Telegram
نقدآگین
🍂 دکتر #کاوه_مظفری، در این ویدیو در خصوص شلیک پلیس به #آرزو_بدری نکات قابل توجهی را بیان میکند.
🍂 او با بررسی اطلاعات منتشره نشان میدهد که شلیک به خانم آرزو بدری، مغایر با قوانین حمل سلاح و از فاصله نزدیک انجام گرفتهاست.
🍂 آرزو بدری، ۳۱ ساله و مادر دو کودک خردسال، زنیست که در شهر نور استان مازندران که ماشینش به خاطر حجاب، حکم توقیف داشته، پلیس بهسوی او شلیک کرد. او در پی شلیک پلیس به کمرش در حین رانندگی توان راه رفتن را از دست دادهاست.
🍂 «حجاب» در آغاز اسلام، وفقِ متن قرآن و کتاب تحقیقی امیرحسین ترکاشوند («حجاب شرعی در عصر پیامبر»)، صرفا توصیه (بدونِ تعیینِ هیچ نوع مجازاتِ رایج در احکام که فراتر از توصیه بودهاند) و پیشنهادی برای حفاظت از آزارهای احتمالیِ «زنان آزادِ مسلمان» (و نه زنانِ کنیز مسلمان، ولو کنیز و شریک جنسیِ امامان و پیامبران بودهباشند، یا دیگر زنان جامعه با باورهای متفاوت) در فضایِ ناامن آن جغرافیای خاص بودهاست، اما در طی زمان، بدل به حکمی عام و جزمی و نرینهسالارانه شد که بر نقضِ «مالکیت زنان بر بدن خود» استوار بود و زنان را جزئی از «عورتِ و مایملکِ مردانِ خانواده» تصور میکرد. در نتیجه، به کلیت بدنِ آنها بهمثابه امر جنسی نگاه میکرد که مکلفاند آن را بپوشانند و تا حد امکان حتی برای عبادت نیز از خانه خارج نشوند (حکمی که در روایات متاخرتر از قرآن، ساخته و پرداخته شد و مبنایی در متنِ قرآن و نگاه کلی حاکم بر آن ندارد) و یا حتی در هنگامِ «عبادت و نماز» در خانۀ امن خود و در پیش محرمان خانه نیز، حجاب بگیرند!
🍂 گشت ارشاد نیز بر مبنای چنین تصوری از زنان استوار است که نیمی از جامعه را «ملک و شیء» نیمی دیگر جامعه میداند و هیچ نوع حق مالکیتی بر بدن، برای زنان قائل نیست، و از اینرو، بنا به مصلحت و موقعیت، سطوحِ مختلفِ مداخله و فضولی و خشونت زبانی و فیزیکی را با شهروندانی که فاقدِ حق مالکیت بر بدن خود میداند، مجاز میبیند.
🍂 این خشونتها، حوادثی رندوم و موردی و بیربط به کلیتِ این نهاد متعرض به زنان و انگارهای که بر پایۀ آن استوار شده، نیستند، بلکه جزئی جداییناپذیر از این انگارهاند که در آن، زنان انسانهایی برابر و صاحب حق مالکیت بر بدن خود نیستند؛ چنانکه همین تفکر است که مانع از پخش و فروش و تبلیغِ ابزارهای جلوگیری از بارداری میشود؛ تو گویی زن و بدنش، نه فقط مملوکِ شریک جنسیاش است، بلکه مملوک خلیفه و امیال مادی او نیز هست و مکلف است که برای او، بدون هرگونه انتخاب و محاسبه و تصمیمی عقلانی، هر چه بیشتر، سرباز و کارگر تولید کند؛ بر مبنای همین تفکر داعشیست که قوانینِ نابرابر میان زنان و مردان کنار گذاشته نمیشود؛ از جمله اینکه زن حق سفر بدون اجازۀ شوهر و حق فسخ قرارداد ازدواج را ندارد، و اگر توسط همسر (با بهانه و توجیهی ناموسی) و والدینش به قتل برسد، حکم مجازات برابری با آنکه اگر خود دست به قتلی مشابه میزد، بر قاتلانش جاری نمیشود، بلکه قاتلان میتوانند با خیالی آسوده و با توهمِ اخلاقی بودن و غیور بودن و مورد تمجید واقع شدن، دست به زنکشی بزنند؛ تو گویی زن، حیوانی خانگی بیش نیست که میان پدر و شوهر مبادله میشود و هر زمان از حدودش تجاوز کرد، حق دارند بهنحوی که مناسب میدانند، او را قربانی کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 او با بررسی اطلاعات منتشره نشان میدهد که شلیک به خانم آرزو بدری، مغایر با قوانین حمل سلاح و از فاصله نزدیک انجام گرفتهاست.
🍂 آرزو بدری، ۳۱ ساله و مادر دو کودک خردسال، زنیست که در شهر نور استان مازندران که ماشینش به خاطر حجاب، حکم توقیف داشته، پلیس بهسوی او شلیک کرد. او در پی شلیک پلیس به کمرش در حین رانندگی توان راه رفتن را از دست دادهاست.
🍂 «حجاب» در آغاز اسلام، وفقِ متن قرآن و کتاب تحقیقی امیرحسین ترکاشوند («حجاب شرعی در عصر پیامبر»)، صرفا توصیه (بدونِ تعیینِ هیچ نوع مجازاتِ رایج در احکام که فراتر از توصیه بودهاند) و پیشنهادی برای حفاظت از آزارهای احتمالیِ «زنان آزادِ مسلمان» (و نه زنانِ کنیز مسلمان، ولو کنیز و شریک جنسیِ امامان و پیامبران بودهباشند، یا دیگر زنان جامعه با باورهای متفاوت) در فضایِ ناامن آن جغرافیای خاص بودهاست، اما در طی زمان، بدل به حکمی عام و جزمی و نرینهسالارانه شد که بر نقضِ «مالکیت زنان بر بدن خود» استوار بود و زنان را جزئی از «عورتِ و مایملکِ مردانِ خانواده» تصور میکرد. در نتیجه، به کلیت بدنِ آنها بهمثابه امر جنسی نگاه میکرد که مکلفاند آن را بپوشانند و تا حد امکان حتی برای عبادت نیز از خانه خارج نشوند (حکمی که در روایات متاخرتر از قرآن، ساخته و پرداخته شد و مبنایی در متنِ قرآن و نگاه کلی حاکم بر آن ندارد) و یا حتی در هنگامِ «عبادت و نماز» در خانۀ امن خود و در پیش محرمان خانه نیز، حجاب بگیرند!
🍂 گشت ارشاد نیز بر مبنای چنین تصوری از زنان استوار است که نیمی از جامعه را «ملک و شیء» نیمی دیگر جامعه میداند و هیچ نوع حق مالکیتی بر بدن، برای زنان قائل نیست، و از اینرو، بنا به مصلحت و موقعیت، سطوحِ مختلفِ مداخله و فضولی و خشونت زبانی و فیزیکی را با شهروندانی که فاقدِ حق مالکیت بر بدن خود میداند، مجاز میبیند.
🍂 این خشونتها، حوادثی رندوم و موردی و بیربط به کلیتِ این نهاد متعرض به زنان و انگارهای که بر پایۀ آن استوار شده، نیستند، بلکه جزئی جداییناپذیر از این انگارهاند که در آن، زنان انسانهایی برابر و صاحب حق مالکیت بر بدن خود نیستند؛ چنانکه همین تفکر است که مانع از پخش و فروش و تبلیغِ ابزارهای جلوگیری از بارداری میشود؛ تو گویی زن و بدنش، نه فقط مملوکِ شریک جنسیاش است، بلکه مملوک خلیفه و امیال مادی او نیز هست و مکلف است که برای او، بدون هرگونه انتخاب و محاسبه و تصمیمی عقلانی، هر چه بیشتر، سرباز و کارگر تولید کند؛ بر مبنای همین تفکر داعشیست که قوانینِ نابرابر میان زنان و مردان کنار گذاشته نمیشود؛ از جمله اینکه زن حق سفر بدون اجازۀ شوهر و حق فسخ قرارداد ازدواج را ندارد، و اگر توسط همسر (با بهانه و توجیهی ناموسی) و والدینش به قتل برسد، حکم مجازات برابری با آنکه اگر خود دست به قتلی مشابه میزد، بر قاتلانش جاری نمیشود، بلکه قاتلان میتوانند با خیالی آسوده و با توهمِ اخلاقی بودن و غیور بودن و مورد تمجید واقع شدن، دست به زنکشی بزنند؛ تو گویی زن، حیوانی خانگی بیش نیست که میان پدر و شوهر مبادله میشود و هر زمان از حدودش تجاوز کرد، حق دارند بهنحوی که مناسب میدانند، او را قربانی کنند.
.
#حکومت_اسلامی #زنان #بازاندیشی#نواندیشی_دینی #نقد_اسلام #نقد_قرآن #مطالعات_زنان #حجاب #گشت_ارشاد #خشونت_علیه_زنان #زنستیزی #زنکشی #تکریم_زنان #فاطمه_زهرا #بازنگری #امیرحسین_ترکاشوند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘منشِ جنسی ابنسینا در نسخِ کهن
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 امروز روز شیخالرئیس «ابنسینا» است، که پرفسور د.جمیل صلیبا (صاحب فرهنگ فلسفی) او را بهدلیل نوشتههای عربیاش، بیشتر فیلسوفِ عرب قلمداد میکند تا فیلسوف اسلامی!
🍂 به این مناسبت، گفتم به یکی از محققان ابنسینا-پژوه بپردازم، یعنی مستشرق هلندی دکتر «یوپلامیر» که رشته اقتصادش را رها کرد و به پژوهش در فلسفه و منطق فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا و ملاصدرا پرداخت. در دانشگاه مصر و لبنان و دو سال هم در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ در تهران در منطقۀ درکه ساکن بود و به تحقیق در نسخ خطی موجود در کتابخانههای ایران مشغول بود.
🍂 او کتابی منتشر کرد به نام «شهوت ابنسینا» تا نشان دهد که افسانۀ علاقۀ ابنسینا به شهوترانی و صیغهکردن افراطی زنان، برساختی ناشی از تهمتهای دشمنان او بودهاست؛ چندانکه گفتند این فیلسوف و طبیب، در اثر کثرت شهوترانی با زنان به بیماری قولنج مبتلا شد و در اصفهان درگذشت.
🍂 قائلان و باورمندان این دیدگاه در نسخ کهن کم نیستند؛ تا جایی که خاورشناسانی چون گوستاو لوبون و جانمکگینیس و گلمان و سهیل افنان نیز حرفهای آنها را تکرار کردهاند.
🍂 ابن خلکان به تمسخر بیتی دربارهی ابنسینا ساخت که:
و لم یشف ما نابه بالشفا
و لم ينج من موته بالنجاة
نه كتاب شفايش وي را از قولنج شفا داد
نه کتاب نجاتش از مرگ نجاتش بخشید
🍂 اما لامیر که به زبان عربی و فارسی مسلط است، نخست با بررسی نسخههایی از زندگی ابنسینا که به شاگردش ابوعبیدجوزجانی، فیزیکدان و فیلسوف دیکته کرده، دریافت که بخشهایی از جملات آن کتاب، تقطیع شده تا این عبارت زیر را نتیجه گیرند:
و یشتغل بالمجامعة کثیرا فأثر فی مزاجه… حتی صار امره فی السنه… اصاب الشیخ قولنج
🔺با صرفنظر از نقطهچینهای عبارت بالا، «ابتلای بوعلی به قولنج در اثر افراط در شهوت و مجامعت با زنان بوده». این عبارت بهصورت تقطیعشدۀ فوق در نسخی چون «تتمه الصوان الحکمه» بیهقی و«وفیاتالاعیان» ابنخلکان و همچنین «نزهه الارواح» شهرزوری و ابن القفطی و ابن ابیاصیبه از جوزجانی روایت شده که قولنج حکیم، معلول کثرت شهوترانی وی عنوان شدهاست.
🍂 بعدها مستشرق معروف «گلمان» با اعتماد و اتکای به این نسخهها، همین حرف را تکرار میکند و در میان دیگر خاورشناسان چون یک اپیدمی تکثیر میشود.
🍂 لامیر ابتدا با تحقیق در رسالۀ خود شیخ بنام «رسالة فيالقولنج» درمییابد که ابنسینا ۴ نوع قولنج را شناسایی و برای آن ۶۰ عامل ابتلا را معرفی کرده که شهوت و مجامعت با زنان جزو هیچکدام آنها نبودهاست.
🍂 در ادامه لامیر در اثنای تحقیقات خود به نسخهای از املای جوزجانی که در دانشگاه استانبول نگهداری میشود دست پیدا میکند که تا حدی مشکل برایش حل میشود و مشخص میشود مولفان نامبرده در بالا، از عبارت یادشده با نقطهچین، کلماتی را حذف کردهاند تا قولنج شیخ را به عامل شهوترانی او نسبت دهند.
🍂 لامیر با توجه به قدمت این نسخه درمییابد نظر شیخ و دیدگاه جوزجانی، به هیچ وجه قولنج را مرتبط با کثرت رابطه جنسی معرفی نکردهاند. و این شیطنت دشمنان شیخ در تقطیع کلام جوزجانی بوده که به چنین تصوری دامن-زدهاست.
🍂 اما بدخواهان ابنسینا که بودهاند که دست به حذف و تحریف عبارات او زدهاند؟ مشخص است که بعد از کتاب «هافتالفلاسفه» غزالی، متکلمان پس از او به دیدۀ یک مرتد در ابنسینا نظر میکردند، و برای تثبیت این ارتداد، نیاز به نسخۀ زندگینامه جوزجانی داشتند تا شیخالرئیس را «شرابخوار و آوازخوان و عشقباز و شهوتران» جلوه دهند؛ این توصیفات از هرزگی، ارتداد او را استوارتر جلوه میداد. و برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز داشتند (از «فقیل» تا «حقها» در عبارت شیخ، یک تقریر کامل) را حذف کنند که پرفسور لامیر توانست این غش و حذف را در نسخۀ استانبول از کتاب کشف و افشا کند.
🍂 این اثر «یوپ لامیر» توسط مترجم و پژوهنده افغانستانی عتیق اروند به فارسی برگردانده شدهاست که از این لینک قابل دریافت است.
.
#بازاندیشی #در_چنین_روزی #آخوندیسم#پزشک #بازنگری #تاریخ #تاریخ_ایران #ابن_سینا #فلاسفه #فیلسوف #فلسفه #غزالی #احمد_غزالی #تکفیر #تفسیق #مباهته #قلنج #رابطه_جنسی #تحریف
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic