نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مردم ایران چقدر امید و تمایل به عمر زیاد دارند؟ (+)


.


#جامعه #مصاحبه



🌾 @Naqdagin
📘ماده‌های جوان و نرهای پیرِ صاحب‌قدرت
— واکاوی روانکاوانۀ ویدیوی پیوست

✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی

🍂 با گذشت هزاران سال، در محتوای ظاهری رفتار بشر تغییراتی سطحی ایجاد شده‌است، اما در بطن، در واقع همان بشر اولیه است که چهره‌ای تحریف‌شده و دروغین از تمدن به خود گرفته و نعل وارونه می‌زند.

🍂 در قبایل اولیه و حتی دورتر و در بین انسان‌های نئاندرتال، این نرهای قدرتمند قبیله بودند که به‌دلیل زور بیشتر و قدرت افزون‌تر، ماده‌های بیشتری در اختیار داشتند و با تولیدمثل و نسل‌آوری، به‌رسم تکامل زیستی، ژن‌های خود را می‌پراکندند و بدین‌شیوه بر قدرت خود می‌افزودند.

🍂 در بشر کنونی که چهرۀ بزک‌شده‌ای از تمدن برای خود اختیار کرده، نرهای صاحب ثروت و قدرت و وصل به هستۀ حکمروایی، با برگشت به پیشینیان غارنشین، تکثیر ژن‌ها از طریق تصاحب ماده‌های جوان و آمادۀ بارداری، نوعی ابزار قدرت‌جویی و کسب اعتبار و منزلت و تفاخر به حساب می‌آید.

🍂 در جامعۀ ایرانِ کنونی، ایدئولوژی حاکمه به‌دلیل نگاه سنت‌گرایانه و ابتدایی و تکاملی و ناپیچیده، علنآ مبلغ آیین چندهمسری می‌باشد و به تبع آن، عمله و اکره و مزدبگیران آن، با یک تیر سه نشان می‌زنند. هم خود را پیرو ساختار ایدئولوژیکی مذهبی حاکم نشان می‌دهند که برایشان سود بسیار دارد، هم لذت جنسی مداوم با ماده‌های جوان را تجربه می‌کنند، و هم از جنبۀ تکاملی ژن خود را می‌پراکنند.

🍂 از جنبۀ روانکاوانه، گرایش به سمت ازدواج‌های مکرر، به‌نوعی کارکرد وسواس‌گونه ذهنی و روانی اطلاق می‌گردد که در واقع، به دور و نزدیک شدن به مادر در دوران کودکی مرتبط است. آغوش زن جوان‌تر، انعکاسی از میل به جایگاهی امن و مطمئن و فاقد اضطراب و دلهره تلقی می‌شود. نیازهای وهمی در این آغوش، قابلیت ارضای کاملی را در ذهن فرد وانمود می‌کند.


.


#زیست‌روان #حکومت_اسلامی #روانکاوی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘آیا ایمان به معنای حق بر حکومت است؟
— چرا بسیاری از مسیحیان تا این حد بی‌رحم هستند؟

✍🏻 داوید فرنچ؛ منتشره در نیویورک‌تایمز

🔻خلاصه متن
🔸این مقاله به بررسی دلایل بی‌رحمی برخی از مسیحیان می‌پردازد و به نقد رفتارهای ناپسند آن‌ها با استناد به آموزه‌های عیسی مسیح می‌پردازد.

🔸نویسنده، داوید فرنچ، به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از مسیحیان، به‌ویژه در دنیای سکولار، با واکنش‌های منفی روبرو شده و این موضوع باعث شده‌است تا آن‌ها عصبانی و بدجنس شوند.

🔸او بر این باور است که ایده «حق سزاوار قدرت است» می‌تواند منجر به جاه‌طلبی و بی‌رحمی شود و این تفکر که مؤمنان حق دارند بر دیگران حکومت کنند، خطرناک است.

🔸فرنچ با اشاره به زندگی و آموزه‌های عیسی، تأکید می‌کند که او با رد قدرت و جاه‌طلبی، به دنبال نجات قلب‌ها بوده و نه حکومت بر ملت‌ها.

🔸او همچنین به این موضوع می‌پردازد که چگونه جاه‌طلبی می‌تواند به بی‌رحمی تبدیل شود و انسان‌ها را به افرادی بی‌رحم با وجدانی پاک تبدیل کند.

🔸در نهایت، نویسنده بر این نکته تأکید می‌کند که طی کردنِ راه عیسی، نیازمند دلسوزی و وارونه‌کردن قطب‌نمای اخلاقی است و پیروان او باید از غرور و بی‌رحمی دوری کنند.

🌐 مطالعهٔ متن کامل
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
.


#نقد_ادیان #حکومت_دینی #مسیحیت



🌾 @Naqdagin | @daneshagahi_CoJ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 قهرمان باید هیولا باشه!
— با تشریحِ نمونۀ هری‌ پاتر

🎙#جردن_پیترسون


.


#زیست‌روان #خودشناسی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ساعت اذان و سطح انرژی زمین!
— روشنفکری دینی (ورژن نسل چهارم)

🎙#امیررضایوسف_پورسیفی

🔸یه زمانی مهدی بازرگان، چیزایی مشابه همین رو می‌گفت در کتاباش دربارۀ نسبت قوانین علمی و ترمودینامیک و آیاتِ قرآن و راه پیامبران. البته فکر می‌کنم پسر ایشان، عبدالعلی، هم تا حدی به همون راه رفته در تفسیر قرآن، هرچند نوۀ مهدی و فرزندِ عبدالعلی، یعنی خانم لیلی بازرگان، همسر شاهین نجفی شده‌است.


.


#سم_هفته



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 روحانیت طوفان درو خواهد کرد

✍🏻 #مهدی_نصیری

🍂 در فرودگاه مهرآباد (گویا امروز) آقایی معممی به خانمی بابت حجاب تذکر می‌دهد (و لابد به زعم خویش امر به معروف و نهی از منکر می‌کند) که با واکنش تند و البته شجاعانه آن زن روبرو می‌شود.

🍂 همان‌گونه که در ویدئو مشاهده می‌شود، خانم مزبور، عمامه را از سر روحانی بر می‌دارد و آن را بر سر خود می‌اندازد و از فرط عصبانیت فریاد می‌زند.

🔻دربارۀ این حادثه، چند نکته وجود دارد:

۱. نه تنها عقلا و عرفا روحانی مزبور حق حتی تذکر زبانی و لو آرام و محترمانه را نداشته، بلکه شرعا بر اساس فتوای همه فقها، یکی از شرایط جواز و وجوب امر به معروف، احتمال عقلایی و قابل اعتنای تاثیر است؛ یعنی اگر تذکر زبانی در باب یک عمل، با فرض گناه بودن آن، فاقد تاثیر باشد و بدتر آنکه، موجب واکنش منفی و تند طرف مقابل شود، نه‌تنها امر به معروف واجب و مجاز نیست، بلکه شبهه قوی حرمت دارد.

۲. روحانیتی که در مصدر قدرت است و به جامعه آشکارا ظلم می‌کند و یا حتی روحانیتی که در مصدر قدرت نباشد، اما در برابر حاکمیت ظالم و فاسد سکوت می‌کند، کمترین حق شرعی و عقلی و عرفی برای امر به معروف مردم و شهروندان ندارد و در صورتی که وارد این عرصه شود، بروز چنین برخوردهایی از سوی شهروندان، کاملا طبیعی، عقلی و شرعی‌ست و جامعه مدال شجاعت و افتخار به چنین شهروند و زن شجاعی می‌دهد.

🔺بنابراین، روحانیت و کلا اهل شریعت، حق ندارند وارد چنین چالش‌هایی با شهروندان، و بویژه زنان مظلوم ایران، شوند والا چنین طوفان‌هایی و حتی شدیدتر از آن را درو خواهند کرد!


.


#آخوندیسم #حکومت_اسلامی #زنان



🌾 @Naqdagin |‌@iranazadvaabad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تاریخچۀ اخوان المسلمین
— جنبشِ مرموزِ خاورمیانه (+)

🔸در این ویدیو به سراغ یکی از مهم‌ترین گروه‌های سیاسی و عقیدتی خاورمیانه می‌رویم که خواستگاه آن کشور مصر بوده، ولی حالا قدرتش در دستان ترکیه است.


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل



🌾 @Naqdagin
📘"چپ و راست" چطور مطرح شدند؟
(۱/۳)
✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

🔻مسعود باب‌الحوائجی

‏«معاذ‌الجهني»نویسنده سعودی گفته:

واقعی بودن در این دنیا بدین معناست که:
در میدان وسیعی از مین‌‌ها، بتوانی به راه رفتنِ متعادلت ادامه بدهی!

حالا اینکه چطور می‌شود در دنیایی با این حجم از فورانِ ابتذال و سونامیِ جنایت و دروغ و تزویر، میان این فوج مین‌های ملتهب، توازن خود را حفظ کرد و دچار فروپاشی نشد، می‌تواند موضوع بغرنج همه‌ی روانشناسی‌های روز قرار گیرد.!
و اصلا در چنین جهانی آیا باید متعادل بود؟! اساسا چنین هنجاری امکان دارد؟ و در صورت امکان، اصلا این سطح از تعادلِ خنثی، در دیوانه‌خانه‌ای با این اوصاف امری  مطلوب و اخلاقی است!؟

     
🍂 بشریت تا همین یکی دو قرن اخیر، تحولات بسیار کندی داشت، چه در عرصه مادی و معیشتی و چه در عرصه اندیشه و جهان‌نگری. مثلا از زمان هخامنشیان تا اواخر ساسانیان، تحولات در نحوه بود‌وباش ایرانیان (خوراک و پوشاک و کشت‌وکار و تجارت و نهاد خانواده و جنگ و جابجایی‌ها، و این‌قبیل) ابدا قابل مقایسه با تحولات مشابه آن بین میانه سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار تا پایان این سلسله نبود. یعنی "تغییرات" در چگونگی بود‌وباش ایرانیان از پانصد پیش از میلاد تا هفتصد میلادی (۱۲۰۰ سال) بسیار کمتر از "تغییرات" در خلالِ آن یک‌قرن دومی بوده است! این قاعده بر همه ملل‌جهان صادق است.

🍂 شتاب‌گرفتنِ نه‌فقط بی‌سابقه، بل محیرالعقولِ "تغییرات" در سپهرانسانی، چالش‌های عظیمی را پیش روی "انسان" نهاد که کنار آمدن و انطباق با آن‌ را بسیار تنش‌آلود نمود.

🍂 در پیش‌روی این تنش‌ها، دو سنخ مردمان پدیدار شدند. گروهی تغییر را (کمابیش) برنمی‌تافتند و در خشم می‌شدند، گروه دوم (کمابیش) تاب می‌آوردند و می‌کوشیدند آن‌را بپذیرند و با او انطباق یابند.

🍂 این دو سنخ مردم (که هر دو جنبه طیفی و نه مطلق دارند)، "آب‌شان در یک جوی نمی‌رود"! اولی‌ها دومی‌ها را هُرهری، منحرف، حزب‌بادی، بی‌اسطقس، غیراصولی، بی‌اعتقاد، فرصت‌طلب، الکی می‌خوانند؛ و دومی‌ها اولی‌ها را متعصب، متحجر، افسون‌زده، واپس‌مانده، مفلوک، عقب‌مانده، خشک‌مغز می‌نامند.

🔺این دو سنخ مردم، همیشه بوده‌اند منتها در پیش از شتاب‌گیری تحولات در شئون‌انسانی (پس از شروع فراگرد تاریخی "مدرنیته")، بستر چندانی برای پدیداری و آشکارشدگی نداشتتد؛ مگر در چرخشگاه‌های عمده‌ای چون بروز ادیان‌نو یا پدیدآمدن "بدعت‌ها" در دین، یا شکست‌ها و مقهوریت‌های عمده نظامی. گویی در این چند قرن اخیر (مدرنیته)، وضع طوری شده است که چنین "چرخشگاه‌"هایی، به‌جای هرچند قرن یکبار، هر چندسال یکبار، بلکه بارها اتفاق می‌‌افتند! از این روی است که دورانِ اخیر موجب آشکارگی این‌دو سنخ آدم، و لاجرم ستیزه‌ آنان گشته است.

🍂 اولی‌ها با وضع‌موجود الفت می‌گیرند و طبیعی و حق‌اش می‌انگارند تا خواهان هیچ تغییری نباشند. این‌ها در بستر ولو کمترین "تعییر"، نگاه حسرتباری به گذشته دارند و دیروز را بهتر از امروز می‌دانند، وضع بشر را رو به قهقرا ارزیابی می‌کنند. در آنان حسِ نه‌چندان‌خودآگاهی از شکست‌خوردگی و بازندگی هست که البته به‌شدت انکارش می‌کنند؛ در مواجهه با تحولات در خشم شده و گرایش به پرخاش می‌یابند.

🍂 دومی‌ها به آینده‌ امیدوارند، برایشان گذشته چندان چنگی به دل‌ نمی‌زند، و بهرحال نگاه رو به پیش‌ دارند، با "تغییر" دلیر مواجه می‌شوند، و اهل خیالپردازی‌هایِ خوش‌خیال درباره آینده‌اند، بشریت را رو به پیشرفت و ترقی می‌دانند.

🔺این دو سنخ مردم، همه‌جا هستند. آنان را همان‌قدر در میان "عوام" می‌توان یافت که در میان "خواص" (هنرمندان و دانشمندان و اندیشمندان و دانشگاهیان و فناوران و فرادستان).

🍂 این دو دسته بیشتر "اقسام‌ روانی‌" هستند تا "اصناف‌فکری". یعنی چنین نیست که "اندیشیده" به نتایجی رسیده باشند تا بودن در گروه اول یا دوم را برگزیده باشند، بلکه بیشتر به ترجیحِ "ذوقی" که داشتند، تعلق به یکی از این دو گروه پیدا کرده‌اند. به‌دیگر بیان، هیچیک از این دو جهت‌گیری، "اندیشیده و سنجیده" نیست، بلکه "طبعی و گرایشی" است. البته گاهی ممکن است فردی با اندیشیدن تغییر گروه بدهد. اما این ردکننده طبعی‌بودنِ "اولیه" این دو گرایش نیست.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘"چپ و راست" چطور مطرح شدند؟
(۲/۳)
✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 در پُست پیوستی، سخنی را گوینده معاصر اهل‌حجاز گفته بود، و فرد دیگری نظرش را درباره آن در زیر نوشت. تعابیری چون "فوران‌ابتذال"، "سونامی جنایت و دروغ"، "فوجِ مین‌های ملتهب"، و "دیوانه‌خانه" که او در نسبت به وضع کنونی جهان به‌کار می‌برَد، حجت نیرومندی از تعلق او به گروه نخست است. اوجه داشته باشید که مسئله این نیست در جهان معاصر ابتذال و جنایت ودروغ و التهاب و دیوانگی وجود ندارد، یا حتی فراوان نیست، بلکه مسئله آن است که نگاهی که این‌ها را در جهان معاصر "فراوان" می‌یابد، برآن است که در جهان گذشته این‌ها اگر هم بود، به این فراوانی نبود؛ باوری که البته نه اثبات‌پذیر است و نه ابطال‌پذیر!

🍂 وانگهی "طبایعی" که چنین نگاهی دارند، عموما بر شوربختی‌های جهان گذشته چشم می‌پوشند، نه تنها نمی‌بینند، بلکه افراطی‌ترین‌هایشان، انکار هم می‌کنند! خود این واقعیت، بیانگرِ سرشت "طبعی" و "نااندیشیده" این ایستار است. برای گروه دوم نیز می‌توان با نشان‌دادن نمونه‌هایی، بر "طبعی" و غیرعُقلائی بودن‌ِ ایستارشان استدلال کرد. گروه اول "راست‌گرا" و گروه دوم "چپ‌گرا" هستند.

🍂 چنان‌که گفتم بنیان راست‌گرایی و‌چپ‌گرایی، "ذوقی/طبعی/سرشتی" است، ولی می‌تواند بسته به تجارب‌زیسته، تغییر هم بکند. مثلا فرودستی اجتماعی یا حرفه فناوریِ پیشتاز داشتن، فرد را بیشتر به سوی چپ‌گرایی می‌راند. همین دومی نیز دلیل ابراز ناخرسندی ایلان‌ماسک از جامعه مهندسان شرکت‌های متعددش بود که گفته بود غالبا "دمکرات" (یعنی غیرجمهوریخواه) هستند، و من هم یادداشتی در این‌باره نوشتم که کلی "دیسلایک" از راست‌گرایان گرفت!

🍂 مهندسی که دارد روی پروژه‌ فناورانه‌ فضایی کار می‌کند، یا اندیشمندِ اجتماعی که‌در حال تامل بر شیوه‌های نویی جهت "بهبودِ" حیات‌اجتماعی است، نمی‌تواند به‌لحاظ روانی آدم "نوستالژیک به گذشته" باشد!، یا چون چنین نبود - بلکه آدم روبه‌پیش و کمی‌تاقسمتی خیال‌پرداز علمی‌تخیلی بود - وارد این عرصه شد و این‌کاره گشت؛ یا این‌که طبیعتِ اندیشیدنِ روبه‌جلویِ کارش، او را آدمی رو به "آینده" کرد (حالت‌اخیر رواج خیلی کمتری دارد). چنین فردی اگر از اول ذوق گذشته می‌داشت و آینده را رو به تباهی می‌دید، که مهندس ناسا و اسپیس‌اکس نمی‌شد! بلکه ممکن بود برود در هاروارد وکیل بشود و بعد هم وارد کمپین مبارزه حقوقی با سقط‌جنین بشود، یا متفکری اخلاق‌گرای دینی بشود، یا وارد حزب‌جمهوری‌خواه شده و صیانت از "ارزش‌های آمریکایی" را نصب‌العین خویش کند.

🍂 موقعیت‌های حرفه‌ای، آدم‌های متناسب با خود را "گزینش‌ِطبیعی" می‌کنند. شما در جامعه کشیشان کاتولیک ایالات‌متحده بسیار بعید است آدم چپ‌گرا پیدا‌کنید! همانطور که در جامعه کارمندان پروژه مریخِ ناسا هم به‌زحمت بتوانید آدم "راستگرا" بیابید. پزشکی که ذوق وافری به "طب‌‌گیاهی یا سنتی" دارد، بعید است "راست‌گرا" نباشد؛ چون راستگرا بود علاقمند به "طب‌سنتی" شد. از آن‌طرف، پزشکی که دارد روی بیولوژی مولکولی برخی گیرنده‌های سلولی کار می‌کند، بعید است آدم "راست‌گرایی" باشد.

🔻حالا بگذارید بیرون از میدان علم‌وفناوری سرکی هم به علوم‌انسانی بکشیم. اینجا تفکیک‌ها مبهم‌تر می‌شوند. اما من مثال از جنبه‌های روشن‌ترش می‌زنم:

🍂 یک آدم راستگرا به فلسفه "پست‌مدرن" نمی‌گراید، او ممکن است متخصص در تاریخ یا فلسفه قرون وسطا یا عصر رومانتیک‌ها بشود، یا یک "متکلم‌دین" بشود، یا فیلسوف‌اخلاق با گرایش دین‌محور گردد. هایدگر را طبع راستگرایش "هایدگر" کرد، نه این‌که چون "هایدگر" شد، راستگرا از آب درآمد! همین را درحق کارل لویت و لیواشتراوس (فیلسوف سیاسی) هم می‌توان گفت.

🍂 از طرف دیگر، خیلی دور از ذهن است (به همین قاطعی) که یک نقاش یا موسیقیدان مدرنیست، آدم راستگرایی باشد. ولی در سوی دیگر، گرایش غالبِ اهالی موسیقی سنتی‌مان بسا که راستگرایی است چون آدم‌هایی اندیشنده در آفاق "سنت"اند، مگر آن‌که "نوآوری" دغدغه محوری‌شان باشد که در صورت ممکن است چپگرا باشند.

🍂 اندیشمند اجتماعی که علاقه عمده‌اش تحقیق در ساختارِ نهادهای کهن است، بیشتر احتمال دارد راستگرا باشد، ولی آن‌که سودای تحولات در نظم‌اجتماعی را دارد، چپگراست.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘"چپ و راست" چطور مطرح شدند؟
(۳/۳)
✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 مرحلۀ دشوار بحث، بیان ربطِ راستگرایی و چپ‌گراییِ طبعیِ افراد به گرایشات سیاسی آنهاست. بگذارید بحث را از چالش از یک نمونه معروف شروع کنم و بپرسم "نازی‌"های آلمان (۱۹۲۰-۱۹۴۵) راست بودند یا چپ؟

🍂 ناسیونالیسم‌ِ هویت‌طلب ژرمنی‌ِ نازی‌ها "قطعا" راست‌گرا بود، اما آنان در عین‌حال "سوسیالیست" هم بودند. من مدعیم که نظر به هویت‌طلبیِ محوریِ ژرمانیک آنان، سوسیالیسم ایشان جنبه فرعی می‌یابد و درنتیجه نازی‌ها را باید یک جریان راست‌گرا دانست؛ چنان‌که داوری اجماعی اهل‌نظر جهانی نیز چنین است.

🍂 بخش اول استدلال بالا عاری از ابهام است ولی بخش دوم (سوسیالیسم نازی‌ها) به آن روشنی نیست؛ این‌که چرا سوسیالیسم نازی‌ها را "فرعی" گرفتم؟

🍂 برای ایضاح بگذارید بپرسم که فلسفه سیاسی ژان‌ژاک‌روسو راست‌گرا بود یا چپ‌گرا؟ (نگویید این "ایضاح" نیست، "اغلاق" است! چنین می‌نماید، ولی چنین نیست)

🍂 روسو دشمن اشرافیتِ سلطنتی و طرفدار شدید یک دمکراسیِ توده‌ای بود، پس باید چپ‌گرا بوده باشد. اما من مدعی‌ام که روسو "راست‌گرا" بود! چون فلسفه‌سیاسی‌اش مبتنی بر "بازگشت به گذشته‌‌ای طبیعتگرا" (وحشی نجیب) و منزجر از "تمدن و‌ پیشرفت" بود؛ "عقل‌گرایی" را پایین‌دستِ عاطفه‌گرایی می‌نهاد، و گاهی تحقیرش می‌کرد (به همین جهت نیز او را "پدر" رومانتیسم نبم‌قرن بعدش می‌شمردند). "دمکراسی‌توده‌ای" روسو، ترجمانی از ذوق او به "بدویت‌انسانی" بود، نه ناشی از برابری‌خواهی و عدالت‌طلبی او در جامعه‌ای پیچیده و روبه‌پیش.

🍂 ادعای من آن‌ است که "سوسیالیسم" نازی‌ها خصلت "روسویی" داشت و ترجمانی از تمنای بازگشت به‌سادگیِ حیات روستایی و طراحی یک جامعه توده‌ای بود؛ درست از این‌رو در ذیل راست‌گرایی قرار می‌گرفت.

🍂 اعتراض مقدر می‌شود که نازی‌ها ذوق فناوری‌‌های پیشرفته داشتند، این‌کجا با بن‌مایه راست‌گرایی آنان جور در می‌آید؟! پاسخم ارجاع به ذوق محوریِ آنان به "روستاگراییِ سنتیِ آلمانی" است (یادمان باشد چه مردسالاران و‌ پدرسالاران افراشته‌ای بودند و سیاست‌های خانواده‌شان چطور زنان را "مرغ‌تخم‌گذار" می‌خواست). با چنین محوریتی، اذواق فناورانه‌شان را بیشتر برای گردنفرازی و نظامی‌گری می‌خواستند و در آن نیز تیز تاخته و خوش درخشیدند. پس اصل، طبیعت‌گرایی روستایی‌شان بود که "ذاتی"‌ایشان بود و ذوق فناوری‌شان جنبه "عَرَضی" داشت.

🍂 پایان سخن، اشارتی به تعمیم این تفکیک، از میدان "سنخ‌روانیِ" آدم‌ها، به صحنه مکاتب و ایدئولوژی‌هاست. این تعمیم طبیعی است، زیرا سازه‌های فکری، برساخته‌های انسان‌هایند تا پژواک‌دهنده رویکردها و آرمان‌های آنان باشند.

🍂 اینک می‌توان سخن از چپ‌گراییِ "عصر روشنگری" و راستگراییِ "رومانتیک‌ها و چپ‌گراییِ پست‌مدرن‌ها و راستگراییِ همه ملی‌گرایی‌ها، چپ‌گرایی "مشروطه‌خواهان" و راستگرایی "مشروعه‌خواهان" زد.

🍂 نکتۀ آخر آن‌که این تعمیم را نمی‌توان به دوران پیشامدرن بُرد و مثلا از چپ‌گرایی یا راستگرایی فلسفه افلاطون و ارسطو و بوعلی و ابوریحان و فارابی پرسید. زیرا نگاه اندیشمندان پیشامدرن به هستی آنقدر "دینامیک" نبود که ایستایِ ذاتگرا بود.

🍂 راست و چپ، در خروشِ دینامیک است که موضوعیت می‌یابند، تا "راست" نگران تغییر و چپ استقبال‌کننده از آن باشد. جهان پیشامدرن، عموماً "تغییر" را "عارضه‌ای" کم‌اهمیت از هستی می‌دانست، نه "سرشتِ" آن [کف دریاست صورت‌های عالَم، ز کف بگذر اگر اهل صفایی!، در نظر مولانای پیشامدرن "اصل" دریاست، کف "عارضه" است. بسط هستی‌شناختی این نگاه، بن‌مایه ذاتگرای نگاه پیشامدرن را برملا می‌کند]. بنابراین اگر بخواهیم تفکیک راست و چپ را به جهان پیشامدرن تسری بدهیم، وارد عرصه خطیری پرمغلطه خواهیم شد.


🗄پست مرتبط
📺 چپ و راست سیاسی چیست؟
📻 آیا چپ ایرانی نسبتی با عرفان دارد؟
📻 بحرانِ آزادی در ایران

.


#سیاست #فلسفیدن #زیست‌روان #محافظه‌کاری



🌾 @Naqdagin |‌ @sahebolhavashi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم ایران و محور مقاومت
@Naqdagin
🎧مردم ایران و «محور مقاومت» (+)

🎙مناظره #احمد_بخارایی و محمدعلی رنجبر

🔻احمد بخارایی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نباید جدا از سیاست داخلی آن تحلیل کرد. همان‌طور که در داخل نگاه حذفی دارد، در عرصه بین‌الملل نیز حاکمیت خودش را می‌خواهد تحمیل کند. اگر مسئله استعمار است، پس چرا ترکیه، مالزی و کشورهای حاشیه خلیج فارس، مشکلات ایران را ندارند؟ ایران قدرت بازیگر شدن در جهان را ندارد. اگر رفراندوم شود، مردم ایران نیز این سیاست را قبول نخواهند کرد.

🔻محمدعلی رنجبر: غربی‌ها از ۱۹۱۶ و با قرارداد سایکس‌پیکو تلاش کرده‌اند تا منطقه را بر گسست‌های مذهبی، قومی و جغرافیایی بنا کنند. این امر باعث بی‌نظمی شده و منطقه نمی‌تواند به ثبات برسد. ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی‌اش، منابع و ظرفیت‌هایی دارد که اساسا قابل قیاس با کشورهای دیگر نیست. به‌ همین دلیل است که ذهن ایرانی نمی‌تواند خودش را تماشاگر بازی بزرگان تعریف کند.


🗄پست مرتبط
📕دو دروغ بزرگِ جلیلی دربارۀ برجام
.


#سیاست #حکومت_اسلامی #بین‌الملل #محور_مقاومت #خاورمیانه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا عبدالکریمی رد داده‌؟
— روانکاویِ بیژن عبدالکریمی و نقد اپوزیسیون (+)

🎙#امید_دانا

🔸علی علیزاده (علیز) شمارۀ کارت بانک داخل ایرانش را گذاشته و پول می‌گیرد، اما افرادی چون عبدالکریمی، در مواجهه غیراخلاقی بخشی از اپوزیسیون و بخاطر زمینه‌داشتن گفتمانِ چپِ ۵۷ی بر نگاه‌شان، نگاه ملی‌ و واقع‌بینانه‌شان را از دست داده‌اند و به دام نوعی امت‌گرایی توهمی افتاده‌اند که بیشترین لطمه را به اعتبار خود می‌زنند، و در عمل نیز راه به جایی نمی‌برند. امروز، هرگونه ملی‌گرایی بر محور تخاصم با کشورهای غربی و ایدئولوژی‌های چپ‌گرا، ضد منافع ملی‌ست و مصداقِ سر به دیوار کوبیدن، و در عمل هم بیشترین خسارتِ قابل تصور را به خود ما می‌زند.


🗄پست مرتبط
📺 تحلیل عمیقِ فیلسوف!
📕عبدالکریمی را چه شده‌؟!
📕چپ محور مقاومتی و آرمانشهرش
📕سقوط ج.ا سقوط روسیه و چین؟!
📕وقتی فیلسوف دچار ابتذال رسانه شود
📕زیست‌جهان یا برگشت به غار افلاطون؟
📕درک وارونۀ فیلسوف محور مقاومت از امر ملی
📕خودرادیکال‌پنداری با ذهنی بسیجی‌‌مآب!
📕باز هم روشنفکران را نمی‌بخشم!🥲
📻 عبدالکریمی و چپ‌زدگی
📻 در ستایش سلحشوری
.


ٌ#چپ_ایرانی #نقد_چپ #اپوزیشنقد


🌾 @Naqdagin