Telegram
نقدآگین
📗سوژۀ نمایشیِ پوچ با فیگور منتقد یا پدیدۀ یوسف اباذری؟
(۱/۲)
1️⃣ #علی_طایفی (جامعهشناس)
🔷 ناسازه مفهومی در تحلیل
🍂 تحویلگرایی در تحلیل وقایع در کلام اباذری رویکرد جدیدی نیست. او در اینجا در مکتب فرانکفورتی غرق شده و در گذشتۀ این نظریه درجا میزند. او از چند زاویه دستخوش تقلیلگراییست:
🔸هویت متکثر جنبش مهسا را در مطالبۀ خواستههای ملی، سیاسی، طبقاتی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی را نادیده میگیرد.
🔸فمینیسم را نمیخواهد بفهمد که چه بسا با منافع شخص او و مردتباری رسوبیافته در اندیشۀ وی در تناقض است.
🔸لمپنیزم را در ابعاد سیاسی و در درون حکومت را مورد توجه قرار نمیدهد؛ خاصه آنکه در صدد حمایت از یک کاندیدا و یک گرایش سیاسی در ساختار قدرت برمیآید.
🔸از هدونیزم و زیباییشناسی، تحلیل درستی بهدست نمیدهد که لذتجویی در سنت نظری خود، با لاابالیگری مورد نظر او، دو پهنۀ متفاوت است.
🔸حتی نئولیبرالیزم مورد شکایت او نیز در ایران، چهرۀ مخدوشی دارد.
🔺اباذری در یک تشتت فکری ناسازه با تحولات نوین کشور، در تقلاست و بیدلیل نیست وقتی در تحلیلِ واقعیت های پیرامون خود، در تطبیق با نظریههای همسوی خویش با مشکل روبرو میشود، چنین برآشفته میگردد.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بیایید فرض بگیریم تمامِ زرهایی که اباذری میزند، صحیح و منطبق با واقع است (درحالیکه دکتر طایفی با دقت، خطاهای جدیِ موجود در سخنان او را بیان کردهاست). سؤال اینجاست که آیا اباذری اینقدر احمق است که میخواهد با تکرارِ مکررِ موعظههای چپی-آخوندیِ کسلکنندۀ خود، سوژۀ جهانی یا سوژۀ غالب در جامعۀ ایران را عوض کند و مثل دیگر اساتید متوهمِ حکومت آخوندی-اسلامی به جهان پیرامونِ خود مینگرد و دنبالِ تولید انسانِ کامل و علوم انسانیِ مطابقِ ایدئولوژی خود است؟ انسانی که که از وضعیت گناهآلود موجود تمدنِ غربی به وضعیتِ رستگاری و معنویت مطلوبِ ایدئولوژی برسد؟
🍂 آیا زنان و دختران سیستانی و شهرهای مرزی یا زنان و دختران مناطقِ پایینشهرِ شهرهای مرکزی، با کارهای جهادی-نمایشیِ بچهبسیجیها مشکلاتشان حل میشود؟ آیا با تکیه بر حکومت آخوندی-مافیاییِ که برای منفعتِ قلیلی کاسب تحریم یا تحت تاثیر یکمشت توهماتِ و شعارهای چپزده، نیمقرن کشور را در حالت ایزولۀ انزوا نگه داشته و هر دولتی که آمده، بر آمار فقر و گرسنگی و تورم و بیکاری و بیارزشتر شدنِ ریال افزوده، مسالهای حل میشود؟ آیا با مسخره کردنِ مطالباتِ اولیۀ زنان چون حق رفتن به ورزشگاه، درحالیکه در کشورهای مسلمان (غیر از افغانستانِ طالبانزده، از عربستان تا قطر و ترکیه و مالزی و...) نیز چنین مسائلی حل شده، جز همدستی با حکومت آخوندی-اسلامی بعنوانِ ارتجاعیترین و زنستیزترین و پوچگراترین سوژهها، چه سودی نصیب اباذری میشود؟ چه چیز بیشتر از حقوق ماهیانۀ استادی از دانشگاهِ درپیتِ حکومت اسلامی او را چنین منگ کردهاست؟ آیا با تقلید از شریعتی و بازتولید ادبیاتِ ضدتوسعه و خوراک فکری دادن به یکسری داعشی، صنعتِ منهدمشدۀ توریسم در ایران احیا میشود که از قِبَلَش میتوان چند برابر بودجۀ نفت و گاز، جذب سرمایه، و بالتبع تولیدِ اشتغال کرد؟ یا اباذری نیز مثل علی مطهریِ مفلوک، دچار سندرومِ آلت بیقرار است که این بدیهیات را نمیفهمد و پشتِ تصویری کاریکاتوری از زنان سیستان (که آنها نیز طعم همین دست سرکوبهای جنسیتی را میچشند) پنهان میشود تا زنستیزیاش را پنهان کند و در سرکوب بخش مدرن جامعه و زنان که در توسعه نقش بسزایی دارند، سهیم شود؟ با فرمانِ چپزدۀ این نوابیغ پنجاهوهفتی، میتوان مطالبۀ «اینترنتِ پرسرعتِ آزاد و رفعِ فیلتر از شبکههای اجتماعی» را نیز بهسخره کشید و گفت «شما بیدردهای نئولیبرال، «کودکانِ کار» در خیابانها را نمیبینید؟». این حد از حماقت و رذالت در مغلطهفروشی اگر در هر عضوِ آکادمی کشوری نرمال جلوه میکرد، بهسرعتِ نور از دانشگاه اخراج میشد تا دانشگاه را به این سطح از فرومایگی و ابتذال نکشاند.
🍂 جهالتی که در این ویدیو از اباذری دیدم، غیرقابل تصور است؛ چرا که استادِ جامعهشناسِ حکومت آخوندی، حتی موضوعِ رقصدوستی جامعۀ گرفتار حکومتِ روضهخوانان و مداحانِ پرستندۀ «گریه و عزا و ماتم» که از رقص و آلات موسیقی نیز امری تابو و حرام و گناهآلود ساختهاند، درست مشابه مغز معیوبِ آخوندها، در ذیلِ لذتپرستیِ کور میفهمد، نه در ذیلِ ارادۀ معطوف به زندگی و حتی عرفِ تاریخی-فرهنگی ایرانیان که همیشه مایل به احیایِ شادی و امید، در تاریکترین و صعبترین وضعیتهای خود بودهاند.
🍂 حتی یک دانشجویِ ترم اول جامعهشناسی، میفهمد که در مواجهه با این پدیدۀ مبتذلِ فاخرنما، صرفا با یک پخمۀ عشقِ خطابه و رتوریک و مخالفخوانی طرفیم، نه فردی فرهیخته و اهل استدلال و طرح سخنانِ وزینِ منسجم و مستند به آمار و ارقام.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
1️⃣ #علی_طایفی (جامعهشناس)
🔷 ناسازه مفهومی در تحلیل
🍂 تحویلگرایی در تحلیل وقایع در کلام اباذری رویکرد جدیدی نیست. او در اینجا در مکتب فرانکفورتی غرق شده و در گذشتۀ این نظریه درجا میزند. او از چند زاویه دستخوش تقلیلگراییست:
🔸هویت متکثر جنبش مهسا را در مطالبۀ خواستههای ملی، سیاسی، طبقاتی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی را نادیده میگیرد.
🔸فمینیسم را نمیخواهد بفهمد که چه بسا با منافع شخص او و مردتباری رسوبیافته در اندیشۀ وی در تناقض است.
🔸لمپنیزم را در ابعاد سیاسی و در درون حکومت را مورد توجه قرار نمیدهد؛ خاصه آنکه در صدد حمایت از یک کاندیدا و یک گرایش سیاسی در ساختار قدرت برمیآید.
🔸از هدونیزم و زیباییشناسی، تحلیل درستی بهدست نمیدهد که لذتجویی در سنت نظری خود، با لاابالیگری مورد نظر او، دو پهنۀ متفاوت است.
🔸حتی نئولیبرالیزم مورد شکایت او نیز در ایران، چهرۀ مخدوشی دارد.
🔺اباذری در یک تشتت فکری ناسازه با تحولات نوین کشور، در تقلاست و بیدلیل نیست وقتی در تحلیلِ واقعیت های پیرامون خود، در تطبیق با نظریههای همسوی خویش با مشکل روبرو میشود، چنین برآشفته میگردد.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 بیایید فرض بگیریم تمامِ زرهایی که اباذری میزند، صحیح و منطبق با واقع است (درحالیکه دکتر طایفی با دقت، خطاهای جدیِ موجود در سخنان او را بیان کردهاست). سؤال اینجاست که آیا اباذری اینقدر احمق است که میخواهد با تکرارِ مکررِ موعظههای چپی-آخوندیِ کسلکنندۀ خود، سوژۀ جهانی یا سوژۀ غالب در جامعۀ ایران را عوض کند و مثل دیگر اساتید متوهمِ حکومت آخوندی-اسلامی به جهان پیرامونِ خود مینگرد و دنبالِ تولید انسانِ کامل و علوم انسانیِ مطابقِ ایدئولوژی خود است؟ انسانی که که از وضعیت گناهآلود موجود تمدنِ غربی به وضعیتِ رستگاری و معنویت مطلوبِ ایدئولوژی برسد؟
🍂 آیا زنان و دختران سیستانی و شهرهای مرزی یا زنان و دختران مناطقِ پایینشهرِ شهرهای مرکزی، با کارهای جهادی-نمایشیِ بچهبسیجیها مشکلاتشان حل میشود؟ آیا با تکیه بر حکومت آخوندی-مافیاییِ که برای منفعتِ قلیلی کاسب تحریم یا تحت تاثیر یکمشت توهماتِ و شعارهای چپزده، نیمقرن کشور را در حالت ایزولۀ انزوا نگه داشته و هر دولتی که آمده، بر آمار فقر و گرسنگی و تورم و بیکاری و بیارزشتر شدنِ ریال افزوده، مسالهای حل میشود؟ آیا با مسخره کردنِ مطالباتِ اولیۀ زنان چون حق رفتن به ورزشگاه، درحالیکه در کشورهای مسلمان (غیر از افغانستانِ طالبانزده، از عربستان تا قطر و ترکیه و مالزی و...) نیز چنین مسائلی حل شده، جز همدستی با حکومت آخوندی-اسلامی بعنوانِ ارتجاعیترین و زنستیزترین و پوچگراترین سوژهها، چه سودی نصیب اباذری میشود؟ چه چیز بیشتر از حقوق ماهیانۀ استادی از دانشگاهِ درپیتِ حکومت اسلامی او را چنین منگ کردهاست؟ آیا با تقلید از شریعتی و بازتولید ادبیاتِ ضدتوسعه و خوراک فکری دادن به یکسری داعشی، صنعتِ منهدمشدۀ توریسم در ایران احیا میشود که از قِبَلَش میتوان چند برابر بودجۀ نفت و گاز، جذب سرمایه، و بالتبع تولیدِ اشتغال کرد؟ یا اباذری نیز مثل علی مطهریِ مفلوک، دچار سندرومِ آلت بیقرار است که این بدیهیات را نمیفهمد و پشتِ تصویری کاریکاتوری از زنان سیستان (که آنها نیز طعم همین دست سرکوبهای جنسیتی را میچشند) پنهان میشود تا زنستیزیاش را پنهان کند و در سرکوب بخش مدرن جامعه و زنان که در توسعه نقش بسزایی دارند، سهیم شود؟ با فرمانِ چپزدۀ این نوابیغ پنجاهوهفتی، میتوان مطالبۀ «اینترنتِ پرسرعتِ آزاد و رفعِ فیلتر از شبکههای اجتماعی» را نیز بهسخره کشید و گفت «شما بیدردهای نئولیبرال، «کودکانِ کار» در خیابانها را نمیبینید؟». این حد از حماقت و رذالت در مغلطهفروشی اگر در هر عضوِ آکادمی کشوری نرمال جلوه میکرد، بهسرعتِ نور از دانشگاه اخراج میشد تا دانشگاه را به این سطح از فرومایگی و ابتذال نکشاند.
🍂 جهالتی که در این ویدیو از اباذری دیدم، غیرقابل تصور است؛ چرا که استادِ جامعهشناسِ حکومت آخوندی، حتی موضوعِ رقصدوستی جامعۀ گرفتار حکومتِ روضهخوانان و مداحانِ پرستندۀ «گریه و عزا و ماتم» که از رقص و آلات موسیقی نیز امری تابو و حرام و گناهآلود ساختهاند، درست مشابه مغز معیوبِ آخوندها، در ذیلِ لذتپرستیِ کور میفهمد، نه در ذیلِ ارادۀ معطوف به زندگی و حتی عرفِ تاریخی-فرهنگی ایرانیان که همیشه مایل به احیایِ شادی و امید، در تاریکترین و صعبترین وضعیتهای خود بودهاند.
🍂 حتی یک دانشجویِ ترم اول جامعهشناسی، میفهمد که در مواجهه با این پدیدۀ مبتذلِ فاخرنما، صرفا با یک پخمۀ عشقِ خطابه و رتوریک و مخالفخوانی طرفیم، نه فردی فرهیخته و اهل استدلال و طرح سخنانِ وزینِ منسجم و مستند به آمار و ارقام.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗سوژۀ نمایشیِ پوچ با فیگور منتقد یا پدیدۀ یوسف اباذری؟
(۲/۲)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 آیا سن ازدواج و میزانِ روابط آزاد، بهخاطر افزایش(!) رفاهِ عمومی، افزایش یافته، یا بهخاطر سقوط آزاد اقتصادیِ حاصل از «اقتصاد دولتی و حکمرانی ایدئولوژیکِ چپزده» و چندین سال پیاپی تورم و نرخ بیکاری دو رقمی؟
🍂 طبق کدام آمار معتبر، آزادی فروش و مصرف مشروب استاندارد در ایران وجود دارد؟ یا افراد ثروتمند در جامعه، افزایش قابل توجهی پیدا کردهاند؟ چرا اساسا چپها میل دارند که از ثروتمندان جامعه یک تیپ واحد، آن هم با چهرهای تماماً اهریمنی و خودخواه بسازند و مالاً منجر به فرارِ اندک سرمایههای باقیمانده در ایران بشوند؟ با کوبیدنِ ثروتمندان و نئولیبرالیسم و پناه بردن به حکومت اسلامی و اقتصاد دستوری، قرار است کرۀشمالی اسلامی بسازید؟
🍂 آدرس غلط دادن و چپزدگی یعنی اینکه نگویی چرا مثل وحوشِ طالبان، جلوی فروش و عرضۀ مشروب استاندارد و مصرف آن در مکانهای مخصوص را گرفتهاید و عامل کوری و مرگ روزانۀ بسیاری از مستضعفین، بهخاطر عدم دسترسی به مشروب استاندارد شدهاید و همچنین عامل افزودهشدن تصاعدی میل به مصرف مشروب، با منع غیرعقلانی آن و ویرانسازی اقتصاد گشتهاید؛ این ممنوعیت مشروب، حتی فریاد سفیر روسیه را هم بعنوان مانعِ ورود توریستهای روس درآورد. یک جامعهشناس، باید عوامل میل افزونتر از متوسط جهانی به روابط آزاد یا مشروبات الکی را با آمارها و نظریات تحلیل کند، نه اینکه با یک واژۀ معجزهگر مندرآوردیِ «سوژۀ نئولیبرال»، بخواهد همۀ امور پیچیده و ذوابعاد جامعه را تبیین کند.
🍂 اباذری که حتی شرافت و شجاعت و شعور آخوند اکبرنژاد در نقد مبانی اصلی انحطاط نظام آخوندی-اسلامی و خمینی و رهبر کنونی را ندارد، اگر واژۀ بیربط «نئولیبرال» را از دستش بگیرند، واقعا چیزی برای عرضه به مخاطبش خواهد داشت؟ مخاطبانی که در ظاهر دانشگاهیاند و دانشجو، اما همیشه پای سخنان او مثل یکسری عوام پامنبری، ساکتاند و جسارت و جرأت و بضاعت طرح نقدی اساسی به سخنان مغشوشِ این فرد عصبیِ خودشیفتۀ ترجمهاندیش را ندارند. حتی آخوند حسن آقامیری نیز در نمایشِ یک «فیگور منتقد»، شعورِ بیشتری بهخرج میدهد و «آدرس غلط دادنهایش» رکوردِ کمتری میزند! واقعا مایۀ ننگِ چپهاست که تهیبودگی و نمایشیبودن سخنگویانشان از آخوندها نیز وخیمتر است.
🍂 بابک مینا (چپِ سابق) (اینجا)، نکتۀ قابل توجهی را طرح میکند:
🔺و میدانیم که «لیبرال» فحشی بود که چپها حتی در دهان آخوندها گذاشتند و تا همین اواخر، از فحشهای رکیکِ رایج حکومت آخوندی و عقبهاش بود که بگویند «فلانی لیبرال است»؛ چیزی معادلِ «غربزدۀ آمریکاییِ خودفروختۀ بیغیرتِ بیناموس». این دقیقا همان منطقیست که بر مغزِ زنگزدۀ امثالِ اباذری و علیزاده و... حاکم است. مغزهایی که بنا بر ایدئولوژی، بهشکلی بیمارگون آدرس غلط میدهند و به عوامل دستهچندم و بیربط، و البته مهمتر از همه: «بیخطر»، میپردازند: دولت هاشمی و روحانی، سوژۀ نئولیبرال، آزادی حجاب، طبقۀ مرفه، مرتضی پاشایی، موسیقی پاپ و امثالهم.
🍂 پرسش اینجاست که شما چپها، تا چند دهۀ دیگر میخواهید با این واژگان، آدرس غلط بدهید و سر کارمان بگذارید و تئاتری از منتقد بودن اجرا کنید؟ تا کی میخواهید درحالیکه هر سال، با مداخلاتِ افسارگسیختۀ حکومت رانتی-نفتی و اقتصادِ دستوری، سفره و آزادیهای اولیۀ اکثریتِ مردم محدودتر میشود، خودِ مردم را (آن هم در وجهِ مقاوم و معترضشان، متاثر از فرهنگِ تاریخی یا جهانی، و نه سنتهای داعشیِ مشابهِ حکومت آخوندی) که چندان منطبق بر استانداردهای فرهنگیِ سوژۀ چپِ غربستیزِ و چگورایی نیستند، مقصر جلوه دهید؟ چه زمانی از مسابقۀ وقاحت با آخوندها دست میکشید و شرم میکنید؟ بسیاری از فلاکتهای تاریخی ما، از جمله دشمنی با غرب و آمریکا و فتحالفتوحِ سفارت آمریکا و تحریمهای فلجکننده و انزوای ایران، دستپخت مستقیم همین شما چپهای بیسوادِ پر ادعا بودهاست؛ از مجاهدین خلق بگیر تا یوسف اباذریها.
🍂 شما چپهای مفلوک تا کی قرار است نظامِ سلطنتی سابق را سرنگون کنید و چنین حقیرانه از احتمالِ اندکِ بازگشتِ آن هم رعشه بر بدنتان بیافتد و بهخاطر توهمات بیمارگونتان، به سر و صورتِ مردم چنگ بیاندازید و از مواجهه با محصول مشعشعِ نبوغتان و پذیرش مسئولیت گندی که زدید، طفره بروید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 آیا سن ازدواج و میزانِ روابط آزاد، بهخاطر افزایش(!) رفاهِ عمومی، افزایش یافته، یا بهخاطر سقوط آزاد اقتصادیِ حاصل از «اقتصاد دولتی و حکمرانی ایدئولوژیکِ چپزده» و چندین سال پیاپی تورم و نرخ بیکاری دو رقمی؟
🍂 طبق کدام آمار معتبر، آزادی فروش و مصرف مشروب استاندارد در ایران وجود دارد؟ یا افراد ثروتمند در جامعه، افزایش قابل توجهی پیدا کردهاند؟ چرا اساسا چپها میل دارند که از ثروتمندان جامعه یک تیپ واحد، آن هم با چهرهای تماماً اهریمنی و خودخواه بسازند و مالاً منجر به فرارِ اندک سرمایههای باقیمانده در ایران بشوند؟ با کوبیدنِ ثروتمندان و نئولیبرالیسم و پناه بردن به حکومت اسلامی و اقتصاد دستوری، قرار است کرۀشمالی اسلامی بسازید؟
🍂 آدرس غلط دادن و چپزدگی یعنی اینکه نگویی چرا مثل وحوشِ طالبان، جلوی فروش و عرضۀ مشروب استاندارد و مصرف آن در مکانهای مخصوص را گرفتهاید و عامل کوری و مرگ روزانۀ بسیاری از مستضعفین، بهخاطر عدم دسترسی به مشروب استاندارد شدهاید و همچنین عامل افزودهشدن تصاعدی میل به مصرف مشروب، با منع غیرعقلانی آن و ویرانسازی اقتصاد گشتهاید؛ این ممنوعیت مشروب، حتی فریاد سفیر روسیه را هم بعنوان مانعِ ورود توریستهای روس درآورد. یک جامعهشناس، باید عوامل میل افزونتر از متوسط جهانی به روابط آزاد یا مشروبات الکی را با آمارها و نظریات تحلیل کند، نه اینکه با یک واژۀ معجزهگر مندرآوردیِ «سوژۀ نئولیبرال»، بخواهد همۀ امور پیچیده و ذوابعاد جامعه را تبیین کند.
🍂 اباذری که حتی شرافت و شجاعت و شعور آخوند اکبرنژاد در نقد مبانی اصلی انحطاط نظام آخوندی-اسلامی و خمینی و رهبر کنونی را ندارد، اگر واژۀ بیربط «نئولیبرال» را از دستش بگیرند، واقعا چیزی برای عرضه به مخاطبش خواهد داشت؟ مخاطبانی که در ظاهر دانشگاهیاند و دانشجو، اما همیشه پای سخنان او مثل یکسری عوام پامنبری، ساکتاند و جسارت و جرأت و بضاعت طرح نقدی اساسی به سخنان مغشوشِ این فرد عصبیِ خودشیفتۀ ترجمهاندیش را ندارند. حتی آخوند حسن آقامیری نیز در نمایشِ یک «فیگور منتقد»، شعورِ بیشتری بهخرج میدهد و «آدرس غلط دادنهایش» رکوردِ کمتری میزند! واقعا مایۀ ننگِ چپهاست که تهیبودگی و نمایشیبودن سخنگویانشان از آخوندها نیز وخیمتر است.
🍂 بابک مینا (چپِ سابق) (اینجا)، نکتۀ قابل توجهی را طرح میکند:
چپها در اول انقلاب، بحثهای عجیبی میکردند؛ نظیر اینکه «آقای خمینی به خوردهبورژوازی متعلق است و بازرگان به بورژوازی؛ پس دشمن اصلی ما که بورژوازیست، بازرگان است و باید به او حمله کنیم». یک کوری و گیجیِ عجیبی داشتند در دو-سه سال اول، که ریشه در مبانی تئوریکشان داشت. همهچیز را از دید اقتصاد و طبقه میدیدند و به دلیل همین ایدئولوژیزدگی که نمیتوانستند واقعیت موجود را تحلیل کنند، شکست خوردند.
🔺و میدانیم که «لیبرال» فحشی بود که چپها حتی در دهان آخوندها گذاشتند و تا همین اواخر، از فحشهای رکیکِ رایج حکومت آخوندی و عقبهاش بود که بگویند «فلانی لیبرال است»؛ چیزی معادلِ «غربزدۀ آمریکاییِ خودفروختۀ بیغیرتِ بیناموس». این دقیقا همان منطقیست که بر مغزِ زنگزدۀ امثالِ اباذری و علیزاده و... حاکم است. مغزهایی که بنا بر ایدئولوژی، بهشکلی بیمارگون آدرس غلط میدهند و به عوامل دستهچندم و بیربط، و البته مهمتر از همه: «بیخطر»، میپردازند: دولت هاشمی و روحانی، سوژۀ نئولیبرال، آزادی حجاب، طبقۀ مرفه، مرتضی پاشایی، موسیقی پاپ و امثالهم.
🍂 پرسش اینجاست که شما چپها، تا چند دهۀ دیگر میخواهید با این واژگان، آدرس غلط بدهید و سر کارمان بگذارید و تئاتری از منتقد بودن اجرا کنید؟ تا کی میخواهید درحالیکه هر سال، با مداخلاتِ افسارگسیختۀ حکومت رانتی-نفتی و اقتصادِ دستوری، سفره و آزادیهای اولیۀ اکثریتِ مردم محدودتر میشود، خودِ مردم را (آن هم در وجهِ مقاوم و معترضشان، متاثر از فرهنگِ تاریخی یا جهانی، و نه سنتهای داعشیِ مشابهِ حکومت آخوندی) که چندان منطبق بر استانداردهای فرهنگیِ سوژۀ چپِ غربستیزِ و چگورایی نیستند، مقصر جلوه دهید؟ چه زمانی از مسابقۀ وقاحت با آخوندها دست میکشید و شرم میکنید؟ بسیاری از فلاکتهای تاریخی ما، از جمله دشمنی با غرب و آمریکا و فتحالفتوحِ سفارت آمریکا و تحریمهای فلجکننده و انزوای ایران، دستپخت مستقیم همین شما چپهای بیسوادِ پر ادعا بودهاست؛ از مجاهدین خلق بگیر تا یوسف اباذریها.
🍂 شما چپهای مفلوک تا کی قرار است نظامِ سلطنتی سابق را سرنگون کنید و چنین حقیرانه از احتمالِ اندکِ بازگشتِ آن هم رعشه بر بدنتان بیافتد و بهخاطر توهمات بیمارگونتان، به سر و صورتِ مردم چنگ بیاندازید و از مواجهه با محصول مشعشعِ نبوغتان و پذیرش مسئولیت گندی که زدید، طفره بروید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
انتصابات ولی فقیه
@Naqdagin
🎧 انتصابات ولی فقیه
— انتخابات بهمثابه «مانور وحشت»
🎙مصاحبۀ تلویزیون پارس با دکتر #محسن_بنائی
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— انتخابات بهمثابه «مانور وحشت»
🎙مصاحبۀ تلویزیون پارس با دکتر #محسن_بنائی
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دموکراسی؛ عزل، تفرقه، روشنگری
✍🏻#رضا_زمان
الف. کارل پوپر، فیلسوفِ لیبرالدموکرات، تحلیل و تعریفی برای دموکراسی داشت که بهسان متر و معیاری برای کاربستِ سیاستِ دموکراتیک همچنان کارگر است.
🍂 بنابر تعریف و تحلیلِ پوپری، دموکراسی توانِ عزلِ مسالمتآمیز و دموکراتیکِ حکومت (صاحبان قدرت، هیئتِ حاکمه) است، بدون نیاز به انقلاب و خشونت. بر این اساس، دموکراسی در برابر دیکتاتوری، مبتنی بر حقِّ صلحآمیز است. پس، انتخاباتِ دموکراتیک نه نصبِ جدید که «عزلِ قدیم» است؛ مردم در یک انتخاباتِ آزاد، با انتخابِ خود، کسی یا کسانی، حزبی یا احزابی را از قدرت عزل میکنند و کنار میزنند.
🍂 از این حیث، حقیقتِ انتخابات «عزل» است نه نصب. اینگونه است که دموکراسی از دیکتاتوری احتراز میکند و از انقلاب و خشونت میگریزد. بدون توانِ عزل، یعنی امکانِ کنار گذاشتنِ حاکمان، انتخاباتْ معنای خود را میبازد و بیمبنا و بیمدلول میشود. انتخاباتِ غیردموکراتیک، یعنی بدون حقّ عزل، یک نمایشِ سیاسی برای سرگرمی حکام و فریبِ خلق است.
ب. حسین بشریّه، متفکر و اندیشمندِ سیاسی، از تئوریسینهای دموکراسیِ لیبرال در ایران بود. بنابر شرح و استدلالِ بشریّه، یکی از مبناهای دموکراسی «تفرقهاندازی در حکومت» است.
🍂 در واقع، یک مبنای دموکراسی این است که مردم، با انتخابِ نمایندگان خود، در حاکمیتِ سیاسی اختلاف بیندازند. دموکراسی، دستکم یک مبنایش، پرهیز از یکدستی و یکنواختی حاکمیت است. پس تفرقه بینداز و حکومت کن! و ابزار ضروری برای این تفرقهاندازی، انتخابات است.
🍂 بر این اساس، انتخاباتِ دموکراتیک انتخاباتیست که توانِ تفرقه انداختن در حکومت را داشته باشد و اینگونه بر رفتار و سیاستِ حاکمان نظارت کند و امکانِ تمرکزِ قدرت را از دولت بگیرد. بدون این امکان و توان، انتخابات بیمعناست.
پ.ن: نصر حامد ابوزید، روشنفکر و نواندیش دینی مصر، با شکوه از جوامع و مللِ اسلامی و عرب معتقد بود پوستهی مدرنیته را بر تن کردیم، اما از روح اصلی آن که روشنگری است، غافل ماندهایم.
🍂 ابوزید معتقد بود روشنگری، که طرحی برای استقلال فکر از قدرت بود، هیچگاه در ملل اسلامی نرویید. به باور ابوزید، امتیاز روشنگری در مهارِ قدرت در غرب بود؛ ابتدا با استقلال تفکر و بعد با استقلالِ نهادها.
🍂 آنچه در پیِ روشنگری غرب آمد، تقسیم و توزیعِ قوا بود که به دموکراسی رسید، اما آنچه در ملل اسلامی و عرب پیش آمد، فربهتر شدن قدرتِ سیاسی و سلطهی سیاسی بر مردمان بود. این است که این جوامع انتخابات هم داشته باشند، از آنجا که هنوز با روح روشنگری بیگانه اند، به دموکراسی دست نمییابند.
#فلسفیدن #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻#رضا_زمان
الف. کارل پوپر، فیلسوفِ لیبرالدموکرات، تحلیل و تعریفی برای دموکراسی داشت که بهسان متر و معیاری برای کاربستِ سیاستِ دموکراتیک همچنان کارگر است.
🍂 بنابر تعریف و تحلیلِ پوپری، دموکراسی توانِ عزلِ مسالمتآمیز و دموکراتیکِ حکومت (صاحبان قدرت، هیئتِ حاکمه) است، بدون نیاز به انقلاب و خشونت. بر این اساس، دموکراسی در برابر دیکتاتوری، مبتنی بر حقِّ صلحآمیز است. پس، انتخاباتِ دموکراتیک نه نصبِ جدید که «عزلِ قدیم» است؛ مردم در یک انتخاباتِ آزاد، با انتخابِ خود، کسی یا کسانی، حزبی یا احزابی را از قدرت عزل میکنند و کنار میزنند.
🍂 از این حیث، حقیقتِ انتخابات «عزل» است نه نصب. اینگونه است که دموکراسی از دیکتاتوری احتراز میکند و از انقلاب و خشونت میگریزد. بدون توانِ عزل، یعنی امکانِ کنار گذاشتنِ حاکمان، انتخاباتْ معنای خود را میبازد و بیمبنا و بیمدلول میشود. انتخاباتِ غیردموکراتیک، یعنی بدون حقّ عزل، یک نمایشِ سیاسی برای سرگرمی حکام و فریبِ خلق است.
ب. حسین بشریّه، متفکر و اندیشمندِ سیاسی، از تئوریسینهای دموکراسیِ لیبرال در ایران بود. بنابر شرح و استدلالِ بشریّه، یکی از مبناهای دموکراسی «تفرقهاندازی در حکومت» است.
🍂 در واقع، یک مبنای دموکراسی این است که مردم، با انتخابِ نمایندگان خود، در حاکمیتِ سیاسی اختلاف بیندازند. دموکراسی، دستکم یک مبنایش، پرهیز از یکدستی و یکنواختی حاکمیت است. پس تفرقه بینداز و حکومت کن! و ابزار ضروری برای این تفرقهاندازی، انتخابات است.
🍂 بر این اساس، انتخاباتِ دموکراتیک انتخاباتیست که توانِ تفرقه انداختن در حکومت را داشته باشد و اینگونه بر رفتار و سیاستِ حاکمان نظارت کند و امکانِ تمرکزِ قدرت را از دولت بگیرد. بدون این امکان و توان، انتخابات بیمعناست.
پ.ن: نصر حامد ابوزید، روشنفکر و نواندیش دینی مصر، با شکوه از جوامع و مللِ اسلامی و عرب معتقد بود پوستهی مدرنیته را بر تن کردیم، اما از روح اصلی آن که روشنگری است، غافل ماندهایم.
🍂 ابوزید معتقد بود روشنگری، که طرحی برای استقلال فکر از قدرت بود، هیچگاه در ملل اسلامی نرویید. به باور ابوزید، امتیاز روشنگری در مهارِ قدرت در غرب بود؛ ابتدا با استقلال تفکر و بعد با استقلالِ نهادها.
🍂 آنچه در پیِ روشنگری غرب آمد، تقسیم و توزیعِ قوا بود که به دموکراسی رسید، اما آنچه در ملل اسلامی و عرب پیش آمد، فربهتر شدن قدرتِ سیاسی و سلطهی سیاسی بر مردمان بود. این است که این جوامع انتخابات هم داشته باشند، از آنجا که هنوز با روح روشنگری بیگانه اند، به دموکراسی دست نمییابند.
#فلسفیدن #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘اقتصاد ایران و نئولیبرالیسم؟!
✍🏻 #بیژن_اشتری
🍂 این روزها در مباحث سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، کلمۀ "نئولیبرال" تبدیل به یک ناسزا شدهاست. متفکران چپگرا اصرار دارند اقتصاد ایران نئولیبرالیستیست و از نظرشان نئولیبرالیسم تجسم شرارت در جهان معاصر است.
🍂 در این مختصر، فقط به این اشاره میکنم که اندیشه نئولیبرالیستی در اواخر دهۀ چهل از سوی اندیشمندانی مثل میزس، هایک، پوپر و فریدمن در مقابله با کمونیسم مطرح شد.
🍂 تاکید آنها بر «آزادیهای مدنی، فردگرایی، جامعۀ باز و دولت کوچک» بود؛ دقیقا همان خصوصیاتی که «جامعۀ کمونیستی» فاقدشان بود. در دهههای گذشته، بسیاری از کشورهای جهان، اتفاقا با اجرای سیاستهای نئولیبرالیستی توانستهاند از فقر نجات یابند؛ نمونهاش هند یا حتی چین.
🍂 با این حال، اجرای این سیاستها عوارضی هم داشته؛ مثل افزایش نابرابریها، تخریب محیط زیست و غیره؛ اما اگر خوبیها و بدیهای نئولیبرالیسم را بسنجید، بهنظرم کفۀ اولی سنگینتر است.
🍂 اما در ایران، چپها مدعیاند اقتصاد ایران نئولیبرال است. این یعنی اینکه در ایران امروز، خصوصیات زیر در اقتصاد حاکم است: سرمایهداری رقابتی، حقوق مالکیت خصوصی قدرتمند، بازار آزاد، دولت کوچک و بخش خصوصی قوی. حالا انصافا کدامیک از این خصوصیات در اقتصاد ایران دیده میشود؟۸۵ درصد اقتصاد ایران دست حکومت است. حکومت نهتنها کوچک نیست، که یک دیوانسالاری عظیم است. حقوق مالکیت خصوصی هم اصولا در ایران به رسمیت شناخته نمیشود. اصلا ما با یک بحران امنیت حقوق مالکیت روبرو هستیم و در دهههای گذشته، شاهد یک روند قهقرایی وحشتناک در زمینۀ حقوق مالکیت بودهایم.
🍂 پژوهشها نشان میدهد اقتصاد ایران مبتنی بر سه دوره مصادره ثروتهای بخش خصوصیست. آمار امسال شاخص آزادی اقتصادی را ببینید (اسلاید دوم) ایران جزو هشت کشور آخر جهاناست. بازار آزاد در ایران عملا وجود خارجی ندارد.
🍂 کافیست به سیاست قیمتگذاری دستوری نگاه کنید که هنوز رایج است. در ایران چیزی به اسم «اقتصاد رقابتی» وجود ندارد که اگر بود، این کارخانههای خودروسازی ورشکسته، باید سالها پیش تعطیل میشدند، اما به ضرب سوبسیدهای دولتی، ادامۀ حیات میدهند. دولت ایران، زمانی که پول داشت، سالی ۱۰۰ میلیارد دلار سوبسید میداد.
🍂 چگونه میتوان چنین اقتصادی را که در واقع، بیشترین شباهت را به اقتصادهای ورشکسته کمونیستی دارد، نئولیبرال نامید؟ لیبرالیسم یعنی «آزادیهای مدنی، احترام به فردیت آدمها، جامعۀ باز، مشارکت فعال در تجارت جهانی، دولت کوچک». نئولیبرالیسم هم مبتنی بر همین اصول است، اما کدامیک از این ویژگیها را در ایران میبینید؟ اقتصاد ایران کمونیستیست؛ آن هم از بدترین نوع آن.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #بیژن_اشتری
🍂 این روزها در مباحث سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، کلمۀ "نئولیبرال" تبدیل به یک ناسزا شدهاست. متفکران چپگرا اصرار دارند اقتصاد ایران نئولیبرالیستیست و از نظرشان نئولیبرالیسم تجسم شرارت در جهان معاصر است.
🍂 در این مختصر، فقط به این اشاره میکنم که اندیشه نئولیبرالیستی در اواخر دهۀ چهل از سوی اندیشمندانی مثل میزس، هایک، پوپر و فریدمن در مقابله با کمونیسم مطرح شد.
🍂 تاکید آنها بر «آزادیهای مدنی، فردگرایی، جامعۀ باز و دولت کوچک» بود؛ دقیقا همان خصوصیاتی که «جامعۀ کمونیستی» فاقدشان بود. در دهههای گذشته، بسیاری از کشورهای جهان، اتفاقا با اجرای سیاستهای نئولیبرالیستی توانستهاند از فقر نجات یابند؛ نمونهاش هند یا حتی چین.
🍂 با این حال، اجرای این سیاستها عوارضی هم داشته؛ مثل افزایش نابرابریها، تخریب محیط زیست و غیره؛ اما اگر خوبیها و بدیهای نئولیبرالیسم را بسنجید، بهنظرم کفۀ اولی سنگینتر است.
🍂 اما در ایران، چپها مدعیاند اقتصاد ایران نئولیبرال است. این یعنی اینکه در ایران امروز، خصوصیات زیر در اقتصاد حاکم است: سرمایهداری رقابتی، حقوق مالکیت خصوصی قدرتمند، بازار آزاد، دولت کوچک و بخش خصوصی قوی. حالا انصافا کدامیک از این خصوصیات در اقتصاد ایران دیده میشود؟۸۵ درصد اقتصاد ایران دست حکومت است. حکومت نهتنها کوچک نیست، که یک دیوانسالاری عظیم است. حقوق مالکیت خصوصی هم اصولا در ایران به رسمیت شناخته نمیشود. اصلا ما با یک بحران امنیت حقوق مالکیت روبرو هستیم و در دهههای گذشته، شاهد یک روند قهقرایی وحشتناک در زمینۀ حقوق مالکیت بودهایم.
🍂 پژوهشها نشان میدهد اقتصاد ایران مبتنی بر سه دوره مصادره ثروتهای بخش خصوصیست. آمار امسال شاخص آزادی اقتصادی را ببینید (اسلاید دوم) ایران جزو هشت کشور آخر جهاناست. بازار آزاد در ایران عملا وجود خارجی ندارد.
🍂 کافیست به سیاست قیمتگذاری دستوری نگاه کنید که هنوز رایج است. در ایران چیزی به اسم «اقتصاد رقابتی» وجود ندارد که اگر بود، این کارخانههای خودروسازی ورشکسته، باید سالها پیش تعطیل میشدند، اما به ضرب سوبسیدهای دولتی، ادامۀ حیات میدهند. دولت ایران، زمانی که پول داشت، سالی ۱۰۰ میلیارد دلار سوبسید میداد.
🍂 چگونه میتوان چنین اقتصادی را که در واقع، بیشترین شباهت را به اقتصادهای ورشکسته کمونیستی دارد، نئولیبرال نامید؟ لیبرالیسم یعنی «آزادیهای مدنی، احترام به فردیت آدمها، جامعۀ باز، مشارکت فعال در تجارت جهانی، دولت کوچک». نئولیبرالیسم هم مبتنی بر همین اصول است، اما کدامیک از این ویژگیها را در ایران میبینید؟ اقتصاد ایران کمونیستیست؛ آن هم از بدترین نوع آن.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ سوم - نقدهایی بر #علی_شریعتی
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ سوم - نقدهایی بر #علی_شریعتی
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘انتخابات در نظام اقتدارگرا
— ابزار تثبیت یا وسیلۀ تحول؟
🍂 در نگاه اول، ماهیت برگزاری انتخابات با اقتدارگرایی در تضاد بهنظر میرسد، اما در عمل، بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا در سطوح مختلف، انتخابات برگزار میکنند و انواع منابع قدرت را از این طریق تقسیم میکنند؛ برخی از این انتخاباتها، آزادتر و برخی دیگر بستهتر هستند.
🍂 اما آیا وقتی حکومتهای اقتدارگرا انتخابات برگزار میکنند لزوماً دمکراتیکتر هم میشوند؟ رفتار رأیدهندگان، نامزدها، مجریان انتخابات در این نظامها چه تفاوتی با رفتار مشابه در دموکراسیها دارد؟ آیا بین انتخابات در گونههای مختلف حکومتهای اقتدارگرا نیز تفاوتهایی وجود دارد؟ شرایط مختلف این حکومتها از نظر ترکیب ائتلاف حاکم، گروههای مخالف، و ویژگیهای جوامعشان چه تأثیری بر انتخاباتی که برگزار میکنند، دارد؟
🍂 جنیفر گاندی و الن لاست-اوکار در مقالهای که #ترجمه و گزارشی از آن با #تلخیص #امیرحسین_مهدوی را میخوانید، میکوشند به همین پرسشها بپردازند و ابعاد انتخابات در حکومتهای غیردموکراتیک را روشنتر کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ابزار تثبیت یا وسیلۀ تحول؟
🍂 در نگاه اول، ماهیت برگزاری انتخابات با اقتدارگرایی در تضاد بهنظر میرسد، اما در عمل، بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا در سطوح مختلف، انتخابات برگزار میکنند و انواع منابع قدرت را از این طریق تقسیم میکنند؛ برخی از این انتخاباتها، آزادتر و برخی دیگر بستهتر هستند.
🍂 اما آیا وقتی حکومتهای اقتدارگرا انتخابات برگزار میکنند لزوماً دمکراتیکتر هم میشوند؟ رفتار رأیدهندگان، نامزدها، مجریان انتخابات در این نظامها چه تفاوتی با رفتار مشابه در دموکراسیها دارد؟ آیا بین انتخابات در گونههای مختلف حکومتهای اقتدارگرا نیز تفاوتهایی وجود دارد؟ شرایط مختلف این حکومتها از نظر ترکیب ائتلاف حاکم، گروههای مخالف، و ویژگیهای جوامعشان چه تأثیری بر انتخاباتی که برگزار میکنند، دارد؟
🍂 جنیفر گاندی و الن لاست-اوکار در مقالهای که #ترجمه و گزارشی از آن با #تلخیص #امیرحسین_مهدوی را میخوانید، میکوشند به همین پرسشها بپردازند و ابعاد انتخابات در حکومتهای غیردموکراتیک را روشنتر کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انتخابات در نظام اقتدارگرا
— ابزار تثبیت یا وسیلۀ تحول؟
(۱/۲)
🍂 در نگاه اول، ماهیت برگزاری انتخابات با اقتدارگرایی در تضاد بهنظر میرسد، اما در عمل، بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا در سطوح مختلف، انتخابات برگزار میکنند و انواع منابع قدرت را از این طریق تقسیم میکنند؛ برخی از این انتخاباتها، آزادتر و برخی دیگر بستهتر هستند.
🍂 اما آیا وقتی حکومتهای اقتدارگرا انتخابات برگزار میکنند لزوماً دمکراتیکتر هم میشوند؟ رفتار رأیدهندگان، نامزدها، مجریان انتخابات در این نظامها چه تفاوتی با رفتار مشابه در دموکراسیها دارد؟ آیا بین انتخابات در گونههای مختلف حکومتهای اقتدارگرا نیز تفاوتهایی وجود دارد؟ شرایط مختلف این حکومتها از نظر ترکیب ائتلاف حاکم، گروههای مخالف، و ویژگیهای جوامعشان چه تأثیری بر انتخاباتی که برگزار میکنند، دارد؟
🍂 جنیفر گاندی و الن لاست-اوکار در مقالهای که گزارشی از آن با تلخیص امیرحسین مهدوی را میخوانید، میکوشند به همین پرسشها بپردازند و ابعاد انتخابات در حکومتهای غیردموکراتیک را روشنتر کنند.
.
انتخابات از منظر حاکمان اقتدارگرا
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند با توسل به مطالعات موجود در علوم سیاسی، میتوان دلایل و کارکردهای انتخابات از نظر حاکمان حکومتهای اقتدارگرا را به این ترتیب دستهبندی کرد:
۱. نهاد انتخابات ابزاریست که دیکتاتورها با توسل به آن، میتوانند نخبگان، فعالان حزبی یا گروههای اجتماعیِ تأثیرگذار را جذب کنند. برگزار کردنِ انتخابات در حکومت اقتدارگرا، راهی هوشمندانه برای تقسیم کرسیهای قدرت بین حامیان حکومت است. گروههای خودی در کارزارهای انتخاباتی برای کسبِ موقعیتهای حکومتی با یکدیگر رقابت میکنند و میکوشند که هم مردم را به پای صندوقهای رأی بیاورند و هم خود در رقابت پیش بیفتند و هم نمایشی از اقتدار و مشروعیت برای نظام اقتدارگرا ترتیب دهند.
۲. انتخابات در سطح محلی میتواند راهی برای اعطای قدرت محدود سیاستگذاری و دسترسی محدود به منابع دولتی به افرادی خارج از دایرهی خودیها باشد.
🍂 ورود نظارتشدۀ برخی از گروههای غیرخودی به سطوح پایین حکومت، باعث ایجاد شکاف بین مخالفان میشود. دیکتاتورها به این ترتیب، بین مخالفانی که اجازۀ شرکت در انتخابات را مییابند و آنهایی که کنار گذاشته و رد صلاحیت میشوند، تفرقه میاندازند. این راهبرد، به تنشهای دائمی در جبهۀ مخالفان دامن میزند: «در انتخابات شرکت کنیم یا تحریمش کنیم؟ ائتلافها و جبهههای انتخاباتی تشکیل دهیم یا با دیگر مخالفان رقابت کنیم؟ نتیجهی انتخابات را بپذیریم یا بر علیهاش بشوریم؟».
۳. انتخابات میتواند اطلاعات زیادی از فضای اجتماعی و ذائقۀ مردم، در اختیار حاکم اقتدارگرا قرار دهد. حکومت با رصد کردنِ کارزارهای انتخاباتی، میزان مشارکت مردم و نتایج رأیگیری، پایگاههای حامیان و مخالفان خود را شناسایی میکند و میزان گستردگی و وفاداری حامیان خود را محک میزند.
۴. انتخابات از احتمالِ اعتراض خشن مخالفان علیه حاکمان و قیام فقرا علیه ثروتمندان میکاهد. اقدام جمهوریهای اروپایی و آمریکای شمالی در قرن نوزدهم و بیستم برای گسترش حق رأی را بهنحو مشابهی میتوان توضیح داد.
عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند به این ترتیب، برگزاری انتخابات بهخودیخود ثبات نظامهای اقتدارگرا را تهدید نمیکند؛ زیرا بهرغم گردش محدود قدرت در نهادهای انتخاباتی، نیروهای نزدیک به حاکمیت، همچنان انحصار منابع بزرگ مالی و نظامی را در اختیار خود نگهمیدارند و دست بالای خود نسبت به رقبای غیر خودی را حفظ میکنند.
🍂 در حکومتهای اقتدارگرایی که انتخابات برگزار میکنند، مقامات انتخابی در نهایت قدرت، سیاستگذاری اندکی دارند، اما به دلیل شفافیتِ کم و حاکمیت ضعیف قانون، نقش میانجی بین شهروندان و دولت را ایفا میکنند.
🍂 به این ترتیب، در نظامهای اقتدارگرا، انتخابات صرفاً نمایشی برای به قدرت رساندن فهرستی از-پیش-تعیینشده نیست، بلکه سازوکاری برای نوعی «حامیپروری رقابتی» هم محسوب میشود.
🍂 نامزدها برای برعهده گرفتن نقش میانجی در روابط حامیپرورانۀ حکومت با مردم، با یکدیگر رقابت میکنند و در مقام نمایندۀ پارلمان و یا عضو شورای شهر، بهنوعی واسطه برای توزیع منابع محدود دولتی بین شهروندان تبدیل میشوند. در چنین الگویی، بررسی رفتار رأیدهندگان، نامزدها و مقامات حکومتی اهمیتی کلیدی مییابد
رأیدهندگان
🍂 یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر رفتار رأیدهندگان، توزیع منابع از طریق شبکههای حامیپروریست. مردمی که در انتخابات شرکت میکنند، گرچه دستکم بین دو گزینه، نزدیکتر و دورتر به هستۀ مرکزی حکومت، امکان انتخاب دارند، اما در یک تنگنای تراژیک ترجیح دادهاند که به حکومت وفادار بمانند و از مزایای مادی این وفاداری بهرهمند شوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ابزار تثبیت یا وسیلۀ تحول؟
(۱/۲)
🍂 در نگاه اول، ماهیت برگزاری انتخابات با اقتدارگرایی در تضاد بهنظر میرسد، اما در عمل، بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا در سطوح مختلف، انتخابات برگزار میکنند و انواع منابع قدرت را از این طریق تقسیم میکنند؛ برخی از این انتخاباتها، آزادتر و برخی دیگر بستهتر هستند.
🍂 اما آیا وقتی حکومتهای اقتدارگرا انتخابات برگزار میکنند لزوماً دمکراتیکتر هم میشوند؟ رفتار رأیدهندگان، نامزدها، مجریان انتخابات در این نظامها چه تفاوتی با رفتار مشابه در دموکراسیها دارد؟ آیا بین انتخابات در گونههای مختلف حکومتهای اقتدارگرا نیز تفاوتهایی وجود دارد؟ شرایط مختلف این حکومتها از نظر ترکیب ائتلاف حاکم، گروههای مخالف، و ویژگیهای جوامعشان چه تأثیری بر انتخاباتی که برگزار میکنند، دارد؟
🍂 جنیفر گاندی و الن لاست-اوکار در مقالهای که گزارشی از آن با تلخیص امیرحسین مهدوی را میخوانید، میکوشند به همین پرسشها بپردازند و ابعاد انتخابات در حکومتهای غیردموکراتیک را روشنتر کنند.
.
انتخابات از منظر حاکمان اقتدارگرا
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند با توسل به مطالعات موجود در علوم سیاسی، میتوان دلایل و کارکردهای انتخابات از نظر حاکمان حکومتهای اقتدارگرا را به این ترتیب دستهبندی کرد:
۱. نهاد انتخابات ابزاریست که دیکتاتورها با توسل به آن، میتوانند نخبگان، فعالان حزبی یا گروههای اجتماعیِ تأثیرگذار را جذب کنند. برگزار کردنِ انتخابات در حکومت اقتدارگرا، راهی هوشمندانه برای تقسیم کرسیهای قدرت بین حامیان حکومت است. گروههای خودی در کارزارهای انتخاباتی برای کسبِ موقعیتهای حکومتی با یکدیگر رقابت میکنند و میکوشند که هم مردم را به پای صندوقهای رأی بیاورند و هم خود در رقابت پیش بیفتند و هم نمایشی از اقتدار و مشروعیت برای نظام اقتدارگرا ترتیب دهند.
۲. انتخابات در سطح محلی میتواند راهی برای اعطای قدرت محدود سیاستگذاری و دسترسی محدود به منابع دولتی به افرادی خارج از دایرهی خودیها باشد.
🍂 ورود نظارتشدۀ برخی از گروههای غیرخودی به سطوح پایین حکومت، باعث ایجاد شکاف بین مخالفان میشود. دیکتاتورها به این ترتیب، بین مخالفانی که اجازۀ شرکت در انتخابات را مییابند و آنهایی که کنار گذاشته و رد صلاحیت میشوند، تفرقه میاندازند. این راهبرد، به تنشهای دائمی در جبهۀ مخالفان دامن میزند: «در انتخابات شرکت کنیم یا تحریمش کنیم؟ ائتلافها و جبهههای انتخاباتی تشکیل دهیم یا با دیگر مخالفان رقابت کنیم؟ نتیجهی انتخابات را بپذیریم یا بر علیهاش بشوریم؟».
۳. انتخابات میتواند اطلاعات زیادی از فضای اجتماعی و ذائقۀ مردم، در اختیار حاکم اقتدارگرا قرار دهد. حکومت با رصد کردنِ کارزارهای انتخاباتی، میزان مشارکت مردم و نتایج رأیگیری، پایگاههای حامیان و مخالفان خود را شناسایی میکند و میزان گستردگی و وفاداری حامیان خود را محک میزند.
۴. انتخابات از احتمالِ اعتراض خشن مخالفان علیه حاکمان و قیام فقرا علیه ثروتمندان میکاهد. اقدام جمهوریهای اروپایی و آمریکای شمالی در قرن نوزدهم و بیستم برای گسترش حق رأی را بهنحو مشابهی میتوان توضیح داد.
عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند به این ترتیب، برگزاری انتخابات بهخودیخود ثبات نظامهای اقتدارگرا را تهدید نمیکند؛ زیرا بهرغم گردش محدود قدرت در نهادهای انتخاباتی، نیروهای نزدیک به حاکمیت، همچنان انحصار منابع بزرگ مالی و نظامی را در اختیار خود نگهمیدارند و دست بالای خود نسبت به رقبای غیر خودی را حفظ میکنند.
🍂 در حکومتهای اقتدارگرایی که انتخابات برگزار میکنند، مقامات انتخابی در نهایت قدرت، سیاستگذاری اندکی دارند، اما به دلیل شفافیتِ کم و حاکمیت ضعیف قانون، نقش میانجی بین شهروندان و دولت را ایفا میکنند.
🍂 به این ترتیب، در نظامهای اقتدارگرا، انتخابات صرفاً نمایشی برای به قدرت رساندن فهرستی از-پیش-تعیینشده نیست، بلکه سازوکاری برای نوعی «حامیپروری رقابتی» هم محسوب میشود.
🍂 نامزدها برای برعهده گرفتن نقش میانجی در روابط حامیپرورانۀ حکومت با مردم، با یکدیگر رقابت میکنند و در مقام نمایندۀ پارلمان و یا عضو شورای شهر، بهنوعی واسطه برای توزیع منابع محدود دولتی بین شهروندان تبدیل میشوند. در چنین الگویی، بررسی رفتار رأیدهندگان، نامزدها و مقامات حکومتی اهمیتی کلیدی مییابد
رأیدهندگان
🍂 یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر رفتار رأیدهندگان، توزیع منابع از طریق شبکههای حامیپروریست. مردمی که در انتخابات شرکت میکنند، گرچه دستکم بین دو گزینه، نزدیکتر و دورتر به هستۀ مرکزی حکومت، امکان انتخاب دارند، اما در یک تنگنای تراژیک ترجیح دادهاند که به حکومت وفادار بمانند و از مزایای مادی این وفاداری بهرهمند شوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘انتخابات در نظام اقتدارگرا
— ابزار تثبیت یا وسیلۀ تحول؟
(۲/۲)
🍂 حتی در برخی انتخاباتها که رقابت چندانی وجود ندارد و نتیجه تقریباً از قبل معلوم است، ممکن است برخی از مردم برای نشاندادنِ نزدیکی خود به حاکمیت، پای صندوق رأی حاضر شوند.
🍂 علاوه بر این، سازمانهای حزبی هم نقش مهمی در ترغیب رأیدهندگان به مشارکت در انتخابات بازی میکنند. احزاب حکومتی، ابزارهایی دارند که میتوانند با توسل به آنها، به حامیان نظام وعده دهند که با شرکت در انتخابات، شغل، موقعیتهای ویژه و حتی پول نصیبشان میشود، و مخالفان را به محرومیت از این مزایا و حتی مجازات تهدید کنند. به عبارت دیگر، رقابت حزبی، بازاری برای دیکتاتورها میسازد تا در آن، وفاداری سیاسی مورد داد و ستد قرار بگیرد.
🍂 علاوه بر این، میزان تأثیرگذاری و تفاوت احزاب از نظر اولویتهای سیاستگذاریشان نیز موجب برجستهتر شدن اهمیت برخی از احزاب در جلب مشارکت رأیدهندگان میشود؛ مثلاً دو حزب با نزدیکی یکسان به حاکمیت، ممکن است از جهت سیاستهای رفاهی، تفاوتهایی داشته باشند و همین اختلاف، باعث شود رأیدهندگانِ ذینفع فکر کنند انتخاب بین این دو، تأثیر بیشتری در زندگیشان دارد و در نتیجه، مشارکت در انتخابات گستردهتر شود.
🍂 در کشورهایی که احزاب ضعیفتری دارند، نام و نشان و وابستگی حزبی، اهمیت کمتری مییابد و شهرت و روابط شخصی نامزدها، نقش مهمتری بازی میکند. در این حالت، رأیدهندگان بهدنبال کسب منافع، از نامزدی حمایت میکنند که در ساختار، قدرت کافی برای برآوردن خواستهای آنها و نیز ترجیحاً پیوندهای نژادی و قومی با حاکمان داشته باشد.
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند، همیشه این احتمال هست که رأیدهندگان، نه بر اساس وعدهها و قدرت نامزدها، که برای ابراز اعتراض به جریانی رأی دهند که در بین رقبا، بیشترین فاصله را با حاکمیت دارد.
نامزدها
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند، انگیزۀ اکثر نامزدهایی که در انتخابات حکومتهای اقتدارگرا شرکت میکنند، سهم بردن از منابعیست که حکومت پیش از انتخابات و با انتخابات توزیع میکند.
🍂 در جایی که شانس گردش قدرت بیشتر باشد، انگیزۀ افراد برای نامزدشدن هم بالاتر میرود. بعنوان مثال، در انتخاباتهایی که در میانۀ دههی ۱۹۸۰ در مصر برگزار شد، بالغ بر ۶۰ درصد نمایندگان برای دورۀ بعد انتخاب نشدند و جای خود را به افراد جدید دادند، و میتوان گفت که تقریباً در همۀ حوزههای انتخاباتی، همواره نامزدهایی از موضع مخالف با وضع موجود در انتخابات شرکت کردند.
🍂 پرسش مهم این است که اساساً چرا افراد تصمیم میگیرند بعنوان نامزد مخالف نظام، در انتخابات حضور پیدا کنند؟ عوامل متعددی همچون عملکرد ضعیف اقتصادی حزب حاکم یا ناتوانیاش در محدود کردن مخالفان، بر محاسبات افراد برای تصمیمگیری در خصوص نامزد شدن تأثیر میگذارند.
🍂 با بیاعتبار شدن حزب حاکم، نخبگانی که قبلاً خودی بودند، تصمیم میگیرند در چارچوب حزبی مخالف در انتخابات شرکت کنند و هزینۀ پیوستن به اپوزیسیون را به جان بخرند.
مقامات حاکم
🍂 دیکتاتورها ابزارهای مختلفی برای «مدیریت صحنۀ» انتخابات و دستیابی به نتایج مطلوبشان دارند. معروفترین ابزارها، خشونت و سرکوب مستقیم و مهندسی صندوقهای رأی است، اما کار به اینها ختم نمیشود. نخبگان حاکم میتوانند از منابع دولتی سوءاستفاده کنند تا در قدرت بمانند. آنها ممکن است معیشت بخشی از شهروندان را وابسته به اعانۀ دولتی نگه دارند تا پایگاه رأی خود را بین آنها تضمین کنند. همچنین ممکن است با دستکاری قوانین، رفتار رأیدهندگان و نامزدها را به سمت خاصی هدایت کنند. این امر به قوانین انتخاباتی محدود نمیشود، بعنوان مثال، دستکاری قوانین یا فضای حاکم بر رسانهها نیز میتواند بر سرنوشت انتخابات تأثیر بگذارد.
انتخابات حکومتهای اقتدارگرا و فرصت برقراری دموکراسی
🍂 به این ترتیب، حرف گاندی و لاست-اوکار این است که انتخابات در حکومتهای اقتدارگرا، پدیدهای کاملاً متمایز از انتخابات دموکراتیک است: موضوعاتی که در طول انتخابات به میان کشیده میشوند، و انگیزههای مشارکت و رفتار انتخاباتی، همگی با موارد مشابه در دموکراسیها بسیار متفاوت هستند، اما آنچه مطالعۀ نظامهای اقتدارگرای انتخاباتی به ما میآموزد این است که چنین انتخاباتی، لزوماً موجب تقویت نهادهای دموکراتیک نمیشود، بلکه در اکثر موارد به تثبیت نظام اقتدارگرای موجود کمک میکند.
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ابزار تثبیت یا وسیلۀ تحول؟
(۲/۲)
🍂 حتی در برخی انتخاباتها که رقابت چندانی وجود ندارد و نتیجه تقریباً از قبل معلوم است، ممکن است برخی از مردم برای نشاندادنِ نزدیکی خود به حاکمیت، پای صندوق رأی حاضر شوند.
🍂 علاوه بر این، سازمانهای حزبی هم نقش مهمی در ترغیب رأیدهندگان به مشارکت در انتخابات بازی میکنند. احزاب حکومتی، ابزارهایی دارند که میتوانند با توسل به آنها، به حامیان نظام وعده دهند که با شرکت در انتخابات، شغل، موقعیتهای ویژه و حتی پول نصیبشان میشود، و مخالفان را به محرومیت از این مزایا و حتی مجازات تهدید کنند. به عبارت دیگر، رقابت حزبی، بازاری برای دیکتاتورها میسازد تا در آن، وفاداری سیاسی مورد داد و ستد قرار بگیرد.
🍂 علاوه بر این، میزان تأثیرگذاری و تفاوت احزاب از نظر اولویتهای سیاستگذاریشان نیز موجب برجستهتر شدن اهمیت برخی از احزاب در جلب مشارکت رأیدهندگان میشود؛ مثلاً دو حزب با نزدیکی یکسان به حاکمیت، ممکن است از جهت سیاستهای رفاهی، تفاوتهایی داشته باشند و همین اختلاف، باعث شود رأیدهندگانِ ذینفع فکر کنند انتخاب بین این دو، تأثیر بیشتری در زندگیشان دارد و در نتیجه، مشارکت در انتخابات گستردهتر شود.
🍂 در کشورهایی که احزاب ضعیفتری دارند، نام و نشان و وابستگی حزبی، اهمیت کمتری مییابد و شهرت و روابط شخصی نامزدها، نقش مهمتری بازی میکند. در این حالت، رأیدهندگان بهدنبال کسب منافع، از نامزدی حمایت میکنند که در ساختار، قدرت کافی برای برآوردن خواستهای آنها و نیز ترجیحاً پیوندهای نژادی و قومی با حاکمان داشته باشد.
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند، همیشه این احتمال هست که رأیدهندگان، نه بر اساس وعدهها و قدرت نامزدها، که برای ابراز اعتراض به جریانی رأی دهند که در بین رقبا، بیشترین فاصله را با حاکمیت دارد.
نامزدها
🍂 گاندی و لاست-اوکار میگویند، انگیزۀ اکثر نامزدهایی که در انتخابات حکومتهای اقتدارگرا شرکت میکنند، سهم بردن از منابعیست که حکومت پیش از انتخابات و با انتخابات توزیع میکند.
🍂 در جایی که شانس گردش قدرت بیشتر باشد، انگیزۀ افراد برای نامزدشدن هم بالاتر میرود. بعنوان مثال، در انتخاباتهایی که در میانۀ دههی ۱۹۸۰ در مصر برگزار شد، بالغ بر ۶۰ درصد نمایندگان برای دورۀ بعد انتخاب نشدند و جای خود را به افراد جدید دادند، و میتوان گفت که تقریباً در همۀ حوزههای انتخاباتی، همواره نامزدهایی از موضع مخالف با وضع موجود در انتخابات شرکت کردند.
🍂 پرسش مهم این است که اساساً چرا افراد تصمیم میگیرند بعنوان نامزد مخالف نظام، در انتخابات حضور پیدا کنند؟ عوامل متعددی همچون عملکرد ضعیف اقتصادی حزب حاکم یا ناتوانیاش در محدود کردن مخالفان، بر محاسبات افراد برای تصمیمگیری در خصوص نامزد شدن تأثیر میگذارند.
🍂 با بیاعتبار شدن حزب حاکم، نخبگانی که قبلاً خودی بودند، تصمیم میگیرند در چارچوب حزبی مخالف در انتخابات شرکت کنند و هزینۀ پیوستن به اپوزیسیون را به جان بخرند.
مقامات حاکم
🍂 دیکتاتورها ابزارهای مختلفی برای «مدیریت صحنۀ» انتخابات و دستیابی به نتایج مطلوبشان دارند. معروفترین ابزارها، خشونت و سرکوب مستقیم و مهندسی صندوقهای رأی است، اما کار به اینها ختم نمیشود. نخبگان حاکم میتوانند از منابع دولتی سوءاستفاده کنند تا در قدرت بمانند. آنها ممکن است معیشت بخشی از شهروندان را وابسته به اعانۀ دولتی نگه دارند تا پایگاه رأی خود را بین آنها تضمین کنند. همچنین ممکن است با دستکاری قوانین، رفتار رأیدهندگان و نامزدها را به سمت خاصی هدایت کنند. این امر به قوانین انتخاباتی محدود نمیشود، بعنوان مثال، دستکاری قوانین یا فضای حاکم بر رسانهها نیز میتواند بر سرنوشت انتخابات تأثیر بگذارد.
انتخابات حکومتهای اقتدارگرا و فرصت برقراری دموکراسی
🍂 به این ترتیب، حرف گاندی و لاست-اوکار این است که انتخابات در حکومتهای اقتدارگرا، پدیدهای کاملاً متمایز از انتخابات دموکراتیک است: موضوعاتی که در طول انتخابات به میان کشیده میشوند، و انگیزههای مشارکت و رفتار انتخاباتی، همگی با موارد مشابه در دموکراسیها بسیار متفاوت هستند، اما آنچه مطالعۀ نظامهای اقتدارگرای انتخاباتی به ما میآموزد این است که چنین انتخاباتی، لزوماً موجب تقویت نهادهای دموکراتیک نمیشود، بلکه در اکثر موارد به تثبیت نظام اقتدارگرای موجود کمک میکند.
#سیاست #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در دفاع از عزت نفس
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ساختار حکومت استبدادی و خودکامه، ساختار تحقیرآمیز است. یعنی از بنیان حقارتبخش و ذلتآور است. و این حقارت و ذلت، ساختاریست نه روبنایی. حکومت استبدادی، با منکوب و سرکوب آزادیها و حقوق، با پیش گرفتن رویههای ناعادلانه، با تبعیضگذاری در قانون، نفس شهروندان را تحقیر میکند؛ یعنی حرمت و ارزش ذاتی انسان را نادیده میگیرد و مردمان را کوچک و ناچیز میشمارد، عزت و احترام را از آدمیان میرباید و انسانها را صغیر و حقیر میبیند. اینجاست که انسانهای تحقیرشده، از عزت تهی میشوند.
🍂 سخن از عزتِ نفس است، چونان فضیلت و خیرِ نخستین. عزتِ نفس، آنگونه که فیلسوفان اخلاق آوردهاند، از فضایل و خیرهای نخستینِ اجتماعیست، همچو آزادی، برابری، ثروت و سرمایه. چه بسا مهمترین فضیلت و خیرِ درونی آدمیان همین باشد. عزتِ نفس ارج نهادن بر خویشتن است، آنگونه که هست. عزتِ نفس در نسبتِ تنگاتنگ با کرامت معنا میگیرد، یعنی حرمتِ هر شخصِ انسانی.
🍂 بنابر تعریف جان رالز، عزتِ نفس: نخست، حسّ ارزشمندی هر فرد نسبت به خویشتن است؛ بهمعنای ارزش نهادن به زندگی خود، و خیر خود. دوم، اطمینان به توانِ خویش در به انجام رسانیدنِ خیر و مقصد و مصلحتِ خود. به این معنا، عزتِ نفس واجد احساسِ ارزشمندی هر فرد و اطمینان به توانِ او در پیشبرد مقاصد است (نظریۀ عدالت، ص ۴۳۸).
🍂 عزتِ نفس، متضمنِ احترام فرد در جامعه است؛ یعنی محترم شمردن و محترم دیده شدن در نگاهِ دیگران. به این معنا، عزتِ نفس چونان ارزش و خیرِ ضروری، پیششرطِ زیستن در جامعه و پیگرفتنِ اهدافِ زندگی است. یک آیه از آیاتِ عدالت، حمایت و صیانت از عزتِ نفس است، اما تحتِ استبداد، عزتِ نفس هر فردی تحدید میشود.
🍂 عزتِ نفس، چونان خیرِ نخستین، بهنحوی آخرین پناهگاهِ مردمان در برابر شرّ استبداد و خودکامگیست. آخرین سنگریست که از شهروندان در برابر تیرهای تحقیر و خفت مراقبت میکند. حراست از عزتِ نفسِ خویش، چونان تدبیریست که هم تمنای آزادی و برابری را در دل و جانِ مردم زنده میدارد و هم هر فرد را از ذلت و حقارتْ، ایمن و مصون میدارد.
🍂 اقتضای عزتِ نفس این است که شهروندان، در سازوکارِ ناعادلانه و ستمگرانه، مشارکت نکنند و از ساختارِ استبدادی و اسارتی کنار بکشند و بازیگرِ بازی ظالمانه نشوند؛ در برابر نهادها و قوانینِ ناعادلانه نافرمانی و تمرد کنند و در برابر رویههای تحقیرآمیز، مقاومت بورزند؛ اینگونه خود را ارزشمند مییابند و با حفظِ عزت، از ذلت در امان میمانند و تاب میآورند.
🍂 از این منظر، از نگاهِ عزتِ نفس، به نمایشِ پیشرو مسما به «انتخابات» بنگریم؛ کلاه خود را قاضی کنیم که انتخابات در حکومتِ اسلامی، چگونه رویهایست؟ و بسنجیم که این رویه، چه نسبتی با عزتِ نفسِ ما شهروندان دارد؟ خوب که بنگریم، آن را شبیهِ بازیای میبینیم که داور و زمین و حریف، یکیست و در یک طرف در برابر ما قد علم کردهاست، و نتیجه از پیش تعیینشده است؛ حتی فرضِ بُرد در بازی، اثری در زندگی ما ندارد. چرا باید در چنین بازیای شرکت کرد؟
🍂 انتخابات در حکومتِ اسلامی، با گذشتن از صافیِ شورای نگهبان، شبیه هرچیزیست جز انتخابات. نمایندههای تعیینشده، مهرههای تحمیلشده، در یک فرآیندِ غیرشفاف، برای چینش نهادهایی - چون دولت و مجلس - که عملاً اختیار و قدرتی از خود ندارند و باید برای هر عمل، پاسخگوی نهادهای انتصابی باشند.
🍂 شهروندان مجبورند که میان گزینههای برگزیدۀ شورای نگهبان، دست به انتخاب کسانی ببرند که وقتی هم پیروز شدند، توانی برای پیشبرد مصالح مردمی را نداشته باشند. و هرچه میگذرد، هر چهارسال، دایرۀ برگزیدهها تنگتر میشود. از انتخاب میان بد و بدتر، به انتخاب میان بدتر و بدترین میرسند. رأی که دهند، یا شمرده نمیشود، یا منتخبشان به چیزی گرفته نمیشود. هرچه میگذرد، حکومت جلوتر میآید و مردم باید عقبتر بنشینند. آیا این تحقیر نیست؟ چگونه کسانی چشم بر این حقارت میبندند؟
🍂 از رویۀ انتخابات بگذریم که بدل به نمایشی برای خنده و فریب شدهاست. بهیاد باید آورد خونهایی که بر زمین ریختهشد، بهدست حکومت؛ درحالیکه هیچوقت پاسخی برای این خونها نداد. به یاد آورد سرکوب خونین و وحشیانۀ جنبشهای مردمی را، گلولههایی که قلب شهروندان را هدف گرفت، گشتهایی که حجاب بر زنان تحمیل کرد، حجاببانهای چادرسیاهی که هیچ وقت پاسخگو نبودند و نیستند. از آن زمان تا امروز، چه تغییری در این ساختار ایجاد شدهاست؟ انتخابات، بازیِ همان ساختاریست که اجتماعاتِ اعتراضی و جنبشهای مردمی را در خون فرو برد.
🍂 انتخابات در #حکومت_اسلامی، آنچنان که میرحسین به نیکی آورد، «انتخاباتهای تحقیرآمیز و مهندسیشده و تصمیمات پشتپرده» است. عزت نفس ما، مجال نمیدهد تن به این رویههای تحقیرآمیز بدهیم.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ساختار حکومت استبدادی و خودکامه، ساختار تحقیرآمیز است. یعنی از بنیان حقارتبخش و ذلتآور است. و این حقارت و ذلت، ساختاریست نه روبنایی. حکومت استبدادی، با منکوب و سرکوب آزادیها و حقوق، با پیش گرفتن رویههای ناعادلانه، با تبعیضگذاری در قانون، نفس شهروندان را تحقیر میکند؛ یعنی حرمت و ارزش ذاتی انسان را نادیده میگیرد و مردمان را کوچک و ناچیز میشمارد، عزت و احترام را از آدمیان میرباید و انسانها را صغیر و حقیر میبیند. اینجاست که انسانهای تحقیرشده، از عزت تهی میشوند.
🍂 سخن از عزتِ نفس است، چونان فضیلت و خیرِ نخستین. عزتِ نفس، آنگونه که فیلسوفان اخلاق آوردهاند، از فضایل و خیرهای نخستینِ اجتماعیست، همچو آزادی، برابری، ثروت و سرمایه. چه بسا مهمترین فضیلت و خیرِ درونی آدمیان همین باشد. عزتِ نفس ارج نهادن بر خویشتن است، آنگونه که هست. عزتِ نفس در نسبتِ تنگاتنگ با کرامت معنا میگیرد، یعنی حرمتِ هر شخصِ انسانی.
🍂 بنابر تعریف جان رالز، عزتِ نفس: نخست، حسّ ارزشمندی هر فرد نسبت به خویشتن است؛ بهمعنای ارزش نهادن به زندگی خود، و خیر خود. دوم، اطمینان به توانِ خویش در به انجام رسانیدنِ خیر و مقصد و مصلحتِ خود. به این معنا، عزتِ نفس واجد احساسِ ارزشمندی هر فرد و اطمینان به توانِ او در پیشبرد مقاصد است (نظریۀ عدالت، ص ۴۳۸).
🍂 عزتِ نفس، متضمنِ احترام فرد در جامعه است؛ یعنی محترم شمردن و محترم دیده شدن در نگاهِ دیگران. به این معنا، عزتِ نفس چونان ارزش و خیرِ ضروری، پیششرطِ زیستن در جامعه و پیگرفتنِ اهدافِ زندگی است. یک آیه از آیاتِ عدالت، حمایت و صیانت از عزتِ نفس است، اما تحتِ استبداد، عزتِ نفس هر فردی تحدید میشود.
🍂 عزتِ نفس، چونان خیرِ نخستین، بهنحوی آخرین پناهگاهِ مردمان در برابر شرّ استبداد و خودکامگیست. آخرین سنگریست که از شهروندان در برابر تیرهای تحقیر و خفت مراقبت میکند. حراست از عزتِ نفسِ خویش، چونان تدبیریست که هم تمنای آزادی و برابری را در دل و جانِ مردم زنده میدارد و هم هر فرد را از ذلت و حقارتْ، ایمن و مصون میدارد.
🍂 اقتضای عزتِ نفس این است که شهروندان، در سازوکارِ ناعادلانه و ستمگرانه، مشارکت نکنند و از ساختارِ استبدادی و اسارتی کنار بکشند و بازیگرِ بازی ظالمانه نشوند؛ در برابر نهادها و قوانینِ ناعادلانه نافرمانی و تمرد کنند و در برابر رویههای تحقیرآمیز، مقاومت بورزند؛ اینگونه خود را ارزشمند مییابند و با حفظِ عزت، از ذلت در امان میمانند و تاب میآورند.
🍂 از این منظر، از نگاهِ عزتِ نفس، به نمایشِ پیشرو مسما به «انتخابات» بنگریم؛ کلاه خود را قاضی کنیم که انتخابات در حکومتِ اسلامی، چگونه رویهایست؟ و بسنجیم که این رویه، چه نسبتی با عزتِ نفسِ ما شهروندان دارد؟ خوب که بنگریم، آن را شبیهِ بازیای میبینیم که داور و زمین و حریف، یکیست و در یک طرف در برابر ما قد علم کردهاست، و نتیجه از پیش تعیینشده است؛ حتی فرضِ بُرد در بازی، اثری در زندگی ما ندارد. چرا باید در چنین بازیای شرکت کرد؟
🍂 انتخابات در حکومتِ اسلامی، با گذشتن از صافیِ شورای نگهبان، شبیه هرچیزیست جز انتخابات. نمایندههای تعیینشده، مهرههای تحمیلشده، در یک فرآیندِ غیرشفاف، برای چینش نهادهایی - چون دولت و مجلس - که عملاً اختیار و قدرتی از خود ندارند و باید برای هر عمل، پاسخگوی نهادهای انتصابی باشند.
🍂 شهروندان مجبورند که میان گزینههای برگزیدۀ شورای نگهبان، دست به انتخاب کسانی ببرند که وقتی هم پیروز شدند، توانی برای پیشبرد مصالح مردمی را نداشته باشند. و هرچه میگذرد، هر چهارسال، دایرۀ برگزیدهها تنگتر میشود. از انتخاب میان بد و بدتر، به انتخاب میان بدتر و بدترین میرسند. رأی که دهند، یا شمرده نمیشود، یا منتخبشان به چیزی گرفته نمیشود. هرچه میگذرد، حکومت جلوتر میآید و مردم باید عقبتر بنشینند. آیا این تحقیر نیست؟ چگونه کسانی چشم بر این حقارت میبندند؟
🍂 از رویۀ انتخابات بگذریم که بدل به نمایشی برای خنده و فریب شدهاست. بهیاد باید آورد خونهایی که بر زمین ریختهشد، بهدست حکومت؛ درحالیکه هیچوقت پاسخی برای این خونها نداد. به یاد آورد سرکوب خونین و وحشیانۀ جنبشهای مردمی را، گلولههایی که قلب شهروندان را هدف گرفت، گشتهایی که حجاب بر زنان تحمیل کرد، حجاببانهای چادرسیاهی که هیچ وقت پاسخگو نبودند و نیستند. از آن زمان تا امروز، چه تغییری در این ساختار ایجاد شدهاست؟ انتخابات، بازیِ همان ساختاریست که اجتماعاتِ اعتراضی و جنبشهای مردمی را در خون فرو برد.
🍂 انتخابات در #حکومت_اسلامی، آنچنان که میرحسین به نیکی آورد، «انتخاباتهای تحقیرآمیز و مهندسیشده و تصمیمات پشتپرده» است. عزت نفس ما، مجال نمیدهد تن به این رویههای تحقیرآمیز بدهیم.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘صندوق رأی و دولت شبهمدرن
✍🏻 #اریک
🍂 در بین همه چیزهایی که داعش شیعه، اونا رو به نهایت ابتذال کشوند، مسخرهبازی با صندوق رأی، ایدۀ خودش نبود؛ چون کپیرایتش در اختیار پهلویهاست. درسته که امروز، خیلی بسطیافتهتر شده، مثل همۀ چیزهایی که در طول زمان و در فقدان هر نوع بازدارنده، بسط پیدا میکنند، و درسته که طعمدهندههای مذهبی (خواب دیدم امام زمان پابرهنه میدوید سمت صندوق) بش اضافه شدهاند؛ اما اصل داستان در دورۀ پهلوی شکل پیدا کرد. این تصور که آخوند فقط وزارت اطلاعات و سپس اطلاعات سپاه رو از ساواک کپی کرد، خوشخیالانه است. آخوند در خیلی چیزهای دیگه الگویی جز استانداردهای دورۀ پهلوی نداشت. شاه حتی نظام تکحزبی رو هم به ابتذال کشونده بود، و تکحزب اختراعی-دستوری ایشون، اختیارات یک تکحزب عرفی در دنیای مدرن رو هم نداشت.
🍂 اینکه رأی یک آخوند که میخواد وارد مجلس بشه رو نشمرند، و بعد بش بگن برو یه شهر کوچکتر تا اونجا رأی بیاری، تا اونجا هم نشمرند و بعد بگن تو شهرهای کوچک هم رأی نداری، اختراع دورۀ پهلوی بود. اینکه اون آخوند مرتجع بود، تغییری در اصل قضیه و اینکه روش کار چطور بوده، ایجاد نمیکنه. کار جمهوری درو کردن مرتجعین نیست. کارش ایجاد ساز و کاریه که بقیه بتونند در برابرشون قرار بگیرند، بدون اینکه از سر کسی خون بیاد. حتی این فکر که بشه ایران رو منزه از مرتجع کرد، یک رویاست. مشکل ما این نیست که مرتجع نماینده دارد؛ مشکل ما اینه که ما نمایندهای در برابر نماینده مرتجع نداریم، و اگه داشته باشیم، قدرتی براش تعریف نشده. و گرنه چطور ممکنه کشوری مثل ایران که هزاران ساله درگیر مخدرات ذهنی بوده رو از ارتجاع تخلیه کرد؟
🍂 اینکه یک نفر بشینه اون بالا و بگه پارلمان باید به این شکل باشد، و به آن شکل نباشد، اختراع پهلویها، و ساخته و پرداختۀ اونهاست. و چنان این ابتذال رو تثبیت کرده بودند که وقتی آخوند تهی از هرگونه نرمافزار سیاسی، به قدرت رسید، کلا هیچ گزینهای جز اینکه همون رو ادامه بده، نداشت. این تثبیتشدگی تا حدی بود که خمینی هم جدی میگرفتش، و گرنه وقتی قرار شد زنها هم رأی بدن، نامه نمیزد و وامحمدا سرنمیداد. همینکه از رأی زن میترسید، برای این بود که باورش شده بود پارلمانی وجود داره، و انتخاباتی وجود داره، و یه چیزهایی هست خلاصه. برای همینهاست که باید خمینی رو «مرتجع دوره پهلوی» نوشت، نه یک مرتجع عرفی حوزه که قرنهاست انواع و اقسامش در ایران وجود داشته. چون مهمه که تحت تأثیر جعلیات پهلوی بودنش، ذکر بشه.
🍂 برای پیشبینی گسترش دراز کردن پای نهاد قدرت از گلیم خودش، نه باید به نطقها گوش داد، نه به قسم و آیهها. فقط باید دقت کرد که چیدمان موانع سرراهش چه شکلی دارند، و اصلا وجود دارند یا ندارند.
🍂 چه مانعی سر راه شاه پهلوی وجود داشت تا پارلمان و خود انتخابات به هر منظوری رو مفتضحتر و مبتذلتر از همونی که بود نکنه؟ در برابر ترامپ، هفتخوانی از موانع وجود داشت، و همون لایۀ اولش کار کرد و دمش رو چیدند (بدون اینکه حقش ضایع شده باشه؛ چون دوباره در رقابت شرکت داره). با این حال، آمریکاییها نگران اینند که نکنه بعدا کسی با انگیزههای فاشیستی بتونه عبور کنه؟ اما پهلویست از ما میخواد باور کنیم، علیرغم فقدان هر نوع مانعی در برابر شاه، اگه انقلاب رخ نمیداد، شاه در برابر جمهور و جمهوریت سر-به-زیرتر میشد!
🍂 مضحک اینه که در اواخر دورۀ قاجار، که شاهِ وقت کوچکترین ترهای برای حقوق رعیت خرد نمیکرد، با همون پارلمان فکستنی اولیه، موانع بیشتری ایجاد شده بود؛ با اینکه همهچیز خیلی بدویتر بود.
🍂 در دورۀ قاجار، نه فقط در واردات نهادهای دموکراتیک، و مفاهیم همراهش، بلکه در واردات همهچیز دیگه، صادقانهتر بودیم. به محض اینکه غول گندهگوزی ایرانی بیدار شد و فکر کردیم کسی هستیم، تمام وارداتمون به سم تبدیل شدند، و همشون به نسخههای فیک و جعلی غرب تبدیل شدند؛ مثلا، به حداقل صدسال واردات معلم و استاد خارجی نیاز داشتیم، اما تا پول دستمون اومد، یه سری رو فرستادیم اروپا تا به عنوان معلم برگردند. جامعۀ چوپونی رو باید آدم حسابیها وارد دنیای مدرن میکردند، نه تعدادی چوپونزاده که تازه بعد از تحصیلات عالیهشون، و بعد از به دست گرفتن جریان سیاسی و مدیریتی مملکت، مشخص بشه چه بیماریهای روانی و انحرافات فکری داشتهاند.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
✍🏻 #اریک
🍂 در بین همه چیزهایی که داعش شیعه، اونا رو به نهایت ابتذال کشوند، مسخرهبازی با صندوق رأی، ایدۀ خودش نبود؛ چون کپیرایتش در اختیار پهلویهاست. درسته که امروز، خیلی بسطیافتهتر شده، مثل همۀ چیزهایی که در طول زمان و در فقدان هر نوع بازدارنده، بسط پیدا میکنند، و درسته که طعمدهندههای مذهبی (خواب دیدم امام زمان پابرهنه میدوید سمت صندوق) بش اضافه شدهاند؛ اما اصل داستان در دورۀ پهلوی شکل پیدا کرد. این تصور که آخوند فقط وزارت اطلاعات و سپس اطلاعات سپاه رو از ساواک کپی کرد، خوشخیالانه است. آخوند در خیلی چیزهای دیگه الگویی جز استانداردهای دورۀ پهلوی نداشت. شاه حتی نظام تکحزبی رو هم به ابتذال کشونده بود، و تکحزب اختراعی-دستوری ایشون، اختیارات یک تکحزب عرفی در دنیای مدرن رو هم نداشت.
🍂 اینکه رأی یک آخوند که میخواد وارد مجلس بشه رو نشمرند، و بعد بش بگن برو یه شهر کوچکتر تا اونجا رأی بیاری، تا اونجا هم نشمرند و بعد بگن تو شهرهای کوچک هم رأی نداری، اختراع دورۀ پهلوی بود. اینکه اون آخوند مرتجع بود، تغییری در اصل قضیه و اینکه روش کار چطور بوده، ایجاد نمیکنه. کار جمهوری درو کردن مرتجعین نیست. کارش ایجاد ساز و کاریه که بقیه بتونند در برابرشون قرار بگیرند، بدون اینکه از سر کسی خون بیاد. حتی این فکر که بشه ایران رو منزه از مرتجع کرد، یک رویاست. مشکل ما این نیست که مرتجع نماینده دارد؛ مشکل ما اینه که ما نمایندهای در برابر نماینده مرتجع نداریم، و اگه داشته باشیم، قدرتی براش تعریف نشده. و گرنه چطور ممکنه کشوری مثل ایران که هزاران ساله درگیر مخدرات ذهنی بوده رو از ارتجاع تخلیه کرد؟
🍂 اینکه یک نفر بشینه اون بالا و بگه پارلمان باید به این شکل باشد، و به آن شکل نباشد، اختراع پهلویها، و ساخته و پرداختۀ اونهاست. و چنان این ابتذال رو تثبیت کرده بودند که وقتی آخوند تهی از هرگونه نرمافزار سیاسی، به قدرت رسید، کلا هیچ گزینهای جز اینکه همون رو ادامه بده، نداشت. این تثبیتشدگی تا حدی بود که خمینی هم جدی میگرفتش، و گرنه وقتی قرار شد زنها هم رأی بدن، نامه نمیزد و وامحمدا سرنمیداد. همینکه از رأی زن میترسید، برای این بود که باورش شده بود پارلمانی وجود داره، و انتخاباتی وجود داره، و یه چیزهایی هست خلاصه. برای همینهاست که باید خمینی رو «مرتجع دوره پهلوی» نوشت، نه یک مرتجع عرفی حوزه که قرنهاست انواع و اقسامش در ایران وجود داشته. چون مهمه که تحت تأثیر جعلیات پهلوی بودنش، ذکر بشه.
🍂 برای پیشبینی گسترش دراز کردن پای نهاد قدرت از گلیم خودش، نه باید به نطقها گوش داد، نه به قسم و آیهها. فقط باید دقت کرد که چیدمان موانع سرراهش چه شکلی دارند، و اصلا وجود دارند یا ندارند.
🍂 چه مانعی سر راه شاه پهلوی وجود داشت تا پارلمان و خود انتخابات به هر منظوری رو مفتضحتر و مبتذلتر از همونی که بود نکنه؟ در برابر ترامپ، هفتخوانی از موانع وجود داشت، و همون لایۀ اولش کار کرد و دمش رو چیدند (بدون اینکه حقش ضایع شده باشه؛ چون دوباره در رقابت شرکت داره). با این حال، آمریکاییها نگران اینند که نکنه بعدا کسی با انگیزههای فاشیستی بتونه عبور کنه؟ اما پهلویست از ما میخواد باور کنیم، علیرغم فقدان هر نوع مانعی در برابر شاه، اگه انقلاب رخ نمیداد، شاه در برابر جمهور و جمهوریت سر-به-زیرتر میشد!
🍂 مضحک اینه که در اواخر دورۀ قاجار، که شاهِ وقت کوچکترین ترهای برای حقوق رعیت خرد نمیکرد، با همون پارلمان فکستنی اولیه، موانع بیشتری ایجاد شده بود؛ با اینکه همهچیز خیلی بدویتر بود.
🍂 در دورۀ قاجار، نه فقط در واردات نهادهای دموکراتیک، و مفاهیم همراهش، بلکه در واردات همهچیز دیگه، صادقانهتر بودیم. به محض اینکه غول گندهگوزی ایرانی بیدار شد و فکر کردیم کسی هستیم، تمام وارداتمون به سم تبدیل شدند، و همشون به نسخههای فیک و جعلی غرب تبدیل شدند؛ مثلا، به حداقل صدسال واردات معلم و استاد خارجی نیاز داشتیم، اما تا پول دستمون اومد، یه سری رو فرستادیم اروپا تا به عنوان معلم برگردند. جامعۀ چوپونی رو باید آدم حسابیها وارد دنیای مدرن میکردند، نه تعدادی چوپونزاده که تازه بعد از تحصیلات عالیهشون، و بعد از به دست گرفتن جریان سیاسی و مدیریتی مملکت، مشخص بشه چه بیماریهای روانی و انحرافات فکری داشتهاند.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @anarchonomy
نقدآگین
@Naqdagin – عراق - سوریه - پاکستان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
E1 1776
@Naqdagin
🎧 انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا، از تقلب گسترده تا تسخیر کنگره
— اپیزود یکم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#پادکستکش #سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
— اپیزود یکم پادکستِ 1776
🎙#رضا_عامری
#پادکستکش #سیاست #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Podcast1776
Telegram
نقدآگین
🎧 چرا رژیمهای توتالیتر به «انتخابات» نیاز دارند؟
🎙#مهدی_خلجی
🍂 یک نکته در سخنان مهدی خلجی جای چون و چرای جدی دارد و آن اینکه، «آمار مشارکت پایین» در ذیل حکومتی مثل جمهوری لائیک فرانسه با #حکومت_اسلامی، ابدا واجد یک معنای مشابه نیست.
🍂 در فرانسه و دیگر دموکراسیهای غربی، اگر مشارکت پایین است، چون حقوق اولیه و زندگی روزمرۀ مردم به انتخابات گره نخورده (که عدهای حامی مثلا بهزور حجاب کردن بر سر زنان باشند، یا بخواهند پیروانِ باوری غیرمسیحیت را از حضور در دانشگاهها یا مقامات سیاسی باز دارند و...) و مهمترین ابزار تغییر سیاستها نیز برای مردم، «صندوق رای» نیست. احزاب با آزادیِ کامل فعالاند؛ روزنامهنگاران و رسانهها آزادانه در کشور خودشان فعالیت میکنند و هر مقام و مذهب و ایدئولوژی و کلیت نظام سیاسی را نقد میکنند؛ قوۀ قضاییه مستقل وجود دارد که پاسخگوی شکایت هر شهروندی از هر مقامی است و برای اشخاص یا صنفی خاص، هالۀ قدسی و مصونیت ابدی و دادگاه ویژه قائل نیست؛ امکان تجمع اعتراضیِ آزاد و امن در هر نقطۀ شهر وجود دارد و... .
🍂 در فرانسه، هیچ نوع محدودیتی برای استخدام کارمندان ادارات و کارگران، با تفتیش عقاید مذهبیشان، یا با بررسی اینکه آیا در انتخاباتی شرکت کردهاند یا خیر، وجود ندارد، اما در ذیل حکومت اسلامی، جدا از اینکه همۀ اینها وارونه است، از بالاترین مقام مذهبی-سیاسی حکومت تا امامان جمعه و امامان مساجد، رفتن به سر صندوق را معادلِ اقامۀ نماز (واجب شرعی و ستون دین مسلمانان) میدانند و عدم مشارکت در این بازی و نمایش رسوا را، گناه کبیره (عدم عمل به فرمان امام زمان عینی و خدای متجسمِ حکومت اسلامی و عدم اطاعت و عبادت او) معرفی میکنند. همچنین در ذیل حکومت اسلامی، عدهای تا سطحِ استاد دانشگاه وجود دارند که هرچند خود را در جبهۀ مردم نشان میدهند، دشمن اصلی را کلیتِ تمدنِ غرب و آمریکا و... جلوه میدهند، و هر نوبت با تاکتیکِ ترساندن مردم از دشمنهای فرضی و حوادثی در آینده یا امکانِ کرۀ شمالیتر شدن، آنها را به بیعت ذلیلانه با نظام خلیفگی، بهاسم «روزنهگشایی» میخوانند.
🍂 آمار پایین مشارکت (ولو با تخلف و آمارسازی اعلام عمومی نشود) در ذیل حاکمیت توتالیتر اسلامی، یعنی عملا بخش عمدهای از جامعه، به بلوغ حداقلی و فردیت در تصمیمگیری رسیدهاند؛ یا آنچنان دیندار نیستند یا دینشان فردیست و آن را از حکومت و بلندگوهای همهجا حاضرِ علنی و غیرعلنی آن نمیگیرند، و با ابزارِ دین و خدا و پیغمبر و انواع تهدیدهای عینی و ماورایی و انتزاعی، حاضر نمیشوند تن به بازیچه بودن و عروسکِ صحنهآرایی الیگارشی مافیایی حاکم شدن، بدهند. در نتیجه، برخلاف کشورهای غربی، آمار پایین مشارکت در ذیل چنین حاکمیتی، که بالاترین مقامات آن، نفس حضور سر صندوق، ولو با رای سفید و باطله، را «تایید نظام سیاسی» میدانند، بهمعنای «عدم مشروعیت نظام سیاسی» مستقر و نوعی «شکست در رفراندوم» است.
🍂 چنین عملی، کنشی انقلابی نیست، اما مقدمۀ هر کنش جدی پس از آن خواهد بود. بدون سوژهای که این حداقلها را نیز نتواند تشخیص دهد و بر اساس فهم و ارزشهای فردیاش، با شجاعت، مقاومت کند، امکان کنشهای جدیترِ آتی نیز نخواهد بود.
#سیاست #نقد_رسانه #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مهدی_خلجی
🍂 یک نکته در سخنان مهدی خلجی جای چون و چرای جدی دارد و آن اینکه، «آمار مشارکت پایین» در ذیل حکومتی مثل جمهوری لائیک فرانسه با #حکومت_اسلامی، ابدا واجد یک معنای مشابه نیست.
🍂 در فرانسه و دیگر دموکراسیهای غربی، اگر مشارکت پایین است، چون حقوق اولیه و زندگی روزمرۀ مردم به انتخابات گره نخورده (که عدهای حامی مثلا بهزور حجاب کردن بر سر زنان باشند، یا بخواهند پیروانِ باوری غیرمسیحیت را از حضور در دانشگاهها یا مقامات سیاسی باز دارند و...) و مهمترین ابزار تغییر سیاستها نیز برای مردم، «صندوق رای» نیست. احزاب با آزادیِ کامل فعالاند؛ روزنامهنگاران و رسانهها آزادانه در کشور خودشان فعالیت میکنند و هر مقام و مذهب و ایدئولوژی و کلیت نظام سیاسی را نقد میکنند؛ قوۀ قضاییه مستقل وجود دارد که پاسخگوی شکایت هر شهروندی از هر مقامی است و برای اشخاص یا صنفی خاص، هالۀ قدسی و مصونیت ابدی و دادگاه ویژه قائل نیست؛ امکان تجمع اعتراضیِ آزاد و امن در هر نقطۀ شهر وجود دارد و... .
🍂 در فرانسه، هیچ نوع محدودیتی برای استخدام کارمندان ادارات و کارگران، با تفتیش عقاید مذهبیشان، یا با بررسی اینکه آیا در انتخاباتی شرکت کردهاند یا خیر، وجود ندارد، اما در ذیل حکومت اسلامی، جدا از اینکه همۀ اینها وارونه است، از بالاترین مقام مذهبی-سیاسی حکومت تا امامان جمعه و امامان مساجد، رفتن به سر صندوق را معادلِ اقامۀ نماز (واجب شرعی و ستون دین مسلمانان) میدانند و عدم مشارکت در این بازی و نمایش رسوا را، گناه کبیره (عدم عمل به فرمان امام زمان عینی و خدای متجسمِ حکومت اسلامی و عدم اطاعت و عبادت او) معرفی میکنند. همچنین در ذیل حکومت اسلامی، عدهای تا سطحِ استاد دانشگاه وجود دارند که هرچند خود را در جبهۀ مردم نشان میدهند، دشمن اصلی را کلیتِ تمدنِ غرب و آمریکا و... جلوه میدهند، و هر نوبت با تاکتیکِ ترساندن مردم از دشمنهای فرضی و حوادثی در آینده یا امکانِ کرۀ شمالیتر شدن، آنها را به بیعت ذلیلانه با نظام خلیفگی، بهاسم «روزنهگشایی» میخوانند.
🍂 آمار پایین مشارکت (ولو با تخلف و آمارسازی اعلام عمومی نشود) در ذیل حاکمیت توتالیتر اسلامی، یعنی عملا بخش عمدهای از جامعه، به بلوغ حداقلی و فردیت در تصمیمگیری رسیدهاند؛ یا آنچنان دیندار نیستند یا دینشان فردیست و آن را از حکومت و بلندگوهای همهجا حاضرِ علنی و غیرعلنی آن نمیگیرند، و با ابزارِ دین و خدا و پیغمبر و انواع تهدیدهای عینی و ماورایی و انتزاعی، حاضر نمیشوند تن به بازیچه بودن و عروسکِ صحنهآرایی الیگارشی مافیایی حاکم شدن، بدهند. در نتیجه، برخلاف کشورهای غربی، آمار پایین مشارکت در ذیل چنین حاکمیتی، که بالاترین مقامات آن، نفس حضور سر صندوق، ولو با رای سفید و باطله، را «تایید نظام سیاسی» میدانند، بهمعنای «عدم مشروعیت نظام سیاسی» مستقر و نوعی «شکست در رفراندوم» است.
🍂 چنین عملی، کنشی انقلابی نیست، اما مقدمۀ هر کنش جدی پس از آن خواهد بود. بدون سوژهای که این حداقلها را نیز نتواند تشخیص دهد و بر اساس فهم و ارزشهای فردیاش، با شجاعت، مقاومت کند، امکان کنشهای جدیترِ آتی نیز نخواهد بود.
#سیاست #نقد_رسانه #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin