This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 اوایل که دکان رائفیپور درحال رونقگیری بود، یکی از بستگان با ارجاع به سخنان این بشکۀ خرافات و اباطیل، بر این حرف پا میفشرد که حسب پیشگوییِ این استاد مسلم فراماسونری و جنشناسی(!)، بهزودی و تا ۵ سال دیگر، مردی چشمآبی در اردن ظهور میکند و این امر، سبب جنگهایی در خاورمیانه میشود و مقدمۀ ظهور امام زمان ۱۲۰۰ ساله خواهد شد.
🍂 راهی برای اثبات بطلان خزعبلات ذهن دینخوی او در کار نبود. فقط میتوانستم با این موجود خرافاتی شرط ببندم تا زمان موعود را انتظار بکشیم. بعدِ ۵ سال، موضوع شرطبندی را در یک مهمانی با حضور برخی از حضار آن مجلس دوباره طرح کردم، اما او با کاسهکلکبازی به چاخان متوسل شد و خود را به فراموشی زد!
🍂 راهی برای اثبات خریت این رائفیپور مسیحیان نیز در کار نیست، جز صبر و انتظار برای ابطال گندهگوییها! وعدهای که در عین حال، ما را به یاد پیشگوییهای سید کاظم میاندازد که «ای امت شیعه! هر چه زودتر توبه کنید؛ چراکه بزودی دریچههای توبه به درگاه الهی بسته میشود و دیگر فرصتی برای نجات نیست!». شگفتا که چندین سید کاظم دیگر تاکنون ظهور کردهاند و دریچههای توبه هنوز بسته نشدهاست!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 راهی برای اثبات بطلان خزعبلات ذهن دینخوی او در کار نبود. فقط میتوانستم با این موجود خرافاتی شرط ببندم تا زمان موعود را انتظار بکشیم. بعدِ ۵ سال، موضوع شرطبندی را در یک مهمانی با حضور برخی از حضار آن مجلس دوباره طرح کردم، اما او با کاسهکلکبازی به چاخان متوسل شد و خود را به فراموشی زد!
🍂 راهی برای اثبات خریت این رائفیپور مسیحیان نیز در کار نیست، جز صبر و انتظار برای ابطال گندهگوییها! وعدهای که در عین حال، ما را به یاد پیشگوییهای سید کاظم میاندازد که «ای امت شیعه! هر چه زودتر توبه کنید؛ چراکه بزودی دریچههای توبه به درگاه الهی بسته میشود و دیگر فرصتی برای نجات نیست!». شگفتا که چندین سید کاظم دیگر تاکنون ظهور کردهاند و دریچههای توبه هنوز بسته نشدهاست!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘اگر صلح نوعی جایزه بود ✍🏻 #سلمان_رشدی 🖌 #عرفان_ثابتی 🍂 در ابتدا اجازه دهید که برای شما داستانی تعریف کنم. 🍂 روزی روزگاری دو شغال به نامهای کاراتاکا («محتاط») و داماناکا («متهوّر») میزیستند. آنها در صف دومِ ملتزمینِ رکابِ شیرشاه، پینگالاکا، قرار داشتند،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🔳 #فردریش_نیچه:
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 انسانِ تراژیک نمایندۀ جهانِ دیونوسیوسی است: خدای باروری و شادی که زندگی را از بطن درد بیرون کشیدهاست. بهعبارتی دیگر، بدبینی او قویتر و سالمترش ساختهاست، به او نیروی مبارزهکردن و خطرکردن بخشیده است: «او (هنرمندِ تراژیک) به هرآنچه پرسشانگیز است و ترسناک، آری میگوید، او دیونوسیوسیست». انسان تراژیک نیک میداند که درست همین تضادهاست که آدمی را به سوی زندگی میکشد.
🍂 انسان تراژیک رنج را دلیلی بر ضدّ زندگی نمیداند، هرچه بیشتر با تنشها و دهشتهای هستی مواجه میشود، فرصتی برای نشان دادنِ چیرگی و فاعلیتِ نیروی خود مییابد؛ به تعبیر نیچه:
🍂 در برابر این «بدبینیِ نیرومندانه»، انسانِ رمانتیک (بدبینی ضعیفانه) اما، درکی از قدرتِ زایشگرِ دردها ندارد؛ در مواجهه با دردها، او ضعیف و منفعل است. انسانِ رمانتیک وجودِ درد را نشانۀ ناعادلانهبودنِ زندگی میداند (رنج وسیلۀ اتهامزدن به زندگیست)، از اینجا و اکنون فاصله میگیرد و با فرافکنیِ خیالی، یک بهشتِ دور از زمین یا عصر معصومیت در گذشتهای دور میسازد که در آن، از این زخمها و تنشها خبری نیست؛ او به دنبال یک توجیه استعلایی برای این زندگی پُر از رنج است (خدایی لازم است تا زندگی را نجات دهد)؛ او نمیتواند به «اینجا-اکنون» وفادار بماند. نتیجۀ این استعلاگرایی آن است که به نام وضعیتِ مثالی و مطلق و آرمانی و امر نامشروط، زندگی را نفی میکند. او میخواهد رنجهای تراژیک را به شیوهای غیرتراژیک حل کند، و در نهایت، او «خواستِ نیستی» را عظیمتر از خواستِ این زندگی میداند.
🍂 برای انسانِ تراژیک اما، هستی بهنحو درونماندگار و بالذات، سرشار و متکثر است و نیاز به هیچ توجیهی بیرون از خویش ندارد.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
او میخواهد موقعیتهای تراژیک زندگی را به شیوهای غیرتراژیک حل و فصل کند!
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 انسانِ تراژیک نمایندۀ جهانِ دیونوسیوسی است: خدای باروری و شادی که زندگی را از بطن درد بیرون کشیدهاست. بهعبارتی دیگر، بدبینی او قویتر و سالمترش ساختهاست، به او نیروی مبارزهکردن و خطرکردن بخشیده است: «او (هنرمندِ تراژیک) به هرآنچه پرسشانگیز است و ترسناک، آری میگوید، او دیونوسیوسیست». انسان تراژیک نیک میداند که درست همین تضادهاست که آدمی را به سوی زندگی میکشد.
🍂 انسان تراژیک رنج را دلیلی بر ضدّ زندگی نمیداند، هرچه بیشتر با تنشها و دهشتهای هستی مواجه میشود، فرصتی برای نشان دادنِ چیرگی و فاعلیتِ نیروی خود مییابد؛ به تعبیر نیچه:
چه رنجها که این قوم نبرده تا بتواند به این اندازه زیبا شود.
🍂 در برابر این «بدبینیِ نیرومندانه»، انسانِ رمانتیک (بدبینی ضعیفانه) اما، درکی از قدرتِ زایشگرِ دردها ندارد؛ در مواجهه با دردها، او ضعیف و منفعل است. انسانِ رمانتیک وجودِ درد را نشانۀ ناعادلانهبودنِ زندگی میداند (رنج وسیلۀ اتهامزدن به زندگیست)، از اینجا و اکنون فاصله میگیرد و با فرافکنیِ خیالی، یک بهشتِ دور از زمین یا عصر معصومیت در گذشتهای دور میسازد که در آن، از این زخمها و تنشها خبری نیست؛ او به دنبال یک توجیه استعلایی برای این زندگی پُر از رنج است (خدایی لازم است تا زندگی را نجات دهد)؛ او نمیتواند به «اینجا-اکنون» وفادار بماند. نتیجۀ این استعلاگرایی آن است که به نام وضعیتِ مثالی و مطلق و آرمانی و امر نامشروط، زندگی را نفی میکند. او میخواهد رنجهای تراژیک را به شیوهای غیرتراژیک حل کند، و در نهایت، او «خواستِ نیستی» را عظیمتر از خواستِ این زندگی میداند.
🍂 برای انسانِ تراژیک اما، هستی بهنحو درونماندگار و بالذات، سرشار و متکثر است و نیاز به هیچ توجیهی بیرون از خویش ندارد.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
📘سه اصل راهنما برای اندیشیدن به ظلم و نقد و اعتراض به آن [اسلایدها به ترتیب: ستم به کودکان میانمار، سودان و ایران] ✍🏻 #حسین_بیات 🍂 تاریخ بشر، تاریخ ستمگریست. در همین قرن شاید سالی نبوده که در میانمار، اتیوپی، سودان یا غزه، به کودکان و زنان و مردان ظلم نشده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘از راست افراطی تا چپ افراطی
✍🏻 #رضا_یعقوبی
🍂 در روزهای آغازین «زن، زندگی، آزادی» که شور و همبستگی بالایی در میان اقشار جامعه به وجود آمده بود، از دانشجویان گرفته تا بازاریان و اصناف معلمان و پزشکان و وکلا و...، برای نقشآفرینی پا به میدان گذاشتند، پس از مدتها پراکندگی و افتراق و جدایی، جامعه داشت خودش را پیدا میکرد و به نیروی خودش و توانایی همبستگیاش ایمان میآورد، اما هنوز خبری از جریانهای سیاسی و ایدئولوژیک نبود.
🍂 مردم در حرکتهای انسانی همدیگر را پیدا کرده بودند و فهمیده بودند که راهشان از هم جدا نیست و پیوند و با هم بودن و در راه آزادی و حقوق پشت همدیگر را گرفتن هزاران بار زیباتر از تفرقه و دشمنی و رقابتهای حقیرانه است، اما یک جریان سیاسی که پول و رسانه را در دست داشت، حرکت برای مصادرهی این همبستگی را آغاز کرد که همان راست افراطی بود.
🍂 پوپولیسم رسانهای و رهبرتراشی مصنوعی و التماس مذبوحانهی کشورهای خارجی، جای عمل شجاعانه و همبستگی و خلاقیت میدانی را گرفت و مردمی که با آن حرارت برای گرفتن حقشان در حال مبارزه بودند، تبدیل شدند به موجودات ترسویی که زیر پست این نمایندهی پارلمان و آن سفیر، در حال التماس و ضجه بودند و منتظر «اتحاد اپوزیسیون»(!) تا خون جوانان کمتر ریخته شود!!
🍂 کمی بعد معلوم شد، این شوی رسانهای آنقدر سست بوده که آن اپوزیسیون ساختگی حتی توان گفتگو با همدیگر را ندارند. ماجرا زمانی مضحکتر از این شد که ولیعهد معزول، به درگاه احزاب راست افراطی مشغول گدایی شد؛ هر چه بود این جریان راست افراطی از چشم افتاد.
🍂 همزمان با از چشم افتادن این جریان، درست در زمانی که وقت آن رسیده بود که مردم متوجه شوند باید به خودشان تکیه کنند و جز همبستگی و با هم بودن و جز قدرت جمعی خودشان پناهی و چارهای ندارند، جریان چپ افراطی از راه رسید و اکنون تا حد زیادی توانسته فضا را در دست بگیرد.
🍂 برخلاف جریان راست افراطی، چپ افراطی با جمهوری اسلامی همزاد و همجنس است و بسیاری از روشنفکران چپ رادیکال، بعد از انقلاب در مدح جمهوری اسلامی و مبارزه با غرب سرمایهداری و امپریالیست سنگ تمام گذاشتند و سنگ بنای ماجراجوییهای چند دههی بعدی را گذاشتند. حالا هم این جریان همصدا و همراه با پروپاگاندای جمهوری اسلامی مردم ایران را قربانی غربستیزی و مبارزهی توهمیاش با امپریالیسمی کرده که دیگر وجود ندارد.
🍂 اشک تمساح میریزد که انسانیتش اجازه نمیدهد کودک فلسطینی را فراموش کند اما زیرکانه پنهان میکند که در حال پیگیری ایدئولوژی نخنماشدهی پیشین است و دلش به حال فلسطین نمیسوزد. این جریان که با تمام توان جنبش حقخواهی ایرانی را قربانی جنگ فلسطین کرده که حواسش نیست ریاکاریاش برای کودک فلسطینی، آنجایی فاش میشود که هر کند-ذهنی میتواند بفهمد ملتی که نمیتواند از حق کیان پیرفلک دفاع کند، چطور میتواند با قدرتهای جهانی مبارزه کند و حق کودک فلسطینی را احیا کند؟
🍂 وانگهی، فعالان این گروه با تب و تابِ هر روزه در شبکههای مجازی فارسیزبان، چطور میخواهند بر افکار عمومی جهان تاثیر بگذارند اگر این نقاب ایدئولوژی غربستیزی نیست و صرفا بحث انسانیت است؟
🍂 این گروه چپ رادیکال، روی دیگر سکهی راست افراطی است و همانقدر که در خور بود با جریان راست افراطی مبارزه کنیم، باید با چپ رادیکال هم مبارزه کنیم. اگر از لفظ «مبارزه» استفاده میکنم، دلیل مشخصی دارد. دلیلش این است که اگر قرار باشد در آینده، هر یک از این گروهها به صورت یکجانبه صاحب قدرت شوند، شکی نیست که با یک دیکتاتوری راستگرا یا چپگرا مواجه خواهیم شد.
🍂 جریان اعتدالی غیرافراطی و دموکراسیخواه، باید با این هر دو جریان مبارزه کند تا فردا روز، در یک چارچوب کلی و دموکراتیک جریانهای چپ و راست دموکراتیک در قالب احزاب با هم رقابت کنند و همدیگر را کنترل کنند و در نتیجه هیچکدامشان تمام قدرت را تصاحب نکند. مبارزهی امروز ما با جریانهای افراطی از چپ گرفته تا راست و همچنین با اسلامگرایان، ضامن دموکراسی لیبرال فرداست که با تکثر و اصول آزادی، حداکثر امکان مشارکت و همکاری را فراهم میکند.
#چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @rezayaghoubipublic
✍🏻 #رضا_یعقوبی
🍂 در روزهای آغازین «زن، زندگی، آزادی» که شور و همبستگی بالایی در میان اقشار جامعه به وجود آمده بود، از دانشجویان گرفته تا بازاریان و اصناف معلمان و پزشکان و وکلا و...، برای نقشآفرینی پا به میدان گذاشتند، پس از مدتها پراکندگی و افتراق و جدایی، جامعه داشت خودش را پیدا میکرد و به نیروی خودش و توانایی همبستگیاش ایمان میآورد، اما هنوز خبری از جریانهای سیاسی و ایدئولوژیک نبود.
🍂 مردم در حرکتهای انسانی همدیگر را پیدا کرده بودند و فهمیده بودند که راهشان از هم جدا نیست و پیوند و با هم بودن و در راه آزادی و حقوق پشت همدیگر را گرفتن هزاران بار زیباتر از تفرقه و دشمنی و رقابتهای حقیرانه است، اما یک جریان سیاسی که پول و رسانه را در دست داشت، حرکت برای مصادرهی این همبستگی را آغاز کرد که همان راست افراطی بود.
🍂 پوپولیسم رسانهای و رهبرتراشی مصنوعی و التماس مذبوحانهی کشورهای خارجی، جای عمل شجاعانه و همبستگی و خلاقیت میدانی را گرفت و مردمی که با آن حرارت برای گرفتن حقشان در حال مبارزه بودند، تبدیل شدند به موجودات ترسویی که زیر پست این نمایندهی پارلمان و آن سفیر، در حال التماس و ضجه بودند و منتظر «اتحاد اپوزیسیون»(!) تا خون جوانان کمتر ریخته شود!!
🍂 کمی بعد معلوم شد، این شوی رسانهای آنقدر سست بوده که آن اپوزیسیون ساختگی حتی توان گفتگو با همدیگر را ندارند. ماجرا زمانی مضحکتر از این شد که ولیعهد معزول، به درگاه احزاب راست افراطی مشغول گدایی شد؛ هر چه بود این جریان راست افراطی از چشم افتاد.
🍂 همزمان با از چشم افتادن این جریان، درست در زمانی که وقت آن رسیده بود که مردم متوجه شوند باید به خودشان تکیه کنند و جز همبستگی و با هم بودن و جز قدرت جمعی خودشان پناهی و چارهای ندارند، جریان چپ افراطی از راه رسید و اکنون تا حد زیادی توانسته فضا را در دست بگیرد.
🍂 برخلاف جریان راست افراطی، چپ افراطی با جمهوری اسلامی همزاد و همجنس است و بسیاری از روشنفکران چپ رادیکال، بعد از انقلاب در مدح جمهوری اسلامی و مبارزه با غرب سرمایهداری و امپریالیست سنگ تمام گذاشتند و سنگ بنای ماجراجوییهای چند دههی بعدی را گذاشتند. حالا هم این جریان همصدا و همراه با پروپاگاندای جمهوری اسلامی مردم ایران را قربانی غربستیزی و مبارزهی توهمیاش با امپریالیسمی کرده که دیگر وجود ندارد.
🍂 اشک تمساح میریزد که انسانیتش اجازه نمیدهد کودک فلسطینی را فراموش کند اما زیرکانه پنهان میکند که در حال پیگیری ایدئولوژی نخنماشدهی پیشین است و دلش به حال فلسطین نمیسوزد. این جریان که با تمام توان جنبش حقخواهی ایرانی را قربانی جنگ فلسطین کرده که حواسش نیست ریاکاریاش برای کودک فلسطینی، آنجایی فاش میشود که هر کند-ذهنی میتواند بفهمد ملتی که نمیتواند از حق کیان پیرفلک دفاع کند، چطور میتواند با قدرتهای جهانی مبارزه کند و حق کودک فلسطینی را احیا کند؟
🍂 وانگهی، فعالان این گروه با تب و تابِ هر روزه در شبکههای مجازی فارسیزبان، چطور میخواهند بر افکار عمومی جهان تاثیر بگذارند اگر این نقاب ایدئولوژی غربستیزی نیست و صرفا بحث انسانیت است؟
🍂 این گروه چپ رادیکال، روی دیگر سکهی راست افراطی است و همانقدر که در خور بود با جریان راست افراطی مبارزه کنیم، باید با چپ رادیکال هم مبارزه کنیم. اگر از لفظ «مبارزه» استفاده میکنم، دلیل مشخصی دارد. دلیلش این است که اگر قرار باشد در آینده، هر یک از این گروهها به صورت یکجانبه صاحب قدرت شوند، شکی نیست که با یک دیکتاتوری راستگرا یا چپگرا مواجه خواهیم شد.
🍂 جریان اعتدالی غیرافراطی و دموکراسیخواه، باید با این هر دو جریان مبارزه کند تا فردا روز، در یک چارچوب کلی و دموکراتیک جریانهای چپ و راست دموکراتیک در قالب احزاب با هم رقابت کنند و همدیگر را کنترل کنند و در نتیجه هیچکدامشان تمام قدرت را تصاحب نکند. مبارزهی امروز ما با جریانهای افراطی از چپ گرفته تا راست و همچنین با اسلامگرایان، ضامن دموکراسی لیبرال فرداست که با تکثر و اصول آزادی، حداکثر امکان مشارکت و همکاری را فراهم میکند.
#چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @rezayaghoubipublic
نقدآگین
📺 زمانی که مارکسیست بودم 🎙#کریستوفر_هیچنز #نقد_چپ ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📺 چین نیازمند تنشزدایی با آمریکا — فرق یک حکومت ملی توسعهگرا با حکومتهای ایدئولوژیک، مستعمره و بازیچۀ قدرتها 🍂 این صحبتهای بن سلمان ولیعهد عربستان یا رییسجمهور کرهجنوبی یا نخست وزیر بریتانیا نیست، این صحبتهای شی چین پینگ است! رهبر مقتدر چین، دومین…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🍂 آرمانیترین انقلاب تاریخ ایران با شعارهای مستضعفمحور، ضدطبقاتی و ایدههای ضدلیبرالیستی و عدالتمحور، در عمل به طبقاتیترین شکل ممکن بدل شدهاست. وضعیتی که که در عمل، ایدئولوژی مذهبی را هم در خودش حل کردهاست. جایی که در آن، ثروتمند و قدرتمند، فارغ از ایدیولوژی یا باور سیاسی/مذهبی از امتیازها و مصونیتهایی تقریبا آهنین برخوردار است.
🍂 آنها بهترین رشتههای دانشگاهی را به خودشان اختصاص دادهاند؛ بهترین مدارس، پیشدبستانیها، بهترین ماشینها، خوشآبوهواترین مناطق و در واقع، هر چیزی که در یک نظام اقتصادی سالم باید در اختیار همه باشد. این قرارداد نانوشته، یا شاید درهمتنیدگی منافع، حتی در مسئله «حجاب» هم خودش را نشان دادهاست.
🍂 شما فیلمی از برخورد در مناطق شمالی شهر نمیبینید، از آن مراکز لوکسِ آنچنانی، کمتر ماشین لاکچری توقیف شده میبینید، اما «حجاببانها(!)» را هر روز در مترو میبینید. چه کسانی بیشتر از مترو استفاده میکنند؟ نیروهای نظامی لباسشخصی را در حال فیلمبرداری و خیلِ پژو و پراید و تاکسی توقیف شده را به وفور میبینید. جالبتر اینکه حتی تونلهای حجاببانی هم نه در ایستگاههای شمالی که در ایستگاههای متعلق به طبقات ضعیفتر ساخته میشود. چه کسانی از متروی پارکدانشجو استفاده میکنند؟
🍂 حتی این تحمیل سبک زندگی هم طبقاتی شده است، چنانچه خیلی چیزهای دیگر شده بود. چنانچه قبلتر ( تیرماه ۱۴۰۱)، تورم برای فقیرترین دهک جامعه ۶۷ درصد و برای ثروتمندترین دهک ۴۹ درصد عنوان شد. سال ۱۳۹۶ هم دفتر مطالعات وزارت رفاه نشان داد حدود ۶۳ درصد دانشجویان شهید بهشتی و ۶۱ درصد دانشجویان علامه از سه دهک پردرآمد کشور هستند.
✍🏻 #مهدی_افروزمنش
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 آنها بهترین رشتههای دانشگاهی را به خودشان اختصاص دادهاند؛ بهترین مدارس، پیشدبستانیها، بهترین ماشینها، خوشآبوهواترین مناطق و در واقع، هر چیزی که در یک نظام اقتصادی سالم باید در اختیار همه باشد. این قرارداد نانوشته، یا شاید درهمتنیدگی منافع، حتی در مسئله «حجاب» هم خودش را نشان دادهاست.
🍂 شما فیلمی از برخورد در مناطق شمالی شهر نمیبینید، از آن مراکز لوکسِ آنچنانی، کمتر ماشین لاکچری توقیف شده میبینید، اما «حجاببانها(!)» را هر روز در مترو میبینید. چه کسانی بیشتر از مترو استفاده میکنند؟ نیروهای نظامی لباسشخصی را در حال فیلمبرداری و خیلِ پژو و پراید و تاکسی توقیف شده را به وفور میبینید. جالبتر اینکه حتی تونلهای حجاببانی هم نه در ایستگاههای شمالی که در ایستگاههای متعلق به طبقات ضعیفتر ساخته میشود. چه کسانی از متروی پارکدانشجو استفاده میکنند؟
🍂 حتی این تحمیل سبک زندگی هم طبقاتی شده است، چنانچه خیلی چیزهای دیگر شده بود. چنانچه قبلتر ( تیرماه ۱۴۰۱)، تورم برای فقیرترین دهک جامعه ۶۷ درصد و برای ثروتمندترین دهک ۴۹ درصد عنوان شد. سال ۱۳۹۶ هم دفتر مطالعات وزارت رفاه نشان داد حدود ۶۳ درصد دانشجویان شهید بهشتی و ۶۱ درصد دانشجویان علامه از سه دهک پردرآمد کشور هستند.
✍🏻 #مهدی_افروزمنش
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🍂 نقاشی به من یاد داده که گاه برای پیدا کردن ایدهای مناسب، فکر کردن چارهساز نیست. بوم سفید، آنقدر دهنکجی میکند که هر جور فکری را از مغزت میتاراند، اما یکباره، بین خواب و بیداری، زمانی که انتظارش را نداری، مثل دلدردی ناگهانی، به سراغت میآید و وادارت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❓حقیقت چیست؟
🍂 عیسی گفت:
پیلاتس پرسید:
انجیل یوحنا. فصل ۱۸. عبارت ۳۸.
🍂 آیا باید باز اضافه کنم که در سرتاسر اناجیل، تنها یک شخصِ برجسته، سزاوار احترام است؟ پیلاتس، آن حاکم رومی. او هيچگاه مسئلۀ یهودیان را جدی نگرفت و نتواست به کار آنان تسلیم شود. آخر، یک یهودیِ بیشتر یا کمتر چه اهمیتی داشت؟ تحقیر محضِ یک رومی که در مقابلش به طرز بیشرمانهای از واژۀ «حقیقت» سوءاستفاده میشد، اناجیل را با تنها سخنی که ارزشمند است، غنی کرد. سخنی که نقد عهد جدید و حتی شاید نابودی آن است! او پرسید: «حقیقت چیست؟».
✍️ #فردریش_نیچه؛ مسیحاستیز (دجال)، گزینگویه ۴۶.
🖼 عیسی و پونتیوس پیلاتس
🎨 Henry Coller
#نقد_ادیان #فلسفیدن #گزیدهکتاب #نگار_نو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 عیسی گفت:
من از این رو زاده شدم و به جهان آمدم تا بر حقيقت شهادت دهم. پس تمام کسانی که حقیقت را دوست میدارند، تصدیق میکنند که آنچه من میگویم، حقیقت است.
پیلاتس پرسید:
حقیقت چیست؟!
انجیل یوحنا. فصل ۱۸. عبارت ۳۸.
🍂 آیا باید باز اضافه کنم که در سرتاسر اناجیل، تنها یک شخصِ برجسته، سزاوار احترام است؟ پیلاتس، آن حاکم رومی. او هيچگاه مسئلۀ یهودیان را جدی نگرفت و نتواست به کار آنان تسلیم شود. آخر، یک یهودیِ بیشتر یا کمتر چه اهمیتی داشت؟ تحقیر محضِ یک رومی که در مقابلش به طرز بیشرمانهای از واژۀ «حقیقت» سوءاستفاده میشد، اناجیل را با تنها سخنی که ارزشمند است، غنی کرد. سخنی که نقد عهد جدید و حتی شاید نابودی آن است! او پرسید: «حقیقت چیست؟».
✍️ #فردریش_نیچه؛ مسیحاستیز (دجال)، گزینگویه ۴۶.
🖼 عیسی و پونتیوس پیلاتس
🎨 Henry Coller
#نقد_ادیان #فلسفیدن #گزیدهکتاب #نگار_نو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 پژوهشی در قرآن (۹) 🎙دکتر #ساسان_توسلی ❓چرا طبق قرآن، بایبل عبری و بایبل مسیحی تحریف نشدهاند؟ و چرا این امر، نقیضِ صدقِ ادعایِ نبوتِ محمد است؟ | @UtopiaDialogue 🗄پست مرتبط 📕دستانِ هنوز خونین خدای ادیانِ ابراهیمی -قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید- 📕کتاب…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پژوهشی در قرآن (۱۰)
🎙دکتر #ساسان_توسلی
❓تحریف لفظی بایبل (برخلاف نصّ قرآن) از کی در جهان اسلام مطرح شد؟
🔸از رازی (الاهیدان) و غزالی تا عبدو عقیدهای بر تحریف بایبل نداشتند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #ساسان_توسلی
❓تحریف لفظی بایبل (برخلاف نصّ قرآن) از کی در جهان اسلام مطرح شد؟
🔸از رازی (الاهیدان) و غزالی تا عبدو عقیدهای بر تحریف بایبل نداشتند
🗄پست مرتبط
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📕کتاب اخلاقی؟ (پروفسور ریچارد داوکینز)
📕نشانههای وجود الله در قرآن
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
🔪 قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
📻 اسحاق و ایفیگنیا؛ تطورات دو روایت باستانی از «قربانی فرزند»
📺 نام محمد در بایبل؟ (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 طبق قرآن، بایبل عبری و بایبل مسیحی تحریف نشدهاند
.
#بازنگری #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 یوسوف #نقدخند #نقد_ادیان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ #ترجمه: عیسا خودش را فدا کرد برای خودش تا ما را از از خودش حفاظت کند؛ بهخاطر قانونی که خودش وضع کردهبود [اشاره به منعِ چیدن از میوۀ «درختِ ممنوعه» و «گناه نخستینِ» آدم و حوا که بهشکل «موروثی» بر دوش تکتک انسانها نیز قرار گرفتهاست که بنیادِ نگاه ادیان سامی به مقولۀ خلقت و تبعید انسان از بهشتِ آسمانی، به حیات دنیوی و رنجآور دنیاست؛ بخصوص «ایدۀ رستگاری» از گناهِ مسیحیت، به این آغازگاه گره خوردهاست و بدون تأکیدِ بسیار بر «گناهکاری بشریت»، نمیتوانند «تثلیث» و ضرورتِ «فدا شدن عیسی [بهمثابه فرزند خدا یا خدا در صورت انسانی]» در نقشۀ الاهی و ضرورت ایمان به مسیح (بعنوان «تنها راه نجات») را توجیه کنند].
2️⃣ بامزهتر آن است که ذهن دینخو، خرافات مذاهب دیگر را بسادگی میفهمد و به آنها بدون ترس و اضطرب میخندد و حتا از آنها جوک میسازد، اما نسبت به خرافات مشابه و گاه بدتر مذهب خودش، به کورچشمی حاد مبتلا میشود و کل عمرش را به توجیه و مالهکشی خرافات مذهب موروثیاش اختصاص میدهد و میکوشد دیگران هم خرافات او را بهمثابه حقایقِ متعالی و رهاییبخش و واقعیتِ یقینیِ هستی بپذیرند.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
2️⃣ بامزهتر آن است که ذهن دینخو، خرافات مذاهب دیگر را بسادگی میفهمد و به آنها بدون ترس و اضطرب میخندد و حتا از آنها جوک میسازد، اما نسبت به خرافات مشابه و گاه بدتر مذهب خودش، به کورچشمی حاد مبتلا میشود و کل عمرش را به توجیه و مالهکشی خرافات مذهب موروثیاش اختصاص میدهد و میکوشد دیگران هم خرافات او را بهمثابه حقایقِ متعالی و رهاییبخش و واقعیتِ یقینیِ هستی بپذیرند.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘طغیان روح: از معاشقه تا شکنجه!
✍️ #نادر_فتورهچی
🍂 در ایران روحی نا آرام سر به طغیان برداشته و در جستجوی پیکر خویش از کالبدهای گوناگونی گذر کردهاست؛ در ۷۶ به خاتمی رای داد؛ در ۸۸ میخواست رایش به موسوی را در خیابان پس بگیرد؛ در ۹۲ کوشید در آشتی با صندوق رای، به قدرت مستقر «نه» بگوید؛ در ۹۶ آخرین تتمه امیدش را به سبد رای روحانی ریخت، اما بعد فریاد زد که از اصلاحطلب و اصولگرا عبور کردهاست؛ در آبان ۹۸ آکنده از خشمْ غریو براندازی سرداد و در ۱۴۰۱ گمان کرد در حالِ انقلاب است، در حالِ تکرار ۵۷.
🍂 این روح چه میخواهد؟ از کجا آمدهاست؟ سرنوشتش چه خواهد شد؟ پیکرش را کجا خواهد یافت؟ نامش چیست؟ دشمنانش کیستند؟ دوستانش؟
🍂 یافتن پاسخ این پرسشها مستلزم به حرف آوردن تاریخ است؛ روحهای جمعی، خلقالساعه پدید نمیآیند، آنان در بطن تاریخ پرورانده میشوند، ایدۀ تجددخواهی عصر مشروطه، یکشبه به مخیله دیوانسالاران و در پی آن، برخی از منورالفکران و فقها خطور نکرد، چونانکه تجددستیزی، ناگهان در شب ۲۲ بهمن پنجاهوهفت از آسمان نازل نشد؛ طغیانِ هیچ روحی، بدون پیشزمینه نیست؛ بدون سابقه، بدون سرچشمه، بدون مقدمه، بدون پیشامدهایی که همچون لایههایی از سرگذشت در او متراکم شده باشند.
🍂 به حرف آوردن تاریخ، تلاش روح برای خودآگاه شدن است، جانکندنش برای فهمیدن خویشتن؛ روح میخواهد صدای تاریخ در گوشش بپیچد تا بتواند این حال منقلب و متلاطم را به گذشته و آینده پیوند دهد، اما تاریخ سرسخت است؛ بهآسانی لب به سخن نمیگشاید؛ آگاهی رنجآلود است، فهمیدن بها دارد؛ چند دهه طول کشید؛ دو شکست از روسیه، هزاران کشته، کل قلمروی ایران در قفقاز از دست رفت تا تاریخ کمی با ایرانیان حرف بزند، بگوید عصر مدرن فرا رسیدهاست، بگوید جهان عوض شدهاست.
🍂 ایرانیان صدای تاریخ را در طنین هولانگیز غرش توپخانۀ سنگین دشمن شنیدند؛ صدایی که بهنجوا میگفت، از شمشیرها کاری ساخته نیست؛ منتظر «عنایات پروردگار» نباشید، دلیری و رشادت، بهتنهایی جواب نمیدهد؛ باید مدرن شد؛ دولت ساخت؛ ارتش داشت؛ دیپلمات و سفیر تربیت کرد؛ علم فراگرفت؛ فنّ جنگ دانست؛ باید روابط و مناسبات جهان جدید را فهمید و به کار بست.
🍂 حرف زدن تاریخ اینگونه است؛ شیرۀ وجود یک ملت را میمکد تا فقط جهت را نشانش دهد.
🍂 آیا تاریخ، دوباره مهیای سخن گفتن با ماست؟ آیا گوشهایمان را برای شنیدن زمزمههایش تیز کردهایم؟ زبانش را بلدیم؟ میدانیم چگونه باید او را به حرف آورد؟
🍂 «ایدئولوژی» میگوید، راهِ به حرف آوردن تاریخ، معاشقه با اوست؛ این معاشقه یعنی ساده کردن «واقعیت پیچیده»؛ یعنی اگر واقعیت با آنچه در کاسۀ سر ما میگذرد، یکسان نبود، آن را با دوز و کلک، با عقاید خود یکسان جلوه داد؛ یعنی برابرکردنِ چیزهای نابرابر در ذهن، نامگذاری پدیدهها به دلخواه خود، آشتی دادن تناقضات واقعی با عشوهگریهای اخلاقی و آرمانی؛ ایدئولوژی قصد شنیدن حرف تاریخ را ندارد؛ میخواهد خودش حرف بزند و تاریخ تاییدش کند.
🍂 برخلاف ایدئولوژی، «اندیشه» زبانش دراز نیست؛ گوشهایش تیز است؛ میداند راه به حرف آوردن تاریخ معاشقه نیست، بل شکنجه است. تاریخ را باید سوالپیچ کرد؛ در منگنه گذاشت؛ تناقضاتش را هر چه بیشتر رو آورد و آنقدر زبانش را با انبُر از حلقومش بیرون کشید تا شاید، بخشی از اسرارش را برملا کند.
🍂 ایدئولوژی عقلش به چشمش است. ۷۶ داد میزد زنده باد اصلاحات؛ ۸۸ برای خیابان قصیده میسرود؛ ۹۲ ناگهان عاشق صندوق رای شد؛ ۹۶ اول تبلیغ رای دادن میکرد، بعد پشیمان شد؛ ۹۸ گفت مرده باد اصلاحات، و ۱۴۰۱ برای انقلاب هورا میکشید. ایدئولوژی فقط گوشت را میبیند، دیدنِ روح، کارِ شاقّ اندیشه است.
🍂 این متن تلاشی برای نشان دادن تمایز معاشقه از شکنجه است؛ تفاوت سرنوشتساز اندیشه با ایدئولوژی.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه
🔖 ۴۱۴۵ واژه
#فلسفیدن #آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️ #نادر_فتورهچی
🍂 در ایران روحی نا آرام سر به طغیان برداشته و در جستجوی پیکر خویش از کالبدهای گوناگونی گذر کردهاست؛ در ۷۶ به خاتمی رای داد؛ در ۸۸ میخواست رایش به موسوی را در خیابان پس بگیرد؛ در ۹۲ کوشید در آشتی با صندوق رای، به قدرت مستقر «نه» بگوید؛ در ۹۶ آخرین تتمه امیدش را به سبد رای روحانی ریخت، اما بعد فریاد زد که از اصلاحطلب و اصولگرا عبور کردهاست؛ در آبان ۹۸ آکنده از خشمْ غریو براندازی سرداد و در ۱۴۰۱ گمان کرد در حالِ انقلاب است، در حالِ تکرار ۵۷.
🍂 این روح چه میخواهد؟ از کجا آمدهاست؟ سرنوشتش چه خواهد شد؟ پیکرش را کجا خواهد یافت؟ نامش چیست؟ دشمنانش کیستند؟ دوستانش؟
🍂 یافتن پاسخ این پرسشها مستلزم به حرف آوردن تاریخ است؛ روحهای جمعی، خلقالساعه پدید نمیآیند، آنان در بطن تاریخ پرورانده میشوند، ایدۀ تجددخواهی عصر مشروطه، یکشبه به مخیله دیوانسالاران و در پی آن، برخی از منورالفکران و فقها خطور نکرد، چونانکه تجددستیزی، ناگهان در شب ۲۲ بهمن پنجاهوهفت از آسمان نازل نشد؛ طغیانِ هیچ روحی، بدون پیشزمینه نیست؛ بدون سابقه، بدون سرچشمه، بدون مقدمه، بدون پیشامدهایی که همچون لایههایی از سرگذشت در او متراکم شده باشند.
🍂 به حرف آوردن تاریخ، تلاش روح برای خودآگاه شدن است، جانکندنش برای فهمیدن خویشتن؛ روح میخواهد صدای تاریخ در گوشش بپیچد تا بتواند این حال منقلب و متلاطم را به گذشته و آینده پیوند دهد، اما تاریخ سرسخت است؛ بهآسانی لب به سخن نمیگشاید؛ آگاهی رنجآلود است، فهمیدن بها دارد؛ چند دهه طول کشید؛ دو شکست از روسیه، هزاران کشته، کل قلمروی ایران در قفقاز از دست رفت تا تاریخ کمی با ایرانیان حرف بزند، بگوید عصر مدرن فرا رسیدهاست، بگوید جهان عوض شدهاست.
🍂 ایرانیان صدای تاریخ را در طنین هولانگیز غرش توپخانۀ سنگین دشمن شنیدند؛ صدایی که بهنجوا میگفت، از شمشیرها کاری ساخته نیست؛ منتظر «عنایات پروردگار» نباشید، دلیری و رشادت، بهتنهایی جواب نمیدهد؛ باید مدرن شد؛ دولت ساخت؛ ارتش داشت؛ دیپلمات و سفیر تربیت کرد؛ علم فراگرفت؛ فنّ جنگ دانست؛ باید روابط و مناسبات جهان جدید را فهمید و به کار بست.
🍂 حرف زدن تاریخ اینگونه است؛ شیرۀ وجود یک ملت را میمکد تا فقط جهت را نشانش دهد.
🍂 آیا تاریخ، دوباره مهیای سخن گفتن با ماست؟ آیا گوشهایمان را برای شنیدن زمزمههایش تیز کردهایم؟ زبانش را بلدیم؟ میدانیم چگونه باید او را به حرف آورد؟
🍂 «ایدئولوژی» میگوید، راهِ به حرف آوردن تاریخ، معاشقه با اوست؛ این معاشقه یعنی ساده کردن «واقعیت پیچیده»؛ یعنی اگر واقعیت با آنچه در کاسۀ سر ما میگذرد، یکسان نبود، آن را با دوز و کلک، با عقاید خود یکسان جلوه داد؛ یعنی برابرکردنِ چیزهای نابرابر در ذهن، نامگذاری پدیدهها به دلخواه خود، آشتی دادن تناقضات واقعی با عشوهگریهای اخلاقی و آرمانی؛ ایدئولوژی قصد شنیدن حرف تاریخ را ندارد؛ میخواهد خودش حرف بزند و تاریخ تاییدش کند.
🍂 برخلاف ایدئولوژی، «اندیشه» زبانش دراز نیست؛ گوشهایش تیز است؛ میداند راه به حرف آوردن تاریخ معاشقه نیست، بل شکنجه است. تاریخ را باید سوالپیچ کرد؛ در منگنه گذاشت؛ تناقضاتش را هر چه بیشتر رو آورد و آنقدر زبانش را با انبُر از حلقومش بیرون کشید تا شاید، بخشی از اسرارش را برملا کند.
🍂 ایدئولوژی عقلش به چشمش است. ۷۶ داد میزد زنده باد اصلاحات؛ ۸۸ برای خیابان قصیده میسرود؛ ۹۲ ناگهان عاشق صندوق رای شد؛ ۹۶ اول تبلیغ رای دادن میکرد، بعد پشیمان شد؛ ۹۸ گفت مرده باد اصلاحات، و ۱۴۰۱ برای انقلاب هورا میکشید. ایدئولوژی فقط گوشت را میبیند، دیدنِ روح، کارِ شاقّ اندیشه است.
🍂 این متن تلاشی برای نشان دادن تمایز معاشقه از شکنجه است؛ تفاوت سرنوشتساز اندیشه با ایدئولوژی.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه
🔖 ۴۱۴۵ واژه
#فلسفیدن #آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
طغیان روح: از معاشقه تا شکنجه!
نادر فتوره چی در ایران روحی نا آرام سر به طغیان برداشته و در جستجوی پیکر خویش از کالبدهای گوناگونی گذر کردهاست؛ در ۷۶ به خاتمی رای داد؛ در ۸۸ میخواست رایش به موسوی را در خیابان پس بگیرد؛ در ۹۲ کوشید در آشتی با صندوق رای، به قدرت مستقر «نه» بگوید؛ در ۹۶…