نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تجربۀ من از سانسور آثار تجسمی به عنوان معلم تاریخ هنر (+) 🔞

🎙#ندا_تولایی

سانسور بدتر از حذف اثره. دست بردن در یک اثر مولف دیگر است که فقط خودش حق داره انتخاب کنه که محتواش چطور باید به نمایش گذاشته‌بشه.
سانسور آثار تجسمی، یعنی من فلسفۀ این آثار را بعنوان یک معلم تاریخ هنر نفهمیدم. برهنگی در آثار تجسمی، در هر دوره‌ای یک معنی‌ خاصی داشته، و علی‌رغم مفاهیم متعدد، هیچ‌وقت جنبۀ پرنوگرافی نداشته؛ سانسور یعنی این برهنگی را زیرمجموعۀ امری نامربوط قرار می‌دهیم.


#نقد_فرهنگ #هنر #اسلام_و_غرب


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 داستانِ برهنگی در تاریخ هنر (+) 🔞

🍂 مخاطب امروز ممکنه در مواجهه با یه اثر هنری که برهنه کشیده یا ساخته شده‌باشه، تصور کنه این برهنگی همون پورنوگرافیه. ولی اصلا این طور نیست.


#نقد_فرهنگ #هنر #اسلام_و_غرب


🌾 @Naqdagin
📘مواجهه با آزادی: از غربِ مسیحی تا جهانِ اسلام

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 شباهت صحنه‌هایی از افتتاحیه‌ی المپیک به تابلوی «شام آخر»، حسابی جنجالی شده و ناگفته پیداست که نبرد در صفوف مسلمین و مومنین هم با شدت و حدت فراوان در جریان است. (البته که آن دکان متولی انحصاری خودش را دارد، اما گویا برخی مومنین حساب کرده‌اند که جبهه را جلو ببندیم که اگر آنجا نجنگیم مجبوریم بعدا اینجا بجنگیم!).

🍂 با این حال، تا این لحظه، بالاترین گزارشی که از تلفات جنگ گزارش شده، گویا به پاک‌شدن یک ویدیو در یوتیوپ محدود باقی مانده‌است.

🍂 تخمین اينکه اگر دست بر قضا، گوشه‌ی تصویر یکی از ده‌ها نمایش اجرا شده، شباهتی محو و دور به یکی از داستان‌های تاریخی یا اسطوره‌ای مسلمین پیدا می‌کرد، دامنه‌ی تلفات تا کجا پیش می‌رفت، بسیار دشوار است. نمی‌دانیم احتمالا کار با بریده‌شدن سرِ اعضایِ تیم هنری به پایان می‌رسید؟ یا کل کمیته‌ی المپیک فرانسه باید مجازات می‌شدند؟ و یا ای بسا محضِ اطمینان، چند تا قطار مترو هم باید می‌ترکید؟!

🔻حدس و تخمین درک مومنین از «واکنش متناسب» همواره دشوار است! اما در آن صورت، در مورد دو پیامد جای هیچ تردیدی وجود نداشت:

نخست اینکه، با تخمین خوبی می‌توانیم مطمئن باشیم که دست‌کم، ۴۵ نفر از معترضین در پاکستان زیر دست و پای برادران و خواهران دینی به شهادت می‌رسیدند!

دوم، انتشار بیانیه‌ی «نواندیشان دینی» با فهرست اعضای ثابت و هميشه در صحنه بود که مجددا فرصتی پیدا می‌کردند تا پس از محکوم‌کردن «صدر تا ذیل مقامات المپیک» و «دولت فرانسه» و «استانداردهای دوگانه در پسِ پشت ادعای آزادی بیان» با ابرازِ نارضایتی از حجم سرهای بریده‌شده(!)، سطح ترقی و پیشگامی‌شان را نسبت به همتایانِ «کهنه‌اندیش» خود بروز دهند!


#نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘رقصیدن بر جنازۀ مسیح

✍🏻 #الف_هامان

🍂 اجرایی که در افتتاحیۀ المپیک صورت گرفت، نمایشی از واقعیتی در پست‌مدرنیته بود. واقعیتی که انسان‌های غربی با آن درگیرند و در هم‌نشینی با این واقعیت زیست می‌کنند، و تجربۀ زیستۀ آنها، تماما در بستر این واقعیت، شکل گرفته‌است.

🔻انسان غربی از صبح تا شب، در حالِ زیستن بر استخوانِ اسطوره‌هاست:

🔸زنِ غربی با مدیریت یک بیزنسِ سرمایه‌ساز که زندگی صدها انسان (از جمله مردان) را تامین می‌کند، پوزخندی بر اسطورهٔ «مردسالاری» می‌زند.

🔸استریپ‌کلاب‌ها و دیگر مراکز خدمات جنسی، به اسطورۀ «بکارت و الهی‌بودن امر جنسی» قهقهه می‌زنند.

🔸فرهنگِ جنسی مدرن، بر استخوان‌های نهاد خانواده و اسطورۀ مسیحیِ «ارادۀ پدر»، بنای روابط اجتماعی جدید را می‌ریزد. دیگر نفس‌کشیدنِ هر انسانی، مثالِ نقضی برای «بکارت مریم» است!

🔺کمتر کسی پیدا می‌شود که این حقائق را انکار کند، اما نکتۀ مهم در مواجهه‌هایی از جامعه‌ای همانند ایران است که خارج از این واقعیت تاریخی و خارج از تجربۀ پست‌مدرن، زندگی می‌کنند.

🍂 شاهد بسیاری از واکنش‌ها از سوی جناح‌های متفاوت سیاسی (از لنینیست‌ها تا سلطنت‌طلب‌ها) در خصوص این اجرا بودم؛ در اکثر اين واکنش‌ها، فقدانِ فهم از تجربۀ پست‌مدرن به‌وضوح دیده می‌شد.

🍂 می‌توان به‌راحتی ترس از فروپاشیِ اساطیر و استرس اگزیسیتانسیالی که فقدان این نظم متافیزیکی برای آنها به‌وجود می‌اورد، را مشاهده کرد.

🍂 جامعه‌ای که نتواند از اسطوره‌هایش دل بکند و آنها را بعنوان یگانه توضیح برای هستی‌اش می‌شناسد؛ جامعه که توان شکست روایت‌های کهنه و تولیدِ روایت‌های جدید و تحملِ «چندصدایی» (که اتفاقا نزد باختین تقربِ بسیاری به مفهوم «کارناوال» دارد) را ندارد، هیچ‌وقت نمی‌تواند به «تجربهٔ مدرنیته» برسد.

🍂 ما خارج از «تاریخِ مدرنیته» زیست می‌کنیم
. این حقیقت شاید مقداری دردناک به‌نظر برسد، اما پذیرفتن آن، بهتر از به میان آوردن راهکارهای «آل‌احمدی و شایگانی» برای واپس‌رانیِ تجربهٔ مدرنیته و روی‌آوردن به ترکیباتِ عجیبی از «اگزیسیتانسیالیسم»، «ناسیونالیسم» و «رمانتیسمِ» سیاسی برای توجیه عقب‌ماندگی‌مان است.

🍂 ما باید بپذیریم که عقب مانده‌ایم. باید بپذیریم که روشنفکری‌مان سال‌ها برای نجاتِ نظمِ متافیزیکیِ سنتی‌مان تلاش کرد، اما در نهایت، برای نجاتِ خودش از دست دیکتاتوری‌های حاکم، دست به دامانِ ارزش‌های «عصر روشنگری» و «حقوق بشر» (که غربی و بیگانه می‌نامیدش) شد.

🍂 ما باید بپذیریم که انقلابی در کشورمان رقم خورد که هدفش «محافظت از روایت‌ها و سنت‌های اسلامی» بود؛ سنت‌هایی که به‌قول فردیدها و شریعتی‌ها، تجربه‌ای از جامعۀ انسانی را برای ایرانی‌ها ممکن کرده‌بودند که خارج از دایرۀ آن سنت‌ها، تجربۀ انها ناممکن بود.

🍂 و به همین دلیل، محافظت از این تجربه، محافظت از «خویشتن خویش» در برابر مدرنیته‌ای که همانند یک طوفان سهمگین، دلبستگی به سنت‌ها را از بین می‌برد و مفاهیمی همانند «کارکرد» و «منفعت» را جایگزین «اصالت» می‌کرد، در نظرِ امثال شریعتی، به مهم‌ترین وظیفۀ نظم سیاسی تبدیل شده‌بود.

🍂 قابل توجه است که اساس ایدۀ رمانتیستی‌ای که جمهوری‌اسلامی بر آن بنا شد، یعنی محافظت و مراقبت از «هویت اسلامی» و حفظ رنگ و بوی اسلام در تجربۀ زیستۀ افراد، از دل همین هذیان‌ها و توهماتِ شریعتی‌ها بیرون آمد.

🍂 تا نپذیریم که از نواندیشان دینی که‌ از هایدگر و فوکو تا نیچه و هابرماس را برای «معاصرسازی اسلام»شان به هم بافته‌اند، تا چپ سوسیالیست‌مان که در سوربن درس خوانده و با بدیو سیگار می‌کشد، اما نگران از دست رفتنِ «سنن تاریخی ایران» و «تسلیم در برابر ذهنیت استعماری» است، تا آن مرحومِ ناسیونالیست که افتخارِ قهوه خوردن با فوکو را داشت، همه و همه، ترسی مشترک از مدرنیته دارند و با تجربۀ مدرنیته بیگانه‌اند، راه‌مان به فردیدها و شریعتی‌ها ختم می‌شود؛ حتی اگر رودهای خون در مبارزه با نظامی که مظهر ستیز با مدرنیته است، جاری کرده‌باشیم؛ حتی اگر دیگر روشنفکرانمان پرچم غرب‌ستیزی را بر دوش نکشند و از تکرارِ واژۀ «غرب‌زدگی» در سخنرانی‌هایشان به تهوع نرسیم.

🍂 ما محکوم به رها کردنِ اصالتِ تجربۀ گذشتگان‌مان و قدم‌گذاشتن به‌سوی تجربه‌هایی هستیم که خود خالق آن‌ها باشیم.


#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 درگ‌کوئین (+)

🍂 به‌مناسبت افتتاحیۀ المپیک فرانسه و حضور درک‌کوئین‌ها در حمل مشعل و بخشی از صحنۀ اجرا، بد نیست کمی بیشتر با ماهیت و تاریخچۀ این گروه آشنا شویم.

🍂 در این قسمت از برنامۀ «نمی تونی بپرسی» سیهان آرمان (مادمازل کو کو) به سوالاتی که نمی‌توانید از یک درگ کوئین بپرسید پاسخ داد. او زادهٔ ۲۶ فوریهٔ ۱۹۸۰ ‏(۴۴ سال) یک فعال حقوق تراجنسیتی، هنرپیشه، و زن‌پوش اهل ترکیه است.

🍂 «درگ» به معنای ایفای نقش جنسیتی منطبق با جنس مخالف است. «درگ شو» نمایشی کمدی موزیکال است که «بازیگران درگ»،‌ اعم از «درگ‌کویین»‌، یعنی مردی «زن پوش» که لباس و رفتار زنانه به خود می‌گیرد یا «درگ کینگ»، به معنای زنی «مردپوش» که لباس و رفتار مردانه از خود بروز می‌دهد، نقش‌‌های جنسیتی مخالف، یعنی «زنانگی» یا «مردانگی» را اجرا می‌کنند.

🍂 ریشۀ درگ را می‌توان در تاریخ یونان باستان، امپراطوری ژاپن و در نمایش‌های ویکتوریایی یافت. آثار «شکسپیر» و «مارک تواین» نیز از غنی‌ترین منابع ادبیات درگ هستند.

#نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 وقتی جامعه‌ای یاد بگیره خیانتی که در حقش می‌شه رو توجیه کنه، هیچ‌وقت تلاشش به ثمر نمی‌نشینه.

🍂 ما یاد گرفتیم هر خیانتی به مردم و انسان رو توجیه کنیم. بازیِ «عذاب وجدان»، بازیِ «تو خودت هم مقصری»، بازیِ «خب حالا اینقدر سخت نگیر»، بازیِ «این راهش نیست» و هزاران بازی دیگه که به وقت کمک جامعه رو باهاش تنها می‌ذارن.

🍂 تصور کنید یک لحظه، اگه یه زیدآبادی، یه زیباکلام یا یه عبدالکریمی در ونزوئلا بودن، هیچ‌وقت چنین موقعیتی رخ می‌داد؟

🍂 پایمال کردنِ حق انسان‌ها به‌ بهانه‌های مختلف، شده عرف فرهنگ و سیاست ما. من فکر می‌کنم این باور در جامعه نهادینه شده. یکی از نشانه‌های جامعه‌ی دین‌زده (که افرادش تحت تعالیمِ دینیِ قضاوت‌‌کنندۀ رادیکال، بزرگ شدند) اینه که خودانتقادی در بین افرادش بسیار بالاست. خودانتقادی یک مهارت هست که اگه در ظرف درست استفاده نشه، به «بیماری اخلاقی» تبدیل می‌شه. هدف اخلاق رسیدن به «تعادل» است، اما جامعه‌ای که مدام باید به درون خودش رجوع کنه و در ذهنیت گیر افتاده باشه، نمی‌تونه جهانِ واقع و رابطۀ دیالکتیکی جهان اطرافش رو بفهمه؛ به‌ناچار، تمامی علت‌ها رو به خودش منتصب می‌کنه.

🍂 نهایتا وقتی به نتیجه نمی‌رسه به دو راه ختم میشه: یا دشمن و منتقد درجۀ یک «خرد انتقادی» میشه و امر «قضاوت کردن» برایش به ضدِ-ارزش تبدیل میشه (زیاد می‌شنویم می‌گن «قضاوت نکنید»)، یا «سرنوشت‌گرا و خود-سرزنش‌گر» می‌شه («از ماست که بر ماست»).

🔺«خرد انتقادیِ» متعادل و بزرگ‌شدن در شرایط روانی و آموزشی بهتر، این دو نتیجه رو کنار می‌زنه و علتِ منطقی و عقلیِ مشکلاتش رو پیدا می‌کنه و می‌پذیره؛ یعنی نه دشمنِ مردم میشه نه دشمنِ خودش.


#نقد_فرهنگ #نقد_روشنفکران


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جنایتِ تاریخیِ معاصر (۲)

🎙دکتر #داروین_صبوری


#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #زنان


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هویت ملی و دشمنان آن
@Naqdagin
🎧 هویت ملی و دشمنان آن

🎙دکتر #محسن_بنائی و دکتر #نیما_قاسمی

🔸نقش اسطوره‌های ملی در پیشبرد عناصر مدرن به ایران

🔸دربارۀ اردوغان و اسلام‌گرایی

🔸«صفویه و شیعه ایران را نجات داده» یک ادعای کاذب است

🔸فرهنگ را نمی‌توان از بنیاد کوبید و یکسره نو کرد؛ پیشرفته‌ترین کشورهای اروپایی، نمادهای سنتی و ملی‌شان را حفظ کرده‌اند

🔸۳ رژیمی که خواستند تاریخ را از صفر شروع کنند، بالاتر از ۱۰۰ میلیون کشته به روی دست بشر گذاشتند

🔸تناقض چپ در زدن و تحقیر ملی‌گرایی از یک سو، و دفاع از قومیت‌گرایی و تشکیل کشورهایی بنا به قومیت و زبان خالص

🔸ضرورت ناسیونالیسم برای دموکراسی پایدار از نظر یووال نوح هراری

🔸مارکسیسم ایرانی و دین‌خویی و شیعه‌مسلکی

🔸پیشرو بودنِ ناسیونالیسم ایرانی در تاریخ معاصر

🔸فاشیسم و نازیسم در تاریخ بیشتر سوسیالیست بودند تا ناسیونالیست


#سیاست #آینه_تاریخ
#نقد_چپ #چپ_ایرانی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘سیمای تمام‌عیارِ یک ۵۷ی در آیینۀ تاریخ!
(۱/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 تصوير توییت بالا را یکی دو روز پیش دیدم و خیلی خندیدم؛ اما به‌مرور و با دیدن بخش زیادی از واکنش‌ها، به‌نظرم رسید با مساله‌ای بزرگ‌تر از حواشیِ المپیک مواجه هستیم. حجمِ یادداشت‌های تحلیل‌گران فرهيخته و صاحب‌تریبونی که نسبت به سقوط و اضمحلالِ قریب‌الوقوع «غرب» هشدار داده‌اند، واقعا تحسین‌برانگیز است!

🍂 این سطح از دغدغه‌ی انسانِ جهان‌سومی نسبت به جهل و فلاکت و زوالِ جهان غرب را به‌واقع هم که باید ارج گذاشت؛ به‌ویژه که اکثریتِ قریب به اتفاق اين تولیدات را، نه چپ‌گرایانِ ظاهرا غرب‌ستیز، و نه پیاده‌نظامِ رژیم اسلام‌گرا، بلکه پیشگامانِ غرب‌گرایی، با پلاکاردِ مکتبِ جدیدی تولید می‌کنند که اتفاقا اسمش «لیبرالیسم» است!

🍂 این «لیبرالیسمِ» تازه‌‌-کشف‌شده در جهانِ سوم، هرچند یک تشابه اسمی با همتای غربیِ خودش دارد، اما دستِ بر قضا، با تمامیِ مظاهرِ لیبرالیسم در جهانِ متمدن و آزاد، سرِ ستیز و عناد دارد! لیبرالیسمِ ابداعی در ام‌القرای اسلامی، که اتفاقا ایدئولوگ‌های نیمه‌رسمی‌اش هم دستی بر آتشِ «لیبرالیسمِ مبتنی بر اسلام» دارند، پدیده‌ی شگفت‌انگیزی‌ست که هرگونه گرایش به آزادیِ مدنی را «ابتذال»، هرگونه سخن گفتن از دموکراسی را مصداقِ «چپ‌گرایی» و هر یک از بدیهی‌ترین حقوق فردی را «تهدیدی برای ارکانِ آزادی و لیبرالیسم» می‌داند!

🍂 جسته‌وگريخته دیدم که برخی منتقدان به اين فکر افتاده‌اند که اين گرایش عجیب را برخلاف ادعای خودشان، «محافظه‌کاری» بخوانند و البته خودشان هم که‌ گاه بدشان نمی‌آید از تعبیر «لیبرالیسم محافظه‌کار» استفاده کنند؛ اما به‌شخصه گمان نمی‌کنم اگر به‌جای لیبرالیسم، مفهوم محافظه‌کاری را به مضحکه بکشانیم، مشکلی از کسی حل بشود!

🍂 بهتر آن است که از حق انحصاری این «اختراع بومی» خودمان دفاع کنیم و با مروری بر تاریخچه‌اش، افتخارِ ابداع و تقدیم آن به جامعه‌ی جهانی را، یکسره به‌نام خودمان ثبت کنیم.

🍂 در راستای همین مهم، بد نیست به‌یاد بیاوریم که واکنش‌های اخیر به نمایش‌های افتتاحیه‌ی المپیک، از یک جهت شباهت بسیاری به واکنش‌های نیم‌قرن پیش به نمایش‌های «جشن هنر شیراز» داشتند؛ اما اختلافی هم این بین وجود داشت: اگر نیم‌قرن پیش، گروهی نتوانستند برخی مصادیقِ رادیکال در «هنر مدرن اروپایی» را در خاک کشور سنتی خودشان تحمل کنند، طبیعتا می‌توانستند مصداقِ کلاسیکِ عنوانِ «محافظه‌کار» قلمداد شوند، در پدیده‌ی اخیر اما، با جماعتی مواجه هستیم که در ازای اکران هر فیلم سینمایی يا نمایش هنری در خود جهان غرب هم خونشان به‌جوش می‌آید! این یکی دیگر، واقعا شاهکاری «تماما بومی» است که احتمالا نسخه‌ی مشابه خارجی نداشته‌باشد!

🍂 اساتید گرانقدر و صاحب‌قلمی همچون دکتر مردیها، در این سال‌ها تلاش کرده‌اند که تمامی کاسه‌کوزه‌های انقلاب ۵۷ را بر سر جریانِ «چپ» بشکنند و در خوانشی تماما «باب روز»، تا آنجا پیش رفته‌اند که اسلام‌گرایان را در وقوع یک «انقلاب اسلامی»، یکسره تبرئه کرده‌اند!

🍂 در مملکتی که حتی دانش‌آموزانی که در مقطع دبیرستان هم ترک تحصیل می‌کنند، اینقدر فرصت داشته‌اند که با انبوه مجاهدت‌های اسلام‌‌گرایان طی ۱۰۰۰ سالِ کذ‌شته برای کسبِ قدرت آشنا بشوند، یا دست‌کم موقع رانندگی در خیابان، اسامی خیابان‌هایی چون «سید‌جمال‌الدین اسدآبادی» و اتوبان‌های «شیخ فضل‌الله نوری» و «نواب صفوی» به گوش‌شان بخورد، استاد گرانقدرِ علوم سیاسی، مفصلا استدلال می‌کند که اصلا تا پیش از آنکه «افیون چپ» وارد اين مملکت شود، اسلام‌گرایان به فکرِ قبضه‌کردن قدرت هم نبوده‌اند!

🍂 به‌زعم این حقیر اما، آنچه دستگاه «پاک‌سازی‌تاریخ» (نقطه‌ی مقابل «تاریخ‌نویسی») در دستور کار قرار داده، محو کردنِ یکی از پررنگ‌ترین جریانات تاریخ معاصر کشور است که معجونی بود اعلی از درهم‌جوشیِ گرایش‌های شبه‌فاشیستیِ مدرنیته‌ستیز با سنت‌گراییِ اسلامی!

🍂 اندیشمندانی همچون سید فخرالدین شادمان (که دو دهه پیش از شریعتی، در کتابِ «تسخیر تمدن فرنگی» اصطلاح «فکلی‌ها» را وارد ادبیات ما کرد)، یا داریوش شایگان (نویسنده‌ی «آسیا در برابر غرب»)، يا سیدحسین نصر (شاخص‌ترین اندیشمند سنت‌گرای اسلامی)، اگر با افتخار «چپ‌ستیز» نبودند، با هیچ ضرب و زور و شعبده‌ای هم به اردوگاهِ «چپ» متصف نمی‌شدند، با این حال، بعنوانِ پیشگامان نهادینه‌کردنِ ادبیاتِ «ضد مدرنیته»، «ضدلیبرالیسم»، «ضد دموکراسی» و طبیعتا «ضد غرب» در کشور ما بودند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘سیمای تمام‌عیارِ یک ۵۷ی در آیینۀ تاریخ!
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 البته که چپ‌گرایی ایرانی نیز در دهه‌های چهل و پنجاه، چنان بر «غرب‌ستیزی» پافشاری کرد که از بفض نظام سرمایه‌داری، آماده شد تا حتی «باورهای فرهنگی و اجتماعی» خودش را هم به‌سود همراهی با «ارتجاع مذهبی» زیر پا بگذارد. اما این چپ‌گرایی کور، تنها دشمنِ ارزش‌های روشنگری نبود:...

🍂 در جهان غرب، فاشیسم، و در ملکِ «آریایی-اسلامیِ» ما، معجون شگفت‌انگیزی از «آرایِ شبه‌فاشیستی هایدگر» با ادویه‌ی «عرفان‌گرایی اسلامی» (که آشپز زبردستی چون هانری کربن و مبلغ فعالی همپون احمد فردید داشت) به‌خوبی توانست در ستیز با تمامی مظاهر غرب و مدرنیته از رقبای چپ‌گرایش پیشی بگیرد دست‌کم طی یک دهه‌ی پایانی حکومتش، پادشاه پهلوی، برای تقویت گفتمان «بازگشت به خویشتن» سنگ‌تمام گذاشت. دشوار است بفهمیم که دلیل اصلی این کُرایش چه بود؟ خاک پاشیدن به جسد نیمه‌جان مشروطیت ایرانی؟ هراس از انقلاب چپ‌گرایان؟ و يا تناسب این معجون بومی با گرایش‌ها و آرای مذهبی/سنتی آخرین پادشاه؟ آنچه تاریخ به‌صورت شواهد قطعی به‌جای گذاشته، این است که در زمانی که نهایت نفوذ چپ‌گرایان در جامعه، انتشار جزوات جلدسفید در تیراژِ ۵۰ تا ۱۰۰ نسخه بود، بنیاد پهلوی به حسین نصر (و شاگردانش جون حداد عادل) رسید. کرسی دانشگاه به امثال مطهری و فردید (بدون اينکه مدرک دانشگاهی داشته‌باشد)، کتاب‌‌های درسی به باهنر و بهشتی واگذار شد و حسینیه‌ی ارشاد به علی شریعتی!

🍂 متناسب با همین خیزشِ همه‌جانبه برای لگدکوب‌-کردنِ تمامی آموزه‌های روشنگری در سیستم آموزشی کشور، بسامد پیش‌بینی‌های شخص اعلی‌حضرت در افول و سقوط عن‌قریب جهان غرب، به‌طرزی خیره‌کننده و روزافزون افزایش پیدا کرد!

🔻 شاه به‌صورت مداوم تلاش می‌کرد به غربی‌ها، و به‌ویژه آمریکایی‌ها، هشدار بدهد که
«مدیریت سیاسی» سرشان نمی‌شود و چنان فریفته‌ی بازیچه‌های کودکانه‌ای همچون «دموکراسی» و «آزادی بیان» شده‌اند که عن‌قریب است تمام تمدن غربی به اشغال کمونیست‌ها در بیاید!
🔺البته که آنچه سقوط کرد، غرب نبود؛ اما آنچه در ایران به روی کارآمد، الحق که با سیاست‌های داهیانه‌ی همایونی و نسخه‌های آموزشی رژیم، تطابق خیره کننده‌ای داشت!

❗️نیم‌قرن بعد از آن انقلابِ «سرخ و سیاه»، نسل جدیدی از دست‌پروردگان آن سنت فکری، از قلب خاورمیانه و زیر فشار رژیمی که با پوست و گوشت و استخوانش نگرانِ «ترویج ابتذال و بی‌ناموسی» است، همچنان در حالِ هشدار دادن نسبت به فرجامِ انحطاط اخلاقی غرب هستند‌! جالب اینجاست که پای ثابت این هشدارهای داهیانه‌شان، یکی دو توییت به زبان «فرنگی» هم ضمیمه می‌کنند که یعنی «خودشان هم فلان»! الحق که این یکی ترفند را مدیونِ دستاوردهای نظام فخیمه هستند، که اینقدر در هر بزنگاهی گشته تا ببیند کجا می‌تواند یک صدایی عینِ خودش پیدا کند، که به‌مرور، موفق شده به «عصاره‌ی رذایل بشری» بدل شود!

🍂 در این بین، البته، شاید بشود انصاف به‌خرج داد و پذیرفت که جماعتِ مومنان به «لیبرالیسم نسخه‌ی آریایی-اسلامی»، دست‌کم یک دستاوردِ قابل اعتنا هم به ادبیات سیاسی کشور اضافه کرده‌اند و آن، تعبیر پرکاربردِ «۵۷ی» است.

🔺واقعا هم می‌تواند اصطلاحِ جامعی باشد، برای تمامی بنیان‌های فکری که به یک فاجعه‌ی سیاسی و اجتماعی ختم شد؛ البته مشروط بر آنکه درست، دقیق و همه‌جانبه به کار برود؛ یعنی پیش از آنکه ندانسته و از سر عادت و تکرار، به سمت هر مخاطبی پرتابش کنند، ابتدا یک نگاهی به داخل آیینه بیندازند و سیمای تمام عیار یک «۵۷ی واقعی» را از پسِ پشتِ عمامه‌‌ای که به جای کله، گره زده و به گردن بسته‌اند، ببینند!


#نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
📘راز میلیارد شدن در چین و ایران

✍🏻 #بیژن_اشتری

🍂 فرقی نمی‌کند شما در ایران باشید، در چین باشید، یا در روسیه؛ در کشورهایی که ما از آن ها با لفظ نسبتاً محترمانهٔ «اقتدارگرا» نام می‌بریم، هیچ کسی نمی‌تواند میلیاردر شود، مگر آنکه با صاحبان قدرت دستش در یک کاسه باشد، یا حداقل برادری یا رفاقت خودش را به قشر فوقانی قدرت ثابت کرده‌باشد.

🍂 این پیوند میان الیتِ ثروتمند و الیتِ سیاسی برای هر دو طرف مفید است؛ اولی با کسبِ حمایت سیاسی، از حکومت مطمئن می‌شود که سرمایه و ثروتش از هر نوع مصادرهٔ احتمالی در امان می‌ماند، و حتماً می‌دانید که این حکومت‌های اقتدارگرا، بدون مصادرهٔ ثروت‌های عمومی نمی‌توانند به حیات خود ادامه دهند.

🍂 جهت اطلاع، یک محقق ایرانی در کتابش از چهار موج عظیم مصادره در تاریخ جمهوری اسلامی نام برده که در واقع، بزرگ‌ترین منبع مالی حکومت بوده‌است. در چین و روسیه هم دقیقاً وضع مشابهی حاکم است.

🍂 غرض اینکه، شما بعنوان کسی که می‌خواهد در این مملکت کار اقتصادی و تجاری بکند، برای در امان ماندن از خوی مصادره‌گری این نظام‌های حکومتی، مجبورید که با اصحاب قدرت وارد انواع بده‌و‌بستان‌ها و زدوبندها شوید. قاطی‌شدن با اصحاب قدرت، ضمناً شما را از انواع رانت‌ها و ویژه‌خواری‌ها نیز بهره‌مند می‌کند‌ و می‌توانید پول روی پول بگذارید.

🔻البته باید زرنگ باشید و رسم‌و‌رسوم معمول را به‌جا آورید:

☑️ در ایران حتماً باید شعائر اسلامی را رعایت کنید، هیئت و حسینیه و دستهٔ عزاداری و دیگ غذا فراموش نشود.

☑️ اما اگر در چین باشید قضیه اندکی فرق می‌کند. در آنجا باید در انظار عمومی چای پوئر بنوشید که در استان یوننان، مهد انقلاب کمونیستی، کشت می‌شود و سیگار برگ کوبایی بکشید تا اعتقاد خود را به انقلاب جهانی ضدامپریالیستی نشان دهید و صندل مشکی با کفی سفید بپوشید تا تعهد خود را به فرهنگ سنتی چین نشان دهید و موی سرتان را کوتاه نگهدارید و نیم‌تنه نظامی‌طور بپوشید تا تداعی‌گر نظامیان انقلابی کمونیست دوران جنگ‌های داخلی باشید.

🔺خلاصه، حفظ ظاهر خیلی مهم است. باید به هر طریقی که هست، برادری اسلامی یا رفاقت کمونیستی خودتان را به صاحبان قدرت ثابت کنید. حکومت کار کردن با شما را دوست دارد، چون مطمئن است ثروت و پول از دایرهٔ خودی‌ها خارج نمی‌شود و شما همیشه در روزهای ضروری (انتخابات مهندسی‌شده یا تظاهرات‌های فرمایشی)، آماده‌اید که بخش عمده‌ای از هزینه‌های تبلیغاتی و سازماندهی را متحمل شوید. البته اگر آقازاده باشید، درهای بیشتری به روی شما باز می‌شود و قدمتان روی چشم است؛ خلاصه این یک رابطهٔ دوجانبه است که برای هر دو طرف فواید بسیاری دارد.


#سیاست #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM