Telegram
نقدآگین
📘پاسخ ۱۰ پرسش پیرامون ایران
(۱/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش نخست- «مزدا» به چه معناست؟
معنی راستین واژۀ «مزدا» به چم «خدای ماه» است. واژۀ «مزدا» از دو پاره ساخته شدهاست. پارۀ نخست «مز» به چمِ «ماه» است که در زبان پارسی باستان، این معنا بهجا مانده و پارۀ دوم «دا» به چم «خدا» یا «مادر» است.
ماه در نزد ایرانیان، اینهمانی با «سیمرغِ خدا» داشت و فروزههایی چون چراغ سپهر و چشمه سیماب و خاتون و اَروس و بانوی آسمان را به آن دادهبودند.
بابلیها آن را «سین» میخواندند و در اوستا نامش «سئنا»ست و در زبانهای ایرانی، سیمرغ را «سیمر» یا «سیرنگ» و یا «سین» نیز میگویند.
در نزد نیاکانمان، ماه جایگاهِ خوشۀ همه تخمها و یا جانها بودهاست. سیمرغ هم که در داستانهای ایرانی، بر فرازِ درخت «همۀ تخمه» نشسته، خودش خوشۀ همه جانهاست که خودافشانی میکند و به جهان، جان تازهای میبخشد.
پرسش دوم- آیا از واژۀ اهورا مزدا در گاتاهای زرتشت نام برده شدهاست؟
خیر در گاتها از نامهایی چون مزدا، اهورا، مزدا اهورا نام برده شده و آمیزۀ اهورامزدا ( خداوند بزرگ و یگانه یا دانای بیهمتا) ساختۀ ملاموبدهای زرتشتی دوران ساسانی بودهاست.
پرسش سوم- آیا واژۀ «اهورا» تنها ویژۀ «مزدا» است یا برای دیگر خدایان ایران نیز بکار برده می شد؟
واژۀ «اهورا» ویژۀ «مزدا» نیست. «اهورا» برای «وای» (وات= واد =باد =سیمرغ)، برای «آرمیتی» (مادر زمین)، برای «اشا» ( آرتا اَرتا)، برای «سپنتامینو»، برای «هَوروتات» (خرداد: خوشزیستی)، و «امرتات» (امرداد: دیرزیستی) نیز بهکار رفتهاست.
پرسش چهارم- واژه هما که نگارههایش در دوران دودمان هخامنشی بر روی دیوارها یا تندیسها کَنده میشد و روی درفشها انگاشته میشد، به چه معناست؟
واژۀ «هما» در زبان پارسی باستان «هومایا» بودهاست که به چم «خوشبختی و خوبی» است. در زبان کردی «هوما» یا «هما» به چم «خدا» یا «پرندۀ نیکبختی» است که همان «سیمرغ» میباشد. سیمرغ «خدایِ آوا و آهنگ، خدای رنگارنگی و زیبایی و غنا، خدای خوشبختی، خدای مهر، خدای تازگی و خدای پیکار با آزاردهندگان جانها» بودهاست.
پرسش پنجم- آیا داستان جمشید (یم) در «اوستا» کهن تر از «ریگی ودا» است؟
آری، در «اوستا» جمشید فرمانروای بهشت است و در «ریگی ودا» فرمانروای جهان مردگان. جمشید با اندیشیدن (منیدن) و کارِ سازندۀ خویش، گیتی را بهشت میسازد. جمشید نخستین انسان است که یزدانشناسی زرتشتی به جایش «کیومرس» را میگذارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش نخست- «مزدا» به چه معناست؟
معنی راستین واژۀ «مزدا» به چم «خدای ماه» است. واژۀ «مزدا» از دو پاره ساخته شدهاست. پارۀ نخست «مز» به چمِ «ماه» است که در زبان پارسی باستان، این معنا بهجا مانده و پارۀ دوم «دا» به چم «خدا» یا «مادر» است.
ماه در نزد ایرانیان، اینهمانی با «سیمرغِ خدا» داشت و فروزههایی چون چراغ سپهر و چشمه سیماب و خاتون و اَروس و بانوی آسمان را به آن دادهبودند.
بابلیها آن را «سین» میخواندند و در اوستا نامش «سئنا»ست و در زبانهای ایرانی، سیمرغ را «سیمر» یا «سیرنگ» و یا «سین» نیز میگویند.
در نزد نیاکانمان، ماه جایگاهِ خوشۀ همه تخمها و یا جانها بودهاست. سیمرغ هم که در داستانهای ایرانی، بر فرازِ درخت «همۀ تخمه» نشسته، خودش خوشۀ همه جانهاست که خودافشانی میکند و به جهان، جان تازهای میبخشد.
پرسش دوم- آیا از واژۀ اهورا مزدا در گاتاهای زرتشت نام برده شدهاست؟
خیر در گاتها از نامهایی چون مزدا، اهورا، مزدا اهورا نام برده شده و آمیزۀ اهورامزدا ( خداوند بزرگ و یگانه یا دانای بیهمتا) ساختۀ ملاموبدهای زرتشتی دوران ساسانی بودهاست.
پرسش سوم- آیا واژۀ «اهورا» تنها ویژۀ «مزدا» است یا برای دیگر خدایان ایران نیز بکار برده می شد؟
واژۀ «اهورا» ویژۀ «مزدا» نیست. «اهورا» برای «وای» (وات= واد =باد =سیمرغ)، برای «آرمیتی» (مادر زمین)، برای «اشا» ( آرتا اَرتا)، برای «سپنتامینو»، برای «هَوروتات» (خرداد: خوشزیستی)، و «امرتات» (امرداد: دیرزیستی) نیز بهکار رفتهاست.
پرسش چهارم- واژه هما که نگارههایش در دوران دودمان هخامنشی بر روی دیوارها یا تندیسها کَنده میشد و روی درفشها انگاشته میشد، به چه معناست؟
واژۀ «هما» در زبان پارسی باستان «هومایا» بودهاست که به چم «خوشبختی و خوبی» است. در زبان کردی «هوما» یا «هما» به چم «خدا» یا «پرندۀ نیکبختی» است که همان «سیمرغ» میباشد. سیمرغ «خدایِ آوا و آهنگ، خدای رنگارنگی و زیبایی و غنا، خدای خوشبختی، خدای مهر، خدای تازگی و خدای پیکار با آزاردهندگان جانها» بودهاست.
پرسش پنجم- آیا داستان جمشید (یم) در «اوستا» کهن تر از «ریگی ودا» است؟
آری، در «اوستا» جمشید فرمانروای بهشت است و در «ریگی ودا» فرمانروای جهان مردگان. جمشید با اندیشیدن (منیدن) و کارِ سازندۀ خویش، گیتی را بهشت میسازد. جمشید نخستین انسان است که یزدانشناسی زرتشتی به جایش «کیومرس» را میگذارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاسخ ۱۰ پرسش پیرامون ایران
(۲/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش ششم- ایرانیان «کوه» را به چیزی اینهمانی میدادند؟
ایرانیان در روزگار بسیار کهن، کوه را با «نی» اینهمانی میدادند. ردپای این اندیشه در واژگان ما به جا ماندهاست. برای نمونه، در زبان پارسیِ باستان، «کئوفا» و در زبان پهلوی کوپ (کوف) به چم کوه است و کوپ همچنین به چم «نی» نیز است.
واژۀ شخ یا شاخ نیر که کوه و فراز کوه باشد، همان شاخ یا شاخه است. ایرانیان همۀ رُستنیها و شاخ جانوران را اینهمانی با «نی» میدادند.
پرسش هفتم- درباره ریشۀ واژۀ «بت» برایمان سخن بگویبد.
واژۀ «بت» در اوستا در ریختار «بوئیتی» که نام دیوی بوده، سه بار بکار برده شدهاست. در زبان سانسکریت «بوتا» شبح است. شبح همان «شه وه » در زبان کردی است که زنخدای ایران بوده که به «جنِ نوزادکش» دگرگونش کردند. «شه وه» همچنین به چم «شب» است که شب و سیاهی مادینهاند. بت را «صنم» نیز میگفتند که همان سن یا سیمرغ است که در آخرش بندواژۀ (حرف) «م» افزوده شده است. «صنم» به چم معشوق یا دلبر یا جانان یا دوست است که همه آنها زابهای ( صفت های) خدای ایران، سیمرغ بودهاند.
پرسش هشتم- آیا در «بابل و سومر»، تمدن و فرهنگ کاملا جدا از پشتۀ «ایران» شکل گرفتهبود؟
خیر، «میتانیها» از ۲۲۹۰ تا ۲۲۰۸ پیش از میلاد، نزدیک به ۲۰۹ سال در «سومر» فرمانروایی کردند و قانونهای ناپسند بردهداریِ سومریان را دگرگون ساختند و «کاسیها» هم نزدیک ۱۵۰ سال از نزدیک ۱۵۵۰ تا ۱۳۹۰ پیش از میلاد، بر بابل فرمانروایی کردند.
هر دوی این دودمانها از ایرانیان بودند. برخی تاریخنگاران بر این باورند که میتانیها از کوههای میتان، در جنوب خاوری ایران، بودند، در هنگامی که دیگر پژوهشگران بر این باورند که این دودمانها از باختر ایران بودند که سپس به سومر مهاجرت کردهاند. کاسیها نیز ایرانیانی بودند که از زاگرس در باختر ایران، به بابل آمدند و فرهنگ و هنر و رازگری (معماری) و قانونهای این سرزمین را دگرگون کردند. کوروش بزرگ، نزدیک دویست و بیست سال پس از سرنگونی دودمان کاسی در بابل، دوباره در سال ۵۳۰ پیش از میلاد به بابل چیره شد.
پرسش نهم - آیا «عقاب» همان «عنقا» یا «سیمرغ» است؟
عقاب (شهباز= شاه پرندگان) را عنقا (سیمرغ) نیز می خواندند. عق (آب) و عنق (گردن=نی) از همین خانواده هستند. عنقا باید عربیشدۀ واژۀ «انگا» باشد که هم «نی» است و هم شیره و ژد درون نی. در عرفان نیز به عقل نخستین که «قلم» (=نی) باشد، عقاب میگفتند؛ چراکه عقاب بالاروترین پرندگان است ( تعریفهای جرجانی). به عقاب اُل یا اُلَه نیز میگفتند که نامهای دیگر سیمرغ است. در زبانهای ایرانی به عقاب که اینهمانی با سیمرغ داده میشد، «دال» یا «دالمن» نیز میگفتند، از اینرو بود که سومریان ایران را «دیلمون» یعنی آشیانۀ سیمرغ مینامیدند.
پرسش دهم- «هخامنش» به چه معناست؟
هخا به چم «دوستدار» است و «منش»به چمِ اندیشه است. هخامنش یعنی دوستدار اندیشه. یا به گفتۀ دیگر، کسانی که در دوستی و مهر میاندیشیدند. در نوشتههای تاریخنگاران یونانیتبار، دربارۀ سردودمان هخامنشیان، «هخامنش» آمده که او در آشیانه شهباز (یا سیمرغ) پرورش پیدا میکند.
#ایران #اسطورهشناسی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #شهرام_مهرافروز
پرسش ششم- ایرانیان «کوه» را به چیزی اینهمانی میدادند؟
ایرانیان در روزگار بسیار کهن، کوه را با «نی» اینهمانی میدادند. ردپای این اندیشه در واژگان ما به جا ماندهاست. برای نمونه، در زبان پارسیِ باستان، «کئوفا» و در زبان پهلوی کوپ (کوف) به چم کوه است و کوپ همچنین به چم «نی» نیز است.
واژۀ شخ یا شاخ نیر که کوه و فراز کوه باشد، همان شاخ یا شاخه است. ایرانیان همۀ رُستنیها و شاخ جانوران را اینهمانی با «نی» میدادند.
پرسش هفتم- درباره ریشۀ واژۀ «بت» برایمان سخن بگویبد.
واژۀ «بت» در اوستا در ریختار «بوئیتی» که نام دیوی بوده، سه بار بکار برده شدهاست. در زبان سانسکریت «بوتا» شبح است. شبح همان «شه وه » در زبان کردی است که زنخدای ایران بوده که به «جنِ نوزادکش» دگرگونش کردند. «شه وه» همچنین به چم «شب» است که شب و سیاهی مادینهاند. بت را «صنم» نیز میگفتند که همان سن یا سیمرغ است که در آخرش بندواژۀ (حرف) «م» افزوده شده است. «صنم» به چم معشوق یا دلبر یا جانان یا دوست است که همه آنها زابهای ( صفت های) خدای ایران، سیمرغ بودهاند.
پرسش هشتم- آیا در «بابل و سومر»، تمدن و فرهنگ کاملا جدا از پشتۀ «ایران» شکل گرفتهبود؟
خیر، «میتانیها» از ۲۲۹۰ تا ۲۲۰۸ پیش از میلاد، نزدیک به ۲۰۹ سال در «سومر» فرمانروایی کردند و قانونهای ناپسند بردهداریِ سومریان را دگرگون ساختند و «کاسیها» هم نزدیک ۱۵۰ سال از نزدیک ۱۵۵۰ تا ۱۳۹۰ پیش از میلاد، بر بابل فرمانروایی کردند.
هر دوی این دودمانها از ایرانیان بودند. برخی تاریخنگاران بر این باورند که میتانیها از کوههای میتان، در جنوب خاوری ایران، بودند، در هنگامی که دیگر پژوهشگران بر این باورند که این دودمانها از باختر ایران بودند که سپس به سومر مهاجرت کردهاند. کاسیها نیز ایرانیانی بودند که از زاگرس در باختر ایران، به بابل آمدند و فرهنگ و هنر و رازگری (معماری) و قانونهای این سرزمین را دگرگون کردند. کوروش بزرگ، نزدیک دویست و بیست سال پس از سرنگونی دودمان کاسی در بابل، دوباره در سال ۵۳۰ پیش از میلاد به بابل چیره شد.
پرسش نهم - آیا «عقاب» همان «عنقا» یا «سیمرغ» است؟
عقاب (شهباز= شاه پرندگان) را عنقا (سیمرغ) نیز می خواندند. عق (آب) و عنق (گردن=نی) از همین خانواده هستند. عنقا باید عربیشدۀ واژۀ «انگا» باشد که هم «نی» است و هم شیره و ژد درون نی. در عرفان نیز به عقل نخستین که «قلم» (=نی) باشد، عقاب میگفتند؛ چراکه عقاب بالاروترین پرندگان است ( تعریفهای جرجانی). به عقاب اُل یا اُلَه نیز میگفتند که نامهای دیگر سیمرغ است. در زبانهای ایرانی به عقاب که اینهمانی با سیمرغ داده میشد، «دال» یا «دالمن» نیز میگفتند، از اینرو بود که سومریان ایران را «دیلمون» یعنی آشیانۀ سیمرغ مینامیدند.
پرسش دهم- «هخامنش» به چه معناست؟
هخا به چم «دوستدار» است و «منش»به چمِ اندیشه است. هخامنش یعنی دوستدار اندیشه. یا به گفتۀ دیگر، کسانی که در دوستی و مهر میاندیشیدند. در نوشتههای تاریخنگاران یونانیتبار، دربارۀ سردودمان هخامنشیان، «هخامنش» آمده که او در آشیانه شهباز (یا سیمرغ) پرورش پیدا میکند.
#ایران #اسطورهشناسی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – ورود منجی از اساطیر به ادیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘تکخدایی، آغازِ بدویت و جاهلیت
✍🏻 دکتر #منوچهر_جمالی
🍂 اينکه پنداشته میشود که مردمان در گذشته، بسيار بدوی و خام و ساده میانديشيدهاند، بهکلی غلط است. درست اين مائيم که نمیتوانيم اين پيچيدگیهای فکری آنها را دنبال کنيم و اين ضعف خود را با اتهام و زشتسازی اينکه همۀ اينها «خرافه واسطوره»اند، جبران میکنيم و پشتپا به انديشههای مردمی و متعالی آنها میزنيم.
🍂 انسان و خدا وجودی هستند که هم در زمان میرويند و هم در زمان زائيده میشوند و بههم پيوسته میشوند و به همديگر تحول میيابند، و هم در آسمان شعلهور میشوند و جامۀ شعله میپوشند. همانگاه که درخت میشوند، شعلۀ آتش نيز میشوند که به فراز میيازند (سرفراز میشود) و هم انسانی میشوند که قد میکشند.
🍂 اين است که «تخم» اينهمانی با حبۀ آتش و همچنين با نطفه و همچنين با نای (=تبا = tva = tum=تخم) دارد که آتشگيره است، و خودِ واژۀ «آتش» که در کردی «تشه» است، بهمعنایِ «دوک = دوخ = نی» هم هست.
🍂 پشت کردن به فرهنگِ چندخدائی و پیدایش اديان توحيدی، و رويکرد به اديان توحيدی، درست برای «بدوی بودنِ» اديان توحيدی بودهاست؛ چون از غنا و پيچيدگیِ چندخدائی میگريختند.
🍂 در واقع، اديان توحيدی هستند که همۀ پديدهها را بینهايت بدوی و ساده میسازند؛ چون همۀ چيزها و وقایع را، تنها به «يک اراده» نسبت میدهند، و «یکرنگی» و «یکانديشگی» و «یکمعياری» و «وحدتِ کلمه» و «راه مستقيم واحد» و «ايمانِ انحصاری به يک خدا و معیار»، جانشينِ طيف رنگارنگ زندگی میشود؛ و تبعا، گلاويزی «زندگی رنگینکمانی» با فلسفۀ «يکرنگِ بیرنگ» دين توحيدی، فاجعه تاريخ انسانی میگردد.
🍂 ازاين رو نيز بر ضدِ «صورت داشتنِ يهوه و الله» و «رنگارنگ بودنِ خدا» هستند. با اديان توحیدی، بدويت فکری در تاريخ آغاز میگردد؛ چنانچه، کاستنِ همۀ پديدهها در يک سيستم فلسفی یا فکری نيز اوج بدويت فکری است.
🍂 هرچند همۀ چيزها در این اديان و سیستمهای فلسفی و مکتبی، بینهايت روشن میشوند، ولی همزمان با آن، زندگی و اخلاق، بینهايت بدوی و خشن میشود. حقيقت در «روشن شدن = يک معنايی شدن = مفهوم شدن» ، غنايش را از دست میدهد، و چنین حقيقتی، زندگی را فقیر و تنگ و بیرنگ و بیعمق میسازد. تصوير «تخم که جداناپذير از خوشه» است، بر ضد بدويتِ «سادهسازی جهان» و بر ضد «بیرنگسازی رنگينکمانِ زندگی و اجتماع وتاريخ» است که با اديان توحيدی میآيد.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #منوچهر_جمالی
🍂 اينکه پنداشته میشود که مردمان در گذشته، بسيار بدوی و خام و ساده میانديشيدهاند، بهکلی غلط است. درست اين مائيم که نمیتوانيم اين پيچيدگیهای فکری آنها را دنبال کنيم و اين ضعف خود را با اتهام و زشتسازی اينکه همۀ اينها «خرافه واسطوره»اند، جبران میکنيم و پشتپا به انديشههای مردمی و متعالی آنها میزنيم.
🍂 انسان و خدا وجودی هستند که هم در زمان میرويند و هم در زمان زائيده میشوند و بههم پيوسته میشوند و به همديگر تحول میيابند، و هم در آسمان شعلهور میشوند و جامۀ شعله میپوشند. همانگاه که درخت میشوند، شعلۀ آتش نيز میشوند که به فراز میيازند (سرفراز میشود) و هم انسانی میشوند که قد میکشند.
🍂 اين است که «تخم» اينهمانی با حبۀ آتش و همچنين با نطفه و همچنين با نای (=تبا = tva = tum=تخم) دارد که آتشگيره است، و خودِ واژۀ «آتش» که در کردی «تشه» است، بهمعنایِ «دوک = دوخ = نی» هم هست.
🍂 پشت کردن به فرهنگِ چندخدائی و پیدایش اديان توحيدی، و رويکرد به اديان توحيدی، درست برای «بدوی بودنِ» اديان توحيدی بودهاست؛ چون از غنا و پيچيدگیِ چندخدائی میگريختند.
🍂 در واقع، اديان توحيدی هستند که همۀ پديدهها را بینهايت بدوی و ساده میسازند؛ چون همۀ چيزها و وقایع را، تنها به «يک اراده» نسبت میدهند، و «یکرنگی» و «یکانديشگی» و «یکمعياری» و «وحدتِ کلمه» و «راه مستقيم واحد» و «ايمانِ انحصاری به يک خدا و معیار»، جانشينِ طيف رنگارنگ زندگی میشود؛ و تبعا، گلاويزی «زندگی رنگینکمانی» با فلسفۀ «يکرنگِ بیرنگ» دين توحيدی، فاجعه تاريخ انسانی میگردد.
🍂 ازاين رو نيز بر ضدِ «صورت داشتنِ يهوه و الله» و «رنگارنگ بودنِ خدا» هستند. با اديان توحیدی، بدويت فکری در تاريخ آغاز میگردد؛ چنانچه، کاستنِ همۀ پديدهها در يک سيستم فلسفی یا فکری نيز اوج بدويت فکری است.
🍂 هرچند همۀ چيزها در این اديان و سیستمهای فلسفی و مکتبی، بینهايت روشن میشوند، ولی همزمان با آن، زندگی و اخلاق، بینهايت بدوی و خشن میشود. حقيقت در «روشن شدن = يک معنايی شدن = مفهوم شدن» ، غنايش را از دست میدهد، و چنین حقيقتی، زندگی را فقیر و تنگ و بیرنگ و بیعمق میسازد. تصوير «تخم که جداناپذير از خوشه» است، بر ضد بدويتِ «سادهسازی جهان» و بر ضد «بیرنگسازی رنگينکمانِ زندگی و اجتماع وتاريخ» است که با اديان توحيدی میآيد.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
سرمایهداری در اسلام؟
@Naqdagin
🎧 سرمایهداری در اسلام؟
— دکتر #موسی_غنینژاد و سرمایهداری اسلامی!
🎙جناب #اشکان | کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش»
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دکتر #موسی_غنینژاد و سرمایهداری اسلامی!
🎙جناب #اشکان | کانالِ یوتیوب «فلسفه و دانش»
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📅 ۱۲ فروردین، روزِ رای مردم در رفراندوم، به نظام سیاسیِ باورمند به «عدمِ قدرت تحلیل مردم» و «شر بودنِ رفراندوم» بهجهتِ «یتیم و صغیر و مجنون بودنِ مردم»
علی خامنهای (زبانِ الله):
🍂 در کتبِ فقها نوشتهاند که فقیه و حاکمِ جامعشرایط، ولایت دارد بر «یتیم و صغیر و مجنون»، آن هم وقتی سرپرستی نداشته باشند؛ وفقِ ولایت مطلقۀ فقیه، تمام ملت «صغیر و یتیم و مجنون» میباشند و باید زیرِ ولایت و سرپرستی فقیه باشند.
#در_چنین_روزی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
علی خامنهای (زبانِ الله):
«حرف مردم کجا است؟ خب مردم در همهی مسائل که حرف ندارند، [ضمناً] یک حرف ندارند؛ باید فکر کنند، مطالعه کنند. حرف مردم سازوکاری دارد. حرف مردم همین است که الان وجود دارد؛ یعنی یک نفر را به عنوان رئیسجمهور انتخاب میکنند؛ این حرف مردم است. یک عدهای را به عنوان نمایندهی مجلس انتخاب میکنند؛ این حرف مردم است. حرف مردم را اینجوری میشود فهمید دیگر.... کجای دنیا این کار را میکنند؟ مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است؟ مگر همهی مردمی که در رفراندوم باید شرکت کنند و شرکت میکنند، امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟ چطور میشود رفراندوم کرد، در مسائلی که تبلیغات میشود کرد، از همه طرف حرف میشود زد؟ اصلا یک کشور را شش ماه درگیر بحث و جدل و گفتگو و دوقطبیسازی میکنند برای اینکه یک مسئلهای رفراندوم بشود. در همهی مسائل رفراندوم بکنیم؟»
🍂 در کتبِ فقها نوشتهاند که فقیه و حاکمِ جامعشرایط، ولایت دارد بر «یتیم و صغیر و مجنون»، آن هم وقتی سرپرستی نداشته باشند؛ وفقِ ولایت مطلقۀ فقیه، تمام ملت «صغیر و یتیم و مجنون» میباشند و باید زیرِ ولایت و سرپرستی فقیه باشند.
#در_چنین_روزی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗پیشینۀ مختصری از همهپرسی
— از قرن ۱۳ سوئیس تا برگزیت
✍🏻 #جک_گودمن (روزنامهنگار در بخش راستیآزمایی بیبیسی)
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
منبع:
atlasobscura.com/articles/a-brief-history-of-the-referendum
#رفراندوم #حسن_رحیمپور_ازغدی #رانتخوار_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— از قرن ۱۳ سوئیس تا برگزیت
✍🏻 #جک_گودمن (روزنامهنگار در بخش راستیآزمایی بیبیسی)
🖌#ترجمه #اختصاصی_نقدآگین
منبع:
atlasobscura.com/articles/a-brief-history-of-the-referendum
#رفراندوم #حسن_رحیمپور_ازغدی #رانتخوار_فرهنگ
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗پیشینۀ مختصری از همهپرسی
— از قرن ۱۳ سوئیس تا برگزیت
(۱/۲)
✍🏻 #جک_گودمن (روزنامهنگار در بخش راستیآزمایی بیبیسی)
🍂 همهپرسی از ویژگیهای مشترک بسیاری از دموکراسیها است، اما (با فرم کنونی و متداولش) بهندرت در دوران مدرن، متداوم و نتیجهبخش بودهاست، اما در طول تاریخ، همهپرسیها میراث پیچیدهای دارند و بسیاری از کشورها را به استقلال سیاسی سوق دادهاند؛ درحالیکه در موارد دیگر، به دیکتاتورها اجازه میدهد سلطنت خود را قانونی جلوه دهند (نمونهی حکومت اسلامی در ایران پسا انقلاب).
🍂 اولین شواهد مربوط به همهپرسی همانطور که میدانیم، در قرن ۱۳ میلادی در سوئیس بود، هنگامی که با بلند کردن دست در مورد موضوعات رأی میگرفتند و در نهایت، سوئیس تبدیل به «پایتخت همهپرسی جهان» شد. رفراندوم در سال ۱۸۴۷ وارد قانون اساسی سوئیس شد. دو نوع مکانیسم همهپرسیِ اجباری و اختیاری در قانون اساسی سوئیس قرار داده شدهاست.
همهپرسی اجباری
🍂 کلیه بازبینیها و تجدید نظرها در مواد قانون اساسی، پیوستن به سازمانها و ارگانهای بینالمللی و همینطور قوانین اضطراری فدرال که پیشبینی میشود، مدت آن بیش از یک سال باشد و مربوط به قانون اساسی نیز نبوده، باید اجباراً به همهپرسی گذاشته شوند و به دو اکثریتی برای تصویب دست یابند (اکثریت مردم سوئیس و اکثریت کانتونهای سوئیس).
🍂 بین سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۹۹۷، ۲۰۱ مورد همهپرسی اجباری به رأی گذاشته شده که ۱۴۶ مورد از (۷۲٪) آنها به رأی آورده و پذیرفته شدهاند.
همهپرسی اختیاری
🍂 در فرصت تجدید نظر در قانون اساسی در سال ۱۸۷۴، همهپرسی اختیاری به قانون اساسی اضافه شد، این همهپرسی به ۵۰۰۰۰ نفر از شهروندان یا ۸ کانتون (از سال ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۹، کانتونها تاکنون تنها یک بار از این حق خود استفاده کردهاند) اجازه میدهد که درخواست رایگیری عمومی در مورد قوانین مصوب مجلس فدرال، بخشی از تصمیمات گرفته شده توسط مدیرت فدرال و بخشی از پیمانهای بینالمللی را داشته باشند. امضاء کنندگان درخواست باید بتوانند تا ۱۰۰ روز پس از اعلام رسمی آن تعداد ۵۰۰۰۰ نفر از شهروندان را به امضاء طرح خود مجاب کنند. بر خلاف همهپرسی اجباری، برای تصویب همهپرسی اختیاری تنها کسب اکثریت آرای شهروندان سوئیس (و نه کانتونها) لازم است. در بین سالهای ۱۸۷۴ تا ۱۹۹۷، از ۱۸۸۸ مصوبه مجلس فدرال تنها در مورد ۱۲۹ مصوبه آن درخواست همهپرسی اختیاری شده (۷٪) که نزدیک به نیمی از آن (۶۲ مورد) مورد پذیرش واقع شده است.
🍂 اگرچه همهپرسی در سوئیس نتایج مثبتی داشته است، چهرهی تاریک خود را در دیگر کشورها نشان داده است. نخست وزیر سابق انگلیس، کلمنت اتلی، همهپرسی را وسیلهای "بیگانه" خواند. وی معتقد بود " اغلب ابزار نازیسم و فاشیسم بوده است".
🍂 آلمان با استفاده از همهپرسیها قدرت فوق العادهای به آدولف هیتلر داد. بعنوان مثال در سال ۱۹۳۴، یک رأی عمومی، هیتلر را صدراعظم و رئیس جمهور کرد. در پی آن، نیویورک تایمز نوشت:
🍂 رفراندوم در سایر کشورها، و در دهها مورد دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. در عرض قرن بیستم، دهها کشور برای تعیین سرنوشت خود و اخراج شاهان از رفراندوم استفاده کردهاند. به عنوان مثال، در سال ۱۹۵۸، گابن، سنگال، ساحل عاج، ماداگاسکار، کنگو، چاد و نیجر، همه به جدا شدن از فرانسه رأی دادند؛ همین اتفاق پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی رخ داد، وقتی لتونی، لیتوانی، گرجستان و اوکراین همه به نفع استقلال رأی دادند. اخیراً مونتهنگرو در سال ۲۰۰۶ این روش را در پیش گرفت و مردم سودان جنوبی رأی دادند که در سال ۲۰۱۱ مستقل شوند.
🍂 در ایالات متحده، هیچ مکانیسمی برأی همهپرسی ملی وجود ندارد، بیشتر به دلیل آن که بنیانگذاران معتقد بودند که این امر باعث تضعیف سیستم فدرالی میشود که برای خودمختاری ایالات طرحریزی شده است. با این حال در ۲۴ ایالت، به دو صورت از آن استفاده کردهاند. در ماساچوست در سال ۱۷۸۸، و ایالات جنوبی از رفراندوم برای پیشنهاد جدایی در آستانه جنگ داخلی استفاده شد.
🍂 در دوران معاصر، ایالت کالیفرنیا ممکن است معروفترین باشد، زیرا به طور منظم رفراندوم میگذارد و از ساکنان میخواهد در مورد اقدامات مختلف رأی دهند، و به این منظور امضای شهروندان را جمع آوری میکنند. مثلا سال ۲۰۰۸، رأی دهندگان با تصویب پیشنهاد شماره ۸، قانون ازدواج همجنسگرایان را لغو کردند. سالها بعد دیوان عالی ازدواج همجنسگرایان را وارد قانون اساسی کرد و این امر در سطح ملی قانونی شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— از قرن ۱۳ سوئیس تا برگزیت
(۱/۲)
✍🏻 #جک_گودمن (روزنامهنگار در بخش راستیآزمایی بیبیسی)
🍂 همهپرسی از ویژگیهای مشترک بسیاری از دموکراسیها است، اما (با فرم کنونی و متداولش) بهندرت در دوران مدرن، متداوم و نتیجهبخش بودهاست، اما در طول تاریخ، همهپرسیها میراث پیچیدهای دارند و بسیاری از کشورها را به استقلال سیاسی سوق دادهاند؛ درحالیکه در موارد دیگر، به دیکتاتورها اجازه میدهد سلطنت خود را قانونی جلوه دهند (نمونهی حکومت اسلامی در ایران پسا انقلاب).
🍂 اولین شواهد مربوط به همهپرسی همانطور که میدانیم، در قرن ۱۳ میلادی در سوئیس بود، هنگامی که با بلند کردن دست در مورد موضوعات رأی میگرفتند و در نهایت، سوئیس تبدیل به «پایتخت همهپرسی جهان» شد. رفراندوم در سال ۱۸۴۷ وارد قانون اساسی سوئیس شد. دو نوع مکانیسم همهپرسیِ اجباری و اختیاری در قانون اساسی سوئیس قرار داده شدهاست.
همهپرسی اجباری
🍂 کلیه بازبینیها و تجدید نظرها در مواد قانون اساسی، پیوستن به سازمانها و ارگانهای بینالمللی و همینطور قوانین اضطراری فدرال که پیشبینی میشود، مدت آن بیش از یک سال باشد و مربوط به قانون اساسی نیز نبوده، باید اجباراً به همهپرسی گذاشته شوند و به دو اکثریتی برای تصویب دست یابند (اکثریت مردم سوئیس و اکثریت کانتونهای سوئیس).
🍂 بین سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۹۹۷، ۲۰۱ مورد همهپرسی اجباری به رأی گذاشته شده که ۱۴۶ مورد از (۷۲٪) آنها به رأی آورده و پذیرفته شدهاند.
همهپرسی اختیاری
🍂 در فرصت تجدید نظر در قانون اساسی در سال ۱۸۷۴، همهپرسی اختیاری به قانون اساسی اضافه شد، این همهپرسی به ۵۰۰۰۰ نفر از شهروندان یا ۸ کانتون (از سال ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۹، کانتونها تاکنون تنها یک بار از این حق خود استفاده کردهاند) اجازه میدهد که درخواست رایگیری عمومی در مورد قوانین مصوب مجلس فدرال، بخشی از تصمیمات گرفته شده توسط مدیرت فدرال و بخشی از پیمانهای بینالمللی را داشته باشند. امضاء کنندگان درخواست باید بتوانند تا ۱۰۰ روز پس از اعلام رسمی آن تعداد ۵۰۰۰۰ نفر از شهروندان را به امضاء طرح خود مجاب کنند. بر خلاف همهپرسی اجباری، برای تصویب همهپرسی اختیاری تنها کسب اکثریت آرای شهروندان سوئیس (و نه کانتونها) لازم است. در بین سالهای ۱۸۷۴ تا ۱۹۹۷، از ۱۸۸۸ مصوبه مجلس فدرال تنها در مورد ۱۲۹ مصوبه آن درخواست همهپرسی اختیاری شده (۷٪) که نزدیک به نیمی از آن (۶۲ مورد) مورد پذیرش واقع شده است.
🍂 اگرچه همهپرسی در سوئیس نتایج مثبتی داشته است، چهرهی تاریک خود را در دیگر کشورها نشان داده است. نخست وزیر سابق انگلیس، کلمنت اتلی، همهپرسی را وسیلهای "بیگانه" خواند. وی معتقد بود " اغلب ابزار نازیسم و فاشیسم بوده است".
🍂 آلمان با استفاده از همهپرسیها قدرت فوق العادهای به آدولف هیتلر داد. بعنوان مثال در سال ۱۹۳۴، یک رأی عمومی، هیتلر را صدراعظم و رئیس جمهور کرد. در پی آن، نیویورک تایمز نوشت:
" این همهپرسی، قدرتی برتر از همهی دیکتاتورهای جهان به هیتلر داده است که جهان شاید از زمان چنگیزخان به خود ندیده است"
🍂 رفراندوم در سایر کشورها، و در دهها مورد دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. در عرض قرن بیستم، دهها کشور برای تعیین سرنوشت خود و اخراج شاهان از رفراندوم استفاده کردهاند. به عنوان مثال، در سال ۱۹۵۸، گابن، سنگال، ساحل عاج، ماداگاسکار، کنگو، چاد و نیجر، همه به جدا شدن از فرانسه رأی دادند؛ همین اتفاق پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی رخ داد، وقتی لتونی، لیتوانی، گرجستان و اوکراین همه به نفع استقلال رأی دادند. اخیراً مونتهنگرو در سال ۲۰۰۶ این روش را در پیش گرفت و مردم سودان جنوبی رأی دادند که در سال ۲۰۱۱ مستقل شوند.
🍂 در ایالات متحده، هیچ مکانیسمی برأی همهپرسی ملی وجود ندارد، بیشتر به دلیل آن که بنیانگذاران معتقد بودند که این امر باعث تضعیف سیستم فدرالی میشود که برای خودمختاری ایالات طرحریزی شده است. با این حال در ۲۴ ایالت، به دو صورت از آن استفاده کردهاند. در ماساچوست در سال ۱۷۸۸، و ایالات جنوبی از رفراندوم برای پیشنهاد جدایی در آستانه جنگ داخلی استفاده شد.
🍂 در دوران معاصر، ایالت کالیفرنیا ممکن است معروفترین باشد، زیرا به طور منظم رفراندوم میگذارد و از ساکنان میخواهد در مورد اقدامات مختلف رأی دهند، و به این منظور امضای شهروندان را جمع آوری میکنند. مثلا سال ۲۰۰۸، رأی دهندگان با تصویب پیشنهاد شماره ۸، قانون ازدواج همجنسگرایان را لغو کردند. سالها بعد دیوان عالی ازدواج همجنسگرایان را وارد قانون اساسی کرد و این امر در سطح ملی قانونی شد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📗پیشینۀ مختصری از همهپرسی
— از قرن ۱۳ سوئیس تا برگزیت
(۲/۲)
✍🏻 #جک_گودمن (روزنامهنگار در بخش راستیآزمایی بیبیسی)
🍂 یازدهمین همهپرسی انگلیس در مورد برگزیت برگزار شد و این دومین باری بود که انگلیس، برای تعیین رابطه آینده خود با اروپا همهپرسی برگزار میکرد. در ۱۹۷۵ با اکثریت قاطع رأی به ماندن در جامعهی اروپا (سلف اتحادیهی اروپا) داده شده بود، وگرچه نتیجه برگزیت موجی را به سراسر اروپا و فراتر از آن منتقل کرده است، اما این احتمالاً آخرین رفراندومی نخواهد بود که تأثیر چشمگیری بر انگلیس دارد.
🍂 نیکولا استور جون، رهبر حزب ملی اسکاتلند که طرفدار اتحادیه اروپاست، پس از برگزیت ابراز کرد که:
🔻پینوشت: در ادامه بخشی از مقالهی درنا کوزهگر در سال ۲۰۱۶، با تیترِ «همهپرسی برای بستن نیروگاههای هستهای در سوئیس» را میآوریم تا ببینیم در جهان پیرامون جامعهی بستهی ما، برای چه امور حساسی از تصمیمات کشور، نظیر بستن نیروگاههای هستهای، رفراندوم برگزار میشود؛ موضوعاتی که برای ما به طور معکوس، حقّ (جبر) مسلّم و چیزی مقدستر از حتا واجبات دینی و یا حداقل حقوق اقتصادی و معیشتی زندگی شدهاست؛ و هیچ ایرانی مخالفی ولو تنها از بُعد تحریمهای فلجکنندهی اقتصاد هم بنگرد، حق اظهار نظر عمومی در رسانهی ملی کشورش را ندارد:
🍂 انرژی هستهای در این کشور کمتر از ۴۰ درصد از مصرف برق سوئیس را تامین میکند. حزب سبزها مصمم است که هر نیروگاهی را پس از ۴۵ سال کار تعطیل کند و به این ترتیب در صورت برد این همهپرسی دو نیروگاه در سال جدید و دو نیروگاه دیگر تا حدود ۱۰ سال دیگر متوقف خواهند شد. در حال حاضر رآکتورهای دو نیروگاه بطور موقف بدلایل فنی متوقف شدهاند و شورای فدرال ساخت نیروگاههای جدید هستهای را ممنوع اعلام کرده است.
🍂 برای جایگزین کردن انرژي تولیدی در این نیروگاهها، سبزها به تولید انرژی تجدیدپذیر و اعمال قوانینی برای مصرف کمتر برق در کشور امید دارند.
🍂 نمونۀ موفق این کشور در این زمینه کانتون ژنو است که از سال ۱۹۸۶ استفاده از انرژی هستهای را متوقف کرده و از ژانویه سال جدید همه برق شهری را بطور کامل از انرژی تجدید پذیر فراهم خواهد کرد. در این کانتون حتی از انرژی گرمایی زمین هم برای گرمایش منازل و ساختمانها استفاده میشود.
🍂 در واقع، اروپا امروزه به وفور برق تولید میکند. آلمان با مصرف بالای سوخت فسیلی برق تولیدی خود را به کشورهای همسایه میفروشد و همین امر صنعت هستهای سوئیس را در سالهای اخیر با ضرر فراوانی مواجه کردهاست. ضمن اینکه استفاده از انرژی هستهای، با وجود فوایدی چون تولید کم گازکربنیک و حجم زیاد تولید برق، اما روشی بسیار گران است. گفته میشود که به همین دلیل شرکای پایگاهای هستهای در مرز ورشکستگی قرار گرفتهاند.
🍂 همچنین نبود سرمایه کافی برای این نیروگاهها به معنی تولید زبالههای هرچه خطرناکتر هستهای است. زبالههای هستهای حتی اگر به عبارتی تصفیه هم شوند همچنان تا مدت ۳۰۰ سال فعالیت رادیواکتیوی خواهند داشت. در همین رابطه آژانس حفاظت محیط زیست امریکا روش هایی از بازفرآوری سوخت هستهای را مورد تائید قرار داده است تا پس از گذشت ده هزار سال دیگر هیچ تهدید زیست محیطی برای انسان و دیگر موجودات زنده نداشته باشند.
🍂 تاکنون نظرسنجیهای انجام شده در سوئیس برای بردن این لایحه به پارلمان نشان میداد که احزاب راستی و چپ این کشور با حدود ۵۷ درصد آرا متفقالرای بودهاند که به استفاده از انرژی هستهای مهر پایان بزنند. اما در نظرسنجی دومی که در شانزدهم نوامبر انجام شده این درصد به کمتر از پنجاه کاهش یافته است.
🍂 به هر ترتیب، این اکثریت آرا است که در کمتر از دو روز حق خود را به پارلمان خواهد برد.
#سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— از قرن ۱۳ سوئیس تا برگزیت
(۲/۲)
✍🏻 #جک_گودمن (روزنامهنگار در بخش راستیآزمایی بیبیسی)
🍂 یازدهمین همهپرسی انگلیس در مورد برگزیت برگزار شد و این دومین باری بود که انگلیس، برای تعیین رابطه آینده خود با اروپا همهپرسی برگزار میکرد. در ۱۹۷۵ با اکثریت قاطع رأی به ماندن در جامعهی اروپا (سلف اتحادیهی اروپا) داده شده بود، وگرچه نتیجه برگزیت موجی را به سراسر اروپا و فراتر از آن منتقل کرده است، اما این احتمالاً آخرین رفراندومی نخواهد بود که تأثیر چشمگیری بر انگلیس دارد.
🍂 نیکولا استور جون، رهبر حزب ملی اسکاتلند که طرفدار اتحادیه اروپاست، پس از برگزیت ابراز کرد که:
"پس از رأی اکثر اسکاتلندیها در ماندن در اتحادیه اروپا، به احتمال زیاد موضوع استقلال از بریتانیا به همهپرسی گذاشته خواهد شد و به این ترتیب لااقل از برخی ضررهای برگزیت کاسته خواهد شد".
🔻پینوشت: در ادامه بخشی از مقالهی درنا کوزهگر در سال ۲۰۱۶، با تیترِ «همهپرسی برای بستن نیروگاههای هستهای در سوئیس» را میآوریم تا ببینیم در جهان پیرامون جامعهی بستهی ما، برای چه امور حساسی از تصمیمات کشور، نظیر بستن نیروگاههای هستهای، رفراندوم برگزار میشود؛ موضوعاتی که برای ما به طور معکوس، حقّ (جبر) مسلّم و چیزی مقدستر از حتا واجبات دینی و یا حداقل حقوق اقتصادی و معیشتی زندگی شدهاست؛ و هیچ ایرانی مخالفی ولو تنها از بُعد تحریمهای فلجکنندهی اقتصاد هم بنگرد، حق اظهار نظر عمومی در رسانهی ملی کشورش را ندارد:
🍂 انرژی هستهای در این کشور کمتر از ۴۰ درصد از مصرف برق سوئیس را تامین میکند. حزب سبزها مصمم است که هر نیروگاهی را پس از ۴۵ سال کار تعطیل کند و به این ترتیب در صورت برد این همهپرسی دو نیروگاه در سال جدید و دو نیروگاه دیگر تا حدود ۱۰ سال دیگر متوقف خواهند شد. در حال حاضر رآکتورهای دو نیروگاه بطور موقف بدلایل فنی متوقف شدهاند و شورای فدرال ساخت نیروگاههای جدید هستهای را ممنوع اعلام کرده است.
🍂 برای جایگزین کردن انرژي تولیدی در این نیروگاهها، سبزها به تولید انرژی تجدیدپذیر و اعمال قوانینی برای مصرف کمتر برق در کشور امید دارند.
🍂 نمونۀ موفق این کشور در این زمینه کانتون ژنو است که از سال ۱۹۸۶ استفاده از انرژی هستهای را متوقف کرده و از ژانویه سال جدید همه برق شهری را بطور کامل از انرژی تجدید پذیر فراهم خواهد کرد. در این کانتون حتی از انرژی گرمایی زمین هم برای گرمایش منازل و ساختمانها استفاده میشود.
🍂 در واقع، اروپا امروزه به وفور برق تولید میکند. آلمان با مصرف بالای سوخت فسیلی برق تولیدی خود را به کشورهای همسایه میفروشد و همین امر صنعت هستهای سوئیس را در سالهای اخیر با ضرر فراوانی مواجه کردهاست. ضمن اینکه استفاده از انرژی هستهای، با وجود فوایدی چون تولید کم گازکربنیک و حجم زیاد تولید برق، اما روشی بسیار گران است. گفته میشود که به همین دلیل شرکای پایگاهای هستهای در مرز ورشکستگی قرار گرفتهاند.
🍂 همچنین نبود سرمایه کافی برای این نیروگاهها به معنی تولید زبالههای هرچه خطرناکتر هستهای است. زبالههای هستهای حتی اگر به عبارتی تصفیه هم شوند همچنان تا مدت ۳۰۰ سال فعالیت رادیواکتیوی خواهند داشت. در همین رابطه آژانس حفاظت محیط زیست امریکا روش هایی از بازفرآوری سوخت هستهای را مورد تائید قرار داده است تا پس از گذشت ده هزار سال دیگر هیچ تهدید زیست محیطی برای انسان و دیگر موجودات زنده نداشته باشند.
🍂 تاکنون نظرسنجیهای انجام شده در سوئیس برای بردن این لایحه به پارلمان نشان میداد که احزاب راستی و چپ این کشور با حدود ۵۷ درصد آرا متفقالرای بودهاند که به استفاده از انرژی هستهای مهر پایان بزنند. اما در نظرسنجی دومی که در شانزدهم نوامبر انجام شده این درصد به کمتر از پنجاه کاهش یافته است.
🍂 به هر ترتیب، این اکثریت آرا است که در کمتر از دو روز حق خود را به پارلمان خواهد برد.
#سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
BBC News فارسی
همهپرسی برای بستن نیروگاههای هستهای در سوئیس
سوئیس روز یکشنبه پیشگامی شهروندان برای خروج این کشور از انرژی هستهای را به همهپرسی میگذارد.
Telegram
پایگاه خبری انتخاب
وزارت کشور در حالی اطلاعیه تعطیلی بوستان ها و تفرجگاه ها در روز ۱۳ فروردین را تکذیب می کند که فرماندار قزوین در مصاحبه با صداوسیما می گوید این استان براساس «دستورالعمل بالادستی» و همگام با کل استان های کشور، پارک ها را در روز سیزده فروردین تا یک ساعت قبل…
📘آیین ملی، زبان مقاومت مدنی
✍🏻 #مجتبا_نجفی
🍂 وزارت کشور در حالی دستور به بستنِ پارکها تا یک ساعت قبل از اذان مغرب در روز"سیزده به در"را داده که نشانۀ یک ویژگی مهم حکومت دینی در این تصمیم پیداست: فرقهگرایی [و ایرانستیزی].
🍂 حکومت باید نسبت به ادیان بیطرف باشد؛ به این معنی که تعلق شهروند به امر دینی یا غیردینی، در حوزۀ وظایف حکومت نیست، اما حکومت دینی خود را حافظ دین میداند و طبیعتا این نگاه هم به حفاظت از برداشت حاکم از دین تبدیل میشود؛ چرا که دینداران خود تفسیرهای متفاوتی از دین متناسب با کانتکستهای متفاوت دارند؛ در نتیجه، جمهوری اسلامی حافظ خوانشی از دین به نام «ولایت مطلقه فقیه» است که عملا بزک کردن دیکتاتوری با لعاب دینی است و جمهوری، بیمعناترین کلمه برای توصیف این وضعیت است.
🍂 یک حکومت سکولار اگر میبود، هم زمینه را برای پاسداشت روز ملی"سیزده به در"فراهم میکرد و هم امنیت عزادارانِ امام اول شیعیان را تامین میکرد و باید پاسدار قاعدۀ" موسی به دین خود، عیسی به دین خود" میشد.
🍂 البته این قاعده، بهمعنای «مدارا و تحمل دیگریِ عقیدهمند» است، نه «عدم نقد و بیتفاوتی به یک عقیده»، اما حکومت دینی چون از اساس تبعیضآمیز است، پارکها را به روی مردم میبندد تا بهزور آنها را در خانهشان نگاه دارد.
🍂 این دستور وزارت کشور یکی از عالیترین نمایشهای ویژگی فرقهگرایانۀ حکومت دینی است. اگر نبود قدرت سنتهای قدمتدار ایرانی، حکومت دینی تمام تلاشش را برای تعطیلیشان میکرد، اما مشکل اینجاست زورش نمیرسد، و این قوت سنتهای ملی است که در یک بستر زماندار، مهاجمان به خاک ایران را در خود حل کرده یا فرسوده و ناتوانشان کردهاست.
🍂 در دشمنی حکومت دینی با سنتهای ملی، بازنده حکومت دینی است؛ چرا که سنتها در مقام عنصری از زبان خود به بستری از مقاومت مدنی از سوی هم مذهبیهای غیرحکومتی و هم غیرمذهبیها تبدیل میشوند. برای اینکه در نظر مذهبیهای اصیل که آلوده به رانت قدرت نشدهاند، پاسداشت طبیعت تضادی با آیین عزاداری ندارد و در نظر غیرمذهبیها نیز حق عزاداران به رسمیت شناخته شده.است
🍂 مساله اینجاست، حکومت دینی از آنجا که دین را پوششی برای زورگویی حاکم کرده، علیه همه شهروندانیست که عرصۀ عمومی را عرصه رویتپذیری گرایشهای مختلف میدانند، عرصۀ بحث و گفتگو حتی ستیز و جدل، اما مساله این است حکومت حقّ محروم کردن مردم از عرصه عمومیشان را ندارد.
🍂 از آنجا که جمهوری اسلامی سیستمی است فاقد قوۀ هوشمندی،"سیزدهبهدر "امسال را به کانون مقاومت مدنی تبدیل کرده، برای ارسال این پیام که همۀ این خاک، حق شهروندان است و هیچ حکومتی حق تصرف فضای شهروندی را ندارد، و اگر حکومت پارکها را بندد، سبزه و میدان و فضای شهر و کوه و کمر را نمیتواند تصرف کند. شایسته است مذهبیهای غیرحکومتی، که آلوده به رانت سیستم نشدهاند، "سیزده به در" امسال را بیشتر پاس بدارند، برای ارسال این پیام به حاکم که تفرقهگرایی ممنوع، یا حداقل برای ارسال این پیام به حاکم" به نام ما نه".
#حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مجتبا_نجفی
🍂 وزارت کشور در حالی دستور به بستنِ پارکها تا یک ساعت قبل از اذان مغرب در روز"سیزده به در"را داده که نشانۀ یک ویژگی مهم حکومت دینی در این تصمیم پیداست: فرقهگرایی [و ایرانستیزی].
🍂 حکومت باید نسبت به ادیان بیطرف باشد؛ به این معنی که تعلق شهروند به امر دینی یا غیردینی، در حوزۀ وظایف حکومت نیست، اما حکومت دینی خود را حافظ دین میداند و طبیعتا این نگاه هم به حفاظت از برداشت حاکم از دین تبدیل میشود؛ چرا که دینداران خود تفسیرهای متفاوتی از دین متناسب با کانتکستهای متفاوت دارند؛ در نتیجه، جمهوری اسلامی حافظ خوانشی از دین به نام «ولایت مطلقه فقیه» است که عملا بزک کردن دیکتاتوری با لعاب دینی است و جمهوری، بیمعناترین کلمه برای توصیف این وضعیت است.
🍂 یک حکومت سکولار اگر میبود، هم زمینه را برای پاسداشت روز ملی"سیزده به در"فراهم میکرد و هم امنیت عزادارانِ امام اول شیعیان را تامین میکرد و باید پاسدار قاعدۀ" موسی به دین خود، عیسی به دین خود" میشد.
🍂 البته این قاعده، بهمعنای «مدارا و تحمل دیگریِ عقیدهمند» است، نه «عدم نقد و بیتفاوتی به یک عقیده»، اما حکومت دینی چون از اساس تبعیضآمیز است، پارکها را به روی مردم میبندد تا بهزور آنها را در خانهشان نگاه دارد.
🍂 این دستور وزارت کشور یکی از عالیترین نمایشهای ویژگی فرقهگرایانۀ حکومت دینی است. اگر نبود قدرت سنتهای قدمتدار ایرانی، حکومت دینی تمام تلاشش را برای تعطیلیشان میکرد، اما مشکل اینجاست زورش نمیرسد، و این قوت سنتهای ملی است که در یک بستر زماندار، مهاجمان به خاک ایران را در خود حل کرده یا فرسوده و ناتوانشان کردهاست.
🍂 در دشمنی حکومت دینی با سنتهای ملی، بازنده حکومت دینی است؛ چرا که سنتها در مقام عنصری از زبان خود به بستری از مقاومت مدنی از سوی هم مذهبیهای غیرحکومتی و هم غیرمذهبیها تبدیل میشوند. برای اینکه در نظر مذهبیهای اصیل که آلوده به رانت قدرت نشدهاند، پاسداشت طبیعت تضادی با آیین عزاداری ندارد و در نظر غیرمذهبیها نیز حق عزاداران به رسمیت شناخته شده.است
🍂 مساله اینجاست، حکومت دینی از آنجا که دین را پوششی برای زورگویی حاکم کرده، علیه همه شهروندانیست که عرصۀ عمومی را عرصه رویتپذیری گرایشهای مختلف میدانند، عرصۀ بحث و گفتگو حتی ستیز و جدل، اما مساله این است حکومت حقّ محروم کردن مردم از عرصه عمومیشان را ندارد.
🍂 از آنجا که جمهوری اسلامی سیستمی است فاقد قوۀ هوشمندی،"سیزدهبهدر "امسال را به کانون مقاومت مدنی تبدیل کرده، برای ارسال این پیام که همۀ این خاک، حق شهروندان است و هیچ حکومتی حق تصرف فضای شهروندی را ندارد، و اگر حکومت پارکها را بندد، سبزه و میدان و فضای شهر و کوه و کمر را نمیتواند تصرف کند. شایسته است مذهبیهای غیرحکومتی، که آلوده به رانت سیستم نشدهاند، "سیزده به در" امسال را بیشتر پاس بدارند، برای ارسال این پیام به حاکم که تفرقهگرایی ممنوع، یا حداقل برای ارسال این پیام به حاکم" به نام ما نه".
#حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سخنان ازغدی علیه رفراندوم
— #پرونده ای پیرامون #رانتخوار_فرهنگ
#حسن_رحیمپور_ازغدی به رد #رفراندوم بنا بر نگرش دموکراتیک و اسلامی میپردازد، و مثل یک ملای خودخداپندار، در جنگ با دشمنان فرضی و پوشالی، باور پیشینی خود را با دو تا صغرا کبرا اثبات میکند(!)
در ادامه، به بررسی سخنان او با طرح برخی اسناد تصویری و نشرِ پاسخ برخی اهالی فرهنگ به مدعیات او میپردازیم تا ببینیم او چگونه، به مدد مشمئزکنندهترین رانت (یعنی رانت رسانهای و حضور در شورای انقلاب فرهنگی)، به تباهی و انحطاط فکری-فرهنگی مخاطبش مدد میرساند؛ درحالیکه در یک کشور آزاد، سهم او نهایتاً شومنشدن در یک پادکست خصوصی از پول برخی بنیادگرایانِ داعشی بود، نه بیشتر.
#حکومت_اسلامی #مغلطجات
➖➖➖
🌾@Naqdagin*
— #پرونده ای پیرامون #رانتخوار_فرهنگ
#حسن_رحیمپور_ازغدی به رد #رفراندوم بنا بر نگرش دموکراتیک و اسلامی میپردازد، و مثل یک ملای خودخداپندار، در جنگ با دشمنان فرضی و پوشالی، باور پیشینی خود را با دو تا صغرا کبرا اثبات میکند(!)
در ادامه، به بررسی سخنان او با طرح برخی اسناد تصویری و نشرِ پاسخ برخی اهالی فرهنگ به مدعیات او میپردازیم تا ببینیم او چگونه، به مدد مشمئزکنندهترین رانت (یعنی رانت رسانهای و حضور در شورای انقلاب فرهنگی)، به تباهی و انحطاط فکری-فرهنگی مخاطبش مدد میرساند؛ درحالیکه در یک کشور آزاد، سهم او نهایتاً شومنشدن در یک پادکست خصوصی از پول برخی بنیادگرایانِ داعشی بود، نه بیشتر.
#حکومت_اسلامی #مغلطجات
➖➖➖
🌾@Naqdagin*
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مصاحبۀ #حسین_لاجوردی (جامعهشناس و مسؤل وقت مرکز آمار)
نکات بسیار ارزندهای بیان میشود که ضروریست حداقل یک بار توسط همه ایرانیان دیده شود.
در مقدمهٔ قانون اساسی ج.ا، یک ابر-دروغ وجود دارد: انقلاب با ۶۰ هزار شهید و ۱۰۰ هزار معلول! درحالیکه طبق آمار دولت بازرگان، نهایتن۶۰۳ نفر کشته شدند.
جمعیت طبس ۶ هزار تن بود و آخوندها در زلزله اعلام کردند ۱۲ هزار کشته شدند درحالیکه از ۶ هزار، ۳۵۰۰ نفر زنده بودند.
۱۱ صبح ۱۲ فروردین رادیو اعلام کرد که ۲۰میلیون رأی دادند! درحالیکه جمعیت ایران ۳۷.۲ میلیون بود و واجدین شرایط بالای ۱۶ سال، ۱۸.۷ میلیون بودند. ۳۰ میلیون رأی آمده بود!!! در وزارت کشور گفتند اینطوری که نمیشه! بگوییم ۲۲.۴ میلیون رأی دادند و ۲۰.۴ میلیون جمهوری اسلامی را پذیرفتند!
در پروندهای پیرامون رانتخوار فرهنگ بشکل مبسوط به مغالطات ازغدی پرداختیم؛ حال یک بار دیگر ببینید و دروغهایش را بشمارید:
۱) هیچ حکومتی قانون اساسی و نظامش را با رفراندوم انتخاب نکرده جز ما! [واقعن؟!]
۲) هزاران شهید و هزاران شکنجهشده دادیم! [۲۰۰-۳۰۰ هزار کشته جنگ برای حفاظت از مرزهای ایران را هم به جیب حکومت آخوندی میریزد!]
نکات بسیار ارزندهای بیان میشود که ضروریست حداقل یک بار توسط همه ایرانیان دیده شود.
در مقدمهٔ قانون اساسی ج.ا، یک ابر-دروغ وجود دارد: انقلاب با ۶۰ هزار شهید و ۱۰۰ هزار معلول! درحالیکه طبق آمار دولت بازرگان، نهایتن۶۰۳ نفر کشته شدند.
جمعیت طبس ۶ هزار تن بود و آخوندها در زلزله اعلام کردند ۱۲ هزار کشته شدند درحالیکه از ۶ هزار، ۳۵۰۰ نفر زنده بودند.
۱۱ صبح ۱۲ فروردین رادیو اعلام کرد که ۲۰میلیون رأی دادند! درحالیکه جمعیت ایران ۳۷.۲ میلیون بود و واجدین شرایط بالای ۱۶ سال، ۱۸.۷ میلیون بودند. ۳۰ میلیون رأی آمده بود!!! در وزارت کشور گفتند اینطوری که نمیشه! بگوییم ۲۲.۴ میلیون رأی دادند و ۲۰.۴ میلیون جمهوری اسلامی را پذیرفتند!
در پروندهای پیرامون رانتخوار فرهنگ بشکل مبسوط به مغالطات ازغدی پرداختیم؛ حال یک بار دیگر ببینید و دروغهایش را بشمارید:
۱) هیچ حکومتی قانون اساسی و نظامش را با رفراندوم انتخاب نکرده جز ما! [واقعن؟!]
۲) هزاران شهید و هزاران شکنجهشده دادیم! [۲۰۰-۳۰۰ هزار کشته جنگ برای حفاظت از مرزهای ایران را هم به جیب حکومت آخوندی میریزد!]
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تاریخ معاصر ۶۲۰ رفراندوم برگزار شده که ۸۰ تاشون، انتخاب نظام حاکم و تغییر قانون اساسی بوده! بعد معاون فریبکار رئیسی میگه ما تنها نظامی هستیم که با رفراندوم انتخاب شدیم!
جدا از دروغ شاخدار او و امثال رحیمپور ازغدی که مصرف داخلی برای اقلیت طرفدار نظام داره که حتی سواد سرچ کردن هم ندارن:
۱- آخوندها با دسیسه در همون رفراندوم، حکومت رو به صورت تکگزینهای “آری یا خیر” به همهپرسی گذاشتند و گزینهی دیگهای وجود نداشت که انتخابی در میان باشه؛ حتا در سطح بد و بدتر!
۲- بحث رنگ سبز و قرمز برگهها: مخفی نبودن رأی هم به کنار؛
۳- و اینکه اساسن قبل از مشخص شدن ماهیت یک نظام و قانون اساسیاش، به رأی گذاشتنش، مثل این میماند که افراد به کاندیدی قبل از انتشار برنامهٔ عملی و تعهداتش بهش رأی بدهند، اون هم نه برای ۴ سال، بلکه برای چند دهه!
۴- این مسائل را بگذارید کنار توضیحات آماری و میدانی حسین لاجوردی که رأی مشارکت اعلامی اون نمایش کذایی، ۴-۳ میلیون از کل واجدین شرایط بیشتر بوده! درحالکیه که رأی اصلی غیر اعلامی، ۱۱-۱۰ میلیون بیشتر از واجدین شرایط بوده و خودشون یه آماری رو برای کاهش تابلو بودن فاجعه اعلام کردند!
جدا از دروغ شاخدار او و امثال رحیمپور ازغدی که مصرف داخلی برای اقلیت طرفدار نظام داره که حتی سواد سرچ کردن هم ندارن:
۱- آخوندها با دسیسه در همون رفراندوم، حکومت رو به صورت تکگزینهای “آری یا خیر” به همهپرسی گذاشتند و گزینهی دیگهای وجود نداشت که انتخابی در میان باشه؛ حتا در سطح بد و بدتر!
۲- بحث رنگ سبز و قرمز برگهها: مخفی نبودن رأی هم به کنار؛
۳- و اینکه اساسن قبل از مشخص شدن ماهیت یک نظام و قانون اساسیاش، به رأی گذاشتنش، مثل این میماند که افراد به کاندیدی قبل از انتشار برنامهٔ عملی و تعهداتش بهش رأی بدهند، اون هم نه برای ۴ سال، بلکه برای چند دهه!
۴- این مسائل را بگذارید کنار توضیحات آماری و میدانی حسین لاجوردی که رأی مشارکت اعلامی اون نمایش کذایی، ۴-۳ میلیون از کل واجدین شرایط بیشتر بوده! درحالکیه که رأی اصلی غیر اعلامی، ۱۱-۱۰ میلیون بیشتر از واجدین شرایط بوده و خودشون یه آماری رو برای کاهش تابلو بودن فاجعه اعلام کردند!
Telegram
نقدآگین
📺#پرونده ای پیرامون #رانتخوار_فرهنگ
#حسن_رحیمپور_ازغدی به رد #رفراندوم بنا بر نگرش دموکراتیک و اسلامی میپردازد، و مثل یک ملای خودخداپندار، در جنگ با دشمنان فرضی و پوشالی، باور پیشینی خود را با دو تا صغرا کبرا اثبات میکند(!)
در ادامه، به بررسی سخنان…
#حسن_رحیمپور_ازغدی به رد #رفراندوم بنا بر نگرش دموکراتیک و اسلامی میپردازد، و مثل یک ملای خودخداپندار، در جنگ با دشمنان فرضی و پوشالی، باور پیشینی خود را با دو تا صغرا کبرا اثبات میکند(!)
در ادامه، به بررسی سخنان…
📘فریبکاری در لباس متفکر
— ذهنی در زنجیر قیاس معالفارق
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 رحیمپور ازغدی در این ویدیو توجیه میکند که «چرا رفراندوم در جمهوری اسلامی ضرورت ندارد؟ چون «کشورهای دموکراسی قانون اساسیها را به رفراندوم نمیگذارند»، اما اگر انسان حقایق را آنچنان که هست بازنگوید، دست به فریبکاری زدهاست.
🍂 این نقد را کسی مینویسد که یکی از منتقدان جدی نظامهای دموکراسی لیبرال است. اما حقیقت چیست؟ واقعیت این است که در کشورهای لیبرال دموکرات، چیزی بعنوان «نظام سیاسی بسته» مثل ایران، روسیه، چین، کوبا و کشورهای سابق سوسیالیستی، و مثل نظام شاهنشاهی وجود ندارد. نظام سیاسی با تعریفی که در ذهن ما هست، خاصّ کشورهای غیر دموکراسی است.
🍂 نظام سیاسی (در جامعۀ بسته) نوعی «عبا و ردای» دوخته شدهایاست که هر دولت (به معنای قوه مجریه) سرکار بیاید، باید آن را به تن بپوشاند؛ اگر آن «عبا و ردا» به تن او نخورد، اگر همه هم بخواهند، نمیتواند دولت شود. همچنین «عبا و ردای» از پیش دوختهای در جوامع دموکراتیک وجود ندارد؛ در نتیجه، رفراندوم کلیت نظام سیاسی موضوعیتی ندارد. در این کشورها، هر فردی میتواند، با هر مرام و آئینی رئیس دولت باشد، و هر گروه و حزبی، میتواند دولت تشکیل دهد؛ خواه مسلمان باشند، یا کمونیست و سوسیالیستِ دو آتشه، و یا بودایی.
🍂 در بسیاری از کشورهای دموکراتیک، کافیست یک نفر تأیید چند استاد معتبر دانشگاه را همراه داشته باشد، تا بتواند کاندید شود. حالا اینکه به این دموکراسیها انتقاداتی هست که فهرست این انتقادها را در جاهای دیگر آوردم، ربطی به این بحث ما ندارد.
🔻اینکه میگویند، کشورهای دموکراتیک، دارای «نظام سرمایهداری» هستند، نامیدن نظام، یک «مشابهت لفظی» است. «سرمایهداری» یک «فرماسیون» است؛ یک فرماسیون اقتصادی و اجتماعی، ربطی به «نظام سیاسی»، به ترتیبی که ما تعریف میکنیم، ندارد.
🍂 فرماسیون اقتصادی یک صورتبندی و دوره بندی اقتصادی است. در دورهای بشر در عصر کشاورزی و فئودالیته بود، و امروز در دوره دیگری است. ربطی به انتخاب من و شما و دیگری و هیچ جامعهای ندارد.
🍂 تا قبل از سقوط نظامهای بلوک شرق، تصور این بود که دو نظام کاپیتالیستی و سوسیالیستی با یکدیگر در غرب و شرق رقابت دارند، اما کاپیتالیسم در نظام بودن، مثل سوسیالیسم نبود. سوسیالیسم همان «عبا و ردای» از پیش تعین شده بود، مثل جمهوری اسلامی؛ اما کاپیتالیسم نظام اقتصادی و اجتماعی بود.
🍂 البته که دولتها از این نظام تا حدی نمایندگی میکردند. اما در همان کشورها دولتی میتوانست سر کار بیاید، که ضد آن باشد، مثل دولت فرانسوا میتران در فرانسه؛ یا اگر در آمریکا سندرز که یک سوسیالیست است، موفق میشد در انتخابات پیروز شود؛ در کشورهای دموکراتیک، فردی یا نهادی (انتصابی و مادامالعمر)، وکیل و وصی نظام سیاسی نیست.
🍂 رحیمپور ازغدی دربارۀ قانون اساسی هم دست به فریبکاری میزند؛ چرا که میدانیم قوانین اساسیها دو گونهاند؛ یکی قوانین باز، دوم قوانین بسته. قوانین باز، مثل حقوق برابر زن و مرد. مثل حقوق برابر همۀ اقوام و اقلیتها.
🍂 اما اگر بحث سقط جنین یا بحث ازدواجِ همجنسگرایان، یا بحث حق انتخابشدن و یا انتخابنشدن زنان به فلان سمت سیاسی و قضایی به میان بیاید، اینها قوانین بسته هستند.
🍂 قوانین باز زماندار و مکاندار نیستند، اما قوانین بسته هم زماندار و هم مکاندار هستند. از این نظر کشورهای دموکراتیک سعی کردهاند، نوعی از قانون اساسی ارائه دهند، که مشتمل بر قوانین باز باشند؛ مثلا در آمریکا قانونی وجود دارد که بر طبق آن، هیچ قانونی نمیتواند تصویب شود که آزادیهای جامعه را محدود کند.
🍂 قوانین مربوط به آزادی و حقوق، قوانین تغییرپذیر نیستند. به همینترتیب سایر قوانین اساسی در زمره قوانین باز هستند. سقط جنین آزاد است یا نیست، آن را در قانون اساسی نمیآورند. چه کسانی صلاحیت رئیس جمهور شدن دارند و ندارند، آن را در قوانین اساسی نمیآورند، تا بعد از بیست سال یا چهل سال، بخواهند آن را عوض کنند.
🍂 اما قانون اساسی ایران تا بخواهید پر است از قوانین بسته. هر مادهاش را دست بزنید، باید همجفتِ نری پیدا کند، که از قبل او را به همسری گرفتهاست، مثل اینکه رئیس جمهور باید مرد باشد و مسلمان باشد، مثل اینکه، نمایندگان مجلس باید متعهد به نظام و شخص رهبر باشند، مثل ویژگیهای رهبری، مجلس خبرگان، رئیس قوه قضائیه و...که باید مجتهد و شیعه دوازده امامی و مرد باشند؛ مثل اعضای شورای نگهبان، مثل حقوق اقلیتها، و مثل دهها مادۀ دیگر.
🍂 اینها همه، قوانین بسته هستند، که فقط دو مادۀ آنها کل سرنوشت جامعه را بدست دارد. اینکه قوانین و نظام سیاسی رفراندومپذیر باشند یا نباشند، توجیهی بر مبنای آنچه که در کشورهای دموکراتیک وجود دارد، نمیتوان ساخت.
#حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin| @bayaneAzadi
— ذهنی در زنجیر قیاس معالفارق
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 رحیمپور ازغدی در این ویدیو توجیه میکند که «چرا رفراندوم در جمهوری اسلامی ضرورت ندارد؟ چون «کشورهای دموکراسی قانون اساسیها را به رفراندوم نمیگذارند»، اما اگر انسان حقایق را آنچنان که هست بازنگوید، دست به فریبکاری زدهاست.
🍂 این نقد را کسی مینویسد که یکی از منتقدان جدی نظامهای دموکراسی لیبرال است. اما حقیقت چیست؟ واقعیت این است که در کشورهای لیبرال دموکرات، چیزی بعنوان «نظام سیاسی بسته» مثل ایران، روسیه، چین، کوبا و کشورهای سابق سوسیالیستی، و مثل نظام شاهنشاهی وجود ندارد. نظام سیاسی با تعریفی که در ذهن ما هست، خاصّ کشورهای غیر دموکراسی است.
🍂 نظام سیاسی (در جامعۀ بسته) نوعی «عبا و ردای» دوخته شدهایاست که هر دولت (به معنای قوه مجریه) سرکار بیاید، باید آن را به تن بپوشاند؛ اگر آن «عبا و ردا» به تن او نخورد، اگر همه هم بخواهند، نمیتواند دولت شود. همچنین «عبا و ردای» از پیش دوختهای در جوامع دموکراتیک وجود ندارد؛ در نتیجه، رفراندوم کلیت نظام سیاسی موضوعیتی ندارد. در این کشورها، هر فردی میتواند، با هر مرام و آئینی رئیس دولت باشد، و هر گروه و حزبی، میتواند دولت تشکیل دهد؛ خواه مسلمان باشند، یا کمونیست و سوسیالیستِ دو آتشه، و یا بودایی.
🍂 در بسیاری از کشورهای دموکراتیک، کافیست یک نفر تأیید چند استاد معتبر دانشگاه را همراه داشته باشد، تا بتواند کاندید شود. حالا اینکه به این دموکراسیها انتقاداتی هست که فهرست این انتقادها را در جاهای دیگر آوردم، ربطی به این بحث ما ندارد.
🔻اینکه میگویند، کشورهای دموکراتیک، دارای «نظام سرمایهداری» هستند، نامیدن نظام، یک «مشابهت لفظی» است. «سرمایهداری» یک «فرماسیون» است؛ یک فرماسیون اقتصادی و اجتماعی، ربطی به «نظام سیاسی»، به ترتیبی که ما تعریف میکنیم، ندارد.
🍂 فرماسیون اقتصادی یک صورتبندی و دوره بندی اقتصادی است. در دورهای بشر در عصر کشاورزی و فئودالیته بود، و امروز در دوره دیگری است. ربطی به انتخاب من و شما و دیگری و هیچ جامعهای ندارد.
🍂 تا قبل از سقوط نظامهای بلوک شرق، تصور این بود که دو نظام کاپیتالیستی و سوسیالیستی با یکدیگر در غرب و شرق رقابت دارند، اما کاپیتالیسم در نظام بودن، مثل سوسیالیسم نبود. سوسیالیسم همان «عبا و ردای» از پیش تعین شده بود، مثل جمهوری اسلامی؛ اما کاپیتالیسم نظام اقتصادی و اجتماعی بود.
🍂 البته که دولتها از این نظام تا حدی نمایندگی میکردند. اما در همان کشورها دولتی میتوانست سر کار بیاید، که ضد آن باشد، مثل دولت فرانسوا میتران در فرانسه؛ یا اگر در آمریکا سندرز که یک سوسیالیست است، موفق میشد در انتخابات پیروز شود؛ در کشورهای دموکراتیک، فردی یا نهادی (انتصابی و مادامالعمر)، وکیل و وصی نظام سیاسی نیست.
🍂 رحیمپور ازغدی دربارۀ قانون اساسی هم دست به فریبکاری میزند؛ چرا که میدانیم قوانین اساسیها دو گونهاند؛ یکی قوانین باز، دوم قوانین بسته. قوانین باز، مثل حقوق برابر زن و مرد. مثل حقوق برابر همۀ اقوام و اقلیتها.
🍂 اما اگر بحث سقط جنین یا بحث ازدواجِ همجنسگرایان، یا بحث حق انتخابشدن و یا انتخابنشدن زنان به فلان سمت سیاسی و قضایی به میان بیاید، اینها قوانین بسته هستند.
🍂 قوانین باز زماندار و مکاندار نیستند، اما قوانین بسته هم زماندار و هم مکاندار هستند. از این نظر کشورهای دموکراتیک سعی کردهاند، نوعی از قانون اساسی ارائه دهند، که مشتمل بر قوانین باز باشند؛ مثلا در آمریکا قانونی وجود دارد که بر طبق آن، هیچ قانونی نمیتواند تصویب شود که آزادیهای جامعه را محدود کند.
🍂 قوانین مربوط به آزادی و حقوق، قوانین تغییرپذیر نیستند. به همینترتیب سایر قوانین اساسی در زمره قوانین باز هستند. سقط جنین آزاد است یا نیست، آن را در قانون اساسی نمیآورند. چه کسانی صلاحیت رئیس جمهور شدن دارند و ندارند، آن را در قوانین اساسی نمیآورند، تا بعد از بیست سال یا چهل سال، بخواهند آن را عوض کنند.
🍂 اما قانون اساسی ایران تا بخواهید پر است از قوانین بسته. هر مادهاش را دست بزنید، باید همجفتِ نری پیدا کند، که از قبل او را به همسری گرفتهاست، مثل اینکه رئیس جمهور باید مرد باشد و مسلمان باشد، مثل اینکه، نمایندگان مجلس باید متعهد به نظام و شخص رهبر باشند، مثل ویژگیهای رهبری، مجلس خبرگان، رئیس قوه قضائیه و...که باید مجتهد و شیعه دوازده امامی و مرد باشند؛ مثل اعضای شورای نگهبان، مثل حقوق اقلیتها، و مثل دهها مادۀ دیگر.
🍂 اینها همه، قوانین بسته هستند، که فقط دو مادۀ آنها کل سرنوشت جامعه را بدست دارد. اینکه قوانین و نظام سیاسی رفراندومپذیر باشند یا نباشند، توجیهی بر مبنای آنچه که در کشورهای دموکراتیک وجود دارد، نمیتوان ساخت.
#حکومت_اسلامی #سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin| @bayaneAzadi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر همین امروز رفراندوم «آری یا نه؟» برای جمهوری اسلامی بگذاریم، ۹۰ درصد، و در بهترین حالت (برای جمهوری اسلامی)، بالای ۷۰ درصد «نه» میگویند به این نظام!
🎙#صادق_زیباکلام، حداقل ۵ سال پیش (یعنی حدود سال ۱۳۹۸، و قبل از «ازگلگیت و اختلاسِ چای دبش و اختلاسِ فولاد مبارکه و اختلاسِ هولدینگ یاس» و...، و شلیک به هواپیمای اوکراینی، جنبش مهسا، جمعۀ خونین زاهدان و...)
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ چهارم: کتابِ «شهید جاویدِ» صالحیِ نجفآبادی، کتابِ «توحید» حبیبالله آشوری، احمد فردید و...
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🗄پست مرتبط
📻 دکتر موسی غنینژاد و سرمایهداری اسلامی!
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ چهارم: کتابِ «شهید جاویدِ» صالحیِ نجفآبادی، کتابِ «توحید» حبیبالله آشوری، احمد فردید و...
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
🗄پست مرتبط
📻 دکتر موسی غنینژاد و سرمایهداری اسلامی!
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin