نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.13K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
کوروش و خواردارندگان او
(۲/۲)

🍂 اوج‌ها و چکادهای شهرهای ایونی و ملطی و امثال آنها، دقیقاً مربوط به "سدۀ کوروش" و "وضعیت صلحی"ست که در نتیجۀ سیاست "پیمان‌آفرینیِ" هخامنشیان به‌وجود آمد.

🍂 بابل نیز نه‌تنها برخلاف ادعای این جناب، نیست و نابود نشد، بلکه دقیقاً تا زمان ایجاد سلوکیه، همچنان دوشادوش با شهر شوش، از بزرگترین و موفق‌ترین قلمروهای آفرینش فرهنگی و حتی سیاسی به شمار می‌رفت (به یاد داشته‌باشیم که داریوش نظر به اهمیت این شهر، جانشین خود، خشایارشا را بر بابل گماشته‌بود تا درس سیاست و خم‌و‌چم آن را در آنجا و در مدار جاذبۀ همۀ دانشمندان آن شهر فراگیرد). این شهر، همچنان تا پایان کار هخامنشیان، حتی مایۀ رشک آتنیان و اسپارتیان بود، و تازه با برآمدن «سلوکیه» بود که رفته‌رفته، کم فروغ شد و اهمیت پیشین خود را از دست داد.

🔻این حرف هم چرند است که:
با ظهور کوروش تمدن بین النهرین و علم و هنرش از بین رفت.

دروغ‌وندان، کارشان دروغ‌ آفریدن است. هنر هخامنشی که نمونه‌ای از آن را در تخت جمشید و کاخ آپادانا می‌بینیم، نه‌تنها نتیجۀ نابودسازی هنر و معماری آسوری و بابلی و ... نیست، بلکه آمیزه و سنتز شگفتی از همۀ این علوم و هنرها و کوشش در اعتلای آنهاست.

🍂 یک نکتۀ دیگر هم روشن است. درباری که گشوده به روی همۀ معماران و پزشکان و هنرمندان و دانشمندان یونانی و لودیه‌ای بود، نمی توانست به روی بابلیان و مصریان و ... بسته‌باشد، در برترین رده‌های پست‌های حکومتی، ما اشخاصی را از سرآمدان این خطه‌ها داریم و سیاست هخامنشی به هیچ رو سیاستی تمرکزگرا و "پارس‌محور" نبوده‌است.

🍂 مناسبات هخامنشیان با سایر تبعه خود به همان‌سان بود که با مادها بود. مادها نیز نه تنها معدوم نشدند، بلکه اساسا تمایزی با پارس‌ها نداشتند که کسی بخواهد هنر و فرهنگ‌شان را نابود کند! مشکل این سنخ اشخاص این است که چراغ راه‌شان در قلمرو پژوهش، دروغ‌وندی‌ست و جهل.

🍂 پادشاهی مانند داریوش که آثار هراکلیتوس را می‌خوانده است و حتی او را برای علم‌آموزی و حشر و نشر به دربار خود فرا-می‌خواند، نمی‌توانست پادشاهی نابودکنندۀ فرهنگ و تمدن ملت‌ها باشد.

🍂 حتی در بدترین شرایط جنگی، یعنی جنگ ایران و یونان، و پس از آن نیز، یونانیانی مانند دموستن، همواره ایران را متحد استراتژیکِ بهتری نسبت به مقدونی‌ها می‌دانستند و در راس سپاه ایران، همواره سرداران کارکشته‌ای از یونانی‌ها و لودیه‌ای‌ها و فینیقی‌ها و ایونی‌ها و ... نیز وجود داشتند و این وحدت در کثرتِ اقوام و یکپارچگی آنها، اساسا امکان نداشت که با نوعی سیاست نابودسازی از سنخ آسوربانیپال، اصلا به‌وجود بیاید و بپاید.

🍂 ملاک سیاست خارجۀ هخامنشیان نیز در مرتبۀ نخست، «پیمان‌آفرینی» بود، نه صرف «کشورگیری». بدیهی‌ست که کشورگیری، رسمِ رایج آن روزگار بود. اگر کوروش کشور نمی‌گرفت، چند دهه بعدتر پریکلس می‌گرفت و دیدیم سیاست امپریالیستی این ابرمرد یونانی، حتی نسبت به ساکنین قلمرو هلاد، خشونت‌آمیز و غارتگرانه و زورگویانه بود.

🍂 اساساً، جنگ‌های پلوپونزی واکنشی بود از جانب سایر شهرهای یونان، بخصوص اسپارت، نسبت به این زیاده‌خواهی آتنی. این را هم خوب می‌دانیم که اهالی لودیه و ایونی‌ها و ملطی‌ها، همواره در زیر پرچم ایران با اسپارت و آتن می‌رزمیدند.

🍂 مگر یکی از دلایل جنگ خشایاشا با آتن، به‌آتش‌کشیدنِ معبد سارد و آزار مردم آن توسط آتنی‌ها نبود؟ و این سارد مگر نه همان شهری‌ست که این جناب مدعی‌ست با تسخیر شدن توسط کوروش، از صحنۀ تمدن بشری رخت بربست و به هیچ تبدیل شد؟

🍂 این اشخاص بی‌سوادند، اما یک چیز را خوب بلدند: سوء‌استفاده از کاهلی و تاریخ‌ندانیِ مردم عادی در شرایطی که یک حکومت ایران‌ستیز، زمام امور این کشور بیچاره را در دست گرفته‌است. چون قلمی دارند که می‌توانند روزنامه‌وار یک مشت چرند ببافند و چون می‌دانند در شرایط ابوعطا خواندن، قورباغه‌ها به هر حال متاع و جنس بنجل‌شان بی‌مشتری نیست، پیرزنان زشت را به‌زور مشاطه، پری زیبارو جلوه می‌دهند و به مشتریِ ناوارد، غالب می‌کنند؛ از این رو، کار این اشخاص چیزی‌ست حتی بدتر از آن عبارت تند که من نامی نمی‌توانم برای آن بیابم. آه ای ایران، ای مام تنها ماندۀ من!


.


#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تاریخچه اقتصاد در نیم‌ساعت (+)
— خلاصۀ یک کتاب جدید دربارۀ پول و تمدن بشری

🔸در این ویدئو، توضیح داده می‌شود که اقتصاد چگونه باعث شکل‌گیری، تغییر و پیشرفت تمدن بشری شد؛ از ساختن ابزارها، کنترل آتش، استفاده از پول، تا چاپ، انقلاب صنعتی و بانک‌داری مدرن.

🔸این ویدئو خلاصه‌ای از یک کتاب جدید به اسم «کوتاه‌ترین تاریخچه‌ی اقتصاد» نوشته‌ی اندرو لی است.


.


#آینه_تاریخ #اقتصاد #معرفی_کتاب #خلاصه_کتاب #نقد_کتاب #آدام_اسمیت #اقتصادی



🌾 @Naqdagin
٣- تدارک جنگ بزرگ - بر اساس پیشگویی های انبیای بنی اسرائیل - پایان…
Fanoos Cast
🎧تدارکِ جنگِ بزرگ (۳) (+)
— بر اساس پیشگویی‌های انبیای بنی‌اسرائیل

🔸مسیحیان “حیات نو یافته ” اعتقاد دارند که تاریخ بشر در طی نبردی در آخر الزّمان، به نام ”هار مَجِدّون” به پایان می رسد و نقطه اوج آن ظهور دوبارۀ مسیح است.

🔸جمع کثیری از مسیحیان تجدید حیات یافته یا همان مسیحیان اوانجلیکال (اوانجلیست) عمیقا باور دارند که:
عمر جهان حدود ۶۰۰۰ سال است، نظریه تکامل داروین به کلی دروغ است، یهودیان امتِ برگزیدۀ خدا هستند و خداوند، سرزمین قدس را به امت برگزیدۀ خود داده‌است.


🔸در ۱۹۸۵، جان وال وورد (Dr. John Walvoord) استاد الاهیات مسیحی، که نویسندۀ بیش از ۳۰ کتاب در حوزۀ آخرالزمان شناسی (eschatology) و الاهیات است، دربارۀ خاستگاه خداشناسی ”هار مَجِدّون” و معطوف به رنج‌های مردم فلسطین گفت:
”راستش خداوند در طرح کلی خود، جایی برای اینان در نظر نگرفته‌است. توجه خداوند معطوف به یهودیان است که سرزمین قدس را به آنان داده”.



.


