ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


۱_ درس بعد = آموزه‌ی دیگر/پَسین/سِپَسین

۲_ زنگ آخر = زنگ پایان، زنگ واپسین، واپسین زنگ

۳_ اجازه = پروانه(اجازه می‌دهید = پروانه می‌دهید ـ وـ اجازه بده بروم = بگذار بروم)

۴_ وقتتون تمومه = زمانتان پایان گرفت، پایانِ زمان (بیشتر در t.me/AdabSar/6663)

۵_ حرف نزنید = سخن مگویید، چیزی مگویید، هیچ مگویید، لَب بگیرید، سِدا مکنید، بی‌سِدا باشید، خاموش باشید، خاموش!، هیس!

۶_ ساکت = خاموش، بی‌سِدا(ساکت باش=سِدا مکن، بی‌سِدا باش، بی‌سِدا!، هیس!)

۷_ ورق بزنید = برگ بزنید

۸_ کتاب: کتاب آموزشی = ماتیکان، آموزشنامه ـ وـ کتاب دینی = نَسک ـ وـ کتاب = نبیگ، نـیپیک

۹_ خط بکشید = سَمیرِه بکشید

۱۰_ مهمه = مَهَنده

۱۱_ تقلب ممنوع = دَغایی ناروا، فریبکاری نابجا، دَغَلی مکنید، دَغَلکاری مکنید

۱۲_ شاگرد ضعیف = شاگرد ناتوان، شاگرد کـَم‌دان

۱۳_ دفتر = دفتر

۱۴_ تصویر = نِگارِه، نِگارَک

۱۵_ مخاطب = شنونده، بیننده، هَم‌سُخن

۱۶_ بعضی ها = برخی

۱۷_ مراقب امتحان = دیده‌بان آزمون، نگاهبان آزمون، آزمون‌بان

۱۸_ مواظب خودت باش = خودت را بِپا، هوای خودت را داشته باش(بیشتر در t.me/AdabSar/6214)

۱۹_ اهداف خودتون رو تعیین کنید = هدف‌های خود را برگزینید، آرمان‌های خود را برگزینید (بیشتر در t.me/AdabSar/4497)

۲۰_ مرتب بشینید = به‌سامان بنشینید، درست بنشینید(بیشتر در t.me/AdabSar/4790)

۲۱_ ادب را رعایت کنید = ادب را پاس بدارید، ادب داشته باشید

۲۲_ قانون مدرسه = آیینِ دبستان/دبیرستان/آموزشگاه/اندیشگاه

۲۳_ وقت ندارم = زمان ندارم

۲۴_ تصحیح کردن = ویراستن، درست کردن، بررسی کردن(در اینجا)

۲۵_ کاملا اشتباه می کنی = سَددرسَد کارت نادرست است، برداشتت بسیار نادرست است (بیشتر در t.me/AdabSar/6704)

۲۶_ دروغ نگو = دروغ مگو

۲۷_ اهمیت بده = مَهَند بدان، ارج بدار، ارج بِنِه، ارزشمند بدان، ارزش بده

۲۸_ البته = اگرچه، چرا که نه، هرچند، با اینهمه

۲۹_ بلکه = چه بسا، وَنکه، ولی، وانگه، والاتر که، چه، بهتر از آن که، به جای آن، بدتر از آن، اینکه، بالاتر از آن(بیشتر در t.me/AdabSar/2695)

۳۰_ با سرعت و بادقت و کامل بنویس = با شتاب/با تندی/زود و با باریک‌بینی/ریزبینی/تیزنِگری/موشکافی و درست بنویس(بیشتر در t.me/AdabSar/6704)

۳۱_ توجه کنید = ببینید، بنگرید، دَرنِگرید، پُر بِنگرید، بِهوش باشید (توجه کردن = پرداختن به)

۳۲_ قول بده = پیمان ببند، سوگند بخور

۳۳_ مشکل اینجاست که... = گرفتاری اینجاست که...

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

آتش و آب و آبرو با هم
هر سه گشتند در سفر همراه

عهد کردند هر یکى گم شد
با نشانى ز خود شود پیدا

گفت آتش به هر کجا دود است
می‌توان یافتن مرا آنجا

آب گفتا نشان من پیداست
هر کجا باغ هست و سبزه بیا

آبرو رفت و گوشه‌اى بگرفت
گریه سر داد گریه‌اى جانکاه

آتش آن حال دید و حیران شد
آب در لرزه شد ز سر تا پا

گفتش آتش که گریه‌ى تو ز چیست؟
آب گفتا بگو نشانه چو ما

آبرو لحظه‌اى به خویش آمد
دیدگان پاک کرد و کرد نگاه

گفت محکم مرا نگه دارید
گر شوم گُم نمی‌شوم پیدا!


#رهی_معیری
@AdabSar
@AdabSar

با همین بازی‌ها شروع شد زندگی
با همین صندلی‌ها
که هرگز
به تعدادِ ما نبود
و ما
با هر سوتِ داور
تنهاتر شدیم...

#یاور_مهدی_پور
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
💫

از پنجره‌های بسته باید ترسید
از غیرت مرد خسته باید ترسید

هرگز به محبت کسی زخم نزن
از عاشق دل‌شکسته باید ترسید


#حسین_راثی_کلور
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻اشتباه = کژکاری، کژی، کژ، نادرست، نادرستی، لغزش، کوتاهی، گمراهی، بیراه، بازنشناختن، بازندانستن، پرتی، رَمژَک، زیف
🔻اشتباها = ندانسته، به‌نادرست
🔻اشتباه عمدی = رَمژَک ساختگی، لغزش خواستی، پَرتی لُپی
🔻اشتباه‌کاری = بهم درآمیختن
🔻اشتباه‌کردن = کژی‌کردن، لغزیدن، درست درنیافتن، بازندانستن، رَمژَکیدن، پَرت‌بودن
🔻اشتباه‌گرفتن = نادرست‌گرفتن، جابجاگرفتن
🔻به‌اشتباه = ندانسته، به‌نادرست
🔻مشتبه = گول‌خورده، پرت، دَشگیر(دَش=شبه)، درهم، درهم و برهم، پوشیده، سایه روشن
🔻مشتبه شدن = دَشگیرشدن(دَش=شبه)، پرت‌شدن، گول‌خوردن

نمونه:
🔺یورو اسپورت "رضا پرستش" را با "لیونل مسی" اشتباه گرفت
یورو اسپورت، "رضا پرستش" را با "لیونل مسی" جابجا گرفت

🔺آنکس که عاشق تو نشد اشتباه کرد
پنجاه سال زندگی‌اش را تباه کرد(علی اکبر لطیفیان) =
آنکس که شیفته‌ی تو نشد لغزش کرد(لغزید)
پنجاه سال زندگی‌اش را تباه کرد

🔺کشید نقش تو نقاش و اشتباه کشید
به جای آنکه کشد آفتاب، ماه کشید (شاطرعباس صبوحی) =
کشید نَخش تو نخشگر و بیراه کشید
به جای آنکه کشد آفتاب، ماه کشید


🔺اشتباها به سمت خودی‌ها شلیک کردند =
به‌نادرست به سوی خودی‌ها تیراندازی کردند

🔺مواظب باش حرف اشتباهی نزنی =
هوشیار باش به زیف سخن نگویی
بپا سخن نادرستی نگویی

🔺خیلی حرف‌های اشتباهی می‌زد =
پُر بیراه می‌گفت

🔺اشتباه داوری بود =
کژکاری داوری بود
رَمژَک داوری بود
لغزش داوری بود

🔺امر بر او مشتبه شد =
به لغزش افتاد
گول خورد
گمراه شد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#اشتباه #اشتباها #مشتبه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

دلی که نشسته کنار پنجره زار می‌زند
و خواب دیده‌ام شبی مرا کنار می‌زند

غروب‌ها که می‌شود خیال چشم‌های تو
تو را دوباره در دل شکسته جار می‌زند

یکی نگاه می‌کند یکی گناه می‌کند
یکی سکوت می‌کند یکی هوار می‌زند

و عشق درد مشترک میان ماست با همه
کسی که شعر گفته یا کسی که تار می‌زند

درست مثل بازی گذشته‌های شاعری
که جای سنگ و گل، به دوستش انار می‌زند

خدا کند به وعده‌اش وفا کند که گفته بود
شبی مرا به جرم عشق خویش دار می‌زند!

#مریم_حیدر_زاده
@AdabSar
💫

به رسم بادکـنک‌ها دلـم پُر است، اما

نخی گره زده من را به دست تنهایی!


#سعید_صاحب_علم
@AdabSar
💫

گویند که معشوقِ تو زشت است و سیاه
گر زشت و سیاه است مرا نیست گناه

من عاشقم و دلم بر او گشته تباه
عاشق نَبُوَد ز عیب معشوق آگاه

#فرخی_سیستانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«فرزانه»، «فرزان» و «فرزین»
💭💭 نام دخترانه‌ی "فرزانه" و نام‌های پسرانه‌ی "فرزان" و "فرزین" به مانَک(معنی) خردمند، اندیشمند، دانشور، آگاه، دانا و استوار است.
- بپرسید از او دخت افراسیاب
که فرزانه شاها چه دیدی به خواب؟
#فردوسی

💭💭 "فرزانه" برآمده از واژه‌ی پهلوی فْرَزانَـک یا پْرَزانَـک به چمار(معنی) دانا است. "پْرَ" در سانسکریت و "فْرَ" در پارسی باستان به مانی(معنی) دانستن بود. (بهرام فره‌وشی و علی‌اکبر دهخدا)

💭💭 پارسی پهلوی با کردی نیمروزی(جنوبی) همانندی بسیاری دارد و "فرزانه" در پهلوی و کردی نام آمیخته از "فره"(بسیار/فراوان)+"زانَ/زانَـک"(دانستن) است و "فرزانه" در کردی چم(معنی) بسیاردان دارد. (اشکبوس)

💭💭 "فرزانه" در یونانی phronesis به آرِش(معنی) "فرزان شاینده"(حکمت عملی) است. (احمد فردید)

💭💭 بندواژه‌ی(حرف) "ه‍" در فرزانه، "ة" مادینگی تازی(مونث عربی) نیست. دگردیس(تبدیل) "ک" به "ه" از پارسی پهلوی به پارسی دری (فرزانک به فرزانه) است.

💭💭 نام‌های "فرزان" و "فرزین"، گونه‌های دیگر نام فرزانه و برآمده از دل این نام هستند. نام مهره‌ی "ویچیر"(وزیر) در بازی شترنگ(شطرنج) که جایگاه خردمندی در این بازی دارد، "فرزین" و گاه "فرزان" است. این برنام(لقب) برای دانشمندان و ویچیرهای دانای پادشاهان بکار می‌رفت.

🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های پسرانه و دخترانه‌ی ایرانی و هم‌آوا:
👨🏻 فربد، فرنود، فرازان، فرازین، فرشید، فرَوَرتیش، فرود، فرنام، فرمند، فرهنگ، فرداد، فروَر و...
👩🏻 فرهوش، فرنوش، فرهور، فرمهر، فرانک، فروغ، فرخنده، فرناز و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#نام_دخترانه_ایرانی
#فرزان #فرزانه #فرزین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻استفاده = بهره‌برداری، کاربرد، کاربری، بکارگیری، سودجویی، بهره‌مندی، بهره‌جویی، بهره‌گیری، بهره‌وری، سودبردن، سود
🔻استفاده از = به‌کارگیری، کاربری
🔻استفاده‌کردن = به‌کاربردن، بهره‌بردن، بهره‌برداشتن، سودجُستن
🔻استفاده کنیم = به‌کار بریم، بهره بگیریم
🔻حداقل استفاده = کمترین بهره، کمترین بهره‌مندی، پایین‌ترین سود
🔻حداکثر استفاده = بیشترین بهره، بیشترین بهره‌مندی، بالاترین سود
🔻سوءاستفاده = نارواگری، نادرستکاری، کَژبَهرِگی، کژبَهری، بَدبِکارگیری، کَژکاربرد، کژسود
🔻سوءاستفاده‌کردن = کژسودبردن، کَژبهره‌بردن
🔻غیرقابل‌استفاده = بیهوده، تباه، به‌دردنخور
🔻قابل استفاده = به‌کاربُردنی، بهره‌بُردنی
🔻مورد استفاده = به‌کاررفته، کاربری، کاربُرد
🔻مُستَفاد = سودداده، سودرسان، سودبرده، بهره‌گرفته، دریافته، مِنیدِه(=فهمیده شده)، پِی‌بُرده، برآمده، برگرفته، به‌دست‌آمده
🔻مُستَفادشدن = دریافت‌شدن، مِنیدِه‌شدن، برگرفته‌شدن، برآمدن

نمونه:
🔺این معامله اونقدرام که فکر می‌کنی برام استفاده نداشت =
این دادوستد آن‌اندازه‌ها هم که می‌گَمانی(گمان می‌کنی) برایم سود نداشت

🔺از فرمایشات جنابعالی استفاده می‌کنم =
از فرمایش‌های شما بهره‌مند می‌شوم
از سخنان شما بهره می‌برم
از سخنان شما سود می‌برم
از گفتارتان بهره‌وَرَم

🔺استفاده از این وسیله خیلی خطرناک است =
کاربرد این ابزار بسیار بیمناک است

🔺نباید از کلمات بیگانه استفاده کرد =
نباید از واژه‌های بیگانه بهره برد
نباید واژه‌های بیگانه را به‌کار برد

🔺برای زراعت از بذر مخصوص استفاده می‌کنم =
برای کشاورزی از بَرز ویژه سود می‌برم
برای کشاورزی دانه‌های ویژه به‌کار می‌برم
برای کشاورزی بَرزهای ویژه را به‌کار می‌گیرم
برای کِشت دانه‌ی ویژه به‌کار می‌برم
بَرزِ ویژه می‌کارم

🔺این ابنیه غیرقابل‌استفاده‌اند =
این ساختمان‌ها کاربردی ندارند
این ساختمان‌ها سودی ندارند
این ساختمان‌ها به‌درد نمی‌خورند
این ساختمان‌ها بیهوده‌اند

🔺از سبزیجات مختلف استفاده شده تا غذا خوش طعم گردد =
سبزی‌های گوناگون به‌کار گرفته شده تا خوراک خوشمزه شود
سبزی‌های گوناگون به‌کار رفته تا خورش خوشمزه شود

🔺ازش استفاده نمی‌کنم =
به‌کارش نمی‌برم

🔺عدم تقارن اغلب در بناسازی مضر است، اما با این وجود، بعضی مواقع از آن در تکنیک و هنر استفاده می‌کنند =
ناسنجی در ساختمان‌سازی پُرگاه زیان‌آور است، ولی بااین‌همه، گاهی از آن در فَند و هنر بهره می‌برند

🔺با سوءاستفاده از موقعیتش اقدام به کلاهبرداری می‌کرد =
با کَژبَهری از جایگاهش دست به کلاهبردی می‌زد

🔺از این متن چنین مستفاد می‌شود که... =
از این نوشته چنین برمی‌آید که...

🔺جنس‌ها را با حداقل استفاده فروخت =
کالاها را با کمترین سود فروخت

🔺مورد استفاده‌ی این وسیله را می‌دانید؟ =
کاربری این افزار را می‌دانید؟

🔺به طریق صحیحی مورد استفاده قرار نگرفت =
به روش درستی به‌کار نرفت

🔺 قابل‌استفاده است؟ =
به‌کاربردنی است؟
به کار می‌آید؟
کار می‌کند؟

🔺غیرقابل‌استفاده است =
به‌کاربردنی نیست
به کار نمی‌آید
کار نمی‌کند


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#استفاده #مستفاد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

نِگر از یار گر روزی حدیث هجر را خواندن
به روی روز روشن چادرِ مشکین پوشاندن

رسد گر یک سخن از او به‌ناگه نزد من، چونان
برای آفریدون هر دم از ایرج سخن‌راندن

گر از من پرسد آن دشمن، نژادت پاک می‌ناید
سیاوُش‌وَش زنم خود را به آتش بهر سوزاندن

مَبر ای دیوزاده نام ایران را دگر بر لب
نه‌آید از لبِ دیوان کلامِ ناب افشاندن

گرت چون ماردوشان خون ایرانی کند مَزه
چُنان آهنگران سازم جهانی را به شوراندن

به روزِ تلخِ ما ریزی به شادی شهد را در جام!
ببینی زهر را روزی به‌جای شهد نوشاندن

به مُردن تن دهم آسان، گر اینک زندگی این است
نشاید مرده را دیگر به زور از مرگ ترساندن

به مهر میهن ار روزی کنم از گور رستاخیز
به راه میهن از نو جان کُند آهنگِ میراندن

بِدین گفتارِ تو «خسرو»، دلِ عُشاقِ میهن سوخت
گناهی بس گران باشد دلِ عشاق سوزاندن

#کیخسرو_پشوتن
@AdabSar
💫

گفتمش زیبای من، ما را کمی آشفته کن

بی‌مروت بند گیسوی کمندش باز کرد!


#مصطفا_شیری
@AdabSar
💫

در شهر هِی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود، که آخر زیاد شد

اینقدرهام نصف‌جهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد!


#امید_صباغ_نو
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«ماهان» و «ماهانداد»
🌕🌕 نام پسرانه‌ی "ماهان"، نامی کهن است و ریشه در پارسی پهلوی دارد. ماهان به چمار(معنی) درخشنده و روشن همچون ماه است.
این نام آمیخته از ماه+ان است و "ان" در این نام پسوند بستگی است.

🌙🌙 ماهان نام شهری در نزدیکی کرمان و نام دشت بزرگی در باختر(غرب) تبریز است.
گفته می‌شود ماهان نام پسر کی‌خسرو، پسر اردشیر و پسر کواد(قباد) بود.

🌖🌖 "ماهان"، نام کُهرُمان(قهرمان) داستان پنجم از داستان‌های هفت‌پیکر نظامی است:
- بود مردی به مصر "ماهان" نام
منظری خوبتر ز ماه تمام!
#نظامی

🌗🌗 در برخی ویرایش‌های شاهنامه‌ی فردوسی نیز "ماهان" یکی از بزرگان مرو است:
- کنون بازگردم به گفتار سرو
فروزنده‌ی سهل ماهان به مرو!
#شاهنامه #فردوسی

🌘🌘 "ماهانداد" نیز به مانی(معنی) پیشکش ماه است. "داد" در اینجا به مانَـک(معنی) بخشیدن است. ماهانداد یکی از دادوران(قضات) نامدار زمان ساسانیان بود.
به دید می‌رسد نام ماهان در گذشته با پسوندی همراه بود (برای نمونه ماهانداد) که با گذر زمان و به‌ویژه در شاهنامه‌ی فردوسی به ماهان دگرگون شد.

🌝🌜 واژه‌ی "ماه" واژه‌ای اوستایی است.
برای آشنایی با واژه‌ی "ماه" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/1593


🇮🇷🇮🇷 شماری از نام‌های پسرانه و دخترانه‌ی ایرانی و هم‌آوا (برخی از این نام‌ها دخترانه و پسرانه هستند):
👨🏻 ماهبد، ماهک، ماهکان، ماکان، مانوشفر، مهباد، مهبان، ماهور، ماهونداد، یزداد و...
👩🏻 ماهدیس، ماندانا، مانوش، مانوشا، ماهرو، ماهشید و...


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#ماهان #ماهانداد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻تقصیر = لغزش، کوتاهی، سستی، رَمژَک، مانید، پَرویش، بَچَک
🔻تقصیرکار = بزهکار، بزنده، گناهکار، گنهکار، گناهمَند، لغزشکار، کوتاهی‌کننده، سُستکار، مانیده، ویناسُمَند
🔻تقصیرکردن = مانیدن
🔻تقصیری = بینوایی، مانیدگی
🔻قاصر = کوتاه، کوتاهی‌کننده
🔻قاصرآمدن = کوتاه‌آمدن، ناتوان‌گشتن
🔻قاصرنظر = کوته‌بین
🔻قاصرهمت = کم‌خواه، کم‌کوش
🔻قاصرین = کوتاهی‌کنندگان
🔻قِصار = کوتَکان(کوتاه‌ها و تک‌ها، سخن بِخردانه‌ی کوتاه)
🔻کلمات قِصار = گُزین‌گویه‌ها
🔻قَصار = کوتاهی، سستی، ناتوانی
🔻قُصار = کوته
🔻قصور = کوتاهی، سستی، درماندگی، فروگذاری، بازایستادن، گناه، لغزش
🔻مقصر = بزهکار، بزنده، گناهکار، گنهکار، گناهمَند، ویناسُمَند، لغزشکار، کوتاهی‌کننده، سُستکار
🔻مقصرین = بزهکاران، سُستکاران

نمونه:
🔺یکی از انواع ورشکستگی، "ورشکستگی به‌تقصیر" است =
یکی از گونه‌های ورشکستگی، "ورشکستگی به‌رَمژَک" است

🔺زبان قاصر است از بیان آنچه اتفاق افتاده است =
زبان کوتاه/ناتوان است از بازگفتنِ آنچه روی داده است

🔺محکمه‌ی تجدیدنظر هم او را مقصر تشخیص داد =
دادگاه بازنگری هم او را گناهکار شناخت

🔺تقصیر از خودمان است که به این بلا مبتلا شده‌ایم =
کوتاهی از خودمان است که به این رنج دچار شده‌ایم

🔺نه در سخاوت او دیده هیچکس تقصیر
نه در مروت او دیده هیچکس نقصان (فرخی) =
نه در دَهِشگریِ او دیده هیچکس سستی
نه در جوانمردی او دیده هیچکس کاستی

🔺مقصرین به قصور خود اعتراف کردند =
لغزشکاران به لغزش خود اَستُوانیدند
بزهکاران گناه خود را پذیرفتند

🔺قصور این حقیر سراپا تقصیر را به دیده‌ی عفو و اغماض بنگرید =
پَرویش من را ببخشایید
من را ببخشید
ببخشید!

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تقصیر #قاصر #قصار #قصور #مقصر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

چقدر ساده به‌هم ریختی روان مرا
بریده غصه‌ی دل‌کندنت امان  مرا

قبول کن که مخاطب‌پسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا

گذشتی از من و شب‌های خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا

سریع  پیر شدم! آنچنان که آینه نیز-
شکسته در دل خود صورت جوان مرا

به فکر معجزه‌ای تازه بودم و ناگاه-
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

نه تو خلیل خدایی، نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا

تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلخ‌تر از این نکن دهان مرا

چه روزگار غریبی‌ست، بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا

تو نیم دیگر من نیستی، تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا

#امید_صباغ_نو
@AdabSar
💫

"آسوده بخوابید که مـــا بیداریم"

ما تا خود خورشید غزل می‌کاریم


#احسان_حق_شناس
@AdabSar
💫

جان می‌دهم از حسرت دیدار تو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان به‌درآیی

چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت
کز غنچه چو گل خرم و خندان به‌درآیی

#حافظ
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
تو که ماه بلند آسمونی...🌙⭐️

ترانه‌ی زیبای لیلا و ماه
گفت‌وگوی ساده‌ی دو دلداده برای شکفتن و ما شدن.

واژگان این ترانه پارسی هستند

خواننده: آیدا شاه‌قاسمی
#موزیک
@AdabSar
🌱🌸🌷