احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، از شناسایی و بازداشت صدها نفر در جریان تحولات اخیر خبر داده است؛ آماری که نشاندهنده گسترش دامنه سرکوب در سراسر کشور است.
بر اساس اظهارات او که از سوی خبرگزاری فارس منتشر شده، بیش از ۷۰۰ نفر از بازداشتشدگان به گفته مقامهای حکومتی «عناصر سلطنتطلب» و فعالان فضای مجازی بودهاند. رادان همچنین اعلام کرد بیش از ۴۰۰ نفر هم به دلیل انتشار تصاویر و اطلاعات از محل اصابت موشکها بازداشت شدهاند؛ اتهامی که در شرایط قطع گسترده اینترنت، عملا به ابزاری برای محدودکردن جریان اطلاعرسانی تبدیل شده است.
او در ادامه گفت بیش از ۱۰۰ نفر نیز به اتهام ارتباط با «سرویسها و گروههای تروریستی» بازداشت شدهاند و بیش از ۲۰۰ نفر دیگر به دلیل استفاده از «تجهیزات ارتباطی خاص» هدف برخورد قرار گرفتهاند؛ بدون آنکه توضیح شفافی درباره ماهیت این تجهیزات ارائه شود. رادان همچنین از شناسایی حدود ۹۰۰ نفر در فضای مجازی به اتهام «تشویش اذهان عمومی» خبر داد و تأکید کرد که این افراد تحت رصد و نفوذ اطلاعاتی قرار گرفتهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اظهارات او که از سوی خبرگزاری فارس منتشر شده، بیش از ۷۰۰ نفر از بازداشتشدگان به گفته مقامهای حکومتی «عناصر سلطنتطلب» و فعالان فضای مجازی بودهاند. رادان همچنین اعلام کرد بیش از ۴۰۰ نفر هم به دلیل انتشار تصاویر و اطلاعات از محل اصابت موشکها بازداشت شدهاند؛ اتهامی که در شرایط قطع گسترده اینترنت، عملا به ابزاری برای محدودکردن جریان اطلاعرسانی تبدیل شده است.
او در ادامه گفت بیش از ۱۰۰ نفر نیز به اتهام ارتباط با «سرویسها و گروههای تروریستی» بازداشت شدهاند و بیش از ۲۰۰ نفر دیگر به دلیل استفاده از «تجهیزات ارتباطی خاص» هدف برخورد قرار گرفتهاند؛ بدون آنکه توضیح شفافی درباره ماهیت این تجهیزات ارائه شود. رادان همچنین از شناسایی حدود ۹۰۰ نفر در فضای مجازی به اتهام «تشویش اذهان عمومی» خبر داد و تأکید کرد که این افراد تحت رصد و نفوذ اطلاعاتی قرار گرفتهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت ماکت موشک با سوخت کپسول گاز دستمایه طنز بسیاری از کاربران شده است
یک ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی، صحنهای عجیب و در عین حال نگرانکننده را نشان میدهد. در این تصاویر، یکی از حامیان جمهوری اسلامی ماکت یک موشک را به خودروی خود متصل کرده و با استفاده از گاز کپسولهای خانگی، آن را بهصورت شعلهور به حرکت درآورده است.
آنچه این اقدام را خطرناکتر میکند، حضور یک کودک داخل همان خودرو است؛ موضوعی که واکنشهای زیادی را به دنبال داشته است.
این فقط یک حرکت نمایشی یا شوخی ساده نیست؛ نمونهای آشکار از عادیسازی رفتارهای خطرناک است. استفاده از کپسول گاز خانگی برای ایجاد شعله در خیابان، آن هم در یک خودروی در حال حرکت، بازی با جان آدمهاست؛ حالا تصور کنید کودکی هم داخل همان خودرو حضور دارد
براساس گزارشها، این رژه خودرویی در شهر کنگان انجام شده و انتشار این ویدیو، با واکنش طنز بسیاری از کاربران به همراه بوده است.
💸 tavaanatech
یک ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی، صحنهای عجیب و در عین حال نگرانکننده را نشان میدهد. در این تصاویر، یکی از حامیان جمهوری اسلامی ماکت یک موشک را به خودروی خود متصل کرده و با استفاده از گاز کپسولهای خانگی، آن را بهصورت شعلهور به حرکت درآورده است.
آنچه این اقدام را خطرناکتر میکند، حضور یک کودک داخل همان خودرو است؛ موضوعی که واکنشهای زیادی را به دنبال داشته است.
این فقط یک حرکت نمایشی یا شوخی ساده نیست؛ نمونهای آشکار از عادیسازی رفتارهای خطرناک است. استفاده از کپسول گاز خانگی برای ایجاد شعله در خیابان، آن هم در یک خودروی در حال حرکت، بازی با جان آدمهاست؛ حالا تصور کنید کودکی هم داخل همان خودرو حضور دارد
براساس گزارشها، این رژه خودرویی در شهر کنگان انجام شده و انتشار این ویدیو، با واکنش طنز بسیاری از کاربران به همراه بوده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Over 700 Arrested: Commander-in-Chief of the Law Enforcement Force of the Islamic Republic Regime Confirms Mass Crackdown
Ahmadreza Radan, Commander-in-Chief of the Law Enforcement Force of the Islamic Republic regime, announced the arrest of hundreds nationwide following recent developments. According to Fars News, Radan confirmed the detention of over 700 individuals labeled as “monarchists” and social media activists. Additionally, 400 were arrested for sharing photos of missile impact sites, while 100 were held for alleged ties to “terrorist groups.” Another 200 faced action for using “specific communication equipment,” and 900 were identified for “disturbing public opinion.” These figures underscore the regime’s escalating efforts to stifle information and intimidate citizens through broad surveillance and arbitrary detentions.
#StopRepressionInIran
#HumanRights
#massarrestsiran
@Tavaana_TavaanaTech
Ahmadreza Radan, Commander-in-Chief of the Law Enforcement Force of the Islamic Republic regime, announced the arrest of hundreds nationwide following recent developments. According to Fars News, Radan confirmed the detention of over 700 individuals labeled as “monarchists” and social media activists. Additionally, 400 were arrested for sharing photos of missile impact sites, while 100 were held for alleged ties to “terrorist groups.” Another 200 faced action for using “specific communication equipment,” and 900 were identified for “disturbing public opinion.” These figures underscore the regime’s escalating efforts to stifle information and intimidate citizens through broad surveillance and arbitrary detentions.
#StopRepressionInIran
#HumanRights
#massarrestsiran
@Tavaana_TavaanaTech
🕊2
بر اساس گزارش منابع حقوقبشری، جابر آلبوشوکه، از بازداشتشدگان اسفند ۱۳۸۹ و عضو گروه فرهنگی «الحوار» در شهرستان رامشیر، همچنان پس از حدود ۱۶ سال حبس بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد. این گروه فعالیتهایی مانند آموزش رایگان به دانشآموزان کمبضاعت و برگزاری جلسات فرهنگی و ادبی به زبان عربی داشت، اما نهادهای امنیتی همین فعالیتها را مصداق «اقدام علیه امنیت ملی» و «محاربه» عنوان کردند.
در این پرونده، برخی از اعضا از جمله هادی راشدی و هاشم شعبانی در سال ۱۳۹۲ اعدام شدند. جابر آلبوشوکه و محمدعلی عمورینژاد نیز که ابتدا به اعدام محکوم شده بودند، بعدها حکمشان به حبس ابد کاهش یافت.
گزارشها حاکی از آن است که جابر پس از بازداشت، ماهها در بازداشتگاه اطلاعات اهواز تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی قرار داشته است؛ تا جایی که فک و دندانهایش شکسته و وزن زیادی از دست داده بود. همچنین به گفته شاهدان، او را در گرمای شدید به میله میبستند و ساعتها زیر آفتاب رها میکردند. در تمام این مدت، از تماس با خانواده محروم بوده و خانوادهاش حتی از زنده بودن او بیخبر مانده بودند.
@Tavaana_TavaanaTech
در این پرونده، برخی از اعضا از جمله هادی راشدی و هاشم شعبانی در سال ۱۳۹۲ اعدام شدند. جابر آلبوشوکه و محمدعلی عمورینژاد نیز که ابتدا به اعدام محکوم شده بودند، بعدها حکمشان به حبس ابد کاهش یافت.
گزارشها حاکی از آن است که جابر پس از بازداشت، ماهها در بازداشتگاه اطلاعات اهواز تحت شکنجههای شدید جسمی و روانی قرار داشته است؛ تا جایی که فک و دندانهایش شکسته و وزن زیادی از دست داده بود. همچنین به گفته شاهدان، او را در گرمای شدید به میله میبستند و ساعتها زیر آفتاب رها میکردند. در تمام این مدت، از تماس با خانواده محروم بوده و خانوادهاش حتی از زنده بودن او بیخبر مانده بودند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر اساس ویدئویی که در فضای مجازی منتشر شده، دختربچههایی دیده میشوند که اسلحه در دست دارند و چهره خود را پوشاندهاند، این تصاویر نشاندهنده عمق بحران در جمهوری اسلامی است. بحرانی که حتی کودکان را نیز به ابزارهای امنیتی تبدیل کرده.
این نخستینبار نیست که چنین تصاویری منتشر میشود. پیشتر نیز گزارشهایی از بهکارگیری کودکان ۱۲ و ۱۳ ساله در گشتها و ایستهای بازرسی منتشر شده بود. حضور کودکان در چنین موقعیتی، نشانه عبور از مرزهاییست که حتی در سختترین شرایط نیز نباید شکسته شوند.
کودک باید در محیطی امن، در مدرسه و در کنار خانواده رشد کند، نه در فضایی آمیخته با اسلحه، ترس و خشونت. قراردادن او در ایست بازرسی، یعنی سلب حق کودکی، به خطرانداختن جانش و واردکردن آسیبهایی عمیق به روان و آیندهاش.
بهکارگیری کودکان در چنین فضاهایی، نه فقط یک تخلف، بلکه نقض آشکار حقوق کودک و نشانهای از فروپاشی معیارهای انسانی است. این یک خط قرمز است که نباید عادی شود؛ نه برای خانوادهها، نه برای جامعه.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این نخستینبار نیست که چنین تصاویری منتشر میشود. پیشتر نیز گزارشهایی از بهکارگیری کودکان ۱۲ و ۱۳ ساله در گشتها و ایستهای بازرسی منتشر شده بود. حضور کودکان در چنین موقعیتی، نشانه عبور از مرزهاییست که حتی در سختترین شرایط نیز نباید شکسته شوند.
کودک باید در محیطی امن، در مدرسه و در کنار خانواده رشد کند، نه در فضایی آمیخته با اسلحه، ترس و خشونت. قراردادن او در ایست بازرسی، یعنی سلب حق کودکی، به خطرانداختن جانش و واردکردن آسیبهایی عمیق به روان و آیندهاش.
بهکارگیری کودکان در چنین فضاهایی، نه فقط یک تخلف، بلکه نقض آشکار حقوق کودک و نشانهای از فروپاشی معیارهای انسانی است. این یک خط قرمز است که نباید عادی شود؛ نه برای خانوادهها، نه برای جامعه.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔6❤1
Forwarded from گفتوشنود
آیا میدانستید؟
عید رضوان، مهمترین عید در تقویم آئین بهائی است و از آن با عنوان «عید گل» نیز یاد میشود.
این جشن ۱۲ روزه از روز ۱۳ ماه جلال در تقویم بهائی آغاز میشود، که معمولاً با حدود ۲۰ آوریل در تقویم میلادی و اول اردیبهشت در تقویم شمسی همزمان است—یعنی ۳۲ روز پس از نوروز. این ایام به مناسبت ورود حسینعلی نوری، بنیانگذار آئین بهائی، به باغ نجیبپاشا در حومه بغداد در سال ۱۲۴۲ شمسی (۱۸۶۳ میلادی) گرامی داشته میشود. آن باغ بعدها به نام "باغ رضوان" شناخته شد و در آنجا بود که حسینعلی نوری به طور صریح به پیروان آیین بابی اعلام کرد که همان پیامآور موعود است که سید علیمحمد باب وعدهاش را داده بود.
او به مدت ۱۲ روز در آن باغ اقامت داشت و سپس تبعیدش به استانبول آغاز شد. از آن پس، هر سال این دوازده روز، توسط بهائیان جشن گرفته میشوند. سه روز از این دوازده روز—روزهای اول، نهم و دوازدهم—به عنوان ایام مقدس شناخته شدهاند و بهائیان در این روزها از کار روزانه خودداری کرده و به دعا، گردهمایی و شادی معنوی میپردازند.
آئین بهائی که در قرن نوزدهم در ایران پدید آمد، بر اصولی همچون یگانگی نوع بشر، برابری زن و مرد، همزیستی مسالمتآمیز، هماهنگی دین با علم، و صلح جهانی تأکید دارد.
با وجود این آموزههای صلحطلبانه، پیروان این آیین در ایران، که زادگاه خود را "سرزمین مقدس" مینامند، با محدودیتهای شدیدی مواجهاند.
از جمله این فشارها میتوان به محرومیت از تحصیلات دانشگاهی، توقیف و مصادره اموال، عدم دسترسی به شغلهای دولتی، پلمپ اماکن مذهبی، و حتی بازداشت و زندانی شدن به دلایل عقیدتی اشاره کرد.
با وجود این فشارها، عید رضوان همچنان برای آنها نماد امید، پایداری و عشق به نوع بشر باقی مانده است.
#عید_رضوان #بهائی #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
عید رضوان، مهمترین عید در تقویم آئین بهائی است و از آن با عنوان «عید گل» نیز یاد میشود.
این جشن ۱۲ روزه از روز ۱۳ ماه جلال در تقویم بهائی آغاز میشود، که معمولاً با حدود ۲۰ آوریل در تقویم میلادی و اول اردیبهشت در تقویم شمسی همزمان است—یعنی ۳۲ روز پس از نوروز. این ایام به مناسبت ورود حسینعلی نوری، بنیانگذار آئین بهائی، به باغ نجیبپاشا در حومه بغداد در سال ۱۲۴۲ شمسی (۱۸۶۳ میلادی) گرامی داشته میشود. آن باغ بعدها به نام "باغ رضوان" شناخته شد و در آنجا بود که حسینعلی نوری به طور صریح به پیروان آیین بابی اعلام کرد که همان پیامآور موعود است که سید علیمحمد باب وعدهاش را داده بود.
او به مدت ۱۲ روز در آن باغ اقامت داشت و سپس تبعیدش به استانبول آغاز شد. از آن پس، هر سال این دوازده روز، توسط بهائیان جشن گرفته میشوند. سه روز از این دوازده روز—روزهای اول، نهم و دوازدهم—به عنوان ایام مقدس شناخته شدهاند و بهائیان در این روزها از کار روزانه خودداری کرده و به دعا، گردهمایی و شادی معنوی میپردازند.
آئین بهائی که در قرن نوزدهم در ایران پدید آمد، بر اصولی همچون یگانگی نوع بشر، برابری زن و مرد، همزیستی مسالمتآمیز، هماهنگی دین با علم، و صلح جهانی تأکید دارد.
با وجود این آموزههای صلحطلبانه، پیروان این آیین در ایران، که زادگاه خود را "سرزمین مقدس" مینامند، با محدودیتهای شدیدی مواجهاند.
از جمله این فشارها میتوان به محرومیت از تحصیلات دانشگاهی، توقیف و مصادره اموال، عدم دسترسی به شغلهای دولتی، پلمپ اماکن مذهبی، و حتی بازداشت و زندانی شدن به دلایل عقیدتی اشاره کرد.
با وجود این فشارها، عید رضوان همچنان برای آنها نماد امید، پایداری و عشق به نوع بشر باقی مانده است.
#عید_رضوان #بهائی #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👍1
در پشت دیوارهای بلند زندان قزلحصار کرج، انسانهایی نفس میکشند که نمیخواهند در سکوت دفن شوند. زندانیان در بندهای مختلف این زندان، که معروف به کشتارگاه شده است، تجربههای سهمگینی را پشت سر میگذارند. تجربههایی که روان هر انسانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
این بار پیام یک زندانی سیاسی به ما رسیده که نامش را بهخاطر فشارها و محدودیتهایی که بر او تحمیل شده، نمیآوریم اما هویت او توسط آموزشکده توانا تأیید شده است.
او نوشته:
«از روزهایی میگویم که همزمان با آغاز جنگ، خشونت نیز درون زندان شعلهورتر شد. هنگامی که خبر حمله به علی خامنهای و فرماندهان سپاه منتشر شد، خشم در میان سرکوبگران و زندانبانان به اوج رسید. در سایهی قطع اینترنت و تاریکیِ تحمیلی، آنان خود را از هر نظارتی رها دیدند و بیرحمانهتر از همیشه، هر آنچه خواستند بر سر زندانیان آوردند، بدون آنکه به مرجعی پاسخگو باشند یا ترسی از عاقبت اعمالشان نشان دهند.»
او در ادامه میگوید:
«روزی که به بند سیاسی، واحد ۴، یورش آوردند تا شش زندانی محکوم به اعدام را با خود ببرند، تنها آن شش نفر نبودند که به آغوش مرگ سپرده شدند. ما نیز، همانجا، به شکلی دیگر اعدام شدیم. قلبهایمان سنگین و بیرمق میتپید، نفسهایمان به شماره افتاده بود. آنها در لحظهای رفتند، اما ما در مسیری از مرگ تدریجی باقی ماندیم، زیر فشارهای خردکنندهی روانی و عصبی، در فرسایشی خاموش که جسم و جان را آرامآرام میبلعد. زخمی که شاید سالها زمان ببرد تا التیام یابد، و شاید هرگز بهطور کامل درمان نشود.
در این میان، تماسها محدود شدهاند، ملاقاتها به حداقل رسیده یا قطع شدهاند و رفتوآمدها زیر شدیدترین نظارتها قرار گرفتهاند. این انزوا بخشی از سازوکاری هدفمند برای قطع ارتباط، پنهانکردن حقیقت، و خاموش کردن هر صدای اعتراضی است، نمونهای روشن از سانسور و نقض سیستماتیک حقوق بشر.»
او با اشاره به مذاکرات بین ایران و آمریکا به جای خالی حقوق بشر و زندانیان سیاسی در این فرآیند اعتراض میکند و میگوید:
«و در بیرون از این دیوارها، در عرصهی سیاست و مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا، نامی از ما نیست. گویی رنج زندانیان سیاسی، گویی حق آزادی و کرامت انسانی، در معادلات قدرت جایی ندارد. این غیبت، نشانهای آشکار از نادیدهگرفتن انسانیت است.»
او با اشاره به ضرورت توجه به موضوع آزاذی زندانیان سیاسی، میافزاید:
«اما حقیقتی هست که نمیتوان آن را انکار کرد: آزادی زندانیان سیاسی، بخشی جداییناپذیر از آزادی ایران و ایرانی است.
تا زمانی که آنان در بندند، آزادی در بیرون نیز ناقص و ناتمام است.»
در انتها خواسته خود از هموطنان را چنین بیان میکند:
«از همهی ایرانیان در سراسر جهان درخواست میکنم، بهعنوان یک مسئولیت انسانی: صدای ما باشید. صدای زندانیان سیاسی، بهویژه آنان که در خطر اجرای حکم اعداماند یا در بازداشتهای اخیر، در شرایطی غیرانسانی، بدون دسترسی به ابتداییترین حقوق خود، در سلولهای انفرادی نگهداری میشوند
دست یاری به سوی شما دراز میکنیم.
در هر کجا که هستید، با نام و تصویر این زندانیان، با حضور در فضای عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی، صدای آنان را بلند کنید. اجازه ندهید سکوت، پردهای شود بر رنج و حقیقت. سکوت، همانجایی است که ظلم در آن رشد میکند.
ما زیر سنگینترین فشارها، بیرحمیها و بیعدالتیها نفس میکشیم.
اگر فراموش شویم، اگر صدایمان خاموش بماند، این چرخهی خشونت بیوقفه ادامه خواهد یافت.»
و روایت خود را با تاکید بر «امید» پایان میدهد:
«اما هنوز امیدی هست
تا زمانی که حتی یک صدا در جهان، نام یک زندانی سیاسی را فریاد بزند،
تا زمانی که کسی حقیقت را بازگو کند،
و تا زمانی که باور داشته باشیم آزادی، حقی است که باید به دست آید.
ما زندهایم، و امید نیز زنده خواهد ماند.»
#زندانیان_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
این بار پیام یک زندانی سیاسی به ما رسیده که نامش را بهخاطر فشارها و محدودیتهایی که بر او تحمیل شده، نمیآوریم اما هویت او توسط آموزشکده توانا تأیید شده است.
او نوشته:
«از روزهایی میگویم که همزمان با آغاز جنگ، خشونت نیز درون زندان شعلهورتر شد. هنگامی که خبر حمله به علی خامنهای و فرماندهان سپاه منتشر شد، خشم در میان سرکوبگران و زندانبانان به اوج رسید. در سایهی قطع اینترنت و تاریکیِ تحمیلی، آنان خود را از هر نظارتی رها دیدند و بیرحمانهتر از همیشه، هر آنچه خواستند بر سر زندانیان آوردند، بدون آنکه به مرجعی پاسخگو باشند یا ترسی از عاقبت اعمالشان نشان دهند.»
او در ادامه میگوید:
«روزی که به بند سیاسی، واحد ۴، یورش آوردند تا شش زندانی محکوم به اعدام را با خود ببرند، تنها آن شش نفر نبودند که به آغوش مرگ سپرده شدند. ما نیز، همانجا، به شکلی دیگر اعدام شدیم. قلبهایمان سنگین و بیرمق میتپید، نفسهایمان به شماره افتاده بود. آنها در لحظهای رفتند، اما ما در مسیری از مرگ تدریجی باقی ماندیم، زیر فشارهای خردکنندهی روانی و عصبی، در فرسایشی خاموش که جسم و جان را آرامآرام میبلعد. زخمی که شاید سالها زمان ببرد تا التیام یابد، و شاید هرگز بهطور کامل درمان نشود.
در این میان، تماسها محدود شدهاند، ملاقاتها به حداقل رسیده یا قطع شدهاند و رفتوآمدها زیر شدیدترین نظارتها قرار گرفتهاند. این انزوا بخشی از سازوکاری هدفمند برای قطع ارتباط، پنهانکردن حقیقت، و خاموش کردن هر صدای اعتراضی است، نمونهای روشن از سانسور و نقض سیستماتیک حقوق بشر.»
او با اشاره به مذاکرات بین ایران و آمریکا به جای خالی حقوق بشر و زندانیان سیاسی در این فرآیند اعتراض میکند و میگوید:
«و در بیرون از این دیوارها، در عرصهی سیاست و مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا، نامی از ما نیست. گویی رنج زندانیان سیاسی، گویی حق آزادی و کرامت انسانی، در معادلات قدرت جایی ندارد. این غیبت، نشانهای آشکار از نادیدهگرفتن انسانیت است.»
او با اشاره به ضرورت توجه به موضوع آزاذی زندانیان سیاسی، میافزاید:
«اما حقیقتی هست که نمیتوان آن را انکار کرد: آزادی زندانیان سیاسی، بخشی جداییناپذیر از آزادی ایران و ایرانی است.
تا زمانی که آنان در بندند، آزادی در بیرون نیز ناقص و ناتمام است.»
در انتها خواسته خود از هموطنان را چنین بیان میکند:
«از همهی ایرانیان در سراسر جهان درخواست میکنم، بهعنوان یک مسئولیت انسانی: صدای ما باشید. صدای زندانیان سیاسی، بهویژه آنان که در خطر اجرای حکم اعداماند یا در بازداشتهای اخیر، در شرایطی غیرانسانی، بدون دسترسی به ابتداییترین حقوق خود، در سلولهای انفرادی نگهداری میشوند
دست یاری به سوی شما دراز میکنیم.
در هر کجا که هستید، با نام و تصویر این زندانیان، با حضور در فضای عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی، صدای آنان را بلند کنید. اجازه ندهید سکوت، پردهای شود بر رنج و حقیقت. سکوت، همانجایی است که ظلم در آن رشد میکند.
ما زیر سنگینترین فشارها، بیرحمیها و بیعدالتیها نفس میکشیم.
اگر فراموش شویم، اگر صدایمان خاموش بماند، این چرخهی خشونت بیوقفه ادامه خواهد یافت.»
و روایت خود را با تاکید بر «امید» پایان میدهد:
«اما هنوز امیدی هست
تا زمانی که حتی یک صدا در جهان، نام یک زندانی سیاسی را فریاد بزند،
تا زمانی که کسی حقیقت را بازگو کند،
و تا زمانی که باور داشته باشیم آزادی، حقی است که باید به دست آید.
ما زندهایم، و امید نیز زنده خواهد ماند.»
#زندانیان_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
💯11❤5💔5🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلشن فتحی، فعال مدنی، در این ویدیو از ایجاد آلودگی صوتی توسط نیروهای حکومتی و تبعیض در حق استفاده از خیابان میگوید.
او ضمن انتشار این ویدیو مینویسد:
«چرا بعضیها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضیها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آنها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر میرسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه بهخاطر خطای احتمالی، صرفا بهخاطر متفاوت بودن؟
من خواستهای عجیب ندارم. نه قدرت میخواهم، نه آشوب.
فقط میخواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یکبار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجرههای این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون اینکه هر کلمهام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.
مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمیآورد؟
او میتواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرامتر.
آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره میخورد، تبدیل میشود به فشاری که تا عمق جان نفوذ میکند.
من احساس میکنم میان دو دیوانه گیر افتادهام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آنچه از بیرون میآید و فشاری که از درون تحمیل میشود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.
احساس میکنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آنقدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش میبرد.
و تلختر از آن لحظهای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش میگوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»
من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیریست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.
این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیدهنشدن، شنیدهنشدن، مهم نبودن.
چرا شادی آنها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آنها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آنها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بیصدا با اضطراب کشنده؟
من فقط میخواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها
همینقدر ساده همینقدر دور و بعید…»
#جنگ #ایران #iran
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدیو مینویسد:
«چرا بعضیها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضیها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آنها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر میرسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه بهخاطر خطای احتمالی، صرفا بهخاطر متفاوت بودن؟
من خواستهای عجیب ندارم. نه قدرت میخواهم، نه آشوب.
فقط میخواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یکبار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجرههای این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون اینکه هر کلمهام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.
مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمیآورد؟
او میتواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرامتر.
آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره میخورد، تبدیل میشود به فشاری که تا عمق جان نفوذ میکند.
من احساس میکنم میان دو دیوانه گیر افتادهام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آنچه از بیرون میآید و فشاری که از درون تحمیل میشود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.
احساس میکنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آنقدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش میبرد.
و تلختر از آن لحظهای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش میگوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»
من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیریست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.
این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیدهنشدن، شنیدهنشدن، مهم نبودن.
چرا شادی آنها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آنها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آنها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بیصدا با اضطراب کشنده؟
من فقط میخواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها
همینقدر ساده همینقدر دور و بعید…»
#جنگ #ایران #iran
@Tavaana_TavaanaTech
❤14👍5💯2💔1
قتل حکومتی یک جوان معترض دیگر؛
امیرعلی میرجعفری اعدام شد
قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام امیرعلی میرجعفری با اتهام «همکاری با اسرائیل» و مشارکت در اقدامات خشونتآمیز خبر داد؛ حکمی که بنا بر اعلام رسانههای رسمی، پس از تأیید در دیوان عالی کشور اجرا شده است. در همین حال، گزارش شده که در پروندههایی جداگانه، ۲۲ نفر دیگر نیز به اتهام «همکاری با دشمن» به احکام حبس محکوم شدهاند.
با این حال، تاکنون اطلاعات شفافی درباره زمان و نحوه بازداشت، روند رسیدگی قضایی و جزئیات محاکمه این متهم منتشر نشده است. این ابهامها در شرایطی مطرح میشود که بهدلیل قطع اینترنت و فضای امنیتی، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار و هویت بازداشتشدگان در معرض خطر اعدام با محدودیت جدی مواجه است.
نهادهای حقوق بشری پیشتر بارها نسبت به نبود شفافیت در پروندههای امنیتی، عدم دسترسی متهمان به وکیل مستقل، نگهداری در سلول انفرادی و احتمال اخذ اعترافات اجباری تحت فشار هشدار دادهاند و این روند را مغایر با اصول دادرسی عادلانه دانستهاند.
در همین حال، برخی فعالان سیاسی، از جمله چهرههایی درون ساختار حکومتی، پیشتر ادعا کردهاند که مواردی مانند آتشزدن اماکن عمومی میتواند با هدف ایجاد زمینه برای تشدید سرکوب طراحی شود؛ ادعاهایی که بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست. با وجود این، منتقدان میگویند استفاده از مجازات اعدام در چنین پروندههایی بیش از آنکه جنبه قضایی داشته باشد، ابزاری برای ایجاد رعب و کنترل فضای اعتراضی در جامعه است.
#امیرعلی_میرجعفری #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
امیرعلی میرجعفری اعدام شد
قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام امیرعلی میرجعفری با اتهام «همکاری با اسرائیل» و مشارکت در اقدامات خشونتآمیز خبر داد؛ حکمی که بنا بر اعلام رسانههای رسمی، پس از تأیید در دیوان عالی کشور اجرا شده است. در همین حال، گزارش شده که در پروندههایی جداگانه، ۲۲ نفر دیگر نیز به اتهام «همکاری با دشمن» به احکام حبس محکوم شدهاند.
با این حال، تاکنون اطلاعات شفافی درباره زمان و نحوه بازداشت، روند رسیدگی قضایی و جزئیات محاکمه این متهم منتشر نشده است. این ابهامها در شرایطی مطرح میشود که بهدلیل قطع اینترنت و فضای امنیتی، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار و هویت بازداشتشدگان در معرض خطر اعدام با محدودیت جدی مواجه است.
نهادهای حقوق بشری پیشتر بارها نسبت به نبود شفافیت در پروندههای امنیتی، عدم دسترسی متهمان به وکیل مستقل، نگهداری در سلول انفرادی و احتمال اخذ اعترافات اجباری تحت فشار هشدار دادهاند و این روند را مغایر با اصول دادرسی عادلانه دانستهاند.
در همین حال، برخی فعالان سیاسی، از جمله چهرههایی درون ساختار حکومتی، پیشتر ادعا کردهاند که مواردی مانند آتشزدن اماکن عمومی میتواند با هدف ایجاد زمینه برای تشدید سرکوب طراحی شود؛ ادعاهایی که بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نیست. با وجود این، منتقدان میگویند استفاده از مجازات اعدام در چنین پروندههایی بیش از آنکه جنبه قضایی داشته باشد، ابزاری برای ایجاد رعب و کنترل فضای اعتراضی در جامعه است.
#امیرعلی_میرجعفری #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤6💔2🕊1
Forwarded from گفتوشنود
کارل پوپر و ابطالپذیری؛
سدی در برابر تعصب و مطلقانگاری
کارل پوپر، فیلسوف لیبرال قرن بیستم، با طرح مفهوم «ابطالپذیری» معیاری نو برای سنجش اعتبار باورها ارائه داد: هر نظریهای که نتوان آن را در معرض آزمون و امکان رد شدن قرار داد، اساسا علمی و قابل اتکا نیست. این نگاه، نهفقط یک معیار معرفتشناختی، بلکه یک موضع اخلاقی و سیاسی نیز هست.
پوپر در کتاب The Logic of Scientific Discovery (منطق اکتشاف علمی) تاکید میکند که ما هرگز به «حقیقت نهایی» دست نمییابیم، بلکه تنها میتوانیم نظریههایی را که هنوز ابطال نشدهاند موقتاً بپذیریم. او مینویسد: «دانش ما حدسهایی است که هنوز رد نشدهاند.» همین گزاره، بنیان فروتنی فکری است.
از نظر پوپر، تاریخ علم نشان میدهد که هیچ نظریهای مصون از خطا نیست. آنچه امروز بدیهی مینماید، ممکن است فردا با شواهد تازه فروبریزد. بنابراین، اصرار بر قطعیت و مطلقانگاری، نهتنها غیرعلمی بلکه خطرناک است. او در The Open Society and Its Enemies (جامعه باز و دشمنان آن)، این روحیه را از ریشههای توتالیتاریسم میداند؛ جایی که یک «حقیقت مطلق» بر همه تحمیل میشود.
در سطح فردی، پذیرش ابطالپذیری به معنای زیستن با آگاهی از خطاپذیری است. چنین فردی بهجای حذف دیگری، آمادهی شنیدن، نقد شدن و اصلاح است. تعصب، دقیقا از جایی آغاز میشود که باورها از آزمونگری میگریزند و به یقینهای غیرقابل نقد بدل میشوند.
به این ترتیب، ابطالپذیری فقط یک ابزار علمی نیست؛ بلکه تمرینی برای مدارا و زیستن در جهانی است که در آن، هیچ اندیشهای آخرین کلمه نیست.
#پوپر #تعصب #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سدی در برابر تعصب و مطلقانگاری
کارل پوپر، فیلسوف لیبرال قرن بیستم، با طرح مفهوم «ابطالپذیری» معیاری نو برای سنجش اعتبار باورها ارائه داد: هر نظریهای که نتوان آن را در معرض آزمون و امکان رد شدن قرار داد، اساسا علمی و قابل اتکا نیست. این نگاه، نهفقط یک معیار معرفتشناختی، بلکه یک موضع اخلاقی و سیاسی نیز هست.
پوپر در کتاب The Logic of Scientific Discovery (منطق اکتشاف علمی) تاکید میکند که ما هرگز به «حقیقت نهایی» دست نمییابیم، بلکه تنها میتوانیم نظریههایی را که هنوز ابطال نشدهاند موقتاً بپذیریم. او مینویسد: «دانش ما حدسهایی است که هنوز رد نشدهاند.» همین گزاره، بنیان فروتنی فکری است.
از نظر پوپر، تاریخ علم نشان میدهد که هیچ نظریهای مصون از خطا نیست. آنچه امروز بدیهی مینماید، ممکن است فردا با شواهد تازه فروبریزد. بنابراین، اصرار بر قطعیت و مطلقانگاری، نهتنها غیرعلمی بلکه خطرناک است. او در The Open Society and Its Enemies (جامعه باز و دشمنان آن)، این روحیه را از ریشههای توتالیتاریسم میداند؛ جایی که یک «حقیقت مطلق» بر همه تحمیل میشود.
در سطح فردی، پذیرش ابطالپذیری به معنای زیستن با آگاهی از خطاپذیری است. چنین فردی بهجای حذف دیگری، آمادهی شنیدن، نقد شدن و اصلاح است. تعصب، دقیقا از جایی آغاز میشود که باورها از آزمونگری میگریزند و به یقینهای غیرقابل نقد بدل میشوند.
به این ترتیب، ابطالپذیری فقط یک ابزار علمی نیست؛ بلکه تمرینی برای مدارا و زیستن در جهانی است که در آن، هیچ اندیشهای آخرین کلمه نیست.
#پوپر #تعصب #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6💯1
زادروزی دیگر در زندان؛ نرگس محمدی ۵۴ ساله شد، در صدوسیامین روز بازداشت جدید
اول اردیبهشت، زادروز نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، در حالی فرا میرسد که او همچنان در زندان بهسر میبرد و ۱۳۰ روز از بازداشت دوبارهاش گذشته است؛ زنی که سالهاست زندگی خود را وقف مبارزه برای دموکراسی، آزادی و حقوق زنان در ایران کرده است.
محمدی امروز ۵۴ ساله میشود؛ چهرهای که در سالهای اخیر به یکی از نمادهای ایستادگی مدنی در ایران بدل شده است. او بارها جمهوری اسلامی را مانع اصلی تحقق مطالبات مردم دانسته و گذار از «حکومت دینیِ استبدادیِ زنستیز» را شرطی ضروری برای پایداری جامعه توصیف کرده است.
این فعالیتها برای او هزینهای سنگین در پی داشته است: ۱۴ بار بازداشت، محاکمه در ۱۰ پرونده قضایی و مجموعاً ۴۴ سال حکم زندان. نرگس محمدی بیش از یک دهه از عمر خود را در زندان گذرانده و همچنان با سالهای بیشتری از حبس روبهروست. او همچنین دستکم ۱۶۱ روز را در سلول انفرادی و در شرایطی که از سوی نهادهای حقوق بشری «شکنجه سفید» خوانده میشود، سپری کرده است.
او سالهاست از دیدار و در آغوش گرفتن فرزندانش محروم مانده است. آخرین بار در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ بازداشت شد و تاکنون همچنان در زندان بهسر میبرد.
در روز تولدش، شجاعت، ایستادگی و تعهد بیوقفه او به عدالت را گرامی میداریم.
(عکس: آذرماه ۱۴۰۴)
متن از صفحه بنیاد نرگس محمدی، با کمی ویرایش
درباره نرگس محمدی بیشتر بخوانید:
نرگس محمدی؛ برنده جایزه صلح نوبل و مبارز شجاع آزادی
https://tavaana.org/narges_mohamadi/
#نرگس_محمدی #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
اول اردیبهشت، زادروز نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، در حالی فرا میرسد که او همچنان در زندان بهسر میبرد و ۱۳۰ روز از بازداشت دوبارهاش گذشته است؛ زنی که سالهاست زندگی خود را وقف مبارزه برای دموکراسی، آزادی و حقوق زنان در ایران کرده است.
محمدی امروز ۵۴ ساله میشود؛ چهرهای که در سالهای اخیر به یکی از نمادهای ایستادگی مدنی در ایران بدل شده است. او بارها جمهوری اسلامی را مانع اصلی تحقق مطالبات مردم دانسته و گذار از «حکومت دینیِ استبدادیِ زنستیز» را شرطی ضروری برای پایداری جامعه توصیف کرده است.
این فعالیتها برای او هزینهای سنگین در پی داشته است: ۱۴ بار بازداشت، محاکمه در ۱۰ پرونده قضایی و مجموعاً ۴۴ سال حکم زندان. نرگس محمدی بیش از یک دهه از عمر خود را در زندان گذرانده و همچنان با سالهای بیشتری از حبس روبهروست. او همچنین دستکم ۱۶۱ روز را در سلول انفرادی و در شرایطی که از سوی نهادهای حقوق بشری «شکنجه سفید» خوانده میشود، سپری کرده است.
او سالهاست از دیدار و در آغوش گرفتن فرزندانش محروم مانده است. آخرین بار در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ بازداشت شد و تاکنون همچنان در زندان بهسر میبرد.
در روز تولدش، شجاعت، ایستادگی و تعهد بیوقفه او به عدالت را گرامی میداریم.
(عکس: آذرماه ۱۴۰۴)
متن از صفحه بنیاد نرگس محمدی، با کمی ویرایش
درباره نرگس محمدی بیشتر بخوانید:
نرگس محمدی؛ برنده جایزه صلح نوبل و مبارز شجاع آزادی
https://tavaana.org/narges_mohamadi/
#نرگس_محمدی #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊4🥰1
صدور حکم اعدام برای محسن اسلامخواه، جوان معترض در خیزش «زن، زندگی، آزادی»
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که محسن اسلامخواه، از معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده است؛ فردی که به گفته این نهاد، در زمان انتساب اتهامات ۱۶ سال داشته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این سازمان، حکم صادره بر پایه اعترافاتی بوده که پس از حدود ۴۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه و تحت «شکنجههای شدید» از او اخذ شده است. این نهاد حقوق بشری اعلام کرده که اسلامخواه به مشارکت در اعتراضات بوکان و قتل یک عضو بسیج متهم شده است.
به گفته یک منبع مطلع که با سازمان حقوق بشر ایران گفتگو کرده، اسلامخواه پس از آنکه از شناسایی خود از طریق دوربینهای مداربسته مطلع شده، به اقلیم کردستان عراق رفته بود. همچنین نیروهای امنیتی در این مدت سه بار به منزل خانوادگی او یورش بردهاند.
بر اساس این گزارش، او در مرداد ۱۴۰۴ با ضمانت برخی واسطهها به ایران بازگشته، اما بلافاصله بازداشت و به ارومیه منتقل شده است؛ جایی که به مدت ۴۰ روز در بازداشتگاه اطلاعات تحت فشار برای اخذ اعتراف قرار داشته است.
سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرده که محسن اسلامخواه در حال حاضر در زندان بوکان نگهداری میشود و همزمان در پروندهای دیگر با اتهام قتل در دادگاه کیفری میاندوآب نیز مواجه است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به صدور احکام اعدام برای متهمانی که در زمان وقوع اتهام زیر ۱۸ سال سن داشتهاند و نیز استفاده از اعترافات اخذشده تحت فشار هشدار دادهاند.
#نه_به_اعدام #مهاباد #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_اسلام_خواه
@Tavaana_TavaanaTech
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که محسن اسلامخواه، از معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده است؛ فردی که به گفته این نهاد، در زمان انتساب اتهامات ۱۶ سال داشته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این سازمان، حکم صادره بر پایه اعترافاتی بوده که پس از حدود ۴۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه و تحت «شکنجههای شدید» از او اخذ شده است. این نهاد حقوق بشری اعلام کرده که اسلامخواه به مشارکت در اعتراضات بوکان و قتل یک عضو بسیج متهم شده است.
به گفته یک منبع مطلع که با سازمان حقوق بشر ایران گفتگو کرده، اسلامخواه پس از آنکه از شناسایی خود از طریق دوربینهای مداربسته مطلع شده، به اقلیم کردستان عراق رفته بود. همچنین نیروهای امنیتی در این مدت سه بار به منزل خانوادگی او یورش بردهاند.
بر اساس این گزارش، او در مرداد ۱۴۰۴ با ضمانت برخی واسطهها به ایران بازگشته، اما بلافاصله بازداشت و به ارومیه منتقل شده است؛ جایی که به مدت ۴۰ روز در بازداشتگاه اطلاعات تحت فشار برای اخذ اعتراف قرار داشته است.
سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرده که محسن اسلامخواه در حال حاضر در زندان بوکان نگهداری میشود و همزمان در پروندهای دیگر با اتهام قتل در دادگاه کیفری میاندوآب نیز مواجه است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به صدور احکام اعدام برای متهمانی که در زمان وقوع اتهام زیر ۱۸ سال سن داشتهاند و نیز استفاده از اعترافات اخذشده تحت فشار هشدار دادهاند.
#نه_به_اعدام #مهاباد #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_اسلام_خواه
@Tavaana_TavaanaTech
❤3💔2
به مناسبت صدمین روز کشتهشدن جاویدنام لیا لطفعلیان؛ روایت فرزند از آخرین لحظات زندگی مادر
در صدمین روز از کشتهشدن لیا لطفعلیان، فرزند این شهروند جانباخته، با انتشار متنی، روایتی از آخرین ساعات زندگی مادر خود را بازگو کرده است.
او در این پیام نوشته است:
«صد روز از نوزدهم دیماه گذشت. جاوید نام لیا لطفعلیان، ساعت هشت شب، گوشی موبایلش را در اتاق گذاشت. قرصهای شب را در نعلبکی آماده کرده بود و آش رشتهاش روی اجاق گاز مهیا بود.
او به قصد یاری رفت و در همان راه، جانش را فدای ایران و یارانش کرد. در خانهای که نیروهای بسیج در تلاش برای ورود به آن بودند، به در تکیه داد؛ اما آنان به در شلیک کردند.
آری، همانهایی که هر سال از کشته شدن فاطمه زهرا پشت در نوحه میخوانند، به مادرم پشت در شلیک کردند.
این یک پیام احساسی نیست. این تنها سوگواری نیست.
این یک یادآوری است، تا بدانیم کسانی چون من، که با این زخم تا پایان عمر زندگی خواهند کرد، تا روز فروپاشی جمهوری اسلامی و برقراری عدالت، از هیچ تلاشی دست نخواهند کشید.
خون هرگز نمیخسبد
پاینده ایران»
لیا لطفعلیان، ۶۷ ساله، از مخاطبان و دنبالکنندگان آموزشکده توانا در شبکههای اجتماعی، شامگاه نوزدهم دیماه در منطقه ۴ تهران، محله تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
#لیا_لطفعلیان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
به مناسبت صدمین روز کشتهشدن جاویدنام لیا لطفعلیان؛ روایت فرزند از آخرین لحظات زندگی مادر
در صدمین روز از کشتهشدن لیا لطفعلیان، فرزند این شهروند جانباخته، با انتشار متنی، روایتی از آخرین ساعات زندگی مادر خود را بازگو کرده است.
او در این پیام نوشته است:
«صد روز از نوزدهم دیماه گذشت. جاوید نام لیا لطفعلیان، ساعت هشت شب، گوشی موبایلش را در اتاق گذاشت. قرصهای شب را در نعلبکی آماده کرده بود و آش رشتهاش روی اجاق گاز مهیا بود.
او به قصد یاری رفت و در همان راه، جانش را فدای ایران و یارانش کرد. در خانهای که نیروهای بسیج در تلاش برای ورود به آن بودند، به در تکیه داد؛ اما آنان به در شلیک کردند.
آری، همانهایی که هر سال از کشته شدن فاطمه زهرا پشت در نوحه میخوانند، به مادرم پشت در شلیک کردند.
این یک پیام احساسی نیست. این تنها سوگواری نیست.
این یک یادآوری است، تا بدانیم کسانی چون من، که با این زخم تا پایان عمر زندگی خواهند کرد، تا روز فروپاشی جمهوری اسلامی و برقراری عدالت، از هیچ تلاشی دست نخواهند کشید.
خون هرگز نمیخسبد
پاینده ایران»
لیا لطفعلیان، ۶۷ ساله، از مخاطبان و دنبالکنندگان آموزشکده توانا در شبکههای اجتماعی، شامگاه نوزدهم دیماه در منطقه ۴ تهران، محله تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
#لیا_لطفعلیان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4🕊3❤1
Death Sentence Issued for Juvenile Protester Mohsen Eslam-khah
Iran Human Rights (IHR) reports that the Mahabad Revolutionary Court has sentenced Mohsen Eslam-khah, a protester from the “Woman, Life, Freedom” movement, to death. Critically, Eslam-khah was reportedly only 16 years old at the time of his alleged offenses. This ruling highlights the Islamic Republic regime’s continued use of capital punishment against young demonstrators, in clear violation of international protections for minors.
#StopExecutionsInIran
#WomanLifeFreedom
#humanrightsiran
@Tavaana_TavaanaTech
Iran Human Rights (IHR) reports that the Mahabad Revolutionary Court has sentenced Mohsen Eslam-khah, a protester from the “Woman, Life, Freedom” movement, to death. Critically, Eslam-khah was reportedly only 16 years old at the time of his alleged offenses. This ruling highlights the Islamic Republic regime’s continued use of capital punishment against young demonstrators, in clear violation of international protections for minors.
#StopExecutionsInIran
#WomanLifeFreedom
#humanrightsiran
@Tavaana_TavaanaTech
👍3💔1
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا، با بازنشر پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» درباره خطر اعدام هشت زن در ایران، از مقامات جمهوری اسلامی خواست از اجرای این احکام خودداری کنند و این افراد را آزاد کنند.
ترامپ در این پیام نوشت: «به رهبران ایران، که بهزودی در مذاکرات با نمایندگان من شرکت خواهند کرد: بسیار قدردانی خواهم کرد اگر این زنان را آزاد کنید. مطمئن هستم که آنها این اقدام شما را مورد احترام قرار خواهند داد. لطفاً به آنها هیچ آسیبی نرسانید. این میتواند شروع بسیار خوبی برای مذاکرات ما باشد.»
@USABehFarsi
#نه_به_اعدام #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
ترامپ در این پیام نوشت: «به رهبران ایران، که بهزودی در مذاکرات با نمایندگان من شرکت خواهند کرد: بسیار قدردانی خواهم کرد اگر این زنان را آزاد کنید. مطمئن هستم که آنها این اقدام شما را مورد احترام قرار خواهند داد. لطفاً به آنها هیچ آسیبی نرسانید. این میتواند شروع بسیار خوبی برای مذاکرات ما باشد.»
@USABehFarsi
#نه_به_اعدام #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
توهم کنترل؛ از خاموشی اینترنت تا بازی با تنگه هرمز!
۵۳ روز خاموشی اینترنت؛ و هر روز، یک خبر تازه از فروپاشی یک کسبوکار. این دیگر آمار خشک و عدد نیست؛ این روایت زندگیهایی است که یکییکی از هم میپاشند.
در این مدت، شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاند به دفتر اعلان بیکاری. هر روز، کاربری از تعطیلی شرکتش مینویسد، از تعدیل نیرو، از ایمیلهایی که با یک جمله کوتاه پایان کار را اعلام میکنند. استارتاپهایی که سالها برایشان زمان و سرمایه صرف شده، حالا در سکوت و بیسروصدا تعطیل میشوند. کسبوکارهای کوچک و متوسط، که ستون اصلی اقتصاد دیجیتال بودند، بدون دسترسی به اینترنت جهانی کاملا فلج شدهاند.
این وضعیت فقط درباره چند شرکت فناوری نیست؛ زنجیرهای از مشاغل به هم متصلاند که با قطع اینترنت از کار افتادهاند. از فروشگاههای آنلاین و فریلنسرها گرفته تا تولیدکنندگان محتوا، طراحان، برنامهنویسان و حتی کسبوکارهای سنتی که به ابزارهای آنلاین وابسته شده بودند. نتیجه، موجی از بیکاری است که هر روز گستردهتر میشود و هیچ افقی برای توقفش دیده نمیشود.
در چنین شرایطی، هزینه واقعی این تصمیمها را نه در گزارشهای رسمی، بلکه در زندگی مردم میتوان دید؛ در اجارههایی که عقب افتاده، در قسطهایی که پرداخت نشده، در خانوادههایی که ناگهان منبع درآمدشان را از دست دادهاند. اینجا دیگر بحث «مدیریت» یا «محدودسازی» نیست؛ این یک خاموشی است که مستقیم روی معیشت مردم سایه انداخته.
💸 tavaanatech
۵۳ روز خاموشی اینترنت؛ و هر روز، یک خبر تازه از فروپاشی یک کسبوکار. این دیگر آمار خشک و عدد نیست؛ این روایت زندگیهایی است که یکییکی از هم میپاشند.
در این مدت، شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاند به دفتر اعلان بیکاری. هر روز، کاربری از تعطیلی شرکتش مینویسد، از تعدیل نیرو، از ایمیلهایی که با یک جمله کوتاه پایان کار را اعلام میکنند. استارتاپهایی که سالها برایشان زمان و سرمایه صرف شده، حالا در سکوت و بیسروصدا تعطیل میشوند. کسبوکارهای کوچک و متوسط، که ستون اصلی اقتصاد دیجیتال بودند، بدون دسترسی به اینترنت جهانی کاملا فلج شدهاند.
این وضعیت فقط درباره چند شرکت فناوری نیست؛ زنجیرهای از مشاغل به هم متصلاند که با قطع اینترنت از کار افتادهاند. از فروشگاههای آنلاین و فریلنسرها گرفته تا تولیدکنندگان محتوا، طراحان، برنامهنویسان و حتی کسبوکارهای سنتی که به ابزارهای آنلاین وابسته شده بودند. نتیجه، موجی از بیکاری است که هر روز گستردهتر میشود و هیچ افقی برای توقفش دیده نمیشود.
در چنین شرایطی، هزینه واقعی این تصمیمها را نه در گزارشهای رسمی، بلکه در زندگی مردم میتوان دید؛ در اجارههایی که عقب افتاده، در قسطهایی که پرداخت نشده، در خانوادههایی که ناگهان منبع درآمدشان را از دست دادهاند. اینجا دیگر بحث «مدیریت» یا «محدودسازی» نیست؛ این یک خاموشی است که مستقیم روی معیشت مردم سایه انداخته.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اینترنت حق تک تک شهروندان است، نه کالای لوکس برای فروش به خواص!
اینترنت یک ابزار تجملی یا انتخابی نیست؛ یک نیاز حیاتی است، درست مثل آب، برق و نفس کشیدن. در دنیایی که ارتباط، آموزش، کار و حتی امنیت روانی مردم به شبکه جهانی گره خورده، قطع یا محدود کردن آن، فقط یک «اختلال فنی» نیست؛ یک ضربه مستقیم به زندگی روزمره میلیونها انسان است.
هیچ حکومت یا نهادی حق ندارد این حق عمومی را به یک امتیاز طبقاتی تبدیل کند. اینترنت را نمیشود سهمیهبندی کرد، نمیشود برایش نسخه «ویژه» و «پرو» پیچید و بعد همان چیزی را که باید برای همه در دسترس باشد، به قیمت گزاف به مردم فروخت.
پشت هر اتصال قطعشده، یک زندگی معلق مانده. پدری که نمیتواند صدای فرزندش را در آنسوی دنیا بشنود. مادری که ساعتها چشم به صفحهای خالی دوخته و خبری از عزیزش ندارد. خانوادههایی که میان بیخبری و اضطراب، هر لحظه بدترین سناریوها را تصور میکنند.
💸 tavaanatech
اینترنت یک ابزار تجملی یا انتخابی نیست؛ یک نیاز حیاتی است، درست مثل آب، برق و نفس کشیدن. در دنیایی که ارتباط، آموزش، کار و حتی امنیت روانی مردم به شبکه جهانی گره خورده، قطع یا محدود کردن آن، فقط یک «اختلال فنی» نیست؛ یک ضربه مستقیم به زندگی روزمره میلیونها انسان است.
هیچ حکومت یا نهادی حق ندارد این حق عمومی را به یک امتیاز طبقاتی تبدیل کند. اینترنت را نمیشود سهمیهبندی کرد، نمیشود برایش نسخه «ویژه» و «پرو» پیچید و بعد همان چیزی را که باید برای همه در دسترس باشد، به قیمت گزاف به مردم فروخت.
پشت هر اتصال قطعشده، یک زندگی معلق مانده. پدری که نمیتواند صدای فرزندش را در آنسوی دنیا بشنود. مادری که ساعتها چشم به صفحهای خالی دوخته و خبری از عزیزش ندارد. خانوادههایی که میان بیخبری و اضطراب، هر لحظه بدترین سناریوها را تصور میکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
Forwarded from گفتوشنود
رییس عقیدتی سیاسی فراجا: حتی اگر توافق هم بشود ما ترامپ را قصاص میکنیم
علی شیرازی، رییس سازمان عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی، گفت که ما تا انتقام قاسم سلیمانی و رهبرمان را از ترامپ نگیریم و او را قصاص نکنیم، کوتاه نمیآییم و اگر توافقی هم بشود، به معنای کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و ترامپ نیست.
شیرازی در ادامه گفت: آقای ترامپ تو حاج قاسم ما را، که جان ما بود ارباً اربا کردی، ما تا انتقام حاج قاسم را نگیریم کوتاه نمی آییم، اگر توافقی هم بشود، توافق به معنای کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و ترامپ نیست، ترامپ جنایتکار تو یک غلطی کردی که هیچ رئیس جمهوری در آمریکا جرئت این کار را نداشت تو امام ما را کشتی می دانی قصاص امام کشتن چیست؟ قصاص امام کشتن قطعه قطعه کردن ترامپ در جلوی چشم جبهه مقاومت است.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
علی شیرازی، رییس سازمان عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی، گفت که ما تا انتقام قاسم سلیمانی و رهبرمان را از ترامپ نگیریم و او را قصاص نکنیم، کوتاه نمیآییم و اگر توافقی هم بشود، به معنای کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و ترامپ نیست.
شیرازی در ادامه گفت: آقای ترامپ تو حاج قاسم ما را، که جان ما بود ارباً اربا کردی، ما تا انتقام حاج قاسم را نگیریم کوتاه نمی آییم، اگر توافقی هم بشود، توافق به معنای کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و ترامپ نیست، ترامپ جنایتکار تو یک غلطی کردی که هیچ رئیس جمهوری در آمریکا جرئت این کار را نداشت تو امام ما را کشتی می دانی قصاص امام کشتن چیست؟ قصاص امام کشتن قطعه قطعه کردن ترامپ در جلوی چشم جبهه مقاومت است.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🥰3
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان مختلف
با گرامی داشت یاد ۱۲ زندانی سیاسی اعدام شده
بعد از ۵۲ روز قطعی دیجیتال و اینترنت و بیخبری که اکنون بطور نسبی باز شده است، این بیانیه را رو به مردم شریف ایران مینویسیم.
در حالی صدوهفدهمین هفته کارزار «نه به اعدام» را برگزار میکنیم که روز گذشته حکومت قاتل حاکم بر ایران دو تن دیگر از زندانیان سیاسی حامد ولیدی و محمد معصومشاهی را اعدام کرد.
حکومت اعدامی که از احساسات و خشم عمومی نسبت به این اعدامها نگران است، مذبوحانه تلاش میکند این زندانیان و دیگر بازداشتیها و اعدامیهای اخیر را به جاسوسی و ارتباط با اسرائیل متهم کند تا اعدامهای خود را در شرایط جنگی توجیه نماید. اما این اتهامات واهی علیه مردان و زنان دلاوری که هیچ هدفی جز برابری، آزادی و استقلال ایران و ایرانی ندارند و از همه چیز خود در این راه گذشتهاند، بهطور مضاعف نفرت عمومی را بر میانگیزد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ابتدای سال ۱۴۰۵ نیز با یک جنایت دیگر توسط حکومت اعدامی مواجه شد که در آن شش تن از اعضای خود را با نامهای وحید بنی عامریان، پویا قبادی، شاهرخ (اکبر) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر را در هفته صدوپانزدهم از دست داد.
در شب ۹ فروردین سال جاری دهها تن از سرکوبگران زندان قزلحصار به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، شبانه به صورت وحشیانه و غیرانسانی به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار یورش بردند و با ضرب و شتم شدید، تمامی افراد این بند که اغلب از اعضای کارزار نه به اعدام بودند را از بند خارج کرده و به بند انفرادی فرستادند و شش تن از افراد فوقالذکر که توسط قاضی افشاری محکوم به اعدام شده بودند، به دار آویختند آنها در حالی سر به دار شدند که دادرسی آنها هنوز به پایان نرسیده بود بدون آخرین ملاقات با خانواده هایشان و در بیخبری مطلق.
حکومت خونخوار همراه با آنها ۴ زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با اسامی امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم در بیخبری و بدون ملاقات آخر اعدام کرد تا نشان دهد میراثدار خمینی است که جنگ را نعمت میدانست فرصتی برای کشتن و دار زدن.
حکومت ترسان و لرزان از انقلاب مردم ایران، تاکنون پیکر هیچ کدام از این جانباختگان راه آزادی و برابری را به خانوادههایشان تحویل نداده است تا اینچنین خانوادهها را مورد شکنجه روحی و روانی قرار دهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صمیمانه با خانوادههای این زندانیان اعدامی اعلام همدردی میکند. خانوادههایی که هرگز خسته نشدند و هر هفته در سرما و گرما با این کارزار همراهی کردند و «نه به اعدام» را که خواست عمومی مردم ایران است فریاد زدند.
حکومت ستمکار و درمانده «ولایت فقیه» در ماه فروردین دستکم ۱۲ تن را که تمامی آنان از زندانیان سیاسی بودند، به پای چوبههای دار فرستاد و اینگونه از زندانیان سیاسی انتقام گرفتهاست.
اکنون که جنگ و مصائب آن بر فضای ایران سایه افکنده و تمام توجهات به آن معطوف شدهاست، حکومت نامشروع حاکم بر کشورمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، دست به اعدامهای سیستماتیک میزند تا مانع قیام و انقلاب گردد. امروز بسیاری از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ در سلولهای انفرادی و سیاهچالهای رژیم در بیخبری کامل به سر میبرند. که طبق اخبار رسیده تنها در بند ۳۵ واحد ۳ قزلحصار دهها تن در انفرادی محبوسند بیشتر این زندانیان جوان هستند و جان آنان در خطر جدی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» کلیه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی را برای نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرامیخواند و خواهان فشار جدی و عملی بر حکومت ایران است.
ما از تمام فعالان حقوق بشری، صنفی، مدنی، سیاسی و هرکس که مخالف اعدام است میخواهیم در شرایط اختناقی که حکومت خیابانها را به گروگان گرفته و حکومت نظامی ایجاد کرده مرعوب نشوند و جهت مقابله با این سرکوبها و صفهای طویل اعدام به هر شکل ممکن اعتراض کنند. بیشک آینده از آن کسانی که بهای آزادی را پرداختهاند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با گرامیداشت یاد این سربداران، روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
ادامه در لینک زیر:
https://tinyurl.com/2dd8w66t
هفته ۱۱۷
سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
با گرامی داشت یاد ۱۲ زندانی سیاسی اعدام شده
بعد از ۵۲ روز قطعی دیجیتال و اینترنت و بیخبری که اکنون بطور نسبی باز شده است، این بیانیه را رو به مردم شریف ایران مینویسیم.
در حالی صدوهفدهمین هفته کارزار «نه به اعدام» را برگزار میکنیم که روز گذشته حکومت قاتل حاکم بر ایران دو تن دیگر از زندانیان سیاسی حامد ولیدی و محمد معصومشاهی را اعدام کرد.
حکومت اعدامی که از احساسات و خشم عمومی نسبت به این اعدامها نگران است، مذبوحانه تلاش میکند این زندانیان و دیگر بازداشتیها و اعدامیهای اخیر را به جاسوسی و ارتباط با اسرائیل متهم کند تا اعدامهای خود را در شرایط جنگی توجیه نماید. اما این اتهامات واهی علیه مردان و زنان دلاوری که هیچ هدفی جز برابری، آزادی و استقلال ایران و ایرانی ندارند و از همه چیز خود در این راه گذشتهاند، بهطور مضاعف نفرت عمومی را بر میانگیزد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ابتدای سال ۱۴۰۵ نیز با یک جنایت دیگر توسط حکومت اعدامی مواجه شد که در آن شش تن از اعضای خود را با نامهای وحید بنی عامریان، پویا قبادی، شاهرخ (اکبر) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر را در هفته صدوپانزدهم از دست داد.
در شب ۹ فروردین سال جاری دهها تن از سرکوبگران زندان قزلحصار به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، شبانه به صورت وحشیانه و غیرانسانی به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار یورش بردند و با ضرب و شتم شدید، تمامی افراد این بند که اغلب از اعضای کارزار نه به اعدام بودند را از بند خارج کرده و به بند انفرادی فرستادند و شش تن از افراد فوقالذکر که توسط قاضی افشاری محکوم به اعدام شده بودند، به دار آویختند آنها در حالی سر به دار شدند که دادرسی آنها هنوز به پایان نرسیده بود بدون آخرین ملاقات با خانواده هایشان و در بیخبری مطلق.
حکومت خونخوار همراه با آنها ۴ زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با اسامی امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم در بیخبری و بدون ملاقات آخر اعدام کرد تا نشان دهد میراثدار خمینی است که جنگ را نعمت میدانست فرصتی برای کشتن و دار زدن.
حکومت ترسان و لرزان از انقلاب مردم ایران، تاکنون پیکر هیچ کدام از این جانباختگان راه آزادی و برابری را به خانوادههایشان تحویل نداده است تا اینچنین خانوادهها را مورد شکنجه روحی و روانی قرار دهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صمیمانه با خانوادههای این زندانیان اعدامی اعلام همدردی میکند. خانوادههایی که هرگز خسته نشدند و هر هفته در سرما و گرما با این کارزار همراهی کردند و «نه به اعدام» را که خواست عمومی مردم ایران است فریاد زدند.
حکومت ستمکار و درمانده «ولایت فقیه» در ماه فروردین دستکم ۱۲ تن را که تمامی آنان از زندانیان سیاسی بودند، به پای چوبههای دار فرستاد و اینگونه از زندانیان سیاسی انتقام گرفتهاست.
اکنون که جنگ و مصائب آن بر فضای ایران سایه افکنده و تمام توجهات به آن معطوف شدهاست، حکومت نامشروع حاکم بر کشورمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، دست به اعدامهای سیستماتیک میزند تا مانع قیام و انقلاب گردد. امروز بسیاری از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ در سلولهای انفرادی و سیاهچالهای رژیم در بیخبری کامل به سر میبرند. که طبق اخبار رسیده تنها در بند ۳۵ واحد ۳ قزلحصار دهها تن در انفرادی محبوسند بیشتر این زندانیان جوان هستند و جان آنان در خطر جدی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» کلیه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی را برای نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرامیخواند و خواهان فشار جدی و عملی بر حکومت ایران است.
ما از تمام فعالان حقوق بشری، صنفی، مدنی، سیاسی و هرکس که مخالف اعدام است میخواهیم در شرایط اختناقی که حکومت خیابانها را به گروگان گرفته و حکومت نظامی ایجاد کرده مرعوب نشوند و جهت مقابله با این سرکوبها و صفهای طویل اعدام به هر شکل ممکن اعتراض کنند. بیشک آینده از آن کسانی که بهای آزادی را پرداختهاند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با گرامیداشت یاد این سربداران، روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
ادامه در لینک زیر:
https://tinyurl.com/2dd8w66t
هفته ۱۱۷
سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤9💔4💯1
بیانیه کمال جعفری یزدی؛ «ایران متعلق به همه ایرانیان است»
کمال جعفری یزدی، جانباز، آزاده، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، روز ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در بیانیهای بر تعلق ایران به همه شهروندان و ضرورت تغییر ساختار حکمرانی تأکید کرده است.
او در این بیانیه نوشته است: «ایرانِ بزرگ و یکپارچه متعلق به تکتک ایرانیان است و پشت قباله مادر هیچ شخص، خاندان، گروه و جریانی نبوده و نیست.»
جعفری یزدی در ادامه با انتقاد از وضعیت سیاسی کشور، تصریح کرده است: «رژیم جمهوری اسلامی دیگر هیچ مشروعیت، مقبولیت و جذابیتی برای اکثریت مطلق مردم ندارد» و افزوده است حاکمانی که طی سالهای گذشته بر کشور حکومت کردهاند «بسیار ظالم، جنایتکار، فاسد و منفور هستند.»
این زندانی سیاسی سابق در بخش دیگری از بیانیه خود با اشاره به آینده سیاسی ایران نوشته است: «مردم ایران بهزودی با یک حکومت مردمسالار غیردینی، با حضور رهبران، شایستگان، متخصصان، آزادگان، مبارزان، پاکدستان و جوانان داخل و خارج کشور و درون زندانها، از شر افراد، جریانات و حکومتهای دیکتاتوری، ایدئولوژیک، فردی، موروثی، مطلق، مادامالعمر و فاسد برای همیشه نجات خواهند یافت.»
او همچنین تأکید کرده است که «مسیر آزادی، دموکراسی، تحزب، عدالت، رفاه، شادی و موفقیت» پیش روی ایران خواهد بود و در پایان نوشته است: «ایران و ایرانی تا ابد سرافراز و نامآور خواهد بود و دشمنان داخلی و خارجی آن ذلیل، منکوب و سرافکندهاند.»
#کمال_جعفری_یزدی #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
کمال جعفری یزدی، جانباز، آزاده، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، روز ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در بیانیهای بر تعلق ایران به همه شهروندان و ضرورت تغییر ساختار حکمرانی تأکید کرده است.
او در این بیانیه نوشته است: «ایرانِ بزرگ و یکپارچه متعلق به تکتک ایرانیان است و پشت قباله مادر هیچ شخص، خاندان، گروه و جریانی نبوده و نیست.»
جعفری یزدی در ادامه با انتقاد از وضعیت سیاسی کشور، تصریح کرده است: «رژیم جمهوری اسلامی دیگر هیچ مشروعیت، مقبولیت و جذابیتی برای اکثریت مطلق مردم ندارد» و افزوده است حاکمانی که طی سالهای گذشته بر کشور حکومت کردهاند «بسیار ظالم، جنایتکار، فاسد و منفور هستند.»
این زندانی سیاسی سابق در بخش دیگری از بیانیه خود با اشاره به آینده سیاسی ایران نوشته است: «مردم ایران بهزودی با یک حکومت مردمسالار غیردینی، با حضور رهبران، شایستگان، متخصصان، آزادگان، مبارزان، پاکدستان و جوانان داخل و خارج کشور و درون زندانها، از شر افراد، جریانات و حکومتهای دیکتاتوری، ایدئولوژیک، فردی، موروثی، مطلق، مادامالعمر و فاسد برای همیشه نجات خواهند یافت.»
او همچنین تأکید کرده است که «مسیر آزادی، دموکراسی، تحزب، عدالت، رفاه، شادی و موفقیت» پیش روی ایران خواهد بود و در پایان نوشته است: «ایران و ایرانی تا ابد سرافراز و نامآور خواهد بود و دشمنان داخلی و خارجی آن ذلیل، منکوب و سرافکندهاند.»
#کمال_جعفری_یزدی #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤18