نقدآگین
🎧 پاسخی به نقد استاد مصطفی ملکیان بر «روشنفکری دینی» 🎙#علیرضا_معینی 📘نقدی بر پاسخ علیرضا معینی ✍🏻 #فریدون_فرخ 🔸جناب دکتر معینی صوتی را برای نقدآگین جهت انتشار ارسال کردند و من در اولین فرصت با دقت گوش دادم؛ شخصا از صوت ایشان پاسخ دقیق و مرتبطی به نقدهای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 روشنفکری و دینداری: تناقضها در کجاست؟
— نقدی بر سخنان علیرضا معینی دربارۀ روشنفکری دینی به قرائت مصطفی ملکیان
🎙#اشکان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
— نقدی بر سخنان علیرضا معینی دربارۀ روشنفکری دینی به قرائت مصطفی ملکیان
🎙#اشکان
👥 دعوت به مناظره در نقدآگین
📕سنجش پاسخ علیرضا معینی به نقد استاد ملکیان
📕«بردگانِ جنسی» در اسلام و دروغهای روشنفکری دینی
📕 سروش: متکلم یا فیلسوف؟
📕نقدی بر «برگی از الهیات تاریکی» (اول) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم) (ششم) (هفتم) (هشتم) (نهم) (دهم) (یازدهم)
📕نقد بهمثابه روشنگری :(۱ تا ۱۱ | ۱۲ تا ۲۸| ۲۹ تا ۳۴ | ۳۵ و پاسخ دکتر محسن بنائی به اتهاماتِ مدرسه| ۳۶ تا تا ۴۶| ۴۷ تا ۶۱)
📻 روشنفکر دینی مانند مرد دو زنه!
📻 پاسخی به نقد استاد مصطفی ملکیان بر «روشنفکری دینی»
📻 تکامل مؤیدِ بردهداری؟!
📺 اسلام: دین خونریزی؟
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی مسلمان با هوش مصنوعی منتقدِ اسلام
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fargasht22
Telegram
نقدآگین
📘معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۱/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🍂 مسیحیت بر محور معجزهباوری میچرخد، درحالیکه اسلام چون در زمینه و زمانهای ظهور کرده که دستش از امکان موفقیت ادعای معجزه خالی بوده، نهایتا با اندکی تاخیر، به تقلبی چون معجزه نامیدنِ کتاب آشفته و پر از کپیپیست و تناقضی چون قرآن، یا معجزۀ شقالقمر (که احدی در زمین چنین امری را ندید و گزارش نکرد) تمسک جستهاست.
🍂 عیسی در مسیحیت ادعایی بینظیر کرده، او خود را پسر خدا معرفی کرده که با خدای پدر و خالق، هستی یگانهای دارد. از این جهت تولد و کودکی و زندگی و مرگ بسیار متفاوتی از بسیاری از انبیا برای او ساخته میشود؛ زندگیای سراسر معجزه، از نطفه تا مرگش و حیات دوبارهاش.
🍂 مسلمانان با قبولِ خرافهای بهنام معجزه، عملا دست خودشان را خالی میکنند، چرا که مسیحیت سرشار از معجزه است و معجزهباوری، اما اسلام بیابانی تهی در این زمینه است که حتی توجیهات مغلطیاش برای این فقدان، گواهی جدیست بر عدم حقیقت ادعای این دین. مسیحیت در تضاد بنیادین با اسلام است. محور مسیحیت تثلیث است و وقتی معجزات موید مسیحیت بکرات وجود دارند، و حتی قرآن نیز آنها را تصدیق کردهاست، پس تثلیث و جایگاه محوری عیسی، بعنوان موضوع ایمان حقیقت تلقی میشود؛ آنگاه ادعای قرآن و اسلام که وارون ادعای مسیحیت است، مبنی بر اینکه ایمان و عمل صالح بتنهایی نجاتبخش است و شرک-تثلیث- تنها گناه نابخشودنی/شقاوتبخش است، بهکلی مردود میشود.
🔻مسلمانان از سوی دیگر با رد معجزات و استعاری دانستنشان، از سمت دیگری روی اره کشیده میشوند:
چرا که اولا، قرآن چنین زبانی ندارد و گزارش مولف/مولفان قرآن از معجزات انبیا، کاملا واقعگرایانه است، و رد واقعییبودنِ معجزات، ردِ قرآن و الوهیت منشاء آن نیز هست؛
ثانیا، اگر هیچ معجزهای در میان نباشد، ما با جمعی از مصلحان گرفتار دروغ مصلحتی طرفیم که مدعی ارتباط با خدایی دارای قدرت مطلق بودهاند، اما چنین ادعایی هیچ گواه ظنی کوچکی نیز نداشته، و آنها بجای تکیه به خرد و وجدان، چون فلاسفۀ یونان یا دیگر مصلحین تاریخ، به اموری خرافی و مورد باور عوام تمسک جستهاند. این وضعیت، منشاء تذبذب و پریشانگوییِ افرادی چون دکتر معینیست که خود را جزئی از مدرسۀ روشنفکری دینی میدانند.
🔻دکتر معینی در صوتی که اخیرا در نقدآگین منتشر شد، میگوید:
🔺ذهن پریشان ایشان (بعنوان یک بهاصطلاح روشنفکر دینی)، با تاثیر از مباحث دکتر سروش در درسگفتارهایش دربارۀ هیوم و علیت و امکان معجزه، در همین پاراگراف کوتاه عیان است. ذهنی که با انبوهی درسگفتار صوتی/شفاهی و کتبی پر شده، بدون آنکه با آنها برخوردی انتقادی و سامانبخش کند، و نتیجتا، هیچ موضع روشن و روششناسی مشخصی ندارد و روی تصوراتِ مذهبی و مفروضات سنجیدهنشده، احتمالات مختلف را طرح میکند. ذهن مومنی که با شکاکیتِ فلسفی و علمی آشنایتی یافته، اما نتوانسته بدانها بطوری جدی پایبند بماند، و باورها را با ترازوی خرد بسنجند و آنچه که نامربوط است، دور افکند؛ بدون ترس از طرد و تکفیر توسط گلۀ دینداران یا چوپانهای مدرسۀ بهاصطلاح «روشنفکری دینی».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۱/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🔻پیج مسیحی فارسیزبان
عزیزان اگر تا به حال در مورد آتش مقدس و این معجزه عظیم که هر سال اتفاق میفته چیزی نشنیدید، بهتره این توضیحات رو بخونید
آتش مقدس یک رویداد معجزهآساست که هر سال در روز شنبه مقدس در کلیسای مقبره خداوند عیسی در اورشلیم رخ میده. این آتش به عنوان نشانهای الهی از قیام عیسی مسیح شناخته میشه
آتش به طور خودجوش از قبر خداوند عیسی ظاهر میشه و مشعل هایی که توسط پاتریارک و دیگران در مراسم در دست دارن، روشن میشه، بدون هیچگونه دخالت انسانی
این معجزه قرنهاست که توسط ایمانداران/زائران دیده میشه و به رسمیت شناخته شده. این آتش به هیچ عنوان کسی رو نمیسوزونه، حتی اگه روی مو و ریش و لباس قرارش بدی
این آتش در روز شنبه مقدس ظاهر میشه چون شنبه یادآور روزیه که عیسی مسیح پس از مرگش در قبر قرار داشت، قبل از قیامش در روز یکشنبه.
شنبه مقدس روزیه برای انتظار و تأمل به روی مرگ و دفن مسیح و آتش مقدس بعنوان نمادی از پیروزی او بر مرگ و آغاز قیامش شناخته میشه. این آتش نماد پیروزی عیسی بر مرگ و قیام اوست و یادآور امید و نوری است که او به جهان میاره🔥♥️☦️
🍂 مسیحیت بر محور معجزهباوری میچرخد، درحالیکه اسلام چون در زمینه و زمانهای ظهور کرده که دستش از امکان موفقیت ادعای معجزه خالی بوده، نهایتا با اندکی تاخیر، به تقلبی چون معجزه نامیدنِ کتاب آشفته و پر از کپیپیست و تناقضی چون قرآن، یا معجزۀ شقالقمر (که احدی در زمین چنین امری را ندید و گزارش نکرد) تمسک جستهاست.
🍂 عیسی در مسیحیت ادعایی بینظیر کرده، او خود را پسر خدا معرفی کرده که با خدای پدر و خالق، هستی یگانهای دارد. از این جهت تولد و کودکی و زندگی و مرگ بسیار متفاوتی از بسیاری از انبیا برای او ساخته میشود؛ زندگیای سراسر معجزه، از نطفه تا مرگش و حیات دوبارهاش.
🍂 مسلمانان با قبولِ خرافهای بهنام معجزه، عملا دست خودشان را خالی میکنند، چرا که مسیحیت سرشار از معجزه است و معجزهباوری، اما اسلام بیابانی تهی در این زمینه است که حتی توجیهات مغلطیاش برای این فقدان، گواهی جدیست بر عدم حقیقت ادعای این دین. مسیحیت در تضاد بنیادین با اسلام است. محور مسیحیت تثلیث است و وقتی معجزات موید مسیحیت بکرات وجود دارند، و حتی قرآن نیز آنها را تصدیق کردهاست، پس تثلیث و جایگاه محوری عیسی، بعنوان موضوع ایمان حقیقت تلقی میشود؛ آنگاه ادعای قرآن و اسلام که وارون ادعای مسیحیت است، مبنی بر اینکه ایمان و عمل صالح بتنهایی نجاتبخش است و شرک-تثلیث- تنها گناه نابخشودنی/شقاوتبخش است، بهکلی مردود میشود.
🔻مسلمانان از سوی دیگر با رد معجزات و استعاری دانستنشان، از سمت دیگری روی اره کشیده میشوند:
چرا که اولا، قرآن چنین زبانی ندارد و گزارش مولف/مولفان قرآن از معجزات انبیا، کاملا واقعگرایانه است، و رد واقعییبودنِ معجزات، ردِ قرآن و الوهیت منشاء آن نیز هست؛
ثانیا، اگر هیچ معجزهای در میان نباشد، ما با جمعی از مصلحان گرفتار دروغ مصلحتی طرفیم که مدعی ارتباط با خدایی دارای قدرت مطلق بودهاند، اما چنین ادعایی هیچ گواه ظنی کوچکی نیز نداشته، و آنها بجای تکیه به خرد و وجدان، چون فلاسفۀ یونان یا دیگر مصلحین تاریخ، به اموری خرافی و مورد باور عوام تمسک جستهاند. این وضعیت، منشاء تذبذب و پریشانگوییِ افرادی چون دکتر معینیست که خود را جزئی از مدرسۀ روشنفکری دینی میدانند.
🔻دکتر معینی در صوتی که اخیرا در نقدآگین منتشر شد، میگوید:
آیا تبدیل عصا به مار چرا آمده؟ شدنیه؟ مقداری تفکربرانگیزه. هرچند ممکنه کسی به چنان قدرتی در تهذیب نفس برسه که چنین کنه. البته خیلیم لازم نیست به این فکر کنه چرا وقتی ابراهیم در آتش رفت، نسوخت؟ یا اینکه عیسی گلی رو به پرنده بدل کرد، از کجا آمده [وارد قرآن شده] و اساسا چنین چیزی ممکن است یا نه؟ ولی میدونیم که از محبت مرده زنده میکند[!!]، ولی یه قدرت باطنی پیامبرا داشتن!
🔺ذهن پریشان ایشان (بعنوان یک بهاصطلاح روشنفکر دینی)، با تاثیر از مباحث دکتر سروش در درسگفتارهایش دربارۀ هیوم و علیت و امکان معجزه، در همین پاراگراف کوتاه عیان است. ذهنی که با انبوهی درسگفتار صوتی/شفاهی و کتبی پر شده، بدون آنکه با آنها برخوردی انتقادی و سامانبخش کند، و نتیجتا، هیچ موضع روشن و روششناسی مشخصی ندارد و روی تصوراتِ مذهبی و مفروضات سنجیدهنشده، احتمالات مختلف را طرح میکند. ذهن مومنی که با شکاکیتِ فلسفی و علمی آشنایتی یافته، اما نتوانسته بدانها بطوری جدی پایبند بماند، و باورها را با ترازوی خرد بسنجند و آنچه که نامربوط است، دور افکند؛ بدون ترس از طرد و تکفیر توسط گلۀ دینداران یا چوپانهای مدرسۀ بهاصطلاح «روشنفکری دینی».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۲/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🍂 دکتر سروش وقتی با تمسک به اندیشههای هیوم، علیت را در ذهن مخاطب سست میکند، تا بهخیال خود جا را برای معجزهباوری هموار کند و قرآن را مبری کند از خرافهمحوری و خرافهگستری و منشاء الوهی قرآن نزد پامنبریهایش ماندگار بماند، عملا جا را برای بسیاری باورهای شبهعلمیِ نقیضِ اسلام و قرآن نیز مهیا میکند، از جمله باور به «تثلیث». اگر در ساحتِ فیزیک با علیت میتوان بازی کرد، چرا تصور کنیم در ساحتی فراسوی حواس و شناخت میتوانیم باورهایی که در نظر ما غریب است، بسادگی رد کنیم؟ بدتر آنکه قرآن خود در نوع مواجهۀ سطحی و مغالطیاش با تثلیث، اگر نگوییم تثلیث را ثابت میکند، اما بیشک منشاء الوهی قرآن را رد میکند.
🍂 اما چرا این عزیزان چنین متذبذباند؟ چون یک متن مقدس برایشان بطور موروثی به ارث رسیده، از سوی دیگر در مواجهه با جهان مدرن تناقضات را میبینند، حال، از آنجا که شجاعت آن را ندارند که میراث خود را کنار گذارند و نظام ارزشی نویی را پایهگذاری کنند، میکوشند با هر روشِ ممکن، منشاء آن میراث را الهی نشان دهند.
🔻چند گزارهٔ همین پاراگرافشان را بسنجیم:
❓آیا اینکه «با محبت مرده زنده میشود»، یک گزارهٔ معرفتی بودهاست و دربارۀ مردۀ فیزیکی یا که ناگهان چون هذیانی فکرنشده و مزمزهنشده بر زبان ایشان جاری شده؟ یا خواستهاند بهشکلی شکمی این بخش قرآن را نیز استعاری تفسیر کنند؟
❓آیا اینکه «پیامبران قدرت باطنی داشتن» حقیقتا از چه منبعی برای ایشان دریافت شده؟ اساسا وجودِ خارجی پیامبران را از کدام منبع یقینی کشف کردند، که بعد قدرت باطنی مورد ادعای آنها را کشف کردهباشند و سنجیدهباشند؟ همۀ اینها بازگویی «حدیث آرزومندیِ» یک ذهنِ دینخوست، و نه ذهن روشنفکری که اساس برایش حقیقت و گذاشتنِ باورها برپایهٔ معرفتی قابل اتکا و سنجش، و پرهیز از سادهلوحی و زودباوری و گرفتار شدن به خطاهای رایج فکر در میان عامه است.
❓اینکه «کسی ممکنه از طریق تهذیب نفس به قدرتی برسه که چنین کنه» به چه طریقی برای ایشان استنباط شده؟ روشنفکری با یاوهبافی و خیالاندیشی چه تمایزی دارد؟ اگر ایشان خود را روشنفکر میداند چگونه میتواند تا این حد سخنان بیمبنا بر زبانش جاری کند و از تقوای تفکر دور شود؟ آیا ایشان میتواند حتی یک نفر دارای قدرت تهذیب نفس به ما نشان دهد، که فقط یک خودکار را با قدرتِ خود، به ۹ متر بالا بیاورد و ۱۰ ۹ به جلو ببرد؟ لازم نکرده به اژدها بدلش کند [البته ایشان به اشتباه از تبدیل عصا به مار گفتند].
▪️اینکه ایشان میفرماید «خیلی لازم نیست به مکانیزم نسوختنِ ابراهیم در آتش» فکر کنند! خودش نمایۀ آشکارِ معنای روشنفکری دینیست! و تصدیقِ کامل سخنان مصطفی ملکیان، که دینداری بر «تعبد» استوار است، نه «چون و چرا کردن». کل کار دستگاه عریض و طویل و بودجهخوارِ روحانیت شیعه نیز چیزی جز این نیست که مثل جناب معینی به مردم بگوید «لازم نیست فکر کنید؛ ایمان بیاورید تا بفهمید!»، و «هدف رستگاری اخروی شماست و باید اطاعت و عبادت را قوی کنید، و فکر را تطعیل و تحدید کنید».
🧨اما دربارۀ داستان سوختن ابراهیم در آتش، پیشنهاد میدهم که ببینید چطور این قصه از یک اشتباه ترجمهای در قرآن راه یافته، تا دریابید که فرآیند تالیف قرآن، برخلاف آنچه مولایِ مدرسۀ روشنفکری دینی جا انداخته، ربطی به «رویا/تجربه نبوی» یک شخص ندارد:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۲/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🍂 دکتر سروش وقتی با تمسک به اندیشههای هیوم، علیت را در ذهن مخاطب سست میکند، تا بهخیال خود جا را برای معجزهباوری هموار کند و قرآن را مبری کند از خرافهمحوری و خرافهگستری و منشاء الوهی قرآن نزد پامنبریهایش ماندگار بماند، عملا جا را برای بسیاری باورهای شبهعلمیِ نقیضِ اسلام و قرآن نیز مهیا میکند، از جمله باور به «تثلیث». اگر در ساحتِ فیزیک با علیت میتوان بازی کرد، چرا تصور کنیم در ساحتی فراسوی حواس و شناخت میتوانیم باورهایی که در نظر ما غریب است، بسادگی رد کنیم؟ بدتر آنکه قرآن خود در نوع مواجهۀ سطحی و مغالطیاش با تثلیث، اگر نگوییم تثلیث را ثابت میکند، اما بیشک منشاء الوهی قرآن را رد میکند.
🍂 اما چرا این عزیزان چنین متذبذباند؟ چون یک متن مقدس برایشان بطور موروثی به ارث رسیده، از سوی دیگر در مواجهه با جهان مدرن تناقضات را میبینند، حال، از آنجا که شجاعت آن را ندارند که میراث خود را کنار گذارند و نظام ارزشی نویی را پایهگذاری کنند، میکوشند با هر روشِ ممکن، منشاء آن میراث را الهی نشان دهند.
🔻چند گزارهٔ همین پاراگرافشان را بسنجیم:
❓آیا اینکه «با محبت مرده زنده میشود»، یک گزارهٔ معرفتی بودهاست و دربارۀ مردۀ فیزیکی یا که ناگهان چون هذیانی فکرنشده و مزمزهنشده بر زبان ایشان جاری شده؟ یا خواستهاند بهشکلی شکمی این بخش قرآن را نیز استعاری تفسیر کنند؟
❓آیا اینکه «پیامبران قدرت باطنی داشتن» حقیقتا از چه منبعی برای ایشان دریافت شده؟ اساسا وجودِ خارجی پیامبران را از کدام منبع یقینی کشف کردند، که بعد قدرت باطنی مورد ادعای آنها را کشف کردهباشند و سنجیدهباشند؟ همۀ اینها بازگویی «حدیث آرزومندیِ» یک ذهنِ دینخوست، و نه ذهن روشنفکری که اساس برایش حقیقت و گذاشتنِ باورها برپایهٔ معرفتی قابل اتکا و سنجش، و پرهیز از سادهلوحی و زودباوری و گرفتار شدن به خطاهای رایج فکر در میان عامه است.
❓اینکه «کسی ممکنه از طریق تهذیب نفس به قدرتی برسه که چنین کنه» به چه طریقی برای ایشان استنباط شده؟ روشنفکری با یاوهبافی و خیالاندیشی چه تمایزی دارد؟ اگر ایشان خود را روشنفکر میداند چگونه میتواند تا این حد سخنان بیمبنا بر زبانش جاری کند و از تقوای تفکر دور شود؟ آیا ایشان میتواند حتی یک نفر دارای قدرت تهذیب نفس به ما نشان دهد، که فقط یک خودکار را با قدرتِ خود، به ۹ متر بالا بیاورد و ۱۰ ۹ به جلو ببرد؟ لازم نکرده به اژدها بدلش کند [البته ایشان به اشتباه از تبدیل عصا به مار گفتند].
▪️اینکه ایشان میفرماید «خیلی لازم نیست به مکانیزم نسوختنِ ابراهیم در آتش» فکر کنند! خودش نمایۀ آشکارِ معنای روشنفکری دینیست! و تصدیقِ کامل سخنان مصطفی ملکیان، که دینداری بر «تعبد» استوار است، نه «چون و چرا کردن». کل کار دستگاه عریض و طویل و بودجهخوارِ روحانیت شیعه نیز چیزی جز این نیست که مثل جناب معینی به مردم بگوید «لازم نیست فکر کنید؛ ایمان بیاورید تا بفهمید!»، و «هدف رستگاری اخروی شماست و باید اطاعت و عبادت را قوی کنید، و فکر را تطعیل و تحدید کنید».
🧨اما دربارۀ داستان سوختن ابراهیم در آتش، پیشنهاد میدهم که ببینید چطور این قصه از یک اشتباه ترجمهای در قرآن راه یافته، تا دریابید که فرآیند تالیف قرآن، برخلاف آنچه مولایِ مدرسۀ روشنفکری دینی جا انداخته، ربطی به «رویا/تجربه نبوی» یک شخص ندارد:
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپزدن!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلبکار در کُپزدن!
— پایِ الله در میانه یا قرآن تالیفی تماما بشریست؟
🎙#فردزیلا (+)
🔸در این برنامه به شما نشان خواهم داد که چطور "معجزۀ نجات ابراهیم از آتشِ نمرود"، ریشهای کاملاً زمینی، انسانی و حتی مبتنی بر یک اشتباهِ فاحش…
— پایِ الله در میانه یا قرآن تالیفی تماما بشریست؟
🎙#فردزیلا (+)
🔸در این برنامه به شما نشان خواهم داد که چطور "معجزۀ نجات ابراهیم از آتشِ نمرود"، ریشهای کاملاً زمینی، انسانی و حتی مبتنی بر یک اشتباهِ فاحش…
Telegram
نقدآگین
📺 قرآن در امتداد «خط تحریفِ» مسیحیت: تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
— زبان: عربی، بدون زیرنویس
🍂 این ویدئو تفسیرِ سنتیِ مسیحیت از «نبوت/پیشگوییِ حضرت اشعیا» در مورد «تولد مسیح از باکره» را به چالش میکشد.
🍂 #آدم_المصری ادعا…
— زبان: عربی، بدون زیرنویس
🍂 این ویدئو تفسیرِ سنتیِ مسیحیت از «نبوت/پیشگوییِ حضرت اشعیا» در مورد «تولد مسیح از باکره» را به چالش میکشد.
🍂 #آدم_المصری ادعا…
📘معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۳/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🔺همینطور، اگر به ریشههای قصۀ معجزۀ عیسی در کودکی و یا تولد او از یک باکره رجوع کنید، به فرآیند شکلگیری قرآن و اناجیل نیز آگاه میگردید، و عجیب است غلظت کفر/فروبستگی/خودکورسازیِ شدید مدعیان ایمان و خداپرستی نسبت به این حد از حقایقِ نقیض در جهان مدرن:
🔺 مشکل روشنفکری دینی آن است که پرسشگری با استقامت و عاشقِ صادقِ حقیقت نیست و میخواهد زود به پاسخهای پیشینی/موروثی برگردد و نقشِ یک منبری را برای امت خود ایفا کند.
🍂 اما دربارۀ ویدیوی پیوست. دربارۀ معجزهٔ مورد ادعای مسیحیان، نکته اینجاست که مسیحیت و یهودیت بر محور ادعای معجزات بودهاند، اما قرآن در فرآیندی نگارش شده که فرد مدعی نبوت، توان نشاندادن معجزهای از آن سنخ که در کتب مقدس مذکور بوده، نداشته، و از این رو، برای توجیه این فقدان مهم، به انواع مغالطات توسل جستهاست که هر ذهن مبتدی بدون سوگیریای، با یک بار خواندنِ توجیهاتِ قرآن دربارۀ چراییِ فقدان معجزه، مثل اسپینوزا به شیاد بودنِ گویندۀ قرآن پی میبرد، و غیرالهی بودن آن را تصدیق میکند. خدایی اگر وجود داشتهباشد، بیشک مغلطهکار نیست.
🍂 جز این، مسیحیان ابدا منتظر یک نبی جدید بعد از مسیح، بعنوانِ خدای زنده، خصوصا در صحرای حجاز، نبودهاند [ر.ک. بهپستهای مرتبط بالا👆🏻]، و اگر مانی و بعد، محمد آمد و ادعای نبوت کرد، باید لااقل برای چنین ادعای سترگی که ریشهای در کلام عیسی نداشت، معجزاتی ارائه میکردند، اما میدانیم بدلیل شرایط تاریخیای که این دو (با فرض وجود تاریخی محمد) در آن بودهاند، سخن از امکانِ معجزهای در میان نیامد. این جدا از این است که مولف/مولفان قرآن، حتی در پاسخ به آزمون ۳ پرسشی اهل کتاب، شکست خوردند و نوع پاسخی که دادند، خود گواهی آشکار بر منشاء غیرالهی قرآن دارد و اثباتی بر بشری بودنش است (ر.ک. اینجا و اینجا).
🍂 نکتۀ دیگر بحث تثلیث است. در مسیحیت مهمترین عامل رهایی و نجات، تصدیق جایگاه نجاتبخش و الوهیِ عیسی بوده و هست. قرآن و اسلام تحت تاثیر مسیحیت شرقی، این آموزه که محور و شرطِ ضروریِ سعادت بشر تلقی میشدهاست را بهعنوان «محور شقاوت» دانستهاند و مصداق بارز شرک، که عامل تباهی تمام اعمالِ فرد و شکنجههای جهنمی جاویدان است، که بدون هرگونه امکانِ آمرزشی-برخلاف سایر گناهانِ کبیره نظیر قتل و زنا و...-، تلقی میشود؛ اما در قرآن برای رد این آموزۀ محوری و پیچیدۀ فلسفی، ما کمترین موفقیتی نمیبینیم، چرا که حتی در فهم و طرح موضوع تثلیث نیز بسیار سطحی و کودکانه و متناقض عمل میشود.
▪️مثلا درجایی از قرآن گفته میشود:
🔺یعنی مولف قرآن به مغلطۀ «پهلوان پنبه» تمسک میجوید؛ تو گویی باور مسیحیان بر اینکه عیسی پسر خداست، بر محور رابطۀ زناشویی بودهاست!
🔺البته در همان قرآن، بالله از فوتکردنِ روح خود در واژنِ مریم میگوید! پس یعنی همسری هم داشته به یک معنای کاملا فیزیکی!! یا عیسی مسیح در قرآن، نه تولد یک بشر را دارد، نه کودکی یک بشر، و معجزاتش فراتر از معجزات انبیاست (قدرت الوهیِ خلق کردن، زندهکردن مردگان و غیبگویی)، بلکه حتی طبق روایت قرآن، مافوقِ صلیبکشیدهشدن و مرگ است! عیسی در قرآن «کلمۀ الله» دانسته میشود که به مریم وارد میشود: «کلمته القاها الي مريم». این هیچ ربطی به رسولان در قرآن ندارد که بشری مثل مابقی بشرها هستند که میخورند، ازدواج میکنند، متولد میشوند، علم غیب ندارند، و بعد هم میمیرند پس از به قتل رسیدن یا طی کردن محدودۀ عمری بشری [برای بررسی تناقض حیرتآور قرآن در این موضوع، ر.ک. مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست].
🍂 تثلیث طرح یک اندیشۀ انقلابی در میان یهودیان بوده که خدای وراجِ عبوس و دمدمیمزاج و قومپرست و اهل عذابهای بزرگ و کوچک و تهدیدهای مکرر را، بوسیلۀ آن به قتل رساندند، و خدایی زمینی و انسانی و عاشقپیشه که خودش را برای گناهکاریِ بشر قربانی میکند، جانشین آن خدا کردند و خدای پدر، به یک خدای لالِ محو شده در کلام زیبا، عشق بیحد و اتوریتۀ عیسای ناصری بدل میشود.
🍂 اینکه محور مسیحیت دیگر شریعت خشن و پر از قواعد ریز و درشت یهود و عبادت روزانه و متکثر یهود نیست، و تنها در آخر هفته مردم در کلیسایی جمع میشوند، همه به همان انقلاب معرفتی در خداشناسی و قتل خدای تاریخی یهود با توطئهای عاشقانه بازمیگردد، حتی دستاوردهای اخلاقی تمدن مدرن غرب، از جمله حقوق بشر.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۳/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🔺همینطور، اگر به ریشههای قصۀ معجزۀ عیسی در کودکی و یا تولد او از یک باکره رجوع کنید، به فرآیند شکلگیری قرآن و اناجیل نیز آگاه میگردید، و عجیب است غلظت کفر/فروبستگی/خودکورسازیِ شدید مدعیان ایمان و خداپرستی نسبت به این حد از حقایقِ نقیض در جهان مدرن:
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
🔺 مشکل روشنفکری دینی آن است که پرسشگری با استقامت و عاشقِ صادقِ حقیقت نیست و میخواهد زود به پاسخهای پیشینی/موروثی برگردد و نقشِ یک منبری را برای امت خود ایفا کند.
🍂 اما دربارۀ ویدیوی پیوست. دربارۀ معجزهٔ مورد ادعای مسیحیان، نکته اینجاست که مسیحیت و یهودیت بر محور ادعای معجزات بودهاند، اما قرآن در فرآیندی نگارش شده که فرد مدعی نبوت، توان نشاندادن معجزهای از آن سنخ که در کتب مقدس مذکور بوده، نداشته، و از این رو، برای توجیه این فقدان مهم، به انواع مغالطات توسل جستهاست که هر ذهن مبتدی بدون سوگیریای، با یک بار خواندنِ توجیهاتِ قرآن دربارۀ چراییِ فقدان معجزه، مثل اسپینوزا به شیاد بودنِ گویندۀ قرآن پی میبرد، و غیرالهی بودن آن را تصدیق میکند. خدایی اگر وجود داشتهباشد، بیشک مغلطهکار نیست.
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 نام محمد در بایبل؟ (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
🍂 جز این، مسیحیان ابدا منتظر یک نبی جدید بعد از مسیح، بعنوانِ خدای زنده، خصوصا در صحرای حجاز، نبودهاند [ر.ک. بهپستهای مرتبط بالا👆🏻]، و اگر مانی و بعد، محمد آمد و ادعای نبوت کرد، باید لااقل برای چنین ادعای سترگی که ریشهای در کلام عیسی نداشت، معجزاتی ارائه میکردند، اما میدانیم بدلیل شرایط تاریخیای که این دو (با فرض وجود تاریخی محمد) در آن بودهاند، سخن از امکانِ معجزهای در میان نیامد. این جدا از این است که مولف/مولفان قرآن، حتی در پاسخ به آزمون ۳ پرسشی اهل کتاب، شکست خوردند و نوع پاسخی که دادند، خود گواهی آشکار بر منشاء غیرالهی قرآن دارد و اثباتی بر بشری بودنش است (ر.ک. اینجا و اینجا).
🍂 نکتۀ دیگر بحث تثلیث است. در مسیحیت مهمترین عامل رهایی و نجات، تصدیق جایگاه نجاتبخش و الوهیِ عیسی بوده و هست. قرآن و اسلام تحت تاثیر مسیحیت شرقی، این آموزه که محور و شرطِ ضروریِ سعادت بشر تلقی میشدهاست را بهعنوان «محور شقاوت» دانستهاند و مصداق بارز شرک، که عامل تباهی تمام اعمالِ فرد و شکنجههای جهنمی جاویدان است، که بدون هرگونه امکانِ آمرزشی-برخلاف سایر گناهانِ کبیره نظیر قتل و زنا و...-، تلقی میشود؛ اما در قرآن برای رد این آموزۀ محوری و پیچیدۀ فلسفی، ما کمترین موفقیتی نمیبینیم، چرا که حتی در فهم و طرح موضوع تثلیث نیز بسیار سطحی و کودکانه و متناقض عمل میشود.
▪️مثلا درجایی از قرآن گفته میشود:
خدا همسری نداشته که فرزندی داشتهباشد!
🔺یعنی مولف قرآن به مغلطۀ «پهلوان پنبه» تمسک میجوید؛ تو گویی باور مسیحیان بر اینکه عیسی پسر خداست، بر محور رابطۀ زناشویی بودهاست!
🔺البته در همان قرآن، بالله از فوتکردنِ روح خود در واژنِ مریم میگوید! پس یعنی همسری هم داشته به یک معنای کاملا فیزیکی!! یا عیسی مسیح در قرآن، نه تولد یک بشر را دارد، نه کودکی یک بشر، و معجزاتش فراتر از معجزات انبیاست (قدرت الوهیِ خلق کردن، زندهکردن مردگان و غیبگویی)، بلکه حتی طبق روایت قرآن، مافوقِ صلیبکشیدهشدن و مرگ است! عیسی در قرآن «کلمۀ الله» دانسته میشود که به مریم وارد میشود: «کلمته القاها الي مريم». این هیچ ربطی به رسولان در قرآن ندارد که بشری مثل مابقی بشرها هستند که میخورند، ازدواج میکنند، متولد میشوند، علم غیب ندارند، و بعد هم میمیرند پس از به قتل رسیدن یا طی کردن محدودۀ عمری بشری [برای بررسی تناقض حیرتآور قرآن در این موضوع، ر.ک. مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست].
🍂 تثلیث طرح یک اندیشۀ انقلابی در میان یهودیان بوده که خدای وراجِ عبوس و دمدمیمزاج و قومپرست و اهل عذابهای بزرگ و کوچک و تهدیدهای مکرر را، بوسیلۀ آن به قتل رساندند، و خدایی زمینی و انسانی و عاشقپیشه که خودش را برای گناهکاریِ بشر قربانی میکند، جانشین آن خدا کردند و خدای پدر، به یک خدای لالِ محو شده در کلام زیبا، عشق بیحد و اتوریتۀ عیسای ناصری بدل میشود.
🍂 اینکه محور مسیحیت دیگر شریعت خشن و پر از قواعد ریز و درشت یهود و عبادت روزانه و متکثر یهود نیست، و تنها در آخر هفته مردم در کلیسایی جمع میشوند، همه به همان انقلاب معرفتی در خداشناسی و قتل خدای تاریخی یهود با توطئهای عاشقانه بازمیگردد، حتی دستاوردهای اخلاقی تمدن مدرن غرب، از جمله حقوق بشر.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 پاسخی به نقد استاد مصطفی ملکیان بر «روشنفکری دینی»
🎙#علیرضا_معینی
📘نقدی بر پاسخ علیرضا معینی
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔸جناب دکتر معینی صوتی را برای نقدآگین جهت انتشار ارسال کردند و من در اولین فرصت با دقت گوش دادم؛ شخصا از صوت ایشان پاسخ دقیق و مرتبطی به نقدهای…
🎙#علیرضا_معینی
📘نقدی بر پاسخ علیرضا معینی
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔸جناب دکتر معینی صوتی را برای نقدآگین جهت انتشار ارسال کردند و من در اولین فرصت با دقت گوش دادم؛ شخصا از صوت ایشان پاسخ دقیق و مرتبطی به نقدهای…
📘معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطورهباوری
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۴/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🔺اما اسلام نسبت به مسیحیت، عملا نوعی برگشتِ رادیکال به اعقاب و جهانیکردنِ یهود بود در خداشناسی (خدایِ قومی-قبیلهای و وحشیِ یهود) و شریعت/فقهمحوری، که جهاد و خلط مقام نبوت و پادشاهی نیز افزودهای بود که عملا یهودیگری را به یک مذهب مهاجم و شدیدا توسعهطلب در قدرت سیاسی بدل کرد.
🔺حال چنین مذهبی، مشخص است که باید بزرگترین گناه را، نه قتل و غارت و بردهگیری و بردۀ جنسی ساختن دختران و زنان شوهردار و بیشوهر یا رابطه با دختر خردسال و عروس پسرخوانده و چند همسری افسارگسیخته و.... بداند، بلکه تثلیث که «قاتل آن خدای بدخوی یهودی» بود باید بزرگترین گناه اعلام شود؛ یعنی امکان اینکه خدا انسانی شود و عاشق انسانها، و برای آنها فدا شود تا بار سنگین حس گناه و شریعت از دوششان برداشتهشود [جالب اینجاست که شیعهگری و تصوف از جهاتی نوعی برگشت به مسیحیت از دل اسلام بود].
🔺اما عجیب آنکه برای زدنِ همین تثلیث و شرک، عملا هیچ گفتاری در قرآن نمییابیم که بدونِ مغالطاتی سطحی نباشد؛ در جایی میگوید:
🔺🔻که اگر فقط همین جمله موضوع تحلیلِ حقیقتمحورانۀ یک پژوهشگرِ دینشناسی باشد، از درکِ مغالطۀ موجود در این صغری-کبرای ساده و سطحی، به منشاء بشری و بلکه ذهنِ بدویِ تالیف قرآن میرسد.
اولا که اللهی در قرآن معرفی شده، عملا معطل امیال افسارگسیختۀ محمد بوده، طبق نقلی که خود دکتر سروش از عایشه بیان میکند؛ تجاوز سربازان به زنان شوهردار اسیر را حلال میکند؛ نظرِ جنسی دربارۀ تازهعروس و اقدام با صدای بلند به این عمل شوم و شرمآور را حلال (و بلکه «عملی جهادی: جهاد با نفس!» اعلام میکند و سنت اخلاقی جوامع را برای میل پیرانهسری محمد (بهتر است بگوییم کسانی که این آیه را برای امیال روز خود در قرآن گنجاندند) کنار میزند؛ در تهاجمی ناعادلانه، نابود کردن خانهها و نخلها (منابع معیشت مخالفان) را کار خود میداند؛ در طوفانی کل حیوانات، کودکان، نوزادان، پیران و زنان و مادران زمین را میکشد و بخاطر نافرمانی از خودش، همگان را مجازت کند؛ ایوب را برای آزمون ایمان، به انواع شکنجههای جنونآمیز مبتلا میسازد، بچهای را بهخاطر جلوگیری از تغییر دین والدینش در آینده (در واقع بخاطر سستدینی والدینش)، جلوی پیامبرش موسی، میکشد و...
❓مابقی بلایا و مفاسدی که روزانه از طریق قحطی و سیل و زلزله و... بر بشریت جاری کرده را فاکتور میگیریم. فساد دیگر چه است غیر از اینها؟
ثانیا، تازه اگر محتمل بدانیم خدایانی جهان را میچرخانند، و این به اطلاع مومن-بردگان میرسید، بیشک مثل مومنانِ باستان، به توجیه آن مفاسد و شرور بنا به «مصلحت و حکمت خدایان» و «گناهکاری بشر» و «ابتلا و آزمون خدایان» میپرداختند؛ چونان که برای همین خدای موجود در ذهنشان نیز چنین میکنند.
ثالثا، چگونه است که بزرگترین قدرتهای تجاری/سیاسی در دنیا با هم همکاری میکنند و بنا به برد-برد سیاستهای خود را جلو میبرند، اما وجود خدایانی که تجسم حکمت و رحمت و معرفت و غنایِ اعلایند، به فساد منجر میشود؟
🔺حالا روشنفکر دینی چه میکند جز توجیه همین مغالطات قرآن؟ مغالطه را به بحث زمان و درک محدود بشر وصل میکند و اینکه به زبان قوم سخن گفته و در حد عقل آنها؛ درحالیکه همین هم کذب محض است و عقل ۱۰۰۰ سال قبل قرآن، یعنی فلاسفه یونان نیز بسیاری از این مغالطات را میفهمید؛ چنانکه عقل مردم آگاه همان زمان نیز میفهمیده و انواع اشکالات مبنایی را بر قرآن وارد کرده، که برخیشان در قرآن نقل شده، و در پاسخ باز به مغالطه پرداخته؛ و عجیب آنکه کار گلههای مومن و روشنفکران دینی این است که همانی را که عقل ۱۴۰۰ سال پیش عربِ بهاصطلاحِ جاهلی (دروغی دیگر از مسلمانان) میفهمید را نفهمند و و نفهمیدن و اخلاق رمگی-بردگی را معادلِ دینداری و معنویت جا بزنند! و بدتر آنکه وقتی به آنها بگویید این بردگی-برّگی ربطی به عقلانیت/روشنفکری ندارد و روشنفکری دینی یک شیزوفرنیست، میگویند چرا چنین میگویید؟! ما هم دینداریم هم خود را روشنفکر میدانیم!
🍂 یاد اقتصاد اسلامی میافتم که اول انقلاب میگفتند، در اقتصاد اسلامی هم مزایای مارکسیسم، هم سرمایهداری را داریم، و البته مضرات هیچ کدام را نداریم! یا مشابه با جوانیست که میگوید: دختری میخواهم که هم بسیار زیبا/مانکن باشد و کاری هم بسیار دیندار، محجبه و بچهآور و کدبانو، هم بسیار بساز باشد و هم بسیار باهوش و...؛ توهم جمع اضداد، بیشتر از ذهن کودکوش که در وضعیت رویا و خیال باقی مانده، برمیآید تا ذهنی بالغ و اهل منطق و واقعبینی.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— نقد و بررسی سخنی از علیرضا معینی در دفاع از روشنفکری دینی
(۴/۴)
✍🏻#فریدون_فرخ
🔺اما اسلام نسبت به مسیحیت، عملا نوعی برگشتِ رادیکال به اعقاب و جهانیکردنِ یهود بود در خداشناسی (خدایِ قومی-قبیلهای و وحشیِ یهود) و شریعت/فقهمحوری، که جهاد و خلط مقام نبوت و پادشاهی نیز افزودهای بود که عملا یهودیگری را به یک مذهب مهاجم و شدیدا توسعهطلب در قدرت سیاسی بدل کرد.
🔺حال چنین مذهبی، مشخص است که باید بزرگترین گناه را، نه قتل و غارت و بردهگیری و بردۀ جنسی ساختن دختران و زنان شوهردار و بیشوهر یا رابطه با دختر خردسال و عروس پسرخوانده و چند همسری افسارگسیخته و.... بداند، بلکه تثلیث که «قاتل آن خدای بدخوی یهودی» بود باید بزرگترین گناه اعلام شود؛ یعنی امکان اینکه خدا انسانی شود و عاشق انسانها، و برای آنها فدا شود تا بار سنگین حس گناه و شریعت از دوششان برداشتهشود [جالب اینجاست که شیعهگری و تصوف از جهاتی نوعی برگشت به مسیحیت از دل اسلام بود].
🔺اما عجیب آنکه برای زدنِ همین تثلیث و شرک، عملا هیچ گفتاری در قرآن نمییابیم که بدونِ مغالطاتی سطحی نباشد؛ در جایی میگوید:
«اگر در آسمان و زمين خداياني جز الله بود، فاسد میشدند. منزه است خداوند پروردگار عرش از توصيفي كه آنها ميكنند»،
🔺🔻که اگر فقط همین جمله موضوع تحلیلِ حقیقتمحورانۀ یک پژوهشگرِ دینشناسی باشد، از درکِ مغالطۀ موجود در این صغری-کبرای ساده و سطحی، به منشاء بشری و بلکه ذهنِ بدویِ تالیف قرآن میرسد.
اولا که اللهی در قرآن معرفی شده، عملا معطل امیال افسارگسیختۀ محمد بوده، طبق نقلی که خود دکتر سروش از عایشه بیان میکند؛ تجاوز سربازان به زنان شوهردار اسیر را حلال میکند؛ نظرِ جنسی دربارۀ تازهعروس و اقدام با صدای بلند به این عمل شوم و شرمآور را حلال (و بلکه «عملی جهادی: جهاد با نفس!» اعلام میکند و سنت اخلاقی جوامع را برای میل پیرانهسری محمد (بهتر است بگوییم کسانی که این آیه را برای امیال روز خود در قرآن گنجاندند) کنار میزند؛ در تهاجمی ناعادلانه، نابود کردن خانهها و نخلها (منابع معیشت مخالفان) را کار خود میداند؛ در طوفانی کل حیوانات، کودکان، نوزادان، پیران و زنان و مادران زمین را میکشد و بخاطر نافرمانی از خودش، همگان را مجازت کند؛ ایوب را برای آزمون ایمان، به انواع شکنجههای جنونآمیز مبتلا میسازد، بچهای را بهخاطر جلوگیری از تغییر دین والدینش در آینده (در واقع بخاطر سستدینی والدینش)، جلوی پیامبرش موسی، میکشد و...
❓مابقی بلایا و مفاسدی که روزانه از طریق قحطی و سیل و زلزله و... بر بشریت جاری کرده را فاکتور میگیریم. فساد دیگر چه است غیر از اینها؟
ثانیا، تازه اگر محتمل بدانیم خدایانی جهان را میچرخانند، و این به اطلاع مومن-بردگان میرسید، بیشک مثل مومنانِ باستان، به توجیه آن مفاسد و شرور بنا به «مصلحت و حکمت خدایان» و «گناهکاری بشر» و «ابتلا و آزمون خدایان» میپرداختند؛ چونان که برای همین خدای موجود در ذهنشان نیز چنین میکنند.
ثالثا، چگونه است که بزرگترین قدرتهای تجاری/سیاسی در دنیا با هم همکاری میکنند و بنا به برد-برد سیاستهای خود را جلو میبرند، اما وجود خدایانی که تجسم حکمت و رحمت و معرفت و غنایِ اعلایند، به فساد منجر میشود؟
🔺حالا روشنفکر دینی چه میکند جز توجیه همین مغالطات قرآن؟ مغالطه را به بحث زمان و درک محدود بشر وصل میکند و اینکه به زبان قوم سخن گفته و در حد عقل آنها؛ درحالیکه همین هم کذب محض است و عقل ۱۰۰۰ سال قبل قرآن، یعنی فلاسفه یونان نیز بسیاری از این مغالطات را میفهمید؛ چنانکه عقل مردم آگاه همان زمان نیز میفهمیده و انواع اشکالات مبنایی را بر قرآن وارد کرده، که برخیشان در قرآن نقل شده، و در پاسخ باز به مغالطه پرداخته؛ و عجیب آنکه کار گلههای مومن و روشنفکران دینی این است که همانی را که عقل ۱۴۰۰ سال پیش عربِ بهاصطلاحِ جاهلی (دروغی دیگر از مسلمانان) میفهمید را نفهمند و و نفهمیدن و اخلاق رمگی-بردگی را معادلِ دینداری و معنویت جا بزنند! و بدتر آنکه وقتی به آنها بگویید این بردگی-برّگی ربطی به عقلانیت/روشنفکری ندارد و روشنفکری دینی یک شیزوفرنیست، میگویند چرا چنین میگویید؟! ما هم دینداریم هم خود را روشنفکر میدانیم!
🍂 یاد اقتصاد اسلامی میافتم که اول انقلاب میگفتند، در اقتصاد اسلامی هم مزایای مارکسیسم، هم سرمایهداری را داریم، و البته مضرات هیچ کدام را نداریم! یا مشابه با جوانیست که میگوید: دختری میخواهم که هم بسیار زیبا/مانکن باشد و کاری هم بسیار دیندار، محجبه و بچهآور و کدبانو، هم بسیار بساز باشد و هم بسیار باهوش و...؛ توهم جمع اضداد، بیشتر از ذهن کودکوش که در وضعیت رویا و خیال باقی مانده، برمیآید تا ذهنی بالغ و اهل منطق و واقعبینی.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📘زمانهنشناسیِ آخوند مهراب صادقنیا — دربارۀ متنِ «دینگریزی ستیزهجویانۀ نسل زد» (۱/۲) ✍🏻 #محمود_کریمی 🍂 این متن نمونهای از عجز اساسیِ ذهنیت سنتی-آخوندی از درکِ زیستجهان مدرن و مسالۀ «مرگ خدا» و تحولات شگرفِ تاریخی-تمدنیست. بدلسازی حکومت امت-امامتیِ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 روحانیت شیعه و گریبانِ فوکویاما!
🔸خوشبختانه فوکویاما توسط استاد! حسن احمدی اصفهانی "مرحوم" اعلام شد(در ثانیۀ ۵)؛ و از این بابت جای شکرش باقیست که دیگر نمیتواند دربارۀ وقایع و تحولات آتی در ایران تحلیلی مبتنی بر بال سبز و سرخ ارایه دهد!
🔻چند نمونه از صدها نقل قول جعلی منتسب به فرانسیس فوکویاما
▪️احمد علم الهدی
▪️احمد جنتی
▪️محمدمهدی گرجیان عضو هيأت علمى! دانشگاه باقرالعلوم
پ.ن: فوکویاما اکنون در قد حیات است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @osolefeghh
🔸خوشبختانه فوکویاما توسط استاد! حسن احمدی اصفهانی "مرحوم" اعلام شد(در ثانیۀ ۵)؛ و از این بابت جای شکرش باقیست که دیگر نمیتواند دربارۀ وقایع و تحولات آتی در ایران تحلیلی مبتنی بر بال سبز و سرخ ارایه دهد!
🔻چند نمونه از صدها نقل قول جعلی منتسب به فرانسیس فوکویاما
▪️احمد علم الهدی
«سال ۸۸ فوکویاما اعلام کرد تا وقتی دو نهاد در ایران باشد نظام ایران تبدیل به نظام سکولار نمیشود: یکی نهاد رهبری و دیگری شورای نگهبان»
▪️احمد جنتی
«فوکایاما پژوهشگر و تاریخنگار ژاپنیالاصل و تبعۀ آمریکا معتقد است شورای نگهبان بعنوان مظهر قوام و دوام ولایت فقیه باید حذف شود و با یک رفراندوم از بین برود و تا وقتی که شورای نگهبان وجود دارد نظارت استصوابی از بین نمیرود»
▪️محمدمهدی گرجیان عضو هيأت علمى! دانشگاه باقرالعلوم
«فوکویاما در نشستی که در مرکز شیعه شناسی برگزار شد گفت: محال است جامعه شیعی با این تفکر و ولایتپذیری بهم بریزد پس باید برای به هم ریختن این نظام ۷۰ مجتهد تربیت کنیم و جامعه را از درون به هم بریزیم»
.
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @osolefeghh
Telegram
نقدآگین
📺 مصاحبۀ الکساندر دوگین با تاکر کارلسون (+)
— با زیرنویس فارسی
🔸تاکر کارلسون سال گذشته در سفری به روسیه، مصاحبهای با ولادیمیر پوتین داشت، اما کارلسون در همان سفر مصاحبه دیگری نیز داشت که در فضای فارسی زبان تقریبا اصلا به آن پرداخته نشد: مصاحبه با الکساندر دوگین (شخصیتِ محبوبِ جریان تندرو و آخرالزمانی حکومت ولایت فقیه که بهصورتی هدفمند بر اوهام آنها میدمد).
🔸اینکه لیبرالیسم تحتتاثیر چپگرایان به وضعیت امروز دچار شده، بهانهای برای دوگین مداح پوتین شده تا سند آن را به کلیت جریان لیبرال و تمدن غرب بزند، تا در نهایت از جنس بنجل و آشغالِ روسیه و پوتینی حمایت کند، که از نوک پا تا فرق سرش را، ارزشهای مدرن و ایضا توحش سنتیِ روسها (که برخی از نسلِ واکینگها میدانند) فرا گرفتهاست. اینکه همۀ اینها را به پای ارزشهای سنتی و مسیحیت بگذاریم هم بامزه است. سنت یک چیز یکپارچه و ثابت نبوده، از یهودیت تا انقلاب شناختی مسیحیت در خداشناسی خشن و قومی-قبیلهای یهود تا وایکینگها و...، جزئی از سنت بودهاند. حتی یهودیت هم جریان واحدی نبوده. فلاسفۀ یونان باستان که هنوز هم نسبت به نگاه مسلمانان امروز به خدا و حقیقت و ماهیت دیالوگمحور آن، پیشتاز جلوه میکنند، جزئی از جهان سنت بودند. خیام و حافظ و عصیانهای حیرتآور و پرسشهای استخوانسوزشان نیز جزئی از جهان سنت بودهاند، همانقدر که غزالیها و داعشیگری جزئی از سنت بودهاست.
🔸روسیۀ امروز، مثل شوروی، و مثل روسیۀ تزاری، خصلتِ توحشِ خودش را حفظ کردهاست. اگر زمانی بس محدود هم روسیه برای بخشی از مردم جهان جذاب شد، نه بهخاطر بهاصطلاح ارزشهای سنتیِ روسها، بلکه بهخاطر ایدئولوژی آلمانی-اروپاییای بود که مارکس به جهان عرضه کرد، و روسها، بهنحوی احمقانه و خانمانبرانداز در پی اجرای آن برآمدند و از آن هم برای پیشبرد امیال موحش و متوهمانه و توسعهطلبانهشان بهره بردند.
🔸اگر امروز موضوع نفرت مردمِ غرب و اوکراین و ایران روسیه است، نه بهخاطر ارزشهای سنتی است که بهشکلی مسخره مدعی پاسداری آنهاست؛ چرا که ارزشهای سنتی، هیچ ربطی به فرماندادنِ یک دولت مدرنِ توتالیتر برای حفظ آنها ندارد (و این امری بکل پارادوکسیکال با زیست-جهان سنتی و جایگاه بس محدود شاهان و خلفا در زندگی روزمرۀ مردم است)، بلکه بهخاطر این است که جز همان خصائل توحشآمیز، چیزی از روسیۀ متوهم، که خود را از دنیا جدا میداند، باقی نماندهاست؛ هیچ ایدۀ مشترکی با جهان آزاد ندارد و هیچ وقعی به لیبرالیسم سیاسی و حقوقِ فردیِ شهروندان خود و همسایگانش نمیگذارد.
🔸اگر قرار باشد با یک پادفرهنگ مقابلهای هم صورت گیرد، این از دل جهان آزاد و لیبرال و گفتگوهای فرهنگی و فکری ممکن است، نه یک حکومت دلقکمدار تزاریِ متوهم که یک چوپان را با دروغی بهنام انتخابات، برای چند دهه بالا نگه میدارد و هر مخالف جدیای را با وقاحت و توحش یک گروه مافیایی حذف میکند، و بهجای تمرکزش بر تولید و مشارکت در رقابت آزاد اقتصادی و فرهنگی، به خاک کشورهای همسایه و منابع آنها، طمعی مدام دارد!
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— با زیرنویس فارسی
🔸تاکر کارلسون سال گذشته در سفری به روسیه، مصاحبهای با ولادیمیر پوتین داشت، اما کارلسون در همان سفر مصاحبه دیگری نیز داشت که در فضای فارسی زبان تقریبا اصلا به آن پرداخته نشد: مصاحبه با الکساندر دوگین (شخصیتِ محبوبِ جریان تندرو و آخرالزمانی حکومت ولایت فقیه که بهصورتی هدفمند بر اوهام آنها میدمد).
🔸اینکه لیبرالیسم تحتتاثیر چپگرایان به وضعیت امروز دچار شده، بهانهای برای دوگین مداح پوتین شده تا سند آن را به کلیت جریان لیبرال و تمدن غرب بزند، تا در نهایت از جنس بنجل و آشغالِ روسیه و پوتینی حمایت کند، که از نوک پا تا فرق سرش را، ارزشهای مدرن و ایضا توحش سنتیِ روسها (که برخی از نسلِ واکینگها میدانند) فرا گرفتهاست. اینکه همۀ اینها را به پای ارزشهای سنتی و مسیحیت بگذاریم هم بامزه است. سنت یک چیز یکپارچه و ثابت نبوده، از یهودیت تا انقلاب شناختی مسیحیت در خداشناسی خشن و قومی-قبیلهای یهود تا وایکینگها و...، جزئی از سنت بودهاند. حتی یهودیت هم جریان واحدی نبوده. فلاسفۀ یونان باستان که هنوز هم نسبت به نگاه مسلمانان امروز به خدا و حقیقت و ماهیت دیالوگمحور آن، پیشتاز جلوه میکنند، جزئی از جهان سنت بودند. خیام و حافظ و عصیانهای حیرتآور و پرسشهای استخوانسوزشان نیز جزئی از جهان سنت بودهاند، همانقدر که غزالیها و داعشیگری جزئی از سنت بودهاست.
🔸روسیۀ امروز، مثل شوروی، و مثل روسیۀ تزاری، خصلتِ توحشِ خودش را حفظ کردهاست. اگر زمانی بس محدود هم روسیه برای بخشی از مردم جهان جذاب شد، نه بهخاطر بهاصطلاح ارزشهای سنتیِ روسها، بلکه بهخاطر ایدئولوژی آلمانی-اروپاییای بود که مارکس به جهان عرضه کرد، و روسها، بهنحوی احمقانه و خانمانبرانداز در پی اجرای آن برآمدند و از آن هم برای پیشبرد امیال موحش و متوهمانه و توسعهطلبانهشان بهره بردند.
🔸اگر امروز موضوع نفرت مردمِ غرب و اوکراین و ایران روسیه است، نه بهخاطر ارزشهای سنتی است که بهشکلی مسخره مدعی پاسداری آنهاست؛ چرا که ارزشهای سنتی، هیچ ربطی به فرماندادنِ یک دولت مدرنِ توتالیتر برای حفظ آنها ندارد (و این امری بکل پارادوکسیکال با زیست-جهان سنتی و جایگاه بس محدود شاهان و خلفا در زندگی روزمرۀ مردم است)، بلکه بهخاطر این است که جز همان خصائل توحشآمیز، چیزی از روسیۀ متوهم، که خود را از دنیا جدا میداند، باقی نماندهاست؛ هیچ ایدۀ مشترکی با جهان آزاد ندارد و هیچ وقعی به لیبرالیسم سیاسی و حقوقِ فردیِ شهروندان خود و همسایگانش نمیگذارد.
🔸اگر قرار باشد با یک پادفرهنگ مقابلهای هم صورت گیرد، این از دل جهان آزاد و لیبرال و گفتگوهای فرهنگی و فکری ممکن است، نه یک حکومت دلقکمدار تزاریِ متوهم که یک چوپان را با دروغی بهنام انتخابات، برای چند دهه بالا نگه میدارد و هر مخالف جدیای را با وقاحت و توحش یک گروه مافیایی حذف میکند، و بهجای تمرکزش بر تولید و مشارکت در رقابت آزاد اقتصادی و فرهنگی، به خاک کشورهای همسایه و منابع آنها، طمعی مدام دارد!
📺 غربستیزیِ بیمارگونِ «الکساندر دوگین»ی
📕ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۲)
📕روشنفکران قفسساز: غربستیزان غربزده
📕گفتگو دربارۀ کتاب «بازخوانی مفهوم امت»
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیشبینی
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📕 ۳ «عملیات ویژهٔ» صلح روسیه در ایران
📻 سلطهٔ غیرقابل تصور روسیه
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر خامنهای گذاشت؟
📻 پنجاهوهفتیها کیستند؟
.
#سیاست #روسیه #لیبرالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
چهل حکایت سعدی
@Naqdagin
🎧 چهل حکایت کوتاه از گلستان #سعدی
🎙دکلمۀ زندهیاد #خسرو_شکیبایی
🔸اول اردیبهشت در تقویم ایران روز سعدی شاعر نامدار قرن هفتم و خالق #بوستان و گلستان است. #سعدی در چنین روزی نگارش گلستان را آغاز کرد. این روز به پاسداشت مقام والای شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده برجسته قرن هفتم هجری، اختصاص یافته است.
🔸این روز فرصتیست برای بازخوانی آثار سعدی و تأمل انتقادی در اندیشههای انسانی و اخلاقی او که همچنان در جامعه معاصر ما حضور دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکلمۀ زندهیاد #خسرو_شکیبایی
🔸اول اردیبهشت در تقویم ایران روز سعدی شاعر نامدار قرن هفتم و خالق #بوستان و گلستان است. #سعدی در چنین روزی نگارش گلستان را آغاز کرد. این روز به پاسداشت مقام والای شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی، شاعر و نویسنده برجسته قرن هفتم هجری، اختصاص یافته است.
🔸این روز فرصتیست برای بازخوانی آثار سعدی و تأمل انتقادی در اندیشههای انسانی و اخلاقی او که همچنان در جامعه معاصر ما حضور دارد.
.
#شعرانه #خیالپرسه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗چرا زبانِ #سعدی شکوهمند است؟
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در باب زبان سعدی زیاد گفتهاند و شنیدهایم. همینکه بسیاری باور دارند ما امروز هم به همان زمانی سخن میگوییم که سعدی میگفت، تا حد زیادی نشانگر عظمت کار سعدی، و البته اندکی هم رکود زبان ما پس از سعدی است. البته این وضعیت، بیشتر در عصر مشروطه صادق بود و پس از مشروطه، زبان فارسی هم توانست چند دورهی اصلاح و پیشرفت را تجربه کند که پیدایش شعر نو و گسترش رماننویسی در این راه، نقش بسیار موثری داشتند.
🍂 اما برگردیم به حضرت سعدی. اگر از توصیفات کلی اهل نظر بخواهیم جلوتر برویم و خودمان بدون دانش تخصصی در فن شعر و زبان، داعیهی استادی در فنِ زبانآوری را بسنجیم، چه کار میتوانیم بکنیم؟ آن خصلت زبان سعدی که آن را «سهل و ممتنع» میخوانند، چیست و چگونه میتوان تشخیصش داد؟
🍂 یک پيشنهاد بسیار ساده میتوان داد که شبیه بازیست و خالی از لطف هم نیست: حتما شما هم به یاد دارید که در دوران مدرسه، برخی آموزگاران سعی میکردند معانی اشعار کهن را به ما دیکته کنند؛ یعنی خود ابیات برای ما گویا نبود و لازم بود یک نفر آنها را ترجمه یا سادهسازی کند. حالا بیایید در مورد سعدی چنین تلاشی را بیازماييم با بازخوانی چند بیت از سعدی. از خود بپرسید که اگر بخواهید همین عبارات سعدی را به زبان خیلی ساده، حتی زبان محاوره و با نثر امروزی، «خلاصه» کنید. چه پیشنهادی میتوانید بدهید؟ اگر بتوانید منظور سعدی را با جملاتی سادهتر و خلاصهتر از خودش بیان کنید، به گمانم میتوانید داعیهی استادی در نثر داشته باشید.
🍂 بهزبان ساده و محاورهی نثر بازنویسی کنید و ببینید همین منظور را در چند کلمه میتوانید منتقل کنید؟
🍂 اگر جایگزین خلاصهتری دارید بنویسید. آیا برای تبدیل کردن این ابیات از نظم و شعر به نثر روان و سلیس، حتی نیاز به جابجایی یک واو هم پیدا میکنید؟
🍂 در کنار این هنر شگرف در ایجاز و سادهنویسی که گویی شاعر در حال گپ و گفتی خودمانیست، زیرکی و رندیاش کمک میکند که لطیفترین احساسات شاعرانه را با همین کلمات بسیار ساده و بینیاز به هیچگونه مغلقگویی و توصیفات اغراقآمیز، منتقل کند:
🍂 از این مثالها هرچه میخواهید میتوانید در ابیات سعدی پیدا کنید و هربار بیشتر به این فکر کنید که این چه اعجازی در زبان است که سادهترین روایت کلامی را به چنین جایگاهی از لطافت شاعرانه رساندهاست:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #آرمان_امیری
🍂 در باب زبان سعدی زیاد گفتهاند و شنیدهایم. همینکه بسیاری باور دارند ما امروز هم به همان زمانی سخن میگوییم که سعدی میگفت، تا حد زیادی نشانگر عظمت کار سعدی، و البته اندکی هم رکود زبان ما پس از سعدی است. البته این وضعیت، بیشتر در عصر مشروطه صادق بود و پس از مشروطه، زبان فارسی هم توانست چند دورهی اصلاح و پیشرفت را تجربه کند که پیدایش شعر نو و گسترش رماننویسی در این راه، نقش بسیار موثری داشتند.
🍂 اما برگردیم به حضرت سعدی. اگر از توصیفات کلی اهل نظر بخواهیم جلوتر برویم و خودمان بدون دانش تخصصی در فن شعر و زبان، داعیهی استادی در فنِ زبانآوری را بسنجیم، چه کار میتوانیم بکنیم؟ آن خصلت زبان سعدی که آن را «سهل و ممتنع» میخوانند، چیست و چگونه میتوان تشخیصش داد؟
🍂 یک پيشنهاد بسیار ساده میتوان داد که شبیه بازیست و خالی از لطف هم نیست: حتما شما هم به یاد دارید که در دوران مدرسه، برخی آموزگاران سعی میکردند معانی اشعار کهن را به ما دیکته کنند؛ یعنی خود ابیات برای ما گویا نبود و لازم بود یک نفر آنها را ترجمه یا سادهسازی کند. حالا بیایید در مورد سعدی چنین تلاشی را بیازماييم با بازخوانی چند بیت از سعدی. از خود بپرسید که اگر بخواهید همین عبارات سعدی را به زبان خیلی ساده، حتی زبان محاوره و با نثر امروزی، «خلاصه» کنید. چه پیشنهادی میتوانید بدهید؟ اگر بتوانید منظور سعدی را با جملاتی سادهتر و خلاصهتر از خودش بیان کنید، به گمانم میتوانید داعیهی استادی در نثر داشته باشید.
🍂 بهزبان ساده و محاورهی نثر بازنویسی کنید و ببینید همین منظور را در چند کلمه میتوانید منتقل کنید؟
هزار جهد بکردم که سر عشق بیوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
🍂 اگر جایگزین خلاصهتری دارید بنویسید. آیا برای تبدیل کردن این ابیات از نظم و شعر به نثر روان و سلیس، حتی نیاز به جابجایی یک واو هم پیدا میکنید؟
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟
🍂 در کنار این هنر شگرف در ایجاز و سادهنویسی که گویی شاعر در حال گپ و گفتی خودمانیست، زیرکی و رندیاش کمک میکند که لطیفترین احساسات شاعرانه را با همین کلمات بسیار ساده و بینیاز به هیچگونه مغلقگویی و توصیفات اغراقآمیز، منتقل کند:
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم؟
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی!
🍂 از این مثالها هرچه میخواهید میتوانید در ابیات سعدی پیدا کنید و هربار بیشتر به این فکر کنید که این چه اعجازی در زبان است که سادهترین روایت کلامی را به چنین جایگاهی از لطافت شاعرانه رساندهاست:
گوشم بهراه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحبخبر بیامد و من بیخبر شدم
.
#نقد_ادبی #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (۲)
✍🏻 #محمدمهدی_شیرازی (پژوهشگر فلسفه و دین)
📖 تعداد صفحات: ۳۴ | ۱۴۰۴ ش | ۲۰۲۵ م
🔸در این جستار، انتساب عهدنامۀ مالک، دعای کمیل، و خطبههایی از نهجالبلاغه به علی بررسی، و احتمال برساختگیبودنِ این انتسابها تقویت شدهاست.
🔸نهجالبلاغه از نگاه ادبی کتابی برجسته است؛ اما در باره انتساب محتوای آن به پیشوای یکم شیعیان علی بن ابی طالب میتوان گفت: در این کتاب، گاه سخنانی که از دیگران بودهاند به علی نسبت داده شدهاند, و گاه سخنانی که انشای اولیه آنها از علی بودهاست با کاهش، افزایش، و ویرایش آورده شدهاند. و راویانی سخنشناس همچون سیدرضی در توانمندسازی آنها نقشی بسزا داشتهاند.
🔸آنچه در این مقاله آورده شده، نمونههایی از حدیثوارههای ادبی - معرفتی است. ایندست حدیثوارهها، سخنانیاند که از نگاه ادبی - معرفتی از توانمندیِ نسبی برخوردار میباشند و به پیشوایان دینی نسبت داده میشوند تا شاید اسباب تقویت پیروی دینی را فراهم کننده؛ درحالیکه این سختان گاه اساسا سخنان کساتی دیگر بودهاند، و گاه انشای اولیه آنها از پیشوایان بودهاست، اما پس از ویرایش به دستِ پیروان سخنشناس به این جایگاه از توانمندی رسیدهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #محمدمهدی_شیرازی (پژوهشگر فلسفه و دین)
📖 تعداد صفحات: ۳۴ | ۱۴۰۴ ش | ۲۰۲۵ م
🔸در این جستار، انتساب عهدنامۀ مالک، دعای کمیل، و خطبههایی از نهجالبلاغه به علی بررسی، و احتمال برساختگیبودنِ این انتسابها تقویت شدهاست.
🔸نهجالبلاغه از نگاه ادبی کتابی برجسته است؛ اما در باره انتساب محتوای آن به پیشوای یکم شیعیان علی بن ابی طالب میتوان گفت: در این کتاب، گاه سخنانی که از دیگران بودهاند به علی نسبت داده شدهاند, و گاه سخنانی که انشای اولیه آنها از علی بودهاست با کاهش، افزایش، و ویرایش آورده شدهاند. و راویانی سخنشناس همچون سیدرضی در توانمندسازی آنها نقشی بسزا داشتهاند.
🔸آنچه در این مقاله آورده شده، نمونههایی از حدیثوارههای ادبی - معرفتی است. ایندست حدیثوارهها، سخنانیاند که از نگاه ادبی - معرفتی از توانمندیِ نسبی برخوردار میباشند و به پیشوایان دینی نسبت داده میشوند تا شاید اسباب تقویت پیروی دینی را فراهم کننده؛ درحالیکه این سختان گاه اساسا سخنان کساتی دیگر بودهاند، و گاه انشای اولیه آنها از پیشوایان بودهاست، اما پس از ویرایش به دستِ پیروان سخنشناس به این جایگاه از توانمندی رسیدهاند.
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (۱)
📓جستاری در میانۀ دین و عقلانیت
📓 آیا علی یک شخصیت واقعی در تاریخ بود؟
📕بررسیِ خطبۀ همام
📕خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا اهل غلو؟
📕خطبۀ بیان
📕عنقا شکار کس نشود دام باز چین! (در نقد غلوگری جوادی آملی)
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📕پروژۀ ایدئولوژیکِ جابجاییِ «علی» با «رستم»
📕تشیع: مذهبتراشیِ سیاسیِ ایرانیان
📺 بازخوانیِ سیمایِ علیبنعبدمناف(ابیطالب)
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📺 پیرامون نسبت شیعه و اهل غلو
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📺 خدایان، همسران و مادران (از اللّات و ذوالشّری به فاطمه و علی)
📺 اگر علی خلق نمیشد؟!
📺 یک فیلِ سفیدِ خری(!) که حرامزاده(!) بود، از علی پیروی نکرد
📻 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی (پرفسور امیرمعزی)
📻 جنبههای باطنی اسلام شیعی
📻 علی: تاریخی یا برساخته؟
(یکم - دوم)
.
#بازنگری #نقد_شیعه #علی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin