🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #سالگرد درگذشت بهرام_صادقی#
«این سزای حماقت من است. سزای همهٔ آن سالها و روزهایی است که مصرانه به زندگی چسبیدم و خودم را نکشتم، خودم را پیشاپیش آسوده نکردم؛ و حالا هیچکس مقصر نیست، و من شایستهٔ این تحقیر و توهین هستم، شایستهام زیرا میتوانستم به میل خود وبه فکر خود بمیرم و نمردم.»
#ملکوت
#بهرام_صادقی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #سالگرد درگذشت بهرام_صادقی#
«این سزای حماقت من است. سزای همهٔ آن سالها و روزهایی است که مصرانه به زندگی چسبیدم و خودم را نکشتم، خودم را پیشاپیش آسوده نکردم؛ و حالا هیچکس مقصر نیست، و من شایستهٔ این تحقیر و توهین هستم، شایستهام زیرا میتوانستم به میل خود وبه فکر خود بمیرم و نمردم.»
#ملکوت
#بهرام_صادقی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تلنگر
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴 #تلنگر
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ آذر سالروز درگذشت #بهرام_صادقی
( زاده ۱۵ دی ۱۳۱۵ نجف آباد -- درگذشته ۱۲ آذر ۱۳۶۳ تهران) نویسنده
بهرام صادقی نویسنده داستان کوتاه و از مهمترین چهرههای جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام سنگر و قمقمههای خالی و همچنین یک داستان بلند به نام ملکوت باقیمانده است. اغلب داستانهای وی نمایانگر فروپاشی و بیهودگی زندگی شهری است. وی دوران ابتدایی را در دبستان دهقان نجفآباد گذراند و سپس به همراه خانواده به اصفهان نقل مکان کرد و در دبیرستان ادب اصفهان مشغول به تحصیل شد. در آنجا بود که با افرادی چون منوچهر بدیعی، محمد حقوقی و رامین فرزاد و ایرج باقرپور آشنا شد و به تدریج توانست برخی از اشعارش را در مجلات به چاپ برساند. در سال ۱۳۳۴ و پس از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، اصفهان را ترک کرد و مقیم تهران شد.
از بیست سالگی همزمان با تحصیل در رشتهٔ پزشکی، داستانهایش را در مجلات ادبی به چاپ میرساند. وی پس از سی سالگی کمتر مینوشت. اولین داستان کوتاهش وقتی بیست سال سن داشت منتشر شد و «ملکوت»، تنها داستان بلندش، را در بیست و پنج سالگی منتشر کرد. برخی منتقدان ملکوت را با رمان بوف کور صادق هدایت مقایسه میکنند. مجموعه داستان «سنگر و قمقمههای خالی»، داستان بلند «ملکوت» و چند داستان کوتاه پراکنده، کل آثار او را تشکیل میدهند. همین دو کتاب چاپ شده آنقدر بود که او را از بزرگترین داستان نویسان معاصر ایران و صاحب سبکی پیشرو بدانند.
بهرام صادقی در ۴۸ سالگی درگذشت.
از نگاه دیگران :
گلشیری در مراسم درگذشت بهرام صادقی، مرگ او را یکی دیگر از بازیهای عجیب و شوخیهای متفاوت صادقی میخواند و میگوید: او همچنان دارد با ما شوخی میکند. من میدانم که این هم یکی از شوخیهای اوست.
خسرو گلسرخی میگفت : «نوشتههای بهرام صادقی کارنامهٔ دو دهه از تاریخ زندگی اجتماعی ما است.
کتابشناسی :
سنگر و قمقمههای خالی ناشر کتاب زمان (۱۳۴۹)
ملکوت - تنها داستان بلند بهرام صادقی
#کتاب_های_نویسنده_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ آذر سالروز درگذشت #بهرام_صادقی
( زاده ۱۵ دی ۱۳۱۵ نجف آباد -- درگذشته ۱۲ آذر ۱۳۶۳ تهران) نویسنده
بهرام صادقی نویسنده داستان کوتاه و از مهمترین چهرههای جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام سنگر و قمقمههای خالی و همچنین یک داستان بلند به نام ملکوت باقیمانده است. اغلب داستانهای وی نمایانگر فروپاشی و بیهودگی زندگی شهری است. وی دوران ابتدایی را در دبستان دهقان نجفآباد گذراند و سپس به همراه خانواده به اصفهان نقل مکان کرد و در دبیرستان ادب اصفهان مشغول به تحصیل شد. در آنجا بود که با افرادی چون منوچهر بدیعی، محمد حقوقی و رامین فرزاد و ایرج باقرپور آشنا شد و به تدریج توانست برخی از اشعارش را در مجلات به چاپ برساند. در سال ۱۳۳۴ و پس از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، اصفهان را ترک کرد و مقیم تهران شد.
از بیست سالگی همزمان با تحصیل در رشتهٔ پزشکی، داستانهایش را در مجلات ادبی به چاپ میرساند. وی پس از سی سالگی کمتر مینوشت. اولین داستان کوتاهش وقتی بیست سال سن داشت منتشر شد و «ملکوت»، تنها داستان بلندش، را در بیست و پنج سالگی منتشر کرد. برخی منتقدان ملکوت را با رمان بوف کور صادق هدایت مقایسه میکنند. مجموعه داستان «سنگر و قمقمههای خالی»، داستان بلند «ملکوت» و چند داستان کوتاه پراکنده، کل آثار او را تشکیل میدهند. همین دو کتاب چاپ شده آنقدر بود که او را از بزرگترین داستان نویسان معاصر ایران و صاحب سبکی پیشرو بدانند.
بهرام صادقی در ۴۸ سالگی درگذشت.
از نگاه دیگران :
گلشیری در مراسم درگذشت بهرام صادقی، مرگ او را یکی دیگر از بازیهای عجیب و شوخیهای متفاوت صادقی میخواند و میگوید: او همچنان دارد با ما شوخی میکند. من میدانم که این هم یکی از شوخیهای اوست.
خسرو گلسرخی میگفت : «نوشتههای بهرام صادقی کارنامهٔ دو دهه از تاریخ زندگی اجتماعی ما است.
کتابشناسی :
سنگر و قمقمههای خالی ناشر کتاب زمان (۱۳۴۹)
ملکوت - تنها داستان بلند بهرام صادقی
#کتاب_های_نویسنده_در_پایان_پست_تقدیم_میگردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۵ دی زادروز#بهرام_صادقی
( زاده ۱۵ دی ۱۳۱۵ نجف آباد -- درگذشته ۱۲ آذر ۱۳۶۳ تهران) نویسنده
بهرام صادقی نویسنده داستان کوتاه و از مهمترین چهرههای جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام سنگر و قمقمههای خالی و همچنین یک داستان بلند به نام ملکوت باقیمانده است. اغلب داستانهای وی نمایانگر فروپاشی و بیهودگی زندگی شهری است. وی دوران ابتدایی را در دبستان دهقان نجفآباد گذراند و سپس به همراه خانواده به اصفهان نقل مکان کرد و در دبیرستان ادب اصفهان مشغول به تحصیل شد. در آنجا بود که با افرادی چون منوچهر بدیعی، محمد حقوقی و رامین فرزاد و ایرج باقرپور آشنا شد و به تدریج توانست برخی از اشعارش را در مجلات به چاپ برساند. در سال ۱۳۳۴ و پس از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، اصفهان را ترک کرد و مقیم تهران شد.
از بیست سالگی همزمان با تحصیل در رشتهٔ پزشکی، داستانهایش را در مجلات ادبی به چاپ میرساند. وی پس از سی سالگی کمتر مینوشت. اولین داستان کوتاهش وقتی بیست سال سن داشت منتشر شد و «ملکوت»، تنها داستان بلندش، را در بیست و پنج سالگی منتشر کرد. برخی منتقدان ملکوت را با رمان بوف کور صادق هدایت مقایسه میکنند. مجموعه داستان «سنگر و قمقمههای خالی»، داستان بلند «ملکوت» و چند داستان کوتاه پراکنده، کل آثار او را تشکیل میدهند. همین دو کتاب چاپ شده آنقدر بود که او را از بزرگترین داستان نویسان معاصر ایران و صاحب سبکی پیشرو بدانند.
بهرام صادقی در ۴۸ سالگی درگذشت.
از نگاه دیگران :
گلشیری در مراسم درگذشت بهرام صادقی، مرگ او را یکی دیگر از بازیهای عجیب و شوخیهای متفاوت صادقی میخواند و میگوید: او همچنان دارد با ما شوخی میکند. من میدانم که این هم یکی از شوخیهای اوست.
خسرو گلسرخی میگفت : «نوشتههای بهرام صادقی کارنامهٔ دو دهه از تاریخ زندگی اجتماعی ما است.
کتابشناسی :
سنگر و قمقمههای خالی ناشر کتاب زمان (۱۳۴۹)
ملکوت - تنها داستان بلند بهرام صادقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۵ دی زادروز#بهرام_صادقی
( زاده ۱۵ دی ۱۳۱۵ نجف آباد -- درگذشته ۱۲ آذر ۱۳۶۳ تهران) نویسنده
بهرام صادقی نویسنده داستان کوتاه و از مهمترین چهرههای جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام سنگر و قمقمههای خالی و همچنین یک داستان بلند به نام ملکوت باقیمانده است. اغلب داستانهای وی نمایانگر فروپاشی و بیهودگی زندگی شهری است. وی دوران ابتدایی را در دبستان دهقان نجفآباد گذراند و سپس به همراه خانواده به اصفهان نقل مکان کرد و در دبیرستان ادب اصفهان مشغول به تحصیل شد. در آنجا بود که با افرادی چون منوچهر بدیعی، محمد حقوقی و رامین فرزاد و ایرج باقرپور آشنا شد و به تدریج توانست برخی از اشعارش را در مجلات به چاپ برساند. در سال ۱۳۳۴ و پس از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، اصفهان را ترک کرد و مقیم تهران شد.
از بیست سالگی همزمان با تحصیل در رشتهٔ پزشکی، داستانهایش را در مجلات ادبی به چاپ میرساند. وی پس از سی سالگی کمتر مینوشت. اولین داستان کوتاهش وقتی بیست سال سن داشت منتشر شد و «ملکوت»، تنها داستان بلندش، را در بیست و پنج سالگی منتشر کرد. برخی منتقدان ملکوت را با رمان بوف کور صادق هدایت مقایسه میکنند. مجموعه داستان «سنگر و قمقمههای خالی»، داستان بلند «ملکوت» و چند داستان کوتاه پراکنده، کل آثار او را تشکیل میدهند. همین دو کتاب چاپ شده آنقدر بود که او را از بزرگترین داستان نویسان معاصر ایران و صاحب سبکی پیشرو بدانند.
بهرام صادقی در ۴۸ سالگی درگذشت.
از نگاه دیگران :
گلشیری در مراسم درگذشت بهرام صادقی، مرگ او را یکی دیگر از بازیهای عجیب و شوخیهای متفاوت صادقی میخواند و میگوید: او همچنان دارد با ما شوخی میکند. من میدانم که این هم یکی از شوخیهای اوست.
خسرو گلسرخی میگفت : «نوشتههای بهرام صادقی کارنامهٔ دو دهه از تاریخ زندگی اجتماعی ما است.
کتابشناسی :
سنگر و قمقمههای خالی ناشر کتاب زمان (۱۳۴۹)
ملکوت - تنها داستان بلند بهرام صادقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#ادبیات
#بهرام_صادقی
هوشنگ گلشیری در سخنرانیهایش در شبهای نویسندگان انستیتو گوته بهرام صادقی را در دایرهی نویسندگانی نشاندهبود که دچار جوانمرگی شدند و چنین گفت :" اوج کارش نه در ملکوت که در داستانهای کوتاه اوست . در ملکوت هم اوج هست و هم نشانههای مرگ خلاقیت . "
اما آیا کارنامهی ادبی صادقی به واقع گویای این تراژدی ، این مرگ خلاقیت است ؟
وقتی نخستین داستان صادقی منتشر شد صادق هدایت بوف کورش را نوشته بود ، بزرگ علوی چشمهایش را نوشته بود و سیمین دانشور و ابراهیم گلستان و غلامحسین ساعدی در اوج کارشان بودند .
درچنین فضایی بود که جوانان تازه از راه رسیدهای مثل تقی مدرسی ، بهرام صادقی و محمود دولت آبادی نخستین کارهاشان را از پس تجربهی کوبندهی بیست و هشتم مرداد منتشر میکردند .
آنها در پی تجربههایی تازه در داستان و رمان بودند . مدرسی در نخستین رمانش •یکلیا و تنهایی او • ناکجاآبادی از میان ویرانههای اساطیری عهد عتیق را زمینهی داستانش قرار داد.
بهرام صادقی میگفت :" من نمیگویم مثل نویسندگان کلاسیک باید فقط عشق و مرگ و زندگی و حسادت را مورد بحث قرار داد . البته باید مسائل اقتصادی اجتماعی در داستان مطرح بشوند .
نویسنده باید مسائل زمان خودش را مطرح کند ، منتها در قالب انسانی و زندگی بشر ..."
اجتماع در داستانهای بهرام صادقی تنها قربانیِ منفعلِ وضعیت موجود نیست ، بلکه خود هم مستبد است و قربانی میگیرد .
آیا داستانهایی مثل •سنگر و قمقمههای خالی • یا •کلاف سر درگم• یا •تدریس در بهار دلانگیز• را به راحتی میتوان از تاریخ داستان کوتاه فارسی حذف کرد ؟
سرتاسر کارنامهی صادقی تا پیش از ملکوت پر بود از نوآوریها و تجربهورزیهای فرمی و تکنیکی .
قوت اصلی داستانهای او در نوع و زاویهی نگاه او بود به مضمونهای روزمره و پیش پا افتاده که گاهی آنها را تا حد تراژدیهای معاصر و کوبنده بر میکشید .
پس شاید تفسیر سکوت طولانی ادبی او پیش از مرگ ، دستکشیدن از نوشتن برای پرهیز از تکرار خود بود .
@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#ادبیات
#بهرام_صادقی
هوشنگ گلشیری در سخنرانیهایش در شبهای نویسندگان انستیتو گوته بهرام صادقی را در دایرهی نویسندگانی نشاندهبود که دچار جوانمرگی شدند و چنین گفت :" اوج کارش نه در ملکوت که در داستانهای کوتاه اوست . در ملکوت هم اوج هست و هم نشانههای مرگ خلاقیت . "
اما آیا کارنامهی ادبی صادقی به واقع گویای این تراژدی ، این مرگ خلاقیت است ؟
وقتی نخستین داستان صادقی منتشر شد صادق هدایت بوف کورش را نوشته بود ، بزرگ علوی چشمهایش را نوشته بود و سیمین دانشور و ابراهیم گلستان و غلامحسین ساعدی در اوج کارشان بودند .
درچنین فضایی بود که جوانان تازه از راه رسیدهای مثل تقی مدرسی ، بهرام صادقی و محمود دولت آبادی نخستین کارهاشان را از پس تجربهی کوبندهی بیست و هشتم مرداد منتشر میکردند .
آنها در پی تجربههایی تازه در داستان و رمان بودند . مدرسی در نخستین رمانش •یکلیا و تنهایی او • ناکجاآبادی از میان ویرانههای اساطیری عهد عتیق را زمینهی داستانش قرار داد.
بهرام صادقی میگفت :" من نمیگویم مثل نویسندگان کلاسیک باید فقط عشق و مرگ و زندگی و حسادت را مورد بحث قرار داد . البته باید مسائل اقتصادی اجتماعی در داستان مطرح بشوند .
نویسنده باید مسائل زمان خودش را مطرح کند ، منتها در قالب انسانی و زندگی بشر ..."
اجتماع در داستانهای بهرام صادقی تنها قربانیِ منفعلِ وضعیت موجود نیست ، بلکه خود هم مستبد است و قربانی میگیرد .
آیا داستانهایی مثل •سنگر و قمقمههای خالی • یا •کلاف سر درگم• یا •تدریس در بهار دلانگیز• را به راحتی میتوان از تاریخ داستان کوتاه فارسی حذف کرد ؟
سرتاسر کارنامهی صادقی تا پیش از ملکوت پر بود از نوآوریها و تجربهورزیهای فرمی و تکنیکی .
قوت اصلی داستانهای او در نوع و زاویهی نگاه او بود به مضمونهای روزمره و پیش پا افتاده که گاهی آنها را تا حد تراژدیهای معاصر و کوبنده بر میکشید .
پس شاید تفسیر سکوت طولانی ادبی او پیش از مرگ ، دستکشیدن از نوشتن برای پرهیز از تکرار خود بود .
@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#وسواس
#بهرام_صادقی
》وسواس
از کتاب "سنگر و قمقمه های خالی"
نویسنده: بهرام صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#وسواس
#بهرام_صادقی
》وسواس
از کتاب "سنگر و قمقمه های خالی"
نویسنده: بهرام صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Audio
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#وسواس
#بهرام_صادقی
》وسواس
از کتاب "سنگر و قمقمه های خالی"
نویسنده: بهرام صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#وسواس
#بهرام_صادقی
》وسواس
از کتاب "سنگر و قمقمه های خالی"
نویسنده: بهرام صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#فردا_در_راه_است
#بهرام_صادقی
داستان: فردا در راه است
از کتاب: سنگر و قمقمههای خالی
نویسنده: بهرام صادقی
راوی: زینب طالع پور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#فردا_در_راه_است
#بهرام_صادقی
داستان: فردا در راه است
از کتاب: سنگر و قمقمههای خالی
نویسنده: بهرام صادقی
راوی: زینب طالع پور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Audio
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#فردا_در_راه_است
#بهرام_صادقی
داستان: فردا در راه است
از کتاب: سنگر و قمقمههای خالی
نویسنده: بهرام صادقی
راوی: زینب طالع پور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
#فردا_در_راه_است
#بهرام_صادقی
داستان: فردا در راه است
از کتاب: سنگر و قمقمههای خالی
نویسنده: بهرام صادقی
راوی: زینب طالع پور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ آذر سالروز درگذشت #بهرام_صادقی
( زاده ۱۵ دی ۱۳۱۵ نجف آباد -- درگذشته ۱۳ آذر ۱۳۶۳ تهران) نویسنده
صادقی نویسنده داستان کوتاه و از مهمترین چهرههای جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام سنگر و قمقمههای خالی و همچنین یک داستان بلند به نام ملکوت باقیمانده است. اغلب داستانهای وی نمایانگر فروپاشی و بیهودگی زندگی شهری است. وی دوران ابتدایی را در دبستان دهقان نجفآباد گذراند و سپس به همراه خانواده به اصفهان نقل مکان کرد و در دبیرستان ادب اصفهان مشغول به تحصیل شد. در آنجا بود که با افرادی چون منوچهر بدیعی، محمد حقوقی و رامین فرزاد و ایرج باقرپور آشنا شد و به تدریج توانست برخی از اشعارش را در مجلات به چاپ برساند. در سال ۱۳۳۴ و پس از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، اصفهان را ترک کرد و مقیم تهران شد.
او از ۲۰ سالگی همزمان با تحصیل در رشته پزشکی، داستانهایش را در مجلات ادبی به چاپ رساند. وی پس از سی سالگی کمتر مینوشت. اولین داستان کوتاهش وقتی ۲۰ ساله بود منتشر شد و «ملکوت»، تنها داستان بلندش، را در ۲۵ سالگی منتشر کرد. برخی منتقدان ملکوت را با رمان بوفکور صادق هدایت مقایسه میکنند. مجموعه داستان «سنگر و قمقمههای خالی»، داستان بلند «ملکوت» و چند داستان کوتاه پراکنده، کل آثار او را تشکیل میدهند. همین دو کتاب چاپ شده آنقدر بود که او را از بزرگترین داستان نویسان معاصر ایران و صاحب سبکی پیشرو بدانند.
بهرام صادقی در ۴۸ سالگی درگذشت.
از نگاه دیگران:
گلشیری در مراسم درگذشت بهرام صادقی، مرگ او را یکی دیگر از بازیهای عجیب و شوخیهای متفاوت صادقی میخواند و میگوید: او همچنان دارد با ما شوخی میکند. من میدانم که این هم یکی از شوخیهای اوست.
خسرو گلسرخی میگفت: «نوشتههای بهرام صادقی کارنامه دو دهه از تاریخ زندگی اجتماعی ما است.
کتابشناسی:
سنگر و قمقمههای خالی ناشر کتاب زمان (۱۳۴۹)
ملکوت - تنها داستان بلند بهرام صادقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ آذر سالروز درگذشت #بهرام_صادقی
( زاده ۱۵ دی ۱۳۱۵ نجف آباد -- درگذشته ۱۳ آذر ۱۳۶۳ تهران) نویسنده
صادقی نویسنده داستان کوتاه و از مهمترین چهرههای جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام سنگر و قمقمههای خالی و همچنین یک داستان بلند به نام ملکوت باقیمانده است. اغلب داستانهای وی نمایانگر فروپاشی و بیهودگی زندگی شهری است. وی دوران ابتدایی را در دبستان دهقان نجفآباد گذراند و سپس به همراه خانواده به اصفهان نقل مکان کرد و در دبیرستان ادب اصفهان مشغول به تحصیل شد. در آنجا بود که با افرادی چون منوچهر بدیعی، محمد حقوقی و رامین فرزاد و ایرج باقرپور آشنا شد و به تدریج توانست برخی از اشعارش را در مجلات به چاپ برساند. در سال ۱۳۳۴ و پس از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، اصفهان را ترک کرد و مقیم تهران شد.
او از ۲۰ سالگی همزمان با تحصیل در رشته پزشکی، داستانهایش را در مجلات ادبی به چاپ رساند. وی پس از سی سالگی کمتر مینوشت. اولین داستان کوتاهش وقتی ۲۰ ساله بود منتشر شد و «ملکوت»، تنها داستان بلندش، را در ۲۵ سالگی منتشر کرد. برخی منتقدان ملکوت را با رمان بوفکور صادق هدایت مقایسه میکنند. مجموعه داستان «سنگر و قمقمههای خالی»، داستان بلند «ملکوت» و چند داستان کوتاه پراکنده، کل آثار او را تشکیل میدهند. همین دو کتاب چاپ شده آنقدر بود که او را از بزرگترین داستان نویسان معاصر ایران و صاحب سبکی پیشرو بدانند.
بهرام صادقی در ۴۸ سالگی درگذشت.
از نگاه دیگران:
گلشیری در مراسم درگذشت بهرام صادقی، مرگ او را یکی دیگر از بازیهای عجیب و شوخیهای متفاوت صادقی میخواند و میگوید: او همچنان دارد با ما شوخی میکند. من میدانم که این هم یکی از شوخیهای اوست.
خسرو گلسرخی میگفت: «نوشتههای بهرام صادقی کارنامه دو دهه از تاریخ زندگی اجتماعی ما است.
کتابشناسی:
سنگر و قمقمههای خالی ناشر کتاب زمان (۱۳۴۹)
ملکوت - تنها داستان بلند بهرام صادقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۱۰/۱۴
یکشنبه - ۱۴ دی ۱۳۹۹
#میلادی:
2021-01-03
Sunday - 2021 03 January
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فرزند دلبند مرا عوامل مختلفی به دیار عدم فرستاد . او یک دقیقه استراحت نمی کرد . مجبور بود در تمام ساعات و دقایق عمر کوتاهش فعالیت کند و عرق بریزد ، او نمرد بلکه خودکشی کرد . او سنگر زندگی را تهی کرد در حالیکه من سال ها است با چند قمقمه ی خالی پوسیده ، مدام از این گوشه به آن گوشه فرار می کنم .
#بهرام_صادقی
سنگر و قمقمه های خالی📚
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴آغاز کنفرانس گوادلوپ دربارهٔ انقلاب ۱۳۵۷ ایران
🍌جشن سیر سور / جشن گیاهخواری
❇️ روز جهاد کشاورزی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۲۸۶ خ- روزنامه صوراسرافیل با همکاری میرزا قاسم خان تبریزی و میرزا جهانگیر خان شیرازی در تهران انتشار یافت. میرزا علی اکبر خان قزوینی معروف به«دخو» (دهخدای آینده) از نویسندگان این روزنامه است.
🌀۱۲۹۲ خ- پرواز اولین هواپیما در آسمان ایران توسط کوزمینسکی خلبان لهستانیالاصل
در پی اجرای يك برنامه پرواز نمايشی در آسمان تهران توسط خلبانی لهستانی با يك هواپيمای دوباله سبك در زمان احمدشاه قاجار، اولين هواپيما به ايران وارد شد. در ازای اين برنامه، دستاندركاران اين هواپيما با فروش مبلغ گزاف بليط، نمايش مختصری داده بودند.
🌀۱۳۰۰ خ- تشکیل ارتش شاهنشاهی ایران
🌀۱۳۳۷ خ- دانشگاه اهواز طی مراسمی گشايش يافت.
🌀۱۳۳۷ خ- شرکت نفت اعلام کرد درآمد دولت ايران در سال مجموعاً ۸۸ ميليون پوند بوده است.
🌀۱۳۵۷ خ- آغاز کنفرانس گوادلوپ دربارهٔ انقلاب ایران
🌀۱۳۵۷ خ- فرار ازهاری و اويسی دو تن از ارتشبدهای عالی رتبه رژيم پهلوی به اروپا
🌀۱۳۵۷ خ- سفر مخفيانه ژنرال "هايزر" مستشار عالي رتبه نظامی آمريكا برای ماموریت ویژه تهران
برای کمک به دولت آمريكا در تصميم گيريهای بعدی و اطلاع از اوضاع در زمان انقلاب
هايزر در حضور سی و چند روزه خود تنها يك بار با شاه ملاقات كرد و در اين جلسه، روز و ساعت خروج شاه از ايران تعيين شد.
سفر هايزر به ايران به صورت محرمانه صورت گرفت ولی خبر ورود وی در دو روز بعد، شانزدهم دی ماه فاش شد.
هايزر در كتاب خاطراتش مينويسد:
"من برای بررسی اين مسأله، مخفيانه به تهران آمدم كه كودتا چگونه ميسر است و آيا اصلاً به مصلحت هست يا نه؟
🌀۱۵۲۱ م- پاپ لئوی دهم مارتین لوتر را تکفیر و از کلیسای کاتولیک رم طرد کرد.
🌀۱۷۴۹ م- ایالت ورمونت از ایالت نیویورک (مستقل شد.
🌀۱۹۵۸ م- ده کشاورز انگلیسی مستعمره نشین کارائیب کمپانی هند غربی را تأسیس کردند.
🌀۱۹۶۱ م- ری – محمد رضا شاه پهلوی کارخانجات بافندگی ممتاز که با سرمایه خصوصی و دولتی بنیان شده را میگشاید.
🌀۱۹۹۰ م- ژنرال مانوئل نوریگا از رهبری پاناما خلع شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۱۸۶ خ- محمدشاه قاجار، (درگذشت: ۱۲۲۷)، سومین پادشاه سلسله قاجاریه در ایران
🍀۱۳۱۸ خ- حسین الهی قمشهای ، فیلسوف، عارف، حکیم، نویسنده، مفسر قرآن، متأله، مدرس دانشگاه و فرزند مهدی الهی قمشه ای
🍀۱۳۲۰ خ- همایون بهزادی فوتبالیست سابق تیم ملی ایران، شاهین و پرسپولیس معروف به سر طلایی
🍀۱۳۲۳ خ- سیما بینا، نوازنده، نقاش آهنگساز و خواننده آوازها و ترانههای محلی ایرانی است.
🍀۱۳۳۷ خ- فاطمه صولتی با نام هنری شهره خواننده و بازیگر ایرانی.او همچنین خواهر شهرام صولتی است.
🍀۱۸۸۳ م- کلمنت اتلی نخستوزیر بریتانیا
🍀۱۸۹۲ م- جان رونالد روئل تالکین نویسنده و زبانشناس بریتانیایی، خالق آثاری چون هابیت و ارباب حلقهها
🍀۱۹۰۱ م- نگو دین دیم نخستین رئیسجمهور ویتنام جنوبی
🍀۱۹۲۰ م- اسماعیل اکوع تاریخنگار و سیاستمدار یمنی.
🍀۱۹۲۹ م- سرجیو لئونه کارگردان ایتالیایی
🍀۱۹۵۶ م- مل گیبسون بازیگر، کارگردان و تهیهکنندهٔ استرالیایی-آمریکایی، برندهٔ جایزه اسکار
🍀۱۹۶۹ م- مایکل شوماخر رانندهٔ آلمانی مسابقات فرمول یک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۳ خ- کشته شدن منصور ستاری از فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۳۸۴ خ- ترور بیولوژیک سعید کاظمی آشتیانی دانشمند اهل ایران
🍂۱۳۸۹ خ- علیرضا پهلوی، فرزند محمدرضا پهلوی
🍂۱۳۲۲ م- فیلیپ پنجم پادشاه فرانسه از سال ۱۳۱۶ تا زمان مرگ
🍂۱۹۲۳ م- یاروسلاو هاشک نویسنده و طنزپرداز چک
🍂۱۹۳۳ م- ویلهلم کونو سیاستمدار آلمانی ،صدر اعظم این کشور از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳
🍂۱۹۴۵ م- ادگار کیسی پیشگو و شفادهندهٔ آمریکایی. وی را «پیامبر خفته» و «بزرگترین عارف آمریکایی» نیز خواندهاند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۱۰/۱۴
یکشنبه - ۱۴ دی ۱۳۹۹
#میلادی:
2021-01-03
Sunday - 2021 03 January
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فرزند دلبند مرا عوامل مختلفی به دیار عدم فرستاد . او یک دقیقه استراحت نمی کرد . مجبور بود در تمام ساعات و دقایق عمر کوتاهش فعالیت کند و عرق بریزد ، او نمرد بلکه خودکشی کرد . او سنگر زندگی را تهی کرد در حالیکه من سال ها است با چند قمقمه ی خالی پوسیده ، مدام از این گوشه به آن گوشه فرار می کنم .
#بهرام_صادقی
سنگر و قمقمه های خالی📚
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴آغاز کنفرانس گوادلوپ دربارهٔ انقلاب ۱۳۵۷ ایران
🍌جشن سیر سور / جشن گیاهخواری
❇️ روز جهاد کشاورزی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۲۸۶ خ- روزنامه صوراسرافیل با همکاری میرزا قاسم خان تبریزی و میرزا جهانگیر خان شیرازی در تهران انتشار یافت. میرزا علی اکبر خان قزوینی معروف به«دخو» (دهخدای آینده) از نویسندگان این روزنامه است.
🌀۱۲۹۲ خ- پرواز اولین هواپیما در آسمان ایران توسط کوزمینسکی خلبان لهستانیالاصل
در پی اجرای يك برنامه پرواز نمايشی در آسمان تهران توسط خلبانی لهستانی با يك هواپيمای دوباله سبك در زمان احمدشاه قاجار، اولين هواپيما به ايران وارد شد. در ازای اين برنامه، دستاندركاران اين هواپيما با فروش مبلغ گزاف بليط، نمايش مختصری داده بودند.
🌀۱۳۰۰ خ- تشکیل ارتش شاهنشاهی ایران
🌀۱۳۳۷ خ- دانشگاه اهواز طی مراسمی گشايش يافت.
🌀۱۳۳۷ خ- شرکت نفت اعلام کرد درآمد دولت ايران در سال مجموعاً ۸۸ ميليون پوند بوده است.
🌀۱۳۵۷ خ- آغاز کنفرانس گوادلوپ دربارهٔ انقلاب ایران
🌀۱۳۵۷ خ- فرار ازهاری و اويسی دو تن از ارتشبدهای عالی رتبه رژيم پهلوی به اروپا
🌀۱۳۵۷ خ- سفر مخفيانه ژنرال "هايزر" مستشار عالي رتبه نظامی آمريكا برای ماموریت ویژه تهران
برای کمک به دولت آمريكا در تصميم گيريهای بعدی و اطلاع از اوضاع در زمان انقلاب
هايزر در حضور سی و چند روزه خود تنها يك بار با شاه ملاقات كرد و در اين جلسه، روز و ساعت خروج شاه از ايران تعيين شد.
سفر هايزر به ايران به صورت محرمانه صورت گرفت ولی خبر ورود وی در دو روز بعد، شانزدهم دی ماه فاش شد.
هايزر در كتاب خاطراتش مينويسد:
"من برای بررسی اين مسأله، مخفيانه به تهران آمدم كه كودتا چگونه ميسر است و آيا اصلاً به مصلحت هست يا نه؟
🌀۱۵۲۱ م- پاپ لئوی دهم مارتین لوتر را تکفیر و از کلیسای کاتولیک رم طرد کرد.
🌀۱۷۴۹ م- ایالت ورمونت از ایالت نیویورک (مستقل شد.
🌀۱۹۵۸ م- ده کشاورز انگلیسی مستعمره نشین کارائیب کمپانی هند غربی را تأسیس کردند.
🌀۱۹۶۱ م- ری – محمد رضا شاه پهلوی کارخانجات بافندگی ممتاز که با سرمایه خصوصی و دولتی بنیان شده را میگشاید.
🌀۱۹۹۰ م- ژنرال مانوئل نوریگا از رهبری پاناما خلع شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۱۸۶ خ- محمدشاه قاجار، (درگذشت: ۱۲۲۷)، سومین پادشاه سلسله قاجاریه در ایران
🍀۱۳۱۸ خ- حسین الهی قمشهای ، فیلسوف، عارف، حکیم، نویسنده، مفسر قرآن، متأله، مدرس دانشگاه و فرزند مهدی الهی قمشه ای
🍀۱۳۲۰ خ- همایون بهزادی فوتبالیست سابق تیم ملی ایران، شاهین و پرسپولیس معروف به سر طلایی
🍀۱۳۲۳ خ- سیما بینا، نوازنده، نقاش آهنگساز و خواننده آوازها و ترانههای محلی ایرانی است.
🍀۱۳۳۷ خ- فاطمه صولتی با نام هنری شهره خواننده و بازیگر ایرانی.او همچنین خواهر شهرام صولتی است.
🍀۱۸۸۳ م- کلمنت اتلی نخستوزیر بریتانیا
🍀۱۸۹۲ م- جان رونالد روئل تالکین نویسنده و زبانشناس بریتانیایی، خالق آثاری چون هابیت و ارباب حلقهها
🍀۱۹۰۱ م- نگو دین دیم نخستین رئیسجمهور ویتنام جنوبی
🍀۱۹۲۰ م- اسماعیل اکوع تاریخنگار و سیاستمدار یمنی.
🍀۱۹۲۹ م- سرجیو لئونه کارگردان ایتالیایی
🍀۱۹۵۶ م- مل گیبسون بازیگر، کارگردان و تهیهکنندهٔ استرالیایی-آمریکایی، برندهٔ جایزه اسکار
🍀۱۹۶۹ م- مایکل شوماخر رانندهٔ آلمانی مسابقات فرمول یک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۳ خ- کشته شدن منصور ستاری از فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
🍂۱۳۸۴ خ- ترور بیولوژیک سعید کاظمی آشتیانی دانشمند اهل ایران
🍂۱۳۸۹ خ- علیرضا پهلوی، فرزند محمدرضا پهلوی
🍂۱۳۲۲ م- فیلیپ پنجم پادشاه فرانسه از سال ۱۳۱۶ تا زمان مرگ
🍂۱۹۲۳ م- یاروسلاو هاشک نویسنده و طنزپرداز چک
🍂۱۹۳۳ م- ویلهلم کونو سیاستمدار آلمانی ،صدر اعظم این کشور از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳
🍂۱۹۴۵ م- ادگار کیسی پیشگو و شفادهندهٔ آمریکایی. وی را «پیامبر خفته» و «بزرگترین عارف آمریکایی» نیز خواندهاند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
شما میتوانید در این چند روز باقیمانده، در این هفتهی باقیمانده، به اندازه صدها سال عمر کنید، از زندگی و از هم تمتع کافی بگیرید، بخوانید، برقصید، چند رمان مطالعه کنید، بخورید، بنوشید، یکی دو شاهکار موسیقی گوش کنید..
چه فرقی میکند؟ اگر قرنها هم زنده باشید همین کارها را خواهید کرد. پس مسئله فقط در کمیت است و نه کیفیت، و آدم عاقل کارهای یکنواخت و همیشگی را سالهای سال تکرار نمیکند..
📓 ملکوت
✍️ #بهرام_صادقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
شما میتوانید در این چند روز باقیمانده، در این هفتهی باقیمانده، به اندازه صدها سال عمر کنید، از زندگی و از هم تمتع کافی بگیرید، بخوانید، برقصید، چند رمان مطالعه کنید، بخورید، بنوشید، یکی دو شاهکار موسیقی گوش کنید..
چه فرقی میکند؟ اگر قرنها هم زنده باشید همین کارها را خواهید کرد. پس مسئله فقط در کمیت است و نه کیفیت، و آدم عاقل کارهای یکنواخت و همیشگی را سالهای سال تکرار نمیکند..
📓 ملکوت
✍️ #بهرام_صادقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ملکوت
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی 🎧
#ملکوت
#بهرام_صادقی
باصدای: بهنام تشکر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی 🎧
#ملکوت
#بهرام_صادقی
باصدای: بهنام تشکر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity