Forwarded from ادبسار
⬆️⬇️ @AdabSar
دقایقی بعد از تولدتان، آنها دربارهی نام، ملیت، مذهب و حزب شما تصمیم میگیرند و شما در همهی عمرتان از چیزهایی دفاع میکنید که حتا انتخابش نکردهاید!
📖🖋 #برگردان_به_پارسی
اندکی/دمی پس از زادهشدنتان، آنها نام، تبار، کیش و هَمادِ شما را برمیگزینند و شما در همهی زندگیتان سنگ چیزی را به سینه میزنيد که خودتان برنگزیدهاید!
➡️⬅️ @AdabSar
دقایقی بعد از تولدتان، آنها دربارهی نام، ملیت، مذهب و حزب شما تصمیم میگیرند و شما در همهی عمرتان از چیزهایی دفاع میکنید که حتا انتخابش نکردهاید!
📖🖋 #برگردان_به_پارسی
اندکی/دمی پس از زادهشدنتان، آنها نام، تبار، کیش و هَمادِ شما را برمیگزینند و شما در همهی زندگیتان سنگ چیزی را به سینه میزنيد که خودتان برنگزیدهاید!
➡️⬅️ @AdabSar
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واژههای «ازل» و «ابد»، از پارسی كهن گرفته شدهاند:
🔻ازل = اَسَر = ا + سَر= بیآغاز، بیسر
🔻ابد = اَپــَد = ا + پـَد= بیپایان، بیپا
👈 پس میتوان بهجای ابد همان «اپد» را نوشت و بهجای ازل نیز «اسَر» را بهكار برد.
🔻ازل / ازلی = (پارسی تازیشده)، اَسَر، بیسر، بیسری، زمانِ بیآغاز، بیآغازی، همیشگی، دیرینگی
🔻ازلیت = جاویدی، بیآغازی
🔻ابد = (پارسی تازیشده)، اَپَد، ورجاوند، همیشگی، همیشه، جاوید، جاودان، جاویدان، ناانجام، تا پایان زندگی، انوشه، بیمرگ
(انوشه و بیمرگ هم به چم ابد است، ولی مرز آن جانداران و گاه تنها آدمیان هستند كه در میان مرگ و زندگی گرفتارند)
🔻ابداً = هرگز، هیچگاه، بههیچروی
🔻ابدالآباد / ابدالدهر = همیشه، جاویدان
🔻ابدی = همیشگی، جاوید، جاودانی، جاویدان، هرگزی، پایا، بیپایان
🔻ابدیت = همیشگی، جاودانگی، جاودان، پایندگی
🔻سرمد = جاوید، همیشگی
🔻سرمدی = همیشگی، اسری و اپدی
✍ نمونه:
🔺آیا مرگ اَپـَدی است، یا دوباره میتوان زیست؟
🔺از ازل تا ابد ربوبیت لایق اوست =
از جاوید تا جاودان پروردگاری شایان اوست
از بیآغاز تا بیپایان، پروردگاری او را سِزَد
🔺آیا عالم حادث است یا قدیم(ازلی)؟ =
آیا جهان پدیده است یا جاوید؟
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ابد #ابدیت #ابدالآباد #ابدی #ابدا #ازل #ازلی #ازلیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
واژههای «ازل» و «ابد»، از پارسی كهن گرفته شدهاند:
🔻ازل = اَسَر = ا + سَر= بیآغاز، بیسر
🔻ابد = اَپــَد = ا + پـَد= بیپایان، بیپا
👈 پس میتوان بهجای ابد همان «اپد» را نوشت و بهجای ازل نیز «اسَر» را بهكار برد.
🔻ازل / ازلی = (پارسی تازیشده)، اَسَر، بیسر، بیسری، زمانِ بیآغاز، بیآغازی، همیشگی، دیرینگی
🔻ازلیت = جاویدی، بیآغازی
🔻ابد = (پارسی تازیشده)، اَپَد، ورجاوند، همیشگی، همیشه، جاوید، جاودان، جاویدان، ناانجام، تا پایان زندگی، انوشه، بیمرگ
(انوشه و بیمرگ هم به چم ابد است، ولی مرز آن جانداران و گاه تنها آدمیان هستند كه در میان مرگ و زندگی گرفتارند)
🔻ابداً = هرگز، هیچگاه، بههیچروی
🔻ابدالآباد / ابدالدهر = همیشه، جاویدان
🔻ابدی = همیشگی، جاوید، جاودانی، جاویدان، هرگزی، پایا، بیپایان
🔻ابدیت = همیشگی، جاودانگی، جاودان، پایندگی
🔻سرمد = جاوید، همیشگی
🔻سرمدی = همیشگی، اسری و اپدی
✍ نمونه:
🔺آیا مرگ اَپـَدی است، یا دوباره میتوان زیست؟
🔺از ازل تا ابد ربوبیت لایق اوست =
از جاوید تا جاودان پروردگاری شایان اوست
از بیآغاز تا بیپایان، پروردگاری او را سِزَد
🔺آیا عالم حادث است یا قدیم(ازلی)؟ =
آیا جهان پدیده است یا جاوید؟
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک
#ابد #ابدیت #ابدالآباد #ابدی #ابدا #ازل #ازلی #ازلیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
میان ابرو و چشم تو گیر و داری بود
من این میانه شدم کشته این چه کاری بود
تو بیوفا و اجل در قفا و من بیمار
بمُردم از غم و جز این چه انتظاری بود
مرا ز حلقهی عشاق خود نمیراندی
اگر به نزد توام قدر و اعتباری بود
در آفتابِ جمال تو زلفِ شبگردت
دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود
به هر کجا که ببستیم باختیم ز جهل
قمارِ جهل نمودیم و خوش قماری بود
تمدن آتشی افروخت در جهان که بسوخت
ز عهدِ مهر و وفا هرچه یادگاری بود
بنای این مَدَنیّت به باد میدادم
اگر به دست من از چرخ اختیاری بود
مِیای خوریم به باغی نهان ز چشم رقیب
اگر تو بودی و من بودم و بهاری بود
#ملک_الشعرای_بهار
@AdabSar
میان ابرو و چشم تو گیر و داری بود
من این میانه شدم کشته این چه کاری بود
تو بیوفا و اجل در قفا و من بیمار
بمُردم از غم و جز این چه انتظاری بود
مرا ز حلقهی عشاق خود نمیراندی
اگر به نزد توام قدر و اعتباری بود
در آفتابِ جمال تو زلفِ شبگردت
دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود
به هر کجا که ببستیم باختیم ز جهل
قمارِ جهل نمودیم و خوش قماری بود
تمدن آتشی افروخت در جهان که بسوخت
ز عهدِ مهر و وفا هرچه یادگاری بود
بنای این مَدَنیّت به باد میدادم
اگر به دست من از چرخ اختیاری بود
مِیای خوریم به باغی نهان ز چشم رقیب
اگر تو بودی و من بودم و بهاری بود
#ملک_الشعرای_بهار
@AdabSar
💫
به پندار تو
جهانم زیباست
جامهام دیباسـت
دیدهام بیناســـــت
زبـانم گویاســـــــــت
قفسم طلاســـــــــــــت
به این ارزد که دلم تنهاست؟
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
به پندار تو
جهانم زیباست
جامهام دیباسـت
دیدهام بیناســـــت
زبـانم گویاســـــــــت
قفسم طلاســـــــــــــت
به این ارزد که دلم تنهاست؟
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
💫
درون آینهی روبرو چه میبینی
تو ترجمان جهانی بگو چه میبینی
تویی برابر تو چشم در برابر چشم
در آن دو چشم پر از گفتگو چه میبینی
#حسین_منزوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
درون آینهی روبرو چه میبینی
تو ترجمان جهانی بگو چه میبینی
تویی برابر تو چشم در برابر چشم
در آن دو چشم پر از گفتگو چه میبینی
#حسین_منزوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
@AdabSar
مرا کسی که به سوی تو راهبر باشد
مگر فغانِ شب و نالهی سحر باشد
کفن بسی بِه از آن پیرهن که در تنِ مرد
نه از ترشحِ خونابِ دیده تر باشد
چه سود از اینکه عتاب تو خندهآلود است
که زهر کارگر است ارچه در شکر باشد
بپرس حال اسیری که در کمندِ غمت
ز طُرّهی تو بسی دلشکستهتر باشد
#صوفی_مازندرانی
@AdabSar
مرا کسی که به سوی تو راهبر باشد
مگر فغانِ شب و نالهی سحر باشد
کفن بسی بِه از آن پیرهن که در تنِ مرد
نه از ترشحِ خونابِ دیده تر باشد
چه سود از اینکه عتاب تو خندهآلود است
که زهر کارگر است ارچه در شکر باشد
بپرس حال اسیری که در کمندِ غمت
ز طُرّهی تو بسی دلشکستهتر باشد
#صوفی_مازندرانی
@AdabSar
💫
عشق تو میکشاندم شهر به شهر کو به کو
مهر تو میدواندم پهنه به پهنه سو به سو
#محمدصادق_رفعت_سمنانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
عشق تو میکشاندم شهر به شهر کو به کو
مهر تو میدواندم پهنه به پهنه سو به سو
#محمدصادق_رفعت_سمنانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ادبسار
📝 @AdabSar واژهسازی و ما بخش ششم ✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی همدایش(ترکیب)هایی مانند «زیستشناسی» و «جانورشناسی» در پارسی نیز همخوانی بخشبهبخش با Biologie و Zoologie دارند و میتوانند برگردان افزارهای (مکانیکی) شمرده شوند، ولی براستی برگردان افزارهای نیستند…
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هفتم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
اگر چه در بارهی دیگر واژههایی که با پیشوند Poly- آغاز میشوند میتوان «چند-» را به آسانی به کار برد، مانند «چندزبانه» برابر با Polyglot که در اینجا نیز یک همدایش (ترکیب) بهنجار پارسی و رسانای مانک است.
یا دربارهی واژهای مانند Labyrinth اگر آتانش(توجه) داشته باشیم که در پارسی برای شمار بالا و پیوسته از چیزی واژهی «هزار-» را پیشوندگونه به کار میبریم، مانند هزاردره، هزارچشمه، هزارچم، هزارلا، هزارپا، در این باره هم میتوانیم «هزاردالان» یا «هزارتو» را به کار بریم، چنانکه تاکنون به کار رفته است.
یک نمونه مَهَند(مهم) از رواگمندی(رواج) واژهسازی افزارهای(مکانیکی) در زبان پارسی رواگ ـگرا و ـگرایی در پارسی به جای ist و ism است. این دو پسوندگونه اگر چه کمابیش رواگمندی همگانی یافته و کار را بر بسیاری ساده و آسان کردهاند، ولی به نگریه ما از نمونههای آشفتهکاری در زبان است و واژههایی که به این شیوه ساخته میشوند، چه بسا از درخشش مانک برخوردار نیستند. اگر چه این نویسنده پیش از این در این باره گفتمان کمابیش گستردهای کرده استبا این همه باز هم به بخشهایی از آن خواهیم پرداخت.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
واژهسازی و ما
بخش هفتم
✍ فرستنده #بزرگمهر_صالحی
اگر چه در بارهی دیگر واژههایی که با پیشوند Poly- آغاز میشوند میتوان «چند-» را به آسانی به کار برد، مانند «چندزبانه» برابر با Polyglot که در اینجا نیز یک همدایش (ترکیب) بهنجار پارسی و رسانای مانک است.
یا دربارهی واژهای مانند Labyrinth اگر آتانش(توجه) داشته باشیم که در پارسی برای شمار بالا و پیوسته از چیزی واژهی «هزار-» را پیشوندگونه به کار میبریم، مانند هزاردره، هزارچشمه، هزارچم، هزارلا، هزارپا، در این باره هم میتوانیم «هزاردالان» یا «هزارتو» را به کار بریم، چنانکه تاکنون به کار رفته است.
یک نمونه مَهَند(مهم) از رواگمندی(رواج) واژهسازی افزارهای(مکانیکی) در زبان پارسی رواگ ـگرا و ـگرایی در پارسی به جای ist و ism است. این دو پسوندگونه اگر چه کمابیش رواگمندی همگانی یافته و کار را بر بسیاری ساده و آسان کردهاند، ولی به نگریه ما از نمونههای آشفتهکاری در زبان است و واژههایی که به این شیوه ساخته میشوند، چه بسا از درخشش مانک برخوردار نیستند. اگر چه این نویسنده پیش از این در این باره گفتمان کمابیش گستردهای کرده استبا این همه باز هم به بخشهایی از آن خواهیم پرداخت.
⏳ دنباله دارد
#واژه_گزینی
📝 @AdabSar
🔎🧠 @AdabSar
«نگر» واژهای پارسی است که تازیشدهی آن «نظر» است.
پس «نظرسنجی» به پارسی میشود «نگرسنجی».
نظرسنجی = نگرسنجی، دیدسنجی
🖋 نمونه:
نظرسنجی نوعی روش تحقیق پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از افراد در مورد یک موضوع مورد مطالعه قرار میگیرد =
نگرسنجی گونهای روش پژوهش پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از مردم دربارهی یک جَستار بررسی میشود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نظر #نظرسنجی
🔎🧠 @AdabSar
«نگر» واژهای پارسی است که تازیشدهی آن «نظر» است.
پس «نظرسنجی» به پارسی میشود «نگرسنجی».
نظرسنجی = نگرسنجی، دیدسنجی
🖋 نمونه:
نظرسنجی نوعی روش تحقیق پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از افراد در مورد یک موضوع مورد مطالعه قرار میگیرد =
نگرسنجی گونهای روش پژوهش پیمایشی است که در آن دیدگاه گروهی از مردم دربارهی یک جَستار بررسی میشود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #نظر #نظرسنجی
🔎🧠 @AdabSar
👦🏼👨🏻👴🏾 goo.gl/FBRpt6
۱۹ ماه نوامبر ترسایی(میلادی)، به نام #روز_جهانی_مرد نامگذاری شده است.
آرمان نامگذاری این روز، نگرورزی(توجه) به تندرستی و بهداشت مردان و پسران، شادابی روان، بهبود پیوندها(روابط)، رواگ(رواج) برابری گونِگی(جنسیتی) و برجسته ساختن جایگاه نیک مردان در همزیستگاهشان است. این روز بزنگاهی برای مردان است تا دستاوردهای آنان بهویژه پشتیبانی از مردم و خانواده، زناشویی و نگهداری از فرزندانشان را جشن بگیرند و نشان دهند که به وارون(برخلاف) باورهای رواگدار(رایج)، همهی مردان زورگو و پرخاشگر نیستند.
روز جهانی مرد زمانی برای ارج نهادن و سپاسگزاری از مردانی است که هر روز همچون یک دوست، همسر و پدر، برای خانواده، دوستان، مردمان و کشور خود میکوشند، گذشت میکنند و میخواهند کارایی و سودمندی برای همبودگاه(جامعه) و خانوادهی خود داشته باشند.
کشورهای برگزارکنندهی روز جهانی مرد هرسال میکوشند تا با برگزاری همایشها، جشنوارهها، کارگاههای آموزشی، برنامههای رسانهای و... با نکوهیدن نمادهای مردانهی پرخاشگری، به رویکردی والا و برابر از جایگاه مردان دست یابند.
«فَراگَری گونِگی» یا «ژادزَدِگی» به چِمارِ باور یا نگرشی است که یک ژاد را پستتر از دیگری میداند(تبعیضِ جنسیتی یا جنسیتزدگی به معنی اعتقاد یا نظری است که یک جنسیت* را حقیرتر از دیگری میداند). این روز میتواند بهانهای باشد برای بازاندیشی در باورهای ژادزدهای که درون ما نهادینه شدهاند. آسیب این باورها نهتنها زنان، که جایگاه مردان را نیز نشانه میگیرد و هر دو را از شادی و برخورداری از زندگی سرخوشانه بیبهره میکند.
#ادبسار
*برای آشنایی با برابرهای پارسی واژگان «جنس» و «جنسیت» و کاربرد آنها به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/6945
💑👫 @AdabSar
۱۹ ماه نوامبر ترسایی(میلادی)، به نام #روز_جهانی_مرد نامگذاری شده است.
آرمان نامگذاری این روز، نگرورزی(توجه) به تندرستی و بهداشت مردان و پسران، شادابی روان، بهبود پیوندها(روابط)، رواگ(رواج) برابری گونِگی(جنسیتی) و برجسته ساختن جایگاه نیک مردان در همزیستگاهشان است. این روز بزنگاهی برای مردان است تا دستاوردهای آنان بهویژه پشتیبانی از مردم و خانواده، زناشویی و نگهداری از فرزندانشان را جشن بگیرند و نشان دهند که به وارون(برخلاف) باورهای رواگدار(رایج)، همهی مردان زورگو و پرخاشگر نیستند.
روز جهانی مرد زمانی برای ارج نهادن و سپاسگزاری از مردانی است که هر روز همچون یک دوست، همسر و پدر، برای خانواده، دوستان، مردمان و کشور خود میکوشند، گذشت میکنند و میخواهند کارایی و سودمندی برای همبودگاه(جامعه) و خانوادهی خود داشته باشند.
کشورهای برگزارکنندهی روز جهانی مرد هرسال میکوشند تا با برگزاری همایشها، جشنوارهها، کارگاههای آموزشی، برنامههای رسانهای و... با نکوهیدن نمادهای مردانهی پرخاشگری، به رویکردی والا و برابر از جایگاه مردان دست یابند.
«فَراگَری گونِگی» یا «ژادزَدِگی» به چِمارِ باور یا نگرشی است که یک ژاد را پستتر از دیگری میداند(تبعیضِ جنسیتی یا جنسیتزدگی به معنی اعتقاد یا نظری است که یک جنسیت* را حقیرتر از دیگری میداند). این روز میتواند بهانهای باشد برای بازاندیشی در باورهای ژادزدهای که درون ما نهادینه شدهاند. آسیب این باورها نهتنها زنان، که جایگاه مردان را نیز نشانه میگیرد و هر دو را از شادی و برخورداری از زندگی سرخوشانه بیبهره میکند.
#ادبسار
*برای آشنایی با برابرهای پارسی واژگان «جنس» و «جنسیت» و کاربرد آنها به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/6945
💑👫 @AdabSar
@AdabSar
آزار مرا هرگز یک مور نمیبیند
سنگینی جسمم را جز گور نمیبیند
حاجی تو حجازی شو من کعبه در آغوشم
آن نور که من بینم هر کور نمیبیند
این نامه که من دارم باز است و بسی خوانا
محروم نمیخواند مغرور نمیبیند
مرغ سحر آوازی با شوق نمیخواند
کس را چو در این محفل مسرور نمیبیند
در پردهی چشم ما صد گونه حصار اما
آن پردهنشین ما را محصور نمیبیند
من دانم و او داند آدم به چه معنایی
رازی که به جنت هم صد حور نمیبیند
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
آزار مرا هرگز یک مور نمیبیند
سنگینی جسمم را جز گور نمیبیند
حاجی تو حجازی شو من کعبه در آغوشم
آن نور که من بینم هر کور نمیبیند
این نامه که من دارم باز است و بسی خوانا
محروم نمیخواند مغرور نمیبیند
مرغ سحر آوازی با شوق نمیخواند
کس را چو در این محفل مسرور نمیبیند
در پردهی چشم ما صد گونه حصار اما
آن پردهنشین ما را محصور نمیبیند
من دانم و او داند آدم به چه معنایی
رازی که به جنت هم صد حور نمیبیند
#رحیم_معینی_کرمانشاهی
@AdabSar
💫
ای دل ز جفای دلستانان مگریز
دزدی خواهی ز پاسبانان مگریز
میجوی نشان ز بینشانان مگریز
صد جان بده و ز درد جانان مگریز
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
ای دل ز جفای دلستانان مگریز
دزدی خواهی ز پاسبانان مگریز
میجوی نشان ز بینشانان مگریز
صد جان بده و ز درد جانان مگریز
#مولوی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍃🍂 @AdabSar 🍃
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در غربت شعرها جستجو کن؛
شاید نسیممان در مصرعی بوزد
شاید به حقیقت بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در آوارگی چکامهها جستجو کن؛
شاید نسیممان در بَندی بوزد
شاید به فرهود بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🍂🍃 @AdabSar 🍂
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در غربت شعرها جستجو کن؛
شاید نسیممان در مصرعی بوزد
شاید به حقیقت بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🖋📖 #برگردان_به_پارسی
چون راههای کوهستانی بودیم
مانده در دوردستها...
اگر ما را میجویی
در آوارگی چکامهها جستجو کن؛
شاید نسیممان در بَندی بوزد
شاید به فرهود بپیوندد
خوابهایمان... «شکران کورداکول»
🍂🍃 @AdabSar 🍂
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مغلطه» واژهای تازی است. در پارسی میتوان بهجای آن از واژهی «کژفرنود» سود جست:
«کژ» (پیشوند است، به چَم نادرست، زشت، بد) + «فرنود» (استدلال).
🔻مغلطه = واهَرکاری، دَغاکاری، کژفَرنود، سخنگردانی
🔻مغلطهگر = واهَرکار، دَغاکار، کژفرنود، نارواپرداز، سخنگردان، زِپاکانگر(بهره از فرهنگ پهلوی)
✍ نمونه:
🔺مغلطه جزئی از برهان است که بهطور قابلاثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد. =
کژفرنود بخشی از پَروَهان است که به گونهی پایوَر پذیری در درستی آن خُرده است.
🔺مغلطهگر کسی است که از روی استدلال نادرست، به یک نتیجهی درست یا نادرست رسیده است. =
دَغاکار کسی است که از روی فرنودِ نادرست، به یک دستاورد درست یا نادرست رسیده است.
🔺مغلطه ممکن است برای وارونهکردنِ حقیقت بهکار رود. =
دَغاکاری میتواند برای وارونهکردنِ فَرهود بهکار رود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مغلطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
«مغلطه» واژهای تازی است. در پارسی میتوان بهجای آن از واژهی «کژفرنود» سود جست:
«کژ» (پیشوند است، به چَم نادرست، زشت، بد) + «فرنود» (استدلال).
🔻مغلطه = واهَرکاری، دَغاکاری، کژفَرنود، سخنگردانی
🔻مغلطهگر = واهَرکار، دَغاکار، کژفرنود، نارواپرداز، سخنگردان، زِپاکانگر(بهره از فرهنگ پهلوی)
✍ نمونه:
🔺مغلطه جزئی از برهان است که بهطور قابلاثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد. =
کژفرنود بخشی از پَروَهان است که به گونهی پایوَر پذیری در درستی آن خُرده است.
🔺مغلطهگر کسی است که از روی استدلال نادرست، به یک نتیجهی درست یا نادرست رسیده است. =
دَغاکار کسی است که از روی فرنودِ نادرست، به یک دستاورد درست یا نادرست رسیده است.
🔺مغلطه ممکن است برای وارونهکردنِ حقیقت بهکار رود. =
دَغاکاری میتواند برای وارونهکردنِ فَرهود بهکار رود.
✍ #مجید_دری
#پارسی_پاک #مغلطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍂🔥 @AdabSar 🍁
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍁 آذرجشن
🍂 «آذرجشن»، جشنی در پیوند با آتش و برای فرا رسیدن سرمای زمستان و برافروختن نخستین آتش و گرمای زمستانی است که گویا در «اورمزد روز» از آذر، برابر با یکم آذر برگزار میشد. از اینرو میگوییم گویا، که دربارهی زمان برگزاری این جشن آگاهی درستی در دست نیست و با جابجایی گاهشماریها و به شمار نیاوردن بهیزک(کبیسه)، شاید زمان برگزاری آن جابجا شده باشد.
🔥 برای نمونه گفته شده که جشن شهریورگان همان آذرجشن است. زمان برگزاری آذرجشن را در آغاز مهر و جشن آغاز پاییز هم دانستهاند. «گاهنبار ایاسرم» یکی دیگر از جشنهایی است که آذرجشن را با آن یکی میدانند و یک گمان دیگر، برگزاری آذرجشن در آغاز ماه آذر است.
🍁 «ابوریحان بیرونی» در «آثارالباقیه» از زبان «شاهویه» یا «زادویه» نوشته است که در آذرجشن در خانهها آتش میافروختند، نیایش میکردند، خوراک میخوردند، پایکوبی میکردند و باور داشتند گرمای جشن و آتش آن، آسیبهای سرمای زمستان را از مردم، گیاهان و گیتی دور میکند. گویی که با لشگری گران به جنگ با دشمن رفته باشند. بیرونی همچنین نوشته است که «خورشید موبد»، آذر جشن را در روز نخست شهریور میداند و میگوید این جشن در گاهنبار آفرینش گیاهان در خراسان برگزار میشد و باور دارد که این جشن ایرانی نیست، تخاری است ولی به روزهای ایرانیان راه یافته است.
🔥 ای ماه، رسید ماه آذر
برخیز و بده میِ چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن
ز آذر صنما به ماه آذر!
#مسعود_سعد_سلمان
🍂 پیشتر در ادبسار به جشنهای گفته شده پرداختهایم.
جشن شهریورگان
t.me/AdabSar/14686
جشن پاییزانه
t.me/AdabSar/15243
گاهنبار ایاسرم
t.me/AdabSar/15110
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
____________
#جشن_های_ایرانی #آذرجشن #آذرگان
🍁🔥 @AdabSar 🍂
🔥 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍁 آذرجشن
🍂 «آذرجشن»، جشنی در پیوند با آتش و برای فرا رسیدن سرمای زمستان و برافروختن نخستین آتش و گرمای زمستانی است که گویا در «اورمزد روز» از آذر، برابر با یکم آذر برگزار میشد. از اینرو میگوییم گویا، که دربارهی زمان برگزاری این جشن آگاهی درستی در دست نیست و با جابجایی گاهشماریها و به شمار نیاوردن بهیزک(کبیسه)، شاید زمان برگزاری آن جابجا شده باشد.
🔥 برای نمونه گفته شده که جشن شهریورگان همان آذرجشن است. زمان برگزاری آذرجشن را در آغاز مهر و جشن آغاز پاییز هم دانستهاند. «گاهنبار ایاسرم» یکی دیگر از جشنهایی است که آذرجشن را با آن یکی میدانند و یک گمان دیگر، برگزاری آذرجشن در آغاز ماه آذر است.
🍁 «ابوریحان بیرونی» در «آثارالباقیه» از زبان «شاهویه» یا «زادویه» نوشته است که در آذرجشن در خانهها آتش میافروختند، نیایش میکردند، خوراک میخوردند، پایکوبی میکردند و باور داشتند گرمای جشن و آتش آن، آسیبهای سرمای زمستان را از مردم، گیاهان و گیتی دور میکند. گویی که با لشگری گران به جنگ با دشمن رفته باشند. بیرونی همچنین نوشته است که «خورشید موبد»، آذر جشن را در روز نخست شهریور میداند و میگوید این جشن در گاهنبار آفرینش گیاهان در خراسان برگزار میشد و باور دارد که این جشن ایرانی نیست، تخاری است ولی به روزهای ایرانیان راه یافته است.
🔥 ای ماه، رسید ماه آذر
برخیز و بده میِ چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن
ز آذر صنما به ماه آذر!
#مسعود_سعد_سلمان
🍂 پیشتر در ادبسار به جشنهای گفته شده پرداختهایم.
جشن شهریورگان
t.me/AdabSar/14686
جشن پاییزانه
t.me/AdabSar/15243
گاهنبار ایاسرم
t.me/AdabSar/15110
✍🏼 #پریسا_امام_وردیلو
____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- گاهشماری و جشنهای ایران باستان #هاشم_رضی
____________
#جشن_های_ایرانی #آذرجشن #آذرگان
🍁🔥 @AdabSar 🍂
🌼🌹💐
🌹💐
💐
بکوشیم تا نیکی آریم و داد
خُنُک آنکه پندِ پدر کرد یاد
چو یزدانِ نیکیْدِهِش نیکُوی
به ما داد و تاجِ سرِ خسروی
به نیکی کنم ویژه همبازتان
نخواهم که بی من بُوَد رازتان
بدانید کآن کو منیْفَش بُوَد
برِ مهتران سخت ناخُوَش بُوَد
ستیزه بُوَد مَر وُرا پیشْرَو
بمانَد نیازش همه ساله نَو
#فردوسى
و در این هفته امید آن:
ابا شادمانیّ و با اِیْمِنی
ز بد دور و از دستِ آهرمنی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
💐🌼
🌹💐🌼
🌹💐
💐
بکوشیم تا نیکی آریم و داد
خُنُک آنکه پندِ پدر کرد یاد
چو یزدانِ نیکیْدِهِش نیکُوی
به ما داد و تاجِ سرِ خسروی
به نیکی کنم ویژه همبازتان
نخواهم که بی من بُوَد رازتان
بدانید کآن کو منیْفَش بُوَد
برِ مهتران سخت ناخُوَش بُوَد
ستیزه بُوَد مَر وُرا پیشْرَو
بمانَد نیازش همه ساله نَو
#فردوسى
و در این هفته امید آن:
ابا شادمانیّ و با اِیْمِنی
ز بد دور و از دستِ آهرمنی
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌼
💐🌼
🌹💐🌼