نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘روان‌شناسی، احیاگری دینی و شر

✍🏻#مرتضی_حاجی‌زاده

🍂 بسیاری از مردم در زمان مواجهه با بحران‌های جمعی و یا شخصی مانند بحران مالی و یا سلامتی، مانند درماندگی برای کسب آرامش و آسایش ذهنی به دین رو می‌آورند؛ به این پدیده گاهی «احیاگری دینی» می‌گویند [ادامه در عکس‌نوشته‌ها].


.


#نقد_ادیان #زیست‌روان #آمریکا #روان‌شناسی #ادیان #خرافات #ویلیام_جیمز



🌾 @Naqdagin
فلسفۀ اسپینوزا ۹
@Naqdagin
🎧 فلسفۀ #اسپینوزا، جلسه نهم
— متن‌خوانی «کتاب اخلاق» اسپینوزا

🎙دکتر #محمدتقی_طباطبایی


.


#درسگفتار #فلسفیدن #هستی‌کاوی



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 سکوت‌های تاریخی (+) 🎙 #محسن_رنانی 🔸درآمدی که دیوید بکام برای انگلستان کسب می‌کند، ما از کل آثار باستانی‌مان نیز نمی‌توانیم بدست بیاوریم 🔸طرحِ نظر داریوش آشوری دربارۀ محدودیت‌های زبان فارسی 🔸با وجود آنکه جامعۀ ما در تمام انتخابات‌های بعد ۵۷، هیچ قصۀ…
📘نقدی بر سخنان محسن رنانی دربارۀ زبان فارسی
— بازۀ زمانی مورد نقد: 21:25 تا 35:05
(۱/۲)
✍🏻 #ناهید_زمانیان

🔻کلیپی کوتاه از گفتگوی محسن رنانی درباره‌ی زبان فارسی، مملو از خطاهایی است که چشم‌پوشی از آن خیانت به زبان ملی ایران، و متعاقب آن خیانت به ایران است.‌ بر این اساس، شما را دعوت می‌کنم به مطالعه‌ی نقدی کوتاه بر این گفتگو:

این‌که وقتی به ما چای تعارف می‌کنند، در جواب می‌گوییم خیلی ممنون. این مسئله نشان می‌دهد که زبان ما دو پهلو است در همه‌جا

۱. در همه‌ی زبان‌ها واژه‌های همنشین، جایگزین، مترادف و کنایه وجود دارد که در شرایط خاص با واژه یا اصطلاحات متعدد به جای یکدیگر کار برده می‌شوند. میزان بالای صنایع ادبی، اندازه‌ی ظرف زبان را بزرگتر و عمیق‌تر می‌کند. در این‌گونه موارد، بخشی از کلمات هم‌معنی ممکن است از یک ساختار تبعیت نکنند و علاوه بر آن، حتی ممکن است به لحاظ معنی متفاوت باشند، اما به دلیل همنشینی واژه‌ها با یکدیگر به جای همدیگر استفاده شوند.

🍂 در صورت استفاده از واژه‌های همنشین در زبان محاوره، اغلب، زبان بدن برای فهم معنا به کمک گوینده و شنونده می‌آید. این مسئله در همه‌ی زبان‌ها متداول است، و نه‌تنها ضعف محسوب نمی‌شود، بلکه زبان عاطفه، احساس، همدلی و احترام را به شدت تقویت می‌کند.

🍂 آقای رنانی نمی‌دانند که اتفاقا مثالشان نمونه‌ی اعلای کاربرد زبان احترام‌آمیز در میان ایرانیان است. ما معمولا پس از شنیدن " چای میل دارید؟" می‌گوییم " بله/خیر، خیلی ممنون". در زبان محاوره به جای حذف تشکر، بله/خیر را حذف کرده‌ایم، زیرا هم‌نشینیِ واژه‌ی تشکرآمیز با خواسته‌ی ما باعث یکی‌شدن این دواژه شده است.

🍂 اما برای واضح نشان دادن حرف‌مان از زبان بدن کمک می‌گیریم. ما دست‌مان را بالا می‌آوریم به نشانه‌ی خیر، یا تبسم کوچکی می‌زنیم به نشانه‌ی تایید. لازم به تاکید است که این مسئله، خاص زبان فارسی نیست و در همه‌ی زبان‌ها و گویش‌های دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. کافیست کمی دقت کنید تا متوجه شوید در زبان فارسی برای همین یک مثال آقای رنانی تا چه میزان واژه داریم:
بله، خیر، متشکرم+زبان بدن، خیلی ممنون+زبان بدن، زحمت نکشید، زحمت می‌کشید، لطف می‌کنید.

این واژه‌ها در رابطه‌ی رسمی بیشتر به کار برده می‌شوند. در زبان محاوره نیز این گستردگی وجود دارد. مثلا " تقصیر خودته، چایی‌تون خیلی خوشمزه‌ست و ...."

هزار سال است شاهنامه نوشته شده اما من آن را می‌فهمم، من نباید شاهنامه را بفهمم. الان یک جوان انگلیسی شکسپیر را بخواند آن را نمی‌فهمد... این نشان‌دهنده‌ی ایستایی زبان فارسی است.

۲. قبل از هر چیز، تطبیق غیرعلمی ایران و انگلستان باعث تعجب است! کشورهای اروپایی در دوره‌ی رنسانس پایانی، شکل امروزین خود را به مرور پیدا کردند. در ابتدا، زبان کشورهایی مانند انگلستان، آلمان و فرانسه، زبان فولک محسوب می‌شد. در طول دوره‌ی قرون وسطا، زبان علم در سرتاسر اروپا زبان لاتین بود. هژمونی زبان لاتین به اندازه‌ای زیاد بود که وقتی این کشورها از سیطره‌ی کلیسای روم بیرون آمدند، اولین مشکل خود را در ضعف زبان یافتند؛ زبان آن‌ها کوچک و محلی بود و ظرفیت سرریز دانش در آن‌‌ها وجود نداشت؛ بنابراین در انقلاب فرهنگی، هر کدام از این کشورها مجبور شدند درهای زبان خود را به روی دنیا باز کنند تا بتوانند از طریق وام‌واژه، زبان خود را فربه کنند.

🍂 توجه به این موضوع مهم است که شکسپیر در قرن شانزده می‌زیسته؛ در زمانه‌ای که انگلستان وارد سیر تحول شده و زبان آن در حال گذار بوده‌است. اصلا زبانی که شکسپیر با آن آثار خود را نوشته، در انگلستان به «زبان گذار» معروف است؛ زیرا در گذار میان انگلیسی میانه و انگلیسی نو قرار گرفته‌بود.

🍂 با این‌حال، این ادعا که اکنون انگلیسی‌زبانان نمی‌توانند نوشته‌های شکسپیر را بخوانند تا حدودی دور از واقعیت است. هم‌چنان که ما امروز مجبوریم تاریخ بیهقی را با کمک اساتید ادبیات بخوانیم، انگلیسی‌ها نیز متن اصلی شکسپیر و یا متن سخت‌نویس میلتون‌ را با اساتید این رشته می‌خوانند، در عین‌حال که برای خوانش اشعار و چکامه‌های وردزورث چندان مشکلی ندارند؛ مانند ما که برای خوانش سطحی اشعار حافظ مشکلی نداریم.

🍂 فارغ از همه‌ی این‌ها، اگر جناب رنانی یک روز از خواب بیدار شوند و ببینند که نمی‌توانند فردوسی و حافظ و سعدی را بخوانند، تازه متوجه خواهند شد که «انقطاع تاریخی» چگونه هویت ایشان را مورد خطر قرار خواهد داد؛ البته اگر هویت ملی برایشان مهم باشد!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 سکوت‌های تاریخی (+) 🎙 #محسن_رنانی 🔸درآمدی که دیوید بکام برای انگلستان کسب می‌کند، ما از کل آثار باستانی‌مان نیز نمی‌توانیم بدست بیاوریم 🔸طرحِ نظر داریوش آشوری دربارۀ محدودیت‌های زبان فارسی 🔸با وجود آنکه جامعۀ ما در تمام انتخابات‌های بعد ۵۷، هیچ قصۀ…
📘نقدی بر سخنان محسن رنانی دربارۀ زبان فارسی
— بازۀ زمانی مورد نقد: 21:25 تا 35:05
✍🏻 #ناهید_زمانیان

خلق واژه نداشته‌ایم.... مفاهیم مدرن در زبان فارسی خلق نشده...

۳. اگر امروز فردوسی از خاک بیرون می‌آمد، شک نکنید که برای ارتباط با هموطنانش نیازمند مترجم می‌شد. معجزه‌ی زبان فارسی این است که به‌گونه‌ای رشد کرده که با وجود رشد و تحول، زبان هزار سال پیشِ خود را نیز می‌تواند بفهمد. این اتفاق به این دلیل است که زبان فارسی از دستور زبان خود تخطی نکرده و در عین‌حال، ‌پنجره‌هایش ر‌ا برای ورود مفاهیم و وام‌واژه‌ها، تا جایی‌که ممکن بوده، باز گذاشته است. در این وام‌واژه‌ها نیز تا جایی که امکان داشته، به هضم و ترجمه‌‌ی آنها مبادرت کرده است.

🍂 جناب رنانی اگر کمی به صحبت‌های خود توجه می‌کردند، متوجه می‌شدند که از کلماتی استفاده می‌کنند که در ادبیات کهن ما به هیچ عنوان به کار نرفته‌اند. همین نوشته‌‌ای که اکنون مشغول خوانش آن هستید، فاصله‌ی نوری با زبان کهن ما دارد، در حالی‌که شبیه به آن است؛‌ این یعنی معجزه‌ی زبان.

اگر مفاهیم مدرن داشتیم، اکنون برای دموکراسی و بوروکراسی واژه داشتیم...

۴. تعجب می‌کنم که واژه‌های مردم‌سالاری و دیوانسالاری به گوش ایشان نخورده‌است!

چرا نمی‌توانیم واژه‌ی دازاین را ترجمه کنیم؟ این از ضعف زبان ماست!

۵. قطعا جناب رنانی می‌دانند که " دازاین" یک واژه‌ی هایدگری است و به لحاظ دستوری، هم‌ردیف اسم خاص محسوب می‌شود. در انگلیسی هم ترجمه‌ی این واژه راحت نیست و اغلب با EXISTENCE تعریف می‌شود؛ حتی آلمانی‌زبان‌ها نیز برای فهم واژه‌ی "دازاین" مجبورند دست به دامان تفسیر ‌شوند.

برگرداندن واژه‌های انگلیسی به فارسی، خیانت به زبان فارسی است.

۶. بالاخره ما متوجه نشدیم زبان فارسی قابلیت ورود مفاهیم جدید را دارد یا نه؟! حالا که جناب رنانی معتقدند زبان فارسی ایستاست و چنین قابلیتی ندارد، نگران چه هستند؟! این نگرانی که نکند فرهنگستان دست به واژه‌سازی بزند از کجا می‌آید؟!

🍂 تمام زبان‌های دنیا با واژه‌سازی زنده می‌مانند. در کنار این مسئله که کاملا زبانشناسانه و علمی است، ساختن واژه‌های معادل، فهم ما را در دانش افزایش می‌دهد و به ما این امکان را می‌دهد که مسائل و مشکلات خود را بشناسیم.

🍂 ما حتی در حوزه‌ی سلامت شخصی‌مان به برگرداندن واژه بسیار نیازمندیم زیرا عام مردم می‌توانند با واژه‌های معادل، راحت‌تر مسائل جسمی خود را درک کنند. بعنوان مثال، واژه‌ی تخمک‌گذاری که ترجمه‌ی Ovulation است، فضای فهم بدنِ زنانه را برای زنان ایرانی بسیار آسان کرده‌است. بر این اساس، جلوگیری از رشد زبان، خیانت به انسانیت است.

چرا نمی‌گوییم " تلفنییدم"؟ عرب‌ها اسم تلفن را گرفتند و آن را تبدیل به فعل کردند..

۷. اگر قرار بود هر غیرمتخصصی بر ساختار زبان چنگ ببرد و به میل خود آن را تغییر دهد، امروز مسخره‌ی خاص و عام شده بودیم. هر زبانی ساختار دستوری خود را دارد. همین ساختار است که به زبان کمک می‌کند از علم فاصله نگیرد. ما در زبان محاوره نیز حد و حدودی برای تغییر ساختار داریم. زبان محاوره، زبان خودجوش مردم است و نمی‌توان به شکل دستوری با آن برخورد کرد؛ حتی عام مردم، که مطالعات زبانشناسی ندارند و ادعایی هم بر این موضوع ندارند، در ناخودآگاهشان می‌دانند که واژه‌ها هر چه خوش‌آواتر باشند، بیان، زیباتر و دلنشین‌تر می‌شود. واژه‌ی من‌درآوردیِ تلفنیدم با واژه‌ای هم‌قافیه می‌شود که به علت کریه بودنش، از بیان آن معذورم. دشمنی با زبان فارسی به جایی رسیده که هر سخن لغو و بیهوده‌ای را به جای این زبان فاخر ترجیح می‌دهند. این شکل از دشمنی، دشنه زدن بر قلب خود است.

🍂 متاسفانه در کمتر از ۱۵ دقیقه صحبت رنانی، بسیار بیشتر از چیزی که گفته شد، می‌توان اشتباه ساختاری مشاهده کرد. من به همین ۷ مورد بسنده می‌کنم و شما را به اندیشیدن دعوت می‌کنم.


.


#نقد_روشنفکران #زبان_فارسی #داریوش_آشوری #محسن_رنانی



🌾 @Naqdagin | @nahidestan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اگر به گذشته برگردید، چه نصیحتی به خودتان می‌کنید؟ (+)


.


#تجربه_زیسته



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 "مردان آلفا" کلاه‌برداری یا علمی؟ (۱) (+)
— نقدی تکاملی بر روانشناسی رابطه در اینستاگرام!
+18
🔸فضای مجازی و اینستاگرام پر شده از افرادی که آموزش‌های مربوط به رابطه و شبیه این‌ها را دارند. برای مثال، اینکه «چطور مخ بزنیم یا چه طور به دخترا شماره بدیم و براشون جذاب باشیم» و... . تو این مدت هم ما دو اپیزود منتشر کردیم که در آن‌ها بررسی کردیم صفات انسان‌های جذاب از نگاه روانشناسی تکاملی چه شکلیه. حالا امروز می‌خوایم تقابل این دو دیدگاه رو ببینیم.


🗄پست مرتبط
📺 تکامل انتخاب همسر در انسان
.


#زیست‌روان #نقد_فرهنگ #تکامل #روان‌شناسی_تکاملی #روان‌شناسی #رابطه #مردان_آلفا



🌾 @Naqdagin
📘روشنفکرانِ گمراه

✍🏻#بیژن_اشتری

🍂
خیلی بی‌مقدمه خدمتتان عرض می‌کنم که بدا به حال آن مملکتی که روشنفکرانش به بیراهه رفته باشند. امروز داشتم کتابخانه‌ام را مرتب می‌کردم و چشمم خورد به کتاب‌هایی که براهنی و ساعدی و شاملو و پرهام و... در دههٔ پنجاه نوشته یا ترجمه کرده بودند.

🍂 بی‌اغراق همهٔ کتاب‌ها یک مضمون واحد را دنبال میکرد و آن امپریالیسم‌ستیزی و استعمار ستیزی است. دریغ از یک کتاب تألیفی یا ترجمه‌ای دربارهٔ دموکراسی. این واقعیتی‌ست که در دههٔ پنجاه خورشیدی، مفهوم دموکراسی هیچ نقشی و هیچ جایگاهی در ذهنیت روشنفکران ایرانی نداشت. اصلاً در مواردی، دموکراسی یک ارزش منفی شمرده می‌شد و به نظرم یک دلیل عمده‌اش این بود که حامیان نظام شاهنشاهی در جهان عمدتاً کشورهای دموکراتیک غربی بودند و البته دلیل دیگرش هم تأثیرپذیری تقریباً همهٔ روشنفکران ما، و حتی اندیشمندان مذهبی ما، از کمونیسم و مارکسیسم بود.

🍂 به هر حال انقلاب اسلامی که رخ داد دقیقاً همان چیزی را به روشنفکران داد که آنها تقریباً یک دهه دربارهٔ ارزشمندی آن نوشته و گفته بودند. نظامی روی کار آمد که امپریالیسم‌ستیز و آمریکاستیز بود. جالب است که در یکی دو سال اول، باز همین روشنفکران همچنان بر باورهای قدیمی خود تأکید می‌کردند و حتی حکومت جمهوری اسلامی را متهم می‌کردند که به اندازهٔ کافی امپریالیسم‌ستیز نیست.

🍂 یادمان نرفته که اولین بار یک سازمان چپگرا، که مورد تأیید تقریباً عموم روشنفکران ما بود، سفارت آمریکا را اشغال کرد و یادمان نرفته که پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، شاملو و ساعدی و‌ پرهام و دیگر بزرگان الیت روشنفکری کشور نامهٔ تأییدآمیزی بر این حرکت نوشتند و منتشر کردند. یادمان نرفته که چپی‌ها روی دیوارها می‌نوشتند سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید و یا می‌نوشتند همهٔ ساواکی‌ها اعدام باید گردند.

🍂 خلاصه می‌خواهم بگویم دیگ تندروی و آمریکاستیزی را همین روشنفکران عزیز هم می‌زدند و جمهوری اسلامی نیز برای اینکه اینها را از حیث شعاری خلع سلاح کند مدام مرتکب اعمال آمریکا ستیزانهٔ افراطی‌تر می‌شد و آنقدر در این کار پیش رفت که روی حضرات روشنفکر کم شد.

🍂 خلاصه چپی‌های ما کاری کردند که لیبرال تبدیل به یک فحش ناموسی شد و حرف زدن از مزایای دموکراسی عملی مستوجب شماتت و احیاناً زندان. و نتیجه میگیرم که گناه همه گرفتاری های امروز ما را نباید صرفاً سر «آخوندها» انداخت. گناه روشنفکران دههٔ پنجاهی بیشتر نباشد کمتر نیست.


.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران #غرب‌ستیزی #آمریکاستیزی #فردید #براهنی #دموکراسی #شاملو #ساعدی



🌾 @Naqdagin