Forwarded from ادبسار
💫🐂 @AdabSar 💫
🐄 آشنایی با جشنهای ایرانی
🐂 جشن "گاوگیل" یا "درامزینان" - بخش نخست
💫 "جشن گاوگیل" که به آن جشن درفشها، کاکیل، گاوگمل، گاگنل و درامزینان هم میگویند در روز مهر از ماه دی، برابر با شانزدهم دی در گاهشماری ایران باستان برگزار میشد و جشنی در پیوند با "گاو" بود ولی زمینههای پیدایش آن ناشناخته است. این جشن از جشنهای رازآمیز ایرانی است که با افسانههای بسیاری درآمیخته است.
پژوهشگران ایرانی نوشتهاند از آنجا که این جشن در مهرروز(شانزدهم) دیماه برگزار میشد، پیدایش آن بیگمان با فریدون "گاو اوژن" در پیوند است. همچنین دیدگاههای "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" دربارهی این جشن از راه گفتوگوی وی با مردمان گرد آمده است. از اینرو هرآنچه گفته میشود گمانزدهایی دربارهی این روز است.
💫💫 افسانههای پیدایش جشن گاوگیل
به گمان بسیار این جشن با داستان فریدون و گاو پرمایه پیوند دارد. فردید(منظور) از گاو پرمایه یا رنگارنگ، دایهها و آدمیان پرشمار با باورها و اندیشههای گوناگون هستند که در پرورش فریدون دست داشتند. در افسانهپردازیها این آدمیان در یک گاو رنگین در جایگاه دایه بازنمایی شدهاند.
دربارهی جشن رازآلود گاوگیل گفته میشود چون "آژیدهاک"(ضحاک) بر ایران چیره شد گاوهای "اثفیان" پدر فریدون را به تاراج برد. ولی در این روز "فریدون" بر "آژیدهاک" پیروز شد و گاوها را بازگرداند. "اثفیان" که مردی بخشنده و مردمدار بود با بازگشت گلههایش به مردم بخششها کرد و مردم هر سال این روز را جشن گرفتند.
یکی دیگر از گمانهای پیدایش جشن درامزینان این است که در این روز ایرانیان بر تورانیان پیروز شدند و گلههایی از گاو که به دست آنها افتاده بود پس گرفتند و مرزهای ایران و توران را نشانهگذاری کردند.
همچنین گفته شده که در این روز "فریدون" را از شیر گرفتند و او را سوار بر گاوی کردند. "فریدون" گرزی داشت که سر گاو بر آن تراشیده شده بود.
در نوشتههای جسته و گریختهای گفته شده که این جشن ریشهی بابِلی دارد و جشن دیو و اهریمن است. زیرا در این روز اهریمن بر جمشید پیروز شد(همان چیرگی آژیدهاک). برخی نیز جشن اهریمن در این روز را با شکست داریوش سوم از اسکندر در جنگ "گوگمل" در پیوند میدانند. ولی سرچشمههای این داوخواهی(ادعا) روشن نیست.
📜 بخش دوم و پایانی یادداشت را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12679
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#دیگان #گاوگیل #جشن_های_ایرانی
__________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی برگردان "اکبر داناسرشت"
۴- جشنها و آیینهای ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
💫🐄 @AdabSar
🐄 آشنایی با جشنهای ایرانی
🐂 جشن "گاوگیل" یا "درامزینان" - بخش نخست
💫 "جشن گاوگیل" که به آن جشن درفشها، کاکیل، گاوگمل، گاگنل و درامزینان هم میگویند در روز مهر از ماه دی، برابر با شانزدهم دی در گاهشماری ایران باستان برگزار میشد و جشنی در پیوند با "گاو" بود ولی زمینههای پیدایش آن ناشناخته است. این جشن از جشنهای رازآمیز ایرانی است که با افسانههای بسیاری درآمیخته است.
پژوهشگران ایرانی نوشتهاند از آنجا که این جشن در مهرروز(شانزدهم) دیماه برگزار میشد، پیدایش آن بیگمان با فریدون "گاو اوژن" در پیوند است. همچنین دیدگاههای "ابوریحان بیرونی" در "آثارالباقیه" دربارهی این جشن از راه گفتوگوی وی با مردمان گرد آمده است. از اینرو هرآنچه گفته میشود گمانزدهایی دربارهی این روز است.
💫💫 افسانههای پیدایش جشن گاوگیل
به گمان بسیار این جشن با داستان فریدون و گاو پرمایه پیوند دارد. فردید(منظور) از گاو پرمایه یا رنگارنگ، دایهها و آدمیان پرشمار با باورها و اندیشههای گوناگون هستند که در پرورش فریدون دست داشتند. در افسانهپردازیها این آدمیان در یک گاو رنگین در جایگاه دایه بازنمایی شدهاند.
دربارهی جشن رازآلود گاوگیل گفته میشود چون "آژیدهاک"(ضحاک) بر ایران چیره شد گاوهای "اثفیان" پدر فریدون را به تاراج برد. ولی در این روز "فریدون" بر "آژیدهاک" پیروز شد و گاوها را بازگرداند. "اثفیان" که مردی بخشنده و مردمدار بود با بازگشت گلههایش به مردم بخششها کرد و مردم هر سال این روز را جشن گرفتند.
