Telegram
نقدآگین
📺 چرا جمهوری اسلامی، موشک میسازد، اما توانِ ساختنِ خودروی خوب ندارد؟
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 در کلیپِ فوق، بطور اجمالی نقشِ اوهام متفرعنانهای چون «تولیدِ علومِ انسانیِ اسلامی» و سیاستهایِ استالینیِ حکومت در حوزۀ پژوهش بیان میشود.
🍂 وقتی اهالیِ علوم انسانی و منتقدان و اساتیدی چون دکتر صادق زیباکلام، که از قضا بسیاری از خط قرمزها را نیز رعایت میکنند، بجای آنکه در صدرِ نهادهای تصمیمگیری و رسانههای داخلی قرار بگیرند و شنیدهشوند، چنین در تنگناهای بلادلیل قرار میگیرند، از فرصتهایی که موشکهای ما در اختیارمان میگذارند نیز بهنحو مقتضی بهرهمند نمیشویم و بهجای آنکه عملیاتهای موشکیمان، در داخل، به افزایشِ امنیتِ اقتصادی - سیاسی و رضایتِ عمومی کمک کند و مآلا، آمار مشارکت در بهاصطلاح انتخاباتهای جمهوری اسلامی افزایشِ محسوسی یابد، در عمل به مشارکت ۷ درصدی میانجامد؛ که اگر آرای باطله و درصدی تقیۀ نظام برای «حفظ آبرو» را نیز در نظر بگیریم، فیالمجموع به آرای زیر ۳ درصدِ نمایندگان مجلس، آن هم در پایتخت و امالقرای(!) جهان اسلام میرسیم؛ بهقولِ دکتر احمد بخارایی (استاد جامعهشناس):
🍂 این همه بهاصطلاح رئیسجمهور و نمایندۀ مجلس، از جمله این شیخ حسن روحانیِ دغلکار که گویا بهتازگی از خواب زمستانیاش برخواسته و نالۀ «وا جمهوریتا!» سر میدهد، از فیلترِ پخمهگزینِ شورای نگهبان بالا آمدند و کوچکترین تغییری، حتی در سیاستهای مربوط به تولیدِ این لگنها و ارابههای مرگ (با چند برابر قیمت واقعی) و سیاستهای غلطِ واردات خودرو، و مآلا آمارِ فاجعهبار مرگومیر در تصادفاتِ جادهای کشور رخ نداد؛ از این رو، دوستانه توصیه میکنم که بنا بر شواهد موجود از رضایت طرفین، یعنی اکثریت مردم (بنا به آمار تاریخیِ عدم مشارکت و آرای باطله) و ولی فقیه و نائب امام زمان و لسانالله، هر چه زودتر، بساطِ این تئاتر پوچ غربیهای نجس و مشرک را برچینید و پولش را خرجِ محفلِ مستضعفینِ(!) صدیق و ولایی و حزباللهی، یعنی کسانی چون کاظم صدیقی و علمالهدی و رائفیپور، کنید، تا در مُهملگویی از جیب مردم، یکوقت دچار فشار و مضیقهای نشوند و روندِ محیرالعقول و شتابناکِ تولیدِ علوم انسانی اسلامی(!) و تسریعِ فرآیند پیچیده و غامضِ ظهور، خدایی نکرده، دچار اختلالی نشود؛ چراکه چشم جهانی در انتظار دهانِ این نخبگانِ متصل به وحی و مولد علوم متنوع اسلامی است! اخیرا نیز با چشمان خود دیدیم که با عنایتِ خاصۀ جنابِ الله، استکبارِ جهانیِ آمریکا، موقتا به مسجد و حسینه بدل شد؛ پس اصلا و ابدا ناامید نشوید و به پیشنهادم خوب فکر کنید. هم ما اکثریت مردم، از این ریختوپاشِ بیهوده راضی نیستیم، هم شما راحتتر و خالصتر برای صدور انقلاب و تحققِ حکومت امام زمان ۱۲۰۰ ساله(!) گام برمیدارید! هر کس هم که به این تصمیم انقلابیتان اعتراض کرد، فورا هزینۀ بلیط هواپیما و یک وام برای کمک به اقامتش در کشوری دیگر را تقبل کنید و بگویید در اسرع وقت، بساطش را جمع کند و دارالخلافه را به مقصدِ دارالکفر ترک کند؛ جای آن فردِ ناخلف را هم با یک افغانستانیِ شیعۀ انقلابیِ تراز و واجدِ انگیزۀ بالا برای زادولدِ کثیر پر کنید تا سیاست جمعیتی مطلوبتان نیز تحقق یابد!
🗄پست مرتبط
📕 ۹ مافیای متشکل که جلوی هرگونه اصلاحات اساسی ایستادهاند
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 در کلیپِ فوق، بطور اجمالی نقشِ اوهام متفرعنانهای چون «تولیدِ علومِ انسانیِ اسلامی» و سیاستهایِ استالینیِ حکومت در حوزۀ پژوهش بیان میشود.
🍂 وقتی اهالیِ علوم انسانی و منتقدان و اساتیدی چون دکتر صادق زیباکلام، که از قضا بسیاری از خط قرمزها را نیز رعایت میکنند، بجای آنکه در صدرِ نهادهای تصمیمگیری و رسانههای داخلی قرار بگیرند و شنیدهشوند، چنین در تنگناهای بلادلیل قرار میگیرند، از فرصتهایی که موشکهای ما در اختیارمان میگذارند نیز بهنحو مقتضی بهرهمند نمیشویم و بهجای آنکه عملیاتهای موشکیمان، در داخل، به افزایشِ امنیتِ اقتصادی - سیاسی و رضایتِ عمومی کمک کند و مآلا، آمار مشارکت در بهاصطلاح انتخاباتهای جمهوری اسلامی افزایشِ محسوسی یابد، در عمل به مشارکت ۷ درصدی میانجامد؛ که اگر آرای باطله و درصدی تقیۀ نظام برای «حفظ آبرو» را نیز در نظر بگیریم، فیالمجموع به آرای زیر ۳ درصدِ نمایندگان مجلس، آن هم در پایتخت و امالقرای(!) جهان اسلام میرسیم؛ بهقولِ دکتر احمد بخارایی (استاد جامعهشناس):
«... سال ۱۴۰۲، بهشت و جهنم و امام زمان و مقدمات ظهور و تحریم و تکلیف شرعی و هر اهرم فقهی و سیاسی و خدایی و ائمهای و شیعی، بهکار گرفتهشد؛ همۀ بزرگان، از رهبری، ائمۀ جمعه، فرماندهان سپاه و... که اگر رای ندهید، یا جهنمی هستید، یا تحریمها بیشتر میشود [ولی نتیجه این شد]... [...] دوران تحکم و ولی فقیه و حجاب تمام شدهاست؛ بپذیریم».
🍂 این همه بهاصطلاح رئیسجمهور و نمایندۀ مجلس، از جمله این شیخ حسن روحانیِ دغلکار که گویا بهتازگی از خواب زمستانیاش برخواسته و نالۀ «وا جمهوریتا!» سر میدهد، از فیلترِ پخمهگزینِ شورای نگهبان بالا آمدند و کوچکترین تغییری، حتی در سیاستهای مربوط به تولیدِ این لگنها و ارابههای مرگ (با چند برابر قیمت واقعی) و سیاستهای غلطِ واردات خودرو، و مآلا آمارِ فاجعهبار مرگومیر در تصادفاتِ جادهای کشور رخ نداد؛ از این رو، دوستانه توصیه میکنم که بنا بر شواهد موجود از رضایت طرفین، یعنی اکثریت مردم (بنا به آمار تاریخیِ عدم مشارکت و آرای باطله) و ولی فقیه و نائب امام زمان و لسانالله، هر چه زودتر، بساطِ این تئاتر پوچ غربیهای نجس و مشرک را برچینید و پولش را خرجِ محفلِ مستضعفینِ(!) صدیق و ولایی و حزباللهی، یعنی کسانی چون کاظم صدیقی و علمالهدی و رائفیپور، کنید، تا در مُهملگویی از جیب مردم، یکوقت دچار فشار و مضیقهای نشوند و روندِ محیرالعقول و شتابناکِ تولیدِ علوم انسانی اسلامی(!) و تسریعِ فرآیند پیچیده و غامضِ ظهور، خدایی نکرده، دچار اختلالی نشود؛ چراکه چشم جهانی در انتظار دهانِ این نخبگانِ متصل به وحی و مولد علوم متنوع اسلامی است! اخیرا نیز با چشمان خود دیدیم که با عنایتِ خاصۀ جنابِ الله، استکبارِ جهانیِ آمریکا، موقتا به مسجد و حسینه بدل شد؛ پس اصلا و ابدا ناامید نشوید و به پیشنهادم خوب فکر کنید. هم ما اکثریت مردم، از این ریختوپاشِ بیهوده راضی نیستیم، هم شما راحتتر و خالصتر برای صدور انقلاب و تحققِ حکومت امام زمان ۱۲۰۰ ساله(!) گام برمیدارید! هر کس هم که به این تصمیم انقلابیتان اعتراض کرد، فورا هزینۀ بلیط هواپیما و یک وام برای کمک به اقامتش در کشوری دیگر را تقبل کنید و بگویید در اسرع وقت، بساطش را جمع کند و دارالخلافه را به مقصدِ دارالکفر ترک کند؛ جای آن فردِ ناخلف را هم با یک افغانستانیِ شیعۀ انقلابیِ تراز و واجدِ انگیزۀ بالا برای زادولدِ کثیر پر کنید تا سیاست جمعیتی مطلوبتان نیز تحقق یابد!
🗄پست مرتبط
📕 ۹ مافیای متشکل که جلوی هرگونه اصلاحات اساسی ایستادهاند
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تپۀ جدیدِ ایرانخودرو و سایپا در هندوستان!
🗄پست مرتبط
📕 ۹ مافیای متشکل که جلوی هرگونه اصلاحات اساسی ایستادهاند
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗄پست مرتبط
📕 ۹ مافیای متشکل که جلوی هرگونه اصلاحات اساسی ایستادهاند
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – یهودیستیزی در آلمان هیتلری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘جنبش دانشجویی آمریکا یا یک کالای ایدئولوژیک؟
(۱/۲)
✍🏻 #الف_هامان
🍂 مقاومتی که این روزها در آکادمیهای آمریکا شاهدش هستیم، با توجه به این نکته که انگیزههایی انسانی و قابل احترام دارد، اما جریانیست مبتنی بر ایدههای جاری در پاپکالچر غربی. پاپکالچرِ غرب، از تولیداتِ «صنعت فرهنگِ» سرمایهداری است؛ همان صنعتی که وظیفۀ «آرمانی جلوهدادنِ وضعیت» در جوامع سرمایهداری و تبشیر و تبلیغِ ایدئولوژیهاییست که هدفشان ظاهرسازی برای امیال حقیقیِ سیستم است.
🍂 پیش از انکه به نقد این جنبش برسم، لازم میدانم نکاتی را دربارۀ موضع سیاسی و اخلاقیام در برابر مسئلۀ فلسطین اعلام کنم. مواضع من در خصوص فلسطین، کاملا روشن است. از روز حملۀ ۷ اکتبر، حماس را جریانی تروریستی که جنبش مقاومت فلسطین را به انحراف برده، میشناختم و منتقد جدی توحش اسرائیل در غزه، شهرکسازی در کرانۀ باختری، سیاستهای آپارتاید در خود اسرائیل و دیگر جنایات دولت اسرائیل بودهام. به همین دلیل، در ادامۀ این متن، ارجاعی به دیدگاهم دربارۀ مسئله فلسطین نمیدهم.
🍂 از قرن ۱۹، ما شاهد شکلی از مقاومت اجتماعی که امروز در جامعۀ اکادمیک آمریکا در جریان است، بودهایم. در بعضی از نقاط تاریخی، جنبشهای دانشجویی تاثیر بهسزایی بر وضعیت اجتماعی گذاشتند و دستاوردهای گرانبهایی داشتند؛ همانند جنبش ۸ می در فرانسه، اما در قرن بیست و یکم، جنبشهای دانشجویی بهصورت ساختاری، یک جریان هزینهزا، پر سر و صدا و جنجالی اما، بدون هیچ ثمرۀ جدی سیاسی بودهاند.
🍂 آیا من، منتقدِ انگیزۀ این جنبشها هستم؟ پاسخ قطعا منفیست. نقد من، مستقیما، بیثمری، و به تعبیری، «شبهکنش» بودن این جنبشها را هدف گرفتهاست. دلیل اصلی بیثمری این جنبشها، عدم تناسب «شکل کنش» و «هدف آن» است. آنها بعنوان دانشجویان، در کنار روشنفکران و ژورنالیستها و... طبقۀ الیتی را تشکیل میدهند که رسالتش در تعاریف کلاسیک از روشنفکری، «شناخت بحران، فراروی از باورهای عمومی و پیدا کردن رهیافتی برای بحرانها»ست. حال بیایید نگاهی به آنچه الیت غربی در حال انجام ان است، بیاندازیم.
🍂 الیت غرب، با فشار بر رسانههای بزرگ: «اطلاعرسانی، انجام حرکات نمادین» و ... کنشی را دنبال میکند که هدف آن، همراهسازی افکار عمومی و ارائۀ نمایی متفاوت از پروپاگاندای قدرتها، از مسئلۀ فلسطین است. آنها برای این هدف، بهای قابل توجهی نیز پرداختهاند؛ بعنوان یک مهاجر، خطر دیپورت در یک قدمی آنهاست، بعنوان یک استاد دانشگاه، خطر بیکاری، و بعنوان یک سلبریتی، خطرِ گرفتنِ لیبلِ «یهودستیز» و بایکوت رسانهای آنها را بصورت جدی تهدید میکند. آنها این بها را شجاعانه پرداختند. برای چه هدفی؟ هدفی که از بنیان احمقانه است! چرا احمقانه؟ افکار عمومی در غرب (بهاستثنای اذهانی که بافت ایدیولوژیک دارند) کاملا همسو با فلسطیناند. اساسا فرهنگ پروتستان - اونجلیک، نوعی از «تسامح و رواداری سیستماتیک» را در برخورد با هر درگیری پیش میگیرد که این سیاست، باعث میشود بهندرت حمایت یکجانبۀ سیاسی را از آنها شاهد باشیم. کنش الیت غرب، عقیدهای را که اکثریت یک جامعه به آن باور دارند، آن هم با هزینهای گزاف، تبلیغ میکند. به بیانی دیگر، کنش آنها هیچ تغییری را دنبال نمیکند؛ چرا که اساسا ماهیت یک کنش را ندارد؛ بلکه یک «شبهکنش» است. شبهکنشی که براستی تولیدِ «صنعتِ فرهنگ» کاپیتالیسم است. در واقع، آن دانشجوی آمریکایی، هیچ درکی از عملکرد کنشی که در حال انجام آن است، ندارد؛ او از کنش خود "بیگانهسازی" شدهاست. این دقیقا همان نقطهایست که نقدی کاملا مارکسیستی بر یک جنبش چپ، وارد میشود. مارکس «ازخودبیگانگی» را از مهمترین عوامل بقای مناسبات سرمایه میدانست.
🍂 سرمایهداری، نیروی کار را به خدمت هدف خود در میآورد و پس از اینکه به هدف خود -تولیدِ کالا- رسید، او را با پرداخت مقدار ناچیزی، از چرخۀ کار حذف میکند؛ بدون هیچ ارادهای برای تعیین سرنوشت، کالایی که از شور و رنج و خلاقیتِ او، حاصل شدهاست، و این اتفاق، در آن سوی چرخۀ تولید، با مصرفکننده نیز میافتد. مصرفکننده، نیازی که برایش تولید شده را با مصرفِ کالایی که برای پاسخ به آن نیاز تولید شده، ارضا میکند؛ بدون آنکه تاثیری بر پذیرفتن آن نیاز و پذیرفتن آن کالا، بعنوان پاسخِ آن نیاز، داشتهباشد. دانشجوی آمریکایی، بعنوان یک مصرفکننده، فرهنگ تولیدشده در طبقه اجتماعی خود را مصرف میکند. او نیازِ ساختهشده تحتِ تاثیر هژمونی طبقهاش را، با مصرفِ «شبهکنشِ تولیدشده توسطِ همان هژمونی»، رفع میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #الف_هامان
🍂 مقاومتی که این روزها در آکادمیهای آمریکا شاهدش هستیم، با توجه به این نکته که انگیزههایی انسانی و قابل احترام دارد، اما جریانیست مبتنی بر ایدههای جاری در پاپکالچر غربی. پاپکالچرِ غرب، از تولیداتِ «صنعت فرهنگِ» سرمایهداری است؛ همان صنعتی که وظیفۀ «آرمانی جلوهدادنِ وضعیت» در جوامع سرمایهداری و تبشیر و تبلیغِ ایدئولوژیهاییست که هدفشان ظاهرسازی برای امیال حقیقیِ سیستم است.
🍂 پیش از انکه به نقد این جنبش برسم، لازم میدانم نکاتی را دربارۀ موضع سیاسی و اخلاقیام در برابر مسئلۀ فلسطین اعلام کنم. مواضع من در خصوص فلسطین، کاملا روشن است. از روز حملۀ ۷ اکتبر، حماس را جریانی تروریستی که جنبش مقاومت فلسطین را به انحراف برده، میشناختم و منتقد جدی توحش اسرائیل در غزه، شهرکسازی در کرانۀ باختری، سیاستهای آپارتاید در خود اسرائیل و دیگر جنایات دولت اسرائیل بودهام. به همین دلیل، در ادامۀ این متن، ارجاعی به دیدگاهم دربارۀ مسئله فلسطین نمیدهم.
🍂 از قرن ۱۹، ما شاهد شکلی از مقاومت اجتماعی که امروز در جامعۀ اکادمیک آمریکا در جریان است، بودهایم. در بعضی از نقاط تاریخی، جنبشهای دانشجویی تاثیر بهسزایی بر وضعیت اجتماعی گذاشتند و دستاوردهای گرانبهایی داشتند؛ همانند جنبش ۸ می در فرانسه، اما در قرن بیست و یکم، جنبشهای دانشجویی بهصورت ساختاری، یک جریان هزینهزا، پر سر و صدا و جنجالی اما، بدون هیچ ثمرۀ جدی سیاسی بودهاند.
🍂 آیا من، منتقدِ انگیزۀ این جنبشها هستم؟ پاسخ قطعا منفیست. نقد من، مستقیما، بیثمری، و به تعبیری، «شبهکنش» بودن این جنبشها را هدف گرفتهاست. دلیل اصلی بیثمری این جنبشها، عدم تناسب «شکل کنش» و «هدف آن» است. آنها بعنوان دانشجویان، در کنار روشنفکران و ژورنالیستها و... طبقۀ الیتی را تشکیل میدهند که رسالتش در تعاریف کلاسیک از روشنفکری، «شناخت بحران، فراروی از باورهای عمومی و پیدا کردن رهیافتی برای بحرانها»ست. حال بیایید نگاهی به آنچه الیت غربی در حال انجام ان است، بیاندازیم.
🍂 الیت غرب، با فشار بر رسانههای بزرگ: «اطلاعرسانی، انجام حرکات نمادین» و ... کنشی را دنبال میکند که هدف آن، همراهسازی افکار عمومی و ارائۀ نمایی متفاوت از پروپاگاندای قدرتها، از مسئلۀ فلسطین است. آنها برای این هدف، بهای قابل توجهی نیز پرداختهاند؛ بعنوان یک مهاجر، خطر دیپورت در یک قدمی آنهاست، بعنوان یک استاد دانشگاه، خطر بیکاری، و بعنوان یک سلبریتی، خطرِ گرفتنِ لیبلِ «یهودستیز» و بایکوت رسانهای آنها را بصورت جدی تهدید میکند. آنها این بها را شجاعانه پرداختند. برای چه هدفی؟ هدفی که از بنیان احمقانه است! چرا احمقانه؟ افکار عمومی در غرب (بهاستثنای اذهانی که بافت ایدیولوژیک دارند) کاملا همسو با فلسطیناند. اساسا فرهنگ پروتستان - اونجلیک، نوعی از «تسامح و رواداری سیستماتیک» را در برخورد با هر درگیری پیش میگیرد که این سیاست، باعث میشود بهندرت حمایت یکجانبۀ سیاسی را از آنها شاهد باشیم. کنش الیت غرب، عقیدهای را که اکثریت یک جامعه به آن باور دارند، آن هم با هزینهای گزاف، تبلیغ میکند. به بیانی دیگر، کنش آنها هیچ تغییری را دنبال نمیکند؛ چرا که اساسا ماهیت یک کنش را ندارد؛ بلکه یک «شبهکنش» است. شبهکنشی که براستی تولیدِ «صنعتِ فرهنگ» کاپیتالیسم است. در واقع، آن دانشجوی آمریکایی، هیچ درکی از عملکرد کنشی که در حال انجام آن است، ندارد؛ او از کنش خود "بیگانهسازی" شدهاست. این دقیقا همان نقطهایست که نقدی کاملا مارکسیستی بر یک جنبش چپ، وارد میشود. مارکس «ازخودبیگانگی» را از مهمترین عوامل بقای مناسبات سرمایه میدانست.
🍂 سرمایهداری، نیروی کار را به خدمت هدف خود در میآورد و پس از اینکه به هدف خود -تولیدِ کالا- رسید، او را با پرداخت مقدار ناچیزی، از چرخۀ کار حذف میکند؛ بدون هیچ ارادهای برای تعیین سرنوشت، کالایی که از شور و رنج و خلاقیتِ او، حاصل شدهاست، و این اتفاق، در آن سوی چرخۀ تولید، با مصرفکننده نیز میافتد. مصرفکننده، نیازی که برایش تولید شده را با مصرفِ کالایی که برای پاسخ به آن نیاز تولید شده، ارضا میکند؛ بدون آنکه تاثیری بر پذیرفتن آن نیاز و پذیرفتن آن کالا، بعنوان پاسخِ آن نیاز، داشتهباشد. دانشجوی آمریکایی، بعنوان یک مصرفکننده، فرهنگ تولیدشده در طبقه اجتماعی خود را مصرف میکند. او نیازِ ساختهشده تحتِ تاثیر هژمونی طبقهاش را، با مصرفِ «شبهکنشِ تولیدشده توسطِ همان هژمونی»، رفع میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘جنبش دانشجویی آمریکا یا یک کالای ایدئولوژیک؟
(۲/۲)
✍🏻 #الف_هامان
🍂 اگر به ساختار جنبشهای دانشجوییِ چند سال اخیر آمریکا دقت کنید، متوجه تشابهات بسیاری میان این جنبشهای «سیاسی» و موجهای فرهنگی در صنعت «فشن و تبلیغات» میشوید. چفیهای که دانشجوی آمریکایی میپوشد، همان لباس پانککالچریست که در دهۀ هفتاد، یک طرفدار پانکراک میپوشید. شعار «از رود تا دریا»، کارکردِ شعارهای تبلیغاتی «کوکاکولا» را دارد؛ حتی بحثهای تئوریک این دوستان دربارۀ فلسطین هم، رنگوبویِ مناظرههای تلویزیونی را میدهد و حاملِ رگههایی از «جامعۀ نمایشی» است.
🍂 روشنفکریِ چپ در این نقطه، موظف بود بعنوان یک منتقد ظاهر شود. منتقدی که مقابل دزدیدهشدن و هایجکشدن ارزشها و ایدههای خود بایستد، اما روشنفکران چپ نهتنها در جایگاه منتقد نایستادند، بلکه با قاطعیتی فناتیک، از این جنبش حمایت کردند. امین بزرگیان «نماز خواندن دانشجویان امریکایی» را بعنوان رخدادی «محصولِ اصیل مدرنیسم» و «"همراهی نمادین" با ستمدیدگان در برابر تعصباتِ تولیدشده توسط مناسبات سرمایهداری» خواندهبود. چیزی که بزرگیان و دیگر روشنفکرانِ چپ آن را نفهمیدهاند، «بازتولید همان مناسبات سرمایه»، در چنین جنبشهاییست. ما با یک جنبشِ سیاسی مواجه نیستیم، ما با یک «موج فرهنگیِ» بهشدت «میناستریم و بهشدت عوامپسنده و پاپیولار» مواجهیم. اگر اسکورسیزی توانست با نمایشِ وجه کثیفِ «رؤیای آمریکایی» و تولید میلیاردها دلار سرمایه در همین راستا، تغییری سیاسی بهدست آورد، آکادمیستهای دوستداشتنی ما نیز در این امر موفق خواهند بود.
🍂 روشنفکریِ چپ، مدام از فهم «کالاهای ایدیولوژیکِ» سرمایهداری حرف میزند و طی ده دقیقه سخنرانی، ۵۰ بار به «ایدئولوژی آلمانیِ» مارکس رفرنس میدهد، اما تواناییِ عبور از فیلترهای ایدئولوژیکِ خودش و دقیق نگاهکردن به ساختار یک جنبش و کشف نماهای پنهانمانده توسط ایدیولوژیها را ندارد.
🍂 عزیزانی مثل همین بزرگیان و اباذری، صدها صفحه دربارۀ «کالاییسازی و ازخودبیگانگی» نوشتهاند، اما متوجه این نکته نمیشوند که برای سرمایهداری، فرقی بین فروشِ «پورنوگرافی» یا «بایبل» در میان نیست! همین اقای بزرگیان، مدام از «صنعت فرهنگ» میگوید، اما خودش با یک «چفیه»، فریب این صنعت را میخورد و به یکی از مصرفکنندگان این صنعت، تبدیل میشود. سرمایهداری میتواند «کمونیسم و غربستیزیِ اسلامی» را هم بفروشد. برای سرمایهداری، محتوا هیچگاه مطرح نبودهاست. نظم ارزشگذاری در سرمایهداری، بنیانی تماما «کارکردگرایانه» دارد و این باعث میشود هر عنصری که تولید سرمایه میکند، مطلوب شمردهشود؛ حتی اگر صددرصد ضد ساختار باشد. برای CNN و Fox، پخش مصاحبۀ کانیه وست درباره سکستیپهای کارداشیان و سخنرانی آتشین کورنل وست، یک معنا را دارد: «پول».
🔻 البته من نیز چندان چپِ مدرنی نیستم و به بخشی از سنتِ فکری چپ که «آلترناتیو-اندیشی» و «پراتیکسازی» است، متعهدم؛ به همین دلیل، با نقد آن کنش، کنش دیگری را پیشنهاد میدهم.
🍂 سرمایهداری لیبرال، سیستمی نیست که «مخالفت تئوریک و مدنی» تو با آن، آن را به بحران بیاندازد. چیزی که تو را به یک خطر برای سرمایهداری لیبرال تبدیل میکند، انجام عملیست که سیستم را مجبور به شکستنِ پرنسیپهای خود و نمایان کردنِ امیال حقیقی که پشت پوشش ایدئولوژی، آن را پنهان کرده، بکند. همۀ دموکراسیهای لیبرال، خودشان را حامیِ «آزادی و عدالت اجتماعی» میدانند و سالیانه میلیاردها دلار خرجِ «لیبرال آرت» و پروژههای صلحطلبانه و لایحههای حمایت از جامعۀ LGBTQ و جوامع تحت ستمهای نژادی و جنسیتی و... میکنند. کنشی ثمربخش است که بتواند این سیستم را مجبور به عملی کند که ناقضِ این چهرۀ اخلاقی باشد. در واقع، کنشی که ایدئولوژی را به «ناکارآمدی» و corruption بیندازد؛ نمونۀ چنین کنشی، ویکیلیکس و شخص ژولین آسانژ بودهاست.
🍂 آسانژ سالها برای پیدا کردنِ باگهای این ایدئولوژی، زمان گذاشت؛ باگها را پیدا کرد؛ پراتیکی برای درگیری با این باگها ساخت، و نتیجه شد دقیقا چیزی که آسانژ آن را دنبال میکرد. دولتی که خود را «بزرگترین مدافع آزادی بیان» میدانست، او را به زندان انداخت و کماکان مشخص نیست که در صورت استرداد به «سرزمین آزادی» (آمریکا)، چه حکم وحشیانهای در انتظار اوست. این کنش، کنشِ ثمربخش است؛ این کنش، کنش جریانساز است. این آسانژها هستند که تغییر را رقم میزنند؛ چرا که آنها ایدهای برای مقاومت خلق میکنند و کنشی را استوار بر این ایده، با شجاعت و جسارت، پیش میبرند. آنها مصرفکننده نیستند، بلکه هنرمندانی چیرهدستاند که واقعیتی زیباتر را خلق میکنند.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #الف_هامان
🍂 اگر به ساختار جنبشهای دانشجوییِ چند سال اخیر آمریکا دقت کنید، متوجه تشابهات بسیاری میان این جنبشهای «سیاسی» و موجهای فرهنگی در صنعت «فشن و تبلیغات» میشوید. چفیهای که دانشجوی آمریکایی میپوشد، همان لباس پانککالچریست که در دهۀ هفتاد، یک طرفدار پانکراک میپوشید. شعار «از رود تا دریا»، کارکردِ شعارهای تبلیغاتی «کوکاکولا» را دارد؛ حتی بحثهای تئوریک این دوستان دربارۀ فلسطین هم، رنگوبویِ مناظرههای تلویزیونی را میدهد و حاملِ رگههایی از «جامعۀ نمایشی» است.
🍂 روشنفکریِ چپ در این نقطه، موظف بود بعنوان یک منتقد ظاهر شود. منتقدی که مقابل دزدیدهشدن و هایجکشدن ارزشها و ایدههای خود بایستد، اما روشنفکران چپ نهتنها در جایگاه منتقد نایستادند، بلکه با قاطعیتی فناتیک، از این جنبش حمایت کردند. امین بزرگیان «نماز خواندن دانشجویان امریکایی» را بعنوان رخدادی «محصولِ اصیل مدرنیسم» و «"همراهی نمادین" با ستمدیدگان در برابر تعصباتِ تولیدشده توسط مناسبات سرمایهداری» خواندهبود. چیزی که بزرگیان و دیگر روشنفکرانِ چپ آن را نفهمیدهاند، «بازتولید همان مناسبات سرمایه»، در چنین جنبشهاییست. ما با یک جنبشِ سیاسی مواجه نیستیم، ما با یک «موج فرهنگیِ» بهشدت «میناستریم و بهشدت عوامپسنده و پاپیولار» مواجهیم. اگر اسکورسیزی توانست با نمایشِ وجه کثیفِ «رؤیای آمریکایی» و تولید میلیاردها دلار سرمایه در همین راستا، تغییری سیاسی بهدست آورد، آکادمیستهای دوستداشتنی ما نیز در این امر موفق خواهند بود.
🍂 روشنفکریِ چپ، مدام از فهم «کالاهای ایدیولوژیکِ» سرمایهداری حرف میزند و طی ده دقیقه سخنرانی، ۵۰ بار به «ایدئولوژی آلمانیِ» مارکس رفرنس میدهد، اما تواناییِ عبور از فیلترهای ایدئولوژیکِ خودش و دقیق نگاهکردن به ساختار یک جنبش و کشف نماهای پنهانمانده توسط ایدیولوژیها را ندارد.
🍂 عزیزانی مثل همین بزرگیان و اباذری، صدها صفحه دربارۀ «کالاییسازی و ازخودبیگانگی» نوشتهاند، اما متوجه این نکته نمیشوند که برای سرمایهداری، فرقی بین فروشِ «پورنوگرافی» یا «بایبل» در میان نیست! همین اقای بزرگیان، مدام از «صنعت فرهنگ» میگوید، اما خودش با یک «چفیه»، فریب این صنعت را میخورد و به یکی از مصرفکنندگان این صنعت، تبدیل میشود. سرمایهداری میتواند «کمونیسم و غربستیزیِ اسلامی» را هم بفروشد. برای سرمایهداری، محتوا هیچگاه مطرح نبودهاست. نظم ارزشگذاری در سرمایهداری، بنیانی تماما «کارکردگرایانه» دارد و این باعث میشود هر عنصری که تولید سرمایه میکند، مطلوب شمردهشود؛ حتی اگر صددرصد ضد ساختار باشد. برای CNN و Fox، پخش مصاحبۀ کانیه وست درباره سکستیپهای کارداشیان و سخنرانی آتشین کورنل وست، یک معنا را دارد: «پول».
🔻 البته من نیز چندان چپِ مدرنی نیستم و به بخشی از سنتِ فکری چپ که «آلترناتیو-اندیشی» و «پراتیکسازی» است، متعهدم؛ به همین دلیل، با نقد آن کنش، کنش دیگری را پیشنهاد میدهم.
🍂 سرمایهداری لیبرال، سیستمی نیست که «مخالفت تئوریک و مدنی» تو با آن، آن را به بحران بیاندازد. چیزی که تو را به یک خطر برای سرمایهداری لیبرال تبدیل میکند، انجام عملیست که سیستم را مجبور به شکستنِ پرنسیپهای خود و نمایان کردنِ امیال حقیقی که پشت پوشش ایدئولوژی، آن را پنهان کرده، بکند. همۀ دموکراسیهای لیبرال، خودشان را حامیِ «آزادی و عدالت اجتماعی» میدانند و سالیانه میلیاردها دلار خرجِ «لیبرال آرت» و پروژههای صلحطلبانه و لایحههای حمایت از جامعۀ LGBTQ و جوامع تحت ستمهای نژادی و جنسیتی و... میکنند. کنشی ثمربخش است که بتواند این سیستم را مجبور به عملی کند که ناقضِ این چهرۀ اخلاقی باشد. در واقع، کنشی که ایدئولوژی را به «ناکارآمدی» و corruption بیندازد؛ نمونۀ چنین کنشی، ویکیلیکس و شخص ژولین آسانژ بودهاست.
🍂 آسانژ سالها برای پیدا کردنِ باگهای این ایدئولوژی، زمان گذاشت؛ باگها را پیدا کرد؛ پراتیکی برای درگیری با این باگها ساخت، و نتیجه شد دقیقا چیزی که آسانژ آن را دنبال میکرد. دولتی که خود را «بزرگترین مدافع آزادی بیان» میدانست، او را به زندان انداخت و کماکان مشخص نیست که در صورت استرداد به «سرزمین آزادی» (آمریکا)، چه حکم وحشیانهای در انتظار اوست. این کنش، کنشِ ثمربخش است؛ این کنش، کنش جریانساز است. این آسانژها هستند که تغییر را رقم میزنند؛ چرا که آنها ایدهای برای مقاومت خلق میکنند و کنشی را استوار بر این ایده، با شجاعت و جسارت، پیش میبرند. آنها مصرفکننده نیستند، بلکه هنرمندانی چیرهدستاند که واقعیتی زیباتر را خلق میکنند.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
بیا تا جهان را به بد نسپُریم
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد، پایدار...
همان بِه که نیکی بود یادگار
🔻۲۵ اردیبهشت روز حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر و حماسهسرای ایرانی و سرایندۀ شاهنامه است. به این مناسبت، فهرستی از مطالبه منتشره در نقدآگین پیرامون فردوسی و شاهنامه را در اختیار شما مخاطبان عزیز قرار میدهیم.
[ویدیو از Shine N Shid]
➖➖➖
🌾@Naqdagin
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد، پایدار...
همان بِه که نیکی بود یادگار
🔻۲۵ اردیبهشت روز حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر و حماسهسرای ایرانی و سرایندۀ شاهنامه است. به این مناسبت، فهرستی از مطالبه منتشره در نقدآگین پیرامون فردوسی و شاهنامه را در اختیار شما مخاطبان عزیز قرار میدهیم.
[ویدیو از Shine N Shid]
📺 گپی پیرامون شاهنامهٔ فردوسی
📺 ساسانیان، سلسلهای که باید از نو شناخت
📺 شهر آزادگان
📺 مغاک تیره تاریخ؛ چرا تاریخپژوهی انتقادی؟
📕در بزم جمشید
📕شاهنامه یا فردوسینامه
📕شاهنامه، نامۀ فرهنگ
📕زن و عشق در شاهنامه
📕آزادی زنان در شاهنامه
📕کاوۀ زمانه با صدای زنانه
📕مَده کارکردِ نیاکان بهباد!
📻 واسازی مفهوم ایران
📻 تقابل فردوسی با پانایرانیسم
📻دفتر خسروان (قسمت اول) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📻 نقد بهرام بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ ایران
📻 ضحاک که بود؟
📻 چرا فردوسی ماندگار شد؟
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اهرمنچهرگان
— ابیاتی از #فردوسی با صدای #داریوش_اقبالی
🗄پست مرتبط
📻 «دزدانِ مدینه» از زبان شاهنامۀ فردوسی -استاد بهرام مشیری-
#شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ابیاتی از #فردوسی با صدای #داریوش_اقبالی
ازین مارخوار اهرمنچهرگان
ز دانایی و شرم بیبهرگان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد
همی داد خواهند گیتی بهباد
🗄پست مرتبط
📻 «دزدانِ مدینه» از زبان شاهنامۀ فردوسی -استاد بهرام مشیری-
#شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دزدان مدینه و فردوسی
@Naqdagin
🎧 «دزدانِ مدینه» از زبان شاهنامۀ #فردوسی
— بررسی شعرِ «ازین مارخوار اهرمنچهرگان»
🎙استاد #بهرام_مشیری
#شعرانه #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی شعرِ «ازین مارخوار اهرمنچهرگان»
🎙استاد #بهرام_مشیری
#شعرانه #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from عصر روشنگری 🎬
#خبر_نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | Utopia
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📘سرِ داستان نامِ کیومرث بود
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 مرور و شناخت تاريخ و فرهنگ باستانی ايرانزمين، همواره آميخته بودهاست با بازخوانی آيين زرتشتی، كيش ديرينۀ ايرانيان. نسک تاریخیای که به پیشینۀ باستانی ایران میپردازند، سرشار هستند از نمادها و باورهایی که ریشه در کیش زرتشتی دارند. در این میان، شاهنامۀ #فردوسی، این شاهکار جاودان ادب ایرانی، را میتوان نمونهای بیمانند در بکارگیری از این باورها به بهترین و استادانهترین شیوه ممکن دانست. اين نوشتار، به بررسی داستان کیومرث -اولین داستان #شاهنامه-، و ریشههای زرتشتی آن میپردازد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۰۰ واژه
#خیالپرسه #اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 مرور و شناخت تاريخ و فرهنگ باستانی ايرانزمين، همواره آميخته بودهاست با بازخوانی آيين زرتشتی، كيش ديرينۀ ايرانيان. نسک تاریخیای که به پیشینۀ باستانی ایران میپردازند، سرشار هستند از نمادها و باورهایی که ریشه در کیش زرتشتی دارند. در این میان، شاهنامۀ #فردوسی، این شاهکار جاودان ادب ایرانی، را میتوان نمونهای بیمانند در بکارگیری از این باورها به بهترین و استادانهترین شیوه ممکن دانست. اين نوشتار، به بررسی داستان کیومرث -اولین داستان #شاهنامه-، و ریشههای زرتشتی آن میپردازد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۰۰ واژه
#خیالپرسه #اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
Telegram
نقدآگین
📘شاهنامه و ساسانیان
— پیرامون سخنان #مراد_فرهادپور
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 چند وقت پیش، مقالهای در مورد شاهنامهی فردوسی از جناب مراد فرهادپور خواندم. مقالهی بسیار جالبی بود. فارغ از محتوا و نتیجهگیری مقاله، نفس اينکه جناب فرهادپور، تاکید کردهبودند که اندیشۀ سیاسی در ایران، باید به #فردوسی بازگشت کند، بهنظرم بسیار فرخندهبود.
🍂 این کلیپ هم که بهتازگی منتشر شده، نشان میدهد اثرات آشتیِ جناب فرهادپور با شاهنامه، چقدر جدی و چشمگیر است و در استدلال و کلام روزمرهشان نیز کاملا بازتاب یافتهاست.
🍂 فقط یک نکتهی کوچک در مورد پرسش ایشان در همین کلیپ که میفرمایند «از ساسانیان چه برای ما ماندهاست؟». به نظرم اگر جناب فرهادپور بدانند که همان شاهنامهی فردوسی، که ایشان به خوبی مرجع اندیشه و استدلال خودشان قرار دادهاند، میراث گرانبهای انديشه و تاریخچهی ساسانیان است، بهترین پاسخ خود را دریافت خواهند کرد. برای توضیحات بیشتر، میتوانند به منابع فردوسی برای سرایش شاهنامه، و بویژه نقش خداینامگهای عصر ساسانی مراجعه کنند تا بدانند از آن دوران، برای ما چه چیز به یادگار ماندهاست؟
🍂 جالب است بدانید که اساسا عنوان «شاهنامه» که «ابومنصوری» برای اثر خود انتخاب کرد و بعدها به منبع بزرگی برای فردوسی بدل شد، تکرار همان معنای «خداینامه» (خدایناامگ) است که ساسانیان بهکار میبردند، اما جون در عصر اسلامی، معنای «خدا» بیشتر به سمت پروردگار متمایل شد و بار معنایی آن بعنوان «پادشاه و بزرگ» کاهش پیدا کرد (هرچند از بین نرفت)، منصوری ترجیح داد بجای «خداینامه» از «شاهنامه » استفاده کند.
🍂 بههر حال، در زمانهای که نسل جدید چپگرایان ایرانی، یکجور کپیکاری بیمسما از هویتگرایی مد شده در جهان غرب را الگو قرار دادهاند، من همچنان جهت حرکت جناب فرهادپور را به سمت توجه به میراث فرهنگی و تاریخی ایرانیان، بسیار مثبت و امیدوارکننده میدانم و شک ندارم اگر ده به یک آن عمری را که به پای فلسفهی غرب گذاشتند، صرف تاریخ انديشه و فرهنگ ایران هم بکنند، با دانش و اشراف خوبی که از ایشان به مبانی اندیشه سراغ داریم، در آینده نتایج بسیار ارزشمندتری هم حاصل خواهد شد.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون سخنان #مراد_فرهادپور
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 چند وقت پیش، مقالهای در مورد شاهنامهی فردوسی از جناب مراد فرهادپور خواندم. مقالهی بسیار جالبی بود. فارغ از محتوا و نتیجهگیری مقاله، نفس اينکه جناب فرهادپور، تاکید کردهبودند که اندیشۀ سیاسی در ایران، باید به #فردوسی بازگشت کند، بهنظرم بسیار فرخندهبود.
🍂 این کلیپ هم که بهتازگی منتشر شده، نشان میدهد اثرات آشتیِ جناب فرهادپور با شاهنامه، چقدر جدی و چشمگیر است و در استدلال و کلام روزمرهشان نیز کاملا بازتاب یافتهاست.
🍂 فقط یک نکتهی کوچک در مورد پرسش ایشان در همین کلیپ که میفرمایند «از ساسانیان چه برای ما ماندهاست؟». به نظرم اگر جناب فرهادپور بدانند که همان شاهنامهی فردوسی، که ایشان به خوبی مرجع اندیشه و استدلال خودشان قرار دادهاند، میراث گرانبهای انديشه و تاریخچهی ساسانیان است، بهترین پاسخ خود را دریافت خواهند کرد. برای توضیحات بیشتر، میتوانند به منابع فردوسی برای سرایش شاهنامه، و بویژه نقش خداینامگهای عصر ساسانی مراجعه کنند تا بدانند از آن دوران، برای ما چه چیز به یادگار ماندهاست؟
🍂 جالب است بدانید که اساسا عنوان «شاهنامه» که «ابومنصوری» برای اثر خود انتخاب کرد و بعدها به منبع بزرگی برای فردوسی بدل شد، تکرار همان معنای «خداینامه» (خدایناامگ) است که ساسانیان بهکار میبردند، اما جون در عصر اسلامی، معنای «خدا» بیشتر به سمت پروردگار متمایل شد و بار معنایی آن بعنوان «پادشاه و بزرگ» کاهش پیدا کرد (هرچند از بین نرفت)، منصوری ترجیح داد بجای «خداینامه» از «شاهنامه » استفاده کند.
🍂 بههر حال، در زمانهای که نسل جدید چپگرایان ایرانی، یکجور کپیکاری بیمسما از هویتگرایی مد شده در جهان غرب را الگو قرار دادهاند، من همچنان جهت حرکت جناب فرهادپور را به سمت توجه به میراث فرهنگی و تاریخی ایرانیان، بسیار مثبت و امیدوارکننده میدانم و شک ندارم اگر ده به یک آن عمری را که به پای فلسفهی غرب گذاشتند، صرف تاریخ انديشه و فرهنگ ایران هم بکنند، با دانش و اشراف خوبی که از ایشان به مبانی اندیشه سراغ داریم، در آینده نتایج بسیار ارزشمندتری هم حاصل خواهد شد.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شاهنامۀ #فردوسی
🍂 در این #مستند داستانی، روایت #شاهنامه از ابتدا تا انتها پرداخته شدهاست. این مستند طبق خود داستان شاهنامه که از آغاز جهان شروع میشود تا به تمدن بزرگ میرسد و دوران ایرج و فریدون زال و رستم و... را به تصویر میکشد. در این اثر، فریدون کل جهان را بین فرزندانش تقسیم میکند و قسمتِ ناب را به ایرج میدهد. «ایر» بمعنای آزاده و نجیب است. داستان ایرج یکی از داستانهای اندوهبار شاهنامه است. فردوسی در این داستان، ایرج را انسانی صلحدوست و مهربان و اهل مدارا معرفی کردهاست. فریدون برای سه پسر، پس از آن که در پی آزمونی همسرانی از یمن برمیگزیند، با آزمونی دیگر که آستانه هشیاری و بیدار ماندن بود، ایرج سربلند بیرون آمد؛ پس روم و خاور را به سلم، توران و چین را به تور و ایران و دشت نیزهوران (تا اندازه ای برابر میانرودان یا عراق امروزی) را به ایرج میبخشد. ایران از دیگر قلمروها آبادتر است و پادشاهی بر این نقطه بمنزله پادشاهی بر هفت کشور بود و کسی که فرمانروای #ایران باشد فرمانروای جهان بود. این مسئله برای سلم و تور گران آمد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این #مستند داستانی، روایت #شاهنامه از ابتدا تا انتها پرداخته شدهاست. این مستند طبق خود داستان شاهنامه که از آغاز جهان شروع میشود تا به تمدن بزرگ میرسد و دوران ایرج و فریدون زال و رستم و... را به تصویر میکشد. در این اثر، فریدون کل جهان را بین فرزندانش تقسیم میکند و قسمتِ ناب را به ایرج میدهد. «ایر» بمعنای آزاده و نجیب است. داستان ایرج یکی از داستانهای اندوهبار شاهنامه است. فردوسی در این داستان، ایرج را انسانی صلحدوست و مهربان و اهل مدارا معرفی کردهاست. فریدون برای سه پسر، پس از آن که در پی آزمونی همسرانی از یمن برمیگزیند، با آزمونی دیگر که آستانه هشیاری و بیدار ماندن بود، ایرج سربلند بیرون آمد؛ پس روم و خاور را به سلم، توران و چین را به تور و ایران و دشت نیزهوران (تا اندازه ای برابر میانرودان یا عراق امروزی) را به ایرج میبخشد. ایران از دیگر قلمروها آبادتر است و پادشاهی بر این نقطه بمنزله پادشاهی بر هفت کشور بود و کسی که فرمانروای #ایران باشد فرمانروای جهان بود. این مسئله برای سلم و تور گران آمد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لقب «سید» از کجا آمدهاست؟
🎙مصاحبۀ «صفحۀ آخر» با دکتر #محسن_بنائی
🌐 سایت علمی - پژوهشی کندوکاو (مقالات و کتبِ دکتر محسن بنائی و جمعی از پژوهشگران تاریخ انتقادی):
https://www.kandokav.net
#بازاندیشی #نقد_شیعه #سادات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبۀ «صفحۀ آخر» با دکتر #محسن_بنائی
🌐 سایت علمی - پژوهشی کندوکاو (مقالات و کتبِ دکتر محسن بنائی و جمعی از پژوهشگران تاریخ انتقادی):
https://www.kandokav.net
#بازاندیشی #نقد_شیعه #سادات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
لقب سید از کجا آمد؟
@Naqdagin
🎧 لقب «سید» از کجا آمدهاست؟
🎙مصاحبۀ «صفحۀ آخر» با دکتر #محسن_بنائی
🌐 سایت علمی - پژوهشی کندوکاو (مقالات و کتبِ دکتر محسن بنائی و جمعی از پژوهشگران تاریخ انتقادی):
https://www.kandokav.net
#بازاندیشی #نقد_شیعه #سادات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙مصاحبۀ «صفحۀ آخر» با دکتر #محسن_بنائی
🌐 سایت علمی - پژوهشی کندوکاو (مقالات و کتبِ دکتر محسن بنائی و جمعی از پژوهشگران تاریخ انتقادی):
https://www.kandokav.net
#بازاندیشی #نقد_شیعه #سادات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 با وجود عرب بودن پيامبر، چرا عدۀ زيادی از ايرانيان «سيد» هستند؟ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗄پست مرتبط
📺 لقب «سید» از کجا آمدهاست؟
📕سادات در ایران
📕سادات بهمثابه «نوادگان عباسیان» در یک آنالیز دی ان اس
.
#نقد_شیعه #نقد_اسلام #سادات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin