Telegram
نقدآگین
📘ارادۀ معطوف به سلطه و «تهمتِ جنون»
✍🏻 #امید_شمس
1️⃣ تنها در مقابل آن بدنهای وارفته و بیتفاوت، آن چشمهای نظارهگر رخوتناک و آن هرهر و کرر یواشکی پشت پنجره است که شجاعت #دختر_علوم_تحقیقات معنای واقعی خودش را مییابد. دقیقا بهواسطۀ حضور بدنهایی که بندهای اسارت را مثل بخشی از گوشت و پوستشان و بهمثابه تقدیری ذاتی پذیرفتهاند، اینچنین بند-گسستن در صریحترین شکل خودش ضرورت مییابد.
🍂 در سوی دیگر، برای بدنهایی که تحقیر و ستم را بهمثابه امر عادی پذیرفتهاند، در مواجهه با حادترین شکل سرپیچی، چارهای جز بروی خود نیاوردن یا جوکساختن و بزخنده زدن نمیماند! چون این بدن که در ناسازگارترین وضعیت ممکن نسبت به “نظم مستقر” قرار گرفته، یادآوری میکند که چه چیزی حقیقتا غیرطبیعیست و آن تندادن به این میزان از تحقیر و آزار روزمره است؛ و هم اینکه تقدس خونین “نظم سرکوب” تا چه اندازه شکننده است.
🍂 این بدن عاصی، برای تسلیمشدگان به نظام تحقیر و سرکوب، بهاندازۀ صاحبان نظامِ تحقیر و سرکوب ترسناک است. برای همین است که یا باید آنرا نادیده بگیرند و یا از آن سلب معنا کنند؛ چون یا باید عصیان را هیچ بیانگارند یا خودشان را.
2️⃣ نخستین و قدیمیترین واکنش صاحبان و ساکتان نظام سلطه به عصیان و سرپیچی اطلاق «جنون» است. اتهام جنون بهطور ویژه و بهمثابه کهنترین حربه در مواجهه با عصیان و سرپیچی زنان بکار رفتهاست. این نخستین و پیشبینیشدهترین رفتار حکومت در مواجهه با هراس از عصیان #دختر_علوم_تحقیقات است؛ به همان اندازه که رفتار پیشبینیشدۀ اکثریت منفعل و تسلیم شدۀ جامعه نیز هست.
🍂 سوزان گوبار و ساندرا گیلبرت کتاب بینظیری دارند با نام “زن دیوانه زیر شیروانی: زنان نویسنده و تخیل ادبی قرن نوزدهم” که به بررسی این کلیشه در مقابل عصیان زنان نویسنده میپردازد. آنها این تاکتیک را چنین توضیح میدهند:
🔻اما تمهید دیگری هم برای رها شدن از ترس و شرم روبرو شدن با زن عصیانگر وجود دارد.
3️⃣ تمهید دیگر برای رهایی از ترس و شرم مواجهه با زن عصیانگر استفاده از تاکتیک “مورد فردی”ست؛ یعنی جدا کردن وضعیت رنج فرد عصیانگر از شرایط رنج جمعی:
🔺این عبارات، دمدستیترین و رقتانگیزترین واکنش نظام سلطه و بردگانش به عصیان و سرپیچی است که در مورد #دختر_علوم_تحقیقات هم به وفور دیده میشود. با این تمهید، آنها تلاش میکنند تا اجازه ندهند عصیان یک فرد، عصیان هزارن فرد کمجرئتتر از او را نمایندگی کند. آنها تلاش میکنند رابطه میان رنج مشترک و واکنش شورشگرانه را قطع کنند.
🍂 کیت میلت* چهرۀ برجستۀ جنبش زنان امریکا که در بدو انقلاب به ایران سفر کرد و در راهپیمایی «علیه حجاب» شرکت کرد و خمینی شخصا دستور بازداشت و اخراجش را داد میگوید:
🍂 آنچه «مردسالاری» یا «نظام مذکر» نامیده میشود، وجهی از هویت چندوجهی نظام سرکوب است؛ همانگونه که نژادپرستی و آپارتاید وجه دیگر آن؛ همانگونه که مرکزگرایی وجه دیگر آن؛ همانگونه که نظام ارباب/رعیتی وجه دیگر آن. در تمامی این وجوه یک قانون ثابت است: همه ابزارهای موجود برای استیلای یک گروه اجتماعی بر دیگری به کار میرود و تمامی بسترهای فرهنگی و ارزشهای اجتماعی قبضه و قلب میشود تا این سرکوب را بمثابه امری طبیعی توجیه کند.
🍂 گرفتن ابزار سخت سرکوب بسیار دشوار و گاهی ناممکن است، اما در هم شکستن بسترهای فرهنگی و نظام ارزشیِ توجیه گر سرکوب ممکن و ضروری و نخستین گام از کارانداختن ابزار سخت سرکوب است.
*دربارۀ کیت میلر
کیت میلت که بود و چرا در سکوت مرد؟
radiozamaneh.com/374964/
آیا اصلاً نگریستن به روابط میان جنسیتها از منظری سیاسی امکانپذیر است؟ متن سخنرانی کیت میلت در دانشگاه کورنل به تاریخ نوامبر ۱۹۶۸
radiozamaneh.com/374946
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امید_شمس
[وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعرٍ مَّجْنُون؛ میگفتند آیا نظام الاهیاتیِ موروثیمان و سبکِ زندگیِ مألوفمان، که بر آن نظام بنا شده، را بنا بر سخن-کنشِ «شاعری دیوانه» ترک کنیم؟ (صافات، ۳۶)]
1️⃣ تنها در مقابل آن بدنهای وارفته و بیتفاوت، آن چشمهای نظارهگر رخوتناک و آن هرهر و کرر یواشکی پشت پنجره است که شجاعت #دختر_علوم_تحقیقات معنای واقعی خودش را مییابد. دقیقا بهواسطۀ حضور بدنهایی که بندهای اسارت را مثل بخشی از گوشت و پوستشان و بهمثابه تقدیری ذاتی پذیرفتهاند، اینچنین بند-گسستن در صریحترین شکل خودش ضرورت مییابد.
🍂 در سوی دیگر، برای بدنهایی که تحقیر و ستم را بهمثابه امر عادی پذیرفتهاند، در مواجهه با حادترین شکل سرپیچی، چارهای جز بروی خود نیاوردن یا جوکساختن و بزخنده زدن نمیماند! چون این بدن که در ناسازگارترین وضعیت ممکن نسبت به “نظم مستقر” قرار گرفته، یادآوری میکند که چه چیزی حقیقتا غیرطبیعیست و آن تندادن به این میزان از تحقیر و آزار روزمره است؛ و هم اینکه تقدس خونین “نظم سرکوب” تا چه اندازه شکننده است.
🍂 این بدن عاصی، برای تسلیمشدگان به نظام تحقیر و سرکوب، بهاندازۀ صاحبان نظامِ تحقیر و سرکوب ترسناک است. برای همین است که یا باید آنرا نادیده بگیرند و یا از آن سلب معنا کنند؛ چون یا باید عصیان را هیچ بیانگارند یا خودشان را.
2️⃣ نخستین و قدیمیترین واکنش صاحبان و ساکتان نظام سلطه به عصیان و سرپیچی اطلاق «جنون» است. اتهام جنون بهطور ویژه و بهمثابه کهنترین حربه در مواجهه با عصیان و سرپیچی زنان بکار رفتهاست. این نخستین و پیشبینیشدهترین رفتار حکومت در مواجهه با هراس از عصیان #دختر_علوم_تحقیقات است؛ به همان اندازه که رفتار پیشبینیشدۀ اکثریت منفعل و تسلیم شدۀ جامعه نیز هست.
🍂 سوزان گوبار و ساندرا گیلبرت کتاب بینظیری دارند با نام “زن دیوانه زیر شیروانی: زنان نویسنده و تخیل ادبی قرن نوزدهم” که به بررسی این کلیشه در مقابل عصیان زنان نویسنده میپردازد. آنها این تاکتیک را چنین توضیح میدهند:
“زنانی که به محدودیتهای زندگی خود اعتراض میکنند، اغلب با برچسب «دیوانگی» به سکوت وادار میشوند. در این صورت، دیوانگی به ابزاری برای خنثیسازی تهدیداتی که زنان شورشی نمایانگر آن هستند، تبدیل میشود.
در جامعهای که مردسالاری غالب است، خشم و ناامیدی بسیاری از زنان به دلیل موقعیت فرودست خود، اغلب بعنوان نشانهای از بیمنطقی یا هیستری تعبیر میشود.”
🔻اما تمهید دیگری هم برای رها شدن از ترس و شرم روبرو شدن با زن عصیانگر وجود دارد.
3️⃣ تمهید دیگر برای رهایی از ترس و شرم مواجهه با زن عصیانگر استفاده از تاکتیک “مورد فردی”ست؛ یعنی جدا کردن وضعیت رنج فرد عصیانگر از شرایط رنج جمعی:
“ این بیچاره رو بزرگش نکنید، این حال روحیش خوب نیست. هر چیزی رو بیخودی سیاسی نکنین!” “این اصلا یک مشکل شخصی داشته”
🔺این عبارات، دمدستیترین و رقتانگیزترین واکنش نظام سلطه و بردگانش به عصیان و سرپیچی است که در مورد #دختر_علوم_تحقیقات هم به وفور دیده میشود. با این تمهید، آنها تلاش میکنند تا اجازه ندهند عصیان یک فرد، عصیان هزارن فرد کمجرئتتر از او را نمایندگی کند. آنها تلاش میکنند رابطه میان رنج مشترک و واکنش شورشگرانه را قطع کنند.
🍂 کیت میلت* چهرۀ برجستۀ جنبش زنان امریکا که در بدو انقلاب به ایران سفر کرد و در راهپیمایی «علیه حجاب» شرکت کرد و خمینی شخصا دستور بازداشت و اخراجش را داد میگوید:
“یکی از تأثیرات افسانهی «مورد فردی» این است که هر نوعی از مقاومت در برابر وضعیت سیاسی کنونی در روابط میان جنسیتها را بی درنگ برمیگرداند به محکومیتی قاطع به اختلال روانی”.
🍂 آنچه «مردسالاری» یا «نظام مذکر» نامیده میشود، وجهی از هویت چندوجهی نظام سرکوب است؛ همانگونه که نژادپرستی و آپارتاید وجه دیگر آن؛ همانگونه که مرکزگرایی وجه دیگر آن؛ همانگونه که نظام ارباب/رعیتی وجه دیگر آن. در تمامی این وجوه یک قانون ثابت است: همه ابزارهای موجود برای استیلای یک گروه اجتماعی بر دیگری به کار میرود و تمامی بسترهای فرهنگی و ارزشهای اجتماعی قبضه و قلب میشود تا این سرکوب را بمثابه امری طبیعی توجیه کند.
🍂 گرفتن ابزار سخت سرکوب بسیار دشوار و گاهی ناممکن است، اما در هم شکستن بسترهای فرهنگی و نظام ارزشیِ توجیه گر سرکوب ممکن و ضروری و نخستین گام از کارانداختن ابزار سخت سرکوب است.
*دربارۀ کیت میلر
کیت میلت که بود و چرا در سکوت مرد؟
radiozamaneh.com/374964/
آیا اصلاً نگریستن به روابط میان جنسیتها از منظری سیاسی امکانپذیر است؟ متن سخنرانی کیت میلت در دانشگاه کورنل به تاریخ نوامبر ۱۹۶۸
radiozamaneh.com/374946
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #زنان #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘متن یکی از شیعیان دنبالکنندۀ نقدآگین
🍂 با خواست حفظ امنیت و سلامتیِ جسمی و روحی و روانی برای دخترِ شجاعِ شریفِ دانشگاه.
🍂 اعتراض عریان ایشان پاسخی اتفاقن بسیار خردمندانه در برابر زنجیرهای از رفتارهای متوالی جنونآمیزِ مأمورانِ سرکوبِ حکومتی در دانشگاهها و دیگرجاها بود و در مورد خاص خودشان، پاسخی به اخطارهای تهدیدآمیز زبانی و بعد، تعرض فیزیکی و بعد، پارهکردنِ البسۀ ایشان بود و اگر قرار است کسی به تیمارستان و زندان برود و یا تنبیهِ سخت شود، ابتدای امر، قانونگذارانِ قوانینِ ضدانسانی-ضداسلامی و مجریانِ قانون و شخص اول مملکت هستند، و نه این بانوی شجاع. به ایشان را آزار نرسانید!
🍂 بدون این که بخواهم حال کسی را بد کنم، باید بگویم برخلاف مطالبی که خواندم در صفحاتی، کار این خانم هرگز برخلاف ارزشهای دین اسلام نبود. نظر اسلام راجعبه قانون دروغین حجاب اجباری این هست که هیچ دینی را به مویی نبستهاند و کارهای این حکومت بیشتر شبیه یک بدکاسبِ پر-غلوغش هست که نمیخواهد ورشکستگیاش را قبول کند، نه انسانی وارسته...
🗄پست مرتبط
📕حتی اگر «واجب شرعی» باشد
📕«بدعتِ» حجاب اجباری
📻 محسن برهانی و بدعت حجاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 با خواست حفظ امنیت و سلامتیِ جسمی و روحی و روانی برای دخترِ شجاعِ شریفِ دانشگاه.
🍂 اعتراض عریان ایشان پاسخی اتفاقن بسیار خردمندانه در برابر زنجیرهای از رفتارهای متوالی جنونآمیزِ مأمورانِ سرکوبِ حکومتی در دانشگاهها و دیگرجاها بود و در مورد خاص خودشان، پاسخی به اخطارهای تهدیدآمیز زبانی و بعد، تعرض فیزیکی و بعد، پارهکردنِ البسۀ ایشان بود و اگر قرار است کسی به تیمارستان و زندان برود و یا تنبیهِ سخت شود، ابتدای امر، قانونگذارانِ قوانینِ ضدانسانی-ضداسلامی و مجریانِ قانون و شخص اول مملکت هستند، و نه این بانوی شجاع. به ایشان را آزار نرسانید!
🍂 بدون این که بخواهم حال کسی را بد کنم، باید بگویم برخلاف مطالبی که خواندم در صفحاتی، کار این خانم هرگز برخلاف ارزشهای دین اسلام نبود. نظر اسلام راجعبه قانون دروغین حجاب اجباری این هست که هیچ دینی را به مویی نبستهاند و کارهای این حکومت بیشتر شبیه یک بدکاسبِ پر-غلوغش هست که نمیخواهد ورشکستگیاش را قبول کند، نه انسانی وارسته...
🗄پست مرتبط
📕حتی اگر «واجب شرعی» باشد
📕«بدعتِ» حجاب اجباری
📻 محسن برهانی و بدعت حجاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘آزادی دقیقا یعنی ولنگاری!
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 بحث دوگانه «آزادی» در برابر «ولنگاری»، یا نسخههای دیگری همچون «ابتذال و بیبند و باری و هرج و مرج» جدید نیست. شاید به قدمت پیدایش مفهوم آزادی این دوگانهسازی وجود داشتهاست.
🍂 در واقع، به نظر میرسد در طول تاریخ هیچ کس مخالف آزادی نبوده؛ حتی اقتدارگراترین دیکتاتورها یا مرتجعترین مراجع فکری، همه مدعی آزادی بوده و هستند، اختلاف همیشه در آن پیچش ظریفیست که در توصیف معنای آزادی بهکار میبرند.
🍂 تصویر این پست، شاید یکی از جدیدترین نمونهها باشد (نوشته برای حدود ۳ تا ۴ سال قبل است). یک تظاهرات «خودجوش» دیگر از جانب بنیادگرایانی که حالا مدعی دفاع از آزادی و نگران قلب مفهوم آن به ولنگاری هم شدهاند.
🍂 دیدنِ ظاهر این گروهها با پیشینهای که از عملکردشان سراغ داریم و حکومتی که بر ما تحمیل کردهاند و البته شناختمان نسبت به «خودجوش» بودن اعتراضاتشان، ممکن است فریبنده باشد؛ یعنی ممکن است دچار این سوءتفاهم شویم که این دوگانهسازی میان «آزادی» و «ولنگاری» فقط وقتی از جانب این گروههای معلومالحال بروز پیدا میکند، مایه تردید است، واقعیت اما چیز دیگریست.
🍂 این شیوه از استدلال و دقیقا همین شیوه از سانسور، مختص به این گروه نیست و برای همه طیفهای جامعه مصداق دارد؛ فقط مرزهای آن اندکی متفاوت است.
🍂 آنچه باعث اعتراض اخیر در کرمانشاه شده و چند جوان دیگر را هم راهی زندان کرده، کلیپیست که از «اینجا» میتوانید ببینید. احتمالا، بخش بزرگی از جامعه با دیدن این کلیپ پیش خودش بگوید: «وای، اینکه ولنگاری نیست»؛ یعنی درست در زمانی که بهظاهر با دلواپسان حکومتی بر سر مصداق ولنگاری مخالفت میکند، در واقع، بر اصل استدلال آنها مهر تایید میزند که
🍂 طبیعتاً این حدود مدام در حال تغییر هستند؛ چه در طول زمان و چه در میان اقشار مختلف جامعه؛ یعنی اگر ۱۰۰ سال عقبتر میرفتیم، همین جماعتِ بهظاهر مومن انقلابی، با همین پوشش چادر، به دلیل آنکه بدون روبنده در میان مردان نامحرم ظاهر شدهاند، به هرزگی و ولنگاری متهم بودند!
🍂از سوی دیگر، همین امروز گروهی هستند که پوشش حاضران درون کلیپ را طبیعی و حتی برازنده میدانند، در عین حال که اعتقاد دارند که مثلا قدم زدن با بیکینی (مایوی دو تکه زنانه) در ساحل دیگر زیادهروی و مصداق هرزگیست؛ یک قدم جلوترش را که دیگر اصلا نمیشود طرح کرد! این بحث را در مساله آزادی حجاب به صورت بسیار گستردهتری میبینیم:
🍂 خلاصه آنکه، نگرانی در باب قلب معنای آزادی به ولنگاری و ابتذال و هرزگی، مختص ارتجاعیترین جریانات بنیادگرای کشور نیست. استاد بهظاهر منتقد و روشنفکر بالاترین دانشگاههای کشور نیز در این سالها، بارها نسبت به گسترشِ ابتذال و بیبندوباری در جامعه هشدار دادهاست؛ هرچند احتمالا مصادیق مورد نظرش بهگونهای دیگر بودهاست. من اما به کلی مساله را به صورت دیگری میبینم.
🍂 از نگاه من، آزادی دقیقا همان «امکان تحقق ولنگاری» است. هیچ حد و مرزی هم در این زمینه وجود ندارد. مشکل آن است که ذهن ما، گاهی در معنای «حق انجام یک عمل» با «مطلوب قلمداد کردن آن» تمایز قائل نمیشود.
🍂 باید بدانیم، مرزهای آزادی، قرار نیست با آن سبک زندگی که ما «میپسندیم» محدود شود. زیستن و رفتار کردن در چهارچوب عرف مورد توافق و هنجارها و سنتها که نیازمند آزادی نیست. آزادی دقیقا در «حق متفاوت بودن» متولد میشود، در حق ناپسند بودن و ناپسند زیستن «از چشم دیگران».
🍂 نباید فراموش کنیم در ازای هر زندگی متفاوتی که بهنظر ما مصداق ابتذال یا هرزگی یا ولنگاریست، هزاران زندگی دیگر نیز وجود دارد که خود ما را مصداق همین اتهامات قلمداد میکند؛ پس بهتر است قضاوتهایمان را برای انتخاب زندگی خودمان نگه داریم و دست از خطکشی و مرزکشی برای دیگران برداریم، یا حداقل، با خودمان رو راستتر باشیم و دست از سر تعبیر «آزادی» بر داریم.
🗄پست مرتبط
📕نقدی بر سخنان مصطفی ملکیان با عنوانِ «تصور روحانیون از آزادی»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 بحث دوگانه «آزادی» در برابر «ولنگاری»، یا نسخههای دیگری همچون «ابتذال و بیبند و باری و هرج و مرج» جدید نیست. شاید به قدمت پیدایش مفهوم آزادی این دوگانهسازی وجود داشتهاست.
🍂 در واقع، به نظر میرسد در طول تاریخ هیچ کس مخالف آزادی نبوده؛ حتی اقتدارگراترین دیکتاتورها یا مرتجعترین مراجع فکری، همه مدعی آزادی بوده و هستند، اختلاف همیشه در آن پیچش ظریفیست که در توصیف معنای آزادی بهکار میبرند.
🍂 تصویر این پست، شاید یکی از جدیدترین نمونهها باشد (نوشته برای حدود ۳ تا ۴ سال قبل است). یک تظاهرات «خودجوش» دیگر از جانب بنیادگرایانی که حالا مدعی دفاع از آزادی و نگران قلب مفهوم آن به ولنگاری هم شدهاند.
🍂 دیدنِ ظاهر این گروهها با پیشینهای که از عملکردشان سراغ داریم و حکومتی که بر ما تحمیل کردهاند و البته شناختمان نسبت به «خودجوش» بودن اعتراضاتشان، ممکن است فریبنده باشد؛ یعنی ممکن است دچار این سوءتفاهم شویم که این دوگانهسازی میان «آزادی» و «ولنگاری» فقط وقتی از جانب این گروههای معلومالحال بروز پیدا میکند، مایه تردید است، واقعیت اما چیز دیگریست.
🍂 این شیوه از استدلال و دقیقا همین شیوه از سانسور، مختص به این گروه نیست و برای همه طیفهای جامعه مصداق دارد؛ فقط مرزهای آن اندکی متفاوت است.
🍂 آنچه باعث اعتراض اخیر در کرمانشاه شده و چند جوان دیگر را هم راهی زندان کرده، کلیپیست که از «اینجا» میتوانید ببینید. احتمالا، بخش بزرگی از جامعه با دیدن این کلیپ پیش خودش بگوید: «وای، اینکه ولنگاری نیست»؛ یعنی درست در زمانی که بهظاهر با دلواپسان حکومتی بر سر مصداق ولنگاری مخالفت میکند، در واقع، بر اصل استدلال آنها مهر تایید میزند که
«آزادی یک حدودی دارد تا در دام هرزگی و ولنگاری نیفتد و ما باید برای دفاع از آزادی مرزبان آن حدود باشیم».
🍂 طبیعتاً این حدود مدام در حال تغییر هستند؛ چه در طول زمان و چه در میان اقشار مختلف جامعه؛ یعنی اگر ۱۰۰ سال عقبتر میرفتیم، همین جماعتِ بهظاهر مومن انقلابی، با همین پوشش چادر، به دلیل آنکه بدون روبنده در میان مردان نامحرم ظاهر شدهاند، به هرزگی و ولنگاری متهم بودند!
🍂از سوی دیگر، همین امروز گروهی هستند که پوشش حاضران درون کلیپ را طبیعی و حتی برازنده میدانند، در عین حال که اعتقاد دارند که مثلا قدم زدن با بیکینی (مایوی دو تکه زنانه) در ساحل دیگر زیادهروی و مصداق هرزگیست؛ یک قدم جلوترش را که دیگر اصلا نمیشود طرح کرد! این بحث را در مساله آزادی حجاب به صورت بسیار گستردهتری میبینیم:
«من خودم موافق آزادی حجاب هستم، اما بعضیها دیگر شورش را در میآورند!»
🍂 خلاصه آنکه، نگرانی در باب قلب معنای آزادی به ولنگاری و ابتذال و هرزگی، مختص ارتجاعیترین جریانات بنیادگرای کشور نیست. استاد بهظاهر منتقد و روشنفکر بالاترین دانشگاههای کشور نیز در این سالها، بارها نسبت به گسترشِ ابتذال و بیبندوباری در جامعه هشدار دادهاست؛ هرچند احتمالا مصادیق مورد نظرش بهگونهای دیگر بودهاست. من اما به کلی مساله را به صورت دیگری میبینم.
🍂 از نگاه من، آزادی دقیقا همان «امکان تحقق ولنگاری» است. هیچ حد و مرزی هم در این زمینه وجود ندارد. مشکل آن است که ذهن ما، گاهی در معنای «حق انجام یک عمل» با «مطلوب قلمداد کردن آن» تمایز قائل نمیشود.
🍂 باید بدانیم، مرزهای آزادی، قرار نیست با آن سبک زندگی که ما «میپسندیم» محدود شود. زیستن و رفتار کردن در چهارچوب عرف مورد توافق و هنجارها و سنتها که نیازمند آزادی نیست. آزادی دقیقا در «حق متفاوت بودن» متولد میشود، در حق ناپسند بودن و ناپسند زیستن «از چشم دیگران».
🍂 نباید فراموش کنیم در ازای هر زندگی متفاوتی که بهنظر ما مصداق ابتذال یا هرزگی یا ولنگاریست، هزاران زندگی دیگر نیز وجود دارد که خود ما را مصداق همین اتهامات قلمداد میکند؛ پس بهتر است قضاوتهایمان را برای انتخاب زندگی خودمان نگه داریم و دست از خطکشی و مرزکشی برای دیگران برداریم، یا حداقل، با خودمان رو راستتر باشیم و دست از سر تعبیر «آزادی» بر داریم.
🗄پست مرتبط
📕نقدی بر سخنان مصطفی ملکیان با عنوانِ «تصور روحانیون از آزادی»
.
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
🎧 تئوریهای توطئه (+)
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
#پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
#پادکستکش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تئوریهای توطئه
@Naqdagin
🎧 تئوریهای توطئه (+)
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این قسمت از پادکست فانوس، #امین_قضایی، مدیس توکلی، نولان و ارشک صحت و سقم نظریههای توطئه را کنکاش میکنند.
🔻در این قسمت به سوالات زیر پاسخ خواهیم داد:
❓ریشۀ نظریههای توطئه کجاست و چرا از منظر روانشناختی اینقدر جذاب هستند؟ آیا نظریههای توطئهای وجود دارد که صحت داشتهباشند؟ چگونه میتوانیم صحتوسقم یک نظریۀ توطئه را بررسی کنیم؟ تاثیر نظریههای توطئه بر سیاست، اخبار و زندگی روزمرۀ ما چیست؟ حوادث جهان ما تا چه اندازه ماحصل توطئه و همدستیست؟
.
#زیستروان #نقد_فرهنگ#تئوری_توطئه #ایلومیناتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
شاید چیزی شبیهِ «درخت» بود آن دختر که هر «پاییز» خوابِ برهنهاش را میبینم ✍🏻 #سینا_بهمنش، از کتاب «آهوی ناتمام» . #شعرانه #نگار_نو #زنان #آهو_دریایی #نیکا_شاکرمی #ویدا_موحد #سپیده_رشنو #سپیده_قلیان #شکیلا_منفرد #فاطمه_سپهری ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنها میخواستند آهوی صحرا باشی
به غرش مقدسپیشگان،
چون غزالی ترسیده
پا بهفرار بگذاری!
اما تو آهوی دریا بودی!
فرار نکردی،
ماندی، موج شدی و
تمام بدنت بمبی شد که
میان دریایِ بیخیالی ناظران
و بهتِ ناصحانت منفجر شد!
آهوی دریایی!
چه ترکیب جنونآسایی!
✍🏻 شعر از یک استادِ اخراجیِ دانشگاه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
به غرش مقدسپیشگان،
چون غزالی ترسیده
پا بهفرار بگذاری!
اما تو آهوی دریا بودی!
فرار نکردی،
ماندی، موج شدی و
تمام بدنت بمبی شد که
میان دریایِ بیخیالی ناظران
و بهتِ ناصحانت منفجر شد!
آهوی دریایی!
چه ترکیب جنونآسایی!
✍🏻 شعر از یک استادِ اخراجیِ دانشگاه
.
#شعرانه #نگار_نو #زنان#گشت_ارشاد #حجاب_اجباری #حجاب_بیحجاب #آهو_دریایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کوروش و خواردارندگان او
(۱/۲)
🍂 چند روز پیش، یکی از دوستان برخی تحلیلگران حوزۀ سیاست و فرهنگ در ایران را با لفظی تندخطاب کردهبود. راستش آن استوری در آن لحظه، نظر به "تعمیم مطلق"ش، به دیدۀ من حتی برخورنده بهنظر رسید. امروز اما یکی از دوستان، چند استوری برای من ارسال کرد از طرف یک نفر در موضعِ تحلیلگریِ تاریخ ایران (در واقع، دانشآموختۀ فلسفه و با گرایشاتِ آشکارا چپگرایانه)، که مصداق بارزیست از همان لفظِ تند در حوزۀ ایرانپژوهی.
🔻این جناب نوشتهاست که:
🍂 از عمر و ابوبکر و تقریبا تک تک خلیفگان و سلاطین اسلامی و نیز کشورگیرهای مسیحی-رومی که بگذریم، در همان زمانۀ کوروش، با اشخاصی مانند آشوربانیپال مواجهیم که نهتنها سرزمینهای مردم را به تاراج میبردند، بلکه هیچ حقی به زندگی شخصی و مذهبی برای آنان قائل نبودند.
🍂 این جناب اگر همان استوانۀ کوروش را نیز خوب خواندهبود، باید متوجه میشد که «نبونئید» چگونه عمل می کرده و با وضع "آیینهای نوپدید قربانی" چگونه موجب قربانیشدنِ شادی و شادمانی در آن سرزمین می شده است. چنانکه در اثر پتیارگی او، قومی رزمجو که در مدت یک هزاره با هیچ قوم بیگانهای مماشات نکردهبود، با ورود کوروش به عرصۀ کارزار، حتی دروازههای بابل را به روی او گشودند.
🍂 در اینجا با چرخشی در حوزۀ سیاست و فرهنگ مواجهیم که چنان که در متون باستانی خود میبینیم، ملاک آن "شادونیتن" (شاد گردانیدن) است. بابل در این چرخش سیاسی-فرهنگی، نوعی رهاییبخشی احساس میکند که سالنامهها و متون عبری و یونانی نیز تاییدگر آن هستند.
🔻نوشتهاست:
🔻و با این حرف نشان میدهد چقدر دروغزن و بهتر بگویم بر اساس متون باستانی ما از سنخِ آن "دروغوندانی" است که داریوش در نیایشهای خود شرشان را، بر سر ایران کم میخواهد.
اولاً، ماد بر قلمروی پارس رابطۀ ارباب-بندگی تحمیل کردهبود؛
ثانیا، لودیه پیشگام حمله به قلمروی پارس بود و در این زمینه، سعی کردهبود مصر و بابل را نیز با خود همگام سازد.
🍂 در واقع، اگر سهلانگاریِ پادشاهِ بابل در کمک به کروزوس نبود، کوروش هیچگاه نمیتوانست لودیه را شکست دهد و بنیانگذار نظامی سیاسی شود که اکنون اخلاف او، وی را به خاطر تاسیس آن "حقیر" بشمارند.
🍂 تاکنون جایی دیدهاید کسی در مقدونیه یا ایتالیا، بنیانگذاران این خطهها را حقیر بنامند؟ نیز از خود پرسیدهاید که چرا روشنفکر ایرانی، که عادت به سرآمد بودن در همۀ زمینهها دارد، در این زمینه نیز پیشتاز همۀ روشنفکرانِ جهان در تحقیر یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ بشری (آنچنانکه در چشم گزنفون و افلاطون دیده شده) است.
🍂 گزنفون و افلاطون با دیدی مثبت و از سر تحسین و با نظر در پیشرفتهترین ملاکهای ارزیابی اخلاقی و سیاسی در آن زمان، دقیقاً لفظ "شاه بزرگ" را برای این مرد به کار بردهاند، بعد افرادی بیسواد مثل این جناب، او را «حقیر و ستمگر» نامیدهاند.
🍂 افلاطون در الکیبیادس سیستم آموزشی زمان کوروش را نوعی سیستم ایدهآل تصویر میکند، در کتاب عظیم خود، قوانین، او را «آزادکنندۀ پارس و آزادکنندۀ دیگر تبعه» قلمداد میکند و چنین بیسوادانی، او را یک «ستمگر در حد چنگیز» معرفی میکنند.
🍂 افلاطون در نامۀ هفتم و نیز هرودوت در تواریخ و آیسخلوس، هر دو «شاه بزرگ»، یعنی کوروش و داریوش، را نمونههای برجستۀ "پیمانداری و پیمانآفرینی و داد" معرفی میکنند و بعد این تاریخنخواندههایی که تنها هنرشان «زمانپریشی و محکوم کردن گذشته» با کمک «بیانیۀ حقوق بشر امروزین» است، او را صرفاً «یک ظالم و بیدادگر» معرفی میکنند و هیچ از خود نمیپرسند در زمانۀ کوروش، کدام پادشاهی عملی را میتوانست انجام دهد که کوروش راجع به کروزوس انجام داد؛ یعنی نهتنها نکشتن او، بلکه بهدوستی گرفتن وی و از آن پس، ممانعت از تعرض سربازانش به ساکنین شهر مغلوب.
🍂 حس نفرت این جناب در قلمرو تاریخپژوهی، آنقدر زیاد است که با مَنِشی به دور از شرافت فکری و پژوهشی، ادعا میکند با ظهور کوروش، سه تمدن درخشان ماد، لیدی، بابل برای همیشه نابود میگردد! در صوتی که نیک میدانیم هر سه این قلمروها، با ادغام در قلمروی هخامنشیان، در "سدۀ کوروش"، همچنان آفرینشگری خود را در حوزۀ فرهنگ بشری ادامه دادند و نهتنها از بین نرفتند، بلکه دقیقاً بهدلیل عدم دخالت حکومت مرکزی در امور قلمروهای تابعه، به اوجهایی دست یافتند که پیشتر از آن، بهدلیل تسلط وضعیت جنگی بر این قلمروها و ترس ناشی از آن، امکانپذیر نبود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🍂 چند روز پیش، یکی از دوستان برخی تحلیلگران حوزۀ سیاست و فرهنگ در ایران را با لفظی تندخطاب کردهبود. راستش آن استوری در آن لحظه، نظر به "تعمیم مطلق"ش، به دیدۀ من حتی برخورنده بهنظر رسید. امروز اما یکی از دوستان، چند استوری برای من ارسال کرد از طرف یک نفر در موضعِ تحلیلگریِ تاریخ ایران (در واقع، دانشآموختۀ فلسفه و با گرایشاتِ آشکارا چپگرایانه)، که مصداق بارزیست از همان لفظِ تند در حوزۀ ایرانپژوهی.
🔻این جناب نوشتهاست که:
کوروش به همان نحو در حیطه زندگی شخصی و دینی مردم کشورهای مغلوب دخالت نمی کرده که عموم جهانگشایان نمیکردهاند.
🍂 از عمر و ابوبکر و تقریبا تک تک خلیفگان و سلاطین اسلامی و نیز کشورگیرهای مسیحی-رومی که بگذریم، در همان زمانۀ کوروش، با اشخاصی مانند آشوربانیپال مواجهیم که نهتنها سرزمینهای مردم را به تاراج میبردند، بلکه هیچ حقی به زندگی شخصی و مذهبی برای آنان قائل نبودند.
🍂 این جناب اگر همان استوانۀ کوروش را نیز خوب خواندهبود، باید متوجه میشد که «نبونئید» چگونه عمل می کرده و با وضع "آیینهای نوپدید قربانی" چگونه موجب قربانیشدنِ شادی و شادمانی در آن سرزمین می شده است. چنانکه در اثر پتیارگی او، قومی رزمجو که در مدت یک هزاره با هیچ قوم بیگانهای مماشات نکردهبود، با ورود کوروش به عرصۀ کارزار، حتی دروازههای بابل را به روی او گشودند.
🍂 در اینجا با چرخشی در حوزۀ سیاست و فرهنگ مواجهیم که چنان که در متون باستانی خود میبینیم، ملاک آن "شادونیتن" (شاد گردانیدن) است. بابل در این چرخش سیاسی-فرهنگی، نوعی رهاییبخشی احساس میکند که سالنامهها و متون عبری و یونانی نیز تاییدگر آن هستند.
🔻نوشتهاست:
«بجز ماد، بقیه در حال تعرض به "قلمرو پارس" نبودهاند»
🔻و با این حرف نشان میدهد چقدر دروغزن و بهتر بگویم بر اساس متون باستانی ما از سنخِ آن "دروغوندانی" است که داریوش در نیایشهای خود شرشان را، بر سر ایران کم میخواهد.
اولاً، ماد بر قلمروی پارس رابطۀ ارباب-بندگی تحمیل کردهبود؛
ثانیا، لودیه پیشگام حمله به قلمروی پارس بود و در این زمینه، سعی کردهبود مصر و بابل را نیز با خود همگام سازد.
🍂 در واقع، اگر سهلانگاریِ پادشاهِ بابل در کمک به کروزوس نبود، کوروش هیچگاه نمیتوانست لودیه را شکست دهد و بنیانگذار نظامی سیاسی شود که اکنون اخلاف او، وی را به خاطر تاسیس آن "حقیر" بشمارند.
🍂 تاکنون جایی دیدهاید کسی در مقدونیه یا ایتالیا، بنیانگذاران این خطهها را حقیر بنامند؟ نیز از خود پرسیدهاید که چرا روشنفکر ایرانی، که عادت به سرآمد بودن در همۀ زمینهها دارد، در این زمینه نیز پیشتاز همۀ روشنفکرانِ جهان در تحقیر یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ بشری (آنچنانکه در چشم گزنفون و افلاطون دیده شده) است.
🍂 گزنفون و افلاطون با دیدی مثبت و از سر تحسین و با نظر در پیشرفتهترین ملاکهای ارزیابی اخلاقی و سیاسی در آن زمان، دقیقاً لفظ "شاه بزرگ" را برای این مرد به کار بردهاند، بعد افرادی بیسواد مثل این جناب، او را «حقیر و ستمگر» نامیدهاند.
🍂 افلاطون در الکیبیادس سیستم آموزشی زمان کوروش را نوعی سیستم ایدهآل تصویر میکند، در کتاب عظیم خود، قوانین، او را «آزادکنندۀ پارس و آزادکنندۀ دیگر تبعه» قلمداد میکند و چنین بیسوادانی، او را یک «ستمگر در حد چنگیز» معرفی میکنند.
🍂 افلاطون در نامۀ هفتم و نیز هرودوت در تواریخ و آیسخلوس، هر دو «شاه بزرگ»، یعنی کوروش و داریوش، را نمونههای برجستۀ "پیمانداری و پیمانآفرینی و داد" معرفی میکنند و بعد این تاریخنخواندههایی که تنها هنرشان «زمانپریشی و محکوم کردن گذشته» با کمک «بیانیۀ حقوق بشر امروزین» است، او را صرفاً «یک ظالم و بیدادگر» معرفی میکنند و هیچ از خود نمیپرسند در زمانۀ کوروش، کدام پادشاهی عملی را میتوانست انجام دهد که کوروش راجع به کروزوس انجام داد؛ یعنی نهتنها نکشتن او، بلکه بهدوستی گرفتن وی و از آن پس، ممانعت از تعرض سربازانش به ساکنین شهر مغلوب.
🍂 حس نفرت این جناب در قلمرو تاریخپژوهی، آنقدر زیاد است که با مَنِشی به دور از شرافت فکری و پژوهشی، ادعا میکند با ظهور کوروش، سه تمدن درخشان ماد، لیدی، بابل برای همیشه نابود میگردد! در صوتی که نیک میدانیم هر سه این قلمروها، با ادغام در قلمروی هخامنشیان، در "سدۀ کوروش"، همچنان آفرینشگری خود را در حوزۀ فرهنگ بشری ادامه دادند و نهتنها از بین نرفتند، بلکه دقیقاً بهدلیل عدم دخالت حکومت مرکزی در امور قلمروهای تابعه، به اوجهایی دست یافتند که پیشتر از آن، بهدلیل تسلط وضعیت جنگی بر این قلمروها و ترس ناشی از آن، امکانپذیر نبود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کوروش و خواردارندگان او
(۲/۲)
🍂 اوجها و چکادهای شهرهای ایونی و ملطی و امثال آنها، دقیقاً مربوط به "سدۀ کوروش" و "وضعیت صلحی"ست که در نتیجۀ سیاست "پیمانآفرینیِ" هخامنشیان بهوجود آمد.
🍂 بابل نیز نهتنها برخلاف ادعای این جناب، نیست و نابود نشد، بلکه دقیقاً تا زمان ایجاد سلوکیه، همچنان دوشادوش با شهر شوش، از بزرگترین و موفقترین قلمروهای آفرینش فرهنگی و حتی سیاسی به شمار میرفت (به یاد داشتهباشیم که داریوش نظر به اهمیت این شهر، جانشین خود، خشایارشا را بر بابل گماشتهبود تا درس سیاست و خموچم آن را در آنجا و در مدار جاذبۀ همۀ دانشمندان آن شهر فراگیرد). این شهر، همچنان تا پایان کار هخامنشیان، حتی مایۀ رشک آتنیان و اسپارتیان بود، و تازه با برآمدن «سلوکیه» بود که رفتهرفته، کم فروغ شد و اهمیت پیشین خود را از دست داد.
🔻این حرف هم چرند است که:
دروغوندان، کارشان دروغ آفریدن است. هنر هخامنشی که نمونهای از آن را در تخت جمشید و کاخ آپادانا میبینیم، نهتنها نتیجۀ نابودسازی هنر و معماری آسوری و بابلی و ... نیست، بلکه آمیزه و سنتز شگفتی از همۀ این علوم و هنرها و کوشش در اعتلای آنهاست.
🍂 یک نکتۀ دیگر هم روشن است. درباری که گشوده به روی همۀ معماران و پزشکان و هنرمندان و دانشمندان یونانی و لودیهای بود، نمی توانست به روی بابلیان و مصریان و ... بستهباشد، در برترین ردههای پستهای حکومتی، ما اشخاصی را از سرآمدان این خطهها داریم و سیاست هخامنشی به هیچ رو سیاستی تمرکزگرا و "پارسمحور" نبودهاست.
🍂 مناسبات هخامنشیان با سایر تبعه خود به همانسان بود که با مادها بود. مادها نیز نه تنها معدوم نشدند، بلکه اساسا تمایزی با پارسها نداشتند که کسی بخواهد هنر و فرهنگشان را نابود کند! مشکل این سنخ اشخاص این است که چراغ راهشان در قلمرو پژوهش، دروغوندیست و جهل.
🍂 پادشاهی مانند داریوش که آثار هراکلیتوس را میخوانده است و حتی او را برای علمآموزی و حشر و نشر به دربار خود فرا-میخواند، نمیتوانست پادشاهی نابودکنندۀ فرهنگ و تمدن ملتها باشد.
🍂 حتی در بدترین شرایط جنگی، یعنی جنگ ایران و یونان، و پس از آن نیز، یونانیانی مانند دموستن، همواره ایران را متحد استراتژیکِ بهتری نسبت به مقدونیها میدانستند و در راس سپاه ایران، همواره سرداران کارکشتهای از یونانیها و لودیهایها و فینیقیها و ایونیها و ... نیز وجود داشتند و این وحدت در کثرتِ اقوام و یکپارچگی آنها، اساسا امکان نداشت که با نوعی سیاست نابودسازی از سنخ آسوربانیپال، اصلا بهوجود بیاید و بپاید.
🍂 ملاک سیاست خارجۀ هخامنشیان نیز در مرتبۀ نخست، «پیمانآفرینی» بود، نه صرف «کشورگیری». بدیهیست که کشورگیری، رسمِ رایج آن روزگار بود. اگر کوروش کشور نمیگرفت، چند دهه بعدتر پریکلس میگرفت و دیدیم سیاست امپریالیستی این ابرمرد یونانی، حتی نسبت به ساکنین قلمرو هلاد، خشونتآمیز و غارتگرانه و زورگویانه بود.
🍂 اساساً، جنگهای پلوپونزی واکنشی بود از جانب سایر شهرهای یونان، بخصوص اسپارت، نسبت به این زیادهخواهی آتنی. این را هم خوب میدانیم که اهالی لودیه و ایونیها و ملطیها، همواره در زیر پرچم ایران با اسپارت و آتن میرزمیدند.
🍂 مگر یکی از دلایل جنگ خشایاشا با آتن، بهآتشکشیدنِ معبد سارد و آزار مردم آن توسط آتنیها نبود؟ و این سارد مگر نه همان شهریست که این جناب مدعیست با تسخیر شدن توسط کوروش، از صحنۀ تمدن بشری رخت بربست و به هیچ تبدیل شد؟
🍂 این اشخاص بیسوادند، اما یک چیز را خوب بلدند: سوءاستفاده از کاهلی و تاریخندانیِ مردم عادی در شرایطی که یک حکومت ایرانستیز، زمام امور این کشور بیچاره را در دست گرفتهاست. چون قلمی دارند که میتوانند روزنامهوار یک مشت چرند ببافند و چون میدانند در شرایط ابوعطا خواندن، قورباغهها به هر حال متاع و جنس بنجلشان بیمشتری نیست، پیرزنان زشت را بهزور مشاطه، پری زیبارو جلوه میدهند و به مشتریِ ناوارد، غالب میکنند؛ از این رو، کار این اشخاص چیزیست حتی بدتر از آن عبارت تند که من نامی نمیتوانم برای آن بیابم. آه ای ایران، ای مام تنها ماندۀ من!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🍂 اوجها و چکادهای شهرهای ایونی و ملطی و امثال آنها، دقیقاً مربوط به "سدۀ کوروش" و "وضعیت صلحی"ست که در نتیجۀ سیاست "پیمانآفرینیِ" هخامنشیان بهوجود آمد.
🍂 بابل نیز نهتنها برخلاف ادعای این جناب، نیست و نابود نشد، بلکه دقیقاً تا زمان ایجاد سلوکیه، همچنان دوشادوش با شهر شوش، از بزرگترین و موفقترین قلمروهای آفرینش فرهنگی و حتی سیاسی به شمار میرفت (به یاد داشتهباشیم که داریوش نظر به اهمیت این شهر، جانشین خود، خشایارشا را بر بابل گماشتهبود تا درس سیاست و خموچم آن را در آنجا و در مدار جاذبۀ همۀ دانشمندان آن شهر فراگیرد). این شهر، همچنان تا پایان کار هخامنشیان، حتی مایۀ رشک آتنیان و اسپارتیان بود، و تازه با برآمدن «سلوکیه» بود که رفتهرفته، کم فروغ شد و اهمیت پیشین خود را از دست داد.
🔻این حرف هم چرند است که:
با ظهور کوروش تمدن بین النهرین و علم و هنرش از بین رفت.
دروغوندان، کارشان دروغ آفریدن است. هنر هخامنشی که نمونهای از آن را در تخت جمشید و کاخ آپادانا میبینیم، نهتنها نتیجۀ نابودسازی هنر و معماری آسوری و بابلی و ... نیست، بلکه آمیزه و سنتز شگفتی از همۀ این علوم و هنرها و کوشش در اعتلای آنهاست.
🍂 یک نکتۀ دیگر هم روشن است. درباری که گشوده به روی همۀ معماران و پزشکان و هنرمندان و دانشمندان یونانی و لودیهای بود، نمی توانست به روی بابلیان و مصریان و ... بستهباشد، در برترین ردههای پستهای حکومتی، ما اشخاصی را از سرآمدان این خطهها داریم و سیاست هخامنشی به هیچ رو سیاستی تمرکزگرا و "پارسمحور" نبودهاست.
🍂 مناسبات هخامنشیان با سایر تبعه خود به همانسان بود که با مادها بود. مادها نیز نه تنها معدوم نشدند، بلکه اساسا تمایزی با پارسها نداشتند که کسی بخواهد هنر و فرهنگشان را نابود کند! مشکل این سنخ اشخاص این است که چراغ راهشان در قلمرو پژوهش، دروغوندیست و جهل.
🍂 پادشاهی مانند داریوش که آثار هراکلیتوس را میخوانده است و حتی او را برای علمآموزی و حشر و نشر به دربار خود فرا-میخواند، نمیتوانست پادشاهی نابودکنندۀ فرهنگ و تمدن ملتها باشد.
🍂 حتی در بدترین شرایط جنگی، یعنی جنگ ایران و یونان، و پس از آن نیز، یونانیانی مانند دموستن، همواره ایران را متحد استراتژیکِ بهتری نسبت به مقدونیها میدانستند و در راس سپاه ایران، همواره سرداران کارکشتهای از یونانیها و لودیهایها و فینیقیها و ایونیها و ... نیز وجود داشتند و این وحدت در کثرتِ اقوام و یکپارچگی آنها، اساسا امکان نداشت که با نوعی سیاست نابودسازی از سنخ آسوربانیپال، اصلا بهوجود بیاید و بپاید.
🍂 ملاک سیاست خارجۀ هخامنشیان نیز در مرتبۀ نخست، «پیمانآفرینی» بود، نه صرف «کشورگیری». بدیهیست که کشورگیری، رسمِ رایج آن روزگار بود. اگر کوروش کشور نمیگرفت، چند دهه بعدتر پریکلس میگرفت و دیدیم سیاست امپریالیستی این ابرمرد یونانی، حتی نسبت به ساکنین قلمرو هلاد، خشونتآمیز و غارتگرانه و زورگویانه بود.
🍂 اساساً، جنگهای پلوپونزی واکنشی بود از جانب سایر شهرهای یونان، بخصوص اسپارت، نسبت به این زیادهخواهی آتنی. این را هم خوب میدانیم که اهالی لودیه و ایونیها و ملطیها، همواره در زیر پرچم ایران با اسپارت و آتن میرزمیدند.
🍂 مگر یکی از دلایل جنگ خشایاشا با آتن، بهآتشکشیدنِ معبد سارد و آزار مردم آن توسط آتنیها نبود؟ و این سارد مگر نه همان شهریست که این جناب مدعیست با تسخیر شدن توسط کوروش، از صحنۀ تمدن بشری رخت بربست و به هیچ تبدیل شد؟
🍂 این اشخاص بیسوادند، اما یک چیز را خوب بلدند: سوءاستفاده از کاهلی و تاریخندانیِ مردم عادی در شرایطی که یک حکومت ایرانستیز، زمام امور این کشور بیچاره را در دست گرفتهاست. چون قلمی دارند که میتوانند روزنامهوار یک مشت چرند ببافند و چون میدانند در شرایط ابوعطا خواندن، قورباغهها به هر حال متاع و جنس بنجلشان بیمشتری نیست، پیرزنان زشت را بهزور مشاطه، پری زیبارو جلوه میدهند و به مشتریِ ناوارد، غالب میکنند؛ از این رو، کار این اشخاص چیزیست حتی بدتر از آن عبارت تند که من نامی نمیتوانم برای آن بیابم. آه ای ایران، ای مام تنها ماندۀ من!
.
#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #ایران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 نگاهی به کتابِ «منشور آزادی» نوشتۀ فون هایک (+) — قسمت دوم 🎙#اشکان 🔸هایک دفاع از آزادی را مبتنی بر جهل ناگزیر انسان میداند. او ادعا دارد برای به دست آوردن عواملی که سبب بهروزی و رفاه مان میشود، باید در وضعیت آزادی باشیم تا عدهای بتوانند استعدادها و…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 تاریخچه اقتصاد در نیمساعت (+)
— خلاصۀ یک کتاب جدید دربارۀ پول و تمدن بشری
🔸در این ویدئو، توضیح داده میشود که اقتصاد چگونه باعث شکلگیری، تغییر و پیشرفت تمدن بشری شد؛ از ساختن ابزارها، کنترل آتش، استفاده از پول، تا چاپ، انقلاب صنعتی و بانکداری مدرن.
🔸این ویدئو خلاصهای از یک کتاب جدید به اسم «کوتاهترین تاریخچهی اقتصاد» نوشتهی اندرو لی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خلاصۀ یک کتاب جدید دربارۀ پول و تمدن بشری
🔸در این ویدئو، توضیح داده میشود که اقتصاد چگونه باعث شکلگیری، تغییر و پیشرفت تمدن بشری شد؛ از ساختن ابزارها، کنترل آتش، استفاده از پول، تا چاپ، انقلاب صنعتی و بانکداری مدرن.
🔸این ویدئو خلاصهای از یک کتاب جدید به اسم «کوتاهترین تاریخچهی اقتصاد» نوشتهی اندرو لی است.
.
#آینه_تاریخ #اقتصاد#معرفی_کتاب #خلاصه_کتاب #نقد_کتاب #آدام_اسمیت #اقتصادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin