در بیدادگاههای جمهوری اسلامی چه میگذرد؟
قضات با یک امضا به احتی جان انسانها را میستانند و حق حیات را از شهروندان سلب میکنند....
پخشان عزیزی وریشه مرادی عباس دریس بچههای اکباتان و هزاران جان عزیز دیگر صدایشان باشیم
به یاد رضا رسایی به یاد نوید افکاری و به دادخواهی از پشتبام رفاه تا اعدام و تیرباران و ترور و به امید دادخواهی.
حکمهای خونین: قاضیان جمهوری اسلامی علیه معترضان
طرح از اسد بیناخواهی
https://tavaana.org/execution-sentences-protest/
#اعدام
#نه_به_اعدام
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
قضات با یک امضا به احتی جان انسانها را میستانند و حق حیات را از شهروندان سلب میکنند....
پخشان عزیزی وریشه مرادی عباس دریس بچههای اکباتان و هزاران جان عزیز دیگر صدایشان باشیم
به یاد رضا رسایی به یاد نوید افکاری و به دادخواهی از پشتبام رفاه تا اعدام و تیرباران و ترور و به امید دادخواهی.
حکمهای خونین: قاضیان جمهوری اسلامی علیه معترضان
طرح از اسد بیناخواهی
https://tavaana.org/execution-sentences-protest/
#اعدام
#نه_به_اعدام
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22👍6❤1
مهوش ثابت روز چهارشنبه ۱۴ آذرماه تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت.
این شهروند بهائی زندانی، بیش از ۱۳ سال در زندانهای جمهوری اسلامی محبوس بوده است.
مهوش ثابت نویسنده شاعر و معلم تا پیش از این با کارشکنی مسئولان زندان از حق درمان محروم بود.
این زندانی ۷۲ ساله پیشتر در نامهای از زندان، گفته بود:
«ناگهان وطن آبا و اجدادیمان را از ما گرفتند و ما به آن دیگری تبدیل شدیم.»
در کنار هموطنانمان باشیم و اجازه ندهیم جمهوری اسلامی با تفکیک جامعه به استبداد و دیکتاتوری ادامه دهد. به یاد فاطمه سپهری گرامی که علیرغم انجام عمل قلب باز و نیاز به حضور در محیطی امن و راحت کماکان در زندان است. به یاد تمامی زندانیان سیاسی محبوس در بند ضحاک.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهوش_ثابت
@Tavaana_TavaanaTech
این شهروند بهائی زندانی، بیش از ۱۳ سال در زندانهای جمهوری اسلامی محبوس بوده است.
مهوش ثابت نویسنده شاعر و معلم تا پیش از این با کارشکنی مسئولان زندان از حق درمان محروم بود.
این زندانی ۷۲ ساله پیشتر در نامهای از زندان، گفته بود:
«ناگهان وطن آبا و اجدادیمان را از ما گرفتند و ما به آن دیگری تبدیل شدیم.»
در کنار هموطنانمان باشیم و اجازه ندهیم جمهوری اسلامی با تفکیک جامعه به استبداد و دیکتاتوری ادامه دهد. به یاد فاطمه سپهری گرامی که علیرغم انجام عمل قلب باز و نیاز به حضور در محیطی امن و راحت کماکان در زندان است. به یاد تمامی زندانیان سیاسی محبوس در بند ضحاک.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهوش_ثابت
@Tavaana_TavaanaTech
💔33
«درود توانا
ابتدا بگم من یک زن هستم یک مادر یک شهروند که چهار سالی است در تبعید اجباری به سر میبرد. هرچند کشورم رو ترک کردم اما هموطنانم رو تنها نگذاشتم و نمیگذارم.
از همان زمانی که اعترافات اجباری را پخش میکردند از همان زمان که اخبار اعدام فامیل و همسایه را میشنیدم از همان زمانی که ۱۵-۱۶ ساله بودم فهمیدم
"تلاش برای نجات جان محکومان به اعدام، بخشی از مبارزه برای اجرای عدالت است."
واقعن فرقی ندارد انسان چه گرایش سیاسی فکری یا عقیدتی داشته باشد یا چه جرمی مرتکب شده باشد اعدام مجازات هیچ جرمی نیست.
البته که این دیدگاه بهتدریج در من شکل گرفت ابتدا عدالت را در انتقام خونین میدانستم که برادر کوچکم را در خیابان به قتل رسانده بودند بعدتر عدالت را در رساندن صدای دادخواهیم و انتشار عکسهای برادرم و هموطنانم دیدم. این بدین معنا نیست که دست از دادخواهی برداشتهام یا میگویم مجازات نشوند این افراد فقط مستحق حبس ابد هستند برای عبرت تاریخ و آیندگان.
صفحه توانا را دنبال میکنم و تلاش شما را در مبارزه با اعدام میستایم. اکنون در این برهه از تاریخ ایرانیان تحت "اتهام" سبالنبی بغی قاچاقچی موادمخدر یا هر "اتهام" دیگری به اعدام محکوم میشوند و این حکم ضدانسانی هر روز در کشورمان اجرا میشود.
از مردم میخواهم همراه و همگام با زندانیان به سهشنبههای نه به اعدام بپیوندند به هر طریقی انتشار عکس در فضای مجازی اگر امکان حضور در اجتماع باشد نوشتن نامه به سران کشورهایی که آنجا موقتن به پناه آمدهایم و به هر طریقی.»
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
ابتدا بگم من یک زن هستم یک مادر یک شهروند که چهار سالی است در تبعید اجباری به سر میبرد. هرچند کشورم رو ترک کردم اما هموطنانم رو تنها نگذاشتم و نمیگذارم.
از همان زمانی که اعترافات اجباری را پخش میکردند از همان زمان که اخبار اعدام فامیل و همسایه را میشنیدم از همان زمانی که ۱۵-۱۶ ساله بودم فهمیدم
"تلاش برای نجات جان محکومان به اعدام، بخشی از مبارزه برای اجرای عدالت است."
واقعن فرقی ندارد انسان چه گرایش سیاسی فکری یا عقیدتی داشته باشد یا چه جرمی مرتکب شده باشد اعدام مجازات هیچ جرمی نیست.
البته که این دیدگاه بهتدریج در من شکل گرفت ابتدا عدالت را در انتقام خونین میدانستم که برادر کوچکم را در خیابان به قتل رسانده بودند بعدتر عدالت را در رساندن صدای دادخواهیم و انتشار عکسهای برادرم و هموطنانم دیدم. این بدین معنا نیست که دست از دادخواهی برداشتهام یا میگویم مجازات نشوند این افراد فقط مستحق حبس ابد هستند برای عبرت تاریخ و آیندگان.
صفحه توانا را دنبال میکنم و تلاش شما را در مبارزه با اعدام میستایم. اکنون در این برهه از تاریخ ایرانیان تحت "اتهام" سبالنبی بغی قاچاقچی موادمخدر یا هر "اتهام" دیگری به اعدام محکوم میشوند و این حکم ضدانسانی هر روز در کشورمان اجرا میشود.
از مردم میخواهم همراه و همگام با زندانیان به سهشنبههای نه به اعدام بپیوندند به هر طریقی انتشار عکس در فضای مجازی اگر امکان حضور در اجتماع باشد نوشتن نامه به سران کشورهایی که آنجا موقتن به پناه آمدهایم و به هر طریقی.»
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤21👍4🥰1💯1💔1
مهدی یراحی، هنرمند مردمی و آزادیخواه، در پستی که در شبکه اکس منتشر کرد از منوچهر بختیاری پدر دادخواه پویا حمایت کرد.
منوچهر بختیاری به دلیل لختگی خون و برای انجام عمل جراحی در بیمارستان بستری شده است او که در زندان چوبیندر قزوین محبوس است، حدود ده روز پیش به بیمارستان منتقل شده است.
امروز صبا بختیاری خبر داد که «نیروهای حفاظتی برای انتقال منوچهر بختیاری به زندان به بیمارستان مراجعه کردند. اما پزشکان مانع از انتقال او به زندان شدند.»
مهدی یراحی که خود مدتی در زندان بوده و همواره در کنار دادخواهان ایستاده با انتشار پستی نوشت «صدای منوچهر بختیاری باشیم.» حمایت چهرههای شاخص از زندانیان ارزشمند است. یکدیگر را تنها نگذاریم در برابر دیکتاتور.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#منوچهر_بختیاری
#مهدی_یراحی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
منوچهر بختیاری به دلیل لختگی خون و برای انجام عمل جراحی در بیمارستان بستری شده است او که در زندان چوبیندر قزوین محبوس است، حدود ده روز پیش به بیمارستان منتقل شده است.
امروز صبا بختیاری خبر داد که «نیروهای حفاظتی برای انتقال منوچهر بختیاری به زندان به بیمارستان مراجعه کردند. اما پزشکان مانع از انتقال او به زندان شدند.»
مهدی یراحی که خود مدتی در زندان بوده و همواره در کنار دادخواهان ایستاده با انتشار پستی نوشت «صدای منوچهر بختیاری باشیم.» حمایت چهرههای شاخص از زندانیان ارزشمند است. یکدیگر را تنها نگذاریم در برابر دیکتاتور.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#منوچهر_بختیاری
#مهدی_یراحی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍49💔8❤2
بنیاد برومند منتشر کرد:
عدالت در سایه سرکوب؛ نگاهی به دادخواهی قربانیان زن زندگی آزادی
پس از گذشت بیش از دو سال از مرگ در حین بازداشت مهسا ژینا امینی در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، که جرقه اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سراسر ایران شد، خانوادههای معترضان کشتهشده همچنان در انتظار حقیقت و عدالت هستند.
بنیاد عبدالرحمن برومند در جدیدترین گزارش خود با عنوان «عدالت در سایه سرکوب» با بررسی دادخواهیهای حقوقی صورت گرفته توسط قربانیان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، به موانع سیستماتیک و فشارهایی که خانوادهها در تلاششان برای پاسخگو کردن مقامات برای مرگ عزیزان خود با آن مواجه هستند پرداخته است.
در اواخر آذر ۱۴۰۱، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در واکنش به سرکوب شدید معترضان که به دستور مقامات ایران انجام شد، یک کمیته حقیقتیاب مستقل را برای بررسی مرگ مهسا امینی و پیامدهای آن تأسیس کرد. تحقیقات این کمیته منجر به گزارشی جامع شد که سرکوب خشونتآمیز اعتراضات توسط جمهوری اسلامی را جنایت علیه بشریت توصیف کرده و از جامعه بینالمللی میخواهد تا گامهایی در جهت تضمین عدالت و جبران خسارت وارد شده به قربانیان بردارد. این کمیته همچنین از ایران خواست که سرکوب خشونتآمیز معترضان و آزار خانوادههای آنان را متوقف کند و راههایی برای تحقق عدالت فراهم کند.و تحقیقات شفاف و بیطرفانه انجام دهد. گزارش کمیته بر لزوم اصلاحات ساختاری از جمله در حمایت از زنان و دختران نیز تاکید کرده است.
جمهوری اسلامی نه تنها به مکاتبات کمیته حقیقتیاب مستقل پاسخ نداد، بلکه نهادهای تحقیق داخلش نیز نیروهای امنیتی را از مسئولیت کشتارهای صورت گرفته مبرا کرد. مقامات ایرانی با ایجاد موانع در راه تحقیقات، مردم را از آگاهی نسبت به آنچه در جریان اعتراضات زن، زندگی، آزادی رخ داد، محروم کرده است. آنها با تهدید، مجازات و ساکت کردن قربانیان به طرق مختلف– از جمله مصالحههای مالی اجباری – با افرادی که از طریق نهادهای رسمی عدالت خواهی کردند، برخورد کرده و در مقابل افرادی را که از خشونت غیرقانونی مرگبار علیه معترضان استفاده کرده بودند از مجازات مصون نگه داشتند.
تعدادی از قربانیان اعتراضات که از ایران خارج شدهاند، در جلسهای که در آذرماه امسال در آلمان با کارشناسان کمیته حقیقتیاب داشتند، تاکید کردند که عدالت و پاسخگویی برای آنها یک اولویت اساسی است. نهادینه شدن فرهنگ مصونیت از مجازات عاملان و آمران سرکوب در ایران منجر به کشتار خودسرانه و فراقضایی هزاران شهروند در اعتراضات میشود و آرامش را از خانوادههای آنان سلب میکند. گزارش جدید بنیاد برومند بر نبود شفافیت و چالشهای بیحد و حصر قربانیان در مسیر تحقق عدالت تمرکز کرده است. به گفته رویا برومند، مدیر اجرایی این بنیاد: «تاسیس کمیته حقیقتیاب هر چند گامی ضروری برای پاسخگو کردن مقامات جمهوری اسلامی است، اما به تنهایی برای رسیدن به این هدف کافی نیست». جامعه بینالمللی باید با اقدامات قاطعانه خود در جهت عملی کردن توصیههای کمیته حقیقتیاب برای اجرای عدالت و جبران خسارت، پیامی صریح به جمهوری اسلامی ارسال کند: مصونیت در برابر سرکوب معترضان دیگر تحمل نخواهد شد.
https://www.iranrights.org/fa/library/document/4583
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
@IranRights
عدالت در سایه سرکوب؛ نگاهی به دادخواهی قربانیان زن زندگی آزادی
پس از گذشت بیش از دو سال از مرگ در حین بازداشت مهسا ژینا امینی در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، که جرقه اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سراسر ایران شد، خانوادههای معترضان کشتهشده همچنان در انتظار حقیقت و عدالت هستند.
بنیاد عبدالرحمن برومند در جدیدترین گزارش خود با عنوان «عدالت در سایه سرکوب» با بررسی دادخواهیهای حقوقی صورت گرفته توسط قربانیان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، به موانع سیستماتیک و فشارهایی که خانوادهها در تلاششان برای پاسخگو کردن مقامات برای مرگ عزیزان خود با آن مواجه هستند پرداخته است.
در اواخر آذر ۱۴۰۱، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در واکنش به سرکوب شدید معترضان که به دستور مقامات ایران انجام شد، یک کمیته حقیقتیاب مستقل را برای بررسی مرگ مهسا امینی و پیامدهای آن تأسیس کرد. تحقیقات این کمیته منجر به گزارشی جامع شد که سرکوب خشونتآمیز اعتراضات توسط جمهوری اسلامی را جنایت علیه بشریت توصیف کرده و از جامعه بینالمللی میخواهد تا گامهایی در جهت تضمین عدالت و جبران خسارت وارد شده به قربانیان بردارد. این کمیته همچنین از ایران خواست که سرکوب خشونتآمیز معترضان و آزار خانوادههای آنان را متوقف کند و راههایی برای تحقق عدالت فراهم کند.و تحقیقات شفاف و بیطرفانه انجام دهد. گزارش کمیته بر لزوم اصلاحات ساختاری از جمله در حمایت از زنان و دختران نیز تاکید کرده است.
جمهوری اسلامی نه تنها به مکاتبات کمیته حقیقتیاب مستقل پاسخ نداد، بلکه نهادهای تحقیق داخلش نیز نیروهای امنیتی را از مسئولیت کشتارهای صورت گرفته مبرا کرد. مقامات ایرانی با ایجاد موانع در راه تحقیقات، مردم را از آگاهی نسبت به آنچه در جریان اعتراضات زن، زندگی، آزادی رخ داد، محروم کرده است. آنها با تهدید، مجازات و ساکت کردن قربانیان به طرق مختلف– از جمله مصالحههای مالی اجباری – با افرادی که از طریق نهادهای رسمی عدالت خواهی کردند، برخورد کرده و در مقابل افرادی را که از خشونت غیرقانونی مرگبار علیه معترضان استفاده کرده بودند از مجازات مصون نگه داشتند.
تعدادی از قربانیان اعتراضات که از ایران خارج شدهاند، در جلسهای که در آذرماه امسال در آلمان با کارشناسان کمیته حقیقتیاب داشتند، تاکید کردند که عدالت و پاسخگویی برای آنها یک اولویت اساسی است. نهادینه شدن فرهنگ مصونیت از مجازات عاملان و آمران سرکوب در ایران منجر به کشتار خودسرانه و فراقضایی هزاران شهروند در اعتراضات میشود و آرامش را از خانوادههای آنان سلب میکند. گزارش جدید بنیاد برومند بر نبود شفافیت و چالشهای بیحد و حصر قربانیان در مسیر تحقق عدالت تمرکز کرده است. به گفته رویا برومند، مدیر اجرایی این بنیاد: «تاسیس کمیته حقیقتیاب هر چند گامی ضروری برای پاسخگو کردن مقامات جمهوری اسلامی است، اما به تنهایی برای رسیدن به این هدف کافی نیست». جامعه بینالمللی باید با اقدامات قاطعانه خود در جهت عملی کردن توصیههای کمیته حقیقتیاب برای اجرای عدالت و جبران خسارت، پیامی صریح به جمهوری اسلامی ارسال کند: مصونیت در برابر سرکوب معترضان دیگر تحمل نخواهد شد.
https://www.iranrights.org/fa/library/document/4583
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
@IranRights
👍24
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز، ۱۵ آذر ماه ۱۴۰۳، مراسم دومین سالگرد جانباختن جاویدنام هومن عبداللهی در سنندج بر سر مزارش برگزار شد
پدر هومن عبداللهی در این مراسم پیامی را قرائت کرد و گفت:
«هیچ جان آگاهی که جامعه ایران را دیده باشد، نمیتواند از کاستیهای آن چشم بپوشد. نابرابریها را نبیند، از کنار فساد و ناکارآمدی بهآسانی بگذرد و نگران آینده فرزندان این سرزمین نباشد. اما در برابر این حجم از مشکلات چه میتوان کرد؟
در جامعهای که تمام روزنههای تغییر و اصلاح به روی مردم بسته شده، فعالان مدنی، سیاسی و روزنامهنگاران به زندان انداخته میشوند و مسئولان، در طول سالیان متمادی، هیچکدام از وعدههای خود را عملی نکردهاند، شرایط زندگی روزبهروز دشوارتر میشود. آیا باید اعتراض به این اوضاع جرم تلقی شود؟
مردم ستمدیده کردستان که همواره زیر بار ستم مضاعف زیستهاند، چه راهی جز اعتراض و حضور با دستان خالی در خیابان داشته و دارند تا امید را زنده نگه دارند و به تاراج منابع این سرزمین پایان دهند؟ آیا به گواه اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیونهای بینالمللی که خود شما نیز پذیرفتهاید، و اصل ۲۷ قانون اساسی که ادعایش را دارید، مردم حق تشکیل اجتماعات و راهپیمایی اعتراضی ندارند؟
اما افسوس که به محض برپایی کوچکترین اعتراضی، کسانی که باید حامی مردم باشند، در ازای حقوقی ناچیز اجیر میشوند تا برای حفظ منافع صاحبان رانت و ویلاهای چند صد میلیاردی، پیشانی پاکترین فرزندان این سرزمین را هدف قرار دهند.
هومن ما، اولین کسی نبود که قربانی این ستم شد. دهههاست که پاسخ مطالبات مردم برای زندگی شرافتمندانه با گلوله و چوبه دار داده میشود. پیش از هومن، ندا، سارو، بهاران و هزاران جوان دیگر را از ما گرفتند. اما نتوانستند این چراغ را خاموش کنند.
تا زمانی که این ظلم ادامه دارد، هر روز چراغ دیگری در گوشهای از این سرزمین روشن خواهد شد. هومن در دل این ملت هرگز خاموش نخواهد شد.
آزادی شمشیری است که هرگز زنگ نمیزند.»
#هومن_عبداللهی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پدر هومن عبداللهی در این مراسم پیامی را قرائت کرد و گفت:
«هیچ جان آگاهی که جامعه ایران را دیده باشد، نمیتواند از کاستیهای آن چشم بپوشد. نابرابریها را نبیند، از کنار فساد و ناکارآمدی بهآسانی بگذرد و نگران آینده فرزندان این سرزمین نباشد. اما در برابر این حجم از مشکلات چه میتوان کرد؟
در جامعهای که تمام روزنههای تغییر و اصلاح به روی مردم بسته شده، فعالان مدنی، سیاسی و روزنامهنگاران به زندان انداخته میشوند و مسئولان، در طول سالیان متمادی، هیچکدام از وعدههای خود را عملی نکردهاند، شرایط زندگی روزبهروز دشوارتر میشود. آیا باید اعتراض به این اوضاع جرم تلقی شود؟
مردم ستمدیده کردستان که همواره زیر بار ستم مضاعف زیستهاند، چه راهی جز اعتراض و حضور با دستان خالی در خیابان داشته و دارند تا امید را زنده نگه دارند و به تاراج منابع این سرزمین پایان دهند؟ آیا به گواه اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیونهای بینالمللی که خود شما نیز پذیرفتهاید، و اصل ۲۷ قانون اساسی که ادعایش را دارید، مردم حق تشکیل اجتماعات و راهپیمایی اعتراضی ندارند؟
اما افسوس که به محض برپایی کوچکترین اعتراضی، کسانی که باید حامی مردم باشند، در ازای حقوقی ناچیز اجیر میشوند تا برای حفظ منافع صاحبان رانت و ویلاهای چند صد میلیاردی، پیشانی پاکترین فرزندان این سرزمین را هدف قرار دهند.
هومن ما، اولین کسی نبود که قربانی این ستم شد. دهههاست که پاسخ مطالبات مردم برای زندگی شرافتمندانه با گلوله و چوبه دار داده میشود. پیش از هومن، ندا، سارو، بهاران و هزاران جوان دیگر را از ما گرفتند. اما نتوانستند این چراغ را خاموش کنند.
تا زمانی که این ظلم ادامه دارد، هر روز چراغ دیگری در گوشهای از این سرزمین روشن خواهد شد. هومن در دل این ملت هرگز خاموش نخواهد شد.
آزادی شمشیری است که هرگز زنگ نمیزند.»
#هومن_عبداللهی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23👍4
Forwarded from گفتوشنود
«رواداری و همزیستی»
اثر پرویز دستمالچی
جوامع باز و مدرن امروز بدون همزیستی میلیونها انسان، یعنی همزیستی ادیان و ایدئولوژیهای سیاسی، بدون حقوق مساوی همه در برابر قانون، بدون تساهل و تسامح یا رواداری (Tolerance)، بدون بردباری شهروندان با هم و در کنار هم ممکن نخواهد شد.
در طول تاریخ ایران و جهان میتوان نتایج فاجعهبار تعصبات خشک و یکسونگریهای دینی یا ایدئولوژیک-سیاسی را مشاهده کرد که چگونه همه چیز را به ویرانی و نکبت کشاندهاند.
در ایران ، اختلافات و دشمنیهای میان پیروان اهل سنت و شیعیان به قدمت تاریخ شکلگیری آنهادر این سرزمین است. هر دو، بهویژه شیعیان، دشمنان خونین هر کسی هستند که نقاد اعتقادات گویا «مقدس» آنها باشد. برای مثال مومنان خشکاندیش شیعه، پیروان فداییان اسلام، بزرگمرد تاریخ اندیشه ایران احمد کسروی را به قتل رساندند، زیرا اندیشههای او را توهین به اسلام و سبالنبی میدانستند؛ اندیشههایی که اساس آن از یکسو نقد ایمان کور و از دیگر سو خردورزی برای زدودن تاریکیها و دستیازی به روشنایی بود.
کتابی که در دست دارید، قصد دارد در نگاهی کوتاه و اجمالی، گوشههایی از این رنج بزرگ انسانی را بررسی کند؛ انسانی که پندار خود را مطلق میکند و تا جایی پیش میرود که به خاطر شاید یک «توهم »، دست به قتل و نابودی فرد یا گروهی از دیگران میزند. تاریخ ما و جهان، ملت ما و سایر ملل، شاهد جنایتهای عظیم میلیونی به نام یک «باور» بودهاند. تا زمانی که نیاموزیم باورها میتوانند به اندازه تعداد انسانها متعدد و متکثر باشند، و هر کس حق دارد باور و اعتقادات خود را داشته باشد، نخواهیم توانست در کنار هم و با هم در صلح زندگی کنیم.
کتاب «رواداری و همزیستی» اثر پروزیز دستمالچی، نویسنده و مترجم، را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/tolerance-living-together/
#رواداری #گفتگو #تساهل #احمد_کسروی #همزیستی
@dialogue1402
@parvizdastmalc1
اثر پرویز دستمالچی
جوامع باز و مدرن امروز بدون همزیستی میلیونها انسان، یعنی همزیستی ادیان و ایدئولوژیهای سیاسی، بدون حقوق مساوی همه در برابر قانون، بدون تساهل و تسامح یا رواداری (Tolerance)، بدون بردباری شهروندان با هم و در کنار هم ممکن نخواهد شد.
در طول تاریخ ایران و جهان میتوان نتایج فاجعهبار تعصبات خشک و یکسونگریهای دینی یا ایدئولوژیک-سیاسی را مشاهده کرد که چگونه همه چیز را به ویرانی و نکبت کشاندهاند.
در ایران ، اختلافات و دشمنیهای میان پیروان اهل سنت و شیعیان به قدمت تاریخ شکلگیری آنهادر این سرزمین است. هر دو، بهویژه شیعیان، دشمنان خونین هر کسی هستند که نقاد اعتقادات گویا «مقدس» آنها باشد. برای مثال مومنان خشکاندیش شیعه، پیروان فداییان اسلام، بزرگمرد تاریخ اندیشه ایران احمد کسروی را به قتل رساندند، زیرا اندیشههای او را توهین به اسلام و سبالنبی میدانستند؛ اندیشههایی که اساس آن از یکسو نقد ایمان کور و از دیگر سو خردورزی برای زدودن تاریکیها و دستیازی به روشنایی بود.
کتابی که در دست دارید، قصد دارد در نگاهی کوتاه و اجمالی، گوشههایی از این رنج بزرگ انسانی را بررسی کند؛ انسانی که پندار خود را مطلق میکند و تا جایی پیش میرود که به خاطر شاید یک «توهم »، دست به قتل و نابودی فرد یا گروهی از دیگران میزند. تاریخ ما و جهان، ملت ما و سایر ملل، شاهد جنایتهای عظیم میلیونی به نام یک «باور» بودهاند. تا زمانی که نیاموزیم باورها میتوانند به اندازه تعداد انسانها متعدد و متکثر باشند، و هر کس حق دارد باور و اعتقادات خود را داشته باشد، نخواهیم توانست در کنار هم و با هم در صلح زندگی کنیم.
کتاب «رواداری و همزیستی» اثر پروزیز دستمالچی، نویسنده و مترجم، را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/tolerance-living-together/
#رواداری #گفتگو #تساهل #احمد_کسروی #همزیستی
@dialogue1402
@parvizdastmalc1
👍3
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
رواداری_و_همزیستی_اثر_پرویز_دستمالچی.pdf
3.6 MB
«رواداری و همزیستی»
اثر پرویز دستمالچی
جوامع باز و مدرن امروز بدون همزیستی میلیونها انسان، یعنی همزیستی ادیان و ایدئولوژیهای سیاسی، بدون حقوق مساوی همه در برابر قانون، بدون تساهل و تسامح یا رواداری (Tolerance)، بدون بردباری شهروندان با هم و در کنار هم ممکن نخواهد شد.
در طول تاریخ ایران و جهان میتوان نتایج فاجعهبار تعصبات خشک و یکسونگریهای دینی یا ایدئولوژیک-سیاسی را مشاهده کرد که چگونه همه چیز را به ویرانی و نکبت کشاندهاند.
در ایران ، اختلافات و دشمنیهای میان پیروان اهل سنت و شیعیان به قدمت تاریخ شکلگیری آنهادر این سرزمین است. هر دو، بهویژه شیعیان، دشمنان خونین هر کسی هستند که نقاد اعتقادات گویا «مقدس» آنها باشد. برای مثال مومنان خشکاندیش شیعه، پیروان فداییان اسلام، بزرگمرد تاریخ اندیشه ایران احمد کسروی را به قتل رساندند، زیرا اندیشههای او را توهین به اسلام و سبالنبی میدانستند؛ اندیشههایی که اساس آن از یکسو نقد ایمان کور و از دیگر سو خردورزی برای زدودن تاریکیها و دستیازی به روشنایی بود.
کتابی که در دست دارید، قصد دارد در نگاهی کوتاه و اجمالی، گوشههایی از این رنج بزرگ انسانی را بررسی کند؛ انسانی که پندار خود را مطلق میکند و تا جایی پیش میرود که به خاطر شاید یک «توهم »، دست به قتل و نابودی فرد یا گروهی از دیگران میزند. تاریخ ما و جهان، ملت ما و سایر ملل، شاهد جنایتهای عظیم میلیونی به نام یک «باور» بودهاند. تا زمانی که نیاموزیم باورها میتوانند به اندازه تعداد انسانها متعدد و متکثر باشند، و هر کس حق دارد باور و اعتقادات خود را داشته باشد، نخواهیم توانست در کنار هم و با هم در صلح زندگی کنیم.
کتاب «رواداری و همزیستی» اثر پروزیز دستمالچی، نویسنده و مترجم، را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/tolerance-living-together/
#رواداری #گفتگو #تساهل #احمد_کسروی #همزیستی
@dialogue1402
@parvizdastmalc1
اثر پرویز دستمالچی
جوامع باز و مدرن امروز بدون همزیستی میلیونها انسان، یعنی همزیستی ادیان و ایدئولوژیهای سیاسی، بدون حقوق مساوی همه در برابر قانون، بدون تساهل و تسامح یا رواداری (Tolerance)، بدون بردباری شهروندان با هم و در کنار هم ممکن نخواهد شد.
در طول تاریخ ایران و جهان میتوان نتایج فاجعهبار تعصبات خشک و یکسونگریهای دینی یا ایدئولوژیک-سیاسی را مشاهده کرد که چگونه همه چیز را به ویرانی و نکبت کشاندهاند.
در ایران ، اختلافات و دشمنیهای میان پیروان اهل سنت و شیعیان به قدمت تاریخ شکلگیری آنهادر این سرزمین است. هر دو، بهویژه شیعیان، دشمنان خونین هر کسی هستند که نقاد اعتقادات گویا «مقدس» آنها باشد. برای مثال مومنان خشکاندیش شیعه، پیروان فداییان اسلام، بزرگمرد تاریخ اندیشه ایران احمد کسروی را به قتل رساندند، زیرا اندیشههای او را توهین به اسلام و سبالنبی میدانستند؛ اندیشههایی که اساس آن از یکسو نقد ایمان کور و از دیگر سو خردورزی برای زدودن تاریکیها و دستیازی به روشنایی بود.
کتابی که در دست دارید، قصد دارد در نگاهی کوتاه و اجمالی، گوشههایی از این رنج بزرگ انسانی را بررسی کند؛ انسانی که پندار خود را مطلق میکند و تا جایی پیش میرود که به خاطر شاید یک «توهم »، دست به قتل و نابودی فرد یا گروهی از دیگران میزند. تاریخ ما و جهان، ملت ما و سایر ملل، شاهد جنایتهای عظیم میلیونی به نام یک «باور» بودهاند. تا زمانی که نیاموزیم باورها میتوانند به اندازه تعداد انسانها متعدد و متکثر باشند، و هر کس حق دارد باور و اعتقادات خود را داشته باشد، نخواهیم توانست در کنار هم و با هم در صلح زندگی کنیم.
کتاب «رواداری و همزیستی» اثر پروزیز دستمالچی، نویسنده و مترجم، را به رایگان دانلود کنید و بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/tolerance-living-together/
#رواداری #گفتگو #تساهل #احمد_کسروی #همزیستی
@dialogue1402
@parvizdastmalc1
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام مادر جاویدنام هومن عبداللهی در دومین سالگرد جانباختن فرزندش
سنندج، ۱۵ آذر ۱۴۰۳
«مردم قهرمان کردستان، همراهان عزیزم، یاران هومن و رهروان راه آزادی و زندگی!
پیش از هر چیز، از جانب خودم و خانوادهام، به مناسبت دومین سالگرد هومن همیشه زنده خوشآمد میگویم.
دو سال پیش در چنین روزی، روزی سیاه و تلخ (که تلختر از این در کشورمان کمتر دیدهایم)، قدرتی سیاهاندیش و ظالم در بیرحمترین بیابانهای این جهان، با بهانهای پوچ و به جرم خواستن آزادی، پرچم زندگی و امید را به خون کشید. آن نیروهای بیرحم، با تصورات پوچشان، خواستند هومن و جوانان این سرزمین را از بین ببرند و از آمدن بهار جلوگیری کنند، اما خون هومنها در طول تاریخ این سرزمین، ریشهای عمیق از آزادی و مقاومت کاشت.
هومن عزیزم! اگرچه تو به بهار نرسیدی، اما تاریکی هیچگاه نمیتواند بر نور چیره شود. ظلم هرگز جاودان نمیماند و آنچه که از تاریکی دفاع میکند، محکوم به شکست است. امروز، ما به عنوان یک خانواده دادخواه و دادطلب در کردستان، مسیر خود را ادامه میدهیم تا به حقوقمان دست یابیم؛ مسیری که دادخواهی برای هومن عزیزمان است.
از همینجا، دست در دست همه خانوادههای شهیدان خیزش زن، زندگی، آزادی میگذاریم و از آنها میخواهیم که در این مسیر متحد بمانند. همچنین، ما همچنان در برابر حکومتی که مخالف زندگی است، به ویژه با قانون جدید که برای شدت بخشیدن به اجبار حجاب وضع شده، مقاومت میکنیم.
در پایان، ضمن قدردانی دوباره از همراهی شما، یاد همه عزیزان ازدسترفتهمان را گرامی میداریم. ایمان دارم که هومن من، بر اسب سفید آرزوها، از دیار آزادی برای فرزندان این سرزمین پیام میآورد.
یادشان همیشه زنده باد!»
#هومن_عبداللهی #سنندج #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سنندج، ۱۵ آذر ۱۴۰۳
«مردم قهرمان کردستان، همراهان عزیزم، یاران هومن و رهروان راه آزادی و زندگی!
پیش از هر چیز، از جانب خودم و خانوادهام، به مناسبت دومین سالگرد هومن همیشه زنده خوشآمد میگویم.
دو سال پیش در چنین روزی، روزی سیاه و تلخ (که تلختر از این در کشورمان کمتر دیدهایم)، قدرتی سیاهاندیش و ظالم در بیرحمترین بیابانهای این جهان، با بهانهای پوچ و به جرم خواستن آزادی، پرچم زندگی و امید را به خون کشید. آن نیروهای بیرحم، با تصورات پوچشان، خواستند هومن و جوانان این سرزمین را از بین ببرند و از آمدن بهار جلوگیری کنند، اما خون هومنها در طول تاریخ این سرزمین، ریشهای عمیق از آزادی و مقاومت کاشت.
هومن عزیزم! اگرچه تو به بهار نرسیدی، اما تاریکی هیچگاه نمیتواند بر نور چیره شود. ظلم هرگز جاودان نمیماند و آنچه که از تاریکی دفاع میکند، محکوم به شکست است. امروز، ما به عنوان یک خانواده دادخواه و دادطلب در کردستان، مسیر خود را ادامه میدهیم تا به حقوقمان دست یابیم؛ مسیری که دادخواهی برای هومن عزیزمان است.
از همینجا، دست در دست همه خانوادههای شهیدان خیزش زن، زندگی، آزادی میگذاریم و از آنها میخواهیم که در این مسیر متحد بمانند. همچنین، ما همچنان در برابر حکومتی که مخالف زندگی است، به ویژه با قانون جدید که برای شدت بخشیدن به اجبار حجاب وضع شده، مقاومت میکنیم.
در پایان، ضمن قدردانی دوباره از همراهی شما، یاد همه عزیزان ازدسترفتهمان را گرامی میداریم. ایمان دارم که هومن من، بر اسب سفید آرزوها، از دیار آزادی برای فرزندان این سرزمین پیام میآورد.
یادشان همیشه زنده باد!»
#هومن_عبداللهی #سنندج #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍22💔7🕊3
آناهیتا همتی، بازیگر سینما و تئاتر: موهایم را از ته زدم تا کسی مرتکب گناه نشود و به جهنم و درک واصل نشود.
«درود بر همه هموطنان، دوستان و فامیل و آشنایان.
شما که مدام به من میگویید بیا و مخالفتت را با حجاب اجباری و این «قوانین جدید» مندرآوردی و سختگیرانه بگو، آخه من چی بگم؟ مگه قبلاً میگفتم فایدهای داشت؟ فقط و فقط برای خودم دردسر درست میکردم که حالا دیگه حوصله آن را هم ندارم.
راستش دیگه از همین یه ذره موهای خودمم عاجز شدم. رفتم و از ته با ماشین زدم تا بلکه کسی به واسطه چهار تا لاخ شوید من، مرتکب گناه نشود و به جهنم و درک واصل نشود. از همه هموطنان، برادران و جنس مذکر خواهشمندم به من به چشم یک کچل زشت که در مملکت هیچ محلی از اعراب هم ندارد نگاه کنند.
والله به پیر به پیغمبر گاهی آرزو میکردم که مرد به دنیا میآمدم! این زن بودن در ایران حقیقتاً که جز عذاب و تحقیر و صد البته دوشواری (به قول آن آقای خدابیامرز) چیزی برایمان به ارمغان نیاورده.
اگر حضرات، همسر و والدین محترمم رخصت بفرمایند و به این حقیر اجازه بدهند، حاضرم تا آخر عمرم کچل زندگی کنم تا جنس مذکر رستگار شوند و تا پایان عمرم کلاً مرا به «هیچ» بیانگارند.»
از اینستاگرام آناهیتا همتی
#آناهیتا_همتی #قانون_حجاب_و_عفاف
#نه_به_ححاب_اجباری
#نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«درود بر همه هموطنان، دوستان و فامیل و آشنایان.
شما که مدام به من میگویید بیا و مخالفتت را با حجاب اجباری و این «قوانین جدید» مندرآوردی و سختگیرانه بگو، آخه من چی بگم؟ مگه قبلاً میگفتم فایدهای داشت؟ فقط و فقط برای خودم دردسر درست میکردم که حالا دیگه حوصله آن را هم ندارم.
راستش دیگه از همین یه ذره موهای خودمم عاجز شدم. رفتم و از ته با ماشین زدم تا بلکه کسی به واسطه چهار تا لاخ شوید من، مرتکب گناه نشود و به جهنم و درک واصل نشود. از همه هموطنان، برادران و جنس مذکر خواهشمندم به من به چشم یک کچل زشت که در مملکت هیچ محلی از اعراب هم ندارد نگاه کنند.
والله به پیر به پیغمبر گاهی آرزو میکردم که مرد به دنیا میآمدم! این زن بودن در ایران حقیقتاً که جز عذاب و تحقیر و صد البته دوشواری (به قول آن آقای خدابیامرز) چیزی برایمان به ارمغان نیاورده.
اگر حضرات، همسر و والدین محترمم رخصت بفرمایند و به این حقیر اجازه بدهند، حاضرم تا آخر عمرم کچل زندگی کنم تا جنس مذکر رستگار شوند و تا پایان عمرم کلاً مرا به «هیچ» بیانگارند.»
از اینستاگرام آناهیتا همتی
#آناهیتا_همتی #قانون_حجاب_و_عفاف
#نه_به_ححاب_اجباری
#نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤37👍15💔7👌1
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق، تجربهای از بازجویی و زندان خود و تاثیری که بر باورهایش گذاشت، به شرح زیر منتشر کرده است:
دو سال بلاتکلیفی در زندان، دو سالی که نه روز بود و نه شب، بلکه سایهای تاریک بود که هر لحظه سنگینتر میشد. پروندهام در دست اطلاعات سپاه بود، اما بازجوهای وزارت اطلاعات هم به دنیای درهمشکستهام قدم گذاشتند، کسانی که هیچ ربطی به سرنوشت من نداشتند، اما با هر کلام و رفتاری، زخمهایم را عمیقتر کردند. یکی از آن روزها، بازجویی به نام محمدی به دیدنم آمد. نگاهش سنگین بود، کلامش برندهتر از تیغ، در میان حرفهایش، جملهای گفت که ذهنم را در آتش انداخت: «اگر دین نداری، آزاده باش.» در لحظهای که این جمله را شنیدم، انگار زمان ایستاد. من که تمام نمازهایم، حتی نماز شبهایم، در زندان ترک نمیشد، با خودم گفتم: چرا فکر کردند دین ندارم؟ مگر آنها نمیدیدند که ایمانم را در تاریکترین لحظهها حفظ کردهام؟ اما این جمله چیزی فراتر از آنچه به نظر میآمد، در دل خود داشت. این جمله مثل تلنگری بود که ذهنم را بیدار کرد. بارها و بارها در سکوت شبهای زندان، در دل سلول سردم، با خود تکرارش میکردم: «اگر دین نداری، آزاده باش.» کمکم فهمیدم که حق با او بود، اما نه آنگونه که خودش میخواست. دینم را داشتم، اما آزادگیام را نه. دینی که به آن باور داشتم، به من یاد داده بود که عدالت، حقیقت و شرافت بالاترین ارزشها هستند. اما آنها از من میخواستند دینی را بجا بیاورم که پر از سکوت و تسلیم باشد؛ دینی که نه با خدا، بلکه با ظلم و جهل بیعت کرده بود. آنها از آزادگی دم میزدند، اما آزادگیای که میخواستند یعنی سکوت. یعنی چشم بستن بر زخمها، یعنی پذیرش ستم و سر خم کردن در برابر قدرت. آزادگی در قاموس آنها یعنی خفه شو، بشین سرجات، و کاری به کار هیچچیز نداشته باش.اما همین جمله تلنگری بود که مسیرم را تغییر داد. فهمیدم اگر دین دارم، باید آزاد هم باشم. دینی که مرا از ایستادن در برابر ظلم بازدارد، دیگر دین نیست، بلکه زندانی است که من را از خدا دور میکند. از همان روزها، تصمیم گرفتم آزادگی را بیاموزم. اما نه آزادگیای که آنها تعریف میکردند، بلکه آزادگیای که از دل حقیقت میآید، آزادگیای که صدای عدالت است، حتی اگر در تاریکترین سلولها پژواک پیدا کند.
و چه خوب شد که آن جمله، هرچند با نیت تحقیر گفته شد، به من جرات داد که خودم را دوباره پیدا کنم. من در زندان بودم، اما فهمیدم که زندان واقعی دیوارهای بلند و میلههای سرد نیست؛ زندان واقعی سکوت در برابر ظلم است، بندگی در برابر دروغ است، و پذیرفتن زندگیای که دیگران برایت میسازند.
آزادگیای که من جستوجو کردم، فراتر از سکوت و تسلیم بود. آزادگی برای من به معنای فریاد بود، حتی اگر لبهایم را میدوختند. به معنای ایستادن بود، حتی اگر پاهایم را میشکستند. من فهمیدم که ایمان واقعی، در بندگی کورکورانه نیست، بلکه در شکستن زنجیرهایی است که به ناحق بر دستان و قلبت بستهاند.
محمدی، آن بازجو، شاید هرگز نفهمید که با آن جملهاش چه جرقهای در وجودم روشن کرد. او میخواست مرا به خضوع در برابر نظامی وادار کند که عدالت را سرکوب میکند، اما نتیجهاش این شد که عمیقترین حقیقت را در وجودم بیدار کرد. من دیگر منتظر آزادی از بیرون نبودم. من یاد گرفتم که آزادی را درون خودم پیدا کنم، حتی اگر در سلولی سرد و تاریک باشم.
آزادگی یعنی حق پرسیدن، حق اعتراض کردن، حق زیستن بر پایه حقیقت. آنها میخواستند دین را با ترس به من تحمیل کنند، اما دین من به من شجاعت داد که آزاد باشم. چه زیباست که حتی در اسارت، توانستم مفهوم حقیقی آزادی را پیدا کنم؛ مفهومی که نه به دیوارها وابسته است و نه به حکمها. آزادی در قلب من زنده شد، و همین آزادی بود که به من قدرت داد تا از همان داخل زندان، اعتراض به حقوق نقضشدهام را آغاز کنم.
حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم آن جمله شاید یکی از سنگینترین تلنگرهایی بود که در زندگیام دریافت کردم. دینم را داشتم، اما آزادگی را یاد گرفتم. و چه سفری زیبا بود، هرچند دردناک. زیرا آزادی، مانند ایمان، نه در آرامش، بلکه در دل طوفان معنا پیدا میکند.
#زن_زندگی_آزادی #ایران #آزادگی #مریم_ابراهیم_وند #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
@Tavaana_TavaanaTech
دو سال بلاتکلیفی در زندان، دو سالی که نه روز بود و نه شب، بلکه سایهای تاریک بود که هر لحظه سنگینتر میشد. پروندهام در دست اطلاعات سپاه بود، اما بازجوهای وزارت اطلاعات هم به دنیای درهمشکستهام قدم گذاشتند، کسانی که هیچ ربطی به سرنوشت من نداشتند، اما با هر کلام و رفتاری، زخمهایم را عمیقتر کردند. یکی از آن روزها، بازجویی به نام محمدی به دیدنم آمد. نگاهش سنگین بود، کلامش برندهتر از تیغ، در میان حرفهایش، جملهای گفت که ذهنم را در آتش انداخت: «اگر دین نداری، آزاده باش.» در لحظهای که این جمله را شنیدم، انگار زمان ایستاد. من که تمام نمازهایم، حتی نماز شبهایم، در زندان ترک نمیشد، با خودم گفتم: چرا فکر کردند دین ندارم؟ مگر آنها نمیدیدند که ایمانم را در تاریکترین لحظهها حفظ کردهام؟ اما این جمله چیزی فراتر از آنچه به نظر میآمد، در دل خود داشت. این جمله مثل تلنگری بود که ذهنم را بیدار کرد. بارها و بارها در سکوت شبهای زندان، در دل سلول سردم، با خود تکرارش میکردم: «اگر دین نداری، آزاده باش.» کمکم فهمیدم که حق با او بود، اما نه آنگونه که خودش میخواست. دینم را داشتم، اما آزادگیام را نه. دینی که به آن باور داشتم، به من یاد داده بود که عدالت، حقیقت و شرافت بالاترین ارزشها هستند. اما آنها از من میخواستند دینی را بجا بیاورم که پر از سکوت و تسلیم باشد؛ دینی که نه با خدا، بلکه با ظلم و جهل بیعت کرده بود. آنها از آزادگی دم میزدند، اما آزادگیای که میخواستند یعنی سکوت. یعنی چشم بستن بر زخمها، یعنی پذیرش ستم و سر خم کردن در برابر قدرت. آزادگی در قاموس آنها یعنی خفه شو، بشین سرجات، و کاری به کار هیچچیز نداشته باش.اما همین جمله تلنگری بود که مسیرم را تغییر داد. فهمیدم اگر دین دارم، باید آزاد هم باشم. دینی که مرا از ایستادن در برابر ظلم بازدارد، دیگر دین نیست، بلکه زندانی است که من را از خدا دور میکند. از همان روزها، تصمیم گرفتم آزادگی را بیاموزم. اما نه آزادگیای که آنها تعریف میکردند، بلکه آزادگیای که از دل حقیقت میآید، آزادگیای که صدای عدالت است، حتی اگر در تاریکترین سلولها پژواک پیدا کند.
و چه خوب شد که آن جمله، هرچند با نیت تحقیر گفته شد، به من جرات داد که خودم را دوباره پیدا کنم. من در زندان بودم، اما فهمیدم که زندان واقعی دیوارهای بلند و میلههای سرد نیست؛ زندان واقعی سکوت در برابر ظلم است، بندگی در برابر دروغ است، و پذیرفتن زندگیای که دیگران برایت میسازند.
آزادگیای که من جستوجو کردم، فراتر از سکوت و تسلیم بود. آزادگی برای من به معنای فریاد بود، حتی اگر لبهایم را میدوختند. به معنای ایستادن بود، حتی اگر پاهایم را میشکستند. من فهمیدم که ایمان واقعی، در بندگی کورکورانه نیست، بلکه در شکستن زنجیرهایی است که به ناحق بر دستان و قلبت بستهاند.
محمدی، آن بازجو، شاید هرگز نفهمید که با آن جملهاش چه جرقهای در وجودم روشن کرد. او میخواست مرا به خضوع در برابر نظامی وادار کند که عدالت را سرکوب میکند، اما نتیجهاش این شد که عمیقترین حقیقت را در وجودم بیدار کرد. من دیگر منتظر آزادی از بیرون نبودم. من یاد گرفتم که آزادی را درون خودم پیدا کنم، حتی اگر در سلولی سرد و تاریک باشم.
آزادگی یعنی حق پرسیدن، حق اعتراض کردن، حق زیستن بر پایه حقیقت. آنها میخواستند دین را با ترس به من تحمیل کنند، اما دین من به من شجاعت داد که آزاد باشم. چه زیباست که حتی در اسارت، توانستم مفهوم حقیقی آزادی را پیدا کنم؛ مفهومی که نه به دیوارها وابسته است و نه به حکمها. آزادی در قلب من زنده شد، و همین آزادی بود که به من قدرت داد تا از همان داخل زندان، اعتراض به حقوق نقضشدهام را آغاز کنم.
حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم آن جمله شاید یکی از سنگینترین تلنگرهایی بود که در زندگیام دریافت کردم. دینم را داشتم، اما آزادگی را یاد گرفتم. و چه سفری زیبا بود، هرچند دردناک. زیرا آزادی، مانند ایمان، نه در آرامش، بلکه در دل طوفان معنا پیدا میکند.
#زن_زندگی_آزادی #ایران #آزادگی #مریم_ابراهیم_وند #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
@Tavaana_TavaanaTech
👍26💔7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم دومین سالگرد جانباختن جاویدنام هومن عبداللهی بر سر مزار او برگزار شد
در این مراسم بسیاری از خانوادههای دادخواه سنندج و جمعی از مردم حضور داشتند.
هومن در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در شب ۱٦ آذر ۱٤۰۱ سە روز پس از تولدش با شلیک نیروهای سرکوبگر رژیم جانش را از دست داد.
هومن عبداللهی ۲۱ سال بیشتر نداشت.
پیکر هومن عبداللهی، از کشتهشدگان اعتراضات ۱۶ آذر در سنندج، با حضور گسترده نیروهای امنیتی به صورت شبانه در شهرک حسنآباد این شهر دفن شد.
به گفته منابع مطلع، آثار گلوله ساچمهای و شکستگی در اثر ضربات باتون نیروهای امنیتی بر روی جسد این شهروند مشهود بوده است.
#مادران_دادخواه #سنندج #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #هومن_عبدالهی #هومن_عبداللهی #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در این مراسم بسیاری از خانوادههای دادخواه سنندج و جمعی از مردم حضور داشتند.
هومن در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در شب ۱٦ آذر ۱٤۰۱ سە روز پس از تولدش با شلیک نیروهای سرکوبگر رژیم جانش را از دست داد.
هومن عبداللهی ۲۱ سال بیشتر نداشت.
پیکر هومن عبداللهی، از کشتهشدگان اعتراضات ۱۶ آذر در سنندج، با حضور گسترده نیروهای امنیتی به صورت شبانه در شهرک حسنآباد این شهر دفن شد.
به گفته منابع مطلع، آثار گلوله ساچمهای و شکستگی در اثر ضربات باتون نیروهای امنیتی بر روی جسد این شهروند مشهود بوده است.
#مادران_دادخواه #سنندج #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #هومن_عبدالهی #هومن_عبداللهی #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔24👍3❤1
۱۶ آذر، روز دانشجو
در طی سالهای اخیر، دانشگاهیان به شدت سرکوب شدهاند، اما دانشگاه هنوز زنده است.
فراموش نمیکنیم بیانیه معروف دانشجویان دانشگاه هنر در تداوم ایستادگی را که گفته بودم چند:
«با خودتان فکر کردید دانشجو که زیر بار ممنوعالورودی و تعلیق و هزار حکمِ ناروای دیگر از بیدادگاهتان له شده، این هم تیر آخر است؛ فکر کردید حالا دیگر دانشگاه مُرده و از خیابانهای اطرافش جداست. میان ما و شما دریایی خون فاصله است، ما، که حالا نزدیک یک سالی میشود که «ما» شدهایم، هیچ حرفی با شما نداریم الا یک کلمه: نه. پس از تاکید دوبارهتان بر آپارتاید جنسیتی و الزام حضور در دانشگاه با مقنعه، پس از بستن آب و خشونت بر دوستانمان که تنها در جهت برابری در پردیس باغ ملی تحصن کرده بودند، ما هم دوباره تاکید میکنیم که چیزی به عقب برنمیگردد. این آسمان حتی بعد از تمام ستارههایی که هرروز به زمین کشیدهاید، هنوز غرق ستارهست. از زخمی که شهریور دهن باز کرد هنوز خون میچکد. و ما ایستادهایم، دست در دست هم، برای آزادی»
هم اینک دانشجویان زیادی در زندان هستند مثل خشایار سفیدی، مطهره گونهای، امیرحسین مرادی، علی یونسی و ... و دانشجویان زیادی در در طی این سالها توسط حکومت کشته شدهاند...
یاد همه آنها گرامی باد
طرح از شهرزاد
artdeshaz
#روز_دانشجو #زن_زندگی_آزادی
#دانشجو #دانشگاه_در_زنجیر #نه_به_جمهورى_اسلامى
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۱۶ آذر، روز دانشجو
در طی سالهای اخیر، دانشگاهیان به شدت سرکوب شدهاند، اما دانشگاه هنوز زنده است.
فراموش نمیکنیم بیانیه معروف دانشجویان دانشگاه هنر در تداوم ایستادگی را که گفته بودم چند:
«با خودتان فکر کردید دانشجو که زیر بار ممنوعالورودی و تعلیق و هزار حکمِ ناروای دیگر از بیدادگاهتان له شده، این هم تیر آخر است؛ فکر کردید حالا دیگر دانشگاه مُرده و از خیابانهای اطرافش جداست. میان ما و شما دریایی خون فاصله است، ما، که حالا نزدیک یک سالی میشود که «ما» شدهایم، هیچ حرفی با شما نداریم الا یک کلمه: نه. پس از تاکید دوبارهتان بر آپارتاید جنسیتی و الزام حضور در دانشگاه با مقنعه، پس از بستن آب و خشونت بر دوستانمان که تنها در جهت برابری در پردیس باغ ملی تحصن کرده بودند، ما هم دوباره تاکید میکنیم که چیزی به عقب برنمیگردد. این آسمان حتی بعد از تمام ستارههایی که هرروز به زمین کشیدهاید، هنوز غرق ستارهست. از زخمی که شهریور دهن باز کرد هنوز خون میچکد. و ما ایستادهایم، دست در دست هم، برای آزادی»
هم اینک دانشجویان زیادی در زندان هستند مثل خشایار سفیدی، مطهره گونهای، امیرحسین مرادی، علی یونسی و ... و دانشجویان زیادی در در طی این سالها توسط حکومت کشته شدهاند...
یاد همه آنها گرامی باد
طرح از شهرزاد
artdeshaz
#روز_دانشجو #زن_زندگی_آزادی
#دانشجو #دانشگاه_در_زنجیر #نه_به_جمهورى_اسلامى
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊31💔3❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️ بیانیه جمعی از دانشجویان در خصوص روز دانشجو
🗣️ واقعه ۱۶ آذر همواره نمادی از مقاومت دانشجویان در برابر استبداد حاکم، اشغالگری، حضور نیروهای امنیتی و تسلط خودکامگی بر عقلانیت بوده، هست و خواهد بود. در شرایط کنونی، «فردای دانشجو»، ضمن پایبندی به این اصول و مقابله با تلاشهای حاکمیت و دولت اصلاحات برای انکار سرکوب، درصدد است جنبههایی از ستم وارد بر دانشگاه را بیان کرده و محکوم کند:
۱- دولت جدید، پس از بهدست گرفتن قدرت در انتخاباتی نمایشی که سعی در القای توهم «اختیار سیاسی» به مردم و دانشجویان داشت، اکنون با وعدههای دروغینی مانند «بازگشت دانشجویان به تحصیل» این روند را ادامه میدهد. لازم به ذکر است که این وعده تنها در مورد دانشجویانی محقق شده که دسترسی به رسانههای جمعی دارند؛ در حالی که دانشجویانی که از این امکانات محروماند، همچنان از تحصیل بازماندهاند. افزون بر این، همکاری نیروهای امنیتی و نهادهای وابسته به رهبری و سپاه، در ساختار اداری دولت کنونی نهادینه شده است. از نشانههای این پیوند عمیق میتوان به ابقای وزیر اطلاعات دولت قبلی و دخالت آشکار رهبری در انتصاب وزرا اشاره کرد.
۲- وخامت شرایط اقتصادی و ناترازیهای غیرقابلجبران، دولت را واداشته است که بخشی از این مشکلات را از طریق کاهش هزینههای آموزش و دانشگاه و تحمیل هزینههای بیشتر بر دانشجویان جبران کند. از نشانههای این روند میتوان به افزایش هزینههای زندگی دانشجویی، افزایش چشمگیر شهریهها در دانشگاه آزاد، تداوم پولیسازی دانشگاههای دولتی و کاهش بودجههای آموزشی اشاره کرد.
۳- استفاده از مصاحبه، سهمیههای موسوم به «بورسیه سازمانها»، تصفیه سیاسی قبولیهای مستقیم در دانشگاهها و تداوم سایر سهمیههای موجود نشان از تلاش بیشتر حاکمیت برای تصفیه فضای دانشگاه و پیشگیری از هر گونه اعتراض دارد. هدف از این یکدستسازی، خفه کردن صدای مخالفان پیش از شکلگیری هر گونه حرکت اعتراضی است.
۴- حضور نهادی مانند حراست که تحت فرمان مستقیم نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با کمک نهادهایی چون بسیج و نهاد رهبری عمل میکند، نشاندهنده وجود ارگانی فراتر از قانون است. این نهاد، با دخالت در تمامی امور دانشگاه، اقداماتی چون آدمربایی، بازجویی، تهدید و ضربوشتم را بدون هیچ ملاحظهای انجام میدهد؛ از سویی همانطور که پیشتر در جزوه «واکاوی نهاد حراست» توضیح دادیم، در مورد وظایف و اختیارات این نهاد حتی یک خط آییننامه یا دستورالعمل قانونی وجود ندارد.
۵- حذف تشکلهایی که کوچکترین زاویه سیاسی با حاکمیت دارند، بهویژه پس از جنبش ژینا، جلوگیری از شکلگیری هر گونه امر جمعی و تشکلیابی سیاسی و سرکوب فعالیتهای سیاسی در دانشگاهها، نشانهای از استیصال جمهوری اسلامی در مدیریت امور سیاسی است. در چنین شرایطی، حاکمیت تنها راه بقای خود را در استمرار سرکوب میبیند. تغییر دولت نیز صرفاً نوع سرکوب را تغییر میدهد و نه ماهیت آن. از ابزارهای جدید سرکوب میتوان به بیمارانگاری پوشش اختیاری، استفاده از رسانههای اصلاحطلب برای مطلوب جلوهدادن اوضاع با شعار «وفاق ملی»، انکار روندهای سرکوب گذشته و تلاش برای ادغام نهادها و تشکلهای مردمی در ساختار حاکمیت اشاره کرد. همچنین، نظارتهای الکترونیکی و مجازی بر دانشجویان نهتنها کاهش نیافته بلکه شدت نیز یافته است.
📌 با توجه به موارد گفتهشده که تنها نمونههایی از ستمهای حاکم بر دانشگاه هستند، فردای دانشجو، ضمن گرامیداشت هر گونه مقاومت جمعی در برابر ایزوله کردن دانشگاه و سرکوب فعالیتهای سیاسی، حاکمیت و دولت کنونی را به دلیل سرکوب دانشگاه و دانشجو محکوم میکند. ما تا زمان بازپسگیری دانشگاه از یوغ نهادهای امنیتی و حاکمیتی و بازگرداندن آن به دست صاحبان واقعیاش، یعنی دانشجویان، به مبارزه با هر گونه استبداد ادامه خواهیم داد. / فردای دانشجو
کلیپ از شهرزاد
#دانشگاه_پادگان_نیست #دانشگاه #روز_دانشجو #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🗣️ واقعه ۱۶ آذر همواره نمادی از مقاومت دانشجویان در برابر استبداد حاکم، اشغالگری، حضور نیروهای امنیتی و تسلط خودکامگی بر عقلانیت بوده، هست و خواهد بود. در شرایط کنونی، «فردای دانشجو»، ضمن پایبندی به این اصول و مقابله با تلاشهای حاکمیت و دولت اصلاحات برای انکار سرکوب، درصدد است جنبههایی از ستم وارد بر دانشگاه را بیان کرده و محکوم کند:
۱- دولت جدید، پس از بهدست گرفتن قدرت در انتخاباتی نمایشی که سعی در القای توهم «اختیار سیاسی» به مردم و دانشجویان داشت، اکنون با وعدههای دروغینی مانند «بازگشت دانشجویان به تحصیل» این روند را ادامه میدهد. لازم به ذکر است که این وعده تنها در مورد دانشجویانی محقق شده که دسترسی به رسانههای جمعی دارند؛ در حالی که دانشجویانی که از این امکانات محروماند، همچنان از تحصیل بازماندهاند. افزون بر این، همکاری نیروهای امنیتی و نهادهای وابسته به رهبری و سپاه، در ساختار اداری دولت کنونی نهادینه شده است. از نشانههای این پیوند عمیق میتوان به ابقای وزیر اطلاعات دولت قبلی و دخالت آشکار رهبری در انتصاب وزرا اشاره کرد.
۲- وخامت شرایط اقتصادی و ناترازیهای غیرقابلجبران، دولت را واداشته است که بخشی از این مشکلات را از طریق کاهش هزینههای آموزش و دانشگاه و تحمیل هزینههای بیشتر بر دانشجویان جبران کند. از نشانههای این روند میتوان به افزایش هزینههای زندگی دانشجویی، افزایش چشمگیر شهریهها در دانشگاه آزاد، تداوم پولیسازی دانشگاههای دولتی و کاهش بودجههای آموزشی اشاره کرد.
۳- استفاده از مصاحبه، سهمیههای موسوم به «بورسیه سازمانها»، تصفیه سیاسی قبولیهای مستقیم در دانشگاهها و تداوم سایر سهمیههای موجود نشان از تلاش بیشتر حاکمیت برای تصفیه فضای دانشگاه و پیشگیری از هر گونه اعتراض دارد. هدف از این یکدستسازی، خفه کردن صدای مخالفان پیش از شکلگیری هر گونه حرکت اعتراضی است.
۴- حضور نهادی مانند حراست که تحت فرمان مستقیم نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با کمک نهادهایی چون بسیج و نهاد رهبری عمل میکند، نشاندهنده وجود ارگانی فراتر از قانون است. این نهاد، با دخالت در تمامی امور دانشگاه، اقداماتی چون آدمربایی، بازجویی، تهدید و ضربوشتم را بدون هیچ ملاحظهای انجام میدهد؛ از سویی همانطور که پیشتر در جزوه «واکاوی نهاد حراست» توضیح دادیم، در مورد وظایف و اختیارات این نهاد حتی یک خط آییننامه یا دستورالعمل قانونی وجود ندارد.
۵- حذف تشکلهایی که کوچکترین زاویه سیاسی با حاکمیت دارند، بهویژه پس از جنبش ژینا، جلوگیری از شکلگیری هر گونه امر جمعی و تشکلیابی سیاسی و سرکوب فعالیتهای سیاسی در دانشگاهها، نشانهای از استیصال جمهوری اسلامی در مدیریت امور سیاسی است. در چنین شرایطی، حاکمیت تنها راه بقای خود را در استمرار سرکوب میبیند. تغییر دولت نیز صرفاً نوع سرکوب را تغییر میدهد و نه ماهیت آن. از ابزارهای جدید سرکوب میتوان به بیمارانگاری پوشش اختیاری، استفاده از رسانههای اصلاحطلب برای مطلوب جلوهدادن اوضاع با شعار «وفاق ملی»، انکار روندهای سرکوب گذشته و تلاش برای ادغام نهادها و تشکلهای مردمی در ساختار حاکمیت اشاره کرد. همچنین، نظارتهای الکترونیکی و مجازی بر دانشجویان نهتنها کاهش نیافته بلکه شدت نیز یافته است.
📌 با توجه به موارد گفتهشده که تنها نمونههایی از ستمهای حاکم بر دانشگاه هستند، فردای دانشجو، ضمن گرامیداشت هر گونه مقاومت جمعی در برابر ایزوله کردن دانشگاه و سرکوب فعالیتهای سیاسی، حاکمیت و دولت کنونی را به دلیل سرکوب دانشگاه و دانشجو محکوم میکند. ما تا زمان بازپسگیری دانشگاه از یوغ نهادهای امنیتی و حاکمیتی و بازگرداندن آن به دست صاحبان واقعیاش، یعنی دانشجویان، به مبارزه با هر گونه استبداد ادامه خواهیم داد. / فردای دانشجو
کلیپ از شهرزاد
#دانشگاه_پادگان_نیست #دانشگاه #روز_دانشجو #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤29👍4🕊2
غزل رنجکش، از مصدومان شلیک عامدانه به چشمها در جربان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، تصاویری از خود (یکی در زمان مصدومیت و یکی از همین روزها) منتشر کرد و نوشت:
«دوسال پیش فکرشم نمیکردم بتونم نجات پیدا کنم یا حتی شجاعت دیدن خودم رو داشته باشم!
قطعاً هیچ چیزی جای بینایی رو نمیگیره، ولی تاابد مدیون پزشکهایی هستم که هنرمندانه رو چشمم کار کردن تا بتونم قسمتی از زیبایی رو برگردونم.»
ـ غزل رنجکش، دانشجوی رشته حقوق اهل بندرعباس روز چهارم آبان ماه ۱۴۰۱، در حال برگشت به خانه از محل کار هدف گلوله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. وی پیشتر توضیح داده بود که «آخرین تصویری که چشم راستم ثبت کرد، لبخند اون شخص موقع شلیک کردن بود». این دختر جوان نوشته بود که برای جلوگیری از اصابت گلوله به مادرش در مقابل او ایستاد.
غزل رنجکش جمله معروفی دارد:
صدای چشمها بلندتر از هر فریادیست...
#غزل_رنجکش #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«دوسال پیش فکرشم نمیکردم بتونم نجات پیدا کنم یا حتی شجاعت دیدن خودم رو داشته باشم!
قطعاً هیچ چیزی جای بینایی رو نمیگیره، ولی تاابد مدیون پزشکهایی هستم که هنرمندانه رو چشمم کار کردن تا بتونم قسمتی از زیبایی رو برگردونم.»
ـ غزل رنجکش، دانشجوی رشته حقوق اهل بندرعباس روز چهارم آبان ماه ۱۴۰۱، در حال برگشت به خانه از محل کار هدف گلوله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. وی پیشتر توضیح داده بود که «آخرین تصویری که چشم راستم ثبت کرد، لبخند اون شخص موقع شلیک کردن بود». این دختر جوان نوشته بود که برای جلوگیری از اصابت گلوله به مادرش در مقابل او ایستاد.
غزل رنجکش جمله معروفی دارد:
صدای چشمها بلندتر از هر فریادیست...
#غزل_رنجکش #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔53👌4👍3
پدر سیدشهابالدین هاشمی در دومین سالگرد کشته شدنش نوشت:
«دومین سالگرد شهادت پسر ایران، قهرمان و دانشجوی سال آخر حقوق، #سید_شهابالدین_هاشمی را گرامی میداریم. او در تاریخ ۱۶ آذر ۱۴۰۱، در دانشگاه علامه طباطبایی تهران، به جرم دفاع از مردم و آزادیخواهی، جان خود را در راه ایران فدا کرد و به شهادت رسید.
شهاب جانم،
اجازه بده اشکهایم را پنهان نکنم، تا گواه دل شکستهام باشد. این روزها، پرنده دل پدرت تاب قفس دلتنگیات را ندارد. میآیم به مزار و منزلت تا برایت بگویم... اما چه بگویم، پسر خوب و مهربانم؟
دریغ که نیستی تا ببینی روزگار چنان سیلی محکمی به اقبال سرنوشتم زد که تا همیشه جای سرخ بیپسری بر گونههای زندگیام باقی بماند.
پسر نازنینم،
دو سال است که زبانم تو را خطاب نکرده. چه روزهایی که در این ایام یکییکی غروب شد و چه بغضهایی که یکییکی رسوب کرد، اما تو نیامدی. خاطراتت شبها خواب از چشمان خیس پدرت میگیرد. صبری که بر لبانم سکوت نشانده، بهانهای است تا گلایهای از نبودنت نکنم. روحت جاویدان، پسر محجوب و نازنین من.»
seyed_1376_5_7_0
شهاب ۲۶ ساله و دانشجوی سال آخر رشته حقوق از دانشکده علامه طباطبایی تهران بود. او علاقه زیادی به ورزش بوکس داشت و پستهای اینستاگرامیاش از عشق او به ورزش و موزیک و کتاب حکایت دارد.
شهاب به عنوان لیدر اعتراضات دانشجویی شناسایی و سپس ناپدید شده بود. از روز پانزدهم آذر ماه، تلفن همراه او خاموش و تلاشهای خانواده برای یافتن او نتیجهای نداشته است. تا این که پس از سه روز با برادر شهاب تماس گرفته و از او خواسته شد تا به خوابگاه دانشجویی دانشگاه مراجعه کند.
برادر شهاب پس از مراجعه به دانشگاه در قسمت کتابخانه با پیکر بی جان او در حالی که حلقآویز شده بود، روبرو میشود. همچنین آثار ضربوشتم بر پیکر او وجود داشت.
نهادهای امنیتی سعی دارند با صحنهسازی و همچنین ارائه وصیت نامهای که به گفته برادرش دست خط او نیست، قتل او را خودکشی وانمود کنند. مسئولان دانشگاه علامه نیز، در مصاحبهای با ایرنا از خودکشی یکی از دانشجویان دانشگاه خبر داده بودند.
حکومت در حالی کشتهشدن او را خودکشی اعلام میکند که به گواه آشنایان، او دغدغه جامعه و مردم را داشته و در نوشتهای که از او در یک گروه تلگرامی به جای مانده، از ظلم حکومت به مردم و جنایات رژیم برای حفظ نظام سخن گفته است.
شهاب هاشمی که اعتقادات مذهبی داشت با استناد به یکی از آیات قرآن، حاکمیت را ستمگر خطاب کرده و همچنین طبق یک حدیث، سکوت در مقابل ظلم را جایز ندانسته بود.
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«دومین سالگرد شهادت پسر ایران، قهرمان و دانشجوی سال آخر حقوق، #سید_شهابالدین_هاشمی را گرامی میداریم. او در تاریخ ۱۶ آذر ۱۴۰۱، در دانشگاه علامه طباطبایی تهران، به جرم دفاع از مردم و آزادیخواهی، جان خود را در راه ایران فدا کرد و به شهادت رسید.
شهاب جانم،
اجازه بده اشکهایم را پنهان نکنم، تا گواه دل شکستهام باشد. این روزها، پرنده دل پدرت تاب قفس دلتنگیات را ندارد. میآیم به مزار و منزلت تا برایت بگویم... اما چه بگویم، پسر خوب و مهربانم؟
دریغ که نیستی تا ببینی روزگار چنان سیلی محکمی به اقبال سرنوشتم زد که تا همیشه جای سرخ بیپسری بر گونههای زندگیام باقی بماند.
پسر نازنینم،
دو سال است که زبانم تو را خطاب نکرده. چه روزهایی که در این ایام یکییکی غروب شد و چه بغضهایی که یکییکی رسوب کرد، اما تو نیامدی. خاطراتت شبها خواب از چشمان خیس پدرت میگیرد. صبری که بر لبانم سکوت نشانده، بهانهای است تا گلایهای از نبودنت نکنم. روحت جاویدان، پسر محجوب و نازنین من.»
seyed_1376_5_7_0
شهاب ۲۶ ساله و دانشجوی سال آخر رشته حقوق از دانشکده علامه طباطبایی تهران بود. او علاقه زیادی به ورزش بوکس داشت و پستهای اینستاگرامیاش از عشق او به ورزش و موزیک و کتاب حکایت دارد.
شهاب به عنوان لیدر اعتراضات دانشجویی شناسایی و سپس ناپدید شده بود. از روز پانزدهم آذر ماه، تلفن همراه او خاموش و تلاشهای خانواده برای یافتن او نتیجهای نداشته است. تا این که پس از سه روز با برادر شهاب تماس گرفته و از او خواسته شد تا به خوابگاه دانشجویی دانشگاه مراجعه کند.
برادر شهاب پس از مراجعه به دانشگاه در قسمت کتابخانه با پیکر بی جان او در حالی که حلقآویز شده بود، روبرو میشود. همچنین آثار ضربوشتم بر پیکر او وجود داشت.
نهادهای امنیتی سعی دارند با صحنهسازی و همچنین ارائه وصیت نامهای که به گفته برادرش دست خط او نیست، قتل او را خودکشی وانمود کنند. مسئولان دانشگاه علامه نیز، در مصاحبهای با ایرنا از خودکشی یکی از دانشجویان دانشگاه خبر داده بودند.
حکومت در حالی کشتهشدن او را خودکشی اعلام میکند که به گواه آشنایان، او دغدغه جامعه و مردم را داشته و در نوشتهای که از او در یک گروه تلگرامی به جای مانده، از ظلم حکومت به مردم و جنایات رژیم برای حفظ نظام سخن گفته است.
شهاب هاشمی که اعتقادات مذهبی داشت با استناد به یکی از آیات قرآن، حاکمیت را ستمگر خطاب کرده و همچنین طبق یک حدیث، سکوت در مقابل ظلم را جایز ندانسته بود.
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔43👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای دانشجویان هرگز خاموش نخواهد شد
اعتراض دکتر حسن باقرینیا به سرکوب دانشجویان و اساتید در جمهوری اسلامی
دکتر حسن باقرینیا، استاد اخراجشده دانشگاه، در این ویدیو به مناسبت روز دانشجو، به سرکوبهای گسترده جمهوری اسلامی علیه دانشجویان و اساتید اعتراض میکند. او با اشاره به سابقه طولانی سرکوبهای این رژیم، از جمله تیرماه ۱۳۷۸، خرداد ۱۳۸۸، آبان ۱۳۹۸ و پاییز خونین ۱۴۰۱، تأکید میکند که جمهوری اسلامی دستش به خون دانشجویان آلوده است.
دکتر باقرینیا به مشارکت بیش از ۷۰ هزار دانشجو در اعتراضات جنبش مهسا و بازداشت صدها دانشجو اشاره کرده و از ادامه زندانی بودن دانشجویانی همچون مطهره گونهای و خشایار سفیدی خبر میدهد. او همچنین به اخراج گسترده دانشجویان معترض از دانشگاهها اشاره میکند.
در این ویدیو، دکتر باقرینیا نهادهای سرکوبگر حاضر در دانشگاهها، از جمله کمیته انضباطی، حراست، بسیج، سازمان اطلاعات سپاه (ساس) و نهاد نمایندگی آقای خامنهای را مسئول سرکوب دانشجویان میداند و دخالت در سبک زندگی، گزینش ایدئولوژیک اساتید و دانشجویان، و اجباری بودن دروس معارف اسلامی را از مشکلات دانشگاهها برمیشمرد.
او در پاسخ به ادعای اخیر رئیس دولت مبنی بر بازگشت بسیاری از اساتید و دانشجویان اخراجی به دانشگاهها، میگوید که لیستی از این افراد ارائه نشده و برعکس، بسیاری از اساتید همچنان از دانشگاهها کنار گذاشته شدهاند. او نام تعدادی از این اساتید را ذکر میکند، از جمله:
علیرضا آزاد و شهرام عباسی (دانشگاه فردوسی مشهد)
محمد آریاپور (دانشگاه صنعتی همدان)
مصطفی آذرخشی (دانشگاه بهشتی)
سید جواد امامی (دانشگاه علم و صنعت)
ابوالقاسم رحیمی (دانشگاه حکیم سبزواری)
محمد سلطانی رنانی و مهدی معطی (دانشگاه اصفهان)
مرتضی نعمتی (دانشگاه چمران اهواز).
او با تأکید بر ادامه جنبش دانشجویی، میگوید که صدای دانشجویان و دانشگاهها هرگز خاموش نشده و نخواهد شد.
#حسن_باقری_نیا #روز_دانشجو #دانشگاه_در_زنجیر #دانشگاه_زنده_است #خشایار_سفیدی #مطهره_گونه_ای #علی_یونسی #امیرحسین_مرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اعتراض دکتر حسن باقرینیا به سرکوب دانشجویان و اساتید در جمهوری اسلامی
دکتر حسن باقرینیا، استاد اخراجشده دانشگاه، در این ویدیو به مناسبت روز دانشجو، به سرکوبهای گسترده جمهوری اسلامی علیه دانشجویان و اساتید اعتراض میکند. او با اشاره به سابقه طولانی سرکوبهای این رژیم، از جمله تیرماه ۱۳۷۸، خرداد ۱۳۸۸، آبان ۱۳۹۸ و پاییز خونین ۱۴۰۱، تأکید میکند که جمهوری اسلامی دستش به خون دانشجویان آلوده است.
دکتر باقرینیا به مشارکت بیش از ۷۰ هزار دانشجو در اعتراضات جنبش مهسا و بازداشت صدها دانشجو اشاره کرده و از ادامه زندانی بودن دانشجویانی همچون مطهره گونهای و خشایار سفیدی خبر میدهد. او همچنین به اخراج گسترده دانشجویان معترض از دانشگاهها اشاره میکند.
در این ویدیو، دکتر باقرینیا نهادهای سرکوبگر حاضر در دانشگاهها، از جمله کمیته انضباطی، حراست، بسیج، سازمان اطلاعات سپاه (ساس) و نهاد نمایندگی آقای خامنهای را مسئول سرکوب دانشجویان میداند و دخالت در سبک زندگی، گزینش ایدئولوژیک اساتید و دانشجویان، و اجباری بودن دروس معارف اسلامی را از مشکلات دانشگاهها برمیشمرد.
او در پاسخ به ادعای اخیر رئیس دولت مبنی بر بازگشت بسیاری از اساتید و دانشجویان اخراجی به دانشگاهها، میگوید که لیستی از این افراد ارائه نشده و برعکس، بسیاری از اساتید همچنان از دانشگاهها کنار گذاشته شدهاند. او نام تعدادی از این اساتید را ذکر میکند، از جمله:
علیرضا آزاد و شهرام عباسی (دانشگاه فردوسی مشهد)
محمد آریاپور (دانشگاه صنعتی همدان)
مصطفی آذرخشی (دانشگاه بهشتی)
سید جواد امامی (دانشگاه علم و صنعت)
ابوالقاسم رحیمی (دانشگاه حکیم سبزواری)
محمد سلطانی رنانی و مهدی معطی (دانشگاه اصفهان)
مرتضی نعمتی (دانشگاه چمران اهواز).
او با تأکید بر ادامه جنبش دانشجویی، میگوید که صدای دانشجویان و دانشگاهها هرگز خاموش نشده و نخواهد شد.
#حسن_باقری_نیا #روز_دانشجو #دانشگاه_در_زنجیر #دانشگاه_زنده_است #خشایار_سفیدی #مطهره_گونه_ای #علی_یونسی #امیرحسین_مرادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤32👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که صفحه یادبود جاویدنام حمید حاجیزاده، در آستانه سالگرد قتل محمد جعفر پوینده توسط عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی منتشر کرد
پوینده در ۸ آذر ماه ۱۳۷۷ از منزل خود خارج شد و دیگر بازنگشت و چند روز بعد جسد بیجان این مترجم و نویسنده در «روستای بادامک» در شهرستان شهریار پیدا شد. او را خفه کرده بودند. پوینده را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند. آرامگاه او در کنار محمد مختاری، دیگر قربانی قتلهای سریالی جمهوری اسلامی قرار دارد. از آثار فراوان محمدجعفر پوینده در عمر کوتاهش میتوان به ترجمه هگل و اندیشه فلسفی در روسیه نوشته گی پلانتی بونژور، پیکار با تبعیض جنسی نوشته آندره میشل، اعلامیه جهانی حقوق بشر و تاریخچه آن نوشته گلن جانسون، سپیدهدمان فلسفه تاریخ بورژوازی نوشته ماکس هورکهایمر، جامعهشناسی رمان نوشته گئورگ لوکاچ و … اشاره کرد.
درباره محمد جعفر پوینده بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammadjafar_pooyandeh/
——
#به_یاد_آر
#سالگرد
#محمد_جعفر_پوینده
#قتلهاي_زنجيره_اي
#محمد_مختاری #جعفر_پوینده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پوینده در ۸ آذر ماه ۱۳۷۷ از منزل خود خارج شد و دیگر بازنگشت و چند روز بعد جسد بیجان این مترجم و نویسنده در «روستای بادامک» در شهرستان شهریار پیدا شد. او را خفه کرده بودند. پوینده را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند. آرامگاه او در کنار محمد مختاری، دیگر قربانی قتلهای سریالی جمهوری اسلامی قرار دارد. از آثار فراوان محمدجعفر پوینده در عمر کوتاهش میتوان به ترجمه هگل و اندیشه فلسفی در روسیه نوشته گی پلانتی بونژور، پیکار با تبعیض جنسی نوشته آندره میشل، اعلامیه جهانی حقوق بشر و تاریخچه آن نوشته گلن جانسون، سپیدهدمان فلسفه تاریخ بورژوازی نوشته ماکس هورکهایمر، جامعهشناسی رمان نوشته گئورگ لوکاچ و … اشاره کرد.
درباره محمد جعفر پوینده بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammadjafar_pooyandeh/
——
#به_یاد_آر
#سالگرد
#محمد_جعفر_پوینده
#قتلهاي_زنجيره_اي
#محمد_مختاری #جعفر_پوینده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23👍3
دبیرکل حزبالله لبنان روز گذشته از حمایتهای مالی جدید جمهوری اسلامی سخن گفت.
در حالیکه کارگران و کارمندان ایرانی ماهها ست حقوق نگرفتهاند پرستاران در اعتراض به معوقات مزدی دست به اعتراض زدهاند و بازنشستگان محروم از بیمه و حقوق مکفی هستند جمهوری اسلامی به ساکنان بیروت و ضاحیه ۱۴ هزار دلار و به ساکنان لبنان خارج از بیروت ۴ هزار دلار پرداخت میکند.
شاید اکنون بهتر معنای شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» را درک کنیم.
نظر شما درباره سرمایه کشورمان که خرج تروریستها میشود چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران
@Tavaana_TavaanaTech
در حالیکه کارگران و کارمندان ایرانی ماهها ست حقوق نگرفتهاند پرستاران در اعتراض به معوقات مزدی دست به اعتراض زدهاند و بازنشستگان محروم از بیمه و حقوق مکفی هستند جمهوری اسلامی به ساکنان بیروت و ضاحیه ۱۴ هزار دلار و به ساکنان لبنان خارج از بیروت ۴ هزار دلار پرداخت میکند.
شاید اکنون بهتر معنای شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» را درک کنیم.
نظر شما درباره سرمایه کشورمان که خرج تروریستها میشود چیست؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔28👍5