نقدآگین
🖤 آه ای «اتباع بیگانه! ✍🏻 #وحید_عیدگاه_طرقبهای آه ای «اتباع بیگانه» با شما پیوند دیرین دارد این بی بام و در خانه همچو پیوندی که دارد با پرستو آشیان با خوشه گندمزار با ستاره آسمان با گنج ویرانه آه ای «اتباع بیگانه» زندگیتان داستانی تلخ بود آغاز و پایان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
@Naqdagin – هایده - آلبوم شانههایت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 همدردی
🎤خوانندۀ اصلی: #استیو_گولد
گروهِ راکِ rare bird
آنگاه که در را قفل میکنی
و به تخت خواب میروی
فکر کن به انهایی که
بیرون در تاریکی و سرما
شب را میگذرانند
چرا که عشق کافی برای همۀ ما وجود ندارد
و همدردی
چیزیست که ما به آن نیاز داریم دوستِ من
همدردی همان چیزیست که به آن نیاز داریم
همدردی آن چیزیست که به آن نیاز داریم دوست من
چرا که عشق کافی برای همۀ ما نیست
اکنون نیمی از جهان
از نیم دیگر آن متنفر است
و نیمی از جهان
تمام غذاها را در دست دارد
و نیم دیگر جهان، سر بر زمین میگذارد
و در سکوت
از گرسنگی جان میدهند
چرا که عشق کافی برای همۀ ما نیست
و همدردی همانچیزیست که به آن نیاز داریم دوستِ من
و همدردی همان چیزیست که به آن نیاز داریم دوستِ من
چرا که عشق کافی برای همۀ ما وجود ندارد
🖋#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_هامان
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎤خوانندۀ اصلی: #استیو_گولد
گروهِ راکِ rare bird
آنگاه که در را قفل میکنی
و به تخت خواب میروی
فکر کن به انهایی که
بیرون در تاریکی و سرما
شب را میگذرانند
چرا که عشق کافی برای همۀ ما وجود ندارد
و همدردی
چیزیست که ما به آن نیاز داریم دوستِ من
همدردی همان چیزیست که به آن نیاز داریم
همدردی آن چیزیست که به آن نیاز داریم دوست من
چرا که عشق کافی برای همۀ ما نیست
اکنون نیمی از جهان
از نیم دیگر آن متنفر است
و نیمی از جهان
تمام غذاها را در دست دارد
و نیم دیگر جهان، سر بر زمین میگذارد
و در سکوت
از گرسنگی جان میدهند
چرا که عشق کافی برای همۀ ما نیست
و همدردی همانچیزیست که به آن نیاز داریم دوستِ من
و همدردی همان چیزیست که به آن نیاز داریم دوستِ من
چرا که عشق کافی برای همۀ ما وجود ندارد
🖋#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: #الف_هامان
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۱۹
آیا به نظر شما، مفیدتر است که نقدآگین به کدام موضوع یا موضوعات، بیشتر بپردازد؟ [میتوانید چندین گزینه را نیز انتخاب کنید]
آیا به نظر شما، مفیدتر است که نقدآگین به کدام موضوع یا موضوعات، بیشتر بپردازد؟ [میتوانید چندین گزینه را نیز انتخاب کنید]
#نظرسنجی ۲۰
آیا شما اعدام را برای کدامیک متناسبتر میدانید؟
آیا شما اعدام را برای کدامیک متناسبتر میدانید؟
Anonymous Poll
4%
۱. فروش مواد مخدر (در ابعاد بالا)
5%
۲. تجاوز به زنان
15%
۳. تجاوز به کودکان
5%
۴. اختلاس و حقوق نجومی
4%
۵. قاتل سریالی
4%
۶. قتل عمد و با برنامه
17%
۷. جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی
12%
۸. سیاستمدارانی که بر تورم بیافزایند و (خصوصا از دهکهای متوسط به پایین) مالیات (پول زور) بگیرند
31%
۹. با اعدام مخالفم و گوشتخوارم و عاشق کباب
4%
۱۰. با اعدام مخالفم و وگن/وجترین/خامگیاهخوارم
نقدآگین
📗عرصۀ باور، ساحت شعر و سیاست نیست ✍🏻 #علیرضاموثق 🍂 امروز آغاز سال نوی میلادیست و به این بهانه، خطابم به برخی از ایرانیان است که میخواهند، بهزعم خود، از چاه اسلام به چالۀ مسیحیت عروج کنند و خود را به یک نظام باورِ در ظاهر غربی و شیکتر (ولی سرشار از خرافات…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📗اخلاقِ مبتنی بر کرۀ شمالیِ آسمانی؟
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 مکررا میبینیم که مسلمین، از اعجاز علمی و بلاغی و... قرآن، با توسل به ابر-مغالطۀ تحدی (که در جستارِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن» بهشکلی جامع و مستند، آن را به زیرِ تیغِ نقدِ منطقی بردهام) سخندوانی میکنند، اما بیایید فرض کنیم که قرآن، فاقدِ توصیفاتِ سادیستیکِ جهنم و تکرارِ مکررِ عذابها و نسلکشیهای دنیویِ اللهِ «رحمانِ رحیم» بود، آیا باز هم این حد از خودفریبیِ و اراده به مالهکشیِ مغالطات متعددِ قرآن، در این بردگانِ فکری-وجودی جولان میداد؟ آیا در مواجهه با تغییرِ قوانینِ حجری-حجازی، که اکثرا جزو احکام امضایی و جزو قواعدِ رایجِ بهاصطلاح عرب جاهلی بودهاند، از جمله جوازِ ازدواجِ با دختربچۀ حتی زیر ۹ سال(!)، چنین آسوده، عقلانیت و وجدان خود را گِل میمالیدند؟
🍂 فیالواقع، تصورِ غالب مردم از اخلاق و خدا در جهانِ سنت، یعنی خدایِ ادیان و جهنم و سیستمِ پاداش و جزای ابدیاش (بهمثابه سیستمی بینهایت درجه، بدتر از داعش و طالبان و کرۀ شمالی)، منشاء شکوفاییِ امریِ اخلاقی و رشد فکری-وجودی انسانها نبوده، و در جهان مدرن و با غالب شدنِ شبکۀ مفهومی و تصوری و تصدیقی و ارزشی و روشیِ انسانِ خود-آگاه و فرهیخته و خود-تعیینگرِ مدرن (که هم معرفت و هم روانش، تفاوتهایی اساسی با مخاطبِ قرآن در عصرِ تکوینش پیدا کرده و دچارِ فاصلهای کهکشانی با ویژگیها و مقتضیاتِ آن هنگام و هنگامه شدهاست) نیز محال است چنین نقشی ایفا کند، بلکه از مهمترین عواملِ سقوطِ فکری و اخلاقی بشریت در طول تاریخ و کوتولهماندنِ بسبسیاران بودهاست. این اخلاقیاتِ رمگان و بردگان، از انسانها، گلههایی همشکل و مطیع و حقیر و مریض و دچارِ حس دائمیِ گناه ساخته، یا لااقل گلهزی ماندنِ آنها را با روشهای مختلفِ سلطه و سرکوب، تضمین کردهاست، نه اینکه جانهای بیدار و آزاده و شجاع و ملتزم به حقیقت و عقلانیتی چون سقراط را تکثیر کند. برخلافِ سخنِ مشهورِ حسین بن علی که «اگر دین ندارید، آزاده باشید»، مشکلِ اکثرِ انسانهای مبتلا به درجاتِ شدیدِ شقاوت و حماقت در تاریخ، از جمله سپاهیانِ مقابل او، دقیقا همین کارخانۀ بردهسازی و شرطیسازی و کوتولهسازیِ دین از دورانِ کودکی بودهاست. تیمورِ لنگ نیز اگر تا آن حد، نظامِ اخلاقیِ داعشیِ قرآن بر مغزش استیلا نیافتهبود، به آن سطح از شقاوت نمیرسید؛ همانطور که شاه اسماعیل صفوی را خرافات و اباطیلِ تشیع و بهاصطلاح عرفانِ اسلامی-شیعی، دچارِ چنان حدی از جنون و وهم و جنایت کرد.
🍂 اگر ادیان، نظیر اسلام و مسیحیت، از انسانهایی خاص، اتوریته و خدای زمینی نمیساختند که زبان و دستِ خدا، پسرِ خدا و پسرخالۀ خدا و شبانِ گوسفندانِ(!) خدا و واسطۀ فیض خدا، دانسته شوند، اینچنین آزادگی و عقلانیت و وجدانِ حداقلیِ موجود در انسانها از دورانِ کودکی و نوجوانی، به یغما نمیرفت. با بزرگ کردنِ کاریکاتوریِ یکسری انسانِ پر از نقص و محدودیت و خطا، که نهایتا در کانتکستِ تاریخی خودشان، انسانهای بهنسبت نخبهای در برخی ساحات بودهاند، اکثریت انسانها، موجوداتی گناهکار و کور و نیازمندِ هدایت و دستگیری افرادی خاص و برگزیده و کتبِ بهاصطلاح مقدس منسوب به آنها (و بالتبع، مفسرانِ رسمی آنها و طبقۀ دینبانان متصل به قدرتهای زمان) معرفی میشوند و با تحمیل و تلقینِ تحقیرهای مختلف، به تقلید و اطاعت و تبعیتِ محض و تعطیلِ عقلانیت و وجدان فردیشان خوانده میشوند، با این ادعای فریبآمیز که راهِ معنویت و ایمان، از راه عقلانیتِ استدلالی جداست.
#نقد_ادیان #نقد_اسلام #ویدیو_تحلیل #کریستوفر_هیچنز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 مکررا میبینیم که مسلمین، از اعجاز علمی و بلاغی و... قرآن، با توسل به ابر-مغالطۀ تحدی (که در جستارِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن» بهشکلی جامع و مستند، آن را به زیرِ تیغِ نقدِ منطقی بردهام) سخندوانی میکنند، اما بیایید فرض کنیم که قرآن، فاقدِ توصیفاتِ سادیستیکِ جهنم و تکرارِ مکررِ عذابها و نسلکشیهای دنیویِ اللهِ «رحمانِ رحیم» بود، آیا باز هم این حد از خودفریبیِ و اراده به مالهکشیِ مغالطات متعددِ قرآن، در این بردگانِ فکری-وجودی جولان میداد؟ آیا در مواجهه با تغییرِ قوانینِ حجری-حجازی، که اکثرا جزو احکام امضایی و جزو قواعدِ رایجِ بهاصطلاح عرب جاهلی بودهاند، از جمله جوازِ ازدواجِ با دختربچۀ حتی زیر ۹ سال(!)، چنین آسوده، عقلانیت و وجدان خود را گِل میمالیدند؟
🍂 فیالواقع، تصورِ غالب مردم از اخلاق و خدا در جهانِ سنت، یعنی خدایِ ادیان و جهنم و سیستمِ پاداش و جزای ابدیاش (بهمثابه سیستمی بینهایت درجه، بدتر از داعش و طالبان و کرۀ شمالی)، منشاء شکوفاییِ امریِ اخلاقی و رشد فکری-وجودی انسانها نبوده، و در جهان مدرن و با غالب شدنِ شبکۀ مفهومی و تصوری و تصدیقی و ارزشی و روشیِ انسانِ خود-آگاه و فرهیخته و خود-تعیینگرِ مدرن (که هم معرفت و هم روانش، تفاوتهایی اساسی با مخاطبِ قرآن در عصرِ تکوینش پیدا کرده و دچارِ فاصلهای کهکشانی با ویژگیها و مقتضیاتِ آن هنگام و هنگامه شدهاست) نیز محال است چنین نقشی ایفا کند، بلکه از مهمترین عواملِ سقوطِ فکری و اخلاقی بشریت در طول تاریخ و کوتولهماندنِ بسبسیاران بودهاست. این اخلاقیاتِ رمگان و بردگان، از انسانها، گلههایی همشکل و مطیع و حقیر و مریض و دچارِ حس دائمیِ گناه ساخته، یا لااقل گلهزی ماندنِ آنها را با روشهای مختلفِ سلطه و سرکوب، تضمین کردهاست، نه اینکه جانهای بیدار و آزاده و شجاع و ملتزم به حقیقت و عقلانیتی چون سقراط را تکثیر کند. برخلافِ سخنِ مشهورِ حسین بن علی که «اگر دین ندارید، آزاده باشید»، مشکلِ اکثرِ انسانهای مبتلا به درجاتِ شدیدِ شقاوت و حماقت در تاریخ، از جمله سپاهیانِ مقابل او، دقیقا همین کارخانۀ بردهسازی و شرطیسازی و کوتولهسازیِ دین از دورانِ کودکی بودهاست. تیمورِ لنگ نیز اگر تا آن حد، نظامِ اخلاقیِ داعشیِ قرآن بر مغزش استیلا نیافتهبود، به آن سطح از شقاوت نمیرسید؛ همانطور که شاه اسماعیل صفوی را خرافات و اباطیلِ تشیع و بهاصطلاح عرفانِ اسلامی-شیعی، دچارِ چنان حدی از جنون و وهم و جنایت کرد.
🍂 اگر ادیان، نظیر اسلام و مسیحیت، از انسانهایی خاص، اتوریته و خدای زمینی نمیساختند که زبان و دستِ خدا، پسرِ خدا و پسرخالۀ خدا و شبانِ گوسفندانِ(!) خدا و واسطۀ فیض خدا، دانسته شوند، اینچنین آزادگی و عقلانیت و وجدانِ حداقلیِ موجود در انسانها از دورانِ کودکی و نوجوانی، به یغما نمیرفت. با بزرگ کردنِ کاریکاتوریِ یکسری انسانِ پر از نقص و محدودیت و خطا، که نهایتا در کانتکستِ تاریخی خودشان، انسانهای بهنسبت نخبهای در برخی ساحات بودهاند، اکثریت انسانها، موجوداتی گناهکار و کور و نیازمندِ هدایت و دستگیری افرادی خاص و برگزیده و کتبِ بهاصطلاح مقدس منسوب به آنها (و بالتبع، مفسرانِ رسمی آنها و طبقۀ دینبانان متصل به قدرتهای زمان) معرفی میشوند و با تحمیل و تلقینِ تحقیرهای مختلف، به تقلید و اطاعت و تبعیتِ محض و تعطیلِ عقلانیت و وجدان فردیشان خوانده میشوند، با این ادعای فریبآمیز که راهِ معنویت و ایمان، از راه عقلانیتِ استدلالی جداست.
#نقد_ادیان #نقد_اسلام #ویدیو_تحلیل #کریستوفر_هیچنز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 ظهور و پایانِ خدای لیبی #مستند #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘آناتومیِ یک خودکشی
🍂 یک کودکهمسر به دلیل هزینههای بالای درمانِ فرزند معلولش خودکشی کرد و جان باخت. او که فقط ۱۷ سال داشت، در سن ۱۳ سالگی ازدواج کرده بود. این اتفاق در روستای دیشموک کهگیلویه افتاد.
🔻 در این خبر تلخ، چند لایه ستم و چند نوع تبعیض و بیعدالتی وجود دارد:
اول: کودکهمسری: دخترکی ۱۳ ساله که هنوز کودک و در ابتدای راه نوجوانی است، یکشبه وارد دنیای بزرگسالی میشود؛ اتفاقی ناگوار که «جنایت» در حق اوست. ناگهان هر شب، به جای عروسکهایش کنار تن نازک او، بدن مردی میخوابد که این کودک را وسیلهی قانونی و شرعیِ ارضای نیاز جنسیاش میداند؛ مردی که خود نیز به نوعی دیگر، قربانی فرهنگی سراسر جهل و بدبختی است.
دوم: کودکمادری: کودکِ به اجبار زنشده، باردار میشود. نه بدنش آمادگی اینهمه فشار را دارد و نه روان و احساساتش. نوزادی در شکم کودکی در حال رشد است.
سوم: کودکمادریِ نوزاد معلول: نوزاد به دنیا میآید اما معلولیتی دارد. کودکمادر که روان پریشان خود را در این نقشآفرینیِ زودهنگام به عنوان همسر و بعد به عنوان مادر، هنوز سر و سامان نداده، با شوکی دیگر روبرو میشود. رویارویی با معلولیت نوزاد و پذیرش آن، علاوه بر برنامههای ویژه تحت نظر مشاوران، به پختگی دوران بزرگسالی نیازمند است، اما او در حالی که خود هنوز کودک است، باید کودکی دیگر را با نیازهایی ویژه و مضاعف، جمع و جور کند.
چهارم: فقر. همه این اتفاقها در بستر فقر میافتد؛ فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، فقر آموزشی، فقر دسترسی به منابع حمایتی، فقر حلقههای امن، فقر سازمانهای حامی، فقر دستهای دستگیرنده، فقر خانواده پشت و پناه. این محدودیتها و فقدانها، ضربههای ناشی از کودکهمسری، کودکمادری، و کودکمادریِ نوزاد معلول را چندین برابر میکند.
🍂 در نظامهای سیاسی ناکارآمد، ساز و کار حمایتی موثر و مستمر و قابل دسترسی برای هیچ یک از نقشهای شمردهشده وجود ندارد: نه برای کودکانی که به اجبار تن به ازدواج میدهند، نه برای کودکهمسرانی که بدون حق انتخاب و اختیار، باردار و صاحب فرزند میشوند، و نه برای خانوادههایی که فرزندشان با معلولیت به دنیا میآید یا بعدا معلول میشود. در واقع، این مورد مشخص، معلول بودن نوزاد و نداشتن پول کافی برای درمان او، تنها دلیل خودکشی کودکمادر نیست، بلکه فقط تیر خلاص است به بدن و روانِ پارهپاره کودکهمسری که شبی در ۱۳ سالگیاش کشته شد، اما کسی مرگ او را ندید.
بهنقل از صفحۀ به توان یک در اینستاگرام
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 یک کودکهمسر به دلیل هزینههای بالای درمانِ فرزند معلولش خودکشی کرد و جان باخت. او که فقط ۱۷ سال داشت، در سن ۱۳ سالگی ازدواج کرده بود. این اتفاق در روستای دیشموک کهگیلویه افتاد.
🔻 در این خبر تلخ، چند لایه ستم و چند نوع تبعیض و بیعدالتی وجود دارد:
اول: کودکهمسری: دخترکی ۱۳ ساله که هنوز کودک و در ابتدای راه نوجوانی است، یکشبه وارد دنیای بزرگسالی میشود؛ اتفاقی ناگوار که «جنایت» در حق اوست. ناگهان هر شب، به جای عروسکهایش کنار تن نازک او، بدن مردی میخوابد که این کودک را وسیلهی قانونی و شرعیِ ارضای نیاز جنسیاش میداند؛ مردی که خود نیز به نوعی دیگر، قربانی فرهنگی سراسر جهل و بدبختی است.
دوم: کودکمادری: کودکِ به اجبار زنشده، باردار میشود. نه بدنش آمادگی اینهمه فشار را دارد و نه روان و احساساتش. نوزادی در شکم کودکی در حال رشد است.
سوم: کودکمادریِ نوزاد معلول: نوزاد به دنیا میآید اما معلولیتی دارد. کودکمادر که روان پریشان خود را در این نقشآفرینیِ زودهنگام به عنوان همسر و بعد به عنوان مادر، هنوز سر و سامان نداده، با شوکی دیگر روبرو میشود. رویارویی با معلولیت نوزاد و پذیرش آن، علاوه بر برنامههای ویژه تحت نظر مشاوران، به پختگی دوران بزرگسالی نیازمند است، اما او در حالی که خود هنوز کودک است، باید کودکی دیگر را با نیازهایی ویژه و مضاعف، جمع و جور کند.
چهارم: فقر. همه این اتفاقها در بستر فقر میافتد؛ فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، فقر آموزشی، فقر دسترسی به منابع حمایتی، فقر حلقههای امن، فقر سازمانهای حامی، فقر دستهای دستگیرنده، فقر خانواده پشت و پناه. این محدودیتها و فقدانها، ضربههای ناشی از کودکهمسری، کودکمادری، و کودکمادریِ نوزاد معلول را چندین برابر میکند.
🍂 در نظامهای سیاسی ناکارآمد، ساز و کار حمایتی موثر و مستمر و قابل دسترسی برای هیچ یک از نقشهای شمردهشده وجود ندارد: نه برای کودکانی که به اجبار تن به ازدواج میدهند، نه برای کودکهمسرانی که بدون حق انتخاب و اختیار، باردار و صاحب فرزند میشوند، و نه برای خانوادههایی که فرزندشان با معلولیت به دنیا میآید یا بعدا معلول میشود. در واقع، این مورد مشخص، معلول بودن نوزاد و نداشتن پول کافی برای درمان او، تنها دلیل خودکشی کودکمادر نیست، بلکه فقط تیر خلاص است به بدن و روانِ پارهپاره کودکهمسری که شبی در ۱۳ سالگیاش کشته شد، اما کسی مرگ او را ندید.
بهنقل از صفحۀ به توان یک در اینستاگرام
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کودکهمسری
@Naqdagin
🎧دربارۀ مسألۀ «کودکهمسری» در غرب و دوران قدیم
🎙دکتر #آزیتا_ساعیان
#زنان #نقد_فرهنگ #زیستروان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙دکتر #آزیتا_ساعیان
#زنان #نقد_فرهنگ #زیستروان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 سورپرایزِ شب انتخاب 😂 #نقدخند ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وزیرِ #حکومت_اسلامی...
تسلط فوقالعاۀ وزیر امور خارجه(!) در روخوانی متنی در سازمان ملل، حیرتِ «دانشمندان غربی» را برانگیخت و آنها را تا یکقدمی اسلام آوردن و شهادتین پیش برد!
درحالیکه برای استخدام در یک شرکت رده چندم هم از داوطلبان، مدرک زبان و تسلط به روخوانی را طلب میکنند، این پخمگانِ دیپلمردی، بنا بر نظام گزینشِ برعکسِ آخوندی، به بالاترین مسئولیتها گماشته میشوند، تا نشان دهند «ما میتوانیم [گند بزنیم به حتی ظاهریترین وجه اعتبارمان!]».
از فروغی و هویدا تا شاه، که هر کدام به چند زبان زندۀ دنیا مسلط بودند و حرف میزدند، به این نخاله رسیدیم که متن انگلیسیای که برایش به فارسی نوشتهاند و فتحه و کسره هم گذاشتهاند(!)، نمیتواند بخواند؛ آری! «لیبرال دموکراسیِ غرب در شُرفِ فروپاشیست» و آمریکا ۲۵ سال بعد از سعودی و اسرائیل، نابود خواهد شد! تکبیر!
و امان از این شعارِ «اللهاکبر» که چقدر ساده با آن، سخنانی یاوه و شعاری و هزینهساز برای امنیت و رفاه و آزادیِ دهها میلیون را با نوعی کاسهکلکبازی از نوعِ «دموکراسی اسلامی»(!)، سخنان و تصمیماتی بینقص و غیرقابلِ چون و چرا جا زدند.
#نقدخند
➖➖➖
🌾@Naqdagin
تسلط فوقالعاۀ وزیر امور خارجه(!) در روخوانی متنی در سازمان ملل، حیرتِ «دانشمندان غربی» را برانگیخت و آنها را تا یکقدمی اسلام آوردن و شهادتین پیش برد!
درحالیکه برای استخدام در یک شرکت رده چندم هم از داوطلبان، مدرک زبان و تسلط به روخوانی را طلب میکنند، این پخمگانِ دیپلمردی، بنا بر نظام گزینشِ برعکسِ آخوندی، به بالاترین مسئولیتها گماشته میشوند، تا نشان دهند «ما میتوانیم [گند بزنیم به حتی ظاهریترین وجه اعتبارمان!]».
از فروغی و هویدا تا شاه، که هر کدام به چند زبان زندۀ دنیا مسلط بودند و حرف میزدند، به این نخاله رسیدیم که متن انگلیسیای که برایش به فارسی نوشتهاند و فتحه و کسره هم گذاشتهاند(!)، نمیتواند بخواند؛ آری! «لیبرال دموکراسیِ غرب در شُرفِ فروپاشیست» و آمریکا ۲۵ سال بعد از سعودی و اسرائیل، نابود خواهد شد! تکبیر!
و امان از این شعارِ «اللهاکبر» که چقدر ساده با آن، سخنانی یاوه و شعاری و هزینهساز برای امنیت و رفاه و آزادیِ دهها میلیون را با نوعی کاسهکلکبازی از نوعِ «دموکراسی اسلامی»(!)، سخنان و تصمیماتی بینقص و غیرقابلِ چون و چرا جا زدند.
#نقدخند
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 ارهبرقی در مجمع جهانی اقتصاد (+) — سخنرانی خاویر میلی در مجمع جهانی اقتصاد 🍂 میلی در این سخنرانی از اهمیت «آزادی اقتصادی» سخن گفت و نظرش را دربارۀ سایر دیدگاهها ارائه کرد و گفت هرگونه مداخله در بازار آزاد، باز کردن در به سوی سوسیالیسم و فقر است! او همچنین…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📊 تفاوتِ چین و #حکومت_اسلامی در نحوۀ شناخت(!) مسائل است
✍🏻 #صادق_الحسینی (کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه تهران/سیاستگذاری و روابط بین الملل از امریکا)
#سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #صادق_الحسینی (کارشناس ارشد اقتصاد دانشگاه تهران/سیاستگذاری و روابط بین الملل از امریکا)
#سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 اهمیت ملال، سکوت و ژرفاندیشی 🍂 ملال را میتوان نوعی حس «بیتابی»، «بیقراری» یا «بیحوصلگی» ناشی از یکنواختی زندگی دانست. احتمالاً همۀ ما ملال را احساسی منفی میدانیم و اصلاً از اینکه باید چنین احساسی را تجربه کنیم گلهمندیم، اما در واقع، ملال فراخوانیست…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘هرکس دُمی داره که به پشت سرش وصل شده
✍🏻 #اریک
🍂 اونی که الان تو بنگلادش تو کارگاه خیاطی کار میکنه، دمش به خانوادهای وصل بود که چندسال قبل کمی اونطرفتر ازون کارگاه، کشاورز بودند، و در بهترین حالت، غذای روزانهشون رو تأمین میکردند. غیر از موارد خاصی که والتدیزنی پوشش میده، به لابراتوارهای استنفورد راه پیدا نخواهد کرد؛ چون اونهایی که راه پیدا میکنند هم دمی دارند، و دمشون به خانوادهای وصل شده که هر کدوم در دهه سی و چهل قرن بیستم، کارهای بزرگی انجام داده بودن.
🍂 اون پشت سر فقط خانواده نیست. رویداد و فضا هم هست. دم بچه افغان امروزی، که سیزده سال پیش به دنیا اومده، به جنگ وصل شده، و به بیقانونی، و به وجود نداشتن چیزی به نام جامعه، و خیال راحت، و برنامه. کسی که پشت سرش اینه، نمیتونه تربیتیافتهش نباشه؛ حتی سیمکشی مغزی اون بچه طوری تغییر کرده که پاسخش به اعتماد، به محبت، به امنیت، به لذت، به جدی گرفته شدن، فرق داشته باشه با پاسخ یک آدم دیگه، که پشتسرش چیز دیگهای بوده.
🍂 تو، دمت به ایران وصله. به خانوادهای بیمار، که حتی نمیدونست چرا باید تو رو داشته باشه، به فرعونهای کوچک و بیعرضه، به خیالبافهای بیاراده، به پوچگراهای آرمانباز، و به فضایی پر شده از دروغهای کارکردی، و بیثباتی، قلدرمأبی، خشونتهای رندوم و بیهدف، رنجهای بینتیجه، مشغولیتهای تهی، هرج و مرج معنایی، معنویت قلابی و ماتریالیسم مازوخیستی.
🍂 همه اینها تو رو ساختهاند؛ حتی اگه نتونی ردشون رو پیدا کنی؛ حتی اگه با پدربزرگ، مادر زن، رفیق، همکار احمقت، مخالف باشی، جنس مخالفتت محصول همون چیزهاییه که دمت بشون وصله؛ برای همین دعوای تو و یک نفر دیگه، برای یک ناظر بیرونی، مثل برخورد دو زنبور از یک کلونی، با همدیگه، دیده میشه. برخورد تو، با چیزی که باش برخورد میکنی، برخورد خودت با اون چیز نیست، تصادم یک بخش این مجموعه، با بخش دیگه اونه؛ حتی وقتی که به واسطۀ این برخورد، حس جداشدگی و تمایز بت دست میده، در حال ایفای یک نقشی، که مجموعه بت محول کرده، یا بت تحمیل کرده.
🍂 تنها در صورتی اختیار بیشتری به دست میاری که نقشت رو خودت طراحی کنی، که اول به چیزی که هستی کافر شده باشی، که اونجوری که خودت میبینی، و میشنوی، و حس میکنی، و میفهمی رو نپذیری؛ و خود اون مجموعهای که دمت بش وصل بوده، طوری تو رو ساخته که این کار رو نکنی.؛ بنابراین کفر ورزیدن به خود، مثل اینه که با یک دستت، اون یکی دستت رو از کتف ببری؛ همون دستی که باش پشت سرت رو محکم گرفتی، و بله این خشنه؛ همیشه تولد، صحنۀ خشنی داره.
#تجربه_زیسته #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
✍🏻 #اریک
🍂 اونی که الان تو بنگلادش تو کارگاه خیاطی کار میکنه، دمش به خانوادهای وصل بود که چندسال قبل کمی اونطرفتر ازون کارگاه، کشاورز بودند، و در بهترین حالت، غذای روزانهشون رو تأمین میکردند. غیر از موارد خاصی که والتدیزنی پوشش میده، به لابراتوارهای استنفورد راه پیدا نخواهد کرد؛ چون اونهایی که راه پیدا میکنند هم دمی دارند، و دمشون به خانوادهای وصل شده که هر کدوم در دهه سی و چهل قرن بیستم، کارهای بزرگی انجام داده بودن.
🍂 اون پشت سر فقط خانواده نیست. رویداد و فضا هم هست. دم بچه افغان امروزی، که سیزده سال پیش به دنیا اومده، به جنگ وصل شده، و به بیقانونی، و به وجود نداشتن چیزی به نام جامعه، و خیال راحت، و برنامه. کسی که پشت سرش اینه، نمیتونه تربیتیافتهش نباشه؛ حتی سیمکشی مغزی اون بچه طوری تغییر کرده که پاسخش به اعتماد، به محبت، به امنیت، به لذت، به جدی گرفته شدن، فرق داشته باشه با پاسخ یک آدم دیگه، که پشتسرش چیز دیگهای بوده.
🍂 تو، دمت به ایران وصله. به خانوادهای بیمار، که حتی نمیدونست چرا باید تو رو داشته باشه، به فرعونهای کوچک و بیعرضه، به خیالبافهای بیاراده، به پوچگراهای آرمانباز، و به فضایی پر شده از دروغهای کارکردی، و بیثباتی، قلدرمأبی، خشونتهای رندوم و بیهدف، رنجهای بینتیجه، مشغولیتهای تهی، هرج و مرج معنایی، معنویت قلابی و ماتریالیسم مازوخیستی.
🍂 همه اینها تو رو ساختهاند؛ حتی اگه نتونی ردشون رو پیدا کنی؛ حتی اگه با پدربزرگ، مادر زن، رفیق، همکار احمقت، مخالف باشی، جنس مخالفتت محصول همون چیزهاییه که دمت بشون وصله؛ برای همین دعوای تو و یک نفر دیگه، برای یک ناظر بیرونی، مثل برخورد دو زنبور از یک کلونی، با همدیگه، دیده میشه. برخورد تو، با چیزی که باش برخورد میکنی، برخورد خودت با اون چیز نیست، تصادم یک بخش این مجموعه، با بخش دیگه اونه؛ حتی وقتی که به واسطۀ این برخورد، حس جداشدگی و تمایز بت دست میده، در حال ایفای یک نقشی، که مجموعه بت محول کرده، یا بت تحمیل کرده.
🍂 تنها در صورتی اختیار بیشتری به دست میاری که نقشت رو خودت طراحی کنی، که اول به چیزی که هستی کافر شده باشی، که اونجوری که خودت میبینی، و میشنوی، و حس میکنی، و میفهمی رو نپذیری؛ و خود اون مجموعهای که دمت بش وصل بوده، طوری تو رو ساخته که این کار رو نکنی.؛ بنابراین کفر ورزیدن به خود، مثل اینه که با یک دستت، اون یکی دستت رو از کتف ببری؛ همون دستی که باش پشت سرت رو محکم گرفتی، و بله این خشنه؛ همیشه تولد، صحنۀ خشنی داره.
#تجربه_زیسته #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy