Telegram
نقدآگین
📘مردی و آهُوَکی در باغ
— #ترجمه شاعرانهترین شعرِ محمود درویش
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
▪️نهم اوت (دیروز) سالمرگ #محمود_درویش بود.
🔺ویدئو بالا را که شب شعر این شاعر فلسطینی در رامالله است، برای صحبت دربارهی او انتخاب کردم؛ چرا که تاکنون ندیدم مترجمان ایرانی آثار درویش، به ترجمهی این شعر پرداختهباشند.
🍂 چیزی که این شعر درویش را متمایز میکند، این است که شعر را به یک فعال سیاسیِ کمونیست تقدیم میکند؛ یعنی «سلیمان النجاب»که دبیرکل حزب کمونیست فلسطین بود.
🍂 درویش برای شاعرانِ بسیاری چون نزار و سیاب و بیاتی و بولص وفدوی طوقان و سلیم برکات، شعر گفته، اما هیچیک از آنها بهپای شاعرانگی این شعری که به"سلیمان النجاب" کمونیست تقدیم کرده، نمیرسد. عنوانِ شعر "رَجُلٌ وخِشْفٌ في الحديقة" است، یعنی:
🍂 برای اینکه توضیح دهد «خشف» بهمعنای آهوبچه است، تا تورات و غزل غزلهای سلیمان به عقب میرود؛ انگار که نام این «سلیمان النجاب» او را بهیاد "سلیمان نبی" میاندازد.
🍂 درویش پیش از خواندن شعرش میگوید شعر «غزل غزلهای سلیمان» در تورات از زیباترین غزلهای عاشقانهی همهی اعصار است که واژهی «خشف» در آن به کار رفته آنجا که میگوید: ((نهداک کخشفتی ظبیة...)) یعنی:
🍂 سپس شعرش را ایراد میکند و حتا از واژۀ رفیق استفاده میکند که حاکی از علقههای کمونیستی درویش با «سلیمان النجاب» است. و اینک ترجمه شعر بالا:
🔺این پایان، همزبانیِ «محمود درویش» با رفیق کمونیست خود بود که با زبان استعاره میگوید هیچ آوارهای به آوارگیاش خو نمیگیرد؛ حتا اگر در باغی زیبا از بلوطزارها و سوسنسانانِ زیبا زیست کند. این همزبانی و همدلی محمود درویش با یک نظامیِ مبارزِ کمونیست، عبرت دیگر این شعر است که امروزه از میان مبارزان مقاومت رخت بر بستهاست.
#در_چنین_روزی #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
— #ترجمه شاعرانهترین شعرِ محمود درویش
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
▪️نهم اوت (دیروز) سالمرگ #محمود_درویش بود.
🔺ویدئو بالا را که شب شعر این شاعر فلسطینی در رامالله است، برای صحبت دربارهی او انتخاب کردم؛ چرا که تاکنون ندیدم مترجمان ایرانی آثار درویش، به ترجمهی این شعر پرداختهباشند.
🍂 چیزی که این شعر درویش را متمایز میکند، این است که شعر را به یک فعال سیاسیِ کمونیست تقدیم میکند؛ یعنی «سلیمان النجاب»که دبیرکل حزب کمونیست فلسطین بود.
🍂 درویش برای شاعرانِ بسیاری چون نزار و سیاب و بیاتی و بولص وفدوی طوقان و سلیم برکات، شعر گفته، اما هیچیک از آنها بهپای شاعرانگی این شعری که به"سلیمان النجاب" کمونیست تقدیم کرده، نمیرسد. عنوانِ شعر "رَجُلٌ وخِشْفٌ في الحديقة" است، یعنی:
مردی و آهُوَکی در باغ
🍂 برای اینکه توضیح دهد «خشف» بهمعنای آهوبچه است، تا تورات و غزل غزلهای سلیمان به عقب میرود؛ انگار که نام این «سلیمان النجاب» او را بهیاد "سلیمان نبی" میاندازد.
🍂 درویش پیش از خواندن شعرش میگوید شعر «غزل غزلهای سلیمان» در تورات از زیباترین غزلهای عاشقانهی همهی اعصار است که واژهی «خشف» در آن به کار رفته آنجا که میگوید: ((نهداک کخشفتی ظبیة...)) یعنی:
پستانهایت چون دو آهو-بچهاند
که بر پهنهی سوسنزارها میچمند
🍂 سپس شعرش را ایراد میکند و حتا از واژۀ رفیق استفاده میکند که حاکی از علقههای کمونیستی درویش با «سلیمان النجاب» است. و اینک ترجمه شعر بالا:
مردی و آهوکی در باغ همبازی همدیگرند.
میگویم: رفیق! این بچهآهو از کجا آمده؟
میگوید: از آسمان! شاید که یحیایِ زندگیبخش همو باشد.
آهوکی که روزیام گشته تا بلکه همدم و ندیم تنهاییام باشد.
از هیچ مادری شیر ننوشیده و خودم مادرش گشتهام
شیر گوسپندی با آمیزهای از قاشقی عسلِ خوشبو مینوشانمش
وانگاه بهسان ابری عاشقانه او را تا بلوطزارها میبرم
- گفتمش: رفیق! مگر به خانهی پر از سر و صدای تو خو گرفته؟
گفت: بله! آنچنان که وقتی بیمار شد در رختخواب من دراز کشید و من با او بیمار شدم و در هذیان بیماری به او میگفتم:
ای یتیمک من؛ پدر و مادرت منم!
برخیز و با جستوخیزت به من آرامش ببخش.
- یک ماه گذشت و در منزل روستاییاش به دیدارش رفتم؛ نخستینباری بود که آن سلیمانِ استوار میگریست و حرفهایش به گریه بدل شدهبود.
با صدایی لرزان گفت:
آهوکم، بچهآهوکم مُرد!
گویی به زندگی این خانه خُو نگرفتهبود
اما نه آنسان که من و تو میمیریم.
-به رفیق غمگینم هیچ نگفتم.
او هم مانند همیشه مرا با ابیاتی از شعرهای آرکائیک خود بدرقه نکرد و خرامان به سمت گور آهوی سپیدش رفت.
خاکش در آغوش گرفت و با هقهق گریههایش میگفت:
«پسرکم برخیز تا اینبار پدرت در تختخواب تو بخسبد، که تنها اینجاست که من آرامش را در آغوش میگیرم».
و آنگاه در گور آن مارال زیبا بخفت و آن مکان را به گذشتهی کوچکی برای من بدل ساخت: به «مردی و آهوکی که در باغچهای کنار هم غنودهاند».
🔺این پایان، همزبانیِ «محمود درویش» با رفیق کمونیست خود بود که با زبان استعاره میگوید هیچ آوارهای به آوارگیاش خو نمیگیرد؛ حتا اگر در باغی زیبا از بلوطزارها و سوسنسانانِ زیبا زیست کند. این همزبانی و همدلی محمود درویش با یک نظامیِ مبارزِ کمونیست، عبرت دیگر این شعر است که امروزه از میان مبارزان مقاومت رخت بر بستهاست.
#در_چنین_روزی #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
نقدآگین
@Naqdagin – اهمیت بستر فرهنگی ۳
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اهمیت بستر فرهنگی ۴
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۴)
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸مروری بر نکات ۳ جلسۀ قبل
🔸نظامِ دیوانیِ گشودۀ ساسانیان و امتدادش در زمان عباسیان
🔸تفاوت جایگاه انسان در زرتشتیت و اسلام
🔸صفویان با برکشیدنِ یک مذهب مسلح استقلالی برای #ایران رقم زدند
🔸اسلام دو ستون آیین زرتشت (خردگرایی و وجدانگرایی - گرامی بودن انسان-) را از بین برد
❓اگر از شاهان صفوی میپرسیدید چرا خود را دادگر میدانی، پاسخشان چه تفاوتی با پاسخ کسی چون انوشیروان داشت؟
#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸مروری بر نکات ۳ جلسۀ قبل
🔸نظامِ دیوانیِ گشودۀ ساسانیان و امتدادش در زمان عباسیان
🔸تفاوت جایگاه انسان در زرتشتیت و اسلام
🔸صفویان با برکشیدنِ یک مذهب مسلح استقلالی برای #ایران رقم زدند
🔸اسلام دو ستون آیین زرتشت (خردگرایی و وجدانگرایی - گرامی بودن انسان-) را از بین برد
❓اگر از شاهان صفوی میپرسیدید چرا خود را دادگر میدانی، پاسخشان چه تفاوتی با پاسخ کسی چون انوشیروان داشت؟
#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ماجرای مشروطه ۶
@Naqdagin
🎧ماجرای مشروطه
— قسمت ششم: فراماسون
🎙 #امیر_خادم
🍂 در این قسمت دربارۀ تاریخچۀ تشکیلِ انجمنهای فراماسونی در ایران حرف زده میشود و انجمنهایی که در زمان مشروطه فعال بودند را هم مرورِ مختصری میشود.
🔻نقلقولهای مستقیم از این منابع بود (اینجا)
🔻منابع برای مطالعه بیشتر (اینجا)
@mashrutehwithAmirKhadem
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت ششم: فراماسون
🎙 #امیر_خادم
🍂 در این قسمت دربارۀ تاریخچۀ تشکیلِ انجمنهای فراماسونی در ایران حرف زده میشود و انجمنهایی که در زمان مشروطه فعال بودند را هم مرورِ مختصری میشود.
🔻نقلقولهای مستقیم از این منابع بود (اینجا)
🔻منابع برای مطالعه بیشتر (اینجا)
@mashrutehwithAmirKhadem
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مفسد فی الارضی که "شهید شریعت" و بتازگی "آزادیخواه" شد!
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در سپهر اجتماعی "گفتمانها" حیاتی از خود دارند؛ آنها بر اذهان مردم چیرگی مییابند و در این چیرگی "هنجارها" تعریف میکنند که ذیل آن بحث "برحقی" هم طرح میشود.
🍂 برای نمونه، در تاریخ معاصر ما، از ۱۳۲۰ شمسی تا اواخر دهه ۱۳۶۰، گفتمان مارکسیستی چنان گستره هژمونیک یافت که هیچ آدم اهلفکری، ولو آنکه مارکسیست هم نبود، ادعایی گونهای از همسویی با آن مینمود؛ زیرا اگر به مخالفت صریح با مارکسیسم مبادرت میکرد، "انگ" نادانی تا "نوکری غرب" میخورد.
🍂 مثال دیگر "اسلامسیاسی" است که از دهه ۱۳۴۰ به گونهای جایگاه موجهنمایی رسید که حتی کسانی که اعتقاد به اسلام هم نداشتند، دربارۀ عقیده اسلامسیاسی "همدلانه" نظر میدادند.
🍂 هژمونی گفتمانی مارکسیسم با فروپاشی اتحاد شوروی به پایان آمد، طوری که امروزه حتی طرفداری از سوسیال دمکراسی هم "هزینۀ" انگگونهای دارد! گفتمان اسلامسیاسی را هم نظام ولایتفقیه با فجایعی که آفرید، چنان بهقتل رساند که امروز استشهاد به نهجالبلاغه و قرآن در مقام احتجاج به "برحقی"، متضمن اقسام انگها شدهاست.
🍂 نهاد روحانیت پس از پیروزی انقلاب، با هدایت خمینی، توانست تا فضلاللهنوری را به مقام "شهید" برکشد. البته اسلامگرایان متجدد بیش از آن، مراتبِ فساد و تبهکاری فضلاللهنوری را میدانستند که این کالای قلابی را که خمینی از او عَلَم کرده بود، بخرند؛ منتها "کاریزمای" بلامنازعی که خمینی یافت، همگان را در قبال این تقلب بیشرمانۀ او به سکوت واداشت.
🍂 بههرحال، شاکلۀ فکر سیاسی خمینی همانقدر ضدتجدد و ضدآزادی و ضدکرامت انسان (بما هو انسان) بود که مال فضلاللهنوری بود؛ پس همسویی این دو، ابدا تعجبی نداشت. شاهدش آنکه خمینی، حتی یکبار هم سخنی و نامی از روحانیت مشروطهخواه به میان نیاورد؛ چون همۀ آنان را "منحرف از اسلام" میدانست!
🍂 خمینی در طرفداریِ بیچون از فضلاللهنوری، حتی بر فتوای اعلم مراجع زمان بر "مفسد فیالارض" بودن فضلاللهنوری پرده پوشید. همین حکم "مفسدفیالارض" بودن فضلالله نوری بود که اساس حکم اعدام او شد.
🍂 مراجع برجستۀ عتبات در صدورِ حکم "مفسد فی الارضی" فضلالله، علاوه بر دسیسهچینیهای منجر به قتل و جرحی که او با تبانی دربارِ قاجار علیه مردم کرد، بر فساد مالی او، و بر ریاستطلبیهای بیشرمانۀ او نیز استشهاد کردند؛ والا نهاد روحانیت محافظهکارتر از آن است که چنین حکمهای غلاظ-و-شدادی را، آن هم به یکی از خودیهایش، بدهد.
🍂 در واقع، مراتب فساد و تبهکاری فضلاللهنوری، به بسی فراتر از اینها رفتهبود که آنان، حکم "مفسد فی الارض" به او دادند. خمینی خبر از همۀ اینها داشت؛ منتها چون هممسلک فضلالله بود، او را "شهید" رنگ کرد و به مردم قالب نمود!
🍂 امروزه، گفتمان اسلامسیاسی، فقط این نیست که "مرده است"، این گفتمان اینک مردۀ متعفنی شدهاست که مردم از عفونتش به او نزدیک هم نمیشوند که سخت دلآشوب است! بجایش، اینک دهههاست که در جامعۀ ایران، گفتمانِ "آزادی و کرامت انسان" رو به اعتلاست.
🍂 این گفتمان به فراتر از "دین" و "تقوا" و اینقبیل میرود، تا هر فرد انسانی فارغ از هر تخصیصی که دارد، "حرمت و کرامت" داشتهباشد و "آزادی" حق مسلم غیرقابل سلب او باشد.
🍂 ناگفته پیداست که این گفتمان، چه تنافر ژرفی با شاکلۀ فکر اهلشریعت دارد؛ همان شاکلۀ تباهی که فضلالله نوری در یکی از لوایحِ منتشر کردهاش رو به مردم نوشت:
🍂 امروز، حال و روزِ پاکباختۀ نظامِ ولایت، بهجایی رسیدهاست که این "شهید قلابی"اش (که اجماع علمای عتبات در آن زمان، حکم به "مفسد فی الارض" بودنش دادند) را میخواهد اینبار "شهید شریعت و آزادیخواهی" به مردم بفروشد!!!
🍂 روحانیت حالا که میبیند که نسیم گفتمانی غالب از جانب "آزادی" میوزد، بادبادک بیآبروییِ فضلالله نوریِ خود را رو به نسیمِ آزادیخواهی نخ میدهند!
🍂 حضرات ورشکسته بهتقصیر، چه چاره جز از این دستوپا زدنها دارند؛ درحالی که بخوبی میدانند، کمترین آبرو و اعتباری برایشان برجا نماندهاست. آنان "چوپان دروغگو"یی شدهاند که حتی اگر راست هم بگویند - که در مرامشان نبود و نیست - مردم دیگر باورشان نخواهند کرد.
[تصویر: ابتدای خیابانِ آزادی، تصویر شیخ فضلالله نوری که میگفت آزادی کلمه قبیحه است را زدند و او را اینگونه معرفی کردهاند: آزادیخواه]
#آینه_تاریخ #آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 در سپهر اجتماعی "گفتمانها" حیاتی از خود دارند؛ آنها بر اذهان مردم چیرگی مییابند و در این چیرگی "هنجارها" تعریف میکنند که ذیل آن بحث "برحقی" هم طرح میشود.
🍂 برای نمونه، در تاریخ معاصر ما، از ۱۳۲۰ شمسی تا اواخر دهه ۱۳۶۰، گفتمان مارکسیستی چنان گستره هژمونیک یافت که هیچ آدم اهلفکری، ولو آنکه مارکسیست هم نبود، ادعایی گونهای از همسویی با آن مینمود؛ زیرا اگر به مخالفت صریح با مارکسیسم مبادرت میکرد، "انگ" نادانی تا "نوکری غرب" میخورد.
🍂 مثال دیگر "اسلامسیاسی" است که از دهه ۱۳۴۰ به گونهای جایگاه موجهنمایی رسید که حتی کسانی که اعتقاد به اسلام هم نداشتند، دربارۀ عقیده اسلامسیاسی "همدلانه" نظر میدادند.
🍂 هژمونی گفتمانی مارکسیسم با فروپاشی اتحاد شوروی به پایان آمد، طوری که امروزه حتی طرفداری از سوسیال دمکراسی هم "هزینۀ" انگگونهای دارد! گفتمان اسلامسیاسی را هم نظام ولایتفقیه با فجایعی که آفرید، چنان بهقتل رساند که امروز استشهاد به نهجالبلاغه و قرآن در مقام احتجاج به "برحقی"، متضمن اقسام انگها شدهاست.
🍂 نهاد روحانیت پس از پیروزی انقلاب، با هدایت خمینی، توانست تا فضلاللهنوری را به مقام "شهید" برکشد. البته اسلامگرایان متجدد بیش از آن، مراتبِ فساد و تبهکاری فضلاللهنوری را میدانستند که این کالای قلابی را که خمینی از او عَلَم کرده بود، بخرند؛ منتها "کاریزمای" بلامنازعی که خمینی یافت، همگان را در قبال این تقلب بیشرمانۀ او به سکوت واداشت.
🍂 بههرحال، شاکلۀ فکر سیاسی خمینی همانقدر ضدتجدد و ضدآزادی و ضدکرامت انسان (بما هو انسان) بود که مال فضلاللهنوری بود؛ پس همسویی این دو، ابدا تعجبی نداشت. شاهدش آنکه خمینی، حتی یکبار هم سخنی و نامی از روحانیت مشروطهخواه به میان نیاورد؛ چون همۀ آنان را "منحرف از اسلام" میدانست!
🍂 خمینی در طرفداریِ بیچون از فضلاللهنوری، حتی بر فتوای اعلم مراجع زمان بر "مفسد فیالارض" بودن فضلاللهنوری پرده پوشید. همین حکم "مفسدفیالارض" بودن فضلالله نوری بود که اساس حکم اعدام او شد.
🍂 مراجع برجستۀ عتبات در صدورِ حکم "مفسد فی الارضی" فضلالله، علاوه بر دسیسهچینیهای منجر به قتل و جرحی که او با تبانی دربارِ قاجار علیه مردم کرد، بر فساد مالی او، و بر ریاستطلبیهای بیشرمانۀ او نیز استشهاد کردند؛ والا نهاد روحانیت محافظهکارتر از آن است که چنین حکمهای غلاظ-و-شدادی را، آن هم به یکی از خودیهایش، بدهد.
🍂 در واقع، مراتب فساد و تبهکاری فضلاللهنوری، به بسی فراتر از اینها رفتهبود که آنان، حکم "مفسد فی الارض" به او دادند. خمینی خبر از همۀ اینها داشت؛ منتها چون هممسلک فضلالله بود، او را "شهید" رنگ کرد و به مردم قالب نمود!
🍂 امروزه، گفتمان اسلامسیاسی، فقط این نیست که "مرده است"، این گفتمان اینک مردۀ متعفنی شدهاست که مردم از عفونتش به او نزدیک هم نمیشوند که سخت دلآشوب است! بجایش، اینک دهههاست که در جامعۀ ایران، گفتمانِ "آزادی و کرامت انسان" رو به اعتلاست.
🍂 این گفتمان به فراتر از "دین" و "تقوا" و اینقبیل میرود، تا هر فرد انسانی فارغ از هر تخصیصی که دارد، "حرمت و کرامت" داشتهباشد و "آزادی" حق مسلم غیرقابل سلب او باشد.
🍂 ناگفته پیداست که این گفتمان، چه تنافر ژرفی با شاکلۀ فکر اهلشریعت دارد؛ همان شاکلۀ تباهی که فضلالله نوری در یکی از لوایحِ منتشر کردهاش رو به مردم نوشت:
"ای بیشرف! خداوند به تو برتری به اسلام دادهاست؛ آنوقت تو میگویی من با یهودی و ارمنی و... «برابر و برادر» هستم؟!"
🍂 امروز، حال و روزِ پاکباختۀ نظامِ ولایت، بهجایی رسیدهاست که این "شهید قلابی"اش (که اجماع علمای عتبات در آن زمان، حکم به "مفسد فی الارض" بودنش دادند) را میخواهد اینبار "شهید شریعت و آزادیخواهی" به مردم بفروشد!!!
🍂 روحانیت حالا که میبیند که نسیم گفتمانی غالب از جانب "آزادی" میوزد، بادبادک بیآبروییِ فضلالله نوریِ خود را رو به نسیمِ آزادیخواهی نخ میدهند!
🍂 حضرات ورشکسته بهتقصیر، چه چاره جز از این دستوپا زدنها دارند؛ درحالی که بخوبی میدانند، کمترین آبرو و اعتباری برایشان برجا نماندهاست. آنان "چوپان دروغگو"یی شدهاند که حتی اگر راست هم بگویند - که در مرامشان نبود و نیست - مردم دیگر باورشان نخواهند کرد.
[تصویر: ابتدای خیابانِ آزادی، تصویر شیخ فضلالله نوری که میگفت آزادی کلمه قبیحه است را زدند و او را اینگونه معرفی کردهاند: آزادیخواه]
#آینه_تاریخ #آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
📄 بهبهانۀ بازنشر چندبارۀ یک مطلب
— سخنی دوستانه با ادمینهای محترم کانالهای تلگرامی
کانال Finance & Economics
https://t.me/UTfinance/3407
کانال تحلیل زمانه
https://t.me/TahlilZamane/58047
کانال جامعهشناسی
https://t.me/iransociology/14326
🍂 جدا از مطالبی که برخی از عزیزان بطور مستقیم از نقدآگین به کانال خود فروارد میکنند و امکان ویراستاری آنها نیست. برخی دیگر از عزیزان، مطالب را کپیپیست میکنند، بدون کوچکترین «لینکدهی یا آیدیگذاری» از نقدآگین بعنوانِ کانالی که ادمینها و همیارانِ آن (اعم از دوستانِ داخل و خارج) با صرفِ زمانی قابل توجه، بدونِ کسبِ درآمد و دریافت هزینهای، به تالیف و ترجمه و ویراستاری، کار گرافیکی و یا گزینش و بازنشر مطالبِ مفیدِ انتقادیِ روز میپردازند.
🍂 ما در نقدآگین میکوشیم در حد امکان و وسعمان، ارجاع به کانالهای یوتیوبی و تلگرامی مولف را با «لینکدهی یا آیدیگذاری» انجام بدهیم. هرچند بعضا برخی از ادمینها، در برخی مواقع، سستی هم بخرج دادهاند، اما چندین سال است که این رویۀ کلی حاکم بر کانالِ ماست و این اخلاقِ حرفهای را از اصول اولیۀ اخلاقیِ هر کانال (خصوصا مرجع و پرمخاطب) میدانیم، که جدا از «اخلاق حرفهای» و «ادایِ دین و سپاسگزاری»، نوعی «حمایت از تولیدکنندگانِ محتوای مفید و همسو» نیز محسوب میشود؛ خصوصا در شرایطی که بهدلایل مختلف، امکان تبلیغ کانالهایی مثل ما، در بسیاری از کانالهای پرمخاطب فراهم نیست.
🍂 اگر بههر دلیل، ارجاع به کانال نقدآگین و دیگر کانالهایی که از آنها در تولید محتوایِ کانالِ خود، بهرۀ مقتضی را میبرید را صلاح و یا جزئی از دیسپلینِ حرفهای خود نمیدانید، و میلی هم ندارید به معرفی بیشتر آنها به سهم خود کمکی کنید و از خستگی مجموعۀ ما و دیگران بکاهید، لااقل از شما تقاضا داریم در کپیپیست کردن، کمی دقت بخرج بدهید و خطاهایی که در دقایق اولیه در متن موجود است و ویرایش نشده را، مجددا بازنشر ننمایید و با یک بار خوانشِ سریع، خطاها را خودتان دریابید و ویرایش نمایید و نوعی از مداخلۀ انسانیِ مفید را نیز در بازنشر خود بهخرج دهید.
🔻برای مثال، در متنِ اخیرا بازنشر شده، در جایی از آن، «مارکسیسم» «مارکیسیم» نوشته شدهبوده که دقایقی پس از نشر، تصحیح شد:
با سپاس از توجه و همراهیتان 🙏🏻🌹💐
✍🏻 تیم مدیریت نقدآگین
#خبر_نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— سخنی دوستانه با ادمینهای محترم کانالهای تلگرامی
کانال Finance & Economics
https://t.me/UTfinance/3407
کانال تحلیل زمانه
https://t.me/TahlilZamane/58047
کانال جامعهشناسی
https://t.me/iransociology/14326
🍂 جدا از مطالبی که برخی از عزیزان بطور مستقیم از نقدآگین به کانال خود فروارد میکنند و امکان ویراستاری آنها نیست. برخی دیگر از عزیزان، مطالب را کپیپیست میکنند، بدون کوچکترین «لینکدهی یا آیدیگذاری» از نقدآگین بعنوانِ کانالی که ادمینها و همیارانِ آن (اعم از دوستانِ داخل و خارج) با صرفِ زمانی قابل توجه، بدونِ کسبِ درآمد و دریافت هزینهای، به تالیف و ترجمه و ویراستاری، کار گرافیکی و یا گزینش و بازنشر مطالبِ مفیدِ انتقادیِ روز میپردازند.
🍂 ما در نقدآگین میکوشیم در حد امکان و وسعمان، ارجاع به کانالهای یوتیوبی و تلگرامی مولف را با «لینکدهی یا آیدیگذاری» انجام بدهیم. هرچند بعضا برخی از ادمینها، در برخی مواقع، سستی هم بخرج دادهاند، اما چندین سال است که این رویۀ کلی حاکم بر کانالِ ماست و این اخلاقِ حرفهای را از اصول اولیۀ اخلاقیِ هر کانال (خصوصا مرجع و پرمخاطب) میدانیم، که جدا از «اخلاق حرفهای» و «ادایِ دین و سپاسگزاری»، نوعی «حمایت از تولیدکنندگانِ محتوای مفید و همسو» نیز محسوب میشود؛ خصوصا در شرایطی که بهدلایل مختلف، امکان تبلیغ کانالهایی مثل ما، در بسیاری از کانالهای پرمخاطب فراهم نیست.
🍂 اگر بههر دلیل، ارجاع به کانال نقدآگین و دیگر کانالهایی که از آنها در تولید محتوایِ کانالِ خود، بهرۀ مقتضی را میبرید را صلاح و یا جزئی از دیسپلینِ حرفهای خود نمیدانید، و میلی هم ندارید به معرفی بیشتر آنها به سهم خود کمکی کنید و از خستگی مجموعۀ ما و دیگران بکاهید، لااقل از شما تقاضا داریم در کپیپیست کردن، کمی دقت بخرج بدهید و خطاهایی که در دقایق اولیه در متن موجود است و ویرایش نشده را، مجددا بازنشر ننمایید و با یک بار خوانشِ سریع، خطاها را خودتان دریابید و ویرایش نمایید و نوعی از مداخلۀ انسانیِ مفید را نیز در بازنشر خود بهخرج دهید.
🔻برای مثال، در متنِ اخیرا بازنشر شده، در جایی از آن، «مارکسیسم» «مارکیسیم» نوشته شدهبوده که دقایقی پس از نشر، تصحیح شد:
و برای روشن شدنِ «عمق راهبردیِ» مارکیسیم در ایران و گرفتنِ «انتقام سختِ» دهۀ شصت، به لگدپراکنیِ واقعی و فیزیکی هم اقدام نمودهاند!
با سپاس از توجه و همراهیتان 🙏🏻🌹💐
✍🏻 تیم مدیریت نقدآگین
#خبر_نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
Finance & Economics
📄 یادداشت
چپِ بچهپرروی ایرونی
— کاریکاتوری مضحک، اما خسارتبار
👤 علیرضا موثق
گویا دیروز جلسۀ رونمایی از کتابی با عنوانِ «گذشتۀ یک توهم» برگزار شدهاست و در این جلسه، دکتر حسن محدثی نیز بعنوان سخنران، جزو مدعوین بودهاست. از همان آغاز، «امتِ حزباللهِ…
چپِ بچهپرروی ایرونی
— کاریکاتوری مضحک، اما خسارتبار
👤 علیرضا موثق
گویا دیروز جلسۀ رونمایی از کتابی با عنوانِ «گذشتۀ یک توهم» برگزار شدهاست و در این جلسه، دکتر حسن محدثی نیز بعنوان سخنران، جزو مدعوین بودهاست. از همان آغاز، «امتِ حزباللهِ…
Telegram
نقدآگین
🍂 ایمان خلیف مدال طلای المپیک ۲۰۲۴ فرانسه را در رشتهٔ بوکس زنان برد، اما این سوال مطرح است که آیا این مدال حقش می باشد؟
🔻طرفداران شرکت کردن خلیف در مسابقات بخش زنان و همچنین کمیته المپیک میگویند:
🔺راستش را بخواهید آنها دروغ نمیگویند و فقط مثل همیشه بخشی از حقایق را بیان میکنند.
🔻ریچارد داوکینز، زیست شناس برجستهٔ بریتانیایی، در این باره در اکانت ایکس خود اظهار نظر کرده و نوشته:
او در واقع، دارد اعتراض خود را به این وضعیت نشان میدهد.
🍂 اما ماجرا چیست؟ ایمان خلیف، سال گذشته در هند، پس از آزمایشهای هورمونی از «مسابقات جهانی بوکس» کنار گذاشته شد و انجمن بینالمللی بوکس (IBA) اعلام کرد، دلیل این برکناری این است که او کروموزومهای مردانه (XY) دارد. بر اساس قوانین IBA، بوکسورها طبق تعاریف این قوانین، با بوکسورهای همجنس رقابت خواهند کرد، یعنی زنان در مقابل زنان و مردان در مقابل مردان.
🍂 این نهاد، زن، مونث یا دختر را فردی با کروموزوم XX تشخیص میدهد و مرد، مذکر یا پسر با فردی با کروموزوم XY. این تعریفیست که علم از جنس نر و ماده دارد.
🍂 بر اساس تعاریفی که در پژوهشهای آکادمیک وجود دارد، سندرمی به نام «سویر»، ممکن است شرایط ایمان خلیف را توضیح دهد. سندرمی که بر اساس تعریف سازمان ملی اختلالات نادر آمریکا (NORD)، در آن، افراد با اینکه دارای ساختار ژنتیکی یا ژنوتیپ XY هستند، اما بهجای آلت تناسلی مردانه و کیسۀ بیضه، اندام تناسلی زنانه، رحم و لولههای فالوپ ایجاد دارند.
🍂 این بعنوان یک «وارونگی جنسی» شناخته میشود، که منجر به «ایجاد واژن خارجی زن» بدون ابهام میشود. بهدلیل «کمبود تخمدان»، افراد مبتلا به «سندرم سویر»، «نابارور» هستند و بهطور طبیعی نمیتوانند باردار شوند.
🍂 اگرچه افراد مبتلا با «سندرم سویر» متولد میشوند، تشخیص بهندرت در بدو تولد اتفاق میافتد. اکثر موارد این سندرم، در دوران نوجوانی تشخیص داده میشود؛ زمانی که برای «بلوغ تاخیری» و «آمنوره» بررسی می شوند.
🍂 یکی از ویژگیهای متمایز افراد مبتلا به سندرم سویر، افزایش قد آنها در دوران بلوغ و فقدان ویژگی های ثانویه مربوط به XX مانند سیکلهای قاعدگی، بزرگشدن سینهها و همچنین موهای ناحیۀ تناسلی و زیر بغل است.
پیج اینستاگرامی: evolution.fact
🗄پست مرتبط
📕نژادستیزی را زیر فرش پنهان نکن!
#ایمان_خلیف #المپیک #چیستا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻طرفداران شرکت کردن خلیف در مسابقات بخش زنان و همچنین کمیته المپیک میگویند:
او زمانی که بچه بود، کاملاً شبیه دخترها بوده و شناسنامهاش او را زن خطاب میکند و از ابتدا خودش را زن دانسته و او فردی دوجنسه نیست و اگر شورتش را برایتان به پایین بکشد با واژن روبرو خواهید شد!
🔺راستش را بخواهید آنها دروغ نمیگویند و فقط مثل همیشه بخشی از حقایق را بیان میکنند.
🔻ریچارد داوکینز، زیست شناس برجستهٔ بریتانیایی، در این باره در اکانت ایکس خود اظهار نظر کرده و نوشته:
"موتورسواری که خودش را دوچرخهسوار می داند، تور دو فرانس را برنده می شود".
او در واقع، دارد اعتراض خود را به این وضعیت نشان میدهد.
🍂 اما ماجرا چیست؟ ایمان خلیف، سال گذشته در هند، پس از آزمایشهای هورمونی از «مسابقات جهانی بوکس» کنار گذاشته شد و انجمن بینالمللی بوکس (IBA) اعلام کرد، دلیل این برکناری این است که او کروموزومهای مردانه (XY) دارد. بر اساس قوانین IBA، بوکسورها طبق تعاریف این قوانین، با بوکسورهای همجنس رقابت خواهند کرد، یعنی زنان در مقابل زنان و مردان در مقابل مردان.
🍂 این نهاد، زن، مونث یا دختر را فردی با کروموزوم XX تشخیص میدهد و مرد، مذکر یا پسر با فردی با کروموزوم XY. این تعریفیست که علم از جنس نر و ماده دارد.
🍂 بر اساس تعاریفی که در پژوهشهای آکادمیک وجود دارد، سندرمی به نام «سویر»، ممکن است شرایط ایمان خلیف را توضیح دهد. سندرمی که بر اساس تعریف سازمان ملی اختلالات نادر آمریکا (NORD)، در آن، افراد با اینکه دارای ساختار ژنتیکی یا ژنوتیپ XY هستند، اما بهجای آلت تناسلی مردانه و کیسۀ بیضه، اندام تناسلی زنانه، رحم و لولههای فالوپ ایجاد دارند.
🍂 این بعنوان یک «وارونگی جنسی» شناخته میشود، که منجر به «ایجاد واژن خارجی زن» بدون ابهام میشود. بهدلیل «کمبود تخمدان»، افراد مبتلا به «سندرم سویر»، «نابارور» هستند و بهطور طبیعی نمیتوانند باردار شوند.
🍂 اگرچه افراد مبتلا با «سندرم سویر» متولد میشوند، تشخیص بهندرت در بدو تولد اتفاق میافتد. اکثر موارد این سندرم، در دوران نوجوانی تشخیص داده میشود؛ زمانی که برای «بلوغ تاخیری» و «آمنوره» بررسی می شوند.
🍂 یکی از ویژگیهای متمایز افراد مبتلا به سندرم سویر، افزایش قد آنها در دوران بلوغ و فقدان ویژگی های ثانویه مربوط به XX مانند سیکلهای قاعدگی، بزرگشدن سینهها و همچنین موهای ناحیۀ تناسلی و زیر بغل است.
پیج اینستاگرامی: evolution.fact
🗄پست مرتبط
📕نژادستیزی را زیر فرش پنهان نکن!
#ایمان_خلیف #المپیک #چیستا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
لژهای فراماسونی و انجمنهای ایرانی
@Naqdagin
🎧 شباهت میان لژهای فراماسونی و انجمنهای مخفی کهن و رایجِ ایرانی
🎙دکتر #شروین_وکیلی (+)
🗄پست مرتبط
📻 ماجرای مشروطه ۶: فراماسون
#آینه_تاریخ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #شروین_وکیلی (+)
🗄پست مرتبط
📻 ماجرای مشروطه ۶: فراماسون
#آینه_تاریخ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘یورشِ کمونیستها به جلسۀ رونمایی یک کتاب
✍🏻#بیژن_اشتری (+)
🍂 خبردار شدم که یکی دو روز پیش در جلسه رونمایی کتاب «گذشتهی یک توهم»، نوشته ارزندهی فرانسوا فوره، ترجمه آقای هاشمی کهندانی، شمار قابل توجهی از کمونیستهای وطنی حضور یافته و با فحاشی و یقه درانی و مشت و لگدپرانی جلسه را به هم زده و به ویژه توهینهای بی شمار به سخنرانان جلسه از جمله دکتر حسن گیلوایی استاد دانشگاه کردهاند.
🍂 ظاهراً چاپ ترجمه فارسی کتاب فرانسوا فوره، که تاریخ توهمات مارکسیستی و کمونیستی را به صورت مفصل و علمی برملا کرده بر جماعت همیشه متوهم کمونیستهای وطنی بس گران آمدهاست.
🍂 من که بعنوان یک مترجم آثار روشنگرانه در خصوص کمونیسم همواره طی این سالها در معرض انواع تهدیدات کلامی و سایبری این جماعت بودهام، تذکر میدهم که عدم مقابله با این نوع اوباشگری کمونیستی، میتواند به جسورتر شدن این جماعت منجر شود و فضای فرهنگی ما را مخدوش کند.
🍂 نگرانی اصلی، نفوذ کمونیستهای ریشو در پارهای نهادهای اداری، فرهنگی و آموزشی است که بدون ذکر نام مقتداهای فکریشان (مارکس و لنین و استالین) زیر پرچم مبارزه با لیبرالیسم و نئولیبرالیسم، مشغول پیشبردن اهداف واقعی خویش هستند.
🍂 شواهد دیگری هم وجود دارد که این حضرات به ویژه طی ماههای اخیر، توانستهاند موفقیتهایی در عرصه جلوگیری از چاپ و نشر کتابهای ضدکمونیستی بهدست آورند. در زمان مناسب در این باره بیشتر با شما صحبت خواهم کرد.
🗄پست مرتبط
📕چپِ بچهپرروی ایرونی
#چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#بیژن_اشتری (+)
🍂 خبردار شدم که یکی دو روز پیش در جلسه رونمایی کتاب «گذشتهی یک توهم»، نوشته ارزندهی فرانسوا فوره، ترجمه آقای هاشمی کهندانی، شمار قابل توجهی از کمونیستهای وطنی حضور یافته و با فحاشی و یقه درانی و مشت و لگدپرانی جلسه را به هم زده و به ویژه توهینهای بی شمار به سخنرانان جلسه از جمله دکتر حسن گیلوایی استاد دانشگاه کردهاند.
🍂 ظاهراً چاپ ترجمه فارسی کتاب فرانسوا فوره، که تاریخ توهمات مارکسیستی و کمونیستی را به صورت مفصل و علمی برملا کرده بر جماعت همیشه متوهم کمونیستهای وطنی بس گران آمدهاست.
🍂 من که بعنوان یک مترجم آثار روشنگرانه در خصوص کمونیسم همواره طی این سالها در معرض انواع تهدیدات کلامی و سایبری این جماعت بودهام، تذکر میدهم که عدم مقابله با این نوع اوباشگری کمونیستی، میتواند به جسورتر شدن این جماعت منجر شود و فضای فرهنگی ما را مخدوش کند.
🍂 نگرانی اصلی، نفوذ کمونیستهای ریشو در پارهای نهادهای اداری، فرهنگی و آموزشی است که بدون ذکر نام مقتداهای فکریشان (مارکس و لنین و استالین) زیر پرچم مبارزه با لیبرالیسم و نئولیبرالیسم، مشغول پیشبردن اهداف واقعی خویش هستند.
🍂 شواهد دیگری هم وجود دارد که این حضرات به ویژه طی ماههای اخیر، توانستهاند موفقیتهایی در عرصه جلوگیری از چاپ و نشر کتابهای ضدکمونیستی بهدست آورند. در زمان مناسب در این باره بیشتر با شما صحبت خواهم کرد.
🗄پست مرتبط
📕چپِ بچهپرروی ایرونی
#چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
سوسیالیسم و روسپیسازی ونزوئلا
@Naqdagin
🎧 سوسیالیسم و روسپیسازی از #ونزوئلا (+)
🍂 این داستان یه کشوره که دروازههای توسعه به روش باز بود تا چپها اومدند، کشور رو تسخیر و غارت کردند. چیزی که سوسیالیسم بهوجود آورد، نه عدالت که تبدیل کشوری با بزرگترین ذخیرهی نفتیِ جهان به روسپیخانهی بزرگ و ارزان بود؛ زندهباد مارکس!
🗄پست مرتبط
📺 بلای سوسیالیسم بر سرِ ونزوئلا
📺 چه سرنوشتِ رقتباری!
📕 ونزوئلا و شکستِ دوبارۀ چپ
#اقتصاد #نقد_چپ #پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 این داستان یه کشوره که دروازههای توسعه به روش باز بود تا چپها اومدند، کشور رو تسخیر و غارت کردند. چیزی که سوسیالیسم بهوجود آورد، نه عدالت که تبدیل کشوری با بزرگترین ذخیرهی نفتیِ جهان به روسپیخانهی بزرگ و ارزان بود؛ زندهباد مارکس!
🗄پست مرتبط
📺 بلای سوسیالیسم بر سرِ ونزوئلا
📺 چه سرنوشتِ رقتباری!
📕 ونزوئلا و شکستِ دوبارۀ چپ
#اقتصاد #نقد_چپ #پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘بیادبی همۀ وجودتان را فرا گرفتهاست!
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 بعد از متن اخیرم، برخی شاکی شدهاند که فلانی در توصیف آن صحنۀ فضاحتبار، «چرا به اسب شاه گفته یابو» و خودِ این امر هم مصداق خشونت و بلکه مقدمۀ فاشیسم است!!! توصیفات دقیق من از موقعیت و تناقضات فکری-وجودیِ این جماعت را ندیدهاند و بند کردهاند که چرا کسی را که کوتوله است، میگویی کوتوله، و چرا به بیسواد تحصیلکردهای که جفتکپرانی کرده میگویی، پشتکوهی و غارنشین! این ادببازان، بیشک اگر داستان «کنیزک و کدو» را بخوانند به مولوی میگویند فحشیستِ فاشیست!
🍂 شما چپهای لگدپران و تروریستستا و «فاشیستگو» به هر غیرخودی، و شما مسلمینِ چماقبدست معتقد به «جهنم خلد» و «نجس بودن کفار»، تا اطلاع ثانوی به کسی درس ادب ندهید و به اوضاع وخیم خود برسید!
🍂 عموم مسلمین طی ۱۴۰۰ سال، بیشترِ وقتشان صرف جهاد و صدور اسلام و فرو کردن میخ خود در سوراخ دیگران شدهاست، از جمله اخیرا در سوراخِ علوم تجربی سکولار. اگر میتوانستند با شمشیر و اگر نمیتوانستند با لطایفالحیل دیگر این کار را میکردند.
🍂 مسلمین عطش زیادی برایِ ابراز قدرت و ابراز وجود و احساس هویت از طریقِ حقنۀ اسلام به دیگران دارند؛ البته این روند، ناشی از الگویی بود که از اسلام گرفتند و به حکم الله و با احساس حقیقتیافتگی، دائم برای بردن دیگران به بهشت احساس تکلیف میکردهاند؛ حتی زمانی که خودشان تا گردن در چاه انحطاط و فساد و ظلم فرو رفتهاند و از سیاست تا اقتصادشان، بوی تعفن میدهد و محیطزیستشان ویران شدهاست و در خاورمیانه توام با تلاوت قرآن، مشغول دریدن و سوزاندن و خوردن یکدیگرند.
🍂 چپها نیز در تاریخ معاصر، نشان دادند هیچ کموکاستی از یک دین تمامیتخواه نظیر اسلام ندارند، منتها بخت و اقبال تاریخی با آنها یار نبوده، و حتی در سال ۲۰۲۴ و پس از رقمزدنِ تجارب بس خونین و سیاه تاریخی، باز هم کارشان یا تقلبهای گلدرشت در انتخابات است، یا حمله به جلسات فرهنگیِ مخالفان، یا با جنگِ انگ و فاشیست-فاشیستگویی به همه جز خودشان، برای خود و ایدئولوژیِ پوسیدۀ دولتمحورشان پپسی باز کردن.
🍂 چپهای ایرونی و مسلمینِ وطنی، بعد از انقلاب ۵۷ نیز کمافیالسابق به این کارویژۀ خود مشغول شدند؛ یعنی به گسترش اسلام و افکار منحط چپ در داخل با توسری-روسری و اسلحهبازی و لاتبازی، و در خارج با صدور انقلابِ اسلامی-آخوندی یا حمایت جانانه از گفتمانِ محور مقاومت؛ امثال علی علیزاده بیهوده با ولاییون تخت نرد عشق نمیبازند!
🍂 مسلمین ایرانی در خارج از کشور چون زورشان به غربیها، چینیها، روسیها و ژاپنیها نمیرسید و آنها به عقبماندگی اینها میخندیدند و اینها نیز در ناخودآگاهشان میفهمیدند که نسبت به آنها چقدر مفلوکاند، و مضحک است که برای ارشاد و هدایتِ الهیِ آنها قیام کنند، از فرط بلاهت رفتند سراغ گسترش اسلام در بین خود مسلمینی که نسبت سببی و نسبیشان با پیامبر بیشتر بود و از اینها مسلمانتر بودند.
🍂 اکنون هم وضع جامعه و حکومتِ اسلامی در کشورشان این شدهاست که میبینیم؛ چون وقت و انرژی و منابعِ محدودشان را در عین بیصلاحیتی و گرفتاری در انحطاط و فساد و ظلم و نکبت، صرفِ بردنِ دیگران به بهشت کردند، تا آنجا که خودشان تا عمق جهنم فرو رفتند!
🍂 فقر و فساد و تبعیض غوغا میکند، ارزش پول ملی با باد معده رقابت میکند، طلاق و اعتیاد گسترش یافته بنحوی که تقریبا در مقابل هر ۲ ازدواج، یک طلاق داریم، وضع محیط زیست بحرانی است، ۲۰ میلیون حاشیهنشین داریم و تخلفاتِ رانندگی در یک روز در شهر تهران برابر با یک سال در اتحادیه اروپا و یک قاره است و ...
🍂 البته تحمل موارد مذکور برایشان مصداق بیاخلاقی و بیادبی نیست و حالشان را بهم نمیزند، اما بیرون بودنِ موی دختران و یا الفاظی چون «ابله و کودن و احمق» و «پشتکوهی» و «عقبمانده و فرومایه» یا بهکار بردن لفظِ «کاندوم» هنگامِ مراجعه به داروخانه، هزار و یک جای وجودشان را از خجالت میلرزاند!
🍂 حالا لطفا و برای امتحان، مدتی بیخیالِ ادب و اخلاقِ نامسلمانها و نارفقای ضدانقلابی شوید و به خودتان و به اسلامتان و به سبک زندگیتان و به خدا و پیامبر و مارکس و لنینتان بپردازید، تا شاید از این انحطاط و نکبت خلاص شوید!
🍂 بروید سراغِ تاریخ مشعشعِ خشونت و فقرگستری در شوروی کمونیستی، چین مائویی و ونزوئلا و... و شعارهای جنسیتیتان در انقلاب پرشکوه(!) ۵۷ که دزدیدهشد(!)، ارواحِ عمهتان!
🍂 بروید سراغ قرآنتان که از فحش «حرامزاده، سگ، گورهخر و بوزینه» استفاده کرده و به الله منتسب نمودهاست!
🍂 بروید سراغ جهنمِ خشن و هیتلری و کافرسوزش که الگوی شقاوت و داعش است!
🍂 بروید سراغ قتل و غارت و تکفیر و حکم ارتداد و سنگسار و قطع دست و پا و جهاد ابتدایی که به الله منتسب و مآلا مقدس شدهاست و ...
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 بعد از متن اخیرم، برخی شاکی شدهاند که فلانی در توصیف آن صحنۀ فضاحتبار، «چرا به اسب شاه گفته یابو» و خودِ این امر هم مصداق خشونت و بلکه مقدمۀ فاشیسم است!!! توصیفات دقیق من از موقعیت و تناقضات فکری-وجودیِ این جماعت را ندیدهاند و بند کردهاند که چرا کسی را که کوتوله است، میگویی کوتوله، و چرا به بیسواد تحصیلکردهای که جفتکپرانی کرده میگویی، پشتکوهی و غارنشین! این ادببازان، بیشک اگر داستان «کنیزک و کدو» را بخوانند به مولوی میگویند فحشیستِ فاشیست!
🍂 شما چپهای لگدپران و تروریستستا و «فاشیستگو» به هر غیرخودی، و شما مسلمینِ چماقبدست معتقد به «جهنم خلد» و «نجس بودن کفار»، تا اطلاع ثانوی به کسی درس ادب ندهید و به اوضاع وخیم خود برسید!
🍂 عموم مسلمین طی ۱۴۰۰ سال، بیشترِ وقتشان صرف جهاد و صدور اسلام و فرو کردن میخ خود در سوراخ دیگران شدهاست، از جمله اخیرا در سوراخِ علوم تجربی سکولار. اگر میتوانستند با شمشیر و اگر نمیتوانستند با لطایفالحیل دیگر این کار را میکردند.
🍂 مسلمین عطش زیادی برایِ ابراز قدرت و ابراز وجود و احساس هویت از طریقِ حقنۀ اسلام به دیگران دارند؛ البته این روند، ناشی از الگویی بود که از اسلام گرفتند و به حکم الله و با احساس حقیقتیافتگی، دائم برای بردن دیگران به بهشت احساس تکلیف میکردهاند؛ حتی زمانی که خودشان تا گردن در چاه انحطاط و فساد و ظلم فرو رفتهاند و از سیاست تا اقتصادشان، بوی تعفن میدهد و محیطزیستشان ویران شدهاست و در خاورمیانه توام با تلاوت قرآن، مشغول دریدن و سوزاندن و خوردن یکدیگرند.
🍂 چپها نیز در تاریخ معاصر، نشان دادند هیچ کموکاستی از یک دین تمامیتخواه نظیر اسلام ندارند، منتها بخت و اقبال تاریخی با آنها یار نبوده، و حتی در سال ۲۰۲۴ و پس از رقمزدنِ تجارب بس خونین و سیاه تاریخی، باز هم کارشان یا تقلبهای گلدرشت در انتخابات است، یا حمله به جلسات فرهنگیِ مخالفان، یا با جنگِ انگ و فاشیست-فاشیستگویی به همه جز خودشان، برای خود و ایدئولوژیِ پوسیدۀ دولتمحورشان پپسی باز کردن.
🍂 چپهای ایرونی و مسلمینِ وطنی، بعد از انقلاب ۵۷ نیز کمافیالسابق به این کارویژۀ خود مشغول شدند؛ یعنی به گسترش اسلام و افکار منحط چپ در داخل با توسری-روسری و اسلحهبازی و لاتبازی، و در خارج با صدور انقلابِ اسلامی-آخوندی یا حمایت جانانه از گفتمانِ محور مقاومت؛ امثال علی علیزاده بیهوده با ولاییون تخت نرد عشق نمیبازند!
🍂 مسلمین ایرانی در خارج از کشور چون زورشان به غربیها، چینیها، روسیها و ژاپنیها نمیرسید و آنها به عقبماندگی اینها میخندیدند و اینها نیز در ناخودآگاهشان میفهمیدند که نسبت به آنها چقدر مفلوکاند، و مضحک است که برای ارشاد و هدایتِ الهیِ آنها قیام کنند، از فرط بلاهت رفتند سراغ گسترش اسلام در بین خود مسلمینی که نسبت سببی و نسبیشان با پیامبر بیشتر بود و از اینها مسلمانتر بودند.
🍂 اکنون هم وضع جامعه و حکومتِ اسلامی در کشورشان این شدهاست که میبینیم؛ چون وقت و انرژی و منابعِ محدودشان را در عین بیصلاحیتی و گرفتاری در انحطاط و فساد و ظلم و نکبت، صرفِ بردنِ دیگران به بهشت کردند، تا آنجا که خودشان تا عمق جهنم فرو رفتند!
🍂 فقر و فساد و تبعیض غوغا میکند، ارزش پول ملی با باد معده رقابت میکند، طلاق و اعتیاد گسترش یافته بنحوی که تقریبا در مقابل هر ۲ ازدواج، یک طلاق داریم، وضع محیط زیست بحرانی است، ۲۰ میلیون حاشیهنشین داریم و تخلفاتِ رانندگی در یک روز در شهر تهران برابر با یک سال در اتحادیه اروپا و یک قاره است و ...
🍂 البته تحمل موارد مذکور برایشان مصداق بیاخلاقی و بیادبی نیست و حالشان را بهم نمیزند، اما بیرون بودنِ موی دختران و یا الفاظی چون «ابله و کودن و احمق» و «پشتکوهی» و «عقبمانده و فرومایه» یا بهکار بردن لفظِ «کاندوم» هنگامِ مراجعه به داروخانه، هزار و یک جای وجودشان را از خجالت میلرزاند!
🍂 حالا لطفا و برای امتحان، مدتی بیخیالِ ادب و اخلاقِ نامسلمانها و نارفقای ضدانقلابی شوید و به خودتان و به اسلامتان و به سبک زندگیتان و به خدا و پیامبر و مارکس و لنینتان بپردازید، تا شاید از این انحطاط و نکبت خلاص شوید!
🍂 بروید سراغِ تاریخ مشعشعِ خشونت و فقرگستری در شوروی کمونیستی، چین مائویی و ونزوئلا و... و شعارهای جنسیتیتان در انقلاب پرشکوه(!) ۵۷ که دزدیدهشد(!)، ارواحِ عمهتان!
🍂 بروید سراغ قرآنتان که از فحش «حرامزاده، سگ، گورهخر و بوزینه» استفاده کرده و به الله منتسب نمودهاست!
🍂 بروید سراغ جهنمِ خشن و هیتلری و کافرسوزش که الگوی شقاوت و داعش است!
🍂 بروید سراغ قتل و غارت و تکفیر و حکم ارتداد و سنگسار و قطع دست و پا و جهاد ابتدایی که به الله منتسب و مآلا مقدس شدهاست و ...
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘چپِ بچهپرروی ایرونی
— کاریکاتوری مضحک، اما خسارتبار
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 گویا دیروز جلسۀ رونمایی از کتابی با عنوانِ «گذشتۀ یک توهم» برگزار شدهاست و در این جلسه، دکتر حسن محدثی نیز بعنوان سخنران، جزو مدعوین بودهاست. از همان آغاز، «امتِ حزباللهِ مارکسیستهای…
— کاریکاتوری مضحک، اما خسارتبار
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 گویا دیروز جلسۀ رونمایی از کتابی با عنوانِ «گذشتۀ یک توهم» برگزار شدهاست و در این جلسه، دکتر حسن محدثی نیز بعنوان سخنران، جزو مدعوین بودهاست. از همان آغاز، «امتِ حزباللهِ مارکسیستهای…