Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاهی متفاوت به «عشق ابدی» (+)
🎙گفتگوی #اشکان و #علی_فیروزی (دانشجو دکترای روانشناسی دانشگاهِ ویتن-هردکه)، صاحب کانالِ «سفر درون»
🔸عشق ابدی یک مجموعهٔ واقعنمای دوستیابی و همسرگزینی فارسیزبان محصول سال ۲۰۲۵ ترکیه است که از ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ در پلتفرم یوتیوب پخش خود را آغاز کرده و به یکی از پربحثترین برنامههای فارسیزبان تبدیل شده است. این برنامه با الهام از برنامههایی مانند جزیره عشق طراحی و در ویلایی لوکس در منطقه بودروم ترکیه فیلمبرداری شده است.
🔸پرستو صالحی، بازیگر ایرانی، اجرای برنامه را بر عهده دارد که تلاش میکند با ایجاد فضایی رمانتیک و چالشبرانگیز، شرکتکنندگان را در مسیر یافتن شریک عاطفی همراهی کند. برنامه به دلیل سبک اجرا، نوع روابط به تصویر کشیده شده و جایزه ۳۰ هزار دلاری برای زوج برنده، توجه مخاطبان را جلب کرده و با واکنشها و نقدهای گستردهای مواجه شد.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:00 - معرفی موضوع و تحلیل دوگانه
3:16 - انتقاد روانشناس از عنوان برنامه و تأثیرات منفی آن
4:42 - تحلیل روانشناختی روابط سطحی در برنامه
5:49 - بررسی شخصیتپردازی و پروفایلهای روانشناختی شرکتکنندگان
21:24 - دیدگاه منتقد اجتماعی درباره برنامه به عنوان بازتابی از جامعه مدرن
22:11 - علت محبوبیت برنامه: ماهیت غیرایدئولوژیک
40:45 - مفهوم سوژگی و ارتباط آن با برنامه
44:49 - نگاه به برنامه به عنوان بستری برای بیان آزادانه افراد عادی
45:50 - مقایسه تأثیر برنامه با موسیقی پاپ ایرانی
1:17:54 - نقش رسانهها در شکلدهی به هنجارهای فرهنگی
1:20:30 - اهمیت سواد رسانهای و تفکر انتقادی برای مخاطبان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙گفتگوی #اشکان و #علی_فیروزی (دانشجو دکترای روانشناسی دانشگاهِ ویتن-هردکه)، صاحب کانالِ «سفر درون»
🔸عشق ابدی یک مجموعهٔ واقعنمای دوستیابی و همسرگزینی فارسیزبان محصول سال ۲۰۲۵ ترکیه است که از ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ در پلتفرم یوتیوب پخش خود را آغاز کرده و به یکی از پربحثترین برنامههای فارسیزبان تبدیل شده است. این برنامه با الهام از برنامههایی مانند جزیره عشق طراحی و در ویلایی لوکس در منطقه بودروم ترکیه فیلمبرداری شده است.
🔸پرستو صالحی، بازیگر ایرانی، اجرای برنامه را بر عهده دارد که تلاش میکند با ایجاد فضایی رمانتیک و چالشبرانگیز، شرکتکنندگان را در مسیر یافتن شریک عاطفی همراهی کند. برنامه به دلیل سبک اجرا، نوع روابط به تصویر کشیده شده و جایزه ۳۰ هزار دلاری برای زوج برنده، توجه مخاطبان را جلب کرده و با واکنشها و نقدهای گستردهای مواجه شد.
🔻خلاصه:
در این ویدیو، علی، یک روانشناس، و اشکان، یک منتقد اجتماعی، برنامه پرطرفدار «عشق ابدی» را از دو دیدگاه متفاوت بررسی میکنند.
علی با رویکرد روانشناسی، این برنامه را به دلیل ترویج یک نگاه سطحی و ناسالم به عشق و روابط، به خصوص برای مخاطبان جوان، مضر میداند. او به رفتارهای رقابتی و غیرواقعی شرکتکنندگان و ارائه انتظارات غیرمنطقی از روابط عاطفی انتقاد میکند.
در مقابل، اشکان با رویکردی فلسفی و جامعهشناختی، این برنامه را بازتابی از جامعه مدرن و گامی رو به جلو برای فرهنگ ایرانی میبیند. او محبوبیت برنامه را ناشی از ماهیت غیرایدئولوژیک آن میداند که با رسانههای سانسورشده رایج متفاوت است. از نظر او، این برنامه بستری برای بیان آزادانه افراد عادی و نمایش صریحتر عواطف است که یک تحول مثبت محسوب میشود.
در طول بحث، آنها به موضوعاتی مانند شخصیتپردازی، مفهوم سوژگی و نقش رسانهها در شکلدهی به هنجارهای فرهنگی میپردازند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:00 - معرفی موضوع و تحلیل دوگانه
3:16 - انتقاد روانشناس از عنوان برنامه و تأثیرات منفی آن
4:42 - تحلیل روانشناختی روابط سطحی در برنامه
5:49 - بررسی شخصیتپردازی و پروفایلهای روانشناختی شرکتکنندگان
21:24 - دیدگاه منتقد اجتماعی درباره برنامه به عنوان بازتابی از جامعه مدرن
22:11 - علت محبوبیت برنامه: ماهیت غیرایدئولوژیک
40:45 - مفهوم سوژگی و ارتباط آن با برنامه
44:49 - نگاه به برنامه به عنوان بستری برای بیان آزادانه افراد عادی
45:50 - مقایسه تأثیر برنامه با موسیقی پاپ ایرانی
1:17:54 - نقش رسانهها در شکلدهی به هنجارهای فرهنگی
1:20:30 - اهمیت سواد رسانهای و تفکر انتقادی برای مخاطبان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
📺 «قانون جذب/قدرت ذهن/قدرت کلام» چطور کار میکنه؟
📺 آیا داشتن فانتزیهای جنسی طبیعیه؟
📺 شخصیتِ «خودشیفته» در رابطۀ عاطفی
📺 امیر عباس فخرآور و خودشیفتگیِ آشکار
.➖➖➖
#نقد_فرهنگ #نقد_رسانه #زیستروان
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
نگاهی متفاوت به عشق ابدی
@Naqdagin
🎧 نگاهی متفاوت به «عشق ابدی» (+)
🎙گفتگوی #اشکان و #علی_فیروزی (دانشجو دکترای روانشناسی دانشگاهِ ویتن-هردکه)، صاحب کانالِ «سفر درون»
🔸عشق ابدی یک مجموعهٔ واقعنمای دوستیابی و همسرگزینی فارسیزبان محصول سال ۲۰۲۵ ترکیه است که از ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ در پلتفرم یوتیوب پخش خود را آغاز کرده و به یکی از پربحثترین برنامههای فارسیزبان تبدیل شده است. این برنامه با الهام از برنامههایی مانند جزیره عشق طراحی و در ویلایی لوکس در منطقه بودروم ترکیه فیلمبرداری شده است.
🔸پرستو صالحی، بازیگر ایرانی، اجرای برنامه را بر عهده دارد که تلاش میکند با ایجاد فضایی رمانتیک و چالشبرانگیز، شرکتکنندگان را در مسیر یافتن شریک عاطفی همراهی کند. برنامه به دلیل سبک اجرا، نوع روابط به تصویر کشیده شده و جایزه ۳۰ هزار دلاری برای زوج برنده، توجه مخاطبان را جلب کرده و با واکنشها و نقدهای گستردهای مواجه شد.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:00 - معرفی موضوع و تحلیل دوگانه
3:16 - انتقاد روانشناس از عنوان برنامه و تأثیرات منفی آن
4:42 - تحلیل روانشناختی روابط سطحی در برنامه
5:49 - بررسی شخصیتپردازی و پروفایلهای روانشناختی شرکتکنندگان
21:24 - دیدگاه منتقد اجتماعی درباره برنامه به عنوان بازتابی از جامعه مدرن
22:11 - علت محبوبیت برنامه: ماهیت غیرایدئولوژیک
40:45 - مفهوم سوژگی و ارتباط آن با برنامه
44:49 - نگاه به برنامه به عنوان بستری برای بیان آزادانه افراد عادی
45:50 - مقایسه تأثیر برنامه با موسیقی پاپ ایرانی
1:17:54 - نقش رسانهها در شکلدهی به هنجارهای فرهنگی
1:20:30 - اهمیت سواد رسانهای و تفکر انتقادی برای مخاطبان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
🎙گفتگوی #اشکان و #علی_فیروزی (دانشجو دکترای روانشناسی دانشگاهِ ویتن-هردکه)، صاحب کانالِ «سفر درون»
🔸عشق ابدی یک مجموعهٔ واقعنمای دوستیابی و همسرگزینی فارسیزبان محصول سال ۲۰۲۵ ترکیه است که از ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ در پلتفرم یوتیوب پخش خود را آغاز کرده و به یکی از پربحثترین برنامههای فارسیزبان تبدیل شده است. این برنامه با الهام از برنامههایی مانند جزیره عشق طراحی و در ویلایی لوکس در منطقه بودروم ترکیه فیلمبرداری شده است.
🔸پرستو صالحی، بازیگر ایرانی، اجرای برنامه را بر عهده دارد که تلاش میکند با ایجاد فضایی رمانتیک و چالشبرانگیز، شرکتکنندگان را در مسیر یافتن شریک عاطفی همراهی کند. برنامه به دلیل سبک اجرا، نوع روابط به تصویر کشیده شده و جایزه ۳۰ هزار دلاری برای زوج برنده، توجه مخاطبان را جلب کرده و با واکنشها و نقدهای گستردهای مواجه شد.
🔻خلاصه:
در این ویدیو، علی، یک روانشناس، و اشکان، یک منتقد اجتماعی، برنامه پرطرفدار «عشق ابدی» را از دو دیدگاه متفاوت بررسی میکنند.
علی با رویکرد روانشناسی، این برنامه را به دلیل ترویج یک نگاه سطحی و ناسالم به عشق و روابط، به خصوص برای مخاطبان جوان، مضر میداند. او به رفتارهای رقابتی و غیرواقعی شرکتکنندگان و ارائه انتظارات غیرمنطقی از روابط عاطفی انتقاد میکند.
در مقابل، اشکان با رویکردی فلسفی و جامعهشناختی، این برنامه را بازتابی از جامعه مدرن و گامی رو به جلو برای فرهنگ ایرانی میبیند. او محبوبیت برنامه را ناشی از ماهیت غیرایدئولوژیک آن میداند که با رسانههای سانسورشده رایج متفاوت است. از نظر او، این برنامه بستری برای بیان آزادانه افراد عادی و نمایش صریحتر عواطف است که یک تحول مثبت محسوب میشود.
در طول بحث، آنها به موضوعاتی مانند شخصیتپردازی، مفهوم سوژگی و نقش رسانهها در شکلدهی به هنجارهای فرهنگی میپردازند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:00 - معرفی موضوع و تحلیل دوگانه
3:16 - انتقاد روانشناس از عنوان برنامه و تأثیرات منفی آن
4:42 - تحلیل روانشناختی روابط سطحی در برنامه
5:49 - بررسی شخصیتپردازی و پروفایلهای روانشناختی شرکتکنندگان
21:24 - دیدگاه منتقد اجتماعی درباره برنامه به عنوان بازتابی از جامعه مدرن
22:11 - علت محبوبیت برنامه: ماهیت غیرایدئولوژیک
40:45 - مفهوم سوژگی و ارتباط آن با برنامه
44:49 - نگاه به برنامه به عنوان بستری برای بیان آزادانه افراد عادی
45:50 - مقایسه تأثیر برنامه با موسیقی پاپ ایرانی
1:17:54 - نقش رسانهها در شکلدهی به هنجارهای فرهنگی
1:20:30 - اهمیت سواد رسانهای و تفکر انتقادی برای مخاطبان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
📺 «قانون جذب/قدرت ذهن/قدرت کلام» چطور کار میکنه؟
📺 آیا داشتن فانتزیهای جنسی طبیعیه؟
📺 شخصیتِ «خودشیفته» در رابطۀ عاطفی
📺 امیر عباس فخرآور و خودشیفتگیِ آشکار
.➖➖➖
#نقد_فرهنگ #نقد_رسانه #زیستروان
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Telegram
نقدآگین
📺 همهچیز فقط یه بازیه!
— #آلن_واتس (منبع)
🔸وقتی قوانین بازی رو بفهمی، دیگه هیچچی رو انقدر جدی نمیگیری. زندگی یه بازیه، نه آزمون. این ویدیو تو رو میبره به عمق نگاه آلن واتس جایی که میفهمی نباید با زندگی بجنگی، باید باهاش برقصی. از کنترل دست بردار و وارد جریان بشو—جایی که استرس جای خودش رو به آرامش واقعی میده.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— #آلن_واتس (منبع)
🔸وقتی قوانین بازی رو بفهمی، دیگه هیچچی رو انقدر جدی نمیگیری. زندگی یه بازیه، نه آزمون. این ویدیو تو رو میبره به عمق نگاه آلن واتس جایی که میفهمی نباید با زندگی بجنگی، باید باهاش برقصی. از کنترل دست بردار و وارد جریان بشو—جایی که استرس جای خودش رو به آرامش واقعی میده.
🔻آلن واتس
📺 معنای زندگی از نظر آلن واتس
📕آلن واتس در برابر اسلام
🔻شرق Vs اسلام
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
🔻سادگرو، اشو و مورتی
📕 مصاحبه اشو دربارۀ مراقبه
🚬 چطور سیگار را ترک کنیم؟
📺 چرا نسلهای نو دیگر دین را نمیپذیرند؟
📺 مذهب بهمثابه یک روانکاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 ادیان بخشی از مشکلاند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
.
#خودشناسی #معنای_زندگی #فلسفیدن #آلن_واتس #آرامش_ذهن #فلسفه_زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فاجعهای به نام «نحلۀ استبداد وارونه»
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 آنچه که آقای قربان عباسی خشونت زنان علیه خویشتن بیان کرده است، گوشهای از تبعضی است که اینجانب در مقاله "حق بدن من" به تفصیل توضیح دادهام.
🍂 در این میان شخصی به نام آقای فریدون فرخ یادداشتی با عنوان "همۀ ما فروشندهایم، پس چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟" نوشته که دو پاراگراف اول آن به این شرح است:
🔻خلاصه استدلال نویسنده محترم این است که:
🔻چند نکته را در این رابطه توضیح میدهم:
🍂 نخست اینکه، در قسمت سرچ کانال قربان عباسی به نام سرای نسک مراجعه میکنیم، یادداشتی را میبینیم با عنوان "زنان آوانگارد در منازعه حجاب در ایران معاصر". در همین یادداشت مینویسد:
🔺 ملاحظه میکنید که نویسنده یادداشت نه تنها مدافع سرسخت پوشش آزاد است، بلکه حجاب اجباری را فرومایهترین سلطه دولت معرفی میکند.
🍂 ماجرای نقد آقای فریدون فرخ حکایت جنگ ایران و اسرائیل است، که از ناحیه عدهای از اپوزسیون درمانده چنین وانمود شد، که اگر مدافع حمله اسرائیل به ایران نیستید پس حتما کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتهاید. منطق قضیه این است که یا باید با ما باشید و اگر نیستید حتما کنار دشمن ایران قرار گرفتهاید.
🍂 متاسفانه امروز ما از هر حیث با یک فاجعه بزرگ مواجه هستیم، فاجعهای که آن را نحلۀ استبداد وارونه نامیدهام. از دید این نحله مهم نیست شما برای پوشش آزاد موافق باشید، و حتی بگوئید، زنان اگر خواستند برهنه هم در خیابان بیرون بیایند (و البته شخصا نه به من مربوط است و نه به حکومت، اما نظر خودم را دارم که با برهنگی مخالف هستیم، توجه کنید عرض میکنم برهنگی نه پوشش آزاد)، لیکن این نحله استبدادی میگوید:
و فاجعه حتی فراتر از این است، آنجا که این نحله سعی میکند، آشکارترین نُرمهای اخلاقی و اجتماعی را بهم بریزد و تقلیل زن به عنوان کالا را مورد تقدیس قرار دهد.
🍂 خب با این نحله به هیچ زبانی نمیتوانید صحبت کنید، چون کلاً منطق هنجاری را وارونه کرده است. شما با جریان بنیادگرایی نمیتوانید گفتگو کنید، چون کلا با منطق ریاضی که منطق روزمرگی است و منطق دنیای امروزی است بیگانه است، به همین ترتیب شما نمیتوانید با نحلهای که بدن زنان را به عنوان کالا، مورد تقدیس قرار میدهد، و بده بستان و عرضه این بدن را به مثابه منطق زیباشناختی معرفی میکند، یک کلام وارد گفتگو شوید.
🍂 اگر به این منطق بگویید:
بازهم پاسخ شگفتی میبینید که:
عین این میماند که یک نفر و یا یک نحلهای بیاید علناً بگوید:
خوب با این افراد چگونه میتوانید وارد گفتگو شوید؟
🍂 از خود نمیپرسند که اگر نمایش بدن زنان را از دید زیباشناسی نگاه کنیم، و زنان بخواهند با این نمایش بدن خود را به عنوان کالا وارد بده بستان کنند، حالا بده بستان مالی نه، به گفته فمنها بده بستان سیاسی و یا ابزار سیاسی، و یا بده بستان با هدف برانگیختن احترام و تحسین،
@bayane_azadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 آنچه که آقای قربان عباسی خشونت زنان علیه خویشتن بیان کرده است، گوشهای از تبعضی است که اینجانب در مقاله "حق بدن من" به تفصیل توضیح دادهام.
🍂 در این میان شخصی به نام آقای فریدون فرخ یادداشتی با عنوان "همۀ ما فروشندهایم، پس چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟" نوشته که دو پاراگراف اول آن به این شرح است:
«چرا باید به خود حق دهیم که برای زنان جامعه خط ومشی تعیین کنیم و بگوییم که از نمایشِ زیباییهای خود صرفنظر کنند، و به انبوهی واژگان فلسفی تمسک جوییم؟ چرا این رویکرد میان جریانِ روشنفکری ما، خصوصا چپها، مشابه با نگاه مذهبیِ عامهی جامعه، رایج است و خریدار دارد. اینکه شما مثلا اندیشهی خود را به مثابه کالایی به دیگران عرضه میکنید، یعنی مابقی ساحتهای وجودی، از جمله احساسات شاعرانه و پدرانه و همسرانه و عارفانه، یا ویژگیهای زیباشناختیِ تن و صدای خود را سرکوب کردهاید و حذف؟ آیا همهی ما هر روزه در حالِ انواعِ بدهبستان با دیگریها نیستیم؟».
🔻خلاصه استدلال نویسنده محترم این است که:
چرا وقتی اندیشه خود را عرضه میکنید، کسانی که میتوانند زیبایی بدن خود را عرضه کنند، سرکوب میکنید؟
همه ما در روز با دیگران در حال بده بستان هستیم، چرا با لفظ کالا ایچنین ستیزانه برخورد میکنیم؟
🔻چند نکته را در این رابطه توضیح میدهم:
🍂 نخست اینکه، در قسمت سرچ کانال قربان عباسی به نام سرای نسک مراجعه میکنیم، یادداشتی را میبینیم با عنوان "زنان آوانگارد در منازعه حجاب در ایران معاصر". در همین یادداشت مینویسد:
«حجاب اجباری پاشنه آشیل دولت دینی و فرومایهترین نماد سلطه دولت بر خصوصیترین بخشهای زندگی مردم است. دفاع از آزادی پوشش در کانون گفتمان آزادی در ایران جای دارد».
🔺 ملاحظه میکنید که نویسنده یادداشت نه تنها مدافع سرسخت پوشش آزاد است، بلکه حجاب اجباری را فرومایهترین سلطه دولت معرفی میکند.
🍂 ماجرای نقد آقای فریدون فرخ حکایت جنگ ایران و اسرائیل است، که از ناحیه عدهای از اپوزسیون درمانده چنین وانمود شد، که اگر مدافع حمله اسرائیل به ایران نیستید پس حتما کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتهاید. منطق قضیه این است که یا باید با ما باشید و اگر نیستید حتما کنار دشمن ایران قرار گرفتهاید.
🍂 متاسفانه امروز ما از هر حیث با یک فاجعه بزرگ مواجه هستیم، فاجعهای که آن را نحلۀ استبداد وارونه نامیدهام. از دید این نحله مهم نیست شما برای پوشش آزاد موافق باشید، و حتی بگوئید، زنان اگر خواستند برهنه هم در خیابان بیرون بیایند (و البته شخصا نه به من مربوط است و نه به حکومت، اما نظر خودم را دارم که با برهنگی مخالف هستیم، توجه کنید عرض میکنم برهنگی نه پوشش آزاد)، لیکن این نحله استبدادی میگوید:
نه، شما در کنار دشمن هستید، حتما باید با برهنگی هم موافق باشید.
و فاجعه حتی فراتر از این است، آنجا که این نحله سعی میکند، آشکارترین نُرمهای اخلاقی و اجتماعی را بهم بریزد و تقلیل زن به عنوان کالا را مورد تقدیس قرار دهد.
🍂 خب با این نحله به هیچ زبانی نمیتوانید صحبت کنید، چون کلاً منطق هنجاری را وارونه کرده است. شما با جریان بنیادگرایی نمیتوانید گفتگو کنید، چون کلا با منطق ریاضی که منطق روزمرگی است و منطق دنیای امروزی است بیگانه است، به همین ترتیب شما نمیتوانید با نحلهای که بدن زنان را به عنوان کالا، مورد تقدیس قرار میدهد، و بده بستان و عرضه این بدن را به مثابه منطق زیباشناختی معرفی میکند، یک کلام وارد گفتگو شوید.
🍂 اگر به این منطق بگویید:
بدن وقتی به کالا تبدیل شد، به ابزار سودطلبی تبدیل میشود،
بازهم پاسخ شگفتی میبینید که:
لابد میگوید، چرا سود بردن از بدن را مذمت میکنید.
عین این میماند که یک نفر و یا یک نحلهای بیاید علناً بگوید:
نابودی بشریت امر مقدسی است،
خوب با این افراد چگونه میتوانید وارد گفتگو شوید؟
🍂 از خود نمیپرسند که اگر نمایش بدن زنان را از دید زیباشناسی نگاه کنیم، و زنان بخواهند با این نمایش بدن خود را به عنوان کالا وارد بده بستان کنند، حالا بده بستان مالی نه، به گفته فمنها بده بستان سیاسی و یا ابزار سیاسی، و یا بده بستان با هدف برانگیختن احترام و تحسین،
آیا بدترین تبعیض را علیه زنانی اعمال نکردهایم که از بدنهای زیبایی برخوردار نیستند، فاقد رنگ و قد و هیکل و پستانهای مناسب برای نمایش هستنند؟ آیا این زنها در معابد نمایش بده بستان کالایی محکوم ابدی تبعیض نیستند؟
@bayane_azadi
📺 نگاهی متفاوت به «عشق ابدی»
📕کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان»
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان»
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
(۱/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔻ضمن قدردانی از جناب آقای دکتر فعال برای تلاش در نقد پرسشهای مطروحه از دکتر قربان عباسی در متنِ "همۀ ما فروشندهایم، پس چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟"، در این نوشتار میکوشم با ایضاح مفهومیِ پرسشهای خود و نقدِ استدلالهای ایشان، به بررسی دقیقتر این مواجهه بپردازم.
1️⃣ پرسشگری فلسفی در مقابل نگاهِ ایدئولوژیک: نخست باید تأکید کنم که پرسشگری، نماد فروتنیِ فکری و اذعان به جهل یا حداقل حیرتِ درونی است. کسی که طرح پرسش میکند، پیشاپیش حقیقت را در مشت خود نپنداشته و خود را در حصارِ ایدئولوژیای خاص با مفروضاتی خدشهناپذیر محصور نکرده است. تفاوت بنیادین میان نگاه فلسفی و نگاه ایدئولوژیک دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. اهل فلسفه، پرسشگریِ بیوقفه، شکاکیت، و تحقیق روشمند را بیش از پاسخهای قطعی و یقینیات جزمی میستایند. برعکس، استبداد در هر شکلی، مواجههای وارونه با حقیقت دارد؛ حقیقت برای فرد مستبد، بدیهی، غیرقابلِ بحث، پرسش و نقد است. از این رو، گفتگو برای او معنا ندارد و صرفاً وعظ کردن، امر و نهی و تغییرِ دیگران بر اساس تصورات خود (که حقیقتِ مسلم میپندارد) را میفهمد.
2️⃣ اینجانب آثار و مقالاتِ جناب قربان عباسی را از دورانی دور دنبال میکنم و از ایشان میآموزم، از این جهت به نگاه ایشان، اشرافِ نسبی دارم و این حد از موضوع دور نیستم که ایشان را حامیِ حجاب اجباری و حجاب بدانم. هیچ کدام از پرسشها ربطی به اینچنین نگاهی نداشت.
3️⃣ ورود به عرصۀ تحقیق و تفکر و پاسخ به پرسشهایی چنین بنیادین و مهم، با تمسک به تمثیل و مقایسهای معالفارق از همان آغازِ مواجهه، خلافِ بحث عقلانی و مواجهۀ گشوده با دیگریهای فکریست. اینکه از همان آغاز، بجای نقد استدلالها، سخنِ فردِ مقابل را مشابهِ فلان جریانِ سیاسی در بحثِ اسرائیل بدانیم، و برچسبِ تکفیر روشنفکرانۀ «گفتگوناپذیر» را به او عطا کنیم، یعنی اساسا اهمیت و ارزشِ پرسشگری و شکاکیت در کلیشهها و بدیهیاتِ را درک نکردهایم، و نگاهِ سیاسی و ایدئولوژیک بر نگاهِ محققانه و معرفتی و فلسفی بر ما چیره شدهاست:
🔺در متن با ارجاعی تاریخی طرح سوال شده که آیا امثالِ سرکار خانم هما ناطق (بطور ضمنی)، با دیدی مشابهِ دکتر قربان عباسی به حامیان و توجیهگرانِ حجاب در آغاز انقلاب نپیوستند؟
🔺البته هما-ناطقها و حتی زهرا رهنوردهای چپِ مسلمان نیز در امروز، پس از مواجهه با نتایجِ رویکردشان، حامیِ حجاب اجباری نیستند و از منتقدان و مخالفانِ جدی آن شدهاند. حال اگر کسی مبنای آن اندیشهای که سببِ تقربِ بخشی از جریان چپ به اسلامگرایان در فهمِ مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان» شد، طرح سوال کند، باید با چنین مقایسههای نامربوطی بازخواست شود؟ طرح چنین پرسشی، نه به معنای بحث دربارهی دیدگاه کنونیِ این افراد به مقولهی حجاب، بلکه به دنبال ریشهیابیِ یک همپوشانی فکریِ عمیقتر است.
🔻میدانیم که هما ناطق در مصاحبهای با صراحت از موضع گذشته خود انتقاد کردهبود و آن را «خیانت به زنان ایران» خوانده بود. او با تأکید گفتهبود:
🔻🎖 و به این نتیجه رسیدهبود که:
🔺این تجربیاتِ تراژیک، منبعِ الهام من برای طرح پرسشهایی از جناب دکتر قربان عباسی بود که جناب فعال آن را با تعابیری چون «تقاضای موافقت با لختیگری»، یا «مقدس دیدنِ نابودیِ بشریت» فهم و بیان کردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
(۱/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔻ضمن قدردانی از جناب آقای دکتر فعال برای تلاش در نقد پرسشهای مطروحه از دکتر قربان عباسی در متنِ "همۀ ما فروشندهایم، پس چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟"، در این نوشتار میکوشم با ایضاح مفهومیِ پرسشهای خود و نقدِ استدلالهای ایشان، به بررسی دقیقتر این مواجهه بپردازم.
1️⃣ پرسشگری فلسفی در مقابل نگاهِ ایدئولوژیک: نخست باید تأکید کنم که پرسشگری، نماد فروتنیِ فکری و اذعان به جهل یا حداقل حیرتِ درونی است. کسی که طرح پرسش میکند، پیشاپیش حقیقت را در مشت خود نپنداشته و خود را در حصارِ ایدئولوژیای خاص با مفروضاتی خدشهناپذیر محصور نکرده است. تفاوت بنیادین میان نگاه فلسفی و نگاه ایدئولوژیک دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. اهل فلسفه، پرسشگریِ بیوقفه، شکاکیت، و تحقیق روشمند را بیش از پاسخهای قطعی و یقینیات جزمی میستایند. برعکس، استبداد در هر شکلی، مواجههای وارونه با حقیقت دارد؛ حقیقت برای فرد مستبد، بدیهی، غیرقابلِ بحث، پرسش و نقد است. از این رو، گفتگو برای او معنا ندارد و صرفاً وعظ کردن، امر و نهی و تغییرِ دیگران بر اساس تصورات خود (که حقیقتِ مسلم میپندارد) را میفهمد.
2️⃣ اینجانب آثار و مقالاتِ جناب قربان عباسی را از دورانی دور دنبال میکنم و از ایشان میآموزم، از این جهت به نگاه ایشان، اشرافِ نسبی دارم و این حد از موضوع دور نیستم که ایشان را حامیِ حجاب اجباری و حجاب بدانم. هیچ کدام از پرسشها ربطی به اینچنین نگاهی نداشت.
3️⃣ ورود به عرصۀ تحقیق و تفکر و پاسخ به پرسشهایی چنین بنیادین و مهم، با تمسک به تمثیل و مقایسهای معالفارق از همان آغازِ مواجهه، خلافِ بحث عقلانی و مواجهۀ گشوده با دیگریهای فکریست. اینکه از همان آغاز، بجای نقد استدلالها، سخنِ فردِ مقابل را مشابهِ فلان جریانِ سیاسی در بحثِ اسرائیل بدانیم، و برچسبِ تکفیر روشنفکرانۀ «گفتگوناپذیر» را به او عطا کنیم، یعنی اساسا اهمیت و ارزشِ پرسشگری و شکاکیت در کلیشهها و بدیهیاتِ را درک نکردهایم، و نگاهِ سیاسی و ایدئولوژیک بر نگاهِ محققانه و معرفتی و فلسفی بر ما چیره شدهاست:
ماجرای نقد آقای فریدون فرخ حکایت جنگ ایران و اسرائیل است، که از ناحیه عدهای از اپوزسیون درمانده چنین وانمود شد، که اگر مدافع حمله اسرائیل به ایران نیستید پس حتما کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتهاید. منطق قضیه این است که یا باید با ما باشید و اگر نیستید حتما کنار دشمن ایران قرار گرفتهاید.
🔺در متن با ارجاعی تاریخی طرح سوال شده که آیا امثالِ سرکار خانم هما ناطق (بطور ضمنی)، با دیدی مشابهِ دکتر قربان عباسی به حامیان و توجیهگرانِ حجاب در آغاز انقلاب نپیوستند؟
[میدانیم که در زمان تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری در اسفند ۱۳۵۷، هما ناطق و بسیاری از روشنفکران چپ، آزادی پوشش را یک مسئله فرعی و دستاویزی برای انحراف مبارزه اصلی علیه «امپریالیسم» میدانستند.
آنها بر این باور بودند که نباید انرژی جامعه صرف مسئله حجاب شود و اگر لازم باشد، برای رهایی از امپریالیسم «پتو به سر میکنیم».
این نگاه، منجر به این شد که آنها از تظاهرات زنان علیه حجاب حمایت نکنند و در مواردی حتی سعی در برهم زدن آن داشته باشند].
🔺البته هما-ناطقها و حتی زهرا رهنوردهای چپِ مسلمان نیز در امروز، پس از مواجهه با نتایجِ رویکردشان، حامیِ حجاب اجباری نیستند و از منتقدان و مخالفانِ جدی آن شدهاند. حال اگر کسی مبنای آن اندیشهای که سببِ تقربِ بخشی از جریان چپ به اسلامگرایان در فهمِ مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان» شد، طرح سوال کند، باید با چنین مقایسههای نامربوطی بازخواست شود؟ طرح چنین پرسشی، نه به معنای بحث دربارهی دیدگاه کنونیِ این افراد به مقولهی حجاب، بلکه به دنبال ریشهیابیِ یک همپوشانی فکریِ عمیقتر است.
🔻میدانیم که هما ناطق در مصاحبهای با صراحت از موضع گذشته خود انتقاد کردهبود و آن را «خیانت به زنان ایران» خوانده بود. او با تأکید گفتهبود:
«...اصلاً ما به زنها خیانت کردیم. شما باید ما را محاکمه کنید. خواهش میکنم بنویسید که من خودم از شما میخواهم که مرا محاکمه کنید...».
🔻🎖 و به این نتیجه رسیدهبود که:
«کسی که به من میگوید چگونه بپوش، همان کسی است که به من خواهد گفت چگونه بیندیشم».
🔺این تجربیاتِ تراژیک، منبعِ الهام من برای طرح پرسشهایی از جناب دکتر قربان عباسی بود که جناب فعال آن را با تعابیری چون «تقاضای موافقت با لختیگری»، یا «مقدس دیدنِ نابودیِ بشریت» فهم و بیان کردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان»
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
(۲/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
❓جناب احمد فعال و جناب قربان عباسی! شما بهعنوان یک مرد، آن هم با ادعای آزادیخواهی و احتمالا التزام به لیبرالیسم، چطور به خود اجازه میدهید برای زنانِ (و مردان) جامعه تعیینتکلیف کنید که از کدام خصائل و تواناییها و مزیتهای خود بهره ببرند یا نبرند، در صورتیکه به حقَ و آزادیِ احدی تعرض نکردهاند و کسی را یارای نیست که از آنان شکایتی بهحق طرح کند؟ وقتی چنین جسارتی به خود بدهید، آیا واقعا شباهتِی با «آمرین به معروف و ناهیان از منکر» در خود حس نمیکنید؟ و آنگاه مخاطبِ هشدارِ دردمندانۀ هما ناطق نخواهید بود؟
4️⃣ در ادامه فرمودهاند:
🔺در اینجا نویسنده دچار مغلطۀ «پهلوانپنبه» و «گذاشتنِ سخنی در دهانِ پرسشگر» (که نظیرش را طرح نکرده) شدهاست. در کجایِ متن گفتهشده حتما باید با برهنگی یا سبکِ خاصی از پوششِ زنان موافق باشید؟ اینکه ذهنِ نویسنده مانندِ اسلامگرایان سریعا به بحث برهنگی میرود، برای من جای تعجب دارد؛ آنگونه که تا بحث آزادیِ زن بر بدنش میشود، نظیر جنبش مهسا، این جمله مکرر تکرار میشد که: میخواهند لخت شوند! یا میخواهید لخت شوید؟
🔺پاسخ البته روشن است: بله! بخشی از جامعه حتما و بیشک میخواهد لخت شود در جاهایی نظیر دریاها و استخرهای آزاد و مختلط آینده، ولی از دلِ کدام پرسشِ من این گزاره قابل استنباط بود که باید همهی جامعه موافق برهنگی و بلکه پوششِ آزاد زنان باشند؟ شما میتوانید یک محجبه با نقاب و پوشیه یا طرفدار حجاب باشید و یک مسلمانِ نماز شب خوان و اهل هیئت و...، اما در عین حال، ذهنی عمیقا لیبرال داشتهباشید، و برای زنان و مردان تعیین تکلیف نکنید و در جایگاهِ گشتِ ارشاد نقش ایفا نکنید که:
🔺همانطور که فرد میتواند عمیقا محمد را رسولِ خدا بداند و موافقِ کاریکاتور کشیدن از او نباشد، اما از آنجا که ذهنی تربیتشده و لیبرال دارد، به خود اجازه ندهد که کوچکترین تعرضی به کاریکاتوریستهای شارلی ابدو کند، و آزادی آنها برای بیانِ افکارشان را امری مقدس و غیرقابل چونوچرا بداند، ولو مصداق کار آنها خوشآیند او نباشد. چنین فردی مثل عبدالکریم سروش در پناهِ غرب نوحه سر نمیدهد که از حق آزادی بیان خود استفاده نکنید و هر حقی برای استفاده کردن نیست و...، چرا که آزادی برای او مقولهای درونیشده و جزو بالاترین ارزشهای نظامِ ارزشیست.
5️⃣ در ادامه ایشان میفرمایند:
🔺بهنظر من اما فردی که ناتوان از پذیرشِ دیگریها و بیحوصله در گفتگو و فراری از آن باشد، دنبال بهانهایست و اول آن حس منفیاش را اعلام میکند و سپس بهانهها را بههر نحوی جفتوجور میکند، اما آنکه اهل گفتگوست و جامعه با همۀ تنوعش را به رسمیت میشناسد، با هر کسی میتواند گفتگو کند تا زمانیِ که خود آن فرد از گفتگو سر باز زند. شرطِ اولیۀ و اساسیِ گفتگو نیز گشودگی به شک و پرسش است. کسی که پرسش و شک را تکفیر میکند و آن را توهین به مقدسات و زیر سوال بردنِ بدیهیات میداند، خودش از گفتگو میهراسد و از آن میگریزد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
(۲/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
❓جناب احمد فعال و جناب قربان عباسی! شما بهعنوان یک مرد، آن هم با ادعای آزادیخواهی و احتمالا التزام به لیبرالیسم، چطور به خود اجازه میدهید برای زنانِ (و مردان) جامعه تعیینتکلیف کنید که از کدام خصائل و تواناییها و مزیتهای خود بهره ببرند یا نبرند، در صورتیکه به حقَ و آزادیِ احدی تعرض نکردهاند و کسی را یارای نیست که از آنان شکایتی بهحق طرح کند؟ وقتی چنین جسارتی به خود بدهید، آیا واقعا شباهتِی با «آمرین به معروف و ناهیان از منکر» در خود حس نمیکنید؟ و آنگاه مخاطبِ هشدارِ دردمندانۀ هما ناطق نخواهید بود؟
4️⃣ در ادامه فرمودهاند:
متاسفانه امروز ما از هر حیث با یک فاجعه بزرگ مواجه هستیم، فاجعهای که آن را نحلۀ استبداد وارونه نامیدهام. از دید این نحله مهم نیست شما برای پوشش آزاد موافق باشید، و حتی بگوئید، زنان اگر خواستند برهنه هم در خیابان بیرون بیایند (و البته شخصا نه به من مربوط است و نه به حکومت، اما نظر خودم را دارم که با برهنگی مخالف هستیم، توجه کنید عرض میکنم برهنگی نه پوشش آزاد)، لیکن این نحله استبدادی میگوید: نه، شما در کنار دشمن هستید، حتما باید با برهنگی هم موافق باشید.
🔺در اینجا نویسنده دچار مغلطۀ «پهلوانپنبه» و «گذاشتنِ سخنی در دهانِ پرسشگر» (که نظیرش را طرح نکرده) شدهاست. در کجایِ متن گفتهشده حتما باید با برهنگی یا سبکِ خاصی از پوششِ زنان موافق باشید؟ اینکه ذهنِ نویسنده مانندِ اسلامگرایان سریعا به بحث برهنگی میرود، برای من جای تعجب دارد؛ آنگونه که تا بحث آزادیِ زن بر بدنش میشود، نظیر جنبش مهسا، این جمله مکرر تکرار میشد که: میخواهند لخت شوند! یا میخواهید لخت شوید؟
🔺پاسخ البته روشن است: بله! بخشی از جامعه حتما و بیشک میخواهد لخت شود در جاهایی نظیر دریاها و استخرهای آزاد و مختلط آینده، ولی از دلِ کدام پرسشِ من این گزاره قابل استنباط بود که باید همهی جامعه موافق برهنگی و بلکه پوششِ آزاد زنان باشند؟ شما میتوانید یک محجبه با نقاب و پوشیه یا طرفدار حجاب باشید و یک مسلمانِ نماز شب خوان و اهل هیئت و...، اما در عین حال، ذهنی عمیقا لیبرال داشتهباشید، و برای زنان و مردان تعیین تکلیف نکنید و در جایگاهِ گشتِ ارشاد نقش ایفا نکنید که:
ای زن یا ای مرد، تو نباید مویِ خودت را، یا پای خودت را، یا دست خودت را آشکار کنی، تو نباید اینگونه لباس بپوشی، تو نباید در کنار دریا یا استخر نیمهبرهنه شوی، تو نباید از زیباییها و استعدادهای بدنی و ذهنیات در مشاغلِ مختلف بهرهای ببری و حقَ برابرِ منِ مرد یا دیگر زنانِ کمتر زیبا را پایمال کنی و..
🔺همانطور که فرد میتواند عمیقا محمد را رسولِ خدا بداند و موافقِ کاریکاتور کشیدن از او نباشد، اما از آنجا که ذهنی تربیتشده و لیبرال دارد، به خود اجازه ندهد که کوچکترین تعرضی به کاریکاتوریستهای شارلی ابدو کند، و آزادی آنها برای بیانِ افکارشان را امری مقدس و غیرقابل چونوچرا بداند، ولو مصداق کار آنها خوشآیند او نباشد. چنین فردی مثل عبدالکریم سروش در پناهِ غرب نوحه سر نمیدهد که از حق آزادی بیان خود استفاده نکنید و هر حقی برای استفاده کردن نیست و...، چرا که آزادی برای او مقولهای درونیشده و جزو بالاترین ارزشهای نظامِ ارزشیست.
5️⃣ در ادامه ایشان میفرمایند:
خب با این نحله به هیچ زبانی نمیتوانید صحبت کنید، چون کلاً منطق هنجاری را وارونه کرده است. شما با جریان بنیادگرایی نمیتوانید گفتگو کنید، چون کلا با منطق ریاضی که منطق روزمرگی است و منطق دنیای امروزی است بیگانه است، به همین ترتیب شما نمیتوانید با نحلهای که بدن زنان را به عنوان کالا، مورد تقدیس قرار میدهد، و بده بستان و عرضه این بدن را به مثابه منطق زیباشناختی معرفی میکند، یک کلام وارد گفتگو شوید.
🔺بهنظر من اما فردی که ناتوان از پذیرشِ دیگریها و بیحوصله در گفتگو و فراری از آن باشد، دنبال بهانهایست و اول آن حس منفیاش را اعلام میکند و سپس بهانهها را بههر نحوی جفتوجور میکند، اما آنکه اهل گفتگوست و جامعه با همۀ تنوعش را به رسمیت میشناسد، با هر کسی میتواند گفتگو کند تا زمانیِ که خود آن فرد از گفتگو سر باز زند. شرطِ اولیۀ و اساسیِ گفتگو نیز گشودگی به شک و پرسش است. کسی که پرسش و شک را تکفیر میکند و آن را توهین به مقدسات و زیر سوال بردنِ بدیهیات میداند، خودش از گفتگو میهراسد و از آن میگریزد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان»
(۳/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺اینکه هنجارهای یک مسلمان یا یک چپ یا یک لیبرال با هم تفاوتهایی دارند، بدیهیترین امر است. گفتگو دقیقا از پذیرش این تفاوتهای طبیعی آغاز میشود؛ وگرنه کسی که هنجارها و نظام ارزشی خود را امری مطلق میکند که هر که در آن شک یا طرح پرسش کند، لایق گفتگو نیست، در واقع، بهشکلی علنی ضعف و ناتوانیاش از پذیرشِ و مواجهه با دیگریها را بازگو کردهاست. این چه نظام ارزشیایست که با طرحِ چند پرسش و شک و اشکال، چنان فرد را برافروخته میکند که فردِ شکاک و پرسشگر و منتقد را لایقِ گفتگو نمیداند؟
🔺وارونه نحوه صورتبندی مسالهای که ایشان طرح کردند، جریان بنیادگرایی دقیقا مشکلش، نگاه به عالم و مقولات انسانی با نگاهیِ یقینی و ریاضیوار و جزمی است، یعنی عدم حاکمبودن عقلانیتِ شکاک و انتقادی در حوزۀ نظام هنجارین و ارزشی. عقلانیت ایجاب میکند که فرد هر لحظه حاضر باشد در مبادی و اصولِ خود شک و طرح سوال را بپذیرد و به هیچ امر مقدس و جزمی و غیرقابل پرسشی معتقد نباشد. اینکه بسیاری از داعشیان و مجاهدینِ خلق و دیگر گروههای رادیکالِ و خشونتمدارِ چپ، از فارغالتحصیلان علوم مهندسی و ریاضی بودهاند، از همین جهت بودهاست. منطقِ ریاضی و جزمی و یقینی، تنها در حوزۀ انتزاعیِ خود ریاضیات معنا دارد، در مابقیِ ساحتها، ما با هیچ امر یقینی و غیرقابل بحث و شکی طرف نیستیم.
🔺مشکل برخی جریانهای چپ نیز همین نگاه جزمی و یقینی به برخی مقولاتِ اجتماعیست. کافیست در برخی موضوعات، از جمله بحثِ «آزادی زنان در بهرهگیری از وجههممیزههای خود» که یک امر کدشده چون «گناهانِ کبیره» با لفظِ «کالاسازیِ زنان» در ذهن چپهاست، کوچکترین تشکیک و طرح مسالۀ متفاوتی بکنیم، که صدای واویلایشان بلند شود، و فرد مقابل را به حمایت از لختیگری و بلکه اجبار به موافقت و حمایت از آن، متهم کنند.
🔺همانطور که کافیست به جریان عرزشی بگویید شما حقّ تعیین پوششِ زنان را ندارید، تا فریادشان بلند شود که شما میخواهید لخت شوید و از آزادی این را میخواهید و میفهمید.
🔺پاسخِ ما به این جریان این است که البته این هم بخشی از آزادیست که در مکانهایی فرد بتواند نیمهبرهنه و گاه حتی تماما برهنه (جزایر لختی) بشود، اما آنچه ما از آزادی میخواهیم عدمِ مداخله در حوزۀ انتخابِ فردی دیگران، تا جایی که آسیبی به دیگران وارد نکردهاست، و عدم مداخلۀ قدرت و زور و دولت در آزادیهای اجتماعی و فردیست.
6️⃣ در ادامه نوشتهاند:
🔺در آخرین خط یک مقایسهی معالفارق صورت میگیرد و این یک مغالطهی بس آشکار و سطحیست. یعنی چه که سود بردن از مزیتهای خود را به نابودی بشریت وصل کنیم و فکر کنیم استدلال کردهایم؟ یعنی اگر یک زن یا مرد زیبا، از زیباییِ بدن خود در شغلِ مانکنی یا بازیگری یا رقص یا آگهیهای بازرگانی بهره ببرد، به نابودی بشریت پرداختهاست؟! یا اگر یک زن و مرد خوشبیان یا خوشصدا از بیان یا صدایِ خوششان بتوانند به گویندگانی حرفهای، وکلایی اثرگذار، یا رهبرانی سیاسیِ موفقی بدل شوند، به نابودی بشریت پرداختهاند؟ این چه نحو استدلال کردن است؟
7️⃣ در ادامه فرمودهاند:
🔺🔻مهارتِ طرح سوالِ درست، یکی از مهمترین مهارتهاییست که همگی ما باید بیاموزیم و تمرین کنیم. پرسشی که صرفا بخواهد عقایدمان را اثبات کند، و پیشاپیش خودمان از آن پرسش، طرح پرسشی نکردهباشیم و نواقصش را ردیابی نکردهباشیم، پرسش نیست، صرفا نوعی شعار و فریاد است:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺اینکه هنجارهای یک مسلمان یا یک چپ یا یک لیبرال با هم تفاوتهایی دارند، بدیهیترین امر است. گفتگو دقیقا از پذیرش این تفاوتهای طبیعی آغاز میشود؛ وگرنه کسی که هنجارها و نظام ارزشی خود را امری مطلق میکند که هر که در آن شک یا طرح پرسش کند، لایق گفتگو نیست، در واقع، بهشکلی علنی ضعف و ناتوانیاش از پذیرشِ و مواجهه با دیگریها را بازگو کردهاست. این چه نظام ارزشیایست که با طرحِ چند پرسش و شک و اشکال، چنان فرد را برافروخته میکند که فردِ شکاک و پرسشگر و منتقد را لایقِ گفتگو نمیداند؟
🔺وارونه نحوه صورتبندی مسالهای که ایشان طرح کردند، جریان بنیادگرایی دقیقا مشکلش، نگاه به عالم و مقولات انسانی با نگاهیِ یقینی و ریاضیوار و جزمی است، یعنی عدم حاکمبودن عقلانیتِ شکاک و انتقادی در حوزۀ نظام هنجارین و ارزشی. عقلانیت ایجاب میکند که فرد هر لحظه حاضر باشد در مبادی و اصولِ خود شک و طرح سوال را بپذیرد و به هیچ امر مقدس و جزمی و غیرقابل پرسشی معتقد نباشد. اینکه بسیاری از داعشیان و مجاهدینِ خلق و دیگر گروههای رادیکالِ و خشونتمدارِ چپ، از فارغالتحصیلان علوم مهندسی و ریاضی بودهاند، از همین جهت بودهاست. منطقِ ریاضی و جزمی و یقینی، تنها در حوزۀ انتزاعیِ خود ریاضیات معنا دارد، در مابقیِ ساحتها، ما با هیچ امر یقینی و غیرقابل بحث و شکی طرف نیستیم.
🔺مشکل برخی جریانهای چپ نیز همین نگاه جزمی و یقینی به برخی مقولاتِ اجتماعیست. کافیست در برخی موضوعات، از جمله بحثِ «آزادی زنان در بهرهگیری از وجههممیزههای خود» که یک امر کدشده چون «گناهانِ کبیره» با لفظِ «کالاسازیِ زنان» در ذهن چپهاست، کوچکترین تشکیک و طرح مسالۀ متفاوتی بکنیم، که صدای واویلایشان بلند شود، و فرد مقابل را به حمایت از لختیگری و بلکه اجبار به موافقت و حمایت از آن، متهم کنند.
🔺همانطور که کافیست به جریان عرزشی بگویید شما حقّ تعیین پوششِ زنان را ندارید، تا فریادشان بلند شود که شما میخواهید لخت شوید و از آزادی این را میخواهید و میفهمید.
🔺پاسخِ ما به این جریان این است که البته این هم بخشی از آزادیست که در مکانهایی فرد بتواند نیمهبرهنه و گاه حتی تماما برهنه (جزایر لختی) بشود، اما آنچه ما از آزادی میخواهیم عدمِ مداخله در حوزۀ انتخابِ فردی دیگران، تا جایی که آسیبی به دیگران وارد نکردهاست، و عدم مداخلۀ قدرت و زور و دولت در آزادیهای اجتماعی و فردیست.
6️⃣ در ادامه نوشتهاند:
اگر به این منطق بگویید:
بدن وقتی به کالا تبدیل شد، به ابزار سودطلبی تبدیل میشود،
بازهم پاسخ شگفتی میبینید که:
لابد میگوید، چرا سود بردن از بدن را مذمت میکنید.
عین این میماند که یک نفر و یا یک نحلهای بیاید علناً بگوید:
نابودی بشریت امر مقدسی است،
خوب با این افراد چگونه میتوانید وارد گفتگو شوید؟
🔺در آخرین خط یک مقایسهی معالفارق صورت میگیرد و این یک مغالطهی بس آشکار و سطحیست. یعنی چه که سود بردن از مزیتهای خود را به نابودی بشریت وصل کنیم و فکر کنیم استدلال کردهایم؟ یعنی اگر یک زن یا مرد زیبا، از زیباییِ بدن خود در شغلِ مانکنی یا بازیگری یا رقص یا آگهیهای بازرگانی بهره ببرد، به نابودی بشریت پرداختهاست؟! یا اگر یک زن و مرد خوشبیان یا خوشصدا از بیان یا صدایِ خوششان بتوانند به گویندگانی حرفهای، وکلایی اثرگذار، یا رهبرانی سیاسیِ موفقی بدل شوند، به نابودی بشریت پرداختهاند؟ این چه نحو استدلال کردن است؟
7️⃣ در ادامه فرمودهاند:
از خود نمیپرسند که اگر نمایش بدن زنان را از دید زیباشناسی نگاه کنیم، و زنان بخواهند با این نمایش بدن خود را به عنوان کالا وارد بده بستان کنند، حالا بده بستان مالی نه، به گفته فمنها بده بستان سیاسی و یا ابزار سیاسی، و یا بده بستان با هدف برانگیختن احترام و تحسین،
آیا بدترین تبعیض را علیه زنانی اعمال نکردهایم که از بدنهای زیبایی برخوردار نیستند، فاقد رنگ و قد و هیکل و پستانهای مناسب برای نمایش هستنند؟ آیا این زنها در معابد نمایش بده بستان کالایی محکوم ابدی تبعیض نیستند؟
🔺🔻مهارتِ طرح سوالِ درست، یکی از مهمترین مهارتهاییست که همگی ما باید بیاموزیم و تمرین کنیم. پرسشی که صرفا بخواهد عقایدمان را اثبات کند، و پیشاپیش خودمان از آن پرسش، طرح پرسشی نکردهباشیم و نواقصش را ردیابی نکردهباشیم، پرسش نیست، صرفا نوعی شعار و فریاد است:
اینکه شما از تواناییِ قلم یا صدایِ خوشتان، برای دریافت مزد، یا مبارزۀ سیاسی و پیشبردِ اهدافِ کلانِ خود استفاده کنید، آیا بدترین تبعیض را علیه انسانهایی اعمال کردهاید که از قلم قوی و صدای زیبا برخوردار نیستند، و فاقد صدا و قلم زیبا برای عرضۀ خود هستنند؟ آیا این انسانها در معابد نمایش بدهبستان کالایی محکوم ابدی تبعیضاند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان»
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
(۴/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺یکی از عجایب روزگار این است که تا به بحث زنان میرسیم، نگاه بخشی از چپ ایرانی و اسلامگرایان و بخش عوام و غیرتی و مردسالارِ جامعه، دچار انبوهی از مواجهههای غیرمعقول و مشابه میشود که بعضا غیرقابل فهم است که دقیقا چه میگویند و چگونه این همه تناقض را با هم جمع کردهاند؟
🔺دربارۀ بخشِ دیگری از این کلام نقلقولشده، باید توجه کنیم که زیبایی امری نسبیست. هرچند از جهت آماری نگاههایی بر هر جامعهای در هر تاریخ و جغرافیایی غالبتر است، و این غلبه هم ضرورتا با نظر متخصصانِ در حوزۀ مثلا هنرِ موسیقی یا نقاشی و... یکی نیست.
❓اینکه صدا و تصویرِ برخی زنان و مردان، در نظر برخی دیگر خوشآیندتر و زیباتر جلوه میکند، و آنها از این زیبایی به جهت معاش خود، یا بهجهت پیشبرد اهداف عامتر و اجتماعیتر و سیاسیتر استفاده میکنند، چه ربطی به تبعیض دارد؟! آیا این مشابهِ سخنانِ برخی بسیجیان نیست که وقتی عدهای حجاب اسلامی را کنار میگذارند، از این شکایت میکنند که با این کار، حواسِ مردان متاهل را از زنانشان پرت میکنند و به نارضایتی جنسی و طلاق دامن میزنند، پس بر زنانِ جامعه است که حجاب اسلامی را رعایت کنند؟ حالا شما هم اگرچه موافق حجاب نیستید، اما موافقِ تعیینِ نحوۀ ظهور و بروز زنان بنا به معیارهای خود که هستید؟
🔺این بخشی از یادداشت جناب قربان عباسی است؛ براستی با نگاه یک انسان مذهبی چه فرقی میکند که این حق را بهخود میدهد که دیگری را از استفاده از وجوه ممیزۀ خود منع کند، با ادبیاتی مشابه، که نباید از این وجوهِ خود که ما فاقدِ آن هستیم بهره ببرید، وگرنه [در نظر ما] بدان وجوه فروکاسته شدهاید.
🔻برشی از مقالۀ «چرا فمینیست نیستم ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟» بهقلم #مهرپویا_علا برای نقد دقیقتر این نگاه رهگشاست:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
(۴/۴)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔺یکی از عجایب روزگار این است که تا به بحث زنان میرسیم، نگاه بخشی از چپ ایرانی و اسلامگرایان و بخش عوام و غیرتی و مردسالارِ جامعه، دچار انبوهی از مواجهههای غیرمعقول و مشابه میشود که بعضا غیرقابل فهم است که دقیقا چه میگویند و چگونه این همه تناقض را با هم جمع کردهاند؟
🔺دربارۀ بخشِ دیگری از این کلام نقلقولشده، باید توجه کنیم که زیبایی امری نسبیست. هرچند از جهت آماری نگاههایی بر هر جامعهای در هر تاریخ و جغرافیایی غالبتر است، و این غلبه هم ضرورتا با نظر متخصصانِ در حوزۀ مثلا هنرِ موسیقی یا نقاشی و... یکی نیست.
❓اینکه صدا و تصویرِ برخی زنان و مردان، در نظر برخی دیگر خوشآیندتر و زیباتر جلوه میکند، و آنها از این زیبایی به جهت معاش خود، یا بهجهت پیشبرد اهداف عامتر و اجتماعیتر و سیاسیتر استفاده میکنند، چه ربطی به تبعیض دارد؟! آیا این مشابهِ سخنانِ برخی بسیجیان نیست که وقتی عدهای حجاب اسلامی را کنار میگذارند، از این شکایت میکنند که با این کار، حواسِ مردان متاهل را از زنانشان پرت میکنند و به نارضایتی جنسی و طلاق دامن میزنند، پس بر زنانِ جامعه است که حجاب اسلامی را رعایت کنند؟ حالا شما هم اگرچه موافق حجاب نیستید، اما موافقِ تعیینِ نحوۀ ظهور و بروز زنان بنا به معیارهای خود که هستید؟
آنها بدن خود را از ساحت زیست انسانی به کالایی دیدنی تقلیل میدهند، گویی ارزش آنها تنها در میزان انحنا یا برجستگیست. اینجا دقیقا همان جاییست که خشونت از درون بر فرد اعمال میشود: زن با دستان خود، خویشتن را به ابژۀ شهوت بدل میکند.
🔺این بخشی از یادداشت جناب قربان عباسی است؛ براستی با نگاه یک انسان مذهبی چه فرقی میکند که این حق را بهخود میدهد که دیگری را از استفاده از وجوه ممیزۀ خود منع کند، با ادبیاتی مشابه، که نباید از این وجوهِ خود که ما فاقدِ آن هستیم بهره ببرید، وگرنه [در نظر ما] بدان وجوه فروکاسته شدهاید.
🔻برشی از مقالۀ «چرا فمینیست نیستم ولی از «سلیطهها» دفاع میکنم؟» بهقلم #مهرپویا_علا برای نقد دقیقتر این نگاه رهگشاست:
اینکه سنتگرایان یا حتی بسیاری از فمینیستها میگویند نباید از جذابیت ظاهری زن «استفادۀ ابزاری» شود نادیده گرفتن واقعیت تقسیم کار است:
📌 اولا این حکم اخلاق کانتی که نباید از انسانها استفادۀ ابزاری کرد نه فقط در این موضوع خاص که بطور کلی بیمعنی و مغایر با زندگی اجتماعیست. همه از همه «استفادۀ ابزاری» میکنند. من وقتی کالایی را مصرف میکنم از تمام کسانی که در تولید آن کالا نقش داشتهاند به عنوان ابزار تولید آن کالا استفاده کردهام. تنها تفاوت این است که در نظام بازار این استفادۀ ابزاری به وسیلۀ پول انجام میشود و در نظام خشونت - به عنوان تنها آلترناتیو نظام بازار - این استفاده از طریق زور انجام میشود.
دوم، ممکن است زنی به هر دلیلی بگوید نمیخواهم از زیباییام به هیچ طریقی به عنوان ابزار درآمدزایی استفاده شود. البته خیلی از مواقع در عمل این اتفاق میافتد. همه میدانیم در شبکههای اجتماعی زنان جوان اغلب بهتر از مردان جذب مخاطب میکنند.
اگر من یک زن زیبا بودم احتمالا همین متن بسیار بیشتر خوانده میشد! حالا اگر این واقعیت برای زنی ناراحتکننده است میتواند به هر طریقی که میداند جلوی وقوعش را برای خودش بگیرد یا بکوشد دیگران را قانع سازد که این مسئله را وارد ارزیابیهای خود نکنند.
🔺🎖🔻 ولی این به نظر مبارزه با واقعیت میآید. با این کار یک مزیت زن نسبت به مرد در نظام تقسیم کار از زنان سلب میشود.
اگر «استفادۀ ابزاری» از زیبایی زن مثلا برای تبلیغ و جذب مخاطب مذموم است چرا نباید «استفادۀ ابزاری» از زور بازوی کارگر ساختمانی مذموم باشد؟ یا همینطور استفادۀ ابزاری از توان وزنهبردار، استفادۀ ابزاری از صدای خواننده، استفادۀ ابزاری از دانش پزشک و...؟ چه تفاوتی بین این موارد وجود دارد؟
ممکن است فمینیستها اینگونه پاسخ دهند: در اینجا نیاز جنسی مردان و توان زن برای تحریک آن حکم مرجع را پیدا کرده. چون مردان در مناسبات اجتماعی کنونی فرادست هستند و بخش عمدۀ توان خرید و حق انتخاب در اختیار آنهاست، در نتیجه زیبایی زن بعنوان تأمینکنندۀ این نیاز اهمیت به خصوص پیدا کرده است.
این پاسخ کاملا غلط است.
اولا بیشتر بودن درآمد مردان نسبت به زنان در کل اقتصاد لزوما به این معنی نیست که میانگین مصرف مردان هم از زنان بیشتر است. اگر منظور خریدهای کلان مثل ملک یا سهام باشد که در اینگونه موارد اساسا آگهی بازرگانی و جذابیت جنسی نقش چندانی ندارند. آگهیهای بازرگانی حول کالاهای مصرفی و مصارف خرد میگردند.
ثانیا همین حرف را در مورد هر مهارت دیگری میتوان تکرار کرد و نتیجۀ عکس گرفت.
.
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🏃🏻♀️🐍 این بانویِ آمریکایی، پیجی در اینستاگرام دارد که بالغ بر ۲.۲ میلیون دنبالکننده دارد. اگر در ایرانِ اسلامزده بود، هیچوقت نمیتوانست چنین تجربهای را رقم بزند و چنین موفقیتی را کسب کند و بتواند از این طریق و با این حد از آزادی، درآمدی قابل توجه کسب کند، و علاقهمندیها و امیالش را به عرصۀ ظهور برساند؛ چرا که در این صورت، به جرمِ «اشاعۀ فحشا و هتکِ عفتِ عمومی»، راهیِ زندان میشد و «شلاقهای هدایتبخش اسلام رحمانی» را دریافت میکرد؛ یا باید در صفِ دیوانهخانۀ کنکور کور میشد، و بعد هم دنبالِ انواع شغلهای اداری و دفتری و کارگری، با حقوقِ زیرِ خطِ فقری که «حقوق بیکاری یک آمریکایی»ست، بردگی میکرد، و یا در انتظارِ کسبِ مهریۀ کلانی اسلامی، با تور زدنِ مردی ثروتمند یا متوسط ولی ابله، بخشی از استقلال و آزادی و شخصیت و امیالش را بهشکلی، کوچک و انکار میکرد.
🐍🏃🏻♀️اگر بپرسیم دو عاملی که در جذبِ این همه مخاطب دست داشته چه بوده، عبارتند از:
۱. انتشار تصاویر از مارهای بزرگ و ترسناک و دیگر حیوانات با خودش
۲. انتشار تصاویری از زیباییِ زنانگیاش با لباسهای شیک و جذاب
🔺آیا از نظرِ دوستان چپ، این خانم در حال دو نوع استفادهی ابزاری است؟ یکی استفادهی ابزاری از حیوانات وحشی و کالاسازی آنها، یکی استفاده ابزاری از مزیتِ زیباییاش و بدن متناسبش و جنسیتش، و کالاسازیِ اینها؟ یعنی در این دو مورد، او دچارِ دو گناه کبیره شده و خودش و حیوانات را به کالایی برای فروش و امری برای شهوت و امر جنسی تقلیل دادهاست؟ یا با نمایشِ بخشی از بدنِ بهنسبت متناسبِ خود، زمینۀ تبعیض و سرکوبِ زنانِ چاقتر یا لاغرتر یا پیرتر یا سیاهپوست و زردپوست را فراهم کردهاست؟!
❓این واقعا چه نوع مواجهه و استدلالی و تبیینیست؟ چرا برخی از روشنفکرانِ ما هنوز در حالوهوای ۵۷ متوقفاند و با زمانه بروز نشدهاند؟ آیا کار یک روشنفکر انذارِ این دست انسانها و روشِ کسبِ روزی یا ابراز وجودشان است؟ درکِ چنین مواجههای برای من امری بس ثقیل است. مگر انسانها برای کسبِ توجه و روزی و چرخاندنِ زندگیشان، قرار است حتما از وجهِ عقلانی و فلسفی و علمیِ خود اقدام کنند، و حق استفاده از وجوهِ زیباشناسانه و ناخودآگاهِ مخاطب و امیالِ مختلفِ انسانی و قدرتِ سرگرمیسازیشان را ندارند؛ و اگر چنین کنند، خود را به چیزی تقلیل دادهاند و مابقیِ وجوهشان قابل انکار و نادیدهانگاشتن است؟ آیا همین زن نمیتواند همزمان یک همسر و مادر مهربان، یا یک دانشمند یا نقاش یا موسیقیدانِ جدی، یا یک مدرسِ فلسفه، یا یک مخترع هم باشد؟ چگونه استفاده از یک وجه، مابقیِ وجوهِ یکنفر را انکار میکند و او را بدان وجه تقلیل میدهد؟ آیا این جز در نگاهی عمیقا جنسیتزده و بدنهراس، قابل استنباط است؟
🔺اینها همه نگاهِ خشن و سرکوبگریست که در ۵۷ عاملی شد که بخشِ قابل توجهی از چپها، در تجمع علیهِ حجابِ اجباری حضور نیابند، و بلکه آن را محکوم کنند؛ و کار به نیمقرن جنایت و سرکوبِ اولیهترین حقوقِ انسانیِ آنها رسید؛ اما با نعل وارونه، این خشونت را بهِ خودِ زنانِ تحتِ شدیدترین نظامِ سلطه و انقیاد طالبانیسم فرافکنی میکنند و میگویند، شما با استفاده از آزادیِ خود، در حال بازتولید خشونت در حقّ خود [و بطور ناخودآگاه علیه مردانِ نویسنده که صدایشان در آمده] هستید؛ درحالیکه خشونتِ اصلی همین نگاهیست که بجای فهم اشتباهاتِ نظریِ گذشتۀ خود، و احساسِ گناه نسبت به آنچه بر زنانِ این مرز-و-بوم رقم خورده، بدل به گشتِ ارشادِ مدرن و روشنفکرِ زنان میشویم، و آنها را امر به معروف و نهی از منکر میکنیم، که چه کنند و چه نکنند!
🔻بهصورت مبسوطتر در دو یادداشت این موضوع را باز نمودم:
✍🏻#فریدون_فرخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🐍🏃🏻♀️اگر بپرسیم دو عاملی که در جذبِ این همه مخاطب دست داشته چه بوده، عبارتند از:
۱. انتشار تصاویر از مارهای بزرگ و ترسناک و دیگر حیوانات با خودش
۲. انتشار تصاویری از زیباییِ زنانگیاش با لباسهای شیک و جذاب
🔺آیا از نظرِ دوستان چپ، این خانم در حال دو نوع استفادهی ابزاری است؟ یکی استفادهی ابزاری از حیوانات وحشی و کالاسازی آنها، یکی استفاده ابزاری از مزیتِ زیباییاش و بدن متناسبش و جنسیتش، و کالاسازیِ اینها؟ یعنی در این دو مورد، او دچارِ دو گناه کبیره شده و خودش و حیوانات را به کالایی برای فروش و امری برای شهوت و امر جنسی تقلیل دادهاست؟ یا با نمایشِ بخشی از بدنِ بهنسبت متناسبِ خود، زمینۀ تبعیض و سرکوبِ زنانِ چاقتر یا لاغرتر یا پیرتر یا سیاهپوست و زردپوست را فراهم کردهاست؟!
❓این واقعا چه نوع مواجهه و استدلالی و تبیینیست؟ چرا برخی از روشنفکرانِ ما هنوز در حالوهوای ۵۷ متوقفاند و با زمانه بروز نشدهاند؟ آیا کار یک روشنفکر انذارِ این دست انسانها و روشِ کسبِ روزی یا ابراز وجودشان است؟ درکِ چنین مواجههای برای من امری بس ثقیل است. مگر انسانها برای کسبِ توجه و روزی و چرخاندنِ زندگیشان، قرار است حتما از وجهِ عقلانی و فلسفی و علمیِ خود اقدام کنند، و حق استفاده از وجوهِ زیباشناسانه و ناخودآگاهِ مخاطب و امیالِ مختلفِ انسانی و قدرتِ سرگرمیسازیشان را ندارند؛ و اگر چنین کنند، خود را به چیزی تقلیل دادهاند و مابقیِ وجوهشان قابل انکار و نادیدهانگاشتن است؟ آیا همین زن نمیتواند همزمان یک همسر و مادر مهربان، یا یک دانشمند یا نقاش یا موسیقیدانِ جدی، یا یک مدرسِ فلسفه، یا یک مخترع هم باشد؟ چگونه استفاده از یک وجه، مابقیِ وجوهِ یکنفر را انکار میکند و او را بدان وجه تقلیل میدهد؟ آیا این جز در نگاهی عمیقا جنسیتزده و بدنهراس، قابل استنباط است؟
🔺اینها همه نگاهِ خشن و سرکوبگریست که در ۵۷ عاملی شد که بخشِ قابل توجهی از چپها، در تجمع علیهِ حجابِ اجباری حضور نیابند، و بلکه آن را محکوم کنند؛ و کار به نیمقرن جنایت و سرکوبِ اولیهترین حقوقِ انسانیِ آنها رسید؛ اما با نعل وارونه، این خشونت را بهِ خودِ زنانِ تحتِ شدیدترین نظامِ سلطه و انقیاد طالبانیسم فرافکنی میکنند و میگویند، شما با استفاده از آزادیِ خود، در حال بازتولید خشونت در حقّ خود [و بطور ناخودآگاه علیه مردانِ نویسنده که صدایشان در آمده] هستید؛ درحالیکه خشونتِ اصلی همین نگاهیست که بجای فهم اشتباهاتِ نظریِ گذشتۀ خود، و احساسِ گناه نسبت به آنچه بر زنانِ این مرز-و-بوم رقم خورده، بدل به گشتِ ارشادِ مدرن و روشنفکرِ زنان میشویم، و آنها را امر به معروف و نهی از منکر میکنیم، که چه کنند و چه نکنند!
🔻بهصورت مبسوطتر در دو یادداشت این موضوع را باز نمودم:
📕همۀ ما فروشندهایم، چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟
📕کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان»
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
✍🏻#فریدون_فرخ
.
#نقد_چپ #زنان #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی در گفتگو با خبرفوری:
🔺فقط ادبیاتِ مشعشعش را نگاه کنید. مسئولینِ جمهوری اسلامی عملا یکسری بیمارِ جنسی هستند که هر کس حجاب را رعایت نکند و به عرفِ زنانِ دنیا لباس بپوشد، یعنی صدها میلیون زن را، دنبالِ مشتری میدانند! و به همین سادگی دهانشان را باز میکنند و چنین تهمتهای مسخرهای را میزنند. اساسا فرض کنیم تمام زنانِ دنیا که موهایشان را با حجاب و نقاب نمیپوشانند و نافشان هم بیرون است و پاچهشان هم، دنبال مشتری و جلوهگریاند، آخر به تو چه ربطی دارد؟ از کی صرفِ دنبالِ مشتری بودن جرم محسوب شدهاست و مجوزی برای اینکه افرادی را از حقوقِ قانونی و برابرشان محروم کنیم؟
🔻بطور خلاصه بگوییم:
۱. آزادی مشروط نیست: آزادی پوشش حق ذاتی فرد است، نه امتیازی که به «شئونات اسلامی» وابسته باشد.
۲. برابری قانونی: قانون باید صریحاً برابری زن و مرد را تضمین کند، نه اینکه به تفسیر دینی یا عرفی واگذار شود.
۳. پیشداوری جنسیتی: قضاوت درباره نیت زنان (مثلاً «جلوهگری») نقض آزادی و نگاه ابزاری به زنان است [اگر نگاهِ ابزاریای قابل سرزنش باشد، همین نگاه دولتیست، نه آنکه خودِ زن یا مرد، بخواهد از وجهی از وجوهِ خود برای هدفی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... بهره ببرد].
۴. تفکیک اخلاق و قانون: نگاهِ منفیِ شخصی نباید مبنای محدودیت قانونی شود.
۵. بیطرفی دولت: دولت باید فقط امنیت عمومی را حفظ کند، نه پوشش و رفتار مردم را کنترل کند.
🔺 زنان باید بدون هیچ قید مذهبی یا فرهنگی، آزادانه گواهینامه بگیرند و موتورسواری کنند؛ حتی اگر با موی باز یا نافِ بیرونزده باشند، تا زمانی که به دیگران آسیب نمیزنند.
🔻صرفا یک نکتۀ اساسی وجود دارد:
⛑ قوانین ایمنی: در بسیاری از کشورها، قوانین مشخصی در مورد ایمنی موتورسواران وجود دارد. برای مثال، در بسیاری از ایالتهای آمریکا و کشورهای اروپایی، پوشیدن کلاه ایمنی (Helmet) یک الزام قانونی است. علاوه بر این، پوشیدن لباسهای محافظ مانند ژاکتهای مخصوص، دستکش و شلوار بلند یک توصیه اکید برای جلوگیری از آسیبدیدگی در هنگام تصادف است. از این رو، گرچه از نظر قانونی پوشیدن لباسهای کوتاه ممکن است در برخی مناطق مجاز باشد، اما به دلایل ایمنی توصیه نمیشود و در صورت آسیبدیدگی، فرد نمیتواند مسئولیت را متوجه دیگری بداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
گواهینامه موتور بانوان را بررسی کردم و اصلا نیازی به قانون ندارد زیرا در قانون ننوشته که فقط مردها میتوانند گواهینامه موتور بگیرند.
با رعایت شئونات اسلامی موافق گواهینامه موتور بانوان هستم اما اینکه الان در خیابانها طرف ناف و پاچهاش را بیرون انداخته و موتورسواری میکند، با شئونات اسلامی تطبیق ندارد.
اگر شئونات اسلامی رعایت شود مانند ورزش کردن بانوان در میادین مختلف، این موضوع هم از نظر من مشکل شرعی ندارد.
متاسفانه در خیابان خانمهایی را میبینم که با موهای افشان، لباس بسیار تنگ و با کمر و نافشان که بیرون است، سوار موتور میشوند و اینها برای جلوهگری و جلب مشتری است نه استفاده از موتور برای حمل و نقل.
🔺فقط ادبیاتِ مشعشعش را نگاه کنید. مسئولینِ جمهوری اسلامی عملا یکسری بیمارِ جنسی هستند که هر کس حجاب را رعایت نکند و به عرفِ زنانِ دنیا لباس بپوشد، یعنی صدها میلیون زن را، دنبالِ مشتری میدانند! و به همین سادگی دهانشان را باز میکنند و چنین تهمتهای مسخرهای را میزنند. اساسا فرض کنیم تمام زنانِ دنیا که موهایشان را با حجاب و نقاب نمیپوشانند و نافشان هم بیرون است و پاچهشان هم، دنبال مشتری و جلوهگریاند، آخر به تو چه ربطی دارد؟ از کی صرفِ دنبالِ مشتری بودن جرم محسوب شدهاست و مجوزی برای اینکه افرادی را از حقوقِ قانونی و برابرشان محروم کنیم؟
🔻بطور خلاصه بگوییم:
۱. آزادی مشروط نیست: آزادی پوشش حق ذاتی فرد است، نه امتیازی که به «شئونات اسلامی» وابسته باشد.
۲. برابری قانونی: قانون باید صریحاً برابری زن و مرد را تضمین کند، نه اینکه به تفسیر دینی یا عرفی واگذار شود.
۳. پیشداوری جنسیتی: قضاوت درباره نیت زنان (مثلاً «جلوهگری») نقض آزادی و نگاه ابزاری به زنان است [اگر نگاهِ ابزاریای قابل سرزنش باشد، همین نگاه دولتیست، نه آنکه خودِ زن یا مرد، بخواهد از وجهی از وجوهِ خود برای هدفی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و... بهره ببرد].
۴. تفکیک اخلاق و قانون: نگاهِ منفیِ شخصی نباید مبنای محدودیت قانونی شود.
۵. بیطرفی دولت: دولت باید فقط امنیت عمومی را حفظ کند، نه پوشش و رفتار مردم را کنترل کند.
🔺 زنان باید بدون هیچ قید مذهبی یا فرهنگی، آزادانه گواهینامه بگیرند و موتورسواری کنند؛ حتی اگر با موی باز یا نافِ بیرونزده باشند، تا زمانی که به دیگران آسیب نمیزنند.
🔻صرفا یک نکتۀ اساسی وجود دارد:
⛑ قوانین ایمنی: در بسیاری از کشورها، قوانین مشخصی در مورد ایمنی موتورسواران وجود دارد. برای مثال، در بسیاری از ایالتهای آمریکا و کشورهای اروپایی، پوشیدن کلاه ایمنی (Helmet) یک الزام قانونی است. علاوه بر این، پوشیدن لباسهای محافظ مانند ژاکتهای مخصوص، دستکش و شلوار بلند یک توصیه اکید برای جلوگیری از آسیبدیدگی در هنگام تصادف است. از این رو، گرچه از نظر قانونی پوشیدن لباسهای کوتاه ممکن است در برخی مناطق مجاز باشد، اما به دلایل ایمنی توصیه نمیشود و در صورت آسیبدیدگی، فرد نمیتواند مسئولیت را متوجه دیگری بداند.
.
#حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 علتِ ماهگرفتی 🌒
— در کتابِ اصول کافی و از نظر امام سجاد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در کتابِ اصول کافی و از نظر امام سجاد!
🔻سندیتسنجی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 سندیتِ احادیثِ شیعه، از جمله اصول کافی؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
🔻قرآن و علم
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق»
📺 چرا اسراء و معراج یک افسانه و خرافه است؟
📺 "قرآن نمیتواند کلام انسان باشد!"
📺 اینشتین در قرآن یا قرآن در توهم؟
📺 قرآن و ادعایِ میخ بودنِ کوهها
📺 معجزهٔ عدد۱۳ در اشعار شهریار
📕معجزهٔ اثر انگشت
📕معجزهٔ کروی بودن زمین:
|بخش یکم: ربالمشرقین و المغربین
|بخش دوم: تخم شتر مرغ
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی» قرآن
📻 قرآن در محکِ تاریخ
📕ادعای وحیانیت قرآن در ترازو
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهجالبلاغه پیروز تحدیست
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
.
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 حمله اعراب به ایران؛ افسانه یا واقعیت تاریخی؟ (+)
🎙مصاحبه تلویزیونِ ایرانیانِ کانادا با #آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخِ ادیان)
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
1:06 - نقد منابع تاریخی
1:28 - شخصیتهای داستانی
2:46 - دلایل مهاجرت پارسیان
14:27 - تخریب آثار باستانی
18:50 - اسارت زنان ایرانی
24:37 - نقش شجرهنامهها در قدرت
24:46 - علت تعداد بالای سادات
54:31 - نقش ابومسلم خراسانی
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبه تلویزیونِ ایرانیانِ کانادا با #آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخِ ادیان)
🔻خلاصه:
آرمین لنگرودی روایتهای تاریخی سنتی را به چالش میکشد و با استناد به شواهد، به ارائهی دیدگاههای جایگزین میپردازند. بحث بر سر این است که بسیاری از وقایع، مانند نبردهای عظیم و شخصیتهای افسانهای، در واقعیت ممکن است بسیار متفاوت از آنچه در متون تاریخی آمده، بودهباشند. این ویدئو توضیح میدهد که وقایعی مانند مهاجرت زرتشتیان به هند، دلایل مختلفی داشته و تخریب اماکن تاریخی، نیز لزوماً کار اعراب نبوده است. همچنین به بررسی مسائلی چون به بردگی کشیده شدن زنان و ساختن شجرهنامهها برای توجیه قدرت پرداخته میشود.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
1:06 - نقد منابع تاریخی
1:28 - شخصیتهای داستانی
2:46 - دلایل مهاجرت پارسیان
14:27 - تخریب آثار باستانی
18:50 - اسارت زنان ایرانی
24:37 - نقش شجرهنامهها در قدرت
24:46 - علت تعداد بالای سادات
54:31 - نقش ابومسلم خراسانی
🔻بنائی و لنگرودی
📺 چگونه مسلمان شدیم (یکم | دوم)
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📺 معنای «تاریخ رستگاری» [قسمت اول، قسمت دوم]
📺 ادیان ایرانی
📻 ۱/۱۶) انستیتوی اناره و نقد تاریخ اسلام (محمد و قرآن)
📻 ۲/۱۶) محمد انسانی تاریخی، یا شخصیتی برساختۀ مسیحیان ایرانی؟
📻 ۳/۱۶) قرآن سندی برای اثبات وجود محمد نیست!
📻 ۴/۱۶) آیا اسلام قرآنی و اسلام تاریخی متضادند؟
📻 ۵/۱۶) مشرک، بتپرست، مسجد و کافر در اسلام
📻 ۶/۱۶) چگونه مسلمان شدیم؟
📻 ۷/۱۶) نقش عربهای ایرانی در پیدایش اسلام
📻 ۸/۱۶) فروپاشی ساسانیان و پاگرفتن حاکمیت عربها
📻 ۹/۱۶) عباسیان؛ گسست از مسیحیت و آغاز پیدایش اسلام
📻 ۱۰/۱۶) اسلام دستپخت محمد یا ایرانیان مسیحی؟
📻 ۱۱/۱۶) نقش و اهمیّتِ سکهها در تاریخپژوهی نوین اسلام
📻 ۱۲/۱۶) پنج تن آل عبا و پیش زمینههای اسطورهای آنها
📻 ۱۳/۱۶) بررسی میزان دروغ و راست شخصیتهای اسلامیِ دو سدهٔ نخست
📻 ۱۴/۱۶) دو دستگی در آل محمد و آغازِ پرستشِ علی
📻 ۱۵/۱۶) قیامت و منجی، ایدههای اسلام شیعیاند یا برگرفته از ادیان قبلی؟
📻 ۱۶/۱۶) روند شکلگیری منجی در ادیان ابراهیمی و شیعه
📻 آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
📻 عیسی مسیح
📻 پیرامون کوروش
📻 خاستگاه اسلام؛ ایران یا عربستان؟
📕فشردهای پیرامون «تاریخ رستگاری»، پیشینه و اعتبار آن
📕مفهوم “فرزند خدا” در دو فرهنگ یهودی و یونانی
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📕اسلام سیاسی؟!
📕غرب و اسلام میانه
📕تصحیحِ تفسیر غلط روشنفکرانِ دینی از «لا اکراه فیالدین»
📕در درازای شب یلدا
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک
| بخش دو
🔻۲ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ ۱: یکم، دوم| جلسه ۲: یکم، دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
🔻بازنگری تاریخ اسلام
📺 علی بن ابیطالب(عبدمناف) یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
📺 خلاصۀ کتابِ ممنوعۀ «مغاک تیرۀ تاریخ»
📻 نسبت محمدِ سیرهها و تاریخ
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
🔻محمدالمسیح
📻 قرآن: اقتباسی از متون کهن یا ترجمهای به عربی؟
📻 مقدمهای بر نُسخِ خطیِ صنعاء و اهمیت آنها (۵)
📻 مصحفهای قدیمی و قدیمیترین نسخۀ خطی قرآن (۴)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن
📻 خط عربی اولیۀ قرآن (۳)
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی (۲)
📻 منابع دستهاول قرآن (۱)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن (۲)
📻 نسخۀ خطی پاریس و قرآن اولیه - قرآن در مکه نازل نشده- (۱)
🔻یوسف تیکطاک
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
📻 قرآن در مکه نازل نشده
📻 پژوهشی در «خط عربی اولیۀ قرآن»
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📺 آیا پیامبر اسلام وجود تاریخی داشته| محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی | اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
.➖➖➖
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_ادیان#تاریخ_اسلام #قادسیه #تاریخ_ایران
🌾 @Naqdagin
حمله اعراب به ایران افسانه یا واقعیت
@Naqdagin
🎧 حمله اعراب به ایران؛ افسانه یا واقعیت تاریخی؟ (+)
🎙مصاحبه تلویزیونِ ایرانیانِ کانادا با #آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخِ ادیان)
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
1:06 - نقد منابع تاریخی
1:28 - شخصیتهای داستانی
2:46 - دلایل مهاجرت پارسیان
14:27 - تخریب آثار باستانی
18:50 - اسارت زنان ایرانی
24:37 - نقش شجرهنامهها در قدرت
24:46 - علت تعداد بالای سادات
54:31 - نقش ابومسلم خراسانی
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبه تلویزیونِ ایرانیانِ کانادا با #آرمین_لنگرودی (پژوهشگر تاریخِ ادیان)
🔻خلاصه:
آرمین لنگرودی روایتهای تاریخی سنتی را به چالش میکشد و با استناد به شواهد، به ارائهی دیدگاههای جایگزین میپردازند. بحث بر سر این است که بسیاری از وقایع، مانند نبردهای عظیم و شخصیتهای افسانهای، در واقعیت ممکن است بسیار متفاوت از آنچه در متون تاریخی آمده، بودهباشند. این ویدئو توضیح میدهد که وقایعی مانند مهاجرت زرتشتیان به هند، دلایل مختلفی داشته و تخریب اماکن تاریخی، نیز لزوماً کار اعراب نبوده است. همچنین به بررسی مسائلی چون به بردگی کشیده شدن زنان و ساختن شجرهنامهها برای توجیه قدرت پرداخته میشود.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
1:06 - نقد منابع تاریخی
1:28 - شخصیتهای داستانی
2:46 - دلایل مهاجرت پارسیان
14:27 - تخریب آثار باستانی
18:50 - اسارت زنان ایرانی
24:37 - نقش شجرهنامهها در قدرت
24:46 - علت تعداد بالای سادات
54:31 - نقش ابومسلم خراسانی
🔻بنائی و لنگرودی
📺 چگونه مسلمان شدیم (یکم | دوم)
📓ارتداد در مسیحیت آغازین و نقش آن در پیدایش اسلام
📺 معنای «تاریخ رستگاری» [قسمت اول، قسمت دوم]
📺 ادیان ایرانی
📻 ۱/۱۶) انستیتوی اناره و نقد تاریخ اسلام (محمد و قرآن)
📻 ۲/۱۶) محمد انسانی تاریخی، یا شخصیتی برساختۀ مسیحیان ایرانی؟
📻 ۳/۱۶) قرآن سندی برای اثبات وجود محمد نیست!
📻 ۴/۱۶) آیا اسلام قرآنی و اسلام تاریخی متضادند؟
📻 ۵/۱۶) مشرک، بتپرست، مسجد و کافر در اسلام
📻 ۶/۱۶) چگونه مسلمان شدیم؟
📻 ۷/۱۶) نقش عربهای ایرانی در پیدایش اسلام
📻 ۸/۱۶) فروپاشی ساسانیان و پاگرفتن حاکمیت عربها
📻 ۹/۱۶) عباسیان؛ گسست از مسیحیت و آغاز پیدایش اسلام
📻 ۱۰/۱۶) اسلام دستپخت محمد یا ایرانیان مسیحی؟
📻 ۱۱/۱۶) نقش و اهمیّتِ سکهها در تاریخپژوهی نوین اسلام
📻 ۱۲/۱۶) پنج تن آل عبا و پیش زمینههای اسطورهای آنها
📻 ۱۳/۱۶) بررسی میزان دروغ و راست شخصیتهای اسلامیِ دو سدهٔ نخست
📻 ۱۴/۱۶) دو دستگی در آل محمد و آغازِ پرستشِ علی
📻 ۱۵/۱۶) قیامت و منجی، ایدههای اسلام شیعیاند یا برگرفته از ادیان قبلی؟
📻 ۱۶/۱۶) روند شکلگیری منجی در ادیان ابراهیمی و شیعه
📻 آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
📻 عیسی مسیح
📻 پیرامون کوروش
📻 خاستگاه اسلام؛ ایران یا عربستان؟
📕فشردهای پیرامون «تاریخ رستگاری»، پیشینه و اعتبار آن
📕مفهوم “فرزند خدا” در دو فرهنگ یهودی و یونانی
📕پاولس و پیدایش مسیحیت رومی
📕اسلام سیاسی؟!
📕غرب و اسلام میانه
📕تصحیحِ تفسیر غلط روشنفکرانِ دینی از «لا اکراه فیالدین»
📕در درازای شب یلدا
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک
| بخش دو
🔻۲ مصاحبۀ نقدآگین با دکتر بنائی
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ ۱: یکم، دوم| جلسه ۲: یکم، دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
🔻بازنگری تاریخ اسلام
📺 علی بن ابیطالب(عبدمناف) یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
📓مغاك تيرۀ تاريخ
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحیانیت قرآن
📺 خلاصۀ کتابِ ممنوعۀ «مغاک تیرۀ تاریخ»
📻 نسبت محمدِ سیرهها و تاریخ
📻 آیا پیامبر اسلام وجود داشتهاست؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📻 علی انسانی تاریخی یا برساخته؟
(قسمت یکم - قسمت دوم)
🔻محمدالمسیح
📻 قرآن: اقتباسی از متون کهن یا ترجمهای به عربی؟
📻 مقدمهای بر نُسخِ خطیِ صنعاء و اهمیت آنها (۵)
📻 مصحفهای قدیمی و قدیمیترین نسخۀ خطی قرآن (۴)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن
📻 خط عربی اولیۀ قرآن (۳)
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی (۲)
📻 منابع دستهاول قرآن (۱)
📻 تاریخچه و تطور خط قرآن (۲)
📻 نسخۀ خطی پاریس و قرآن اولیه - قرآن در مکه نازل نشده- (۱)
🔻یوسف تیکطاک
📻 یهودیان ناصری، مولفانِ قرآنِ اولیه
📻 هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
📻 قرآن در مکه نازل نشده
📻 پژوهشی در «خط عربی اولیۀ قرآن»
📻 جغرافیای متن قرآن و خط حجازی
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📺 آیا پیامبر اسلام وجود تاریخی داشته| محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی | اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
.➖➖➖
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_ادیان#تاریخ_اسلام #قادسیه #تاریخ_ایران
🌾 @Naqdagin