#کتاب_صوتی #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقد_یهودیت #یهودیت #مسیحیت #مسیح #امام_زمان #ظهور #اسرائیل #آخرالزمان



🌾 @Naqdagin
EP388 Masty o Rasty (مستی و راستی) - Live w/Sadeq Bigdeli (US Elections)
🎧دربارۀ انتخابات آمریکا (+)

🎙گفتگوی کینگ‌رام (پادکستِ «مستی و راستی») با #صادق_بیگدلی


.


#سیاست #آمریکا



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 هوش مصنوعی یا انسان؟
نقد و معرفی انیمیشن ربات وحشی | The Wild Robot، ساختۀ Chris Sanders (+)

🎙#مسعود_فراستی


.


#نقد_فیلم #انیمیشن



🌾 @Naqdagin
📘فاجعه‌ای به‌نامِ «کیک محبوب من»

✍🏻#پرستو_آزادی‌ابد



🌾 @Naqdagin
📘فاجعه‌ای به‌نامِ «کیک محبوب من»
(۱/۲)
✍🏻#پرستو_آزادی‌ابد

🍂 فیلمی مبتذل با بازی‌های بسیار بد، دیالوگ‌های آبکی و پیش‌پا-افتاده و کودک‌مآبانه، فیلمی جشنواره‌پسند با شعارهای مستقیم، بدون آنکه درکی از هنر و آفرینش هنری داشته‌باشد.

🍂 فیلمی که با آوردن لیست کاملی از عناوین غرب‌پسند (ممنوعیت حجاب، شراب، جنگ، کاباره، گشت ارشاد، مصادره و غیره غیره) سهم خودش را از جوایز جهانی می‌طلبد، و از طرف دیگر، انرژی سیاسی آزاده‌شده در داخل کشور را، در مسیرهای یاس و خودکشی و ناامیدی، کانالیزه و سرکوب می‌کند.

🍂 زنی پیر و فرتوت که "مهین" نام دارد. مهینی که با جابجایی دو حرف، می‌تواند همان" میهن" باشد و مردی اخته، سرکوب شده (با نام نمادین "فرامرز" که در پایان می‌میرد) که زمانی نیروی ارتش پهلوی بوده. بعد از انقلاب روانۀ جنگ شده و حالا ۲۰ سال است مسافرکشی می‌کند. آیا مهین یا میهن در این فیلم نشان چه بود؟ نشانِ "زن زندگی آزادی"؟! زنی که می‌خواست زنانگی‌اش را پس بگیرد؟ خب در این صورت با حرکت‌های بی‌فکرانه و سبک‌سرانه‌اش که "مرد و آبادی" رو هم به باد داد!!! یا که نه، "مهین یا میهن" دقیقا نماد وطن بود. مهینی که ادعا می‌کرد ما از اونا نیستیم (یعنی از نظام)، اما نهایتا کار همان نظام رو انجام داد و باعث شد فرد بی‌گناهی بمیرد و شبانه چالش کند، بدون اینکه تقاص پس بدهد؛ یعنی میهن است که فرزندانِ خودش را می‌بلعد، نه نظام!

🍂 هیچ امر نو و بدیعی جز چس‌ناله در فیلم به چشم نمی‌خورد. همه‌چیز در نهایتِ پوچی و رخوت می‌گذرد و همانطور هم با پوچی و رخوت و رکود و مرگ تمام می‌شود.

🍂 آیا نظام چیزی جز این می‌خواهد؟ جنبشی سرکوب شده، از ریخت افتاده، با مبتذل‌ترین خواسته‌ها...جنبشی به یاس تبدیل شده که زیر خروارها خاک برای همیشه دفن می‌شود. از نگاه من، این فیلم قابلیت درو کردن تمام جایزه‌های جشنواره‌های وطنی را دارد، چون خدمت بیشتری به نظام کرده‌است....

🍂" زن، زندگی، آزادی" اگر برای مردم ایران آب نداشت، برای سلبریتی‌های فرهنگی-سیاسی نان داشت. اسکی رفتن روی خون جوانان مردم، با ساخت و نمایشِ فیلم‌های مبتذل ، ترانه‌ها و شعارهای دم‌دستی و آبکی، تقلیل دادن خواسته‌های زنان به آزادی های ظاهری، پوشیدن دکلته و رقصیدن و نهایتا دخیل بستن به جشنواره‌ها و جایزه‌های خارجی، تنها و تنها می‌تواند سهم‌خواهی از ثروت و شهرت باشد، نه اعتراضی آزادی‌طلبانه.

🍂 از طرفی هر چقدر این فیلم‌ها و ترانه‌ها مبتذل‌تر، به‌شدت محافظه‌کارانه‌تر، یاس‌آورتر و منفعل‌تر. فیلم کیک محبوب من، در واقع با عنوانِ ظاهریِ فیلمِ توقیف‌شده(!) هرآنچه نظام اسلامی در داخل می‌خواست و کشورهای دیگر در خارج، همه را به اذهان تزریق کرد.

🍂 مطالباتی پیش‌پاافتاده و کودک‌مآبانه تحتِ عنوان اینکه "باز در گذشته (یعنی زمان پهلوی) آزادی‌هایی داشتیم، کاباره می‌رفتیم، می‌رقصیدیم، دلکته می‌پوشیدیم، استخر می‌رفتیم و غیره"... یا تقلیل‌دادن خیزش به سرگرمی کودکانه‌ی دورهمی زنانه با کلی‌گویی‌های خاله‌زنکی و بی‌معنا، نه‌تنها هیچ ربطی به شعار" زن، زندگی، آزادی " ندارد، بلکه مانند " روشن‌کردن سیگاری"‌ست که پروپاگاندای خواهرزاده‌ی فروید (برنایز) بعنوان روشن کردنِ مشعل آزادی (برای سودجویی کارخانه‌ی سیگار) به‌راه انداخت.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘فاجعه‌ای به‌نامِ «کیک محبوب من»
(۲/۲)
✍🏻#پرستو_آزادی‌ابد

🍂 در نیاز به انقلاب فرهنگی و انقلاب و جنبش، «میل» وجود دارد نه «یاس». در دهۀ شصت اروپا و اوج آن مه ۶۸، افرادی مانند ژان لوک گدار در سینما ظهور کردند و هدف‌شان تغییر بنیادین فرهنگ و سیاست بود.

🍂 زمانی ژان لوک گدار گفته‌بود:
فیلم‌سازان بورژوا بر روی بازتاب‌های واقعیت فوکوس می‌کنند و گمان می‌کنند، خودِ واقعیت را شکار کرده‌اند.

کیک محبوب من و بسیاری از هنرهای اعتراضی دیگر فعلی، مرا یاد این جملۀ گدار می‌اندازد.

🍂 این که هنر که زمانی زبان اعتراض و تغییر بود، بدل به موضوعی برای کسب جایزه و شهرت شده‌است، واقعا چیز هولناک و چندش‌آوری‌ست. "صنعتی فرهنگ"ی که با تحمیق توده‌ها در خدمت سیستم‌هاست. سینمای اعتراضی-سیاسی-انقلابی می‌شود گدار، آنتونیونی، روسلینی، اورسن ولز و پازولینی یا تقوی در داخل کشور...

🍂 از طرفی تماشای فیلم کیک محبوب من، مرا یاد رمان "تاریکی حسین ابکنار "انداخت و بسیار فیلم‌ها و رمان‌های سال‌های اخیر، که از نگاه من، نه‌تنها دنبال آزادی نیستند، بلکه خودشان زیر سیطره‌ی بی‌چون‌و‌چرای اربابان دیگری هستند. اربابانی که با برگزاری جشنواره‌ها و جوایز و دادن اقامت به هنرمندان، مرزهای فکری و ریل‌بندی‌های فرهنگی را کاملا جابه جا کردند تا در جهان، دیگر اثری مانند" آخرین روز ِیک اعدامی / ویکتور هوگو " خلق نشود تا باعث لغو حکم اعدام شود؛ چارلز دیکنزی ظهور نکند یا دن آرامِ میخائیل شولوخوف، یا داستان‌ها و اشعار برتولت برشت یا اشعار آوانگارد مایاکوفسکی، یا نوشته‌های شگفت و بی‌نظیر باروز و هنری میلر.

🍂 از این به بعد، مساله "آروزهای برساخته و چگونگی به یاس کشیدن آنهاست". زدوبند سیاست‌مداران و هنرمندان با هم، فیلم‌ها و هنرهایی که مروج "یاس و مرگ و خودکشی‌"اند، بدون آنکه نجاتی در کار باشد. تصویری که در آنها رهایی از ستم وجود ندارد و تنها چیز دست‌یافتنی و تنها راه نجات، مرگ است. جامعه‌ای که بنایش بر استثمار ذاتی استوار است.

🍂 ابنجاست که باید بگویم، آفرینشگر محترم، شما به دنبال آزادی نیستید، بلکه برای رسیدن به سهمتان از شهرت و ثروت، خواهان سیطره‌ی بی‌چون‌و‌چرای یاس بر روان مردم هستید.

🍂 فیلم کیک محبوب من هیچ نکته‌ی درخشانی نداشت و من هنوز در شگفتم از چه زمانی ذائقه‌ی هنری مردم تا این میزان سقوط کرد که از ترانه‌های سیاسی فرهاد و فریدون فروغی، به ترانه‌های بی سر و ته شروین رسیدیم و از پرویز‌ کیمیاوی‌ها و شهید ثالث‌ها و سینمای موج نو به سینمای فعلی....


.


#نقد_فیلم #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نزاع طبقات جدید با حکومت فقیهان، نزاع بر سر «ارزش‌ها»ست. تا زمانی که «زیستن آزادانه» به‌مثابه ارزش بنیادین زندگی اجتماعی، مبنای سازمان‌دهی نظم سیاسی قرار نگیرد، این نزاع به پایان نخواهد رسید.

🔸پرسش اساسی این است: اساسا شهروندی که بر پیکر خود حاکمیت ندارد، چگونه می‌تواند مدعی حاکمیت و مالکیت بر کشور باشد؟ ظهور حاکمیت ملی، از درون تثبیت «حاکمیت شهروندان بر پیکر خود» ممکن می‌گردد.

✍🏻 #مهدی_کاظمی زمهریر (استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید)


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #زنان #آهو_دریایی #دختر_علوم‌_تحقیقات



🌾 @Naqdagin | @kazemizamharir
📘دربابِ تفاوت مهسا امینی و آهو دریایی
— تنهاییِ مضاعفِ سوژۀ کنش‌گر (عصیان‌گر) در فرهنگِ نرینه‌سالارِ مظلوم‌پرست
(۱/۲)
✍🏻#محمود_کریمی

🍂 مهسا امینی در مظلومیت و غربت (هنگامی که مهمان پایتخت‌ِ ایران بود)، بعنوان عضوی از ایرانی‌ترین اقوم که با تبعیض‌ها و محرومیت‌های جدی مواجه‌اند، به‌خاطر پوشش کمی متفاوتش از مطلوبِ حاکمیت داعشی، در هنگام اسارت درون ونِ گشت ارشاد، و بدون امکان هیچ نوع دفاعی از خود، مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت، و در نتیجۀ ضرب‌وشتم شدید و عدم رسیدگی پزشکی به‌موقع، به‌‌قتل رسید.

🍂 در مواجهه با لحظۀ مهسا، وجهی از ناخودآگاه ملی ایرانیان مورد فراخوان قرار گرفت که در مواجهه با قصۀ حسین مورد فراخوان گرفته‌بود تا مظلومیتِ ایرانیِ گرفتار اسلام را نمایندگی کند و ابزاری برای مبارزه‌ای استقلال‌طلبانه از حاکمیت اعراب شود، که در ادامه، همین وجه توسط صفویه، به نوعی از آیین سوگِ مازوخیستی و غم‌پرستانه و مرگ‌ستایانه بدل شد.

🍂 همین فراخوان ناخودآگاه در جنبش مهسا هم باعث رخداد جنبشی ملی و تاریخی شد که در آن، خون‌های بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان ریختند و چشم‌های بسیاری را کور کردند و بسیاری را گرفتار زندان و شکنجه و تعرض کردند، تا اثبات کنند که مهسا امینی «بیماری زمینه‌ای» داشته و درحالی‌که دوربین‌های ماموران گشت داعشی ارشاد به‌شکل مرموز خاموش بوده‌است، او با لطافت کامل به چنین تیرِ غیبی در جمجه‌اش دچار شده‌است!

🍂 در واقع، مهسا سوژگی خاصی در رقم زدن حوادث پس از خودش نداشت، بلکه این پیوند خوردنِ سوژگی انسان مدرن ایرانی با ناخودآگاهِ تاریخیِ مهربان و مظلوم‌پرست او بود که لحظۀ تاریخی مهسا را رقم زد، که باعثِ شتاب‌گرفتنِ تحولاتِ شگرفی در ساحت جامعه و افکار و نوع مواجهۀ ایرانیان با خودشان و حکومت و دیگری‌ها و هم‌بندان‌شان در «بزرگ‌ترین زندانِ سر باز جهان» شد.

🍂 آهوی دریایی امتداد و نقطۀ عطفی در سوژه‌شدن انسانِ ایرانی پس از مهساست، از جمله امتدادِ ویدا موحد و نیکا شاکرمی و زینب مولایی‌راد و مجیدرضا رهنورد و...، امتدادی که سطحی دیگر از شجاعت و ایستادن مقابل اشغال‌گری و توتالیتریسم اسلامی را رقم زده‌است. مواجهۀ دوگانۀ جامعه و روشنفکران و اپوزیسیون با حرکت او، که البته غلبه بر مواجهۀ همدلانه و ستایش‌گرایانه است، عمق و شجاعت ویژۀ او را نشان می‌دهد؛ شجاعتی که بی‌شک تکثیر خواهد شد و مرزهای حکومتِ وحشتِ موجود و استیلای ضدفرهنگِ بردۀ مملوک‌ دیدنِ زنان را درمی‌نوردد، و از همین‌روست که از وحشت‌شان، از همان آغاز کوشیدند با طرح انواع روایت‌های کاذب و مهوع و مردسالارانه، عظمت حرکت او را ناچیز جلوه دهند و بلکه هرگونه آگاهی و سوژگی را از او دور سازند و بگویند عکس و تصویری از او مخابره نکنید، که او «ناموس کسی‌ست! و صاحب و مالک اسبق او از این کار ناراضی‌ست» و «دیوانه شده!» و «نامتعادل بوده‌است!» و «بیماری زمینه‌ای داشته‌است! (طلاق و...)». بخشی از اپوزیسیون، و یا سپاه سایبری در لباس اپوزیسیون، نیز که ذهنیتی عمیقا متحجر و نامعاصر داشتند، و دچار انواع حقارت وجودی و بیماری‌های شخصیتی هستند، او را بسهولت «پرستو» و «عامل خود نظام» نامیدند، تا ماموریت خود را انجام دهند، یا «فاحشگی مغزی‌»شان را با حمله به زیباترین پرفورمنس اعتراضیِ این نیم‌قرن علیه تحجر اسلامی و نظام زن‌ستیز و زن‌هراس و زندگی‌ستیز آشکار کنند.

🍂 اما از همه جالب‌تر، برخورد برخی روشنفکران و فیلسوفان پر ادعا و خودشیفتۀ جامعه بود که رسانه‌ها را به اشغال خود درآورده‌اند، اما در این بزنگاه نیز وجه دیگر از عقب‌ماندگی فرهنگی خود را آشکار کردند. یکی از آن‌ها، تا همین لحظه حتی یک پست کوتاه دربارۀ این دختر دانشجو ننوشته است، اما یک پست را از یک مخاطب پر از تناقض فروارد کرده که ضمن ستایش حرکت این دختر و تاریخ‌ساز بودن آن (در خاتمه)، شکایت کرده که چرا عکس او را در گروه آن استاد گذاشته‌اند که شوهر سابقش (بنا به روایتِ حکومتِ دروغ‌سالار) ناراضی‌ست و آیندۀ فرزندانش به‌خاطر این عکس ممکن است به‌خطر بیافتد(!):
همین قدر میدانم که انتشار تصاویر و فیلم مربوط به آن در رسانه ها و از جمله در گروه جدید شما ، از برخی جهات شاید اخلاقی و انسانی نباشد حتی اگر شوهرش گریه کنان از مردم استدعا نمیکرد که برای آینده دو فرزندشان از نشر این تصاویر خودداری کنند.
لذا صرفاً جهت اطلاع شما تصمیم گرفتم لینک مربوط به بارگذاری تصویر و نیز مطلب نگاشته شده در ذیل آن که از جهاتی قابل نقد جدی نیز هستند را برای شما ارسال کنم که حسب صلاحدید خودتان عمل کنید... با پوزش فراوان

حرکت این دختر شجاع ایران ، نقطه عطفی در مبارزات جنبش زن ، زندگی ، آزادی خواهد شد ، جنبش مترقی که هر روز به گونه ای خاص و مدرن زنده بودن خود را به نمایش میگذارد ….🟢 اوج انفجار یک زن ، که ایران و جهان را تکان داد…❤️🤍💚🌹🕊


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin