نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘زندگی‌خواهی یا مرگ‌خواهی؟ مسأله این است

🍂 ملت‌ها و امت‌ها را ایده‌ها می‌سازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنی‌ترین ویژگی‌های مؤمن و یکی از مهمترین نشانه‌های صداقت اوست. این نقطه‌ای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان می‌ایستد.

🍂 ستودنی‌ترین ویژگی «انسان راست‌منش» در گاهان، زندگی‌خواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، به‌مثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگ‌خواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع می‌گسترد و گلوی زندگی را سخت می‌فشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل می‌کند.

🍂 جمشید در وجه سازنده‌اش که سرنمونِ بزرگترین ایده‌آل‌های فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر می‌شود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دست‌یابی به برترین آرمان‌هایش اقرار می‌کند، اما حتی یک قدم از آن آرمان‌ها پا پس نمی‌کشد.

🍂 ایده‌آل‌ِ «انسان شادخوار» و «شادی‌آفرین»، برترین ایده‌آل فرهنگ ایران است. صفحه‌به‌صفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایه‌ترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجاده‌ها به اشک آمیخته‌اند، از یک تبار نیستند.

🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینه‌شدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگ‌خواهی و نیستی‌خواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگی‌خواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی به‌روی تجربه‌های نو‌به‌نو» تعریف می‌شود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگ‌خواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.

🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را می‌سگالد [می‌اندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که به‌رغم همۀ مخاطرات و درشتی‌ها و سختی‌ها و فراز-و-نشیب‌ها، زندگی را دوست بدارد و در جست‌و‌جوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راست‌منش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگ‌خواهی و مرگ‌ستایی» تعریف می‌شود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.

🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟‌ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار می‌رفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیت‌های هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آینده‌ای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.

پی‌نوشت
: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمی‌یابد؛ از همین رو، این ایده‌ای‌ست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگی‌اندیشی و زندگی‌دوستی» فرا-می‌خواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریف‌ترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد داده‌است. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» به‌زانو در آورد.


.


#اسطوره‌شناسی #نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘یلدای حافظی

✍🏻
#رضا_زمان

🍂 از سُنت‌های نیک ایرانی در یلدای کهن و باستانی ما ایرانیان، شعرخوانی و از آن میان، حافظ‌خوانی‌ست. این چیزی‌ست که غنای بیش‌تری به آیین ایرانی می‌دهد و به یک تعبیر، یلدا را ایرانی‌تر می‌کند. #حافظ شیرازی، به حق، از پدران فرهنگی ایران‌زمین است؛ از میان پدران نامقدس، چنان برای ایرانیان خودی‌ست که هر آیین و جشن، یلدا باشد یا نوروز، بهانه می‌کنند برای مراجعه به دیوان و خوانش غزلیاتش؛ این امّا بهانهٔ نابه‌جایی نیست، حافظ برای یلدا، بهانهٔ جور و موجهی‌ست، بهانهٔ فضیلت است. شب یلدا بدون حافظ، چیزی کم دارد، چیزی ارزش‌مند؛ چون همۀ چیزهایی را دارد که در پسِ یلدا هست، یا باید باشد: «پاس‌داشت زندگی، آری‌گویی به دنیا، هم‌زیستی و مُدارا».

🍂 حافظ، شاعر گیتی‌باور ماست؛ گیتیانه‌ترین اشعار به فارسی شیرین، از آنِ حافظ است. او، در زمینِ دنیای خاکی، بدون تعارف و خجالت، بی‌شرم و بی‌لکنت، به زندگی، به زیستن، به دنیای اینجا-اکنون آری گفت. حافظ، به قول خودش، آدم بهشتی بود، اما در این سفر، «حالی اسیر عشق جوانان مهوش؛ مدهوشِ می صاف و روی خوش و موی دلکش». آموزهٔ حافظی، حظّ عالی از این سفر دنیوی‌ست؛ کام‌ جُستن از زیستِ اکنون، بهره بردن از زندگیِ این‌جا، لذت از بودن.

🍂 غزل حافظ، دعوت به بیشینهٔ خوشی و شادی‌ست در همین دنیا؛ کمال التذاذ در زیستن، بدون شرم و حیا! این است که حافظ، شاعر دنیادوست و دنیاگرای ما، زندگی را با تمام لذت‌ها و خوشی‌هایش می‌خواهد. حافظ در این گیتی‌باوری، بسی سخی و بخشنده است؛ کام‌جویی او سخاوت‌مندانه است نه خودخواهانه. با زبانی گویا و شیوا، مخاطب را می‌خواند که در لذت خود، با دیگری سهیم شود؛ اگر ساغرش پُر است، هم بنوشد و هم بنوشاند. «بنوشان و نوش کن»؛ شاد بودن و شادی را قسمت کردن، خوش بودن و خوشی را پخش کردن، لذت بردن و لذت را توزیع کردن.

🍂 آرمان‌شهر حافظ، که «آسایش دو گیتی» ست، هم‌نشینی و هم‌زیستی آدمیان در صلح و مسالمت است. که التذاذ و سخاوت جز در این آرمان‌شهر میسر نیست. اصل اخلاقی حافظ، بیزاری از مردم‌آزاری و ریاکاری‌ست؛ قانون حافظ، «آزادیِ گناه و آزادی گناهکاران» است و رهنمای او، احتراز از دخالت در زیست مردمان: «چه کارم با کس؟» تمام دعوای او با فقیهان و متشرعان، بر سر مداخله‌گری در انتخاب آدمیان بود. حافظ، رمز و سرّ هم‌نشینی و هم‌زیستی را تفسیر این دو حرف دید: مروت و مُدارا؛ «با دوستان مروت با دشمنان مُدارا». این مروت و مُدارا، مردمانِ «تردامن و خواب‌آلوده» را در یک زیستِ مشترک، در مسالمت و آسایش، کنار یکدیگر می‌نشاند.


#ایران #خیالپرسه #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
غالباً این قَدَرَم عقل و کِفایت باشد

تا به غایت رهِ میخانه نمی‌دانستم
ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد

زاهد و عُجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد

زاهد ار راه به رندی نَبَرَد معذور است
عشق کاری‌ست که موقوف هدایت باشد

من که شب‌ها رهِ تقوا زده‌ام با دف و چنگ
این زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد؟

بندهٔ پیرِ مغانم که ز جهلم بِرَهانْد
پیرِ ما هرچه کُنَد عینِ عنایت باشد

دوش از این غصه نَخُفتَم که رفیقی می‌گفت
حافظ ار مست بُوَد جایِ شکایت باشد

غزل شمارهٔ ۱۵۸ #حافظ

#شعرانه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
✂️ آنچه خواندید برشی از «آیا برای خوب بودن به خدا نیاز است؟» (پارۀ پنجم کتابِ «این‌همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان») به‌قلم پروفسور #ریچارد_داوکینز با برگردان #بابک_ایرانی بود.

🌐 مطالعۀ متن کامل
⏰
زمان تقریبی مطالعه: ۳۷ دقیقه
📖 تعداد صفحات: ۲۴


🗄پست مرتبط
📓کتاب «این همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»
فصل اول
: آيا به خدا باور داريد؟ کدام خدا؟
فصل دوم: راستی‌آزمایی اناجیل (قسمت اول | قسمت دوم)
قصل سوم: اسطوره‌ها چگونه آغاز می‌‌شوند؟ (قسمت اول | قسمت دوم)
فصل چهارم: کتاب اخلاقی؟

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 نجات‌دهنده در گور خفته‌است

🎙#فروغ_فرخزاد

[شعر کامل‌تر اینجا]


#شعرانه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
@Naqdagin
🎧 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

🎙#فروغ_فرخزاد


#شعرانه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
یک پنجره برای دیدن
@Naqdagin
🎧 تحلیلِ «یک پنجره برای دیدن»
از
کتاب «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» #فروغ_فرخزاد

مدرسه ادبیات


#نقد_ادبی #شعرانه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نجات‌دهنده در گور خفته
@Naqdagin
🎧 نجات‌دهنده در گور خفته‌است (۱/۳)

🎙#فرهاد_مهرآبادی

🍂 همیشه به ما گفته‌اند: «کسی که خواب است را می‌توان بیدار کرد، اما کسی که خود را به خواب زده‌است، هرگز...!»، ولی ما اعتقاد داریم: «کسی که خود را به خواب زده‌است، خواه‌ناخواه با سیلیِ روشنگری، چشمانش را باز می‌کند!»؛ در نتیجه «نجات‌دهنده در گور خفته‌است» سیلیِ دردناک تاریخ خواهد شد!


#پادکستکش #آینه_تاریخ #نقد_شیعه #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | قجرتایم