نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗چپ‌‌ها و چپ‌سازیِ اسلام به چاهِ ویل «بنیادگرایی»

✍🏻#علیرضاموثق


➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗چپ‌‌ها و چپ‌سازیِ اسلام به چاهِ ویل «بنیادگرایی»
(۱/۲)
✍🏻#علیرضاموثق

🍂 در کتابِ «طهارتِ» روح‌الله خمینی، بخشِ «نجاسات، [مصداقِ] کافر» نوشته‌ شده‌است:
[سؤال ۸۲۸] آیا اشخاصی مثل ادیسون به بهشت (به خاطر اختراع) می روند؟‏
🔺‌‏بسمه تعالی، غیر موحد راه به بهشت ندارد.‏

[سؤال ۸۲۶]‏ هل یعتبر النصاری عیناً نجسة و کیف یمکن التعامل معهم و نحن فی بلدان الکفر‌‎ ‌‏هذه؟‏
🔺‌‏بسم الله‌ تعالی، غیر المسلم محکوم بالنجاسة.‏

[سؤال ۸۲۷] ‏خدمت برادران ارجمند، دفتر حضرت امام سلام عرض می‌کنم و امیدوارم در‌‎ ‌‏کارهایتان موفق و پیروز باشید. ‏‌‏من دانشجوی دانشگاه شیراز هستم و می خواستم از شما درباره «نجس بودن‌‎ِ ‌‏کمونیست‌ها» سؤال بکنم و این که باید از آن‌ها دوری بکنیم یا نه؟ زیرا همان‌طوری که‌‎ ‌‏شما می‌دانید، در محیط دانشگاه، دانشجویان مسلمان و کمونیست با هم درس‌‎ ‌‏می‌خوانند و از سلف‌سرویس و بوفه تعاونی و خوابگاه و بقیه وسایل دانشگاه، با هم‌‎ ‌‏استفاده می‌کنند و خود من نزدیک ۲ سال است که با یک دانشجوی کمونیست، در‌‎ ‌‏یک اتاق زندگی می‌کنم؛ البته در خوابگاه‌های دیگر هم مسلمان‌ها و کمونیست‌ها با هم‌‎ ‌‏در یک اتاق هستند. لطفاً مرا راهنمایی بکنید و همچنین ذکر کنید که تکلیف بقیۀ ‌‏دانشجویان مسلمان چه می‌شود؟ ‏
🔺‌‏بسمه‌تعالی، اگر منکر اصول دین، یا یکی از ضروریات دین باشند، نجسند.‏

[سؤال ۸۳۴]‏ ‏بسمه تعالی‏. با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی؛‌‏ آیا حکم کافر بر کمونیست‌های امروزی صدق می‌کند؟ اگر چنین است آیا عرق‌‎ ‌‏آنان که بر روی صندلی می‌ماند و پس از مدتی خشک می‌شود فرد مسلمانی را که‌‎ ‌‏روی آن می‌نشیند و عرق می‌کند نجس می‌نماید؟‏
🔺‌‏بسمه تعالی، اگر واقعاً کمونیست هستند، نجسند و عرقشان صندلی را‌‎ ‌‏نجس می‌کند.‏

🔸https://b2n.ir/989155
----------------
‏مسأله ۱۰۷- تمام بدن کافر؛ حتی مو و ناخن و رطوبت‌های او «نجس» است.‏
‌‏مسأله ۱۰۸- اگر پدر و مادر و جد بچۀ نابالغ کافر باشند، آن بچه هم «نجس» است و ‌‎اگر یکی از اینها مسلمان باشد؛ بچه پاک است.‏

🔸https://b2n.ir/962830
----------------------

🍂 واقعاً غیرطبیعی‌ست که آدم عاشق اسلام نشود(!)، از بس که عادلانه و اخلاقی و انسانی و بامحبت و با-انصاف است(!).

🍂 روشنفکرانِ ما وقتی روح‌الله‌ خمینی می‌گفت: «دموکراسی و آزادی و حقوق بشر و عدالت و جمهوری، خوب است، اما طبق اسلام»، واقعاً نباید در حد دبستان هم اسلام را می‌شناختند؟ و نتایجِ شومِ این همراهی را پیش‌بینی می‌کردند؟

🍂 علی‌الخصوص روشنفکرانِ چپ و کمونیستِ ما، چون اعضایِ حزبِ توده، چه نوابغ و پروفسورهایی بودند که با وجودِ علم بر نجس بودن‌ِ تام و تمام‌ وجودشان و حتی بچه‌های‌شان(!) نزد روح‌الله خمینی و مسلمین و بردگان ذوب در او، باز پشتِ همچنین کسی رفتند و نفهمیدند که در حال رقم زدنِ چه نکبت و حماقتِ تاریخی‌ای هستند و حتی بعد از انقلاب نیز، بیشترین همکاریِ ممکن را با چنین نظام سیاسیِ داعشی‌ای کردند. از آنها نابغه‌تر، روشنفکرانِ چپ یا حامیانِ حقوقِ همجنس‌گرایان هستند که در قلبِ غربِ امروز و با وجود اینترنت و دسترسی به منابع عقیدتی و امکان آگاهی و اِشراف به عواملِ اساسیِ شکل‌دهنده به ذهنیتِ مسلمین، علی‌الخصوص گروه‌های بنیادگرا، نیروهایی چون حماس را هم از خودشان می‌دانند و در ذیل چپ‌گراییِ مدرن تعریف می‌کنند؛ یعنی گروه‌هایی که وفق باورشان به اسلام، هیچ باور و التزامی به حقوق بشر و هیچ فهمی از زیست-جهان مدرن و عقلانیتِ خودبنیاد ندارند.

🍂 مدت‌ها برای من این سوال مطرح بوده که واقعا چه رابطه‌ای‌ست میان چپ‌زدگیِ یک فرد و زوالِ عقلانیت او، در معنایِ عقلانیتِ عرفی؛ به‌عبارت دیگر، چه می‌شود که افرادی، هر چه بیشتر کتاب می‌خوانند، کودن‌تر از مردم عوام و عامی می‌شوند؟ علی‌الظاهر، مسالۀ اصلی، غالب بودنِ ذهنیت دین‌خویانه و اسطوره‌ای و تفاسیر باینری و صفر و صدیِ ایدئولوژی‌های چپ‌‌گرا، از مسائل پیچیدۀ جامعه و جهان مدرن است، بعلاوه، گرفتاری به پدیدۀ «از بغض معاویه (در اینجا امپریالیسم آمریکا) به هر حشیشی متمسک شدن».

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗چپ‌‌ها و چپ‌سازیِ اسلام به چاهِ ویل «بنیادگرایی»
(۲/۲)
✍🏻#علیرضاموثق

🍂 فی‌الواقع، نزد بخشِ قابل توجهی از چپ‌ها، سرمایه‌داریِ غرب و امپریالیسم آمریکا، بالاترین شر و «شیطان بزرگ» است و با هر فرد و جریان، ولو از «فاشیست‌ترین و زن‌ستیزترین و مرتجع‌ترین‌»ها، باید متحد شد، تا با کمک آن، اگر شده حتی فقط خراشی به گونۀ آن «شیطان بزرگ» انداخت، و جالب اینجاست که همین ذهینتِ بیمارِ چپ‌زده بود که در زبان روح‌الله خمینی نیز وارد شد و «شیطان بزرگ» را، نه شوروی کمونیست/روسیه، با آن همه خسارات و جنایات غیرقابل احصا که در یک دو قرن اخیر، به بشریت، و علی‌الخصوص ایرانیان، و آزادیِ مذهبیِ متدینین، وارد کرده‌بود، بلکه آمریکای لیبرال و مسیحی دانست، و حتی تسخیر متوحشانۀ سفارت آمریکا را نیز در همین جو غالبِ بیمار و چپ‌زده، «انقلاب دوم» نامید؛ اقدامی که علاوه بر تسهیلِ جنگ ۸ ساله، برای نیم‌قرن، سقوطِ ایران به قعرِ لجنزار فقر و فحشا و فساد و تحریم و بی‌اعتباری و انزوای حداکثری و وابستگیِ خفت‌بار به روسیه و چین کمونیست و قرار گرفتن در صدر آمارِ صدور مفتِ نخبگان (به غرب) در جهان را تضمین کرد.

🍂 اگر به جریان سنتی حاکم بر حوزه‌ها، از صفویه تا امروز، و حتی در طی همین یک سدۀ اخیر، منصفانه نظر بیاندازیم، فی‌المجموع، آخوندها بضاعتِ بوجود آوردنِ این حد از تخریب و ویران‌گریِ حرث و نسل را نداشتند؛ چرا که به جز خرافات و اباطیلِ تاریخیِ اسلام و تشیع، به توهماتِ حاصل از ایدئولوژیک‌اندیشیِ سوژۀ مدرن مبتلا نبودند و خود را محورِ جهان و یگانه مسئولِ نجاتِ مستضعفین و پیشبردِ مبارزۀ تمدنی با غربِ سرمایه‌داری و امپریالیسم و کلیت جهان مدرن، نمی‌دیدند.

🍂 آخوندهای شیعه، بنا بر باورِ غالبِ تاریخی‌شان به ضرورتِ انتظار و تقیه در عصر غیبت، برخلاف شیعیانِ زیدی، اکثرا مشیِ محافظه‌کارانه‌ای داشتند و اهل تقیه بودند و بنا به سمتِ وزش بادِ قدرت مسلطِ هر زمان، جهت و رنگ عوض می‌کردند و خود را همراه آن نشان می‌دادند، تا به امور یومیۀ عبادی خود و شیعیانِ مقلدِ پردازندۀ خمس‌ و زکاتِ امام غایب، رسیدگی کنند.

🍂 باری! این ویروس چپ‌‌گرایی بود که چنان فضای ایران را مسموم کرد که حتی مغزِ فسیل و کپک‌زدۀ این انگل‌های جامعه که اقتصاد را مال خر می‌دانستند نیز، دچارِ حرص و طمعی نامعقول و نامعمول (بنا بر جریانِ غالب فکریِ تاریخِ شیعه و حوزه‌ها) به قدرت کرد و سرنوشت‌‌شان را به چنان وضع رقت‌باری کشاند که حال می‌بینیم، بخش قابل توجهی از مردم، با تماشای صحنه‌ای از آخوندکشی در یک سریالِ ساختِ حکومت آخوندی-اسلامی، چنین دچار حسّ شعف و شادی و هیجان می‌شوند که در آرزوی رسیدنِ چنان موقعیتی، در آیندۀ نه‌چندان دور، لحظه‌شماری می‌کنند.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی #حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘روشنفکری پرسه‌زن در سپهرهای گوناگون اندیشه و خیال
— درباره‌ی #داریوش_مهرجویی

✍🏻 #البرز_زاهدی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @faramooshnameh
📘روشنفکری پرسه‌زن در سپهرهای گوناگون اندیشه و خیال
— درباره‌ی داریوش مهرجویی
(۱/۲)
✍🏻 #البرز_زاهدی

🍂 دکتر سید جواد طباطبایی در یکی از یادداشت‌هایش در واپسین روزهای حیات خویش، از نسلی گفت که «بدن‌هایشان درون جهان نو پرورش یافته بود و ذهن‌هایشان سودای جهان کهنه داشت»؛ داریوش مهرجویی از این نسل بود، با روحی بی‌تاب و پرسش‌گر، با طبعی غرق‌شده در صحرای تخیل و بازیگوشی و کلبی‌مسلکی پنهان‌مانده در جدیت دغدغه‌هایش.

🍂 مهرجویی برای من، نمادی از روشنفکری پرسه‌زن در سپهرهای گوناگون اندیشه و خیال بود و در عین حال، بی‌قراری و اضطرابی اگزیستنس، مانع از این می‌شد که بتواند بیرون از تاریخی که بر او و اطرافش می‌گذرد واکنشی نشان دهد.

🍂 من مهرجوییِ پیش از انقلاب را هرگز دوست نداشته‌ام. بدبینانه اگر بگویم، او را اشراف‌زاده‌ای می‌دانم بی‌التفات به تاریخ و واقعیتِ اطراف خویش، که با وجود مهاجرت به آمریکا، ذهنیتی اروپایی را از دل دهۀ پرالتهاب شصت، به ایران آورده‌است.

🍂 از گاو تا پُستچی، از آقای هالو تا دایره مینا، مهرجویی در تقلای اصالتی بومی فیلم می‌سازد و جهانی که در آن زیست می‌کند را خالی از اصالت و واقعیت می‌داند. در «دایرۀ مینا» البته پایش به زمین می‌رسد و به مردمانی نزدیک می‌شود از طبقه محروم و «پرولتاریا»ی استثمارشده که «خونشان را در شیشه می‌کنند». جلوه شخصیت‌های دیگر فیلم که از طبقه متوسط و گره‌خورده به زیست‌جهان مدرن ایرانی هستند، در قالبی یک‌دست و ساده‌شده، نمایانگر دوز وکلک، خشونت و معناباختگی، بی‌اخلاقی و سودجویی است.

🍂 او در «گاو» نگران مشهدی‌حسن و گاو شدن انسان‌ها زیر سلطه سرمایه‌داری و مناسبات شهری است. نگران این که مبادا زیست شهری و مدرن، مشهدی‌حسن را با هویتش که خویشاوندِ خیش و گاوآهن و گاو است، بیگانه کند. آن‌چه در اروپایی که ۵ قرن پیش، این دوره تاریخی را پشت سر گذاشته و در فضای پساجنگ جهانی در اروپا و سلطه پوزیتیوسم، دغدغۀ روشنفکران شده را بی‌هیج تعمق و تفکر (به‌مثابه از آن خود کردن معنای تجربه زیسته)، او و دیگرانی چون او، به سان یک شابلون، بر قوارۀ جامعه ایران می‌بندند.

🍂 او نگران استثمار «پستچی» و فتح ذهن و پیام اوست. نگران از میان رفتن پیغامِ پر رمز و رازِ جهان کهن به مهاجران شهرهاست. ذره‌بین‌-به‌دست، حاشیه‌های شهر و جهان نو را می‌پاید و «مستضعفانی که خونشان در شیشه شده» را در دایرۀ مینا بر پرده می‌برد، اما من اینجا مکثی دارم و می‌خواهم یک مهرجویی دیگر را از درون مهرجویی پیشین بیرون بکشم.

🍂 مهرجویی اول را اگر مهرجویی آلوده به ایده‌های «غلامحسین ساعدی» بدانیم،‌ در تمامی همین آثار نیز، لحظه‌هایی ناب از نگاه شوخ و شنگ او به زندگی و زمانه و انسان یافت می‌شود. طنزی ناب و «آری‌گویانه» به زندگی در مواجهۀ «آقای هالو» با آدم‌های فضای شهری و در سوء تفاهمات میان شخصیت‌ها پنهان است، که عمیقا مدرن و در آثار سینماگران ایرانی، کم‌یاب است. عنصر سوء تفاهم و ناکارآمدی زبان، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مسائل زیست شهری، یکی از دغدغه‌های همیشگی هنرمندان جهان معاصر است.

🍂 آن چیز دیگر که از ابتدا تا تجربه «اجاره‌نشین‌ها» (که آخرین تجربه مهرجویی ساعدی‌زده است) در آثار مهرجویی به‌چشم می‌خورد، جلوه‌هایی از «ایرانیت» جاری در زیست جمعی ماست. نوعی رندی، بازیگوشی، شیرینی و پذیرش زندگی، که به گمان من، این ویژگی با همسایگان عرب و مسلمان ما کنتراستی معنادار دارد. سفره‌های پهن‌شده و مملو از غذاهای ایرانی و لحظه نشستن همۀ آدم‌های جهان فیلم‌هایش پای یک سفره، که با تنوع غذایی گسترده این تمدن، آذین شده‌است، در بسیاری از آثار مهرجویی نمایان است.

🍂 اما محبوب‌ترین «مهرجویی» من، مهرجویی «میهمان مامان» است و علاقۀ من به این نمود و جهان، نه از سر تایید آن خوش‌باشیِ نهایی پایان فیلم است، که گویی انعکاسِ متافیزیک روشنفکری خسته و وادادۀ دهه هشتاد است که پیِ صلح با این‌همه رنج و فقر و عذاب برآمده است. این هم‌دلی و همراستایی، درواقع همراه شدن با جهانی‌ست از آدم‌هایی واقعی، در شهری واقعی با تاریخی واقعی و سنتی که دستِ غیر، آن را از ریخت نینداخته است. «میهمان مامان» نمایش سویه‌ای از جهان مهرجویی است که در تمامی آثار قبلی، جسته‌گریخته مجالِ بروز آن را در استعلایی‌ترین دغدغه‌های خویش، گاه‌گاه فراهم کرده بود. روایت ما در یک «اکنون» و چیستی ما برابر ثانیه‌ها و دقایق حیات روزمره‌مان، نتیجه‌اش واقعی‌ترین تصویر از انسان ایرانی است که معاصر فیلم‌ساز در ابتدای دهۀ هشتاد است.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘روشنفکری پرسه‌زن در سپهرهای گوناگون اندیشه و خیال
— درباره‌ی داریوش مهرجویی
(۲/۲)
✍🏻 #البرز_زاهدی

🍂 ایرانی‌ترین تصویر و مادی‌ترین تصویر از هستی تاریخی یک «ملت» و قابل‌ جمع‌ترین سینمای آن، در همین ضیافت ملی، در «میهمان مامان» بروز می‌یابد. دوران فقر و تنگ‌دستی‌ست و برای اندوه و غم، مجال بسیار است. ایرانیان این بار، نه در تضادی افزون‌شونده، بلکه در وحدتی که از طریق ایثار و تکیه‌ به داشته‌های جمعیِ لبریز از حیات و سرزندگی‌شان برمی‌آید، دور یکدیگر جمع شده‌اند تا فکری به حال میهمانی سرزده بکنند؛ چراکه بنا به سنتی دیرین، میهمان‌نوازی از عهد هرودوت تا امروز، در قالب یک آیین، بخشی از هویت ما را شکل بخشیده‌است.

🍂 همه‌ی اعضای این خانه، دوست‌داشتنی‌اند. آن‌چه تک‌تک این آدم‌ها را که وقتی از دور نگاه کنیم، ممکن است از هم‌خانگی با ایشان، دچار خشم و سرخوردگی شویم، زیبا و خواستنی می‌کند، یک چیز است و آن چیز مهم، یک «آری‌گویی» بزرگ به زندگی است. ما بخشی از خویشیم و این خویشتن جمعی، در رنگ‌ها، مزه‌ها، خنده‌ها و آوازهای ماست که تحقق می‌یابد. این مادیت ماست که به ما زیبایی‌ بخشیده و حافظ ما در طول تاریخی بوده که در آن مدام، در معرض هجوم زمخت و زشت، خشن و خونین عصبیت‌های قبیله‌ای و ایلیاتی بوده‌ایم.

🍂 ترشی‌های خوشمزه آن پیرزن، بشکن‌ و شانه‌ تکان دادن «مرد کلبی‌مسلک» خانه و آن سفره که او برای همکارانش پهن می‌کند و محتوای آن، حذف به قرینۀ تجربی زیستی ما در دورانی شده که ایرانیت ما، تداوم ِبودن ما را ممکن کرده‌است.

🍂 «میهمان مامان» سفره‌ای را پهن می‌کند که عشق، در اوج فقر و اعتیاد، ترانه، در هجوم سکوت، و صداهای خراشنده،‌ همسایگی در اوج بیگانگیِ تحمیل‌شده و تضادهای تحریک‌شده، ما را از نیازهای دائمی زندگی سیراب نگه می‌دارد.

🍂 مهرجویی «میهمان مامان» دوست‌داشتنی‌ترین مهرجویی تمام سال‌های فیلمسازی‌اش است. این تصویر و این خانه، هرگز همسایه و میهمان و عضوی ندارد که برای پول، برای هر چیز لعنتی دیگری، کاردی تیز بر رگ‌های گلوی همسایه و میهمان و عضوی دیگر از خانۀ باصفا و سنتی و تاریخی‌مان بگذارد. در روزی که «مامان» نگران جیب خالی «بابا» است، در روز اشک‌ها و دردهای اهل خانه، آن‌چه سکانس نهایی فیلم را رقم می‌زند، آن داشتۀ مشترکی است که در دل زندگی روزمره و جمعی‌مان، همیشه منجی ما بوده است: سنت «آری‌گویی به زندگی» ایرانی در سخت‌ترین گذرگاه‌های تاریخ.


#نقد_فیلم #نقد_روشنفکران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📺 لیونل مسی و خیزِ سعودی‌ها برای توسعه

✍🏻
#مسعود_باب‌الحوائجی

🍂 دیدم خیلی‌ها از ویدئوی تبلیغاتی عربستان سعودی با لیونل مسی نوشتند، گفتم از منظری دیگر، به تابوهای پارادوکسیکالی در نگاه شیوخ سعودی اشاره‌ای کنم و بعد، به سروقت این کلیپ برویم که موضوعش فرارَوی از کلیشه‌هاست.

🍂 معروف است از شیخ‌عبدالرحمن‌بن‌سعدی از مفسران و دانشمندان حنبلی نیمه‌ی نخست قرن بیستم در عنیزه، کسی به هنگام درسش پرسید: «اگر کسی به خواستگاری دختر من بیاید و نامزد او تقاضا کند که دخترم را بی‌حجاب ببیند، آیا می‌توانم به او چنین رخصتی دهم؟». شیخ گفت: «در حضور یک محرم بی‌إشکال است؛ حتا ممدوح است؛ چون امر سنت است و ذهن دختر و پسر هم بدان آرام گیرد».

🍂 گویند در مجلس، شخصی به‌نام «شیخ‌علی‌زاملی» بود؛ استادِ قواعد نحو و گرامر عربی که مرجعِ شیخ بود، اما نابینا. از سر مزاحی که با شیخ سعدی داشت، به شیخ رو کرد و گفت: «ما نابینایان چه؟! ما که زیبایی و زشتی دختر را نمی‌بینیم، می‌توانیم او را لمس کنیم؟».

🍂 همه‌ی حاضران از جمله شیخ خندیدند و تغافل کردند و مزاحش پنداشتند، اما در این پرسش، یک تابوی ظریف و پارادوکسیکالِ جنسی نهفته است؛ چیزی که فقیهان به‌روی خویش نمی‌آورند تا مبادا به چالش پاسخگویی آن بلغزند.

🍂 جامعه‌ی سعودی با چنین شیوخ و دغدغه‌ها و عقیده‌های پارادوکسیکالی، در این کلیپ تبلیغاتی، مهاجمی چون لیونل مسی را می‌آورد و جلوی او، چندین دیوار و سد نشان می‌دهد که بر روی یکی نوشته «عربستان صرفاً یک صحرا و بیابانی برهوت است»، در سد بعدی نوشته «کشوری دچار بن‌بست فرهنگی‌ست».

🍂 سازنده‌ی ویدئو، درهم‌شکستن همه‌ی این انگاره‌ها و پیش‌فرض‌های «ضد توسعه» را به یک شوت توپ مسی حواله داده که دیوار کلیشه‌های غلط فرو می‌ریزد و صحنه‌هایی از توسعه‌ی سعودی به نمایش درمی‌آید، اما دیواره و کلیشه‌ای صعب‌العبور‌تر را که انگاره‌های جنسی و جنسیتی است را، نه لیونل مسی، بلکه دخترکی سعودی با ضربه به توپ می‌شکند: دیواری که نوشته «دختران نمی‌توانند»، باید با شوت دخترکی این سد فرو بریزد و می‌ریزد و از پس آن، زنان و دختران بی‌حجاب در استادیوم‌های سوپرمدرن عربستان، با فریاد شادیِ ناشی از گل، بر صفحۀ نمایشگر ظاهر می‌شوند و فرارَوی از کلیشه‌ها و انگاره‌ها، اینگونه نمادین و با پیام‌هایی واضح و شفاف، به‌تصویر کشیده می‌شود.


🗄پست مرتبط
📺 "زایش‌گاهِ اسلام" پیچید، اما "حکومتِ آخوندی-اسلامی" نپیچید!

#زنان #سیاست

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولایت فقیه، یعنی فردی از میان این منگ‌های بنگیِ #اهل_غلو (شدیدترین نوع خرافه‌باوری و بی‌خردی)، توهمِ زبانِ خدا بودن و ولی ۸۰ میلیون انسان (بمثابه صغیر و نابالغ و یتیم) بودن را بکند؛ چون می‌داند بطور طبیعی و در کشوری نرمال، حتی مدیریتِ نظافت یک پارک را نیز به چنین اشخاصی نمی‌دهند.

اگر عربستان و دیگر دول منطقه، در حال حرکتند، اما حکومت آخوندی هنوز بند نگه داشتن حجاب با نمایش انواع داعشی‌گری‌ست، به همین وجه برمی‌گردد. حجمِ حیرت‌آور خرافاتی که آخوند شیعه حمل می‌کند، مغز او را در مقابلِ درکِ ضرورت تغییرات جهان مدرن، بسی مقاوم‌تر می‌کند. یک مفتی سعودی هم خرافات خاص اسلام را حمل می‌کند، اما نمی‌ترسد از اینکه بگوید جشن میلاد پیامبر خرافه و بدعت است؛ امامت بمثابه حق انحصاری حکومت و بشکل پادشاهیِ موروثی، خرافه است؛ امامتِ جنی ۱۲۰۰سال مخفی و نیابتش خرافه است؛ عصمت پیامبر و فرزندانش خرافه است؛ شفاعت مردگان، خرافه و احیای شرک جاهلیت است.

مشخص نیست ما ایرانیان، چرا و برای کدام مقاصد، خلاف نیایش کوروش، این حجم از خرافات و اباطیل را به ریش اسلام بستیم، اما در عمل مشخص شده که «نجاتی در دروغ نیست».

#نقدخند
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 جشن سده

🍂 جشن سَده یک جشن ایرانی‌ست که در آغاز شامگاه دهم بهمن ماه برگزار می‌شود و در تقویم زرتشتیان این روز را «آبان روز» نامیده‌اند. این جشن همیشه به شکل دسته‌جمعی و با برپایی یک آتش بزرگ برگزار می‌شود؛ همۀ مردم در جمع‌آوری هیزم با یکدیگر مشارکت می‌‌کنند و بدین ترتیب، جشن سده، جشن همکاری و همبستگی مردم است.

🔻این ویدیو توسط تیم ایران اینفویدیو ساخته شده‌ و از فیلم‌های زیر در آن استفاده شده‌است:
🔹مستند «جشن سده»، منوچهر عسگری نسب، مصاحبه با ابراهیم پور داوود (ابراهیم پورداوود (زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۲۶۴، رشت – مرگ ۲۶ آبان ۱۳۴۷، تهران) ایران‌شناس معاصر، نخستین اوستاشناس و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران
🔹پیدایش آتش (هوشنگ شاه)، نصرت کریمی

00:29 فیلم جشن سده
01:30 نظر ابوریحان بیرونی
01:46 فیلم جشن سده
02:20 نوروزنامه
03:18 ترانه جشن سده

#ایران #در_چنین_روزی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 جشن سده چیست؟ (+)

🍂 روشن کردن آتش و پایکوبی در کنار آن،‌ برای ایرانیان امروز، یادآور جشن چهارشنبه‌سوری‌ست؛ مراسمی که بعد از غروب آخرین سه‌شنبه سال آغاز می‌شود و نمادی‌ست از آماده‌شدن ایرانیان برای جشن سال نو، اما ایرانیان باستان، برای هزاران سال، جشنی به‌مراتب باشکوه‌تر از چهارشنبه‌سوری امروزین داشتند، به نام جشن سده که در غروب روز دهم بهمن برگزار می‌شد.


#ایران
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدا در فرهنگ ایران
@Naqdagin
🎧خدا در فرهنگ ایران
— ۳۰ چهرۀ خدا؛ دربارۀ مفهوم خدا در فرهنگ و اساطیر #ایران و ویژگی خدایان کهن ما

🎙 گفتگوی #شهرام_مهرافروز و سیما همراهی


#اسطوره‌شناسی #فلسفیدن #هستی‌کاوی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin