This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهرشاد، برادر جاویدنام مهران سماک، در سالگرد برادرش نوشت:
« زندگی هیچوقت برای من همچین شب دردناکی نداشته
زمانی که تو رو در خون دیدم
هیچوقت به اتفاقاتش فکر نکردم که چی شد فقط میدونم از اون شب به بعد قلبمو باهات به خاک سپردم
چه خوب چه بد چه سیاه چه سفید دنیا انگار با تو قشنگ بود
دنیا بعد تو برام انگار هیچ جذابیتی نداره
به امید روزی که کنار هم باشیم چشم آبی 👁️💙»
مهران ، جوان ۲۷ ساله شامگاه ۸ آذر ۱۴۰۱ پس از شکست تیم ملی فوتبال ایران در مقابل آمریکا در اقدامی اعتراضی در خودروی خود بوق میزد که هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. در این شب مردم به شکل گسترده در شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند و اعتراض خود را با بوق زدن و شادمانی به نمایش گذاشتند.
او ساعاتی قبل از این اتفاق در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «امشب فارغ از هر نتیجه فقط باشیم کنار هم»
پدر مهران سماک در گفتوگویی خود گفت: « از فاصله حدود ۶ متری با تفنگ ساچمهای به سمت مهران که داخل ماشین نشسته بود، شلیک شده است و بیش از ۱۱۵ ساچمه فلزی به سر و صورت مهران اصابت و وارد جمجمه اش شده است.»
#مهران_سماک #انزلی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
« زندگی هیچوقت برای من همچین شب دردناکی نداشته
زمانی که تو رو در خون دیدم
هیچوقت به اتفاقاتش فکر نکردم که چی شد فقط میدونم از اون شب به بعد قلبمو باهات به خاک سپردم
چه خوب چه بد چه سیاه چه سفید دنیا انگار با تو قشنگ بود
دنیا بعد تو برام انگار هیچ جذابیتی نداره
به امید روزی که کنار هم باشیم چشم آبی 👁️💙»
مهران ، جوان ۲۷ ساله شامگاه ۸ آذر ۱۴۰۱ پس از شکست تیم ملی فوتبال ایران در مقابل آمریکا در اقدامی اعتراضی در خودروی خود بوق میزد که هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. در این شب مردم به شکل گسترده در شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند و اعتراض خود را با بوق زدن و شادمانی به نمایش گذاشتند.
او ساعاتی قبل از این اتفاق در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «امشب فارغ از هر نتیجه فقط باشیم کنار هم»
پدر مهران سماک در گفتوگویی خود گفت: « از فاصله حدود ۶ متری با تفنگ ساچمهای به سمت مهران که داخل ماشین نشسته بود، شلیک شده است و بیش از ۱۱۵ ساچمه فلزی به سر و صورت مهران اصابت و وارد جمجمه اش شده است.»
#مهران_سماک #انزلی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36👍3❤1
آرشام رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوست
آرشام رضایی، طی نامهای ضمن بیان تجربه خود از مواجهه با متهمان محکوم به اعدام و رنجی که متحمل میشوند، اعلام کرد که از این سهشنبه به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» میپیوندند.
او ضمن تاکید بر این نکته که این کمپین به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست، از همگان خواست تا کنار هم به این کارزار بپیوندند.
آرشام رضایی در بخشی از نامهاش نوشته:
«زندانیانی که به اعدام محکوم میشوند، همان لحظه صدور حکم جان خود را از دست میدهند؛ روز اجرای حکم، تنها پیکرهای نیمهجان آنهاست که به دار آویخته میشود.»
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
ـ منصور، داداش خوبی؟ شاکیت رضایت داد؟
ـ نه داداش، به هیچ وجه رضایت نمیده. نمیدونم چیکار کنم.
ـ ایشالله درست میشه!
ـ کجا درست میشه؟
ـ داداش، سه ثانیه اول درد داره، بعدش دیگه چیزی حالیت نمیشه.
این مکالمه، گفتگوی دو زندانی محکوم به قصاص است، درست پیش از اجرای حکم اعدام.
زمانی که از اوین به زندان و شکنجهگاه مشترک رجاییشهر و قزلحصار تبعید شدم، ۱۵ روز در انفرادی به سر بردم. در هفتهٔ اول در سلول انفرادی، شاهد انتقال ۱۲ زندانی محکوم به قصاص بودم. از این تعداد، ۷ نفر توانستند پیش از اجرای حکم، از اولیای دم فرصت بگیرند، اما بقیه همگی اعدام شدند.
در هفته دوم انفرادی، ۷ زندانی دیگر به سلولم منتقل شدند. در میان آنها، دو نفر کسانی بودند که قبلاً یک بار حکم اعدامشان اجرا شده بود؛ اما پس از چند لحظه آویزان ماندن، خانوادهٔ مقتول به آنها فرصت دادند و پس از انجام احیای قلبی (CPR)، دوباره زنده شدند تا بار دیگر حکمشان اجرا شود. این روند عملاً آنها را زجرکش میکرد.
این نامه را از کربلای ایران برای شما مینویسم؛ اینجا خاکی است پر از داستانهای مظلومیت، تاریخ خاموشی که صدای خود را نمییابد.
من نیز قصد دارم همانند دیگر همبندیانم، در چهل و پنجمین هفته از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، برابر با ۱۳ آذر ۱۴۰۳، شرکت کنم. از دوستانم در زندان اوین نیز تقاضا دارم به این کارزار بپیوندند تا روزنهای برای پایان دادن به این عمل قرون وسطایی ایجاد شود.
در سالها حبس و تبعید به زندانهای رجاییشهر و قزلحصار، شاهد بودهام که بیشترین اعدامها در این دو کشتارگاه انجام شده است. من مرگ دهها هموطنم را دیدهام. اما با وجود این حجم از اعدامها، نهتنها این مجازات بازدارنده نبوده، بلکه آمار جرم در ایران نه تنها کاهش نیافته، بلکه روزبهروز بیشتر هم شده است.
از همه عزیزانم میخواهم که مخالفت خود را با این مجازات غیرانسانی اعلام کنند. بدانید که این کارزار به هیچ گروه یا حزب خاصی وابسته نیست؛ هدف آن تنها نجات جان انسانهای بیشماری است که سالهاست سنگینی طناب دار را بر گردن خود احساس میکنند.
زندانیانی که به اعدام محکوم میشوند، همان لحظه صدور حکم جان خود را از دست میدهند؛ روز اجرای حکم، تنها پیکرهای نیمهجان آنهاست که به دار آویخته میشود.
بیایید با هم و در کنار هم، با مخالفت با این حکم غیرانسانی، به برچیده شدن بساط آن کمک کنیم.
آرشام رضایی
۹ آذرماه
قزلحصار، ایران
ـ لازم به ذکر است، آرشام در مجموع بابت اتهامهای مختلف به ۱۵ سال حبس محکوم شده، که حکم اشد یعنی ۵ سال برای او قابل اجرا است.
#آرشام_رضایی #بیانیه #نه_به_اعدام #سه_شنبه_های_نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آرشام رضایی، طی نامهای ضمن بیان تجربه خود از مواجهه با متهمان محکوم به اعدام و رنجی که متحمل میشوند، اعلام کرد که از این سهشنبه به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» میپیوندند.
او ضمن تاکید بر این نکته که این کمپین به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست، از همگان خواست تا کنار هم به این کارزار بپیوندند.
آرشام رضایی در بخشی از نامهاش نوشته:
«زندانیانی که به اعدام محکوم میشوند، همان لحظه صدور حکم جان خود را از دست میدهند؛ روز اجرای حکم، تنها پیکرهای نیمهجان آنهاست که به دار آویخته میشود.»
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
ـ منصور، داداش خوبی؟ شاکیت رضایت داد؟
ـ نه داداش، به هیچ وجه رضایت نمیده. نمیدونم چیکار کنم.
ـ ایشالله درست میشه!
ـ کجا درست میشه؟
ـ داداش، سه ثانیه اول درد داره، بعدش دیگه چیزی حالیت نمیشه.
این مکالمه، گفتگوی دو زندانی محکوم به قصاص است، درست پیش از اجرای حکم اعدام.
زمانی که از اوین به زندان و شکنجهگاه مشترک رجاییشهر و قزلحصار تبعید شدم، ۱۵ روز در انفرادی به سر بردم. در هفتهٔ اول در سلول انفرادی، شاهد انتقال ۱۲ زندانی محکوم به قصاص بودم. از این تعداد، ۷ نفر توانستند پیش از اجرای حکم، از اولیای دم فرصت بگیرند، اما بقیه همگی اعدام شدند.
در هفته دوم انفرادی، ۷ زندانی دیگر به سلولم منتقل شدند. در میان آنها، دو نفر کسانی بودند که قبلاً یک بار حکم اعدامشان اجرا شده بود؛ اما پس از چند لحظه آویزان ماندن، خانوادهٔ مقتول به آنها فرصت دادند و پس از انجام احیای قلبی (CPR)، دوباره زنده شدند تا بار دیگر حکمشان اجرا شود. این روند عملاً آنها را زجرکش میکرد.
این نامه را از کربلای ایران برای شما مینویسم؛ اینجا خاکی است پر از داستانهای مظلومیت، تاریخ خاموشی که صدای خود را نمییابد.
من نیز قصد دارم همانند دیگر همبندیانم، در چهل و پنجمین هفته از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، برابر با ۱۳ آذر ۱۴۰۳، شرکت کنم. از دوستانم در زندان اوین نیز تقاضا دارم به این کارزار بپیوندند تا روزنهای برای پایان دادن به این عمل قرون وسطایی ایجاد شود.
در سالها حبس و تبعید به زندانهای رجاییشهر و قزلحصار، شاهد بودهام که بیشترین اعدامها در این دو کشتارگاه انجام شده است. من مرگ دهها هموطنم را دیدهام. اما با وجود این حجم از اعدامها، نهتنها این مجازات بازدارنده نبوده، بلکه آمار جرم در ایران نه تنها کاهش نیافته، بلکه روزبهروز بیشتر هم شده است.
از همه عزیزانم میخواهم که مخالفت خود را با این مجازات غیرانسانی اعلام کنند. بدانید که این کارزار به هیچ گروه یا حزب خاصی وابسته نیست؛ هدف آن تنها نجات جان انسانهای بیشماری است که سالهاست سنگینی طناب دار را بر گردن خود احساس میکنند.
زندانیانی که به اعدام محکوم میشوند، همان لحظه صدور حکم جان خود را از دست میدهند؛ روز اجرای حکم، تنها پیکرهای نیمهجان آنهاست که به دار آویخته میشود.
بیایید با هم و در کنار هم، با مخالفت با این حکم غیرانسانی، به برچیده شدن بساط آن کمک کنیم.
آرشام رضایی
۹ آذرماه
قزلحصار، ایران
ـ لازم به ذکر است، آرشام در مجموع بابت اتهامهای مختلف به ۱۵ سال حبس محکوم شده، که حکم اشد یعنی ۵ سال برای او قابل اجرا است.
#آرشام_رضایی #بیانیه #نه_به_اعدام #سه_شنبه_های_نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔31👍7❤1
Forwarded from گفتوشنود
تداوم سرکوب سیستماتیک: بلاتکلیفی ۴ شهروند بهائی پس از بازداشت در شیراز و نقض حقوق بنیادین آنها
بازداشت ۴ نفر از اعضای جامعه بهائی در شیراز بار دیگر یادآور مظالم و محدودیتهایی است که سالهاست علیه شهروندان بهائی اعمال میشود. اگرچه گاهی تغییرات جزئی در مواجهه مسئولین با بهائیان مشاهده میشود، اما همچنان بسیاری از اقدامات غیرقانونی و غیرانسانی ادامه دارد. موارد زیر، نمونههایی از این نقض حقوق هستند:
۱. ادعای بیاساس مسئولین درباره اعتقادات بهائیان
مسئولین جمهوری اسلامی ایران مدعی هستند که بازداشتها به دلایل اعتقادی نیست، اما در تمام موارد بازداشت، کتب مذهبی و اشیاء مرتبط با اعتقادات بهائیان توقیف میشود. این رفتار آشکارا نشان میدهد که مشکل اصلی، باورهای دینی بهائیان است.
۲. نقض گسترده حریم شخصی خانوادهها
در زمان بازداشت یک فرد، وسایل شخصی دیگر اعضای خانواده نیز مصادره میشود. در برخی شهرها حتی پول، ارز، طلاجات، مدارک شناسایی، و اسناد ملکی خانوادهها ضبط یا تخریب شدهاند. این اقدامات نشان میدهد که آزار و فشار علیه بهائیان بهطور جمعی و هدفمند اعمال میشود.
۳. محرومیت از حقوق قانونی در بازجوییها
بازداشتشدگان بهائی در مراحل اولیه بازجویی، از حق داشتن وکیل انتخابی محروم هستند. آنها در شرایط سخت و بدون تماس با خانواده یا دسترسی به وکیل تحت فشار روحی و روانی قرار میگیرند. چنین رویهای با اصول اخلاقی و قانونی داخلی و بینالمللی مغایرت دارد.
۴. اتهامات کلی و بیاساس
طی ۴۵ سال گذشته، بسیاری از بهائیان به دلایل واهی و عناوین کلی مانند «اقدام علیه امنیت عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و زندانی شدهاند. این اتهامات غالباً بدون شواهد مشخص مطرح میشوند و مواردی نظیر آموزش موسیقی یا نقاشی به شاگردان غیر بهائی را با سوءنیت، تبلیغ مذهبی تعبیر میکنند. این اقدامات در حقیقت تلاشی برای فشار اقتصادی و اجتماعی بر جامعه بهائی است.
بازداشت و سرکوب سیستماتیک بهائیان نهتنها نقض آشکار قوانین بینالمللی است، بلکه حتی با قوانین جمهوری اسلامی نیز همخوانی ندارد. این رفتارها نیازمند توجه جامعه جهانی و اقدام فوری برای توقف نقض حقوق شهروندان بهائی است.
- متن فوق را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.
لازم به ذکر است طبق گزارش دریافتی این چهار شهروند بهایی در طول این ۲۰ روز پس از بازذاشت، فقط یک تماس دو دقیقهای داشتند و یک ملاقات حدود دو دقیقهای هم فقط به مادران انها داده شده و دیگر هیچ خبری از آنها و اینکه در چه وضعیتی هستند، در دست نیست. برخی (نه همه) موبایلها و لپتاپهایی که متعلق به سایر اعضای خانواده بوده، برگردانده شده است.
رزیتا اسلامی، الهام حقیقتجو، وحید معصومی و وحید ثابت، نام چهار شهروند بهائی است که یکشنبه ۲۰ آبان، بازداشت و به بازداشتگاه ادارهٔ اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ منتقل شدند.
دوست غیر باورمند به هر دینی یا دوست باورمند به ادیان دیگر، به نظر شما چگونه میتوان از حقوق افرادیذکه به واسطه تعلق به یک گروه دینی مورد ظلم قرار میگیرند دفاع کرد؟ آیا تا کنون تلاش کردهاید درد دلهای افراد تحت ستم دارای عقایدی متفاوت با خودتان را بشنوید و برای احقاق حقوق آنها قدمی بردارید؟
#بهائی #بهائیان_ایران #سرکوب #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بازداشت ۴ نفر از اعضای جامعه بهائی در شیراز بار دیگر یادآور مظالم و محدودیتهایی است که سالهاست علیه شهروندان بهائی اعمال میشود. اگرچه گاهی تغییرات جزئی در مواجهه مسئولین با بهائیان مشاهده میشود، اما همچنان بسیاری از اقدامات غیرقانونی و غیرانسانی ادامه دارد. موارد زیر، نمونههایی از این نقض حقوق هستند:
۱. ادعای بیاساس مسئولین درباره اعتقادات بهائیان
مسئولین جمهوری اسلامی ایران مدعی هستند که بازداشتها به دلایل اعتقادی نیست، اما در تمام موارد بازداشت، کتب مذهبی و اشیاء مرتبط با اعتقادات بهائیان توقیف میشود. این رفتار آشکارا نشان میدهد که مشکل اصلی، باورهای دینی بهائیان است.
۲. نقض گسترده حریم شخصی خانوادهها
در زمان بازداشت یک فرد، وسایل شخصی دیگر اعضای خانواده نیز مصادره میشود. در برخی شهرها حتی پول، ارز، طلاجات، مدارک شناسایی، و اسناد ملکی خانوادهها ضبط یا تخریب شدهاند. این اقدامات نشان میدهد که آزار و فشار علیه بهائیان بهطور جمعی و هدفمند اعمال میشود.
۳. محرومیت از حقوق قانونی در بازجوییها
بازداشتشدگان بهائی در مراحل اولیه بازجویی، از حق داشتن وکیل انتخابی محروم هستند. آنها در شرایط سخت و بدون تماس با خانواده یا دسترسی به وکیل تحت فشار روحی و روانی قرار میگیرند. چنین رویهای با اصول اخلاقی و قانونی داخلی و بینالمللی مغایرت دارد.
۴. اتهامات کلی و بیاساس
طی ۴۵ سال گذشته، بسیاری از بهائیان به دلایل واهی و عناوین کلی مانند «اقدام علیه امنیت عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و زندانی شدهاند. این اتهامات غالباً بدون شواهد مشخص مطرح میشوند و مواردی نظیر آموزش موسیقی یا نقاشی به شاگردان غیر بهائی را با سوءنیت، تبلیغ مذهبی تعبیر میکنند. این اقدامات در حقیقت تلاشی برای فشار اقتصادی و اجتماعی بر جامعه بهائی است.
بازداشت و سرکوب سیستماتیک بهائیان نهتنها نقض آشکار قوانین بینالمللی است، بلکه حتی با قوانین جمهوری اسلامی نیز همخوانی ندارد. این رفتارها نیازمند توجه جامعه جهانی و اقدام فوری برای توقف نقض حقوق شهروندان بهائی است.
- متن فوق را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.
لازم به ذکر است طبق گزارش دریافتی این چهار شهروند بهایی در طول این ۲۰ روز پس از بازذاشت، فقط یک تماس دو دقیقهای داشتند و یک ملاقات حدود دو دقیقهای هم فقط به مادران انها داده شده و دیگر هیچ خبری از آنها و اینکه در چه وضعیتی هستند، در دست نیست. برخی (نه همه) موبایلها و لپتاپهایی که متعلق به سایر اعضای خانواده بوده، برگردانده شده است.
رزیتا اسلامی، الهام حقیقتجو، وحید معصومی و وحید ثابت، نام چهار شهروند بهائی است که یکشنبه ۲۰ آبان، بازداشت و به بازداشتگاه ادارهٔ اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ منتقل شدند.
دوست غیر باورمند به هر دینی یا دوست باورمند به ادیان دیگر، به نظر شما چگونه میتوان از حقوق افرادیذکه به واسطه تعلق به یک گروه دینی مورد ظلم قرار میگیرند دفاع کرد؟ آیا تا کنون تلاش کردهاید درد دلهای افراد تحت ستم دارای عقایدی متفاوت با خودتان را بشنوید و برای احقاق حقوق آنها قدمی بردارید؟
#بهائی #بهائیان_ایران #سرکوب #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍24❤3
محرومیت عباس واحدیانشاهرودی، فعال مدنی زندانی، از دسترسی به درمان
عباس واحدیانشاهرودی، فعال مدنی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، با وجود نیاز به درمان فوری ناشی از بیماری قلبی و ریوی، همچنان از دسترسی به حق درمان محروم است.
وضعیت جسمانی این فعال مدنی زندانی، مدتی است که رو به وخامت گذاشته و بیماری قلبی و ریوی او بدتر شده و نیاز به درمان فوری دارد.
به گفته یک منبع آگاه:
«عباس واحدیان شاهرودی سابقه بیماری قلبی دارد و تاکنون به دلیل مشکلات قلبی، دستکم دو بار در زندان از حال رفته و به بهداری زندان منتقل شده است. او همچنین اخیرا دچار عفونت لثه شده که این مساله برای بیماران قلبی به شدت خطرناک است.»
آنطور که این منبع مطلع میگوید، درخواست عباس واحدیانشاهرودی مبنی بر دارا بودن شرایط عدم تحمل کیفر به دلیل وضعیت جسمانی، از سوی پزشکی قانونی تایید شده اما مقامات قضایی و مقامات زندان وکیلآباد با این درخواست مخالفت کردهاند.
این در حالی است که این زندانی از نظر قانونی با توجه به وضعیت جسمانی خود مشمول «شرایط عدم تحمل کیفر» موضوع ماده ۵۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری است و باید فورا آزاد شود.
#یاری_مدنی_توانا #عباس_واحدیان_شاهرودی #حق_درمان_زندانیان #حقوق_زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
محرومیت عباس واحدیانشاهرودی، فعال مدنی زندانی، از دسترسی به درمان
عباس واحدیانشاهرودی، فعال مدنی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، با وجود نیاز به درمان فوری ناشی از بیماری قلبی و ریوی، همچنان از دسترسی به حق درمان محروم است.
وضعیت جسمانی این فعال مدنی زندانی، مدتی است که رو به وخامت گذاشته و بیماری قلبی و ریوی او بدتر شده و نیاز به درمان فوری دارد.
به گفته یک منبع آگاه:
«عباس واحدیان شاهرودی سابقه بیماری قلبی دارد و تاکنون به دلیل مشکلات قلبی، دستکم دو بار در زندان از حال رفته و به بهداری زندان منتقل شده است. او همچنین اخیرا دچار عفونت لثه شده که این مساله برای بیماران قلبی به شدت خطرناک است.»
آنطور که این منبع مطلع میگوید، درخواست عباس واحدیانشاهرودی مبنی بر دارا بودن شرایط عدم تحمل کیفر به دلیل وضعیت جسمانی، از سوی پزشکی قانونی تایید شده اما مقامات قضایی و مقامات زندان وکیلآباد با این درخواست مخالفت کردهاند.
این در حالی است که این زندانی از نظر قانونی با توجه به وضعیت جسمانی خود مشمول «شرایط عدم تحمل کیفر» موضوع ماده ۵۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری است و باید فورا آزاد شود.
#یاری_مدنی_توانا #عباس_واحدیان_شاهرودی #حق_درمان_زندانیان #حقوق_زندانی
@Tavaana_TavaanaTech
👍14💔8🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی
سرکوب خونین اعتراضات ۹۸ فراموش نخواهد شد. یکی از چهرههایی که در خاطر ایرانیان دادخواه باقی مانده، لیلا واثقی است فرماندار وقت قلعه حسنخان. او در مصاحبهای در آذر ۹۸ با صراحت اعلام کرد «من دستور دادم شلیک کنند.»
اتحادیه اروپا و آمریکا، لیلا واثقی را تحریم کردند. اما باید یادآوری کنیم که این جنایت مشمول گذر زمان نخواهد شد و دادخواهیم تا روز دادخواهی فرا رسد.
#علیه_فراموشی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آبان_خونین
#آبان_ادامه_دارد
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سرکوب خونین اعتراضات ۹۸ فراموش نخواهد شد. یکی از چهرههایی که در خاطر ایرانیان دادخواه باقی مانده، لیلا واثقی است فرماندار وقت قلعه حسنخان. او در مصاحبهای در آذر ۹۸ با صراحت اعلام کرد «من دستور دادم شلیک کنند.»
اتحادیه اروپا و آمریکا، لیلا واثقی را تحریم کردند. اما باید یادآوری کنیم که این جنایت مشمول گذر زمان نخواهد شد و دادخواهیم تا روز دادخواهی فرا رسد.
#علیه_فراموشی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#آبان_خونین
#آبان_ادامه_دارد
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍34💔4
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
تازه از توانا
روسیه خوشبخت خواهد شد؛ مبارزه الکسی ناوالنی برای آزادی در روسیه
آنچه اتفاق میافتاد از پیش روشن بود: الکسی ناوالنی میدانست که به محض بازگشت به روسیه، دستگیر خواهد شد. او همچنین میدانست که در زندانهای روسیه با شرایطی خشن روبرو خواهد شد– بماند که در سال ۲۰۲۰ او از یک تلاش رسوا توسط دولت روسیه برای ترورش جان به در برده بود. ماهها طول کشیده بود تا او توانایی صحبتکردن و نوشتن و هماهنگی بدنیاش را دوباره به دست آورد. در ذهن او اما هیچ تردیدی وجود نداشت: «البته که برمیگردم. برنگشتن من برای آنها دستاوردی ایدهآل خواهد بود. آنها دقیقا دوست دارند من هم یک مهاجر سیاسی دیگر باشم.»
با وجود تلاشهای بیوقفه رژیمهای استبدادی برای خاموشکردن صدای مخالفان، برخی افراد با شجاعت به اصول خود پایبند میمانند و حتی حاضرند امنیت شخصی خود را فدا کنند. الکسی ناوالنی یکی از این افراد بود. کرملین هر کار میتوانست کرده بود تا او را متوقف کند؛ از زندانیکردن تا تلاش برای ترور او. اما تعهد او به عدالت و مخالفت با رژیم غیر دموکراتیک روسیه هرگز متزلزل نشد. حتی زمانی که پس از یک مسمومیت شدید در سال ۲۰۲۰ این امکان را داشت که در خارج از کشور بماند، به روسیه بازگشت؛ در حالی که بهخوبی میدانست بازداشت و رفتارهای خشونتآمیز در انتظارش خواهد بود. او آشکارا اعلام کرد: «البته که برمیگردم. اگر برنگردم، این بهترین دستاورد برای آنها خواهد بود.»
لینک فارسی:
https://tavaana.org/alexei-navalny-russia/
لینک انگلیسی:
https://en.tavaana.org/alexei-navalny-russia/
#یاری_مدنی_توانا
#دیکتاتور
#روسیه
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
روسیه خوشبخت خواهد شد؛ مبارزه الکسی ناوالنی برای آزادی در روسیه
آنچه اتفاق میافتاد از پیش روشن بود: الکسی ناوالنی میدانست که به محض بازگشت به روسیه، دستگیر خواهد شد. او همچنین میدانست که در زندانهای روسیه با شرایطی خشن روبرو خواهد شد– بماند که در سال ۲۰۲۰ او از یک تلاش رسوا توسط دولت روسیه برای ترورش جان به در برده بود. ماهها طول کشیده بود تا او توانایی صحبتکردن و نوشتن و هماهنگی بدنیاش را دوباره به دست آورد. در ذهن او اما هیچ تردیدی وجود نداشت: «البته که برمیگردم. برنگشتن من برای آنها دستاوردی ایدهآل خواهد بود. آنها دقیقا دوست دارند من هم یک مهاجر سیاسی دیگر باشم.»
با وجود تلاشهای بیوقفه رژیمهای استبدادی برای خاموشکردن صدای مخالفان، برخی افراد با شجاعت به اصول خود پایبند میمانند و حتی حاضرند امنیت شخصی خود را فدا کنند. الکسی ناوالنی یکی از این افراد بود. کرملین هر کار میتوانست کرده بود تا او را متوقف کند؛ از زندانیکردن تا تلاش برای ترور او. اما تعهد او به عدالت و مخالفت با رژیم غیر دموکراتیک روسیه هرگز متزلزل نشد. حتی زمانی که پس از یک مسمومیت شدید در سال ۲۰۲۰ این امکان را داشت که در خارج از کشور بماند، به روسیه بازگشت؛ در حالی که بهخوبی میدانست بازداشت و رفتارهای خشونتآمیز در انتظارش خواهد بود. او آشکارا اعلام کرد: «البته که برمیگردم. اگر برنگردم، این بهترین دستاورد برای آنها خواهد بود.»
لینک فارسی:
https://tavaana.org/alexei-navalny-russia/
لینک انگلیسی:
https://en.tavaana.org/alexei-navalny-russia/
#یاری_مدنی_توانا
#دیکتاتور
#روسیه
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
👍28🕊6💔4
اعدامها در جمهوری اسلامی از بیدادگاهها و تیربارانهای پشتبام رفاه آغاز شد پس از آن اعدام بدون محاکمه قاچاقچیان موادمخدر و بعدتر اعدام مخالفان جمهوری اسامی بعدتر قتلهای زنجیرهای.
این خشونتها تمام نشد و با سرکوب خونین شاعران و نویسندگان و بهائیان و نوکیشان مسیحی ادامه یافت.
هموطنان یهودیمان را یا کشتند یا آواره کردند یا اموالشان را مصادره کردند.
جمهوری اسلامی با ترور
جمهوری اسلامی با اعدام
جمهوری اسلامی با سرکوب هر اعتراضی
جمهوری اسلامی با زندانیکردن دادخواهان
جمهوری اسلامی با سرکوب زنان
به حیات خود ادامه میدهد.
زبان اعدام
طرح از شاهرخ حیدری
https://tavaana.org/executions-khamenei-s-tongue/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#کارتون
@Tavaana_TavaanaTech
این خشونتها تمام نشد و با سرکوب خونین شاعران و نویسندگان و بهائیان و نوکیشان مسیحی ادامه یافت.
هموطنان یهودیمان را یا کشتند یا آواره کردند یا اموالشان را مصادره کردند.
جمهوری اسلامی با ترور
جمهوری اسلامی با اعدام
جمهوری اسلامی با سرکوب هر اعتراضی
جمهوری اسلامی با زندانیکردن دادخواهان
جمهوری اسلامی با سرکوب زنان
به حیات خود ادامه میدهد.
زبان اعدام
طرح از شاهرخ حیدری
https://tavaana.org/executions-khamenei-s-tongue/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#کارتون
@Tavaana_TavaanaTech
👍22💔4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در جامعهای که زنان سرکوب شوند، امیدی به دموکراسی نیست
«برای من قابل فهم نبود چطور ممکن است کسانی که ایران را دوست دارند و دموکراسی میخواهند، در مسئله نقض حقوق زنان همراه خمینی شوند.»
گزیدهای از برنامه بگو-بشنو ۵۵ با موضوع جنگ با زنان؛ چرا؟ را شنیدید. در این قسمت زرین محیالدین، فعال حقوقبشر، میگوید: «در جامعهای که زنان سرکوب شوند، امیدی به دموکراسی نیست.»
این برنامه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ با حضور زرین محیالدین، فعال حقوق بشر، صدرا عبدالهی، نویسنده و کارگردان و برخی صاحبنظران و کنشگران در اتاق کلابهاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.
گرداننده: ماهمنیر رحیمی، روزنامهنگار
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/repression-women-iran/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/IN7-aBIjsrE
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/DPWwXbRXSA3bgPBw8
#گفتگو_توانا #بگو_بشنو #حقوق_زنان #حجاب_اجباری
@Tavaana_TavaanaTech
«برای من قابل فهم نبود چطور ممکن است کسانی که ایران را دوست دارند و دموکراسی میخواهند، در مسئله نقض حقوق زنان همراه خمینی شوند.»
گزیدهای از برنامه بگو-بشنو ۵۵ با موضوع جنگ با زنان؛ چرا؟ را شنیدید. در این قسمت زرین محیالدین، فعال حقوقبشر، میگوید: «در جامعهای که زنان سرکوب شوند، امیدی به دموکراسی نیست.»
این برنامه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ با حضور زرین محیالدین، فعال حقوق بشر، صدرا عبدالهی، نویسنده و کارگردان و برخی صاحبنظران و کنشگران در اتاق کلابهاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.
گرداننده: ماهمنیر رحیمی، روزنامهنگار
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/repression-women-iran/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/IN7-aBIjsrE
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/DPWwXbRXSA3bgPBw8
#گفتگو_توانا #بگو_بشنو #حقوق_زنان #حجاب_اجباری
@Tavaana_TavaanaTech
👌16👍2❤1
بیانیه جمعی از کنشگران و فعالان سیاسی مدنی و حقوقبشری، زندانیان سابق و فعلی؛ خطاب به هموطن گرامی جناب آقای حسین رونقی و تقاضا از وی جهت پایاندادن به لبهای دوخته و اعتصاب غذا
«برای حفظ سلامت وجود شریف خود و حرفزدن از حقایق برای رفع ابهاماتی که برخی ناجوانمردانه و به ناحق در مورد مبارزان عزیز داخل کشور و با مقاصدی شوم ایجاد شبهه میکنند:
با درود و مهر خدمت دوست عزیز جناب آقای حسین رونقی هموطن شجاع و مبارز و خانواده گرانقدرش؛
حسین جان؛
اگر اجازه دهی ما جمعی دوستدارانت در داخل و خارج کشور، که چون شما در مسیر مبارزه برای رهایی و نجات ایران گام برداشته و خواستههای بهحق شما و جاویدنام کیانوش سنجری عزیز را حتما بخشی از آمال خود میدانیم و برای آن تلاش کرده و میکنیم و در این راه هزینهها دادهایم و در عین حال و همواره نگران سلامت جان شما و همه مظلومان و بیگناهان اسیر در سرزمین خود و در چنگال غاصبان سرزمینمان بوده و هستیم؛
از شما هموطن عزیز و شایسته درخواست کنیم که در شیوه کنش اعتراضی خود تجدیدنظر کنید.
ما به خوبی درک میکنیم که اعتراض شما به وضعیت رقتبار و ظالمانه کنونی و خاصه پس از مرگ جانسوز و تاسفبار کیانوش عزیز و در خطر اعدام بودن بچههای اکباتان و دیگر اسیرانِ اهریمنان و در زندان بودن انسانهای شایسته و فهیم و بیگناه، ناشی از انسانیت و روحیه حقطلبی تو ست و ما نیز این احساس عمیقِ را داشته و خشم و انزجار همگانی را از این جهات نسبت به حاکمان جمهوری اسلامی داریم و همراهی و همدلی میکنیم.
این احساسات انسانی کاملا قابل درک و تقدیر است، اما یقینا عُمال رژیم جمهوری اسلامی به دلیل عدم کمترین درک از انسانیت و شرافت و آزادگی، از اینکه به سلامت شما آسیبی وارد شود، نابخردانه خرسند خواهند بود!
حسین عزیز؛ شما یکی از نمادهای ایستادگی بوده و به داشتن هموطن شجاعی مثل تو افتخار میکنیم.
لطفا بمانید برای وطن
و تقاضای دوستان و دوستدارنت را پذیرا باش و به اعتصاب غذا و لبهای دوخته پایان بده و از آنچه باید بگویی؛ سخن بگو، ما نیز در کنارت تقاضاهای بهحق تو و مطالبات حقطلبانه مردم ایران را فریاد میزنیم.
به امید رهایی و نجات ایران و آزادی بیگناهان و زندانیان سیاسی و برچیدهشدن احکام ناجوانمردانه و ظالمانه اعدام و گذار از رژیم اعدامی.
باش تا جشن پیروزی را در کنارت باشیم ...»
این بیانیه به امضای بیش از ۵۰ نفر از فعالان رسیده است.
توضیحات آموزشکده درباره این بیانیه را بخوانید
#بیانیه
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«برای حفظ سلامت وجود شریف خود و حرفزدن از حقایق برای رفع ابهاماتی که برخی ناجوانمردانه و به ناحق در مورد مبارزان عزیز داخل کشور و با مقاصدی شوم ایجاد شبهه میکنند:
با درود و مهر خدمت دوست عزیز جناب آقای حسین رونقی هموطن شجاع و مبارز و خانواده گرانقدرش؛
حسین جان؛
اگر اجازه دهی ما جمعی دوستدارانت در داخل و خارج کشور، که چون شما در مسیر مبارزه برای رهایی و نجات ایران گام برداشته و خواستههای بهحق شما و جاویدنام کیانوش سنجری عزیز را حتما بخشی از آمال خود میدانیم و برای آن تلاش کرده و میکنیم و در این راه هزینهها دادهایم و در عین حال و همواره نگران سلامت جان شما و همه مظلومان و بیگناهان اسیر در سرزمین خود و در چنگال غاصبان سرزمینمان بوده و هستیم؛
از شما هموطن عزیز و شایسته درخواست کنیم که در شیوه کنش اعتراضی خود تجدیدنظر کنید.
ما به خوبی درک میکنیم که اعتراض شما به وضعیت رقتبار و ظالمانه کنونی و خاصه پس از مرگ جانسوز و تاسفبار کیانوش عزیز و در خطر اعدام بودن بچههای اکباتان و دیگر اسیرانِ اهریمنان و در زندان بودن انسانهای شایسته و فهیم و بیگناه، ناشی از انسانیت و روحیه حقطلبی تو ست و ما نیز این احساس عمیقِ را داشته و خشم و انزجار همگانی را از این جهات نسبت به حاکمان جمهوری اسلامی داریم و همراهی و همدلی میکنیم.
این احساسات انسانی کاملا قابل درک و تقدیر است، اما یقینا عُمال رژیم جمهوری اسلامی به دلیل عدم کمترین درک از انسانیت و شرافت و آزادگی، از اینکه به سلامت شما آسیبی وارد شود، نابخردانه خرسند خواهند بود!
حسین عزیز؛ شما یکی از نمادهای ایستادگی بوده و به داشتن هموطن شجاعی مثل تو افتخار میکنیم.
لطفا بمانید برای وطن
و تقاضای دوستان و دوستدارنت را پذیرا باش و به اعتصاب غذا و لبهای دوخته پایان بده و از آنچه باید بگویی؛ سخن بگو، ما نیز در کنارت تقاضاهای بهحق تو و مطالبات حقطلبانه مردم ایران را فریاد میزنیم.
به امید رهایی و نجات ایران و آزادی بیگناهان و زندانیان سیاسی و برچیدهشدن احکام ناجوانمردانه و ظالمانه اعدام و گذار از رژیم اعدامی.
باش تا جشن پیروزی را در کنارت باشیم ...»
این بیانیه به امضای بیش از ۵۰ نفر از فعالان رسیده است.
توضیحات آموزشکده درباره این بیانیه را بخوانید
#بیانیه
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍39❤15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهراب حسنخانی، زندانی سیاسی سابق، میگوید وظیفه شهروندی و انسانی خود میداند که در اعتراض به حکم ناعادلانه صادر شده علیه بچههای اکباتان، جلوی سازمان حقوق بشر (وابسته به خود قوه قضاییه) تحصن کند، او اعلام کرد که زمان آن را متعاقبا اعلام خواهد کرد.
آقای حسنخانی کشته شدن جوانان و هموطنان عزیز را حاصل ۴۶ سال نقض حقوق بشر و سرکوب و ارعاب میداند و حالا که جان شش انسان دیگر در معرض خطر اعدام قرار دارد، او وظیفه انسانی خود میداند که اعتراض کند.
این زندانی سیاسی سابق، از حامیان حقوق بشر، فارغ از هر تفکر و گرایش میخواهد که در مبارزه با اعدام کوشا باشند.
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی بالاترین سرانه اعدام نسبت به جمعیت را در جهان دارد و هر روز حق حیات تعدادی از شهروندان را به بهانههای مختلف سلب میکند.
امروز تعدادی از زندانیان سیاسی در معرض تایید و اجرای حکم ظالمانه اعدام هستند. اعدام، قتل حکومتی است، به خصوص در رژیمی که زندانیان از حق دادرسی عادلانه برخوردار نیستند و دستگاه قضایی تحت سیطره نهادهای امنیتی قرار دارد.
در سالهای گذشته، کمپینهای مخالفت با اعدام، تلاش کردهاند با هشتگزدن و فعالیتهای دیگر توجه افکار عمومی را به موضوع اعدام جلب کنند. اما ظاهراً این فعالیتها کافی نبوده است و ماشین اعدام جمهوری اسلامی بی توقف، به کارش ادامه میدهد.
حالا شهروندان مسئول روشهایی دیگر را میآزمایند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام هم در همین راستا شکل گرفته است و نیاز است تا فعالان خارج زندان همصدا با زندانیان سیاسی علیه اعدام بایستند.
#سهراب_حسنخانی #نه_به_اعدام #بچههای_اکباتان #بچه_هاى_اكباتان #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آقای حسنخانی کشته شدن جوانان و هموطنان عزیز را حاصل ۴۶ سال نقض حقوق بشر و سرکوب و ارعاب میداند و حالا که جان شش انسان دیگر در معرض خطر اعدام قرار دارد، او وظیفه انسانی خود میداند که اعتراض کند.
این زندانی سیاسی سابق، از حامیان حقوق بشر، فارغ از هر تفکر و گرایش میخواهد که در مبارزه با اعدام کوشا باشند.
لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی بالاترین سرانه اعدام نسبت به جمعیت را در جهان دارد و هر روز حق حیات تعدادی از شهروندان را به بهانههای مختلف سلب میکند.
امروز تعدادی از زندانیان سیاسی در معرض تایید و اجرای حکم ظالمانه اعدام هستند. اعدام، قتل حکومتی است، به خصوص در رژیمی که زندانیان از حق دادرسی عادلانه برخوردار نیستند و دستگاه قضایی تحت سیطره نهادهای امنیتی قرار دارد.
در سالهای گذشته، کمپینهای مخالفت با اعدام، تلاش کردهاند با هشتگزدن و فعالیتهای دیگر توجه افکار عمومی را به موضوع اعدام جلب کنند. اما ظاهراً این فعالیتها کافی نبوده است و ماشین اعدام جمهوری اسلامی بی توقف، به کارش ادامه میدهد.
حالا شهروندان مسئول روشهایی دیگر را میآزمایند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام هم در همین راستا شکل گرفته است و نیاز است تا فعالان خارج زندان همصدا با زندانیان سیاسی علیه اعدام بایستند.
#سهراب_حسنخانی #نه_به_اعدام #بچههای_اکباتان #بچه_هاى_اكباتان #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤36👍5💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دانیال مقدم، هنرمند معترض، در این ویدیو از مقابل زندان اوین، خواستار آزادی زندانیان سیاسی شده است.
او همچنین خواستار بهبود وضعیت اقتصادی و خواستار صلح درونی و صلح با مردم است.
دانیال مقدم از وفا احمدپور و فاطمه سپهری نام میبرد که تنها به خاطر اعتراض در زندان هستند.
#دانیال_مقدم #وفا_احمدپور #فاطمه_سپهری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او همچنین خواستار بهبود وضعیت اقتصادی و خواستار صلح درونی و صلح با مردم است.
دانیال مقدم از وفا احمدپور و فاطمه سپهری نام میبرد که تنها به خاطر اعتراض در زندان هستند.
#دانیال_مقدم #وفا_احمدپور #فاطمه_سپهری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤42👍9💯5💔5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میلاد زنیدپور، بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«آقا ما که باختیم
مهران : ما خوشحالیم باختیم …
خوشحالی مهران خوشحالی تمام مردم ایران بود٫ دو سال پیش تمام مردم منتظر بودند که تیم ملی فوتبال در جام جهانی صدای انقلاب و خیزش مردمی وکشتهشدگان میشدند ولی افسوس که میهن و مردم را تنها گذاشتند٫ و مهران با قلبی بزرگ و شریف به خیابان آمد و در کنار مردم ایستاد ، ولی حکومت آخوندی با گلوله جنگی بهش شلیک کرد ، اما این خون ها پاک نخواهد شد و هر روز به آزادی نزدیک تر خواهیم شد و مهران ها در قلب و جان وطن ماندگار خواهند ماند ٫مهران بچه بندر پهلوی بود💚🤍❤️»
milad_zeneyedpour7
ویدیو از پوریا افضلی
مهران ، جوان ۲۷ ساله شامگاه ۸ آذر ۱۴۰۱ پس از شکست تیم ملی فوتبال ایران در مقابل آمریکا در اقدامی اعتراضی در خودروی خود بوق میزد که هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. در این شب مردم به شکل گسترده در شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند و اعتراض خود را با بوق زدن و شادمانی به نمایش گذاشتند.
او ساعاتی قبل از این اتفاق در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «امشب فارغ از هر نتیجه فقط باشیم کنار هم»
پدر مهران سماک در گفتوگویی خود گفت: « از فاصله حدود ۶ متری با تفنگ ساچمهای به سمت مهران که داخل ماشین نشسته بود، شلیک شده است و بیش از ۱۱۵ ساچمه فلزی به سر و صورت مهران اصابت و وارد جمجمه اش شده است.»
#مهران_سماک #انزلی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«آقا ما که باختیم
مهران : ما خوشحالیم باختیم …
خوشحالی مهران خوشحالی تمام مردم ایران بود٫ دو سال پیش تمام مردم منتظر بودند که تیم ملی فوتبال در جام جهانی صدای انقلاب و خیزش مردمی وکشتهشدگان میشدند ولی افسوس که میهن و مردم را تنها گذاشتند٫ و مهران با قلبی بزرگ و شریف به خیابان آمد و در کنار مردم ایستاد ، ولی حکومت آخوندی با گلوله جنگی بهش شلیک کرد ، اما این خون ها پاک نخواهد شد و هر روز به آزادی نزدیک تر خواهیم شد و مهران ها در قلب و جان وطن ماندگار خواهند ماند ٫مهران بچه بندر پهلوی بود💚🤍❤️»
milad_zeneyedpour7
ویدیو از پوریا افضلی
مهران ، جوان ۲۷ ساله شامگاه ۸ آذر ۱۴۰۱ پس از شکست تیم ملی فوتبال ایران در مقابل آمریکا در اقدامی اعتراضی در خودروی خود بوق میزد که هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. در این شب مردم به شکل گسترده در شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند و اعتراض خود را با بوق زدن و شادمانی به نمایش گذاشتند.
او ساعاتی قبل از این اتفاق در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «امشب فارغ از هر نتیجه فقط باشیم کنار هم»
پدر مهران سماک در گفتوگویی خود گفت: « از فاصله حدود ۶ متری با تفنگ ساچمهای به سمت مهران که داخل ماشین نشسته بود، شلیک شده است و بیش از ۱۱۵ ساچمه فلزی به سر و صورت مهران اصابت و وارد جمجمه اش شده است.»
#مهران_سماک #انزلی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔54🕊7👍5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سالگرد جاویدنام عرشیا امامقلیراده بر سر مزارش برگزار شد. مادر عرشیا ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«ای کاش میتوانستم بگویم چقدر دلتنگت هستم. این روزها که نزدیک مراسم سالگردت بود، غم و بیتابیام بیشتر شده بود. در کنار این همه درد، غم، دوری، دلتنگی و حسرت، ذهنم مدام به «ای کاش»هایی پرواز میکند. ای کاش قرار بود من این همه گلآرایی را برای مراسم عروسیات انجام دهم. قرار بود در جشن و شادیهایت سنگ تمام بگذارم و لبخند رضایتت را ببینم. اما... اما!
ای جان مادر، عزیز دل مادر، قهرمان من! اسم و یادت همیشه زنده خواهد ماند و مادر آن را زنده نگه خواهد داشت. هرگز فراموش نمیشوی، حتی در سالیان سال. نامت باعث افتخار نسل ما خواهد بود. عرشیای قهرمان ما، همیشه در قلبهایمان هستی.
از صمیم قلب از همه عزیزانم تشکر میکنم؛ از خانواده عزیز همسرم که این دو سال کنارمان بودند، از مادر، پدر و خواهر مهربانم، از دوستان وفادارم، و حتی غریبههایی که نمیشناختم، اما با هر درد من گریه و همدردی کردند و نزدیکتر از آشنا شدند. چه در فضای مجازی و چه در کنارمان، حضورشان برایم گرانبها بود. من قدردان محبت همه شما هستم و از شما تشکر میکنم که در این دو سال همراه ما بودید.
به امید روزهای خوب و خوش در کنار همه هموطنان ایرانی. یاشاسین وطنیم!»
elnaz.abdalii
عرشیا امامقلیزاده؛ معترض نوجوانی که تحت تاثیر شکنجه و تهدید ماموران در دوران بازداشت، به زندگی خود پایان داد.
عرشیا امامقلیزاده هم شکنجه شد. شکنجهای که خواندن و شنیدنش دل آدمی را به درد میآورد، برای مادرش از آن گفته است.
« آنقدر زدن که بگم اشتباه کردم، ولی من نگفتم. گفتم که کاری نکردم که بگم اشتباه کردم.» این روایت عرشیا است پس از آزادی از زندان.»
عرشیا امامقلی زاده که به دلیل عمامهپرانی در آبان ۱۴۰۱ بازداشت شده بود، روز ۵ آذر ۱۴۰۱، تنها چند روز پس از آزادی از زندان تاب فشارهای روحی و روانی که در زندان متحمل شده بود را نیاورد و به زندگی خود پایان داد.
یک منبع آگاه درباره عرشیا میگوید: « عرشیا گفته بود آخوندی که عرشیا عمامه او را انداخته بود، رضایت نداد و وقتی عرشیا فهمید باید دوباره به زندان برگردد، ترسید، مداوم میگفت اینها من را اعدام میکنند و او میترسید.»
#عرشیا_امامقلی_زاده_علمداری #عرشیا_امامقلی_زاده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«ای کاش میتوانستم بگویم چقدر دلتنگت هستم. این روزها که نزدیک مراسم سالگردت بود، غم و بیتابیام بیشتر شده بود. در کنار این همه درد، غم، دوری، دلتنگی و حسرت، ذهنم مدام به «ای کاش»هایی پرواز میکند. ای کاش قرار بود من این همه گلآرایی را برای مراسم عروسیات انجام دهم. قرار بود در جشن و شادیهایت سنگ تمام بگذارم و لبخند رضایتت را ببینم. اما... اما!
ای جان مادر، عزیز دل مادر، قهرمان من! اسم و یادت همیشه زنده خواهد ماند و مادر آن را زنده نگه خواهد داشت. هرگز فراموش نمیشوی، حتی در سالیان سال. نامت باعث افتخار نسل ما خواهد بود. عرشیای قهرمان ما، همیشه در قلبهایمان هستی.
از صمیم قلب از همه عزیزانم تشکر میکنم؛ از خانواده عزیز همسرم که این دو سال کنارمان بودند، از مادر، پدر و خواهر مهربانم، از دوستان وفادارم، و حتی غریبههایی که نمیشناختم، اما با هر درد من گریه و همدردی کردند و نزدیکتر از آشنا شدند. چه در فضای مجازی و چه در کنارمان، حضورشان برایم گرانبها بود. من قدردان محبت همه شما هستم و از شما تشکر میکنم که در این دو سال همراه ما بودید.
به امید روزهای خوب و خوش در کنار همه هموطنان ایرانی. یاشاسین وطنیم!»
elnaz.abdalii
عرشیا امامقلیزاده؛ معترض نوجوانی که تحت تاثیر شکنجه و تهدید ماموران در دوران بازداشت، به زندگی خود پایان داد.
عرشیا امامقلیزاده هم شکنجه شد. شکنجهای که خواندن و شنیدنش دل آدمی را به درد میآورد، برای مادرش از آن گفته است.
« آنقدر زدن که بگم اشتباه کردم، ولی من نگفتم. گفتم که کاری نکردم که بگم اشتباه کردم.» این روایت عرشیا است پس از آزادی از زندان.»
عرشیا امامقلی زاده که به دلیل عمامهپرانی در آبان ۱۴۰۱ بازداشت شده بود، روز ۵ آذر ۱۴۰۱، تنها چند روز پس از آزادی از زندان تاب فشارهای روحی و روانی که در زندان متحمل شده بود را نیاورد و به زندگی خود پایان داد.
یک منبع آگاه درباره عرشیا میگوید: « عرشیا گفته بود آخوندی که عرشیا عمامه او را انداخته بود، رضایت نداد و وقتی عرشیا فهمید باید دوباره به زندان برگردد، ترسید، مداوم میگفت اینها من را اعدام میکنند و او میترسید.»
#عرشیا_امامقلی_زاده_علمداری #عرشیا_امامقلی_زاده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40❤5🕊5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هشتم آذر سالگرد جانباختن مونا چمنی بود، جانان نور، از مخاطبان توانا، اطلاعاتی درباره او جمعآوری کرده و نوشته:
«مونا جان خواهر قهرمان و شجاعم تو روح بسیار بزرگی داشتی.مهربان بودی و هنرمند و درد مردم را درد خودت میدانستی.
ای شیردختر گیلانی خواهر قهرمانم تو هنرمند و بازیگر تئاتر بودی. تو زاده عشق استوار پدر و مادرت بودی که زبانزد خاص و عام بود.
در صفحه اینستاگرامت نوشته بودی اجازه ذره.ای بد شدن به خود نمیدهی. نوشته بودی میخواهی از خودت جواهری بسازی که ساختی مونا جان شهید قهرمان و شجاع وطن شدی و نامت به بلندای تاریخ ماندگار شد.
به خیابان رفتی تا برای اعتراض به قتل مهسا امینی فقر، بیکاری، هوای آلوده، کودکان کار، اختلاس و فساد، برای دریاچهها و رودخانههای خشکیده و از همه مهمتر برای داشتن حق اعتراض فریاد بزنی اما شیطانصفتان آنچنان با باتوم بر سرت زدند که بیهوش شدی. هشت روز در کما بودی.در هشتمین روز ماه آذر، روح بزرگ ومهربان و باشکوهت پرواز کرد.
فردای پر کشیدنت تو رابه ارامستان «تازه آباد» رشت برده و به خاکت سپردند.
دختر قهرمان میهن موناجان خواهر با شرفم خون تو هدر نخواهد شد خون تو درخت پربار آزادی را آبیاری کرد و اطمینان
دارم این درخت شکوفه خواهد داد و ما به آزادی می رسیم.
خواهر شهید و قهرمانم در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۷۳به دنیا آمد و در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۱جاودانه شد و به شهادت رسید.»
صفحه اینستاگرام شهیدجاویدنام
monachamany
#مونا_چمنی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هشتم آذر سالگرد جانباختن مونا چمنی بود، جانان نور، از مخاطبان توانا، اطلاعاتی درباره او جمعآوری کرده و نوشته:
«مونا جان خواهر قهرمان و شجاعم تو روح بسیار بزرگی داشتی.مهربان بودی و هنرمند و درد مردم را درد خودت میدانستی.
ای شیردختر گیلانی خواهر قهرمانم تو هنرمند و بازیگر تئاتر بودی. تو زاده عشق استوار پدر و مادرت بودی که زبانزد خاص و عام بود.
در صفحه اینستاگرامت نوشته بودی اجازه ذره.ای بد شدن به خود نمیدهی. نوشته بودی میخواهی از خودت جواهری بسازی که ساختی مونا جان شهید قهرمان و شجاع وطن شدی و نامت به بلندای تاریخ ماندگار شد.
به خیابان رفتی تا برای اعتراض به قتل مهسا امینی فقر، بیکاری، هوای آلوده، کودکان کار، اختلاس و فساد، برای دریاچهها و رودخانههای خشکیده و از همه مهمتر برای داشتن حق اعتراض فریاد بزنی اما شیطانصفتان آنچنان با باتوم بر سرت زدند که بیهوش شدی. هشت روز در کما بودی.در هشتمین روز ماه آذر، روح بزرگ ومهربان و باشکوهت پرواز کرد.
فردای پر کشیدنت تو رابه ارامستان «تازه آباد» رشت برده و به خاکت سپردند.
دختر قهرمان میهن موناجان خواهر با شرفم خون تو هدر نخواهد شد خون تو درخت پربار آزادی را آبیاری کرد و اطمینان
دارم این درخت شکوفه خواهد داد و ما به آزادی می رسیم.
خواهر شهید و قهرمانم در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۷۳به دنیا آمد و در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۱جاودانه شد و به شهادت رسید.»
صفحه اینستاگرام شهیدجاویدنام
monachamany
#مونا_چمنی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔48🕊9👍4❤1
Forwarded from گفتوشنود
دخالت ایدئولوژیک حکومت در امور جنسی و سبک زندگی، آسیبهای جبرانناپذیری به سلامت عمومی جامعه وارد کرده است.
سیاستگذاریهایی که بر مبنای ایدئولوژی به جای شواهد علمی صورت میگیرند، مانع از ارائه آموزشهای ضروری درباره بهداشت جنسی و روشهای پیشگیری شدهاند.
نتیجه این رویکرد، افزایش اپیدمی بیماریهای جنسی مانند ایدز، زگیل تناسلی و سرطان دهانه رحم در کشور است.
عدم دسترسی کافی به واکسنهایی نظیر اچپیوی و ناآگاهی عمومی درباره اهمیت پیشگیری، نسلهای جوان را در معرض خطر جدی قرار داده است.
نادیده گرفتن ضرورت آموزشهای جنسی و پیشگیری به بهانه ملاحظات ایدئولوژیک، جامعه را با بحرانهای بهداشتی و روانی مواجه کرده که تبعات آن فراتر از حوزه سلامت، بر ساختار اجتماعی نیز تأثیرگذار است.
برای کاهش این آسیبها، بازنگری در سیاستهای موجود و حرکت به سوی تصمیمگیریهای علمی و مبتنی بر نیازهای واقعی مردم ضروری است.
سلامت و آگاهی مردم نباید قربانی تعصبات ایدئولوژیک شود؛ چرا که آینده جامعه در گرو تأمین بهداشت و آموزش برای همه افراد است.
#اچ_پی_وی #ایدز #آموزش_ایدئولوژیک #سلامت_عمومی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دخالت ایدئولوژیک حکومت در امور جنسی و سبک زندگی، آسیبهای جبرانناپذیری به سلامت عمومی جامعه وارد کرده است.
سیاستگذاریهایی که بر مبنای ایدئولوژی به جای شواهد علمی صورت میگیرند، مانع از ارائه آموزشهای ضروری درباره بهداشت جنسی و روشهای پیشگیری شدهاند.
نتیجه این رویکرد، افزایش اپیدمی بیماریهای جنسی مانند ایدز، زگیل تناسلی و سرطان دهانه رحم در کشور است.
عدم دسترسی کافی به واکسنهایی نظیر اچپیوی و ناآگاهی عمومی درباره اهمیت پیشگیری، نسلهای جوان را در معرض خطر جدی قرار داده است.
نادیده گرفتن ضرورت آموزشهای جنسی و پیشگیری به بهانه ملاحظات ایدئولوژیک، جامعه را با بحرانهای بهداشتی و روانی مواجه کرده که تبعات آن فراتر از حوزه سلامت، بر ساختار اجتماعی نیز تأثیرگذار است.
برای کاهش این آسیبها، بازنگری در سیاستهای موجود و حرکت به سوی تصمیمگیریهای علمی و مبتنی بر نیازهای واقعی مردم ضروری است.
سلامت و آگاهی مردم نباید قربانی تعصبات ایدئولوژیک شود؛ چرا که آینده جامعه در گرو تأمین بهداشت و آموزش برای همه افراد است.
#اچ_پی_وی #ایدز #آموزش_ایدئولوژیک #سلامت_عمومی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔24👍10💯1
محمد محبیان، هنرمند مردمی، ضمن انتشار این تصویر نوشت:
«💚🤍♥️ من نمیفهمم که چگونه جناحهای مختلف مقاومت یکدیگر را نادیده میگیرند. فکر میکنم دلیل آنها را میدانم اما نمیتوانم آن را هضم کنم.
برخی افراد قطعا خود را ثابت کردهاند. ما ایرانیان خارج از ایران باید صدای هر فردی باشیم که در برابر جمهوری اسلامی مقاومت میکند... یک دشمن اصلی وجود دارد. هیچ چیز نمیتواند بدتر از این باشد که یک نهاد جنایتکار مانند جمهوری اسلامی ادعا کند که خدا را بر روی زمین نمایندگی میکند. شما میتوانید همه استدلالها و بهانهها را بیاورید، اما در این زمان مکانی که ما در آن هستیم ... همه چیز بی ربط است»
mohamad.mohebian
ـ نظر شما چیست؟
چگونه میتوان همه تمرکز را برای مقابله با فرقه مافیایی و تبهکاری معطوف کرد که کشورمان را به فلاکت کشاند؟ چگونه میتوان از کنشگران داخل میهن، حمایت کرد و صدای آنها را پژواک داد؟
#رن_زندگی_آزادی #حسین_رونقی #جاوید_شاه #مهسا_امینی #نیکا_شاکرمی #نسرین_شاکرمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«💚🤍♥️ من نمیفهمم که چگونه جناحهای مختلف مقاومت یکدیگر را نادیده میگیرند. فکر میکنم دلیل آنها را میدانم اما نمیتوانم آن را هضم کنم.
برخی افراد قطعا خود را ثابت کردهاند. ما ایرانیان خارج از ایران باید صدای هر فردی باشیم که در برابر جمهوری اسلامی مقاومت میکند... یک دشمن اصلی وجود دارد. هیچ چیز نمیتواند بدتر از این باشد که یک نهاد جنایتکار مانند جمهوری اسلامی ادعا کند که خدا را بر روی زمین نمایندگی میکند. شما میتوانید همه استدلالها و بهانهها را بیاورید، اما در این زمان مکانی که ما در آن هستیم ... همه چیز بی ربط است»
mohamad.mohebian
ـ نظر شما چیست؟
چگونه میتوان همه تمرکز را برای مقابله با فرقه مافیایی و تبهکاری معطوف کرد که کشورمان را به فلاکت کشاند؟ چگونه میتوان از کنشگران داخل میهن، حمایت کرد و صدای آنها را پژواک داد؟
#رن_زندگی_آزادی #حسین_رونقی #جاوید_شاه #مهسا_امینی #نیکا_شاکرمی #نسرین_شاکرمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍49❤10🥰1
روز گذشته، زادروز حسین نادربیگی بود، جوانی که در ۱۸ سالگی، در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با شلیک عامدانه نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، از ناحیه هر دو چشم مصدوم شد و بینایی هر دو چشمش را از دست داد.
پوریا علیپور، همان جوانی که به شدت مجروح شده بود، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«حسین جان،
این فیلم یادگاری از آخرین دیدارمون قبل از رفتنم به آلمانه. یادت میاد گفتم شاید دیگه نتونیم همدیگه رو ببینیم؟ تو بهم گفتی برو، اما صداتو بلند نگه دار. امروز که تولدته، میخوام بگم هنوز به حرفت پایبندم.
تو با چشمات جنگیدی، اما اونایی که باعث نابیناییت شدن، خودشون کور بودن؛ کور از دیدن حق، عدالت، و انسانیت. تو شدی صدای هزاران نفر، و حالا ما باید یاد بگیریم که صدای تو باشیم.
حسین، تولدت مبارک رفیق. هر جا هستم، به یادتم و به امید روزی که این شب تاریک تموم شه و نوری که تو و همهی بچههای این سرزمین براش جنگیدید، بالاخره به آزادی برسه.»
pouria.pal
- ۱۲ آبان در چهلم حدیث نجفی در بهشت سکینه توجه حسین به تجمع مردم جلب میشود. در آن روز او سرما خورده و کسالت داشت و کمی دورتر و با فاصله ایستاده بود.
نیروهای سرکوب با موتور در حال عبور بودند.
یکی از آنها با دو سرنشین که درجه نظامی نداشتند، اما لباسی شبیه بسیج داشتند به حسین نگاه میکند. حسین آرام به راه میفتد اما آنها میایستند و از فاصله حدود ۵ متری به صورت او شلیک میکنند.
حسین همچنان تصویر ضارب رادر ذهن دارد.
«قد او حدود ۱۸۵ با ته ریش و لبخندی بر لب»
وقتی حسین بر زمین میافتد و با دست صورت پر از خون ناشی از اصابت ساچمه را گرفته بود، آنها بالای سر او میآیند و دوباره به صورت و گردن او شلیک میکنند. وقتی بی رحمی آنها را به یاد میآورد، خشم و نفرت حسین برانگیخته میشود. پس از دور شدن سرکوبگران، دو خانم حسین را با ماشین به نزدیکترین درمانگاه و پس از آن توسط خانواده به بیمارستان نور و نوردیدگان کرج میبرند، اما از ترس پذیرش نمیشود.
در نهایت در بیمارستان فارابی پس از دو روز عمل جراحی شده و سه ساچمه از چشم چپ و دو ساچمه از چشم راست خارج میشود.
چشمان حسین همچنان تخلیه نشده است....
#حسین_نادربیگی
hossein.naderbeigi.new
#چشم_برای_آزادی #پوریا_علیپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روز گذشته، زادروز حسین نادربیگی بود، جوانی که در ۱۸ سالگی، در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با شلیک عامدانه نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، از ناحیه هر دو چشم مصدوم شد و بینایی هر دو چشمش را از دست داد.
پوریا علیپور، همان جوانی که به شدت مجروح شده بود، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«حسین جان،
این فیلم یادگاری از آخرین دیدارمون قبل از رفتنم به آلمانه. یادت میاد گفتم شاید دیگه نتونیم همدیگه رو ببینیم؟ تو بهم گفتی برو، اما صداتو بلند نگه دار. امروز که تولدته، میخوام بگم هنوز به حرفت پایبندم.
تو با چشمات جنگیدی، اما اونایی که باعث نابیناییت شدن، خودشون کور بودن؛ کور از دیدن حق، عدالت، و انسانیت. تو شدی صدای هزاران نفر، و حالا ما باید یاد بگیریم که صدای تو باشیم.
حسین، تولدت مبارک رفیق. هر جا هستم، به یادتم و به امید روزی که این شب تاریک تموم شه و نوری که تو و همهی بچههای این سرزمین براش جنگیدید، بالاخره به آزادی برسه.»
pouria.pal
- ۱۲ آبان در چهلم حدیث نجفی در بهشت سکینه توجه حسین به تجمع مردم جلب میشود. در آن روز او سرما خورده و کسالت داشت و کمی دورتر و با فاصله ایستاده بود.
نیروهای سرکوب با موتور در حال عبور بودند.
یکی از آنها با دو سرنشین که درجه نظامی نداشتند، اما لباسی شبیه بسیج داشتند به حسین نگاه میکند. حسین آرام به راه میفتد اما آنها میایستند و از فاصله حدود ۵ متری به صورت او شلیک میکنند.
حسین همچنان تصویر ضارب رادر ذهن دارد.
«قد او حدود ۱۸۵ با ته ریش و لبخندی بر لب»
وقتی حسین بر زمین میافتد و با دست صورت پر از خون ناشی از اصابت ساچمه را گرفته بود، آنها بالای سر او میآیند و دوباره به صورت و گردن او شلیک میکنند. وقتی بی رحمی آنها را به یاد میآورد، خشم و نفرت حسین برانگیخته میشود. پس از دور شدن سرکوبگران، دو خانم حسین را با ماشین به نزدیکترین درمانگاه و پس از آن توسط خانواده به بیمارستان نور و نوردیدگان کرج میبرند، اما از ترس پذیرش نمیشود.
در نهایت در بیمارستان فارابی پس از دو روز عمل جراحی شده و سه ساچمه از چشم چپ و دو ساچمه از چشم راست خارج میشود.
چشمان حسین همچنان تخلیه نشده است....
#حسین_نادربیگی
hossein.naderbeigi.new
#چشم_برای_آزادی #پوریا_علیپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍39❤14🕊1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صفحه اینستاگرام یادبود جاویدنام مریم آروین، این نوشته به قلم او را منتشر کرد:
«روز دادگاه که رسید؛بهترین لباسهایم را پوشیدم و بهترین عطرهایم را زدم،کیف وکالتم رو برداشتم،
.به همراه خانواده راس ساعت ۸ که احضار شده بودم، رسیدم؛در جایگاه انتظار نشستیم.عینکم رو از کیفم برداشتم و شروع کردم به مطالعه و یادداشت کردن یکسری موضوعات که به قاضی ارائه دهم.اعتماد بنفس داشتم ،همراه با کمی استرس، قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ ساعت از ۸ رسید به ۱۲ ظهر انگار به طور عمد پرونده من را با برنامهریزی آخر وقت ؛گذاشته بودند.یکی آمد بغل گوشم گفت؛توی اتاق یکی از همینها بودم ؛تلفنی دستور میدادند که مریم آروین رو دستبند بزنید و با تحقیر به اتاق قاضی ببرید.پوزخند زدم و با خودم زمزمه کردم اونی که حقیر هست.شماها هستید.از سرجایم بلند شدم که آبی به دست و رویم بزنم.از پله ها که پایین رفتم ،مامور زنی بنام زهرا علیزاده مقنعهام رو کشید با لحن تندی گفت آروین!حق نداری خارج بشی.بهش گفتم من با پای خودم اومدم،الانم فقط میخوام برم دستم رو بشورم.بازم من رو کشید سمت خودش و به دستهام محکم دستبند زد.جوری که حلقه نامزدیام از دستم افتاد و گم شد.بهش گفتم آرومتر!!منو کشید بسمت اتاق قاضی،خانوادهام متحیر شده بودند،آخه دستبند برای چی؟برای دزدی؟برای قتل؟مادرم که منو دید شروع کرد به گریه کردن،چرا به دست دخترم دستبند زدید،اون دکتر این مملکته اون وکیله!و زهرا علیزاده بهمراه حمید زیدآبادی اسپری فلفل نشون مادرم میدادند که یک قدم دیگه بیای جلو میزنیم تو صورتت.به صورت خشونتآمیزی این دو مامور من و مادرم رو بردند توی اتاق قاضی،منشی قاضی به مادرم میگفت صداتو بشنوم میزنم توی سرت و از پنجره پرتت میکنم پایین،.وارد اتاق قاضی شدیم،چند اسکرین شات در گروه واتس آپی و فیلم نامعلوم رو برای ما پخش کردند.یکی هم از تمام جلسه فیلم میگرفت،بهش گفتم شما حق نداری از جلسه دادگاه فیلم بگیری و به کارش ادامه میداد.هیچ چیز اون جلسه به جلسه دادگاه نمیخورد.حتی اجازه دفاع کردن از خودم هم نداشتم.قاضی گفت دختر به زندان منتقل بشه مادر هم بخاطر سر و صدا کردن یک روز بازداشت،منو و مادرم از این همه بیعدالتی فریاد میزدیم،مادر میگفت من نمیذارم دخترم رو زندان ببرید.شما دخترم رو میکشید.قاضی محمدی گفت؛ اگر مادر دوست داره همراه دخترش زندان بره ،مادر هم زندانی کنید،به طور خشونتآوری، چادر رو از سر مادرم کشیدند و بهش دستبند زدند و ما رو سوار ماشین ون کردند.ساعت حدود ۴ بعد از ظهر بود.راهی زندان شدیم.غروب پاییزی از پشت پنجره ماشین ون بهم میتابید و غربت همه دنیا روی قلبم سنگینی میکرد.»
maryam.arvin1372
#مریم_آروین #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«روز دادگاه که رسید؛بهترین لباسهایم را پوشیدم و بهترین عطرهایم را زدم،کیف وکالتم رو برداشتم،
.به همراه خانواده راس ساعت ۸ که احضار شده بودم، رسیدم؛در جایگاه انتظار نشستیم.عینکم رو از کیفم برداشتم و شروع کردم به مطالعه و یادداشت کردن یکسری موضوعات که به قاضی ارائه دهم.اعتماد بنفس داشتم ،همراه با کمی استرس، قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ ساعت از ۸ رسید به ۱۲ ظهر انگار به طور عمد پرونده من را با برنامهریزی آخر وقت ؛گذاشته بودند.یکی آمد بغل گوشم گفت؛توی اتاق یکی از همینها بودم ؛تلفنی دستور میدادند که مریم آروین رو دستبند بزنید و با تحقیر به اتاق قاضی ببرید.پوزخند زدم و با خودم زمزمه کردم اونی که حقیر هست.شماها هستید.از سرجایم بلند شدم که آبی به دست و رویم بزنم.از پله ها که پایین رفتم ،مامور زنی بنام زهرا علیزاده مقنعهام رو کشید با لحن تندی گفت آروین!حق نداری خارج بشی.بهش گفتم من با پای خودم اومدم،الانم فقط میخوام برم دستم رو بشورم.بازم من رو کشید سمت خودش و به دستهام محکم دستبند زد.جوری که حلقه نامزدیام از دستم افتاد و گم شد.بهش گفتم آرومتر!!منو کشید بسمت اتاق قاضی،خانوادهام متحیر شده بودند،آخه دستبند برای چی؟برای دزدی؟برای قتل؟مادرم که منو دید شروع کرد به گریه کردن،چرا به دست دخترم دستبند زدید،اون دکتر این مملکته اون وکیله!و زهرا علیزاده بهمراه حمید زیدآبادی اسپری فلفل نشون مادرم میدادند که یک قدم دیگه بیای جلو میزنیم تو صورتت.به صورت خشونتآمیزی این دو مامور من و مادرم رو بردند توی اتاق قاضی،منشی قاضی به مادرم میگفت صداتو بشنوم میزنم توی سرت و از پنجره پرتت میکنم پایین،.وارد اتاق قاضی شدیم،چند اسکرین شات در گروه واتس آپی و فیلم نامعلوم رو برای ما پخش کردند.یکی هم از تمام جلسه فیلم میگرفت،بهش گفتم شما حق نداری از جلسه دادگاه فیلم بگیری و به کارش ادامه میداد.هیچ چیز اون جلسه به جلسه دادگاه نمیخورد.حتی اجازه دفاع کردن از خودم هم نداشتم.قاضی گفت دختر به زندان منتقل بشه مادر هم بخاطر سر و صدا کردن یک روز بازداشت،منو و مادرم از این همه بیعدالتی فریاد میزدیم،مادر میگفت من نمیذارم دخترم رو زندان ببرید.شما دخترم رو میکشید.قاضی محمدی گفت؛ اگر مادر دوست داره همراه دخترش زندان بره ،مادر هم زندانی کنید،به طور خشونتآوری، چادر رو از سر مادرم کشیدند و بهش دستبند زدند و ما رو سوار ماشین ون کردند.ساعت حدود ۴ بعد از ظهر بود.راهی زندان شدیم.غروب پاییزی از پشت پنجره ماشین ون بهم میتابید و غربت همه دنیا روی قلبم سنگینی میکرد.»
maryam.arvin1372
#مریم_آروین #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔45👍6🕊3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم دومین سالگرد جانباختن جاویدنام فرزین معروفی، با حضور خانوادههای دادخواه، برگزار شد
فرزین معروفی، جوانی اهل مهاباد و ساکن تهران، در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی به ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر کشته شد. او تنها ۱۹ سال داشت و قرار بود ۱۶ روز بعد از قتلش ۲۰ ساله شود. فرزین تکفرزند خانواده، دانشجوی مدیریت بازرگانی و کارمند یک شرکت بیمه بود. او انسانی آرام، بخشنده، و پرشور بود که به آشپزی و خوانندگی عشق میورزید و آرزو داشت روزی با پدرش، که سرآشپز حرفهای بود، رستورانی در تهران راهاندازی کند.
در شب بازی ایران و آمریکا در جام جهانی فوتبال، مردم اکباتان به خیابان آمدند تا باخت تیم ملی را که به دلیل حمایت نکردنش از اعتراضات مردم ناراحتی ایجاد کرده بود، جشن بگیرند. فرزین به همراه دوستانش برای شرکت در شادی مردم به خیابان رفت. اما در جریان این شادی، نیروهای سرکوبگر او را هدف گلوله قرار دادند. فرزین با لبخند بر لب جان داد.
پس از قتل، جنازهاش به سردخانه منتقل شد و نیروهای حکومتی اعضای داخلی بدنش را خارج کردند. پزشکی قانونی علت فوت را "برخورد با جسم سخت" عنوان کرد و تلاش شد این قتل را تصادفی جلوه دهند. خانوادهاش تحت فشار شدید قرار گرفتند تا این روایت دروغین را بپذیرند.
مأموران امنیتی اجازه انتقال پیکر فرزین به مهاباد را ندادند و او را تحت جو شدید امنیتی در قطعه ۳۲۸ بهشت زهرا به خاک سپردند. حتی به خانوادهاش اجازه دیدن کامل پیکرش داده نشد و مراسم ختم نیز تحت فشارهای فراوان برگزار شد. مأموران خانواده را تهدید کردند که اگر مراسم بزرگی برگزار کنند، سهمیه داروی پدرش، که بیمار کلیوی بود، قطع و او از کار اخراج خواهد شد.
فرزین آرزو داشت روزی مثل پدرش سرآشپز شود و رستورانی با غذاهای ابداعی خودشان تأسیس کند. اما جرم او شادی کردن بود، و در اوج جوانی، آرزوهایش ناتمام ماند. او در گوری سرد آرمید، اما یادش در قلب خانواده و دوستانش زنده ماند.
#فرزین_معروفی #علیه_فراموشی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فرزین معروفی، جوانی اهل مهاباد و ساکن تهران، در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۱ در جریان خیزش انقلابی به ضرب گلوله نیروهای سرکوبگر کشته شد. او تنها ۱۹ سال داشت و قرار بود ۱۶ روز بعد از قتلش ۲۰ ساله شود. فرزین تکفرزند خانواده، دانشجوی مدیریت بازرگانی و کارمند یک شرکت بیمه بود. او انسانی آرام، بخشنده، و پرشور بود که به آشپزی و خوانندگی عشق میورزید و آرزو داشت روزی با پدرش، که سرآشپز حرفهای بود، رستورانی در تهران راهاندازی کند.
در شب بازی ایران و آمریکا در جام جهانی فوتبال، مردم اکباتان به خیابان آمدند تا باخت تیم ملی را که به دلیل حمایت نکردنش از اعتراضات مردم ناراحتی ایجاد کرده بود، جشن بگیرند. فرزین به همراه دوستانش برای شرکت در شادی مردم به خیابان رفت. اما در جریان این شادی، نیروهای سرکوبگر او را هدف گلوله قرار دادند. فرزین با لبخند بر لب جان داد.
پس از قتل، جنازهاش به سردخانه منتقل شد و نیروهای حکومتی اعضای داخلی بدنش را خارج کردند. پزشکی قانونی علت فوت را "برخورد با جسم سخت" عنوان کرد و تلاش شد این قتل را تصادفی جلوه دهند. خانوادهاش تحت فشار شدید قرار گرفتند تا این روایت دروغین را بپذیرند.
مأموران امنیتی اجازه انتقال پیکر فرزین به مهاباد را ندادند و او را تحت جو شدید امنیتی در قطعه ۳۲۸ بهشت زهرا به خاک سپردند. حتی به خانوادهاش اجازه دیدن کامل پیکرش داده نشد و مراسم ختم نیز تحت فشارهای فراوان برگزار شد. مأموران خانواده را تهدید کردند که اگر مراسم بزرگی برگزار کنند، سهمیه داروی پدرش، که بیمار کلیوی بود، قطع و او از کار اخراج خواهد شد.
فرزین آرزو داشت روزی مثل پدرش سرآشپز شود و رستورانی با غذاهای ابداعی خودشان تأسیس کند. اما جرم او شادی کردن بود، و در اوج جوانی، آرزوهایش ناتمام ماند. او در گوری سرد آرمید، اما یادش در قلب خانواده و دوستانش زنده ماند.
#فرزین_معروفی #علیه_فراموشی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔42❤2👍2