صلحطلب و فروتن بود؟»؛ چرا که برای بررسی واقعبینانۀ شخصیتهای تاریخی، باید حتیالمقدور از ذهنیتگرایی پرهیز کرد و امکانات محدود فرهنگی را در نظر گرفت تا از واقعیتها به ایدهآلها حرکت کرد و نه برعکس. برای مثال، اگر نلسون ماندلا از شخصیتهای تاریخی ایران بود و چند قرن بعد از او، قصد داشتیم کارنامهاش را داوری کنیم، با حرکت از ایدهآلها به سوی واقعیتها، ممکن بود او را رهبرِ خطرناک و خشنِ یک گروهِ مبارزان مسلح تروریست، برای دستیابی به برخی آرمانهای ارزشمند تصور کنیم، و نه فردی نمادِ عدالتخواهی و آزادیخواهی و دموکراسیخواهی و صلحطلبی که به اقتضای موقعیت و در کانتکست مربوطه (فضای خشن سرکوبگر حکومتِ آپارتاید نژادی)، دست به اسلحه نیز بردهاست و از این کار و تهدید به آن، هیچ ابایی نداشتهاست. برای اینکه از واقعیتها به ایدهآلها حرکت کنیم، مقایسۀ تطبیقی شخصیتهایِ بهطورِ نسبی مشابه در تاریخ، میتواند راهگشا باشد.
🍂 دکتر محدثی از دوستداران اندیشههای دکتر علی شریعتی است و پژورۀ فکریشان، دستکم در حیطۀ فهم اسلام، بهمعنایی ادامۀ کاریست که دکتر شریعتی انجام دادهاست. اگر بنا بر متر و معیارهایی که ایشان به کمک آن، به فهم تاریخ پرداختهاند، محمد بن عبدالله، «پیامبری فروتن و صلحطلب» بوده باشد و با همان معیارها، کوروش «شخصیتی خودشیفته و جنگطلب و خونریز» دانسته شود، آنگاه دکتر محدثی دچار مغالطۀ «استاندارد دوگانه» در فهم تاریخ شدهاند. از شریعتی نام بردم و خوب است که در اینجا، نظر او را در مورد منشِ محمد بن عبدالله بازگو کنم. شریعتی پیرامونِ اسلام و منش محمد بن عبدالله میگوید:
🍂 شریعتی پا را حتی از این هم فراتر میگذارد و میگوید...
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «گویانیوز» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۲۴ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #ایران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 دکتر حسن محدثی در کانال خود (زیر سقف آسمان) در سلسله یادداشتی «دربارۀ کوروش» در حال طرح نقطهنظراتِ خود در باب این پادشاهِ بدل شده به اسطوره میان ایرانیان است. هرچند برخی از عوام افراطی و عوامزدگان ناسیونالیست، بهناگاه گریبان چاک دادند و مثل مسلمینِ داعشی و جماعتِ حزباللهی، فریاد و شیونِ «وا کوروشا! وا ایرانا!» سر دادند و انواع انگ و تهمت و توهین را در همان آغاز طرح بحث، به سوی ایشان پرتاب کردند تا فرهنگِ بیمار و منحط و دینخوی ما (که اختصاصی به مسلمین و شیعیان ندارد) را بهخوبی آشکار کنند.
🍂 از میان ده صفحهای که ایشان تا اکنون منتشر کردهاند، فقط به بخش نخست نوشتارشان میپردازم تا به این بهانه، طرح بحثی نمایم. دکتر محدثی پرسشی طرح کرده دربارۀ کوروش، تحت این عنوان که «آیا کوروش صلحطلب و فروتن بود؟»، این پرسش را شاید بتوان با طرح پرسشی دیگر، بهتر پاسخی داد «آیا محمد بن عبدالله، پیامبری صلحطلب و فروتن بود؟»؛ چرا که برای بررسی واقعبینانۀ شخصیتهای تاریخی، باید حتیالمقدور از ذهنیتگرایی پرهیز کرد و امکانات محدود فرهنگی را در نظر گرفت تا از واقعیتها به ایدهآلها حرکت کرد و نه برعکس. برای مثال، اگر نلسون ماندلا از شخصیتهای تاریخی ایران بود و چند قرن بعد از او، قصد داشتیم کارنامهاش را داوری کنیم، با حرکت از ایدهآلها به سوی واقعیتها، ممکن بود او را رهبرِ خطرناک و خشنِ یک گروهِ مبارزان مسلح تروریست، برای دستیابی به برخی آرمانهای ارزشمند تصور کنیم، و نه فردی نمادِ عدالتخواهی و آزادیخواهی و دموکراسیخواهی و صلحطلبی که به اقتضای موقعیت و در کانتکست مربوطه (فضای خشن سرکوبگر حکومتِ آپارتاید نژادی)، دست به اسلحه نیز بردهاست و از این کار و تهدید به آن، هیچ ابایی نداشتهاست. برای اینکه از واقعیتها به ایدهآلها حرکت کنیم، مقایسۀ تطبیقی شخصیتهایِ بهطورِ نسبی مشابه در تاریخ، میتواند راهگشا باشد.
🍂 دکتر محدثی از دوستداران اندیشههای دکتر علی شریعتی است و پژورۀ فکریشان، دستکم در حیطۀ فهم اسلام، بهمعنایی ادامۀ کاریست که دکتر شریعتی انجام دادهاست. اگر بنا بر متر و معیارهایی که ایشان به کمک آن، به فهم تاریخ پرداختهاند، محمد بن عبدالله، «پیامبری فروتن و صلحطلب» بوده باشد و با همان معیارها، کوروش «شخصیتی خودشیفته و جنگطلب و خونریز» دانسته شود، آنگاه دکتر محدثی دچار مغالطۀ «استاندارد دوگانه» در فهم تاریخ شدهاند. از شریعتی نام بردم و خوب است که در اینجا، نظر او را در مورد منشِ محمد بن عبدالله بازگو کنم. شریعتی پیرامونِ اسلام و منش محمد بن عبدالله میگوید:
عجبا! اسلام صلح نیست؛ اسلام جنگ است. نباید از اتهام کشیشها و استعمارگران و شبهروشنفکرانِ کاردستی آنها ترسید و جا زد! با بزک کردن و امروزی وانمود کردن اسلام کاری از پیش نمیرود؛ حقیقت را باید آنچنان که هست شناخت، نه آنچنانکه میپسندند... اسلام تنها مذهبیست که فقط به موعظه و پند و اندرز نمیپردازد، بلکه خود برای تحقق کلمه، شمشیر میکشد. اگر بخواهند از پیغمبر اسلام مجسمهای بریزند، باید در یک دستش کتاب باشد و در دست دیگرش شمشیر....
🍂 شریعتی پا را حتی از این هم فراتر میگذارد و میگوید...
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «گویانیوز» | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۲۴ واژه
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #ایران #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
کوروش و محمد بن عبدالله در ترازو
علیرضا موثق دکتر حسن محدثی در کانال خود (زیر سقف آسمان) در سلسله یادداشتی «دربارۀ کوروش» در حال طرح نقطهنظراتِ خود در باب این پادشاهِ بدل شده به اسطوره میان ایرانیان است. هرچند برخی از عوام افراطی و عوامزدگان ناسیونالیست، بهناگاه گریبان چاک دادند و مثل…
نقدآگین
📺 شهریار و #حافظ 🎙#محمدحسن_صادقی پاشو ای مست که دنیا همۀ دیوانه توست همه آفاق پر از نعرۀ مستانۀ توست درِ دکانِ همه بادهفروشان تختهاست آن که باز است همیشه، درِ میخانۀ توست دستِ مشاطۀ طبع تو بنازم که هنوز زیور زلف عروسان سخن، شانۀ توست ای زیارتگهِ رندانِ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📘فروغی، نخستین لیبرالِ مشروطهخواه ✍🏻 #رضا_زمان 🍂 محمدعلی فروغی، ذُکاءالمُلک، از نخستین نسلِ لیبرالهای ایرانی بود که عموماً فرنگیمآب و مشروطهخواه بودند. جنبش مشروطیت، در نخستین گام و حرکتِ خود، یک جنبشِ لیبرالِ سیاسی بود که خواستِ لیبرالی از ساختار سیاسی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویری از نشریۀ ملانصرالدین سپتامبر ۱۹۱۳، مهر ۱۲۹۲
راست: ای جماعت! یک نفر بانوی سیده در خانۀ ما گرسنه و لخت دراز کشیده! برای او اعانه لازم است. هر کس هر چه در توانش هست بدهد؛ یک در این دنیا خرج کنید، هزار در آخرت عوضش را خواهید گرفت.
چپ: خطاب به عیالش: یکی دو ساعت این جوری دراز بکش!
🔺حدود نیمقرن بعد، بهمدد «عمق بینشِ» ساواک در سرکوب بخش روشنفکر و مدرنِ جامعه و سیاستِ تکحزبیِ شبه«کمونیستی-حزباللهی»، و انواع حمایت مالی-رسانهای از مراکزِ بسط خرافات و آخوندهای بهاییستیزی چون فلسفی (بهمثابه باجِ پسا کودتای ۲۸ مرداد) و سنتگرایانِ غربستیزی چون نصر و فردید، همین آخوندها، روضهخوانها و مداحان، شاه مملکت شدند! نیمقرن فرصت برای ساخت مدارسی با آموزش لائیکِ مبتنی بر بسطِ تفکر انتقادی و حمایت از مطبوعات و روشنفکرانی که دینخویی را در جامعه، با بسط پرسشگری و تفکر تحلیلی به حداقل برسانند، و مانعزدایی از فعالیت احزاب ملی، بر باد دادهشد، تا حتی در سال ۲۰۲۳، بخشی از اذهانِ مدرن جامعه، مثل آتش شاکرمی، «عامل اصلیِ» قدرتگیری آخوندها و بقایشان را با تئوری توطئه، به غرب منتسب کنند.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
راست: ای جماعت! یک نفر بانوی سیده در خانۀ ما گرسنه و لخت دراز کشیده! برای او اعانه لازم است. هر کس هر چه در توانش هست بدهد؛ یک در این دنیا خرج کنید، هزار در آخرت عوضش را خواهید گرفت.
چپ: خطاب به عیالش: یکی دو ساعت این جوری دراز بکش!
🔺حدود نیمقرن بعد، بهمدد «عمق بینشِ» ساواک در سرکوب بخش روشنفکر و مدرنِ جامعه و سیاستِ تکحزبیِ شبه«کمونیستی-حزباللهی»، و انواع حمایت مالی-رسانهای از مراکزِ بسط خرافات و آخوندهای بهاییستیزی چون فلسفی (بهمثابه باجِ پسا کودتای ۲۸ مرداد) و سنتگرایانِ غربستیزی چون نصر و فردید، همین آخوندها، روضهخوانها و مداحان، شاه مملکت شدند! نیمقرن فرصت برای ساخت مدارسی با آموزش لائیکِ مبتنی بر بسطِ تفکر انتقادی و حمایت از مطبوعات و روشنفکرانی که دینخویی را در جامعه، با بسط پرسشگری و تفکر تحلیلی به حداقل برسانند، و مانعزدایی از فعالیت احزاب ملی، بر باد دادهشد، تا حتی در سال ۲۰۲۳، بخشی از اذهانِ مدرن جامعه، مثل آتش شاکرمی، «عامل اصلیِ» قدرتگیری آخوندها و بقایشان را با تئوری توطئه، به غرب منتسب کنند.
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 همواره این پرسش را داشتهام که چرا چپِ انترناسیونال ایرانی، در چند دهۀ اخیر، اینقدر از واژۀ «ایران» منزجر است؟ پیشترها فرق داشت [برگردید به تجربههای تاریخی پیش از ۵۷]. از نویسنده و فعالهای اخیر بگیر تا هنرمند و مابقی؛ گویی یک قاچ لیمو بگذاری جلوی گربه؛…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
— دیالوگی با آتش و بسیاری ذهنیتهای مشابه
🔸نقدی بر این گزارۀ #آتش_شاکرمی: «غرب "عامل اصلیِ" بالا آمدن و سر پا ماندنِ حکومت آخوندی و دیگر حکومتهای افراطیست و باید از این کار دست بردارد»
#چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دیالوگی با آتش و بسیاری ذهنیتهای مشابه
🔸نقدی بر این گزارۀ #آتش_شاکرمی: «غرب "عامل اصلیِ" بالا آمدن و سر پا ماندنِ حکومت آخوندی و دیگر حکومتهای افراطیست و باید از این کار دست بردارد»
#چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در مورد «سریال آقای پرویز ثابتی»
✍️ استاد #علی_مرادی مراغهای
🍂 معمولا در دنیا، وقتی ستارۀ اقبال شکنجهگران افول میکند، خودشان سعی میکنند از گذشتۀ سیاهشان فاصله گرفته در گوشهای گم و گور شده و آفتابی نشوند؛ چون یادآورِ زخم و شکنجهاند، اما آقای ثابتی، پس از نزدیک به نیم قرن، بازگشته و میکوشد عملکردهای خود و آن سیستم را با مستندهای کولاژگونه از صحنههایی تقطیع شده، مالهکشی و تطهیر کند!
🍂 اولین بار، رونمایی از ثابتی در گرماگرم «جنبش مهسا» شروع شد (مقالۀ رونمایی از آقای پرویز ثابتی)؛ این ظهور او بی دلیل نیست. او و دوستانش، بوی کباب به مشامشان خورده، غافل از آنکه خر داغ میکنند!
🍂 ظهور او و خاطراتش، اگر برای کشف حقیقت و عبرت آیندگان میبود و اگر فردی حقیقتجو در برابر وی مینشست و او را به چالش میکشید، میتوانست خدمت به تاریخ ایران باشد، اما همیشه در مقابلِ کسانی مینشیند که از او، «ثابتیتر» هستند؛ کسانی مانند عرفان قانعیفرد یا کسی که در این مستندها در مقابلش نشسته؛ چون هدفِ مستندها، خدمت به تاریخ گذشته و کشفِ گرههایِ آن نیست؛ تطهیر گذشته است.
🍂 او ۴۵ سال در غربِ دمکراتیک زیسته، سنش به ۹۰ نزدیک میشود، اما هیچ تغییر نکرده؛ همان مقام امنیتیِ فریز ماندۀ دهۀ پنجاه است که هر بار، پس از کشف خانۀ تیمی، بر صفحۀ تلویزیون ظاهر میشد و به شرح کشاف فتحش میپرداخت!
🍂 یکی از بزرگترین بیماریهای ما این است که تمامیِ اختلافها و نزاعهای خود را به جنگِ «خیر/شر» و «حق/باطل» تقسیم میکنیم. این تقسیم به «حق/باطل» و «اهورا/اهریمن»، از تربیتِ غیردمکراتیک و ذهنیتِ اسطورهای ما برمیآید که بجایِ خرد انتقادی، به فوران احساسات و خودشیفتگیِ ما انجامیده و در نتیجه، ذهنیت ما بجای نقد علمی و بیطرفانه، بلافاصله به یک ثنویت ابدیِ «شیطان/خدا» غش میکند! و قضاوتها و رفتارمان نیز رنگ مطلقِ سیاهی یا سفیدی به خود میگیرد!
🍂 در حالیکه درکِ انسانِ نسبی با نگاه مطلقانگارانه و خیر و شری، نابخردانه است؛ چون بسیار مواقع دیده شده که هر دو طرف نزاع، بر خطا بودهاند، پدرسوخته بودهاند، در پی کسب قدرت و ثروت بودهاند. تنها یک طرف، کمتر پدرسوختهتر از طرف مقابل بوده، یا کمی مایل به سیاهی یا مایل به سفیدی.
🍂 اکنون آقای ثابتی در ۸۷ سالگی، همچنان گرفتار آن دایرۀ تنگ خیر و شر مطلق مانده. به نظرش در یک طرف، حکومتِ خیرخواهِ اعلیحضرت بود که میکوشید ایران را به بهشت و تمدن بزرگ برساند و در طرف دیگر، نیروهای شر بودند، یعنی تودهایهای بیوطن، چریکهای خرابکار و تروریست، اسلامیستهای متحجر و واپسگرا، و جبهۀ ملی و مصدق که میخواست انتقام قاجار را از پهلویها بگیرد(!).
🍂 این نگرشِ خیر و شر مطلق، در عمل به خشونتِ هولناک و بیپایان نسبت به طرفِ مقابل میانجامد؛ به همین خاطر، پیشنهادِ آقای ثابتی به اعلیحضرت، «قلع و قع، مشت آهنین و کوبیدن... هر صدای متفاوت» بوده و تاسف میخورد که اعلیحضرت، گوش نکرد و پدرِ مخالفان را در نیاورد، وگرنه الان سرِ کار میبودیم!
🍂 او با ذهنیت امنیتی و خیر و شریاش، متوجه نمیشود، حکومتی که در ذهن مردم سقوط کرده، دیر یا زود در عینیت نیز سقوط خواهد کرد، و بجای مشتِ آهنین، باید در پی علتهای داخلیِ این سقوط میبود.
🍂 به نظرش، زمانِ اعتراضات، زمانِ «شل کردن و نرمش» نبود، اما در نظر نمیگیرد که در زمانِ «ثبات و اوج گیری پترو-دلارها» هم، اعلیحضرت بجای شل کردن، سوار بر یابوی نخوت، «حزب رستاخیز» میفرمود، غربیانِ چشم آبی را مسخره میکرد که مملکتداری بلد نیستند و باید از او بیاموزند!
🍂 او پس از ۴۵ سال زیستن در غرب، از «انتخابات آزاد» نفرت دارد و از پیشنهادِ نظام فاشیستی فرانکو به شاه دفاع میکند؛ چون مردم ایران آمادۀ دمکراسی نیستند! اما آیا نظام فرانکو، به آمادگی مردم برای دمکراسی کمک میکند؟!
🍂 میزان فهم آقای ثابتی ۸۷ ساله از درس مملکتداری، مرا یاد داستانی از همشهریمان زینالعابدین مراغهای در سیاحتنامهاش میاندازد که میکوشید معنی «ایهام» را برای طرف بفهماند:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie
✍️ استاد #علی_مرادی مراغهای
🍂 معمولا در دنیا، وقتی ستارۀ اقبال شکنجهگران افول میکند، خودشان سعی میکنند از گذشتۀ سیاهشان فاصله گرفته در گوشهای گم و گور شده و آفتابی نشوند؛ چون یادآورِ زخم و شکنجهاند، اما آقای ثابتی، پس از نزدیک به نیم قرن، بازگشته و میکوشد عملکردهای خود و آن سیستم را با مستندهای کولاژگونه از صحنههایی تقطیع شده، مالهکشی و تطهیر کند!
🍂 اولین بار، رونمایی از ثابتی در گرماگرم «جنبش مهسا» شروع شد (مقالۀ رونمایی از آقای پرویز ثابتی)؛ این ظهور او بی دلیل نیست. او و دوستانش، بوی کباب به مشامشان خورده، غافل از آنکه خر داغ میکنند!
🍂 ظهور او و خاطراتش، اگر برای کشف حقیقت و عبرت آیندگان میبود و اگر فردی حقیقتجو در برابر وی مینشست و او را به چالش میکشید، میتوانست خدمت به تاریخ ایران باشد، اما همیشه در مقابلِ کسانی مینشیند که از او، «ثابتیتر» هستند؛ کسانی مانند عرفان قانعیفرد یا کسی که در این مستندها در مقابلش نشسته؛ چون هدفِ مستندها، خدمت به تاریخ گذشته و کشفِ گرههایِ آن نیست؛ تطهیر گذشته است.
🍂 او ۴۵ سال در غربِ دمکراتیک زیسته، سنش به ۹۰ نزدیک میشود، اما هیچ تغییر نکرده؛ همان مقام امنیتیِ فریز ماندۀ دهۀ پنجاه است که هر بار، پس از کشف خانۀ تیمی، بر صفحۀ تلویزیون ظاهر میشد و به شرح کشاف فتحش میپرداخت!
🍂 یکی از بزرگترین بیماریهای ما این است که تمامیِ اختلافها و نزاعهای خود را به جنگِ «خیر/شر» و «حق/باطل» تقسیم میکنیم. این تقسیم به «حق/باطل» و «اهورا/اهریمن»، از تربیتِ غیردمکراتیک و ذهنیتِ اسطورهای ما برمیآید که بجایِ خرد انتقادی، به فوران احساسات و خودشیفتگیِ ما انجامیده و در نتیجه، ذهنیت ما بجای نقد علمی و بیطرفانه، بلافاصله به یک ثنویت ابدیِ «شیطان/خدا» غش میکند! و قضاوتها و رفتارمان نیز رنگ مطلقِ سیاهی یا سفیدی به خود میگیرد!
🍂 در حالیکه درکِ انسانِ نسبی با نگاه مطلقانگارانه و خیر و شری، نابخردانه است؛ چون بسیار مواقع دیده شده که هر دو طرف نزاع، بر خطا بودهاند، پدرسوخته بودهاند، در پی کسب قدرت و ثروت بودهاند. تنها یک طرف، کمتر پدرسوختهتر از طرف مقابل بوده، یا کمی مایل به سیاهی یا مایل به سفیدی.
🍂 اکنون آقای ثابتی در ۸۷ سالگی، همچنان گرفتار آن دایرۀ تنگ خیر و شر مطلق مانده. به نظرش در یک طرف، حکومتِ خیرخواهِ اعلیحضرت بود که میکوشید ایران را به بهشت و تمدن بزرگ برساند و در طرف دیگر، نیروهای شر بودند، یعنی تودهایهای بیوطن، چریکهای خرابکار و تروریست، اسلامیستهای متحجر و واپسگرا، و جبهۀ ملی و مصدق که میخواست انتقام قاجار را از پهلویها بگیرد(!).
🍂 این نگرشِ خیر و شر مطلق، در عمل به خشونتِ هولناک و بیپایان نسبت به طرفِ مقابل میانجامد؛ به همین خاطر، پیشنهادِ آقای ثابتی به اعلیحضرت، «قلع و قع، مشت آهنین و کوبیدن... هر صدای متفاوت» بوده و تاسف میخورد که اعلیحضرت، گوش نکرد و پدرِ مخالفان را در نیاورد، وگرنه الان سرِ کار میبودیم!
🍂 او با ذهنیت امنیتی و خیر و شریاش، متوجه نمیشود، حکومتی که در ذهن مردم سقوط کرده، دیر یا زود در عینیت نیز سقوط خواهد کرد، و بجای مشتِ آهنین، باید در پی علتهای داخلیِ این سقوط میبود.
🍂 به نظرش، زمانِ اعتراضات، زمانِ «شل کردن و نرمش» نبود، اما در نظر نمیگیرد که در زمانِ «ثبات و اوج گیری پترو-دلارها» هم، اعلیحضرت بجای شل کردن، سوار بر یابوی نخوت، «حزب رستاخیز» میفرمود، غربیانِ چشم آبی را مسخره میکرد که مملکتداری بلد نیستند و باید از او بیاموزند!
🍂 او پس از ۴۵ سال زیستن در غرب، از «انتخابات آزاد» نفرت دارد و از پیشنهادِ نظام فاشیستی فرانکو به شاه دفاع میکند؛ چون مردم ایران آمادۀ دمکراسی نیستند! اما آیا نظام فرانکو، به آمادگی مردم برای دمکراسی کمک میکند؟!
🍂 میزان فهم آقای ثابتی ۸۷ ساله از درس مملکتداری، مرا یاد داستانی از همشهریمان زینالعابدین مراغهای در سیاحتنامهاش میاندازد که میکوشید معنی «ایهام» را برای طرف بفهماند:
روزی یکی از علمای افغان، به طلاب درس میداد. مهدیبیک شقاقی، با لباس دهاتی گذرش به آنجا افتاد. مدرس افغانی، مغرورانه، اعتنایی به او نکرده و پس از درس، از او پرسید «درسی که دادم، فهمیدی؟». مهدیبیک نیمخندهای کرده و میگوید: «فهمیدم!». مدرس افغانی اصرار میکند که «اگر فهمیدی، بگو ببینم درس چه بود؟». جواب میدهد: «در مورد «ایهام» بود». مدرس افغانی دوباره میپرسد: «تو اصلا معنی ایهام را میدانی؟! تعریف کن ببینم». مهدیبیگ میگوید: «معنی ایهام این است که مثلا بنده، یک غلام دارم نامش «مبارک» است و شما هم غلامی دارید نامش «مبارک». هر دو «مبارک» با همدیگر دعوا کردند. «مبارکِ» غلام بنده، «مبارکِ» شما را زد بر زمین، رید بر سر مبارک شما!».
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Ali_Moradi_maragheie