یکی دیگر از گمانهای پیدایش جشن درامزینان این است که در این روز ایرانیان بر تورانیان پیروز شدند و گلههایی از گاو که به دست آنها افتاده بود پس گرفتند و مرزهای ایران و توران را نشانهگذاری کردند.
همچنین گفته شده که در این روز "فریدون" را از شیر گرفتند و او را سوار بر گاوی کردند. "فریدون" گرزی داشت که سر گاو بر آن تراشیده شده بود.
در نوشتههای جسته و گریختهای گفته شده که این جشن ریشهی بابِلی دارد و جشن دیو و اهریمن است. زیرا در این روز اهریمن بر جمشید پیروز شد(همان چیرگی آژیدهاک). برخی نیز جشن اهریمن در این روز را با شکست داریوش سوم از اسکندر در جنگ "گوگمل" در پیوند میدانند. ولی سرچشمههای این داوخواهی(ادعا) روشن نیست.
📜 بخش دوم و پایانی یادداشت را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12679
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#دیگان #گاوگیل #جشن_های_ایرانی
__________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی برگردان "اکبر داناسرشت"
۴- جشنها و آیینهای ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
💫🐄 @AdabSar
🙏1
ادبسار
💫🐂 @AdabSar 💫 🐄 آشنایی با جشنهای ایرانی 🐂 جشن "گاوگیل" یا "درامزینان" - بخش نخست 💫 "جشن گاوگیل" که به آن جشن درفشها، کاکیل، گاوگمل، گاگنل و درامزینان هم میگویند در روز مهر از ماه دی، برابر با شانزدهم دی در گاهشماری ایران باستان برگزار میشد و جشنی در…
💫🐂 @AdabSar 💫
🐄 آشنایی با جشنهای ایرانی
🐂 جشن "گاوگیل" یا "درامزینان" - بخش دوم و پایانی
💫 جشن گاوگیل در مهرروز از دی(شانزدهم دی در گاهشمار باستان)، از جشنهای دلکش و پررمز و راز ایرانی است که در گذر از هزارهها ریشهی آن در هزارتوی افسانهها گم شد و تنها چند گمان از خود برای کنجکاوی ما بهجا گذاشت. ولی بیشک این جشن میتواند نشانهای از ارزش جانورانی چون گاو و گوسپند(گوسفند) در مرگ و زندگی مردمان هزاران سال پیش باشد.
💫💫 آیینهای افسانهای جشن گاوگیل
ایرانیان روز جشن گاوگیل را با نوشیدن شیر تازهی گاو آغاز میکردند و بامداد پیش از هر سخنگفتنی "بِه" میخوردند و "ترنج" میبوییدند تا سالی فراخ و آسوده در پیش داشته باشند. یکی دیگر از آیینهای این جشن همچون بسیاری از جشنهای ایرانی برافروختن آتش بود. در بخشهایی از پاییندست البرز(کرج کنونی) به جشن درامزینان جشن گزنه هم میگفتند زیرا در این شب سوز و سرما بیداد میکرد.
در افسانهها گفته شده که در زمان جمشید وی یک کاکیل یا گاو نر سرکش را با سر آدم، چهرهی زیبا و تن سپید گاو دید که دستهای سوسن به دست داشت و میبویید. گاو از هفت گوهر ساخته شده بود و هرکه را میدید به نام میخواند و از امروز و آینده آگاهی میداد و شید(نور) خود را میپراکند. جمشید گفت: تو کیستی و چه میکنی؟ پاسخ داد: من بخت هستم و سپیدروزی و بخت میان مردم بخش(تقسیم) میکنم. جمشید پرسید که در چه هنگامی بخت در میان مردم بیشتر است؟ پاسخ داد: هنگامی که گاو در میان آسمان باشد. او پس از این گفتوگو میان آسمان پنهان شد.
پیشگویی از روی جایگاه ستارگان در این شب بسیار مِهند(مهم) بود. آنان باور داشتند که گاوی درخشان با شاخهایی از زر/تلا(طلا) و پاهایی از سیم(نقره) ماه را میکِشد، اندکزمانی در آسمان پدیدار و سپس پنهان میشود. هر که بتواند این گاو درخشان را ببیند آرزوهایش برآورده میشود. اگر این گاو بر بلندی کوهها پدید آید و دوبار بانگ زند سالی پر فراوانی و بدون تنگدستی در پیش خواهد بود و اگر یکبار بانگ زند نشانهی خشکسالی است.
در باورهای فراگیری که تا امروز آمده، اگر کسی دو بار اتسه(عطسه) کند نشانهی فراوانی و شتاب در انجام کارها است و اگر یکبار اتسه کند نشانهی خوبی نیست و باید در انجام کار درنگ کرد. شمار اندکی از استورهشناسان گمان میکنند که میان "صبر" با "صور" و "ثور" پیوندی فراتر از دیسهی(شکل) نمادین واژگان هست و این باور ریشه در پیشگویی افسانهای هزارههای گذشته دارد.
این جشن نامهای دیگری چون کاکثل و کاکتل هم دارد که ریشهی آن را به دیدن اخترنگارهی(صورت فلکی) گاو پیوند میدهند. ماه گاو(ثور، اردیبهشت) دومین ماه از ماههای دوازدهگانه است. گفتنی است ستایش گاو در میان بسیاری از هندوان ریشه در فرهنگ ایران باستان و باورهای هنباز(مشترک) این دو تیره دارد.
📜 بخش نخست یادداشت را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12678
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#دیگان #گاوگیل #جشن_های_ایرانی
__________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی برگردان "اکبر داناسرشت"
۴- جشنها و آیینهای ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
💫🐄 @AdabSar
🐄 آشنایی با جشنهای ایرانی
🐂 جشن "گاوگیل" یا "درامزینان" - بخش دوم و پایانی
💫 جشن گاوگیل در مهرروز از دی(شانزدهم دی در گاهشمار باستان)، از جشنهای دلکش و پررمز و راز ایرانی است که در گذر از هزارهها ریشهی آن در هزارتوی افسانهها گم شد و تنها چند گمان از خود برای کنجکاوی ما بهجا گذاشت. ولی بیشک این جشن میتواند نشانهای از ارزش جانورانی چون گاو و گوسپند(گوسفند) در مرگ و زندگی مردمان هزاران سال پیش باشد.
💫💫 آیینهای افسانهای جشن گاوگیل
ایرانیان روز جشن گاوگیل را با نوشیدن شیر تازهی گاو آغاز میکردند و بامداد پیش از هر سخنگفتنی "بِه" میخوردند و "ترنج" میبوییدند تا سالی فراخ و آسوده در پیش داشته باشند. یکی دیگر از آیینهای این جشن همچون بسیاری از جشنهای ایرانی برافروختن آتش بود. در بخشهایی از پاییندست البرز(کرج کنونی) به جشن درامزینان جشن گزنه هم میگفتند زیرا در این شب سوز و سرما بیداد میکرد.
در افسانهها گفته شده که در زمان جمشید وی یک کاکیل یا گاو نر سرکش را با سر آدم، چهرهی زیبا و تن سپید گاو دید که دستهای سوسن به دست داشت و میبویید. گاو از هفت گوهر ساخته شده بود و هرکه را میدید به نام میخواند و از امروز و آینده آگاهی میداد و شید(نور) خود را میپراکند. جمشید گفت: تو کیستی و چه میکنی؟ پاسخ داد: من بخت هستم و سپیدروزی و بخت میان مردم بخش(تقسیم) میکنم. جمشید پرسید که در چه هنگامی بخت در میان مردم بیشتر است؟ پاسخ داد: هنگامی که گاو در میان آسمان باشد. او پس از این گفتوگو میان آسمان پنهان شد.
پیشگویی از روی جایگاه ستارگان در این شب بسیار مِهند(مهم) بود. آنان باور داشتند که گاوی درخشان با شاخهایی از زر/تلا(طلا) و پاهایی از سیم(نقره) ماه را میکِشد، اندکزمانی در آسمان پدیدار و سپس پنهان میشود. هر که بتواند این گاو درخشان را ببیند آرزوهایش برآورده میشود. اگر این گاو بر بلندی کوهها پدید آید و دوبار بانگ زند سالی پر فراوانی و بدون تنگدستی در پیش خواهد بود و اگر یکبار بانگ زند نشانهی خشکسالی است.
در باورهای فراگیری که تا امروز آمده، اگر کسی دو بار اتسه(عطسه) کند نشانهی فراوانی و شتاب در انجام کارها است و اگر یکبار اتسه کند نشانهی خوبی نیست و باید در انجام کار درنگ کرد. شمار اندکی از استورهشناسان گمان میکنند که میان "صبر" با "صور" و "ثور" پیوندی فراتر از دیسهی(شکل) نمادین واژگان هست و این باور ریشه در پیشگویی افسانهای هزارههای گذشته دارد.
این جشن نامهای دیگری چون کاکثل و کاکتل هم دارد که ریشهی آن را به دیدن اخترنگارهی(صورت فلکی) گاو پیوند میدهند. ماه گاو(ثور، اردیبهشت) دومین ماه از ماههای دوازدهگانه است. گفتنی است ستایش گاو در میان بسیاری از هندوان ریشه در فرهنگ ایران باستان و باورهای هنباز(مشترک) این دو تیره دارد.
📜 بخش نخست یادداشت را بخوانید:
https://t.me/AdabSar/12678
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#دیگان #گاوگیل #جشن_های_ایرانی
__________________
📚 برگرفته از:
۱- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۲- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
۳- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی برگردان "اکبر داناسرشت"
۴- جشنها و آیینهای ایرانی #حسام_الدین_مهدوی
💫🐄 @AdabSar
@AdabSar
کیست دم از مرگِ وطن میزند
زخم دگر بر دل من میزند
کیست که دلدادهی خورشید نیست
در دلِ او پرتو امید نیست
کیست که یأس است شعارِ دلش
مرگ چکد از سخنِ باطلش
یاسِ دل کیست که پژمرده است
آب ز آبشخورِ کین خورده است
مرگِ وطن حرف وطندوست نیست
این سخن از خامهی یک اجنبیست
میهنِ ما زندهترین میهن است
هرکه دم از مرگ زند دشمن است
مهدِ اهورای سپنتاست این
کشورِ جاوید اوستاست این
خطهی بس کاوه و بس بابک است
کشور صد آرش و صد مزدک است
میهنِ فردوسیِ والانژاد
پهنهی رزم و وطنِ عدل و داد
مرگ کجا کشور ایران کجا؟
مرگ کجا مهد دلیران کجا؟
گرچه گهی غم به دل ما نشست
حرمت میخانهی میهن شکست
لیک نمردهست و نمیرد وطن
رنگِ عدم را نپذیرد وطن
دل سخن نغز به بار آورد
یاد ز گفتار بهار آورد...
مذهب ما مذهب ایرانی است
کیش اهورایی انسانی است
مذهب ما مذهب شمشیر نیست
مکتب خون و غم و تکفیر نیست
مظهر آزادی ما کوروش است
او که نبی است نه آدمکش است
خاکِ وطن حملهی چنگیز دید
یورش آن وحشی خونریز دید
خون جگر خورد ولیکن نمرد
جان به سلامت ز چنان ورطه برد
چون به سرِ دار بشد سربدار
حب وطن گشت یلان را شعار
باز وطن سرور و سردار شد
دشمن ایران به سر دار شد
خون سیاووش چو آید به جوش
شعر وطن را بسراید سروش
ما نسپاریم وطن را به کس
تا که بود در تنمان یک نفس
چون که وطن تا به ابد زنده است
جان به رهش دادنم ارزنده است
ور نه خردمند نخواهد سپرد
جان به ره تودهی خاکی که مرد
دم مزن از مرگِ وطن دم مزن
خانه ی امید تو بر هم مزن
زندهترین زنده مرا میهن است
هرکه دم از مرگ زند دشمن است
کام وطندوست پر از خنده باد
تا که جهان هست وطن زنده باد
#مصطفی_بادکوبه_ای
@AdabSar
کیست دم از مرگِ وطن میزند
زخم دگر بر دل من میزند
کیست که دلدادهی خورشید نیست
در دلِ او پرتو امید نیست
کیست که یأس است شعارِ دلش
مرگ چکد از سخنِ باطلش
یاسِ دل کیست که پژمرده است
آب ز آبشخورِ کین خورده است
مرگِ وطن حرف وطندوست نیست
این سخن از خامهی یک اجنبیست
میهنِ ما زندهترین میهن است
هرکه دم از مرگ زند دشمن است
مهدِ اهورای سپنتاست این
کشورِ جاوید اوستاست این
خطهی بس کاوه و بس بابک است
کشور صد آرش و صد مزدک است
میهنِ فردوسیِ والانژاد
پهنهی رزم و وطنِ عدل و داد
مرگ کجا کشور ایران کجا؟
مرگ کجا مهد دلیران کجا؟
گرچه گهی غم به دل ما نشست
حرمت میخانهی میهن شکست
لیک نمردهست و نمیرد وطن
رنگِ عدم را نپذیرد وطن
دل سخن نغز به بار آورد
یاد ز گفتار بهار آورد...
مذهب ما مذهب ایرانی است
کیش اهورایی انسانی است
مذهب ما مذهب شمشیر نیست
مکتب خون و غم و تکفیر نیست
مظهر آزادی ما کوروش است
او که نبی است نه آدمکش است
خاکِ وطن حملهی چنگیز دید
یورش آن وحشی خونریز دید
خون جگر خورد ولیکن نمرد
جان به سلامت ز چنان ورطه برد
چون به سرِ دار بشد سربدار
حب وطن گشت یلان را شعار
باز وطن سرور و سردار شد
دشمن ایران به سر دار شد
خون سیاووش چو آید به جوش
شعر وطن را بسراید سروش
ما نسپاریم وطن را به کس
تا که بود در تنمان یک نفس
چون که وطن تا به ابد زنده است
جان به رهش دادنم ارزنده است
ور نه خردمند نخواهد سپرد
جان به ره تودهی خاکی که مرد
دم مزن از مرگِ وطن دم مزن
خانه ی امید تو بر هم مزن
زندهترین زنده مرا میهن است
هرکه دم از مرگ زند دشمن است
کام وطندوست پر از خنده باد
تا که جهان هست وطن زنده باد
#مصطفی_بادکوبه_ای
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
تا کی نظر به بیش و کمِ بیشه میکنی
صید تواَم چرا و چه اندیشه میکنی
مست از مِی تواَند رقیبان و غافلند
خون دل من است که در شیشه میکنی
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
تا کی نظر به بیش و کمِ بیشه میکنی
صید تواَم چرا و چه اندیشه میکنی
مست از مِی تواَند رقیبان و غافلند
خون دل من است که در شیشه میکنی
#سجاد_رشیدی_پور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻الان = اکنون، اینک، اینگاه، اینهنگام، همینگاه، همیندَم، ایندَم، هماکنون، هماینک، ایدَر
✍نمونه:
🔺الان میام، کمی طاقت بیارید =
هماینک میآیم، کمی تاب بیاورید
بهزودی میآیم، اَندی بَرتابید
🔺الان پشت فرمونم، نمیتونم صحبت کنیم =
اکنون پشت فرمان هستم، نمیتوانم سخن بگویم
🔺بیدار شو از خواب خوش ای خفته چهل سال
بنگر که ز یارانت نماندند کس «ایدَر» #ناصرخسرو
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#الان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻الان = اکنون، اینک، اینگاه، اینهنگام، همینگاه، همیندَم، ایندَم، هماکنون، هماینک، ایدَر
✍نمونه:
🔺الان میام، کمی طاقت بیارید =
هماینک میآیم، کمی تاب بیاورید
بهزودی میآیم، اَندی بَرتابید
🔺الان پشت فرمونم، نمیتونم صحبت کنیم =
اکنون پشت فرمان هستم، نمیتوانم سخن بگویم
🔺بیدار شو از خواب خوش ای خفته چهل سال
بنگر که ز یارانت نماندند کس «ایدَر» #ناصرخسرو
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#الان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
قول دادم به تو تشبیه به ماهت نکنم
عاشقت باشم و دل گرمِ پناهت نکنم
قول دادم که طلبکارِ نگاهت نشوم
جانِ شوریدهسرم مستِ نگاهت نکنم
راهِ وصلت به تمنای خودم دور کنم
ذرهای هم گله از دوریِ راهت نکنم
یوسفی باشم و در چاهِ غمت غرق شوم
جز تو را باخبر از سردیِ چاهت نکنم
نامهای باشم و من هیچ به دستت نرسم
پاسخی باشی و من چشم به راهت نکنم
جوخهی جنگ شوم قلبِ سپاهت نَدرم
اسب شطرنج شوم حمله به شاهت نکنم
قطرهای اشک که از گوشهی چشمت بچکم
طاقتم طاق به چشمانِ سیاهت نکنم
قول دادم که پس از این ز گناهت نَرهم
قول دادم که دگر ترکِ گناهت نکنم
فرستنده و سراینده #میثم_بهرام_میگونی
@AdabSar
قول دادم به تو تشبیه به ماهت نکنم
عاشقت باشم و دل گرمِ پناهت نکنم
قول دادم که طلبکارِ نگاهت نشوم
جانِ شوریدهسرم مستِ نگاهت نکنم
راهِ وصلت به تمنای خودم دور کنم
ذرهای هم گله از دوریِ راهت نکنم
یوسفی باشم و در چاهِ غمت غرق شوم
جز تو را باخبر از سردیِ چاهت نکنم
نامهای باشم و من هیچ به دستت نرسم
پاسخی باشی و من چشم به راهت نکنم
جوخهی جنگ شوم قلبِ سپاهت نَدرم
اسب شطرنج شوم حمله به شاهت نکنم
قطرهای اشک که از گوشهی چشمت بچکم
طاقتم طاق به چشمانِ سیاهت نکنم
قول دادم که پس از این ز گناهت نَرهم
قول دادم که دگر ترکِ گناهت نکنم
فرستنده و سراینده #میثم_بهرام_میگونی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
💫
بیا دوباره، "امیدِ دوباره" ای که ندارم!
تویی همیشه همان راهِ چارهای که ندارم
قسم چرا؟ دل من جز تو بندهی احدی نیست
گواهی است همین گوشوارهای که ندارم!
#حسین_دهلوی
@AdabSar
بیا دوباره، "امیدِ دوباره" ای که ندارم!
تویی همیشه همان راهِ چارهای که ندارم
قسم چرا؟ دل من جز تو بندهی احدی نیست
گواهی است همین گوشوارهای که ندارم!
#حسین_دهلوی
@AdabSar
@AdabSar
درود ای قاصد فردا، شبت خوش باد و روزت خوش
نه انشایی و نا افشا، شبت خوش باد و روزت خوش
وداع ای رفتهی شیرین، شبت خوش باد و روزت خوش
درود آیندهی زیبا، شبت خوش باد و روزت خوش
چه میرقصی درون خانقاهِ سینه روز و شب
دلایدل سالک تنها، شبت خوش باد و روزت خوش
اگرچه زیر دست توست نتوانی چشید آخر
از این قند و از آن حلوا، شبت خوش باد و روزت خوش
چه عطرافشان، چه بوگردان، چه جاناجان محبت رفت
به یادش نیست سلمنا، شبت خوش باد و روزت خوش
به قلب من که چون ممنوعگاه است عین کاو پیغام
اجازت خواستی، فرما! شبت خوش باد و روزت خوش
همه دل باد ملک تو، همه گل باد ملک من
به زیر گنبد مینا، شبت خوش باد و روزت خوش
محبتنامههای من به عنوان بنیآدم
در آن بالا بشد امضا، شبت خوش باد و روزت خوش
#فرزانه_خجندی
@AdabSar
درود ای قاصد فردا، شبت خوش باد و روزت خوش
نه انشایی و نا افشا، شبت خوش باد و روزت خوش
وداع ای رفتهی شیرین، شبت خوش باد و روزت خوش
درود آیندهی زیبا، شبت خوش باد و روزت خوش
چه میرقصی درون خانقاهِ سینه روز و شب
دلایدل سالک تنها، شبت خوش باد و روزت خوش
اگرچه زیر دست توست نتوانی چشید آخر
از این قند و از آن حلوا، شبت خوش باد و روزت خوش
چه عطرافشان، چه بوگردان، چه جاناجان محبت رفت
به یادش نیست سلمنا، شبت خوش باد و روزت خوش
به قلب من که چون ممنوعگاه است عین کاو پیغام
اجازت خواستی، فرما! شبت خوش باد و روزت خوش
همه دل باد ملک تو، همه گل باد ملک من
به زیر گنبد مینا، شبت خوش باد و روزت خوش
محبتنامههای من به عنوان بنیآدم
در آن بالا بشد امضا، شبت خوش باد و روزت خوش
#فرزانه_خجندی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
چنان دلبستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما سایهام با من نمیآمد!
#بنیامین_دیلم
@AdabSar
چنان دلبستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما سایهام با من نمیآمد!
#بنیامین_دیلم
@AdabSar
@AdabSar
ای حنجرهی زخمی آواز کجایی؟
وی آتشِ فریادِ دلِ ساز کجایی؟
ققنوسِ غزل به باغِ باران باز آی
ای شورِ حماسه پرِ پرواز کجایی؟
(پیشکش به استاد آواز، پادشاه ملک هنر
مهربانیارِ دیارِ کهناندیشِ ایرانزمین استاد محمدرضا شجریان)
فرستنده و سراینده #سیاوش_اهورا
@AdabSar
ای حنجرهی زخمی آواز کجایی؟
وی آتشِ فریادِ دلِ ساز کجایی؟
ققنوسِ غزل به باغِ باران باز آی
ای شورِ حماسه پرِ پرواز کجایی؟
(پیشکش به استاد آواز، پادشاه ملک هنر
مهربانیارِ دیارِ کهناندیشِ ایرانزمین استاد محمدرضا شجریان)
فرستنده و سراینده #سیاوش_اهورا
@AdabSar
@AdabSar
در این زمانهی پتیاره مرد باید و نیست
یکی دلی که بتوفد به درد باید و نیست
از آن سوار سبکپا به دشتهای جنون
غبار باید و توفان گرد باید و نیست
هزار نعره از اهریمنان نباید و هست
یکی خروش ز یک اهل درد باید و نیست
شب است و گمشدگانیم و ای دریغ، از ماه–
نشانه بر فلک لاجورد باید و نیست
غرور هست و سخن هست و رنج هستی هست
دریغو درد که روح نبرد باید و نیست
سراینده و فرستنده #پیرایه_یغمایی
@AdabSar
در این زمانهی پتیاره مرد باید و نیست
یکی دلی که بتوفد به درد باید و نیست
از آن سوار سبکپا به دشتهای جنون
غبار باید و توفان گرد باید و نیست
هزار نعره از اهریمنان نباید و هست
یکی خروش ز یک اهل درد باید و نیست
شب است و گمشدگانیم و ای دریغ، از ماه–
نشانه بر فلک لاجورد باید و نیست
غرور هست و سخن هست و رنج هستی هست
دریغو درد که روح نبرد باید و نیست
سراینده و فرستنده #پیرایه_یغمایی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
📚💫 @AdabSar
چکامهای از زندهیاد #فریدون_مشیری در ستایش #امیرکبیر
رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر
غریب و خسته رسيدم به قتلگاه امیر
زمان، هنوز همان شرمسار بهتزده
زمین، هنوز همین جان سخت لال شده
جهان هنوز همان دست بستهی تقدیر!
هنوز نفرین میبارد از در و دیوار
هنوز نفرت از پادشاه بد کردار
هنوز وحشت از جانیان آدمخوار
هنوز لعنت بر بانیان آن تزویر!
هنوز دست صنوبر به استغاثه بلند
هنوز بید پريشیده سر فکنده به زیر
هنوز همهمهی سروها که: «ای جلاد
مزن! مکش! چه کنی؟ های؟!
ای پلید شریر
چگونه تیغ زنی بر برهنه در حمام؟
چگونه تیر گشایی به شیر در زنجیر!؟»
هنوز آب به سرخی زند که در رگ جوی
هنوز
هنوز
هنوز
به قطره قطرهی گلگونه رنگ میگيرد
از آنچه گرم چکید از رگ امیرکبیر!
نه خون، که عشق به آزادگی، شرف، انسان
نه خون، که داروی غمهای مردم ایران!
نه خون، که جوهر سیال دانش و تدبیر...
هنوز زاری آب
هنوز نالهی باد
هنوز گوش کر آسمان، فسونگر پیر!
هنوز منتظرانیم تا ز گرمابه
برون خرامی *، ای آفتاب عالمگیر.
«نشیمن تو نه این کنج محنتآباد است
تو را ز کنگرهی عرش میزنند صفیر!»**
به اسب و پیل چه نازی که رخ به خون شستند
در این سراچهی ماتم، پیاده، شاه، وزیر!
چون او دوباره بیاید کسی؟
محال... محال...
هزار سال بمانی اگر
چه دیر... چه دیر...!
✍🏼 پینوشت: گفته میشود میرزاتقیخان امیرکبیر در روز نوزدهم دی ۱۱۸۶ خورشیدی زاده شد. او در روز بیستم دی ۱۲۳۰ خورشیدی کشته شد.
🎞 فرتور(عکس) پیوست نگارهی امیرکبیر و نگارگری #میرمصور_ارژنگی است.
yon.ir/AmirKabir
📚💫 @AdabSar
چکامهای از زندهیاد #فریدون_مشیری در ستایش #امیرکبیر
رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر
غریب و خسته رسيدم به قتلگاه امیر
زمان، هنوز همان شرمسار بهتزده
زمین، هنوز همین جان سخت لال شده
جهان هنوز همان دست بستهی تقدیر!
هنوز نفرین میبارد از در و دیوار
هنوز نفرت از پادشاه بد کردار
هنوز وحشت از جانیان آدمخوار
هنوز لعنت بر بانیان آن تزویر!
هنوز دست صنوبر به استغاثه بلند
هنوز بید پريشیده سر فکنده به زیر
هنوز همهمهی سروها که: «ای جلاد
مزن! مکش! چه کنی؟ های؟!
ای پلید شریر
چگونه تیغ زنی بر برهنه در حمام؟
چگونه تیر گشایی به شیر در زنجیر!؟»
هنوز آب به سرخی زند که در رگ جوی
هنوز
هنوز
هنوز
به قطره قطرهی گلگونه رنگ میگيرد
از آنچه گرم چکید از رگ امیرکبیر!
نه خون، که عشق به آزادگی، شرف، انسان
نه خون، که داروی غمهای مردم ایران!
نه خون، که جوهر سیال دانش و تدبیر...
هنوز زاری آب
هنوز نالهی باد
هنوز گوش کر آسمان، فسونگر پیر!
هنوز منتظرانیم تا ز گرمابه
برون خرامی *، ای آفتاب عالمگیر.
«نشیمن تو نه این کنج محنتآباد است
تو را ز کنگرهی عرش میزنند صفیر!»**
به اسب و پیل چه نازی که رخ به خون شستند
در این سراچهی ماتم، پیاده، شاه، وزیر!
چون او دوباره بیاید کسی؟
محال... محال...
هزار سال بمانی اگر
چه دیر... چه دیر...!
✍🏼 پینوشت: گفته میشود میرزاتقیخان امیرکبیر در روز نوزدهم دی ۱۱۸۶ خورشیدی زاده شد. او در روز بیستم دی ۱۲۳۰ خورشیدی کشته شد.
🎞 فرتور(عکس) پیوست نگارهی امیرکبیر و نگارگری #میرمصور_ارژنگی است.
yon.ir/AmirKabir
📚💫 @AdabSar
🌬🌾 @AdabSar 🌿
🌾 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌾 جشن "بادبره" یا "بادروزی"
🌪🌪 روز بیست و دوم هرماه از گاهشماری باستانی ایران "بادروز" نام داشت و گرامی داشته میشد. زیرا باد یکی از چهار آخشیج سپند(عنصر مقدس) و پاککننده است.
⛈⛈ پیشینیان سالی یکبار "بادروز" را جشن میگرفتند که یک هفته دنباله داشت. ایرانشناسان دربارهی اینکه جشن "بادبره" در چه زمانی برگزار میشد، دو گمان دارند.
چند تن که بیشتر آنان نویسندگان امروز هستند، بادروز از دی ماه و شماری دیگر همچون ابوریحان بیرونی بادروز از بهمنماه را درست میدانند. بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن بادروز را روز باد یا روز ۲۲بهمنماه میداند و مینویسد که در نوروز، جشنوارهای همانند جشن بادروز در اسپادانا(اصفهان) و در یک هفته برگزار میشود.
🌿🌿 "جشن باد" افسانهای خواندنی دارد. میگویند در هزارههای دور، هفت سال در سرزمین ما باد نوزید. پس از هفت سال در چنین روزی، چوپانی نزد خسرو* رفت و گفت: دیشب بادی به آهستگی وزید تا جایی که موی گوسپندان(گوسفندان) اندکی جنبید. این رویداد ایرانیان را شاد کرد و "جشن بادروزی" پدید آمد.
🍃🍂 در "جشن بادروزی" بازار همگانی برپا میشد و مردم در آن روز رشتههایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردند.
ابوریحان بیرونی میگوید که در گومِس (قم) و شهرها و روستاهای نزدیک به آن، "بادروز" با شادی، پایکوبی و راه افتادن کاروانهای شادی همراه بود. همچنین در بازار ویژهی این جشن، ابزار شادمانی در دسترس بود. بیرونی نوشته است: «بهمن ماه... روز بیست و دوم بادروز است و در این ماه عیدی است که به همین نام معروف است در قم و نواحی آن رسومی از شرب و لهو برای این عید قایل میشوند که مانند رسوم دیگر اعیاد است چنانکه در اصفهان در ایام نوروز بازاری بهپا میشود و عید میگیرند و آن را در اصفهان كژین گویند و فقط فرق بادروز و کژین این است که آن یک روز است و این یک هفته.»
🌬🌬 به این جشن "باذ وره" نیز میگویند. در زبان اوستایی «واتـَه»(باد) و ایزد نگاهبان آن با همین نام از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی بشمار میرفتند.
🗒🗒 پینوشت:
در داستانها نوشتهاند "شبان نزد کسرا رفت..." کسرا اربیده(تازی شده)ی خسرو است و در گذشته تازیان به همهی پادشاهان ایران کسرا(خسرو) میگفتند. در داستانهای جشن بادروزی نوشته نشده که فردید(منظور) کدام پادشاه ایران است. تنها میتوان گمان کرد که یکی از پادشاهان کهن، پیش از دورهی ساسانیان باشد.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #دیگان #بادروز
__________
📖📖 برداشت از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی برگردان "اکبر داناسرشت"
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
🌬🍃 @AdabSar 🌾
🌾 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌾 جشن "بادبره" یا "بادروزی"
🌪🌪 روز بیست و دوم هرماه از گاهشماری باستانی ایران "بادروز" نام داشت و گرامی داشته میشد. زیرا باد یکی از چهار آخشیج سپند(عنصر مقدس) و پاککننده است.
⛈⛈ پیشینیان سالی یکبار "بادروز" را جشن میگرفتند که یک هفته دنباله داشت. ایرانشناسان دربارهی اینکه جشن "بادبره" در چه زمانی برگزار میشد، دو گمان دارند.
چند تن که بیشتر آنان نویسندگان امروز هستند، بادروز از دی ماه و شماری دیگر همچون ابوریحان بیرونی بادروز از بهمنماه را درست میدانند. بیرونی در آثارالباقیه زمان جشن بادروز را روز باد یا روز ۲۲بهمنماه میداند و مینویسد که در نوروز، جشنوارهای همانند جشن بادروز در اسپادانا(اصفهان) و در یک هفته برگزار میشود.
🌿🌿 "جشن باد" افسانهای خواندنی دارد. میگویند در هزارههای دور، هفت سال در سرزمین ما باد نوزید. پس از هفت سال در چنین روزی، چوپانی نزد خسرو* رفت و گفت: دیشب بادی به آهستگی وزید تا جایی که موی گوسپندان(گوسفندان) اندکی جنبید. این رویداد ایرانیان را شاد کرد و "جشن بادروزی" پدید آمد.
🍃🍂 در "جشن بادروزی" بازار همگانی برپا میشد و مردم در آن روز رشتههایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردند.
ابوریحان بیرونی میگوید که در گومِس (قم) و شهرها و روستاهای نزدیک به آن، "بادروز" با شادی، پایکوبی و راه افتادن کاروانهای شادی همراه بود. همچنین در بازار ویژهی این جشن، ابزار شادمانی در دسترس بود. بیرونی نوشته است: «بهمن ماه... روز بیست و دوم بادروز است و در این ماه عیدی است که به همین نام معروف است در قم و نواحی آن رسومی از شرب و لهو برای این عید قایل میشوند که مانند رسوم دیگر اعیاد است چنانکه در اصفهان در ایام نوروز بازاری بهپا میشود و عید میگیرند و آن را در اصفهان كژین گویند و فقط فرق بادروز و کژین این است که آن یک روز است و این یک هفته.»
🌬🌬 به این جشن "باذ وره" نیز میگویند. در زبان اوستایی «واتـَه»(باد) و ایزد نگاهبان آن با همین نام از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی بشمار میرفتند.
🗒🗒 پینوشت:
در داستانها نوشتهاند "شبان نزد کسرا رفت..." کسرا اربیده(تازی شده)ی خسرو است و در گذشته تازیان به همهی پادشاهان ایران کسرا(خسرو) میگفتند. در داستانهای جشن بادروزی نوشته نشده که فردید(منظور) کدام پادشاه ایران است. تنها میتوان گمان کرد که یکی از پادشاهان کهن، پیش از دورهی ساسانیان باشد.
✍🏼 #پریسا_امام_وردی
#جشن_های_ایرانی #دیگان #بادروز
__________
📖📖 برداشت از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی برگردان "اکبر داناسرشت"
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
۳- جشنهای ایرانیان #عسگر_بهرامی
🌬🍃 @AdabSar 🌾