حافظ فروحی و منوچهر فلاح، دو زندانی سیاسی در زندان لاکان رشت، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
حافظ فروحی بیش از ۱۹ ماه است که به صورت بلاتکلیف در این زندان به سر میبرد.
منوچهر فلاح هم ۱۴ ماه است که زندانی ست. آنها در بیانیهای که منتشر کردهاند میگویند:
«گرچه این اعتصاب، ضربه دیگری به سلامتی خودمان است، اما چون برای انعکاس صدای اعتراضمان، هیچ راه دیگری برایمان نمانده، ناچاریم از این طریق به این همه بیعدالتی و بیداد معترض شویم.»
صدای زندانیانی باشیم که در زندان اسیر دیکتاتوری جمهوری اسلامی هستند و هیچ قانونی برای حمایت از آنان وجود ندارد.
متن بیانیه این دو زندانی سیاسی در پی میآید:
«به نام خدا
اینجانبان حافظ فروحی و منوچهر فلاح که هر کدام به ترتیب ۱۹ ماه و ۱۴ ماه بلاتکلیف در زندان لاکان رشت اسیر بند بیقانونی و بیعدالتی شدهایم، پس از گذشت ماهها نه وثیقه ما را میپذیرند و نه تکلیف پرونده را روشن میکنند. ما در طول این مدت با افراد مسئولی که به بند آمدهاند صحبت کردیم و نامهنگاریهای قانونی را انجام دادهایم اما در برابر این حجم از قانونشکنی و بیعدالتی در حق خود، چارهای جز اعتصاب غذا نداریم. گرچه این اعتصاب، ضربه دیگری به سلامتی خودمان است، اما چون برای انعکاس صدای اعتراضمان، هیچ راه دیگری برایمان نمانده، ناچاریم از این طریق به این همه بیعدالتی و بیداد معترض شویم.
مسئولین ارشد کشور در رسانه ملی، مشخصا بیان میکنند که متهمین را در زندان بلاتکلیف نگذارید ولی مجریان مکررا بر خلاف این اصل و بر خلاف قانون عمل میکنند. در رسانه تماما صحبت از عدالت و حقوق انسانی است، اما این ادعاها با آن چیزی که ما لمس میکنیم،کاملا تفاوت دارد.
آیا ما حق اعتراض داریم یا به طور کلی بیان واقعیتها بعد از این همه بازیچهشدن نیز تخلف و جرم محسوب میگردد؟ ظاهرا کسی برای روح و جان انسانی اهمیت چندانی قائل نیست و ما در سرزمین خود طعم غربت را میچشیم؛ از همین رو به ناچار، از روز دوشنبه مورخه ۱ مرداد ۱۴۰۳ دست به اعتصاب غذا میزنیم. به امید تحقق پدیده ناشناخته اما نامآشنایی به اسم آزادی برای تمام انسانهای اسیر دربند ظلم و با آرزوی دل/ شادی برای تمام ایران...
حافظ فروحی
منوچهر فلاح
زندان لاکان رشت»
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زندان
#منوچهر_فلاح
#حافظ_فروحی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
حافظ فروحی بیش از ۱۹ ماه است که به صورت بلاتکلیف در این زندان به سر میبرد.
منوچهر فلاح هم ۱۴ ماه است که زندانی ست. آنها در بیانیهای که منتشر کردهاند میگویند:
«گرچه این اعتصاب، ضربه دیگری به سلامتی خودمان است، اما چون برای انعکاس صدای اعتراضمان، هیچ راه دیگری برایمان نمانده، ناچاریم از این طریق به این همه بیعدالتی و بیداد معترض شویم.»
صدای زندانیانی باشیم که در زندان اسیر دیکتاتوری جمهوری اسلامی هستند و هیچ قانونی برای حمایت از آنان وجود ندارد.
متن بیانیه این دو زندانی سیاسی در پی میآید:
«به نام خدا
اینجانبان حافظ فروحی و منوچهر فلاح که هر کدام به ترتیب ۱۹ ماه و ۱۴ ماه بلاتکلیف در زندان لاکان رشت اسیر بند بیقانونی و بیعدالتی شدهایم، پس از گذشت ماهها نه وثیقه ما را میپذیرند و نه تکلیف پرونده را روشن میکنند. ما در طول این مدت با افراد مسئولی که به بند آمدهاند صحبت کردیم و نامهنگاریهای قانونی را انجام دادهایم اما در برابر این حجم از قانونشکنی و بیعدالتی در حق خود، چارهای جز اعتصاب غذا نداریم. گرچه این اعتصاب، ضربه دیگری به سلامتی خودمان است، اما چون برای انعکاس صدای اعتراضمان، هیچ راه دیگری برایمان نمانده، ناچاریم از این طریق به این همه بیعدالتی و بیداد معترض شویم.
مسئولین ارشد کشور در رسانه ملی، مشخصا بیان میکنند که متهمین را در زندان بلاتکلیف نگذارید ولی مجریان مکررا بر خلاف این اصل و بر خلاف قانون عمل میکنند. در رسانه تماما صحبت از عدالت و حقوق انسانی است، اما این ادعاها با آن چیزی که ما لمس میکنیم،کاملا تفاوت دارد.
آیا ما حق اعتراض داریم یا به طور کلی بیان واقعیتها بعد از این همه بازیچهشدن نیز تخلف و جرم محسوب میگردد؟ ظاهرا کسی برای روح و جان انسانی اهمیت چندانی قائل نیست و ما در سرزمین خود طعم غربت را میچشیم؛ از همین رو به ناچار، از روز دوشنبه مورخه ۱ مرداد ۱۴۰۳ دست به اعتصاب غذا میزنیم. به امید تحقق پدیده ناشناخته اما نامآشنایی به اسم آزادی برای تمام انسانهای اسیر دربند ظلم و با آرزوی دل/ شادی برای تمام ایران...
حافظ فروحی
منوچهر فلاح
زندان لاکان رشت»
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زندان
#منوچهر_فلاح
#حافظ_فروحی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊20👍8💔5❤1
محرومیت از درمان ۱۳ زندانی سنیمذهب در زندان شیبان اهواز
#علی_رضا_فریسات
#وسام_مزرعه
#یوسف_ساعدی
#قاسم_بروایه
#محمد_الحایی
#حسن_نعامی
#علی_کعبی
#محمد_باوی
#توفیق_بالدی
#علی_سویدی
#حافظ_سلامات
#عادل_بدوی
#عباس_سواعدی
زندانیان سنیمذهب محبوس در بند ۸ زندان شیبان اهواز، علیرغم حال نامساعد جسمانی از رسیدگی پزشکی مناسب محروم ماندهاند.
به گزارش «هرانا» این زندانیان مشکلات جسمانی متعددی از جمله بیماریهای قلبی، دیابت، دیسک کمر، زانو درد، تومور در نواحی سر، شکم و سینه رنج میبرند؛ با این وجود از رسیدگی مناسب پزشکی و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم بودهاند.
علیرضا فریسات، نیازمند عمل جراحی رباط پا است.
محمد الحایی، توفیق بالدی، قاسم بروایه، عباس سواعدی و یوسف ساعدی هم از مشکلات دیسک کمر و زانو درد رنج میبرند.
وسام مزرعه غده بدخیم در ناحیه سر دارد. او نیازمند رسیدگی فوری و درمان است تا از تبعات جبرانناپذیر این بیماری جلوگیری شود.
علی کعبی یک تومور بدخیم در ناحیه بالای سینه دارد.
محمد باوی توموری در شکم دارد.
حافظ سلامات مشکلات قلبی دارد و کماکان از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
حسن نعامی چندی پیش سکته خفیف مغزی کرد، اکنون بهدرستی قادر به راه رفتن نیست و در انجام کارهای روزمره خود دچار مشکل شده است.
عادل بدوی، دیگر زندانی سنیمذهب محبوس در بند هشتم این زندان با شکستگی دست مواجه بوده و نیازمند عمل جراحی است.
علی سویدی نیز از مشکلات دیابت و چربی خون رنج میبرد.
به گفته یک منبع مطلع: «بهداری زندان تنها اقدام به رسیدگیهای اولیه و جزئی کرده و مقامات امنیتی و دادستان با اعزام این زندانیان به مراکز درمانی خارج از زندان مخالفت میکند.»
این زندانیان مشکلاتی دارند که رنج تحمل حبس را برای این زندانیان دوچندان کرده است.
صدای زندانیان گمنام باشیم محرومیت از حق درمان شکنجهای غیرانسانی ست در حق زندانیان.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
#علی_رضا_فریسات
#وسام_مزرعه
#یوسف_ساعدی
#قاسم_بروایه
#محمد_الحایی
#حسن_نعامی
#علی_کعبی
#محمد_باوی
#توفیق_بالدی
#علی_سویدی
#حافظ_سلامات
#عادل_بدوی
#عباس_سواعدی
زندانیان سنیمذهب محبوس در بند ۸ زندان شیبان اهواز، علیرغم حال نامساعد جسمانی از رسیدگی پزشکی مناسب محروم ماندهاند.
به گزارش «هرانا» این زندانیان مشکلات جسمانی متعددی از جمله بیماریهای قلبی، دیابت، دیسک کمر، زانو درد، تومور در نواحی سر، شکم و سینه رنج میبرند؛ با این وجود از رسیدگی مناسب پزشکی و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم بودهاند.
علیرضا فریسات، نیازمند عمل جراحی رباط پا است.
محمد الحایی، توفیق بالدی، قاسم بروایه، عباس سواعدی و یوسف ساعدی هم از مشکلات دیسک کمر و زانو درد رنج میبرند.
وسام مزرعه غده بدخیم در ناحیه سر دارد. او نیازمند رسیدگی فوری و درمان است تا از تبعات جبرانناپذیر این بیماری جلوگیری شود.
علی کعبی یک تومور بدخیم در ناحیه بالای سینه دارد.
محمد باوی توموری در شکم دارد.
حافظ سلامات مشکلات قلبی دارد و کماکان از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
حسن نعامی چندی پیش سکته خفیف مغزی کرد، اکنون بهدرستی قادر به راه رفتن نیست و در انجام کارهای روزمره خود دچار مشکل شده است.
عادل بدوی، دیگر زندانی سنیمذهب محبوس در بند هشتم این زندان با شکستگی دست مواجه بوده و نیازمند عمل جراحی است.
علی سویدی نیز از مشکلات دیابت و چربی خون رنج میبرد.
به گفته یک منبع مطلع: «بهداری زندان تنها اقدام به رسیدگیهای اولیه و جزئی کرده و مقامات امنیتی و دادستان با اعزام این زندانیان به مراکز درمانی خارج از زندان مخالفت میکند.»
این زندانیان مشکلاتی دارند که رنج تحمل حبس را برای این زندانیان دوچندان کرده است.
صدای زندانیان گمنام باشیم محرومیت از حق درمان شکنجهای غیرانسانی ست در حق زندانیان.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22👍2❤1
بیانیه زندانیان سیاسی از زندان لاکان رشت در پیوستن به اعتصاب سهشنبههای نه به اعدام | ادامهی اعتصاب غذای دو زندانی سیاسی در اعتراض به بلاتکلیفی به دلیل نپذیرفتن وثیقهی قانونی
جمعی از زندانیان سیاسی مرد در زندان لاکان رشت با انتشار بیانیهای در روز یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۳ اعلام کردند به اعتصاب زندانیان سیاسی سراسر کشور در اعتراض به احکام اعدام به «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» میپیوندند.
متن کامل این بیانیه را در ادامه بخوانید:
«مردم آگاه و مبارز ایران»
اعدام حکمی قرون وسطایی و بگونه ای قتل حکومتی است. که نه متهم می تواند با تبعات عمل خود مواجه شود و نه فرصت تجدیدنظر برای دستگاه قضایی باقی میگذارد.
این مهم انجایی ترسناکتر می شود که حکومت با استفاده ابزاری از اعدام برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه بهره برداری می کند.
لذا ما زندانیان بند سیاسی زندان لاکان رشت ضمن محکوم کردن این حکم غیر انسانی، به کمپین سشنبه های اعتراضی « نه به اعدام » می پیوندیم.
۱- عیسی چولاندیم
۲- هومن طاهری
۳- ساسان خانزاده
۴- جمشید عزیزی
۵- حافظ فروحی
۶- مهدی میرزایی
۷- مهیار زربخش
۸- محسن هوشمند
۹- منوچهر فلاح
۱۰- محمد میری
۱۱- آرمان صدقی
شایان ذکر است که پیش از این در تاریخ چهارشنبه ۱۰مرداد ۱۴۰۳، زنان زندانی سیاسی لاکان رشت به جمع زندانیان اعتصاب کننده در کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوسته بودند.
ادامهی اعتصاب غذای دو زندانی سیاسی در اعتراض به بلاتکلیفی به دلیل نپذیرفتن وثیقهی قانونی
همزمان در همین روز و در پی درخواست چهار تن از زندانیان سیاسی سابق زندان لاکان رشت از حافظ فروحی و منوچهر فلاح برای پایان دادن به اعتصاب غذایشان در اعتراض به بلاتکلیفی، این دو زندانی سیاسی هم با انتشار نامهای ضمن تشکر و قدردانی از همبندیان سابق خود آقایان: یونس آزادبر، عزیز قاسمزاده، عباس حقگو و پیمان سکوتی «که خیرخواهانه درخواست شکستن اعتصاب ما را داشتند» اعلام کردند: «با توجه به عدم رسیدگی مسئولان مربوطه و ادامه یافتن این روند ناعادلانه، علیرغم میل باطنی، تا حصول نتیجه و پذیرش وثیقه، به اعتصاب خود ادامه خواهیم داد».
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام #بیانیه #حافظ_فروحی #منوچهر_فلاح #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جمعی از زندانیان سیاسی مرد در زندان لاکان رشت با انتشار بیانیهای در روز یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۳ اعلام کردند به اعتصاب زندانیان سیاسی سراسر کشور در اعتراض به احکام اعدام به «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» میپیوندند.
متن کامل این بیانیه را در ادامه بخوانید:
«مردم آگاه و مبارز ایران»
اعدام حکمی قرون وسطایی و بگونه ای قتل حکومتی است. که نه متهم می تواند با تبعات عمل خود مواجه شود و نه فرصت تجدیدنظر برای دستگاه قضایی باقی میگذارد.
این مهم انجایی ترسناکتر می شود که حکومت با استفاده ابزاری از اعدام برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه بهره برداری می کند.
لذا ما زندانیان بند سیاسی زندان لاکان رشت ضمن محکوم کردن این حکم غیر انسانی، به کمپین سشنبه های اعتراضی « نه به اعدام » می پیوندیم.
۱- عیسی چولاندیم
۲- هومن طاهری
۳- ساسان خانزاده
۴- جمشید عزیزی
۵- حافظ فروحی
۶- مهدی میرزایی
۷- مهیار زربخش
۸- محسن هوشمند
۹- منوچهر فلاح
۱۰- محمد میری
۱۱- آرمان صدقی
شایان ذکر است که پیش از این در تاریخ چهارشنبه ۱۰مرداد ۱۴۰۳، زنان زندانی سیاسی لاکان رشت به جمع زندانیان اعتصاب کننده در کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوسته بودند.
ادامهی اعتصاب غذای دو زندانی سیاسی در اعتراض به بلاتکلیفی به دلیل نپذیرفتن وثیقهی قانونی
همزمان در همین روز و در پی درخواست چهار تن از زندانیان سیاسی سابق زندان لاکان رشت از حافظ فروحی و منوچهر فلاح برای پایان دادن به اعتصاب غذایشان در اعتراض به بلاتکلیفی، این دو زندانی سیاسی هم با انتشار نامهای ضمن تشکر و قدردانی از همبندیان سابق خود آقایان: یونس آزادبر، عزیز قاسمزاده، عباس حقگو و پیمان سکوتی «که خیرخواهانه درخواست شکستن اعتصاب ما را داشتند» اعلام کردند: «با توجه به عدم رسیدگی مسئولان مربوطه و ادامه یافتن این روند ناعادلانه، علیرغم میل باطنی، تا حصول نتیجه و پذیرش وثیقه، به اعتصاب خود ادامه خواهیم داد».
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام #بیانیه #حافظ_فروحی #منوچهر_فلاح #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍20❤5🕊2
Forwarded from گفتوشنود
@dialogue1402
«از کوچه رندان»
عبدالحسین زرینکوب
معرفی کتاب
«راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید؛ ولی دولت مستعجل بود»
این آقای بواسحاقی، حاکم شیراز از خاندان اینجو در عصر حافظ بود و این بیت حافظ، ستایش و احترام این شاعر پرآوازه کشورمان را نسبت به او نشان میدهد. خاندان اینجو، مغول بودند و پس از سیطره چنگیزخان مغول و جانشینانش بر ایران حکم میراندند. اما سیاست دینی چنگیزخان، علیرغم وحشیگری و خشونتی که به سپاهیانش نسبت داده شده، سیاست رواداری بود.
چنگیزخان خود مذهب شمنی داشت اما این مذهب را به سرزمینهایی که به مراتب از جهات مختلف، از جمله از حیث دینی، پیشرفتهتر بودند، تحمیل نکرد. سنت سیاسی چنگیزخان حمایت از ادیان مختلف بود و لاجرم، در سرزمینهایی که مدتها پیش مسلمان شده بودند و حکومتهاشان، زیر حکم خلیفه عباسی مستقر در بغداد مشروعیت خود را تضمین میکردند، فضای تنفسی پیدا شده بود و بساط بادهگساری و عیاشی از هر نوع دور از چشم «مُحْتَسِب» (تحتالفظی یعنی کسی که حساب میکند: محاسبهگر) میسر بود. علت علاقه حافظ و همینطور عبید زاکانی را به «فیروزه بواسحاقی» همین آزادروشی گماشتگان مغول میپندارند؛ و «محتسب» در اشعار حافظ که فرد بدیست که شرع را به مردم با روی و ریا حُقنه میکند، مصداق تاریخی مشخصی دارد: رقیب سیاسی- نظامی بواسحق آل اینجو، یعنی امیرمبارزالدین از خاندان مظفر که اصالتا یزدی بودند و حاکم یزد.
این امیرمبارزالدین که با نظامیگری و بعد با تشرع، یعنی تظاهر به دینداری و اتکاء به شریعت، بر بواسحاق غالب آمد، با خلیفه فرارکرده عباسی به مصر همدست شد و در شیراز هم پس از غلبه بر ابواسحق، بساط اجرای حد شرعی و مقررات سفت و سخت را فراهم کرد. پژوهشگران معتقدند که آن گربه ناقلا و متظاهری که مطابق با منظومه «موش و گربه » عبید زاکانی، از کرمان بر موشان تاخت و توبه نمایشیاش مشهور است، همین امیر مبارزالدین است!…
برای مطالعه ادامه یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/az-kocheye-rendan/
#رواداری #آزادی #مدارا #گفتگو #حافظ
@dialogue1402
«از کوچه رندان»
عبدالحسین زرینکوب
معرفی کتاب
«راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید؛ ولی دولت مستعجل بود»
این آقای بواسحاقی، حاکم شیراز از خاندان اینجو در عصر حافظ بود و این بیت حافظ، ستایش و احترام این شاعر پرآوازه کشورمان را نسبت به او نشان میدهد. خاندان اینجو، مغول بودند و پس از سیطره چنگیزخان مغول و جانشینانش بر ایران حکم میراندند. اما سیاست دینی چنگیزخان، علیرغم وحشیگری و خشونتی که به سپاهیانش نسبت داده شده، سیاست رواداری بود.
چنگیزخان خود مذهب شمنی داشت اما این مذهب را به سرزمینهایی که به مراتب از جهات مختلف، از جمله از حیث دینی، پیشرفتهتر بودند، تحمیل نکرد. سنت سیاسی چنگیزخان حمایت از ادیان مختلف بود و لاجرم، در سرزمینهایی که مدتها پیش مسلمان شده بودند و حکومتهاشان، زیر حکم خلیفه عباسی مستقر در بغداد مشروعیت خود را تضمین میکردند، فضای تنفسی پیدا شده بود و بساط بادهگساری و عیاشی از هر نوع دور از چشم «مُحْتَسِب» (تحتالفظی یعنی کسی که حساب میکند: محاسبهگر) میسر بود. علت علاقه حافظ و همینطور عبید زاکانی را به «فیروزه بواسحاقی» همین آزادروشی گماشتگان مغول میپندارند؛ و «محتسب» در اشعار حافظ که فرد بدیست که شرع را به مردم با روی و ریا حُقنه میکند، مصداق تاریخی مشخصی دارد: رقیب سیاسی- نظامی بواسحق آل اینجو، یعنی امیرمبارزالدین از خاندان مظفر که اصالتا یزدی بودند و حاکم یزد.
این امیرمبارزالدین که با نظامیگری و بعد با تشرع، یعنی تظاهر به دینداری و اتکاء به شریعت، بر بواسحاق غالب آمد، با خلیفه فرارکرده عباسی به مصر همدست شد و در شیراز هم پس از غلبه بر ابواسحق، بساط اجرای حد شرعی و مقررات سفت و سخت را فراهم کرد. پژوهشگران معتقدند که آن گربه ناقلا و متظاهری که مطابق با منظومه «موش و گربه » عبید زاکانی، از کرمان بر موشان تاخت و توبه نمایشیاش مشهور است، همین امیر مبارزالدین است!…
برای مطالعه ادامه یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/az-kocheye-rendan/
#رواداری #آزادی #مدارا #گفتگو #حافظ
@dialogue1402
👍18❤3🕊1
ادامه اعتصاب غذای حافظ فروحی، زندانی سیاسی در زندان لاکان رشت
حافظ فروحی، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، پنجمین روز از اعتصاب غذای خود را سپری میکند. وی که از روز دوشنبه ۸ بهمنماه ۱۴۰۳ در اعتراض به روند ناعادلانه رسیدگی به پروندههای خود دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، روز پنجشنبه ۱۱ بهمن، به دلیل ضعف شدید جسمی، افت فشار و قند خون، به بهداری زندان منتقل شد.
به گفته یک منبع مطلع، پس از وخامت حال جسمی و تاری دید، شامگاه چهارشنبه رئیس زندان، ترابی، به بند میثاق رفت و با وی گفتگو کرد. در این دیدار، ترابی به فروحی وعده داد که تکلیف پروندهاش حداکثر ظرف یک هفته مشخص خواهد شد و در غیر اینصورت، وی اعلام خواهد کرد که زندان لاکان قادر به نگهداری او نیست و مسئولیت عواقب این وضعیت را به دادستان خواهد سپرد.
به دنبال این گفتوگو، حافظ فروحی صبح پنجشنبه تصمیم گرفت اعتصاب غذای خشک خود را به اعتصاب غذای تر تبدیل کند و نوشیدن آب را از سر گرفت. با این حال، وی همچنان به اعتصاب غذای خود ادامه داده و تأکید کرده است که تا زمان رسیدگی به مطالباتش از اعتصاب دست نخواهد کشید.
فروحی در اعتراض به نقض حقوق قانونی خود در فرآیند دادرسی، صدور احکام جداگانه برای یک پرونده واحد، عدم اعمال قوانین تخفیف مجازات و بیتوجهی مقامات قضایی به درخواستهای قانونی برای ادغام پروندههایش، اعتصاب غذا کرده است.
حافظ فروحی، متولد ۱۳۷۴ و اهل گیلان، در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۱ توسط نیروهای امنیتی در رشت بازداشت شد و یک روز بعد به بند میثاق زندان لاکان رشت منتقل گردید. وی اواخر سال گذشته به همراه دو زندانی سیاسی دیگر، مهدی میرزایی و آرمان صدقی ثابت، توسط دادگاه انقلاب رشت از بابت اتهامات "تبلیغ علیه نظام" و "اقدام علیه امنیت کشور" به سه سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان گیلان عیناً تأیید گردید و بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، دو سال از این حکم برای او قابل اجرا خواهد بود.
علاوه بر این، در بخش دیگری از پرونده خود، حافظ فروحی توسط دادگاه کیفری یک رشت به دو سال و سه ماه حبس دیگر محکوم شده است.
با گذشت چندین روز از اعتصاب غذا، وضعیت جسمانی حافظ فروحی رو به وخامت گذاشته است. ضعف جسمانی، افت فشار، تاری دید و انتقال به بهداری از نشانههای وخامت سلامتی وی در پی این اعتصاب است.
با وجود وعده رئیس زندان برای تعیین تکلیف پرونده، همچنان نگرانیها درباره سرنوشت این زندانی سیاسی و برخورد دستگاه قضایی با مطالباتش ادامه دارد.
#حافظ_فروحی #زندان_لاکان_رشت #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حافظ فروحی، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، پنجمین روز از اعتصاب غذای خود را سپری میکند. وی که از روز دوشنبه ۸ بهمنماه ۱۴۰۳ در اعتراض به روند ناعادلانه رسیدگی به پروندههای خود دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، روز پنجشنبه ۱۱ بهمن، به دلیل ضعف شدید جسمی، افت فشار و قند خون، به بهداری زندان منتقل شد.
به گفته یک منبع مطلع، پس از وخامت حال جسمی و تاری دید، شامگاه چهارشنبه رئیس زندان، ترابی، به بند میثاق رفت و با وی گفتگو کرد. در این دیدار، ترابی به فروحی وعده داد که تکلیف پروندهاش حداکثر ظرف یک هفته مشخص خواهد شد و در غیر اینصورت، وی اعلام خواهد کرد که زندان لاکان قادر به نگهداری او نیست و مسئولیت عواقب این وضعیت را به دادستان خواهد سپرد.
به دنبال این گفتوگو، حافظ فروحی صبح پنجشنبه تصمیم گرفت اعتصاب غذای خشک خود را به اعتصاب غذای تر تبدیل کند و نوشیدن آب را از سر گرفت. با این حال، وی همچنان به اعتصاب غذای خود ادامه داده و تأکید کرده است که تا زمان رسیدگی به مطالباتش از اعتصاب دست نخواهد کشید.
فروحی در اعتراض به نقض حقوق قانونی خود در فرآیند دادرسی، صدور احکام جداگانه برای یک پرونده واحد، عدم اعمال قوانین تخفیف مجازات و بیتوجهی مقامات قضایی به درخواستهای قانونی برای ادغام پروندههایش، اعتصاب غذا کرده است.
حافظ فروحی، متولد ۱۳۷۴ و اهل گیلان، در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۱ توسط نیروهای امنیتی در رشت بازداشت شد و یک روز بعد به بند میثاق زندان لاکان رشت منتقل گردید. وی اواخر سال گذشته به همراه دو زندانی سیاسی دیگر، مهدی میرزایی و آرمان صدقی ثابت، توسط دادگاه انقلاب رشت از بابت اتهامات "تبلیغ علیه نظام" و "اقدام علیه امنیت کشور" به سه سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان گیلان عیناً تأیید گردید و بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، دو سال از این حکم برای او قابل اجرا خواهد بود.
علاوه بر این، در بخش دیگری از پرونده خود، حافظ فروحی توسط دادگاه کیفری یک رشت به دو سال و سه ماه حبس دیگر محکوم شده است.
با گذشت چندین روز از اعتصاب غذا، وضعیت جسمانی حافظ فروحی رو به وخامت گذاشته است. ضعف جسمانی، افت فشار، تاری دید و انتقال به بهداری از نشانههای وخامت سلامتی وی در پی این اعتصاب است.
با وجود وعده رئیس زندان برای تعیین تکلیف پرونده، همچنان نگرانیها درباره سرنوشت این زندانی سیاسی و برخورد دستگاه قضایی با مطالباتش ادامه دارد.
#حافظ_فروحی #زندان_لاکان_رشت #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حافظ شیرازی در بسیاری از غزلهای خود واعظان، زاهدان و روحانیونی را که به ریاکاری، تظاهر و دورویی دینی مشغول بودند، به شدت نقد کرده است.
او بارها در اشعارش از عشق، آزادی اندیشه و دوری از ریاکاری مذهبی سخن گفته و پاسخهایی تند و نکتهسنجانه به مذهبیون متعصب و واعظان ریاکار داده است.
در این ویدئو که در رسانههای اجتماعی منتشر شده یک روحانی در مزار خواجه شیراز تفأل به دیوان حافظ زده و جواب در خور و رندانهای گرفته.
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
#حافظ #فال #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حافظ شیرازی در بسیاری از غزلهای خود واعظان، زاهدان و روحانیونی را که به ریاکاری، تظاهر و دورویی دینی مشغول بودند، به شدت نقد کرده است.
او بارها در اشعارش از عشق، آزادی اندیشه و دوری از ریاکاری مذهبی سخن گفته و پاسخهایی تند و نکتهسنجانه به مذهبیون متعصب و واعظان ریاکار داده است.
در این ویدئو که در رسانههای اجتماعی منتشر شده یک روحانی در مزار خواجه شیراز تفأل به دیوان حافظ زده و جواب در خور و رندانهای گرفته.
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
#حافظ #فال #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍31💯5
Forwarded from گفتوشنود
علیاکبر فالاسیری، یکی از مجتهدان بانفوذ شیراز در دوران قاجار، نمونهای آشکار از چیرگی دگماتیسم مذهبی و تعصب کور در تاریخ ایران است.
او در زمانی میزیست که روحانیون نه تنها مرجع امور شرعی بودند، بلکه با نفوذ گسترده خود بر آموزش، قضاوت و حتی زندگی فرهنگی مردم سیطره داشتند.
فالاسیری با تکیه بر همین قدرت، به یکی از نمادهای تاریک تفکر ضدفرهنگی بدل شد؛ کسی که از ترس فروپاشی ایمان مردم در برابر شعر و اندیشه حافظ، به تخریب فیزیکی یادگار او دست زد.
در روایتهای تاریخی آمده است که سه بار مردم شیراز، و بهویژه زرتشتیان، با عشق و احترام آرامگاه حافظ را بازسازی کردند، فالاسیری آن را «نشانه شرک و گمراهی» دانست و فرمان ویرانیاش را صادر کرد و حتی زمانی که ناصرالدین شاه دستور باز سازی داد روی منبر گفت: "اگر شاه هزار بار بسازد من خراب میکنم."
این رفتار نه از ایمان، بلکه از هراس ریشهدار روحانیت سنتی نسبت به اندیشه و آزادی برمیخاست.
حافظ برای آنان شاعری نبود که از خدا و عشق سخن گفته بود، بلکه خطری بود برای اقتدار نهاد دینیای که از جمود و خرافه تغذیه میکرد.
تخریب آرامگاه حافظ، تنها ویرانکردن یک بنای سنگی نبود؛ نمادی بود از نزاع دیرینه تفکر بسته با روح آزاد فرهنگ ایرانی.
فالاسیری و همفکرانش در تلاش بودند تا حافظ را از حافظه جمعی مردم پاک کنند، غافل از آنکه شعر و اندیشه را نمیتوان با کلنگ فرو ریخت.
آنچه آنان نتوانستند درک کنند، این بود که صدای حافظ از دل تاریخ برخاسته بود، و هرچند مرقدش را سهبار ویران کردند، اما نام و کلامش در جان مردم ایران جاودانه ماند.
عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسرشت
که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت
#تعصب #دگماتیسم #مرجعیت_شیعه #حافظ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
علیاکبر فالاسیری، یکی از مجتهدان بانفوذ شیراز در دوران قاجار، نمونهای آشکار از چیرگی دگماتیسم مذهبی و تعصب کور در تاریخ ایران است.
او در زمانی میزیست که روحانیون نه تنها مرجع امور شرعی بودند، بلکه با نفوذ گسترده خود بر آموزش، قضاوت و حتی زندگی فرهنگی مردم سیطره داشتند.
فالاسیری با تکیه بر همین قدرت، به یکی از نمادهای تاریک تفکر ضدفرهنگی بدل شد؛ کسی که از ترس فروپاشی ایمان مردم در برابر شعر و اندیشه حافظ، به تخریب فیزیکی یادگار او دست زد.
در روایتهای تاریخی آمده است که سه بار مردم شیراز، و بهویژه زرتشتیان، با عشق و احترام آرامگاه حافظ را بازسازی کردند، فالاسیری آن را «نشانه شرک و گمراهی» دانست و فرمان ویرانیاش را صادر کرد و حتی زمانی که ناصرالدین شاه دستور باز سازی داد روی منبر گفت: "اگر شاه هزار بار بسازد من خراب میکنم."
این رفتار نه از ایمان، بلکه از هراس ریشهدار روحانیت سنتی نسبت به اندیشه و آزادی برمیخاست.
حافظ برای آنان شاعری نبود که از خدا و عشق سخن گفته بود، بلکه خطری بود برای اقتدار نهاد دینیای که از جمود و خرافه تغذیه میکرد.
تخریب آرامگاه حافظ، تنها ویرانکردن یک بنای سنگی نبود؛ نمادی بود از نزاع دیرینه تفکر بسته با روح آزاد فرهنگ ایرانی.
فالاسیری و همفکرانش در تلاش بودند تا حافظ را از حافظه جمعی مردم پاک کنند، غافل از آنکه شعر و اندیشه را نمیتوان با کلنگ فرو ریخت.
آنچه آنان نتوانستند درک کنند، این بود که صدای حافظ از دل تاریخ برخاسته بود، و هرچند مرقدش را سهبار ویران کردند، اما نام و کلامش در جان مردم ایران جاودانه ماند.
عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسرشت
که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت
#تعصب #دگماتیسم #مرجعیت_شیعه #حافظ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12💯7❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عمق تحجر مذهبی را در این ویدئو میتوان دید!
در روز حافظ بد نیست که دوباره نگاهی به این ویدئو بیاندازیم،
این ویدئو البته جدید نیست ولی بیانگر و نمایی بارز از ارتجاع مذهبی است که حتی به حافظ و مولانا نیز رحم نمیکند و به آنان توهین میکند!
آیا چنین طرز فکری به باورهای متفاوت مذهبی در این عصر و در این سده رحم میکند؟!
بایستی ترسید از وضعیتی که چنین کسانی زمامدار حکمرانی در آن هستند!
#ایران #جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا #حافظ #مولانا #ارتجاع_مذهبی
@Tavaana_TavaanaTech
عمق تحجر مذهبی را در این ویدئو میتوان دید!
در روز حافظ بد نیست که دوباره نگاهی به این ویدئو بیاندازیم،
این ویدئو البته جدید نیست ولی بیانگر و نمایی بارز از ارتجاع مذهبی است که حتی به حافظ و مولانا نیز رحم نمیکند و به آنان توهین میکند!
آیا چنین طرز فکری به باورهای متفاوت مذهبی در این عصر و در این سده رحم میکند؟!
بایستی ترسید از وضعیتی که چنین کسانی زمامدار حکمرانی در آن هستند!
#ایران #جمهوری_اسلامی #گفتگو_توانا #حافظ #مولانا #ارتجاع_مذهبی
@Tavaana_TavaanaTech
👍17👌1
Forwarded from گفتوشنود
در شب یلدا، بلندترین شب سال، ایرانیان گرد هم میآیند تا تاریکی را با نورِ گفتوگو، خاطره و شعر کوتاه کنند.
خواندن حافظ در این شب، رسمی کهن است؛ زیرا شعر او زبان امید، تامل و پیوند با آینده است.
فال حافظ، بهانهایست برای مکث، اندیشیدن و شنیدن صدایی که از دل قرنها با ما سخن میگوید و در بزنگاههای زندگی، دل را آرام میکند.
حافظ شیرازی، شاعر بزرگ قرن هشتم هجری، با غزلهایی سرشار از عشق، آزادی اندیشه، نقد ریا و ستایش زندگی، جایگاهی یگانه در فرهنگ ایرانی دارد.
شعر او همزمان زمینی و معنوی است و به همین دلیل هر کس میتواند آینهای از حال خود را در آن بیابد.
در شب یلدا، که نماد گذر از تاریکی به روشنایی است، حافظخوانی یادآور این باور کهن است: پس از هر شب بلند، سپیدهای در راه است.
#یلدا #حافظ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خواندن حافظ در این شب، رسمی کهن است؛ زیرا شعر او زبان امید، تامل و پیوند با آینده است.
فال حافظ، بهانهایست برای مکث، اندیشیدن و شنیدن صدایی که از دل قرنها با ما سخن میگوید و در بزنگاههای زندگی، دل را آرام میکند.
حافظ شیرازی، شاعر بزرگ قرن هشتم هجری، با غزلهایی سرشار از عشق، آزادی اندیشه، نقد ریا و ستایش زندگی، جایگاهی یگانه در فرهنگ ایرانی دارد.
شعر او همزمان زمینی و معنوی است و به همین دلیل هر کس میتواند آینهای از حال خود را در آن بیابد.
در شب یلدا، که نماد گذر از تاریکی به روشنایی است، حافظخوانی یادآور این باور کهن است: پس از هر شب بلند، سپیدهای در راه است.
#یلدا #حافظ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤20